اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد این اولین باره که در شروع یک فایل نمیتونم خودم رو کنترل کنم که تا آخر یک فایل رو ببینم بعد بیام کامنت بزارم،
با اینکه در بالای توضیحات نوشتین اول فایل رو تا آخر ببینید و بخش توضیحات رو بخونید اما چون تموم وجودم داره فریاد میزنه دیگه نمیتونم ادامه بدم و باید بنویسم،
فعلا تا دقیقه 7 این جلسه رو تماشا کردم و گوش کردم و فکر میکنم بزرگترین پاشنه آشیل من که من بارها و بارها تا یک قدمی استقلال مالی رفتم، اما مثل یویو دوباره من رو به عقب پرت کرده همین احساس گناه نسبت به ثروت هست.
از زمانیکه من شروع بکار کردم یعنی حدودا از سن 15 سالگی، من نسبت به اطرافیانم خیلی بهتر پول میساختم و همیشه از نظر مالی وضعم از اطرافیانم بهتر بود،
و این احساس گناه از همون زمان شروع شد و هنوز هم با اینکه خیلی روی خودم کار میکنم، گاهی مثل یک دانه چرکین از یه جای زندگیم سر باز میکنه،
میخوام مثالهاش رو اینجا بنویسم و سعی کنم از این به بعد بیشتر روی این موضوع کار کنم، بلکه بتونم این غده چرکین و این ترمز قوی رو از ریشه خشک کنم و فقط رو به جلو حرکت کنم.
یادم میاد در سن 17 سالگی موتور هندا خریدم و در اون زمان هیچکس از اطرافیانم توی اون سن وسال همچین موتوری نداشت، یه برادر دارم 5 سال از من بزرگتره، بخاطر اینکه اون هنوز هیچ وسیله نقلیه ای نداشت من احساس گناه میکردم وهرجایی که میخواست بره، موتورم رو در اختیارش قرار میدادم و اگه یه جایی باهم میخواستیم بریم ، میگفتم اون رانندگی کنه که یه وقت ناراحت نباشه،
بعد یکی دوسال ماشین خریدم و باز هم به همین شکل، اولویت رو به برادرم و یا شوهر خواهرم که از من بزرگتر بودن میدادم و هرجا اونها کاری داشتن وسیله رو در اختیارشون قرار میدادم و خودم اگه کار هم داشتم با وسیله نقلیه عمومی میرفتم،
چند سال بعد بخاطر کارم وانت خریدم و هر وقت یکی از فامیل اسباب کشی داشت من فکر میکردم چون من وانت دارم وظیفه منه که برم بهش کمک کنم که نکنه کرایه وانت بده و به خاطر این موضوع بارها و بارها خودم رو به زحمت انداختم،
حتی وقتی بعضی از اطرافیان بنایی داشتن من براشون مصالحشون رو جابجا میکردم که نکنه یه وقت کرایه بار بدن، یعنی تا این حد داغون بودم
یادمه پسرم حدود 3 یا 4 سال داشت و من براش یه اسباب بازی گرون قیمت خریدم یه شب که با برادر و خواهرهام خونه پدرم بودیم اون اسباب بازی رو هم برده بودیم و پسرم روشنش کرده بود و پز میداد، بعد یکی از زن داداشام گفت این رو آوردن، تا بچه های ما رو بجزونن و این حرف احساس گناه شدیدی رو در من ایجاد کرد که الان بعد از 23 سال هنوز گاهی یادم میاد احساس گناه میکنم،
و این موضوع سر دراز داره،
مثلا وقتی خونه خریدم و برادر خواهرهام نداشتن احساس گناه میکردم،
وقتی مسافرت میرفتم و اونها نمیتونستن سفر برن، بخاطر کم کردن احساس گناه حتما برای هر کدوم سوغاتی میاوردم که احساس گناهم کمتر بشه،
حتی تو مجلس دامادیم چون با مجلس عروسی خواهرم همزمان بود، من بخاطر اینکه شوهر خواهرم که برادر خانمم هم بود و وضع مالیش خوب نبود دسته گلی که خودم برای عروس گرفته بودم به اون دادم که یه وقت خواهرم ناراحت نشه چرا من دسته گل گرفتم و اون نگرفته
یعنی در لحظه لحظه زندگیم من چنین احساس گناه هایی رو داشتم و هنوز هم با اینکه میدونم هرکس هرجایی هست عدالت خداوند کاملا رعایت شده اما باز هم گاهی اینجور احساس گناه ها میاد سراغم،
که اگه من ثروتمند شوم دیگران حسرت زندگی من رو میخورن
هنوزم که هنوزه
وقتی ماشین برای پسرم خریدم،
وقتی گوشی آخرین مدل آیفون رو برای دخترم خریدم،
وقتی هر چند سال یک ماشین صفر کیلومتر برای خودم میخرم،
وقتی برای همسرم ماشین خریدم،
وقتی من توی خونه خوب زندگی میکنم و وقتی مهمونی میگیرم و اطرافیانم رو دعوت میکنم، احساس میکنم اونا با حسرت به زندگی من نگاه میکنن و احساس گناه میکنم و فکر میکنم به حق اونا ظلم شده
هنوز هم وقتی توی ستاره قطبیم از خدا چیزی میخوام، حتما برای اطرافیانم هم میخوام!!!!
هنوز هم وقتی یک فرد ثروتمند رو میبینم که مثلا برادر یا خواهرش تو فقر زندگی میکنن، فکر میکنم وظیفه اونه که به اونا کمک کنه، و داره به اونا ظلم میکنه
خیلی جای کار دارم خیلی…..
این دمل خیلی ریشه داره و به یه غده سرطانی تبدیل شده
با کمک خداوند این غده رو ریشه کن میکنم،
هر کسی هرجایی هست جای درستش قرار داره و این دقیقا عدل خداونده
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست،
بیل گیتس، ایلان ماسک، ترامپ، جف بزوس، مارک زاکر برگ،کریستین رونالدو، علی دایی و بزرگترین ثروتمندان جهان بیشترین خدمت به خلق رو انجام دادن
خداوند ثروتمنده و دوست داره ماهم ثروتمند بشیم،
با فقیر ماندن نه تنها خودمون زجر میکشیم، بلکه اطرافیانمون رو هم دجار مشکل میکنیم.
پس پیش بسووووووی ثروت
خدایا آنچنان ثروتی به من بده که نتوانم حساب کنم
خدایا هدایتم کن براه راست راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا در بهترین زمان در بهترین مکان قرارم بده
خدایا آسانم کن برای آسانیها
خدایا بهترین بندگانت را برای خدمت به من سر راهم قرار بده
این دل نوشته خودم بود تو نوت گوشیم دوست داشتم زیر کامنت شما کپیش کنم
“از تو مغزم یه چیزی کشیدم بیرون که هم خوشحالم هم نمیدونم یه احساس عجیب
منم احساس گناه نسبت به ثروت دارم خدایا والله کمکم کن
این که تو حسابم پوله و برادر و خواهرام پول ندارن ناخدا گاه یه احساس گناهی میاد سراغم که اونا گناه دارن یا لباس نو میخرم یا میدوزم دوست دارم جدی بدمش به اونا در صورتی که خودم نیاز دارم به خوش پوش بودن تا احساس لیاقتم نسبت به خودم بره بالاتر
یا دوست دارم الان که داداشم ماشینش خرابه واسه بچه ها یا خانومش چیزی بگیرم و بخرم که احساس گناه درونیم اروم کنم
خدایا این از کجا اومد اخه
یا دوست دارم با بیشتر کار کردن و احساس خستگی کردن بگم منم دارم کار میکنم و سختی میکشم که اون احساس گناه نا خوداگاه بره کنار
خدایا بیا وسط همه ی این احساسات تا اروم بگیره این افکار
زهرا عزیزم همونطور که تو لایق بینهایتی و واسه بینهایت فقط کافیه ذهنت کنترل کنی این قانون همگانیه این جهانه و کل جهان میتونن با بینهایت سیراب بشن اگر کنترل ذهن کنن
همونطور که تو با اون افکار گذشته ات هدایت شدی همه به این هدایت دسترسی دارن و به راحتی میتونن خودشون انتخاب کنن
همونطور که تمام تجربه ها و چک و لگدا واسه تو نعمت و ثروت به همراه داشته واسه همه هم این مسیر کار میکنه
همیشه همه چی به نفع همه است اگه خدا رو تو مسیر پیدا کنن
تو با کمک احساسی کردند
دارم میگم احساسی چون خودت از احساس واقعی خودت با خبرری هر جا از دلسوزی بوده و هر جا از بینیازی بوده زرنگ باش و اگاه به افکارت تشخیسشون میدی
از احساس گناه ببخشی زمانی میشه که طرف تو مرز پیدا کردن خداست و با این احساس گناه انجام دادن یا پول دادن یا کمک تو اون یه قدم اخری رو نمیره که به بینهایت وصل شه
چون همونجور که میدونی قطعا هم مداری باعث میشه تو تو لحظه ای پولو میدی به طرف که طرف بین مرز بالا و پایین بین این باوری که قانونمندی وجود داره و نداره هست چون احساس تو هم بین بخشش واقعی و احساس گناهه هر دو تو یه قسمتین ولی تو در نهایت با دلسوزی این کار و میکنی و طرف نا خوداگاه تو احساس فدا شدن وتفکر اینکه در این جهان بی قانونیه اونو دریافت میکنه و احساس بیلیاقتی واسه جفتتون هر دوتون میکشه پایین
اینو همیشه یادت باشه
رو خودت کار کن زیادم کار کن این احساس دلسوزی رو کاملا کار کن و این احساس دلسوزی رو کنترل کن
دلسوزی عین کفر و شرک و بی خداییه
دلسوزی ینی خدا حالیش نیست بلد نیست قدرت نداره جهان درست اداره کنه بزار من بیام وسط و یادش بدم
و گند میزنی به مسیر خودت و شرایط خودت و شرایط کسی که داری کمکش میکنی به ظاهر
اینو همیشه یادت باشه کنترل کن احساست
اول با این نیت تمرین شروع کن که اول میخوام دلسوزی نکنم کلا واسه هیچکس و هیچ چیز
بعد که این اصلاح شد میریم سراغ بخشش بی غید وشرط و از سر فراوانی
کمکت میکنم فقط کافیه ازم هدایت بخوای
خدایا هدایتم کن بتونم این پاشنه اشیل بزرگ از سر راهم بردارم
و دورتتتت بگردم که اگاهم کردی بهش
قلب منی عاشقتم
قطعا و خدا رو شکر همه این مسیرا نتیجه شروع و تعهد واسه خوندن کامنتای ثروت 1 بود چقدر قشنگ اروم و به راحتی این هماهنگی ها میشه و اگاهی میدی بهم عاشقتمممم خدای بینهایتها”
بعد از چند ماه مجددا هدایت شدم به کامنت عالی که برام نوشتین و تعجب کردم چرا جواب این لطف شما رو ندادم، احتمالا اون موقع شرایط لازم برای پاسخگویی رو نداشتم و بعد هم کلا فراموش کردم اما امروز که مجدد به کامنت زیبای شما هدایت شدم به خودم لازم دونستم ازتون تشکر کنم ضمن اینکه یادم اومد که باید هواسم به این ترمز و پاشنه آشیلم باشه،
کامنتتون سراسر راهنمایی های عالیی رو برام داشت مخصوصا اون قسمت که نوشته بودین:
دلسوزی عین کفر و شرک و بی خداییه
دلسوزی ینی خدا حالیش نیست بلد نیست قدرت نداره جهان درست اداره کنه بزار من بیام وسط و یادش بدم
و گند میزنی به مسیر خودت و شرایط خودت و شرایط کسی که داری کمکش میکنی به ظاهر
اینو همیشه یادت باشه کنترل کن احساست.
دقیقا همینه وقتی ما یادمون میره که ما بنده خداییم و میایم توی کار خدا دخالت میکنیم و به حساب خودمون به دیگران لطف میکنیم و دخالت میکنیم توی مسیری که دیگران باید برن، گند میزنیم هم به زندگی خودمون و هم به زندگی طرف مقابلمون و چه بسا اگه اون کمکها رو ما نمیکردم اون فرد هم وابسته به افراد نمیشد و به خدا رو میآورد.
بازهم ازتون تشکر میکنم و بخاطر تاخیر در پاسخگویی عذرخواهم.
چقدر در جملات وکامنت تون خودم رو دیدم با جمله هایت اشک ریختم.
لباسی که دوست داشتم بخرم رو نمیخریدم و پولش رو نصف میکردم تا برای خواهر زاده هایم خرید کنم .
هیچ وقت برای پسرم اسباب بازی گرون نمیخریدم یا وقتی میخریدم قائم میکردم که مبادا اعضای خانواده ام که نمیتوانند داشته باشند اذیت نشوند.
از سفره ام میدزدیدم تا سفره خواهرم هم پرشود
تا این وسط من به یه سری موفقیت ها رسیدم وهمین خواهر زاده ها و خواهر چنان تهمت های سنگین وانگ دزدی زدند که حد وحساب نداشت.
به گوشه ای خزیدم وباخودم خلوت کردم و از شرکی که نسبت به خدا داشتم به خودم لرزیدم تازه به یه نکته پی بردم هر کس در جای خودش قرار دارد هیچ بی عدالتی در جهان صورت نگرفته است.
یادآور شدم تمام اعضای خانواده ام به همان اندازه که من به لطف و رحمت خدا دسترسی دارم آنها هم دسترسی دارند .
خداوندا از شرک هایی که نسبت به درگاهت شدم به خودت پناه میبرم ولی باز هم جای کار دارم چون هنوز هم جاهایی باز هم این دلسوزی بیخودی به سراغم می اید
ممنونم که برام کامنت نوشتین و دوباره این ترمز و پاشنه آشیلم که هنوز هم گاهی بسراغم میاد رو بهم یادآوری کردین،
دقیقا همینه هیچوقت نباید از سر دلسوزی خودمون رو نادیده بگیریم و به دیگران کمک کنیم،
این یعنی شرک و این یعنی خداوند قدرت نداره که به فلانی کمک کنه و من باید اینکار رو بکنم،
کمک به دیگران خیلی هم خوبه اما نباید از سر دلسوزی و احساس گناه باشه، اگه میخوایم به دیگران کمک کنیم نباید جوری باشه که از خودمون بکنیم و به دیگران کمک کنیم و اگه یه جایی هم فکر میکنیم باید به کسی کمک کنیم، باید با این ذهنیت که من دستی از دستانم خداوند هستم که از طرف خدا دارم اینکار رو میکنم و اگه من اینکار رو نکنم خداوند با بینهایت دستان دیگرش میتونه اینکار رو انجام بده و با این حس حالمون هم خوب میشه و دیگه به نتیجه هم کاری نداریم،
البته که من هنوز خیلی باید روی این موضوع کار کنم چون هنوز هم به اشکال مختلف گاهی سعی میکنم به اطرافیانم کمک کنم و این موضوع کاملا اشتباهه ،
ممنونم از شما دوست عزیز که از تجربیات خودتون برام نوشتین
دیدگاه تون عالیه من تابحال اینجوری بهش نگاه نکرده بودم
کاملا باهاتون موافقم
باید بزاریم آدما دردشون بیاد تا حرکت کنن.
وقتی به زندگی خودم هم نگاه میکنم میبینم یه جاهایی واقعا دردم اومده که حرکت کردم
یادم میاد یه تایمی از زندگیم که بی پولی کشیدم اون درد بی پولی باعث شد که حرکت کنم، باعث شد که سعی کنم همیشه یه پولی کنار گذاشته داشته باشم که دیگه اون درد رو تجربه نکنم،
تا وقتی به آدما مسکن بزنیم، تا وقتی بهشون کمک کنیم، درد واقعی رو احساس نمیکنن تا به فکر درمون بیفتن.
بله با پولی من اونا پولدار نمیشن و من هم نمیتونم بی پولی رو تحمل کنم پس باید حرکت کنم و بقول شما از زندگیم لذت ببرم بزار اتفاقا اونا دردشون بیاد شاید حرکت کنن و تکونی به خودشون بدن
ممنونم از پاسخی که برام نوشتین و از تجربه خودتون گفتین
این سوال رو من در موقعیت های مختلف بهش فک کردم ، این یه سوال زیر پوستی هست و بسیار مهمه که در چه حالتی هستی که داری بهش جواب میدی
به صورت ظاهری نمیشه بهش جواب داد ، این یه سوال عمقی هست
من متوجه شدم که به صورت ریز که رابطه پول و خداوند در ذهن من یکی نیست
حالا چطور فهمیدم این رو ؟ آخه میگفتم من که الان به پول نیاز دارم ،و پول رو دوست دارم ، مگه میشه که من این باور رو داشته باشم
تا اینکه تو این چند روز پیش دیدم که یه احساسی دارم،
چطور؟
من تازه دارم سایتم رو راه اندازی میکنم ، اونم همش و شروعش در اواسط جلسات 4 روانشناسی ثروت 1 بود و همینطور که الان جلسات 20 هستم داره هی هر روز بهبود پیدا میکنه
دیدم که من خیلی سختمه که قیمت بزارم برای محصولم در سایت ، و همش فک میکردم که چرا ؟
تا اینکه متوجه شدم که احساس میکنم دارم ظلم میکنم ،و احساس میکنم که کار ناشایستیه اگر به پول فک کنی
و خدا ناراحت میشه و قهرش میاد
و اونجا بود که فهمیدم این باور مخرب به صورت ریشه ای در من وجود داره
وحتی دیروز که داشتم با دوستم می اومدم خونه تو ماشین ، به آسمان که منبع فراوانی و نعمت هست نگاه میکردم و فک میکردم ، یه لحظه که به پول و فراوانی فک کردم یه مقاومت سنگینی رو یه لحظه حس کردم و وقتی که ریشه رو پیگیری کردم دیدم تو ذهن من رابطه پول و خداوند یه رابطه یکی نیست و پول و خداوند جدا از هم هستن
در صورتی که پول خودش یه نعمت تکامل یافته است
چرا من این ها رو از هم جدا کرد ، به خاطر شنیده هایی از مردم هایی که هیچ غلطی در زندگیشون نکردن و اومدن پول رو مایع بدبختی خودشون دونستن و منم باورم کرده بودم
ولی وقتی که دیروز و این چند روزه هی دارم به حرف استاد عمل میکنم که میگه فک کنید، تامل کنید ، مثال از گذشته خودتون بیارید ،الگوها رو ببنید
وقتی که داشتم این کارو میکردم ، که البته این کارم به صورت تکاملی انجام شد ،چون قبلا هم فراری بودم از تمرین کردن هم یه کار بیهوده میدونستم تمرین کردن رو
ولی الان بهتر شدم و فک میکنم و تازه فهمیدم که این فک کردن چقد لذت بخشه
وقتی که داشتم فک میکردم رسیدم به آیه های ظلم و گفتم که چرا من فک میکنم با پول گرفتن از اشخاصی که دوره من رو بخرن من بهشون ظلم کردم
گفتم که مجتبی ،تو الان خودت یه مشتری هستی، برای همه خواسته هات ، مثلا مدرسه بچه ات، آیا مدیر مدرسه که از تو پول میگیره آیا به تو ظلم کرده ؟
تو این همه خدمات داری میگیری از سایتها از مغازه ها ، آیا کسی به تو ظلم کرده ؟
و اصلا تعریف ظلم چی هست در قرآن ؟ آیا غیر از اینه که خداوند میگه که ما به کسی ظلم نمیکنیم و این شما هستی که به خودت داری ظلم میکنی
و اصلا کسی نمیتونه به کسی ظلم کنه
و دیدم راست میگه ، و این منطقی تر شد برام که من دارم و داشتم اشتباه فک میکردم
و از خدا هی میخواستم که بهتر درک کنم این موضوع رو که الان بهم الهام شد که برو تو سایت و صفحه اول رو نگاه کن که اومدم و همین اول فایل استاد این سوال رو پرسید و من گفتم که قبل از اینکه ادامه بدم یه جواب بدم به این سوال و بعد ادامه رو برم
بله من این باور رو به شدت دارم ،و فقط زمانی بهتر میشم که بهش فک میکنم و براش منطق میارم و وقتی که ولش میکنم باز برمیگرده به حال خودش و اصلا هم معلوم نیست
باورهای من اینه که اگر از مردم بابت خدمتی که دارم پول بگیرم ظلم کردم ،گناه کردم
به خاطر این باور من هدایت شدم به کار کارمندی
چرا ؟ چون باورم اینه که آقای فلانی که من دارم برات کار میکنم ، و ای مردم توجه داشته باشید که من دنبال پول نیستم
و فقط برای گذران زندگی اینجا هستم
و شما یه مقدار پول که خودتون هم تعیین کردین چقد باشه به من بدین که من زنده بمونم و شما برید دنبال پول
من دنبال گناه کردن نیستم
و برای خدا هم جواب دارم در آخر دنیا که ببین من دنبال پول نرفتم ،من فقط رفتم که یه جایی مشغول باشم که یه چیزی به من بدن که زنده بمونم و بعد غروب ها بیام روی کار مورد علاقم کار کنم و اونم پول نگیرم ،
و حتی در خواست افزایش حقوق هم ندم
چون پول داشتن و حتی فک کردن بهش و حتی درخواستش یه کار زشت و ناپسند و گناهی هست
و خدا اصلا دوست نداره این کارو و از چشم مردم می افتی اگر دنبال پول باشی
بهت میگن پولکی
و تو یه آدم تنها میشی
در صورتی که همه این ها درذهن من هست ، ولی وقتی شما به واقعیت جهان نگاه میکنی می بینی که این پول خودش یه نعمتی هست مثل سلامتی که تکامل یافته
مثل قلب مثل دست و پا ، مثل چشم
اینم یه نعمته ، که به ما داده شده برای راحتی و لذت بیشتر
چطوره که خواب عصر گاهی یه آرامشی بهت میده
چطوره که کارکرد درست اعضای بدن یه آرامشی بهت میده و جز سلامتی و طبیعت تو هست
این پول هم نعمت خداونده برای آسایش و رفاه بیشتر ما
برای امنیت ما
و تمام آرامش و امنیت از سمت خداونده
و من متوجه شدم که چقد مقاومت سنگینی دارم در مقابل ورود این نعمت به زندگیم
یعنی حتی برای ورودش باید خیلی زور بزنی و مقاومت کنی که نزاری این نعمت وارد زندگیت بشه
چون این نعمت میخواد به صورت طبیعی وارد زندگی بشه ولی ما با افکار و باورهای محدود کننده به زور خودمون داریم جلوش رو میگیرم و این زور زدن باعث هزاتا مریضی و ناراحتی و جنگ و اعصاب و تلخ کامی زندگی شده
آخه زور برای جلوگیری از ورود نعمت به زندگی؟ چرا آخه ؟
یه کم فک کن مجتبی
داری زور میزنی که نزاری نعمت وارد زندگیت بشه ؟ آخه این واقعا کار درست و منطقیه ؟ یا خنده داره
واقعا فایل پر برکتی را عرضه کردید استاد من کلکسیونی از تمام باورهای محدود کننده بودم چندی پیش به شدت احساس گناه میکردم که چرا میتوانم به راحتی خرج کنم ولی عزیزانم نه
بعد باخودم گفتم این من هستم که دارم هرروز فایل گوش میدهم وبرای رسیدن به اهدافم بها پرداخت میکنم پس راحتی حق طبیعی من است با تکرار این آگاهی کمی از احساس گناه من کم شد
نکته بعدی اینکه من فکر میکنم اگر از لحاظ مالی رشد کنم همسرم را تحقیر میکنم ویا دلیلی ندارد که زندگی مشترک را ادامه دهم انگار در ذهن من زندگی مشترک یعنی پول درآوردن مرد و خانه داری زن که کلی مقاومت در من ایجاد میکند
نکته بعدی اینکه من خودم را لایق نعمت و استفاده از آن نمیدانم میگویم با خرج کردن برای دیگران من شایسته داشتن ثروت میشوم استاد عزیزم به قدری این باورها در زندگی پدر ومادرم تکرار شده که به راحتی میتوانم آثار این باور را در زندگی آنها ها ببینم انشاالله خدا کمکم کند مثل آنها زندگی نکنم البته که خواست من هدایت است و خداوند بی حساب میبخشد وهدایت میکند
استاد چند باور سازنده در طی فایل به من گفته شد که یکی از آنها این بود
هر چه قلبت بازتر و گشوده تر باشد ثروت بیشتری را دریافت میکنی چون مدار خداوند بخشش بی حساب است
استاد این باور چنان آرامشی و اطمینانی در من ایجاد کرد که انشاالله به زودی نتایج را نشان میدهد و من با یاری خداوند آن را با دوستان به اشتراک میگذارید
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان در این سایت الهی .
باران :
هزار ماشالله به استاد گلم .دلم برا روی ماهتون خیلی تنگ شده بود پر از انرژی مثبتی استاد قربونتون برم که آرامش عجیبی تو صورتتونه .
من دیشب این فایل و دیدم و لذتم بردم از دیدنش. من تو دوره روانشناسی ثروت 1خیلی از باورهام در مورد ثروت تغییر کرد .باعث شد که شغل دلخواهم برسم ،درآمدم داشته باشم خداروشکر .
من قبل دوره روانشناسی ثروت 1.تا چندین سال تو خونه کباب درست نمیکردم میگفتم نکنه بوش به کسی بخوره و اون فرد پول نداشته باشه گوشت بخوره و احساس گناه شدید داشتم .یادمه یه بار کباب درست کردم ما خونه خودمون داریم و همسایه بغلیمون مستاجرن بعد احساس گناه داشتم بچه کوچیک دارن نکنه دوست داشته باشه خلاصه با احساس گناه کباب درست شد و منم یه لقمه خوردم و یهو دندونم شکست .همون لحظه گفتم دیدی این کار اشتباه بود نباید کباب درست میکردی .بخدا قسم یادمه چند سال دیگه اصلا تو خونه درست نکردیم بخاطر این باور اشتباهم .
یه فامیل داریم حقوقش خیییلی عالیه ولی همیشه هشتش گرو نهشه.خیییلی ادم درستکار ،با ایمان ،با اخلاق ،از همه لحاظ عالیه ولی یه باور اشتباه داره که ثروت منو از خدا دور میکنه ،دقیقا چند وقت پیش گفت پول آدم و از خدا دور میکنه فقط یه ماشین و یه خونه داشته باشی کافیه .چون این باور داره همیشه اوضاع مالیش با این درآمدش خوب نیس .چون هرچی داره رو میبخشه به دیگران عملا هیچی برا خودش نمیمونه .
اینم یه تجربه بود از دیگران تو ذهنم دوست داشتم برا شمام بگم و همچنین باور خودمم درست شه که هرچقدر ثروتمند تر باشی نزد خدا عزیزتری .
ممنونم ازت استاد گلم خیییلی عالی بود .
خدایاشکرت برا این فایل عالی
خدایاشکرت برا استاد عباسمنش عزیزم
خدایاشکرت برا این مسیر زیبا که هدایتم کردی
خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر این سایت الهی .
«اصل توحید است و اگر این را درست کنی همه چی درست شده است ثروت عشق سلامتی همه چی وارد زندگی ت میشه، بعد خدا خودش به بهترین مسیرها هدایتت میکنه عزتمندانه جواب مسائل زندگی ت راحت میده و راه حل ها میان بسمت تو . ثروت و نعمت و خوشبختی میاد بسمت تو » این مطالب اتفاقی از یه فایل استاد داخل اینستا شنیدم بعد بدلم افتاد وارد سایت استاد شم و یکی از مسائل مهمم پاسخ شنیدم چون خیلی روی توحید و رفاقت با خدا هم اخیرا کار کردم و شرک هاش را دارم از بین میبرم هم از بچگی رفیق بودم و توحیدی بودم منتهی توحید توام با شرک که همه را کننده کار و صاحب قدرت میدیم جز خدا و خدا را فقط جهت عبادت میدیدم بعد برای کارهام به بقیه متوسل میشدم و از خدا میخواستم کمک کنه انها کارهام انجام بدن بجای که مستقیم بگم خدایا از خودت میخوام .
اما بعد
موضوع مسئله ای که برای پاسخش خداوند من را بسایت هدایت کرد این بود که در مورد ثروت من دیروز به خدا گفتم اخه چرا شرایط مالی من اینطوریه و چرا دو روز خوب میشه باز میام پایین بحدی که بخاطرش اذیت شم ( خوب شدن یعنی میام روی درامدهای بالای چندصد میلیون بعد یهو میام پایین) وقتی هدایت شدم به سایت دیدم استاد فایل جدیدی گذاشتند که پاسخ سوالم است با موضوع :
« رابطه خداوند و ثروت در ذهن »
این هم داخل پرانتز بگم که من سالهاست بااستاد اشنا هستم و ایشون در اموزش های مختلفشون در مورد ثروت بحث باورهای مذهبی را مطرح کردند اما من فکر نمیکردم ایرادم این باشه تا دیشب که خداوند مستقیم پاسخم داد که دقیقا ایراد اصلی ت باورهای اشتباه مذهبی ت است.
بله ایراد از باورهای من است آنهم باورهای مذهبی که در ناخوداگاه ذهنم است چیزهایی که تو ذهنم کردن این به اصطلاح مذهبیون که هرچی ثروتمند تر شی پاسخگوی ت بخدا بیشتر میشه هرچی ثروتمندتر شی از خدا دورتر میشی و بعد داستان های ساختگی هم پشت بندش میگفتند و من هم تو آن سن کم کاملا تاثیر میگرفتم و قشنگ حک میشد بر تمام وجودم آن باورهای نادرست مشرکانه مثلا یکبار یادمه شب قدر رفته بودم احیا روحانی مسجد شروع کرد از بدی های ثروت و مادیات گفتن و بعد مثال زد که یکبار پیامبر مبلغی پول به سلمان و ابوذر میده برن خرید کنند بعد ابوذر یه عالمه خرید میکنه و سلمان فقط یه قلم خرید میکنه شب پیامبر دستور میده یه تابه که روش نون میپختند را گرم کنن بعد به سلمان میگه برو روی تابه و بعد ازش میپرسه پول چکار کردی و او میگه فلان چیز خریدم و سریع میاد پایین پاش نمیسوزه و بعد ابوذر که میره بالای تابه چون وسایل زیادی خریده بوده زمان بیشتری طول میکشه تا نام ببره و پاهاش میسوزه و بعد پیامبر به اصحاب میگه ان دنیا دقیقا اینطوری از پول و ثروت بازخواست میشید هرچی بیشتر جمع کرده باشید بیشتر باید جهنم را بچشید و پاسخگوی مال اندوزی تون باشید
یا یه شب دیگه مسجد رفته بودم بعد نماز روحانی مسجد گفت یکبار یکی از اصحاب امام باقر به ایشون میگه وضعیت مالی بدی دارم کمکم کن و حضرت هم به ایشون یه کیسه پول میدن باان میره تجارت میکنه وضعش خوب میشه و بعد یکروز نماز صبحش قضا میشه و پیش امام میاد و امام باقر به ایشون میگه تو ثروتمند شدی اما این ثروتت تو را از خدا دور کرد و باعث شد نماز صبح ت قضا بشه آیا ثروتت ارزش این را داشت که از نمازت غافل شی و هزاران هزار داستان ها و باورهای تلخ که همش هم حول این محور بود که ثروت و مادیات شما را از خدا دور میکنه جهنمی میشید باید در مقابل خداوند پاسخگو باشید اسراف است و غیره .
من داخل یه خانواده مذهبی بزرگ شدم اما مذهبی متمول و پدرم خداوند به ایشون روزی و ثروت بسیار داده بود ( سالهاست بهشتی شدند ) و
سفره دار بودند و از سال دوازده ماه شانزده ماهش داخل خانه سفره و روضه داشتند همه مناسبت ها از محرم و صفر و ده فاطمیه گرفته تا ولادت امامان و عید قربان و غدیر و نیمه شعبان هم که مراسم سنگین داشتند و هزارنفردعوتی شام داشتند و خیر و خیراتهای فراوان داشتند و من هم چون داخل این خانواده مذهبی بزرگ شده بودم همیشه یه روحانی داخل خانه مون صحبت میکرد و تفسیر دین و قران و یا خودم پایه ثابت مساجد بودم و چون این چیزها رفته بود تو ذهنم که ثروت بد است تو همون دوردان جاهلیت انقدر دلم برای پدرم میسوخت که بنده خدا بخاطر ثروتش حتما جهنمی میشه با وجودی که میدیم پدرم همیشه از هزاران طریق کارهاش انجام میشد و برکت وارد زندگیش میشه منتهی من چون پای منبر ادمهای با تفکرات عجیب نشسته بودم و داخل مغزم رفته بود ثروت بد است حتی دلم برای پدرم هم میسوخت و باهاش دعوی میکردم که پول میخوای چکار نکته جالب ماجرا که الان متوجش شدم این بود که پدر و مادر من نسل قدیم بودند مرحوم پدرم متولد 1309 بودند و انها ریشه ای توحیدی بودند و اهل شکر گذاری و ثروت را خوب و نعمت خدا میدونستند ولی من دهه شصتی مدرسه و مسجد این را کرده بودند تو ذهنم که ثروت از خدا دورت میکنه اسراف نکنید اب ببندید برق ببندید بحدی که پدر و مادرم هم نصحیت میکردم
و چقدرررررررر این باورهای تلخ من را دور کرد از ثروت و حتی دیدن زندگی قشنگ و پر برکت پدرم هم که از زمین و اسمان براش روزی میامد برای من تلخ بود چون تو ذهنم کرده بودند که باید روز قیامت پاسخگوباشه اخ اخ که چه شبها دلم بخاطر پدر جانم که شرایط مالی خوبی داشت میسوخت که خدایا کمکش کن نذار جهنمی شه
من از همون بچگی همیشه داخل دعاهام از خدا میخواستم هدایتم کنه و راه درست بهم نشان بده و خداوند هم در حقم لطف کرد و از سر فضل و کرمش با استاد آشنام کرد تا بفهمم یک عمر نه از قران جز روخوانی برای ثواب چیزی یادگرفتم نه از عبادت خداوند چون مشرک بودم دلم خوش بود که خداپرستم اما من همه را میدیدم جز خدا
الحمدلله شکر بینهایت الله یکتا که به این مسیر هدایتم کرد که توحیدی شم که بدانم اول اوست و اخر اوست همه کاره اوست استاد عباس منش جان عزتمند و عاقبت بخیر باشید ️
من نکات و بعضی سوالات که در عین گوش دادن به فایل برام پیش شد رو نوشتم و میخام بزارم شون اینجا
🪀چجوری میتونی ربط بدی خدا رو با ثروت دلایلت چیست حقیقت ها چیست کیبرنده میشه ارتباط داشتن خدا با ثروت یا ارتباط نداشتن خدا با ثروت
🪀 به چه دلیلی بذارم باور اینکه ثروت معنوی است در خودم؟(ذهن)
اگر هرجی باشی وقتی ثروت مند بشی دو چند میشه اونا رو بزرگترمیکنه حالا ببین تو چه هستی چه باور داری
به خودی خود کاری نمیکنه اون چیزی که هستیم بیشتر نشون میده
ثروت میخواهی برای چه ؟
چرا خودشو نخوام بدون دلیل آیا ثروت داشتن مشکلی داره تنها، خالص، چرا برای حضور خودش نخوامش حضور پول، دلار در زندگیم در هر روز زندگیم ؟
چرا خالص ثروت نخواهم از خدا تنها خود ثروت ره بخایم ثروت خالص خودش ثروت خالص مثلا خدا یا ثروت میخام. نمیخام بگم برات برای چی فقط بده نمیخام بگم برای چه کاری خوب یا بد؟
(ذهن) آیا خدا قبول میکنه که تو نگی که برای چه میخای ثروت رو؟
ثروت به رفاه خودم خوبه یا بد دلیلش چیست؟ اصلا ذهن عزیز من سوال دارم-رفاه برای بنده خوب است یا نه؟
آیا پول بو میده ؟چه چیزی در رابطه به ثروت بو میده؟بگو ذهن برام چه چیزی در رابطه به ثروت مشکل داره تورو خدا حتا کوچک ترین اشکالش رو هم بگو برام؟
چرا برای خودم ثروت نخام ایرادش در این چیست مثلا خدایا ثروت بده تو جیبم بذارم تو حساب بانکیم باشه هر روز ببینمش هر روز که بیدار شدم ببینمش و خوشحال بشم آیا در این مشکلی هست
چرا اینحوری نباشم آیا مشکلی درش هست؟
احتمال مشرک شدن ناراحت شدن ناامید شدن احتمال بدی کردن ها در زمانی است که ثروتمند هستم یا بی پول در چه زمانی مه مشرک میشم در چه زمانی مه امکانش بیشترش هست خدا را فراموش کنم
چه وقت خوش برخورد ترم موحد ترم احترام مقزارم نترس ترم قوی ترم خوشحال ترم بخشنده ترم سازنده ترم آیا زمانی که پول دارم یا زمانی که ندارم؟
زندگیم چه زمانی ساده تر است با خودم راحت تر هستم چه زمانی در زندگی خوشحال ترم چه زمانی راضی میشم، چه زمانی راضی میشم چون وقتی راضی باشم یعنی به شکل واقعی به خدا وصلم و اون عمل واقعی اون خود واقعی اون بنده واقعی هستم
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست و من فقیرم به هر خیری که از جانب او دریافت کنم.
خدایا شکرت.
درود به استاد راه بلد و فرهیخته.
به لطف خدای بزرگ و هم فرکانس شدنم با یه سری از فایلها و آگاهی استاد این موضوع تا حدود زیادی در من حل شده اما باز هم نمیتونم ادعایی کنم چون نتایج من نشانده ی نشانگر اینه که هنوز هم کار خیلی زیادی دارم اما خیلی بهتر از گذشته شدم.در گذشته من فکر میکردم آدمهای پول دار خیلی مغرور هستن و خودشون رو از بقیه جدا میدونن و ادمهای خودخواهی هستن و درکی از شرایط ما ندارن و این به خاطر باورهایی بود که از پدر و مادر گرفتم که مخصوصاً از مادرم این باور در من شکل گرفت چون مادرم مدام با حرص حرف میزد از افراد ثروتمند و میگفت همشون عوضی هستن با کلاه برداری دست تو کاسه بقیه به پول رسیدن و حتی مثلاً وقتی میرفتیم یه مغازه کلی تلاش میکرد که تخفیف بسیار زیادی بگیره چون میگفت که اینا اندازه جود یهود دارن.که حالا من نمیدونم جود یهود چیه اصلا و چیزی هست که میشنیدم.و یهودی ها رو منبع پستی و کثیفی میدونستم.و نمیداد پولی که حقشه چون میگفت گور باباشون صب تا شب سر مردمو کلاه میزارن و من همیشه این فکرو میکردم که به محصول اکه قیمتش بالا تر باشه طرف داره نونشو تو خون مردم میزنه و میخوره.
تصمیم دارم چند بار این فایل رو گوش کتم و هر بار کامنت بزارم و هر بار متوجه تغییر روند فکری خودم بشم.
و چقدر جالب ده دقیقه قبل از اینکه به این فایل گوش کنم یهو یاد این فایل قدیمی استاد افتادم که گفتند برای گذشت از ثروت باید اول به دستش بیاری.
و واقعا اگه یه سری به زندان ها بزنیم متوجه میشم آمار زیادی از افراد به خاطر بی پولی بوده بدهیشو پرداخت نکرده یا مجبور به کلاه برداری کرده یا سر پول با یکی بحث کرده منجر به قتل شده یا دزدی کرده…
صادقانه بگم که به زمان و تکرار بیشتری نیاز دارم برای درک بهتر این فایل
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته مهربان و
دوستان توحیدام توی این سایت الهی
وشکر گذار خداوندی هستم که بااین سایت معنوی آشنا شدم
استاد عزیزم
نمیدانم چطوری تشکر کنم بابت این فایل بینظرتان که ترمز های ذهنم رایکی پس از دیگری شناسایی میکنم. استاد عزیزم اشکم را درآوردی وچقدر بغض کردم.بابت این فایل..واقعا درست میگید من چقدر توی لایه های زیرین ذهنم این باور را داشتم که خدایا به من ثروتی بده که کارهای خیر انجام بدم بیمارستان بسازم واز این فکرها که ثروتمند شوم وبه مردم کمک کنم ولی به شناساندن این ترمز های ریز ذهنم چقدر به من کمک کردین که توحیدی تر شوم ازتون به نهایت سپاسگزارم
والان میفهمم که نبود ثروت چه لطمه های به من زده وچقدر خیلی جاها خم شدم بابت نبود ثروت که ابن خودش شرک حساب میشه
ولی با آشنایی با سایت عباس منش
هرروز آگاهی های به من داده که بابا ثروت کاربردترین چیزهایی زندگی هستش که یکیش توحیدی عمل کردن وکوچیک نشدن در خیلی جاها و
باج.به کسی ندادن
و به خدا نزدیک شدن
انشالله که خداوند کمکم کند تا در این راه ثابت قدم باشم الهی آمین
باز هم ممنونم از شما استاد عزیزم که با فایل های بی نظیرتان کمک میکنید جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشه
من توسط محل کاری که قبلا داشتم احاطه بودم بین انسان های ثروتمند، منظورم خیلییی ثروتمنده در حدی که افرادی بودن که وزنه حساب میشدن برای جامعه و نبودشون تاثیر گذار روی میلیون ها نفر به طور مستقیم میشد…
و انقدر انسان های متعادل، کار درست، اجتماعی و خاکی بودن که اگه نمیشناختیشون فکر میکردی یه آدم خیلی معمولییی هستش…
خداروشکر برای یادآوری این مطلب که ثروتمند بود خیلی خیلی طبیعی و فطرت ما هستش
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم
سلام به بانو شایسته
سلام به شما دوست عزیزی که کامنت من رو میخونی
استاد این اولین باره که در شروع یک فایل نمیتونم خودم رو کنترل کنم که تا آخر یک فایل رو ببینم بعد بیام کامنت بزارم،
با اینکه در بالای توضیحات نوشتین اول فایل رو تا آخر ببینید و بخش توضیحات رو بخونید اما چون تموم وجودم داره فریاد میزنه دیگه نمیتونم ادامه بدم و باید بنویسم،
فعلا تا دقیقه 7 این جلسه رو تماشا کردم و گوش کردم و فکر میکنم بزرگترین پاشنه آشیل من که من بارها و بارها تا یک قدمی استقلال مالی رفتم، اما مثل یویو دوباره من رو به عقب پرت کرده همین احساس گناه نسبت به ثروت هست.
از زمانیکه من شروع بکار کردم یعنی حدودا از سن 15 سالگی، من نسبت به اطرافیانم خیلی بهتر پول میساختم و همیشه از نظر مالی وضعم از اطرافیانم بهتر بود،
و این احساس گناه از همون زمان شروع شد و هنوز هم با اینکه خیلی روی خودم کار میکنم، گاهی مثل یک دانه چرکین از یه جای زندگیم سر باز میکنه،
میخوام مثالهاش رو اینجا بنویسم و سعی کنم از این به بعد بیشتر روی این موضوع کار کنم، بلکه بتونم این غده چرکین و این ترمز قوی رو از ریشه خشک کنم و فقط رو به جلو حرکت کنم.
یادم میاد در سن 17 سالگی موتور هندا خریدم و در اون زمان هیچکس از اطرافیانم توی اون سن وسال همچین موتوری نداشت، یه برادر دارم 5 سال از من بزرگتره، بخاطر اینکه اون هنوز هیچ وسیله نقلیه ای نداشت من احساس گناه میکردم وهرجایی که میخواست بره، موتورم رو در اختیارش قرار میدادم و اگه یه جایی باهم میخواستیم بریم ، میگفتم اون رانندگی کنه که یه وقت ناراحت نباشه،
بعد یکی دوسال ماشین خریدم و باز هم به همین شکل، اولویت رو به برادرم و یا شوهر خواهرم که از من بزرگتر بودن میدادم و هرجا اونها کاری داشتن وسیله رو در اختیارشون قرار میدادم و خودم اگه کار هم داشتم با وسیله نقلیه عمومی میرفتم،
چند سال بعد بخاطر کارم وانت خریدم و هر وقت یکی از فامیل اسباب کشی داشت من فکر میکردم چون من وانت دارم وظیفه منه که برم بهش کمک کنم که نکنه کرایه وانت بده و به خاطر این موضوع بارها و بارها خودم رو به زحمت انداختم،
حتی وقتی بعضی از اطرافیان بنایی داشتن من براشون مصالحشون رو جابجا میکردم که نکنه یه وقت کرایه بار بدن، یعنی تا این حد داغون بودم
یادمه پسرم حدود 3 یا 4 سال داشت و من براش یه اسباب بازی گرون قیمت خریدم یه شب که با برادر و خواهرهام خونه پدرم بودیم اون اسباب بازی رو هم برده بودیم و پسرم روشنش کرده بود و پز میداد، بعد یکی از زن داداشام گفت این رو آوردن، تا بچه های ما رو بجزونن و این حرف احساس گناه شدیدی رو در من ایجاد کرد که الان بعد از 23 سال هنوز گاهی یادم میاد احساس گناه میکنم،
و این موضوع سر دراز داره،
مثلا وقتی خونه خریدم و برادر خواهرهام نداشتن احساس گناه میکردم،
وقتی مسافرت میرفتم و اونها نمیتونستن سفر برن، بخاطر کم کردن احساس گناه حتما برای هر کدوم سوغاتی میاوردم که احساس گناهم کمتر بشه،
حتی تو مجلس دامادیم چون با مجلس عروسی خواهرم همزمان بود، من بخاطر اینکه شوهر خواهرم که برادر خانمم هم بود و وضع مالیش خوب نبود دسته گلی که خودم برای عروس گرفته بودم به اون دادم که یه وقت خواهرم ناراحت نشه چرا من دسته گل گرفتم و اون نگرفته
یعنی در لحظه لحظه زندگیم من چنین احساس گناه هایی رو داشتم و هنوز هم با اینکه میدونم هرکس هرجایی هست عدالت خداوند کاملا رعایت شده اما باز هم گاهی اینجور احساس گناه ها میاد سراغم،
که اگه من ثروتمند شوم دیگران حسرت زندگی من رو میخورن
هنوزم که هنوزه
وقتی ماشین برای پسرم خریدم،
وقتی گوشی آخرین مدل آیفون رو برای دخترم خریدم،
وقتی هر چند سال یک ماشین صفر کیلومتر برای خودم میخرم،
وقتی برای همسرم ماشین خریدم،
وقتی من توی خونه خوب زندگی میکنم و وقتی مهمونی میگیرم و اطرافیانم رو دعوت میکنم، احساس میکنم اونا با حسرت به زندگی من نگاه میکنن و احساس گناه میکنم و فکر میکنم به حق اونا ظلم شده
هنوز هم وقتی توی ستاره قطبیم از خدا چیزی میخوام، حتما برای اطرافیانم هم میخوام!!!!
هنوز هم وقتی یک فرد ثروتمند رو میبینم که مثلا برادر یا خواهرش تو فقر زندگی میکنن، فکر میکنم وظیفه اونه که به اونا کمک کنه، و داره به اونا ظلم میکنه
خیلی جای کار دارم خیلی…..
این دمل خیلی ریشه داره و به یه غده سرطانی تبدیل شده
با کمک خداوند این غده رو ریشه کن میکنم،
هر کسی هرجایی هست جای درستش قرار داره و این دقیقا عدل خداونده
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست،
بیل گیتس، ایلان ماسک، ترامپ، جف بزوس، مارک زاکر برگ،کریستین رونالدو، علی دایی و بزرگترین ثروتمندان جهان بیشترین خدمت به خلق رو انجام دادن
خداوند ثروتمنده و دوست داره ماهم ثروتمند بشیم،
با فقیر ماندن نه تنها خودمون زجر میکشیم، بلکه اطرافیانمون رو هم دجار مشکل میکنیم.
پس پیش بسووووووی ثروت
خدایا آنچنان ثروتی به من بده که نتوانم حساب کنم
خدایا هدایتم کن براه راست راه کسانیکه نعمت داده ای
خدایا در بهترین زمان در بهترین مکان قرارم بده
خدایا آسانم کن برای آسانیها
خدایا بهترین بندگانت را برای خدمت به من سر راهم قرار بده
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام اقای نیکو
این دل نوشته خودم بود تو نوت گوشیم دوست داشتم زیر کامنت شما کپیش کنم
“از تو مغزم یه چیزی کشیدم بیرون که هم خوشحالم هم نمیدونم یه احساس عجیب
منم احساس گناه نسبت به ثروت دارم خدایا والله کمکم کن
این که تو حسابم پوله و برادر و خواهرام پول ندارن ناخدا گاه یه احساس گناهی میاد سراغم که اونا گناه دارن یا لباس نو میخرم یا میدوزم دوست دارم جدی بدمش به اونا در صورتی که خودم نیاز دارم به خوش پوش بودن تا احساس لیاقتم نسبت به خودم بره بالاتر
یا دوست دارم الان که داداشم ماشینش خرابه واسه بچه ها یا خانومش چیزی بگیرم و بخرم که احساس گناه درونیم اروم کنم
خدایا این از کجا اومد اخه
یا دوست دارم با بیشتر کار کردن و احساس خستگی کردن بگم منم دارم کار میکنم و سختی میکشم که اون احساس گناه نا خوداگاه بره کنار
خدایا بیا وسط همه ی این احساسات تا اروم بگیره این افکار
زهرا عزیزم همونطور که تو لایق بینهایتی و واسه بینهایت فقط کافیه ذهنت کنترل کنی این قانون همگانیه این جهانه و کل جهان میتونن با بینهایت سیراب بشن اگر کنترل ذهن کنن
همونطور که تو با اون افکار گذشته ات هدایت شدی همه به این هدایت دسترسی دارن و به راحتی میتونن خودشون انتخاب کنن
همونطور که تمام تجربه ها و چک و لگدا واسه تو نعمت و ثروت به همراه داشته واسه همه هم این مسیر کار میکنه
همیشه همه چی به نفع همه است اگه خدا رو تو مسیر پیدا کنن
تو با کمک احساسی کردند
دارم میگم احساسی چون خودت از احساس واقعی خودت با خبرری هر جا از دلسوزی بوده و هر جا از بینیازی بوده زرنگ باش و اگاه به افکارت تشخیسشون میدی
از احساس گناه ببخشی زمانی میشه که طرف تو مرز پیدا کردن خداست و با این احساس گناه انجام دادن یا پول دادن یا کمک تو اون یه قدم اخری رو نمیره که به بینهایت وصل شه
چون همونجور که میدونی قطعا هم مداری باعث میشه تو تو لحظه ای پولو میدی به طرف که طرف بین مرز بالا و پایین بین این باوری که قانونمندی وجود داره و نداره هست چون احساس تو هم بین بخشش واقعی و احساس گناهه هر دو تو یه قسمتین ولی تو در نهایت با دلسوزی این کار و میکنی و طرف نا خوداگاه تو احساس فدا شدن وتفکر اینکه در این جهان بی قانونیه اونو دریافت میکنه و احساس بیلیاقتی واسه جفتتون هر دوتون میکشه پایین
اینو همیشه یادت باشه
رو خودت کار کن زیادم کار کن این احساس دلسوزی رو کاملا کار کن و این احساس دلسوزی رو کنترل کن
دلسوزی عین کفر و شرک و بی خداییه
دلسوزی ینی خدا حالیش نیست بلد نیست قدرت نداره جهان درست اداره کنه بزار من بیام وسط و یادش بدم
و گند میزنی به مسیر خودت و شرایط خودت و شرایط کسی که داری کمکش میکنی به ظاهر
اینو همیشه یادت باشه کنترل کن احساست
اول با این نیت تمرین شروع کن که اول میخوام دلسوزی نکنم کلا واسه هیچکس و هیچ چیز
بعد که این اصلاح شد میریم سراغ بخشش بی غید وشرط و از سر فراوانی
کمکت میکنم فقط کافیه ازم هدایت بخوای
خدایا هدایتم کن بتونم این پاشنه اشیل بزرگ از سر راهم بردارم
و دورتتتت بگردم که اگاهم کردی بهش
قلب منی عاشقتم
قطعا و خدا رو شکر همه این مسیرا نتیجه شروع و تعهد واسه خوندن کامنتای ثروت 1 بود چقدر قشنگ اروم و به راحتی این هماهنگی ها میشه و اگاهی میدی بهم عاشقتمممم خدای بینهایتها”
خیلی زیاد حالتون خوب باشه
سلام به دوست عزیز خانم قنبری
بعد از چند ماه مجددا هدایت شدم به کامنت عالی که برام نوشتین و تعجب کردم چرا جواب این لطف شما رو ندادم، احتمالا اون موقع شرایط لازم برای پاسخگویی رو نداشتم و بعد هم کلا فراموش کردم اما امروز که مجدد به کامنت زیبای شما هدایت شدم به خودم لازم دونستم ازتون تشکر کنم ضمن اینکه یادم اومد که باید هواسم به این ترمز و پاشنه آشیلم باشه،
کامنتتون سراسر راهنمایی های عالیی رو برام داشت مخصوصا اون قسمت که نوشته بودین:
دلسوزی عین کفر و شرک و بی خداییه
دلسوزی ینی خدا حالیش نیست بلد نیست قدرت نداره جهان درست اداره کنه بزار من بیام وسط و یادش بدم
و گند میزنی به مسیر خودت و شرایط خودت و شرایط کسی که داری کمکش میکنی به ظاهر
اینو همیشه یادت باشه کنترل کن احساست.
دقیقا همینه وقتی ما یادمون میره که ما بنده خداییم و میایم توی کار خدا دخالت میکنیم و به حساب خودمون به دیگران لطف میکنیم و دخالت میکنیم توی مسیری که دیگران باید برن، گند میزنیم هم به زندگی خودمون و هم به زندگی طرف مقابلمون و چه بسا اگه اون کمکها رو ما نمیکردم اون فرد هم وابسته به افراد نمیشد و به خدا رو میآورد.
بازهم ازتون تشکر میکنم و بخاطر تاخیر در پاسخگویی عذرخواهم.
شاید هم بهترین زمان برای پاسخگویی همین موقع بوده
در پناه پرودگار
سلام آقای نیکو .
چقدر در جملات وکامنت تون خودم رو دیدم با جمله هایت اشک ریختم.
لباسی که دوست داشتم بخرم رو نمیخریدم و پولش رو نصف میکردم تا برای خواهر زاده هایم خرید کنم .
هیچ وقت برای پسرم اسباب بازی گرون نمیخریدم یا وقتی میخریدم قائم میکردم که مبادا اعضای خانواده ام که نمیتوانند داشته باشند اذیت نشوند.
از سفره ام میدزدیدم تا سفره خواهرم هم پرشود
تا این وسط من به یه سری موفقیت ها رسیدم وهمین خواهر زاده ها و خواهر چنان تهمت های سنگین وانگ دزدی زدند که حد وحساب نداشت.
به گوشه ای خزیدم وباخودم خلوت کردم و از شرکی که نسبت به خدا داشتم به خودم لرزیدم تازه به یه نکته پی بردم هر کس در جای خودش قرار دارد هیچ بی عدالتی در جهان صورت نگرفته است.
یادآور شدم تمام اعضای خانواده ام به همان اندازه که من به لطف و رحمت خدا دسترسی دارم آنها هم دسترسی دارند .
خداوندا از شرک هایی که نسبت به درگاهت شدم به خودت پناه میبرم ولی باز هم جای کار دارم چون هنوز هم جاهایی باز هم این دلسوزی بیخودی به سراغم می اید
سلام به شما دوست عزیز
ممنونم که برام کامنت نوشتین و دوباره این ترمز و پاشنه آشیلم که هنوز هم گاهی بسراغم میاد رو بهم یادآوری کردین،
دقیقا همینه هیچوقت نباید از سر دلسوزی خودمون رو نادیده بگیریم و به دیگران کمک کنیم،
این یعنی شرک و این یعنی خداوند قدرت نداره که به فلانی کمک کنه و من باید اینکار رو بکنم،
کمک به دیگران خیلی هم خوبه اما نباید از سر دلسوزی و احساس گناه باشه، اگه میخوایم به دیگران کمک کنیم نباید جوری باشه که از خودمون بکنیم و به دیگران کمک کنیم و اگه یه جایی هم فکر میکنیم باید به کسی کمک کنیم، باید با این ذهنیت که من دستی از دستانم خداوند هستم که از طرف خدا دارم اینکار رو میکنم و اگه من اینکار رو نکنم خداوند با بینهایت دستان دیگرش میتونه اینکار رو انجام بده و با این حس حالمون هم خوب میشه و دیگه به نتیجه هم کاری نداریم،
البته که من هنوز خیلی باید روی این موضوع کار کنم چون هنوز هم به اشکال مختلف گاهی سعی میکنم به اطرافیانم کمک کنم و این موضوع کاملا اشتباهه ،
ممنونم از شما دوست عزیز که از تجربیات خودتون برام نوشتین
بهترین ها رو براتون آرزومندم
سلام اقای نیکو عزیز
کامنت شمارو خوندم و حس کردم میتونم چیزای بگم ک کمکتون کنه
این احساس گناه رو من از نزدیک در یکی از عزیزانم دارم میبینم.
اقای نیکو میخوام بهتون بگم.
که بذارید ادما دردشون بیاد اتفاقا
اینو قبلنم یجا نوشتم.
تاوقتی ک کمک بشه به ماها (یا بهتر بگم)(بااحترام) =ادمای ضعیف
اونا تکون نمیخورن.
همیشه وقتی خواهرم یا زندگی کسانی ک از من بهتر بودن رو دیدم و خواسته در وجودم شکل
گرفته و دردم اومده.
من حرکت کردم و شکر الله به موفقیت های زیادی رسیدم.
اگ به من کمک میشد
یا من نمیدیدم دست،کسی.
و دلم نمیسوخت به سمتش حرکت نمیکردم
اقای نیکو خدایی ک به شما ثروت داده
به اونام میتونه بده
خدای شما
خدای اونا هم هست،.
اتفاقا شما بذارید
اونا اذیت بشن ک تکونی به خودشون بدن با بدبختی شما یا کم داشتن شما یا غصه خوردن شما ن تنها اونابهتر نمیشن
بلکه بدبخت تر میشن
اونایی ک حرکت نمیکنن و نمیخوان هدایت نمیشن.
به بزرگیش قسم خودتون خوب میدونید
ک وقتی بخوای واقعا وقتی دردت بیاد اون کمک میکنه.
جهان همینه.
شما لذت ببرید و اتفاقا نشون بدید.
اینو، منی دارم میگم ک از همین چیزا انگیزه گرفتم برای پیشرفت اما تا وقتی پیش، ادمای فقیر بودم هرگز خواسته ی نداشتم و مث اونا بودم.
امیدوارم ک تونسته باشم بهتون کمک کرده باشم.
با تمام وجودم براتون ارزوی خوشبختی و سعادت دارم
سلام نازنین خانم
دیدگاه تون عالیه من تابحال اینجوری بهش نگاه نکرده بودم
کاملا باهاتون موافقم
باید بزاریم آدما دردشون بیاد تا حرکت کنن.
وقتی به زندگی خودم هم نگاه میکنم میبینم یه جاهایی واقعا دردم اومده که حرکت کردم
یادم میاد یه تایمی از زندگیم که بی پولی کشیدم اون درد بی پولی باعث شد که حرکت کنم، باعث شد که سعی کنم همیشه یه پولی کنار گذاشته داشته باشم که دیگه اون درد رو تجربه نکنم،
تا وقتی به آدما مسکن بزنیم، تا وقتی بهشون کمک کنیم، درد واقعی رو احساس نمیکنن تا به فکر درمون بیفتن.
بله با پولی من اونا پولدار نمیشن و من هم نمیتونم بی پولی رو تحمل کنم پس باید حرکت کنم و بقول شما از زندگیم لذت ببرم بزار اتفاقا اونا دردشون بیاد شاید حرکت کنن و تکونی به خودشون بدن
ممنونم از پاسخی که برام نوشتین و از تجربه خودتون گفتین
خیلی برام درس داشت
در پناه پرودگار
به نام خدای مهربان سلام
اگر ثروتمند بشید آیا احساس گناهی دارید؟
این سوال رو من در موقعیت های مختلف بهش فک کردم ، این یه سوال زیر پوستی هست و بسیار مهمه که در چه حالتی هستی که داری بهش جواب میدی
به صورت ظاهری نمیشه بهش جواب داد ، این یه سوال عمقی هست
من متوجه شدم که به صورت ریز که رابطه پول و خداوند در ذهن من یکی نیست
حالا چطور فهمیدم این رو ؟ آخه میگفتم من که الان به پول نیاز دارم ،و پول رو دوست دارم ، مگه میشه که من این باور رو داشته باشم
تا اینکه تو این چند روز پیش دیدم که یه احساسی دارم،
چطور؟
من تازه دارم سایتم رو راه اندازی میکنم ، اونم همش و شروعش در اواسط جلسات 4 روانشناسی ثروت 1 بود و همینطور که الان جلسات 20 هستم داره هی هر روز بهبود پیدا میکنه
دیدم که من خیلی سختمه که قیمت بزارم برای محصولم در سایت ، و همش فک میکردم که چرا ؟
تا اینکه متوجه شدم که احساس میکنم دارم ظلم میکنم ،و احساس میکنم که کار ناشایستیه اگر به پول فک کنی
و خدا ناراحت میشه و قهرش میاد
و اونجا بود که فهمیدم این باور مخرب به صورت ریشه ای در من وجود داره
وحتی دیروز که داشتم با دوستم می اومدم خونه تو ماشین ، به آسمان که منبع فراوانی و نعمت هست نگاه میکردم و فک میکردم ، یه لحظه که به پول و فراوانی فک کردم یه مقاومت سنگینی رو یه لحظه حس کردم و وقتی که ریشه رو پیگیری کردم دیدم تو ذهن من رابطه پول و خداوند یه رابطه یکی نیست و پول و خداوند جدا از هم هستن
در صورتی که پول خودش یه نعمت تکامل یافته است
چرا من این ها رو از هم جدا کرد ، به خاطر شنیده هایی از مردم هایی که هیچ غلطی در زندگیشون نکردن و اومدن پول رو مایع بدبختی خودشون دونستن و منم باورم کرده بودم
ولی وقتی که دیروز و این چند روزه هی دارم به حرف استاد عمل میکنم که میگه فک کنید، تامل کنید ، مثال از گذشته خودتون بیارید ،الگوها رو ببنید
وقتی که داشتم این کارو میکردم ، که البته این کارم به صورت تکاملی انجام شد ،چون قبلا هم فراری بودم از تمرین کردن هم یه کار بیهوده میدونستم تمرین کردن رو
ولی الان بهتر شدم و فک میکنم و تازه فهمیدم که این فک کردن چقد لذت بخشه
وقتی که داشتم فک میکردم رسیدم به آیه های ظلم و گفتم که چرا من فک میکنم با پول گرفتن از اشخاصی که دوره من رو بخرن من بهشون ظلم کردم
گفتم که مجتبی ،تو الان خودت یه مشتری هستی، برای همه خواسته هات ، مثلا مدرسه بچه ات، آیا مدیر مدرسه که از تو پول میگیره آیا به تو ظلم کرده ؟
تو این همه خدمات داری میگیری از سایتها از مغازه ها ، آیا کسی به تو ظلم کرده ؟
و اصلا تعریف ظلم چی هست در قرآن ؟ آیا غیر از اینه که خداوند میگه که ما به کسی ظلم نمیکنیم و این شما هستی که به خودت داری ظلم میکنی
و اصلا کسی نمیتونه به کسی ظلم کنه
و دیدم راست میگه ، و این منطقی تر شد برام که من دارم و داشتم اشتباه فک میکردم
و از خدا هی میخواستم که بهتر درک کنم این موضوع رو که الان بهم الهام شد که برو تو سایت و صفحه اول رو نگاه کن که اومدم و همین اول فایل استاد این سوال رو پرسید و من گفتم که قبل از اینکه ادامه بدم یه جواب بدم به این سوال و بعد ادامه رو برم
بله من این باور رو به شدت دارم ،و فقط زمانی بهتر میشم که بهش فک میکنم و براش منطق میارم و وقتی که ولش میکنم باز برمیگرده به حال خودش و اصلا هم معلوم نیست
باورهای من اینه که اگر از مردم بابت خدمتی که دارم پول بگیرم ظلم کردم ،گناه کردم
به خاطر این باور من هدایت شدم به کار کارمندی
چرا ؟ چون باورم اینه که آقای فلانی که من دارم برات کار میکنم ، و ای مردم توجه داشته باشید که من دنبال پول نیستم
و فقط برای گذران زندگی اینجا هستم
و شما یه مقدار پول که خودتون هم تعیین کردین چقد باشه به من بدین که من زنده بمونم و شما برید دنبال پول
من دنبال گناه کردن نیستم
و برای خدا هم جواب دارم در آخر دنیا که ببین من دنبال پول نرفتم ،من فقط رفتم که یه جایی مشغول باشم که یه چیزی به من بدن که زنده بمونم و بعد غروب ها بیام روی کار مورد علاقم کار کنم و اونم پول نگیرم ،
و حتی در خواست افزایش حقوق هم ندم
چون پول داشتن و حتی فک کردن بهش و حتی درخواستش یه کار زشت و ناپسند و گناهی هست
و خدا اصلا دوست نداره این کارو و از چشم مردم می افتی اگر دنبال پول باشی
بهت میگن پولکی
و تو یه آدم تنها میشی
در صورتی که همه این ها درذهن من هست ، ولی وقتی شما به واقعیت جهان نگاه میکنی می بینی که این پول خودش یه نعمتی هست مثل سلامتی که تکامل یافته
مثل قلب مثل دست و پا ، مثل چشم
اینم یه نعمته ، که به ما داده شده برای راحتی و لذت بیشتر
چطوره که خواب عصر گاهی یه آرامشی بهت میده
چطوره که کارکرد درست اعضای بدن یه آرامشی بهت میده و جز سلامتی و طبیعت تو هست
این پول هم نعمت خداونده برای آسایش و رفاه بیشتر ما
برای امنیت ما
و تمام آرامش و امنیت از سمت خداونده
و من متوجه شدم که چقد مقاومت سنگینی دارم در مقابل ورود این نعمت به زندگیم
یعنی حتی برای ورودش باید خیلی زور بزنی و مقاومت کنی که نزاری این نعمت وارد زندگیت بشه
چون این نعمت میخواد به صورت طبیعی وارد زندگی بشه ولی ما با افکار و باورهای محدود کننده به زور خودمون داریم جلوش رو میگیرم و این زور زدن باعث هزاتا مریضی و ناراحتی و جنگ و اعصاب و تلخ کامی زندگی شده
آخه زور برای جلوگیری از ورود نعمت به زندگی؟ چرا آخه ؟
یه کم فک کن مجتبی
داری زور میزنی که نزاری نعمت وارد زندگیت بشه ؟ آخه این واقعا کار درست و منطقیه ؟ یا خنده داره
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیزم
واقعا فایل پر برکتی را عرضه کردید استاد من کلکسیونی از تمام باورهای محدود کننده بودم چندی پیش به شدت احساس گناه میکردم که چرا میتوانم به راحتی خرج کنم ولی عزیزانم نه
بعد باخودم گفتم این من هستم که دارم هرروز فایل گوش میدهم وبرای رسیدن به اهدافم بها پرداخت میکنم پس راحتی حق طبیعی من است با تکرار این آگاهی کمی از احساس گناه من کم شد
نکته بعدی اینکه من فکر میکنم اگر از لحاظ مالی رشد کنم همسرم را تحقیر میکنم ویا دلیلی ندارد که زندگی مشترک را ادامه دهم انگار در ذهن من زندگی مشترک یعنی پول درآوردن مرد و خانه داری زن که کلی مقاومت در من ایجاد میکند
نکته بعدی اینکه من خودم را لایق نعمت و استفاده از آن نمیدانم میگویم با خرج کردن برای دیگران من شایسته داشتن ثروت میشوم استاد عزیزم به قدری این باورها در زندگی پدر ومادرم تکرار شده که به راحتی میتوانم آثار این باور را در زندگی آنها ها ببینم انشاالله خدا کمکم کند مثل آنها زندگی نکنم البته که خواست من هدایت است و خداوند بی حساب میبخشد وهدایت میکند
استاد چند باور سازنده در طی فایل به من گفته شد که یکی از آنها این بود
هر چه قلبت بازتر و گشوده تر باشد ثروت بیشتری را دریافت میکنی چون مدار خداوند بخشش بی حساب است
استاد این باور چنان آرامشی و اطمینانی در من ایجاد کرد که انشاالله به زودی نتایج را نشان میدهد و من با یاری خداوند آن را با دوستان به اشتراک میگذارید
خدایا سپاسگزارم که این آگاهی ها را به من رساندی
به نام خداوند مهربانم
خدایا شکرت، شکرت، شکرت…
بهخاطر اینهمه عشق، هدایت و نعمتهایی که هر لحظه روانهی زندگیم میکنی.
شکرت که منو آشنا کردی با استاد عزیزم عباسمنش که چراغ مسیرم شد…
و شکرت بهخاطر دوستان همفرکانسیم که قلبم باهاشون یکیه و مسیر رشدم رو هموارتر کردن…
من با تمام وجودم باور دارم:
هر چقدر ثروتمندتر میشم، عزیزتر میشم نزد تو، خدای مهربونم…
چون میدونم ثروت یعنی برکت تو، یعنی تأیید تو، یعنی نشونهای از عشق و لطف تو به من…
ثروت ساختن، برای من یه کار مقدسه.
چون باهاش زندگی خودم و خیلیهای دیگه رو زیباتر میکنم.
چون با ثروتم میتونم بیشتر ببخشم، بیشتر خدمت کنم، بیشتر رشد کنم و نور تو رو به جهان برسونم.
من لیاقت ثروت فراوان رو دارم.
من فرزند عزیزی هستم که خالق کائناته…
و خالق من، فقر نمیسازه… وفور میسازه…
پس منم با افتخار ثروتم رو خلق میکنم و ازش لذت میبرم.
خدایا شکرت که هر روز بیشتر از دیروز، منو در آغوش برکتت میگیری…
شکرت که ثروتم از در و دیوار زندگیم جاریه…
شکرت که با هر لبخندم، تو لبخند میزنی…
️ دوستت دارم خدا… ممنونم که هستی…
یا حق
سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و همه دوستان در این سایت الهی .
باران :
هزار ماشالله به استاد گلم .دلم برا روی ماهتون خیلی تنگ شده بود پر از انرژی مثبتی استاد قربونتون برم که آرامش عجیبی تو صورتتونه .
من دیشب این فایل و دیدم و لذتم بردم از دیدنش. من تو دوره روانشناسی ثروت 1خیلی از باورهام در مورد ثروت تغییر کرد .باعث شد که شغل دلخواهم برسم ،درآمدم داشته باشم خداروشکر .
من قبل دوره روانشناسی ثروت 1.تا چندین سال تو خونه کباب درست نمیکردم میگفتم نکنه بوش به کسی بخوره و اون فرد پول نداشته باشه گوشت بخوره و احساس گناه شدید داشتم .یادمه یه بار کباب درست کردم ما خونه خودمون داریم و همسایه بغلیمون مستاجرن بعد احساس گناه داشتم بچه کوچیک دارن نکنه دوست داشته باشه خلاصه با احساس گناه کباب درست شد و منم یه لقمه خوردم و یهو دندونم شکست .همون لحظه گفتم دیدی این کار اشتباه بود نباید کباب درست میکردی .بخدا قسم یادمه چند سال دیگه اصلا تو خونه درست نکردیم بخاطر این باور اشتباهم .
یه فامیل داریم حقوقش خیییلی عالیه ولی همیشه هشتش گرو نهشه.خیییلی ادم درستکار ،با ایمان ،با اخلاق ،از همه لحاظ عالیه ولی یه باور اشتباه داره که ثروت منو از خدا دور میکنه ،دقیقا چند وقت پیش گفت پول آدم و از خدا دور میکنه فقط یه ماشین و یه خونه داشته باشی کافیه .چون این باور داره همیشه اوضاع مالیش با این درآمدش خوب نیس .چون هرچی داره رو میبخشه به دیگران عملا هیچی برا خودش نمیمونه .
اینم یه تجربه بود از دیگران تو ذهنم دوست داشتم برا شمام بگم و همچنین باور خودمم درست شه که هرچقدر ثروتمند تر باشی نزد خدا عزیزتری .
ممنونم ازت استاد گلم خیییلی عالی بود .
خدایاشکرت برا این فایل عالی
خدایاشکرت برا استاد عباسمنش عزیزم
خدایاشکرت برا این مسیر زیبا که هدایتم کردی
خدایا هزاران هزار مرتبه شکرت بخاطر این سایت الهی .
در پناه خدای مهربان باشید .
خدانگهدار.
اوست نشسته در نظر من بکجا نظر کنم
«اصل توحید است و اگر این را درست کنی همه چی درست شده است ثروت عشق سلامتی همه چی وارد زندگی ت میشه، بعد خدا خودش به بهترین مسیرها هدایتت میکنه عزتمندانه جواب مسائل زندگی ت راحت میده و راه حل ها میان بسمت تو . ثروت و نعمت و خوشبختی میاد بسمت تو » این مطالب اتفاقی از یه فایل استاد داخل اینستا شنیدم بعد بدلم افتاد وارد سایت استاد شم و یکی از مسائل مهمم پاسخ شنیدم چون خیلی روی توحید و رفاقت با خدا هم اخیرا کار کردم و شرک هاش را دارم از بین میبرم هم از بچگی رفیق بودم و توحیدی بودم منتهی توحید توام با شرک که همه را کننده کار و صاحب قدرت میدیم جز خدا و خدا را فقط جهت عبادت میدیدم بعد برای کارهام به بقیه متوسل میشدم و از خدا میخواستم کمک کنه انها کارهام انجام بدن بجای که مستقیم بگم خدایا از خودت میخوام .
اما بعد
موضوع مسئله ای که برای پاسخش خداوند من را بسایت هدایت کرد این بود که در مورد ثروت من دیروز به خدا گفتم اخه چرا شرایط مالی من اینطوریه و چرا دو روز خوب میشه باز میام پایین بحدی که بخاطرش اذیت شم ( خوب شدن یعنی میام روی درامدهای بالای چندصد میلیون بعد یهو میام پایین) وقتی هدایت شدم به سایت دیدم استاد فایل جدیدی گذاشتند که پاسخ سوالم است با موضوع :
« رابطه خداوند و ثروت در ذهن »
این هم داخل پرانتز بگم که من سالهاست بااستاد اشنا هستم و ایشون در اموزش های مختلفشون در مورد ثروت بحث باورهای مذهبی را مطرح کردند اما من فکر نمیکردم ایرادم این باشه تا دیشب که خداوند مستقیم پاسخم داد که دقیقا ایراد اصلی ت باورهای اشتباه مذهبی ت است.
بله ایراد از باورهای من است آنهم باورهای مذهبی که در ناخوداگاه ذهنم است چیزهایی که تو ذهنم کردن این به اصطلاح مذهبیون که هرچی ثروتمند تر شی پاسخگوی ت بخدا بیشتر میشه هرچی ثروتمندتر شی از خدا دورتر میشی و بعد داستان های ساختگی هم پشت بندش میگفتند و من هم تو آن سن کم کاملا تاثیر میگرفتم و قشنگ حک میشد بر تمام وجودم آن باورهای نادرست مشرکانه مثلا یکبار یادمه شب قدر رفته بودم احیا روحانی مسجد شروع کرد از بدی های ثروت و مادیات گفتن و بعد مثال زد که یکبار پیامبر مبلغی پول به سلمان و ابوذر میده برن خرید کنند بعد ابوذر یه عالمه خرید میکنه و سلمان فقط یه قلم خرید میکنه شب پیامبر دستور میده یه تابه که روش نون میپختند را گرم کنن بعد به سلمان میگه برو روی تابه و بعد ازش میپرسه پول چکار کردی و او میگه فلان چیز خریدم و سریع میاد پایین پاش نمیسوزه و بعد ابوذر که میره بالای تابه چون وسایل زیادی خریده بوده زمان بیشتری طول میکشه تا نام ببره و پاهاش میسوزه و بعد پیامبر به اصحاب میگه ان دنیا دقیقا اینطوری از پول و ثروت بازخواست میشید هرچی بیشتر جمع کرده باشید بیشتر باید جهنم را بچشید و پاسخگوی مال اندوزی تون باشید
یا یه شب دیگه مسجد رفته بودم بعد نماز روحانی مسجد گفت یکبار یکی از اصحاب امام باقر به ایشون میگه وضعیت مالی بدی دارم کمکم کن و حضرت هم به ایشون یه کیسه پول میدن باان میره تجارت میکنه وضعش خوب میشه و بعد یکروز نماز صبحش قضا میشه و پیش امام میاد و امام باقر به ایشون میگه تو ثروتمند شدی اما این ثروتت تو را از خدا دور کرد و باعث شد نماز صبح ت قضا بشه آیا ثروتت ارزش این را داشت که از نمازت غافل شی و هزاران هزار داستان ها و باورهای تلخ که همش هم حول این محور بود که ثروت و مادیات شما را از خدا دور میکنه جهنمی میشید باید در مقابل خداوند پاسخگو باشید اسراف است و غیره .
من داخل یه خانواده مذهبی بزرگ شدم اما مذهبی متمول و پدرم خداوند به ایشون روزی و ثروت بسیار داده بود ( سالهاست بهشتی شدند ) و
سفره دار بودند و از سال دوازده ماه شانزده ماهش داخل خانه سفره و روضه داشتند همه مناسبت ها از محرم و صفر و ده فاطمیه گرفته تا ولادت امامان و عید قربان و غدیر و نیمه شعبان هم که مراسم سنگین داشتند و هزارنفردعوتی شام داشتند و خیر و خیراتهای فراوان داشتند و من هم چون داخل این خانواده مذهبی بزرگ شده بودم همیشه یه روحانی داخل خانه مون صحبت میکرد و تفسیر دین و قران و یا خودم پایه ثابت مساجد بودم و چون این چیزها رفته بود تو ذهنم که ثروت بد است تو همون دوردان جاهلیت انقدر دلم برای پدرم میسوخت که بنده خدا بخاطر ثروتش حتما جهنمی میشه با وجودی که میدیم پدرم همیشه از هزاران طریق کارهاش انجام میشد و برکت وارد زندگیش میشه منتهی من چون پای منبر ادمهای با تفکرات عجیب نشسته بودم و داخل مغزم رفته بود ثروت بد است حتی دلم برای پدرم هم میسوخت و باهاش دعوی میکردم که پول میخوای چکار نکته جالب ماجرا که الان متوجش شدم این بود که پدر و مادر من نسل قدیم بودند مرحوم پدرم متولد 1309 بودند و انها ریشه ای توحیدی بودند و اهل شکر گذاری و ثروت را خوب و نعمت خدا میدونستند ولی من دهه شصتی مدرسه و مسجد این را کرده بودند تو ذهنم که ثروت از خدا دورت میکنه اسراف نکنید اب ببندید برق ببندید بحدی که پدر و مادرم هم نصحیت میکردم
و چقدرررررررر این باورهای تلخ من را دور کرد از ثروت و حتی دیدن زندگی قشنگ و پر برکت پدرم هم که از زمین و اسمان براش روزی میامد برای من تلخ بود چون تو ذهنم کرده بودند که باید روز قیامت پاسخگوباشه اخ اخ که چه شبها دلم بخاطر پدر جانم که شرایط مالی خوبی داشت میسوخت که خدایا کمکش کن نذار جهنمی شه
من از همون بچگی همیشه داخل دعاهام از خدا میخواستم هدایتم کنه و راه درست بهم نشان بده و خداوند هم در حقم لطف کرد و از سر فضل و کرمش با استاد آشنام کرد تا بفهمم یک عمر نه از قران جز روخوانی برای ثواب چیزی یادگرفتم نه از عبادت خداوند چون مشرک بودم دلم خوش بود که خداپرستم اما من همه را میدیدم جز خدا
الحمدلله شکر بینهایت الله یکتا که به این مسیر هدایتم کرد که توحیدی شم که بدانم اول اوست و اخر اوست همه کاره اوست استاد عباس منش جان عزتمند و عاقبت بخیر باشید ️
سلام به استاد مهربانم !!!
من نکات و بعضی سوالات که در عین گوش دادن به فایل برام پیش شد رو نوشتم و میخام بزارم شون اینجا
🪀چجوری میتونی ربط بدی خدا رو با ثروت دلایلت چیست حقیقت ها چیست کیبرنده میشه ارتباط داشتن خدا با ثروت یا ارتباط نداشتن خدا با ثروت
🪀 به چه دلیلی بذارم باور اینکه ثروت معنوی است در خودم؟(ذهن)
اگر هرجی باشی وقتی ثروت مند بشی دو چند میشه اونا رو بزرگترمیکنه حالا ببین تو چه هستی چه باور داری
به خودی خود کاری نمیکنه اون چیزی که هستیم بیشتر نشون میده
ثروت میخواهی برای چه ؟
چرا خودشو نخوام بدون دلیل آیا ثروت داشتن مشکلی داره تنها، خالص، چرا برای حضور خودش نخوامش حضور پول، دلار در زندگیم در هر روز زندگیم ؟
چرا خالص ثروت نخواهم از خدا تنها خود ثروت ره بخایم ثروت خالص خودش ثروت خالص مثلا خدا یا ثروت میخام. نمیخام بگم برات برای چی فقط بده نمیخام بگم برای چه کاری خوب یا بد؟
(ذهن) آیا خدا قبول میکنه که تو نگی که برای چه میخای ثروت رو؟
ثروت به رفاه خودم خوبه یا بد دلیلش چیست؟ اصلا ذهن عزیز من سوال دارم-رفاه برای بنده خوب است یا نه؟
آیا پول بو میده ؟چه چیزی در رابطه به ثروت بو میده؟بگو ذهن برام چه چیزی در رابطه به ثروت مشکل داره تورو خدا حتا کوچک ترین اشکالش رو هم بگو برام؟
چرا برای خودم ثروت نخام ایرادش در این چیست مثلا خدایا ثروت بده تو جیبم بذارم تو حساب بانکیم باشه هر روز ببینمش هر روز که بیدار شدم ببینمش و خوشحال بشم آیا در این مشکلی هست
چرا اینحوری نباشم آیا مشکلی درش هست؟
احتمال مشرک شدن ناراحت شدن ناامید شدن احتمال بدی کردن ها در زمانی است که ثروتمند هستم یا بی پول در چه زمانی مه مشرک میشم در چه زمانی مه امکانش بیشترش هست خدا را فراموش کنم
چه وقت خوش برخورد ترم موحد ترم احترام مقزارم نترس ترم قوی ترم خوشحال ترم بخشنده ترم سازنده ترم آیا زمانی که پول دارم یا زمانی که ندارم؟
زندگیم چه زمانی ساده تر است با خودم راحت تر هستم چه زمانی در زندگی خوشحال ترم چه زمانی راضی میشم، چه زمانی راضی میشم چون وقتی راضی باشم یعنی به شکل واقعی به خدا وصلم و اون عمل واقعی اون خود واقعی اون بنده واقعی هستم
ای که مرا خوانده ای،راه نشانم بده.
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست و من فقیرم به هر خیری که از جانب او دریافت کنم.
خدایا شکرت.
درود به استاد راه بلد و فرهیخته.
به لطف خدای بزرگ و هم فرکانس شدنم با یه سری از فایلها و آگاهی استاد این موضوع تا حدود زیادی در من حل شده اما باز هم نمیتونم ادعایی کنم چون نتایج من نشانده ی نشانگر اینه که هنوز هم کار خیلی زیادی دارم اما خیلی بهتر از گذشته شدم.در گذشته من فکر میکردم آدمهای پول دار خیلی مغرور هستن و خودشون رو از بقیه جدا میدونن و ادمهای خودخواهی هستن و درکی از شرایط ما ندارن و این به خاطر باورهایی بود که از پدر و مادر گرفتم که مخصوصاً از مادرم این باور در من شکل گرفت چون مادرم مدام با حرص حرف میزد از افراد ثروتمند و میگفت همشون عوضی هستن با کلاه برداری دست تو کاسه بقیه به پول رسیدن و حتی مثلاً وقتی میرفتیم یه مغازه کلی تلاش میکرد که تخفیف بسیار زیادی بگیره چون میگفت که اینا اندازه جود یهود دارن.که حالا من نمیدونم جود یهود چیه اصلا و چیزی هست که میشنیدم.و یهودی ها رو منبع پستی و کثیفی میدونستم.و نمیداد پولی که حقشه چون میگفت گور باباشون صب تا شب سر مردمو کلاه میزارن و من همیشه این فکرو میکردم که به محصول اکه قیمتش بالا تر باشه طرف داره نونشو تو خون مردم میزنه و میخوره.
تصمیم دارم چند بار این فایل رو گوش کتم و هر بار کامنت بزارم و هر بار متوجه تغییر روند فکری خودم بشم.
و چقدر جالب ده دقیقه قبل از اینکه به این فایل گوش کنم یهو یاد این فایل قدیمی استاد افتادم که گفتند برای گذشت از ثروت باید اول به دستش بیاری.
و واقعا اگه یه سری به زندان ها بزنیم متوجه میشم آمار زیادی از افراد به خاطر بی پولی بوده بدهیشو پرداخت نکرده یا مجبور به کلاه برداری کرده یا سر پول با یکی بحث کرده منجر به قتل شده یا دزدی کرده…
صادقانه بگم که به زمان و تکرار بیشتری نیاز دارم برای درک بهتر این فایل
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباس منش و سرکار خانم شایسته مهربان و
دوستان توحیدام توی این سایت الهی
وشکر گذار خداوندی هستم که بااین سایت معنوی آشنا شدم
استاد عزیزم
نمیدانم چطوری تشکر کنم بابت این فایل بینظرتان که ترمز های ذهنم رایکی پس از دیگری شناسایی میکنم. استاد عزیزم اشکم را درآوردی وچقدر بغض کردم.بابت این فایل..واقعا درست میگید من چقدر توی لایه های زیرین ذهنم این باور را داشتم که خدایا به من ثروتی بده که کارهای خیر انجام بدم بیمارستان بسازم واز این فکرها که ثروتمند شوم وبه مردم کمک کنم ولی به شناساندن این ترمز های ریز ذهنم چقدر به من کمک کردین که توحیدی تر شوم ازتون به نهایت سپاسگزارم
والان میفهمم که نبود ثروت چه لطمه های به من زده وچقدر خیلی جاها خم شدم بابت نبود ثروت که ابن خودش شرک حساب میشه
ولی با آشنایی با سایت عباس منش
هرروز آگاهی های به من داده که بابا ثروت کاربردترین چیزهایی زندگی هستش که یکیش توحیدی عمل کردن وکوچیک نشدن در خیلی جاها و
باج.به کسی ندادن
و به خدا نزدیک شدن
انشالله که خداوند کمکم کند تا در این راه ثابت قدم باشم الهی آمین
باز هم ممنونم از شما استاد عزیزم که با فایل های بی نظیرتان کمک میکنید جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشه
خدا یار و یاور همه باشه انشالله
عاشقتم استاد️️️
بسیار نکات ریز و حیاطی گفتید مثل همیشه
من توسط محل کاری که قبلا داشتم احاطه بودم بین انسان های ثروتمند، منظورم خیلییی ثروتمنده در حدی که افرادی بودن که وزنه حساب میشدن برای جامعه و نبودشون تاثیر گذار روی میلیون ها نفر به طور مستقیم میشد…
و انقدر انسان های متعادل، کار درست، اجتماعی و خاکی بودن که اگه نمیشناختیشون فکر میکردی یه آدم خیلی معمولییی هستش…
خداروشکر برای یادآوری این مطلب که ثروتمند بود خیلی خیلی طبیعی و فطرت ما هستش