«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 52 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4029 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    لیلا شب خیز گفته:
    مدت عضویت: 3762 روز

    دوستان عزیزم و استاد بزرگوار و گرانقدرم عرض سلام و ادب و احترام

    نمی دانم چگونه خداوند را سپاس بگزارم ، هر فایل بسته ی روانشناسی ثروت را که گوش می کنم ، از خوشحالی اشک شوق می ریزم و به جرات می گویم استاد عزیزم صحبت های شما را مثل وحی الهی می پذیرم مانند نوشته ای که بر سنگ ها حک می شود انگار با طلا بر روی صفحه قلبم نقش می بندد ،

    سال هاست که روز و شب قرآن می خوانم و در آن به تحقیق و تفحص می پردازم و به حقیقت تمام کلام های شما از قرآن برگرفته شده است ، این را به خوبی درک می کنم و می فهمم

    وقتی به سخنان شما در مورد باورهای درست و نادرست گوش می کنم به راحتی می توانم آن ها را با آیه آیه قرآن تطبیق بزنم

    چه زیبا خدای درونم را با کلام الهی شما شناختم ،

    ابراهیم وار بت های وجودم را با کلام الهی خود شکستید ، ترک خورد پوسته ی افکار پوسیده ی گذشته ام و شکل گرفت زیباترین باورهای عمیق وجودم

    بارهاصدای خدا را می شنیدم که می فرمود آیا تو که مرا مانند سلیمان ، وهاب می پنداری ، عملت نیز مانند سلیمان هست ؟؟؟

    امروز تازه فهمیدم عملی مطابق سلیمان داشتن باور خوشبینانه به خدا و همه ی بندگانش می خواهد

    در عجب می مانم از اینکه فردی بسته ی ثروت را خداوند به او عنایت کند و تغییرات شگرف در زندگیش رخ ندهد

    دوست دارم انشالله در پرتو انوار الهی اولین میلیارد سایت شما باشم و قطعا همینطور خواهد شد ، فردی که جهان از موفقیت هایش انگشت به دهان بماند ، یعنی نفر اول شوم در رسیدن به خدای ابراهیم و موسی و عیسی و نوح و محمد عزیزت

    شاید نشود با دعایی که سلیمان کرد به ثروت سلیمان نرسید اما می شود نفر اول بود و به هر چه خواست رسید

    مثل روز برایم روشن بود که با دریافت این بسته ، بزرگترین موهبت الهی نصیبم می شود

    استاد عزیزم خداوند و تمام فرشتگان عرشش به جود شما افتخار می کنند هزار آفرین بر این باورهای سلیمانی وجودتان

    خداوند مرا با تربیت نیکویی تعلیم داد ، برایم شگفت انگیز است که ابتدا. بسته ی قانون آفرینش به دستم رسید تا موجبات رشد روحی و فکری و معنوی فراهم شود و این یعنی بزرگترین قدم ، سپس بسته ی هدف گذاری به من از جانب خدای عزیزم عنایت شد تا بتوانم خیلی درست و واضح اهدافم را برنامه ریزی کنم و درست بعد از آن بسته ی عزت نفس را دریافت کردم که به جرات می گویم قالب درست وجودم شکل گرفت و در هدف گذاریم با علم به قانون آفرینش و اعتماد به نفس بالا هدف هایم را مشخص کردم که اصلی ترین آن بسته روانشناسی ثروت بودو به لطف پروردگار به این هدفم به آسانی و راحتی دست پیدا کردم

    خداوند را سپاس می گزارم که با قانون تکامل او روند رشد روحی و معنوی و مادی ام را به تدریج شکل داد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4204 روز

      صدها قافله نور همراه خانم شب خیز قبلی و هزاران گل محمدی تقدیم به خانم شب خیز جدید.

      تولد باورهای جدید مبارک وجود پر مهرتان. در خدا شاد و قدرتمند باشید.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ارمان مشایخی گفته:
      مدت عضویت: 3884 روز

      وقتی حرف های شما میخونم اشتیاق پیدا میکنم برای پیشرفت انشالا که شما به اروزی که داری برسی …….من با تمام وجود میخوام این دوره کامل داشته باشم و ایمان دارم مثل شما به ساده ترین شکل بدستش میارم…خیلی خوشحالم که با یک میلیادر هم گروه هستم….ارزوی موفقیت برای شما خواستارم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4031 روز

      خانم شب خیز گرامی عرض ادب و احترام.

      همیشه وقتی پیامهای شما را در سایت میخوانم به این فکر میکنم که این قدر اعتماد و اطمینان و باور با استاد را چگونه در خود دارید!!!!! قلبم جواب میدهد شما به خاطر خواندن و درک قرآن حرفهای استاد را اینگونه عمیق در قلبتان پذیرا میشوید. به شما غبطه میخورم و آرزو دارم قرآن را آنگونه که شایسته است درک کنم تا ایمان من هم به صحبتهای استاد عزیز همچون شما قوی شود. به شدت به دنبال شکل دادن باور شما در ذهنم هستم چون شما الگوی بسیار بسیار خوبی برایم هستید. در واقع شما حلقه میانی بین من و استاد عزیزم هستید…

      صمیمانه خداوند را بخاطر وجود شما و استاد عزیز و نگاه خودش سپاسگزارم… سپاسگزارم و سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      احمدرضا کریمیان گفته:
      مدت عضویت: 4269 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به شما خانم شب خیز گرامی

      مثل همیشه فوق العاده وعالی بود.مجددا به شما بابت تهیه بسته روانشناسی ثروت تبریک می گویم.

      بسیار با خواندن نظر شما حس خوبی پیدا کردم.

      شاد وسالم وموفق باشید.در پناه خداوند.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    عصمت رضایی گفته:
    مدت عضویت: 3563 روز

    سلام به همه دوستان عزیز ماله ای را خواندم که در آن در مورد شغل اول افراد موفق سخن می گفت خواستم آن را با شما دوستان به اشتراک بگذارم :

    شاید با نگاه به افراد موفق و تاثیرگذار با خود بگوییم که شرایط نابرابر موجب

    پیشرفت آنها شده است و اگر شرایط طور دیگری رقم میخورد، چه بسا الان

    ما جای آنها نشسته بودیم. اما بسیاری از موفقترین افراد دنیا دوران کودکی و

    نوجوانی معمولی و یا سختی را گذرانده و برای کسب درآمد دست به انجام

    کارهای عجیبی زدهاند. در ادامه با اولین مشاغل باورنکردی 18 نفر از موفقترین

    و تأثیرگذارترین افراد دنیا آشنا میشویم

    …..مارک کوبان کیسه زباله میفروخت….

    مارک کوبان، کار آفرین و مالک تیم بسکتبال دالاس ماوریکس، در کودکی یک جفت

    کفش گران قیمت اسنیکرز از پدرش درخواست میکند. پدرش در پاسخ به او میگوید

    که اگر کفشها را میخواهی، باید برای خودت کاری دست و پا کرده و با پول خودت

    آنها را بخری. او هم به توصیهی پدر گوش کرده و رو به فروش کیسه زباله به صورت

    خانه به خانه میآورد .

    کوبان که در آن زمان 12 سال سن بیشتر نداشت، با راهنمایی دوست پدرش کیسههای

    زباله را 3 دلار بیشتر از قیمت خرید میفروخت

    ….لوید بلنکفاین در استادیوم تنقلات میفروخت….

    لوید بلنکفاین که سمت مدیرعاملی شرکت تامین سرمایهی گلدمن ساکس را بر عهده

    دارد، یکی از تأثیرگذارترین افراد والاستریت است. او هم راه موفقیت را از زمین خاکی

    )و البته بدون توپ پلاستیکی!( شروع کرد. طبق کتاب بیوگرافیاش “پول و قدرت: چگونه

    گلدمن ساکس به فرمانروایی رسید؟”، بلنکفاین در خانههای ارزان قیمت ساخت دولت در

    بروکلین نیویورک بزرگ شد و به عنوان اولین شغل خود در استادیوم یانکیهای نیویورک

    تنقلات میفروخت.

    ….ریچارد برانسون تکثیر کنندهی آماتور پرنده بود….

    برانسون، موسس میلیاردر گروه ویرجین، از همان روز اول برای خودش کار میکرد. طبق

    پستی در لینکداین، برانسون در سن 11 سالگی به همراه بهترین دوستش نیک پاول شروع

    به پرورش طوطیسانان کردند تا آنها را به همکلاسیهایشان بفروشند. پرندهها سریعتر

    از آنکه بتوانند بفروشندشان تکثیر میشدند، پس آنها مجبور شدند شانس خود را در

    بازار دیگری بیازمایند. از آنجا که کریسمس نزدیک بود، آنها درختان صنوبر کوچکی

    خریده، امیدوار بودند وقتی درختها بزرگ شدند با فروش آنها پول خوبی به جیب بزنند.

    اما متاسفانه تعدادی خرگوش درختها را قبل از بزرگ شدن خوردند!

    ….مریسا میر در یک خواربارفروشی کار میکرد….

    مریسا میر، مدیرعامل یاهو، در مصاحبه با فورچون میگوید زمانی که 16 سال

    سن داشته، به عنوان شغل تابستانی در فروشگاهی در ویسکانسین فروشندگی

    میکرده است. او در ادامه میگوید آنجا بود که برای اولین بار ارزش اخلاق کاری

    را خودش به چشم دیده است. همچنین این شغل به او چیزهای زیادی راجع به

    اقتصاد خانواده، مبادلات تجاری روزانهی افراد و سبک سنگین کردن ارزش

    خرید یاد داده است.

    ….بث کامستاک در کارخانهی تولید لوازم آشپزخانه کار میکرد….

    کامستاک مدیر ارشد بازاریابی جنرال الکتریک است و بر ایجاد سرویس استریم ویدئوی

    نیز نظارت داشته است. اما قبل از اینکه وارد دنیای حرفهای شود، در (Hulu) هولو

    کارخانهی رابرمید که وسایل آشپزخانه تولید میکند، ارزش کار سخت را آموخت.

    او در یک پست لینکداین توضیح میدهد که تابستان بعد از سال اول کالج، برای فاصله

    گرفتن از محیط آکادمیک و استراحت از کار دانشگاهی، به عنوان شغل تابستانی این کار

    را انتخاب کرد؛ اما تا به خودش آمد دید که در این کار غرق شده است. او هنوز هم به

    اینکه به واسطهی شغل اولش نحوهی کار کردن گروهی برای غلبه بر دوران سخت کاری

    را آموخته است افتخار میکند.

    ….کت کول پیشخدمت رستوران بود….

    قبل از اینکه کول رئیس فروشگاههای زنجیرهای کیک و شیرینی سینابون شود،

    15 سال در رستورانهای هوترز کار میکرد. کولز در 17 سالگی به عنوان یک

    پیشخدمت معمولی در رستورانهای زنجیرهای هوترز )که ملاکش برای

    استخدام افراد ظاهر آنها است( شروع به کار کرد، اما با گذشت زمان نشان داد

    که قابلیتهایی فراتر از یک پیشخدمت ساده دارد و بالاخره در 26 سالگی به

    مقام معاون ریاست رسید.

    به گزارش فورچون، او بیشتر دههی سوم زندگی خود را صرف آموزش کارمندان

    و مدیران کرده است.

    ….وارن بافت روزنامه فروش بود….

    بافِت از زمان کودکی به پول درآوردن و پس انداز کردن علاقه داشت. امروز، بنا به گزارش

    فوربز، رئیس و مدیر عامل برکشایر هاتاوی 61.2 میلیارد دلار سرمایه دارد که او را به یکی

    از ثروتمندترین افراد دنیا تبدیل میکند.

    طبق بیوگرافیاش، بافت در سن 13 سالگی صبحهایش را با رساندن روزنامهی واشینگتن

    پست به مشترکین میگذراند. در همان سال، او 1200 دلار از پساندازش را بر روی یک

    زمین کشاورزی 40 جریبی سرمایهگذاری کرد.

    ….اوباما بستنی میفروخت….

    حتی رئیس جمهور آمریکا و یکی از قدرتمندترین رهبران حال حاضر

    جهان هم در نوجوانی شغل پاره وقت سادهای داشته است.

    به گزارش تایمز، اوبامای نوجوان اولین شغل خود را در بستنی فروشی

    زنجیرهای بسکین-رابینز در هونولولو پیدا کرد.

    ….اپرا وینفری در فروشگاه مواد غذایی کار میکرد….

    امپراطوری رسانهای اپرا وینفری او را به اولین زن سیاهپوست میلیاردر جهان

    تبدیل کرد. )طبق گزارش فوربز او ثروتی حدود 3 میلیارد دلار دارد.( اما اپرا

    قبل از رسیدن به موقعیت فعلی، دوران کودکی سختی را گذرانده و با فقر دست

    و پنجه نرم میکرده است.

    به گزارش فوربز اپرا هنگامی که در دوران نوجوانی با پدرش در نشویل زندگی

    میکرد، در یک فروشگاه مواد غذایی، درست کنار آرایشگاه پدرش، مشغول به

    کار بوده است.

    ….مایکل دل در رستوران ظرف میشست….

    مایکل دل، بنیانگذار و مدیرعامل شرکت دل، از روزهای اوج و دوران شکوفایی

    استفاده کرد و به قدرت رسید. امروز ثروتِ وی حدود 18.7 میلیارد دلار PC

    تخمین زده میشود.

    اما قبل از اینکه دل به پر و بال گرفتن صنعت کامپیوترهای شخصی کمک کند،

    بنا به بیوگرافیاش، به عنوان اولین شغل در سن 12 سالگی در یک رستوران

    چینی ظرف میشست.

    ….دیوید مورداک در پمپ بنزین کار میکرد….

    شرکتش را به ، Dole مورداک، رئیس و مدیر عامل 91 سالهی صنایع غذایی

    بزرگترین تولید کننده و فروشندهی میوه و سبزیجات در سطح جهان تبدیل

    کرد. او که امروزه ثروتی حدود 2.9 میلیارد دلار دارد، دوران کودکی را با فقر

    گذرانده و تحصیل در دبیرستان را کنار گذاشت.

    بعد از ترک تحصیل، مورداک در یک پمپ بنزین کار میکرد تا اینکه در سال

    1943 به عنوان سرباز وظیفه به ارتش پیوست.

    ….جکی زنر در مسابقات هاکی هات داگ میفروخت….

    است و در سال Women Moving Millions زنر مدیرعامل شرکت خیریهی

    1996 موفق شد تا اولین زنی باشد که شریک تجاری گلدمن ساکس لقب

    میگیرد.

    او دوران نوجوانی خود را با فروش تنقلات در مسابقات هاکی استادیوم محل

    زندگیشان در کانادا میگذراند. خود او در پستی در لینکداین میگوید که

    ادارهی یک دکهی شلوغ و انجام سریع معاملات، بهترین تمرین برای انجام

    معاملات در طبقهی تجاری وال استریت است.

    ….تی. بون پیکنز روزنامه به دست مشترکان میرساند….

    است، شم اقتصادی BP پیکنز که رئیس شرکت پوشش سرمایهی

    تهاجمی خود را در سنین نوجوانی نشان داد.

    درست مثل وارن بافت، پیکنز هم روزنامه رسان بود. در سن 12 سالگی

    با از میدان به در کردن رقبا توانست تعداد خانههای تحت پوشش خود

    را از 28 به 156 افزایش دهد. او میگوید این کار ارزش گسترش کسب

    و کار از طریق خریدن شرکتهای رقیب را به او آموخت.

    ….جف بزوس در مک دونالدز همبرگر درست میکرد….

    بر اساس کتاب “فرصت طلایی: مشاغل قابل توجهی که در مک دونالدز شروع

    شدند” موسس و مدیرعامل آمازون، غول خرده فروشیهای اینترنی، اولین

    کارش )که شغلی تابستانی بود( را با کباب کردن همبرگر در آشپزخانههای مک

    دونالدز به دست آورد.

    بزوس میگوید:

    “چالش برانگیزترین چیز ادامه به کار با سرعت مناسب در زمان شلوغی بود.

    مدیر مک دونالدز ما عالی بود. نوجوانان زیادی زیر دست او کار میکردند و او

    همه ی ما را حتی هنگام خوش گذراندن و تفریح متمرکز بر روی کار نگه

    میداشت”.

    ….دونالد ترامپ بطری خالی جمع میکرد….

    دونالد ترامپ میلیاردر، غول بازار املاک و مسکن و شخصیت جنجالی این روزهای دنیای

    سیاست، هرچند در خانوادهای ثروتمند بزرگ شد اما پدرش همواره میخواست ارزش پول

    را به او بفهماند.

    وقتی که کودک بود پدرش او و برادرش را به محل ساخت و ساز املاک میبرد و مجبورشان

    میکرد تا بطریهای خالی نوشابه را جمع کرده و با پس دادن آنها پول جمع کنند. او

    میگوید از این راه پول چندانی عایدش نمیشد، اما این کار به او آموخت که برای پول

    درآوردن باید کار کرد.

    ….مایکل بلومبرگ ماشین پارک میکرد….

    شهردار سابق نیویورک که حالا ثروتی تقریباً برابر با 38.1 میلیارد دلار دارد؛ از

    یک خانوادهی طبقهی متوسط میآید . او هنگامی که در دانشگاه جان هاپکینزدانشجو بود، به عنوان خدمهی پارکینگ

    کار میکرد تا بتواند از عهدهی بازپرداخت وام کمک درسی خود برآید

    ….مادلین آلبرایت لباس زیر میفروخت….

    آلبرایت اولین زنی بود که توانست به مقام وزارت امور خارجهی آمریکا دست

    پیدا کند. طبق بیوگرافیاش خانوادهی ضد شوروی او از طرف حزب کمونیست

    در خطر بودند و به همین دلیل به عنوان پناهندهی سیاسی از چکسلواکی به

    آمریکا پناه آورده بودند . در مصاحبه با فوربز میگوید که اولین شغل او فروش لباس زیر در یک فروشگاه

    در دنور بوده است. او همچنین میگوید با وجود اینکه تقریباً درآمدی نداشت،

    اما این شغل به او آموخت که چگونه در شرایط سخت با مردم برخورد کند .

    ….چارلز شواب گردو و مرغ میفروخت….

    شواب، بنیانگذار شرکت کارگزاری و بانکی چارلز شواب، طبق اطلاعات فوربز

    ثروتی حدود 6 میلیارد دلار دارد. او در مصاحبه با مجلهی فارق التحصیلان

    دانشگاه استنفورد میگوید از سنین جوانی روحیهی کارآفرینی داشته است.

    شواب در یک خانوادهی متوسط در ساکرامنتوی کالیفرنیا بزرگ شد. وقتی بچه

    بود گردو بسته بندی میکرد و میفروخت و در حیاط پشتی خانه شان مرغ

    پرورش میداد . آیا شما هم در دوران کودکی و نوجوانی دست به چنین کارهایی برای کسب

    درآمد زدهاید؟ تجربهی خود را با ما و خوانندگان زومیت در میان بگذارید

    ………………………………………………………………………………………………………………………..

    ……………لازم به ذکر است که تمامی این مطالب ازصفحه اینستاگرام و تلگرام کانال ثروتمند ترین برداشته شده است…………….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4204 روز

      خانم رضایی دوست عزیز بسیار استفاده کردیم.

      از اینکه نمونه های خوبی را جهت ایجاد انگیزه در دوستان ارائه می نمایید که نشان از تغییر باورها و رسیدن به آرزوها دارد سپاسگزارم. شاد باشید.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2530 روز

      خانم رضایی عزیز سلام ممنون از بیان الگوهای موفقیتی که در کامنتتون بود خیلی لذت برد چه الگوی یکسانی در همه این افراد وجود داشت و اون خودباوری هست چیزی که همیشه استاد میگن خودتونو بشناسین استعدادها و توانمدیهاتون رو بشناسید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    علی جوان گفته:
    مدت عضویت: 4204 روز

    احساسی را که در خواندن داستان زندگی دوستان داشتم در خواندن هیچ کتابی نداشتم.

    احساس شوق + اشک.

    خدایا سپاس از اینکه فهمیدم مشکلاتم از خیلی از افراد کمتر است.

    خدایا سپاس از اینکه فهمیدم موفقیتم از خیلی از افراد بیشتر است.

    خدایا ببخش از اینکه فهمیدم تو چقدر به من نزدیک بودی و من نفهمیدم.

    خدایا ببخش از اینکه فهمیدم چقدر دستم را گرفته ای و من نفهمیدم.

    خدایا ببخش از اینکه من تو را نفهمیدم.

    خدایا سپاس از اینکه فهمیدم که نفهمیدم.

    خدایا سپاس از اینکه فهمیدم که فهمیدم.

    و اکنون تو چقدر نزدیکی …

    تو چقدر مهربانی ….

    و تو چقدر خوبی …

    به خاطر اعمالم گذشته ام شرمنده هستم ولی سرافکنده خیر چون فهمیده ام تو هم عزت مرا دوست داری و به همین خاطر است که تو را ستار می نامند.

    به خاطر گناهانم شرمنده هستم ولی نا امید خیر چون فهمیده ام در رحمتت همیشه باز است فقط کافی است قوانین تو را بشناسم تا از راهش به رحمتت وارد شوم.

    و زندگی با تو چقدر زیبا است…

    ای خدای مهربان بدان که همه این ها را یکی از بندگان خوبت به نام «سید حسین عباس منش» به من آموخته است.

    همان که از سلاله خوبان است…

    با او مهربان باش …

    به او بیاموز تا به ما بیاموزد …

    ———————————

    هر چی آرزوی خوبه مال تو …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4031 روز

      دوستان عزیز و گرانقدرم سلام.

      امیدوترم که لحظات زندگی برای شما سرشار از امید و شادی و غرق در خدا باشد.

      خیلی دوست داشتم مطلبی بنویسم و خودم را در شادی و موفقیتهای شما شریک کنم. فکر کردم، به چند روز اخیرم فکر کردم و ندای درونم گفت که این مطلب را بنویسم تا شاید همان طور که راهگشای زندگی و آرامش و امیدم بود برای دوستان عزیزم هم راهگشا باشد.

      به لطف خداوند بزرگ هر شب حداقل 2 صفحه از قرآن رو میخونم بعضی از شبها انقدر مطالب قرآن برام جذابیت داره که مثل داستانی که دلت نمیاد نیمه کاره منتظر بمونی تا قسمت بعدش رو ببینی 3 تا 4 صفحه رو میخونم. شاید بگید خب این که زیاد نیست، ولی خوندن همین 2 صفحه در هر شب زمانی شاید بیش از 1 ساعت و یا بیشتر از من میگیره، مطمئن نیستم چون شیرینی مفاهیم قرآن من رو جذب خودش میکنه و متوجه گذر زمان نمیشم. نکته ای رو که خیلی دوست دارم اینجا ذکر کنم اینه که طبق گفته استادم سعی کردم همزمان با خوندن ترجمه قرآن متن عربی قرآن رو هم بخونم تا مفهوم اون رو فقط با ترجمه مترجم به ذهنم وارد نکنم و حرف استادم کاملا درست بود و من این کار رو کردم. به لطف خداوند بزرگ منی که خوندن آیه های عربی هم برام مشکل بود الان به واسطه پشتکارم نه تنها خیلی روان میتونم این ایات رو بخونم بلکه با خوندن معنی آیات و بعد خوندن متن عربی همون آیه الان وقتی برمیگردم و متن عربی رو میخونم دقیقا متن فارسی در نظرم میاد و خیلی کم نیاز دارم که متن فارسی رو به عنوان ترجمه بخونم. انگار متن عربی قرآن با وجودم داره پیوند میخوره و خیلی از جاها میشه که متوجه اختلاف مفهوم عربی قران با ترجمه اون میشم و با خودم میگم خدایا این مفهوم رو تو به دل من انداختی و خودت هم بهم کمک کن که راه رو خطا نرم. همیشه مواظبم که قرآن رو به رای خودم تفسیر نکنم که خداوند در آیه 79 سوره بقره میفرماید: وای بر انان که چیزی به دست خود مینویسند و سپس میگویند اینها از جانب خداوند است تا به بهایی اندک بفروشند وای بر آنان از چیزی که نوشته اند با دستانشان و وای بر آنان از چیزی که بواسطه آن بدست می اورند.

      خداوند بزرگ را به خاطر لطف و نگاهش سپاسگزارم امید دارم از جمله افرادی باشم که نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند، آن افرادی که هیچ شرک در دل ندارند و مورچه سیاه رونده بر سنگ سیاه در دل تاریکی شب را میبینند و متوجه حضورش میشوند تا مورد لطف و رحمت و بخشایش خداوندی قرار گیرند.

      قدرت فقط از آن خداست…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4204 روز

        جناب صمیم عزیز صمیمانه می گویم خیلی به حال خوب شما غبطه می خورم کاملا درک می کنم که با انس با قرآن در شما چه لذتی موج می زند.

        امام صادق‌ (ع) می‌فرماید: “هر نوجوانی و جوانی قرآن بخواند و مؤمن هم باشد قرآن با گوشت و خونش می آمیزد و خدا او را با فرشتگان پیغام برنده و نیک رفتارش رفیق کند و قرآن برای او در روز قیامت پرده و مانعی از آتش باشد”.( کافی‌، کلینی‌؛، ج 2، ص 603، دارالکتب الاسلامیه‌. )

        ——————

        چه عزم و اراده ای آقای صمیمی خوش به سعادتتان. هر وقت نظرات شما را در مورد قرآن می خوانم این آیه برای بنده تداعی می شود:

        « سوره آل عمران آیه 159

        فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ

        ترجمه: پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پیرامون تو پراکنده مى ‏شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏ کنندگان را دوست مى دارد.»

        ——————

        دعای همه ما بدرقه راه پر برکتتان. لطفا ما را در نتایج بدست آمده از انس با کلام وحی شریک نمایید. سپاسگزارم.

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        لیلا شب خیز گفته:
        مدت عضویت: 3762 روز

        آقای صمیمی برادر ارجمندم سلام

        به حقیقت یکی از فضائل قرآن این است که با خواندن آیات آن خود خداوند پیش قدم می شود برای معنا و تفسیر کردن آسان در قلبمان

        تبریک می گویم بزرگترین موفقیت زندگیتان را

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3762 روز

      آقای جوان سلام و عرض ادب و احترام

      استادانه متن عارفانه می نویسید ، پس این همه کلام شیوا و رسا و ادبیات زیبا حاصل از معرفت درونی شماست و قطعا دانشجویانتان مفتخرند به وجود چنین استاد اهل ادبی

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ارمان مشایخی گفته:
      مدت عضویت: 3884 روز

      خیلی عالی بود دوست خوبم

      تا “خدا” هست،هیچ لحظه ای

      آنقدرسخت نمیشود که نشود

      تحملش کرد !

      شدنی ها را انجام بده

      و تمام نشدنی هایت را

      به “خداوند” بسپار

      عاشق باشیم تا خدا را لمس کنیم

      شبتون آروم …?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مهسااااااااا گفته:
    مدت عضویت: 4240 روز

    با سلام

    واقعا نمی دونم چی بگم.یک هفته از استفاده از بسته ثروت نگذشته ولی من همچنان از نتایج آن متحیرم. مرتب هدیه میگیرم ، لوازمی که میخوام به طور عجیبی به دستم میرسه و حتی مرتب به کیف پولم اضافه میشه ، حالم خیلی خوبه ،اطرافیانم از میزان انگیزه و انرژی ام تعجب می کنن.

    واقعا ممنونم استاد و خدارو هزاران هزاربار شکر می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3884 روز

    سلام کنم خدمت دوستان …بچه از وقتی که شروع کردم دوره “راهنمای عملی دستیابی به رویاها” گوش کردن و تمرینات انجام دادن واقعا فهمیدم که همه چیز باوره

    دیگه ترس از هیچکس ندارم قبلا فکر میکردم که اگر از سرکار اخراج بشم خرج شهریه دانشگاه و کرایه تاکسی از کجا بیارم ولی این دوره خیلی چیزها تو زندگیم تغییر داد

    الان بجای رسیدم که خیلی راحتر از قبل به خواسته هایم میرسم و فقط روی خدا حساب باز میکنم

    هدف جدیدم بسته روانشناسی ثروت 2 است که به امید خدا تا عید بدست میارمش و اولین کامنتی که میذارم اینه

    ( با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن)

    برای همه ارزوی ثروت و سلامتی دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1227 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که روزی رسان ست

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

    من باد گرفتم همانطور که در هر دقیقه نجواهای ذهن هستن حتما ندای قلب هم هست ما باید با باور و افکار درست ندای قلب رو انتخاب کنیم و از نجوای ذهن دوری کنیم

    نجواهای ذهن انسان رو به احساسه بد میرسونه اما ندای قلب انسان رو به خداوند متصل میکنه

    بهترین و آسونوترین راه برای منطقی کردن ذهن همین الگو پیدا کردن ست

    و با نوشتن و بدست آوردن هر نتیجه ایمانمون بالا می‌رود و ذهن رو منطقی میکنیم برای برداشتن قدمهای بعدی رسیدن به خواسته ها

    منم تو خونواده ام الگوی موفق نداشتم

    اما از زمانی که با استاد آشنا شدم شروع کردم به کتاب خوندن

    و الان هم دارم زندگی نامه و میزان ثروت ثروتمندان رو میخونم و مینویسم و خیلی به من انرژی میده و هر بار با خودنشون میگم اگه اونا تونستم منم میتونم

    الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    هادی زارع گفته:
    مدت عضویت: 4065 روز

    سلام دوستان گلم.

    ?همانا در دل هر سختی آسانی هست.

    ?تنها فرمانروای هستی خداوند هست.

    همه اتفاقات خیر هست.

    دوستان میخوام معجزه ای رو بگم از همین چند ساعت گذشته که برام اتفاق افتاد..

    من شب ها تنهای تنها در محله متروکه اطراف خونمون که اتفاقا جای خیلی سرسبز با درختان زیبا ومحیطی فوق العاده ای برای دویدن هست. میرم و هر شب میدوم. و مخصوصاً ساعت هایی را برای دویدن انتخاب میکنم که کسی نباشه و خلوت باشه. یه احساس بی نظیری دارم هر شب و خدا هم با من میاد.

    امشب ساعت 9:50 رفتم تا خودمو آماده کنم برای دویدن،لباس و شلوار ورزشی پوشیدم و هرچی دنبال هدبندم گشتم ندیدمش. حدود 20 دقیقه یا حتی بیشتر داشتم دنبال هدبندم میگشتم.و بر خلاف گذشته ام( قبل از آشنایی با قوانین) که هر بار هر چیزیم گم میشد مامانم را مقصر میدونستم،

    هی با خودم میگفتم حتما خیرتی داخلش هست که بعدا میفهمم.

    بعد از 20 دقیقه پیداش کردم.رفتم بیرون از خونه و در مسیر دومیدانی قرار گرفتم . امشب با شب های دیگه فرق داشت یه حس فوق العاده ای داشتم. احساس سبکی میکردم. یه سری اتفاق فوق العاده هم برام افتاده بود که خیلی خوشحالم کرده بود.هی میگفتم خدایا امشب خیلی احساس سبکی میکنم خیلی حالم خوبه.خدایا شکرت خدایا شکرت.

    فایل استاد هم داشتم گوش میدادم و میرفتم.حدود 15 دقیقه دویدم.بدلیل سردی هوا، جزو معدود شب هایی بود که برادرم هم تصمیم گرفته بود که بیاد دومیدانی. ولی من تنهایی را ترجیح داده بودم.15دقیقه تنهایی دویدم و برادرم به بهانه ای دادن ایده ای ساده (خوردن کیک و نوشابه) به من ملحق شد.دوقدم رفتم جلو تر دیدم یک موتور سیکلت با چراغ های خاموش داره میاد و با دوسوار که صورت هاشونو با پارچه سیاه پوشیده بودند داشتن میومدند.

    بارها نصیحت های دلسوزانه ی پدر و مادرم و دیگر اشنایان را شنیده بودیم که

    – نرید شب تو این ساعت ها بدوید!!

    -آدم ناجور و خفت گیر زیاده!!

    وکلی داستان هایی که میگفتن فلانی خفتش کردن و ازش گوشی و پول دزدیدن. کلی چاقو بهش زدن.

    ولی هر بار با شنیدن این جملات توی دلم بهشون میخندیدم و جواب میدادم خداهست.اگر من بخوام از افراد بترسم و خدارا باور نداشته باشم باید فاتحه زندگی ام را بخوانم. فکر کردن به این موارد را تمام میکردم.

    سیصد گل سرخ یک گل نسرانی

    مارا زسر بریده میترسانید

    ما گر زسر بریده میترسیدیم

    در محفل عاشقان نمی رقصیدیم. (اشاره به داستان قبرستانم)

    خب اون دونفر موتور سوار که فکر میکنم از خیلی عقب تر منو دیده بودند آمدند جلومون گرفتن یکیش گفت وایسا. تا دیدمشون که وایسادن توی دلم گفتم خدایا کمکم کن!

    در صدم ثانیه مغزم پیام فرار داد و با داداشم با سرعت دویدیم صدای روشن شدن موتور اون عوضی ها رو هم شنیدم ? ولی به سرعت باور نکردنی دویدیم و در کم از دو دقیقه رسیدیم خونه.

    معجزات

    1٫مسیری که برای دومیدانی انتخاب کرده بودم شامل مختصاتی میشد از دورترین و متروکه ترین نقطه به خونمون و نزدیک ترین و آباد ترین نقطه به خونمون. دورترین آن بیش از دو کیلو متر تا خونمون فاصله داشت و کم ترین آن حدودا 100متر.که در فواصل این مختصات هر شب چندین بار میدوم.

    ما در 100متر قرار گرفتیم. اگر هدبندم را گم نکرده بودم احتمال داشت در 3کیلو متری قرار بگیرم.

    2٫اگر هدبندم گم نمیشد فاصله زمانی خروج از خونمون زیاد میشد و داداشم منو در مسیر ملاقات نمیکرد

    3٫به بهانه دادن ایده ای ساده، مثل خوردن نوشابه داداشم به من ملحق شد و اون موتوری ندیده بود که دونفریم وگر نه شاید محاصره ام میکردند..

    4٫بلوار بر خلاف همیشه که خالی از ماشین بود و ما بدون مکس از بلوار رد شدیم.

    5٫اگر بهشون حمله ور میشدیم شاید آسیب میدیدیم. چون هر دو لاغر اندام بودیم و اونا سلاح سرد داشتند

    و خیلی چیزای دیگه که با هم اتفاق افتاد که در بهترین زمان و مکان برای فرار قرار گیریم.

    واقعا نمیدونید وقتی رسیدم خونه چه احساسی داشتم. سرشار از احساس شکرگزاری بودم. سرشار از این عشق که خداوند با منه و از من محافظت میکنه. خداوند دوست منه.اگر او را بخوانم مرا اجابت میکند.او همراه منه واینکه میگم او با من دومیدانی میاد بیشتر برام پررنگ تر شد.

    خدایاشکرت بابت شجاعتی که بهم دادی تا از چیزی نترسم و فقط تورا باور داشته باشم.

    البته این مورد رو هم اضاف کنم که مدت ها امن و امان می رفتم حتی جاهای خلوت تر و بدتر در ساعات نیمه شب 12-1، که هیچ مزاحمتی نداشتم.این موهبتی بود از جانب خداوند که باعث شد ایمانم را قوی تر کنم.

    او حتی در قوی تر کردن ایمان هم به من کمک میکند،خدایا ممنونم ازت.

    خدارا بابت دومیدانی با احساس آرامش و ایمان در شب های دیگرم شکر میکنم.چون میدونم این اتفاق آرامش و ایمان بیشتری به من میبخشد.

    این داستان را برای شما بهترین دوستانم تعریف کردم تا امید و باور بگیرید و خداوند را بیشتر از همیشه باور کنید.

    خیلی ممنونم که وقت گذاشتید و آنرا خواندید.

    خیلی معذرت میخوام که بدلیل کمبود وقت نمیتونم برای همه نوشته های زیبای شما کامنت بذارم.

    دوستون دارم?

    شاد،سالم،ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    ایمان گلستانی گفته:
    مدت عضویت: 3917 روز

    باسلام قصه ی زندگی دوستان به طوری شگفت انگیزه که باخوندنش با تمام گوشت و خونت لمسش میکنی به خاطر این ایده بی نهایت از یکی از بهترین عزیزانم استاد عباسمنش سپاسگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    میلاد صمیمی گفته:
    مدت عضویت: 4031 روز

    به نام خداوند هدایتگر، به نام نور اسمانها و زمین، به نام نورِ نور.

    دوستان عزیز هم فرکانسی ام، دوستان عزیز سایت عباسمنش و استاد هدایت شده ام سلام.

    همان طور که قبلا هم گفتم این روزها به لطف خداوند بزرگ احساس میکنم که مورد نگاه و هدایتش واقع شده ام و هر روز نشانه ها به طریقی متفاوت درونم را خوشحال و روز به روز مطمئن تر و با ایمان تر میکند و لحظه به لحظه این روزهایم سعادت حس هدایت یافتن از سوی خودش را احساس میکنم و هر لحظه روز با احساسی متفاوت آینده ام را میبینم که در جلوی دیدگانم وضوح بیشتری میگیرد. چه زیباست احساس تحکیم ایمان و آیا احساسی زیباتر از این هم وجود دارد؟ من که هرگز چیز بهتری را تجربه نکردم و همین موضوع حقانیت مسیر جدیدم را به من بیشتر ثابت میکند.

    و اما اتفاق زیبا و شور انگیز امروز مدتی پیش در یک کانال تلگرام عضو شدم کهادعا میکرد که وابستگی و ارتباطی با گروه تحقیقاتی عباسمنش نداره ولی خب فایلهایی از سمینارهای استاد رو در کانال میزاشت و من احساس کردم که این فایلها نباید قانونا و شرعا پخش بشه با ادمین گروه تماس گرفتم و بهشون گفتم که فایلها از فایلهای رایگان نیست و لطفا اونها رو پخش نکنید ولی ادمین زیر بار نمیرفت و میگفت من خودم حواسم هست و رعایت میکنم و این جور حرفا… من خودمم شک کردم و طی یه ایمیل به خانم شایسته گرامی (که همینجا خدمتشون سلام عرض میکنم) گفتم ماجرا رو و ایشون فرمودن که وکیل گروه پی گیر این موضوع هستن و خوشحال شدم که این اتفاق می افته. بگذریم… یه روز همین دوست عزیزمون (دوسش دارم چون باعث خیر شد عدو جان) یه فایلی تصویری رو توی کانال گذاشت که مربوط به تفسیر کلمه نور در قرآن بود. خب منم که سرم درد میکنه واسه این جور چیزا چند بار اول که کلیپو نگاه میکردم خیلی سر در نمی آوردم. گذشت تا امروز در حای دوره کردن بسته روانشناسی ثروت (البته این باو با باوری ماوراء باورهای قبلی) بودم که البته جا داره بگم که به لطف خداوند باور و ایمانم به صحبتهای استاد بسیار زیاد بیشتر شده و عواملی مختلفی مثل همین فایل اخیر استاد از یک طرف که به واقع بسیار زیاد قابل باور و درک بود و من توی این فایل فردی رو دیدم که در تصوراتم موفقیت مالی اخیرش نمیگنجید و از طرف دیگه نتایج دوستان عزیزی مثل خواهر بزرگوارم خانم شبخیز باعث شد که من به یه ایمان و باور کاملا متفاوت نسبت به قبل برسم در مورد حقانیت صحبتهای استاد عزیزم در بسته روانشناسی ثروت باعث شد که من در حال تماشا کردن که چه عرض کنم در حال محو شدن در صحبتهای استاد در جلسه چهارم که گفتن برای اینکه ساز و کار تاثیر باورها بر اتفاقات زندگی رو بیشتر درک کنید در مورد فیزیک کوانتوم تحقیق کنید من رفتم و به عنوان تمرین این جلسه شروع به تحقیق بیشتر در این باره کردم(البته قبلا هم این کار رو کرده بودم) و توی تحقیقاتم به نکات بسیار جالبی در مورد ماهیت اجسام و ذرات در حالت کوانتومی رسیدم که خب واقعا بحث شیرین و البته در شروع گیج کننده ای بود چون در نهایت علم به این نتیجه رسیده که رفتار ذرات در حالت کوانتومی در حالت های مختلف تغییر میکنه و دانشمندا به نتیجه ثابت و مشخصی در این باره با قطعیت نرسیدن. این نکته منو خیلی به فکر فرو برد که خب علم که نتونسته این قضیه رو قاطعانه ثابت کنه استاد هم که به من آدرس تحقیق در مورد کوانتوم فیزیک رو داده پس ماجرا چیه؟؟؟!!! در همین فکر بودم که یاد همون کلیپ توی کانال افتادم توی این کلیپ از آیه های”الله نور السماوات و الارض” (نور 35) و “یخرجونهم من النور الی الظلمات” (بقره 257) و ” یخرجهم من الالظلمات الی النور” (بقره 257) صحبت میشه و میگه که نور بر خلاف اون چیزی که معنا شده در قرآن (که روشنایی هست) یعنی آشکار کننده. یعنی خداوند آشکار کننده آسمانها و زمین است و یا افرادی که به واسطه هدایتی که خداوند در دل اونها قرار میده از ظلمات به سمت نور هدایت میشن و هر کس به واسطه این نور میتونه گستره ای از جهان رو درک کنه یا اون میزان از جهان براش آشکار بشه. در ادامه این کلیپ یه مثال خیلی جالبی زد که میگفت آموزش و علم نمیتونه آشکار کننده (هدایت گر) باشه مثلا نمیشه به یه مرغ با آموزش چیزی رو از علم فهموند ولی اگر خدا بخواد(یعنی مشیتش حکم کنه) اون مرغ چیزهای رو از همون علم خواهد فهمید که هرگز هیچ مرغ دیگه ای نمیتونه بفهمه و به اصطلاح حقایق برای اون مرغ آشکار شده و خداوند آشکار کننده آسمانها و زمینه. همین جا بود که یاد برنامه امروز خوشا شیراز توی تلوزیون افتادم که با طور اتفاقی خونه یکی از دوستان بودم و دیدم که یه پسر بچه کوچیکی رو آورده بودن که بدون هیچ آموزشی تونسته بود قرآن رو از رو بخونه (پسر بچه شاید 5 سالش بود و حتی مهد هم نمیرفت) مجری میگفت مثلا میتونی کتاب بوستان یا کتاب دیگه رو هم بخونی و پسر بچه میگفت نه قرآن رو باز کردن و بهش دادن و شروع به خوندن کرد و اون جا بود که فهمیدم این هم یه نشانه بود که خدا به من بفهمونه که چطوری خداوند بدون آموزش اگر بخواد نور و هدایت رو در وجود کسی قرار میده و باز توجه ام به تحقیقات فیزیک کوانتوم جلب شد و فهمیدم نیاز نیست کسیکسی برای اینکه هدایت بشه در مورد موضوعی خاص حتما تمام و کمال آموزش اون موضوع رو ببینه. و باورم شد که وقتی استاد میگه ساز و کار جهان این شکلیه و من از این قضیه مطمئنم و بهش ایمان دارم یعنی چی… به واسطه اتفاقات زیبای امروز زندگیم سجده شکر به جا آوردم و خداوند رو هزاران بار سپاسگزارم که دعای بندشو استجابت میکنه و هدایتش میکنه و همچنین دعای دوستان عزیزی مثل شما رو که همیشه افتخار داشتن دعای پر انرژیتون رو پشت سرم دارم…

    از همه شما دوستان عزیز که من رو دعا میکنید صمیمانه سپاسگزارم و متقابلا آرزوی دریافت بهترین عطایای پروردگار رو براتون دارم و منتظر شنیدن موفقیتهای روز افزونتون هستم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ارمان مشایخی گفته:
      مدت عضویت: 3884 روز

      میلاد صمیمی دوست خوبم بسیار زیبا

      روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود . از او پرسید: ((چرا این همه سختی را متحمل میشوی؟))

      مورچه گفت: ((معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنم به وصال او خواهم رسیدمن هم به عشق وصال ا.و میخواهم این کوه را جابجا کنم.))

      حضرت سلیمان فرمود: ((تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمیتوانی این کار را انجام دهی.))

      مورچه گفت:اما من تمام سعیم را میکنم.حضرا سلیمان که از همت و پشتکار مورچه بسیار خوشش امده بود کوه را برای او جابجا کرد.مورچه رو به اسمان کرد و گفت خدایی را شکر میگویم که در راه عشق پیامبری را ب خدمت موری دراورد.

      در زندگی همواره تمام سعی خود را بکار ببنیدم زیرا همیشه در همین نزدیکی پیامبری است…..???

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3762 روز

      آقای صمیمی دوست بزرگوار سلام

      چه نشانه ی زیبایی از خداوند دریافت کردید

      من مطمئنم یقین به الله یکتا مانند نوری سراسر وجودتان را خواهد گرفت و وعده ی خداوند همواره حق است

      و به قول قرآن

      ای رسول همواره به ذکر خدا ((( گفتن عبارت تاکیدی موثر ))مشغول باش تا لحظه یقین ((ثبات فرکانسی ))برای تو فرا رسد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        میلاد صمیمی گفته:
        مدت عضویت: 4031 روز

        خانم شبخیز تاثیر سخنان و حمایت شما بر من به جرات میگم که همانندی برای من نداره. وجود شما در مدار زندگی من به یقین لطفی بزرگ از جانب پروردگار بزرگم هست. خداوند را به خاطر حضور شما سپاسگزارم… همیشه منتظر شنیدن موفقیتهای شما هستم و آن را با صمیم قلب از خداوند بزرگم طلب میکنم…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4204 روز

      خدمت دوست خوب و دانشمند و با نزاکتم جناب صمیمی سلام و عرض ادب دارم

      از خدای مهربان و دانا برای شما استاد گرانقدر طول عمر با عزت و سلامتی و شادکامی خواهانم تا در راهی که گام برداشته اید یاریتان کند و در آموختن معرفت الهی شما را رفعت بخشد و پایدار و ثابت قدم نماید همانگونه که فرموده است :

      « سوره مبارکه محمد آیه 7

      یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم﴿7﴾

      ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد. »

      ————————

      وقال النبی(ص): «إنَّ لِلقُرآنِ ظَهراً وبَطناً، ولِبَطنِهِ بَطنٌ إلی سَبعَهِ أبطُنٍ» و ورد «سَبعینَ» و «سَبعَ مِائَهٍ» و «سَبعینَ ألفٍ» و غَیرُ ذلک.(جامع الأسرار ومنبع الأنوار، ص 530.)

      پیامبر(ص) فرمود: «قرآن ظاهر و باطنی دارد، و باطن آن هم باطنی دارد، تا هفت باطن». و «هفتاد باطن» و «هفتصد باطن» و «هفتاد هزار باطن»

      ————————

      در مورد آیه «الله نور السماوات و الارض (نور 35) » بنده هم خیلی فکر می کنم به نظر بنده یکی از شاهکارهای قرآن است قبلا فکر می کردم که منظور از نور همان نور خودمان است ولی امروز شما چشم انداز خیلی خوبی را برای بنده روشن نمودید از شما سپاسگزارم.

      می خواستم برداشت خودم را هم از این آیه تقدیم حضورتان کنم :

      همانطور که نور در تاریکی موجب دیدن و تشخیص همه چیز می شود و قدرت ماهیت بخشی دارد، خداوند مهربان نیز از این وجه تشابه استفاده کرده است تا این نکته را متذکر شود که حیات همه چیز قائم به وجود نورانی الهی است و اگر خداوند توجه خود را لحظه ای از غیر از خود بردارد همه چیز محکوم به فنا خواهد شد. پس «الله نور السماوات و الارض» علاوه بر خالقیت خداوند و هدایت و روشنگری اشاره به این دارد که قیام او به ذات او است و قیام همه موجودات به او مى باشد، و علاوه بر این، قائم به تدبیر امور مخلوقات نیز مى باشد.

      از حیث قوانین الهی نیز همین حکم صحیح است اگر از موجودی انرژی اش را بگیریم محکوم به فنا است یعنی وجود مادی همه چیز قائم به انرژی است و نور نزدیک ترین تجلی دیدنی شبیه به انرژی است.

      ————————

      هر چی آرزوی خوبه ما تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        میلاد صمیمی گفته:
        مدت عضویت: 4031 روز

        استاد عزیزم جناب جوان بزرگوار سلام و عرض ادب و احترام.

        واقعا ادب و احترام را باید از بزرگوارانی مانند شما در جان نهاد. خوشا به سعادت دانشجویان شما، امیدوارم بتوانند از وجود پر ارزش شما استفاده کنند و خداوند را سپاسگزارم که به من این توفیق را از این راه دور عطا کرده که از حضور و علم و نور شما بهره مند شوم.

        جناب جوان استاد عزیزم تفسیر شما از آیه 35 سوره نور را با قلب و جانم میپذیرم چون این تفسیر بر سرشت من هماهنگ است و درونم با آن موافقت میکند. اما احساسی که هم اکنون به من دست داده را برایتان بازگو میکنم. احساس میکنم خداوند به مانند برخی قوانین فیزیکی که اثبات آن در زمان حیات فردی که به جستجوی آن قانون مشغول است امکان پذیر نیست و نسلهای بعد از تلاش او استفاده کرده و آن قانون را اثبات میکنند، مفاهیم قرآنی را نیز به طرق و روشهای مختلف بر قلب بندگان مینشاند و تمام این تفاسیری که بندگان با قلب خویش به آن دست می یابند مورد پذیرش خداوند به واسطه لطف بی نهایتش قرار میگیرد و نشانه آن احساس هماهنگی این تفاسیر با سرشت انسانهاست. همان طور که خداوند میفرماید: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿(روم 30) پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند.

        این برداشت شخصی من از این موضوع بود و خیلی خوشحال میشم که اگه نیاز به راهنمایی میبینید من رو مورد لطف خودتون قرار داده و بیشتر مرا راهنمایی کنید.

        از شما بسیار سپاسگزارم و آیه 7 سوره محمد رو که ذکر کردید بسیار برایم دلگرم کننده بود. از شما بینهایت سپاسگزارم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          علی جوان گفته:
          مدت عضویت: 4204 روز

          جناب صمیمی عزیز

          قرآن مثل یک سیال است که در هر قلبی قرار گیرد چون به شکل آن در می آید تمام قلوب شیفته آن شده و خود را با قرآن آنچنان قریب و عجین می یابند که گویی دوست بسیار صمیمی را یافته اند.

          قرآن گمشده تمام قلوب است.

          در آیه زیر خیلی فکر کرده ام که «بیان همه چیز در آن است» یعنی چه؟

          «سوره «نحل» آیه 89

          وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء ترجمه : و ما این کتاب آسمانى (قرآن) را بر تو نازل کردیم که بیان همه چیز در آن است»

          مصادیق معنای تحت الفظی آن را در خیلی از موارد مشاهده کرده ام.

          مدت ها پیش فردی که پیمانکار بود و از اعجاز قرآن به وجد آمده بود به بنده می گفت که مثلا فلان آیه برای پیمانکارها نازل شده است که برای من خیلی جالب توجه بود.

          به هر حال این قرآن مثل یک جوهر نابی است که هر علمی به آیات آن عرضه شود می تواند با آن تطبیق کرده و پیامی در آن موضوع ارائه دهد.

          و این جای تعجب ندارد که در قرآن قانون جذب به وضوح دیده می شود بلکه این هوش بالای استاد عباس منش را می رساند که توانسته است قوانین هستی را از آیات الهی استخراج کند.

          به نظر بنده قرآن n بعدی است یعنی از هر منظری که به آن نگاه کنید منظره ای را می بینید زیبا و شیرین و دوست داشتنی.

          و این راز جاودانگی قرآن است برای تمام اعصار.

          هر چی آرزوی خوبه مال تو …

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    آلما میر گفته:
    مدت عضویت: 3665 روز

    سلام دوباره

    یه چیزی تو دلم بود , نشد نگم

    خانم فرهادی عزیز من شما رو ندیدم و فقط از خوبیهاتون شنیدم , ولی یکبار از طرف گروه تحقیقاتی عباسمنش با من تماس گرفتن و فکر کنم شما بودین (توی حال و هوای خودم بودم و توی بخش عقل کل به سوال های دوستان پاسخ میدادم در همون حین با من تماس گرفتین داشتم سکته میکردمو قلبم اومده بود توی دهنم نمیدونم چجور صحبت کردم )

    میخاستم بخاطر توجه و تعهدی که به تک تک بچه ها و این گروه دارید از شما تشکر کنم و از خداوند بهترین هارو برای شما میخام.عشق , آرامش , شادی , ثروت , سلامتی و نعمت های بیکران خداوند. دوستتان دارم.

    خانم شایسته عزیز , من در مورد خوبیهای شما در دوره عشق و مودت از خانم دنیای جذاب و همچنین دوستان اینجا متن هایی رو خوندم .

    از شما واقعا سپاسگزارم و وقتی با آقای عباسمش همکار هستید یعنی فرد فوق العاده ای هستید.

    آقای عباسمنش در فایل هاشون در مورد باورهایی که درباره ی اطرافیانشون دارند صحبت کردند , افرادی باهوش , باایمان , در جهت افکار استاد و در مسیر موفقیت .

    باید توی دفترچه سپاسگزاری از شما مهربانان یاد کنم و بخاطر وجود شما از خداوند سپاسگزاری کنم.

    این پیامم دلی بود و هرچی اون بگه من میگم چشم. و دیگه سرکوبش نمیکنم. عشق و محبتی که سرکوب شود ویرانگر است .

    هرفردی رو دوست داریم بهش بگیم که چقد برامون مهمه و چقدر دوسش داریم , غرور زیاد نداشته باشیم و در مورد هم خوب فکر کنیم.

    میگن آدما 80 درصد حرفایی رو که میزنن با خودشونن , این چند جمله بالایی با خودم بودم.

    خوشحالم که شما در کنار من هستید. خدایا سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3762 روز

      آلما جان من هم با شما موافقم ، خانم فرهادی بی نظیرند ، واقعا در رسیدن به موفقیت هایم کمک بزرگی بودند ، من که خیلی دوستشان دارم ، از ایمیل های ارسالی مشخص است تا پاسی از نیمه شب بیدارند ، اصلا اخلاق محمدی ایشان زبانزد کل اعضای سایت است ، خانم شایسته را که هم که من فقط ذکر خیرشان را شنیده ام ، و بسیار مشتاقم صدایشان را بشنوم ، از همین جا صمیمانه از محبت هایشان و حمایت های همیشگی این عزیزان تشکر می کنم این کاملا به جا هست که چنین استادی ، گروه فوق العاده ای چون خانم فرهادی و خانم شایسته در سایت داشته باشند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4031 روز

      خانم میر عزیز من هم این تجربه زیبا و هیجان انگیز رو داشتم و خانم فرهادی یک بار لطف کردن و با من تماس گرفتن (البته سر این قضیه که من یه کامنت گذاشته بودم و چون سریع تایپش کرده بودم اننقدر عجیب غریب شده بوده که قابل خوندن نبوده و بنده خدا خانم فرهادی نتونستن حتی تصحیحش کنن خودشون… هههه)

      احساس شما رو میفهمم حی خوبیه که از طرف مجموعه ای حمایت بشی که خیلی برات ارزشمندن. من هم همینجا از این دوستان عزیز و ارزشمند گروه تحقیقاتی عباس منش سپاسگزاری میکنم و آرزو دارم خداوند بهترینها رو برای هممون در دنیا و آخرت رقم بزنه… با صحبتهای شما در مورد ابراز احساساتتون بسیار موافقم من خودم فردی هستم که احساساتم رو سخت بروز میدم و ارزش صحبتهای شما رو میفهمم… آفرین بر شما…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: