این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/12/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-12-06 04:51:242023-12-06 05:26:44قدم اصلی تحوّل زندگی
673نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بگو: «از کسانی کمک بخواهید که بهخیال خودتان بهجای خدا معبود خودتان گرفتهاید. آنها بدون کمک خدا نه گره مشکلاتتان را باز میکنند و نه حتی ذرهای تغییر در آن میدهند.»
معبودهایی که صدایشان میزنند، خودشان برای نزدیکیِ هرچهبیشتر به خدا، دنبال تقویت بندگیِ خودند و به رحمتش امیدوارند و از عذابش میترسند. البته که از عذاب خدا باید ترسید و برحذر بود.
(۵٧)
الهی ای پروردگار عرش عظیم، ای مهربانترینه مهربان، نمی تونم شکرت رو هیجوقت کامل به جابیارم، اما همین لحظه و هر وقت که به یادم بیاد سربه سجده تو میگذارم و بارها وبارها تورا ستایش می کنم و ازت سپاسگزاری می کنم، بابت اینکه بعد اونهمه شرک ورزیدنهای آشکار، بعد اونهمه ظلم به خود کردنها، بعد اونهمه کفر ورزیدن ها، بعد اونهمه کور دلی وبی تفاوتی ….در کل زندگیم، باز هم منو به حال خودم رها نکردی..
انقدر با من صبوری کردی و کمکم کردی تا برسم به سیدحسین عباسمنش و آگاهیهاش، تا برسم به راه ومسیری که درش خیر وخوشی و درس خودشناسی وخداشناسی وجهان شناسی هست.
تا خودم رو باتو و تورو با خودم بشناسم، تا به لطفت قلب منو بعد اونهمه سخت و تاریک شدن، نرم وروشن کنی با کلام سیدحسین عباسمنش…
کسیکه خیلی ساده وشیرین ودلچسب، راه ومسیر رسیدن به تو و خوشبختی رو بهم نه تنها نشون داد بلکه هربار دستم رو با آگاهیهایی که توبه قلبش الهام میکردی گرفت و قدم به قدم رسوند تا به امروز…..
هربار که داشتم از مسیر دور میشدم، هربار که شیطان در گوشم نجوا میکرد و انقدر زر مفت میزد که حواسم پرتش میشد و دیگه نمی تونستم به قلبم گوش کنم تا صدای تورو بشنوم، به بنده ی مخلص وبا ایمانت میگفتی سیدحسین جان، برو ودوباره درس ایمان وتوحید ویکتاپرستی بده به بنده های من ، که دارند از منو وتو واین مسیر پرخیر وبرکت دور میشند..
هرجای سایت سر میزنم، فقط از توحید ویکتاپرستی میشنوم ومیخونم، و هرجای قرآن رو که میخونم خدا داره بهم میگه مشرک نباش وقتی فطرتت از این آگاهه که تنها رب جهانیان وتنها قدرت جهان هستی منم….
وقتی بارها وبارها بهم نشون داده که با تکیه بر غیر خودش جطور گمراه شدم وزمین خوردم.
بهم نشون داده بارها که اون کسائیکه من بهشون توسل وتوکل می کنم یا خودشون از این دنیا رفتند و زنده نیستند که بخوان حتی حالی ازم بپرسند و حرفی بین ما رد وبدل بشه، یا زنده اند ومثل خودم مخلوقی بیش نیستند و خودشون محتاج ونیازمند به خالقشون هستند.
وقتی آنان را با آیههای خدا بهخود آورند، به آن فکر میکنند و چشموگوشبسته قبولش نمیکنند.(٧٣)
والحق که هیچکس منو بهتر از خالقم نمی شناسه، بله خدای قشنگم، منم هربار که چیزی در موردت می شنیدم بهش فکر میکردم ولی خب فکر خالی هیچ فایده ای نداشت…
اون پیامبران وافرادی هم که ازشون به نیکی در قرآن یاد کردی دیگه نبودند که بتونم روش زندگیشون رو ببینم تا حجت برمن تمام بشه…
برای همین تو سیدحسین عباسمنش رو آوردی به زندگیم، گفتی بیا دیگه انقدر فکر وخیال نکن، یه شاهد زنده، یه پیغام آور، یه هدایت کننده برات فرستادنم حی وحاضر، ببینش، این بنده ی خوب و ناب منه…
ازش بیاموز راه ورسم بندگی وزندگی کردن رو…
استاد جانم مهربونم، خدا قوتت بده آقا، که اینهمه سال سر عهد وپیمانت با خدات موندی، تا منو امسال من، بتونیم حداقل معنی شرک ویکتاپرستی رو بفهمیم…
حداقل بتونیم به این درک برسیم که اونکه داره به ما ظلم میکنه، نادانی وجهالت خودمونه…
اینکه دست برداریم از سر هر کسی جز خودمون و تمام تمرکزمون رو بذاریم فقط روی افکار وگفتار واعمال خودمون….
خدا که فقط خدای این چندسال اخیرم نیست، خدا تمام عمر داشته برام خدایی میکرده، با اینکه من براش بنده صادق ودرستکار و با ایمانی نبودم.
بله باید هر روز بیاد بیارم که کجاها فقط همین هدایت الله وکمکش بود که من تونستم ادامه بدم وتا به اینجا برسم…
خدایی که بارها منو از مرگ حتمی نجات داد، از گناهانم چشم پوشی کرد، و آبروی منو خرید و دستم رو از تو دستان گمراهان در آورد و گرفت توی دست خودش وبا خودش آورد تا روزی وجایی که سیدحسین عباسمنش، با شواهد بهم ثابت کنه، که تمام عمرم اونجاها که نجات پیدا کردم، اونجاها که ترقی کردم وپیشرفتی داشتم، اونجاها که به امیدها وآرزوهام رسیدم، اونجاها که اسم ورسمی به پا کردم و اونجاها که ادعای زرنگی کردم وبه هوش واستعدادم بالیدم، همش خدا برام انجامشون داده بوده ومن نبودم…
واونجاها که گند میخورد به همه چیز، اونجاها که فتنه به پا میشد وشر دامنم رو میگرفت، اونجاها که کاسه چه کنم چه کنم دستم میگرفتم و صدای آه وناله وگریه ام گوش فلک رو پر میکرد، همه اش از خودم دقیقا زیر سر خودم وکار خودم بوده، نه کار کسی یا کار خدا..
ومن گرفتار ظلم به خود کردنها وشرک ورزیدنهای خودم بودم…
هنوزم ادعایی ندارم که با ایمانم ویکتاپرست، ادعایی ندارم که کفر وشرک تماما از من دور وجدا افتاده اند، نه….
اتفاقا گاهی چنان شرک تمام وجودم رو میگیره، وچنان به غیر خدا امید می بندم که در عرض چند دقیقا وارد جهنم میشم….
و از سوزش قلبم و مغزم متوجه این شرک ورزیدن هام میشم..
امروز داشتم فایل دعای حضرت علی رو گوش میدادم…
چقدر زیبا گفتید اونجا، که جهنم وعذاب صرفا حالت خاص وجای خاصی نیست…
هروقت که ما از خدا که منبع نور وعشق و آرامش وشادی و حس خوشبختی هست دور وجدا بشیم، انگار از بهشت دور وجدا افتادیم، و انگار وارد جهنم و آتیش سوزان شدیم، چون دور از نام ویاد وحضور خدا، هر جا که باشم جهنم رو تجربه می کنم.
حتی اگه فقط برای چند دقیقه تمرکزم رو از قلبم و احساس سپاسگزاری وشادی ولذت بردارم، وتمرکزم رو بذارم روی گوش دادن به صدا ونجواهای ذهنم….
انگار ذغال داغ ریختن روم…
هممون تجربه کردیم…
در گذشته میذاشتم تا تمام گوشت وپوست واستخونم جزغاله بشه تو جهنم بعد دنبال راه فرار و نجات وبرگشت می گشتم ولی الان مدتهاست، که تا سرم میخواد داغ بشه، سریع میفهمم دارم به جهنم نزدیک میشم، وبه سرعت نور برمیگرودنم خودم رو به سمت نور الهی پروردگارم..
با گفتن لعنت برشیطان رجیم وبا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، واینم از لطف خداست چون خدا گفته شیاطین به بندگان خودمراقبم دسترسی ندارند …
هر کدامشان را میتوانی، با وسوسههایت، به گناه و کجراهه تحریک و تشویق کن، با سوارهنظام و پیادهنظامت بر آنها بتاز، در دخلوخرج زندگی و همینطور تولد و تربیت اولادشان مشارکت کن و به آنها وعده پشت وعده بده…» بماند که وعدههای شیطان همه گولزننده است!
«… البته تو بر بندگانِ نابم تسلطی نداری؛ زیرا در برابر وسوسههای شیطان، همین بس که خدا تکیهگاهشان باشد.»
(۶۵)
ای تنها تکیه گاه من وای تنها معبود ومقصود من، ای خدایی که مهربانی ونور الهی ات سرتاسر هستی رو در بر گرفته، حتی لحظه ای مارو به حال خودمون رها نکن، که شیطان برما تسلط پیدا کنه..
وهمواره مارو در پناه امنت محفوظ بدار تا خیر دنیا وآخرت نصیبمون باشه هر لحظه وهمیشه…
به اسمت قسم که ما خسته ایم دیگه از شرک ورزیدنها، پس لطف ورحمتت رو همیشه شامل حال ما کن تا لحظه ای از نام ویادت غافل نشیم ان شالله….آمین
من همیشه فقط کامنت های تاپ امتیاز رو میخوندم و فکر میکردم فقط همون ها ارزش خوندن داره…ولی جدیدا شروع کردم جدید ترین کامنت ها شروع میکنم میرم میخونم و همینجوری کامنت های شما رو هم پیدا کردم که خیلی خیلی ارزشمند هستن و کلی چیز ازتون یاد گرفتم…
ازتون ممنونم که مینویسید
برای تایید و امتیاز گرفتن ولی هیچوقت نمینویسید
اگه برای تایید گرفتن و تاپ کامنت شدن مینوشتید کامنت هاتون اصلا به دل نمی نشست
ولی همینکه من با کامنت هاتون حس خوبی گرفتم…قشنگ حس تون رو گرفتم و قلبم درکش کرد یعنی کامنت تون واقعی بوده و برای تایید گرفتن نبوده…
راستش من یه باگی دارم و اونم هیچوقت معمولا کامنت نمینویسم جدیدا خودم رو خیلی زور میکنم که برای تایید نگرفتن بنویسم و برای دل خودم بنویسم و برای رد پا گذاشتن
ولی بازم ته ذهنم یه صدایی میگه اگه امتیاز بالا نگیره و کسی نخونتش که ارزش نداره:)
خلاصه که
خیلی کامنت هاتون خوبه
خیلی عالی مینویسین قشنگ اندازه یه کتاب میشه از کامنت هاتون درس گرفت:)
شاید باورتون نشه، دیروز داشتم فایل نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میدیدم که اقای رضا عطارروشن اول فایل گفتند، رفتند توسایت نگاه کردند دیدند جام هفتمین سالگرد بودن توی سایت رو گرفتند!!!!
پیش خودم گفتم جام ؟ چه جامی؟
هرچی رفتم سایتو چک کردم متوجه نشدم تو کدوم قسمت میشه ببینم که بخش رو، یادم اومد خیلی وقت پیش ها به صورت اتفاقی دیدم یه بخشی بود تعداد کامنت ها و شکل جام واینا رو دیده بودم ولی خب بهش دقت نکرده بودم!!
من از استادعباسمنش عزیز یاد گرفتم، اولا بچسبم به اصل نه فرع…
دوما این جهان دوقطبی هست، یعنی باید همه جور دیدگاه وباور و آدم وشرایطی درش باشه…
همه ی این تفاوت ها باعث رشد جهان میشه…
یعنی هرکسی هرجایی هست جای درستش هست، خودش با افکار وگفتار وباورهاش که تبدیل میشند به فرکانس ، خودش رو در اون نقطه قرار داده حالا یا آگاهی یا نا آگاهی…
اینکه به لطف الله ما توی این مسیر پرخیر وبرکت هستیم جای بسی شکر داره…
این سایت برام مثل دانشگاه می مونه، دانشگاهی که درسهاش هدایتمون می کنند به سمت رسیدن به خیر وخوشبختی ورضایت درونی..
استاد دارند به لطف الله وظیفشون وتعهدشون رو به درستی انجام میدند ان شالله که ما هم شاگردان حرف گوش کن و سربه راهی باشیم و هدفمون فقط وفقط فراگیری اون درسی باشه که بابتش اینجا هستیم.
ودر نهایت استاد کارشون رو به درستی که انجام میدن، نتایج هرکسی در زندگیش مشخص کننده اینه که چقدر به اونچه که اموخته عمل کرده…
(نمرات عالی از درسش گرفته)
خوبی دانشگاه اینه که مثل دوران دبستان وراهنمایی وحتی دبیرستان استاد ومعلم نمیاد هی به دانش آموز بگه حواست به درست باشه، حواستون به امتحان ونمراتتون باشید تا تجدید ومشروط نشید، چون دیگه کسی که وارد دانشگاه شده انقدر عاقل وپخته شده که درس رو به خاطر اجبار نمی خونه یا از ترس خانواده ویا معلمین … وبرای هدفی اینکارو انجام میده که بتونه ازش بهره کافی ببره برای رشد وپیشرفت خودش…
حالا حکایت این سایت و کامنت و امتیازات و …ایناست…
دوست عزیزم ، مهربونم، طراحی این سایت به این شکل هم لطف الله مهربانه…
همونطور که خداوند توی زندگی بهمون اختیار کامل داده که خودمون طریقه زندگی کردنمون رو تجربه کنیم، اینجا هم به همین شکل هست.
توی زندگی واقعی بعضی ها دنبال برتر بودن هستند، بعضی ها دنبال دیده شدن، بعضی ها دنبال فقط رشد شخصی ودیگه کاری ندارند بقیه چیکار می کنند چطوری زندگی میکنند، بعضی ها دنبال نفع شخصی هستند، بعضی ها دنبال برابری هستند، بعضی ها دنبال دوستی وبرادری وگسترش مهربانی، بعضی ها سرشون گرم کار وبار وزندگی خودشونه، بعضی ها وقت وفکر وحواسشون پی زندگی دیگران وتجسس تو کار وبار دیگران….
خلاصه که هدف در نهایت یکی هست، هرکسی میخواد که طعم شادی وخوشبختی وآرامش رو همیشه بچشه، و زندگی از هر نظر عالی داشته باشه..
واتفاقا تلاشهای هرکسی در این دنیا پاسخ داده میشه…وراه برای همه بازه برای رسیدن به خواسته هاشون…
حالا دیگه اختیار با خوده انسان هست…
که از چه راه ومسیری به خواسته هاش برسه..
تواین دنیا راه بازه که قاتل ،قتلش رو انجام بده..
دزد به دزدی کردنهاش دست پیدا کنه…
اختلاص گر، اختلاصش رو انجام بده…
محقق وپشوهشگر به علم ودانشش دست پیدا کنه…
نیکوکار به نیکوکاریش برسه…
مخترع ودانشمند به کشف علم و اختراعش برسه..
اونکه دنبال معنویت وشناخت خودش و نیروی برترش هست به معنوییت دست پیدا کنه…
چون خداوند در ذات وفطرت انسان، قدرت تشخیص بد از خوب رو گذاشته….و بهش اختیار داده، تا انسان خودش عمل کننده باشه بازتاب اعمالش رو هم فقط خودش ببینه.
بنابراین، صرفا مدت زمان زیاد بودن توی سایت، کامنت زیاد وطولانی وزیبا نوشتن، دنبال امتیاز بودن یا نبودن، امتیاز گرفتن یا نگرفتن…برچسب کامنت بد یا خوب دادن یا گرفتن..
اینها اصلا مهم نیست…
منم وقتی وارد سایت شدم، یکسال اول اصلا کامنت نمی خوندم یعنی اصلا هدایت نشدم به خوندن کامنت، و اول خدا هدایتم کرد به دیدن سریال سفر به دور امریکا وبعد سریال زندگی در بهشت وسریال تمرکز بر نکات مثبت وبعد فایلهای دانلودی و بعد کامنت خوندن و بعد کامنت نوشتن و بعد خرید دوره…
الحق والنصاف که خدا آگاهه به اونچه که نیاز ماست،من اونموقعه واقعا حوصله کامنت خوندن نداشتم، مغزم پر بود، دوست داشتم تصویر وفیلم ببینم، دوست داشتم طبیعت وزیبایی و سفر کردن رو ببینم…
وخدا میدونه چقدر زندگیم وحال وروزم توی همون 6 ماه اول ورود به سایت خوب وعالی شد.
خب سایت هم توی این 4و5 سال کلی رشد کرد کلی روش کار شد، کلی فایل ومقاله بهش اضافه شد ودر دسته بندی های تفکیک شده وعالی به لطف الله مهربان واستاد ومریم عزیزم که خدا قوتشون بده ان شالله..
در کل دوست عزیزم،همه چیز درسته، همه چیز دقیقا در جای درستش قرار داره…
مهم اینه که منه مینا هم بگردم جای درستم رو توی پازل زندگی پیدا کنم.
شما هم شروع کن به کامنت نوشتن، چون باعث میشه خودت رو بهتر بشناسی، اصلا همین کامنت نوشتن هم به لطف خدا اتفاق میفته، یعنی ما میخوایم وخدا توفیقش رو بهمون میده، دریافت علم وآگاهی و دانش وبینش که انتها نداره، همه از یه جایی شروع کردند واومدند تو مسیر، اصلا به این فکر نکن که کامنتت خوب هست مورد پسند هست، امتیاز میگیره یا نمیگیره، به قول استادعزیزمون، اگر حتی فقط یک نفر هم با این اگاهیها بیاد تومسیر و قلبش به حقیقت نزدیکتر بشه کافیه..
بارها وبارها شده من کامنتی نوشتم که ذهنم موقعه نوشتن میگفت: اینا چیه داری مینویسی؟ ولی بعدش یکی از دوستان یا چندنفر اومدن گفتند چقدر کامنتت الهام بخش و کمک کننده بوده….
چون اینجا عبادتگاه ماست، جایی پاک که ما میایم تا از هم راه ورسم درست زندگی کردن ودرست بندگی کردن رو بیاموزیم، فارغ از اسم و رسم و اینکه کجای این دنیا هستیم وکی هستیم…
ما باید به دنبال اصل باشیم، اصل برای من اینجوری معنا میشه، که جایی باشم چیزی ببینم وبشنوم وبخونم وبنویسم، که بهم احساس آرامش وشادی وحس امید وانگیزه بده، وشخصیت وسبک زندگیم رو ببره به سمت یه زندگی نرمال و درست.
ودر نهایت من از خدا واستاد ومریم جان وشما وهمه دوستانم در این سایت سپاسگزارم، که با تجربه هاشون کمکم میکنند منم بیاموزم و زندگی آرامتر، شادتر، لذت بخش تری رو تجربه کنم.
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی
قدم اصلی تحوّل زندگی
● چه عاملی باعث شد که بیشترین تغییرات در زندگی ما اتفاق بیفته ؟
● من تا سن 19_20 سالگی هدفی نداشتم خواسته ای نداشتم
● بعدش کتاب خوندم در مورد روابط و خیلی روی خودم کار کردم و تو این زمینه خیلی خوب شدم
● اما در مورد فرکانس و خواسته ها هیچی نمیدونستم فقط در حد ماشین و خونه معمولی خواسته داشتم چرا اینجوری فکر میکردم ؟ چون ما تو کل طایفمون یه آدمی نداشتیم که وضعیت مالیش خوب باشه و ندیده بودم الگویی رو
● چیزی به نام آرزو و خواسته در وجود من شکل نگرفته بود
● بعدش آشنا شدم با مفهوم فرکانس که جهان به افکار ما پاسخ میده
● گفتم یعنی واقعا انسان خودش شرایط خودشو خلق میکنه
● دیدم آدمای منفی رو که زندگی خوبی ندارند
● من نشنیده بودم که بگن مثبت باش سپاسگزار باش
● همش آدمای ناراضی و شاکی رو دورم میدیدم
● این باور که من میتونم زنذگی خودم رو خلق کنم به من یه انگیزه ای داد که بیام به خواسته هام فکر کنم بیام خواسته داشته باشم
● رفتم سراغ قرآن و برخورد کردم به آیه های هر اتفاقی میفته بما کسبت ایدیهمه بما قدمت ایدیهمه
بعد آیه من اجابت میکنم درخواست درخواست کننده رو دیدم
گفتم من چطور اینا رو نمیدونستم و خیلی ایمانم قوی تر شد
● شروع کردم آگاهانه توجه کردم به زیبایی ها و نعمت ها
● آگاهانه از اخبار و رسانه ها دوری کردم آگاهانه نکات مثبت افراد رو پیدا کردم و بهشون گفتم بجای اینکه ایراداتشون رو پیدا کنم ذهنم رو تربیت کردم به دیدن نکات مثبت
● شروع کردم دفترها نوشتم سپاسگزاری هامو نوشتم اتفاقاتی که دوس دارم رخ بدند رو نوشتم بعد نتایج اومد و همزمانی ها باورنکردنی بود و هدایت شدم که انگار خدا داشت باهام صحبت میکرد و میدیدم من خودم دارم خلق میکنم
● همه اتفاقات و واکنش هایی که دریافت میکردم تایید میکرد که من با افکارم و با کانون توجهم دارم خلق میکنم
● به هر چه توجه کنم از جنس همون وارد زنذگیم میشه پس حواسم باشه به چی توجه میکنم و چه احساسی دارم
● احساس خوب=اتفاقات خوب
● احساس بد=اتفاقات بد
● جهان مثل آینه هست که بازتاب میده فرکانس هاتو به خودت
● این باور که من خالق زندگی خودم هستم بزرگترین باوری بود که تاثیرات بی نظیر در زندگیم ایجاد کرد این باور شروع همه چیز بود
● نمیدونید چقدر باور داشتم نمیدونید چقدر متعهد بودم به اینکه بتونم افکارم رو کنترل بکنم تلویزیون رو تعطیل کردم ورودی هامو به طرز فوقالعاده ای کنترل کردم خودمو بستم به مطالعه و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری کردن و با خداوند صحبت کردن
● یواش یواش اون باور که تو خالق زندگی خودت هستی شروع کرد به رخ دادن که اولش کوچک رخ میداد بعدش که ایمانم قوی شد گفت چرا چیزای بزرگتر نمیخوای
● آرزوم این بود که یه خونه داشته باشم شرایطی پیش اومد که تو زمان کوتاه تونستم 15 تا خونه بخرم تو ایران
● تو زمان کوتاه دو تا ماشین صفر کیلومتر خارجی خریدم بعدش عزیز دلم وارد زندگیم شد که واقعا یکی از بزرگترین نعمت های منه
● دوس داشتم تاثیر بذارم رو زندگی مردم که سایت عباسمنش متولد شد
● دوس داشتم آزادی مکانی مالی زمانی داشته باشم که اینم اتفاق افتاد
● خواستم این بود کشور دیگه ای برم که هدایت شدم
● کلی کشورارو گشتیم
● چندین و چند ملک تو بهترین جاهای آمریکا خریدم بعدش پرادایس زیبا رو خریدم که خیلی وقته اینجا ساکنیم
● وقتی باور کردم که خودم خالق زندگیم هستم همه چی شروع شد به تغییر کردن و یه آدم دیگه ای شدم
● کلی دوره آماده کردیم
● اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو من نزدیکم(چون خیلیامون فکر میکنیم خداوند دوره)
● قانون سلامتی رو آماده کردم (با باور من خودم خالق زندگی خودم هستم)
● همه این اتفاقات از این باور شروع شد که من خالق زندگی خودم هستم اگه اینو باور کنید دیگه دنبال مقصر نمیگردی میگی هر اتفاقی میفته خودم ایجادش کردم جهان در هر لحظه داره به افکار ما پاسخ میده
● همین که بخواهیم خودمون رو تغییر بدیم خداوند هدایتمون میکنه
آدم فراموش میکنه ولی باید همیشه به خودش یادآوری کنه که من خودم خالق زندگی خودم هستم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
کسانی که به جای خدا،دیگران را می خوانند،بدانند آنها نمی توانندچیزی را به وجود آورند،زیرا خود مخلوقند.
چه جوری رو میندازم به غیر خدا
چه جوری امید دارم به غیر خدا
آه قلبم از این همه شرک به درد اومده
چه جوری این همه به خودم ظلم کردم
چه جوری امیدم را بردم در خونه بقیه
ای خدای آسمانها و زمین من به خودم ظلم کردم
خدایا امیدم من رو از غیر خودت قطع کن
این طناب ضخیم رو پاره کن نذار حتا تاری ازش بمونه ،همه رو قطع کن
من برگشتم
ظلمت نفسی
من به خودم ظلم کردم
داشتم سوره نحل رو می خوندم ایه های اول سوره در مورد اینه خدا زمین و اسمان را خلق کرده
خدای که انسان را از نطفه ای خلق کرده
چهارپایان رو برای شما افرید بعضی قابل خوردن و بعضی منافع دیگری دارند
اسب ها الاغ و استر برایتان افرید تا سوار انها شوید
خدای که ابی از اسمان نازل کرد هم ما و گیاهان سیراب شوند
بواسطه اب ، باغ و انگور خرما زیتون … را می رویاند
شب و روز و ماه و ستارگان را به خدمت شما دراورد
درزمین پدیده های به وجود اورد که داری رنگ های مختلف هستند
خدای که دریا را رام کرد تا از ابزیان استفاه کنیم ،زیورالاتی استخراج کنیم،کشتی ها دریاها را می شکافند….
بعد اخر ایه ها اینها رو می گیه کسایی که تعقل می کنند….
بدانید برای اهل تفکر نشانه های است
برای خردمندان نشانه های است
نشانه های است برای قومی که پند پذیر هستند .
ودراخر .اول و اخر تمام ماجرها میرسیم به سپاسگزاری…..
و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتیها را در آن روان بینی که سینه آب را میشکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزی طلبید، و باشد که شکر خدا به جای آرید.
تمام اینها رو گفت که کسانی که تعقل می کنند می فهمند اینها کار خدای واحد هست و شاکر هستند
کسانی که به جای خدا،دیگران را می خوانند،بدانند آنها نمی توانندچیزی را به وجود آورند،زیرا خود مخلوقند
خدای زیبای من چقدر زیبا همه مثال ها رو زدی برامون با دلیل و مدرک و فکت ثابت کردی جهانت چه جوری کار میکنه کلید و دادی گفتی شکر گزار باش
ولی اخرش عجب چیزی گفتی
بخدا اشکم سرازیره
من به جای اینکه به خدا توکل کنم فقط به اون بگم…..
میرم به هر که رسید رو می اندازم ،همه رو برای خودم خدا میکنم……
بابا
اون خودش مخلوقههههههههههههه
چرا نمی گیریییی
اون خودش مخلوقهههههههه
مگه میتونه کاری کنه اخه، مگه قدرتی داره…….
الهی شکرت ،همش از فضل پروردگارمه
اول بگم استاد جانم ،زیبا جان بازهم لطف خدا و هدایتش شامل حالم شد این چند روزه فایل ها همه باهم متصل اند همه یه هدفی رو دارند .این فایل و در هر شرایطی خالق زندگی خودمان باشیم و جلسه اخر قدم هفت ،همه باهم یک حرف رو بدای من تداعی کردند
تغییر کن اگه نکنی، هیچی تغییر نمیکنه تو خالق زندگیت و شرایطتت هستی. اگه نمی خوای چیزی رو، تغییر کن همون جا همون طوری نمون تو اون جایگاه
حرکت کن حرکت کن حرکت کن
چه فرکانسی و چه فیزیکی
استاد این فایل خلاصه کردم وحتا انقدر برام جالب بود صوتی هم خلاصه اش کردم و ادیت کردم برای خودم.
واقعا این فایل خلاصه همه چیزی بود که شما طی کرده بودید ،خلاصه قانون ،لپ مطلب …همه چی باهم بود خدایا شکرت
و صد البته هزاران بار شکر که این پرادیس زیبا رو دیدم بسیار زیبا بود هوا که نگوووو دلمو برد
شکر این همه درخت
شکر این همه ثروت ،حال خوب
شکر استاد
شکر این فضا ،این سایت به قول دختر زیبا سعیده شهریاری ،این غار حرا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دوستان ناب و دوست داشتنی این سایت بینظیر
همیشه حرفهای استاد برای من مثل یک وحی منزله که چنان به جان و روحم میشینه که از اول روز تا آخر شب کاملا منو سیراب میکنه
چقدر لذت بخشه که ما خالق زندگی خودمون هستیم و ازون لذت بخشتر زمانیه که بتونیم این قانون و به درستی در زندگیمون اجرا کنیم وقتی میتونیم راحت و قشنگ زندگی کنیم چرا اینقدر عذاب و درد رو تحمل کنیم وقتی بتونیم یاد بگیرم به ذهنمون جهت بدیم همیشه به چیزهای مثبت و خوب فکر کنیم همیشه کانون توجهمون رو ببریم سمت بهترینها پس چرا نکنیم
بقول استاد که فرمودند من نمونه عینی کسی هستم که تونستم به خوبی زندگیمو اونطور که میخوام خلق کنم و به همین دلیل هم میتونه به بهترین و باکیفیت ترین وجه ممکن به امثال ماها یاد بده و بگه که چطور خلق کنیم آنچه را که میخواهیم
منم میتونم بگم نمونه ناب کسی هستم که هر اتفاق بد و منفی که تو زندگیم افتاده رو خودم با بند بند وجودم خلقش کردم یه وقتایی تو خلوتم وقتی فکر میکنم حسرت میخورم و به خودم میگم زری تو که اینقدر این بدیهارو با فکرت به زندگیت جذب کردی چرا ازین قدرتت در جهت مثبت استفاده نمیکنی جهان حسابی چک و لگدشو بهم زده بعضی جاها اینقدر محکم زده که سوزشش هنوز تو وجودم
البته خیلی خیلی کار داره تا بتونم کارامو ردیف کنم ولی به جرات میتونم بگم زری الان دیگه تو خیلی جهات ربطی به گذشته نداره و این و من مدیون اولا لطف بیدریغ پروردگارم هستم و بعدش استاد عزیزم که به جرات میتونم بگم منو کوبونده و دوباره شکل داده خدارو هزاران بار شکر میکنم که تو مسیر زندگیم استاد و قرار داده که یاد بگیرم ازش هر چه را که بلد نبودم و درک نمیکردم
استاد نازنینم شما برام یه فرشته نجاتی هستین که بعد از پروردگارم حسابی پشتم به شما گرمه هر وقت دلم گرفته هر وقت شادم هر وقت تنهام و هر وقت شاکی ام حرفهای شما آرامشبخش جان و روحمه و حالمو دگرگون میکنه بخصوص بخصوص بخصوص مراقبه دوره هم جهت با جریان خداوند که شده غذای آخر شب و اول صبحم که با شنیدنش در آخر شب میخوابم شده برام عین لالایی و اول صبح با شنیدنش روزمو آغاز میکنم
امیدوارم همیشه خداوند یار و هدایتگر همه بنده هاش و من باشه امیدوارم خداوند بهترینهارو سهم و روزی شما استاد نازنینم و همراه همیشگیتون مریم جان نازنین کنه
خوشحالم که بعد از چند روزی که حس و حالم خوب نبود تونستم با دیدن و گوش کردن به این سخنان ناب شما که نشانه روزم بود دوباره حالم خوب بشه.
چه زیبا گفتین که ما خالق زندگی خودمون هستیم و بعضی موقعها حتی خود من هم یادم میره که خالق زندگیم هستم و این تونست یه تلنگری به من بزنه که دوباره برگردم به مسیرم که همش نشانه ها رو دریافت میکنم ولی شیطان بدجوری کمین کرده بود که منو از مسیر راستی و درستی منحرف کنه
و این فایل زیبا و این جمله زیبای شما که ما یادمون میره که خالق زندگیمون هستیم منو برگردوند به مسیر اصلی و چه زیبا خداوند منو از طریق این نشونه هدایت کرد و با من سخن گفت.
خدایا شکرت که بعد از چند روز دوری از این سایت الهی دوباره برگشتم به آغوش پرمهرش.
استاد چه زیبا در مورد قانون سلامتی گفتین. من از طریق همین قانون سلامتی که کامنتهاشو تو کانال تلگرام میخوندم و لذت میبردم هدایت شدم به این سایت بی نظیر.
خدایا ازت میخوام همیشه به من یادآوری کنی که من خالق زندگی خودم هستم. چنان یاداوری این جمله برای من لذت بخش بود که انگار تازه دارم پی به این قانون میبرم.
سپاسگزار خدایم هستم که از زبان استاد عباسمنش با من سخن گفت. استادی که الحق و الانصاف در همه زمینه ها اسطوره هستند برای ما دانشجوها.
سلام به همه کسانی که الان زمان گذاشتن و درحال رشد و توجه به مثبت ها هستند
عجب فایل به موقع و زیبایی
استاد از شما سپاسگذارم برا این همه صداقت در بیان داستان های زندگیتون
جسارت و ایمان رو در شما تحسین میکنم که در روزگاری که اکثرا به سادگی از هرچیزی عبور میکنیم شما مکث کردین فکر کردین قانون جهان رو دیدین پیگیر شدین امتحان کردین و نتیجه را دیدین و ادامه دادین
از خداوند برا خود چنان ایمان و حرکتی درخواست میکنم
امروز با درخواست یک روز قبلم که غذامون رو ببریم بیرون بخوریم در جایی بهشتی به سر میبریم گوشه ای از این جهان زیبا در شمال
باورتون نمیشه زیبایی های اینجا انقدر زیاده که نه کلمات قادرند به بیانش نه تصاویر فقط باید دید با چشمانی که خدا به جسم ما داده دید و غرق در لذت شد
خدایا شکر تورا برای این همه خوشگلی و فراوانی در یک محیط
شکر تورا برای رودخانه پهن و پر از آب خنک
شکر تورا برای هوای بینظیر اینجا ترکیبی از آفتاب و بادی که برگ درختان را میرقصاند و خنکی ملایمی از خنکی آب که تا اینجا لمس میشود
شکر تورا برای صدای آب صدای پرندگان صدای زنگلوله گاوها
شکر تورا برا آرامش جنگل شکر تورا برای وجود این حیوانات زیبا که در اطراف ما آمدند
این سگ بلوند خوش انرژی که از ابتدای مسیر با ما همراه شد و ساعتهاست کنار ما نشسته و مراقب ماست شکر برای این حیوان باهوش و وفادار تو شکر برای گاو و گوساله هایی که اومدن اطرافمون دارن زندگی میکنن و چقدر زیبان
شکر برای اسب های محشری که اینجایند
شکر برای این حجم از طبیعت و درختای متنوع و سرسبزی در یک محیط
شکر تورا برای غذای سالم خوردنمان و البته در این محیط
شکر تورا برای وجود این غذا و نعمت
شکر برای آتیش و زغالی سرخ
شکر برای تک تک وسیله هایمان صندلی/ساج/کتری/جذوه/کیف/لباسهایمان/کفشهایمان/سلامتی مان/درکنار هم بودنمان/احساس خوبمان/…..
و شکر که تو خدایی این حجم از زیبایی و فراوانی سزاوار توست
و اما طبق این فایل تمرین بسازم بیام فکر کنم چرا الان من در همچین موقعیتی هستم و قبلا نبودم
چون من قبل از هرچیز خودم را لایق آن دانستم لایق خوشی،لذت،آرامش،فضاهای زیبا …
من تنها و تنها 4 روز است متمرکزی رو خود کار میکنم ورودی هایم را چه ذهنی چه جسمی از صافی رد میکنم اتفاقات مثبت را دیده و تحسین کرده و اتفاقات منفی را چشم پوشی کردم از روز اول هر روز نسبت به روز قبل احساسم در حال بهبود است
حتی دید من متفاوت شده جاده هایی را که قبلا دیده بودم داشتم میدیدم اما انگار اولین بار بود و انگار بهشتو تماشا میکردم و روحم غرق در آرامی و خوبی بود
وسط جنگل بودیم و دور بر ما هیچ کسی نبود خلوته خلوت تنها حیواناتی که گفتم میومدن و میرفتن یه ترس ریزی تو دلم اومد که نکنه خطرناکه ولی در ثانیه ایمان و امنیتی اومد تو دلم که من مراقبتم تو لذت ببر همان لحظات اگر بال داشتم پرواز میکردم از ذوقی که داشتم از حس تغییری که دارم خیلی خوشحالم خدایا شکرت
همه اینها تویی هر خوبی هست تویی از خیری از سمت توست تو منبع خوبی و زیبایی هستی خدای من شکر تو را برای وجودت شکر تورا که اینگونه وجودی داری
و چون من این قدم ها را برمیدارم جهان به همین سرعت با لذت های بیشتر به من نشانه میدهد
من نیز تمام توانایی خود را میگذارم و به کمک و هدایت خداوندم که او همواره درحال هدایت من است از او درخواست میکنم که به مرا در این حرکت یاری رساند به ایمان و آگاهی من بی افزاید مرا رشد دهد
من بار دوم این فایل میبینم و چقدر این فایل آگاهی داره
این که شما تلاش کردید خودتون رو آزمایش کنید برای تجربه های جدید که بعد بتونید خودتون رو مثال بزنید خیلی عالیه استادو دقیقا از هرکسی تو دنیا برای ما که تو سایت داریم از آموزشهای شما استفاده میکنیم عینی تر و واضحتر خود شما و تغییرات زندگی شماست اون هم با این صداقت بی مانندی که در کلام و رفتار شماست
من تا بخام بیام الگویی مثل هیلتون و راکفلرد و ...برای ذهنم مثال بزنم وقتی هیچ شناختی ندارم از این افراد ثروتمند حق میدم به ذهنم که نتونه این الگوها رو درک کنه بهترین الگو خود شماهستید
و اینکه بچه ها کامنت نوشتن از زندگیشون گفتن باز هم از تمام بچه های سایت حتی در بدترین حالت ،شرایط شما سخت تر و بحرانی تر بوده ولی شما با قدرت تونستید این شرایط رو با تغییر نگرش و تغییر باورها و تغییر کانون توجه ،دیدن زیبایی ها و تحسین اون معجزه خلق کنید معجزه ای که یکی مثل من برای هر چیزی که ذهنم مقاومت میکنه مثال میزنم وقتی میگه با این شرایط،زندگی الانت خواسته هات غیر منطقی ان عکس RV شما رو نشونش میدم میگم استاد این ماشین رو وقتی دوچرخه هم نداشت درخواست کرده بود یا برای اعتماد به قدرت خداوند همیشه میگم که استاد یه ملک پنج شش هکتاری تو خارج از تهران میخاست ولی ببین خدا کجای دنیا یه بهشتی براشون آماده کرد فقط کافیه باور کنی قدرتش رو
و برای هر قسمتی از زندگیم اگر سختی هست ،برای تغییرهر باوری،هر خواسته ای هر جا که ذهن همکاری نمیکنه قبول نمیکنه خود شما رو مثال میزنم و چقدر استاد این الگوی واضح بودن زندگی شما کمک میکنه بهم
فقط باید تلاش کنم مثل شما متعهد باشم
استقامت داشته باشم
تکاملم رو طی کنم
اگر کاری از دستم بر نمیاد برای شرایط،نادلخواه تنها کاری که میتونم بکنم توجه وتمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت و نعمت های الان زندگیم زیبایی های خودم واطرافیانم و تحسین اونها با همین کارهای کوچیک و قدم های کوچیک اما پیوسته بتونم کم کم مدارم عوض کنم
واقعا سپاسگزارم از این که آگاهی اولین قدم را کامل فهمیدم چیست در مسیر زندگی کردن این که هدف داشتن و خواستن اتفاقات جدید در زندگی خود باعث می شود در این مسیر قدم بگذاریم،و اینکه من در زندگی هدف های متنوعی دارم و درمسیررسیدن به خواسته هایم کارهای درست و غلط تقریبا متوسطی را انجام دادم…
در مبحث روابط واقعا باید این توانایی تحسین کردن دیگران را تحسین می کنم و می دانم که با تحسین کردن افرادی که ویژگی مثبتی که ما میبینیم را دارند باعث می شود که رابطه ی ما بهتر شود و به نظرم نوعی سپاسگزاری در روابط می باشد و حتی اگر در ابتدا برایمان سخت است در خلوت خودمان ویژگی های خوب افراد را بگوییم و آن ها را تحسین کنیم و مراقب باشیم که احساس مان خوب باشد چون اگر تحسین کنیم و احساس بدی داشته باشیم در واقع در حال فرستادن فرکانس ناسپاسی و حسادت به آن فرد هستیم که در واقع ریشه آن بخاطر احساس مقایسه ویرانگر ایجاد می شود…این رفتاری است که من یک سال قبل از عضو سایت عباسمنش شدن شروع کردم اما تا چند ماه قبل هنوز برایم پذیرفتن تحسین برانگیز بودن دیگران و ویژگی هایشان با تمام قلب کار نسبتا راحتی نبود اما اکنون بدون اینکه متوجه شوم میبینم درحال تحسین رفتارهای اطرافیانم هستم و بعد که متوجه زیبایی رفتارشان با خودم میشوم و سعی میکنم آن را طبق قانون منطقی کنم برای مغزم متوجه میشوم یکی از مهم ترین دلایلش تحسین ایشان و دوست داشتن خودم می باشد…
نکته بعدی که از این فایل متوجه شدم این است که گاهی ما فقط میخواهیم فضایی متعلق به خودمان داشته باشیم یا یک خانه کوچک و از نظرمان واقعا رویا داشتن (به شکلی که امروز با دیدن سریال سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت درحال آموزش دیدن به صورت عملی هستیم) را حتی نمی فهمیدیم…
و نکته مهم دیگری که دریافت کردم این است که همه چیز از توحید شروع می شودو تنها عامل مشکلات زندگی مان شرکی است که در زندگی مان تجربه می کنیم و من قبل از این فایل فکر میکردم چون به شیطان هم قدرت داده ام در ذهنم پس خداوند را شریک قائل شده ام و تمام توجه ام را به سمتی بردم که ایم باور قوی شود که
تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و تنها از اویاری می جویم
و سوالی که با ترس ها به سراغم می آمد را می پرسیدم که؛
چرا تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و از تنها فرمانروای قدرتمند کیهان یاری می جویم؟
و وقتی نزدیک پنجاه بار این سوال را به صورت رندوم و بدون فکر در مواقع ناراحتی از خودم میپرسیدم احساسم خوب میشد و اما کم کم یاد گرفتم منطقی به آن فکر کنم و بفهمم که فقط او قدرتمند است و فقط اوست که وجود دارد در تمام لحظه ها و مکان ها
و امروز شما گفتید که اولین باور که باعث شد من جرات پیدا کنم تغییر بدهم زندگی ام را همین باور است که؛
من خالق زندگیم هستم من توانایی خلق زندگی خودم را دارم خداوند این توانایی خلق زندگیم را به من داده است و خداوند اختیار استفاده از این توانایی را نیز به من داده است و بازهم با پرسیدن و تکرار این منطق ها و قوانین به همان مانترای اصلی می رسیم که بارها در برنامه هایتان تکرار کرده اید
خدایا من در برابر تو خاضع و خاشع هستم و هرآنچه دارم از آنِ توست
خدایا هرآن چه دارم از آنِ توست
گفتن این جمله در ابتدا کار راحتی به نظر میرسد ولیکن هرچه بیشتر در مفهوم مالکیت خداوند فرو میروم میبینم هر آنچه دارم از آنِ اوست و قسمت جالب داستان این است که دیگر احساس نمیکنم برده خداوندم یا اینکه او جباری قدرتمند است که می خواهد مرا با اجبار به سمت چیزهایی که خودش می خواهد ببرد
این در حالی است که خداوند تأکید دارد که من هستم در زندگی تو که بنده ی من هستی و مرا اجابت می کنی و مادامی که اجابت کنی و یکتاپرست باشی من پیوسته (اجیب فعل مضارع و به معنای در حال اجابت کردن هستم)در حال اجابت کردن خواسته ها و برطرف کردن نیازهایتان هستم همانگونه که ما برای نفس کشیدن همیشه آسوده بوده ایم و خداوند این نعمت را در زندگی ما قرار داده زیرا ما باور داشته ایم که خود به خود نفس میکشیم و اکسیژن به صورت طبیعی در اختیار ما قرار میگیرد اما در بقیه ی موارد چون طبیعت را فراموش کردیم و خدارا اتفاقی افتاد به نام کمبود و نداشتن که در واقع هیچ گاه انسان های پیشین این مشکل را به عنوان مسئله ای لاینحل و غیر قابل بررسی نمی دیدند بلکه کاملا آن را ساده راحت بدیهی و قابل حل می دانستند و این گونه بود که ما فراموش کردیم طبیعی است که صاحب نعمت ها باشیم و در زندگی مان نداشتن خلق شد که کاملا با تعبیر بماکسبت ایدیهم و بما قدمت ایدیهم مطابقت کامل دارد و قانون این موضوع را که خداوند بیان نموده کامل تأیید می نماید و به انسان یادآوری می کند که من به تو اختیار داده ام و خودت هر آنچه بخواهی من در اختیارت قرار می دهم و این مسئله کاملا به خود خودت مربوط میشود نه هیچ کس دیگر زیرا مهم ترین هدف خداوند از خلق انسان با روح خویش در جهان مادی نمایاندن میزان قدرت روح ما در خلق کنندگی می باشد که ما انسان ها بعد از فهمیدن قانون گرانش و قوانین نیوتن به کل قانون های طبیعی را از یاد می بریم اما در بسیاری از موارد از آن ها استفاده می کنیم …
یعنی بارها و بارها در زندگی ام می دیدم که من انسانی هستم که مذهبی و اهل نماز و روضه و این داستان ها بودم آن هم از هفت سالگی نماز میخواندم و روضه میگرفتم و می دیدم بقیه حالشان بهتر است بقیه که کمتر اهل این داستان ها هستند و یا حتی اصلا نیستند چقدر همه چیز برایشان راحت تر رخ می دهد و نعمت ها به راحتی روارد زندگی شان می شود
و آن جا بود که شک کردم و شروع کردم به شکستن قوانین که مذهبی ها می گفتند قسم دروغ خوردم با نامحرم رابطه برقرارکردم و احساس گناه رهایم نمیکرد و باز فهمیدم هستند کسانی که همین کارها را می کنند و خیلی خوشحالند
دیگر برایم آخرت معنایی نداشت فقط می خواستم ببینم چرا روی زمینم و زندگی که میخواهم را تجربه کنم تا وقتی روبروی خدا ایستادم اشتباه هم رفتم درست هم رفتم ولی هیچکدام حال خوبی به من نداد پس چرا روی زمین آمدم
در این مسیر خیلی رفت و برگشت داشتم و دلیل اینکه به هیچ خواسته ای جز سلامتی و کمی روابط زیبا و شرایط خوب برای سکونت و چند هم صحبت دلنشین نرسیدم
و جالب است که بدانید این ها را حق طبیعی خودم می دانستم ولی برای بقیه خواسته ها باید تلاش میکردم این باور من بود
و اما حالا این باور خدایی را چطور بیشتر بفهمم من همان مینا نیستم اما شاید هم این مینا نباشم که می داند توانایی خلق لحظه هایش را دارد که می داند فقط توحید ابراهیمی می تواند نجاتش دهد فقط سوزاندن آثار شرک برایش زیبایی خلق می کند و این مینا خیلی دوست دارد بیشتر بفهمد و بیشتر باور کند این باور خلق کنندگی را
زیرا اولین بار که یک کلاه را ساعت دوازده شب شروع کردم به بافتن برای خواهرم که سه ساله بود و همان شب تب کرده بود،پنج صبح تمامش کردم و روی سرش گذاشتم و خوابیدم و بی نهایت احساس شگرفی از این که خلق کرده بودم داشتم حالا آن یک خلق مادی بود می دانم انرژی ذهنم که عشق بسیار به سلامتی خواهرم بود کمکم کرد که آن کار را انجام دهم و اینکه خلق این اتاق پر نور فرش خور زیبای سفید خودم که برای کتاب ها و دفترهایم مکان هایی دارد برایم واقعا سخت رقم خورد گرچه عاشقش بودم…تابستان ها و بهار رودهن خیلی خواسته ی دوست داشتنی ام بود به مدت دو سال ولی این هم سخت رقم خورد رابطه سالم و پایدار و دوست داشتنی ام خیلی راحت به سمتم آمد و خلق شد و ادامه پیدا کرد اما چرا ازدواج در رابطه با سختی مواجه شد،چرا من لایق یک ازدواج راحت و سالم و پایدار و عاشقانه نبودم؟
چرا اینقدر همه چیز برایم پیچیده شد…وقتی راحت شروع شد راحت ادامه پیدا کرد…
چه می شود که راحت به مرحله ی بعد رفت
چه می شود اگر به راحتی همان ازدواج سالم و پایدار و عاشقانه ای که بدون حضور خانواده ها درحال رسیدن به اوج بود با حضور آن ها به یک رابطه long distance ای بدل شد که حتی روز به روز کمتر دلیل برای شکر گزاری می داد؟
چگونه می توانم شکرگزارتر باشم برای توانایی هایم؟
چرا باید جسم ما در رسیدن به خواسته ها ی روح اینقدر دخالت های بیجا کند؟
چرا باید محدود بودن مان را در عین نامحدود بودن حس کنیم؟
چرا این تناقض به نظرم بخشی از مسیر می آید که می خواهد به من از تضادی بگوید که درکش کنم…
چگونه راه حل آسان مسئله به من الهام می شود؟
چگونه شخصیتم به سمتی حرکت می کند که می توانم همه یخواسته هایم را خلق کنم ؟
چگونه می شود که چرخ زندگی ام در تمام جنبه ها روان باشد و من روی بخش معینی از خودم تمرکز داشته باشم؟
چگونه بزرگترین هدف روحم را بشناسم؟
آیا واقعا من خودم خالق زندگی خودم هستم؟
چرا با توجه به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی زیباتری می توانم خلق کنم؟
چرا با دیدن نیمه پر لیوان ظرف وجود ما برای دریافت نعمت ها بزرگتر می شود ؟
چرا داشتن آرامش مارا به سمت سپاسگزاری بیشتر سوق می دهد؟
چرا فاکتور اصلی موفق شدن همان شادزیستن و احساس خوب داشتن است؟
چرا من خواسته هایم را می خواهم؟
چرا برآورده شدن خواسته های من به صورت خود به خودی رخ می دهد اگر خودم را در فرکانس صحیح قرار بدهم ؟
چرا عمل به قانون بعد از باور کردن اینکه می شود به خواسته ها رسید اتفاق می افتد؟
چرا ایده ی من می تواند برای من اجرا شود؟
چرا توجه آگاهانه به زیبایی ها برای من خوب است؟
چگونه با حذف نکات منفی و پیدا کردن نکات مثبت رشد می کنم؟
چرا من به دنبال ویژگی های خوب افراد میگردم؟
چرا من سپاسگزاری هایم را می نویسم ؟
چرا سپاسگزاری برای نعمت هایی که دارم خوب است؟
چرا سپاسگزاری می تواند مرا در مسیر رسیدن به خواسته هایم قرار دهد؟
چرا سپاسگزاری مهم است در مسیر عمل به قوانین؟
چه رابطه ای میان سپاسگزاری و عمل به قانون وجود دارد؟
چگونه می شود یک شخصیت سپاسگزار ساخت؟
چه خوب می شود که شخصیت من همان شخصیت سپاسگزاری که آرزویش را دارم بشود؟
چه خوب می شود که به فراوانی ها و نعمت ها توجه کنم وقتی احساس خوبی دارم ؟
چرا احساس آرامش داشتن در این مسیر تعیین کننده است؟
چرا آرامش و سپاسگزاری جز مؤلفه های تعیین کننده لذت بردن از مسیر می باشد؟
چگونه می توان احساس سپاسگزاری بدون قید و شرط را تجربه کرد؟
چگونه می شود که من سپاسگزار خلق احساس سپاسگزاری باشم؟
چگونه می شود با سپاسگزاری کردن ورودی های ذهن را کنترل کرد؟
چه رابطه ای میان سپاسگزاری و ایمان به خداوند و تسلیم خداوند بودن وجود دارد؟
چطور می شود که شکرگزار روابط زیبایمان باشیم بدون وابستگی؟
چقدر خوب می شود که سپاسگزار آزادی زمانی و مکانی و مالی خودم باشم؟
چقدر خوب می شود که سپاسگزار شخصیت توحیدی ام باشم…
چقدر خوب می شود که ایمان من در مسیر عمل رشد کند…
چه عالی شد که شما استاد من شدید…
مرسی که هستید صاحب نعمت ها و اهل هدایت
عاشقتونم
به امید دیدار چشمان قشنگ تون
مرسی که هستید…شکر وجودتون و شکررابطه تون و قشنگیاش
هدف، هدف داشتن توی زندگی و هدفمند زندگی کردن که برخلاف روزمرگی و عادات روزمره هست، عاداتی که سالیان سال از بچگی باهاش زندگی کردیم و عادت کردیم به این شیوه زندگی کردن، عادت به مقصر دونستن بقیه، عادت به فکر کردن به شیوه بقیه افراد جامعه که فکر کنیم زندگیمون دست افراد دیگس، دست دولته دست رئیس جمهوره، دست دلاره، دست ترامپه اونا هستن که زندگی مارو تحت تاثیر قرار میدن، عادت داشتن به باور کمبود اینکه همه چی داره کم میشه روزبه روز سلامتی ارامش منابع زمین هوای خوب خوشی و….عادت به اینکه یه حقوق بخور و نمیر داشته باشیم، منتظر واریز یارانه باشیم اگه بعد بیست سال زندگی مشترک بتونیم خونه بخریم خیلی کار بزرگیه چون تو این اوضاع اقتصادی نمیشه و ….
این باورای بالا میشه همون جاده سنگلاخی که استاد تو دوازده قدم توضیح میده مسیری که به سختی میتونی به خواسته هات برسی تازه خیلیا وسط همین مسیر حذف میشن
اما ما بچه های سایت یاد گرفتیم که جهان جور دیگه ای کار میکنه توی همین جهان یه مسیر سرسبز و پر از زیبایی وخوشی هست که فقط سوت میزنی و خیلی راحت به مقصد میرسی
مسیری که با این باورها ساخته میشه،که خداوند قادر مطلقه، خداوند عالم مطلقه، خداوند خالقه و قدرت خلق زندگیم رو به خودم داده، چجوری باید خلق کنیم؟ با فرکانس هامون، فرکانس چیه؟ فرکانس یه ارتعاشه که با باور ساخته میشه، باورها چی هستن؟ باور یه فکر تکرار شوندس که انقدر تکرار شده که توی مغز یه مسیر عصبی برا خودش ساخته و داره عملکرد انسان رو تحت تاثیر قرار میده، باور چجوری ساخته میشه؟ با ورودی ها، ورودی چیه؟ورودی از کانون توجه ما ساخته میشه، میتونه شنیداری باشه مثل صحبت های دیگران و اخبار، دیداری مثل فیلم و سریال شبکه اجتماعی کتاب خوندن، یا اینکه خودمون با صحبتامون ایجادش کنیم یا اینکه وقتی داریم یه مطلبی رو مینویسیم مثل الان که من دارم این دیدگاهو مینویسم این ورودی ها باعث میشن به مرور زمان باور ساخته بشه، مثلا وقتی من مدام بیام اخبار گرونی جنگ زلزله و .. گوش بدم و ببینم کم کم به این نتیجه میرسم که دنیا جای نا امنیه، کنترل زندگی که دست من نیس و… همه این دیدگاه ها باعث ایجاد احساس در من میشن و این احساس همون فرکانس رو ایجاد میکنه و قدرت خلق داره، یبار دیگه میگم(( احساس قدرت خلق داره))، پس ما میتونیم با کنترل ذهن و کنترل کانون توجه و کنترل ورودی ها باورهای مناسب با خواستمونو بسازیم. وقتی ما باور میکنیم که میتونیم که خلق کنیم و زندگیمون به طور صدرصد داره توسط افکار و باورهامون خلق میشه میایم برا خودمون هدف میزاریم، برای من که اینطوریه، من وقتی توی این مسیر دارم حرکت میکنم و دارم روی باورهای توحیدیم کار میکنم اومدم برای خودم هدف تعیین کردم و ار درامد صفر به درامد ماهی یک میلیون تومن رسیدم، داستان همینه وقتی میفهمی که خودت خلق میکنی میگی خب پس من میتونم همه چی دست خودمه پس بیام هدف بزارم برای خودم و هدفامو با توجه به امکانات فعلیم انتخاب کنم، قانون تکامل رو رعایت کنم، ایمان بیارم که خداوند هدایتم میکنه، وقتی رو باورهامون کار میکنیم و اقدام عملی انجام میدیم جهان درهارو برامون باز میکنه، و پله پله به خواسته هامون نزدیکتر میشیم، ولی خیلی باید حواسمون به قانون تکامل باشه، روند تغییر باورهامون یه روند تکاملیه باورهامون یک شبه ایجاد نشدن که یک شبه هم تغییر کنن، ولی به میزانی که باورهامون عوض میشه نتایجمون هم به همون میزان تغییر میکنه، پس باید بیایم هدف بزاریم و باورهای هماهنگ با خواستمون ایجاد کنیم و استمرار داشته باشیم تو مسیر و به شدت حواسمون به ورودی هامون باشه و مدام به خودمون بگیم((من خالق زندگی خودم هستم))، خداوند یک انرژی همواره اجابت کنندس و به فرکانس ما پاسخ میده و سلیقه ای عمل نمیکنه که یکیو خوشبخت کنه یکیو بدبخت کنه چون با عدلش در تضاده، خداوند به فرکانس ما پاسخ میده و ماهم باید گیرندمون رو روی فرکانس خداوند تنظیم کنیم و ماهم اجابت کننده باشیم یعنی تو احساس آرامش باشیم، احساس شادی باشیم تا بتونیم پاسخ های خداوند رو دریافت کنیم درواقع باید روی موج خداوند باشیم، و این باور بی نظیر که از استاد یاد گرفتم که هیچ برگی بدون اذن خداوند بر زمین نمیفته، اینو مدام به خودمون یاداوری کنیم، و ایده هایی که خداوند بهمون میده رو عملی کنیم نتیجه خودش نمایان میشه و به راحتی وارد زندگی میشه، فقط باید توی مسیر بمونیم و مدام روی باورهامون کار کنیم که کار اصلی همینه، استفاده از قدرت ذهن
آرزوی شادی و ثروت و سلامتی برای همه دوستانم دارم، خدایا کمکمون کن که توی مسیر قانون بمونیم
ممنونم از این همه لطف و محبت شما، صدرصد درون خودتون هم بسیار زیبا هست که انقدر زیبا میبینید و برداشت میکنید، ممنونم از تحسینتون دوست عزیزم، من هم مطمئنم شما یه خانم فوق العاده از هر نظر هستین، هم چهره هم اخلاق و اسمتون هم که بسیار زیباست مثل قلب زیباتون دوست عزیزم، خداروشکر که دیدگاهم براتون مفید بوده و از اینکه تونستم تاثیر مثبت بزارم خیلی خوشحالم، امیدوارم که در مسیر رشد و پیشرفت و موفقیت روزبه روز بهتر از دیروز باشی دوست قشنگم و ممنونم که نظرتون رو برام نوشتین، شادوپیروز باشید دوست مهربونم
امروز یه سوال برام پیش اومد که من وظیفه ام اینه درخواست کنم و خداوند هم گفته اجابت میکنم به شرطی که تو هم قبول کنی درخواست من خدا رو بپذیری مثالی که استاد د تفسیر آیه واذا سائلک عبادی ….میگن که تو نامه رو فرستادی جواب نامه هم اومده اما توباید بری از صندوق پست برداریش من همین امروز خدا شاهده پرسیدم خدایا وظیفه من اگه خواستن و وظیفه تو اجابت کردن ادامه اش من باید چیکار کنم در مدار دریافت باشم که الان کامنتت خوندم نوشتی باید با احساس آرامش و احساس شادی در مدار خداوند باشیم برای دریافت نعمت و خواسته هامون
متشکرم دختر زیبا جواب سوالم رو خدا با کامنت شما بهم داد و چقدر لذت بردم از کامنت کامل و قشنگت
باید مطالبش بنویسم
نمیدونم خریدار کدوم دوره هستی ولی معلومه آگاهی دوره رو کامل درک کردی که اینقدر واضح توضیح دادی آفرین .
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
الْإِسْرَآء
قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَلَا تَحْوِیلًا(۵۶)
بگو: «از کسانی کمک بخواهید که بهخیال خودتان بهجای خدا معبود خودتان گرفتهاید. آنها بدون کمک خدا نه گره مشکلاتتان را باز میکنند و نه حتی ذرهای تغییر در آن میدهند.»
(۵۶)
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا(۵٧)
معبودهایی که صدایشان میزنند، خودشان برای نزدیکیِ هرچهبیشتر به خدا، دنبال تقویت بندگیِ خودند و به رحمتش امیدوارند و از عذابش میترسند. البته که از عذاب خدا باید ترسید و برحذر بود.
(۵٧)
الهی ای پروردگار عرش عظیم، ای مهربانترینه مهربان، نمی تونم شکرت رو هیجوقت کامل به جابیارم، اما همین لحظه و هر وقت که به یادم بیاد سربه سجده تو میگذارم و بارها وبارها تورا ستایش می کنم و ازت سپاسگزاری می کنم، بابت اینکه بعد اونهمه شرک ورزیدنهای آشکار، بعد اونهمه ظلم به خود کردنها، بعد اونهمه کفر ورزیدن ها، بعد اونهمه کور دلی وبی تفاوتی ….در کل زندگیم، باز هم منو به حال خودم رها نکردی..
انقدر با من صبوری کردی و کمکم کردی تا برسم به سیدحسین عباسمنش و آگاهیهاش، تا برسم به راه ومسیری که درش خیر وخوشی و درس خودشناسی وخداشناسی وجهان شناسی هست.
تا خودم رو باتو و تورو با خودم بشناسم، تا به لطفت قلب منو بعد اونهمه سخت و تاریک شدن، نرم وروشن کنی با کلام سیدحسین عباسمنش…
کسیکه خیلی ساده وشیرین ودلچسب، راه ومسیر رسیدن به تو و خوشبختی رو بهم نه تنها نشون داد بلکه هربار دستم رو با آگاهیهایی که توبه قلبش الهام میکردی گرفت و قدم به قدم رسوند تا به امروز…..
هربار که داشتم از مسیر دور میشدم، هربار که شیطان در گوشم نجوا میکرد و انقدر زر مفت میزد که حواسم پرتش میشد و دیگه نمی تونستم به قلبم گوش کنم تا صدای تورو بشنوم، به بنده ی مخلص وبا ایمانت میگفتی سیدحسین جان، برو ودوباره درس ایمان وتوحید ویکتاپرستی بده به بنده های من ، که دارند از منو وتو واین مسیر پرخیر وبرکت دور میشند..
هرجای سایت سر میزنم، فقط از توحید ویکتاپرستی میشنوم ومیخونم، و هرجای قرآن رو که میخونم خدا داره بهم میگه مشرک نباش وقتی فطرتت از این آگاهه که تنها رب جهانیان وتنها قدرت جهان هستی منم….
وقتی بارها وبارها بهم نشون داده که با تکیه بر غیر خودش جطور گمراه شدم وزمین خوردم.
بهم نشون داده بارها که اون کسائیکه من بهشون توسل وتوکل می کنم یا خودشون از این دنیا رفتند و زنده نیستند که بخوان حتی حالی ازم بپرسند و حرفی بین ما رد وبدل بشه، یا زنده اند ومثل خودم مخلوقی بیش نیستند و خودشون محتاج ونیازمند به خالقشون هستند.
الْفُرْقَان
وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا(٧٣)
وقتی آنان را با آیههای خدا بهخود آورند، به آن فکر میکنند و چشموگوشبسته قبولش نمیکنند.(٧٣)
والحق که هیچکس منو بهتر از خالقم نمی شناسه، بله خدای قشنگم، منم هربار که چیزی در موردت می شنیدم بهش فکر میکردم ولی خب فکر خالی هیچ فایده ای نداشت…
اون پیامبران وافرادی هم که ازشون به نیکی در قرآن یاد کردی دیگه نبودند که بتونم روش زندگیشون رو ببینم تا حجت برمن تمام بشه…
برای همین تو سیدحسین عباسمنش رو آوردی به زندگیم، گفتی بیا دیگه انقدر فکر وخیال نکن، یه شاهد زنده، یه پیغام آور، یه هدایت کننده برات فرستادنم حی وحاضر، ببینش، این بنده ی خوب و ناب منه…
ازش بیاموز راه ورسم بندگی وزندگی کردن رو…
استاد جانم مهربونم، خدا قوتت بده آقا، که اینهمه سال سر عهد وپیمانت با خدات موندی، تا منو امسال من، بتونیم حداقل معنی شرک ویکتاپرستی رو بفهمیم…
حداقل بتونیم به این درک برسیم که اونکه داره به ما ظلم میکنه، نادانی وجهالت خودمونه…
اینکه دست برداریم از سر هر کسی جز خودمون و تمام تمرکزمون رو بذاریم فقط روی افکار وگفتار واعمال خودمون….
خدا که فقط خدای این چندسال اخیرم نیست، خدا تمام عمر داشته برام خدایی میکرده، با اینکه من براش بنده صادق ودرستکار و با ایمانی نبودم.
بله باید هر روز بیاد بیارم که کجاها فقط همین هدایت الله وکمکش بود که من تونستم ادامه بدم وتا به اینجا برسم…
خدایی که بارها منو از مرگ حتمی نجات داد، از گناهانم چشم پوشی کرد، و آبروی منو خرید و دستم رو از تو دستان گمراهان در آورد و گرفت توی دست خودش وبا خودش آورد تا روزی وجایی که سیدحسین عباسمنش، با شواهد بهم ثابت کنه، که تمام عمرم اونجاها که نجات پیدا کردم، اونجاها که ترقی کردم وپیشرفتی داشتم، اونجاها که به امیدها وآرزوهام رسیدم، اونجاها که اسم ورسمی به پا کردم و اونجاها که ادعای زرنگی کردم وبه هوش واستعدادم بالیدم، همش خدا برام انجامشون داده بوده ومن نبودم…
واونجاها که گند میخورد به همه چیز، اونجاها که فتنه به پا میشد وشر دامنم رو میگرفت، اونجاها که کاسه چه کنم چه کنم دستم میگرفتم و صدای آه وناله وگریه ام گوش فلک رو پر میکرد، همه اش از خودم دقیقا زیر سر خودم وکار خودم بوده، نه کار کسی یا کار خدا..
ومن گرفتار ظلم به خود کردنها وشرک ورزیدنهای خودم بودم…
هنوزم ادعایی ندارم که با ایمانم ویکتاپرست، ادعایی ندارم که کفر وشرک تماما از من دور وجدا افتاده اند، نه….
اتفاقا گاهی چنان شرک تمام وجودم رو میگیره، وچنان به غیر خدا امید می بندم که در عرض چند دقیقا وارد جهنم میشم….
و از سوزش قلبم و مغزم متوجه این شرک ورزیدن هام میشم..
امروز داشتم فایل دعای حضرت علی رو گوش میدادم…
چقدر زیبا گفتید اونجا، که جهنم وعذاب صرفا حالت خاص وجای خاصی نیست…
هروقت که ما از خدا که منبع نور وعشق و آرامش وشادی و حس خوشبختی هست دور وجدا بشیم، انگار از بهشت دور وجدا افتادیم، و انگار وارد جهنم و آتیش سوزان شدیم، چون دور از نام ویاد وحضور خدا، هر جا که باشم جهنم رو تجربه می کنم.
حتی اگه فقط برای چند دقیقه تمرکزم رو از قلبم و احساس سپاسگزاری وشادی ولذت بردارم، وتمرکزم رو بذارم روی گوش دادن به صدا ونجواهای ذهنم….
انگار ذغال داغ ریختن روم…
هممون تجربه کردیم…
در گذشته میذاشتم تا تمام گوشت وپوست واستخونم جزغاله بشه تو جهنم بعد دنبال راه فرار و نجات وبرگشت می گشتم ولی الان مدتهاست، که تا سرم میخواد داغ بشه، سریع میفهمم دارم به جهنم نزدیک میشم، وبه سرعت نور برمیگرودنم خودم رو به سمت نور الهی پروردگارم..
با گفتن لعنت برشیطان رجیم وبا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، واینم از لطف خداست چون خدا گفته شیاطین به بندگان خودمراقبم دسترسی ندارند …
الْإِسْرَآء
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا(۶۴)
هر کدامشان را میتوانی، با وسوسههایت، به گناه و کجراهه تحریک و تشویق کن، با سوارهنظام و پیادهنظامت بر آنها بتاز، در دخلوخرج زندگی و همینطور تولد و تربیت اولادشان مشارکت کن و به آنها وعده پشت وعده بده…» بماند که وعدههای شیطان همه گولزننده است!
(۶۴)
إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ وَکِیلًا(۶۵)
«… البته تو بر بندگانِ نابم تسلطی نداری؛ زیرا در برابر وسوسههای شیطان، همین بس که خدا تکیهگاهشان باشد.»
(۶۵)
ای تنها تکیه گاه من وای تنها معبود ومقصود من، ای خدایی که مهربانی ونور الهی ات سرتاسر هستی رو در بر گرفته، حتی لحظه ای مارو به حال خودمون رها نکن، که شیطان برما تسلط پیدا کنه..
وهمواره مارو در پناه امنت محفوظ بدار تا خیر دنیا وآخرت نصیبمون باشه هر لحظه وهمیشه…
به اسمت قسم که ما خسته ایم دیگه از شرک ورزیدنها، پس لطف ورحمتت رو همیشه شامل حال ما کن تا لحظه ای از نام ویادت غافل نشیم ان شالله….آمین
سلام مینا خانم عزیز
کامنت هاتون واقعا خیلی خیلی قشنگه
خیلی زیبا مینویسین
من همیشه فقط کامنت های تاپ امتیاز رو میخوندم و فکر میکردم فقط همون ها ارزش خوندن داره…ولی جدیدا شروع کردم جدید ترین کامنت ها شروع میکنم میرم میخونم و همینجوری کامنت های شما رو هم پیدا کردم که خیلی خیلی ارزشمند هستن و کلی چیز ازتون یاد گرفتم…
ازتون ممنونم که مینویسید
برای تایید و امتیاز گرفتن ولی هیچوقت نمینویسید
اگه برای تایید گرفتن و تاپ کامنت شدن مینوشتید کامنت هاتون اصلا به دل نمی نشست
ولی همینکه من با کامنت هاتون حس خوبی گرفتم…قشنگ حس تون رو گرفتم و قلبم درکش کرد یعنی کامنت تون واقعی بوده و برای تایید گرفتن نبوده…
راستش من یه باگی دارم و اونم هیچوقت معمولا کامنت نمینویسم جدیدا خودم رو خیلی زور میکنم که برای تایید نگرفتن بنویسم و برای دل خودم بنویسم و برای رد پا گذاشتن
ولی بازم ته ذهنم یه صدایی میگه اگه امتیاز بالا نگیره و کسی نخونتش که ارزش نداره:)
خلاصه که
خیلی کامنت هاتون خوبه
خیلی عالی مینویسین قشنگ اندازه یه کتاب میشه از کامنت هاتون درس گرفت:)
به نام خداوند بخشنده ی مهربانم
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیز وگرامی.
ممنون از لطفی که به من دارید.
شاید باورتون نشه، دیروز داشتم فایل نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میدیدم که اقای رضا عطارروشن اول فایل گفتند، رفتند توسایت نگاه کردند دیدند جام هفتمین سالگرد بودن توی سایت رو گرفتند!!!!
پیش خودم گفتم جام ؟ چه جامی؟
هرچی رفتم سایتو چک کردم متوجه نشدم تو کدوم قسمت میشه ببینم که بخش رو، یادم اومد خیلی وقت پیش ها به صورت اتفاقی دیدم یه بخشی بود تعداد کامنت ها و شکل جام واینا رو دیده بودم ولی خب بهش دقت نکرده بودم!!
من از استادعباسمنش عزیز یاد گرفتم، اولا بچسبم به اصل نه فرع…
دوما این جهان دوقطبی هست، یعنی باید همه جور دیدگاه وباور و آدم وشرایطی درش باشه…
همه ی این تفاوت ها باعث رشد جهان میشه…
یعنی هرکسی هرجایی هست جای درستش هست، خودش با افکار وگفتار وباورهاش که تبدیل میشند به فرکانس ، خودش رو در اون نقطه قرار داده حالا یا آگاهی یا نا آگاهی…
اینکه به لطف الله ما توی این مسیر پرخیر وبرکت هستیم جای بسی شکر داره…
این سایت برام مثل دانشگاه می مونه، دانشگاهی که درسهاش هدایتمون می کنند به سمت رسیدن به خیر وخوشبختی ورضایت درونی..
استاد دارند به لطف الله وظیفشون وتعهدشون رو به درستی انجام میدند ان شالله که ما هم شاگردان حرف گوش کن و سربه راهی باشیم و هدفمون فقط وفقط فراگیری اون درسی باشه که بابتش اینجا هستیم.
ودر نهایت استاد کارشون رو به درستی که انجام میدن، نتایج هرکسی در زندگیش مشخص کننده اینه که چقدر به اونچه که اموخته عمل کرده…
(نمرات عالی از درسش گرفته)
خوبی دانشگاه اینه که مثل دوران دبستان وراهنمایی وحتی دبیرستان استاد ومعلم نمیاد هی به دانش آموز بگه حواست به درست باشه، حواستون به امتحان ونمراتتون باشید تا تجدید ومشروط نشید، چون دیگه کسی که وارد دانشگاه شده انقدر عاقل وپخته شده که درس رو به خاطر اجبار نمی خونه یا از ترس خانواده ویا معلمین … وبرای هدفی اینکارو انجام میده که بتونه ازش بهره کافی ببره برای رشد وپیشرفت خودش…
حالا حکایت این سایت و کامنت و امتیازات و …ایناست…
دوست عزیزم ، مهربونم، طراحی این سایت به این شکل هم لطف الله مهربانه…
همونطور که خداوند توی زندگی بهمون اختیار کامل داده که خودمون طریقه زندگی کردنمون رو تجربه کنیم، اینجا هم به همین شکل هست.
توی زندگی واقعی بعضی ها دنبال برتر بودن هستند، بعضی ها دنبال دیده شدن، بعضی ها دنبال فقط رشد شخصی ودیگه کاری ندارند بقیه چیکار می کنند چطوری زندگی میکنند، بعضی ها دنبال نفع شخصی هستند، بعضی ها دنبال برابری هستند، بعضی ها دنبال دوستی وبرادری وگسترش مهربانی، بعضی ها سرشون گرم کار وبار وزندگی خودشونه، بعضی ها وقت وفکر وحواسشون پی زندگی دیگران وتجسس تو کار وبار دیگران….
خلاصه که هدف در نهایت یکی هست، هرکسی میخواد که طعم شادی وخوشبختی وآرامش رو همیشه بچشه، و زندگی از هر نظر عالی داشته باشه..
واتفاقا تلاشهای هرکسی در این دنیا پاسخ داده میشه…وراه برای همه بازه برای رسیدن به خواسته هاشون…
حالا دیگه اختیار با خوده انسان هست…
که از چه راه ومسیری به خواسته هاش برسه..
تواین دنیا راه بازه که قاتل ،قتلش رو انجام بده..
دزد به دزدی کردنهاش دست پیدا کنه…
اختلاص گر، اختلاصش رو انجام بده…
محقق وپشوهشگر به علم ودانشش دست پیدا کنه…
نیکوکار به نیکوکاریش برسه…
مخترع ودانشمند به کشف علم و اختراعش برسه..
اونکه دنبال معنویت وشناخت خودش و نیروی برترش هست به معنوییت دست پیدا کنه…
چون خداوند در ذات وفطرت انسان، قدرت تشخیص بد از خوب رو گذاشته….و بهش اختیار داده، تا انسان خودش عمل کننده باشه بازتاب اعمالش رو هم فقط خودش ببینه.
بنابراین، صرفا مدت زمان زیاد بودن توی سایت، کامنت زیاد وطولانی وزیبا نوشتن، دنبال امتیاز بودن یا نبودن، امتیاز گرفتن یا نگرفتن…برچسب کامنت بد یا خوب دادن یا گرفتن..
اینها اصلا مهم نیست…
منم وقتی وارد سایت شدم، یکسال اول اصلا کامنت نمی خوندم یعنی اصلا هدایت نشدم به خوندن کامنت، و اول خدا هدایتم کرد به دیدن سریال سفر به دور امریکا وبعد سریال زندگی در بهشت وسریال تمرکز بر نکات مثبت وبعد فایلهای دانلودی و بعد کامنت خوندن و بعد کامنت نوشتن و بعد خرید دوره…
الحق والنصاف که خدا آگاهه به اونچه که نیاز ماست،من اونموقعه واقعا حوصله کامنت خوندن نداشتم، مغزم پر بود، دوست داشتم تصویر وفیلم ببینم، دوست داشتم طبیعت وزیبایی و سفر کردن رو ببینم…
وخدا میدونه چقدر زندگیم وحال وروزم توی همون 6 ماه اول ورود به سایت خوب وعالی شد.
خب سایت هم توی این 4و5 سال کلی رشد کرد کلی روش کار شد، کلی فایل ومقاله بهش اضافه شد ودر دسته بندی های تفکیک شده وعالی به لطف الله مهربان واستاد ومریم عزیزم که خدا قوتشون بده ان شالله..
در کل دوست عزیزم،همه چیز درسته، همه چیز دقیقا در جای درستش قرار داره…
مهم اینه که منه مینا هم بگردم جای درستم رو توی پازل زندگی پیدا کنم.
شما هم شروع کن به کامنت نوشتن، چون باعث میشه خودت رو بهتر بشناسی، اصلا همین کامنت نوشتن هم به لطف خدا اتفاق میفته، یعنی ما میخوایم وخدا توفیقش رو بهمون میده، دریافت علم وآگاهی و دانش وبینش که انتها نداره، همه از یه جایی شروع کردند واومدند تو مسیر، اصلا به این فکر نکن که کامنتت خوب هست مورد پسند هست، امتیاز میگیره یا نمیگیره، به قول استادعزیزمون، اگر حتی فقط یک نفر هم با این اگاهیها بیاد تومسیر و قلبش به حقیقت نزدیکتر بشه کافیه..
بارها وبارها شده من کامنتی نوشتم که ذهنم موقعه نوشتن میگفت: اینا چیه داری مینویسی؟ ولی بعدش یکی از دوستان یا چندنفر اومدن گفتند چقدر کامنتت الهام بخش و کمک کننده بوده….
چون اینجا عبادتگاه ماست، جایی پاک که ما میایم تا از هم راه ورسم درست زندگی کردن ودرست بندگی کردن رو بیاموزیم، فارغ از اسم و رسم و اینکه کجای این دنیا هستیم وکی هستیم…
ما باید به دنبال اصل باشیم، اصل برای من اینجوری معنا میشه، که جایی باشم چیزی ببینم وبشنوم وبخونم وبنویسم، که بهم احساس آرامش وشادی وحس امید وانگیزه بده، وشخصیت وسبک زندگیم رو ببره به سمت یه زندگی نرمال و درست.
ودر نهایت من از خدا واستاد ومریم جان وشما وهمه دوستانم در این سایت سپاسگزارم، که با تجربه هاشون کمکم میکنند منم بیاموزم و زندگی آرامتر، شادتر، لذت بخش تری رو تجربه کنم.
بهترینها سهم قلبت باشه دوست مهربونم .در پناه الله مهربان باشی.
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی
قدم اصلی تحوّل زندگی
● چه عاملی باعث شد که بیشترین تغییرات در زندگی ما اتفاق بیفته ؟
● من تا سن 19_20 سالگی هدفی نداشتم خواسته ای نداشتم
● بعدش کتاب خوندم در مورد روابط و خیلی روی خودم کار کردم و تو این زمینه خیلی خوب شدم
● اما در مورد فرکانس و خواسته ها هیچی نمیدونستم فقط در حد ماشین و خونه معمولی خواسته داشتم چرا اینجوری فکر میکردم ؟ چون ما تو کل طایفمون یه آدمی نداشتیم که وضعیت مالیش خوب باشه و ندیده بودم الگویی رو
● چیزی به نام آرزو و خواسته در وجود من شکل نگرفته بود
● بعدش آشنا شدم با مفهوم فرکانس که جهان به افکار ما پاسخ میده
● گفتم یعنی واقعا انسان خودش شرایط خودشو خلق میکنه
● دیدم آدمای منفی رو که زندگی خوبی ندارند
● من نشنیده بودم که بگن مثبت باش سپاسگزار باش
● همش آدمای ناراضی و شاکی رو دورم میدیدم
● این باور که من میتونم زنذگی خودم رو خلق کنم به من یه انگیزه ای داد که بیام به خواسته هام فکر کنم بیام خواسته داشته باشم
● رفتم سراغ قرآن و برخورد کردم به آیه های هر اتفاقی میفته بما کسبت ایدیهمه بما قدمت ایدیهمه
بعد آیه من اجابت میکنم درخواست درخواست کننده رو دیدم
گفتم من چطور اینا رو نمیدونستم و خیلی ایمانم قوی تر شد
● شروع کردم آگاهانه توجه کردم به زیبایی ها و نعمت ها
● آگاهانه از اخبار و رسانه ها دوری کردم آگاهانه نکات مثبت افراد رو پیدا کردم و بهشون گفتم بجای اینکه ایراداتشون رو پیدا کنم ذهنم رو تربیت کردم به دیدن نکات مثبت
● شروع کردم دفترها نوشتم سپاسگزاری هامو نوشتم اتفاقاتی که دوس دارم رخ بدند رو نوشتم بعد نتایج اومد و همزمانی ها باورنکردنی بود و هدایت شدم که انگار خدا داشت باهام صحبت میکرد و میدیدم من خودم دارم خلق میکنم
● همه اتفاقات و واکنش هایی که دریافت میکردم تایید میکرد که من با افکارم و با کانون توجهم دارم خلق میکنم
● به هر چه توجه کنم از جنس همون وارد زنذگیم میشه پس حواسم باشه به چی توجه میکنم و چه احساسی دارم
● احساس خوب=اتفاقات خوب
● احساس بد=اتفاقات بد
● جهان مثل آینه هست که بازتاب میده فرکانس هاتو به خودت
● این باور که من خالق زندگی خودم هستم بزرگترین باوری بود که تاثیرات بی نظیر در زندگیم ایجاد کرد این باور شروع همه چیز بود
● نمیدونید چقدر باور داشتم نمیدونید چقدر متعهد بودم به اینکه بتونم افکارم رو کنترل بکنم تلویزیون رو تعطیل کردم ورودی هامو به طرز فوقالعاده ای کنترل کردم خودمو بستم به مطالعه و دیدن زیبایی ها و سپاسگزاری کردن و با خداوند صحبت کردن
● یواش یواش اون باور که تو خالق زندگی خودت هستی شروع کرد به رخ دادن که اولش کوچک رخ میداد بعدش که ایمانم قوی شد گفت چرا چیزای بزرگتر نمیخوای
● آرزوم این بود که یه خونه داشته باشم شرایطی پیش اومد که تو زمان کوتاه تونستم 15 تا خونه بخرم تو ایران
● تو زمان کوتاه دو تا ماشین صفر کیلومتر خارجی خریدم بعدش عزیز دلم وارد زندگیم شد که واقعا یکی از بزرگترین نعمت های منه
● دوس داشتم تاثیر بذارم رو زندگی مردم که سایت عباسمنش متولد شد
● دوس داشتم آزادی مکانی مالی زمانی داشته باشم که اینم اتفاق افتاد
● خواستم این بود کشور دیگه ای برم که هدایت شدم
● کلی کشورارو گشتیم
● چندین و چند ملک تو بهترین جاهای آمریکا خریدم بعدش پرادایس زیبا رو خریدم که خیلی وقته اینجا ساکنیم
● وقتی باور کردم که خودم خالق زندگیم هستم همه چی شروع شد به تغییر کردن و یه آدم دیگه ای شدم
● کلی دوره آماده کردیم
● اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدند بگو من نزدیکم(چون خیلیامون فکر میکنیم خداوند دوره)
● قانون سلامتی رو آماده کردم (با باور من خودم خالق زندگی خودم هستم)
● همه این اتفاقات از این باور شروع شد که من خالق زندگی خودم هستم اگه اینو باور کنید دیگه دنبال مقصر نمیگردی میگی هر اتفاقی میفته خودم ایجادش کردم جهان در هر لحظه داره به افکار ما پاسخ میده
● همین که بخواهیم خودمون رو تغییر بدیم خداوند هدایتمون میکنه
آدم فراموش میکنه ولی باید همیشه به خودش یادآوری کنه که من خودم خالق زندگی خودم هستم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدای بخشنده و مهربانم
به نام خدای احد واحد
به نام تو
به نام خدای قلبم
خدایا قلبم رو باز کن
خدایا روشنی به قلبم بیار
خدا منو به راه راست هدایت کن
خدایا این حالمو زیاد کن
خدایا شکرت چه جوری شاکر باشم
سوره نحل 20
“وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ:
کسانی که به جای خدا،دیگران را می خوانند،بدانند آنها نمی توانندچیزی را به وجود آورند،زیرا خود مخلوقند.
چه جوری رو میندازم به غیر خدا
چه جوری امید دارم به غیر خدا
آه قلبم از این همه شرک به درد اومده
چه جوری این همه به خودم ظلم کردم
چه جوری امیدم را بردم در خونه بقیه
ای خدای آسمانها و زمین من به خودم ظلم کردم
خدایا امیدم من رو از غیر خودت قطع کن
این طناب ضخیم رو پاره کن نذار حتا تاری ازش بمونه ،همه رو قطع کن
من برگشتم
ظلمت نفسی
من به خودم ظلم کردم
داشتم سوره نحل رو می خوندم ایه های اول سوره در مورد اینه خدا زمین و اسمان را خلق کرده
خدای که انسان را از نطفه ای خلق کرده
چهارپایان رو برای شما افرید بعضی قابل خوردن و بعضی منافع دیگری دارند
اسب ها الاغ و استر برایتان افرید تا سوار انها شوید
خدای که ابی از اسمان نازل کرد هم ما و گیاهان سیراب شوند
بواسطه اب ، باغ و انگور خرما زیتون … را می رویاند
شب و روز و ماه و ستارگان را به خدمت شما دراورد
درزمین پدیده های به وجود اورد که داری رنگ های مختلف هستند
خدای که دریا را رام کرد تا از ابزیان استفاه کنیم ،زیورالاتی استخراج کنیم،کشتی ها دریاها را می شکافند….
بعد اخر ایه ها اینها رو می گیه کسایی که تعقل می کنند….
بدانید برای اهل تفکر نشانه های است
برای خردمندان نشانه های است
نشانه های است برای قومی که پند پذیر هستند .
ودراخر .اول و اخر تمام ماجرها میرسیم به سپاسگزاری…..
و هم او خدایی است که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت تر و تازه (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن (مانند درّ و مرجان) استخراج کرده و تن را بیارایید، و کشتیها را در آن روان بینی که سینه آب را میشکافند (تا به تجارت و سفر رفته) و تا از فضل خدا روزی طلبید، و باشد که شکر خدا به جای آرید.
تمام اینها رو گفت که کسانی که تعقل می کنند می فهمند اینها کار خدای واحد هست و شاکر هستند
و ضربه اخر نحل 20
وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ:
کسانی که به جای خدا،دیگران را می خوانند،بدانند آنها نمی توانندچیزی را به وجود آورند،زیرا خود مخلوقند
خدای زیبای من چقدر زیبا همه مثال ها رو زدی برامون با دلیل و مدرک و فکت ثابت کردی جهانت چه جوری کار میکنه کلید و دادی گفتی شکر گزار باش
ولی اخرش عجب چیزی گفتی
بخدا اشکم سرازیره
من به جای اینکه به خدا توکل کنم فقط به اون بگم…..
میرم به هر که رسید رو می اندازم ،همه رو برای خودم خدا میکنم……
بابا
اون خودش مخلوقههههههههههههه
چرا نمی گیریییی
اون خودش مخلوقهههههههه
مگه میتونه کاری کنه اخه، مگه قدرتی داره…….
الهی شکرت ،همش از فضل پروردگارمه
اول بگم استاد جانم ،زیبا جان بازهم لطف خدا و هدایتش شامل حالم شد این چند روزه فایل ها همه باهم متصل اند همه یه هدفی رو دارند .این فایل و در هر شرایطی خالق زندگی خودمان باشیم و جلسه اخر قدم هفت ،همه باهم یک حرف رو بدای من تداعی کردند
تغییر کن اگه نکنی، هیچی تغییر نمیکنه تو خالق زندگیت و شرایطتت هستی. اگه نمی خوای چیزی رو، تغییر کن همون جا همون طوری نمون تو اون جایگاه
حرکت کن حرکت کن حرکت کن
چه فرکانسی و چه فیزیکی
استاد این فایل خلاصه کردم وحتا انقدر برام جالب بود صوتی هم خلاصه اش کردم و ادیت کردم برای خودم.
واقعا این فایل خلاصه همه چیزی بود که شما طی کرده بودید ،خلاصه قانون ،لپ مطلب …همه چی باهم بود خدایا شکرت
و صد البته هزاران بار شکر که این پرادیس زیبا رو دیدم بسیار زیبا بود هوا که نگوووو دلمو برد
شکر این همه درخت
شکر این همه ثروت ،حال خوب
شکر استاد
شکر این فضا ،این سایت به قول دختر زیبا سعیده شهریاری ،این غار حرا
شکر امریکا
شکر ارامش
شکر خودم خودت
شکر توووووو
امروز 2323 روز هست که توی سایتم
شکرررر شکرررر
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دوستان ناب و دوست داشتنی این سایت بینظیر
همیشه حرفهای استاد برای من مثل یک وحی منزله که چنان به جان و روحم میشینه که از اول روز تا آخر شب کاملا منو سیراب میکنه
چقدر لذت بخشه که ما خالق زندگی خودمون هستیم و ازون لذت بخشتر زمانیه که بتونیم این قانون و به درستی در زندگیمون اجرا کنیم وقتی میتونیم راحت و قشنگ زندگی کنیم چرا اینقدر عذاب و درد رو تحمل کنیم وقتی بتونیم یاد بگیرم به ذهنمون جهت بدیم همیشه به چیزهای مثبت و خوب فکر کنیم همیشه کانون توجهمون رو ببریم سمت بهترینها پس چرا نکنیم
بقول استاد که فرمودند من نمونه عینی کسی هستم که تونستم به خوبی زندگیمو اونطور که میخوام خلق کنم و به همین دلیل هم میتونه به بهترین و باکیفیت ترین وجه ممکن به امثال ماها یاد بده و بگه که چطور خلق کنیم آنچه را که میخواهیم
منم میتونم بگم نمونه ناب کسی هستم که هر اتفاق بد و منفی که تو زندگیم افتاده رو خودم با بند بند وجودم خلقش کردم یه وقتایی تو خلوتم وقتی فکر میکنم حسرت میخورم و به خودم میگم زری تو که اینقدر این بدیهارو با فکرت به زندگیت جذب کردی چرا ازین قدرتت در جهت مثبت استفاده نمیکنی جهان حسابی چک و لگدشو بهم زده بعضی جاها اینقدر محکم زده که سوزشش هنوز تو وجودم
البته خیلی خیلی کار داره تا بتونم کارامو ردیف کنم ولی به جرات میتونم بگم زری الان دیگه تو خیلی جهات ربطی به گذشته نداره و این و من مدیون اولا لطف بیدریغ پروردگارم هستم و بعدش استاد عزیزم که به جرات میتونم بگم منو کوبونده و دوباره شکل داده خدارو هزاران بار شکر میکنم که تو مسیر زندگیم استاد و قرار داده که یاد بگیرم ازش هر چه را که بلد نبودم و درک نمیکردم
استاد نازنینم شما برام یه فرشته نجاتی هستین که بعد از پروردگارم حسابی پشتم به شما گرمه هر وقت دلم گرفته هر وقت شادم هر وقت تنهام و هر وقت شاکی ام حرفهای شما آرامشبخش جان و روحمه و حالمو دگرگون میکنه بخصوص بخصوص بخصوص مراقبه دوره هم جهت با جریان خداوند که شده غذای آخر شب و اول صبحم که با شنیدنش در آخر شب میخوابم شده برام عین لالایی و اول صبح با شنیدنش روزمو آغاز میکنم
امیدوارم همیشه خداوند یار و هدایتگر همه بنده هاش و من باشه امیدوارم خداوند بهترینهارو سهم و روزی شما استاد نازنینم و همراه همیشگیتون مریم جان نازنین کنه
هر کجا هستید شاد و سالم و تندرست وسپاسگزار باشید
سلام استاد عزیزم
خوشحالم که بعد از چند روزی که حس و حالم خوب نبود تونستم با دیدن و گوش کردن به این سخنان ناب شما که نشانه روزم بود دوباره حالم خوب بشه.
چه زیبا گفتین که ما خالق زندگی خودمون هستیم و بعضی موقعها حتی خود من هم یادم میره که خالق زندگیم هستم و این تونست یه تلنگری به من بزنه که دوباره برگردم به مسیرم که همش نشانه ها رو دریافت میکنم ولی شیطان بدجوری کمین کرده بود که منو از مسیر راستی و درستی منحرف کنه
و این فایل زیبا و این جمله زیبای شما که ما یادمون میره که خالق زندگیمون هستیم منو برگردوند به مسیر اصلی و چه زیبا خداوند منو از طریق این نشونه هدایت کرد و با من سخن گفت.
خدایا شکرت که بعد از چند روز دوری از این سایت الهی دوباره برگشتم به آغوش پرمهرش.
استاد چه زیبا در مورد قانون سلامتی گفتین. من از طریق همین قانون سلامتی که کامنتهاشو تو کانال تلگرام میخوندم و لذت میبردم هدایت شدم به این سایت بی نظیر.
خدایا ازت میخوام همیشه به من یادآوری کنی که من خالق زندگی خودم هستم. چنان یاداوری این جمله برای من لذت بخش بود که انگار تازه دارم پی به این قانون میبرم.
سپاسگزار خدایم هستم که از زبان استاد عباسمنش با من سخن گفت. استادی که الحق و الانصاف در همه زمینه ها اسطوره هستند برای ما دانشجوها.
به نام پروردگار ذره به ذره جهان هستی
سلام به همه کسانی که الان زمان گذاشتن و درحال رشد و توجه به مثبت ها هستند
عجب فایل به موقع و زیبایی
استاد از شما سپاسگذارم برا این همه صداقت در بیان داستان های زندگیتون
جسارت و ایمان رو در شما تحسین میکنم که در روزگاری که اکثرا به سادگی از هرچیزی عبور میکنیم شما مکث کردین فکر کردین قانون جهان رو دیدین پیگیر شدین امتحان کردین و نتیجه را دیدین و ادامه دادین
از خداوند برا خود چنان ایمان و حرکتی درخواست میکنم
امروز با درخواست یک روز قبلم که غذامون رو ببریم بیرون بخوریم در جایی بهشتی به سر میبریم گوشه ای از این جهان زیبا در شمال
باورتون نمیشه زیبایی های اینجا انقدر زیاده که نه کلمات قادرند به بیانش نه تصاویر فقط باید دید با چشمانی که خدا به جسم ما داده دید و غرق در لذت شد
خدایا شکر تورا برای این همه خوشگلی و فراوانی در یک محیط
شکر تورا برای رودخانه پهن و پر از آب خنک
شکر تورا برای هوای بینظیر اینجا ترکیبی از آفتاب و بادی که برگ درختان را میرقصاند و خنکی ملایمی از خنکی آب که تا اینجا لمس میشود
شکر تورا برای صدای آب صدای پرندگان صدای زنگلوله گاوها
شکر تورا برا آرامش جنگل شکر تورا برای وجود این حیوانات زیبا که در اطراف ما آمدند
این سگ بلوند خوش انرژی که از ابتدای مسیر با ما همراه شد و ساعتهاست کنار ما نشسته و مراقب ماست شکر برای این حیوان باهوش و وفادار تو شکر برای گاو و گوساله هایی که اومدن اطرافمون دارن زندگی میکنن و چقدر زیبان
شکر برای اسب های محشری که اینجایند
شکر برای این حجم از طبیعت و درختای متنوع و سرسبزی در یک محیط
شکر تورا برای غذای سالم خوردنمان و البته در این محیط
شکر تورا برای وجود این غذا و نعمت
شکر برای آتیش و زغالی سرخ
شکر برای تک تک وسیله هایمان صندلی/ساج/کتری/جذوه/کیف/لباسهایمان/کفشهایمان/سلامتی مان/درکنار هم بودنمان/احساس خوبمان/…..
و شکر که تو خدایی این حجم از زیبایی و فراوانی سزاوار توست
و اما طبق این فایل تمرین بسازم بیام فکر کنم چرا الان من در همچین موقعیتی هستم و قبلا نبودم
چون من قبل از هرچیز خودم را لایق آن دانستم لایق خوشی،لذت،آرامش،فضاهای زیبا …
من تنها و تنها 4 روز است متمرکزی رو خود کار میکنم ورودی هایم را چه ذهنی چه جسمی از صافی رد میکنم اتفاقات مثبت را دیده و تحسین کرده و اتفاقات منفی را چشم پوشی کردم از روز اول هر روز نسبت به روز قبل احساسم در حال بهبود است
حتی دید من متفاوت شده جاده هایی را که قبلا دیده بودم داشتم میدیدم اما انگار اولین بار بود و انگار بهشتو تماشا میکردم و روحم غرق در آرامی و خوبی بود
وسط جنگل بودیم و دور بر ما هیچ کسی نبود خلوته خلوت تنها حیواناتی که گفتم میومدن و میرفتن یه ترس ریزی تو دلم اومد که نکنه خطرناکه ولی در ثانیه ایمان و امنیتی اومد تو دلم که من مراقبتم تو لذت ببر همان لحظات اگر بال داشتم پرواز میکردم از ذوقی که داشتم از حس تغییری که دارم خیلی خوشحالم خدایا شکرت
همه اینها تویی هر خوبی هست تویی از خیری از سمت توست تو منبع خوبی و زیبایی هستی خدای من شکر تو را برای وجودت شکر تورا که اینگونه وجودی داری
و چون من این قدم ها را برمیدارم جهان به همین سرعت با لذت های بیشتر به من نشانه میدهد
من نیز تمام توانایی خود را میگذارم و به کمک و هدایت خداوندم که او همواره درحال هدایت من است از او درخواست میکنم که به مرا در این حرکت یاری رساند به ایمان و آگاهی من بی افزاید مرا رشد دهد
سلام بر استاد عزیزم
من بار دوم این فایل میبینم و چقدر این فایل آگاهی داره
این که شما تلاش کردید خودتون رو آزمایش کنید برای تجربه های جدید که بعد بتونید خودتون رو مثال بزنید خیلی عالیه استادو دقیقا از هرکسی تو دنیا برای ما که تو سایت داریم از آموزشهای شما استفاده میکنیم عینی تر و واضحتر خود شما و تغییرات زندگی شماست اون هم با این صداقت بی مانندی که در کلام و رفتار شماست
من تا بخام بیام الگویی مثل هیلتون و راکفلرد و ...برای ذهنم مثال بزنم وقتی هیچ شناختی ندارم از این افراد ثروتمند حق میدم به ذهنم که نتونه این الگوها رو درک کنه بهترین الگو خود شماهستید
و اینکه بچه ها کامنت نوشتن از زندگیشون گفتن باز هم از تمام بچه های سایت حتی در بدترین حالت ،شرایط شما سخت تر و بحرانی تر بوده ولی شما با قدرت تونستید این شرایط رو با تغییر نگرش و تغییر باورها و تغییر کانون توجه ،دیدن زیبایی ها و تحسین اون معجزه خلق کنید معجزه ای که یکی مثل من برای هر چیزی که ذهنم مقاومت میکنه مثال میزنم وقتی میگه با این شرایط،زندگی الانت خواسته هات غیر منطقی ان عکس RV شما رو نشونش میدم میگم استاد این ماشین رو وقتی دوچرخه هم نداشت درخواست کرده بود یا برای اعتماد به قدرت خداوند همیشه میگم که استاد یه ملک پنج شش هکتاری تو خارج از تهران میخاست ولی ببین خدا کجای دنیا یه بهشتی براشون آماده کرد فقط کافیه باور کنی قدرتش رو
و برای هر قسمتی از زندگیم اگر سختی هست ،برای تغییرهر باوری،هر خواسته ای هر جا که ذهن همکاری نمیکنه قبول نمیکنه خود شما رو مثال میزنم و چقدر استاد این الگوی واضح بودن زندگی شما کمک میکنه بهم
فقط باید تلاش کنم مثل شما متعهد باشم
استقامت داشته باشم
تکاملم رو طی کنم
اگر کاری از دستم بر نمیاد برای شرایط،نادلخواه تنها کاری که میتونم بکنم توجه وتمرکزم رو بزارم رو نکات مثبت و نعمت های الان زندگیم زیبایی های خودم واطرافیانم و تحسین اونها با همین کارهای کوچیک و قدم های کوچیک اما پیوسته بتونم کم کم مدارم عوض کنم
قانون جهان ساده ست فقط باید اهل عمل کردن باشم
با سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
واقعا سپاسگزارم از این که آگاهی اولین قدم را کامل فهمیدم چیست در مسیر زندگی کردن این که هدف داشتن و خواستن اتفاقات جدید در زندگی خود باعث می شود در این مسیر قدم بگذاریم،و اینکه من در زندگی هدف های متنوعی دارم و درمسیررسیدن به خواسته هایم کارهای درست و غلط تقریبا متوسطی را انجام دادم…
در مبحث روابط واقعا باید این توانایی تحسین کردن دیگران را تحسین می کنم و می دانم که با تحسین کردن افرادی که ویژگی مثبتی که ما میبینیم را دارند باعث می شود که رابطه ی ما بهتر شود و به نظرم نوعی سپاسگزاری در روابط می باشد و حتی اگر در ابتدا برایمان سخت است در خلوت خودمان ویژگی های خوب افراد را بگوییم و آن ها را تحسین کنیم و مراقب باشیم که احساس مان خوب باشد چون اگر تحسین کنیم و احساس بدی داشته باشیم در واقع در حال فرستادن فرکانس ناسپاسی و حسادت به آن فرد هستیم که در واقع ریشه آن بخاطر احساس مقایسه ویرانگر ایجاد می شود…این رفتاری است که من یک سال قبل از عضو سایت عباسمنش شدن شروع کردم اما تا چند ماه قبل هنوز برایم پذیرفتن تحسین برانگیز بودن دیگران و ویژگی هایشان با تمام قلب کار نسبتا راحتی نبود اما اکنون بدون اینکه متوجه شوم میبینم درحال تحسین رفتارهای اطرافیانم هستم و بعد که متوجه زیبایی رفتارشان با خودم میشوم و سعی میکنم آن را طبق قانون منطقی کنم برای مغزم متوجه میشوم یکی از مهم ترین دلایلش تحسین ایشان و دوست داشتن خودم می باشد…
نکته بعدی که از این فایل متوجه شدم این است که گاهی ما فقط میخواهیم فضایی متعلق به خودمان داشته باشیم یا یک خانه کوچک و از نظرمان واقعا رویا داشتن (به شکلی که امروز با دیدن سریال سفر به دورآمریکا و زندگی در بهشت درحال آموزش دیدن به صورت عملی هستیم) را حتی نمی فهمیدیم…
و نکته مهم دیگری که دریافت کردم این است که همه چیز از توحید شروع می شودو تنها عامل مشکلات زندگی مان شرکی است که در زندگی مان تجربه می کنیم و من قبل از این فایل فکر میکردم چون به شیطان هم قدرت داده ام در ذهنم پس خداوند را شریک قائل شده ام و تمام توجه ام را به سمتی بردم که ایم باور قوی شود که
تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و تنها از اویاری می جویم
و سوالی که با ترس ها به سراغم می آمد را می پرسیدم که؛
چرا تنها فرمانروای قدرتمند کیهان رب را می پرستم و از تنها فرمانروای قدرتمند کیهان یاری می جویم؟
و وقتی نزدیک پنجاه بار این سوال را به صورت رندوم و بدون فکر در مواقع ناراحتی از خودم میپرسیدم احساسم خوب میشد و اما کم کم یاد گرفتم منطقی به آن فکر کنم و بفهمم که فقط او قدرتمند است و فقط اوست که وجود دارد در تمام لحظه ها و مکان ها
و امروز شما گفتید که اولین باور که باعث شد من جرات پیدا کنم تغییر بدهم زندگی ام را همین باور است که؛
من خالق زندگیم هستم من توانایی خلق زندگی خودم را دارم خداوند این توانایی خلق زندگیم را به من داده است و خداوند اختیار استفاده از این توانایی را نیز به من داده است و بازهم با پرسیدن و تکرار این منطق ها و قوانین به همان مانترای اصلی می رسیم که بارها در برنامه هایتان تکرار کرده اید
خدایا من در برابر تو خاضع و خاشع هستم و هرآنچه دارم از آنِ توست
خدایا هرآن چه دارم از آنِ توست
گفتن این جمله در ابتدا کار راحتی به نظر میرسد ولیکن هرچه بیشتر در مفهوم مالکیت خداوند فرو میروم میبینم هر آنچه دارم از آنِ اوست و قسمت جالب داستان این است که دیگر احساس نمیکنم برده خداوندم یا اینکه او جباری قدرتمند است که می خواهد مرا با اجبار به سمت چیزهایی که خودش می خواهد ببرد
این در حالی است که خداوند تأکید دارد که من هستم در زندگی تو که بنده ی من هستی و مرا اجابت می کنی و مادامی که اجابت کنی و یکتاپرست باشی من پیوسته (اجیب فعل مضارع و به معنای در حال اجابت کردن هستم)در حال اجابت کردن خواسته ها و برطرف کردن نیازهایتان هستم همانگونه که ما برای نفس کشیدن همیشه آسوده بوده ایم و خداوند این نعمت را در زندگی ما قرار داده زیرا ما باور داشته ایم که خود به خود نفس میکشیم و اکسیژن به صورت طبیعی در اختیار ما قرار میگیرد اما در بقیه ی موارد چون طبیعت را فراموش کردیم و خدارا اتفاقی افتاد به نام کمبود و نداشتن که در واقع هیچ گاه انسان های پیشین این مشکل را به عنوان مسئله ای لاینحل و غیر قابل بررسی نمی دیدند بلکه کاملا آن را ساده راحت بدیهی و قابل حل می دانستند و این گونه بود که ما فراموش کردیم طبیعی است که صاحب نعمت ها باشیم و در زندگی مان نداشتن خلق شد که کاملا با تعبیر بماکسبت ایدیهم و بما قدمت ایدیهم مطابقت کامل دارد و قانون این موضوع را که خداوند بیان نموده کامل تأیید می نماید و به انسان یادآوری می کند که من به تو اختیار داده ام و خودت هر آنچه بخواهی من در اختیارت قرار می دهم و این مسئله کاملا به خود خودت مربوط میشود نه هیچ کس دیگر زیرا مهم ترین هدف خداوند از خلق انسان با روح خویش در جهان مادی نمایاندن میزان قدرت روح ما در خلق کنندگی می باشد که ما انسان ها بعد از فهمیدن قانون گرانش و قوانین نیوتن به کل قانون های طبیعی را از یاد می بریم اما در بسیاری از موارد از آن ها استفاده می کنیم …
یعنی بارها و بارها در زندگی ام می دیدم که من انسانی هستم که مذهبی و اهل نماز و روضه و این داستان ها بودم آن هم از هفت سالگی نماز میخواندم و روضه میگرفتم و می دیدم بقیه حالشان بهتر است بقیه که کمتر اهل این داستان ها هستند و یا حتی اصلا نیستند چقدر همه چیز برایشان راحت تر رخ می دهد و نعمت ها به راحتی روارد زندگی شان می شود
و آن جا بود که شک کردم و شروع کردم به شکستن قوانین که مذهبی ها می گفتند قسم دروغ خوردم با نامحرم رابطه برقرارکردم و احساس گناه رهایم نمیکرد و باز فهمیدم هستند کسانی که همین کارها را می کنند و خیلی خوشحالند
دیگر برایم آخرت معنایی نداشت فقط می خواستم ببینم چرا روی زمینم و زندگی که میخواهم را تجربه کنم تا وقتی روبروی خدا ایستادم اشتباه هم رفتم درست هم رفتم ولی هیچکدام حال خوبی به من نداد پس چرا روی زمین آمدم
در این مسیر خیلی رفت و برگشت داشتم و دلیل اینکه به هیچ خواسته ای جز سلامتی و کمی روابط زیبا و شرایط خوب برای سکونت و چند هم صحبت دلنشین نرسیدم
و جالب است که بدانید این ها را حق طبیعی خودم می دانستم ولی برای بقیه خواسته ها باید تلاش میکردم این باور من بود
و اما حالا این باور خدایی را چطور بیشتر بفهمم من همان مینا نیستم اما شاید هم این مینا نباشم که می داند توانایی خلق لحظه هایش را دارد که می داند فقط توحید ابراهیمی می تواند نجاتش دهد فقط سوزاندن آثار شرک برایش زیبایی خلق می کند و این مینا خیلی دوست دارد بیشتر بفهمد و بیشتر باور کند این باور خلق کنندگی را
زیرا اولین بار که یک کلاه را ساعت دوازده شب شروع کردم به بافتن برای خواهرم که سه ساله بود و همان شب تب کرده بود،پنج صبح تمامش کردم و روی سرش گذاشتم و خوابیدم و بی نهایت احساس شگرفی از این که خلق کرده بودم داشتم حالا آن یک خلق مادی بود می دانم انرژی ذهنم که عشق بسیار به سلامتی خواهرم بود کمکم کرد که آن کار را انجام دهم و اینکه خلق این اتاق پر نور فرش خور زیبای سفید خودم که برای کتاب ها و دفترهایم مکان هایی دارد برایم واقعا سخت رقم خورد گرچه عاشقش بودم…تابستان ها و بهار رودهن خیلی خواسته ی دوست داشتنی ام بود به مدت دو سال ولی این هم سخت رقم خورد رابطه سالم و پایدار و دوست داشتنی ام خیلی راحت به سمتم آمد و خلق شد و ادامه پیدا کرد اما چرا ازدواج در رابطه با سختی مواجه شد،چرا من لایق یک ازدواج راحت و سالم و پایدار و عاشقانه نبودم؟
چرا اینقدر همه چیز برایم پیچیده شد…وقتی راحت شروع شد راحت ادامه پیدا کرد…
چه می شود که راحت به مرحله ی بعد رفت
چه می شود اگر به راحتی همان ازدواج سالم و پایدار و عاشقانه ای که بدون حضور خانواده ها درحال رسیدن به اوج بود با حضور آن ها به یک رابطه long distance ای بدل شد که حتی روز به روز کمتر دلیل برای شکر گزاری می داد؟
چگونه می توانم شکرگزارتر باشم برای توانایی هایم؟
چرا باید جسم ما در رسیدن به خواسته ها ی روح اینقدر دخالت های بیجا کند؟
چرا باید محدود بودن مان را در عین نامحدود بودن حس کنیم؟
چرا این تناقض به نظرم بخشی از مسیر می آید که می خواهد به من از تضادی بگوید که درکش کنم…
چگونه راه حل آسان مسئله به من الهام می شود؟
چگونه شخصیتم به سمتی حرکت می کند که می توانم همه یخواسته هایم را خلق کنم ؟
چگونه می شود که چرخ زندگی ام در تمام جنبه ها روان باشد و من روی بخش معینی از خودم تمرکز داشته باشم؟
چگونه بزرگترین هدف روحم را بشناسم؟
آیا واقعا من خودم خالق زندگی خودم هستم؟
چرا با توجه به زیبایی ها و نکات مثبت زندگی زیباتری می توانم خلق کنم؟
چرا با دیدن نیمه پر لیوان ظرف وجود ما برای دریافت نعمت ها بزرگتر می شود ؟
چرا داشتن آرامش مارا به سمت سپاسگزاری بیشتر سوق می دهد؟
چرا فاکتور اصلی موفق شدن همان شادزیستن و احساس خوب داشتن است؟
چرا من خواسته هایم را می خواهم؟
چرا برآورده شدن خواسته های من به صورت خود به خودی رخ می دهد اگر خودم را در فرکانس صحیح قرار بدهم ؟
چرا عمل به قانون بعد از باور کردن اینکه می شود به خواسته ها رسید اتفاق می افتد؟
چرا ایده ی من می تواند برای من اجرا شود؟
چرا توجه آگاهانه به زیبایی ها برای من خوب است؟
چگونه با حذف نکات منفی و پیدا کردن نکات مثبت رشد می کنم؟
چرا من به دنبال ویژگی های خوب افراد میگردم؟
چرا من سپاسگزاری هایم را می نویسم ؟
چرا سپاسگزاری برای نعمت هایی که دارم خوب است؟
چرا سپاسگزاری می تواند مرا در مسیر رسیدن به خواسته هایم قرار دهد؟
چرا سپاسگزاری مهم است در مسیر عمل به قوانین؟
چه رابطه ای میان سپاسگزاری و عمل به قانون وجود دارد؟
چگونه می شود یک شخصیت سپاسگزار ساخت؟
چه خوب می شود که شخصیت من همان شخصیت سپاسگزاری که آرزویش را دارم بشود؟
چه خوب می شود که به فراوانی ها و نعمت ها توجه کنم وقتی احساس خوبی دارم ؟
چرا احساس آرامش داشتن در این مسیر تعیین کننده است؟
چرا آرامش و سپاسگزاری جز مؤلفه های تعیین کننده لذت بردن از مسیر می باشد؟
چگونه می توان احساس سپاسگزاری بدون قید و شرط را تجربه کرد؟
چگونه می شود که من سپاسگزار خلق احساس سپاسگزاری باشم؟
چگونه می شود با سپاسگزاری کردن ورودی های ذهن را کنترل کرد؟
چه رابطه ای میان سپاسگزاری و ایمان به خداوند و تسلیم خداوند بودن وجود دارد؟
چطور می شود که شکرگزار روابط زیبایمان باشیم بدون وابستگی؟
چقدر خوب می شود که سپاسگزار آزادی زمانی و مکانی و مالی خودم باشم؟
چقدر خوب می شود که سپاسگزار شخصیت توحیدی ام باشم…
چقدر خوب می شود که ایمان من در مسیر عمل رشد کند…
چه عالی شد که شما استاد من شدید…
مرسی که هستید صاحب نعمت ها و اهل هدایت
عاشقتونم
به امید دیدار چشمان قشنگ تون
مرسی که هستید…شکر وجودتون و شکررابطه تون و قشنگیاش
به نام خالق بخشنده و زیبا
سوال مهم که استاد با عزیزدلش در مورد جوابش تو راه برگشت از سفر بهش جواب داد:
#چه عاملی باعث شد که بیشترین تغییرات در زندگی ما اتفاق بیفته؟
(جواب باور صد در صد به این باور بزرگ و قدرتمند
که ما خالق زندگی خودمون هستیم)
این آگاهی را سپاسگزارم.
من خالق زندگی ام هستم.
من خالق زندگی خودم در تمام جنبه ها هستم.
من خالق زندگی خودم هستم.
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ.
به نام خدای مهربون
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
چه عاملی باعث میشه انسان تغییر کنه؟
هدف، هدف داشتن توی زندگی و هدفمند زندگی کردن که برخلاف روزمرگی و عادات روزمره هست، عاداتی که سالیان سال از بچگی باهاش زندگی کردیم و عادت کردیم به این شیوه زندگی کردن، عادت به مقصر دونستن بقیه، عادت به فکر کردن به شیوه بقیه افراد جامعه که فکر کنیم زندگیمون دست افراد دیگس، دست دولته دست رئیس جمهوره، دست دلاره، دست ترامپه اونا هستن که زندگی مارو تحت تاثیر قرار میدن، عادت داشتن به باور کمبود اینکه همه چی داره کم میشه روزبه روز سلامتی ارامش منابع زمین هوای خوب خوشی و….عادت به اینکه یه حقوق بخور و نمیر داشته باشیم، منتظر واریز یارانه باشیم اگه بعد بیست سال زندگی مشترک بتونیم خونه بخریم خیلی کار بزرگیه چون تو این اوضاع اقتصادی نمیشه و ….
این باورای بالا میشه همون جاده سنگلاخی که استاد تو دوازده قدم توضیح میده مسیری که به سختی میتونی به خواسته هات برسی تازه خیلیا وسط همین مسیر حذف میشن
اما ما بچه های سایت یاد گرفتیم که جهان جور دیگه ای کار میکنه توی همین جهان یه مسیر سرسبز و پر از زیبایی وخوشی هست که فقط سوت میزنی و خیلی راحت به مقصد میرسی
مسیری که با این باورها ساخته میشه،که خداوند قادر مطلقه، خداوند عالم مطلقه، خداوند خالقه و قدرت خلق زندگیم رو به خودم داده، چجوری باید خلق کنیم؟ با فرکانس هامون، فرکانس چیه؟ فرکانس یه ارتعاشه که با باور ساخته میشه، باورها چی هستن؟ باور یه فکر تکرار شوندس که انقدر تکرار شده که توی مغز یه مسیر عصبی برا خودش ساخته و داره عملکرد انسان رو تحت تاثیر قرار میده، باور چجوری ساخته میشه؟ با ورودی ها، ورودی چیه؟ورودی از کانون توجه ما ساخته میشه، میتونه شنیداری باشه مثل صحبت های دیگران و اخبار، دیداری مثل فیلم و سریال شبکه اجتماعی کتاب خوندن، یا اینکه خودمون با صحبتامون ایجادش کنیم یا اینکه وقتی داریم یه مطلبی رو مینویسیم مثل الان که من دارم این دیدگاهو مینویسم این ورودی ها باعث میشن به مرور زمان باور ساخته بشه، مثلا وقتی من مدام بیام اخبار گرونی جنگ زلزله و .. گوش بدم و ببینم کم کم به این نتیجه میرسم که دنیا جای نا امنیه، کنترل زندگی که دست من نیس و… همه این دیدگاه ها باعث ایجاد احساس در من میشن و این احساس همون فرکانس رو ایجاد میکنه و قدرت خلق داره، یبار دیگه میگم(( احساس قدرت خلق داره))، پس ما میتونیم با کنترل ذهن و کنترل کانون توجه و کنترل ورودی ها باورهای مناسب با خواستمونو بسازیم. وقتی ما باور میکنیم که میتونیم که خلق کنیم و زندگیمون به طور صدرصد داره توسط افکار و باورهامون خلق میشه میایم برا خودمون هدف میزاریم، برای من که اینطوریه، من وقتی توی این مسیر دارم حرکت میکنم و دارم روی باورهای توحیدیم کار میکنم اومدم برای خودم هدف تعیین کردم و ار درامد صفر به درامد ماهی یک میلیون تومن رسیدم، داستان همینه وقتی میفهمی که خودت خلق میکنی میگی خب پس من میتونم همه چی دست خودمه پس بیام هدف بزارم برای خودم و هدفامو با توجه به امکانات فعلیم انتخاب کنم، قانون تکامل رو رعایت کنم، ایمان بیارم که خداوند هدایتم میکنه، وقتی رو باورهامون کار میکنیم و اقدام عملی انجام میدیم جهان درهارو برامون باز میکنه، و پله پله به خواسته هامون نزدیکتر میشیم، ولی خیلی باید حواسمون به قانون تکامل باشه، روند تغییر باورهامون یه روند تکاملیه باورهامون یک شبه ایجاد نشدن که یک شبه هم تغییر کنن، ولی به میزانی که باورهامون عوض میشه نتایجمون هم به همون میزان تغییر میکنه، پس باید بیایم هدف بزاریم و باورهای هماهنگ با خواستمون ایجاد کنیم و استمرار داشته باشیم تو مسیر و به شدت حواسمون به ورودی هامون باشه و مدام به خودمون بگیم((من خالق زندگی خودم هستم))، خداوند یک انرژی همواره اجابت کنندس و به فرکانس ما پاسخ میده و سلیقه ای عمل نمیکنه که یکیو خوشبخت کنه یکیو بدبخت کنه چون با عدلش در تضاده، خداوند به فرکانس ما پاسخ میده و ماهم باید گیرندمون رو روی فرکانس خداوند تنظیم کنیم و ماهم اجابت کننده باشیم یعنی تو احساس آرامش باشیم، احساس شادی باشیم تا بتونیم پاسخ های خداوند رو دریافت کنیم درواقع باید روی موج خداوند باشیم، و این باور بی نظیر که از استاد یاد گرفتم که هیچ برگی بدون اذن خداوند بر زمین نمیفته، اینو مدام به خودمون یاداوری کنیم، و ایده هایی که خداوند بهمون میده رو عملی کنیم نتیجه خودش نمایان میشه و به راحتی وارد زندگی میشه، فقط باید توی مسیر بمونیم و مدام روی باورهامون کار کنیم که کار اصلی همینه، استفاده از قدرت ذهن
آرزوی شادی و ثروت و سلامتی برای همه دوستانم دارم، خدایا کمکمون کن که توی مسیر قانون بمونیم
درود و سلام بسیار به فاطمه خانم گل گلی
اسمتان هم زیبا و خیره کننده است و تحسین برانگیز
آفرین و صد مرحبا به این تعاریف زیبا و بی نظیر شما دوست و همراه گرامی
بسیار لذت بردم از نوع دیدگاه و برداشت شما
کلامتان و نحوهی ادای جملات تان من را صددر صد به یاد فیلم راز انداخت
شاید باورتون نشه ولی از نوشته تان نت برداری کردم
امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده باشید
راستی دوست و همراه گرامی عکس پرو فایلتان هم شبیه اسمتان گل گلی و شاداب هست و یک مطلب دیگر چهره تان از دور شبیه بهنوش بختیاری میباشد
و باز هم به شما و نحوه ی برداشتتون درود میفرستم و بسیار سپاسگزارم
سلام به زهراجان عزیزمم
ممنونم از این همه لطف و محبت شما، صدرصد درون خودتون هم بسیار زیبا هست که انقدر زیبا میبینید و برداشت میکنید، ممنونم از تحسینتون دوست عزیزم، من هم مطمئنم شما یه خانم فوق العاده از هر نظر هستین، هم چهره هم اخلاق و اسمتون هم که بسیار زیباست مثل قلب زیباتون دوست عزیزم، خداروشکر که دیدگاهم براتون مفید بوده و از اینکه تونستم تاثیر مثبت بزارم خیلی خوشحالم، امیدوارم که در مسیر رشد و پیشرفت و موفقیت روزبه روز بهتر از دیروز باشی دوست قشنگم و ممنونم که نظرتون رو برام نوشتین، شادوپیروز باشید دوست مهربونم
سلام فاطمه خانم
چقدر کامل و قشنگ توضیح دادی ممنونم
امروز یه سوال برام پیش اومد که من وظیفه ام اینه درخواست کنم و خداوند هم گفته اجابت میکنم به شرطی که تو هم قبول کنی درخواست من خدا رو بپذیری مثالی که استاد د تفسیر آیه واذا سائلک عبادی ….میگن که تو نامه رو فرستادی جواب نامه هم اومده اما توباید بری از صندوق پست برداریش من همین امروز خدا شاهده پرسیدم خدایا وظیفه من اگه خواستن و وظیفه تو اجابت کردن ادامه اش من باید چیکار کنم در مدار دریافت باشم که الان کامنتت خوندم نوشتی باید با احساس آرامش و احساس شادی در مدار خداوند باشیم برای دریافت نعمت و خواسته هامون
متشکرم دختر زیبا جواب سوالم رو خدا با کامنت شما بهم داد و چقدر لذت بردم از کامنت کامل و قشنگت
باید مطالبش بنویسم
نمیدونم خریدار کدوم دوره هستی ولی معلومه آگاهی دوره رو کامل درک کردی که اینقدر واضح توضیح دادی آفرین .