این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/08/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-08-08 08:57:552024-08-08 09:05:31تسلیم بودن در برابر خداوند
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد داشتم کامنتای دوستانی که فعال کردم رو میخوندم، دیدم همشون یک کلام از توحید مینویسن بعد تو ذهنم اومد که خب اینا خیلی از ثروت نمیگن گاهی هم میگن که میخوان ثروت داشته باشن یعنی یجورایی از نوشته هاشون متوجه شدم هنوز پولدار نشدن بعد تو ذهنم اومد پس چی خدا؟ هی میگی با توحید به همه چی میرسی چرا اینا نرسیدن؟
یعنی اصلا میشه با توحید به ثروت رسید؟
یکهو به ذهنم که عه این سوال یعنی اینکه من هنوز باور ندارم به خدا، ایمان ندارم به خدا، هنوز با این قضیه مشکل دارم که همه چیز رو بسپرم به خدا، اونا اگر هنوز به ثروت نرسیدن حتما یه جای دیگه ایراد دارن، تو وقتی داری مدام میشنوی که توحید توحید توحید پس به همین گوش بده
ذهنم میگه فلان جا نشد فلان جا درونت صدا رو شنیدی و عمل کردی اما اون نتیجه نشد این صدا الکیه، دروغ میگه، الکی خوش بینت میکنه که غر نزنی!
دیشب داشتیم با همسرم صحبت میکردیم من گفتم درســـت میشه، اونم گفت همه میگن بهش فکر نکن درست میشه نگران نباش اخه مگه میشه؟! و من یاد خودم افتادم که من الکی این حرف رو زدم من هم درونم به مسایل خودم فکر میکنم و نمیتونم بسپارم به خدا، نگران نباشم تازه من غر هم میزنم به خدا!
جاهایی که عجله کردم و زور زدم که زودتر به ثروت برسم هرگز نرسیدم مثالهای زیادی در این مورد دارم اما یکی شو که خیلی برام بولد هست رو اینجا مینویسم که هواسم باشه
جند سال پیش ساختمانی رو فروختم و دنبال زمین بودم که یه ساختمان دیگه رو شروع کنم با پولی که داشتیم میتونستیم یه زمین 300 متری بخریم و تا مراحل پایانی کار رو پیش ببرم و چون روی عقل خودم حساب کرده بود،
وقتی زمین فروش رفت هی دور زدم که یه زمین با قیمت پایین تر پیدا کنم بقول املاکی ها دنبال یه زمین شکار میگشتم،
اما اتفاقی که افتاد در عرض 20 روز زمینهای اون اطراف حدود 30درصد گران شد و چون به فکر سود بیشتر بودم بجای زمین 300 متری رفتم یه زمین 500 متری خریدم و به فکر خودم میگفتم این سود بیشتری داره و البته که به هر کس هم میگفتی میگفت مسلما این زمین 500 متری که سه نبش هم بود دو برابر 300 متری سود داره، اما چون سرمایه ما برای خرید و ساخت زمین500 متری کفایت نمیکرد همون اول سه واحد رو پیشفروش کردیم و در ادامه راه مصالح هم بشدت گران شد و اوضاع جوری پیش رفت که من دعا میکردم فقط بتونم ساختمان رو که 15 واحد بود تکمیل کنم و به خریداران تحویل بدم و فقط بدهکار نشم و اونجا بود که تسلیم شدم و از خدا درخواست کردم کمکم کنه، شکر خدا که تونستم اون ساختمان 15واحدی رو تکمیل کنم و تحویل خریدارن بدم، اما در اون بازه زمانی که حدود 2سال و نیم طول کشید سود که نکردم هیچ تا مرز ورشکستگی پیش رفتم و این تجربه باعث شد که آرامتر گام بردارم،
بعد از اون ساختمان چون پول کافی برای ساخت نداشتم کار بعدی رو بصورت مشارکت انجام دادم و فقط تونستم سرمایه ام رو یکم جمع و جور کنم،
زمین بعدی رو با آرامش بیشتری خریداری کردم، یادم میاد اون موقع روی دوره شیوه حل مسائل کار میکردم و کارهام رو سپردم به پرودگار
و بطور عجیبی در بهترین زمان خرید زمین رو انجام دادم و حدود 3ماه بعد همون زمین چند میلیارد تومان افزایش قیمت داشت و همون موقع آهن بطرز عجیبی گران شده بود من که همیشه عجله میکردم اینبار خداوند هدایتم کرد که با پولی که داری برو و در بورس سهام بخر، اما چون من تجربه تلخ ضرر در بورس رو داشتم یک سوم از پولی که توی حسابم بود رو در بورس سرمایه گذاری کردم و تا زمانیکه پروانه ساخت آماده شد حدود 30 درصد سود کردم که البته زمان فروش سهام هم بهم الهام شد که سهامت رو بفروش و دقیقا دو روز بعد اینکه من سهامم رو فروختم بورس شروع به ریزش کرد و اگه سرمایه ام رو خارج نمیکردم در عرض 20 روز کل اون سود به ضرر تبدیل میشد.
در بهترین زمان ممکن دو واحد آپارتمان رو پیش فروش کردم و توی این مدت آهن حدود 25 درصد ریزش قیمت داشت در ارزانترین حالت ممکن تونستم آهن رو خریداری کنم و توی اون یکسالی که ساخت اون ساختمان طول کشید هیچ گونه افزایش قیمتی نداشتیم و با هدایتهای پرودگار بهترین سال مالی من توی 20 سال ساخت و ساز بود،
اما من باز هم عجله کردم و اینبار دو ساختمان رو همزمان شروع بکار کردم و الان دیگه کاملا متوجه شده ام که هیچوقت با عجله نمیشه به خواسته ها رسید باید با آرامش پیش بریم و تسلیم امر خداوند باشیم
دیشب که داشتم به این فایل گوش می کردم و مثال نوزادی رو زدین که تماما تسلیم مادرشه و قیاس قدرت مادر با قدرت رب العالمین رو زدین که تمام مسیر رو از بالا میدونه و اگه تسلیمش بشی بهت میگه عشق کردم
راستش الان چندین روز هست هر روز میگم خدایا من همون نوزاده هستم که حتی گردن خودش رو نمیتونه بگیره زور وزن سر خودش رو هم نداره
می فهمم پیچ و مهره های مغزم داره شل میشه
آروم شدم در اوج تضاد و سختی
چله توحیدی برداشتم با فایل فقط روی خداوند حساب کن ، هر چی گوش میدم ومی بینم سیر نمی شم
یعنی میشه یه روزی من 50 درصد توحیدی باشم ؟؟ بخدا زندگیم کن فیکن میشه
14 روز از چله مونده و من دارم حسابی روی رابطه مستقیم با خدا کار میکنم
صبح با ستاره قطبی ، شب ستاره قطبی ، در طول روز کنترل ذهن و آرامش و مدیریت واکنشهام ولی خدا وکیلی سخت ترین و در عین حال شیرین ترین کار دنیاست
سخت بلحاظ نجواها که بیخیال نمیشن همیشه هستن و شیرین بلحاظ اینکه اگر بتونی کنترل ذهن کنی زندگیت در دستان خودته و چی بهتر از این
استاد به خداوندی خدا من از خواب که می پرم میگم خدایا من تو رو دارم ، شکرگذاری میکنم ، حال خودم رو خوب میکنم و می خوابم دوباره ، با قرآن انس گرفتم برای بار سوم دارم ختم میکنم با دوازده قدم و فایلهای توحیدی یه جور دیگری میفهممش
استاد من پاشنه آشیل بزرگی رو پیدا کردم : شرک مخفی از حساب کردن روی خودم و آدم ها و به شدت دارم روی خودم کار میکنم
خودم روسپردم بهش و بهش گفتم رب من دیگه بسه هر چی حرف مفت زدم ، هی گفتم توکل به خدا ، زیپ دهنم رومیکشم و به تومیسپارم
چقدر زیبا گفتین که حس پشت اون خواسته رو بخواین از خدا
خدایا رب العالمین میگم اینجا که ثبت بشه
من کسب و کاری رو می خوام که باهاش به رشد و پیشرفت جهان و ایجاد ارزش بیشتر وحال خوب همه کمک کنه اصلن مهم نیست از کدوم دستت میدی حتی اصلن مهم نیست کجا میدی حتی روی تهران که شهر دوست داشتنی هست مقاومت نمیکنم
ازت میخوامکمک کنی با شرافت کار کنم و رزق حلال و طیب و طاهر ببرم سر سفره با عزیزانم
دیگه مهم نیست کدوم خونه من یه سقف می خوام که توش آرامش بیشتری داشته باشم هر جا تو هدایت کردی
دیگهمهم نیست چه ماشینی و چطوری من میخوام یهماشین نو سوار شم و بدون دقدقه رانندگی کنم
خدایا البته از تو کم نمیخوام چون تو ثروتمندی ولی گیر نمیدم به تومیسپارم تا تو پلن بچینی
همه چیز من همه هستی من امانت و لطف توست بارها با دستهای خالیم کمکم کردی و ب اوج رسوندیم
اگر من بنده خوبی باشم هزار بار دیگه هم برام انجام میدی
خداوند رو شاکرم که به این فایل هدایت شدم، توی این یکسال و خورده ایی که آگاهانه با قوانین آشنا شدم، واقعا هرجا توی هر حوزه ایی من روی خداوند حساب باز کردم، تسلیم شدم و به الهامات عمل کردم، بسیار آسان شدم برای آسانی ها
اما هرجایی که گفتم اوکی، اینو دیگه خودم میدونم چیکار کنم، حتی اگر ساده ترین موضوع هم بود، بازم پیچیده میشد به واسطه فراموشکاری ذهن و خطاهای انسانی، با شنیدن این آگاهی ها بیشتر متوجه شدم که باید همیشه از پروردگارم هدایت و کمک بطلبم، پروردگارم بهترین منیجر زندگی من هست، بهترین مدیری که توی تمام زندگیم میتونم داشته باشم، انقدر ساده و قشنگ میچینه که هردفعه میگم واووووو، خدایا دمت گرم
همونطور که توی سوره حمد زمزمه میکنیم، پروردگارا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری
میجوییم، ما را به راه راست، راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن
حمد و سپاس خدایی را که تنها فرمانروای آسمانها و زمین است
سلام و درود و مهر استاد عزیزم و دوستان نازنینم
امیدوارم در هر کجای این زمین زیبا هستید قلبتون سرشار از احساس زیبای عشق و محبت باشه و زندگیتون سرشار از موفقیت و شادکامی و فراوانی.
.
موضوع فایل تسلیم بودن در برابر خداوند هستش.من این فایل رو از زمانی که روی سایت بارگذاری شد چندین بار گوش کردم و از آگاهیهای این فایل ارزشمند خیلی استفاده کردم.
آگاهیهای این فایل ذهن من رو در مواقعی که باید بتونم ایمان خودم رو نشون بدم جهتدهی میکنه و بهم کمک میکنه که با به یاد آوردن قوانین در مواقع حساس آرام باشم و اجازه بدم خداوند کار خودشو انجام بده.
باید اول بپذیرم که یک خدایی هست که بر همه چیز آگاهه و از همه چیز خبر داره و قدرت این رو داره که اتفاقات رو به بهترین شکل برای من رقم بزنه به شرط اینکه من تسلیم باشم و نخوام که کنترل کنم همه چیز رو.
استاد یک مثال و یک استعاره داره در این مورد که توی فایلهای دیگه ازش صحبت کرده( فرض کنید که شما چندین هکتار زمین تو کویر دارید و میخوایی اونجا برنج بکاری،خب این کار هیییچ وقت نمیشه و هرچقدر هم تلاش بکنی بی فایده هست،اونوقت از خدا شاکی میشی که چرا نمیشه اینجا برنج بکارم،خب خدا نمیتونه برای تو کاری بکنه ،مگر اینکه تسلیم خداوند باشی و بیایی جاییکه آب هست اینکار بکنی ،اونوقت به راحتی و بدون هیچ سختی به هدف خودت میرسی)) تسلیم بودن در برابر خداوند همینه.ما یک رابطه عاشقانه زیبا میخوایم و تمرکزمون هم روی یک شخص خاص هست و میگیم فقط با این آدم خوشبخت میشم ،اونوقت خداوند که از همه چیز آگاه هست میگه نمیشه،
ما اگه تسلیم باشیم فقط خواسته خودمون رو مشخص میکنیم و بقیه کارهارو میسپاریم به خدا.روی ایمان و حال خوب خودمون کار میکنیم و اجازه میدیم خدا کار خودشو انجام بده.
در واقع باید به این ایمان برسیم که خداوند قدرت انجام هر کاری رو داره و از همه چیز آگاه هست.
رسیدن به این میزان ایمان و توکل تکامل میخواد،تا به این میزان تسلیم بودن برسیم.
از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که جهانی با قوانین بدون تغییر خلق کرده.
سپاسگزارم که اینقدر قوانین دقیق و بدون نقض عمل میکنه.
من چند سال پیش زمان دانشجویی ام بعد از ترم اول داستان بیماری در کشور شروع شد و بعد از کمی فشار ترم دومم که مجازی بود اواخر حذفش کردم و بعد دیدم که چند ماه زمان دارم روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم در این فرصتی که همه جا معمولا قرنطینه و تعطیل بود و از فایل قانون جذب چیست شروع کردم و کم کم هدایت شدم به فایل های آرامش در پرتو آگاهی و کتاب رویاهایی که رویا نیستند و … خلاصه اون تصمیم گرفتنش سخت بود ولی تصمیم گرفتم یک ترم را حذف کنم و در تنهایی روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم و نتایج بزرگی گرفتم در آن زمان.
اون فکر که گفت ترم را حذف کن هدایت الله بود و بهش عمل کردم .
بلاخره من هم میخوام بنویسم ،سلام من علی هستم 25سالمه من این فایل رو پارسال تابستون گوش دادم ،اون موقع بیکار بودم ،و دنبال کار بودم تازه بدهی های کار قبلیمو داده بودم ، من اونجا تونستم توکل کنم یه روز که خالم خیلی بد بود تنها بودم و این فایل رو گوش دادم و بعد از چند هفته پیج اینستاگرامم رشد کرد و به درامد رسید ،من نوازنده ارگ هستم ،و توی پیجم اموزش ارگ میدم ،چون ساز نداشتم البته باورهای توحیدیم خیلی ضعیف بود حتی ارزوی ارگ هم نداشتم ارزوی کسی که ارگشو بده من تا من ارگ بزنم ،البته تا این حد داشتم باور چون قبلا یه سری نتایج گرفته بودم ،و یک نفر پیدا شد که ارگشو داد به من تا با سازش تمرین کنم و یاد بگیرم ،من ساز نداشتم ،فقط توکل کردم یه همچین نفری پیدا بشه که شد ، بعد از توکل کردن من چند روز طول کشید تا اتفاق افتاد ،من وقتی یه ذره باورم قوی شد دوس داشتم ارگ بخرم و یک موقعیت کاری جور شد و من با پول اون کار تونستم یک ارگ بخرم ، دقت کنید که همه این نتاج بعد از توکل کردن اتفاق افتاد وگرنه من پنج ساله ارزوی ماشین دارم و هنوز بدست نیاورم چون نمیتونم توکل کنم باورم ضعیفه ، من بایک خواننده پیر و بی استعداد کار میکردم که خیلی خراب میخوند و دوس داشتم یک خواننده با استعداد و جوون گیرم بیاد که یک خواننده عالی پیدا شد ،حتی بهتر از اونی که من میخواستم وقتی توکل کردم، ارگ قبلی من اموزشی و برای تو خونه بود و میخواستم بفروشم که فروش نمیرفت و چند بار توی دیوار آگهی کرده بودم نشد ،وقتی توکل کردم فروش رفت ،ودوباره توکل کردم تا یک ارگ گرون قیمت مجلسی بخرم و بطور معجزه اسایی برام وام جور شد منی که اصلا تو اون بانک حساب داشتم چه برسه به کارکرد حساب ،و تونستم ارگ جدیدمو بخرم ، ایمان یعنی فقط ارامش من این چنتا رو یادم بود نوشتم بالای بیست تا مثال هست که توی دفترم نوشتم و همیشه میخونم تا باورم به خدا قوی تر بشه ،باورهای من اینه ،خدا کسی هست که راه هایی بلده که من نیستم ،توانایی هایی داره که من ندارم ،و خداوند مسعول هدایت من هتسش ،وخداوند کسی هستش که مشکلات من رو حل میکنه و زیرش هم حدود بیست مدل مثال این شکلی دارم که وقتی میخونم باورم تقویت بشه و حالمو خوب کنه ،هرجا توکل کردم کارم راه افتاد درها به طور معجزه آسایی برام باز شد
هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم. بقره 131
استاد عزیزم خواستم تو این کامنت و زیر این فایل یک نمونه از تسلیم بودنم در برابر خدا رو چند ساعت پیش رقم خورد رو بگم که یادم بمونه ، چون بقول خودتون تو جلسه 17 دوره هم جهت با جریان خداوند ما انسان ها فراموشکار هستیم و باید همیشه و همیشه به یاد بیاوریم تا ایمانمون تقویت شده بمونه .
ما یه چند وقتی هست به فکر خریدن یه آیینه قدی برای خونمون هستیم و امروز به همسر عزیزم گفتم که بریم خرید ، رفتیم یه قسمتی از شهر بغلی خودمون که این مصنوعات رو خیلی زیاد و با تنوع بالا دارن ؛ خلاصه بعد از نیم ساعت رانندگی رسیدیم و مغازه ها رو گشتیم و دیدیم اونچیزی که دنبالشیم رو نمیتونیم پیدا کنیم ، و دور زدیم که برگردیم خونه ، یه مغازه دیدیم و از دور یه آیینه تو مغازه به همسر جان گفتم برو ببین از نزدیک جنس های دیگه ش رو ، من دیگه پیاده نشدم و خودشون رفتند هم قیمت بگیرن هم مدلشو ببینن ؛ وقتی پیاده شد از ماشین با خداوند شروع کردم صحبت کردن که : « خدایا به خودت میسپارم و اصلا متوجه نبودم که از ابتدا باید به خودت میسپردم و تسلیم تو میبودم و از تو میخواستم که منو به بهترین مغازه و فروشنده ها هدایت کنی ، الان هم دیر نشده همین لحظه تسلیم تو هستم جانِ جانانم »
همون موقع یه الهامی بهم گف پیاده شو برو مغازه و سریع ماشین رو خاموش کردم و پیاده شدم ، تا رسیدم جلو در مغازه دیدم پوریا داره میاد جلو شیشه مغازه که بهم بگه برم داخل و از نظر خودش تایید بود و میخواس تایید منو بگیره ، در حالیکه من قبلش رفتم که برم داخل .
آیینه رو پسند کردیم و همونجا هی تو دلم گفتم خدایا نوکرتم ، خدایا من برات میمیرم اخه و گفتم چقدر راحت تو همچین مسائلی میتونیم تسلیم خداوند باشیم ولی یادمون میره و مغرور میشیم به ذهن محدود و کوچیک خودمون. جالب اینجا بود از این مغازه کلی چیزهای دیگه هم خریدیم و واااای نگم از برخورد عالی فروشنده هاش با مهر و محبت
سریع برامون با کارتون و ضربه گیر بسته بندی کردن و تو ماشین جا کردن و در حالیکه اولش گفتن با سواری سخته ببرید ولی اومدن قشنگ برامون جاساز کردن و به راحتی هرچه تمااااام حمل کردیم و الان هم از روبروی همون آیینه دارم این کامنت رو مینویسم .
و تو قلبم و روحم همش به خداوند میگم خدایا کمک کم که من تو تمام لحظات زندگی م ، تو حتی ریزترین و روزمره ترین مسائل زندگی م ؛ تسلیم تو باشم .
استادِ جانم ، ازت ممنونم که ما رو با این مفاهیم و آموزه ها آشنا کردی که باعث بشه چرخ زندگی مون راحت تر راه بره .
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
استاد داشتم کامنتای دوستانی که فعال کردم رو میخوندم، دیدم همشون یک کلام از توحید مینویسن بعد تو ذهنم اومد که خب اینا خیلی از ثروت نمیگن گاهی هم میگن که میخوان ثروت داشته باشن یعنی یجورایی از نوشته هاشون متوجه شدم هنوز پولدار نشدن بعد تو ذهنم اومد پس چی خدا؟ هی میگی با توحید به همه چی میرسی چرا اینا نرسیدن؟
یعنی اصلا میشه با توحید به ثروت رسید؟
یکهو به ذهنم که عه این سوال یعنی اینکه من هنوز باور ندارم به خدا، ایمان ندارم به خدا، هنوز با این قضیه مشکل دارم که همه چیز رو بسپرم به خدا، اونا اگر هنوز به ثروت نرسیدن حتما یه جای دیگه ایراد دارن، تو وقتی داری مدام میشنوی که توحید توحید توحید پس به همین گوش بده
ذهنم میگه فلان جا نشد فلان جا درونت صدا رو شنیدی و عمل کردی اما اون نتیجه نشد این صدا الکیه، دروغ میگه، الکی خوش بینت میکنه که غر نزنی!
دیشب داشتیم با همسرم صحبت میکردیم من گفتم درســـت میشه، اونم گفت همه میگن بهش فکر نکن درست میشه نگران نباش اخه مگه میشه؟! و من یاد خودم افتادم که من الکی این حرف رو زدم من هم درونم به مسایل خودم فکر میکنم و نمیتونم بسپارم به خدا، نگران نباشم تازه من غر هم میزنم به خدا!
خدایا کمکم کن بتونم همه چیز رو بسپارم به تو
بنام خداوند بینهایت بخشنده و مهربان
شکر خداوند را که پرودگار جهانیان است
بخشنده و مهربان است
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
هدایتم کن براه راست
راه کسانیکه نعمت داده ای
نه راه کسانیکه غضب کرده ای و نه راه گمراهان
سلام به استاد عزیز
سلام به همه دوستان همراه
جاهایی که عجله کردم و زور زدم که زودتر به ثروت برسم هرگز نرسیدم مثالهای زیادی در این مورد دارم اما یکی شو که خیلی برام بولد هست رو اینجا مینویسم که هواسم باشه
جند سال پیش ساختمانی رو فروختم و دنبال زمین بودم که یه ساختمان دیگه رو شروع کنم با پولی که داشتیم میتونستیم یه زمین 300 متری بخریم و تا مراحل پایانی کار رو پیش ببرم و چون روی عقل خودم حساب کرده بود،
وقتی زمین فروش رفت هی دور زدم که یه زمین با قیمت پایین تر پیدا کنم بقول املاکی ها دنبال یه زمین شکار میگشتم،
اما اتفاقی که افتاد در عرض 20 روز زمینهای اون اطراف حدود 30درصد گران شد و چون به فکر سود بیشتر بودم بجای زمین 300 متری رفتم یه زمین 500 متری خریدم و به فکر خودم میگفتم این سود بیشتری داره و البته که به هر کس هم میگفتی میگفت مسلما این زمین 500 متری که سه نبش هم بود دو برابر 300 متری سود داره، اما چون سرمایه ما برای خرید و ساخت زمین500 متری کفایت نمیکرد همون اول سه واحد رو پیشفروش کردیم و در ادامه راه مصالح هم بشدت گران شد و اوضاع جوری پیش رفت که من دعا میکردم فقط بتونم ساختمان رو که 15 واحد بود تکمیل کنم و به خریداران تحویل بدم و فقط بدهکار نشم و اونجا بود که تسلیم شدم و از خدا درخواست کردم کمکم کنه، شکر خدا که تونستم اون ساختمان 15واحدی رو تکمیل کنم و تحویل خریدارن بدم، اما در اون بازه زمانی که حدود 2سال و نیم طول کشید سود که نکردم هیچ تا مرز ورشکستگی پیش رفتم و این تجربه باعث شد که آرامتر گام بردارم،
بعد از اون ساختمان چون پول کافی برای ساخت نداشتم کار بعدی رو بصورت مشارکت انجام دادم و فقط تونستم سرمایه ام رو یکم جمع و جور کنم،
زمین بعدی رو با آرامش بیشتری خریداری کردم، یادم میاد اون موقع روی دوره شیوه حل مسائل کار میکردم و کارهام رو سپردم به پرودگار
و بطور عجیبی در بهترین زمان خرید زمین رو انجام دادم و حدود 3ماه بعد همون زمین چند میلیارد تومان افزایش قیمت داشت و همون موقع آهن بطرز عجیبی گران شده بود من که همیشه عجله میکردم اینبار خداوند هدایتم کرد که با پولی که داری برو و در بورس سهام بخر، اما چون من تجربه تلخ ضرر در بورس رو داشتم یک سوم از پولی که توی حسابم بود رو در بورس سرمایه گذاری کردم و تا زمانیکه پروانه ساخت آماده شد حدود 30 درصد سود کردم که البته زمان فروش سهام هم بهم الهام شد که سهامت رو بفروش و دقیقا دو روز بعد اینکه من سهامم رو فروختم بورس شروع به ریزش کرد و اگه سرمایه ام رو خارج نمیکردم در عرض 20 روز کل اون سود به ضرر تبدیل میشد.
در بهترین زمان ممکن دو واحد آپارتمان رو پیش فروش کردم و توی این مدت آهن حدود 25 درصد ریزش قیمت داشت در ارزانترین حالت ممکن تونستم آهن رو خریداری کنم و توی اون یکسالی که ساخت اون ساختمان طول کشید هیچ گونه افزایش قیمتی نداشتیم و با هدایتهای پرودگار بهترین سال مالی من توی 20 سال ساخت و ساز بود،
اما من باز هم عجله کردم و اینبار دو ساختمان رو همزمان شروع بکار کردم و الان دیگه کاملا متوجه شده ام که هیچوقت با عجله نمیشه به خواسته ها رسید باید با آرامش پیش بریم و تسلیم امر خداوند باشیم
یاید پارو نزد وا داد
باید دل رو به دریا داد
خوش میبرتت هرجا دلش خواست
به هرجا برد بدون ساحل همونجاست
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
بینهایت ممنونتم سپاسگزارتم ای خدای زیبایم
خدایا من تسلبمم
من اجازه مبدهم به رندگی و کسب و کارم وارد بشی چون تو قدرته مطلقی
خدایا وقتی بهت میسپارم دیگه نگران نیستم
خدایا کنارم باش و با من باش و همه چیز به نفعه من باشد
الهی تو را شکر میگویم سپاسگزارتم
سلام استاد عزیزم
این فایل رو بیش از 4 بار دیدم
دیشب که داشتم به این فایل گوش می کردم و مثال نوزادی رو زدین که تماما تسلیم مادرشه و قیاس قدرت مادر با قدرت رب العالمین رو زدین که تمام مسیر رو از بالا میدونه و اگه تسلیمش بشی بهت میگه عشق کردم
راستش الان چندین روز هست هر روز میگم خدایا من همون نوزاده هستم که حتی گردن خودش رو نمیتونه بگیره زور وزن سر خودش رو هم نداره
می فهمم پیچ و مهره های مغزم داره شل میشه
آروم شدم در اوج تضاد و سختی
چله توحیدی برداشتم با فایل فقط روی خداوند حساب کن ، هر چی گوش میدم ومی بینم سیر نمی شم
یعنی میشه یه روزی من 50 درصد توحیدی باشم ؟؟ بخدا زندگیم کن فیکن میشه
14 روز از چله مونده و من دارم حسابی روی رابطه مستقیم با خدا کار میکنم
صبح با ستاره قطبی ، شب ستاره قطبی ، در طول روز کنترل ذهن و آرامش و مدیریت واکنشهام ولی خدا وکیلی سخت ترین و در عین حال شیرین ترین کار دنیاست
سخت بلحاظ نجواها که بیخیال نمیشن همیشه هستن و شیرین بلحاظ اینکه اگر بتونی کنترل ذهن کنی زندگیت در دستان خودته و چی بهتر از این
استاد به خداوندی خدا من از خواب که می پرم میگم خدایا من تو رو دارم ، شکرگذاری میکنم ، حال خودم رو خوب میکنم و می خوابم دوباره ، با قرآن انس گرفتم برای بار سوم دارم ختم میکنم با دوازده قدم و فایلهای توحیدی یه جور دیگری میفهممش
استاد من پاشنه آشیل بزرگی رو پیدا کردم : شرک مخفی از حساب کردن روی خودم و آدم ها و به شدت دارم روی خودم کار میکنم
خودم روسپردم بهش و بهش گفتم رب من دیگه بسه هر چی حرف مفت زدم ، هی گفتم توکل به خدا ، زیپ دهنم رومیکشم و به تومیسپارم
چقدر زیبا گفتین که حس پشت اون خواسته رو بخواین از خدا
خدایا رب العالمین میگم اینجا که ثبت بشه
من کسب و کاری رو می خوام که باهاش به رشد و پیشرفت جهان و ایجاد ارزش بیشتر وحال خوب همه کمک کنه اصلن مهم نیست از کدوم دستت میدی حتی اصلن مهم نیست کجا میدی حتی روی تهران که شهر دوست داشتنی هست مقاومت نمیکنم
ازت میخوامکمک کنی با شرافت کار کنم و رزق حلال و طیب و طاهر ببرم سر سفره با عزیزانم
دیگه مهم نیست کدوم خونه من یه سقف می خوام که توش آرامش بیشتری داشته باشم هر جا تو هدایت کردی
دیگهمهم نیست چه ماشینی و چطوری من میخوام یهماشین نو سوار شم و بدون دقدقه رانندگی کنم
خدایا البته از تو کم نمیخوام چون تو ثروتمندی ولی گیر نمیدم به تومیسپارم تا تو پلن بچینی
همه چیز من همه هستی من امانت و لطف توست بارها با دستهای خالیم کمکم کردی و ب اوج رسوندیم
اگر من بنده خوبی باشم هزار بار دیگه هم برام انجام میدی
دمتون گرم
سلام به استاد عزیزم و دوستان جان
خداوند رو شاکرم که به این فایل هدایت شدم، توی این یکسال و خورده ایی که آگاهانه با قوانین آشنا شدم، واقعا هرجا توی هر حوزه ایی من روی خداوند حساب باز کردم، تسلیم شدم و به الهامات عمل کردم، بسیار آسان شدم برای آسانی ها
اما هرجایی که گفتم اوکی، اینو دیگه خودم میدونم چیکار کنم، حتی اگر ساده ترین موضوع هم بود، بازم پیچیده میشد به واسطه فراموشکاری ذهن و خطاهای انسانی، با شنیدن این آگاهی ها بیشتر متوجه شدم که باید همیشه از پروردگارم هدایت و کمک بطلبم، پروردگارم بهترین منیجر زندگی من هست، بهترین مدیری که توی تمام زندگیم میتونم داشته باشم، انقدر ساده و قشنگ میچینه که هردفعه میگم واووووو، خدایا دمت گرم
همونطور که توی سوره حمد زمزمه میکنیم، پروردگارا تنها تورا میپرستیم و تنها از تو یاری
میجوییم، ما را به راه راست، راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن
آمین.
حمد و سپاس خدایی را که تنها فرمانروای آسمانها و زمین است
سلام و درود و مهر استاد عزیزم و دوستان نازنینم
امیدوارم در هر کجای این زمین زیبا هستید قلبتون سرشار از احساس زیبای عشق و محبت باشه و زندگیتون سرشار از موفقیت و شادکامی و فراوانی.
.
موضوع فایل تسلیم بودن در برابر خداوند هستش.من این فایل رو از زمانی که روی سایت بارگذاری شد چندین بار گوش کردم و از آگاهیهای این فایل ارزشمند خیلی استفاده کردم.
آگاهیهای این فایل ذهن من رو در مواقعی که باید بتونم ایمان خودم رو نشون بدم جهتدهی میکنه و بهم کمک میکنه که با به یاد آوردن قوانین در مواقع حساس آرام باشم و اجازه بدم خداوند کار خودشو انجام بده.
باید اول بپذیرم که یک خدایی هست که بر همه چیز آگاهه و از همه چیز خبر داره و قدرت این رو داره که اتفاقات رو به بهترین شکل برای من رقم بزنه به شرط اینکه من تسلیم باشم و نخوام که کنترل کنم همه چیز رو.
استاد یک مثال و یک استعاره داره در این مورد که توی فایلهای دیگه ازش صحبت کرده( فرض کنید که شما چندین هکتار زمین تو کویر دارید و میخوایی اونجا برنج بکاری،خب این کار هیییچ وقت نمیشه و هرچقدر هم تلاش بکنی بی فایده هست،اونوقت از خدا شاکی میشی که چرا نمیشه اینجا برنج بکارم،خب خدا نمیتونه برای تو کاری بکنه ،مگر اینکه تسلیم خداوند باشی و بیایی جاییکه آب هست اینکار بکنی ،اونوقت به راحتی و بدون هیچ سختی به هدف خودت میرسی)) تسلیم بودن در برابر خداوند همینه.ما یک رابطه عاشقانه زیبا میخوایم و تمرکزمون هم روی یک شخص خاص هست و میگیم فقط با این آدم خوشبخت میشم ،اونوقت خداوند که از همه چیز آگاه هست میگه نمیشه،
ما اگه تسلیم باشیم فقط خواسته خودمون رو مشخص میکنیم و بقیه کارهارو میسپاریم به خدا.روی ایمان و حال خوب خودمون کار میکنیم و اجازه میدیم خدا کار خودشو انجام بده.
در واقع باید به این ایمان برسیم که خداوند قدرت انجام هر کاری رو داره و از همه چیز آگاه هست.
رسیدن به این میزان ایمان و توکل تکامل میخواد،تا به این میزان تسلیم بودن برسیم.
از خداوند بی نهایت سپاسگزارم که جهانی با قوانین بدون تغییر خلق کرده.
سپاسگزارم که اینقدر قوانین دقیق و بدون نقض عمل میکنه.
سپاسگزارم از استاد عزیزم.
روز و روزگاتون خوش.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم
منم میخوام بنویسم از اینکه زمانهایی که تسلیم شدم چقدر انرژی گرفتم
چقدر نتایج خوب گرفتم
چقدر خداوند دستانشو به موقع برام فرستاد
چقدر آرام تر شدم
چقدر احساسه خوبی دارم
تسلیم شدن یعنی اجازه میدی به خداوند وارد مسایل و کارهات بشه وارد زندگی و کسب و کا ت بشه
تسلیم شدن یعنی پشتت به یه نفر قدرتمند گرمه
تسلیم شدن یعنی ایمان به غیب داشتن
تسلیم شدن یعنی روی قدرت خداوند حساب کردن
تسلیم شدن یعنی قدرت رو از بنده ها بگیری و بذاری روی خداوند
تسلیم شدن یعنی خودتو دوست داشتن و تقلا نکردن
تسلیم شدن یعنی شناخت خداوند
تسلیم شدن یعنی نداشتن استرس و نگرانی
خدایا من هر لحظه تسلیم امر تو هستم
من در برابر قدرتت تسلیم من توانایی ندارم تو قدرته مطلقی پس برام درست کن
من عاشق این تسلیم شدن هستم
یاد گرفتم بیشتر تسلیم خداوند باشم و همه کارهامو باهاش تقسیم کنم و با خیال راحت در زمان حال زندگی کنم و شاد و خوشحال باشم
اینه اصله زندگی
مثل استاد عزیزمون
شاد و خوشحال و خوشبخت و شکرگزار تر در هر لحظه و ثروتمند تر
الهی و ربی من لی غیرک
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
من هر چه دارم همه از آن توست
پس هدایتم کن
در پناه خداوند مهربان باشین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه اعضای سایت گروه تحقیقاتی عباس منش
سلام به استاد عزیزم
من چند سال پیش زمان دانشجویی ام بعد از ترم اول داستان بیماری در کشور شروع شد و بعد از کمی فشار ترم دومم که مجازی بود اواخر حذفش کردم و بعد دیدم که چند ماه زمان دارم روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم در این فرصتی که همه جا معمولا قرنطینه و تعطیل بود و از فایل قانون جذب چیست شروع کردم و کم کم هدایت شدم به فایل های آرامش در پرتو آگاهی و کتاب رویاهایی که رویا نیستند و … خلاصه اون تصمیم گرفتنش سخت بود ولی تصمیم گرفتم یک ترم را حذف کنم و در تنهایی روی باورهای قدرتمند کننده کار کنم و نتایج بزرگی گرفتم در آن زمان.
اون فکر که گفت ترم را حذف کن هدایت الله بود و بهش عمل کردم .
در پناه رب العالمین شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
بلاخره من هم میخوام بنویسم ،سلام من علی هستم 25سالمه من این فایل رو پارسال تابستون گوش دادم ،اون موقع بیکار بودم ،و دنبال کار بودم تازه بدهی های کار قبلیمو داده بودم ، من اونجا تونستم توکل کنم یه روز که خالم خیلی بد بود تنها بودم و این فایل رو گوش دادم و بعد از چند هفته پیج اینستاگرامم رشد کرد و به درامد رسید ،من نوازنده ارگ هستم ،و توی پیجم اموزش ارگ میدم ،چون ساز نداشتم البته باورهای توحیدیم خیلی ضعیف بود حتی ارزوی ارگ هم نداشتم ارزوی کسی که ارگشو بده من تا من ارگ بزنم ،البته تا این حد داشتم باور چون قبلا یه سری نتایج گرفته بودم ،و یک نفر پیدا شد که ارگشو داد به من تا با سازش تمرین کنم و یاد بگیرم ،من ساز نداشتم ،فقط توکل کردم یه همچین نفری پیدا بشه که شد ، بعد از توکل کردن من چند روز طول کشید تا اتفاق افتاد ،من وقتی یه ذره باورم قوی شد دوس داشتم ارگ بخرم و یک موقعیت کاری جور شد و من با پول اون کار تونستم یک ارگ بخرم ، دقت کنید که همه این نتاج بعد از توکل کردن اتفاق افتاد وگرنه من پنج ساله ارزوی ماشین دارم و هنوز بدست نیاورم چون نمیتونم توکل کنم باورم ضعیفه ، من بایک خواننده پیر و بی استعداد کار میکردم که خیلی خراب میخوند و دوس داشتم یک خواننده با استعداد و جوون گیرم بیاد که یک خواننده عالی پیدا شد ،حتی بهتر از اونی که من میخواستم وقتی توکل کردم، ارگ قبلی من اموزشی و برای تو خونه بود و میخواستم بفروشم که فروش نمیرفت و چند بار توی دیوار آگهی کرده بودم نشد ،وقتی توکل کردم فروش رفت ،ودوباره توکل کردم تا یک ارگ گرون قیمت مجلسی بخرم و بطور معجزه اسایی برام وام جور شد منی که اصلا تو اون بانک حساب داشتم چه برسه به کارکرد حساب ،و تونستم ارگ جدیدمو بخرم ، ایمان یعنی فقط ارامش من این چنتا رو یادم بود نوشتم بالای بیست تا مثال هست که توی دفترم نوشتم و همیشه میخونم تا باورم به خدا قوی تر بشه ،باورهای من اینه ،خدا کسی هست که راه هایی بلده که من نیستم ،توانایی هایی داره که من ندارم ،و خداوند مسعول هدایت من هتسش ،وخداوند کسی هستش که مشکلات من رو حل میکنه و زیرش هم حدود بیست مدل مثال این شکلی دارم که وقتی میخونم باورم تقویت بشه و حالمو خوب کنه ،هرجا توکل کردم کارم راه افتاد درها به طور معجزه آسایی برام باز شد
إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ
هنگامی که پروردگارش به او فرمود: تسلیم باش. گفت: به پروردگار جهانیان تسلیم شدم. بقره 131
استاد عزیزم خواستم تو این کامنت و زیر این فایل یک نمونه از تسلیم بودنم در برابر خدا رو چند ساعت پیش رقم خورد رو بگم که یادم بمونه ، چون بقول خودتون تو جلسه 17 دوره هم جهت با جریان خداوند ما انسان ها فراموشکار هستیم و باید همیشه و همیشه به یاد بیاوریم تا ایمانمون تقویت شده بمونه .
ما یه چند وقتی هست به فکر خریدن یه آیینه قدی برای خونمون هستیم و امروز به همسر عزیزم گفتم که بریم خرید ، رفتیم یه قسمتی از شهر بغلی خودمون که این مصنوعات رو خیلی زیاد و با تنوع بالا دارن ؛ خلاصه بعد از نیم ساعت رانندگی رسیدیم و مغازه ها رو گشتیم و دیدیم اونچیزی که دنبالشیم رو نمیتونیم پیدا کنیم ، و دور زدیم که برگردیم خونه ، یه مغازه دیدیم و از دور یه آیینه تو مغازه به همسر جان گفتم برو ببین از نزدیک جنس های دیگه ش رو ، من دیگه پیاده نشدم و خودشون رفتند هم قیمت بگیرن هم مدلشو ببینن ؛ وقتی پیاده شد از ماشین با خداوند شروع کردم صحبت کردن که : « خدایا به خودت میسپارم و اصلا متوجه نبودم که از ابتدا باید به خودت میسپردم و تسلیم تو میبودم و از تو میخواستم که منو به بهترین مغازه و فروشنده ها هدایت کنی ، الان هم دیر نشده همین لحظه تسلیم تو هستم جانِ جانانم »
همون موقع یه الهامی بهم گف پیاده شو برو مغازه و سریع ماشین رو خاموش کردم و پیاده شدم ، تا رسیدم جلو در مغازه دیدم پوریا داره میاد جلو شیشه مغازه که بهم بگه برم داخل و از نظر خودش تایید بود و میخواس تایید منو بگیره ، در حالیکه من قبلش رفتم که برم داخل .
آیینه رو پسند کردیم و همونجا هی تو دلم گفتم خدایا نوکرتم ، خدایا من برات میمیرم اخه و گفتم چقدر راحت تو همچین مسائلی میتونیم تسلیم خداوند باشیم ولی یادمون میره و مغرور میشیم به ذهن محدود و کوچیک خودمون. جالب اینجا بود از این مغازه کلی چیزهای دیگه هم خریدیم و واااای نگم از برخورد عالی فروشنده هاش با مهر و محبت
سریع برامون با کارتون و ضربه گیر بسته بندی کردن و تو ماشین جا کردن و در حالیکه اولش گفتن با سواری سخته ببرید ولی اومدن قشنگ برامون جاساز کردن و به راحتی هرچه تمااااام حمل کردیم و الان هم از روبروی همون آیینه دارم این کامنت رو مینویسم .
و تو قلبم و روحم همش به خداوند میگم خدایا کمک کم که من تو تمام لحظات زندگی م ، تو حتی ریزترین و روزمره ترین مسائل زندگی م ؛ تسلیم تو باشم .
استادِ جانم ، ازت ممنونم که ما رو با این مفاهیم و آموزه ها آشنا کردی که باعث بشه چرخ زندگی مون راحت تر راه بره .
در پناه پروردگار همیشه مهربان باشید .