تسلیم بودن در برابر خداوند


در این فایل استاد عباس منش درباره اصلی صحبت می کند که درک و اجرای آن، کلید خوشبختی در دنیا و آخرت است و استفاده از آن آنقدر چرخ زندگی شما را روان می کند که احساس می کنی روی دوش خداوند نشسته ای. 

به اندازه ای که بتوانی آگاهی های این فایل را درک و اجرا کنی، 

  • به همان اندازه آسان می شوی برای آسانی ها (فسنیسره للیسری)
  • به همان اندازه، نگرانی از آینده از زندگی شما حذف می شود. خواه یک ساعت آینده، یک روز آینده یا سالهای آینده؛
  • به همان اندازه، خداوند مدیر و مدبر زندگی شما می شود و به نیازهای شما پاسخ می دهد
  • به همان اندازه، خداوند برای شما همه چیز می شود و شما را در بهترین زمان، در بهترین مکان قرار می دهد و با بهترین رخ دادها، هم مدار می کند.

آگاهی های این فایل را با جان دل بشنوید، کلیدهای این فایل را یادداشت برداری کنید و برای اجرای آنها در زندگی متعهد شوید اگر می خواهید خدوند برنامه ریز زندگی شما باشد. خداوند به عنوان نیرویی که صاحب قدرت بی نهایت و صاحب بخشندگی بی حساب است؛ از رگ گردن به شما نزدیک تر است؛ دید وسیعی به تمامیت مسیر زندگی شما دارد؛ همه چیز را می داند؛ برای هر چیز راهکار دارد و هدایت شما را به عهده گرفته است اما به شرط…

سپس در بخش نظرات این فایل، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:

تجربیاتی را به یاد بیاورید که به جای تکیه بر عقل انسانی خود یا دیگران، تسلیم هدایت خداوند شدی، هدایت ها را دنبال کردی و به آرامش رسیدی. سپس دیدی که راهکارها حتی از جایی که فکرش را نمیکردی آمد، درها باز شد و نیازهایت به موقع و حتی بهتر از انتظار تو، پاسخ داده شد.

تجربیاتی را به یاد بیاور که به جای تسلیم هدایت های خداوند بودن، به عقل خودت یا دیگران تکیه کردی، به دنبال راهکار خواستن از همه بودی به جز خداوندی که راهکار تمام مسائل را می داند. سپس دیدی که چقدر زندگی سخت شد و اوضاع پیچیده شد.

مقایسه این دو نوع از تجربیات، به شما کمک می کند تا ضرورت تسلیم بودن در برابر هدایت های خداوند را بهتر درک کنید.

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری تسلیم بودن در برابر خداوند
    382MB
    59 دقیقه
  • فایل صوتی تسلیم بودن در برابر خداوند
    57MB
    59 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

934 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «–– –• ••••» در این صفحه: 4
  1. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّکُمْ أَن یُکَفِّرَ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یَوْمَ لَا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعَىٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»

    (ﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﮕﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺑﻪ ﻛﻨﻴﺪ، ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻱ ﺧﺎﻟﺺ؛ ﺍﻣﻴﺪ ﺍﺳﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﺤﻮ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻳﺮِ ﺁﻥ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﺧﻮﺍﺭ ﻧﻤﻰﻛﻨﺪ ، ﻧﻮﺭﺷﺎﻥ ﭘﻴﺸﺎﭘﻴﺶ ﺁﻧﺎﻥ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺭﺍﺳﺘﺸﺎﻥ ﺷﺘﺎﺑﺎﻥ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻰﻛﻨﺪ، ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ؛ ﻧﻮﺭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﻛﺎﻣﻞ ﻛﻦ ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ (٨ تحریم)

    —————————————————————————

    سلام و درود به مهندس حسین جان عبادی بنده خوب و بینظیر خداوند.

    حسین کوکا میخوام جواب این کامنتت رو اینجا برات بنویسم. چون بازم کامنتت گزینه پاسخ نداشت.

    https://abasmanesh.com/fa/goal-setting-and-its-effect-in-life/comment-page-16/#comment-1444831

    اول اینکه از این همه لطف و محبت و مهربانی و بزرگواری شما ممنونم حسین جان. واقعاً همیشه بهم لطف داری، چه توی کامنت های نورانیت که برام می‌فرستی و چه وقتایی که با هم تلفنی گفتگو میکنیم.

    همیشه فرکانست مثبته، همون حرفی که مسئول امور اداری بهت گفت، منم میگم، حسین جان خدا وکیلی هر وقت باهات حرف میزنم خیلی فرکانسم مثبت میشه.

    در مورد اجرا و کودکان سرطانی یه چیزایی رو بهم گفته بودی و حتی کلیپ برنامه تلویزیونی رو هم برام فرستادی. ولی نمیدونستم اینقدر چهره سرشناس و محبوبی هستی‌‌. الحمدلله رب العالمین. ولی من به شدت از شناخته شدن فراری ام. حتی در حد پیج اینستا و چندتا از دوستان که توی شهرمون یا بچه های بقیه پالایشگاه های عسلویه که می‌شناختند همونم برام آزار دهنده بود و نهایتاً اینستا رو تعطیل کردم.

    ماجرای برقکاری و نصب کولر و لباس کار شد، ضمن اینکه بینهایت تحسینت میکنم که اینقدر دست به ابزار و حرفه ای هستی ؛ یاد ماجرای خودم افتادم. چند روز پیش بود کولر خونه خازنش نیاز به تعویض داشت. با لباس کار مشغول کولر شدم. و بعدش خازن قدیمی رو باز کردم و رفتم نمونه اش رو خرید کنم با همون لباس کار رفتم. یه جایی توی یه خیابون شلوغ. یه بنده خدایی از کنارم رد شد یه جوری با احساس ترحم و دلسوزی بهم نگاه کرد، یه چی تو مایه های اینکه آخیش طفلکی جوون به این خوش‌تیپی کارگری می‌کنه. خنده ام گرفته بود. تو دلم گفتم حاجی اگه میدونستی من کجا کار میکنم اینجوری با ترحم نگاهم نمی‌کردی . وقتی نشستم توی ماشین گفتم من از کی اینقدر بیخیال شدم ، چرا نظر بقیه برام مهم نیست.

    البته موافق اینم نیستم که دائماً این مدلی باشم. ولی زمانی که درگیر کار میشم ، با لباس کار بخوام برم بیرون واقعاً نظر بقیه برام اهمیت خاصی نداره.

    (حسین میدونستی بهترین هدیه برای یه آدم فنی چیه ؟؟ یه جعبه ابزار حرفه ای، آی میچسبه)

    حسین خیلی عزت نفست رو تحسین میکنم. خیلی عالیه ، و همچنین خدا رو شکر میکنم که همسر بزرگوارت اینقدر باهات هم دل و هم مداره. خیلی تحسین برانگیزه. الحمدلله رب العالمین. الهی که همیشه حال دلت تون با توحید خوب و خوش باشه.

    بینهایت از کامنتت لذت بردم حسین جان ازت متشکرم.

    حسین جان ، انسان ارزشمند و بنده خوب خداوند، در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَالْفَجْرِ» «وَلَیَالٍ عَشْرٍ» «وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ» «وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ» «هَلْ فِی ذَٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ»

    (سوگند به سپیده دم) (و به شب های ده گانه) (و به زوج و فرد) (و به شب هنگامی که می گذرد.) (آیا در آنچه گفته شد، سوگندی برای خردمند هست؟)

    (سوره فجر آیات 1-5)

    ————————————————————————————

    سلام و درود سعیده جان، امیدوارم که حالت عالی باشه. و همواره بر مدار نور و رحمت خداوند باشی.

    ازت متشکرم بخاطر کامنت نورانی و پر برکتی که نوشتی.

    اعتراف میکنم وقتی کامنتت رو دیدم فقط امتیازش رو دادم ولی بسیار خسته تر از اونی بودم که چشمام رو باز نگه دارم. تا چه برسه به کامنت خوندن، چندبار دیگه هم بعدش کامنتت رو دیدم تا اینکه دیروز اول کنجکاویم گل کرد این کامنت زیر چه فایلیه، و بعدش رفتم سراغ خوندن کامنت؛ این فایل رو چند روز پیش توی برنامه ام تو دسته بندی توحید عملی گوش داده بودم ولی کامنتت رو یه نشانه دیدم و مجدداً فایل رو 3 بار گوش دادم.

    یه نشانه دیگه که توی کامنتت بود در مورد سوره شمس نوشته بودی؛ دیروز بابت یه موضوعی هدایت خواستم و بهش هدایت شدم که در ادامه بهت میگم.

    این روزها یه برنامه تعمیراتی فشرده داریم. علت خستگی و ناتوانی در خوندن کامنت هم همین بود که نامبرده هر شب ساعت 9 و خورده ای خواب بود. رئیس اداره ابتدای هفته روزکاری همه نفرات شیفت رو جمع کرد و ازمون خواست که اونایی که شرایط اضافه کاری موندن رو دارن اعلام آمادگی کنن و شرایط چیدمان برنامه رو برامون توضیح داد.از همون موقع یه حسی بهم میگفت بمون اضافه کاری.

    منم ایگنور میکردم میگفتم من تازه اول شیفت روزکاری هستم، چطوری برای 3 هفته دیگه برنامه بریزم. باز اون حسه می‌گفت. خلاصه من یه 7-8 روز تحملش کردم تا اینکه دیروز یه حسی بهم گفت یه درخواست هدایت کن. در کل خودم با اضافه کاری موندن موافق بودم. چون وقتی عسلویه هستم با اینکه سرکار هستم تمرکز و آرامش بیشتری برای کار کردن روی فایلها و برنامه ها و کامنت نوشتن دارم؛ ولی خب بالاتر از خواست من جریان هدایت بود، مهم این بود هدایت چی میگه.

    از قرآن هدایت خواستم…

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا» «وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا» «وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا» «وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا» «وَالسَّمَاءِ وَمَا بَنَاهَا» «وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا» «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا» «وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»

    (سوگند به خورشید و گسترش روشنی اش) (و به ماه هنگامی که از پی آن برآید) (و به روز چون خورشید را به خوبی آشکار کند) (و به شب هنگامی که خورشید را فرو پوشد) (و به آسمان و آنکه آن را بنا کرد) (و به زمین و آنکه آن را گستراند) (و به نفس و آنکه آن را درست و نیکو نمود) (پس بزه کاری و پرهیزکاری اش را به او الهام کرد) (بی تردید کسی که نفس را رشد داد، رستگار شد) (و کسی که آن را بیالود، نومید شد)

    هر کدوم از این «و»ها یه قسمه. اگر به آیه باشه 7 تا قسم، اگه یه کم سختگیرانه تر باشیم حدوداً 11 تا قسم بیان شده که یه حقیقت رو بگه.

    «خیر و شر شما رو به قلبتون الهام میکنیم» «اون کسی که نفسش رو پاک نگه داشت رستگار شد» «اونی هم که نفسش رو آلوده‌ کرد از رحمت خداوند ناامید شد»

    بعد از این هدایت یه نگاهی به تقویم و برنامه شیفت کاریم کردم و بلافاصله به رئیسمون پیام دادم، من سه روز می‌خوام بمونم. (اگه جا داشت بیشتر میموندم، چون برای من داشتن تمرکز ارزش پرداخت بها رو داره)

    صحبتهای استاد توی فایل و حکایت تلاش برای تسلیم بودن در برابر خداوند ، و همچنین نکاتی که شما از تجربیاتت در مسیر تسلیم بودن گفتی ، انگیزه ای شد منم این ماجرای تسلیم بودن رو بنویسم تا اینکه در ادامه ماجرا تسلیم بودن چی بشه.

    صبح بعد از نماز بود که توی اپلیکیشن قرآن همینجوری گزینه استخاره رو زدم و شروع کردم به قرآن گوش دادن. سوره بقره اومد، ماجرای بنی‌اسرائیل بود و گاوی که قرار بود قربانی کنن. داشتم گوش میدادم که ادامه پیدا کرد تا آیات 124 به بعد این قسمت ماجرای آزمون‌های ابراهیم و نیایش‌هاش با خداوند بود.

    تا رسید به آیه 131 «إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ» (ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺑﺎﺵ. ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﺪم) این آیه رو گذاشتم روی تکرار و بارها و بارها گوش دادم.

    و این آیه هم برام یه نشانه دیگه بود.

    ازت متشکرم.

    ————————————————————————————

    در پایان یه چی بگم بخندی.

    رفتم جلوی ایستگاه توی گرما و شرجی نشستم که توی سکوت اول صبح با تمرکز کامنت بنویسم، یه مگس افتاد به جونم یه بلایی سرم آورد، (ناگفتنی) پا گذاشتم به فرار. گفتم خدایا یه آدمی خلق کردی کلاً 70 کیلو وزنشه، 900 تن ادعاش میشه، و به لحاظ جسمی از 95٪ سایر مخلوقات ضعیفتره، از یه مگس چند میکرو گرمی پامیذاره به فرار. این آدمی که از مگس عاصی میشه چرا باید اینقدر ادعاش بشه، در برابر خداوند سر تعظیم فرود نیاره؟؟

    در پناه رب العالمین شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشی.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 75 رای:
  3. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَکَذَٰلِکَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا وَصَرَّفْنَا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْرًا»

    (ﻭ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻗﺮﺁﻧﻲ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻋﺮﺑﻲ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻳﻢ، ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ وعده‌ﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺁﻭﺭﺩﻳﻢ، باشد که تقوا داشته باشند، ﻳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ مایه تذکر باشد)

    «فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا»

    (پس ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍ [ ﻱِ ﻳﮕﺎﻧﻪ ] ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻱ ﻫﺴﺘﻲ ﻭ ﺣﻖّ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ؛ ﻭ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﻜﻪ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﮔﻴﺮﺩ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺷﺘﺎﺏ ﻣﻜﻦ، ﻭ ﺑﮕﻮ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ، ﺩﺍﻧﺶ ﻣﺮﺍ ﺑﻴﻔﺰﺍﻱ)

    (113-114 طٰه)

    ————————————————————————————

    سلام و درود مجدد.

    اگه فکر کردی پر حرفی‌های من تموم شده و بازم حرف نمی‌زنم سعععععععخت در اشتباهی و شما را توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی و خوندن ادامه کامنت. همینه که هست. پرحرفی باشه یا تکراری فرقی نداره، باید بخونی، بایدیه. سپاس …

    ————————————————————————————

    کامنت قبلی رو آخر شیفت نوشته بودم و عوامل حواس پرتی زیاد بود؛ وقتی برگشتم خوابگاه و کمی استراحت کردم و بعدش که بیدار شدم و قهوه ام رو خوردم، دفترم رو برداشتم که تازه ستاره قطبی بنویسم، بماند که مسیر ستاره قطبی یه سمت دیگه رفت… و نهایتاً از خداوند توی زمینه توحید یه درخواستی کردم. و نوشتم خدایا من آگاهانه این درخواست رو ازت دارم و ازت می‌خوام کمکم کنی براش بها پرداخت کنم.

    خودت هم بهتر از من میدونی و البته همه دوستان میدونن، این قانونی که وقتی ما چیزی رو درخواست می‌کنیم و میخوایم یه تغییری رو در شخصیتمون ایجاد کنیم خداوند ما رو با شرایطی امتحان می‌کنه، و به چالش می‌کشه تا یه مرحله بیایم بالاتر و برای دریافت اون خواسته لایق بشیم. در اکثر مواقع ما از چالش عبور نمی‌کنیم و خب نمی‌تونیم ثابت کنیم که آمادگی دریافت داریم. و عدم لیاقت مون رو ثابت میکنیم. (خودمو میگم) میخواستم برای این اثبات لیاقت و عبور از چالش‌های مسیر درخواست کمک کنم. چون اگر خداوند بهمون کمک نکنه واقعاً عبور از چالش‌ها امکانپذیر نیست.

    یه حسی بهم الهام کرد توی دفتر اینو بنویسم : خدایا میخوام شبیه ابراهیم (ع) باشم و به صورت قلبی و عملی «أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ» باشم .

    بعد از اینکه اینو نوشتم یاد آیه 115 طه افتادم که خداوند از آدم گلایه می‌کنه: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا» (ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﺁﺩم ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻳﻢ؛ ﭘﺲ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻋﺰﻣﻰ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﻧﻴﺎﻓﺘﻴﻢ)

    و در ادامه نوشتم: خدایا نمیخوام شبیه آدم «وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا» باشم. کمکم کن فراموش نکنم. و بتونم بها پرداخت کنم.

    بعد از اینکه نق زدن‌هام محضر مبارک حضرت حق تعالی به پایان رسید، ذهنم شروع کرد به مقایسه این دوتا آیه و شخصیت ابراهیم پیامبر و حضرت آدم.

    خداوند به هر دوشون وحی کرده یکی آنچنان تسلیم بوده، که توی قرآن اینقدر تحسین شده و ازش بعنوان دوست خداوند نام برده شده و بارها گفته شده که او موحد بود و مشرک نبود. یعنی خدا پای توحید عملی ابراهیم مهر تایید زده و خدا تایید کرده که در شخصیت ابراهیم (ع) هیچ شرکی وجود نداشت. و دیگری هر جا ازش یاد شده یادآوری این موضوع بوده که عهد خداوند رو فراموش کرد و از بهشت رانده شد. و مشخصاً توی آیه 115 طه خداوند میگه: آدم فراموش کرد و عزم و اراده چندانی نداشت.

    وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم هنوز شبیه آدم هستم که فراموشکارم و عزم و اراده جدی ندارم و هنوز سر سوزنی هم تسلیم نیستم. (قرار بود آیات رو تحلیل کنم رسیدم به خود افشایی؛ ایموجی پوکرفیس و شرمندگی به پیشگاه خداوند متعال)

    ————————————————————————————

    راستی وقتی میخواستم آیه 115 رو برات کپی کنم ، دیدم آیات قبلش هم خیلی زیبا و امیدبخشه. اگه دوست داشتی از آیات 111 به بعد رو به نگاهی بنداز.

    در پناه رب العالمین همواره شاد و تندرست و سلامت باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  4. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»

    ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ [ ﻛﻌﺒﻪ ] ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩم ﻣﺤﻞ ﮔﺮﺩﻫﻤﺎﻳﻲ ﻭ ﺟﺎﻱ ﺍﻣﻦ ﻭﺍﻣﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺍﺯ ﻣﻘﺎم ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻨﻴﺪ. ﻭ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻭ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻛﺮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍم ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻮﺍﻑ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﺍﻋﺘﻜﺎﻑ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻭﺳﺠﺪﻩ ﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﻛﻨﻴﺪ)

    (١٢۵ بقره)

    ————————————————————————————

    اگه فکر کردی که فکر کردی، مجدداً فکر کن؛

    سلام و درود به شما سعیده جان ، امیدوارم که شاد و سلامت و تندرست باشی. این کامنت رو بعد از فرستادن کامنت دوم بهم الهام شد که بنویسم و بفرستم ولی نجواها اومد که «چه خبرتونه؛ چه خبرتونه ؟!» منم گفتم کامنت سوم رو با اندکی وقفه بنویسمش. (بالاخره شیطان هم حق آب و گل داره بنده خدا داره زحمت می‌کشه نجوا می‌کنه؛ پیر خرفتی شده بعد از چند هزار سال)

    توی کامنت قبلی برات نوشتم، بعد از نماز صبح و آخر شیفتم داشتم سوره بقره رو گوش میدادم ، یه لحظه یه الهامی رو دریافت کردم ولی خداییش برای نوشتنش خیلی مقاومت داشتم و هنوزم شدیداً برای نوشتنش مقاومت دارم (مقاومت بخاطر اینکه می‌خوام در مورد آیات قرآن حرف بزنم و همش نگران اینم که برداشت خودسرانه داشته باشم و شیطان نجواهاش رو بهم القا کنه، چون موضوع هدایت شخصی سازی شده ست، و هدایت هر کسی با بقیه فرق داره) وقتی از قرآن هدایت خواستم آیا این کامنت رو بنویسم یا نه بنظرت چه آیه‌ای اومد؟؟

    شاید شگفت زده بشی ولی می‌دونم باورت میشه، مجدداً سوره بقره.

    «وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (ﻭﻣﺜﻞ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻃﻠﺐ ﺧﺸﻨﻮﺩﻱ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﻧﻔﻮﺳﺸﺎﻥ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﻮﺳﺘﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺑﻠﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺗﻨﺪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺮﺳﺪ، ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺪﻫﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺗﻨﺪﻱ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﺮﺳﺪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﻠﺎﻳﻤﻰ ﻣﻰﺭﺳﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰﺩﻫﻴﺪ، ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ)

    (265 بقره)

    ————————————————————————————

    ماجرای الهامی که دریافت کردم در خصوص آیه 125 بقره بود که ابتدای کامنت نوشتم.

    «وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»

    وقتی داشتم این آیه رو گوش میدادم قسمت دوم آیه که خداوند در خصوص عهدی که با ابراهیم و اسماعیل بسته یادآوری می‌کنه نظرم رو جلب کرد. عهدی که خداوند با ابراهیم و اسماعیل بسته امروز به چه کار ما میاد که نیاز بوده مجدداً یادآوری بشه؟ من چه استفاده‌ای میتونم ازش داشته باشم؟

    «وَعَهِدْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاکِفِینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ»

    «و عهد بستیم با ابراهیم و اسماعیل ، که مطهر و پاکیزه بدارید ، خانه من را ، برای طواف کنندگان و اعتکاف کنندگان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان»

    «وَعَهِدْنَا» و ما عهد بستیم ؛ فعل متکلم مع الغیر اشاره به قوانین الهی داره. طبق قوانین تغییر ناپذیر الهی عهد بستیم. این عهد مختص مدار ابراهیم و اسماعیل بوده. هر کس بتونه به اون مدار برسه مشمول عهد الهی میشه.

    «إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ» با ابراهیم و اسماعیل ؛ همین که اسم ابراهیم و اسماعیل با هم گفته شده، همینم دلیل داره و اگه اسم ابراهیم به تنهایی بود سواستفاده های دیگه ای از این آیه میشد که نمی‌خوام بهش بپردازم، ازش میگذریم.

    «أَن طَهِّرَا» که [شما دو نفر] مطهر و پاکیزه بدارید، قشنگی زبان عربی اینه که افعال و ضمائر دو نفره هم داره.

    «بَیْتِیَ» خانه من [را] …

    مگه نگفته بود ما عهد بستیم؟ فعل متکلم مع الغیر بود ، چرا وقتی رسید به خانه گفته خانه «من» ، شد متکلم وحده.

    الهامی که دریافت کردم درسش برای من این بود. «قلبت خونه منه، فقط و فقط برای من پاکیزه و مطهر نگهش دار و چیزای دیگه توی قلبت نریز»؛ وقتی قلبمو مصرف چیزای دیگه می‌کنم دیگه مطهر نیست. هر چیزی غیر از خدا وقتی توی قلب میشینه قلب تاریک میشه، سنگین میشه. قلب که سنگین میشه، حتی نفس کشیدن هم سخت میشه.

    اینو باید روزی ده هزار بار به خودم یادآوری کنم که قلبم روی هر چیزی باز می‌ذارم و هنوز درگیر کفر و شرک هستم.

    بخاطر این بود که گفتم مقاومت دارم برای نوشتنش. این ممکنه هدایت شخصی من باشه و بقیه حق دارن این کامنت رو نپذیرن و اگه بهم بگن تو داری اشتباه میگی من بهشون حق میدم. چون هدایتها همیشه شخصی سازی میشن. برای هر کسی با توجه به شرایطش هدایت میاد. هدایت هر نفر مخصوص خودشه، با توجه به باورها و مداری که توش قرار گرفته.

    بحث قلب شد، یاد آیه 4 سوره احزاب افتادم که یه عبارتی اونجا بیان شده که می‌خوام به این موضوع ربطش بدم. «مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ» (ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻴﭻ ﻣﺮﺩﻱ ﺩﺭ ﺩﺭﻭن سینه اش ﺩﻭ ﻗﻠﺐ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺩﻩ)

    کاش یاد بگیرم قلبم رو برای خداوند مطهر نگه دارم و هر روز عهدشکنی نکنم.

    ————————————————————————————

    رسیدم به نقطه پیک نجواها. اونجایی که هر بار کامنت می‌نویسم نجواها شدت میگیره که «اینا چیه نوشتی و کی اینا رو میخونه ، پاکش کن، اینو ارسال نکن».

    امیدوارم این کامنت رو با فرکانس مثبت بخونی. و امیدوارم که مفید باشه و امیدوارم که خودم بتونم یادش بگیرم و بهش عمل کنم.

    امیدوارم طبق وعده الهی توی آیه 265 بقره ، باران رحمتش بر قلبمون بباره و این کامنت ها رو مایه رشد و پیشرفت مون قرار بده و ازمون خوشنود باشه.

    در پناه رب العالمین باشی.

    «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»

    «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْیُنٍ جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ»

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 64 رای: