معرفی بخش «داستان هدایت من»
بخشی که در این برنامه به معرفی آن میپردازیم، در حکم منبعی غنی و ورودیای مناسب برای ساختن باورهای توحیدی است.
این بخش برای من، نمونهی بهترین کتابی است که میتوانسته درباره «الگوهای باور ساز درباره هدایت» نوشته شود.
الگوهایی که مطالعه داستانهایشان، «مفهوم هدایت» را بهتر و عمیقتر به من یاد میدهد؛
مفهوم «حساب کردن روی نیرو و برکتی که موجود هست»، اما هنوز آن را نمیبینم چون اولین قدم را برنداشتهام؛
و یاد میگیرم تا:
هرگز امکان پذیری خواستههایم را، با امکانات و شرایط کنونیام نسنجم، چون وقتی ایمانم را نشان میدهم و قدمها را برمیدارم، هدایت میشوم و آن شرایط به نفع من، تغییر میکند.
یاد میگیرم تا درباره تحقق اهدافم، هرگز درگیر «چگونگی» نشوم، حساب و کتاب نکنم و فقط اولین قدم را با سرعت بردارم، چون قرار است به «چگونگی» هدایت شوم.
چون خداوندی که «إِنَّ عَلَینا لَلهُدی» را وظیفهی خودش دانسته است، همیشه سمت خودش را انجام میدهد…
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری معرفی بخش «داستان هدایت من»47MB10 دقیقه














روز 26 تعهد، 22 آذر
به نام خدای وهابم
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین
استاد امروز از خدا پرسیدم خدایا چکار کنم چطوری با همین شغلی که دارم و بهم خوش میگذره، درآمد بیشتری داشته باشم، مدام بهم میگه همین رو خوب انجام بده، خب من هم دارم همینکار رو میکنم و تمام توانم رو میذارم، چند روز پیش در جواب این سوال بهم گفت مومنتومت رو مثبت نگه دار
ولی از اونجاییکه من دلم میخواد زودتر به نتیجه برسم یا حداقل خدا بهم بگه یه کاری انجام بدم هر چند وقت یکبار این سوال رو میپرسم و نشانه روزم رو میزنم، نمیدونم شاید هم با این سوال پرسیدن از خدا، میخوام خودم رو تو مسیر نگه دارم و آموزه ها یادم نره.
و امروز خدا چقدررر قشنگ جوابم رو داد بدون اینکه بگه اه نگین چقدر این سوال رو میپرسی؟!
باز هم از توحید برام گفت و اینکه خودش هدایتم میکنه، من به چگونگی، کاری نداشته باشم.
اعتراف میکنم از اول تابستون تا الان طفلکی خدا داره اینو بهم میگه ولی من هنوز نتونستم بطور کااامل باورش کنم، خدایا خودت من رو به راه راست هدایت کن.