سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 7


این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، درس عملی توحید، ایمان و تسلط بر ذهن در دلِ بحران است. استاد در این فایل با آرامشی مثال‌زدنی که حاصل سال‌ها تمرین ذهنی و درک عمیق قوانین هستی است، نشان می‌دهند که چگونه می‌توان در شرایطی که تمام دنیای بیرون در هراس، آشوب و فرار است، درونی آرام داشت و نه تنها نترسید، بلکه از لحظه لحظه زندگی لذت برد. این فایل به زیبایی اثبات می‌کند که ایمان واقعی نه در سجاده و خلوت، بلکه در دل طوفان‌ها و تضادهای زندگی محک می‌خورد. آموزه‌های این فایل صوتی دقیقاً همان اصولی است که در دوره هم جهت با جریان خداوند به صورت جامع تدریس شده است؛ اینکه چگونه با اعتماد به هدایت های خداوند و پیروی از آنها، کانون توجه خود را کنترل کنیم و از شکل دهی مومنتوم منفی، جلوگیری کنیم تا با جریان خداوند هم جهت بمانیم و در این هم جهتی، الخیر فی ما وقع را تجربه کنیم. یعنی هر اتفاق بیرونی به هر شکلی در نهایت به نفع ما تمام شود.

یکی از مهم‌ترین درس‌های آموزه های استاد در این قسمت، درک جایگاه واقعی انسان در برابر قدرت لایزال پروردگار و درس فروتنی و خشوع است. استاد با اشاره به قدرت ویرانگر طوفان، به این حقیقت اشاره می‌کنند که تمام تکنولوژی‌ها، سازه‌ها و ادعاهای بشری در برابر نیروی طبیعت که تنها جزئی از قدرت خداوند است، هیچ و پوچ هستند. اشاره هوشمندانه ایشان به داستان کشتی تایتانیک و ادعاهای مغرورانه سازندگانش، تلنگری است برای انسان تا بداند که امنیت و بقا، نه در دیوارها و آهن‌ها، بلکه در اتصال به منبع اصلی قدرت نهفته است. این فایل به ما می‌آموزد که غرور و منیت، انسان را ضربه‌پذیر می‌کند، در حالی که توکل و سپردن امور به خداوند، زرهی نفوذناپذیر بر تن روح ما می‌پوشاند. ما یاد می‌گیریم که به جای تکیه بر اسباب ظاهری، بر مسبب‌الاسباب تکیه کنیم و رابطه‌ای عاشقانه و توأم با احترام با خالق خود داشته باشیم؛ رابطه‌ای که در آن انسان با تمام وجود می‌پذیرد که بدون یاری خداوند، هیچ کنترلی بر جهان ندارد و همین پذیرش، سرآغاز آرامش عمیق و هم جهتی با جریان خداوند است.

درس بنیادین دیگری که در این فایل با قاطعیت بیان می‌شود، قانون فرکانس و توانایی خلق زندگی فارغ از شرایط بیرونی است. استاد عباس‌منش با بیان تجربه شخصی خود در لحظه اعلام تخلیه اضطراری شهر، نشان می‌دهند که یک ذهن تربیت‌شده چگونه عمل می‌کند: به جای وحشت، نگرانی و مرور سناریوهای ترسناک، تصمیم به لذت بردن، سفر کردن و دیدن زیبایی‌ها می‌گیرد. این همان اصل کلیدی است که می‌گوید: “اتفاقات زندگی ما، بازتاب فرکانس‌های ماست.” اگر ما بتوانیم حتی در ظاهرِ بدترین شرایط، احساس خود را خوب نگه داریم و بر نکات مثبت تمرکز کنیم، جهان مجبور است که روی خوش خود را به ما نشان دهد. این باور قدرتمند که “هر اتفاقی بیفتد به نفع من است” و اینکه “من توانایی ساختن مجدد همه چیز را دارم”، کلید رهایی از ترس از دست دادن است. کسی که خود را خالق زندگی‌اش می‌داند، از ویرانی نمی‌ترسد، زیرا می‌داند که قدرت در درون اوست، نه در خانه‌ و ماشین و اشیایی که ساخته است. چون این قدرت، همواره قادر به خلق هر خواسته ای خواهد بود همانطور که قبلا آن امکانات را ساخته است.

در لایه‌های عمیق‌تر آگاهی های این فایل، ما نگاه توحیدی و زیبای استاد به ماهیت تضادها و بلایای طبیعی را درک می‌کنیم. ایشان به جای نالیدن از خشم طبیعت، زیباییِ همبستگی، عشق و کمکِ انسان‌ها به یکدیگر را در دل این بحران می‌بینند. داستان‌های واقعی و تأثیرگذاری که از کمک‌های بی‌دریغ مردم، همسایگان و حتی شرکت‌ها و بانک‌ها نقل می‌شود، پرده از این راز برمی‌دارد که جهان پر از خیر و برکت است و انسان‌ها ذاتاً مهربان و شریف‌اند، اگر ما با نگاهی درست به آن‌ها بنگریم. همچنین، استاد با نگاهی تکاملی توضیح می‌دهند که چگونه همین طوفان‌ها و خرابی‌ها، بستری برای رشد، پیشرفت و خلق ثروت‌های جدید می‌شوند. خانه‌هایی که ویران می‌شوند تا محکم‌تر و مدرن‌تر ساخته شوند، استانداردهایی که ارتقا می‌یابند و فرصت‌های شغلی جدیدی که ایجاد می‌شوند، همگی نشان‌دهنده خیریتی است که در دلِ هر شری نهفته است. این نگاه به ما می‌آموزد که در پسِ هر ویرانی، آبادانیِ بزرگتری در انتظار است و خداوند از طریق همین تضادها، جهان را به سمت گسترش و کمال هدایت می‌کند. گوش سپردن به این فایل، تمرینی عالی برای یادگیریِ هنرِ دیدنِ زیبایی‌ها در دلِ حتی بحران های به نظر غیر زیبا و یافتنِ فرصت‌ها در دلِ تهدیدهاست.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 7
    97MB
    21 دقیقه
  • دانلود با کیفت HD
    438MB
    21 دقیقه
  • فایل صوتی سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 7
    13MB
    21 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

854 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اکبر ابراهیمی» در این صفحه: 2
  1. -
    اکبر ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 3141 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است‌ و مهربانی‌اش همیشگی.

    امروز بعد از اینکه کامنت مربوط به این فایل که نشونه امروزم هست رو نوشتم انگار حسی بهم میگه باید بنویسی و من تسلیمم

    الان که به خودم و نتایج زندگیم نگاه میکنم خیلی جاها حضور خداوند رو [[با آگاهی‌های الانم درک میکنم]]

    هر زمان و هر لحظه که به خدا توکل کردم نتایج عالی و معجزه ها دیدم که اون زمان فکر میکردم باید اینطوری می‌بوده و غیر از این نباید باشه

    از زمانی که پدرم از بین ما رفت پیش خدا از سن 10 سالگی تا الان 45سالگی به لحظه لحظه زندگیم که فکر میکنم حضور خدا رو حس میکنم، داستان ادامه تحصیل در اون شرایط فقر، ترک تحصیل در دوره دبیرستان داستانهیی که برای مسله معافیت برادر بزرگتر پیش آمد ازدواج برادر بزرگتر و سخت تر شدن شرایط زندگی ادامه تحصیل مجدد و باز ترک تحصیل، داستان خدمت سربازی خودم که خیلی از دوستان و آشنایان از روی دلسوزی می‌گفتند برای چی میخوای بری خدمت، میدونی چقدر هزینه داره برات در این شرایط)یکی از دوستان عزیزم که رفته بود و ترک خدمت کرده بود میگفت برای خدمت رفتن الان یه گونی سه خطی پر هزاری باید داشته باشی اون زمان تازه اسکناس های هزار تومانی رایج شده بود، اما من با توکل و عمل به احساس قلبیم رفتم دفترچه اعزام به خدمت رو گرفتم و بدون هیچ پارتی شرایطی پیش اومد که نگم براتون

    البته دوره آموزشی من حتی کرایه رفت و برگشت به پادگان رو نداشتم مادرم که الان میفهمم چه سختی‌هایی رو برای ما متحمل شده برای تربیت و بزرگ کردن ما سه برادر و خواهر همیشه برام سنگ تموم گذاشته پول تو جیبی بهم میداد برای کرایه ماشین، بعد از دوره آموزشی منتقل شدم به آشپزخانه سپاه در استان خودم که با شهر محل سکونت خودم 50 دقیقه فاصله داره من در طول مدت خدمتم فقط یک روز پست نگهبانی داشتم جمعا شاید 4 ساعت اونهم روز اول بعد از پایان دوره آموزشی در طی 2 سال خدمت من همیشه حقوقم رو پس انداز میکردم و به مادرم میدادم. بعد از خدمت موضوع ازدواج که البته چندبار به جاده خاکی زدم در این موضوع اما دقیقا همون شخصی رو خدا وارد زندگی من کرد که در تجسماتم تصورش میکردم اما در رویاهام هم نمیتونستم تصورش کنم

    البته ناگفته نمونه که در این مورد هم من مورد دلسوزی دوستان و آشنایان قرار میگرفتم:

    آدم عاقل مگه ازدواج میکنه و ….

    من با وجود تمام مسائل مالی بهترین ازدواج و بهترین‌ جشن عروسی رو برگزار کردم که نزدیکترین افراد به من هنوزم که هنوزه براشون قابل باور نیست، مورد بعدی در مورد شغل من بعد از ازدواج در بهترین منطقه تهران در بهترین مجموعه دولتی با مدرک سیکل مشغول شدم

    مورد بعدی تولد فرزندان(سالم. مودب بادرک بالا و یکی از دیگری زیباتر)و باز هم دلسوزی دوستان و آشنایان و همکاران در مورد هزینه های بالای قبل و بعد از تولد

    با توجه به اینکه در بهترین نقطه بالاشهر تهران با کمترین پول پیش و اجاره مستاجر بودم

    مورد بعد خرید خانه با همون حقوق وزارت کاری که چون ما نیروی زیر نظر پیمانکاریم کف حقوق دریافتی رو داریم

    اکبر آقا اینا اگه معجزه نیست پس چیه

    اینارو نوشتم که به خودم یادآوری کنم

    به خودت بیا و به خودت و خدای خودت متعهد باش

    ممنونم از استاد و برادر عزیز استاد حسین عباس منش که دستی از دستان قدرتمند خراشد برای هدایت من و میلیونها انسان در این دنیای زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    اکبر ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 3141 روز

    به نام خدایی که رحمتش بی‌اندازه است‌ و مهربانی‌اش همیشگی

    فایلهایی که روی سایت قرار داره دریایی از آگاهی‌ه

    برای کسی که متعهد باشه برای تغییر و بهبود شرایطش مطالب فایلهای هدیه کم از محصولات سایت نداره

    من در حد قطره ای از دریا درکم رو از این فایل که نشونه امروزم هست مینویسم

    این فایل برای من یادآوری بود برای زمانی که در اواخر اسفند و اوایل فروردین ماه چند سال قبل در کشور عزیزمون ایران زیبا بارندگی‌ به حدی بود که همه شهرها در محاصره سیل قرارداشتند(حدود 10 الی15 روز بارندگی شدید و مداوم به طوریکه همه سدها پر آب و حتی سرریز شد تمام رودخانه‌ها در حالت سیلابی قرارداشت، معابر و خیابان‌ تبدیل به رودخانه شده بود، امکان تردد نه پیاده وجود داشت نه باخودرو) و در سالی که همه جا بحث “در شرایط حساس کنونی” در مورد کم آبی و خشکسالی سال‌های قبل و سال‌های پیش رو در ایران طبق نظر دانشمندان داخلی و خارجی و… بود. دقیقا یادمه باز هم همه نگران بودیم از هر لحاظ که کمترینش مختل شدن تعطیلات نوروز بود.

    البته که این اتفاق رو هم از بلاها میدونستیم

    و اون همدلی و مهربونی که در محل زندگی استاد موج میزنه رو در اینجا دیدیم ولی خیلی کمتر

    سال بعد از اون یا اواخر همون سال پندمیک شرو شد و باز هم ما مردم تمرکزمون فقط و فقط بر نکات منفی اون اتفاق بود(شرایطی پر از استرس و دلهره و نگرانی برای خودمون تو ذهنمون درست کرده بودیم و همش پیگیر آمار تلفات ناشی از این بیماری بودیم )حتی یک درصد هم به نکات مثبت توجه نداشتیم که که خیریتهایی میتونه داشته باشه البته کمی مهربان‌تر با هم شده بودیم و هم سپاسگزارتر برای نعمته سلامتیمون و داشته هامون بعد از ماجرا باز همه چیز به حالت اول برگشت.

    به قول استاد خدا رو شکر که این اتفاقات زودگذره و این ما هستیم که در این مسیر هستیم و به قول خودمون داریم این آگاهی‌ها رو دریافت میکنیم باید متوجه تضادها و خیریتهاشون باشیم.

    کمبود رو باور نکنیم حتی اگر پروفسور … گفت

    من خودم خیلی باید روی خودم کار کنم تا بهتر بفهمم و متوجه تر و متعهدتر باشم

    در پناه حق خوشبخت و خوش روزی باشید

    12:00 ظهر روز جمعه 25 خرداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: