اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
راستش امروز ناخوداگاه ی هدایتی شدم ک درراستای کار کردن روی باورام درمورد ثروت بود
خواستم اینجا بنویسم چون میدونم هممه ی بچه هایی ک اینجا فعال هستن با تمام وجود دارن رو خودشون کار میکنن.
و برای همممه تون ارزوی ثروت و خوشبختی و سعادت میکنم.
خب ماجرا ازینجا شروع میشه ک من در خانواده ای زندگی میکنم ک به شدت از همون 13.14سالگی ازاد بودم یا حتی بگم ک توی 7 سالگی یا کمتر مینشستم توی اتوبوس از ی شهر به شهر دیگ میرفتم برای اینک برم پیس، مامانم.
به همین دلیل من این ازادیو داشتم ک توسن 16.17.18سالگی به راحتی برم کافه برم با دوستام اینور و اونورر حتی گفتم ی جا
یکسال تمام من هرشب کافه بودم
شاید از نظر یکی این درست نباشه ولی من تجربه کردم.
بااینک ازاد بودم همیشه خودم پاک بودم دوس پسرم داشتم یا ازادی های دیگ اما
همیشه انسان متعهد و حسابی ای بودم اگ شبم خونه نمیرفتم کسی بهم کاری نداشت چون بهم اعتماد داشتن ولی من تجربه کردم
بیرون رفتن رو ازادی هایی ک خب دوستای همسن من خیلیا نداشتن یا کمتر داشتن. والان توی سن 22سالگیم اصلاااا شبیه همسن هام نیستم.
و فقط تمرکزم روی بیزنسمه روی پیشرفت خودم و خیلی خیلی به بدنم به غذاهایی ک وارد بدنم میکنم به همه چیم متعهدم
داشتم فک میکردم
مثلا دختر یکی از نزدیکانم توی فامیل
همیشه از پاکی و محجبه بودن ونجابت و … اون صحبت میکنن.
باخودم گفتم وقتی کسی قدرتشو نداشته و ازادیشو نداشته چطور میشه فهمید ک این ادم وقتی ازاد باشه چیکار میکنه ایا همچنان پاک و نجیب میمونه(چون این دختر به شددددددت محدودیت داره حتی درحدی ک توی خونشون به دلیل خانواده مذهی نمیتونه تاپ توی خونه جلوی محارمش بپوشه)
کسی ک ازادی نداشته ک دراگ جلوش باشه و مصرف نکنه
کسی ک تا سرکوچه ک هیچ تادرخونه تاحالا اجازه نداشته بره اصن حقققق انتخابی داشته ک بخوایم درمورد پاکیش صحبت کنیم؟
اصن این ادم راهی جز هیچ کاری نکردن و توخونه بودن نداره.
در مقابل، من همین الانشم میتونم صبح تاشب مهمونی باشم برم بیام ولی هیچ کاری نمیکنم.
تو مگ قدرتیم داری ک ببینی با زیر دستات چجوری رفتار میکنی ک بعد تصمیم بگیری ک انسان متواضعی هستی یا خیر
یاد ی حرفی از استاد عباسمنش افتادم ک ایشون میگفتن شماهایی ک دارید به رییس فلان و فلان گیر میدید
خودتون دوتا کارگر بدن دستتون ک زورتون بیشتر باشه
لهشون میکنید.
ادم فقیر چیو میخواد نشون بده؟؟
مگ انتخابی داره؟
مث همون دختری ک انتخابی جز توخونه موندن و افتاب مهتاب ندیده شدن نداره.
و بگه منننن دختر فلانیم خوبم پاکم
همون ک گربه دستش به گوشت نمیرسید میگه پیف پیف بو میده.
انسان ها باید همگی به ثروت برسن تا قدرت انتخاب داشته باشن.
ایا فکر میکنی شاید بی جنبه باشی
اگ بی جنبه باشی جهان گوشتو میپیچونه کم کم پرمیشی نگران نباش.
الان از هرررر ثروتمندی بپرسی پول خوبه یا بد چی میگه+؟؟؟
برو ازونی ک تجربه ش کرده بپرس..
یا اصن یچیز دیگ حتی به فرض ی ثروتمندی بگه ن اصلا خوب نیست.
بگو پس همشو بده بمن اگ خوب نیست
ببین میده؟؟؟
مث من بعضی وقتا به بقیه ک بچه دارن یا هرچی میگم اره خوب نیست دختر ازاد باشه و اینا
ممکنه ی پسری بااحساساتش بازی کنه و ازین حرفا اصن برا بچتون گوشی نخرین تا فلان سن و….
ولی اگ یکی بهم بگه خب حالا برگردیم به قبل همین کارو با تو بکنیم نظرت چیه.؟
من احساس خفگی میکنم چون اگرم اسیبی دیدم مشکل از خودم بوده ن از ازادی ک البته ک خیلییی کم بوده
کم تر از اسیبی ک تو دخترای دیگ دیدم بوده.
چون دیگ برای فرار ازخونه پدر نمیخوام ازدواج کنم هدفم جلب ی ذره محبت از سوی مرد دیگ نیست
چون تجربه ش کردم
چرا تو این سن ک تازه خیلیا شروع میکنن من تموم کردم)؟؟؟ ((خخ یاد اون جمله ک میگ دورامو زدم دنبال ارامشم افتادم)
چون اصن چیزی نیست ک بخوام تجربه ش کنم یا فکنم وایییی سیگاررر
چقدررر خوبه
چون معلمم میبینم ک دانش اموزام هرررچی محدود ترن از لحاظ خانوادگی بیشتر به این چیزا علاقه دارن…
حالا ثروت و ازادی و… چون خیلی شبیه به همن دارم مقایسشون میکنم
چون انسانی ک ثروت داره ازاده.
و قطعا ازادی انسان رو رشد میده و ثروت هم همینطوره.
ثروت خنثی است
مثل ازادی من توی خانوادم
میتونه ی نفرو ب جهنم ببره
میتونه یکیو مثل من به بهشت ببره
ک هرررساعتی از شبانه روز هرکاربخوام بکنم ازادم و برام ارامش روانی و عشق و لذت و رشدددد به همراه داشته.
چون دوس، ندارم فقط درس بخونم ک برم دانشگاه ی شهر دیگ دنبال پسر و ازادیو…
من درست تصمیم میگیرم.
و بالغ ترم کرده
پس نتیجه کلی اینه ثروت ازادی و….
همه اینا به شخصیت و ذات شما بستگی داره و شخصیت شمارو بولد تر میکنه
بیخود گیر ندیم به این چیزا
بقول استاد عباسمنش میگفتن ی نفر میاد میگ میترسم ثروتمند شم نا سپاس شم
خب عزیزم شما بی زحمت رو شخصیتت کارکن
شخصیت سپاسگزاری بساز
توی همین شرایطی ک هستی خودتو بزرگ تر کن قوی تر کن
ثروتم داشته باش
چرا صورت مسئله رو پاک کنیم
میدونین این روزا هرچی فک میکنم بیشتر خنده م میگیره ک
چقدرررر ما الکی الکی همه چیو پذیرفتیم مخصوصا خود من ک همیشششه فک میکردم همممه دارن راست میگن و حقیقت همونیه ک بقیه دارن میگن بدون فکررر و چون و چرا میپذیرفتم اما حالا دارم بیشتر بهش فک میکنم و خدام داره کمکم میکنه.
من تقریبا ده روز پیش بود این فایل و گوش دادم چون داشتم فایلهایی که استاد بیشتر درمورد ثروت صحبت میکنه رو جمع آوری میکردم و هدفم کار کردن بیشتر روی باورهای ثروت آفرین بود .رسیدم آخر فایل که استاد گفتن از همین امروز با گوش دادن به این صحبتها نشونه های ثروت رو میبینی تو زندگیت و منم مدتی بود دنبال خرید ماشین بودم و خودمم الان درحال دریا نوردی هستم و ایران نیستم و دسترسی ندارم اما همون شب که گوش دادم این فایل و به یک ساعت نکشید که خداوند از طریق هزار دستانش برام ماشین خرید .
از اون روز چندین بار دیگه گوشش دادم و هربار ترمزهایی در ذهنم پیدا میکنم که واقعا خودم نمیدونستم.
مثلا من قبلنا همیشه میگفتم دوست دارم بقیه که شامل فامیل و همسایه ها میشد داشته باشند اگه چیزی موند تهش خدا بهم میده.میگفتم دوست ندارم نداشتن بقیه رو ببینم ولی خودم اشکال نداره نداشته باشم.چقدر باور ضعیفیه که الان برعکس شدم و حقیقتا کاری با بقیه ندارم چون جهان بیش از اندازه مورد نیاز هر نفر ثروت و نعمت داره پس هرکس به اندازه لیاقتش و ظرفش دریافت میکنه و به گفتن من نیست.
استاد سپاسگزارم بابت آگاهی های خالصی که به ما میدین.
من از این فایل فهمیدم که اصلا تعریف من از شرک تعریف درستی نبوده و یا اصلا اهمیتی نمیدادم بهش؛
و این یعنی شرک عمیق
من حتی از خوندن آگهی بازرگانی در مورد خودم هم ترس و خجالت دارم چه رسد به تصمیمات بزرگ یا ایجاد توانایی ثروت سازی در درونم
چه رسد به ایجاد باورهای قدرتمند کننده در ذهنم؟
من تعریف از شرک تعریف درستی نبوده
اینکه استاد میگن انسان توحیدی به کسی باج نمیده از کسی نمیترسه از کسی حساب نمیبره اینا اصلا تعریف شرک در وجود من نبودن و بنابراین تلاشی هم نمیکردم که از بین ببرمشون یا حد اقل کم رنگشونکنم
شاید هم اونقدر درمن عمیق بودند که حتی میترسیدم بهشون فکر کنم یا درجهت مخالفشون حرکتی کنم
من چقدر مشرکم …
و من با هر قدمی که بسمت مخالف این دست از شرکهایم حرکت کنم چقدر راه پیشرفت دارم که باید طی کنم و ازشون لذت ببرم
من هنوز چقدر راه برای لذت بردن و پیشرفت کردن دارم
و من باید به شرکهایم غلبه کنم
وبه میزانی که به ذهنم غلبه کنم و به شرکهایم غلبه کنم هم دراین دنیا لذت بیشتری خواهم برد هم در آخرت
انشالله…
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید
یه کلیپ از ترامپ (که خیلی هم دوسش دارم و بنظرم خیلی با ایمانه) دیدم
که تو یه همایشی فکر کنم نشسته بود و اونجا یه نفر داشت برای کمک به یه جایی پول جمع میکرد
اقای ترامپ خیلی اروم پول از جیبش دراورد و یواشکی شمرد وقتی اون اقا اومد سریع انداخت تو ظرفش
واقعا این آدم مغروره یا ظالمه یا حق کسیو خورده؟
ادم وقتی ثروتمند باشه جوری هم کمک میکنه که جلب توجه نکنه
ولی ادم های فقیر چون اعتماد بنفس هم ندارن و احساس دلسوزی و حمایت هم تا آسمون دارن
وقتی هم میخوان کمک کنن به هزاران نفر نشون میدن
و این باور برام بهتر شد که ادم های ثروتمند خیلی خوبن
من وقتی بچه بودم داییم یه رستوران باز کرد یعنی اولین نفر در فامیل که کار خودشو شروع کرد
و بعد از مدتی اینا رفتن بالای شهر
و چقدر پدرم از اینا بد میگفت
و ما از همون بچگی تا بزرگسالی منع میشدیم که با داییم اینا رفت و امد کنیم و همیشه بیشتر با عموهام که وضع مالی خوبی نداشتن رفت و امد میکردیم
چون پدرم باور داشت ادم بابد با کمتر از خودش رفت و امد کنه تا مغرور نشه یا چه میدونم اونا تنها نباشن
حالا انگار ما چقدر بالاتر بودیم خخخ
یادمه وقتی پدرم ماشین خرید همیشه کسی میومد خونمون پدرم باید اونو میرسوند و میگفت چون من ماشین دارم باید حق بقیه رو اینجوری ادا کنم و چقدر با مادرم سر این قضیه دعواشون میشد چون مادرم مخالف بود
یا وقتی مثلا ماه رمضون میخواستیم بریم خونه عموم کلی خوراکی برای اونا و چند تا خانواده دیگه میخرید و میبرد
در حالی که اون خوراکیا رو برای خودمون نمیخرید
و میگفت اونا ندارن واجب ترن
درسته شرایط مالی ما از اونا بهتر بود اما جوری هم نبود که بخواد یه همچین کارایی بکنه
البته من اون وقتا فکر میکردم پدرم چقدر ادم خوبیه
البته واقعا هم هست
اما رفتارا و کاراش فقط بخاطر احساس گناهش بود
و همه این رفتارا در ناخوداگاه من ثبت شده
از یه طرف میخواستم مثل پدرم ادم خوبی باشم
از یه طرف میگفتم من دوس دارم خودم بیشتر لذت ببرم
که خب مشخصه باورای مخربم نمیذاشت چیزایی که دوس دارم تجربه کنم یا اگه چیزی میومد اصلا دودستی رد میکردم که یه وقت کسی توقعی از من نداشته باشه
یعنی انقدر این باورا در من ریشه دارن این همه کار کردم انگاری هنوز تکون نخوردن
تازه دارن سر باز میکنن و میفهمم عه فلان چیزم دارم و نمیدونستم
استاد به قول شما وقتی خواسته ای داری و اتفاق نمیافته یعنی ترمزها خیلی زیادن
چون من توی احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و کلی هم در بیرون میبینم ادما چقدر با من با عشق رفتار میکنن
مثلا تو تاکسی میشینم راننده ای که حوصله جواب به بقیه رو نداره وقتی من پیاده میشم میگه خسته نباشی در امان خدا ببخشید چند دقیقه معطل شدی
یا توی سلامتی که قبلا سالی یکبار یه سرماخوردگی شدید میگرفتم الان خداروشکر دوساله هیچی نه قرصی نه چیزی
یا توی روابط که خب بالاتر گفتم دیگران خیلی بیشتر بهم احترام میذارن و با خانواده ام خیلی رابطمون بهتر شده
پدرم با اینکه من همیشه قبلنا مانتوی بلند میپوشیدم چون فقط موهام بیرون بود یا لاک میزدم همیشه شاکی بود و نصیحت میکرد الان کلا موهام بیرونه و لباس پوشیدنم خیلی آزادتر شده یکبار نگفته اینا چیه میپوشی و همیشه منو میبینه لبخند میزنه
در مورد معنویت هم خب خیلی بهتر شدم با خدا رفیق تر شدم
اما از نظر مالی اینقدر پیشرفت نداشتم
چون ترمزهام خیلی زیادن
ولی دارم تمام تلاشمو میکنم ادامه بدم
البته اینم بگم
قبلا مدیریت پولو بلد نبودم
هر چی در میاوردم یه جوری خرج میکردم
الان یه پولی گذاشتم کنار و دو ماهه بهش دست نزدم
یا یه مقدار سرمایه گذاری کردم
همینا هم پیشرفته دیگه
استاد انقدر ادامه میدم تا یه روز براتون ایمیل بزنم و از نتایج مالیم بگم
درود به استاد عزیز مدتی بود که حس میکردم یکی از باور هام و یجای کارم ایراد داره که به این فایل شما هدایت شدم و صحبت های شمارو گوش دادم ودیدم که چقدر اشتباه میکردم که میگفتم خدایا بهم ثروت بده به بقبه کمک کنم و فهمیدم خیلی نامحسوس فرکانس عدم لیاقت و گناه میفرستم و چقدر خوشحالم که ایراد کارم و افکارم رو فهمیدم و ازتون کمال تشکر رو دارم من از وقتی با شما اشنا شوم رو افکارم کار کردم و سپاذاری رو شروع کردم و همه چی بهتر شد ولی این مدل ارزو کردن و خواستن جلوی پیشرفت بیشتر من رو میگرفت ومن ندونسته داشتم کار خودم رو خراب میکردم درپناه خدا باشید
من فک کنم 4 5 ساعت نمیشه که من اومدم روی این پست کامنت گذاشتم و خواستم بگم که استاد عزیزم توی این فایل درست گفتید و من چند روز هست که دارم روی احساس خوب و همچنین باورهام کار میکنم و آروم آروم نشونه های خوب داره میاد.
چه تو کسب و کارم که خداروشکر داره پول ساخته میشه و حتی رشدهایی داشتم و شرایط کسب و کارم بهتر شده چه اینکه امشب توسط همسرم سوپرایز شدم و با اینکه اصلا به تولد و کادوی تولد فکر نمیکردم خانواده ها تصمیم گرفته بودن یه تولد برام بگیرن و کلی کادوی خوشگل و پول و خلاصه وقتی این چیزا اتفاق افتاد فقط داشتم توی درونم خداروشکر میکردم و میگفتم خدایا شکرت این همون چیزی بود که استاد توی فایلش گفت که منتظر نتایج از همین امروز باشید و دقیقاً اتفاقات خوب داره پشت سر هم میافته و من آغوش رو باز کردم برای اتفاقات خوب بیشتر و ایمان دارم که با تمرکز روی اتفاقات مثبت و نعمت هایی که دور و اطرافم هست هر روز ثروتمندتر از دیروز و هرروز از همه نظر رشد و پیشرفت میکنم به یاری الله مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم مهربان و دوستان فوق العاده ام
قطع شدن اینترنت برام برکتی شد که بصورت تمرکزی روی روانشناسی ثروت 1 کار کنم اما با وجود اینکه زمان زیادی برای درک دوره گذاشتم نشونه ها خیلی کمرنگ بود و مداوم این نجوا رو داشتم که لایق ثروت نیستم. و باید بیخیال بشم
از طرفی مداوم جمله شما رو در ذهنم تکرار میکردم که نتایج به اندازه ای وارد زندگی میشه که من باورم تغییر کرده باشه و من نباید عجله کنم و هر جا هستم مطابق باورم هست ؛ بنابراین همزمان با روانشناسی ثروت دوره لیاقت رو هم از دیشب استارت زدم و به این فایل که قبلا دانلود کرده بودم هدایت شدم
من روی رابطه ثروت و معنویت قبلا کار کرده بودم اما عمیق نبود این فایلتون برام معجزه شد و درک بالاتری بهم داد
فقط با یه بار گوش دادن این فایل اتفاقات عجیبی ظرف یه ساعت برام افتاد
اول اینکه یه سری خریدها باید توسط من انجام میشد و یه جوری بار اضافه برام داشت که در نهایته معجزه یکی از دوستانم « همون موقع » تاکید میکنم همون موقعی که داشتم فایل رو یادداشت برداری میکردم برام تهیه کرد
دومین مورد اینکه همون دوست عزیزم در مورد املاک پدربزرگش که پنجاه سال پیش فوت کرده بود و الان درگیر انحصار وراثتش بودن سر صحبت رو باز کرد و گفت که لابلای اسناد قدیمی یه مغازه توی گرونترین قسمت شهر شیراز و یه روستا که الان جزیی از بافت شهر شده به نام پدربزرگش پیدا شده و ایشون خیلی ذوق داشت ( این مساله برای من یه نشانه بود که با گوش دادن به یه فایل و فکر کردن به رابطه مناسب بین ثروت و خداوند ، مسیر برکت میتونه از هزاران راه ایجاد بشه )
سومین نشونه برام این بود که مدتی هست برای جابجایی حسابهام از یه حساب به یه حساب دیگه یه مشکل قانونی داشتم و ایده ای برای رفع این چالش برام اومد . این حساب واقعا فکرم رو درگیر کرده بود و چالش بزرگی برام بود که انشاله با این ایده به راحتی میتونم به خواسته ام برسم
خواستم این رو به خودم تاکید کنم که اگه نتیجه نیومده ، یه مسئله باوری تو فکرمه و باید اصلاح بشه تا اتفاقات بیرون عوض بشه
سلام به همگی،تا یکماه پیش اوضاع جالبی نداشتم ولی باهمه وجودتصمیم گرفتم شرایط رو عوض کنم باتعهد دادن برای گوش دادن به قدمها،فایلهای دانلودیوکامنت خوندن
تا قبل از اینکارا همش دغدغه مالی و اعصاب خوردی برای پرداخت مخارج زندگی داشتم وحدود4میلیون قرض داشتم بااینکه مبلغ زیادی نبود ولی پرداختش ذهن منو خیلی درگیر خودش کرده بود،ولی با تهعد شروع کردم از صبح تا شب فایلها رو گوش دادن ونکته برداری،سپاسگذاری ودرمورد هرچیزی که فهمیده بودم باخداصحبت کردن وهرروز نشونه پشت نشونه اومد،تونستم توی همین مدت بدهیمو پرداخت کنم از جایی که فکرشو نمیکردم چون درحال حاضر من بیکارم،منی که فقط درحد مخارج زندگیم پول توی کارتم بود الان بعداز بیست روز حدود7میلیون توی کارتمه،دوم بهمن تولدم بود خیلی دوس داشتم واسه خودم کیک وکادو بخرم ولی شرایطش جور نشد وبخاطر بیماری دخترم چندروزی بیمارستان بودم،امسال اصلا واسم مهم نبود کسی بهم تبریک بگه وکادو بخره،ولی با این حال چندمیلیون کادو گرفتم وهمه اینا واسم نشونه ای بود که این راه رو ادامه بدم،درضمن چون استاد گفتن نباید بیکار باشیم وباید ورودی داشته باشیم منم دنبال کارگشتم وکاری رو پیدا کردم که دوسش دارم هم زمانش عالیه هم مکانش وقراره تادوروز دیگه مشغول بکار بشم این همه نتایج برای کمتر از یکماه برام قابل توجه بودمن زیاد اهل نوشتن نیستم ولی به خودم قول دادم تا جایی که بشه از خودن ردپا بزارم ونتایجم انگیزه ای بشه برای بقیه دوستان
من یه سری باور شناسایی کردم و با دقت این فایل رو گوش دادم و متوجه شدم این باورها رو من دارم:
– اگر ثروتمند بشی آدم مغروری میشی و آدم های ضعیف رو دوست نخواهی داشت یا آدم هایی که فقیر هستن و این باعث میشه از خدا دور بشی و خداوند همچین آدم هایی رو دوست نداره.
– ثروت معمولاً از راه نادرست بدست میاد و این افرادی که ثروتمند شدن سر مردم کلاه گذاشتن یا مالی رو بالا کشیدن یا یه جوری استادانه حقی رو ضایع کردن یا مفت بری کردن و بزخری کردن و از مردم ارزون و نازل خریدن و گرون فروختن اینجوری ثروتمندا همچین آدم هایی هستن.
– ثروتمندان آدم های خشک و بی روح و مغروری هستن که کسی رو آدم حساب نمیکنن و خودشون رو بالا میبینن و اصلا به کسی اعتناع نمیکنن و گرم نمیگیرن.
– ثروتمندا اللخصوص اون ثروتمندایی که قدرت سیاسی و اجتماعی یا شرکت های بزرگی دستشون هست آدم های ظالمی هستن که به هیچکسی رحم نمیکنن و برای منافعشون حاضرن خون بریزن و برای پول حاضرن دست به هرکاری بزنن و این پول منشع همه دعواها و مناقشه ها و خونریزی های عالم و آدم هست و چه برادرها و خواهرهایی که بخاطر همین پول با هم درگیر شدن و دعوا کردن و چه زندگی هایی که از هم گسسته نشد بخاطر همین پول!
– من پول رو اصلاً مهم نمیدونم و میگم مهم حس و حال خوب هست و من اگه پول داشته باشم خودم رو گم میکنم و میگم که احساس خوب و حال خوب معنوی ربطی به پول نداره.
– آدم های پولدار از پولشون استفاده میکنن برای خریدن آدم ها یا پارتی بازی میکنن یا اینکه مخفیانه خیانت میکنن با همسرشون و برای روابط نامشروع ازش استفاده میکنن.
– پولدارا آدم های دروغگو و حقه باز و صورت هاشون شبیه آدم های مظلوم و مذهبی ولی آدم های رند و خیلی عوضی هستن.
– پولدارا شیطان پرستن و از ایلومیناتی و فرقه های اینچنینی دستور میگیرن و اینایی بخاطر این عقایدشون ثروتمندن و دسته جمعی تصمیم میگیرن بمب بندازن روی سر مردم یا وارد جنگ و کشتار بشن یا بیماری تولید کنن و مردم رو به کام مرگ بکشونن تا بتونن محصولات خودشون رو بفروشن و پول بیشتری دربیارن و میدونن محصولاتشون آسیب زاست ولی عمداً اینکارو میکنن چون با دین و دیانت و مردم مشکل دارن و فقط میخوان منافع خودشون تامین بشه.
– پولدارا آدم های زورگو و خبیثی هستن که آدم های ساده مثل من رو گول میزنن.
– ثروتمندا با خریدهای لاکچری آدم های فقیر رو آزار میدن و بهشون فخر میفروشن و اینجوری دل دیگران رو میسوزونن و فیس و افاده ای هستن.
– هیچکی براشون مهم نیست و کاملا بی رحمن و از هر فرصتی استفاده میکنن تا مردم رو بدوشن.
– از رانت و دزدی و بابای پولدار و از راه نادرست به پولایی که دارن میرسن و حقی رو پایمال میکنن وگرنه امکان نداره این همه پول از راه سالم بدست بیاد.
– حتی پولداران مشکلات مالی و زندگی خاص خودشونو دارن.
– فقط با خرج نکردن و طمع آدمای پولدار به پول رسیدن از اونجا که از خیلی از خواسته های درونیشون گذشتن.
– پول منو از خدا دور و گناهکار میکنه.
– حتی مولانا، حافظ و شعرای فارسی زبان معروف و بودا هم ثروت رو برای رسیدن به عشق و معرفت و خداوند بد دونستن و گفتن وقتی آدم به تعلقات مادی میچسبه خدا رو فراموش میکنه.
– یهودیان جهان رو کنترل میکنن و کودک کش و خون میریزن با ثروتشون و هیچی براشون مهم نیست.
– افرادی که از راه کارمندی دولت به ثروت زیاد رسیدن رانت داشتن و دزدی کردن و بچه هاشونم همین طور.
– خدایا پول بده که به بتونم خیر باشم و به دیگران کمک کنم چون پول خوب نیست و پول زمانی فقط خوبه که در راه کمک به دیگران باشه.
– اگه پولدار نباشم دیگران بیشتر دلشون به حال من میسوزه بیشتر مورد توجه هم و مهر بیشتری دریافت میکنم.
– پولدارا ظاهر زیبایی دارن ولی از درون آدم های کثیفی و بدجنسین
– پول فقط باید از طریق عرق جبین و زحمت جسمی زیاد و خستگی بدست بیاد وگرنه حلال و پولی که دراومده زود از دست میره و بی برکت هست پولدارا که زحمتی برای پولشون نکشیدن.
– پولدارا از طریق دلالی و سر مردم شیره مالیدن و سه لا پهنا فروختن خدمات و محصولاتشون به پول رسیدن و پولشون ناسالم هست.
– ثروتمندان زندگی های بی معنا و مفهومی دارن و در پوچی زندگی میکنند و ندار بودن باعث میشود انسان زندگیش معنا پیدا کند.
این باورها از طریق: دیده و شنیده های خودم، پدر و مادر، دوستان، شبکه های اجتماعی، سایت های خبری و کامنت هاشون، تلویزیون و فیلم و سریال و مذهبی که آموزه هاشو دنبال میکردم توی ذهنم نقش بسته و مثل سیمان سفت شده و نیاز هست که صرف زمان هر روز روی این باورها کار کنم تا قانون تکامل در موردشون طی بشه و باورهای درست رو جایگزینشون کنم.
حالا باورهای متضاد این باورها:
– ثروتمندان واقعی انسان های شریف و قدردانی هستن.
– ثروتمندا واقعی ثروت خود را به راحتی خرج میکنند و از این کار لذت میبرند.
– ثروتمندان واقعی از طریق کاملاً سالم و حلال به پول رسیدن و ثروتشون پُر از برکتِ
– ثروتمندان بسیار خداپرست و خداجو هستن و در همه حال به یاد خداوند هستند.
– ثروتمندان واقعی فوق العاده به دیگران کمک میکنند و از موفقیت دیگران لذت میبرند.
– ثروتمندان واقعی انسان های صادق، خانواده دوست و وفادارند و منبع الهام دیگران هستند.
– ثروتمندا واقعی بسیار انسان های متین، خوش مشرب و دوست داشتنی، مهربون و گرمی هستن.
– ثروتمندان واقعی از راه درست و از مسیر درست به ثروت میرسند و ثروت کاملاً الهی و خدایی هست.
– ثروتمندان واقعی انسان های فروتن و فوق العاده هستن که جهان را جای زیباتری برای زندگی میکنند.
———————-
– هرچقدر ثروتمندتر باشم به خدا نزدیکترم.
– پول هم ظاهر و باطن انسان سالم رو زیبا میکند.
– ثروت باعث آسان شدن کارها در زندگی ام میشود.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که بنیان خانوادهام مستحکم و بهتر باشد.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که بتوانم روابط بهتری برای خودم بسازم.
– ثروتمند بودنم باعث ایجاد انگیزه برای ثروت ساختن در دیگران میشود.
– ثروتمند بودن من باعث میشود که جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشد.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که سلامتی و نشاط و آرامش بیشتری داشته باشم.
– ثروتمند بودن دیگران باعث میشود من هم دسترسی بیشتری به فراوانی داشته باشم.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که زندگی ام معنا داشته باشد و از زندگیم نهایت لذت را ببرم.
– تنها کنترل کننده و رهبر جهان خداوندِ و تمام امور جهان در دستان خداوندِ بی قید و شرط!
– ثروتمند بودنم باعث میشود عشق و محبت بیشتری نسبت به خودم و دیگران داشته باشم.
– ثروت من رو به خداوند نزدیک و نزدیکتر میکنه و باعث میشه من آدم موحد و توحیدی باشم.
– من تمام مقاومت های ذهنمیم در مورد پول را رها میکنم و با آغوش باز پذیرای بی نهایت ثروتم.
– پول خرج کردن باعث میشه من ثروت رو در جهان گسترش بدم و قدرت فراوانی رو در زندگیم بچشم.
– من از دیدن موفقیت و ثروت دیگران بسیار لذت میبرم و احساس خوبی نسبت به پولدار بودن دیگران دارم.
– پول از طریق سهل ترین و آسان ترین راه ها و با کار کم هم بدست میآید تفاوت در باورهاست نه میزان زحمت.
– ثروت باعث احساس خوب و اتفاقات خوب بیشتر میشه و ثروت ثروت بیشتر و خیر و خوبی بیشتری بوجود میاره.
– ثروت بسیار مهم هست و باعث میشود زندگی بهتر را تجربه کنم و بتوانم بهترین چیزها را بخرم و از آن ها استفاده کنم.
باور داره کار باید خیلی راحت و خییلی پر درامد باشه
برای خودش و بچه هاش بسیار ارزش قائله و بهترین ها رو برای خودش و عزیزانش میخره
پدرم یک ادم بسیار فقیر به لحاظ ذهنی و فرکانسی هست
باور به کمبود پول داره
ترس از خرج کردن پول داره
از داشتن پول لذت نمیبره و برای خودش خرج نمی کنه.
احساس ارزشمندی برای خودش نداره
نسبت به پولدارا حس خوبی نداره
باور به سخت پول دراوردن و خیلی کم پول دراوردن داره
و همچنین پدرم نماز خون ،روزه بگیر ،زحمت کش،اروم (به نظرم پدرم اروم نبود ،ترسو و ضعیف بود)و تمام خصوصیات یک ادم خیلی خوب
پس ما با یک ادم خیلی ثروتمند و خیلی فقیر داریم زندگی می کنیم از کودکی
ودر 90 درصد مواقع پدرم شهر کار میکرد و ما تو روستا با مادرم (یک فرد ثروتمند )بودیم توی کودکی
همه فامیل های پدرم و مادرم و حتی افراد دور و غریبه با مامانم مشکل داشتن و میگفتن ادم خوبی نیست چون پول خرج میکنه،چون احساس ارزشمندی داره،چون شجاع و نترس
و همه فامیل های پدرم و مادرم و اشناها و غریبه ها می گفتن بابام ادم خوبیه چون اروم ،زحمت کش،به سختی داره پول در میاره
و اینطوری شد که افراد ثروتمند در ذهن ما شدند ادم بد
و خود پدرم هم توی رفتارهاش با مامانم مشکل داشت که تو چرا پول میخوای ؟چرا پول خرج می کنی؟و …
یعنی بابام به خاطر باورهای خوب مامانم در مورد پول باهاش مشکل داشت و بزرگترین مشکل بابام با مامانم همین پول بود
و ما تو عالم بچگی فکر می کردیم حق با پدرم هست چون اون ادم خوبی،همه میگن خوبه،خودش هم واقعا خوبه
ولی مامانم به خاطر باورهای خوبش در مورد پول ادم بدی
فقط هم مشکل همه با مامانم به خاطر پول بود و رفتارهاش در مورد پول
و این عمیق ترین و مهم ترین الگوی ذهنی درمورد ثروتمندا بود که توی ذهنم پیدا کردم
الان میریم خونه پدرم و با مامانم یک جا نشستن به خودم میگم ببین نفیسه یه ادم ثروتمند و یک ادم فقیر
کدومشون خوبن؟
کدومشون بهترن؟
کدومشون بهتر زندگی کرده؟
کدومشون بیشتر کار خیر کرده؟
کدومشون به خداوند نزدیک تره؟
کدومشون بیشتر خوبی کرده به بچه هاش؟
به پدر مادرش؟
به خودش؟
پدر و مادر عزیزم رو خیلی دوسشون دارم خیلی ماه ان هر دو تاشون فقط باورهاشون در مورد پول یکی عالی یکی هم بد هستش
هر دو فوق العاده انسان های خوبی هستن
برای هر دو تا شون ارزوی طول عمر با عزت از طرف خداوند بخشنده و مهربان دارم
به نام خدای مهربان سلام استاد جان
سلام خانوم شایسته مهربانم
سلام به همممه ی دوستان عزیزم
راستش امروز ناخوداگاه ی هدایتی شدم ک درراستای کار کردن روی باورام درمورد ثروت بود
خواستم اینجا بنویسم چون میدونم هممه ی بچه هایی ک اینجا فعال هستن با تمام وجود دارن رو خودشون کار میکنن.
و برای همممه تون ارزوی ثروت و خوشبختی و سعادت میکنم.
خب ماجرا ازینجا شروع میشه ک من در خانواده ای زندگی میکنم ک به شدت از همون 13.14سالگی ازاد بودم یا حتی بگم ک توی 7 سالگی یا کمتر مینشستم توی اتوبوس از ی شهر به شهر دیگ میرفتم برای اینک برم پیس، مامانم.
به همین دلیل من این ازادیو داشتم ک توسن 16.17.18سالگی به راحتی برم کافه برم با دوستام اینور و اونورر حتی گفتم ی جا
یکسال تمام من هرشب کافه بودم
شاید از نظر یکی این درست نباشه ولی من تجربه کردم.
بااینک ازاد بودم همیشه خودم پاک بودم دوس پسرم داشتم یا ازادی های دیگ اما
همیشه انسان متعهد و حسابی ای بودم اگ شبم خونه نمیرفتم کسی بهم کاری نداشت چون بهم اعتماد داشتن ولی من تجربه کردم
بیرون رفتن رو ازادی هایی ک خب دوستای همسن من خیلیا نداشتن یا کمتر داشتن. والان توی سن 22سالگیم اصلاااا شبیه همسن هام نیستم.
و فقط تمرکزم روی بیزنسمه روی پیشرفت خودم و خیلی خیلی به بدنم به غذاهایی ک وارد بدنم میکنم به همه چیم متعهدم
داشتم فک میکردم
مثلا دختر یکی از نزدیکانم توی فامیل
همیشه از پاکی و محجبه بودن ونجابت و … اون صحبت میکنن.
باخودم گفتم وقتی کسی قدرتشو نداشته و ازادیشو نداشته چطور میشه فهمید ک این ادم وقتی ازاد باشه چیکار میکنه ایا همچنان پاک و نجیب میمونه(چون این دختر به شددددددت محدودیت داره حتی درحدی ک توی خونشون به دلیل خانواده مذهی نمیتونه تاپ توی خونه جلوی محارمش بپوشه)
کسی ک ازادی نداشته ک دراگ جلوش باشه و مصرف نکنه
کسی ک تا سرکوچه ک هیچ تادرخونه تاحالا اجازه نداشته بره اصن حقققق انتخابی داشته ک بخوایم درمورد پاکیش صحبت کنیم؟
اصن این ادم راهی جز هیچ کاری نکردن و توخونه بودن نداره.
در مقابل، من همین الانشم میتونم صبح تاشب مهمونی باشم برم بیام ولی هیچ کاری نمیکنم.
(درحالی ک اعتقاد اون افراد اینه ک دختر اگ بهش ازادی بدی فلان میشه خراب میشه معتاد میشه چمیدونم هزارتا بلا سرش میاد)
پس اصن نبباید کلا این ادمو ازاد گذاشت،
و نمونه های زیاد و فراااااوانی هممون داریم ک دخترایی ک ازادی دارن بله زیاد میبینیم معتادم توشون هست خرابم توشون هست. بلاهاییم سرشون اومده ایا همش همینه؟؟؟یا میشه افرادی مثل نازنین هم دید؟؟؟ صدردصد میشه دید…
حتی اگ یک فرد ذاتا سالم مثل نازنین ته تهش
چمیدونم بلاییم سرش میومد درس،میگرفت و بزرگتر میشد.
خدااااا میداند ک من الان توی این ازادی چقدررر حس خوبی دارم و رشد کردم بااینک شاید شاید
ی جاهای اسیب زننده هم بوده ولی
انسان باید ازاد باشه.
چرا اینارو گفتم
چ ربطی به ثروت داشت؟؟؟
میخوام بگم
نمیشه شما فقیر باشی و بگی مننننن
ادم بسیاررر خوب و سپاسگزار و حسابی و پاک و پاکدامن و مهربان و متواضع و فروتن و خمس و زکات بده و……
هستم و اگ ثروتمند بشم طغیان میکنم ناسپاس میشم ظلم میکنم مغرور میشم.
این کارو میکنم اون کارو میکنم.
عزیزم شما هنوز ماموریتتو پس انجام ندادی
شما پس چ ایمانیو به خدا نشون دادی؟؟؟
کدوم خوبیتو نشون دادی؟؟؟؟
تو مگ قدرتیم داری ک ببینی با زیر دستات چجوری رفتار میکنی ک بعد تصمیم بگیری ک انسان متواضعی هستی یا خیر
یاد ی حرفی از استاد عباسمنش افتادم ک ایشون میگفتن شماهایی ک دارید به رییس فلان و فلان گیر میدید
خودتون دوتا کارگر بدن دستتون ک زورتون بیشتر باشه
لهشون میکنید.
ادم فقیر چیو میخواد نشون بده؟؟
مگ انتخابی داره؟
مث همون دختری ک انتخابی جز توخونه موندن و افتاب مهتاب ندیده شدن نداره.
و بگه منننن دختر فلانیم خوبم پاکم
همون ک گربه دستش به گوشت نمیرسید میگه پیف پیف بو میده.
انسان ها باید همگی به ثروت برسن تا قدرت انتخاب داشته باشن.
ایا فکر میکنی شاید بی جنبه باشی
اگ بی جنبه باشی جهان گوشتو میپیچونه کم کم پرمیشی نگران نباش.
الان از هرررر ثروتمندی بپرسی پول خوبه یا بد چی میگه+؟؟؟
برو ازونی ک تجربه ش کرده بپرس..
یا اصن یچیز دیگ حتی به فرض ی ثروتمندی بگه ن اصلا خوب نیست.
بگو پس همشو بده بمن اگ خوب نیست
ببین میده؟؟؟
مث من بعضی وقتا به بقیه ک بچه دارن یا هرچی میگم اره خوب نیست دختر ازاد باشه و اینا
ممکنه ی پسری بااحساساتش بازی کنه و ازین حرفا اصن برا بچتون گوشی نخرین تا فلان سن و….
ولی اگ یکی بهم بگه خب حالا برگردیم به قبل همین کارو با تو بکنیم نظرت چیه.؟
من احساس خفگی میکنم چون اگرم اسیبی دیدم مشکل از خودم بوده ن از ازادی ک البته ک خیلییی کم بوده
کم تر از اسیبی ک تو دخترای دیگ دیدم بوده.
چون دیگ برای فرار ازخونه پدر نمیخوام ازدواج کنم هدفم جلب ی ذره محبت از سوی مرد دیگ نیست
چون تجربه ش کردم
چرا تو این سن ک تازه خیلیا شروع میکنن من تموم کردم)؟؟؟ ((خخ یاد اون جمله ک میگ دورامو زدم دنبال ارامشم افتادم)
چون اصن چیزی نیست ک بخوام تجربه ش کنم یا فکنم وایییی سیگاررر
چقدررر خوبه
چون معلمم میبینم ک دانش اموزام هرررچی محدود ترن از لحاظ خانوادگی بیشتر به این چیزا علاقه دارن…
حالا ثروت و ازادی و… چون خیلی شبیه به همن دارم مقایسشون میکنم
چون انسانی ک ثروت داره ازاده.
و قطعا ازادی انسان رو رشد میده و ثروت هم همینطوره.
ثروت خنثی است
مثل ازادی من توی خانوادم
میتونه ی نفرو ب جهنم ببره
میتونه یکیو مثل من به بهشت ببره
ک هرررساعتی از شبانه روز هرکاربخوام بکنم ازادم و برام ارامش روانی و عشق و لذت و رشدددد به همراه داشته.
چون دوس، ندارم فقط درس بخونم ک برم دانشگاه ی شهر دیگ دنبال پسر و ازادیو…
من درست تصمیم میگیرم.
و بالغ ترم کرده
پس نتیجه کلی اینه ثروت ازادی و….
همه اینا به شخصیت و ذات شما بستگی داره و شخصیت شمارو بولد تر میکنه
بیخود گیر ندیم به این چیزا
بقول استاد عباسمنش میگفتن ی نفر میاد میگ میترسم ثروتمند شم نا سپاس شم
خب عزیزم شما بی زحمت رو شخصیتت کارکن
شخصیت سپاسگزاری بساز
توی همین شرایطی ک هستی خودتو بزرگ تر کن قوی تر کن
ثروتم داشته باش
چرا صورت مسئله رو پاک کنیم
میدونین این روزا هرچی فک میکنم بیشتر خنده م میگیره ک
چقدرررر ما الکی الکی همه چیو پذیرفتیم مخصوصا خود من ک همیشششه فک میکردم همممه دارن راست میگن و حقیقت همونیه ک بقیه دارن میگن بدون فکررر و چون و چرا میپذیرفتم اما حالا دارم بیشتر بهش فک میکنم و خدام داره کمکم میکنه.
دوستون دارم
مرسی استاد برای فراهم کردن این بخش
زیبا
بنام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان سایت عباس منش
من بیش از یک ساله کامنت نزاشتم.
من تقریبا ده روز پیش بود این فایل و گوش دادم چون داشتم فایلهایی که استاد بیشتر درمورد ثروت صحبت میکنه رو جمع آوری میکردم و هدفم کار کردن بیشتر روی باورهای ثروت آفرین بود .رسیدم آخر فایل که استاد گفتن از همین امروز با گوش دادن به این صحبتها نشونه های ثروت رو میبینی تو زندگیت و منم مدتی بود دنبال خرید ماشین بودم و خودمم الان درحال دریا نوردی هستم و ایران نیستم و دسترسی ندارم اما همون شب که گوش دادم این فایل و به یک ساعت نکشید که خداوند از طریق هزار دستانش برام ماشین خرید .
از اون روز چندین بار دیگه گوشش دادم و هربار ترمزهایی در ذهنم پیدا میکنم که واقعا خودم نمیدونستم.
مثلا من قبلنا همیشه میگفتم دوست دارم بقیه که شامل فامیل و همسایه ها میشد داشته باشند اگه چیزی موند تهش خدا بهم میده.میگفتم دوست ندارم نداشتن بقیه رو ببینم ولی خودم اشکال نداره نداشته باشم.چقدر باور ضعیفیه که الان برعکس شدم و حقیقتا کاری با بقیه ندارم چون جهان بیش از اندازه مورد نیاز هر نفر ثروت و نعمت داره پس هرکس به اندازه لیاقتش و ظرفش دریافت میکنه و به گفتن من نیست.
استاد سپاسگزارم بابت آگاهی های خالصی که به ما میدین.
من از این فایل فهمیدم که اصلا تعریف من از شرک تعریف درستی نبوده و یا اصلا اهمیتی نمیدادم بهش؛
و این یعنی شرک عمیق
من حتی از خوندن آگهی بازرگانی در مورد خودم هم ترس و خجالت دارم چه رسد به تصمیمات بزرگ یا ایجاد توانایی ثروت سازی در درونم
چه رسد به ایجاد باورهای قدرتمند کننده در ذهنم؟
من تعریف از شرک تعریف درستی نبوده
اینکه استاد میگن انسان توحیدی به کسی باج نمیده از کسی نمیترسه از کسی حساب نمیبره اینا اصلا تعریف شرک در وجود من نبودن و بنابراین تلاشی هم نمیکردم که از بین ببرمشون یا حد اقل کم رنگشونکنم
شاید هم اونقدر درمن عمیق بودند که حتی میترسیدم بهشون فکر کنم یا درجهت مخالفشون حرکتی کنم
من چقدر مشرکم …
و من با هر قدمی که بسمت مخالف این دست از شرکهایم حرکت کنم چقدر راه پیشرفت دارم که باید طی کنم و ازشون لذت ببرم
من هنوز چقدر راه برای لذت بردن و پیشرفت کردن دارم
و من باید به شرکهایم غلبه کنم
وبه میزانی که به ذهنم غلبه کنم و به شرکهایم غلبه کنم هم دراین دنیا لذت بیشتری خواهم برد هم در آخرت
انشالله…
در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید
بنام رب
سلام استاد جانم و خانم شایسته عزیزم
اینکه ثروتمندا خیلی ادم های خوبی هستن
یه کلیپ از ترامپ (که خیلی هم دوسش دارم و بنظرم خیلی با ایمانه) دیدم
که تو یه همایشی فکر کنم نشسته بود و اونجا یه نفر داشت برای کمک به یه جایی پول جمع میکرد
اقای ترامپ خیلی اروم پول از جیبش دراورد و یواشکی شمرد وقتی اون اقا اومد سریع انداخت تو ظرفش
واقعا این آدم مغروره یا ظالمه یا حق کسیو خورده؟
ادم وقتی ثروتمند باشه جوری هم کمک میکنه که جلب توجه نکنه
ولی ادم های فقیر چون اعتماد بنفس هم ندارن و احساس دلسوزی و حمایت هم تا آسمون دارن
وقتی هم میخوان کمک کنن به هزاران نفر نشون میدن
و این باور برام بهتر شد که ادم های ثروتمند خیلی خوبن
من وقتی بچه بودم داییم یه رستوران باز کرد یعنی اولین نفر در فامیل که کار خودشو شروع کرد
و بعد از مدتی اینا رفتن بالای شهر
و چقدر پدرم از اینا بد میگفت
و ما از همون بچگی تا بزرگسالی منع میشدیم که با داییم اینا رفت و امد کنیم و همیشه بیشتر با عموهام که وضع مالی خوبی نداشتن رفت و امد میکردیم
چون پدرم باور داشت ادم بابد با کمتر از خودش رفت و امد کنه تا مغرور نشه یا چه میدونم اونا تنها نباشن
حالا انگار ما چقدر بالاتر بودیم خخخ
یادمه وقتی پدرم ماشین خرید همیشه کسی میومد خونمون پدرم باید اونو میرسوند و میگفت چون من ماشین دارم باید حق بقیه رو اینجوری ادا کنم و چقدر با مادرم سر این قضیه دعواشون میشد چون مادرم مخالف بود
یا وقتی مثلا ماه رمضون میخواستیم بریم خونه عموم کلی خوراکی برای اونا و چند تا خانواده دیگه میخرید و میبرد
در حالی که اون خوراکیا رو برای خودمون نمیخرید
و میگفت اونا ندارن واجب ترن
درسته شرایط مالی ما از اونا بهتر بود اما جوری هم نبود که بخواد یه همچین کارایی بکنه
البته من اون وقتا فکر میکردم پدرم چقدر ادم خوبیه
البته واقعا هم هست
اما رفتارا و کاراش فقط بخاطر احساس گناهش بود
و همه این رفتارا در ناخوداگاه من ثبت شده
از یه طرف میخواستم مثل پدرم ادم خوبی باشم
از یه طرف میگفتم من دوس دارم خودم بیشتر لذت ببرم
که خب مشخصه باورای مخربم نمیذاشت چیزایی که دوس دارم تجربه کنم یا اگه چیزی میومد اصلا دودستی رد میکردم که یه وقت کسی توقعی از من نداشته باشه
یعنی انقدر این باورا در من ریشه دارن این همه کار کردم انگاری هنوز تکون نخوردن
تازه دارن سر باز میکنن و میفهمم عه فلان چیزم دارم و نمیدونستم
استاد به قول شما وقتی خواسته ای داری و اتفاق نمیافته یعنی ترمزها خیلی زیادن
چون من توی احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و کلی هم در بیرون میبینم ادما چقدر با من با عشق رفتار میکنن
مثلا تو تاکسی میشینم راننده ای که حوصله جواب به بقیه رو نداره وقتی من پیاده میشم میگه خسته نباشی در امان خدا ببخشید چند دقیقه معطل شدی
یا توی سلامتی که قبلا سالی یکبار یه سرماخوردگی شدید میگرفتم الان خداروشکر دوساله هیچی نه قرصی نه چیزی
یا توی روابط که خب بالاتر گفتم دیگران خیلی بیشتر بهم احترام میذارن و با خانواده ام خیلی رابطمون بهتر شده
پدرم با اینکه من همیشه قبلنا مانتوی بلند میپوشیدم چون فقط موهام بیرون بود یا لاک میزدم همیشه شاکی بود و نصیحت میکرد الان کلا موهام بیرونه و لباس پوشیدنم خیلی آزادتر شده یکبار نگفته اینا چیه میپوشی و همیشه منو میبینه لبخند میزنه
در مورد معنویت هم خب خیلی بهتر شدم با خدا رفیق تر شدم
اما از نظر مالی اینقدر پیشرفت نداشتم
چون ترمزهام خیلی زیادن
ولی دارم تمام تلاشمو میکنم ادامه بدم
البته اینم بگم
قبلا مدیریت پولو بلد نبودم
هر چی در میاوردم یه جوری خرج میکردم
الان یه پولی گذاشتم کنار و دو ماهه بهش دست نزدم
یا یه مقدار سرمایه گذاری کردم
همینا هم پیشرفته دیگه
استاد انقدر ادامه میدم تا یه روز براتون ایمیل بزنم و از نتایج مالیم بگم
اینم یه تعهد دیگه
دوستتون دارم
درود به استاد عزیز مدتی بود که حس میکردم یکی از باور هام و یجای کارم ایراد داره که به این فایل شما هدایت شدم و صحبت های شمارو گوش دادم ودیدم که چقدر اشتباه میکردم که میگفتم خدایا بهم ثروت بده به بقبه کمک کنم و فهمیدم خیلی نامحسوس فرکانس عدم لیاقت و گناه میفرستم و چقدر خوشحالم که ایراد کارم و افکارم رو فهمیدم و ازتون کمال تشکر رو دارم من از وقتی با شما اشنا شوم رو افکارم کار کردم و سپاذاری رو شروع کردم و همه چی بهتر شد ولی این مدل ارزو کردن و خواستن جلوی پیشرفت بیشتر من رو میگرفت ومن ندونسته داشتم کار خودم رو خراب میکردم درپناه خدا باشید
سلام مجدد
من فک کنم 4 5 ساعت نمیشه که من اومدم روی این پست کامنت گذاشتم و خواستم بگم که استاد عزیزم توی این فایل درست گفتید و من چند روز هست که دارم روی احساس خوب و همچنین باورهام کار میکنم و آروم آروم نشونه های خوب داره میاد.
چه تو کسب و کارم که خداروشکر داره پول ساخته میشه و حتی رشدهایی داشتم و شرایط کسب و کارم بهتر شده چه اینکه امشب توسط همسرم سوپرایز شدم و با اینکه اصلا به تولد و کادوی تولد فکر نمیکردم خانواده ها تصمیم گرفته بودن یه تولد برام بگیرن و کلی کادوی خوشگل و پول و خلاصه وقتی این چیزا اتفاق افتاد فقط داشتم توی درونم خداروشکر میکردم و میگفتم خدایا شکرت این همون چیزی بود که استاد توی فایلش گفت که منتظر نتایج از همین امروز باشید و دقیقاً اتفاقات خوب داره پشت سر هم میافته و من آغوش رو باز کردم برای اتفاقات خوب بیشتر و ایمان دارم که با تمرکز روی اتفاقات مثبت و نعمت هایی که دور و اطرافم هست هر روز ثروتمندتر از دیروز و هرروز از همه نظر رشد و پیشرفت میکنم به یاری الله مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم مهربان و دوستان فوق العاده ام
قطع شدن اینترنت برام برکتی شد که بصورت تمرکزی روی روانشناسی ثروت 1 کار کنم اما با وجود اینکه زمان زیادی برای درک دوره گذاشتم نشونه ها خیلی کمرنگ بود و مداوم این نجوا رو داشتم که لایق ثروت نیستم. و باید بیخیال بشم
از طرفی مداوم جمله شما رو در ذهنم تکرار میکردم که نتایج به اندازه ای وارد زندگی میشه که من باورم تغییر کرده باشه و من نباید عجله کنم و هر جا هستم مطابق باورم هست ؛ بنابراین همزمان با روانشناسی ثروت دوره لیاقت رو هم از دیشب استارت زدم و به این فایل که قبلا دانلود کرده بودم هدایت شدم
من روی رابطه ثروت و معنویت قبلا کار کرده بودم اما عمیق نبود این فایلتون برام معجزه شد و درک بالاتری بهم داد
فقط با یه بار گوش دادن این فایل اتفاقات عجیبی ظرف یه ساعت برام افتاد
اول اینکه یه سری خریدها باید توسط من انجام میشد و یه جوری بار اضافه برام داشت که در نهایته معجزه یکی از دوستانم « همون موقع » تاکید میکنم همون موقعی که داشتم فایل رو یادداشت برداری میکردم برام تهیه کرد
دومین مورد اینکه همون دوست عزیزم در مورد املاک پدربزرگش که پنجاه سال پیش فوت کرده بود و الان درگیر انحصار وراثتش بودن سر صحبت رو باز کرد و گفت که لابلای اسناد قدیمی یه مغازه توی گرونترین قسمت شهر شیراز و یه روستا که الان جزیی از بافت شهر شده به نام پدربزرگش پیدا شده و ایشون خیلی ذوق داشت ( این مساله برای من یه نشانه بود که با گوش دادن به یه فایل و فکر کردن به رابطه مناسب بین ثروت و خداوند ، مسیر برکت میتونه از هزاران راه ایجاد بشه )
سومین نشونه برام این بود که مدتی هست برای جابجایی حسابهام از یه حساب به یه حساب دیگه یه مشکل قانونی داشتم و ایده ای برای رفع این چالش برام اومد . این حساب واقعا فکرم رو درگیر کرده بود و چالش بزرگی برام بود که انشاله با این ایده به راحتی میتونم به خواسته ام برسم
خواستم این رو به خودم تاکید کنم که اگه نتیجه نیومده ، یه مسئله باوری تو فکرمه و باید اصلاح بشه تا اتفاقات بیرون عوض بشه
سلام به همگی،تا یکماه پیش اوضاع جالبی نداشتم ولی باهمه وجودتصمیم گرفتم شرایط رو عوض کنم باتعهد دادن برای گوش دادن به قدمها،فایلهای دانلودیوکامنت خوندن
تا قبل از اینکارا همش دغدغه مالی و اعصاب خوردی برای پرداخت مخارج زندگی داشتم وحدود4میلیون قرض داشتم بااینکه مبلغ زیادی نبود ولی پرداختش ذهن منو خیلی درگیر خودش کرده بود،ولی با تهعد شروع کردم از صبح تا شب فایلها رو گوش دادن ونکته برداری،سپاسگذاری ودرمورد هرچیزی که فهمیده بودم باخداصحبت کردن وهرروز نشونه پشت نشونه اومد،تونستم توی همین مدت بدهیمو پرداخت کنم از جایی که فکرشو نمیکردم چون درحال حاضر من بیکارم،منی که فقط درحد مخارج زندگیم پول توی کارتم بود الان بعداز بیست روز حدود7میلیون توی کارتمه،دوم بهمن تولدم بود خیلی دوس داشتم واسه خودم کیک وکادو بخرم ولی شرایطش جور نشد وبخاطر بیماری دخترم چندروزی بیمارستان بودم،امسال اصلا واسم مهم نبود کسی بهم تبریک بگه وکادو بخره،ولی با این حال چندمیلیون کادو گرفتم وهمه اینا واسم نشونه ای بود که این راه رو ادامه بدم،درضمن چون استاد گفتن نباید بیکار باشیم وباید ورودی داشته باشیم منم دنبال کارگشتم وکاری رو پیدا کردم که دوسش دارم هم زمانش عالیه هم مکانش وقراره تادوروز دیگه مشغول بکار بشم این همه نتایج برای کمتر از یکماه برام قابل توجه بودمن زیاد اهل نوشتن نیستم ولی به خودم قول دادم تا جایی که بشه از خودن ردپا بزارم ونتایجم انگیزه ای بشه برای بقیه دوستان
دروووود فراوان خدمت استاد عزیزم
این فایل بی نظیر بود!!!!
من یه سری باور شناسایی کردم و با دقت این فایل رو گوش دادم و متوجه شدم این باورها رو من دارم:
– اگر ثروتمند بشی آدم مغروری میشی و آدم های ضعیف رو دوست نخواهی داشت یا آدم هایی که فقیر هستن و این باعث میشه از خدا دور بشی و خداوند همچین آدم هایی رو دوست نداره.
– ثروت معمولاً از راه نادرست بدست میاد و این افرادی که ثروتمند شدن سر مردم کلاه گذاشتن یا مالی رو بالا کشیدن یا یه جوری استادانه حقی رو ضایع کردن یا مفت بری کردن و بزخری کردن و از مردم ارزون و نازل خریدن و گرون فروختن اینجوری ثروتمندا همچین آدم هایی هستن.
– ثروتمندان آدم های خشک و بی روح و مغروری هستن که کسی رو آدم حساب نمیکنن و خودشون رو بالا میبینن و اصلا به کسی اعتناع نمیکنن و گرم نمیگیرن.
– ثروتمندا اللخصوص اون ثروتمندایی که قدرت سیاسی و اجتماعی یا شرکت های بزرگی دستشون هست آدم های ظالمی هستن که به هیچکسی رحم نمیکنن و برای منافعشون حاضرن خون بریزن و برای پول حاضرن دست به هرکاری بزنن و این پول منشع همه دعواها و مناقشه ها و خونریزی های عالم و آدم هست و چه برادرها و خواهرهایی که بخاطر همین پول با هم درگیر شدن و دعوا کردن و چه زندگی هایی که از هم گسسته نشد بخاطر همین پول!
– من پول رو اصلاً مهم نمیدونم و میگم مهم حس و حال خوب هست و من اگه پول داشته باشم خودم رو گم میکنم و میگم که احساس خوب و حال خوب معنوی ربطی به پول نداره.
– آدم های پولدار از پولشون استفاده میکنن برای خریدن آدم ها یا پارتی بازی میکنن یا اینکه مخفیانه خیانت میکنن با همسرشون و برای روابط نامشروع ازش استفاده میکنن.
– پولدارا آدم های دروغگو و حقه باز و صورت هاشون شبیه آدم های مظلوم و مذهبی ولی آدم های رند و خیلی عوضی هستن.
– پولدارا شیطان پرستن و از ایلومیناتی و فرقه های اینچنینی دستور میگیرن و اینایی بخاطر این عقایدشون ثروتمندن و دسته جمعی تصمیم میگیرن بمب بندازن روی سر مردم یا وارد جنگ و کشتار بشن یا بیماری تولید کنن و مردم رو به کام مرگ بکشونن تا بتونن محصولات خودشون رو بفروشن و پول بیشتری دربیارن و میدونن محصولاتشون آسیب زاست ولی عمداً اینکارو میکنن چون با دین و دیانت و مردم مشکل دارن و فقط میخوان منافع خودشون تامین بشه.
– پولدارا آدم های زورگو و خبیثی هستن که آدم های ساده مثل من رو گول میزنن.
– ثروتمندا با خریدهای لاکچری آدم های فقیر رو آزار میدن و بهشون فخر میفروشن و اینجوری دل دیگران رو میسوزونن و فیس و افاده ای هستن.
– هیچکی براشون مهم نیست و کاملا بی رحمن و از هر فرصتی استفاده میکنن تا مردم رو بدوشن.
– از رانت و دزدی و بابای پولدار و از راه نادرست به پولایی که دارن میرسن و حقی رو پایمال میکنن وگرنه امکان نداره این همه پول از راه سالم بدست بیاد.
– حتی پولداران مشکلات مالی و زندگی خاص خودشونو دارن.
– فقط با خرج نکردن و طمع آدمای پولدار به پول رسیدن از اونجا که از خیلی از خواسته های درونیشون گذشتن.
– پول منو از خدا دور و گناهکار میکنه.
– حتی مولانا، حافظ و شعرای فارسی زبان معروف و بودا هم ثروت رو برای رسیدن به عشق و معرفت و خداوند بد دونستن و گفتن وقتی آدم به تعلقات مادی میچسبه خدا رو فراموش میکنه.
– یهودیان جهان رو کنترل میکنن و کودک کش و خون میریزن با ثروتشون و هیچی براشون مهم نیست.
– افرادی که از راه کارمندی دولت به ثروت زیاد رسیدن رانت داشتن و دزدی کردن و بچه هاشونم همین طور.
– خدایا پول بده که به بتونم خیر باشم و به دیگران کمک کنم چون پول خوب نیست و پول زمانی فقط خوبه که در راه کمک به دیگران باشه.
– اگه پولدار نباشم دیگران بیشتر دلشون به حال من میسوزه بیشتر مورد توجه هم و مهر بیشتری دریافت میکنم.
– پولدارا ظاهر زیبایی دارن ولی از درون آدم های کثیفی و بدجنسین
– پول فقط باید از طریق عرق جبین و زحمت جسمی زیاد و خستگی بدست بیاد وگرنه حلال و پولی که دراومده زود از دست میره و بی برکت هست پولدارا که زحمتی برای پولشون نکشیدن.
– پولدارا از طریق دلالی و سر مردم شیره مالیدن و سه لا پهنا فروختن خدمات و محصولاتشون به پول رسیدن و پولشون ناسالم هست.
– ثروتمندان زندگی های بی معنا و مفهومی دارن و در پوچی زندگی میکنند و ندار بودن باعث میشود انسان زندگیش معنا پیدا کند.
این باورها از طریق: دیده و شنیده های خودم، پدر و مادر، دوستان، شبکه های اجتماعی، سایت های خبری و کامنت هاشون، تلویزیون و فیلم و سریال و مذهبی که آموزه هاشو دنبال میکردم توی ذهنم نقش بسته و مثل سیمان سفت شده و نیاز هست که صرف زمان هر روز روی این باورها کار کنم تا قانون تکامل در موردشون طی بشه و باورهای درست رو جایگزینشون کنم.
حالا باورهای متضاد این باورها:
– ثروتمندان واقعی انسان های شریف و قدردانی هستن.
– ثروتمندا واقعی ثروت خود را به راحتی خرج میکنند و از این کار لذت میبرند.
– ثروتمندان واقعی از طریق کاملاً سالم و حلال به پول رسیدن و ثروتشون پُر از برکتِ
– ثروتمندان بسیار خداپرست و خداجو هستن و در همه حال به یاد خداوند هستند.
– ثروتمندان واقعی فوق العاده به دیگران کمک میکنند و از موفقیت دیگران لذت میبرند.
– ثروتمندان واقعی انسان های صادق، خانواده دوست و وفادارند و منبع الهام دیگران هستند.
– ثروتمندا واقعی بسیار انسان های متین، خوش مشرب و دوست داشتنی، مهربون و گرمی هستن.
– ثروتمندان واقعی از راه درست و از مسیر درست به ثروت میرسند و ثروت کاملاً الهی و خدایی هست.
– ثروتمندان واقعی انسان های فروتن و فوق العاده هستن که جهان را جای زیباتری برای زندگی میکنند.
———————-
– هرچقدر ثروتمندتر باشم به خدا نزدیکترم.
– پول هم ظاهر و باطن انسان سالم رو زیبا میکند.
– ثروت باعث آسان شدن کارها در زندگی ام میشود.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که بنیان خانوادهام مستحکم و بهتر باشد.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که بتوانم روابط بهتری برای خودم بسازم.
– ثروتمند بودنم باعث ایجاد انگیزه برای ثروت ساختن در دیگران میشود.
– ثروتمند بودن من باعث میشود که جهان جای بهتری برای زندگی کردن باشد.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که سلامتی و نشاط و آرامش بیشتری داشته باشم.
– ثروتمند بودن دیگران باعث میشود من هم دسترسی بیشتری به فراوانی داشته باشم.
– ثروتمند بودنم باعث میشود که زندگی ام معنا داشته باشد و از زندگیم نهایت لذت را ببرم.
– تنها کنترل کننده و رهبر جهان خداوندِ و تمام امور جهان در دستان خداوندِ بی قید و شرط!
– ثروتمند بودنم باعث میشود عشق و محبت بیشتری نسبت به خودم و دیگران داشته باشم.
– ثروت من رو به خداوند نزدیک و نزدیکتر میکنه و باعث میشه من آدم موحد و توحیدی باشم.
– من تمام مقاومت های ذهنمیم در مورد پول را رها میکنم و با آغوش باز پذیرای بی نهایت ثروتم.
– پول خرج کردن باعث میشه من ثروت رو در جهان گسترش بدم و قدرت فراوانی رو در زندگیم بچشم.
– من از دیدن موفقیت و ثروت دیگران بسیار لذت میبرم و احساس خوبی نسبت به پولدار بودن دیگران دارم.
– پول از طریق سهل ترین و آسان ترین راه ها و با کار کم هم بدست میآید تفاوت در باورهاست نه میزان زحمت.
– ثروت باعث احساس خوب و اتفاقات خوب بیشتر میشه و ثروت ثروت بیشتر و خیر و خوبی بیشتری بوجود میاره.
– ثروت بسیار مهم هست و باعث میشود زندگی بهتر را تجربه کنم و بتوانم بهترین چیزها را بخرم و از آن ها استفاده کنم.
سلام
مامانم یک ادم بسیار ثروتمند به لحاظ فرکانسی هست
باور به فراوانی پول و ثروت داره
سخاوتمند و بخشنده است
از پول خیلی لذت میبره
احساس بدی نسبت به پولدارها نداره
باور داره کار باید خیلی راحت و خییلی پر درامد باشه
برای خودش و بچه هاش بسیار ارزش قائله و بهترین ها رو برای خودش و عزیزانش میخره
پدرم یک ادم بسیار فقیر به لحاظ ذهنی و فرکانسی هست
باور به کمبود پول داره
ترس از خرج کردن پول داره
از داشتن پول لذت نمیبره و برای خودش خرج نمی کنه.
احساس ارزشمندی برای خودش نداره
نسبت به پولدارا حس خوبی نداره
باور به سخت پول دراوردن و خیلی کم پول دراوردن داره
و همچنین پدرم نماز خون ،روزه بگیر ،زحمت کش،اروم (به نظرم پدرم اروم نبود ،ترسو و ضعیف بود)و تمام خصوصیات یک ادم خیلی خوب
پس ما با یک ادم خیلی ثروتمند و خیلی فقیر داریم زندگی می کنیم از کودکی
ودر 90 درصد مواقع پدرم شهر کار میکرد و ما تو روستا با مادرم (یک فرد ثروتمند )بودیم توی کودکی
همه فامیل های پدرم و مادرم و حتی افراد دور و غریبه با مامانم مشکل داشتن و میگفتن ادم خوبی نیست چون پول خرج میکنه،چون احساس ارزشمندی داره،چون شجاع و نترس
و همه فامیل های پدرم و مادرم و اشناها و غریبه ها می گفتن بابام ادم خوبیه چون اروم ،زحمت کش،به سختی داره پول در میاره
و اینطوری شد که افراد ثروتمند در ذهن ما شدند ادم بد
و خود پدرم هم توی رفتارهاش با مامانم مشکل داشت که تو چرا پول میخوای ؟چرا پول خرج می کنی؟و …
یعنی بابام به خاطر باورهای خوب مامانم در مورد پول باهاش مشکل داشت و بزرگترین مشکل بابام با مامانم همین پول بود
و ما تو عالم بچگی فکر می کردیم حق با پدرم هست چون اون ادم خوبی،همه میگن خوبه،خودش هم واقعا خوبه
ولی مامانم به خاطر باورهای خوبش در مورد پول ادم بدی
فقط هم مشکل همه با مامانم به خاطر پول بود و رفتارهاش در مورد پول
و این عمیق ترین و مهم ترین الگوی ذهنی درمورد ثروتمندا بود که توی ذهنم پیدا کردم
الان میریم خونه پدرم و با مامانم یک جا نشستن به خودم میگم ببین نفیسه یه ادم ثروتمند و یک ادم فقیر
کدومشون خوبن؟
کدومشون بهترن؟
کدومشون بهتر زندگی کرده؟
کدومشون بیشتر کار خیر کرده؟
کدومشون به خداوند نزدیک تره؟
کدومشون بیشتر خوبی کرده به بچه هاش؟
به پدر مادرش؟
به خودش؟
پدر و مادر عزیزم رو خیلی دوسشون دارم خیلی ماه ان هر دو تاشون فقط باورهاشون در مورد پول یکی عالی یکی هم بد هستش
هر دو فوق العاده انسان های خوبی هستن
برای هر دو تا شون ارزوی طول عمر با عزت از طرف خداوند بخشنده و مهربان دارم
انشالله منو ببخشن راجبشون نوشتم