رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 7


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1359 روز

    به نام خداوند مهربانم

    با تمام وجودم سپاسگزارم از استادم، آقای عباس‌منش

    کسی که نوری شد در تاریکی ذهن من، و منو با دنیایی آشنا کرد که همیشه درونم بود ولی بلد نبودم پیداش کنم.

    من خیلی فکر می‌کردم که ثروت با خدا منافاته.

    فکر می‌کردم اگه دنبال پول باشم، یعنی از معنویت دور شدم.

    ولی حالا می‌فهمم که نه، اصلش برعکسه…

    ثروت یه نعمته از طرف خدا

    ثروت یعنی فراوانی، یعنی رحمت، یعنی قدرت بخشش، کمک، خدمت

    و خدا خودش منبع تموم این فراوانیه

    وقتی به خدا وصل باشی، به قدرت بی‌نهایتش ایمان داشته باشی،

    از درون آروم می‌شی

    و همین آرامش، همون ذهن ثروتمنده

    ثروت داشتن به‌خودی‌خود چیز بدی نیست

    مهم اینه باهاش چی کار می‌کنی

    اگه با ثروتت کمک کنی، رشد کنی، آدم‌ها رو بالا ببری

    این خودش عبادته

    و من امروز دارم کم‌کم یاد می‌گیرم که

    باورهای ثروت‌ساز، با ایمان به خدا تضادی ندارن

    بلکه از دل هم بیرون میان…

    خدایا شکرت

    به خاطر اینکه همیشه باهامی

    به خاطر اینکه منو هدایت می‌کنی

    به خاطر اینکه وجودت توی زندگی من یه معجزه‌ست

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    محمد رازی گفته:
    مدت عضویت: 2203 روز

    سلام به دوستان گرامی و استاد عزیز

    چند وقت پیش به این موضوع پی بردم که

    باورهای ما در کودکی چقدر سریع و ریشه دار ساخته می شدند، یعنی حتی با شنیدن یک بار و یا دیدن یک الگو و یک داستان، بذر این باور عمیقأ در روح و صفحه پاک ذهن کاشته میشد.

    من درحال کارکردن دوره روانشناسی ثروت دو و دوازده قدم بودم، داشتم با خودم فکر میکردم که پدر و مادرم و مذهب تاثیر فوق العاده ای روی باورهای من داشته و من تا الان وارث اون باورهای درست و غلط بودم

    ابتدا از نحوه شکل گیری یک باور اشتباه براتون بگم؛

    روبروی خونه ما همسایه ای داشتیم که هر سال ماشین جدید می گرفت و هر بار مدل بالاتر

    یکبار در همان دوران کودکی از پدرم پرسیدم؛ بابا چرا این همسایه همیشه ماشین نو و جدید میگیره؟!

    پدرم که آدم بسیار زحمتکشی هست اما با باورهای فقیرانه خودش نتوانسته به شرایط مالی خوبی برسد، اینطور به من جواب داد:« روزی یک عالم روحانی در خواب میبینه از کوهی چشمه های زیادی جاری هست، هر کدام اندازه های مختلفی داره، یکی اندازه یک رود خونه ازش آب میاد یکی اندازه یک جویبار و میبینه یک چشمه هم اندازه شیر سماور آب باریکه ای ازش میاد

    می‌پرسه این چشمه ها چرا اندازه هم آب ندارند و هر کدام متفاوته؟!

    جواب میدن؛ این ها به تناسب روزی هر فرد مقرر شده یعنی هر کسی روزی بیشتری داشته باشه چشمه اون اب بیشتری داره…

    میپرسه: این چشمه کوچک که اندازه شیر سماور آب میاد، مال کیه؟!

    بهش میگن این متعلق به شماست

    و خدا از مال دنیا برای شما همینقدر مقدر کرده…»

    و اینطور پدرم جواب داد که پسرم من که همیشه درحال کار و تلاشم اما خدا برای ما همینقدر خواسته…

    هنگامی که من این ماجرا رو در کودکی شنیدم با کیفیت فول اچ تی درحال تصویر سازی این داستان بودم و برای ذهن کودکانه من منطقی شد که کاملا درسته!!! هر کسی در این دنیا روزی داره که خدا از قبل مقدر کرده همان طور که مقدر کرده یکی کوتاه باشه یکی بلند ، یکی سفید یکی سیاه

    پس این موضوع ثروت هم همینطوره…

    و با ساختن این مدل داستان ها میخواهیم باورهای ضعیف خودمون رو در رابطه با ثروت توجیح کنیم و گردن خدا بندازیم

    و اما در رابطه با موضوع منطقی شدن «ثروت و معنویت» بارها به این صحبت حضرت علی رسیدم که:« از دَری که فقر بیاد از همان در ایمان میره»

    پارسال همزمان در شمال و جنوب شهر تهران معلم بودم و تدریس داشتم

    مقایسه همزمان این دو حالت خیلی چیزا رو برام روشن کرد که: دانش آموزای شمال شهر من از همون سن فکر خدمت به جامعه، تاثیر گذاری، و کارآفرینی برای بقیه بودن و از نظر هرم مازلو از قاعده هرم گذشته بودن و ذهنشون آراااااام و باز بود

    تا زمانی که محتاج مخارجت باشی، نمیتونی به اختراع و خدمت به خلق حتی فکر کنی

    تا زمانی که ثروت تو زندگیت نباشه، عبادتت از روی ترسه

    فقر ادب رو از آدم میگیره

    فقر شرافت و عزت نفس رو از آدم میگیره

    فقر توحید رو از آدم میگیره

    فقر خالق صحنه های غم انگیز و نازیباست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  3. -
    نسرین سیفی گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    به نام خدای مهربون

    سلام استاد عزیزم

    من وقتی این فایل رو گوش میدادم و فایل ‌های مربوط به باور فراوانی رو تو دوره هم جهت با جریان خداوند

    متوجه این موضوع شدم که باورهای درستی دارم که باید تقویتشون‌ کنم و یا خوشحال باشم به خاطر اینکه چنین خصوصیاتی دارم

    هیچوقت ثروت و معنویت رو جدا از هم ندونستم

    تو افراد اطرافم و اقواممون خیلی زیاد دیده بودم افرادی که تو راه درست قدم برمیداشتن و شرایط مالی خوبی داشتن و در عین حال سفرهای زیارتی خوب میرفتن ، وسایل و خونه زندگی خوبی داشتن ، ماشین خوب سوار میشدن

    و افرادی هم بودن که تا از معنویت و راه درست خارج شدن ثروتشون‌ هم از بین رفت و یا مجبور بودن خسارتا‌ و تاوان‌ های سنگینی بدن

    و من همیشه احساس می‌کردم که آدمای ثروتمند معنوی هم هستن‌ که سفر مکه و سوریه و … میرن

    و می‌دیدم‌ آدمایی رو که خیلی مومن هستن و به شدت فقیرن از همون بچگی باهاشون که صحبت می‌کردم یا صحبتاشون و می‌شنیدم، متوجه میشدم که اونا به شدت خودشون و مظلوم و بی‌لیاقت و ضعیف میدونن

    همیشه میدونستم که یه جای کار میلنگه

    آخه چرا باید آدمی که این همه گریه و زاری میکنه مسجد و امامزاده جارو میکنه تو نذریا. و مراسما زحمت میکشه متوسل میشه نمازاشو مرتب میخونه بازم انقدر سنگ جلوی پاش بیاد

    هیچوقت دیدن این موردا‌ باعث نشدن که فکر کنم آدمی که مومنه و اهل خدا نمیتونه ثروتمند باشه

    در کنارش آدم های زیادی رو هم دیدم که اهل همه جور خلافی بودن و فقیر

    و یا اهل خلاف بودن و ثروتمند

    یعنی‌هم آدم مومن پولدار دیدم و هم مومن فقیر

    هم خلافکار پولدار دیدم و هم خلافکار فقیر

    و خداروشکر این تجربه‌ها باعث شدن من این دید رو نسبت به جهان هستی نداشته باشم

    و همیشه ثروت به نظرم قشنگ بوده و هست

    تو آزمونی هم که در رابطه با ثروت تو سایت هست نتیجه خوبی گرفتم

    اطرافیانم هم همیشه بهم میگن

    من راستش مچ خودمو زود میگیرم زمان‌هایی که ذهنم باور کمبود پیدا میکنه و سعی میکنم تو مسیر بیارمش

    البته که پول خیلی خیلی زیباست اینکه انقدر داشته باشی که لباس‌های قشنگ بپوشی ، طلاهای زیبا بندازی ، خورد و خوراک خوب داشته باشی ،سفرای خوب بری ، هدیه‌های قشنگ بخری ، مهمونیهای قشنگ بگیری ، وسایل جنس خوب بخری که با هر بار استفاده خداروشکر کنی ، چشمات زیبایی ببینه

    استاد ما تو شهر قم زندگی میکنیم

    حدود چهار سال پیش ما رفتیم به یه محله خیلی عالی و خوشنام برای زندگی که اکثر ساکنان اون محل قدیمی بودن همسایه دیوار به دیوارمون یه خانواده‌ای بودن که آقای خانواده روحانی بودن و خانم خانواده طلبه و مداح ، پسر و عروسشون طلبه ، دخترشون حوزه میرفتن، دامادهاشون‌ طلبه بودن و خلاصه فوق مذهبی بودن این خانم چندباری اومد خونه ما و یه روز که از مشهد اومده بودن، منو دعوت کرد برم خونشون منم رفتم

    طبقه پایین پسرشون بود و طبقه بالا خودشون بودن ،شاید باورتون نشه ولی پله ها به شدت قدیمی و سست بود من با ترس و لرز رفتم بالا و خود خونه هم سست بود همه چی فوق قدیمی بود در صورتی که تا جایی که خودشون میگفتن همه ساکنین اون خونه درآمد داشتن و وضعشون به حدی بود که حداقل خونه رو از نو بسازن چون تو کوچه پشتی هم خونه داشتن و اجاره داده بودن اما با کمی صحبت باهاشون هم حتی میشد فهمید که اون مدل زندگی رو بسیار ستایش میکنن و افتخار میکنن به اون سادگی و در عین حال بد میدونن که کسی اهل راحتی و آسودگی و خوشگذرونی و رفاه باشه

    اونها افتخار میکردن که بالای سی، چهل ساله تو اون خونه‌ زندگی میکنن و همونجوری نگهش داشتن ، میگفت تو سفر مشهدشون کلا تخم‌مرغ و املت و نون پنیر خوردن و به سادگی مسافرت رو گذروندن

    من فهمیدم که اون خانم اصلا هیچ جوره به درد معاشرت با من نمیخوره و مسیرمون کاملا متفاوت و مجزاست و دیگه نرفتم خونشون و به خاطر تذکراتی که باسیاست تمام و غیر مستقیم به حجاب خیلی ساده من میدادن چون مانتویی بودم یا چون تو حیاط خونه روسری سرنمیکردم‌، باورتون نمیشه اون خانم به هزار ترفند دست زدن که منو ببرن تا برای ریاست جمهوری رای بدم و من علیرغم‌ رودربایستی که باهاشون داشتم نرفتم ، یا یه سوراخی بود بین ایرانیت نرده های دزدگیر حیاط ما و اونا که از اونجا خونه ما رو میدیدن‌ و به‌ من گفتن که همیشه از اونجا میبینن‌ حیاطمونو‌ و خیالت راحت من حواسم هست به خونتون وقتی نیستین از اونروز به بعد من حس بدی داشتم حس میکردم یه جفت چشم همیشه منو زیر نظر داره و به همسرم گفتم و اون سوراخ و گرفت حتی به منم نگفته بود اونجا رو مسدود کرده فرداش اون خانم اومد و گفت که چرا شما اون سوراخو کور کردین مگه از من بدی دیدین شما خونه روبه‌روییتون‌ دو طبقست و کامل میبینه حیاطتون‌ رو اونوقت این یه ذره جارو گرفتین و منم گفتم اصلا خبر ندارم و خیلی با خوشرویی و آرامش باهاشون صحبت کردم ولی دیگه کلا باهاشون قطع ارتباط کردم و با خودم گفتم ببین چجوریه که این خانم بلند شده اومده دم در خونمون و به من میگه چرا نزاشتین حیاطتون رو ببینم و خداروشکر هرجایی سکوت کردم و با آدما دهن به دهن ندادم اوضاع درست شده و نتونستن بهم کوچکترین آزاری برسونن ما خیلی زود از اون محل رفتیم ولی به وضوح همیشه اون آدما و سختی‌هایی که به خودشون میدادن و در عین حال اخلاق‌های فضولی و دخالت‌هاشون برام یه مثال که اون تیپ مومن بودن بلکه بیشتر از خدا آدم و دور میکنه

    اما تو همون محل خانمی هم بود که شوهرش پولدار بود خیلی مومن بودن و همیشه مراسم روضه و قرآن و نذری داشتن

    به نظرم این چیزا ضامن وصل شدن به خدا نبود هیچوقت

    اگه کسی تو ساوه زندگی کرده باشه فک کنم محاله آقایون جراحی زاده رو نشناسه

    انسان‌های فوق‌العاده شریفو بخشنده و با کلاس و فهمیده و دریادلی که ساکن آمریکا هستن و تو ساوه ده ها مدرسه و خوابگاه ساختن و اتفاقا یه سری هم تو دوران تحصیلم‌ یکیشون اومد ایران و به مدرسه ما هم اومدن خیلی ساده لباس پوشیده بودن و خیلی خوشرو و مهربون بودن و به نظرم ایشون انگار از ثروت گذر کرده بودن چون ساده بودن و مهربون و بخشنده و زندگی خودشون هم که فوق‌العاده عالی بود سالها بود که ساکن آمریکا شده بودن

    خدارو هزاران بار سپاسگذارم که تو طول زندگیم من همه جور آدمی دیدم و ازشون تجربه‌های خوبی کسب کردم

    و باورهای ثروت سازم تو اکثر زمینه‌ ها درسته

    ممنونم از شما استاد عزیزم و خانم شایسته و عوامل سایت

    در پناه خداباشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  4. -
    بهار خاکسار گفته:
    مدت عضویت: 759 روز

    سلامی به وسعت مهربانی خداوند

    استاد من چون از سن کم وارد این مسیر شدم و قانون جهان رو تقریبا میشه گفت متوجه شدم و روی خودم دارم آروم آروم کار میکنم راستش زیاد این باورهایی که شما توی اکثر افراد مذهبیون مثال زدین رو ندارم

    در واقع ثروت رو نوعی برکت میدونم

    بگذریم..

    من هر مطلبی که شما قرار میدین رو وقتی گوش میدم با شور و شوق مینویسم و توصیف میکنم برای خودم که اگر توی اون لایه های درونی ذهنم حتی در حد سنگ ریزه هم باور محدود وجود داشت اون و رفعش کنم

    چون بلاخره میتونم بگم که حداقل چند بار این فیلم ها و باور ها رو دیدیم و شنیدیم

    ولی اینکه چقدر روی ما تاثیر بذاره دیگه به خود ما بستگی داره..

    پس اینجا مینویسم برای خودم از درس های امشب من از این فایل پر از آگاهی

    من فکر میکنم ذهن همه ما تصویری از خدا داره

    حالا اگه این تصویر خدای مهربون و بخشنده باشه، ناخوداگاهت باور میکنه که ثروتمند شدن نه تنها اشکال نداره، بلکه هم راستا با اراده خداست

    اما اگه خدایی سختگیر و تنبیه گر توی ذهنت شکل گرفته، ذهنت ثروت رو با گناه و غرور و فاصله از خدا یکی میدونه

    چیزی که من به خوبی فهمیدمش توی تموم این مدت اینکه خداوند منبع بی نهایت نعمت

    وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها

    و اگر بخواهید نعمت های خدا رو بشمارید، نمی توانید شماره کنید

    خدا منبع، نه محدود کننده

    پول، سلامتی، روابط خوب

    همه شکل‌ های مختلف از رزق و نعمتن

    ذهنی که اینو باور کنه، دیگه ثروت رو چیزی جدا از معنویت نمیبینه، درواقع بخشی از مسیر الهی میدونه

    جایی که استاد اشاره کردین به باور اشتباه مذهبیون در رابطه با اینکه ثروت باعث دوری از خدا میشه

    در واقع همونطور که خودتون هم گفتین این باور ریشه تاریخی داره

    توی دوره‌ هایی از تاریخ، کلیسا ثروتمند بودن مردم رو تهدیدی برای قدرت خودش میدید برای اینکه مردم کنترل‌ پذیر باقی بمونن، بهشون آموزش داده شد که زهد، فقر و دور بودن از مال دنیا یعنی نزدیکی بیشتر به خدا

    یا در اسلام بعضی ها آیه‌ هایی مثل

    إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ

    طوری تفسیر کردن که یعنی ثروت چیز بدیه

    در حالی‌که قرآن نمیگه بد، میگه آزمایشه

    یعنی بستگی به نحوه استفادت داره

    درواقع ثروت ذاتا بد نیست، این تویی که انتخاب میکنی باهاش خدمت کنی یا ظلم

    مثل چاقو که هم میتونه برای بریدن نون باشه هم برای آسیب زدن

    یک باور اشتباه دیگه ای که وجود داره اینه که فقط فقیر ها نزد خدا عزیزترن

    که باز این هم ریشه تاریخی داره

    برای کنترل طبقات پایین جامعه، بهشون القا میشد که اگه الان فقیر هستی، یعنی خدا خیلی دوستت داره، چون جایزت توی آخرته

    و باور اشتباه دیگه اینکه پول باعث فساد و گناه میشه در صورتی که همونطور که خودتون گفتین استاد، پول فقط ابزاره

    نه خوبه نه بد فقط قدرت دسترسی به انتخاب‌ های بیشتره

    اگه درونت ناپاک باشه با پول ناپاک‌ تر میشی اگه درونت نور باشه با پول نور بیشتری میتابونی

    بعضی از عرفا رنج رو مقدس میدونستن

    فکر کردن هر چی زندگی سخت تر باشه، روح کامل‌ تر میشه

    که این دیدگاه هم در تضاد با رحمت گسترده خداست

    یریدُ اللَّهُ بِکُمُ الیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ العُسْرَ

    خدا برای شما آسایش میخواهد نه سختی

    حالا وقتی که اکثر مسیحیان و مسلمانان این باور های غلط و دارن توی ذهنشون گسترش میدن یهودیان کاملا برعکس عمل میکنن

    توی تفسیرهای نادرست مسیحی یا اسلامی، ثروت به عنوان یه وسوسه‌ شیطانی یا امتحان و مانع راه خدا معرفی میشه

    در حالی‌که یهودیان باور دارن خدا، ثروت رو برای تحقق رسالت روی زمین خلق کرده :)

    در یهودیت، ثروت نه‌ تنها چیز منفی نیست حتی به‌ عنوان نشانه‌ از برکت خدا و موافقت او با عملکرد درست انسان شناخته میشه

    در تورات گفته شده

    خداوند است که به تو توان به‌ دست آوردن ثروت را میدهد

    این آیه خیلی واضح میگه که توانایی خلق ثروت هدیه الهی نه یک امر خاکستری

    و در اخر همه درکم و آگاهیم رو توی یک آیه خلاصه میکنم

    ولو أن أهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والأرض

    اگر مردم ایمان می‌ آوردند و تقوا پیشه میکردند، برکاتی از آسمان و زمین برایشان میگشودیم

    همگی در پناه الله یکتا باشیم :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 926 روز

      سلام دوست خوشگلم

      تو مگه چند سالته؟

      چقدر عمیق نوشتی ،شبیه فایل اموزشی می مونه ،پر از نکته پر از مفهوم

      1.ذهن همه ما تصویری از خدا داره

      2.کلیسا ثروتمند بودن مردم رو تهدیدی برای قدرت خودش میدید

      3.درواقع ثروت ذاتا بد نیست، این تویی که انتخاب میکنی باهاش خدمت کنی یا ظلم مثل چاقو 

      4.پول فقط ابزاره

      نه خوبه نه بد فقط قدرت دسترسی به انتخاب‌ های بیشتره

      5.بعضی از عرفا رنج رو مقدس میدونستن

      که این دیدگاه هم در تضاد با رحمت گسترده خداست

      خدا برای شما آسایش میخواهد نه سختی

      6.یهودیان باور دارن خدا، ثروت رو برای تحقق رسالت روی زمین خلق کرده

      7.توانایی خلق ثروت هدیه الهی نه یک امر خاکستری

      افرین بهت

      تحسینت میکنم

      عالی نوشتی عالی فهمیدی افرین بهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2121 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلامی به زیبایی ثروت به همه دوستانم

    چقدر احساس می‌کنید که با ورود این نعمت‌ها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟

    بسیار بسیار زیاد، مثلا می‌خواهم دندانم رو درست کنم و احساس درد ندارم می‌بینم وضعیت دندان یکی از اعضا خانواده از من نامناسب‌تر هست احساس گناه می‌کنم و می‌گم بعدا. یا با پول تو جیبیم می‌خواهم برم موزه و بگردم این حس میاد که تفریح می‌خوای بری یا فلان غذا رو می‌خوای بخری؟ مگه خانواده‌ات برای این بهت دادن پس درس خواندن چی میشه؟

    پارسال تغییر رشته دادم و این بابت دانشگاه پول تغییر رشته از ادبیات به عروسکی رو گفت باید بدیم و این مقدار بیشتر از حد تصورم بود پول پرداخت شد اما حس من چی بود؟ عذاب وجدان داشتم، کلی حالم بد بود که به خاطر این تصمیم خانواده ام باید همچین مبلغی رو بده با این که بندگان خدا حرفی نزدن و بابام گفت فدای سرت مهم نیست و کلی دلداری و تشویقم هم کردند. اما انگار قدرت حرف زدن رو از من گرفته بودند. اعتماد به نفسم سقوط کرده بود به شدت.

    برای یک مهمانی لباس می‌خرم و بقیه نمی‌خرند یا این هفته من لباس خریدم هفته بعدشم لباس خریدم اما بقیه نه، احساس می‌کنم حق بقیه ضایع شده حالا حالاها دیگه نباید خرید کنم‌.

    اصلا فکر به این که من از نظر مالی پیشرفت کنم و خانواده‌ام نه حس بدی در من ایجاد می‌کند احساس گناه

    یادمه وقتی بهم پیشنهاد شغلی مربی مهدکودک شد اولش خوش حال شدم اما پدربزرگم برای مدتی به خانه ما آمده بود و خانواده رو این که الان من دانشگاه ندارم و خونه هستم حساب باز کرده بودند وقتی این خبر گفتم پدرم استقبال کرد مامانم که سرکار می‌رفت و برادرم هم دانشگاه و رفتن به سرکار از دید مادرم این بود که من دارم اشتباه تصمیم می‌گیرم و این حس در من ایجاد شد که کار کردن من و پول درآوردنم با منافع خانواده منافات داره برای همین تلاش می‌کردم همیشه کاری در خانه باشه که هم به کار خانه برسم هم درآمد داشته باشم که هیچ نشد آنچه باید می‌شد و من حس قربانی بودن داشتم فکر می‌کردم اگه من انجام ندهم همه چی به هم میریزه و شرایط بد میشه برای خانواده‌ام.

    همیشه کار کردن و پول درآوردن رو مخالف منافع خانه در ذهنم می‌دانستم برای همین که الان درآمدم صفر شده برای همین که تا شرایطم جوری شد که من توانایی پذیرش شغل نداشتم.

    فلانی که اوضاع مالی‌اش خوب شده، خدا می‌داند چه بی‌عدالتی، دزدی یا حق‌خوری کرده که توانسته به این ثروت برسد

    بارها و بارها این جمله رو از پدرم شنیدم، وقتی شرایط سخت میشه، وقتی با فردی مشغول صحبت هست افراد مختلفی که وضع مالی بهتری از ما دارند و همکاراش هستند میگه آره فلانی سر مردم کلاه میزاره، فلان اخلاق داره، تو معامله میزنه، پول نمیده و میره با پول مردم کارخانه و خونه میزنده و مردم اسیر می‌کند، فلانی آرزوش یک شب خواب راحت داشته باشه و مریض هست و گفتم حاجی…..

    خداییش خیلی زحمت می‌کشه، آدم درستی هست و خیلی جاها از پولش می‌زنه برای این که به مشتری خیر برساند. طلبش رو به سختی می‌گیره چون مردم ندارند و تو مضیقه اند یادمه یک منطقه تو تهران گفتم عجب خونه های خفتی داره خیلی لوکس بود و چند هکتاری و دوبلکس این گفتم بلا گفتم که آره از راه خلاف و خونه مردم تو شیشه کردن به این جا رسیدن مگه میشه با پول حلال همچین زندگی داشت، برای همین طرز فکرش….. نتایج زندگیش نیست آنچه باید باشه. منم که شنیدم تبدیل شده به باورهام

    یا این که دکترها پولکی شدن آره فلان دکتر تا پول نریختیم عمل نکرد یا کاری انجام نداد خوب آن بنده خدا دست مزدش گرفته و زنده و مرده بودن هر کسی دست رب العالمین هست.

    چقدر می‌ترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت می‌کند:

    این باور بارها از خانم های اطرافم شنیدم، آره مرد وضعش خوب بشه شلوارش دوتا میشه.

    با مردی باید ازدواج کرد که پولدار نباشه اگه باشه آدم زنباز و عوضی هست و نمیشه بهش اعتماد کرد یکی از اقوام هم می‌گفت من با پسر پولدار چندتا یی بودم همه عین هم عوضی پس با فردی که شرایط مالی چندان خوبی نداشت ازدواج کرد با این باور که سرش درگیر کار و خرجی خونه باشه و سر وگوشش نجونبه.

    چقدر شنیدم دختری که به فکر این باشه که با مردی ازدواج کند پول و ماشین و خونه داشته باشه پول پرسته یا به جای این‌ها بگو ایمان داشته باشه، اخلاق درست داشته باشه، اهل زندگی باشه و ثروت و زندگی با عشق و آسایش رو مقابل هم قرار می‌دادند.

    اگر می‌شنیدن پسری شرایط مالیش از دختری کمی پایین تر هست و خانواده ها کمک کردن بهتر بشه شرایطشون این داستان می‌آمد وسط که چند سال دیگه این آقا پسر از این خانواده قراره سواری بگیره….

    نقطه مقابل این جریانات، یکی از اقوام نزدیکم، یکی از مهم ترین مسا ئل براش این بود که فرد وضعیت مالی خوبی داشته باشه از قضا با فردی که وضعیت مالی خوبی داشت هم خانه داشت هم ماشین زیرپاش بود هم در کنار پدر و برادرش کسب و کار ی داشت ازدواج کرد نتیجه الان زندگی خیلی خوبی دارند این خانواده مذهبی نیست. روز به روز شکر خدا دارند پیشرفت می‌کنند سفر و تفریح هشان همیشه به راه هست و مهمانی و گشت و گذار و حال خوب یک دختر نازم تربیت کردن که آدم کیف می‌کند میبینیش همش 2 سالش هست. چقدر همسر دختر خاله‌ام مرد خوب و مودب با علم و دانش در حوزه تکنولوژی و فضا و خانوداه دوستی هست اصلا کیف می‌کنم وقتی این دوتا رو کنار هم میبینم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت.

    یک مثال ساده از امروز و احساس گناه داشتیم بستنی تو پارک می‌خوردیم مامانم حواسش بود بچه نبینه یک وقت دلش بخواهد و به همه ما تذکر می‌داد چیزی که من با خودم مرور می‌کردم و می‌کنم این جور مواقع آن هم میبینه و این خواسته در دلش شکل می‌گیره پس اون هم به خواسته‌اش می‌رسه و این طوری جهان پیشرفت می‌کند

    استاد بسیار سپاس‌گزارم برای تهیه این فایل انشالله با همین فایل‌های هدیه و برداشتن همین قدم های کوچک و متوالی انقدر نتیجه عالی بگیرم که بتوانم محصول روانشناسی ثروت بخرم و از نتایج عمل کردن بهش بگم.

    راستی گفتید افراد هر ویژگی داشته باشند وقتی پولدارتر و ثروتمند‌تر می‌شوند بلد می‌شه مثالش افرادی که از همان بچگی زورگو و لوس بودن و خسیس در آشناها وقتی وضعیتشان خوب شد همان ویژگی در آنها دو چندان شد جوری که خانواده هاشون از دستشان در آرامش نبودن اما افرادی دیدم که بخشنده بودن، مهربان بودن، دست به خیر وقتی شرایط مالی‌شان بهتر شد پول دار شدن این ویژگی‌هاشون پر رنگ تر شد.‌

    در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  6. -
    سعید نویدی گفته:
    مدت عضویت: 482 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    من دقیقا این مشکل رو دارم که وسیله ای میخرم برای خونم احساس میکنم پدر و مادرم ناراحت میشن یا برادر خواهرام.

    یه جورایی احساس گناه دارم که کاشکی نفهمن که من ماشین عوض کردم یا یخچال ساید گرفتم و….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2193 روز

    به نام خدای نازنینم

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان

    چقدر خوبه که هر چند وقت یک بار کلاممون رو بسنجیم ببینیم هنوز چه باورهای اشتباه رو به زبون میاریم

    من الان با این فایل استاد متوجه شدم هنوز یه ترس هایی در مورد ثروت و پول دارم

    همین سر شب استاد به دو نفر زنگ زدم و پرسیدم ازشون آیا طلا بالا میره یا نه و چقدر قشنگ مچ خودم رو گرفتم البته که این سوال از افراد دیگه منو متوجه یه شرک درونی خیلی کمرنگ کرد

    اینکه من به جای پرسش از دیگری باید از خدای درونم سوال میکردم و هدایت میطلبیدم و دقیقا باید توکل کنم و اون کاری که حسم رو خوب میکنه انجام بدم باید به هدایت ها و نشونه ها توجه کنم

    یا مثلا اینکه استاد فرزندم همه اش میگه من یه داداش میخوام و من یکسره به خودم میگم نکنه که مثلا سخت بشه نگه داری چند تا بچه و فکر می‌کنم اینم باز از باورهای اشتباه درونم نسبت به فراوانی هست چون اگه به فراوانی الهی هزار درصد اعتماد داشتم هرگز ترسی برای اومدن یه بچه دیگه نداشتم

    همینطور با این فایل دارم نشونه میگیرم و باورهام رو میشناسم

    خیلی قشنگه این فایل استاد

    خدایا شکرت هزاران بار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    مائده سازگار گفته:
    مدت عضویت: 956 روز

    به نام خدای بخشنده ی مهربان

    سلام استاد عزیزم

    بسیار به شاگرد شما بودن افتخار میکنم

    من قریب به یکسال و سه ماه هست که دارم مستمر روی دوره ی ثروت1کار میکنم

    و اخیرا اینجوریم که ثروت1 رفیقمه

    همدم منه

    چیزیه ک باهاش هرگز احساس تنهایی نمیکنم

    چیزیه ک باهاش هرگز احساس پوچی و بی هدفی نمیکنم

    چیزی ک در این دنیای نسبی ها میتونم بگم نزدیک ترین چیز به مطلقه

    انقدر به کمال نزدیکه ک نمیشه هیچ نقصی درش پیدا کرد

    ثروت1رفیق گرمابه و گلستانه منه و باقی خواهد موند

    از نتایجش میتونم به این اشاره کنم ک از زیره زیره صفر شروع کردم

    شاگردی کردم

    و بعد طبق الهامی ک بم شد بعدازچندماه شاگردی وارد کاری شدم که هیییییچ علاقه ای بش نداشتم ولی خدابم گفته بود دیگه براهیچکس کار نمیکنی!!!!!!

    ومنم به هرجهتی ک داد حرکت کردم

    از اون کاری ک بش علاقه نداشتم درامد خوبی کسب کردم

    درامد40برابری در5ماه

    و یک تکامل در کارافرینی رو طی کردم

    چون با دست خالی

    با ایمان و توکل

    بن بست ها رو به راه باز تبدیل کردم

    یه عده ای تو اون حوزه کاری پول دادن ک من حذف شم

    اما من همچنان رو ثروت 1کار میکردم و میگفتم راه باز میشه

    و شد

    من دفتر زدم

    مجوز گرفتم

    ولی بعد چون دور برداشتم که دگ من عالیم باز یه نزول بدی رو تجربه کردم

    اومدم پایین

    و انقدرررر چک و لگد خوردم ک دگ نای بلندشدن نداشتم

    خدا الهام کرد ک بیا بیرون

    و الان وقت اینه ک بری سراغ علاقت

    تو تجربه ی کافی رو کسب کردی

    درساتو‌گرفتی

    و منم حرف گوش کردم

    و با هیچ نشستم پای نقاشی

    چون عشق و علاقم نقاشیه

    و الان دوماه و نیم هست ک دارم فقط تمرکزی رو نقاشی کار میکنم و پیشرفت های خوبی داشتم

    و حتی امروز یه اتفاق خوب برای درامد داشتن از نقاشی برام افتاد

    البته یه درامد کوچیکی یماه پیش ازش داشتم

    و بنابه قانون تکامل من کاملا بجا و درست دیدمش

    درواقع میتونم بگم ثروت 1بهم اموزش داد که چجوری از دیدگاه یک زیردست به دیدگاه یک کارافرین کوچ کنم

    و میتونم بگم الان ابتدای مسیر کارافرینی هستم

    یعنی من انقدر از هسته ی اصلی دوربودم ک یکسال طول کشید تا من بشینم پای علاقم برای کسب ثروت

    و‌اما میخوام راجب ثروت 1 واین فایل و باورهایی ک در من تغییر کرده صحبت کنم

    *باور اول ک فرمودین راجب اینکه معنویت رو مقابل ثروت قرار میدن:

    شما اختصاصی در جلسه ی 16 ثروت 1 راجب این موضوع توضیح دادین

    من اونجا یه انقلابی در ذهنم رخ داد

    البته بعداز 15 بار شنیدن فایل جلسه 16

    من یکم حتی سطح پایین تر از این بود باورم

    من اینجوری بودم ک اگر فقیر بمونم نزد(خلق خدا) محبوبترم!!!!!!

    یعنی خدا ک هیچ

    خدا که از ثروت بریه

    اگر فقیر باشم پیش ادماش محبوبترم

    بیشتر دوسم دارن

    بانگاه محبت امیزتر منو میبینن

    برام وساطت میکنن

    کمکم میکنن

    برام دل میسوزونن

    برام چیز میز میخرن

    کنارم میمونن

    حتی برام دعا میکنن

    این باور انقد پایینه ک دگ میره تو داستان کمبود احساس لیاقت

    ووقتی دقت کردم دیدم ک من این الگو رو تو تمام زندگیم دارم

    و باورم این بوده ک من مثلا اگر درروابط عاطفی بدبخت و شکست خورده باشم پیش ادما حقدار ترم

    و برام دل میسوزونن و میگن اخی واخی بمیریم برات ک مظلوم واقع شدی

    پس بذار من از اون گودزیلایی ک تو زندگیم هست برات بگم ک چ بلاهایی سرم اورده

    واینجوری رفیق هم پیدا میکردم

    یا مثلا موندن تو خرمشهر شده بود برام امتیاز

    زبونأ میگفتم دوسش ندارم و میخوام برم ها

    ولی باورم این بوده ک نه

    من الان به جایی نرسیدم و همه ی عمرم درجا زدم

    و همشم خرمشهر رو باعث و بانی میبینم

    اگر از خرمشهر مهاجرت کنم به یک شهر بزرگ و بهتر اونموقع تنبلی ها و ترس هامو گردن کی بندازم

    من الان تو این شهره محرومم و هرکی میگه چرا فلان نشدی میگم خب معلومه چون تو خرمشهرم

    ینی حتی فقر مکانی رو هم دلیلی بر پوشوندن ناتوانی هام میدیدم

    فقر انقدر ریشه دونده تو وجودم!!!!

    چرا؟

    چون اینجوری بقیه بم حق میدن و میگن اخی راس میگی برات بمیریم ک در حقت ظلم شده

    *باور دیگری ک من طی کار کردن روی فایل مراقبه ی ثروت بهش رسیدم و امشب اتفاق افتاد ازجمله ای بود که گفتین:

    خداوند داره لبخند میزنه و خوشحاله از اینکه بنده ی زیباش داره جریانی از نعمت ها و ثروت های الهی رو وارد زندگیش میکنه و داره بااون ثروت زندگیه خودش رو (خلق)میکنه!!!

    اینجا اون تکونه خورده شده

    ثروت و خلق کردن زندگی!!!

    ماانسانها در یک چیزی ادعا داریم و اونهم اینه ک ما میتونیم شرایط زندگیمون رو خلق کنیم

    و اصل قانون هم داره بر همین مبنا میچرخه

    که شما میتونین با فرکانس هاتون زندگیتون رو خلق کنین

    بعد حالا بدون ثروت این خلق کردن غیرممکنه

    درواقع ثروت لازمه ی خلق کردنه

    یعنی این خلق کردنی ک داریم اینهمه واسش فایل گوش میدیم و امیدواریم ک با بهتر خلق کردن،زندگیه بهتری داشته باشیم عملا بدون ثروت نمیتونه اتفاق بیوفته!!!

    همچنین به هر انسانی پلن منحصربفرد خودش برای خلق کردن زندگیش داده شده

    هرانسانی متفاوت از انسان دیگه

    و اگر انسان ثروتمند نباشه مشرک میشه و به دیگران باج میده و اینطوری نمیتونه پلن خدادادیش رو درست پیاده کنه

    چون باباج دادن به دیگران اجازه بشون میده تو زندگیش دخالت کنن

    و اون ادم دگ ارامش نداره

    و از راه خدا دور میشه

    از اصل خودش فاصله میگیره و این مجازاته شرکه

    پس خلق کردن در مقابل شرک قرار میگیره

    تنها گناهی ک خداگفته نمیبخشه

    پس خدا از اول ک ما پامونو تو این دنیا میذاریم مارو به تمام ثروت دسترسی میده

    چرا که رکن اصلیه برنامشه

    چرا که در سیستم خدا تنها و تنها با ثروت میشه انسان خودش و‌جهان رو گسترش بده

    چیزی که اراده ی محکم الله هست

    گسترش و پیشرفت!!!!

    تنها و تنها با داشتن ثروت محقق میشه

    پس امکان نداره خدا اون اصله کاری رو به ما نداده باشه

    فلذا به قول شما در پادکست فراوانی،تمام ثروت از ابتدا در وجود ما قرار داده شده!!

    این زیباترین اگاهیه تمام عمره منه:)))))

    ممنونم از شما استادم

    *باور بعدی ک باید سعی کنم تغییرش بدم اینه که ثروتمندی باعث مذخرف شدنه ادما میشه

    چرا که سالهاست ک عموی من وضع مالیش عالی شده و بلانسبت عوضی شده

    ولی قبلا ک هیچی نداشت خیییلی خوب بود خیلی متواضع بود خیلی مارو دوسداشت

    ولی الان چنتا چنتا ماشین و خونه میخره وچنان متکبر شده ک حتی ب پدرم ک برادر بزرگش هست سلام هم نمیکنه

    و پدربزرگم بخاطر دارا بودنش صدها بار زده تو سرمون

    و خیلی از بزرگترهام خیییلی مارو بخاطر نداری و داراییه خودشون تحقیر کردن

    و‌من در ناخوداگاهم این جا خوش کرده که من از اینا متنفرم چون نامردن

    و دلیل نامردیشون رو هم پول داشتنشون میبینم

    پس من عمرااگر ثروتمند بشم چون اگر ثروتمند بشم مثل اینا عوضی میشم

    و این باور تو همین فایل امشب شروع کرد به تغییر کردن

    وامشب متوجه شدم ک نه

    پول باعث عوضی شدنش نشده

    پول فقط واقعیت و اصلشونو هویدا کرده

    درواقع پول رسالت خودشو إعمال کرده

    گسترش داده

    منتشر کرده

    اونا بد بودن فی ذاته پول بدیشونو گسترش داده

    خب من‌میتونم خوب باشم

    و ثروتمند بشم و خوبیم گسترش پیدا کنه

    وااااای چه تغییر باوری!!!!!

    باورکنین سرم‌دردگرفته از این جابجایی باورها:))))

    تابحال هررگز انقدر دقیق نشده بودم رو این باورها

    *باور بعدی ای ک طی دیدن این فایل تغییر کرده بحث علاقه ی من به سادگیه

    من انسان ساده،سادگی طلب،سادگی دوست و ساده پسندی هستم

    عاااشق سادگی و خوشی های سادم

    و این ترس همیشه تو وجودم بوده و من ازش بیخبر بودم که نکنه من ثروتمند بشم و تجملاتی بشم

    نکنه من ثروتمند بشم پر زرق و برق بشم

    خونه های انچنانی

    ماشین های انچنانی

    نکنه من فخرفروش بشم

    نکنه ک مغرور تر بنظر بیام(چون همه بم میگن مغرور)هستم هم یکم:)

    نکنه ک ثروتمند بشم و دگ خدا رو بنده نباشم

    نکنه خودخواه تر بنظر بیام و مکروه بشم

    ووو

    ولی امشب شما بهم یاداوری کردین ک نه

    اتفاقا

    اگر ثروتمند بشی

    ساده تر میشی

    افتاده تر میشی

    زیباتر میشی

    پر تر میشی

    ولع پول در تو میمیره

    ازش میگذری

    خواسته های مالیت کمتر میشه

    مردمی تر میشی

    خنده رو تر میشی

    سبک تر میشی

    حتی اون یذره غروری ک فک میکنی داری و بقیه میگن داری هم با ثروتمندی تبدیل به افتادگی میشه

    خدایا چقدر ثروت زیباست$))))

    استاد جانم شما لایق بهشتین کما اینکه سالهاست ک در بهشتین

    برای اینکه این اولین باره ک ما داریم اینا رو میشنویم

    واگر قرنها هم زندگی میکردیم داشتیم همچنان زور میزدیم برای یذره موفقیت و پیشرفت

    ولی الان تمام ثروت و خوشبختی و موفقیت بدیهی و طبیعی و منطقی شده

    وهرچقدر که بیشتر باورش کنیم

    و روش کار کنیم سهم بیشتری میتونیم ازش برداریم

    عاشقتونم استاد

    ازتون ممنونم

    وباعشق روزو شبامو با رفیق شفیقم ثروت 1 میگذرونم

    واقعا مونس روزها و شب هامه

    مهربانه

    خدای ناطقه

    وسیعه

    شامله

    من باهاش احساس بی نیازی میکنم

    ممنونم از شما و خدای شما

    هرجا هستین درپناه الله یکتا شاد و سلامت باشین:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    قاسم اژدری گفته:
    مدت عضویت: 1786 روز

    باسلام خدمت استاد عباسمنش نازنین

    وتمامی دوستان مثبت اندیش وزیباجوی

    استاد منتظر ادامه فایل سفرنامه بودیم، که دیروز چند باری سر زدم اما با این فایل دوره گونه وطلایی مواجه شدم و دروغ نیست بگم که خود همین فایل و کلید های باور ثروت برای کسی که می خواهد تعبیر کند کافیست.

    من خودم قبل از آشنایی با استاد عباسمنش وسایت یک فردی بودم که دقیق کلماتی که به دوستم میگفتم یادم هست که میگفتم:من از پول بدم میاد، ولی برای رفع نیاز پول در میارم. اصلا الان باور نمیشه که من این طور فکر میکردم،

    بعد هر کسی که به موفقیت مالی میرسید، حالم بد میشد وسریع شروع میکردم، که طرف با وام خریده یا زدوبند کرده ودر آخر اگر حال میکردم میگفتم شانس آورده واز این حرفها

    یا یک کار خوب یا شرایط پولی از کاری میرسید، انقدر آن مهندس یا حاج آقای معمار را می پرستیدم که نگو نپرس جلویشان دست و پایم را گم میکردم، مثلا پیش خانواده و دوستان طرف را چنان تعریف میکردم ودر ذهنم بزرگش میکردم که معمولا همان آدم ها ازمن سوء استفاده میکردند و حقم را می خوردند، وهمان آدم ها میشدند ابلیس

    خلاصه اگر باور های گذشته و رفتار شرک آلودم را به خواهم چنگ بزنم نمی دانم چه قدر باید مثال بزنم،

    ولی از وقتی که با دیدگاه استاد به زندگی که بنده خدا همیشه در هر فایلی میگفت آقا کارا باید آسون وراحت باشه و با زور و جبر وبدو بدو درست نیست، ودیدگاه های ثروت استاد که خیلی روی من تاثیر گذاشته اینکه ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست.

    من با فایل های رایگان ذهنم کم کم آماده شد و از همان روزهای اول تغییر را حس میکردم، از جنس آدم های که سر کارم ملاقات میکردم، از رفتار همسرم که قشنگ میدیدم که تغییر دارد اتفاق میفتد. ولی برای خرید دوره مقاومت داشتم وفقط فایل های رایگان را گوش میکردم.

    این را هم بگم که قبل از آشنایی با استاد قشنگ چک ولگد ها رو خوردم و توهین ها رو ونمی گم ته خط ولی از ته خط بدتر بود، چون کمی درست می شد ولی چند وقت بعد دو باره بدهی ها بیشتر میشد وخدا دوستم داشت که تغییر کردم.

    بعد کم کم با همسرم هم جهت شدیم وایشون هم عضو سایت شد و برای شروع جدی با دوره دوازده قدم شروع کردیم.

    والان در قدم هفتم هستیم و تا الان خیلی خیلی تغییر کردیم و برای خود من و کسب کارم باور نکردی هست،

    از شروع آشنایی با فایل های استاد، یک مغازه نقلی خریدم، خانمان را از صفر باز سازی کردیم. طوری بود که پدرم میگفت :اگر یک خانه از پی میساختی کمتر هزینه داشت. این در صورتی بود که من سالهای قبل برای تعمیر ماشینم باید، از این و اون دستی میگرفتم و تازه قطعات هم نسیه می بردم.

    خدارو هزا مرتبه شکر ازهمین شروع سال جدید در ماه های اول هدفم تیک خورد که بدهی و قرض قسط را تمام کردم و حتی ته حساب دفتری که مبلغ های کمی بود صفر کردم. و در سال جدید شروع استقلال مالی عالی و فراوانی ثروت را شروع کردم، و باورتان نمی شود، که کارهای جدید را با قیمت خوب وبدون ترس از بیکاری وافت کار می دهم. باورتان نمیشود از روزی که بدهی هایم تمام شده، هم خوب کار میکنم و همیشه پول خوبی ته حسابم هست.

    وهر وقت که کارم کم میشود. چون کارم آزاد هست. همسرم و دو پسرم را به گردش میبرم. وخیلی از روزها همه در وسط هفته میرویم و باهم لذت میبریم وهیچ نگرانی ندارم که پولم تمام شود چون به کسی بدهکار نیستم. وبه طور معجزه آسای کارهای با پول خوب و نقد به سراغم می آیند.

    استاد و دوستان باورتان نمیشود من در حوزه عایق کاری ساختمان وآسفالت کاری وهمین طور اجاره غلطک های موتوری سبک فعالم. من چندین مورد را به شما بگم که افراد غریبه را خدا می فرستد در خانه ام ومن را پیدا میکنند، ومن در آرامش در خانه ، یا سفر به دور آمریکا می ببینم ، یا فایل، ویا باخانواده بازی میکنیم که طرف چه کارهای که اصلا من اگر میخواستم آن فرد وشرایط را پیدا کنم ، هیچ عقلم قد نمیداد. چند ماه پیش یک تماس گرفته شد. که سه سال قبل یک کار تقریبا کوچک را برایشان عایق کرده بودم. وحالا از من میخواستند که پشت بام چند هزار متری شان را عایق کنم به صورت هم قیر گونی وهم ایزوگام، باور نمیشد، مهندس کار اصرار داشت که صاحب پروژه که دکتر بود، فقط کار را به آقای اژدری بدهید، وشماره ام را به چه زحمتی پیدا کرده بودند. خلاصه در روزگاری که همکارها وحتی برادران و پدرم معتقد اند باید در به در رفت برای پیدا کردن کار و باید گرگ بود و کار راگرفت،

    من روی شانه خدا نشستم و از او کار و روزی را طلب میکنم. و بهترین شکل و به راحتی طعم شیرین هدایت را میچشم.

    ودیگر دکتر یا مهندسی را خدا نمیکنم، و باعزت نفس کامل احترام میزارم واز آن طرف همان خدا کار هارا به شکلی روان و راحت میکند، که خودم گاهی شوکه میشوم

    همان کار بزرگ که لایه اول را تمام کردم و تحویل دکتر دادم، دقیقا چند روز به عید نوروز مانده بود، الباقی حسابم را نقد وکل پیش پرداخت لایه دوم را به صورت چک روز ونزدیک پرداخت کرد و باورم نمیشد که کارمندان و خود دکتر چه احترام و عزتی به من میکردند وآونجا بود که فهمیدم که استاد میگفت :هر چه قدر خود رو ارزش مند بدونی دنیا به تو احترام وارزش می زاره،

    تازه دوستان من هنوز روانشناسی ها را تهیه نکردم وبا خود عهد بستم دوازده قدم را تمرکزی تمام کنم و عجله برای رشد سریع ندارم و تکاملی بعد از دوازده قدم ، دوره روانشناسی را شروع کنم.

    با اینکه نتایج غیر مالی زیادی هم گرفتم. وچون موضع پول وثروت بود به نکات مالی اشاره کردم

    راستی همین امروزم هم داخل محوطه کارواش ای را آسفالت کردیم که طرف شماره ام را روی نیسانم برداشته بود .

    متن کامنتم طولانی شد، نمیدونم چه طور نوشتم ولی تماما دلی واز صمیم قلبم نوشتم. واین مسیر را رها نمیکنم، بااین که بارها گمراه شدم وجاده خاکی زدم ولی سریع برگشتم، وخود همین کامنت نوشتن هم یکی از باگ های من است که کم مینویسم. وبه خودم قول دادم که بیشتر بنویسم

    ودر آخر از استاد عباس منش که دست خدا برای من بود، وتک تک عضای سایت که دوستشان دارم ومن به همه دوستان لقب زیبا جو را دادم تشکر میکنم.

    خدایا هزاران مرتبه سپاس گزارت هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  10. -
    نرگس حلوایی زاده گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    سلام خدمت استادم و همه ی عزیزان هم فرکانس

    استاد چه حرفای نابی و چه باورهای مهمی را عنوان کردید و این نشان از شخصیت والا و سخاوت شماست

    ماشاالله استاد چه پوست شفافی چقدر سفیدی چشمانتون پاک و شفاف و براق شده اینها همه از معجزات قانون سلامتیه حتما ،خدا کنه منم شجاعت استفاده از این قانون رو پیدا کنم چون احساس میکنم نمیتونم بهش پایبند باشم بخاطر مهمونی های زیادی که میرم

    به پاس قدردانی از شما وظیفه خودم دونستم که کامنت بزارم

    دوره دبیرستان یه دبیر ادبیات داشتیم که میگفت فلان آشنا فقیر بود انقدر رابطه ش با خدا خوب بود که بهش حسودیم میشد و بعد از چندوقت کمی اوضاعشون بهتر شد یهو دیدم چادر سر نمیکنه و مانتویی شده و با خودم گفتم چقدر پول آدم رو عوض میکنه و هرکسی ظرفیت ثروتمند شدن را نداره و پول آدم را از خدا دور میکنه و رابطه ش با خدا را قطع میکنه ،این تو ذهن من مونده بود الان با دیدن این فایل یادم اومد

    یا همیشه پدر و مادر من از بدی ثروتمند ها گفتن و میگن هنوزم که خدا نکنه تنبون کسی دوتا بشه دیگه هیچ کاری ازش بعید نیست

    یا اینکه چندتا از پولدارای فامیل ما اهل خیانت هستن و این باور در من شکل گرفته که هرکسی ثروتمنده هیچ تعهدی به همسرش نداره

    و یه جمله که خیلی از بچگی شنیدم اینه که هیچ وقت از راه حلال ثروت زیاد جمع نمیشه

    وای چه کرده با ذهن من این حرفا و باورها ،،بیخودی نیست هرچی دست و پا میزنم بدتر توی این باتلاق اسیر میشم

    یا هروقت میبینم یا میشنوم که کسی اوضاع مالیش خوب شده اولین فکری که به ذهنم میرسه اینه که حتما یه جایی پارتی داشته یا کسی دستشو گرفته

    من به هیچ وجهی نمیتونم ثروت را با خدا یکی بدونم نمیتونم حتی به زبون بیارم انگاری میخام کفر بگم یا یه صفت نابجا به خدا نسبت بدم نغوذبلله

    من از اینکه در مقابل زحمت و محصولم پولی دریافت کنم احساس عذاب وجدان میگیرم و حس میکنم طرف مقابل داره ضرر میکنه در حالی که با اشتیاق میخرند و کلی هم تعریف میکنن ولی باز حس من خوب نیست و خیلی از این احساس متنفرم میدونم که مشکل از احساس لیاقتمه ولی حتما پشت این فکر ترمزهای دیگه ای هم هست

    ممنون میشم از دوستانم که منو راهنمایی کنن

    متشکرم

    همگی در پناه خدا ،،،،،،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای: