توحید عملی | قسمت ۱۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، از قانونی رمزگشایی میکند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.
دقیقاً زمانی که تصور میکنیم به اوج مهارت و تخصص رسیدهایم، در دام ذهنی «خودم میدانم» گرفتار میشویم که میتوان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشتهایم که:
زمانی که در کاری «تازهکار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشانتر و ایمنتری میگیریم، اما بهمحض اینکه احساس «حرفهای بودن» میکنیم، چالشها و شکستها آغاز میشوند. به نظر شما چرا؟!
درس اصلی این است: احساسِ «خودم میدانم»، بزرگترین مانع در برابر جریان هدایتهای خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بینیاز میبینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشتهمان تکیه میکنیم، ناخودآگاه دروازههای هدایت را میبندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصصمان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف میکنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمیدانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل میشویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان میگذارد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که استاد عباسمنش با مثالهایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازیهای کامپیوتری تشریح میکنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح میدهند که ذهن استدلالگر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمولهای قدیمی حل کند. مثل برنامهنویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان میکند و شکست میخورد، اما لحظهای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمیدارد و از نیروی برتر کمک میخواهد، سادهترین و درستترین راهکار به او الهام میشود. این همان نقطهای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالیکه بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسانها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا میسپارند.
افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایتهای او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.
آموزههای دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ بهگونهای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهمترین موضوع در دریافت هدایتهای خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق همصحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.
خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرندههایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیدهای انجام نمیشود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:
پذیرش اینکه «من نمیدانم و او میداند» و مهمتر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایتهای خداوند»
آگاهیهای این قسمت، منطقهای محکمی به ما میدهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایتهای او میشود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر میکنند بهخاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شدهاند. استاد عباسمنش با ذکر منطقهای توحیدی محکم به ما یادآور میشوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.
درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزههای دوره احساس لیاقت است که مکمل بینظیری برای اجرای توحید در عمل است.
باور محدودکننده دیگری که استاد عباسمنش در این فایل بهعنوان مانعی مهم در دریافت هدایتهای خداوند به آن اشاره میکنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت میکنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایتهای الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخهای روغنکاریشده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.
اگر زندگی شما سخت پیش میرود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، میخواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود ندادهاید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان میکند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج میکنید.
تمرین این قسمت:
به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهیهای این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث میشود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفهای باشید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۱632MB67 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۱64MB67 دقیقه






در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا (نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
تو کار قبیلم یه فرمول چیده بودم که این شکلی کار میکنم و این عدد رو میسازم ، و اون روز نمیشد،ناامید میشدم ، یااگرم میشد واقعا خیلی اذیت میشدم
(ولی هرموقع رها بودم، خیلی جدی نگرفتم و گفتم خدا من این نتیجه رو میخوام اون روز کارها روون تر پیش ترفت و گاها حتی بهتر از نتیجع دلخواه من رقم میخورد)
.تو شغل فعلیم که فروشِ هرموقع نقشه چینی میکنم که فلان کارو میکنم، پیش اون مشتری میرم این مدلی بهش میفروشم جور در نمیاد و احساس بدی بهم دست میده
(ولی وقتی به خدا میسپرم نگرانی و استرس ازم دور میشه راهکار بهم گفته میشه، یا بکی بهم زنگ میزنه خرید خوب میکنه، یا اون روز به طور عجیبی همه میخرن
ولی میرم تو نقشه کشی استرس میاد ، نگرانی میاد، و کار انجام نمیشه.
.تو انجام ندادن یه نقص شخصیتی هرموقع مغرور شدم که من دیگه میفهمم ، من دردش رو کشیدم، دیگه انجام نمیدم، بازم با وجود آگاهی داشتن اون کارو انجام دادم
(ولی هرموقع تسلیم شدم و گفتم خدا منزورم نمیرسه، فکرش از سرم افتاده ، آخرین بارم وقتی گفتم خدا کمکم کن همون روز خدا یه نفرو وارو زندگیم کرد تا اون کارو انجام ندم)
(.تو روابطم اکثرا با ذهنم جلو رفتم، خودم تجزیه تحلیل کردم و روابط عاطفی خوبی نداشتم)
تو مسیر اعتیاد به سیگار و الکل…بودم و استاد این بودم بگم من میتونم بزارم کنار، دست خودمه، کنترل دارم روش
ولی هیچ وقت ببشتر از یه هفته موفق نبودم.و اوضاع بدتر و بدتر میشد
(ولی وقتی عاجزانه ،کمک خواستم ، گفتم خدا تنهایی نمیتونم. خدا کمکش رو برام فرستاد و یه نفر کمک کرد وارد مسیری شدم که الان 2 سال نیم تقریبا هیچ دود و الکلی وارد بدنم نشده)
جالبه. برای تناسب اندام و رعایت رژیم غذایی هم هرموقع گفتم من کنترل میکنم بلدم
هم هیکلم بهم ریخته، هم چاق تر شدم مثل الان
(ولی وقتی گفتم خدا کمکم کن به هدایت شدم به یه روش جدیدتر. راحت تر اصولی تر برای غذا خوردن و ورزش که آخریش همین چند ماه پیش بود که وزنم از 98 رسوندم به 87 اینطورا
ولی ادامه ندادن و مغرور شدن بازم برگشتم به روال سابق)
مثال شمارم من تجربه کردم تو گیم pes هرموقع مغررور بودم و گفتم میبرم این که چیزی نیست من حرفه ام ، اون بازی و یا با بدبختی بردم یا باختم
ولی وقتی گفتم بازی کنم حالا لذت میبرم تلاشم و میکنم برا برد، آرامشم بیشتر بود و خیلی راحت گل میزدم و نتیجه برد به همراه داشت
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
بله برای من کاملا مشهوده.چون هرموقع تو مسیر نبودم
با ذهنمزندگی کردم مسیرم به مراتب سخت و سختر میشد تا جایی که میدونستم باید برگردم به مسیر درست. تسلیمباشم. دستم تو دست هدا باشه
ولی وقتی فرکانس عوض میشه زور بیتشری میخواد که برگردی به مسیر درست
و هرموقع که تو مسیرمزندگیم انصافا روونه
کارها انجام میشه
روابطم بهتره
اتفاق ناخوشایندی نمیوفته
احساس اطمینان دادم
دلم روشنه
ولی هرموقع درگیر نجواها شدم
با کله ام تصمیم گرفتم
گفتم حالا یه ذره ام تو این مسیر که میدونمم نتیجه نداره. بر خلاف قانونه ها. بازم توش رفتم
و نتیجش شده غم . افسردگی. شکایت. ناامیدی. سخت شدن زندگی. بد شدن روابطم.
خدایا شکرت واسه این قوانین بدون تغییر
واسه وجود استاد عباسمنش تو زندگیم
ب نام خدای یک دونم ک عاشقشم
سلام ب استاد عزیزم و مریم جانم و دوستانم از جنس نور
خداروشکر بابت این همه آگاهی
چند روزی بود قلبم میگفت تو ب فایل های توحیدی نیاز داری و بالاخره دیروز ک جمعه بود و تنها بودم گفتم رندوم بزنم یک فایل توحیدی ک این فایل اومد
اولش ک استاد در مورد رانندگی خواهر عزیزشون گفتن با خودم گفتم عه قبلا ک اینو گوش دادم اما قلبم گفت این بار فرق میکنه گوش بده
هر چی فایل جلو و جلوتر رفت دیدم من قبلا فقط گوش دادم اما نشنیدم
دقیقا منم چندین ساله گواهینامه دارم اما زیاد پشت فرمون ننشستم و چند باری هم ک این اواخر نشستم کنار همسرم بوده ، هنوز جسارت تنها نشستن ندارم چون نجوا میاد اگه تصادف کنی چی ؟ حتی یک خط کوچیک باعث ناراحتی همسرت میشه و هزاران نجوای دیگه
اینجا شنیدم باید چطور توکل کنم اما اینکه در عمل انجامش بدم خیلی سخته
از خدا میخوام منو یاری کنه
و مورد بعدی
استاد من ورودی 91 دانشکده بودم یادمه ترم اول درس عربی رو افتادم تما همین من ، ترم آخر فقط با هدایت خدا( ک اون زمان نمیدونستم ) نفر اول نمره عربی تو کلاس شدم اونم شب قبلش با یکی از دوستام تو نمازخونه درس میخوندیم یه قسمتی از درس رو گفت بیا بخونیم گفتم نه بابا جزء حذفیاته گفت حالا به نگاه ضرر نداره و دقیقا همون نگاه آخر باعث شد تو ذهنم بمونه و دقیقا فرداش دیدم از همونجا سوال اومده و من با جواب دادنش نمره اول عربی تو کلاس شدم
واقعا الان ک دارم نگاه میکنم میبینم آگاهانه یا ناآگاهانه هر جایی ب خودش توکل کردم راه باز شد
طوری ک هیچکی باورش نمیشد
استاد بنظرم این فایل های توحیدی کلی سیمان اعتقادات اشتباه رو میشکنه و چقدر عالیه
واقعا ممنونم ازتون
دمتون گرم ک از خدا سوال عالی پرسیدین و خدا هم تو جواب دادن ب شما کم نداشته
عاشقتونم 💖💖💖
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی درود و خدا قوت به همسرشان و عزیزانی که در پشت صحنه برای برقراری و توسعه این سایت زحمت می کشند.
خیلی خوشحال و سپاسگزارم که در جمع شما فارسی زبانان و هموطنانم در این سایت هستم شما که با حضورتان در این سایت و صرف بالاترین سرمایه ای که خدا در اختیارتان قرار داده یعنی عمرتان برای استفاده از مطالب این سایت
این (( پیام مخفی )) را به جهان مخابره می کنید که من به دنبال تغییر و هدایت هستم .
در خصوص موضوع این ویدیو از تجربیات خودم دوست دارم خیلی مختصر بگم بارها برای حل مسائل فنی از چت جیپیتی کمک گرفته بودم و راضی بودم طوری که یادم رفته بود پشت همه چیز در نهایت خداست و ماشینم یه مشکل پیدا کرد با همون دید که حتما چت جیپی تی بلده ایراد کجاست به گفتش عمل کردم هزینه کردم قطعه خریدم و عوض کردم و هنوز ماشین درست نشده الان برام یادآوری شد که باید دوباره مثل قبل از خدا بخوام و آنتهامو تیز کنم ببینم چه نشونه ای میاد
و در نقطه مقابل تو مثال دیگه ای از زندگیم که دوست دارم با تشریح کامل بگم من دستبند چرمی تولید می کنم و وقتی چرم رو رنگ لبه میزنی خیلی احتمال داره که رنگ حتی مقدار خیلی کمی روی لایه رو یا لایه زیرین مالیده بشه کار کثیف بشه و زمانی برای تمیز کاریش هدر بره شاید هم نتونی درست تمیزش کنی و زحمتت بابت اون بند هدر بره . از خدا یه راهی خواستم توی ذهنم بدون اینکه حتی به زبون بیارم اینجور مواقع توی ذهنم میگم یعنی میشه که اینطور بشه با احساس امید به آینده که میشه و اون لحظه که اینو میگم هیچ راهی هم توی ذهنم نیست تو این مثال هم توی ذهنم گفتم خدایا یعنی میشه که من بندهامو رنگ لبه بزنم خیلی سریع و بعد از اتمام فرآیند رنگ آمیزی هیچ رنگ اضافه ای هیچ جایی که من نمی خواهم نمالیده باشه که بخوام برای پاک کردنش به زحمت بیوفتم و وقتمو هدر بدم چون تو هیچ ویدیوی آموزشی توی یوتیوب از هیچ کسی که کار با چرم را آموزش می داد ندیده بودم تو این موضوع تسلیم بودم و هیچ راهی توی ذهنم نبود
مطمئن نیستم دقیقا یک یا دو روز بعد که روز تعطیل بود با خودم گفتم امروز نمی خوام به مسائل کاری فکر کنم دوست دارم برم به دیدن محمد رضا دوست بیست سالم و کمی با هم گپ بزنیم هوا تمیزه بود چون بارون اومده شهرم خلوته و از رانندگی تا اونجا لذت می برم رفتم گپ زدیم و لا بلای صحبت هامون از روی عادتی که همیشه دارم از فعالیتی که در حال انجامش هستم شروع به صحبت کردم با محمد رضا و گفتم این مسئله توی کارم وجود داره و خیلی دوست دارم حلش کنم که بتونم با سرعت بیشتر و کیفیت بیشتر محصولمو تولید کنم اونم خیلی سریع راه حلی که به ذهنش اومد رو گفت همون موقع سریع راهی که گفت رو توی ذهنم قاپیدم و بهش فکر کردم فرداش عملیش کردم و دیدم دقیقا همون نتیجه ای که می خواستمو برام به وجود آورد از صمیم قلبم با خوشحالی از خدا تشکر کردم که وقت و انرژی زیادی از من ذخیره شد و نجات پیدا کرد در اثر این راه حل راحت و کم هزینه اگه این راه به من گفته نمی شد و می خواستم برای دونه دونه بندها تو مرحله رنگ آمیزی وقت بیشتری صرف کنم تازه بعدشم دوباره وقت صرف کنم تا رنگهای اضافه رو پاک کنم تازه اگه بشه رنگی که کمی خشک شده رو تمیز پاک کرد . به محمد رضا زنگ زدم و با تمام احساسم از صمیم قلب ازش تشکر کردم
در آخر عزیز توی زندگیت به (((( پیام مخفی ))) که افکارت ، حرفهات و اعمالت دارن به خدا و دنیا مخابره می کنن خوب فکر کن
شاد و پر انرژی باشید
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد گرامی و سپاسگذار بابت وجودتون و همه ی عزیزان
استاد جان این جمله ازون جمله ها بود که منو برد یه جای دیگه، گفتین
اگه من خیلی باهوش و زرنگ باشم دستم و میزارم تو دست خدا و میگم خدایا من هیچی نمیدونم تو همه چیو میدونی و تو منو هدایت کن.
خدایا من بدون تو هیچی نیستم ، خدایا خودت به راه راست هدایتم کن ، خدایا تنها مرجع تویی، خدایا کمک کن فک نکنم چیزی حالیمه ، فک نکنم قوانین رو میدونم و دیگه میتونم خوشبخت بشم ، خدایا من هیچی نمیدونم ، همیشه هواست بهم باشه که فک نکنم بلدم و میدونم ، خدایا تو همه چیو میدونی و به همون اندازه من هیچی نمیدونم ، خدایا من و تو شرایطی قرار نده که حتی برای یه ثانیه فک کنم چیزی رو خودم بلدم و نیاز به کمک تو ندارم ، خدایا من و به حال خودم رها نکن ، خدایا من زندکی راخت و روان میخوام و اونم از تو میخوام ، من هیچی حالیم نیست ، هیچی نمیدونم ، نفس کشیدنم رو از لطف تو دارم ، بدن سالمم رو از لطف دارم ، خانواده و عزیزانم رو از لطف تو دارم ، راه رفتنم رو از تو دارم ، با دستام کار کردنم رو از تو دارم ، صورت زیبام رو از تو دارم ، چشمانی که میبینن رو از تو دارم ، گوش هایی که باهاش آگاهی هاتو میشنوم رو از تو دارم ، قلبی که تورو حس میکنه رو از تو دارم ، هدایت هایی که میشم رو از فضل و کرم تو دارم ، ثروت مالیم رو از تو دارم ، خیال راحتم بابت همه چی رو از تو دارم ، ارامش ذهنم رو از تو دارم ، سواد داشتن و توانایی نوشتن این مطالب رو از تو دارم، فکر کردن به تو و ارام شدن رو از تو دارم ، خدایا پلک زدنم رو از تو دارم ، به راحتی حرکت دادن انگشتام روی کیبورد گوشی رو از تو دارم ، این حس عشق به تورو از تو دارم ، حس سعادت در دنیا و اخرت رو از تو دارم ، مطمئن بودن از اینده ی درخشان رو از تو دارم ، غصه هایی که تو دلم از گذشته بود و الان نیست رو از تو دارم ، حس بخشیدن و بخشیده شدن رو از تو دارم ، توانایی دیدن تمام زیبایی های دور و برم از صبح تا شب رو از تو دارم ، توانایی تمرکز روی زیبایی هارو از تو دارم ، کنترل ورودی های منفی مه قبلا مثل نقل و نبات به خورد خودم میدادم رو از تو دارم ، خدایا برکت دیدن خورشید و گرم شدن باهاش رو از تو دارم ، این اسانی که تو زندگیم اومده و بی زحمت همه چی برام فراهم میشه رو از تو دارم ، خدایا اینجا بودنم رو از تو دارم ، هر درکی که از اگاهی ها بهم میاد و ارامش منو بیشتر میکنه رو از تو دارم ، خدایا کمکم کن این حس و حال الانم رو حفظ کنم و در همین مسیر که مسیر توست قدم بردارم و به منو به حال خودم رها نکن حتی برای لحظه ای ، خدایا خدمتی که میتونم انجام بدم رو از تو دارم ، عشقی که تو قلبم هست و میتونم به بنده هات بورزم رو از تو دارم ، خدایا این جای گرم و نرم ، این شغل مورد علاقه ام ، این مهارتی که عاشقانه هر روز انجامش میدم و ازش سیر نمیشم و از تو دارم ، خدایا تمام مشتری های هر روزه ام رو از تو دارم ، پولی که تو جیبمه و هر نیازی دارم برطرف میکنه رو از تو دارم ، خدایا سودای تمام رویاهایی که تو قلبم هست و اشتیاق رسیدن بهشون رو دارم از تو دارم ، خدایا این شوق و ذوق درک بیشتر تورو از تو دارم ، خدایا دستانم هنرمندم رو از تو دارم ، زبانی که به سپاسگذاری میچرخه رو از تو دارم ، اشک هایی که میاره و حال دل منو لطیف میکنه رو از تو دارم ، هیجان ادامه دادن زندگی و تجربه های بیشتر کردن رو از تو دارم ، حال خوب هر روز بیدار شدن از خواب با لبخند رو از تو دارم ، اشنا شدن با قران رو از تو دارم ، سپری کردن وقتم با یاد تو رو از تو دارم ، خدایا من هیچی نیستم و هیچی نمیدونم کمکم کن درکت کنم ، بشناسمت ، جهانت رو بشناسم ، قدرتت رو درک منم ، ایمان بهت بیارم ، دلم قرص شه به بودنت ، منو در پناه خودت بگیر ، در اغوشت جایی برای من باز کن ، ذهنم رو پر از عطر و بوی خودت کن ، تمام خواسته ی من از این زندگی درک بیشتر تو و با تو بودنه ، عمیق شدن در تو ، رها شدن در تو ، اعتماد کردن به تو ، ارام شدن در توست ، کمکم کن خاشع باشم در برابرت ، متواضع باشم در برابر این همه نعمت و فراوانی که تو منو درش غرق کردی ، کمکم کن یادم نره همه چیزم از توست، کمکم کن سرکشی نکنم ، همه ی من در تو خلاصه میشه ، فکر یک لحظه نبودنت در زندگیم دیوونم میکنه ، کمکم کن همیشه در این حس و حال لطیف بمونم و بیشتر و بیشتر بشه برام ، کمکم کن همیشه کمکم کن هر لحظه کمکم کن و به یادم بیار که ازت بخوام هدایتم کنی ، همیشع یادم بیار که هیچی نیستم در برابر قدرت و عظمتت ، همیشه یادم بیار و اگه اهمال کردم و فراموش کردم همون لحظه ، همون آن ، همون ثانیه پس گردنی منو بهم بزن و نزار از مسیرت خارج بشم ، خدایا من توانایی اینو ندارم که خودم برای خودم برنامه ریزی کنم برنامه های تو همیشه تو زندگیم احرا کن من اماده ی اماده ی اماده ام که تو بگی و من بگم چشم این امادگی رو همیشه برام مهیا کن و کمکم کن اماده تر باشم در برابرت ، خدایا همه ی کارابی که باید انجام بدم رو بهم بگو هر لحظه باهام حرف بزنم ، برای همه چی حتی یه برنج کردن هر روزه هدایتم کن و نزار فک کنم خودم دیگه بلد شدم ، خدایا من هیچی بلد نیستم کمکم کن همیشه اینجوری فک کنم و هر روز بیشتر از قبل اینجوری فک کنم که هیچی بلد نیستم و هیچی نمیدونم ، من اصلا نمیخوام بلد باشم ، نمیخوام چیزی رو بدونم ، من فقط میخوام تورو تو هر لحظه ی زندگیم ببینیم ، میخوام تو همه چیو برام انجام بدی ، میخوام تو بگی چی ببینم و چی بشنوم ، چی بخورم و چی نخورم، کجا برم و کجا نرم ، کی بشینم و کی از جام بلند شم ، من اینجوری ارومم ، اینحوری حالم خوبه ، اینجوری نگرانی ندارم ، اینجوری مطمئنم به هر لحظه ام ، من اینو میخوام ، من تورو میخوام ، در اغوش تو بودن رو میخوام با چشمای بسته ، من درک و فهم و شعور و دانایی و هر چیزی که ادما باهاش برا خودشون جایگاه میسازن رو نمیخوام ، من تورو میخوام ، خودم باشم و خودت ، یادم بده هدایت هارو بفهمم و به کار ببندم ، یادم بده همه چیو در تو ببینم ، راحت تر باهات حرف بزنم ، بیشتر حضورت رو حس کنم ، لحظات بیشتری غرق در سپاسگذاری کردن از تو باشم ، بیشتر زیبایی ها و نعمت هایی که منو درش غرق کردی رو ببینم ، من حاله خوب تسلیم در برابرت رو میخوام ، تسلیم محض از همه جهت ، توی همه چیز ، تسلیمت باشم در نگاه کردنم ، در شنیدنم ، در حرکت کردنم ، در رویا داشتنم تسلیمت باشم
خدایاسپاسگذارم که تمام خوبی ها رو برای من میخواهی ، سپاسگذارم که همیشه هدایتم میکنی به مسیر درست ، سپاسگذارم که همیشه هستی و بودنت رو بهم نشون میدی ، مثل همین الان که با این فایل الهی داری باهام حرف میزنی و میگی همین مسیرو برو و من همیشه مواظبت هستم ، خدایا سپاسگذارم که نعمت سپاسگذارس رو بهم شناسوندی تا بتونم اینقدرررر از این لحظات سپاسگذاری لذت ببرم رو قلبم رو باز کنم و ارامش خاطر پیدا کنم ، خدایا سپاسگذارم که منو اسانی کردی برای اسانی ها ، که زندگیم رو برام روان کردی که همیشه چرخ های زندگیم رو برام روغن کاری میکنی و من فقط لذت میبرم و کیف میکنم و میبالم به خدایی که ماله منه و همیشه همراهمه و برای سعادت من همه کار میکنه و منم با خیال راحت به کارهایی که دوستشون دارم میپردازم، با خیال راحت فایل هامو گوش میدم ، اشپزیمو میکنم ، به عزیزانم عشق میدم ، خدمتی که دلم میخواد و ازش لذت میبرم رو به بنده هات میکنم ، ورزشمو میکنم
، نوشته هایی که از دلم میاد رو مینویسم ، سعی میکنم تورو و جهان رو بهتر درک کنم ، سعی میکنم باورهای اشتباهم رو بدونم و اونارو بهبود ببخشم ، رویاپردازی میکنم ، تجسم میکنم و تو تمام کارهای زندگیم رو برام انجام میدی ، هر روز سلامتیو بهم میدی و بدنمو سلامت تر نگه میداری ، روابطم رو هر روز بهتر از روز قبل میکنی ، توی پولم برکت میندازی رو هر وی میخوام رو هر روز برام فراهم میکنی ، مشتری هامو برام میفرستی ، ادم های فوق العاده رو سر راهم قرار میدی و من فقط لذت میرم و لذت میبرم و لذت میبرم
به نظرت من میتونم سپاسگذار این زندگی باشم؟ خودت شاهدی که نمیتونم ، من سپاسگذار یه دونه از انگشت های دستمم نمیتونم باشم ، من توانایی شو ندارم ،به نظرت منی که حتی نمیتونم درست حسابی سپاسگذار میلیون ها نعمتی که بهم دادی باشم میتونم خودمو زندگیمو جلو ببرم؟ پس خودت هوامو داشته باش، من هیچی نیستم، همه چی تویی ، تمام این خوشی ها بابت بودن توه ، این بودن رو همیشه داشته باش و تنها چیزی که میدونم اینه که همیشه بودی و همیشه هستی و همیشه خواهی بود و این دلمو قرص میکنه
حتی اون وقتایی که من تورو یادم میرفت و تو حال خودم بود و زجر میکشیدم باز تو بودی ، نزاشتی تو همون حال و روز بمونم و نجاتم دادی و منو در اغوش گرفتی و همه ی دردها و رنج ها رو برام به پایان رسوندی و منو اوردی گذاشتی تو بهشتی که الان هستم ، سپاسگذارتم که همیشه هستی ، کمکم کن همیشه در آغوشت بمونم و تو این حال رو هوا باشم ان شاء الله.