«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این فایل بیدارکننده، استاد عباس‌منش با استناد به آیات صریح و محکم قرآن کریم، پرده از قوانینی برمی‌دارند که درک عمیق آن‌ها، نگاه ما را به مفهوم ظالم و مظلوم، عدالت خداوند، شفاعت و مهمترین مسئولیت شخصی در زندگی، به‌کلی دگرگون می‌سازد.

نخستین اصلی که در این مبحث تشریح می‌شود، کارکرد سیستمی و آینه‌وار جهان هستی در قبال دعا و نیایش است. هنگامی که شما برای دیگران دعای خیر، سلامتی یا خوشبختی می‌کنید، پیش از آنکه این انرژی به آن‌ها برسد، به خودتان بازمی‌گردد. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند؛ هر فریادی که بر آن بزنید، همان پژواک را به سوی شما بازمی‌گرداند. اگر برای کسی طلب سعادت کنید، خودتان سعادتمند می‌شوید و اگر آرزوی بدی برای کسی داشته باشید، آن انرژی منفی گریبان خودتان را می‌گیرد. در واقع، خداوند یک سیستم است که به فرکانس‌ها و نیات شما پاسخ می‌دهد و همان ها را در زندگی شما بازتاب می دهد. خداوند مانند انسان‌ها دچار احساسات لحظه‌ای نمی شود. خداوند یک سیستم ثابت و تغییرناپذیر است که هر کس در هر مداری قرار داشته باشد، بازخوردی متناسب با همان مدار را دریافت می‌کند. اگر کسی در مدار درست و فرکانس مثبت باشد، حتی اگر شما برایش دعا نکنید، او خیر و برکت را دریافت خواهد کرد، و اگر در مدار نادرست باشد، دعای شما تأثیری در تغییر بنیادین سرنوشت او نخواهد داشت؛ بنابراین، دعا کردن برای دیگران، در حقیقت ابزاری برای تنظیم فرکانس خودمان و دعوت خیر و برکت به زندگی شخصی ماست.

مبحث بسیار مهم دیگری که در این آموزش با تکیه بر آیات متعدد قرآن (از جمله سوره توبه و نساء) بازگشایی می‌شود، مسئله عدم تأثیر استغفار دیگران برای فردی است که خود در مدار شرک و نفاق قرار دارد. استاد عباس‌منش با صراحت بیان می‌کنند که در سیستم الهی، چیزی به نام “پارتی‌بازی” یا “شفاعت بدون تغییر باور” وجود ندارد. حتی اگر پیامبر خدا (ص) برای کسی که ایمان ندارد و در مدار فسق است، هفتاد بار استغفار کند، خداوند او را نخواهد بخشید. این موضوع نشان‌دهنده عدالت مطلق خداوند و اهمیت مسئولیت شخصی است. هر فردی نتیجه اعمال و فرکانس‌های خودش را می‌گیرد و هیچ‌کس نمی‌تواند بار گناه دیگری را به دوش بکشد یا با اعتبار خود، کسی را که نمی‌خواهد تغییر کند، نجات دهد. داستان حضرت ابراهیم (ع) و پدرش (عمویش) آزر نیز گواهی بر این حقیقت است؛ وقتی ابراهیم متوجه شد که او دشمن خداست و در مدار هدایت نیست، از او بیزاری جست و راهش را جدا کرد.

این درس بزرگ به ما می‌آموزد که ما توانایی تغییر دیگران را نداریم و دلسوزی‌های بیجا برای کسانی که خودشان مسیر نادرست را انتخاب کرده‌اند، نه‌تنها به آن‌ها کمکی نمی‌کند، بلکه می‌تواند ما را نیز از مدار درست خارج کند. تنها راه نجات، تغییر باورها و بازگشت خالصانه خودِ فرد به سوی منبع لایزال الهی است.

یکی از عمیق‌ترین و شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های این آموزش، بازتعریف مفهوم “حق‌الناس” و “ظلم” از دیدگاه قرآن و قوانین کیهانی است. برخلاف باور عمومی که تصور می‌شود انسان‌ها قدرت دارند زندگی یکدیگر را نابود کنند یا مانع خوشبختی هم شوند، قرآن کریم با آیاتی روشن (مانند داستان حضرت موسی و آیات سوره نساء) تأکید می‌کند که هر ظلمی که انسان مرتکب می‌شود، در حقیقت “ظلم به نفس” است. وقتی حضرت موسی (ع) ناخواسته باعث مرگ کسی شد، فرمود: “رَبِّ إِنِّی ظَلَمتُ نَفسِی” (پروردگارا من به خودم ستم کردم). این دیدگاه توحیدی بیانگر آن است که اگر شما در مدار درست باشید، به خداوند ایمان داشته باشید و به منبع قدرت متصل بمانید، هیچ عامل بیرونی، هیچ انسانی و هیچ حکومتی نمی‌تواند به شما آسیب بزند یا حق شما را ضایع کند.

اگر کسی مورد ظلم قرار می‌گیرد، به این دلیل است که خود را در جایگاه ضعف (استضعاف) قرار داده و با باورهای شرک‌آلود، به دیگران قدرت تسلط داده است. در جهان توحیدی، قربانی وجود ندارد؛ هرکس خالق شرایط زندگی خویش است. باور به اینکه “دیگران می‌توانند مرا بدبخت کنند” شرک است، زیرا قدرتی را که مختص خداوند است، به غیرخدا نسبت داده‌ایم.

در ادامه، استاد عباس‌منش با استناد به آیات سوره نساء، بهانه‌تراشی افرادی را که خود را “مستضعف” می‌نامند، مردود می‌شمارند. قرآن می‌فرماید کسانی که می‌گویند “ما در زمین مستضعف بودیم”، جایگاهشان دوزخ است، زیرا زمین خداوند پهناور است و راه برای هجرت و تغییر همیشه باز است. ماندن در شرایط ذلت‌بار و پذیرش ظلم، نشانه‌ی بی‌ایمانی است، نه مظلومیت. انسان موحد می‌داند که اگر در محیطی شرایط رشد فراهم نیست، باید حرکت کند، باید مدارش را تغییر دهد و یقین داشته باشد که خداوند رزق و عزت او را در جای دیگر تأمین خواهد کرد. این نگرش، قدرت را تمام‌وکمال به خود فرد بازمی‌گرداند و او را از حالت انفعال خارج می‌کند.

همچنین در روز قیامت، حتی شیطان نیز مسئولیت گمراهی انسان‌ها را نمی‌پذیرد و صراحتاً می‌گوید: “من فقط شما را دعوت کردم و شما خودتان پذیرفتید؛ پس مرا سرزنش نکنید، بلکه خودتان را سرزنش کنید.” این اتمام حجت نهایی است که نشان می‌دهد هیچ عاملی بیرون از درون ما، بر زندگی ما مسلط نیست. شیطان، جامعه، والدین و حکومت، تنها دعوت‌کننده هستند و این ما هستیم که با کانون توجه و باورهایمان، دعوت آن‌ها را اجابت می‌کنیم.

در نهایت، پیام اصلی این فایل، دعوت به یکتاپرستی عملی است. اصلی که عمل به آن، خوشبختی ما را هم در دنیا و هم در آخرت تضمین می کند.

استاد عباس‌منش تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین است که برای هدایت همگان نازل شده و نباید منتظر تفسیرهای پیچیده دیگران ماند. درک قوانین جهان هستی نیازمند تفکر، تعقل و پرهیز از تقلید کورکورانه است. وقتی ما می‌پذیریم که خداوند تنها قدرت مطلق جهان است و سیستم جهان بر پایه فرکانس عمل می‌کند، دیگر از کسی نمی‌ترسیم، کینه به دل نمی‌گیریم و نگران ضایع شدن حقمان توسط دیگران نیستیم، زیرا می‌دانیم که حق و عدالت در دستان فرکانس‌های خود ماست. این نگاه، آرامش، اطمینان و شجاعتی بی‌نظیر به انسان می‌بخشد تا عزت نفس خود را به گونه ای بسازد که بتواند مسئولیت تمام زندگی‌اش را بپذیرد و با تکیه بر خداوند، دنیایی سرشار از عزت، ثروت و سعادت را برای خود خلق کند، چرا که خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی‌کند، بلکه این مردم هستند که با باورهای غلط، به خویشتن ستم روا می‌دارند.

عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت، تمامی این باورهای محدودکننده را با باورهای قدرتمندکننده و توحیدی جایگزین می کند و این تغییر در باورها، درهایی از نعمت و برکت را به زندگی شما می گشاید.

نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «آرمین نصرالله خانی» در این صفحه: 1
  1. -
    آرمین نصرالله خانی گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان. روزشمارتحول زندگی من:روزدوم🥀. امروز داشتم به این موضوع فکرمیکردم که ما چقدر قدرت دادن به این واون وحتی اشیا برامون عادی شده چقدر رنگ خدا داره تو زندگیمون کم رنگ میشه از این یا اون انتظار داریم بیان ناجی زندگیمون بشن وما رو از چنگ یکی دیگه که داره بهمون ظلم میکنه نجات بدن پس نقش خدا این وسط چیه مگه ما به زبون نمیگیم بدون اذن خدا برگی از درخت نمی افته ولی درعمل فلج وناتوانیم همش جلوی این واون خم شدن به خاطر اینکه کارامون رو انجام بدن خیلی داره حالم بهم میخوره ازاین رفتارهای شرک آلودمون اخبار نگاه میکنیم پرازشرکه مگه مرگ بر آمریکا یه دعای شرنیست؟مگه مرگ ونکبت وخبرهای بد وگرانی وفقروخونریزی درطول تاریخ کم داشتیم به خاطرهمین نفرت هاو همین مرگ برگفتن های خودمون همین کینه ونفرتهای خودمون نیست که داره به خودمون برمیگرده؟ مگه اینهمه مرگ بر این ومرگ بر اون کردیم اون کشورها نابودشدند یا هر روز دارند گردنشون کلفت ترمیشه؟.بسه دیگه مستضعف بودن کسی به خدا به ماظلم نمیکنه این روزهای پرازاسترس وخبرهای بد وجنگ وگرانی روما خودمون واسه خودمون ساختیم کم به این رهبر یا اون رییس جمهور یا اون وزیر یا اون فلانی قدرت بدیم به خدا ما ظالمیم باشرک کردنمون ٬خداوند ازگناه های دیگمون میگذره ولی خودش درقرآن میفرماید که کافران ومشرکان ظالمند فقط دراین موارد ماظالمیم ولی درسایرموارد ما خودمون به خودمون داریم ظلم میکنیم.شرک چقدر پنهان وریز داره تاروپود زندگیمون روازبین میبره ماچقدر راحت داریم هرلحظه قدرت خداوند رونادیده میگیرم وهرکس وناکسی روشریک خدا قرارمیدیم.فضای مجازیمون پر ازشرکه یارو برای اینکه فالور جمع کنه دست به هرکاری میزنه وبطورغیرمستقیم ازمردم خواهش میکنه تورو خدا فالوم کنید توروخدا.ما چقدر دوست داریم یه منجی پیدا کنیم یه رابین هود که بیادحق ما مردم مظلوم روازظالم بگیره تاکی باید این ایدئولوژی مسخره رو ادامه بدیم مگر چه نتیجه ایی غیر از بدبختی وجنگ وقحطی وخونریزی حاصل شده برامون مگه خداوند به پیامبر نفرموده که ای پیامبر تو هیچ تغییری درسنت من نخواهی دید مگر اگر درسیستم تغییر ناپذیر خداوند تغییری حاصل بشه عدل خداوندزیرسؤال نمیره؟مگر اگر خداوند باگریه وزاری ما یا شفاعت توسط بندگان به اصطلاح نزدیک به خدا وپارتی بازی ولوس بازی ما بیاد سیستم بدون احساسش رو تغییر بده به نظر شما عدل خدا دیگه معنی پیدا میکنه؟ما چرا باورهای محدودکنندمون ونجواهای شیطان نمیزاره بفهمیم که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم وهرکدام از ما فقط میتونیم با ارسال کانون توجهمون به داخل سیستم ودستگاه خلق اتفاقات جهان هستی اتفاقات روبرای خودمون رقم بزنیم نه کس دیگه.جهان هستی یه دستگاه داره که همون مشیت خداونده که دیتاش کانون توجه ماست ما ورودی میدیم سیستم دقیقا مطابق وهمسنگ با اون دیتاهای ما اون ها رو که همون انرژی هستند تبدیل میکنه به ماده دراصل شیطان ازطریق نجواهاش تلاش میکنه ما کانون توجهمون رو ببریم به سمت کمبود وکینه وحسرت وناامیدی وحسادت واین توجهات بره داخل سیستم تا پردازش بشه اتفاقاتی رورقم بزنه برامون وبوسیله مشیت الهی ما این احساسات بد روبیشترتجربه کنیم والا خودشیطان نمیتونه سرنوشت ما رورقم بزنه تازمانیکه کانون توجه ما رودردست نگیره.توجهات ما وارد مشیت الهی میشه خوراک ورودی سیستم ومشیت الهی فقط وفقط توجهات ماست وبه هیچ چیزدیگه ایی عکس العمل نشون نمیده وتغییرنمیکنه چه پیامبرباشی قانون همینه وچه به قول قرآن ناس باشی قانون همینه وما باید این باور رو درخودمون بسازیم که تمام جهان درسیطره قدرت الله است وکیست که خدا بخواهد یکی روببره بالا واون بتونه بکشدش پایین وکیست که خدا یکی روبیاره پایین واون بتونه ببردش بالا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: