«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این فایل بیدارکننده، استاد عباسمنش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمیدارند که درک عمیق آنها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، بهکلی دگرگون میسازد.
نخستین اصلی که در این مبحث تشریح میشود، کارکرد سیستمی و آینهوار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی میکنید، پیش از آنکه این انرژی به آنها برسد، به خودتان بازمیگردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل میکند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمیگرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند میشوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را میگیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانسها و نیات شما پاسخ میدهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسانها دچار احساسات لحظهای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت میکند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.
مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی میشود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباسمنش با صراحت بیان میکنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتیبازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشاندهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانسهای خودش را میگیرد و هیچکس نمیتواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمیخواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.
این درس بزرگ به ما میآموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزیهای بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کردهاند، نهتنها به آنها کمکی نمیکند، بلکه میتواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.
یکی از عمیقترین و شاید تکاندهندهترین بخشهای این آموزش، بازتعریف مفهوم “حقالناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور میشود انسانها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید میکند که هر ظلمی که انسان مرتکب میشود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمیتواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.
اگر کسی مورد ظلم قرار میگیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرکآلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران میتوانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت دادهایم.
در ادامه، استاد عباسمنش با استناد به آیات سوره نساء، بهانهتراشی افرادی را که خود را “مستضعف” مینامند، مردود میشمارند. قرآن میفرماید کسانی که میگویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلتبار و پذیرش ظلم، نشانهی بیایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد میداند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تماموکمال به خود فرد بازمیگرداند و او را از حالت انفعال خارج میکند.
همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسانها را نمیپذیرد و صراحتاً میگوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان میدهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوتکننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آنها را اجابت میکنیم.
در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.
استاد عباسمنش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما میپذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل میکند، دیگر از کسی نمیترسیم، کینه به دل نمیگیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا میدانیم که حق و عدالت در دستان فرکانسهای خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بینظیر به انسان میبخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگیاش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمیکند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا میدارند.
عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن472MB41 دقیقه
- فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن38MB41 دقیقه














به نام الله یکتا و مهربان
امروز تونستم به لطف الله حتی شده سر سوزن در یک روزم تغییر ایجاد کنم میخوام اینجا بنویسم تا ردپایی باشه از شروع تغییرات تکاملیم…
دیشب تونستم به نجواهای ذهنم برای نت گردی غلبه کنم و قبل از ساعت یازده بخوابم و تونستم برای سحری بیدار بشم و بیدار بمونم
تونستم بیخیال ویدیو یوتیوب دیدن بشم و پاشم بیام سراغ گوش دادن دوباره فایل روز اول و تفکر درباره ش
نجواهای ذهنم شروع کرد که تو که شروع کردی به تغییر پس چرا حس و حالت عوض نشده چرا آرامش نداری چرا مثل قبل شاد نیستی و احساس عمیق شکرگذاری نداری
منم نگذاشتم که ادامه بده و شروع کردم به یاد آوردن قدم های کوچک تغییرم و به ذهنم گفتم که عجله نکن همه چی آروم آروم تغییر میکنه من مثل یه بچه خورده بودم زمین الان دوباره پاشدم به تمرین راه رفتن من اونقدر ادامه میدم تو این مسیر که راه رفتن چیه تبدیل بشم به بک دونده حرفه ای به لطف و فضل الله
دیدم که بعله ذهنم آروم شد و کشید کنار…
شروع کردم به صحبت با خودم توی آینه و تعریف کردن و قربون صدقه خودم رفتن و گفتن اینکه من خیلی بهت افتخار میکنم مریم عزیزم که داری آروم آروم و اینبار بدون عجله برای دیدن نتایج روی خودت کار میکنی.
خلاصه که امروز با خودم یکم مهربانتر از قبل بودم
فایل روز دوم رو گوش دادم و دفتر و خودکارم رو برداشتم و شروع کردم به تجزیه تحلیل این دو باور محدود کننده (احساس قربانی بودن، مورد ظلم قرار گرفتن)
من همیشه ته وجودم خودم رو قربانی میدیدم و همیشه فکر میکردم که من از طرف پدر و مادرم از طرف همسرم مورد ظلم قرار گرفتم
در صورتی که با این فایل استاد و دقیق شدن در تجربیات زندگیم و فکر کردن دربارشون دیدم که نه این من بودم که با باورهای محدود کنندم به خودم ظلم کردم و انگار دوست داشتم که خودم رو مظلوم و قربانی نشون بدم چون اینجوری مسئولیت رو از گردن خودم برمیداشتم و بقیه رو مقصر میدونستم
فهمیدم که این من بودم که اینهمه بلارو سر خودم آوردم چون دقت کردم به این چند سال اخیر زندگی مشترکم، من با همسری زندگیم رو میگذروندم که به شدت منو محدود میکرد و به کوچک ترین چیزها گیر میداد و من سال ها کارم گریه بود که خدایا اخه چرا من چرا نمیتونم درست زندگی کنم و از خدا ضجه میزدم و کمک میخواستم تا اینکه من هدایت شدم به پیج اساتید موفقیت و زن آلفا بودن و توسعه فردی و با شنیدن این حرف ها و آموزش ها و دیدن زن های موفق به طور ناخودآگاه رو ذهنیت من تاثیر گذاشت و بدون اینکه من متوجه بشم اون باورهای مسمومم یه تکونی خورد و من دیدم که خدای من همسر من داره آروم آروم تغییر میکنه و آزادی دلخواهم تا حد زیادی وارد زندگیم میشه…
بعد ها که با استادعباسمنش و داستان باورها آشنا شدم متوجه شدم که نه عزیزم این همسر من نیست که داره تغییر میکنه این باور های منه که تغییر کرده و به همون میزان رفتار های همسرم با من تغییر کرده جوری که خودشم متعجبه…
امشب با فکر کردن به این تجربیات بیشتر به این نتیجه رسیدم که کاملا این حرف درسته که من خالق تجربیات زندگی خودم هستم…
خداروشکر میکنم که یک روز دیگه با کسب آگاهی و تفکر و تامل گذروندم و احساس خیلی بهتری دارم و دارم مثل بذری تازه کاشته شده جون میگیرم و جوونه میزنم…
الهی به امید تو
برای تمام روح های پاک خدا دعا میکنم هر لحضه از زندگیشون غرق در آرامش و عشق باشه به فضل و لطف خدا….