بخشی که در این برنامه به معرفی آن میپردازیم، در حکم منبعی غنی و ورودیای مناسب برای ساختن باورهای توحیدی است.
این بخش برای من، نمونهی بهترین کتابی است که میتوانسته درباره «الگوهای باور ساز درباره هدایت» نوشته شود.
الگوهایی که مطالعه داستانهایشان، «مفهوم هدایت» را بهتر و عمیقتر به من یاد میدهد؛
مفهوم «حساب کردن روی نیرو و برکتی که موجود هست»، اما هنوز آن را نمیبینم چون اولین قدم را برنداشتهام؛
و یاد میگیرم تا:
هرگز امکان پذیری خواستههایم را، با امکانات و شرایط کنونیام نسنجم، چون وقتی ایمانم را نشان میدهم و قدمها را برمیدارم، هدایت میشوم و آن شرایط به نفع من، تغییر میکند.
یاد میگیرم تا درباره تحقق اهدافم، هرگز درگیر «چگونگی» نشوم، حساب و کتاب نکنم و فقط اولین قدم را با سرعت بردارم، چون قرار است به «چگونگی» هدایت شوم.
چون خداوندی که «إِنَّ عَلَینا لَلهُدی» را وظیفهی خودش دانسته است، همیشه سمت خودش را انجام میدهد…
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری معرفی بخش «داستان هدایت من»47MB10 دقیقه
توضیحات خانم شایسته خیلی خوب بود . من تا بحال زیاد به راهکار حل مسائل توجه نکرده بودم . رفتم آنها را نگاه کردم واقعا آگاهیی ها خیلی خوبی داشتند و البته خیلی هم مفصلند که من تصمیم دارم با دقت هر روز بخوانمشان و عجله نکنم .
یکی از انها به ترمز ها اشاره می کرد من امروز خیلی بهش فکر کردم خب مگر این باورهای مخرب چی هستند تا این حد مانع می شوند بعد فهمیدم تا این حد ساده هستند مثل همین ترس های روزمره که با درخواست کردن انگار آنها هم در ذهنمان اجرا می شوند انگار که ماشین را روشن می کنیم بعد در کنارش همان لحظه پا روی ترمز می کوبیم . با خواندن مثال ها من متعجب شدم و فکر کردن روی ترس های خودم و این که چقدر این ها ساده بودند و چه چیزهایی ساده ای که ما فکرش را نمی کردیم مانع می شوند . مثل همین که من کاری را می خواهم یا درآمدش را بلافاصله بعدش نگران نحوه انجامش و این که چه دردسرهایی دارد می شوم . در حقیقت بجای خوشحالی در ذهنم یکسری افکار می آیند که مرا بی انگیزه می کند و می گوید به دردسرش نمی ارزد . واقعا اصلا به ذهنم خطور نمی کرد این احساسات ساده که با فکر کردن به خواسته باشد ترمز باشند . مثل این که رابطه عاطفی بخواهید بعد بلافاصله مراحلش و دردسرهایش و روابط نامطلوب گذشته را مرور کنید انگار روی ترمز می کوبید . من فکر نمی کردم این احساسات کووچک هم در حکم ترمز باشند همیشه فکر می کردم باورهای مخرب خیلی قوی و تکرار شونده اند . اما این طور است چون به محض خواستن این افکار خسته کننده تکرار می شوند.