«موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن - صفحه 94


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    548MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی «موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن
    42MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1392 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان.

    تمام روزم با بیدار شدنم اولین نگاهم به پنجره اتاقم دیدن اسمان زیبا و دیدن طلوع خورشید مهربانیهاست…

    همینکه که خداوند تو قران فرموده..انسان ناسپاس هست..واقعا همینجوره…

    چقدر خوبه اگاهانه اولین روزمو با تمرکز روی باورهای توحیدی شروع کنیم تا معنای زندگی کردن رو بهتر درک کنیم…

    دارم برای خودم یاداوری میکنم..

    یه شب بهم الهام کرد…که برای رسیدن به خاستهات برای ماندن در مسیر از صبر صلو…کمک بگیر…

    همینه خداوند مدام ما رو سفارش!کرده به خواندن قران…

    چقدر اینروزها..منطق قرآن رو بیشتر درک میکنم میبینم مدام یسری ایه ها با توجه به تکامل دارن تغییر میکنن یا داره محکمتر و با منطق قوی تر به پیامبر بازگو میشه….

    مثل ایه 88 سوره حجر..و ایه 133سوره طه…راجع به ندوختن چشمانمون به ثروت دیگران..

    در این دو ایه دقیقا اول کلامش یکیه..ولی بقیه ایه به دو صورت با توجه به درک پیامبر و تکاملش..یاداوری شده…

    هر چقدر بیشتر پیش میرم بیشتر میدونم،”نمیدونم

    این باوریه که طی این چند روز عضویتم بیشتر دارم به این درک میرسم..بهمین خاطر خداوند میگه در خواندن قران عجله نکنید..بزاریید تکاملتون طی بشه..بر حسب تکاملتونو که درکت متفاوت تر میشه …

    مخصوصا اینروزا باورهای استاد…وقتی هدایت میشم به فایلهای گذشته استاد و با فایلهای جدیدشون میبینم استاد یسری باورا.یسری صحبتهای راجع به قوانین الهی رو تکرار میکنن.

    میخام بصورت واضح بگم واقعا درکشون ..از گذشته با اینده زمین تا اسمون متفاوته..

    ولی نمیدونم این رگ عجله چیه..که نمیزاره از مسیر رسیدن به خاستها لذت ببریم..

    یادمه بچه که بودیم..میرفتیم مسافرت.مخصوصا با بزرگانمون که تصمیم میگرفتن..یجای خاصی رو منشن میکردن..و ما زود خودمونو تو اون محل استقرار نیدیم و میبینم یه روند تکراری رو انجام میدن که واقعا یکم حوصله بره…

    یا یه غذای خاص…..یه روند تکراری با یه کتگوری خاص..

    وقتی چند نفری تو حدودای همدیگه هستیم..وقتی مقصد رو مشخص نمیکنیم مثل باور استاد…میفتیم تو جاده و از هر جا که خوشمون اومد لذت میبریم..چقدر حال خوب وارد ذهن روحم میشه…

    وقتی این سختگیریها راجع به مسافرت…رها میشه…چقدر بیشتر خودتو میشناسی چقدر درکت از دنیا و جهان اطرافت تعقییر میکنه…چقدر لذت داره…

    همینه استاد میگن دلم تنگ شده از پستی و بلندیها..که سفر خودشونو شروع میکنن.

    اره استاد واقعا مسیر خیلی لذت بخش حتی کارهای ساده..مثل دیدن یه میدان جدید از یه شهر…

    یا دیدن یه ساختمان تاریخی از شهر دیگه

    یا رفتن به جای زیبایی که اصلا تو عمرت نرفتی…

    ای ذهن فراموشکار من…

    همین دو سال خورده ایی ..اتفاقا هر گاه میخام قانون رو بیشتر برای خودم بشکافم.میرم زیر پتو بخودم یاداوری میکنم..

    اره نیگفتم طی این چند ماه عضویتم.که الان به سه سال میره…

    استادم زیباییم!….بجاهایی از طریق دستانش هدایت شدم…

    یجاهاییی هدایت شدم که طی این 30 خورده ایی سن”از زندگیم حتی یه لحظه هم به شیرینی این مدت برام نبوده .و نخاهد بود…

    چه درهایی جه هدیه هایی چه روند تکاملی تو بیزنسم…

    روندی که همیشه ازش فراری بودن…حالا این فرار هم توی”روابطم بود و در هم در کتگوری ساخت بیزنس خودم بود..و هم سلامتیم سلامتی بخدا اگه میخای حساب کنی سلامتی همه جیزه که هر چقدر سپاسگزارش باشیم کمه..

    من باور دارم و همه ما باور داریم…ما از زندگیم یه آرامش خاص در تمامی جنبه ها میخاییم.

    من نوعی خانم فاطمه علی پور…اگه پول بسازم ولی از طرفی سلامتیم.یا رابطه ام.یا روش ناصحیح بازم مول ساختنم غلط باشه…این چه مول ساختنیه..

    بخدا من فقط داشتم برای پول میدویدم.

    .شرک میورزیدم برای پول

    یلامتیم در حد نابود برای پول

    رابطه ام برای پول

    داغون داغون…

    این جه زهریه بخدا…که بقول استاد این پول چه بلایی برسرت اورده…

    ولی ما انسانها این چشممون با ذهن دربه درمون گره خورده…چه گره ایی.که واقعا برای من زمان برد تا بتونم به حالت سکون بنشونمش…

    هر چقدر که فکرشو میکنم لطف خدا میبینم لطف خدا میبینم…

    اره همینه استادم…ما باید موفقعیتهامونو بیاد بیاریم..من به یسری خاسته ها رسیدم..بخدای واحد اگه گذشته بهم میگبتن…تا چند روز تو شوکه بودم..

    رابطه داغونم با شخص نزدیکم در حد مرگ بود…

    روزی هزار تف لعنت بخودم میگفتم..

    بخدا الان شده زیباترین فرد زندگیم .

    بخدا الان شده هدیه پروردگارم..

    بخدا چه روزهای خوشبختی رو با همدیگه سروع کردیم..یادمه اولین روزهایی که با هم خوب شدیم با هم رفتیم یه قهوه خونه زیبا تو یه شهرستان زیبا تو یه منطقه خاص.هنوز عکساشو دارم عکساشم تو گوشی این عزیز دلمه…

    چی بگم چی موفقعیتهای دیگه بگم…وقتی من با خودم با اطرافم در صلح نباشم..این پولدتر شدن چه گلی بسر من میزنه…

    نمیگم مول بده..هیچکسی تو دنیا از پول بدش نمیاد.پول اناسن رو خوشبخت تر و زندگی با کیفیتی براش!میاره…

    در چه صورت در صورتی که همیشه آرامش تو زندگیش داشته باشه…

    ارامشی که با اطرافش در صلح باشه…

    اینا مسیر رسیدن به خاسته هامه…چه غلبه بر ترسهایی که یادم میمونه از ترسش شبها باید تو بغل مادرم میخابیدم….که یجوری ازش بخام بهم دلگرمی بدا تا بتونم چشمامو روی هم بزارم..

    در این حد بودم…

    چیشد من تونستم برم تو دلش…فقط گفتم خدایا من با این باور که تو بهم کمک میکنی تو مراقبمی.تو محافظمی…

    هر جا هر ترسی بود بهش نفوذ کردم با باور توحسدی و ایمان و توکل بخدا…

    اینا موفقعیت نیست ذهن فریبکار من!؟

    اینقدر امروز براش دلیل اوردم…بخدا دلم میخاد هر جا که داره احساس کمبود میکنه خف گیدیش!کنم سیری بکبومش…خخ

    از بس این ذهن بی عقله…

    ولی تنها چیزی که میتونه پر حرفی نکنه همین نشانه و یادگیریهاست..ولی میدونم این صحبتهای ناجور در ذهن بیشتر شعله الهیمو فوران تر میکنه..

    بیشتر میدونه که هیچی نیست..جز دقل کاری..

    استادم اره حرف شما درسته شما خیلی موفق هستین خیلی زیاد..از طرز صحبت کردن و اون شعله های توحیدیتون مشخصه…

    که اینقدر با قدرت حرف میزنید..

    همینه همه چیز مسیره مسیر مسیر..مسبر زندگی رو موفق تر میکنه…رسیدن به خاسته از همون مسیر بدست میاد..جایزه لذت در مسیر تو رو به خاسته میرسونه..

    یچیزی اینروزا منو خیلی به درک رسونده…میدونی..وقتی با خودت صحبت میکنی با قانون بیشتر متوجه میشی…

    برای ساختن رابطه عاشقانه.خمون داشتن یه همسر خوب تو زندگیت..

    برای ساختن ثروت..پایدار.ثروتی که احساس رضایت رو برات بیاره ثروتی که باعث بشه انفاق کنه.بقول استاد نه تعدتد صفرشو زیاد کنی

    برای ساختن سلامتی سلامتی سلامتی..که بنیه تمام ارامشهاست….اگه این سلامتی نباشد..همه این خاسته ها رو کلا،”به اب تبدیل میکنه…

    همه این کتگوریها….نیاز به یه شالوده قوی و محکم داره..مثل یه اپارتمان میمونه که باید مهندسی اعمال بشه.از افرادی استفاده بشه که اطلاعات خوبی رو تو این زمینه دارن…

    بهمین دلیل..اون شالوده اصلی باید پی ریزیش عالی و با تکامل باشه..

    مثل داستان خونه خاله خرسی نباشه…

    مثل داستان پینوکیو با شهر تنبلها نباشه..

    باید از شالوده درست و اساسی بیاد بالا…ما هم همینجور باید بتونیم تکاملمونو بگذرونیم..و باید ادامه بدییم.

    یحرفی از رضای عطاروشن خوب نقش بست تو وجودم…که گفت 6 سال دیگه برگشتم بهمون مغتزه گذشته ام و دوستای گذشتمو دیدم…و بیاد اوردم اون زمانی که تو مغتزم بودم.سیگارمو روشن نیکردم و یه چایی درست میکردمو با اطرافیانمون گله و شکایت میکردیم…

    اره …فایل نشانه گذشتمم.به من یاداوری کرد..که میخای 10 سال دیگه به زندگیت نگاه کنی میخای تو همین کتگوری باشی..

    بهشم که فکر میکنم حالم بد میشه.چی برسه که در این مسیر برم..

    از خداوند اول صبح تقاضای صبر و شکیبایی در مسیر میکنم.و میگم خدایا من روی شونهاتم..خدایا استقامتم بده که بتونم تحت فرمانت باشم..

    میخام بگم این بیزنسی که الهام از طرف پروردگار در شب اول عید بهم رسید…بخدا دوستان الان نزدیک به 9 ماه گذشته…دلم میخاد بعد از نوشتن این پیامم یه قسمت از نوشتهام یه داستان براش بنویسم…همین چند ماه چه تجربیاتی کسب کردم..حالا من سال گذشتشم نمیگم..همین چند ماه….چه درهایی چه غلبه بر ترسهایی…انگار یفردی منو وارونه کرد هر چیزی تو وجودم بود ریختش بیرون…

    ولی اقای ذهن یادش میره همین یاداوری موفقعیته…

    من به دو تا خاسته داشتم که خیلی برام اساسی بود.بخدا الان دارمش…الان برام عادی شده…

    بخودم یاداوری میکنم.که باید قدردانش باشم و بسیار سپاسگزار…

    یادم که میاد که چقدر دوستداشتم داشته باشمش..بخودم گفتم..الان خیلی قدرشو میدونم..و سپاسگزاری مداوم دارم.و بخودم مدام یاداوری میکنم..

    .

    پس قدر این لحظات رو بدنیم.بقول دوستمون سعیده شهریاری عزیز…هورررراااا بگیم..ما برنده این جهان دنیایی شدیمم..

    ما قبل از اینکه بمیدییم کلمه لا الله اله الله رو گفتیم لبیک لبیک ای رب من..

    من صاعتت میکنم و این مسیر توحید و یکتاپرستی رو انشالله برای همیشه ادامه میدم..

    من بندگی میکنم..تو ارباب منی بقیه کارا رو انجام میدی…

    استادم انشالله بتونیم به اینحرف شما با دقت تمام گوش بدم و جزو باورام کنم و مدام بیاد بیاورم.

    موفقیت»‌، مسیر رسیدن به خواسته است‌ نه مقصدِ آن -….

    اره پایه موفقعیت…مسیر رسیدن.مسیر مسیره…مسیره که منو قوی میکنه به من شهامت میده.به من قدرت تصمیم گیری میده.به من جسارتها نیده و خیلی درسهای دیگه….

    من بخودم افتخار میکنم که تونستم این مسیر رو باحال بهتری بپیماییم! و میدونم باید خیلی مواظبش باشم…

    استادم بهتون افتخار میکنم که فردی خودشو شناخت خودشو باور کرد و در این مسیر ادامه داد…و همیشه درحال تعریف و تمجید اون مسیرهاشه..مسیری که مردم با عقل ناقصشون درک میکنن.

    همون حرفهایی که مفته…حرفهایی که نه ایمانداره و نه استمراری داخلش هست…

    دوستتون دارم به امید نشانه های،” هدایت دیگر..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 1184 روز

    روز سی ام

    خدای من شکر

    مصاحبه با افراد موفق

    چرا در یک حوزه شغلی خاص،برخی درامد بیشتری دارند؟

    ویژگی های مشترک افراد موفق رو دنبال کن،اشتراکات افراد موفق همان قوانین است

    کل داستان اینه ک باید روی باورهات کار کنی و فرکانس مناسب تر و بهتر به جهان هستی ارسال کنی

    عامل ثروتمند شدن افراد،هیچ ارتباطی به کارهایی که انجام می‌دهند ندارد،بلکه دلیل موفقیت‌های این افراد در باورهایی است که در خودشان ایجادکرده‌اند

    به همان اندازه ای که این اصول را باور و آن‌ها را جزئی از نگرشِ ذهنتان می‌کنید، موفقیت مالی کسب می‌کنید!

    این یک اصل است:

    شما به همان اندازه ای اجازه ورود ثروت به کسب و کار و زندگی‌تان را می‌دهید،که باورهای قدرتمند کننده و ثروت آفرین درباره ی کسب و کار مورد علاقه تان در ذهن خود می‌سازید

    تنها عامل ثروتمند شدن شما فقط و فقط باورهایی است که باید در خودتان ایجاد کنید.

    باور کنید که تنها عاملِ ثروتمند شدن یا نشدن‌تان،فقط و فقط باورهای شماست و نه هیچ چیزِ دیگری!باورهایی ک با خواسته و علائقت هم جهت باشد

    به همان اندازه که خدا را باور می‌کنید،به همان اندازه که ثروت موجود در جهان را باور می‌کنید،به همان اندازه که قوانین ثروت را باور می‌کنید و جزئی از وجودتان و زندگی‌تان و کسب و کارتان می‌کنید،به همان اندازه هم به خودتان اجازه می‌دهید که ثروت وارد زندگی‌تان شود!!!

    از خودت بپرس:آیا باورهایی که در مورد پول دارید،شما را به ثروت می‌رساند؟آیا نگرشی که به کسب و کارتان دارید،شما را به ثروت می‌رساند؟

    ثروت واقعا از ما انسانِ بهتری می‌سازد!

    هرچه ثروتمند تر می شویم،بخشنده تر،صبورتر،آرام تر و مهربان تر می شویم!

    بسیار مهم است که شما ثروتمند باشید،زیرا وقتی وضعیت مالی‌تان عوض می‌شود،وقتی کسب و کارتان رونق می‌گیرد،چیزهای بسیار مهمی در زندگی‌تان تغییر می‌کند.

    الله من،تو آگاهی به‌ قلبم که من تنها

    تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    محمد نمازی گفته:
    مدت عضویت: 1161 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    خدایا شکرت

    من هربار این فایلو گوش میدم ،هی به خودم میگم که موفقیت فقط و فقط پول نیست،نباید خودم رو با شرایط مالی ام بسنجم و اگر به اون عدد مد نظرم مثلا تو این ماه نرسیدم نا امید بشم

    اما انگار یادم میره که مسیر موفقیت چیه

    یادم میره که خودم رو بخاطر کوچکتریین موفقیت هام تحسین کنم

    یادم میره که همین جایگاهی که دارم هم بد نیست

    منم فقط موفقیت رو پول میدیدم و الان هم میبینم ،چون من خییییلی پول برام مهمه ،انگار سلامتی ام ،روابط خوبی که تازگی داره با افرادی که مشکل داشتم خیلی بهتر میشه،اتفاقات خوبی که همیشه واسم میفته،معجزات و کارهایی رو که خدا انجام میده، رو نادیده میگیرم و فقط میگم پول

    مثلا میگم تا ماه اینده چند میلیون بیاد به حسابم و اگر نیاد دیگه تموم

    به زمین و زمان شک میکنم ،سراسر وجودم میشه نگرانی که نکنه نتونم به خواسته هام برسم(چون اغلب خواسته هام وابسته به پوله)

    فک میکنم که فلان فایل در رابطه با ثروت رو شنیدم ،دیگه باید تا همین امروز پول بیاد به حسابم

    اما حقیقت اینه که باید از این مسیر لذت ببرم

    تا وقتی نگران و وابسته پولم هیچ ثروتی دنبال من نمیاد

    تغییر باورها یک روندی داره یک زمانی داره

    من انقدر پیشرفت واسم مهمه که تو 16 سالگی تنهایی برای کار رفتم تهران از شهرستان ،،بدون اینکه من تا به حال تهران رو حتی یکبار دیده باشم یا فامیلی داشته باشم ،اما مثل اینکه تکاملم رو طی نکرده بودم و خورد تو ذوقم و بعد یک هفته برگشتم

    خدارو شکر که من به این سایت هدایت شدم

    بخدا همین سایت بزرگترین نعمته برای من اگر بتونم ازش استفاده کنم و سپاسگزار باشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    30ردپاروزشمار1403/9/5به نام جان جانان سلام به مربی تربیتی خودم باباخدا. سلام به استادوناظم مریم جون معلم مکتب خداشناسی وخودشناسی. سلام به کل همکلاسیها. ضمن عرض سلام وتبریک به آقای سجادبابایی،آقاسجادزمانی که منهم واردقانون جذب شدم ازیک انسان آلوده به موادمخدرمنم کمترازیک معتاد نبودم!چون اعتیادتنهاموادنیست.به قول استادعزیزم سیدعرشیانفرتغییرکردن برابر مُردن است!شایددردش بدترازمُردن باشدولی تحمل کنیدگریه هاکردم دردهاکشیدم که تادانه ای رازیرخاک کرده بودم جوانه زد!حالانه به عرش رسیده باشم ولی 4ساله خیلی فرق کردم.وکلی فراوانی میبینم وخدارادروجودهمه چی احساس میکنم.توی سفرکناردریابودیم مقداری نون توی دریامیریختیم آنقدرماهیهاروی آب می آمدندوکلی مرغهای دریایی جمع میشدندوماذوق میکردیم چقدربه حال بود؟!من قبلاهم سفررفته بودم قبل آشنایی باخدازیباییهارامیدیدم گریه میکردم شکرگذاری میکردم ولی جذب روبلدنبودم الان بااحساس عالی نگاه میکنم، میبینم، میشنوم ،خدارافریادمیزنم حال میکنم دست مریزاداستاد.عاشقتونم.خداروشکریک ماه سفرم رابه کمال رساندم خخخخ.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 957 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    چندسال پیش یه مستند از تایسون فیوری کشتی گیر دیدم که از زبان خوش بود و چندماه قبل هم مجدد تماشا کردم و این شخص به جایی رسید که تمام حریف ها رو شکست داده بود و قهرمان شده بود و کسی نبود که دیگه باهاش مسابقه بده و این باعث شده بود که حرکت نکنه و انگیزشو از دست بده و به جایی رسید که الکی شد و یه شب تو اینه به قیافش نگاه کرد و گفت تو الگوی بچه هایی مثلا ؟؟ و گریست و از خدا کمک خواست و یه رقیب که در قبال بازنشستگی تایسون میرسه به قهرمانی و براش کری میخونه و مسخرش میکنه و اونجا تایسون تصمیم میگیره که بلند شه و بیاد تو مسابقات و دیگه اون مسیر رو ادامه بده.

    این داستان رو گفتم که خودم بگم خوشبختی همون روزهایی هست که داری روی خودت کار میکنی با اشتیاق . موفقیت برای بدنسازی اون روزهایی هست که با عشق روی عضلاتش کار میکنه .

    موفقیت از اون گلی هست که میکاری و عاشقانه نگاهش میکنی و بهش عشق میدی .

    چندین سال قبل یه نهال به توی حیات خونه کاشتم و خیلی هم دوستش داشتم و چندین سال رشد کرد اما میوه ای نداد اما از پارسال شروع کرد یهو به میوه دادن و امسال چندین برابر شد . به خودم میگم این سالها همون زمانی بود که این درخت داشته خودشو رشد میداده و ریشه هاش مسیر رو توی زمین پیدا میکردن. اره این موفقیته.

    اره استاد جان خوشبختی یعنی همین شوق و اشتیاق بودن در مسیر و ادامه دادن .

    وقتی تو مسیر جاده شمال هستی و لذت میبری همون موقع بهترین احساس رو داشتی اما اگه به رسیدن فکر کنی بلاخره میرسی اما هیچ لذتی از مسیر نبردی و زیبایی ها رو از دست دادی.

    رونالدو میدونه که باید حرکت کنه و همین حرکت کردن تو مسیرش زنده نگهش داشته و قطعا اگر خداحافظی کنه و بشینه تو خونش ظرف دوسال میشه یه پیرمرد به هزاران مصیب .

    خیلی ها رو دیدیم تا وقتی فعالیت چه کاری و ورزش و.. دارن جوان هستن و وقتی کنار میرن میبینی خیلی پیر شدن. خوشبختی یه مسیره نه مقصد.

    اره موفقیت هرروز بهبود دادن و امید داشتن و باور درست داشتن و حرکته . موفقیت همون حس قلبیه که خودت میفهمیش و لذت میبری و انگار جهانت تغییر کرده

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سجاد بابایی گفته:
    مدت عضویت: 598 روز

    با سلام خدمت تمام خانواده عباس منش

    مقدمه؛(انسان های سالم شاید یکم زمان بر تر بشه تا ایمانشون به خداوند و قدرتش عیان بشه براشون ولی افرادی مثل من که از منجلاب مواد مخدر اومدن بیرون با یک قدرت ماورایی وفراتر از تمام قدرت های جهان خوب درس اول ایمانشون بسیار محکم و با اصول پاس کردن که تا لحظه مرگ سپاس گزار خداوند هستیم وقدرتش بر ما پوشیده نیست )

    روز سی ام سفرنامه که مصادف شد با رفتن به حرم امام رضا(ع) و چه روز مبارکی است و گواهی میده حداقل برای خودم که دوباره در مدار درست قرار گرفتم یادمه که از تابستان به حرم نرفتم و امروز 3ام آذر سال 1403که دوباره از صبح بهم این حس دست می‌داد که برو حرم و چند دقیقه آرامش اونجا رو تجربه کن برات لازمه ،کسانی که به حرم رفتن جدا از باور به هرمذهبی بی شک حالت آرامش حرم رو تجربه کردن که همه جای حرم لحظات ناب هست جایی که آدم دلش نمیخاد از اونجا بیاد بیرون ،میدونه که از اونجا وقتی میاد بیرون چطور نجوا های شیطان در ذهن شروع میشه که استرس ترافیک. دیر رسیدن ،قرض و بدهی وآینده ووو…ولی وقتی تو فضای حرم هستی فقط کافیه بشینی کار خاصی نکنی انگار تمام ورودی افکار ونجوا ها بسته میشن و اون انرژی پاک رو با هر مذهب و شکل و جنسیتی باشه در تمام سلول هات رخنه میکنه و همین امر باعث میشه که دلت نخواد پات و ازحرم بزاری بیرون…

    در تابستان و چند ماه قبل که رفتم حرم یادمه برای گرفتن وامی یکسری چیزها رو میخواستن که میگفتن باید جواز کسب و دسته چک باید از یک نفر باشه که بدن بهم که من اصلا نتونستم همچین فردی رو پیدا کنم دو فرد متفاوت رو پیدا کردم و روز قبلش هم فردی که وام رو برام گرفته بود گفت برادرم رفته و گفته اصلا راه نداره قانون اینه فقط جواز کسب و دسته چک از یک نفر و من گفتم اشکال نداره فردا خودم دوباره میرم بانک هر قانونی یک راهی داره میدونستم کلید کار کجا کلید همون فضای حرم چون هر کاری داشتم میرفتم اونجا و بعد کار انجام می‌شد به قول خودم امام رضا روی منو زمین ننداخته به هیچ کی دیگه کاری ندارم

    و فرداش خواستم برم بانک اتفاقا موقع اذان ظهر رسیدم و همه میدونن قبل اذان درهای صحن ها بسته میشن و من طوری رسیدم که بعد ورودم درهای صحن بسته شد نماز ظهر رو به جماعت خوندم و بعد که داشتم میومدم بیرون فقط یادمه یک جمله که همیشه میگم گفتم آقا ما پارتی نداریم میگن قانونه فلانه خودت ردیفش کن اگه قسمت منه و خیلی خونسرد با آرامش انگار هزار نفر گقتن برو بانک آقا واسطه شده به خدا که کارتو راه بندازه اگر هم نشد نگران نشو خیریت درش هست

    و رفتم بانک پیش اون متصدی گفتم آقا اسم فلانی برای وام دراومد گفت خب؟گفتم ما ضامنی نداریم که هم دسته چک داشته باشه و هم جواز کسب

    ولی یک نفر رو دارم که جواز کسب داره اون یکی هم دسته چک میشه اون نفری که جواز داره پشت چک رو امضا کنه یک کاریش کنین اگه میشه

    یک مکثی ‌کرد گفت آره میشه!!!من خودم و برای همین جواب آماده کرده بودم میدونستم این جواب آره رو توی همون حرم بهم دادن

    و بعد بماند که همون مبلغ وام رو هم کلا از دست دادم

    و باز دوباره رفتم حرم این بار هم سر نماز ظهر رسیدم ولی این بار با یک فشار روانی زیاد و از دست دادن مبلغی که برای من اون موقع زیاد بود

    و یادمه وقتی میخواستم بلند بشم برای رکعت سوم چنان مغزم تحت فشار بغض تو گلوم بود که می‌خواست اشک ام جاری بشه به هر جوری بود نماز رو تموم کردم و بعد که تموم شد نماز خواستم بیام بیرون دوباره رو کردم به ضریح گفتم آقا کار منو راه بنداز اون بیرون خیلی فشار رومه دارم میترسم و هیشکی رو هم ندارم و نمیدونم چطور دوباره این سرمایه رو جور کنم که بتونم کارم و شروع کنم(کار من بازارهای مالی جهانیه)

    و با خیال راحت تا دم آخر گفتم خودت یک کاری بهم بگو،از اونجایی که میدونی درست کن برام میدونم که هیچ وقت روی من یکنفر رو زمین ننداختی و نمیندازی چون ایمانم قوی تر بود مطمئن بودم کار انجام میشه ولی خب خیلی تحت فشار روانی بودم و اصلا و ابدا هم نمیتونستم از کسی این مبلغ بزرگ رو درخواست کنم و بعد چند وقت بهم زنگ زدن یکی از آشنایان ام گفت میای جای ما کار کنی من کار خودم (به هفته ای 1میلیون)نمی‌رسید و گفتم میام حالا اونجا باهم حرف می‌زنیم رفت ام و حرف زدم و لا به لای حرفاش انگار خدا یک جمله رو به من گفت که گفت بیا اینجا اینجا برای تو خوبه دائما این حرف مثل نوار میومد جلوی ذهنم پخش می‌شد و نمیدونستم چیکار کنم و چطور این هجرت رو بپذیرم یا نه دائم نجوا های ذهنم نمیذاشت خواستم زنگ بزنم حرف برام استخاره بگیرن فهمیدم شهادت تعطیل خلاصه رفتم مسجد قبل نماز به پیش نماز گفتم آقا یک استخاره قرآن برام میگیری گفت قرآن بیار ،قرآن و باز کرد گفت خوبه با احتیاط جوانب کار انجامش بده

    و بعد گفتم مهر تایید اومد پس دیگه جای تردیدی نیست و راهی شدم اونجا وقتی رسیدم اونجا گفتم من اون اتاق بالا رو هم میخوام که این رو هم شب قبلش انگار هزار نفر بهم گفتن بگو اون اتاق بالا رو هم میخوام برای کارم (که لب تاب ام و سیستمم توی تایم استراحت ام کار دیگه ام و انجام بدم)بعد گفتن باشه اونجا رو هم مال تو نیازی نداریم

    همه چی میرفت جلو و فقط یک چیز مونده بود که من از اون کار هم‌باید توی تایم استراحت ام به سود می‌رسیدم و بعد دوباره شروع کردم به مرور آموزش هام یک ماه دوباره بازار رو نگاه کردم و با یک روش دیگه که یک فرد آمریکایی بود از آموزش های اون و دنبال کردم که دیدم همه چی داره درست میره جلو عین همون چیزی که فکر میکنم قیمت میره همونجا ها (دوره تکاملی که استاد عباس منش میگن)و بعد گفتم وقتشه که دوباره پول وارد بازی کنم ترس فراوان ترس فراوان تجربه باخت های قبل میترسیدم که یک معامله رو شروع کنم ولی بلاخره شروع کردم و با یک دهم اون مبلغی که وام‌گرفته بودم و از دست دادم

    و بعد نتیجه اعداد پشت اعداد سد ها ذهنیم میشکست به روزی یک میلیون قانع بودم به پول خودم چشم وا کردم‌دیدم دارم روزی 10میلیون بالاتر درمیارم‌ بدون اینکه اصلا متوجه بشم انگار خداوند تمام لحظه به لحظه رو داره از قبل بهم میگه

    و کل اون پول وام رو تو کمتر یک ماه درآوردم اما اما اما اینجاش قشنگ و درس عبرت برای نفرهای بعدیه من وارد اون مدار بالا شده بودم اما نتوستم مدت زیادی اونجا بمون غافل بودم(که استاد میگن همیشه هدف هاتون و بزرگ تر کنین و گرنه میپوسین و تمام دست آورد هاتون صفر میشه )و من از طبقه هزار برج پرت شدم پایین به خودم اومدم دیدم دویاره تمام سرمایه رو از دست دادم درگیر حاشیه شدم تمرکز ام برداشتم ازکارم، به خودم نمیرسم از ذهن ام مراقبت نمیکنم از جسمم مراقبت نمیکنم و نتیجه همه کاخی که ساختم ویران شد و آوار شد روی سرم تا اینجا دوتا تجربه و باز بار سوم که بلند شدم با آموزهای این سفر و دوباره کار کردن روی خودم خدارو هزار مرتبه شکر بعد یک ماه هفته قبل دوباره تونستم مدارام و ارتقا بدم نظم بدم تمرکز کنم و بعد بوم یک هفته که روند صعودی گرفتم و ایندفعه از آموزه‌های استاد خیلی میخوام استفاده کنم در کارم و ممنون ام از خداوند که منو به این فایل ها هدایت کرد که بفهمم دلیل اینکه از اون بالا منو پرت کرده جهان پایین چی بوده من کدوم اصول رو رعایت نکردم‌ که این چنین شدم نتیجه برای دوستان عزیزم ابتدا به مدار بالا رفتن یک کارایی باید کنیم و بعد و بعد وبعد نکته اینجاست توی اون مدار بخوایم بمونیم هزار برابر باید بیشتر حواسمون باشه که نیایم روی مدار های پایین نریم سراغ فرعیات ببخشید طولانی شد تجربه خودم بود شاید به درد فردی بخوره پرودگارا سپاس که همیشه هرآنچه خواستم بهم دادی و میدی و منم هرروز باید ازت بیشتر بخوام و این حسش طمع نیست این اسمش بیشتر کردن ایمانم به خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    N.Hashemi گفته:
    مدت عضویت: 626 روز

    سلام بر استاد عزیز

    چقدر این صحبت هاتون رو تجربه کردم و ممنونم که گفتید، چون دقیقا برای منم همین شکل بود. من از 97 با کنکاش وارد رشته ای شدم که شاید تو ایران به ندرت کسی شنیده و اصلا در این رابطه منبع آموزشی فارسی نداشتیم و من با عشق در این زمینه کار کردم و بدون اینکه بدونم دقیقا به هر ایده ای که اومد عمل کردم و با اشتیاق رفتم جلو و دستاوردهای بینظیری داشتم که هنوزم کسی در این شاخه نداشته. اما چون به درآمد های ملموسی که ماهانه مشخص باشه نرسیدم احساس کردم دستاوردم کمتر دیده شد و گاهی نا امید می شدم هر چند که اون عشقی که تو وجودم هست هیچ وقت نگذاشته متوقف بشم و همچنان جلو رفتم و با هم موفقیت هایی به دست آوردم که بقیه رو متعجب کرده. گاهی ادم موفقیت هاش رو یادش میره!

    جالبه که بعد که دقت کردم دیدم موفقیت مالی هم داشتم، مثلا من دقیقا از درآمد همین کار با هزینه شخصی خودم هزار جلد کتاب رنگی چاپ کردم یا گوشی ایفون و لب تاپ و … خریدم.

    من دو ماه هست با دوره های شما شروع کردم و الان یاد گرفتم لیست موفقیت هام رو بنویسم و مرتب مرور کنم و می خوام وقتی دوره های قانون آفرینش رو تمام کردم، به امید خدا روانشناسی مالی 1 رو بخرم و در بحث مالی هم عالی بشم.

    ممنونم از سخنان روشنگر شما که هر بار انگار به لایه از محدودیت هایی که روی ذهنم هست رو پاره می کنه و من حس آزادی بیشتری می کنم و می دونم که به هر چی بخوام میرسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    زینب طاهری گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداروشاکرم که این توفیق رو داشتم که این دوره رو بگذرونم.

    من تقریبا سه سال هست که با استاد اشنا شدم.توی این سه سال خیلی متفرقه فایل های استاد رو گوش میکردم.هرموقع نشونه ای می خواستم میومدم توی سایت یا هرموقع حالم بد بود میومدم توی سایت.

    یادم هست که تنها دوره ای از فایل های دانلودی که گوش کرده بودم ارامش در پرتو اگاهی بود،و خب خیلی وقت ها اصلا داخل سایت نمی اومدم.اصلا کامنت نمیزاشتم.

    امسال مرداد ماه اما یکی از مسائلی که مثل چرخه نامعیوب در زندگی من چندوقت یبار تکرار میشه، تکرار شد.

    اینبار تصمیم گرفتم که واقعا بعد از 6سال خودمو از این چرخه بکشم بیرون.

    هنوز اونقدری پس انداز نداشتم که بتونم دوره های استاد رو بخرم، یا اگر داشتم احتمالا ترس از اینکه پولم تموم بشه دیگ پولی به جاش نمیاد رو داشتم.

    پس شروع کردم به خودم تعهد دادم این دوره رایگان رو بگذرونم.از وقتی شروع کردم حالم بهتره. البته روزهایی هم بوده که احساسات بدی رو تجربه کردم اما توی اون احساس نموندم.

    تااا وقتی رسیدیم به روزی که دیدم اطلاعیه زده توی سایت که افزایش قیمت داریم بعداز یه تاریخی

    خلااصه که من پس انداز هامو یکجا جمع کردم ،که این پول خارج از پول ماهیانه ای هست که دارم.یعنی به قول استاد که توی این فایل گفتند خرید این دوره فشاری به من وارد نکرد زندگی رو به من سخت نکرد.

    خداروشکر من تونستم یکی از اهداف امسالم که خرید دوره های استاد بود رو تیک بزنم.

    تازه فردای روزی که دوره رو خریدم بابام بهم زنگ زد و گفت دوباره قراره از طرف سرکارش از بچه هایی که درس میخونند تقدیر و تشکر کنند و جایزه بدن.و خب جایزه احتمال خیلی زیاد کارت هدیه است.

    یعنی من هم تونستم دوره رو تهیه کنم و هم قرار است پولی که هزینه کردم بهم برگرده.

    خداروشکر می کنم که دارم تکاملم رو طی می کنم.

    هرچقدر اشتیاقت برای تغییر بیشتر باشه نتایج هم زودتز اتفاق می افته زینب

    خدایا شکرت

    بخاطر تمام این اگاهی ها شکرت

    بخاطر اینکه معنای واقعی اسراف رو فهمیدم شکرت

    بخاطر اینکه یکی از قفل های ذهنم شکسته شد شکرت

    خیلی ممنونم استاد عزیز خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    فاطمه ایمان‌پور گفته:
    مدت عضویت: 2114 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام گرم به استاد عزیزم و مریم جان

    من چند روزی بود که دچار این فکر اشتباه بودم که همش تو فکر نتیجه و مقصد تو کسب و کارم بودم و چشمم رو روی همه دستاوردهایی که الان دارم بسته بودم فراموش کرده بودم که همین الان که من تو مسیر خواسته‌هام و شغلی که عاشقشم قرار دارم خودش موفقیته همین الان تو نتیجه مورد علاقه 5سال پیشم قرار دارم همین که هرروز دارم برای شغل مورد علاقم اقدام و عمل میکنم موفقیه همین که تو این مسیر روی باورهای خودم و مهارت‌های مورد نیازم سرمایه گذاری میکنم همه این‌ها خود موفقیته این لذتی که هرروز از کارم میبرم موفقیته اینکه هرروز عملگراتر میشم بیشتر اقدام میکنم بیشتر تو دل ترس‌هام میرم ذهنم بازتر میشه نگاهم به جهان بهتر و قشنگتر میشه اینها همه موفقیته. موفقیت مثل یک مسیر پیوسته‌اس یک نقطه خاص نداره. اینکه من تو مسیری که میخوام قرار بگیرم و پیش برم من یه ادم موفقم. و این مسیر انتها نداره هرروز میتونیم بهتر بشیم قوی‌تر بشیم بزرگتر بشیم. درنتیجه اگه مسیرو رها کنیم ازش لذت نبریم و چشم بدوزیم به یه نقطه خاص در اینده، اون فقط یه سرابه و هرگز بهش نمیرسیم چون پیش نیاز رسیدن به هر خواسته‌ای لذت بردن از مسیرش تو لحظه اکنونه، احساس خوب تو لحظه حال نتایج بهتر رو رقم میزنه.

    من الان که به این فایل نیاز داشتم خیلی قشنگ خدا منو هدایت کرد به این فایل و چقدر الان با شنیدن این حرف‌ها احساس ارامش و سبکی زیادی میکنم و احساسم به خودم خیلی خوب شده خدارو هزار بار شکر که انقدر خوشبخت بودم که هم فرکانس با شما بودم و باهاتون اشنا شدم استاد عزیزم. براتون ارزوی شادی فراوان دارم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1667 روز

    یا من اسمه شفا وذکر ه دوا

    سلام

    وقت همگی بخیر وشادی

    موفقیت: مقصد نیست ، بلکه لذت بردن از مسیر رسیدن به خواسته هست.

    خود این جمله قانون هست اصل هست .

    موفقیت با انجام فقط یک کار، یا داشتن یک فکر مثبت نیست .

    موفقیت، رشد دائمی و مدام هست ، انجام کارهای درست بصورت متوالی هست ، یعنی این کار بشه جز عادات رفتاری ما

    موفقیت یعنی انجام عمل حرکتی ، یعنی باوجود اینکه می ترسی ، ولی انجامش بدی ، یعنی مثل استاد زمانی دستگیره در را فشار می داد تا داخل کلاس درس بشه دستش می لرزید ولی چون زور اشتیاق و علاقه اش بالا بود داخل کلاس رفت و با کسب اجازه ار استاد اولین اقدام عملی را انجام داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: