قدم اصلی تحوّل زندگی
از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر خواندن نوشته تأثیرگذارتان هستیم
منابع مرتبط با آگاهی های این فایل:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری قدم اصلی تحوّل زندگی587MB31 دقیقه
- فایل صوتی قدم اصلی تحوّل زندگی30MB31 دقیقه






به نام خداوند بخشنده ی مهربانم
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیز وگرامی.
ممنون از لطفی که به من دارید.
شاید باورتون نشه، دیروز داشتم فایل نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میدیدم که اقای رضا عطارروشن اول فایل گفتند، رفتند توسایت نگاه کردند دیدند جام هفتمین سالگرد بودن توی سایت رو گرفتند!!!!
پیش خودم گفتم جام ؟ چه جامی؟
رفتم سایتو چک کردم متوجه نشدم تو کدوم قسمت میشه ببینم این بخش رو، یادم اومد خیلی وقت پیش ها به صورت اتفاقی دیدم یه بخشی بود تعداد کامنت ها و شکل جام واینا رو دیده بودم ولی خب بهش دقت نکرده بودم!!
من از استادعباسمنش عزیز یاد گرفتم، اولا بچسبم به اصل نه فرع…
دوما این جهان دوقطبی هست، یعنی باید همه جور دیدگاه وباور و آدم وشرایطی درش باشه…
همه ی این تفاوت ها باعث رشد جهان میشه…
یعنی هرکسی هرجایی هست جای درستش هست، خودش با افکار وگفتار وباورهاش که تبدیل میشند به فرکانس ، خودش رو در اون نقطه قرار داده حالا یا آگاهی یا نا آگاهی…
اینکه به لطف الله ما توی این مسیر پرخیر وبرکت هستیم جای بسی شکر داره…
این سایت برام مثل دانشگاه می مونه، دانشگاهی که درسهاش هدایتمون می کنند به سمت رسیدن به خیر وخوشبختی ورضایت درونی..
استاد دارند به لطف الله وظیفشون وتعهدشون رو به درستی انجام میدند ان شالله که ما هم شاگردان حرف گوش کن و سربه راهی باشیم و هدفمون فقط وفقط فراگیری اون درسی باشه که بابتش اینجا هستیم.
ودر نهایت استاد کارشون رو به درستی که انجام میدن، نتایج هرکسی در زندگیش مشخص کننده اینه که چقدر به اونچه که اموخته عمل کرده…
(نمرات عالی از درسش گرفته)
خوبی دانشگاه اینه که مثل دوران دبستان وراهنمایی وحتی دبیرستان استاد ومعلم نمیاد هی به دانش آموز بگه حواست به درست باشه، حواستون به امتحان ونمراتتون باشه تا تجدید ومشروط نشید!!
چون دیگه کسی که وارد دانشگاه شده انقدر عاقل وپخته شده که درس رو به خاطر اجبار نمی خونه یا از ترس خانواده ویا معلمین …یا گرفتن نمره ..
وبرای هدفی اینکارو انجام میده که بتونه ازش بهره کافی ببره برای رشد وپیشرفت خودش…
حالا حکایت این سایت و کامنت و امتیازات و …ایناست…
دوست عزیزم ، مهربونم، طراحی این سایت به این شکل هم لطف الله مهربانه…
همونطور که خداوند توی زندگی بهمون اختیار کامل داده که خودمون طریقه زندگی کردنمون رو تجربه کنیم، اینجا هم به همین شکل هست.
توی زندگی واقعی بعضی ها دنبال برتر بودن هستند، بعضی ها دنبال دیده شدن، بعضی ها دنبال فقط رشد شخصی ودیگه کاری ندارند بقیه چیکار می کنند چطوری زندگی میکنند، بعضی ها دنبال نفع شخصی هستند، بعضی ها دنبال برابری هستند، بعضی ها دنبال دوستی وبرادری وگسترش مهربانی، بعضی ها سرشون گرم کار وبار وزندگی خودشونه، بعضی ها وقت وفکر وحواسشون پی زندگی دیگران وتجسس تو کار وبار دیگران….
خلاصه که هدف در نهایت یکی هست، هرکسی میخواد که طعم شادی وخوشبختی وآرامش رو همیشه بچشه، و زندگی از هر نظر عالی داشته باشه..
واتفاقا تلاشهای هرکسی در این دنیا پاسخ داده میشه…وراه برای همه بازه برای رسیدن به خواسته هاشون…
حالا دیگه اختیار با خوده انسان هست…
که از چه راه ومسیری به خواسته هاش برسه..
تواین دنیا راه بازه که قاتل ،قتلش رو انجام بده..
دزد به دزدی کردنهاش دست پیدا کنه…
اختلاص گر، اختلاصش رو انجام بده…
محقق وپژوهشگر به علم ودانشش دست پیدا کنه…
نیکوکار به نیکوکاریش برسه…
مخترع ودانشمند به کشف علم و اختراعش برسه..
اونکه دنبال معنویت وشناخت خودش و نیروی برترش هست به معنوییت دست پیدا کنه…
اونکه مال دوسته هر طور شده به مال واموال زیاد حالا از هر راهی دست پیدا کنه….
اونکه دنبال خودنمایی وتجملات هست به خواسته اش برسه..
یا اونکه فقط میخواد باری به هرجهت فقط زندگی روزمره اش بگذره..
یا اونکه دوست داره شاد باشه و از زیبایی ها یی جهان استفاده کنه و دنیای خودش وزندگیش رو خوش اب ورنگ کنه..
چون خداوند در ذات وفطرت انسان، قدرت تشخیص بد از خوب رو گذاشته….و بهش اختیار داده، تا انسان خودش عمل کننده باشه بازتاب اعمالش رو هم خودش ببینه.
بنابراین، صرفا مدت زمان زیاد بودن توی سایت، کامنت زیاد وطولانی وزیبا نوشتن،یا کامنت کوتاه نوشتن، دنبال امتیاز بودن یا نبودن، امتیاز گرفتن یا نگرفتن…برچسب کامنت بد یا خوب دادن یا گرفتن..
اینها اصلا مهم نیست…اصل چیز دیگه است.
منم وقتی وارد سایت شدم، یکسال اول اصلا کامنت نمی خوندم یعنی اصلا هدایت نشدم به خوندن کامنت، و اول خدا هدایتم کرد به دیدن سریال سفر به دور امریکا وبعد سریال زندگی در بهشت وسریال تمرکز بر نکات مثبت وبعد فایلهای دانلودی و بعد کامنت خوندن و بعد کامنت نوشتن و بعد خرید دوره…
الحق والنصاف که خدا آگاهه به اونچه که نیاز ماست،من اونموقعه واقعا حوصله کامنت خوندن نداشتم، مغزم پر بود، دوست داشتم تصویر وفیلم ببینم، دوست داشتم طبیعت وزیبایی و سفر کردن رو ببینم…
وخدا میدونه چقدر زندگیم وحال وروزم توی همون 6 ماه اول ورود به سایت خوب وعالی شد.
خب سایت هم توی این 4و5 سال کلی رشد کرد کلی روش کار شد، کلی فایل ومقاله بهش اضافه شد ودر دسته بندی های تفکیک شده وعالی به لطف الله مهربان واستاد ومریم عزیزم که خدا قوتشون بده ان شالله..
در کل دوست عزیزم،همه چیز درسته، همه چیز دقیقا در جای درستش قرار داره…
مهم اینه که منه مینا هم بگردم جای درستم رو توی پازل زندگی پیدا کنم.
شما هم شروع کن به کامنت نوشتن، چون باعث میشه خودت رو بهتر بشناسی، اصلا همین کامنت نوشتن هم به لطف خدا اتفاق میفته، یعنی ما میخوایم وخدا توفیقش رو بهمون میده، دریافت علم وآگاهی و دانش وبینش که انتها نداره، همه از یه جایی شروع کردند واومدند تو مسیر، اصلا به این فکر نکن که کامنتت خوب هست مورد پسند هست یا نه ، امتیاز میگیره یا نمیگیره، به قول استادعزیزمون، اگر حتی فقط یک نفر هم با این اگاهیها بیاد تومسیر و قلبش به حقیقت نزدیکتر بشه کافیه..
بارها وبارها شده من کامنتی نوشتم که ذهنم موقعه نوشتن میگفت: اینا چیه داری مینویسی؟ ولی بعدش یکی از دوستان یا چندنفر اومدن گفتند چقدر کامنتت الهام بخش و کمک کننده بوده….
چون اینجا عبادتگاه ماست، جایی پاک که ما میایم تا از هم راه ورسم درست زندگی کردن ودرست بندگی کردن رو بیاموزیم، فارغ از اسم و رسم و اینکه کجای این دنیا هستیم وکی هستیم…وچقدر دارایی داریم یا نداریم.
ما باید به دنبال اصل باشیم، اصل برای من اینجوری معنا میشه، که جایی باشم چیزی ببینم وبشنوم وبخونم وبنویسم، که بهم احساس آرامش وشادی وحس امید وانگیزه بده، وشخصیت وسبک زندگیم رو ببره به سمت یه زندگی نرمال و درست.
زندگی این دنیا این شکلی نیست که وقتی رو خودت کار میکنی ودر مسیر درست قرار میگیری، مسائل و تضادها کلا از بین برند…
زندگی مادی همراه وعجین هست با مسائل وتضاد، ما داریم می آموزیم که چطور زندگی کنیم که این مسائل وتضادها به کمترین میزان خودشون برسند وچطور فکر کنیم وحرف بزنیم وعملکرد داشته باشیم که زندگی برامون آسانتر و روانتر بگذره..
ودر نهایت من از خدا واستاد ومریم جان وشما وهمه دوستانم در این سایت سپاسگزارم، که با تجربه هاشون کمکم میکنند منم بیاموزم و زندگی آرامتر، شادتر، لذت بخش تری رو تجربه کنم.
بهترینها سهم قلبت باشه دوست مهربونم .در پناه الله مهربان باشی.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
الْإِسْرَآء
قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَلَا تَحْوِیلًا(۵۶)
بگو: «از کسانی کمک بخواهید که بهخیال خودتان بهجای خدا معبود خودتان گرفتهاید. آنها بدون کمک خدا نه گره مشکلاتتان را باز میکنند و نه حتی ذرهای تغییر در آن میدهند.»
(۵۶)
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا(۵٧)
معبودهایی که صدایشان میزنند، خودشان برای نزدیکیِ هرچهبیشتر به خدا، دنبال تقویت بندگیِ خودند و به رحمتش امیدوارند و از عذابش میترسند. البته که از عذاب خدا باید ترسید و برحذر بود.
(۵٧)
الهی ای پروردگار عرش عظیم، ای مهربانترینه مهربان، نمی تونم شکرت رو هیجوقت کامل به جابیارم، اما همین لحظه و هر وقت که به یادم بیاد سربه سجده تو میگذارم و بارها وبارها تورا ستایش می کنم و ازت سپاسگزاری می کنم، بابت اینکه بعد اونهمه شرک ورزیدنهای آشکار، بعد اونهمه ظلم به خود کردنها، بعد اونهمه کفر ورزیدن ها، بعد اونهمه کور دلی وبی تفاوتی ….در کل زندگیم، باز هم منو به حال خودم رها نکردی..
انقدر با من صبوری کردی و کمکم کردی تا برسم به سیدحسین عباسمنش و آگاهیهاش، تا برسم به راه ومسیری که درش خیر وخوشی و درس خودشناسی وخداشناسی وجهان شناسی هست.
تا خودم رو باتو و تورو با خودم بشناسم، تا به لطفت قلب منو بعد اونهمه سخت و تاریک شدن، نرم وروشن کنی با کلام سیدحسین عباسمنش…
کسیکه خیلی ساده وشیرین ودلچسب، راه ومسیر رسیدن به تو و خوشبختی رو بهم نه تنها نشون داد بلکه هربار دستم رو با آگاهیهایی که توبه قلبش الهام میکردی گرفت و قدم به قدم رسوند تا به امروز…..
هربار که داشتم از مسیر دور میشدم، هربار که شیطان در گوشم نجوا میکرد و انقدر زر مفت میزد که حواسم پرتش میشد و دیگه نمی تونستم به قلبم گوش کنم تا صدای تورو بشنوم، به بنده ی مخلص وبا ایمانت میگفتی سیدحسین جان، برو ودوباره درس ایمان وتوحید ویکتاپرستی بده به بنده های من ، که دارند از منو وتو واین مسیر پرخیر وبرکت دور میشند..
هرجای سایت سر میزنم، فقط از توحید ویکتاپرستی میشنوم ومیخونم، و هرجای قرآن رو که میخونم خدا داره بهم میگه مشرک نباش وقتی فطرتت از این آگاهه که تنها رب جهانیان وتنها قدرت جهان هستی منم….
وقتی بارها وبارها بهم نشون داده که با تکیه بر غیر خودش جطور گمراه شدم وزمین خوردم.
بهم نشون داده بارها که اون کسائیکه من بهشون توسل وتوکل می کنم یا خودشون از این دنیا رفتند و زنده نیستند که بخوان حتی حالی ازم بپرسند و حرفی بین ما رد وبدل بشه، یا زنده اند ومثل خودم مخلوقی بیش نیستند و خودشون محتاج ونیازمند به خالقشون هستند.
الْفُرْقَان
وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا(٧٣)
وقتی آنان را با آیههای خدا بهخود آورند، به آن فکر میکنند و چشموگوشبسته قبولش نمیکنند.(٧٣)
والحق که هیچکس منو بهتر از خالقم نمی شناسه، بله خدای قشنگم، منم هربار که چیزی در موردت می شنیدم بهش فکر میکردم ولی خب فکر خالی هیچ فایده ای نداشت…
اون پیامبران وافرادی هم که ازشون به نیکی در قرآن یاد کردی دیگه نبودند که بتونم روش زندگیشون رو ببینم تا حجت برمن تمام بشه…
برای همین تو سیدحسین عباسمنش رو آوردی به زندگیم، گفتی بیا دیگه انقدر فکر وخیال نکن، یه شاهد زنده، یه پیغام آور، یه هدایت کننده برات فرستادنم حی وحاضر، ببینش، این بنده ی خوب و ناب منه…
ازش بیاموز راه ورسم بندگی وزندگی کردن رو…
استاد جانم مهربونم، خدا قوتت بده آقا، که اینهمه سال سر عهد وپیمانت با خدات موندی، تا منو امسال من، بتونیم حداقل معنی شرک ویکتاپرستی رو بفهمیم…
حداقل بتونیم به این درک برسیم که اونکه داره به ما ظلم میکنه، نادانی وجهالت خودمونه…
اینکه دست برداریم از سر هر کسی جز خودمون و تمام تمرکزمون رو بذاریم فقط روی افکار وگفتار واعمال خودمون….
خدا که فقط خدای این چندسال اخیرم نیست، خدا تمام عمر داشته برام خدایی میکرده، با اینکه من براش بنده صادق ودرستکار و با ایمانی نبودم.
بله باید هر روز بیاد بیارم که کجاها فقط همین هدایت الله وکمکش بود که من تونستم ادامه بدم وتا به اینجا برسم…
خدایی که بارها منو از مرگ حتمی نجات داد، از گناهانم چشم پوشی کرد، و آبروی منو خرید و دستم رو از تو دستان گمراهان در آورد و گرفت توی دست خودش وبا خودش آورد تا روزی وجایی که سیدحسین عباسمنش، با شواهد بهم ثابت کنه، که تمام عمرم اونجاها که نجات پیدا کردم، اونجاها که ترقی کردم وپیشرفتی داشتم، اونجاها که به امیدها وآرزوهام رسیدم، اونجاها که اسم ورسمی به پا کردم و اونجاها که ادعای زرنگی کردم وبه هوش واستعدادم بالیدم، همش خدا برام انجامشون داده بوده ومن نبودم…
واونجاها که گند میخورد به همه چیز، اونجاها که فتنه به پا میشد وشر دامنم رو میگرفت، اونجاها که کاسه چه کنم چه کنم دستم میگرفتم و صدای آه وناله وگریه ام گوش فلک رو پر میکرد، همه اش از خودم دقیقا زیر سر خودم وکار خودم بوده، نه کار کسی یا کار خدا..
ومن گرفتار ظلم به خود کردنها وشرک ورزیدنهای خودم بودم…
هنوزم ادعایی ندارم که با ایمانم ویکتاپرست، ادعایی ندارم که کفر وشرک تماما از من دور وجدا افتاده اند، نه….
اتفاقا گاهی چنان شرک تمام وجودم رو میگیره، وچنان به غیر خدا امید می بندم که در عرض چند دقیقا وارد جهنم میشم….
و از سوزش قلبم و مغزم متوجه این شرک ورزیدن هام میشم..
امروز داشتم فایل دعای حضرت علی رو گوش میدادم…
چقدر زیبا گفتید اونجا، که جهنم وعذاب صرفا حالت خاص وجای خاصی نیست…
هروقت که ما از خدا که منبع نور وعشق و آرامش وشادی و حس خوشبختی هست دور وجدا بشیم، انگار از بهشت دور وجدا افتادیم، و انگار وارد جهنم و آتیش سوزان شدیم، چون دور از نام ویاد وحضور خدا، هر جا که باشم جهنم رو تجربه می کنم.
حتی اگه فقط برای چند دقیقه تمرکزم رو از قلبم و احساس سپاسگزاری وشادی ولذت بردارم، وتمرکزم رو بذارم روی گوش دادن به صدا ونجواهای ذهنم….
انگار ذغال داغ ریختن روم…
هممون تجربه کردیم…
در گذشته میذاشتم تا تمام گوشت وپوست واستخونم جزغاله بشه تو جهنم بعد دنبال راه فرار و نجات وبرگشت می گشتم ولی الان مدتهاست، که تا سرم میخواد داغ بشه، سریع میفهمم دارم به جهنم نزدیک میشم، وبه سرعت نور برمیگرودنم خودم رو به سمت نور الهی پروردگارم..
با گفتن لعنت برشیطان رجیم وبا گفتن بسم الله الرحمن الرحیم، واینم از لطف خداست چون خدا گفته شیاطین به بندگان خودمراقبم دسترسی ندارند …
الْإِسْرَآء
وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَرَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَانُ إِلَّا غُرُورًا(۶۴)
هر کدامشان را میتوانی، با وسوسههایت، به گناه و کجراهه تحریک و تشویق کن، با سوارهنظام و پیادهنظامت بر آنها بتاز، در دخلوخرج زندگی و همینطور تولد و تربیت اولادشان مشارکت کن و به آنها وعده پشت وعده بده…» بماند که وعدههای شیطان همه گولزننده است!
(۶۴)
إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَکَفَىٰ بِرَبِّکَ وَکِیلًا(۶۵)
«… البته تو بر بندگانِ نابم تسلطی نداری؛ زیرا در برابر وسوسههای شیطان، همین بس که خدا تکیهگاهشان باشد.»
(۶۵)
ای تنها تکیه گاه من وای تنها معبود ومقصود من، ای خدایی که مهربانی ونور الهی ات سرتاسر هستی رو در بر گرفته، حتی لحظه ای مارو به حال خودمون رها نکن، که شیطان برما تسلط پیدا کنه..
وهمواره مارو در پناه امنت محفوظ بدار تا خیر دنیا وآخرت نصیبمون باشه هر لحظه وهمیشه…
به اسمت قسم که ما خسته ایم دیگه از شرک ورزیدنها، پس لطف ورحمتت رو همیشه شامل حال ما کن تا لحظه ای از نام ویادت غافل نشیم ان شالله….آمین
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیزم..
دوست جانم، اگر بتونید این باور که حتما قراره برام اتفاق بهتری رقم بخوره و من با این تضادی که باهاش برخورد کردم قراره به مسیر رسیدن به خواسته هام هدایت بشم، رو در وجودتون رشد بدید وانقدر تکرارش کنید انقدر به خودتون بگید تو لحظه هایی که نجواها میان وحس وحالتون رو بد میکنند، من بهتون قول شرف میدم که بدون شک بهترین شرایط براتون رقم خواهد خورد…
البته یه شرط داره، اونم اینه که متوکل باقی بمونید، یعنی هر لحظه بگید که خدایا من نه میدونم ونه می تونم، از دست من کاری برنمیاد، اگر شما که خدایی وتنها صاحب اختیار من،راهی جلوی پای من بذاری وهدایتم کنی منم می تونم سهم ونقشم رو پیدا کنم تا زودتر وبهتر وراحتر به روشنایی ونور برسم وبدونم که باید چه اقدام عملی انجام بدم…
شاید به نظر کار ساده ای بیاد حرف زدن وگفتگو با خداوند ولی این گفتگو ودرخواست باید قلبی باشه، باید جوری باهاش حرف بزنید وازش کمک بخواین که مطمعن باشید قدرت مطلق فقط خداست و در دل هر شری خیری عظیم برای ما قرار داده، قدیما وقتی یه مشکلی ،اتفاقی پیش میومد که الان بهش میگیم ناخواسته یا تضاد، بزرگترها میگفتن تو کار خدا دخالت نکنی، حتما حکمتی داره ،خدا صلاحت رو بهتر میدونه، اینجا توی این مسیر، این جمله اینجوری برای من معنا شده، که من وقتی در مسیر درست هستم ودارم روی خودم کار میکنم یعنی توکل کردم و هدایت میخوام، والبته احساسم خوبه که دارم به مسیر درستی میرم، اگر هر ناخواسته ای پیش بیاد به نفع من هست(خواست خداوند) و بعدش هرچی پیش بیاد برای من بهترین هست( حکمت خداوند)
چون من در این دنیا که تنها نیستم برای اینکه خواسته ای تحقق پیدا کنه و اتفاقی ایجاد بشه، اصلا برای تمام اتفاقاتی که در جهان مادی در حال اتفاق افتادن هست، کلی شرایط وکلی موقعییت ها و کلی آدم این وسط دارن مدیرییت میشند توسط قادر مطلق جهان هستی، تا اوضاع جهان بر پایه قوانین بدون تغییرش سروسامان بگیره و امورات جهان اجرایی بشه…
خب این وسط اوضاع وشرایط برای کسیکه در مسیر درست باشه، ایمان فعال داشته باشه، و قوانین رو درک کرده باشه، به شکلی معجزه وار راحت و آسون و زیبا رقم میخوره…
پس باید با تکرار جمله های انرژی بخش، جمله های تاکیدی مثبت به خودتون همواره یاد اور بشید که قرار خداوند بهترینهارو براتون رقم بزنه…
بهترین کار اینه تو این شرایط بیشتر تو سایت باشید بیشتر فایهارو ببینید و گوش بدید، قرآن بخونید( معنی ایه هارو) به خاطر داشته هاتون و به خاطر اون شرایط کاری و شرایط عالی که میخواین براتون رقم بخوره سپاسگزاری کنید و خودتون رو در موقعییتی عالی وشرایطی عالی تجسم وتصور کنید و این رو هدیه وپاداشی از جهان ببینید که به خاطر ایمانتون به خاطر صبرتون، به خاطر صادق ودرستکار بودن و پاکی قلبتون بهتون داده خواهد شد…
دوست عزیزم ان شالله بهترینها بزودی براتون معجزه وار رقم بخوره، آمین
به نام خداوند بخشنده ی مهربانم
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیز وگرامی.
ممنون از لطفی که به من دارید.
شاید باورتون نشه، دیروز داشتم فایل نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میدیدم که اقای رضا عطارروشن اول فایل گفتند، رفتند توسایت نگاه کردند دیدند جام هفتمین سالگرد بودن توی سایت رو گرفتند!!!!
پیش خودم گفتم جام ؟ چه جامی؟
هرچی رفتم سایتو چک کردم متوجه نشدم تو کدوم قسمت میشه ببینم که بخش رو، یادم اومد خیلی وقت پیش ها به صورت اتفاقی دیدم یه بخشی بود تعداد کامنت ها و شکل جام واینا رو دیده بودم ولی خب بهش دقت نکرده بودم!!
من از استادعباسمنش عزیز یاد گرفتم، اولا بچسبم به اصل نه فرع…
دوما این جهان دوقطبی هست، یعنی باید همه جور دیدگاه وباور و آدم وشرایطی درش باشه…
همه ی این تفاوت ها باعث رشد جهان میشه…
یعنی هرکسی هرجایی هست جای درستش هست، خودش با افکار وگفتار وباورهاش که تبدیل میشند به فرکانس ، خودش رو در اون نقطه قرار داده حالا یا آگاهی یا نا آگاهی…
اینکه به لطف الله ما توی این مسیر پرخیر وبرکت هستیم جای بسی شکر داره…
این سایت برام مثل دانشگاه می مونه، دانشگاهی که درسهاش هدایتمون می کنند به سمت رسیدن به خیر وخوشبختی ورضایت درونی..
استاد دارند به لطف الله وظیفشون وتعهدشون رو به درستی انجام میدند ان شالله که ما هم شاگردان حرف گوش کن و سربه راهی باشیم و هدفمون فقط وفقط فراگیری اون درسی باشه که بابتش اینجا هستیم.
ودر نهایت استاد کارشون رو به درستی که انجام میدن، نتایج هرکسی در زندگیش مشخص کننده اینه که چقدر به اونچه که اموخته عمل کرده…
(نمرات عالی از درسش گرفته)
خوبی دانشگاه اینه که مثل دوران دبستان وراهنمایی وحتی دبیرستان استاد ومعلم نمیاد هی به دانش آموز بگه حواست به درست باشه، حواستون به امتحان ونمراتتون باشید تا تجدید ومشروط نشید، چون دیگه کسی که وارد دانشگاه شده انقدر عاقل وپخته شده که درس رو به خاطر اجبار نمی خونه یا از ترس خانواده ویا معلمین … وبرای هدفی اینکارو انجام میده که بتونه ازش بهره کافی ببره برای رشد وپیشرفت خودش…
حالا حکایت این سایت و کامنت و امتیازات و …ایناست…
دوست عزیزم ، مهربونم، طراحی این سایت به این شکل هم لطف الله مهربانه…
همونطور که خداوند توی زندگی بهمون اختیار کامل داده که خودمون طریقه زندگی کردنمون رو تجربه کنیم، اینجا هم به همین شکل هست.
توی زندگی واقعی بعضی ها دنبال برتر بودن هستند، بعضی ها دنبال دیده شدن، بعضی ها دنبال فقط رشد شخصی ودیگه کاری ندارند بقیه چیکار می کنند چطوری زندگی میکنند، بعضی ها دنبال نفع شخصی هستند، بعضی ها دنبال برابری هستند، بعضی ها دنبال دوستی وبرادری وگسترش مهربانی، بعضی ها سرشون گرم کار وبار وزندگی خودشونه، بعضی ها وقت وفکر وحواسشون پی زندگی دیگران وتجسس تو کار وبار دیگران….
خلاصه که هدف در نهایت یکی هست، هرکسی میخواد که طعم شادی وخوشبختی وآرامش رو همیشه بچشه، و زندگی از هر نظر عالی داشته باشه..
واتفاقا تلاشهای هرکسی در این دنیا پاسخ داده میشه…وراه برای همه بازه برای رسیدن به خواسته هاشون…
حالا دیگه اختیار با خوده انسان هست…
که از چه راه ومسیری به خواسته هاش برسه..
تواین دنیا راه بازه که قاتل ،قتلش رو انجام بده..
دزد به دزدی کردنهاش دست پیدا کنه…
اختلاص گر، اختلاصش رو انجام بده…
محقق وپشوهشگر به علم ودانشش دست پیدا کنه…
نیکوکار به نیکوکاریش برسه…
مخترع ودانشمند به کشف علم و اختراعش برسه..
اونکه دنبال معنویت وشناخت خودش و نیروی برترش هست به معنوییت دست پیدا کنه…
چون خداوند در ذات وفطرت انسان، قدرت تشخیص بد از خوب رو گذاشته….و بهش اختیار داده، تا انسان خودش عمل کننده باشه بازتاب اعمالش رو هم فقط خودش ببینه.
بنابراین، صرفا مدت زمان زیاد بودن توی سایت، کامنت زیاد وطولانی وزیبا نوشتن، دنبال امتیاز بودن یا نبودن، امتیاز گرفتن یا نگرفتن…برچسب کامنت بد یا خوب دادن یا گرفتن..
اینها اصلا مهم نیست…
منم وقتی وارد سایت شدم، یکسال اول اصلا کامنت نمی خوندم یعنی اصلا هدایت نشدم به خوندن کامنت، و اول خدا هدایتم کرد به دیدن سریال سفر به دور امریکا وبعد سریال زندگی در بهشت وسریال تمرکز بر نکات مثبت وبعد فایلهای دانلودی و بعد کامنت خوندن و بعد کامنت نوشتن و بعد خرید دوره…
الحق والنصاف که خدا آگاهه به اونچه که نیاز ماست،من اونموقعه واقعا حوصله کامنت خوندن نداشتم، مغزم پر بود، دوست داشتم تصویر وفیلم ببینم، دوست داشتم طبیعت وزیبایی و سفر کردن رو ببینم…
وخدا میدونه چقدر زندگیم وحال وروزم توی همون 6 ماه اول ورود به سایت خوب وعالی شد.
خب سایت هم توی این 4و5 سال کلی رشد کرد کلی روش کار شد، کلی فایل ومقاله بهش اضافه شد ودر دسته بندی های تفکیک شده وعالی به لطف الله مهربان واستاد ومریم عزیزم که خدا قوتشون بده ان شالله..
در کل دوست عزیزم،همه چیز درسته، همه چیز دقیقا در جای درستش قرار داره…
مهم اینه که منه مینا هم بگردم جای درستم رو توی پازل زندگی پیدا کنم.
شما هم شروع کن به کامنت نوشتن، چون باعث میشه خودت رو بهتر بشناسی، اصلا همین کامنت نوشتن هم به لطف خدا اتفاق میفته، یعنی ما میخوایم وخدا توفیقش رو بهمون میده، دریافت علم وآگاهی و دانش وبینش که انتها نداره، همه از یه جایی شروع کردند واومدند تو مسیر، اصلا به این فکر نکن که کامنتت خوب هست مورد پسند هست، امتیاز میگیره یا نمیگیره، به قول استادعزیزمون، اگر حتی فقط یک نفر هم با این اگاهیها بیاد تومسیر و قلبش به حقیقت نزدیکتر بشه کافیه..
بارها وبارها شده من کامنتی نوشتم که ذهنم موقعه نوشتن میگفت: اینا چیه داری مینویسی؟ ولی بعدش یکی از دوستان یا چندنفر اومدن گفتند چقدر کامنتت الهام بخش و کمک کننده بوده….
چون اینجا عبادتگاه ماست، جایی پاک که ما میایم تا از هم راه ورسم درست زندگی کردن ودرست بندگی کردن رو بیاموزیم، فارغ از اسم و رسم و اینکه کجای این دنیا هستیم وکی هستیم…
ما باید به دنبال اصل باشیم، اصل برای من اینجوری معنا میشه، که جایی باشم چیزی ببینم وبشنوم وبخونم وبنویسم، که بهم احساس آرامش وشادی وحس امید وانگیزه بده، وشخصیت وسبک زندگیم رو ببره به سمت یه زندگی نرمال و درست.
ودر نهایت من از خدا واستاد ومریم جان وشما وهمه دوستانم در این سایت سپاسگزارم، که با تجربه هاشون کمکم میکنند منم بیاموزم و زندگی آرامتر، شادتر، لذت بخش تری رو تجربه کنم.
بهترینها سهم قلبت باشه دوست مهربونم .در پناه الله مهربان باشی.