اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام دوباره این کامنت دخترم هست با گوشی من مینویسه
قال الله :
&ما از هر نعمتی برای شما فراوان موجود کردیم و داده ایم&
شعار من:
هر کس ب فراوانی ایمان دارد پیش خداوند مقبول و عزیز هست و هر کس از کمبود بگوید مورد لعن خداست
.
.
.
من همیشه خداروشکر پول رو برای خودم میخواستم
پول رو برای اینکه خودم ثروتمند باشم خوشپوش باشم بهترین ماشینهارو سوار شم احساس عزت بهم میداد
برای اینکه پولدار و ثروتمند باشم اونم خیلی کلون بهترین قصر هارو داشته باشم
خداروشکر اصلا اصلا اصلا این باور رو ندارم که ثروتمند بشم تا ب دیگران کمک کنم اصلا اصلا اصلا هیچوقت دوست نداشتم کسی بهم پول بده یا از من پول بخاد همیشه منظورم اینه که دوست داشتم ثروت داشته باشم برای خودم باشه و من فقط لذت ببرم برم بچرخم غروبها خیلی حسم عالی میشه وقتایی ک پول دارم و کسب کار دارم و پول درمیارم همیشه چشمم دنبال ماشینهای لاکچری بود آنقدر علاقمند بودم اسم تمام ماشینهای شاسی بلند رو حفظ بودم تا از جلوم رد میشد از پشت ماشین اسمو دقت میکردم هم سن های من اصلا اسم پرایدم نمیدونستن درباره مشخصات ماشینهای گرون قیمت زیاد دوستداشتم بدونم، بچه ک بودم اصلا نمیدونستم امام کیه و … هر سال کشورهای خارجی میرفتیم ب واسطه شغل پدرم و لباسهامو از اونجا می خریدیم و همیشه خونمون پر نعمت بود اما راست میگه استاد مادر من تو این روضه موزه ها زیاد میرفت و همیشه با پدر م درگیر بود و من هم قاطی روضه ها شدم
دقیقا راسته استاد آدم نمیدونه با قرار گرفتن توی محیطهای مذهبی چقدر داره ناخود آگاه رو پر میکنه از فقر و نکبت و بدبختی و احساس گناه و بلا و مصیبت و ظلم
دقیقا پاشنه آشیل همه ما همینه آموزه های مذهبی فقر آور
کاش هیچوقت این اراجیف رو نمیشنیدم در باره ی ادمهاییکه تو ذهن ما مقربترین آدمها و عزیزترین ها نزد خداوند هستن
ما این باورها رو تو ذهنمون جا انداختیم و چقدر پشیمونم
راست میگه استاد ،اصلیترین دلیلی که استاد آنقدر پیشرفت کردن همینه که تمام آنچه درباره اهلبیت شنیدن رو ریختن دور و هرگز هرگز هرگز توی این هیتها شرکت نکردن و خودشونو نجات دادن
یادمه من هم چند سالی ک شرکت نمی کردم خیلی هم اوضاع مالی خودم هم خانوادم عالی تر بود
نمیدونستم آرام آرام با شنیدن مصیب اهل بیت عزیز کرده های خدا
اینو تو مغزم سوار کردم که مصیبت و فقر و گرفتاری و بلا و ستم مظلومیت مریضی و انواع بلاهای عظیم باعث قرب الهی میشه
اشتباه کردم
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایا من کردم من ب خودم ظلم کردم من اینهارو تو ذهنم سوار کردم من رفتم سالها نشستم اشکم ریختم برای دروغهایی که درباره نزدیکترین عزیزترین بنده هات گفتن من شنیدم
من تو ذهنم این چرندیات رو نوشتم که غم اندوه و اشک و ناله و حسرت کشیدن فقر و انواع بدبختی و بلا کشیدن مریضی و نالان بودن باعث نزدیکی ب تو هست
چون اهل بیت روال زندگی طبیعیش این بود
در حالیکه این نبود و کاملا بر عکس این اراجیف روضه ای بود زندگیشون
اهل بیت ثروتمند ترین ،شادترین،سربلندترین،عزتمندترین،خنده رو ترین شوخ ترین،بودن همیشه و هیچ بلایی هرگز بهشون هیچکس نتونست برساند چون تورو ولی و سرپرست خودشون میدونستن و تو مراقب و محافظشون بودی
مثل مسیح ک تو قرآن در جواب یهود ک گفتن ما مسیح رو زنده ب صلیب کشیدیم ،خداوندا تو می فرمایی که نه ای محمد ،اونها کس دیگری رو اشتباه که از قوم خودشونم بود ب صلیب کشیدن چون من هرگز اجازه دست درازی ب هیچکدوم از پیامبران و امامان و عزیزان درگاهم که من رو ولی و سرپرست خودشون میدونن ندادم و نمیدم در طول تاریخ
وقتی میشینی پای روضه و سرنوشت دروغ میشنوی درباره حضرت زهرا اینکه اون کتک زدن و پهلوی شکستن چقدر چندش آور و خنده داره کسی که خدا از دهنش نمیفته،چطور سوال نمیشد واسه من که آخه کی جرات داشته ب این خانم بگه تو وقتی خداوند سرپرست و ولی او ست ،چه برسه ب این غلطها،
و ادامه ی داستان که همه میدونیم اینکه اون مریض میشه و بچه هاش نالان میمونن و استخوان تو گلوشون میاد و زار ی بدبختی میکشن آخرشم قبلشم معلوم نیست سردرگمی و بی نشانی و بدبختی و نکبت و زاری ادامه دار در طول زندگی اولادش و تاریخ و نمیفهمیم که همین باعث میشه مغز من با خودش بگه وتکرار کنه که مریضی و بلا و مصیب و گریه وزاری و بلاهای این مدلی مال عزیزای درگاه خداست که همشم دروغه مغز خوب من باور نکن دیگه این حرفها و
دقیقا تو فامیل دقت می کنم استاد
دو نفر که مداح هستن و زیاد از این دروغها میخونن دقیقا مادرشون مرد ،خود پدر خانواده جوانمرگ شد ،زندگیشون هر لحظه فقط بلا و مصیبت بود چون پدر خانواده زیاد میخوند درباره حضرت عباس بلافاصله بعد مرگ خودش ،سال بعد پسر 22 سال جوانمرگ شد در حالیکه سالم بود از داربست افتاد ،سال بعد مادر خونه دق کرد مرد و دختراش طلاق گرفتن همچنان ادامه دارد فقرشون و..
و دختر اون یکی برادره هم مداحی کرد دقیقا سال بعدش مادرش مرد فقر ک بیداد میکرد و میکنه و انواع بلاها رو کشیدن
خدایا درون مغز مارو پاک کن از اینهمه باور کثیف شیطانی چون تو فقط برای بندگانت شادی فراوان ،نعمت فراوان ،عزت فراوان ،آرامش فراوان ،عمر همراه با عزت و سربلندی و سلامتی فراوان ،آسایش فراوان ،رفاه فراوان ،پیشرفت و موفقیت فراوان میخوای و هر گز اجازه بلا و مصیبت و بدبختی نمیدی برای ورود ب زندگی بنده هات
هر کس غمگینه،مریضه،درد داره،بلا داره،مصیبت داره، فقر داره، مورد ظلم هست ،ناراحتی داره ،ستمکش هست اتفاقا مورد لعن و نفرت الله هست
و خداوند بسیار از این خانه های پر بلا پر گرفتاری از هر نوعش ک یکیش فقره،یکیش ناراحتیهای مختلفه،یکیش،مریضیه،به دور هست
هر چقدر ثروتمندتر باشم شادیم بیشتره ،موحدترم،خدا پیشمه،فقط خدارو می بینم ،چون ذهنم ارامه ،لذت میبرم چون بهترینهارو میخرم و خداوند بهم نزدیک میشه چون خداوند هم خودش ثروتمند شاده مدام درحال پیشرفته مدام در حال گسترش جهانشه،مدام در هر حال شادسازی و آبادانیه
تو قرآن میگه خونه هارو بااد کنید بسازید یعنی ثروت اندوزی کنید پس ثروتمند شدن من منو خیلی پیش خدا عزیز میکنه سربلندم میکنه
خدایا ذهن و روح و مغز و درون منو خودت پر کن از این باورهای درست
و پاکم کن از هر فکر و هر باوری که فقر نکبت و ذلت رو برام آورده
در مورد کثیف بودن و بد بودنه پول من اومدم این منطقو برعکس کردم
چیزی که کثیف و بد باشه یه ذره اش هم بده دیگه
مگه مشروب حرام نیست؟ آیا خدا گفته حالا یه ذره بخوری ایراد نداره ولی زیاد بخوری حرامه؟!
یا دروغ کلا بده دیگه چه کم چه زیاد یا با هر بهانه ای
شریک قائل شدن برای خدا درست نیس و انسان رو به جهنم میبره حالا اینکه یه ذره مشرک بشی یا زیاد مشرک بشی فرقی نداره که
بهرحال مشرک شدی
یا هر گناه دیگه ای
پس چرا در مورد ثروت اینجوری فکر نمیکنن؟
چرا اگه پول کثیفه و چیز خوبی نیس یه ذره اش خوبه
زیاده اش بده؟؟
چرا آدم هایی که از بدی پول میگن حداقل یه خونه و ماشین دارن
یعنی یه خونه تو پایین شهر داشته باشی خوبه
ولی همون خونه تو بالاشهر باشه بده؟
اگه قراره بد باشه
کثیف باشه
منو از خدا دور کنه
خب هزارتومنشم باید بد باشه دیگه
واقعا چرا من این باورا رو شنیدم بهشون شک نکردم
چرا انقدر راحت قبولشون کردم
یعنی خدا میگه من ده میلیون بهت میدم این برات خوبه
یه میلیارد برات بده؟!!
در مورد اینکه من جنبه ثروت رو ندارم
ایا وقتی تنها زندگی کردم بی جنبه شدم؟
الان خونه ام از قبلیه بهتره من بیجنبه شدم؟
درامدم از قبل بیشتر شده بی جنبه شدم؟
خب پس هر چی شرایطم بهتر بشه بهتر میشم دیگه
درمورد احساس گناه
چند روز پیش مادرم بهم زنگ زد و گفت برادرم ماشینشو عوض کرده(خداروشکر اینروزا همش درباره ثروت میشنوم) من گفتم مبارکه و آفرین بعد یهو گفت انقدر نامرده ماشین قبلیشو نداده به علی(برادر کوچیکترم)
من که چیزی نگفتم
ولی دیدم چقدر راحت دیگران برای پیشرفت به ما احساس گناه میخوان بدن
این احساس گناه رو همیشه من از خانواده ام میگرفتم
یادمه یه پولی دستم اومده بود چند سال پیش نمیدونم تو کامنت هام نوشتم یا نه
مادرم مدام بمن احساس گناه داد که برادرت الان نداره و تو بهش بده و این حرفا
منم بهش دادم و دیگه از برگشت پول خبری نشد
و البته من خودم مقصر بودم خب باورامم خراب بود
و چقدر سر اون پول من ناراحتی کشیدم
و اتفاقا اون پول هیچ خیری هم تو زندگیش نداشت
یعنی باعث نشد اون موفق بشه یا اتفاق خاصی براش بیافته
فقط من به خودم ظلم کردم با احساس دلسوزی و گناه
اینروزا خیلی دارم گذشته رو بالا و پایین میکنم که ببینم چرا یه سری کارارو کردم و تهش میرسم به همین دلسوزیه
پدر من همیشه در حال نصیحت کردنه ما بود و همیشه میگفت اگه شما خطا کنید من مسئولم و خداوند از من بازخواست میکنه
منم که دیگه الگوم پدرم بود
مشخصه پاشنه آشیلم اینه که خودمو مسئول همه بدونم از بچم گرفته تا اطرافیانم
هر چی هم روش کار میکنم باز یه جاهایی از دستم در میره
بنام خدایی جزیی از من هست و در هر لحظه در حال هدایت من هست بنام اون خدای مهربونی که بخشنده و رزاق هست بنام اون خدایی که جایگزین همه چیز و همه کس برام شده
سلام به استاد ابراهیمی عزیزم سلام به استادی که هر لحظه با حضور در این سایت الهی بیشتر و بیشتر شاکر این نعمت بزرگ در زندگیم هستم
سلام مریم جان سلام به الگوی همه بانوان این سایت که یک الگو تمام عیار در هر زمینه ای برای ما خانم ها شدی و خیلی از سدهای ذهنی ما رو شکستین
یک سلام ویژه به دوستای عزیز و عباس منشی که با خوندن کامنت هاشون بیشتر و بیشتر قانون درک می کنم و سپاسگزار خداوند هستم که همچین دوستان آگاهی دارم
باز یه فایل بی نظیر و فوق العاده که خیلی ترمزهای ذهنی رو برام مشخص کرد که آنقدر در اعماق جا خوش کرده بودن اصلا متوجه حضورشون نبودم
استاد من خودم در یک خانواده مذهبی بدنیا اومدم و بزرگ شدم فقط این خانواده یک نقطه قوت داشت و اون باباجونی بود که به نسبت بقیه کمتر دارای باورهای اشتباه بودن الآنم که پیش خدای مهربون هستن و آسمانی شدن
همیشه در جامعه و رسانه و گفتگوهای روزمره افراد ثروتمند آدم هایی هستن که از راه نادرست به این ثروت رسیدن و مورد غضب خداوند هستن همیشه امامان رو افرادی با لباس های مندرس و خوردن نان و خرما، نان و نمک به ما معرفی می کردن و چقدر این برای من عجیب بود چرا امامان که خدا دوسشون دارن آنقدر در فقر و بدبختی بودن الان که بهش فکر می کنم به این افکار و باورها بیشتر می خندم
همیشه از بچگی می گفتن تنت سلامت باشه پول بدست میاد پول مهم نیست دلت خوش باشه همیشه به هر طریقی پول رو در درجه های پایین تر و بی اهمیت میگذاشتن
همیشه دنبال افرادی بودیم که ببین طرف پولدار ولی چه فایده بچه اش مریض شوهرش بداخلاق و هزار تا دلیل بی ربط دیگه
حتی یه دوره ای این مطلب معروف شده بود که شخصی تو بنز و تنها نشسته بود و پشت چراغ قرمز یه موتورسوار به همراه همسرش میبینه و از شادی اونها لذت میبره و دوست داشت الان بجای اینکه در بنز بشینه در سرما پشت موتور باشه ولی دلش خوش باشه
حتی در زمانی که برامون خواستگار میومد پول آخرین اهمیت داشت طرف خوب باشه پول داشته باشه یا نه مهم نیست بالاخره خانواده هم بخاطر باورهای اشتباهی که بهشون رسیده بود همین ها رو به ما هم منتقل میکردن و تهش هم معلوم دیگه
من خودم یه دوره ای خیلی این باور عدم لیاقت در کسب مال و ثروت داشتم انگار ثروت مخصوص یه دسته خاص از جامعه بود و من و امثال من باید تا آخر عمر حسرت اون ها رو می خوردیم
غافل بود از اینکه آزاده مگه خدا با تو دشمنی داره آخه چرا خدا به تو نباید مال و ثروت بده اصلا این چه معنی داره که خدا به یه نفر دوست داره نعمت بده به یه شخص دیگه حال نمیکنه نده کلا از اساس نامربوط بود
همیشه میگفتن اگر زیاد داشته باشی اون دنیا جواب سئوالت زیادتره و … برای همین هم همیشه یه مسیر سینوسی رو در حوزه مالی رفتم جلو و همین جا این خواسته در من شکل گرفت که خدا در بهترین زمان ممکن دوره ثروت رو روزیم کند
چه باور قشنگی که این مال و ثروت یک برکت از سمت خدا هست که به من داده شده و من باید بهترین استفاده رو ازش ببرم و نشون بدم خدایا من لایق این برکت این نعمت و هدیه هستم.
خداوند نعمتها و وسایل آسایش را برایتان قرار داد تا زندگیتان سامان داشته باشد، و این نشانهی تکمیل نعمت و رحمت اوست.
آره باید اینجوری به ثروت نگاه کرد ثروت منو سپاسگزارتر می کنه منو به خدا نزدیکتر میکنه حتی ثروت روی اخلاق و رفتارمم هم تاثیر مثبت داره مگه خدا به پیامبرانش رزق بی حساب نداده مگه اونها نماینده خدا نبودن مگه با ثروت از خدا دور شدن مگه خود حضرت محمد با ثروتمندترین زن عرب خدیجه ازدواج نکرد و هزاران دلیل دیگه دال بر اینکه ثروت و ثروتمند شدن معنوی تمرین کار هست
من اگر ثروتمند باشم بهترین مواد غذایی رو برای درست کردن غذا میخرم و سلامت تر خواهم بود من اگر ثروتمند باشم متوکل تر هستم به کسی وابسته نمیشم برای بدست آوردن رزق و روزی خدایا در یک کلام زندگی با ثروت معنای درست زندگی و بندگی هست خیلی برام جالب من همیشه از سنین پایین به اطرافیانم میگفتم من آدم مادی هستم :))) من واقعا عاشق پولم انگار پول حکم خون در رگ هام داره و جالب که همیشه پول تو حسابم هست و هر کس تو فامیل پول میخواد از من میگیره ولی باید اینکه به دیگران قرض بدمو با این نگاه که دلم براشون بسوزه و بخوام کارشون راه بیفته رو بذارم کنارم راستشو بخواین در این مورد دودل هستم که باید قرض بدم یا نه؟
حتی ثروت باعث میشه کیفیت روابطم بره بالا منظورم ثروت توحیدی با اون نگاهی که استاد میگن نه ثروتی که از روی حرص و طمع باشه
استاد بازم سپاسگزارم بابت این فایل عالی من هر روزی یه هدایتی از سمت خدا برام میاد و یک دفتر دارم به اسم فایل های دلی انگار خدا بهم میگه آزاده بیا اینم از فایل امروز و هدایت ها در این دسته فایل ها به سمتم میاد خداجون دوست دارم عاشقتم ️ ️ ️
سپاس فراوان از استاد عباسمنش عزیز که با انتشار آگاهیهای طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینهها میشوند.
دو سه ماهه از مطالب فوقاالعادهای که استاد عباسمنش ارائه میکنند استفاده میکنم. در این مدت تغییرات درونی و شخصیتی شاخصی در من ایجاد شده.
از منظر ثروت هم، دربهای رحمت فوقالعادهای برام باز شده که با کار کردن روی باورهام دارم قدم قدم بهشون نزدیک میشم؛ یا به عبارت بهتر، با تلاش برای رفتن روی مدارهای بالاتر، خیلی زود در شرایط دریافت نعمتهایی که میخوام قرار میگیرم.
امروز این حس رو نسبت به آموزههای استاد عباسمنش پیدا کردم:
(آرایش یعنی افزودن برای زیبایی و پیرایش یعنی کاستن برای زیبایی)
استاد بهصورت فوقالعاده حرفهای، در حال آرایش باورهای توانمندکننده ما و پیرایش باورهای محدودکننده ما هستند. نتیجهاش هم داره میشه ارتقای قابل توجه ما در تمامی ابعاد زندگی. واقعا از زحمات ایشون بسیار سپاسگزارم.
امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشنتر شود.
من هر چه بیشتر این فایل رو گوش میدم آگاهی های بیشتری رو بهش می رسم
استاد شما واقعا درست میگید
علت اصلی اینهمه فقر و بی پولی،گرفتاری،مصیبت،بلا،بیماری،غم،واندوه،غصه،نگرانی،ترس، بی احترامی و جدایی و انواع بلاها ما همین باوره که بخاطر صحبتهاییکه در باره ائمه که ما اونهارو نزدیکترین ادمها ب خداوند میدونیم ،شنیدیم هست بخش عمده این باورها از همین صحبتهای مذهبی توی هیاتها و مراسمات محرم فاطمیه و … وارد شده در ذهن ما
مثلا درباره عاشورا و نحوه ی کشته شدن اهل بیت مدام اینهارو شنیدیم که امام حسین ک ما نزدیکترین فرد ب خدا میدونیمش بسیار مصیبت و بلا و ستم کشید و از اینکه با این وضع اندوهبار می میرد خیلی راضی بود و خیلی ابراز خوشحالی می کرده از اینهمه بلا چون که حتی حدیث هم هست که گفته خداوند راضیه مارو اینجوری ببینه
کربلا پر از ترس و اندوه و بلا و ظلم و حسین و یارانش هم مظلوم ستمکش بلا بین پر از غم و کرب و بلا بوده
وای چقدر ناراحت کنندست که ما با شرکت کردن تو این مراسمات و شنیدن این اشتباهات دروغ چطوری ذهنمون این رو نوشته و محکم کرده که هر چقدر بلا ،مصیبت،گرفتاری،غم،گریه،اشک،وناله،وغم،خونریزی،جنگ،ودعوا،و،مظلومیت،ستم بیشتری داشته باشیم پیش خدا عزیزیم و خدا ازمون راضیه ،چقدر امروز گریه کردم اینارو نوشتم درسته دقیقا چون این اشتباهات مذهبی درباره کسانیکه ما نسل اندر نسل اونهارو نزدیکترین و عزیزترین ادمهای کره زمین در نزد خداوند میدونیم برای ما ستم کش ترین بلا و مصیبت دارترین،غمبار ترین اشک ریز ترین ،اندوه دارترین،ادمها معرفی شدن
ذهن ما و جد اندر جد ما اینجوری کد نویسی شده که هر چقدر بلا و گرفتاری و عداب بیشتر ریاضت و بدبختی ببشتر پیش خدا عزیزتر
فقر وبیماری و … همه ی گرفتاریها ی جور بلا و مصیبت و بستگی هستن
اینکه ما این باور رو داریم ک خدا تو دلهای شکست دل شکسته ها پیش خدا عزیزن
یا زینب ستمکش ،یا حضرت زهرا بیت الاحزان داشته بسیار گریه میکرده و چادرش انقدر وصله داشته که جا وصله نداشته ،یا انقدر حجاب داشته که هیچکس نمیشناختش یا وسالهاش بسیار کم و فقیرانه بوده خیلی قناعت میکرده روزه میگرقته خودش گشنه میمونده میداده غذاشو ی گدا اینیا همه باورهای نادرست و برعکس اسجاد کرده ک هر کس اینکارو روکنه میره بهشت خدا دوسش دازه
یا حضرت ادم هفتاد سال اشک ریخت مثل دوتارود
یا یعقوب نبی اشک ریزان بود
با اشک وگریه درخواست کنم خدا بیشتر خوشش میاد ای وای برمن
اینها همه باعث شده توذهن من و اجداد من این باور تشکیل بشه که هر چقدر گریه غم ناراحتی بیشتر خدا ازم راضی تر و بخاطر همین باورهای منه که ستم بلا ظالم و فقر و انواع بلا و مصیبت ک یکیش فقره یا وجود ادمها و شرایطی رو باعث شده که دقیقا عین اون باورها ی نامناسب رو بهم نشون میده
من خیلی از خداوند کمک میخوام که تو پاک کردن و از بین بردن این باورهاییکه دقیقا تو ذهن منه و اینهمه نتیجه ناجالب اینهمه سال تو زندگیم تکرار میشه رو کمکم کنه تغییر بدم و با باورهای مناسب جایگزین کنم
من هرچقدر ثروتمندتر ،هر،چقدر شادتر،هر چقدر،پولدارتر،هرچقدر،خوشپوشتر،هرچقدر،نونوارتر،هرچقدر،زندگیم پر محبت تر ،هرچقدر،اسوده،تر،هرچقدر،رفاهم،بیشتر،همرچقدر،ارامش،اسایشم فراوانترباشه،هرچقدر،پاکتر،سلامتر،تر،،پاکدامنتر،هرچقدر،شجاعتر،موفقتر،سربلندتر،سرفرازتر،پیش،خدا،عزیزترم
خدایاکمکم کن ذهنمو تمیز و عمیق پاک کنم
امشب سجده کنم ب درگاه خدا استغفارکنم بابت اینهمه باور نادرست که تو ذهن منه و نتایج رو ناجالب کرده برام
خوشحالم شکرگزارم که خداوند غفاره و رحیمه و محکم از من و همه کسانیکه اعتراف میکنن علت اتفاقات زندگیشون وجود باورهای نادرستیه که خودشون تو ذهنشون پروروندن پشتیبانی میکنه و در این استغفار و پاکی مشتاقانه کمکمون میکنه
خیلی وقته که با خدای خودم صحبت میکنم و دنبال راهی هستم که درآمد مالی خودم رو افزایش بدم،
میدونم که خدا راهنمایی میکنه و بهم میگه، ولی متاسفانه من مدار فرکانسی ام پایین هستش و نمیتونم اونو بشنوم و دریافت کنم ، از خدا خواستم که شما استاد عزیز و دوستان گرامی، دستات خدا بشوید برای من، تا بتوانم هدایت خدا رو درک کنم و ایده ای بهم برسه و شرایط مالی ام عوض بشه،
من ارشد عمران دارم و توی یه اداره دولتی، رئیس یه بخشی هستم ولی واقعا درآمد اداره کم هستش و جوابگوی هزینه ها و تورم بیرون نیستش، هر کاری رو با توجه به شرایط،شغلی ام و اطرافم نمیتونم انجام بدم، پول آنچنانی هم ندارم که بخوام کارگاهی رو راه بندازم و …، مغزم هنگ کرده و فقط دنبال ندای الهی هستم تا از این شرایط خارج بشوم،
شما شروع کنید از خونه خودتون دفتر مهندسی خودتونو راه اندازی کنید مرتبط با کار خودتون هست شما که تجربه و مهارت خیلی خیلی خیلی زیادی دارید و سالها تجربه و اعتبار فراوان دارید خونه ی خودتون یکی از اتاقهای رو دفتر کنید و شروع کنید ب کار پروژه قبول کنید مطمئنا خداوند کنار شماست و باشماست و مشتریهای عالی خوش حساب که ب کار شما باور عمیق دارن و خداوند توی قلبشون محبت عمیق شمارو انداخته و پولی که ما تعیین میکنین رو پیش پرداخت میکنن و الگوی ذهنشون این هست رو ب سمت شما فراوان هدایت می کنه
داشتم به این فکر میکردم چرا از اینکه من داشته باشم و مثلا اعضای خانواده ام نداشته باشن باید احساس گناه بگیرم؟
الان که من بدنم سالمه خداروشکر و مریض نمیشم آیا سلامتی اطرافیانمو گرفتم؟
خواهرم خیلی باورای سلامتیش داغونه
چون به شدت به چشم زخم اعتقاد داره یعنی هر جا کافیه بره مدام میگه به من و دخترم چشم زدن
یا همش میگه بدن من ضعیفه یا پول مهم نیس سلامتی مهمه
و هر دو رو هم نداره!!!
خب الان من سالمم یعنی حق اونو خوردم؟
سلامتی اونو گرفتم؟
پس چرا درباره ثروت این فکر رو میکنم؟
خب اون باوراش اونطوریه داره نتیجه باوراشو میگیره
منم باورام درباره سلامتی بهتره دارم نتیجشو میبینم
خب ثروتم همینه دیگه
باورای هر کسی خوب باشه ثروتمند میشه
پس ثروتمندا حق کسیو نخوردن
مال کسیو ندزدیدن
باوراشون درسته
من که کلا از اخبار و فضای مجازی خبری ندارم مگر اینکه کسی چیزی بهم بگه
دو تا موضوع رو شنیدم و دوس داشتم اینجا کامنت کنم
یه بنده خدایی بهم گفت هنوز باشگاه میری گفتم نه چطور
گفت توی فلان باشگاه خانومه خواسته زودتر لاغر بشه بهش قرص دادن و بعدش که مصرف کرده سکته قلبی کرده
استاد یاد حرف شما افتادم تو دوره احساس لیاقت
و اینکه چقدر عجله آدمو نابود میکنه
بجای اینکه صبور باشه و کم کم وزنش کم بشه خواسته یهو لاغر بشه و همون سلامتیشم از دست داده و معلوم نیس اصلا زنده بمونه یا نه
در مورد ثروتم همینه وقتی عجله میکنی همونی هم که داری از دست میدی
این روزا هر چیزی میشنوم واقعا بیشتر قانونو باهاش درک میکنم
یا اینکه روز جمعه زنداداشم میگفت یکیو کشتن و طلاهاشو بردن
داشتم فکر میکردم واقعا فقر با آدم چه میکنه که اینجوری زندگیتو تباه میکنی چون فکر میکنی نمیشه از راه درست ثروتمند شد
البته من خیلی حواسم هست نرم تو حرفاشون و گوش نکنم وقتی این حرفا رو میزدن اولش که شنیدم رفتم با برادرزاده ام بازی کردم
و بازم بیشتر درک کردم فقر چه بلایی سر آدم میاره
و دقیقا تو یه محله فقیر نشین این اتفاق افتاده بود و اینکه بیشتر درک کردم هیچ کسی نمیتونه به دیگری ظلم کنه
اگه قبلا یه همچین چیزی میشنیدم میگفتم خب به خانومه ظلم شده و از دنیا رفته
اما الان میفهمم اون خانومه فقط جسمشو از دست داده روحشو که نتونستن ازش بگیرن پس بهش ظلم نشده هر چند حتما اونم باورایی داشته که اون اتفاق براش افتاده
اما اون کسی که قتل کرده چقدر در حق خودش ظلم کرده و تا اخر عمرش باید تو عذاب وجدان و ناراحتی و حس بد و ترس بمونه
یه چیزی هم یادم افتاد من توی خونه قبلیم گاهی میرفتم شبا پیاده روی یه جایی بود محله پایین تر محسوب میشد و حتی تو اون کوچه تیرچراغ برق نبود یه بار از کنارش رد شدم خودم ترسیدم از اون همه تاریکی
ولی تو محله های بالاتر هر چند متر روشنایی هست یعنی نصفه شبم بیرون باشی اصلا ترسی نداره انقدر که روشنه
واقعا جاهایی که ادماش ثروتمندن امنیتش بالاتره
ادم احساس راحتی و ارامش میکنه
من خودم قبلنا که توی سایت نبودم و از قانون چیزی نمیدونستم هر وقت جایی میرفتم که وضعیت مالی بهتری داشتن احساس خفگی میکردم و زود میخواستم فرار کنم و تو محله خودمون که پایین هم بود احساس راحتی بیشتری داشتم
اما الان که تو بالاشهر راه میرم چه حس خوبی دارم
احساس راحتی و ارامش بیشتری میکنم
و اصلا از دیدن ماشینا و خونه های خوب لذت میبرم و دیگه مثل قبل حسادت نمیکنم و غصه نمیخورم
راستی استاد یه چیز جالب
من امروز متوجه شدم همسر سابقم توی کارش یه مدرکی که همیشه دوس داشت و نیاز به ازمون داشت رو گرفته و خیلی ناخوداگاه هم خوشحال شدم هم تحسینش کردم
در حالی که اگه قبلا بود حتما ناراحت میشدم که چرا داره پیشرفت میکنه خخخ
چقدر از خودم خوشم اومد که دارم انقدر خوب روی خودم کار میکنم که اینجوری از موفقیت بقیه خوشحال میشم
استاد جان من با بحث این که ثروت آدم توحیدی تر میکنه و فقر آدم مشرک تر میکنه خیلی موافقم قبل از این که به این مسیر جادویی شغلی هدایت بشم و این قدم هارو بردارم با شخصی به صورت کارمندی کار میکردم و یواش یواش آگاه شدم که کارمندی و وابستگی مالی به کارفرما به دلیلی نیاز مالی که انسان داره آدم از خدا دور میکنه و آدم رو مشرک میکنه و همش نگاه آدم به پرداخت حقوقی که داره کارفرما میده و همه چیز توی اون میبینه و جلو اون نگاه ذهن آزاد توحیدی که توکل بر خدا بکنه و آینده رو نامحدود ببینه و بتونه توی نامحدودی ها با توکل بر خدا قدم بر داره رو میگیره
بلواقع من هروقت پول و ثروت توی زندگیم زیاد بوده توحیدی تر شدم و خوش اخلاق تر شدم و مهربان تر شدم و با حوصله تر شدم و یا انگیزه تر شدم خلاق تر شدم و هرچی صفت خوب بوده توی من بودجود اومده و رشد کرده ولی همین که شرایط مالی دشوار شده رده پای شرک و ترس و نگرانی و بی حوصلگی و…. اومده به شخصه در این مدتی که خدا لطف کرده و یک سری شرایط بوجود آورده که بتونم با پوست و گوشت یک سری شرایط تجربه کنم این درک در من خیلی عمیق تر شده که پول و اسکناس و طلا و دارایی و …. آدم توحیدی میکنه و دگ روی کسی حساب نمیکنه و بخاطر حرف بقیه مسیرش کج نمیکنه و سر خم نمیکنه و…. و واقعا از خدا سپاسگزارم و ممنونم که شما رو استاد عزیزم در مسیر زندگی من قرار داد .
هرچی آدم های توحیدی بیشتر سرعت رشد دنیا هزاران برابر بیشتر
ما کلا تو ذهنمون خداوند رو درست تعریف نکردیم بلکه برعکس تعریف کردیم،در حالیکه خداوند بینهایت فقط برای تک تک ما ثروت ورفاه و ارامش اسایش و موفقیت و پیشرفت فراوان میخواد خدا میخواد پاکدامنی وپاکی اسانی لذت و شادی بینهایت داشته باشیم خدا میخواد ک ساده و اسان خواسته هامون براورده بشه ،خدا هرگز حقارت برای مانمیخواد بلکه فقط سرافرازی میخواد خدا هر گز برای ما حسرت کشیدن نمیخواد خدا هرگز نمیخواد ما افسردگی وفقر بکشیم خداوند برای ما فراوانی هارو گذاشته و خواسته
ما هر چقدر ثروتمندتر ،سربلندتر،پاکتر،متعهدتر،باشیم هر چقدر محبت عشق احترام شادس ارامش تو خونه زندگیمون بیشتر باشه خدا میاد تو خونمون میاد پیشمون
خداچون ثروتمنده وهابه
چون ثروتمنده رحمن ورحیم هست
چون صاحب نعمته دستش بالای همهی دستهاست چون ثروتمنده کسی بهش نمیتونه ظلم کنه و به کسی هم ظلم نمیکنه
و ما بعنوان جانشینش باید ثروتمند بشیم هم وقتی ثروتمند میشیم مثل خدا عمل کنیم تا مورد رضای الله قرار بگیریم
خدا چون ثروتمنده میتونه از گناهان بگدره وبه جاش مهربانی کنه
ثروت ادمو مثل خدا میکنه
با ثروتمند شدنم میتونم مثل خدا بشم و خدارو از خودم راضی کنم
فقر ،گرسنگی،فشار روحی و عصبی آه حسرت ،میاره دقیقا همه ی ویژگیهای اهل جهنمه و خدا از جهنمییها دوره مورد لعن خدا هستن
اینم حرق خود خداست ک فقر یعنی حسرت یعنی جهنم و فقیر جهنمیه از رحمت الهی ب دوره
دقیقا همینطوره منم درمورد شغل خودم بنظرم من را توحیدی تر میکنه
چرا چون منتظر شخصی نیستم اخر برج بهم حقوق بده هربار منتظرم خدایا برام یک مشتری بفرست و میفرسته و من بیشتر باور میکنم
چقد این درخواست و دریافت و این عشق بازی با خدای خودمون قشنگه بی منت!!!
و جمله دوم شما هم دقیقا درسته
همینه وقتی پول داری حال دلت کوک هست شادی حوصله داری سرحالی ب همه روی،خوشت رو نشون میدی میرقصی و میخونی و میگی خدایا مرسیتم عاشقتم حال دادی،امروز
من ک اینجوری هستم حتی نگاه میکنم دخترم شوهرم پول گیرشون میات کیف میکنن میخندن میرقصن منم میگم اره پول ادمو شاد و سپاسگذار میکنه
بقول استاد اگه کسی هم خاست سرت منت بذاره تورو ب شرک دعوتت کنه میگی اقا پرهستم بی،نیازم
منم خدا راهی رو برام باز کرد اینقد خوشحالم گفتم خدایا شکرت
چون یکبار از استاد کارم کار قبول کردم خیلی منت گذاشت گف چون سرم شلوغ بود بهت این کار رو سپردم این مشتری من بود و فلان
وقتی هم مشتری اومد اونجا
استادم ب من گف نگو تو کارشو انجام دادی چون مشتری مال من هست
نمیدونید من چقد بهم برخورد با بغض برگشتم خونه گفتم خدایا بنده ی تو داره سر من منت میذاره
من دیگه اونجا نرفتم و دیگه پول دستمزدم هم از استاد کارم نگرفتم
باورتون میشه من با خدا مکالمه ای داشتم ک خدای،من بنده ات سر من منت گذاشت خدایا من 50 درصدم کسب مهارت و عمل ب الهاماتم بود الان نوبت تو شده ب من نشون بده ب وعده ات عمل میکنی
ب دوروز نکشید خدا دونفر رو برام فرستاد و برای اولین بار همچین دستمزد هایی رو دریافت کردم اونم تو خونه ی خودم کارمو انجام دادم مشتری ها هم مال خودم بودن
سلام دوباره این کامنت دخترم هست با گوشی من مینویسه
قال الله :
&ما از هر نعمتی برای شما فراوان موجود کردیم و داده ایم&
شعار من:
هر کس ب فراوانی ایمان دارد پیش خداوند مقبول و عزیز هست و هر کس از کمبود بگوید مورد لعن خداست
.
.
.
من همیشه خداروشکر پول رو برای خودم میخواستم
پول رو برای اینکه خودم ثروتمند باشم خوشپوش باشم بهترین ماشینهارو سوار شم احساس عزت بهم میداد
برای اینکه پولدار و ثروتمند باشم اونم خیلی کلون بهترین قصر هارو داشته باشم
خداروشکر اصلا اصلا اصلا این باور رو ندارم که ثروتمند بشم تا ب دیگران کمک کنم اصلا اصلا اصلا هیچوقت دوست نداشتم کسی بهم پول بده یا از من پول بخاد همیشه منظورم اینه که دوست داشتم ثروت داشته باشم برای خودم باشه و من فقط لذت ببرم برم بچرخم غروبها خیلی حسم عالی میشه وقتایی ک پول دارم و کسب کار دارم و پول درمیارم همیشه چشمم دنبال ماشینهای لاکچری بود آنقدر علاقمند بودم اسم تمام ماشینهای شاسی بلند رو حفظ بودم تا از جلوم رد میشد از پشت ماشین اسمو دقت میکردم هم سن های من اصلا اسم پرایدم نمیدونستن درباره مشخصات ماشینهای گرون قیمت زیاد دوستداشتم بدونم، بچه ک بودم اصلا نمیدونستم امام کیه و … هر سال کشورهای خارجی میرفتیم ب واسطه شغل پدرم و لباسهامو از اونجا می خریدیم و همیشه خونمون پر نعمت بود اما راست میگه استاد مادر من تو این روضه موزه ها زیاد میرفت و همیشه با پدر م درگیر بود و من هم قاطی روضه ها شدم
دقیقا راسته استاد آدم نمیدونه با قرار گرفتن توی محیطهای مذهبی چقدر داره ناخود آگاه رو پر میکنه از فقر و نکبت و بدبختی و احساس گناه و بلا و مصیبت و ظلم
دقیقا پاشنه آشیل همه ما همینه آموزه های مذهبی فقر آور
کاش هیچوقت این اراجیف رو نمیشنیدم در باره ی ادمهاییکه تو ذهن ما مقربترین آدمها و عزیزترین ها نزد خداوند هستن
ما این باورها رو تو ذهنمون جا انداختیم و چقدر پشیمونم
راست میگه استاد ،اصلیترین دلیلی که استاد آنقدر پیشرفت کردن همینه که تمام آنچه درباره اهلبیت شنیدن رو ریختن دور و هرگز هرگز هرگز توی این هیتها شرکت نکردن و خودشونو نجات دادن
یادمه من هم چند سالی ک شرکت نمی کردم خیلی هم اوضاع مالی خودم هم خانوادم عالی تر بود
نمیدونستم آرام آرام با شنیدن مصیب اهل بیت عزیز کرده های خدا
اینو تو مغزم سوار کردم که مصیبت و فقر و گرفتاری و بلا و ستم مظلومیت مریضی و انواع بلاهای عظیم باعث قرب الهی میشه
اشتباه کردم
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایا من کردم من ب خودم ظلم کردم من اینهارو تو ذهنم سوار کردم من رفتم سالها نشستم اشکم ریختم برای دروغهایی که درباره نزدیکترین عزیزترین بنده هات گفتن من شنیدم
من تو ذهنم این چرندیات رو نوشتم که غم اندوه و اشک و ناله و حسرت کشیدن فقر و انواع بدبختی و بلا کشیدن مریضی و نالان بودن باعث نزدیکی ب تو هست
چون اهل بیت روال زندگی طبیعیش این بود
در حالیکه این نبود و کاملا بر عکس این اراجیف روضه ای بود زندگیشون
اهل بیت ثروتمند ترین ،شادترین،سربلندترین،عزتمندترین،خنده رو ترین شوخ ترین،بودن همیشه و هیچ بلایی هرگز بهشون هیچکس نتونست برساند چون تورو ولی و سرپرست خودشون میدونستن و تو مراقب و محافظشون بودی
مثل مسیح ک تو قرآن در جواب یهود ک گفتن ما مسیح رو زنده ب صلیب کشیدیم ،خداوندا تو می فرمایی که نه ای محمد ،اونها کس دیگری رو اشتباه که از قوم خودشونم بود ب صلیب کشیدن چون من هرگز اجازه دست درازی ب هیچکدوم از پیامبران و امامان و عزیزان درگاهم که من رو ولی و سرپرست خودشون میدونن ندادم و نمیدم در طول تاریخ
وقتی میشینی پای روضه و سرنوشت دروغ میشنوی درباره حضرت زهرا اینکه اون کتک زدن و پهلوی شکستن چقدر چندش آور و خنده داره کسی که خدا از دهنش نمیفته،چطور سوال نمیشد واسه من که آخه کی جرات داشته ب این خانم بگه تو وقتی خداوند سرپرست و ولی او ست ،چه برسه ب این غلطها،
و ادامه ی داستان که همه میدونیم اینکه اون مریض میشه و بچه هاش نالان میمونن و استخوان تو گلوشون میاد و زار ی بدبختی میکشن آخرشم قبلشم معلوم نیست سردرگمی و بی نشانی و بدبختی و نکبت و زاری ادامه دار در طول زندگی اولادش و تاریخ و نمیفهمیم که همین باعث میشه مغز من با خودش بگه وتکرار کنه که مریضی و بلا و مصیب و گریه وزاری و بلاهای این مدلی مال عزیزای درگاه خداست که همشم دروغه مغز خوب من باور نکن دیگه این حرفها و
دقیقا تو فامیل دقت می کنم استاد
دو نفر که مداح هستن و زیاد از این دروغها میخونن دقیقا مادرشون مرد ،خود پدر خانواده جوانمرگ شد ،زندگیشون هر لحظه فقط بلا و مصیبت بود چون پدر خانواده زیاد میخوند درباره حضرت عباس بلافاصله بعد مرگ خودش ،سال بعد پسر 22 سال جوانمرگ شد در حالیکه سالم بود از داربست افتاد ،سال بعد مادر خونه دق کرد مرد و دختراش طلاق گرفتن همچنان ادامه دارد فقرشون و..
و دختر اون یکی برادره هم مداحی کرد دقیقا سال بعدش مادرش مرد فقر ک بیداد میکرد و میکنه و انواع بلاها رو کشیدن
خدایا درون مغز مارو پاک کن از اینهمه باور کثیف شیطانی چون تو فقط برای بندگانت شادی فراوان ،نعمت فراوان ،عزت فراوان ،آرامش فراوان ،عمر همراه با عزت و سربلندی و سلامتی فراوان ،آسایش فراوان ،رفاه فراوان ،پیشرفت و موفقیت فراوان میخوای و هر گز اجازه بلا و مصیبت و بدبختی نمیدی برای ورود ب زندگی بنده هات
هر کس غمگینه،مریضه،درد داره،بلا داره،مصیبت داره، فقر داره، مورد ظلم هست ،ناراحتی داره ،ستمکش هست اتفاقا مورد لعن و نفرت الله هست
و خداوند بسیار از این خانه های پر بلا پر گرفتاری از هر نوعش ک یکیش فقره،یکیش ناراحتیهای مختلفه،یکیش،مریضیه،به دور هست
هر چقدر ثروتمندتر باشم شادیم بیشتره ،موحدترم،خدا پیشمه،فقط خدارو می بینم ،چون ذهنم ارامه ،لذت میبرم چون بهترینهارو میخرم و خداوند بهم نزدیک میشه چون خداوند هم خودش ثروتمند شاده مدام درحال پیشرفته مدام در حال گسترش جهانشه،مدام در هر حال شادسازی و آبادانیه
تو قرآن میگه خونه هارو بااد کنید بسازید یعنی ثروت اندوزی کنید پس ثروتمند شدن من منو خیلی پیش خدا عزیز میکنه سربلندم میکنه
خدایا ذهن و روح و مغز و درون منو خودت پر کن از این باورهای درست
و پاکم کن از هر فکر و هر باوری که فقر نکبت و ذلت رو برام آورده
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
خدایاکمکم کن مهربانترینم
بنام رب
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته جان
در مورد کثیف بودن و بد بودنه پول من اومدم این منطقو برعکس کردم
چیزی که کثیف و بد باشه یه ذره اش هم بده دیگه
مگه مشروب حرام نیست؟ آیا خدا گفته حالا یه ذره بخوری ایراد نداره ولی زیاد بخوری حرامه؟!
یا دروغ کلا بده دیگه چه کم چه زیاد یا با هر بهانه ای
شریک قائل شدن برای خدا درست نیس و انسان رو به جهنم میبره حالا اینکه یه ذره مشرک بشی یا زیاد مشرک بشی فرقی نداره که
بهرحال مشرک شدی
یا هر گناه دیگه ای
پس چرا در مورد ثروت اینجوری فکر نمیکنن؟
چرا اگه پول کثیفه و چیز خوبی نیس یه ذره اش خوبه
زیاده اش بده؟؟
چرا آدم هایی که از بدی پول میگن حداقل یه خونه و ماشین دارن
یعنی یه خونه تو پایین شهر داشته باشی خوبه
ولی همون خونه تو بالاشهر باشه بده؟
اگه قراره بد باشه
کثیف باشه
منو از خدا دور کنه
خب هزارتومنشم باید بد باشه دیگه
واقعا چرا من این باورا رو شنیدم بهشون شک نکردم
چرا انقدر راحت قبولشون کردم
یعنی خدا میگه من ده میلیون بهت میدم این برات خوبه
یه میلیارد برات بده؟!!
در مورد اینکه من جنبه ثروت رو ندارم
ایا وقتی تنها زندگی کردم بی جنبه شدم؟
الان خونه ام از قبلیه بهتره من بیجنبه شدم؟
درامدم از قبل بیشتر شده بی جنبه شدم؟
خب پس هر چی شرایطم بهتر بشه بهتر میشم دیگه
درمورد احساس گناه
چند روز پیش مادرم بهم زنگ زد و گفت برادرم ماشینشو عوض کرده(خداروشکر اینروزا همش درباره ثروت میشنوم) من گفتم مبارکه و آفرین بعد یهو گفت انقدر نامرده ماشین قبلیشو نداده به علی(برادر کوچیکترم)
من که چیزی نگفتم
ولی دیدم چقدر راحت دیگران برای پیشرفت به ما احساس گناه میخوان بدن
این احساس گناه رو همیشه من از خانواده ام میگرفتم
یادمه یه پولی دستم اومده بود چند سال پیش نمیدونم تو کامنت هام نوشتم یا نه
مادرم مدام بمن احساس گناه داد که برادرت الان نداره و تو بهش بده و این حرفا
منم بهش دادم و دیگه از برگشت پول خبری نشد
و البته من خودم مقصر بودم خب باورامم خراب بود
و چقدر سر اون پول من ناراحتی کشیدم
و اتفاقا اون پول هیچ خیری هم تو زندگیش نداشت
یعنی باعث نشد اون موفق بشه یا اتفاق خاصی براش بیافته
فقط من به خودم ظلم کردم با احساس دلسوزی و گناه
اینروزا خیلی دارم گذشته رو بالا و پایین میکنم که ببینم چرا یه سری کارارو کردم و تهش میرسم به همین دلسوزیه
پدر من همیشه در حال نصیحت کردنه ما بود و همیشه میگفت اگه شما خطا کنید من مسئولم و خداوند از من بازخواست میکنه
منم که دیگه الگوم پدرم بود
مشخصه پاشنه آشیلم اینه که خودمو مسئول همه بدونم از بچم گرفته تا اطرافیانم
هر چی هم روش کار میکنم باز یه جاهایی از دستم در میره
امیدوارم بتونم اساسی درستش کنم
ممنونم استاد عزیزم
بنام خدایی جزیی از من هست و در هر لحظه در حال هدایت من هست بنام اون خدای مهربونی که بخشنده و رزاق هست بنام اون خدایی که جایگزین همه چیز و همه کس برام شده
سلام به استاد ابراهیمی عزیزم سلام به استادی که هر لحظه با حضور در این سایت الهی بیشتر و بیشتر شاکر این نعمت بزرگ در زندگیم هستم
سلام مریم جان سلام به الگوی همه بانوان این سایت که یک الگو تمام عیار در هر زمینه ای برای ما خانم ها شدی و خیلی از سدهای ذهنی ما رو شکستین
یک سلام ویژه به دوستای عزیز و عباس منشی که با خوندن کامنت هاشون بیشتر و بیشتر قانون درک می کنم و سپاسگزار خداوند هستم که همچین دوستان آگاهی دارم
باز یه فایل بی نظیر و فوق العاده که خیلی ترمزهای ذهنی رو برام مشخص کرد که آنقدر در اعماق جا خوش کرده بودن اصلا متوجه حضورشون نبودم
استاد من خودم در یک خانواده مذهبی بدنیا اومدم و بزرگ شدم فقط این خانواده یک نقطه قوت داشت و اون باباجونی بود که به نسبت بقیه کمتر دارای باورهای اشتباه بودن الآنم که پیش خدای مهربون هستن و آسمانی شدن
همیشه در جامعه و رسانه و گفتگوهای روزمره افراد ثروتمند آدم هایی هستن که از راه نادرست به این ثروت رسیدن و مورد غضب خداوند هستن همیشه امامان رو افرادی با لباس های مندرس و خوردن نان و خرما، نان و نمک به ما معرفی می کردن و چقدر این برای من عجیب بود چرا امامان که خدا دوسشون دارن آنقدر در فقر و بدبختی بودن الان که بهش فکر می کنم به این افکار و باورها بیشتر می خندم
همیشه از بچگی می گفتن تنت سلامت باشه پول بدست میاد پول مهم نیست دلت خوش باشه همیشه به هر طریقی پول رو در درجه های پایین تر و بی اهمیت میگذاشتن
همیشه دنبال افرادی بودیم که ببین طرف پولدار ولی چه فایده بچه اش مریض شوهرش بداخلاق و هزار تا دلیل بی ربط دیگه
حتی یه دوره ای این مطلب معروف شده بود که شخصی تو بنز و تنها نشسته بود و پشت چراغ قرمز یه موتورسوار به همراه همسرش میبینه و از شادی اونها لذت میبره و دوست داشت الان بجای اینکه در بنز بشینه در سرما پشت موتور باشه ولی دلش خوش باشه
حتی در زمانی که برامون خواستگار میومد پول آخرین اهمیت داشت طرف خوب باشه پول داشته باشه یا نه مهم نیست بالاخره خانواده هم بخاطر باورهای اشتباهی که بهشون رسیده بود همین ها رو به ما هم منتقل میکردن و تهش هم معلوم دیگه
من خودم یه دوره ای خیلی این باور عدم لیاقت در کسب مال و ثروت داشتم انگار ثروت مخصوص یه دسته خاص از جامعه بود و من و امثال من باید تا آخر عمر حسرت اون ها رو می خوردیم
غافل بود از اینکه آزاده مگه خدا با تو دشمنی داره آخه چرا خدا به تو نباید مال و ثروت بده اصلا این چه معنی داره که خدا به یه نفر دوست داره نعمت بده به یه شخص دیگه حال نمیکنه نده کلا از اساس نامربوط بود
همیشه میگفتن اگر زیاد داشته باشی اون دنیا جواب سئوالت زیادتره و … برای همین هم همیشه یه مسیر سینوسی رو در حوزه مالی رفتم جلو و همین جا این خواسته در من شکل گرفت که خدا در بهترین زمان ممکن دوره ثروت رو روزیم کند
چه باور قشنگی که این مال و ثروت یک برکت از سمت خدا هست که به من داده شده و من باید بهترین استفاده رو ازش ببرم و نشون بدم خدایا من لایق این برکت این نعمت و هدیه هستم.
آیه 100 از سوره نحل
«وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَکْنَانًا وَجَعَلَ لَکُمْ سَرَابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِیلَ تَقِیکُم بَأْسَکُمْ کَذَٰلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ»
خداوند نعمتها و وسایل آسایش را برایتان قرار داد تا زندگیتان سامان داشته باشد، و این نشانهی تکمیل نعمت و رحمت اوست.
آره باید اینجوری به ثروت نگاه کرد ثروت منو سپاسگزارتر می کنه منو به خدا نزدیکتر میکنه حتی ثروت روی اخلاق و رفتارمم هم تاثیر مثبت داره مگه خدا به پیامبرانش رزق بی حساب نداده مگه اونها نماینده خدا نبودن مگه با ثروت از خدا دور شدن مگه خود حضرت محمد با ثروتمندترین زن عرب خدیجه ازدواج نکرد و هزاران دلیل دیگه دال بر اینکه ثروت و ثروتمند شدن معنوی تمرین کار هست
من اگر ثروتمند باشم بهترین مواد غذایی رو برای درست کردن غذا میخرم و سلامت تر خواهم بود من اگر ثروتمند باشم متوکل تر هستم به کسی وابسته نمیشم برای بدست آوردن رزق و روزی خدایا در یک کلام زندگی با ثروت معنای درست زندگی و بندگی هست خیلی برام جالب من همیشه از سنین پایین به اطرافیانم میگفتم من آدم مادی هستم :))) من واقعا عاشق پولم انگار پول حکم خون در رگ هام داره و جالب که همیشه پول تو حسابم هست و هر کس تو فامیل پول میخواد از من میگیره ولی باید اینکه به دیگران قرض بدمو با این نگاه که دلم براشون بسوزه و بخوام کارشون راه بیفته رو بذارم کنارم راستشو بخواین در این مورد دودل هستم که باید قرض بدم یا نه؟
حتی ثروت باعث میشه کیفیت روابطم بره بالا منظورم ثروت توحیدی با اون نگاهی که استاد میگن نه ثروتی که از روی حرص و طمع باشه
استاد بازم سپاسگزارم بابت این فایل عالی من هر روزی یه هدایتی از سمت خدا برام میاد و یک دفتر دارم به اسم فایل های دلی انگار خدا بهم میگه آزاده بیا اینم از فایل امروز و هدایت ها در این دسته فایل ها به سمتم میاد خداجون دوست دارم عاشقتم ️ ️ ️
بسم الله ربّ العالمین
سلام بر دوستان عزیز
سپاس فراوان از استاد عباسمنش عزیز که با انتشار آگاهیهای طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینهها میشوند.
دو سه ماهه از مطالب فوقاالعادهای که استاد عباسمنش ارائه میکنند استفاده میکنم. در این مدت تغییرات درونی و شخصیتی شاخصی در من ایجاد شده.
از منظر ثروت هم، دربهای رحمت فوقالعادهای برام باز شده که با کار کردن روی باورهام دارم قدم قدم بهشون نزدیک میشم؛ یا به عبارت بهتر، با تلاش برای رفتن روی مدارهای بالاتر، خیلی زود در شرایط دریافت نعمتهایی که میخوام قرار میگیرم.
امروز این حس رو نسبت به آموزههای استاد عباسمنش پیدا کردم:
(آرایش یعنی افزودن برای زیبایی و پیرایش یعنی کاستن برای زیبایی)
استاد بهصورت فوقالعاده حرفهای، در حال آرایش باورهای توانمندکننده ما و پیرایش باورهای محدودکننده ما هستند. نتیجهاش هم داره میشه ارتقای قابل توجه ما در تمامی ابعاد زندگی. واقعا از زحمات ایشون بسیار سپاسگزارم.
امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشنتر شود.
به نام خدا
سلام استاد جون
داشتم به این فک میکردم
که اگ خدا نمیخواد من ثروتمند بشم
اگ ثروت بده
اگ داستان یچیز دیگس
اگ عوامل ببرونی تاثیر داره
اگ پدر و مادر عامله
اگ شهر عامله
پس چراااااا
یکی به من بگه چرا وقتی رو باورام کار میکنم به چند ساعت نمیکشه
که من از جایی ک گمان نمیکنم
پول وارد حسابم میشه؟؟؟
این چیو داره نشون میده؟؟؟
ایا غیر اینه ک داره نشون میده من باباورای محدود کننده م
جلوی بینیم رو گرفتم و نمیذارم اکسیژن(ثروت و نعمت)
وارد زندگیم بشه؟؟؟
ک به محض اینک ی کوچولو راه تنفسیم رو با همین کامنت نوشتن و تامل درایات و
خوندن کامنت بچه ها باز میکنم نشانه ها
میاد ینی من به ثرون نزدیک شدم
من دارم روی طول موجش قرار میگیرم
ثروت وارد زندگیم
میشه
پس چرا فک میکنم خدا برام نمیخواد چرا فک میکنم
10سال دیگ به ثروت میرسم
من باید راه تنفسم رو باز کنم
تا نعمتی ک داره می باره
بارانی ک هیییچوقت فطع نمیشه رو دریافت کنم.
خدایا من روهدایت کن ک بتونم نعمت هات رو دریافت کنم
سلام استاد عزیز
من هر چه بیشتر این فایل رو گوش میدم آگاهی های بیشتری رو بهش می رسم
استاد شما واقعا درست میگید
علت اصلی اینهمه فقر و بی پولی،گرفتاری،مصیبت،بلا،بیماری،غم،واندوه،غصه،نگرانی،ترس، بی احترامی و جدایی و انواع بلاها ما همین باوره که بخاطر صحبتهاییکه در باره ائمه که ما اونهارو نزدیکترین ادمها ب خداوند میدونیم ،شنیدیم هست بخش عمده این باورها از همین صحبتهای مذهبی توی هیاتها و مراسمات محرم فاطمیه و … وارد شده در ذهن ما
مثلا درباره عاشورا و نحوه ی کشته شدن اهل بیت مدام اینهارو شنیدیم که امام حسین ک ما نزدیکترین فرد ب خدا میدونیمش بسیار مصیبت و بلا و ستم کشید و از اینکه با این وضع اندوهبار می میرد خیلی راضی بود و خیلی ابراز خوشحالی می کرده از اینهمه بلا چون که حتی حدیث هم هست که گفته خداوند راضیه مارو اینجوری ببینه
کربلا پر از ترس و اندوه و بلا و ظلم و حسین و یارانش هم مظلوم ستمکش بلا بین پر از غم و کرب و بلا بوده
وای چقدر ناراحت کنندست که ما با شرکت کردن تو این مراسمات و شنیدن این اشتباهات دروغ چطوری ذهنمون این رو نوشته و محکم کرده که هر چقدر بلا ،مصیبت،گرفتاری،غم،گریه،اشک،وناله،وغم،خونریزی،جنگ،ودعوا،و،مظلومیت،ستم بیشتری داشته باشیم پیش خدا عزیزیم و خدا ازمون راضیه ،چقدر امروز گریه کردم اینارو نوشتم درسته دقیقا چون این اشتباهات مذهبی درباره کسانیکه ما نسل اندر نسل اونهارو نزدیکترین و عزیزترین ادمهای کره زمین در نزد خداوند میدونیم برای ما ستم کش ترین بلا و مصیبت دارترین،غمبار ترین اشک ریز ترین ،اندوه دارترین،ادمها معرفی شدن
ذهن ما و جد اندر جد ما اینجوری کد نویسی شده که هر چقدر بلا و گرفتاری و عداب بیشتر ریاضت و بدبختی ببشتر پیش خدا عزیزتر
فقر وبیماری و … همه ی گرفتاریها ی جور بلا و مصیبت و بستگی هستن
اینکه ما این باور رو داریم ک خدا تو دلهای شکست دل شکسته ها پیش خدا عزیزن
یا زینب ستمکش ،یا حضرت زهرا بیت الاحزان داشته بسیار گریه میکرده و چادرش انقدر وصله داشته که جا وصله نداشته ،یا انقدر حجاب داشته که هیچکس نمیشناختش یا وسالهاش بسیار کم و فقیرانه بوده خیلی قناعت میکرده روزه میگرقته خودش گشنه میمونده میداده غذاشو ی گدا اینیا همه باورهای نادرست و برعکس اسجاد کرده ک هر کس اینکارو روکنه میره بهشت خدا دوسش دازه
یا حضرت ادم هفتاد سال اشک ریخت مثل دوتارود
یا یعقوب نبی اشک ریزان بود
با اشک وگریه درخواست کنم خدا بیشتر خوشش میاد ای وای برمن
اینها همه باعث شده توذهن من و اجداد من این باور تشکیل بشه که هر چقدر گریه غم ناراحتی بیشتر خدا ازم راضی تر و بخاطر همین باورهای منه که ستم بلا ظالم و فقر و انواع بلا و مصیبت ک یکیش فقره یا وجود ادمها و شرایطی رو باعث شده که دقیقا عین اون باورها ی نامناسب رو بهم نشون میده
من خیلی از خداوند کمک میخوام که تو پاک کردن و از بین بردن این باورهاییکه دقیقا تو ذهن منه و اینهمه نتیجه ناجالب اینهمه سال تو زندگیم تکرار میشه رو کمکم کنه تغییر بدم و با باورهای مناسب جایگزین کنم
من هرچقدر ثروتمندتر ،هر،چقدر شادتر،هر چقدر،پولدارتر،هرچقدر،خوشپوشتر،هرچقدر،نونوارتر،هرچقدر،زندگیم پر محبت تر ،هرچقدر،اسوده،تر،هرچقدر،رفاهم،بیشتر،همرچقدر،ارامش،اسایشم فراوانترباشه،هرچقدر،پاکتر،سلامتر،تر،،پاکدامنتر،هرچقدر،شجاعتر،موفقتر،سربلندتر،سرفرازتر،پیش،خدا،عزیزترم
خدایاکمکم کن ذهنمو تمیز و عمیق پاک کنم
امشب سجده کنم ب درگاه خدا استغفارکنم بابت اینهمه باور نادرست که تو ذهن منه و نتایج رو ناجالب کرده برام
خوشحالم شکرگزارم که خداوند غفاره و رحیمه و محکم از من و همه کسانیکه اعتراف میکنن علت اتفاقات زندگیشون وجود باورهای نادرستیه که خودشون تو ذهنشون پروروندن پشتیبانی میکنه و در این استغفار و پاکی مشتاقانه کمکمون میکنه
سلام سمیه جان
آفرین به شما دانشجوی عمل گرای موحد
خدا را هزاران بار شکر می کنم که مرا با آدم های گران بهایی مثل شما هم صحبت کرده
به به چقدر معنای این آیه مرا به وجد آورد که میگه خداوند هیچ گاه تو را تنها نگذاشته و از تو خشمگین نمی شود
جای فکر کردن عمیق را دارد.
از شما بابت کامنت زیباتون ممنون
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
نمیدونم از کجا شروع کنم و چطور تعریف کنم ،
خیلی وقته که با خدای خودم صحبت میکنم و دنبال راهی هستم که درآمد مالی خودم رو افزایش بدم،
میدونم که خدا راهنمایی میکنه و بهم میگه، ولی متاسفانه من مدار فرکانسی ام پایین هستش و نمیتونم اونو بشنوم و دریافت کنم ، از خدا خواستم که شما استاد عزیز و دوستان گرامی، دستات خدا بشوید برای من، تا بتوانم هدایت خدا رو درک کنم و ایده ای بهم برسه و شرایط مالی ام عوض بشه،
من ارشد عمران دارم و توی یه اداره دولتی، رئیس یه بخشی هستم ولی واقعا درآمد اداره کم هستش و جوابگوی هزینه ها و تورم بیرون نیستش، هر کاری رو با توجه به شرایط،شغلی ام و اطرافم نمیتونم انجام بدم، پول آنچنانی هم ندارم که بخوام کارگاهی رو راه بندازم و …، مغزم هنگ کرده و فقط دنبال ندای الهی هستم تا از این شرایط خارج بشوم،
خدای بزرگم، از طریق دوستان خوبم ، منو هدایتم کن
سلام دوست عزیزم
شما شروع کنید از خونه خودتون دفتر مهندسی خودتونو راه اندازی کنید مرتبط با کار خودتون هست شما که تجربه و مهارت خیلی خیلی خیلی زیادی دارید و سالها تجربه و اعتبار فراوان دارید خونه ی خودتون یکی از اتاقهای رو دفتر کنید و شروع کنید ب کار پروژه قبول کنید مطمئنا خداوند کنار شماست و باشماست و مشتریهای عالی خوش حساب که ب کار شما باور عمیق دارن و خداوند توی قلبشون محبت عمیق شمارو انداخته و پولی که ما تعیین میکنین رو پیش پرداخت میکنن و الگوی ذهنشون این هست رو ب سمت شما فراوان هدایت می کنه
بنام رب
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته جان
داشتم به این فکر میکردم چرا از اینکه من داشته باشم و مثلا اعضای خانواده ام نداشته باشن باید احساس گناه بگیرم؟
الان که من بدنم سالمه خداروشکر و مریض نمیشم آیا سلامتی اطرافیانمو گرفتم؟
خواهرم خیلی باورای سلامتیش داغونه
چون به شدت به چشم زخم اعتقاد داره یعنی هر جا کافیه بره مدام میگه به من و دخترم چشم زدن
یا همش میگه بدن من ضعیفه یا پول مهم نیس سلامتی مهمه
و هر دو رو هم نداره!!!
خب الان من سالمم یعنی حق اونو خوردم؟
سلامتی اونو گرفتم؟
پس چرا درباره ثروت این فکر رو میکنم؟
خب اون باوراش اونطوریه داره نتیجه باوراشو میگیره
منم باورام درباره سلامتی بهتره دارم نتیجشو میبینم
خب ثروتم همینه دیگه
باورای هر کسی خوب باشه ثروتمند میشه
پس ثروتمندا حق کسیو نخوردن
مال کسیو ندزدیدن
باوراشون درسته
من که کلا از اخبار و فضای مجازی خبری ندارم مگر اینکه کسی چیزی بهم بگه
دو تا موضوع رو شنیدم و دوس داشتم اینجا کامنت کنم
یه بنده خدایی بهم گفت هنوز باشگاه میری گفتم نه چطور
گفت توی فلان باشگاه خانومه خواسته زودتر لاغر بشه بهش قرص دادن و بعدش که مصرف کرده سکته قلبی کرده
استاد یاد حرف شما افتادم تو دوره احساس لیاقت
و اینکه چقدر عجله آدمو نابود میکنه
بجای اینکه صبور باشه و کم کم وزنش کم بشه خواسته یهو لاغر بشه و همون سلامتیشم از دست داده و معلوم نیس اصلا زنده بمونه یا نه
در مورد ثروتم همینه وقتی عجله میکنی همونی هم که داری از دست میدی
این روزا هر چیزی میشنوم واقعا بیشتر قانونو باهاش درک میکنم
یا اینکه روز جمعه زنداداشم میگفت یکیو کشتن و طلاهاشو بردن
داشتم فکر میکردم واقعا فقر با آدم چه میکنه که اینجوری زندگیتو تباه میکنی چون فکر میکنی نمیشه از راه درست ثروتمند شد
البته من خیلی حواسم هست نرم تو حرفاشون و گوش نکنم وقتی این حرفا رو میزدن اولش که شنیدم رفتم با برادرزاده ام بازی کردم
و بازم بیشتر درک کردم فقر چه بلایی سر آدم میاره
و دقیقا تو یه محله فقیر نشین این اتفاق افتاده بود و اینکه بیشتر درک کردم هیچ کسی نمیتونه به دیگری ظلم کنه
اگه قبلا یه همچین چیزی میشنیدم میگفتم خب به خانومه ظلم شده و از دنیا رفته
اما الان میفهمم اون خانومه فقط جسمشو از دست داده روحشو که نتونستن ازش بگیرن پس بهش ظلم نشده هر چند حتما اونم باورایی داشته که اون اتفاق براش افتاده
اما اون کسی که قتل کرده چقدر در حق خودش ظلم کرده و تا اخر عمرش باید تو عذاب وجدان و ناراحتی و حس بد و ترس بمونه
یه چیزی هم یادم افتاد من توی خونه قبلیم گاهی میرفتم شبا پیاده روی یه جایی بود محله پایین تر محسوب میشد و حتی تو اون کوچه تیرچراغ برق نبود یه بار از کنارش رد شدم خودم ترسیدم از اون همه تاریکی
ولی تو محله های بالاتر هر چند متر روشنایی هست یعنی نصفه شبم بیرون باشی اصلا ترسی نداره انقدر که روشنه
واقعا جاهایی که ادماش ثروتمندن امنیتش بالاتره
ادم احساس راحتی و ارامش میکنه
من خودم قبلنا که توی سایت نبودم و از قانون چیزی نمیدونستم هر وقت جایی میرفتم که وضعیت مالی بهتری داشتن احساس خفگی میکردم و زود میخواستم فرار کنم و تو محله خودمون که پایین هم بود احساس راحتی بیشتری داشتم
اما الان که تو بالاشهر راه میرم چه حس خوبی دارم
احساس راحتی و ارامش بیشتری میکنم
و اصلا از دیدن ماشینا و خونه های خوب لذت میبرم و دیگه مثل قبل حسادت نمیکنم و غصه نمیخورم
راستی استاد یه چیز جالب
من امروز متوجه شدم همسر سابقم توی کارش یه مدرکی که همیشه دوس داشت و نیاز به ازمون داشت رو گرفته و خیلی ناخوداگاه هم خوشحال شدم هم تحسینش کردم
در حالی که اگه قبلا بود حتما ناراحت میشدم که چرا داره پیشرفت میکنه خخخ
چقدر از خودم خوشم اومد که دارم انقدر خوب روی خودم کار میکنم که اینجوری از موفقیت بقیه خوشحال میشم
استاد ممنونم که بهم کمک کردین ادم بهتری بشم
استاد جان من با بحث این که ثروت آدم توحیدی تر میکنه و فقر آدم مشرک تر میکنه خیلی موافقم قبل از این که به این مسیر جادویی شغلی هدایت بشم و این قدم هارو بردارم با شخصی به صورت کارمندی کار میکردم و یواش یواش آگاه شدم که کارمندی و وابستگی مالی به کارفرما به دلیلی نیاز مالی که انسان داره آدم از خدا دور میکنه و آدم رو مشرک میکنه و همش نگاه آدم به پرداخت حقوقی که داره کارفرما میده و همه چیز توی اون میبینه و جلو اون نگاه ذهن آزاد توحیدی که توکل بر خدا بکنه و آینده رو نامحدود ببینه و بتونه توی نامحدودی ها با توکل بر خدا قدم بر داره رو میگیره
بلواقع من هروقت پول و ثروت توی زندگیم زیاد بوده توحیدی تر شدم و خوش اخلاق تر شدم و مهربان تر شدم و با حوصله تر شدم و یا انگیزه تر شدم خلاق تر شدم و هرچی صفت خوب بوده توی من بودجود اومده و رشد کرده ولی همین که شرایط مالی دشوار شده رده پای شرک و ترس و نگرانی و بی حوصلگی و…. اومده به شخصه در این مدتی که خدا لطف کرده و یک سری شرایط بوجود آورده که بتونم با پوست و گوشت یک سری شرایط تجربه کنم این درک در من خیلی عمیق تر شده که پول و اسکناس و طلا و دارایی و …. آدم توحیدی میکنه و دگ روی کسی حساب نمیکنه و بخاطر حرف بقیه مسیرش کج نمیکنه و سر خم نمیکنه و…. و واقعا از خدا سپاسگزارم و ممنونم که شما رو استاد عزیزم در مسیر زندگی من قرار داد .
هرچی آدم های توحیدی بیشتر سرعت رشد دنیا هزاران برابر بیشتر
واقعا همینطوره
ما کلا تو ذهنمون خداوند رو درست تعریف نکردیم بلکه برعکس تعریف کردیم،در حالیکه خداوند بینهایت فقط برای تک تک ما ثروت ورفاه و ارامش اسایش و موفقیت و پیشرفت فراوان میخواد خدا میخواد پاکدامنی وپاکی اسانی لذت و شادی بینهایت داشته باشیم خدا میخواد ک ساده و اسان خواسته هامون براورده بشه ،خدا هرگز حقارت برای مانمیخواد بلکه فقط سرافرازی میخواد خدا هر گز برای ما حسرت کشیدن نمیخواد خدا هرگز نمیخواد ما افسردگی وفقر بکشیم خداوند برای ما فراوانی هارو گذاشته و خواسته
ما هر چقدر ثروتمندتر ،سربلندتر،پاکتر،متعهدتر،باشیم هر چقدر محبت عشق احترام شادس ارامش تو خونه زندگیمون بیشتر باشه خدا میاد تو خونمون میاد پیشمون
خداچون ثروتمنده وهابه
چون ثروتمنده رحمن ورحیم هست
چون صاحب نعمته دستش بالای همهی دستهاست چون ثروتمنده کسی بهش نمیتونه ظلم کنه و به کسی هم ظلم نمیکنه
و ما بعنوان جانشینش باید ثروتمند بشیم هم وقتی ثروتمند میشیم مثل خدا عمل کنیم تا مورد رضای الله قرار بگیریم
خدا چون ثروتمنده میتونه از گناهان بگدره وبه جاش مهربانی کنه
ثروت ادمو مثل خدا میکنه
با ثروتمند شدنم میتونم مثل خدا بشم و خدارو از خودم راضی کنم
فقر ،گرسنگی،فشار روحی و عصبی آه حسرت ،میاره دقیقا همه ی ویژگیهای اهل جهنمه و خدا از جهنمییها دوره مورد لعن خدا هستن
اینم حرق خود خداست ک فقر یعنی حسرت یعنی جهنم و فقیر جهنمیه از رحمت الهی ب دوره
سلام ب شما دوست عزیزم
دقیقا همینطوره منم درمورد شغل خودم بنظرم من را توحیدی تر میکنه
چرا چون منتظر شخصی نیستم اخر برج بهم حقوق بده هربار منتظرم خدایا برام یک مشتری بفرست و میفرسته و من بیشتر باور میکنم
چقد این درخواست و دریافت و این عشق بازی با خدای خودمون قشنگه بی منت!!!
و جمله دوم شما هم دقیقا درسته
همینه وقتی پول داری حال دلت کوک هست شادی حوصله داری سرحالی ب همه روی،خوشت رو نشون میدی میرقصی و میخونی و میگی خدایا مرسیتم عاشقتم حال دادی،امروز
من ک اینجوری هستم حتی نگاه میکنم دخترم شوهرم پول گیرشون میات کیف میکنن میخندن میرقصن منم میگم اره پول ادمو شاد و سپاسگذار میکنه
بقول استاد اگه کسی هم خاست سرت منت بذاره تورو ب شرک دعوتت کنه میگی اقا پرهستم بی،نیازم
منم خدا راهی رو برام باز کرد اینقد خوشحالم گفتم خدایا شکرت
چون یکبار از استاد کارم کار قبول کردم خیلی منت گذاشت گف چون سرم شلوغ بود بهت این کار رو سپردم این مشتری من بود و فلان
وقتی هم مشتری اومد اونجا
استادم ب من گف نگو تو کارشو انجام دادی چون مشتری مال من هست
نمیدونید من چقد بهم برخورد با بغض برگشتم خونه گفتم خدایا بنده ی تو داره سر من منت میذاره
من دیگه اونجا نرفتم و دیگه پول دستمزدم هم از استاد کارم نگرفتم
باورتون میشه من با خدا مکالمه ای داشتم ک خدای،من بنده ات سر من منت گذاشت خدایا من 50 درصدم کسب مهارت و عمل ب الهاماتم بود الان نوبت تو شده ب من نشون بده ب وعده ات عمل میکنی
ب دوروز نکشید خدا دونفر رو برام فرستاد و برای اولین بار همچین دستمزد هایی رو دریافت کردم اونم تو خونه ی خودم کارمو انجام دادم مشتری ها هم مال خودم بودن
و این باور باعث شد قانون خدا ب من ثابت بشه
هرکس ب خدا توکل کند خدا برای او کافیست