اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
توکاروشغل که بنظرمن فقط مخصوص مردهست چون زنان فقط باید خونه داری وبچه داری کنن
در رابطه عاطفی ، باشوهربافرزندان نباید به همسربگیم تومثبت فکرکن عزت نفس واحساس لیاقتتوبالا ببر بقیه چیزاخودبخود درست میشه .
حرکت وتغییر دوطرفه هست . نمیشه که شوهربگه من نمیتونم تغییرکنم تو تغییرکن بقیه چیزاخودبخودحل میشه . خب اگریکطرف احساس لیاقتش عالی بشه اون یکنفردیگه تغییرنکرده باشه جهان جداشون میکنه خیلی شیک ومجلسی واون طرف که تغییرنکرده در روابط گفته به خانمش نیازهاتو سرکوب کن من حوصله ندارم باهات تماس بگیرم من سرم شلوغه من کمروهستم سرخ وسفیدمیشم من مغرورم نمیتونم تحویلت بگیرم من برم دوربزنم ولی برمیگردم میام میگم جایگزین نداری یدونه ای خاصی
(دارایی و فرزندان، زیور زندگی دنیاست، و کارهای نیکِ ماندگار نزد پروردگارت از نظر پاداش و امید، بهتر است.)
خدا اینجا داره خیلی قشنگ بهمون یاد میده که پول، دارایی، فرزند، زیبایی و همهی نعمتهای دنیایی چیزای بدی نیستن — برعکس، زینت هستن. یعنی زندگی بدونشون هم میشه، ولی باهاشون قشنگتر میشه
اما یه نکتهی ظریف داره: این زینتها قراره در خدمت رشد روح و خیر ما باشن، نه اینکه ما اسیرشون بشیم.
خدا میگه اصل ماجرا باقیات صالحاته یعنی اون کارای ماندگاری که ریشه در عشق، نیت پاک و خدمت دارن. وقتی پول و ثروتت رو با نیت خیر خرج میکنی، وقتی از نعمتی که داری برکت میسازی، اون دیگه صرفاً «مال» نیست، تبدیل میشه به
باقیۀ صالحه
یعنی ثروت، اگه با نیت الهی و خدمت همراه بشه، خودش عبادت میشه.
اون وقت دیگه پولت فقط عدد نیست، بلکه انرژی نوریه که میچرخه و برکتش چندبرابر میشه.
پس خدا نمیگه ثروت بده، بلکه میگه ثروت تنها زینته، اما وقتی با نیت پاک ترکیب بشه، میشه ثروت معنوی و جاودان.
خلاصهاش این میشه:
پول و دارایی خوبه، اما نیت و طرز استفادهست که ازش بهشت میسازه.
دیشب داشتم تحقیق میکردم در مورد زمینهای اوقاف در تهران
دربیشتر مناطق تهران والبته مناطق بالا قسمتهایی هست به عنوان اوقاف
لویزان وکن ولواسانات وشمیرانات مناطقی بودند که منطقه اوقاف داشتند
آقای عبدالوهاب یکی از ثروتمندان زمان قاجار بوده که اول کتابفروشی در نارمک داشتند با پدرشون وبعد خودشون تاجر معروفی شدند ( این میتونه نشون بده که باورشون درست بوده ایمانشون قوی بوده که خدا هدایتشان کرده به تجارت)حتما تاجر موفقی هم بودند
که کلی زمین در منطقه لویزان میخرند وبعد از مدتی وقف میکنند به مردم بی بضاعت که خانه بسازند ومدرسه بسازند درمانگاه بسازند
الان کلی مدرسه که سالهاست بچه ها درس میخونند وچند تا مسجد ساختند حتی چند تا قنات داشته که همه رو به مردم وقف کردند واین داستان ادامه داشته تا حالا که نتیجه ایشان هم جزو تولیت مکانهای موقوفه هستند از دیشب مدام فکر میکنم ببین یه فرد از تجارت خودش از باورهای درست خودش از ثروتش کل نسلش رو بهشتی کرده وباقیات و صالحات خوبی برای خودشون ونسلشون باقی گذاشتند
حالا یه فردی که فقیر باشه برای بچه هاش فقط بدهی میزاره شاید از نبود پول نتونن مراسمی هم براش بگیرن بعد از چند وقت هم در کل کائنات به فراموشی سپرده میشه هیچ کس هم بهش افتخار نمیکنه ولی منی که اصلا ایشون رو نمیشناسم ستایش میکنم که با داشتن ثروت به راحتی ازش گذشته (برای گذر از ثروت باید به دستش بیاری بعد بتونی بگذری)
حتی نتیجه ایشون گفته بودند که از منابع وقف ما بیمارستانی در شمال کشور ساختیم چند حسینیه ساختیم انگار وصیت ایشون بوده که از منابع وقف ده روز مراسم محرم عزاداری باشه عید غدیر به فقرا اطعام کنند ومراسم ایام فاطمیه برگزار کنند یعنی هم دنیا رو داشته هم آخرت رو داشته هم ائمه رو داشته( خدا وخرما رو باهم داشته)
ثروت وپول آدم رو بهشتی میکنه
ثروت وپول آدم رو معنوی میکنه
ثروت وپول آدم رو خدایی میکنه
و
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن باشکوه هست
هرچه ثروتمند باشی به خدا نزدیک تری
هرچه ثروتمند باشی خدا بیشتر دوست داره
و در آخر
ثروت فراوان ثروتی که از خزانه غیب خدا باشه برای تمام عزیزان آرزومندم
دیشب داشتم تحقیق میکردم در مورد زمینهای اوقاف در تهران
دربیشتر مناطق تهران والبته مناطق بالا قسمتهایی هست به عنوان اوقاف
لویزان وکن ولواسانات وشمیرانات مناطقی بودند که منطقه اوقاف داشتند
آقای عبدالوهاب یکی از ثروتمندان زمان قاجار بوده که اول کتابفروشی در نارمک داشتند با پدرشون وبعد خودشون تاجر معروفی شدند ( این میتونه نشون بده که باورشون درست بوده ایمانشون قوی بوده که خدا هدایتشان کرده به تجارت)حتما تاجر موفقی هم بودند
که کلی زمین در منطقه لویزان میخرند وبعد از مدتی وقف میکنند به مردم بی بضاعت که خانه بسازند ومدرسه بسازند درمانگاه بسازند
الان کلی مدرسه که سالهاست بچه ها درس میخونند وچند تا مسجد ساختند حتی چند تا قنات داشته که همه رو به مردم وقف کردند واین داستان ادامه داشته تا حالا که نتیجه ایشان هم جزو تولیت مکانهای موقوفه هستند از دیشب مدام فکر میکنم ببین یه فرد از تجارت خودش از باورهای درست خودش از ثروتش کل نسلش رو بهشتی کرده وباقیات و صالحات خوبی برای خودشون ونسلشون باقی گذاشتند
حالا یه فردی که فقیر باشه برای بچه هاش فقط بدهی میزاره شاید از نبود پول نتونن مراسمی هم براش بگیرن بعد از چند وقت هم در کل کائنات به فراموشی سپرده میشه هیچ کس هم بهش افتخار نمیکنه ولی منی که اصلا ایشون رو نمیشناسم ستایش میکنم که با داشتن ثروت به راحتی ازش گذشته (برای گذر از ثروت باید به دستش بیاری بعد بتونی بگذری)
حتی نتیجه ایشون گفته بودند که از منابع وقف ما بیمارستانی در شمال کشور ساختیم چند حسینیه ساختیم انگار وصیت ایشون بوده که از منابع وقف ده روز مراسم محرم عزاداری باشه عید غدیر به فقرا اطعام کنند ومراسم ایام فاطمیه برگزار کنند یعنی هم دنیا رو داشته هم آخرت رو داشته هم ائمه رو داشته( خدا وخرما رو باهم داشته)
حقیقتاً من چند سال پیش تو سایت با فایلهای رایگان شروع کردم، مدارم آمد بالا، به درآمد رسیدم، کم بود ولی خب درآمد داشتم.
تا اینکه ول کردم، دوباره اومدم پایین. از این شاخه به اون شاخه شدم، خیلی سمت این کار و اون کار رفتم این سالها. صفر میشدم.اصلن بی کار میشدم.بی پول بدون درآمد.
اینم خیلی در من پر رنگ پول رو برا خودم نمیخوام برا بچه هام همش خرج میکنم انگار پول شخمم میزنه سریع صفر میشه اونم برای بچه هام هزینه میشه الانم تو زندگی مشترک از همون اول قانع کم خرج اصلن هزینه نمیکردم به خودم نمیرسیدم. پول رو برای خودم نمیخواستم.
و یادم آخرین باری که خیلی مصمم داشتم کار میکردم، نمیتونستم خونه و زندگیمو مدیریت کنم که دیگه کلن زندگیمون شاید رفت رو هوا، به خاطر عدم برنامه ریزی
و من این باور برام خیلی پررنگ شد که ببین، وقتی کارو ول کردم، خیلی احساس آرامش رسیدم.
ببین چقدر آرامش دارم، پس من بیشتر دیگه نمیخوام.
هم رسالت من اینه مادر خوب و زن خوب باشم، هم من همین کارای خونم رو کنم، به بچههام برسم، همین برام کافیه.
سرنوشت من اینه که پول نداشته باشم، شرایط خوب نداشته باشم، سرنوشت من اینه که مادر خوب باشم، همسر خوب باشمپول مهم نیست کانون خانواده مهم..
این باور اینجا خیلی برای من پررنگ شد.
بعد دوباره اومدم تو گروههای معنوی مدیتیشن، این باور دوباره اونجا پررنگ شد که:
بله، اگه میخوای به خدا وصل بشی، به خدا برسی، باید آرزوی دنیا و پولو بذاری کنار و کولبار خالی بیای سمت خدا.
یعنی ثروت و آرزو و دنیا رو نقطه مقابل با خدا میدونستن.
این باور اونجا خیلی پررنگ شد، چرا که من خیلی دوست داشتم به خدا برسم و خسته شده بودم از این شرایط تکراری، از این نتایجی که نمیخواستم، هی تکرار میشدم.
این ایگوها، این زمین ناخودآگاهی که این کارها رو برای من به وجود میآورد و من واقعاً در عذاب بودم. میگفتن بلید پاکسازی بشی با انرژی درون کارماهات سوزونده بشه تا موفقیت داشته باشی عدم موفقیت تو به خاطر کارماهاست یا باید ایگو رو از بین ببری هیچ بشی.یه مدت کار کردم هدایت شدم به سایت استاد خیلی مصمم بودم که این جریان مالی رو دیگه هر طور شده امسال درستش کنم مشکل مالی اذیتم میکرد با قدمهای گام به گام شروع کردم فایل رایگان.
تا فصل 3 اومدم، شروع کردم، یه نشونههایی دیدم.
یه نشونههایی دیدم که مشتری من قیمت میگرفت، اما منجر به فروش نمیشد.
من یک چند جا کاری بیرون انجام داده بودم ولی پول من رو ندادن. فکر کنین چه قدر اومده بودم پایین.
به خودم گفتم ببین، من از اونی هم بودم اومدم پایینتر هم.
این تجربیات، این اتفاقاتی که برای خودم رقم زدم، این باور رو پر رنگ تر کرد.
یعنی توی این گروه معنوی بودم، این باور رو پر رنگتر کرد که پول خوب نیست، من پولو نمیخوام.
فکر کردم دیدم که من اصلاً از همون بچگی موفقیتی، چه درسی چه مالی، نداشتم.
اصلاً ذهن من رو فقر بود.
من این فقر رو، این نداشتن و عدم موفقیت رو دوست داشتم، باهاش راحت بودم.
خیلی تلاش میکردم، خیلی درس میخوندم برای آزمونا تو مدرسه، ولی نتیجه نمیگرفتم.
من فکر کردم، بله، من مادرم خیلی میگفت که پولدارا قاچاقچیان، پول خوب نیست، پول میخوای چیکار؟
خدا سلامتی بده، خدا حلاوت بده، خدا ذات خوب بده، شوهر خوبی بده، پول میخوای چیکار؟تشویقم میکرد قانع باشم گم بخوام.یا ا کار نکن، با سلامتیت بازی نکن، زندگیت میره رو هوا، زیر شوهرتو لک میکنی چیکار که بره زن بگیره سرت.
این حرفا خیلی به من گفته شد.از طرفی تو مدرسه، خیلی تو فیلمها باور برام تقویت میشد که پولدار بشی، آدم بدی میشی، پول خوب نیست.
و من دروناً پول رو نمیخواستم.چند روز پیش اومدم به پشتیبانی استاد گفتم که من میخوام دوباره بخرم.
به من گفتن که تو از فایل رایگان بخش «ثروت» شروع کن.
و این فایل رو وقتی گوش دادم، فکر میکردم حالا من دارم رو باورام کار میکنم که ثروتمند شدن خوبه ، من لایق فراوانیام، لیاقت، توحید کار میکردم. فکر میکردم دیگه این باور ساخته شد.بعد یه سؤال از خودم پرسیدم که:
الان ثروتمندی، چی احساسی داری؟
دیدم که چه بار سنگینی ،راحت نبودن، چه نگاهی روی من هست، من با مردم فرق دارم، من نمیتونم خودمو تصور کنم مردم ببینن من پولدار شدم.پولدار بودن رو دوس نداشتم در صورتی که پول رو میخوام خیلی هم تلاش میکنم درستش کنم.فهمیدم که ببین، این باور هنوز چقدر کار داره، که ذهنم میخواد فقیر باشه، نمیخواد داشتن و همین وضعیت رو میخواد، ثروت رو نمیخواد.
با اینکه اینقدر دارم تلاش میکنم رو کارم، تبلیغات، ولی نتیجه نمیگیرم.
فهمیدم که با این فایل خیلی ریشهها اومد بالا، چیزایی که درون من بود اومد بالا، و هنوز هم مطمئناً هست،
امروز برای اولین بار با شخصی برخورد داشتم که شغلش ساختمون سازی هست و وضعیت مالی بسیار خوبی داره
مکالمه جذابی با همدیگه داشتیم
اینطور شروع شد که گفت از یک نفر دلگیرم گفتم چرا؟ گفت یه خونه 11 میلیاردی رو به نصف قیمت بهش دادم . حتی همون نصف رو هنوز پولش رو نگرفتم چون خواستم بهش یه لطفی کرده باشم اما طرف اومده خونه روبهم پس داده و گفته این خونه قیمتش انقدرا نمی ارزه و پس داده
گفت: بعضی آدم ها ظرفیت پذیرش یک سری مسائل رو ندارند!!!
بعد از این موضوع داستان زندگی خودش رو گفت که جوونی عیاشی می کرده و از خدا دور بوده ولی میره کربلا و توبه میکنه و میچسبه به خدا
بعد میره سراغ شغل کارگری توی تهران کار مکیرده کنار یک مهندس ساختمان سازی و کم کم معتمد مهندس و دست راستش شده
یک روز شخصی میاد و به مهندس پیشنهاد ساخت یک ملکی رو میده توی کرج و مهندس قبول نمیکنه و میگه بده این دوستم بسازه کارش هم خوبه بچه اونجا هم هست.(میگفت خدا انداخت تو دهن مهندس که این حرف رو بزنه)و اون شخص هم گفت اگر شما تاییدشون میکنید منم قبول دارم
میگفت منکه ترسیده بودم گفتم آقا من پول ندارم چیکار کنم؟مهندس گفت یه واحد رو من پیش خرید میکنم و یک مبلغ خوبی رو بهم داد
تا یه جایی ساختمان رو پیش برد و دوباره کم آورد و میگفت بازهم دست خدا اومد.یکی دیگه پیداشد و یک واحد دیگه رو پیش خرید کرد و کل ساختمان رو ساخت و بعد اون شد که شد بساز وبفروش و وضعیت مالی خیلی خوبی رو بدست آورده بود
حرفش این بود که میگفت: فقط به خدا بچسب اون ردیف میکنه برات ،من از وقتی عوض شدم همه ی زندگیم عوض شد من تا سن 31 سالگی هیچی نداشتم
چند تا نکته جالب برام داشت این داستان
1- شخصتیش این عزیز :بسیار ثرومتند و خدا پرست و اهل کمک به دیگران و بسیار خوش انرژی و انگیزه بخش بود و چطور خداوند دستش رو گرفته بود و از فرش به عرش رسیده بود
2- اون عزیز که خونه رو به نصف قیمت بهش داده بود چطور پس زده بود این نعمت الهی رو و چه باوری داشته که این کار رو با دست خودش کرده الله اکبر و به قول استاد خودمون با دست خودمون زندگی رو خراب میکنیم اگر کار نکنیم روی باور هامون
3-رفتار خودم که قبلا در هنگام مکالمه با چنین افرادی حس ضعف داشتم یا میخواستم بهشون وصل بشم تا کاری برام بکنند اما امروز کاملا دوستانه مکالمه کردیم و هرکدام رفتیم سراغ دنیای خودمون
4-با تغییرباورهام و فرکانسم چه مدل انسان هایی دارن توی مسیرم قرار میگیرند و بسیار لذت میبرم از ارتباط با اونها
به نام خدای مهربانم خدایی که قوانینه قشنگشو گذاشته در این جهان پهناور هر کسی
خودش باید انتخاب کنه تغییر و رشد میکنه با جهان یا حذف میشه
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
از قدیم تو ذهن ما جا داده بودن یا خدا رو باید بخوای یا خرما رو
هر دو با هم نمیشه ما هم طبق اون باورهای اشتباه اونا رو باز به فرزندانمون انتقال دادیم
و خدا رو شکر بچه ها مسیر درست رو فهمیدن و اینا لطف خداوند به من و خانواده ام بوده هست و خواهد بود الهی شکرت
باور کرده بودیم انسانهای ثروتمند بدجنس و خلاف کار هستن اما الان فهمیدیم اینطور نبوده اصلا
چقدر فرق بین آگاهی و جهل هست
دیدگاهها کلا زمین تا آسمون فرق داره با هم
رفتار و کردار و گفتار فرق داره
دختر خانم من جدیدا ازدواج کرده تو اقوام دامادمون زن و شوهری جوان هستن ثروتمند و مهربان و خوشگل جالب اینکه خودشون تلاش کردن و پا روی ترسهاشون گذاشتن والان به این حد از ثروت رسیدن
و برای دخترم که خونه اونا مهمونی رفته بود همه رو از اول تا آخر تعریف کرده بود و وقتی ما شنیدیم و چنان انگیزه ای دخترم گرفته بود که ذوق و شوق و ایمان وافری پیدا کرده بود
با خودمون گفتیم ببین هر چند قوانین رو نمیدونسته اما طبق قوانین حرکت کرده و ایمان و جسارت و شجاعت داشته و خداوند هم هدابتش کرده و بیشتر خانمه به ثروت زیاد رسیده و میلیاردی در آمد ماهانه دارد و من تحسینش کردم
و الان کرور کرور میبخشه از اون ثروتش و خودش گفته هر اندازه من میبخشم بدون توقع از هیچ کسی خداوند هزاران برابر همون روز برام واریز میکنه بی قید و شرط میبخشه
بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول کافران را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! در آخرت عذاب سختی است و از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.
ظاهر و ترجمه ی آیه احساس میکنم خیلی شبیه این جملاته که استاد فرمودند:
– ثروت اصلا مهم نیست.
– مهم خانواده است.
– مهم خداست.
– ثروت خطرناکه، شیطانیه، باعث دوری از خدا میشه، باعث میشه سرگرم دنیا بشیم و از خدا و آخرت غافل بشیم.
– یا اینکه ظاهر زندگی خیلی مهم نیست و بیشتر (شایدم کلاً) رشد درونی و معنویت مهمه.
بریم یکم بیشتر بررسی کنیم این آیه ای که هم گمراه میکنه هم هدایت میکنه:
موضوع اول اینکه:
عبارت لهو و لعب، وقتی در بین فارسی زبانان بیان میشه، یک بار منفی داره. حس منفور و بد، ولی آیا ترجمه ی کلمه به کلمه ی اون هم به همون صورت، بار منفی داره؟
ترجمه اش رو همه اتفاق نظر دارن و نوشتن: بازی و سرگرمی!
همون چیزی که توی کتاب 4 اثر فلورانس هم خیلی تکرار شده، که دنیا یه بازیه! یا خودمون هم میگیم، اما با حس منفور بیان نمیشه! در واقع این حس منفور به این کلمه ی لهو لعب Attach، الحاق یا متصل شده، درحالیکه خود کلمه و ترجمه اش منفور نیست!
دنیا بازی و سرگرمیه، و موقته! OK!
موضوع دوم اینکه:
ما الان افرادی مثل استاد یا (سخنرانی میرداماد) می بینیم، که با اینکه ثروت دارند، و تجربه اش می کنند، ابراز می کنند که رشد درونی مهمه! خدایی عمل کردن خیلی مهمه و خلاصه در عین حال که از ثروت غنی هستند، میگن که این ثروت نیست که باعث شادی و خوشحالی و حس خوب ایشونه! و از رزاقیت خداوند و دیگر صفات خداوند صحبت می کنند.
من فکر می کنم در دوران پیامبران هم همین بوده، حضرت محمد، یا حضرت علی که ثروتمندترین فرد عرب در زمان خودشون بودن، و کتاب نهج البلاغه طبق سخنان ایشون نوشته شده! یا درمورد حضرت سلیمان، یا حضرت داود، یا حضرت یوسف، این افراد در عین حال که غنی از ثروت و مال و دارایی بودند، با اینحال دلیل خوشبختی، دلیل تلاش برای ادامه ی مسیر، دلیل انسان خوب و الهی بودن رو خدای درون و این مباحث بیان می کنند.
یعنی این افراد همزمان با دارندگی و ثروتمند بودن، میگن خدا و آخرت اصل و هدف خلقته!
ولی افرادی که فقیر بودند یا کج فهمی هایی که از این چنین آیات، ما رو به این سمت بردن که این برداشت رو داشته باشیم که چون ثروت اصل نیست، کالای غرور و خطرناک این دنیاست که انسانُ مشغول به خودش می کنه! و مهم نیست! مهم خداونده! مهم خانوادست! مهم آخرته!
خدای من، واقعاً چقدر فرقه که چه کسی این جملات رو بیان میکنه، این جمله که مادیات مهم نیست و مهم خداوند و معنویته! هم میتونه هدایتگر باشه و هم گمراه کننده!
جمله ثابته، ولی منظور و مفهومی که انتقال میدن متفاوته!
فرد ثروتمند: مادیات مهم نیست و معنویت مهمه، یعنی اهمیت و حس و ارزش هر کدام رو درک کردند. کدام برای آخرت ماندگارتره، یعنی نچسبیدن به ثروت. وابسته نبودن به ثروت. قدرت ندادن به ثروت. یا مثل قارون و فرعون، فکر نکن خدا شدن! بلکه یه موضوعه موقته! بلکه خداست که داره میده! اعتبارش رو بدید به خدا!
فرد فقیر: مادیات مهم نیست، معنویت مهمه. یعنی بودن ثروت نه تنها اجبار نیست، بلکه لازم هم نیست، بلکه خطرناکه، بلکه ما رو از خدا دور میکنه! توصیه و تاکید نهایی و جمع بندی این افراد: ثروت نباشه بهتره، به صلاحه! مواظب باشید، ازش فاصله بگیرید! سپر محافظ در برابر ثروت درست کنید. نزارید این شیطان وارد زندگی تون بشه!
یک جمله ی ثابتُ افراد در دو مدار متفاوت دارن بیان میکنن، و منظور و توصیه ی هرکدام متفاوته!
حالا ذهن منطقی من، با آیه ی زیر، درک آیه ی بالایی (سوره حدید آیه 20) و موضوع ثروت رو بهتر درک و منطقی می کنه:
و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از متاع حسنا برخوردار کند…
ترکیب مَتَاعًا حَسَنًا در قرآن به کار رفته و اتفاقاً گفته وقتی بچه ی خوبی باشید، بهتون مَتَاعًا حَسَنًا میدم! یعنی نه تنها متاع و کالا میده، بلکه از نوع حسنا، یعنی آخرین مدل و بهترین حالتی که وجود داره! (وعدهای صریح به مؤمنان)
تحقیقات بیشتر درمورد کلمه ی متاع:
ریشه کلمه «مَتاع» در زبان عربی، حروف سهگانه م ت ع (م ت ع) است.
این ریشه در زبان عربی بر معنای اصلی بهرهمندی، سود بردن، و استفاده کردن از چیزی در یک دوره زمانی خاص دلالت دارد.
کلمه «مَتاع» به خودی خود در زبان عربی و در کاربرد قرآنی، معنای منفی، منفور یا ممنوعی ندارد که ذاتاً باید از آن حذر کرد.
معنای اصلی آن “کالا”، “بهره”، یا “آنچه از آن سود برده میشود” است که یک مفهوم خنثی یا حتی مثبت (از نظر فایدهرسانی) محسوب میشود.
منفی شدن معنای «متاع» نه به دلیل ذات کالا و ثروت، بلکه به دلیل تعلّق آن به دنیا و صفت زودگذر یا فریبنده بودن آن است.
پس به قول استاد، موضوع خود متاع یا ثروت نیست، موضوع اینه که آیا بهش چسبیدیم یا نه! آیا اونو اصل می دونیم یا خدارو اصل میدونیم؟! چون فقط ثروت نیست که، یکی به فرزندش وابستگی پیدا می کنه، یکی به شهرتش، یا آیتم های مختلف در این دنیا برای وابستگی هست و توصیه ی قرآن برای فهم اصل و فرع و باقی و فانی است! هشدار قرآن درباره «متاع» تنها زمانی است که آن را مطلق، دائمی و هدف غایی زندگی خود قرار دهیم. در این حالت گفته شده: مَتاعُ الْغُرُور.
کلمه «مَتاع» در اساس به معنای ابزار یا کالایی است که میتواند نیازهای انسان را برای مدت معینی برطرف کند. تا زمانی که این بهرهگیری در چارچوب درست باشد و فرد را از هدف اصلی خلقت (پرستش خدا و آخرت) غافل نکند، نه تنها مذموم نیست، بلکه در قالب «مَتَاعًا حَسَنًا» مورد تشویق و وعده الهی قرار گرفته است.
قبلا اینطور بهش نگاه می کردم که خوب چون سپاسگزاری یک عمل پسندیده و خوبه و خداوند خوشش میاد به ما نعمت های بیشتری میده و همه تاکید می کنند که سپاسگزار نعمت ها باشید چون مهمه، اما واقعیتش دلیل محکمی برای من نبود
اما جدیدا آگاهی ای نسبت به اون برام باز شده
من به این فکر میکنم که خداوند قدرت انتخاب و اختیار رو به ما داده و کاری به بازی ما نداره چون هرکس خودش مسئول ساخت سرنوشت و زندگی خودشه پس تکلیف این آیه این هست که وقتی که ما شکر گزاری می کنیم تمرکز و توجه رو می بریم بر روی داشته ها و نعمت های زندگی و بر اساس قوانین به هرچیز توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه و همین آیه به ما میگه که خداوند هم به قوانین تاکید داره و راه و رسم رشد و تعالی در عمل به قوانین هست
چقدر ساده خداوند مهربان راهنمایی های کاملا عملی در قرآن به ما داده و واقعا جای شکر داره
چند روزی بود داشتم به این فکر میکردم که استاد میگن به خداوند به عنوان شخص خیلی قوی نگاه نکنید چون جهان به صورت سیستمی عمل میکنه
این سوال برام پیش اومده بود پس چرا سپاس گذاری باعث نعمت بیشتر میشه با خودم میگفتم که حتما یه عمل پسندیده است که خداوند دوست داره و در ازای اون به ما بیشتر نعمت میده اما حرف استاد من رو به شک انداخت درباره این باورم والان کامنت شما برام خیلی جالب بود و تقریبا جواب سوالم و گرفتم امیدوارم در پناه خداوند به همه خواسته هاتون برسید
دقیقا خدا داره میگه همه چی سیستمیه و با احساس که میفرستیم اتفاقات به سمت ما برمیگرده و این یک منطق قویه که چون خدا خودش سیستم قرار داده ئ آگاهانه به روندش و میگه سپاسگزاری کنید با دلتون این یعنی خداوند صد در صد موافق اینه که ما ثروتمندتر بشویم و داره به ما تقلب میرسونه که چجوری رفتار کنیم که ار نعمت بیشتری برخوردار باشیم عالیه چی بهتر از این که خدا حامی ماست
سلام ودرود
خدامیگه ازتوحرکت ازمن برکت
توکاروشغل که بنظرمن فقط مخصوص مردهست چون زنان فقط باید خونه داری وبچه داری کنن
در رابطه عاطفی ، باشوهربافرزندان نباید به همسربگیم تومثبت فکرکن عزت نفس واحساس لیاقتتوبالا ببر بقیه چیزاخودبخود درست میشه .
حرکت وتغییر دوطرفه هست . نمیشه که شوهربگه من نمیتونم تغییرکنم تو تغییرکن بقیه چیزاخودبخودحل میشه . خب اگریکطرف احساس لیاقتش عالی بشه اون یکنفردیگه تغییرنکرده باشه جهان جداشون میکنه خیلی شیک ومجلسی واون طرف که تغییرنکرده در روابط گفته به خانمش نیازهاتو سرکوب کن من حوصله ندارم باهات تماس بگیرم من سرم شلوغه من کمروهستم سرخ وسفیدمیشم من مغرورم نمیتونم تحویلت بگیرم من برم دوربزنم ولی برمیگردم میام میگم جایگزین نداری یدونه ای خاصی
من نفهمیدم طرف اگه خوبه چرا میری
اگه بده دوباره چرابرمیگردی
خب اون بنده خدامیخاد بره تورابطه سالم عاشقانه دوباره بتونه بچه داربشه تاسنش بالانرفته
تودر وانستیم یابریم یابیایم بلاتکلیف بودن که چیزی روحل نمیکنه .
اخه چرا کاروبه قهروسکوت ودلخوری بکشونیم بعدش باگریه مسیله ناپایدارحل بشه دوباره همین چرخه ادامه داشته باشه .
اخرشم خانم بشه غربزن وگلایه کن
انواع اقسام اشتباه تشخیص شخصیت از خانم دربیاد که خداروشکرتاحالا خانم شخصیتش عالی ثابت شده:))))
سلام به همگی عصر جمعه تون بخیر
سپاسگزار خداوندی هستم ک منو با این مسیر و این آگاهی ها هم مدار و آشنا کرد
آیه 46 سوره کهف میفرماید:
المالُ وَالْبَنونَ زینَهُ الحَیاهِ الدُّنیا وَالباقِیاتُ الصّالِحاتُ خَیرٌ عندَ رَبِّکَ ثَوابًا وَخَیرٌ أملًا
(دارایی و فرزندان، زیور زندگی دنیاست، و کارهای نیکِ ماندگار نزد پروردگارت از نظر پاداش و امید، بهتر است.)
خدا اینجا داره خیلی قشنگ بهمون یاد میده که پول، دارایی، فرزند، زیبایی و همهی نعمتهای دنیایی چیزای بدی نیستن — برعکس، زینت هستن. یعنی زندگی بدونشون هم میشه، ولی باهاشون قشنگتر میشه
اما یه نکتهی ظریف داره: این زینتها قراره در خدمت رشد روح و خیر ما باشن، نه اینکه ما اسیرشون بشیم.
خدا میگه اصل ماجرا باقیات صالحاته یعنی اون کارای ماندگاری که ریشه در عشق، نیت پاک و خدمت دارن. وقتی پول و ثروتت رو با نیت خیر خرج میکنی، وقتی از نعمتی که داری برکت میسازی، اون دیگه صرفاً «مال» نیست، تبدیل میشه به
باقیۀ صالحه
یعنی ثروت، اگه با نیت الهی و خدمت همراه بشه، خودش عبادت میشه.
اون وقت دیگه پولت فقط عدد نیست، بلکه انرژی نوریه که میچرخه و برکتش چندبرابر میشه.
پس خدا نمیگه ثروت بده، بلکه میگه ثروت تنها زینته، اما وقتی با نیت پاک ترکیب بشه، میشه ثروت معنوی و جاودان.
خلاصهاش این میشه:
پول و دارایی خوبه، اما نیت و طرز استفادهست که ازش بهشت میسازه.
پولدار شدن معنوی ترین کار جهانه
پولدار شدن قشنگه
پولدار شدن خداییه
پولدار شدن آسونه
پولدار شدن باعث توحیدی تر شدن من میشه
پولدار شدن یعنی خدایی شدن
پولدار شدن یعنی بهشتی شدن
اگر میخوام به خدااا برسم باید اول به ثروت برسم
سلام ودرود فراوان به تمام عزیزان سایت پرازنور
استاد عزیزممممم
دیشب داشتم تحقیق میکردم در مورد زمینهای اوقاف در تهران
دربیشتر مناطق تهران والبته مناطق بالا قسمتهایی هست به عنوان اوقاف
لویزان وکن ولواسانات وشمیرانات مناطقی بودند که منطقه اوقاف داشتند
آقای عبدالوهاب یکی از ثروتمندان زمان قاجار بوده که اول کتابفروشی در نارمک داشتند با پدرشون وبعد خودشون تاجر معروفی شدند ( این میتونه نشون بده که باورشون درست بوده ایمانشون قوی بوده که خدا هدایتشان کرده به تجارت)حتما تاجر موفقی هم بودند
که کلی زمین در منطقه لویزان میخرند وبعد از مدتی وقف میکنند به مردم بی بضاعت که خانه بسازند ومدرسه بسازند درمانگاه بسازند
الان کلی مدرسه که سالهاست بچه ها درس میخونند وچند تا مسجد ساختند حتی چند تا قنات داشته که همه رو به مردم وقف کردند واین داستان ادامه داشته تا حالا که نتیجه ایشان هم جزو تولیت مکانهای موقوفه هستند از دیشب مدام فکر میکنم ببین یه فرد از تجارت خودش از باورهای درست خودش از ثروتش کل نسلش رو بهشتی کرده وباقیات و صالحات خوبی برای خودشون ونسلشون باقی گذاشتند
حالا یه فردی که فقیر باشه برای بچه هاش فقط بدهی میزاره شاید از نبود پول نتونن مراسمی هم براش بگیرن بعد از چند وقت هم در کل کائنات به فراموشی سپرده میشه هیچ کس هم بهش افتخار نمیکنه ولی منی که اصلا ایشون رو نمیشناسم ستایش میکنم که با داشتن ثروت به راحتی ازش گذشته (برای گذر از ثروت باید به دستش بیاری بعد بتونی بگذری)
حتی نتیجه ایشون گفته بودند که از منابع وقف ما بیمارستانی در شمال کشور ساختیم چند حسینیه ساختیم انگار وصیت ایشون بوده که از منابع وقف ده روز مراسم محرم عزاداری باشه عید غدیر به فقرا اطعام کنند ومراسم ایام فاطمیه برگزار کنند یعنی هم دنیا رو داشته هم آخرت رو داشته هم ائمه رو داشته( خدا وخرما رو باهم داشته)
ثروت وپول آدم رو بهشتی میکنه
ثروت وپول آدم رو معنوی میکنه
ثروت وپول آدم رو خدایی میکنه
و
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن باشکوه هست
هرچه ثروتمند باشی به خدا نزدیک تری
هرچه ثروتمند باشی خدا بیشتر دوست داره
و در آخر
ثروت فراوان ثروتی که از خزانه غیب خدا باشه برای تمام عزیزان آرزومندم
سلام و درود بیپایان بر شما
چه نگاه زیبا و پرنوری دارید
واقعاً همینطوره، ثروت وقتی از مسیر درست و با نیت خدایی بهدست بیاد، میتونه هم دنیا رو آباد کنه هم آخرت رو.
آدمهایی مثل آقای عبدالوهاب یادمون میدن که پول اگه دست اهلش بیفته، میشه وسیلهی رشد، خدمت، و نجات نسلها
ثروتمند شدن معنویه
ثروتمند شدن بسیار آسون
ثروتمند شدن خداییه
خدایا ما رو هم از اونایی قرار بده که ثروت و برکتشون از خزانهی غیب تو جاری بشه و باهاش خیر و برکت به بقیه برسونن
الهی ثروت باایمان و باعزت نصیب همهی اهل نور بشه
سلام ودرود فراوان به تمام عزیزان سایت پرازنور
استاد عزیزممممم
دیشب داشتم تحقیق میکردم در مورد زمینهای اوقاف در تهران
دربیشتر مناطق تهران والبته مناطق بالا قسمتهایی هست به عنوان اوقاف
لویزان وکن ولواسانات وشمیرانات مناطقی بودند که منطقه اوقاف داشتند
آقای عبدالوهاب یکی از ثروتمندان زمان قاجار بوده که اول کتابفروشی در نارمک داشتند با پدرشون وبعد خودشون تاجر معروفی شدند ( این میتونه نشون بده که باورشون درست بوده ایمانشون قوی بوده که خدا هدایتشان کرده به تجارت)حتما تاجر موفقی هم بودند
که کلی زمین در منطقه لویزان میخرند وبعد از مدتی وقف میکنند به مردم بی بضاعت که خانه بسازند ومدرسه بسازند درمانگاه بسازند
الان کلی مدرسه که سالهاست بچه ها درس میخونند وچند تا مسجد ساختند حتی چند تا قنات داشته که همه رو به مردم وقف کردند واین داستان ادامه داشته تا حالا که نتیجه ایشان هم جزو تولیت مکانهای موقوفه هستند از دیشب مدام فکر میکنم ببین یه فرد از تجارت خودش از باورهای درست خودش از ثروتش کل نسلش رو بهشتی کرده وباقیات و صالحات خوبی برای خودشون ونسلشون باقی گذاشتند
حالا یه فردی که فقیر باشه برای بچه هاش فقط بدهی میزاره شاید از نبود پول نتونن مراسمی هم براش بگیرن بعد از چند وقت هم در کل کائنات به فراموشی سپرده میشه هیچ کس هم بهش افتخار نمیکنه ولی منی که اصلا ایشون رو نمیشناسم ستایش میکنم که با داشتن ثروت به راحتی ازش گذشته (برای گذر از ثروت باید به دستش بیاری بعد بتونی بگذری)
حتی نتیجه ایشون گفته بودند که از منابع وقف ما بیمارستانی در شمال کشور ساختیم چند حسینیه ساختیم انگار وصیت ایشون بوده که از منابع وقف ده روز مراسم محرم عزاداری باشه عید غدیر به فقرا اطعام کنند ومراسم ایام فاطمیه برگزار کنند یعنی هم دنیا رو داشته هم آخرت رو داشته هم ائمه رو داشته( خدا وخرما رو باهم داشته)
ثروت وپول آدم رو بهشتی میکنه
ثروت وپول آدم رو معنوی میکنه
ثروت وپول آدم رو خدایی میکنه
و
به نام خداوند هدایتگر
حقیقتاً من چند سال پیش تو سایت با فایلهای رایگان شروع کردم، مدارم آمد بالا، به درآمد رسیدم، کم بود ولی خب درآمد داشتم.
تا اینکه ول کردم، دوباره اومدم پایین. از این شاخه به اون شاخه شدم، خیلی سمت این کار و اون کار رفتم این سالها. صفر میشدم.اصلن بی کار میشدم.بی پول بدون درآمد.
اینم خیلی در من پر رنگ پول رو برا خودم نمیخوام برا بچه هام همش خرج میکنم انگار پول شخمم میزنه سریع صفر میشه اونم برای بچه هام هزینه میشه الانم تو زندگی مشترک از همون اول قانع کم خرج اصلن هزینه نمیکردم به خودم نمیرسیدم. پول رو برای خودم نمیخواستم.
و یادم آخرین باری که خیلی مصمم داشتم کار میکردم، نمیتونستم خونه و زندگیمو مدیریت کنم که دیگه کلن زندگیمون شاید رفت رو هوا، به خاطر عدم برنامه ریزی
و من این باور برام خیلی پررنگ شد که ببین، وقتی کارو ول کردم، خیلی احساس آرامش رسیدم.
ببین چقدر آرامش دارم، پس من بیشتر دیگه نمیخوام.
هم رسالت من اینه مادر خوب و زن خوب باشم، هم من همین کارای خونم رو کنم، به بچههام برسم، همین برام کافیه.
سرنوشت من اینه که پول نداشته باشم، شرایط خوب نداشته باشم، سرنوشت من اینه که مادر خوب باشم، همسر خوب باشمپول مهم نیست کانون خانواده مهم..
این باور اینجا خیلی برای من پررنگ شد.
بعد دوباره اومدم تو گروههای معنوی مدیتیشن، این باور دوباره اونجا پررنگ شد که:
بله، اگه میخوای به خدا وصل بشی، به خدا برسی، باید آرزوی دنیا و پولو بذاری کنار و کولبار خالی بیای سمت خدا.
یعنی ثروت و آرزو و دنیا رو نقطه مقابل با خدا میدونستن.
این باور اونجا خیلی پررنگ شد، چرا که من خیلی دوست داشتم به خدا برسم و خسته شده بودم از این شرایط تکراری، از این نتایجی که نمیخواستم، هی تکرار میشدم.
این ایگوها، این زمین ناخودآگاهی که این کارها رو برای من به وجود میآورد و من واقعاً در عذاب بودم. میگفتن بلید پاکسازی بشی با انرژی درون کارماهات سوزونده بشه تا موفقیت داشته باشی عدم موفقیت تو به خاطر کارماهاست یا باید ایگو رو از بین ببری هیچ بشی.یه مدت کار کردم هدایت شدم به سایت استاد خیلی مصمم بودم که این جریان مالی رو دیگه هر طور شده امسال درستش کنم مشکل مالی اذیتم میکرد با قدمهای گام به گام شروع کردم فایل رایگان.
تا فصل 3 اومدم، شروع کردم، یه نشونههایی دیدم.
یه نشونههایی دیدم که مشتری من قیمت میگرفت، اما منجر به فروش نمیشد.
من یک چند جا کاری بیرون انجام داده بودم ولی پول من رو ندادن. فکر کنین چه قدر اومده بودم پایین.
به خودم گفتم ببین، من از اونی هم بودم اومدم پایینتر هم.
این تجربیات، این اتفاقاتی که برای خودم رقم زدم، این باور رو پر رنگ تر کرد.
یعنی توی این گروه معنوی بودم، این باور رو پر رنگتر کرد که پول خوب نیست، من پولو نمیخوام.
فکر کردم دیدم که من اصلاً از همون بچگی موفقیتی، چه درسی چه مالی، نداشتم.
اصلاً ذهن من رو فقر بود.
من این فقر رو، این نداشتن و عدم موفقیت رو دوست داشتم، باهاش راحت بودم.
خیلی تلاش میکردم، خیلی درس میخوندم برای آزمونا تو مدرسه، ولی نتیجه نمیگرفتم.
من فکر کردم، بله، من مادرم خیلی میگفت که پولدارا قاچاقچیان، پول خوب نیست، پول میخوای چیکار؟
خدا سلامتی بده، خدا حلاوت بده، خدا ذات خوب بده، شوهر خوبی بده، پول میخوای چیکار؟تشویقم میکرد قانع باشم گم بخوام.یا ا کار نکن، با سلامتیت بازی نکن، زندگیت میره رو هوا، زیر شوهرتو لک میکنی چیکار که بره زن بگیره سرت.
این حرفا خیلی به من گفته شد.از طرفی تو مدرسه، خیلی تو فیلمها باور برام تقویت میشد که پولدار بشی، آدم بدی میشی، پول خوب نیست.
و من دروناً پول رو نمیخواستم.چند روز پیش اومدم به پشتیبانی استاد گفتم که من میخوام دوباره بخرم.
به من گفتن که تو از فایل رایگان بخش «ثروت» شروع کن.
و این فایل رو وقتی گوش دادم، فکر میکردم حالا من دارم رو باورام کار میکنم که ثروتمند شدن خوبه ، من لایق فراوانیام، لیاقت، توحید کار میکردم. فکر میکردم دیگه این باور ساخته شد.بعد یه سؤال از خودم پرسیدم که:
الان ثروتمندی، چی احساسی داری؟
دیدم که چه بار سنگینی ،راحت نبودن، چه نگاهی روی من هست، من با مردم فرق دارم، من نمیتونم خودمو تصور کنم مردم ببینن من پولدار شدم.پولدار بودن رو دوس نداشتم در صورتی که پول رو میخوام خیلی هم تلاش میکنم درستش کنم.فهمیدم که ببین، این باور هنوز چقدر کار داره، که ذهنم میخواد فقیر باشه، نمیخواد داشتن و همین وضعیت رو میخواد، ثروت رو نمیخواد.
با اینکه اینقدر دارم تلاش میکنم رو کارم، تبلیغات، ولی نتیجه نمیگیرم.
فهمیدم که با این فایل خیلی ریشهها اومد بالا، چیزایی که درون من بود اومد بالا، و هنوز هم مطمئناً هست،
بیشتر باید روشون کار کنم.
سلام به دوستان گرامی
امروز برای اولین بار با شخصی برخورد داشتم که شغلش ساختمون سازی هست و وضعیت مالی بسیار خوبی داره
مکالمه جذابی با همدیگه داشتیم
اینطور شروع شد که گفت از یک نفر دلگیرم گفتم چرا؟ گفت یه خونه 11 میلیاردی رو به نصف قیمت بهش دادم . حتی همون نصف رو هنوز پولش رو نگرفتم چون خواستم بهش یه لطفی کرده باشم اما طرف اومده خونه روبهم پس داده و گفته این خونه قیمتش انقدرا نمی ارزه و پس داده
گفت: بعضی آدم ها ظرفیت پذیرش یک سری مسائل رو ندارند!!!
بعد از این موضوع داستان زندگی خودش رو گفت که جوونی عیاشی می کرده و از خدا دور بوده ولی میره کربلا و توبه میکنه و میچسبه به خدا
بعد میره سراغ شغل کارگری توی تهران کار مکیرده کنار یک مهندس ساختمان سازی و کم کم معتمد مهندس و دست راستش شده
یک روز شخصی میاد و به مهندس پیشنهاد ساخت یک ملکی رو میده توی کرج و مهندس قبول نمیکنه و میگه بده این دوستم بسازه کارش هم خوبه بچه اونجا هم هست.(میگفت خدا انداخت تو دهن مهندس که این حرف رو بزنه)و اون شخص هم گفت اگر شما تاییدشون میکنید منم قبول دارم
میگفت منکه ترسیده بودم گفتم آقا من پول ندارم چیکار کنم؟مهندس گفت یه واحد رو من پیش خرید میکنم و یک مبلغ خوبی رو بهم داد
تا یه جایی ساختمان رو پیش برد و دوباره کم آورد و میگفت بازهم دست خدا اومد.یکی دیگه پیداشد و یک واحد دیگه رو پیش خرید کرد و کل ساختمان رو ساخت و بعد اون شد که شد بساز وبفروش و وضعیت مالی خیلی خوبی رو بدست آورده بود
حرفش این بود که میگفت: فقط به خدا بچسب اون ردیف میکنه برات ،من از وقتی عوض شدم همه ی زندگیم عوض شد من تا سن 31 سالگی هیچی نداشتم
چند تا نکته جالب برام داشت این داستان
1- شخصتیش این عزیز :بسیار ثرومتند و خدا پرست و اهل کمک به دیگران و بسیار خوش انرژی و انگیزه بخش بود و چطور خداوند دستش رو گرفته بود و از فرش به عرش رسیده بود
2- اون عزیز که خونه رو به نصف قیمت بهش داده بود چطور پس زده بود این نعمت الهی رو و چه باوری داشته که این کار رو با دست خودش کرده الله اکبر و به قول استاد خودمون با دست خودمون زندگی رو خراب میکنیم اگر کار نکنیم روی باور هامون
3-رفتار خودم که قبلا در هنگام مکالمه با چنین افرادی حس ضعف داشتم یا میخواستم بهشون وصل بشم تا کاری برام بکنند اما امروز کاملا دوستانه مکالمه کردیم و هرکدام رفتیم سراغ دنیای خودمون
4-با تغییرباورهام و فرکانسم چه مدل انسان هایی دارن توی مسیرم قرار میگیرند و بسیار لذت میبرم از ارتباط با اونها
سلام دوست خوبم
این مدل کامنتها که که اعضای خوب سایت میزارن رو خیلی دوست دارم
احصاس ارامش فراوان بهمـمیده
شنیدن اخیار انسانهاییکه با چسبیدن ب خداوند زندگیشونو ساختن ودر مسیر درست ثروتمند شدن و باقی موندن
امیدوارم که منم زود تربتونم خداوند و تعریف درست از خدارو تو ذهنم ببنشونم
تغییر باور ادمها و شرایطی رو پیش میاره که امکان پذیر بودن رو نشون میده اوایل تغغیر باور ذهن خیلی مقاومت میکنه و اذیت میکنه ادم رو
ولی خدا باصابرینه و پاداش و اجر مقاومت ت رو ب شکل اون حرف از زبان اون مهندس بهت میده
چقد غبطه خوردم ب حالمهندش
به نام خدای مهربانم خدایی که قوانینه قشنگشو گذاشته در این جهان پهناور هر کسی
خودش باید انتخاب کنه تغییر و رشد میکنه با جهان یا حذف میشه
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
از قدیم تو ذهن ما جا داده بودن یا خدا رو باید بخوای یا خرما رو
هر دو با هم نمیشه ما هم طبق اون باورهای اشتباه اونا رو باز به فرزندانمون انتقال دادیم
و خدا رو شکر بچه ها مسیر درست رو فهمیدن و اینا لطف خداوند به من و خانواده ام بوده هست و خواهد بود الهی شکرت
باور کرده بودیم انسانهای ثروتمند بدجنس و خلاف کار هستن اما الان فهمیدیم اینطور نبوده اصلا
چقدر فرق بین آگاهی و جهل هست
دیدگاهها کلا زمین تا آسمون فرق داره با هم
رفتار و کردار و گفتار فرق داره
دختر خانم من جدیدا ازدواج کرده تو اقوام دامادمون زن و شوهری جوان هستن ثروتمند و مهربان و خوشگل جالب اینکه خودشون تلاش کردن و پا روی ترسهاشون گذاشتن والان به این حد از ثروت رسیدن
و برای دخترم که خونه اونا مهمونی رفته بود همه رو از اول تا آخر تعریف کرده بود و وقتی ما شنیدیم و چنان انگیزه ای دخترم گرفته بود که ذوق و شوق و ایمان وافری پیدا کرده بود
با خودمون گفتیم ببین هر چند قوانین رو نمیدونسته اما طبق قوانین حرکت کرده و ایمان و جسارت و شجاعت داشته و خداوند هم هدابتش کرده و بیشتر خانمه به ثروت زیاد رسیده و میلیاردی در آمد ماهانه دارد و من تحسینش کردم
و الان کرور کرور میبخشه از اون ثروتش و خودش گفته هر اندازه من میبخشم بدون توقع از هیچ کسی خداوند هزاران برابر همون روز برام واریز میکنه بی قید و شرط میبخشه
به قول استاد وقتی پر پیشی میگذری
وقتی ثروتمند میشی متواضع تر هستی
و این بهترین الگوی ما بود که ذهن رو منطقی کنیم
من ثروتمند هستم
من فوق العاده هستم
من ارزشمندم
من لیاقت دارم
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام الله یکتا
سلام استاد جانم ممنونم ک این فایل رو چند ماه پیش گذاشتید تا دوباره باهم بشینیم راجب این موضوع دیتیلی، صحبت کنیم.
راستش به این قصد اومدم بخونم کامنتای این قسمتو ک تمرینی باشه برا روانشناسی ثروت ک دارم جلسه اول رو کار میکنم امادلم نیومد ننویسم.
استادجون هربار ک یک جمله درمورد معنوی بودن ثروت مینویسم جریانی از نعمت وارد زندگیم میشه بس، کهههه پاشنه اشیلمه.
استادجون مرررسی
وقتی کامنت فاطمه جان رو خوندم اشکم دراومد و کامنت هاجر عزیزرو
ودیگ لرزش قلبم اجازه نداد ک من ننویسم.
ما چندسالی هست که ازپایین شهر نقل مکان کردیم به ی، جای، خیلی خوب
همه ادم حسابی اروم وفوق العادن.
من سالی یبارم حتی مرکز شهر نمیرم چون همه جور ادمی میاد
و فقط سمت خودمون بودیم.
اینجا همه پسرا باتربیت بالول.
چند روز پیش بعد مثلا 10.11ماه رفتیم پایین شهر ی چیزی میخواستم.
ینی وقتی وارد اون قسمت شدیم من داشت گریم میگرفت.
ادمای بی تربیت.
نامحترم.
اصن چی بگم اخه دلم نمیخواد تمرکز کنم روش ولی.
میدونم همه تجربش کردن.
اینک خودم قبلنا ی باوری داشتم ک پسرای ثروتمند بی بند وبارن و اصن رابطه خوبی ندارن و دنبال فسادن.
خندم میگیره
دوستایی ک من اینجا دارم. هرچی ثروتمندترن اروم تر محترم تر و متعهد تر هستن.
ولی، توی پایین شهر من یادم رفته بوداصن همچین ادمایی هست
تو مغازه داشتم خرید میکردم طرف یکاری برام انجام داد من با لبخند ازش تشکر کردم
(این کارو همیشه انجام میدادم و با برخورددرست فروشنده مواجه میشدم و تمام)
اینجا تو مغازه تا من اینکارو کردم دیدم اصن طرف رفتارش عوض شد.
ب ی طرز بی، ادبانع ی
اصن ولش کن خخخ
فقط میخوام بگم
هرچی فقیر تر دیدم.
بدجنس تر و حسود تر و داغون تر
البته ک میدونم اونا ذاتشون بد نیست
فقر این کارو باادم میکنه.
برا همین شیطانیه.
حالا در مقابل هرچی اطراف خودم دیدم دوستام هرچی ثروتمند تر سخاوتمند ترر بخشنده تر.
تو خانوادم همینجوره دیگ همتون تجربه کردین وقتی ادم پول داره چ احساس خوبی جریان داره انگار ک خداهست.
فقر مریضی میاره سرطان و….
یادم به حرف شما میاد توی فایلی گفتید
میگن ببین فلانی رو ویلچره پولداره ولی چ فایده.
گفتید نمیگن 90درصد اونایی رو ویلچرن فقیرن
کاری به اونا ندارن.
همون چند درصدو میگن پولدارا این طورین
والا من با چشم خودم دیدم یکی از فامیلامون عجیب ترین بیماری رو گرفت.
با جلسه ی خداتومن درمان شد
چون پول داشت حالا سالم و سرحال داره زندگی میکنه
ولی کم ندیدم افرادی ک بخاطر پول کلیه نداشتن.
کلیه شون از کار افتاذ و ازدنیا رفتن
سرطان همینطور.
سرطان از کجا میاذ
از حال بد از ناهماهنگی
نمیخوام بگم ثروتمندا همیشه حالشون خوبه و هماهنگن
چون به هرحال شخصیت انسان مهمع ولی قطعااااا میتونم بگم کسایی ک پول ندارن
درصد بسیااااار بیشتری از مریضا رو تشکیل میدن
چون افرادی ک ثروتمندن اونقد اکتیون ودرحال زندگین.
ک این چیزا خیلی کمتر سمتشون میره.
چی بگم اخه
خدا کمک کنه بهمون
دوستون دارم استاد دوستون دارم دوستای خوبم.
الهی ک همیشه ثروتمند و شاد و سلامت باشید ک هممتون لایق و ادم حسابی هستید
به نام خدای توانا، حمایتگر، پیوسته مهربان و همیشه موافق تمام خواسته های ما
سلام به همه عزیزان و استاد بزگوار و خانم شایسته ی عزیز
به یه آیه ای هدایت شدم که تکلیف منو با خودم و خدا و جهان در مورد ثروت روشن کرد:
سوره حدید آیه 20:
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ۖ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا ۖ وَفِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَهٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ ۚ وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ
بدانید که زندگی دنیا فقط بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشیتان به یکدیگر، و افزون خواهی در اموال و اولاد است، [چنین دنیایی] مانند بارانی است که محصول کافران را به شگفتی آورد، سپس پژمرده شود و آن را زرد بینی، سپس ریز ریز و خاشاک شود!! در آخرت عذاب سختی است و از سوی خدا آمرزش و خشنودی است، و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.
ظاهر و ترجمه ی آیه احساس میکنم خیلی شبیه این جملاته که استاد فرمودند:
– ثروت اصلا مهم نیست.
– مهم خانواده است.
– مهم خداست.
– ثروت خطرناکه، شیطانیه، باعث دوری از خدا میشه، باعث میشه سرگرم دنیا بشیم و از خدا و آخرت غافل بشیم.
– یا اینکه ظاهر زندگی خیلی مهم نیست و بیشتر (شایدم کلاً) رشد درونی و معنویت مهمه.
بریم یکم بیشتر بررسی کنیم این آیه ای که هم گمراه میکنه هم هدایت میکنه:
موضوع اول اینکه:
عبارت لهو و لعب، وقتی در بین فارسی زبانان بیان میشه، یک بار منفی داره. حس منفور و بد، ولی آیا ترجمه ی کلمه به کلمه ی اون هم به همون صورت، بار منفی داره؟
ترجمه اش رو همه اتفاق نظر دارن و نوشتن: بازی و سرگرمی!
همون چیزی که توی کتاب 4 اثر فلورانس هم خیلی تکرار شده، که دنیا یه بازیه! یا خودمون هم میگیم، اما با حس منفور بیان نمیشه! در واقع این حس منفور به این کلمه ی لهو لعب Attach، الحاق یا متصل شده، درحالیکه خود کلمه و ترجمه اش منفور نیست!
دنیا بازی و سرگرمیه، و موقته! OK!
موضوع دوم اینکه:
ما الان افرادی مثل استاد یا (سخنرانی میرداماد) می بینیم، که با اینکه ثروت دارند، و تجربه اش می کنند، ابراز می کنند که رشد درونی مهمه! خدایی عمل کردن خیلی مهمه و خلاصه در عین حال که از ثروت غنی هستند، میگن که این ثروت نیست که باعث شادی و خوشحالی و حس خوب ایشونه! و از رزاقیت خداوند و دیگر صفات خداوند صحبت می کنند.
من فکر می کنم در دوران پیامبران هم همین بوده، حضرت محمد، یا حضرت علی که ثروتمندترین فرد عرب در زمان خودشون بودن، و کتاب نهج البلاغه طبق سخنان ایشون نوشته شده! یا درمورد حضرت سلیمان، یا حضرت داود، یا حضرت یوسف، این افراد در عین حال که غنی از ثروت و مال و دارایی بودند، با اینحال دلیل خوشبختی، دلیل تلاش برای ادامه ی مسیر، دلیل انسان خوب و الهی بودن رو خدای درون و این مباحث بیان می کنند.
یعنی این افراد همزمان با دارندگی و ثروتمند بودن، میگن خدا و آخرت اصل و هدف خلقته!
ولی افرادی که فقیر بودند یا کج فهمی هایی که از این چنین آیات، ما رو به این سمت بردن که این برداشت رو داشته باشیم که چون ثروت اصل نیست، کالای غرور و خطرناک این دنیاست که انسانُ مشغول به خودش می کنه! و مهم نیست! مهم خداونده! مهم خانوادست! مهم آخرته!
خدای من، واقعاً چقدر فرقه که چه کسی این جملات رو بیان میکنه، این جمله که مادیات مهم نیست و مهم خداوند و معنویته! هم میتونه هدایتگر باشه و هم گمراه کننده!
جمله ثابته، ولی منظور و مفهومی که انتقال میدن متفاوته!
فرد ثروتمند: مادیات مهم نیست و معنویت مهمه، یعنی اهمیت و حس و ارزش هر کدام رو درک کردند. کدام برای آخرت ماندگارتره، یعنی نچسبیدن به ثروت. وابسته نبودن به ثروت. قدرت ندادن به ثروت. یا مثل قارون و فرعون، فکر نکن خدا شدن! بلکه یه موضوعه موقته! بلکه خداست که داره میده! اعتبارش رو بدید به خدا!
فرد فقیر: مادیات مهم نیست، معنویت مهمه. یعنی بودن ثروت نه تنها اجبار نیست، بلکه لازم هم نیست، بلکه خطرناکه، بلکه ما رو از خدا دور میکنه! توصیه و تاکید نهایی و جمع بندی این افراد: ثروت نباشه بهتره، به صلاحه! مواظب باشید، ازش فاصله بگیرید! سپر محافظ در برابر ثروت درست کنید. نزارید این شیطان وارد زندگی تون بشه!
یک جمله ی ثابتُ افراد در دو مدار متفاوت دارن بیان میکنن، و منظور و توصیه ی هرکدام متفاوته!
حالا ذهن منطقی من، با آیه ی زیر، درک آیه ی بالایی (سوره حدید آیه 20) و موضوع ثروت رو بهتر درک و منطقی می کنه:
سوره هود آیه 3:
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى….
و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا آنکه شما را تا پایان زندگی از متاع حسنا برخوردار کند…
ترکیب مَتَاعًا حَسَنًا در قرآن به کار رفته و اتفاقاً گفته وقتی بچه ی خوبی باشید، بهتون مَتَاعًا حَسَنًا میدم! یعنی نه تنها متاع و کالا میده، بلکه از نوع حسنا، یعنی آخرین مدل و بهترین حالتی که وجود داره! (وعدهای صریح به مؤمنان)
تحقیقات بیشتر درمورد کلمه ی متاع:
ریشه کلمه «مَتاع» در زبان عربی، حروف سهگانه م ت ع (م ت ع) است.
این ریشه در زبان عربی بر معنای اصلی بهرهمندی، سود بردن، و استفاده کردن از چیزی در یک دوره زمانی خاص دلالت دارد.
کلمه «مَتاع» به خودی خود در زبان عربی و در کاربرد قرآنی، معنای منفی، منفور یا ممنوعی ندارد که ذاتاً باید از آن حذر کرد.
معنای اصلی آن “کالا”، “بهره”، یا “آنچه از آن سود برده میشود” است که یک مفهوم خنثی یا حتی مثبت (از نظر فایدهرسانی) محسوب میشود.
منفی شدن معنای «متاع» نه به دلیل ذات کالا و ثروت، بلکه به دلیل تعلّق آن به دنیا و صفت زودگذر یا فریبنده بودن آن است.
پس به قول استاد، موضوع خود متاع یا ثروت نیست، موضوع اینه که آیا بهش چسبیدیم یا نه! آیا اونو اصل می دونیم یا خدارو اصل میدونیم؟! چون فقط ثروت نیست که، یکی به فرزندش وابستگی پیدا می کنه، یکی به شهرتش، یا آیتم های مختلف در این دنیا برای وابستگی هست و توصیه ی قرآن برای فهم اصل و فرع و باقی و فانی است! هشدار قرآن درباره «متاع» تنها زمانی است که آن را مطلق، دائمی و هدف غایی زندگی خود قرار دهیم. در این حالت گفته شده: مَتاعُ الْغُرُور.
کلمه «مَتاع» در اساس به معنای ابزار یا کالایی است که میتواند نیازهای انسان را برای مدت معینی برطرف کند. تا زمانی که این بهرهگیری در چارچوب درست باشد و فرد را از هدف اصلی خلقت (پرستش خدا و آخرت) غافل نکند، نه تنها مذموم نیست، بلکه در قالب «مَتَاعًا حَسَنًا» مورد تشویق و وعده الهی قرار گرفته است.
وای چقدر این برداشت عالی و درست هست ممنونم واقعا
من هم دقیقا برداتی که از آیه اولی ک اوردی داشتم همین بود
که چرا میگه منفوره
چقدر اشتباه بود البته ذهنم همش دنال جوابش بود
خدا جوابارو میده
اینجا با قلم تو بهم جواب داده
لهو ولعب یعنی بازی
بازی که منفور نیست خیلیم لذت بخشه
ثروت و متاع کالای حسنه به به
یعنی کالای حسنه عر چی بیتشر داشته باشی بیشتر بازی می کنی بیشتر لذت می بری خداوندم داره با این ایه میکه ثروتمتد باش و لذت ببر
چون هر چ بیشتر لذت ببری ب ازت راضی ترم
این ایه نه تنها ثروت رو بد نمیدونه بلکه میگه کل دنیا همین باید باشه
افزایش متاع و بازی ولذت بیشتر متاع اونم از نوع حسنه
خدا میگه بازی کن با متاع حسنه
منم کنارتم لذت ببر با داشتن متاع حسنه منم راضی ترم از لذت بردن تو
من این توضیحعالی تورو کپی کردم تو نوت گوشیم که داشته باشمش
خیلی کیف کردم از این برداشتتت ممنونم ا. توضیحت عزیزم هزار بار میخونمش هزار بار میخونمش
چقدر ذهنم رو عوض کرد
من همیشه از قران خوندم میترسیدم بخاطر اینکه اینجوری می گفت تو معنی
و بهم حس ترس میداد
مٺل همین ایه که میگه لهو ولعبه و لهو ولعب. و منفور توضیح دادن برای ذهنم
الان خیلی عالی جزیی توضیح دادی
اخیش چقدر حالم خوب شد
ممنونم ممنونم ممنونم
خداوند میخواد که متاع حسنه بهم بده
ب شرطی که بچه خوبی باشیم
و اینو تو مخمون فرو کنیم که با ٺروتمند شدنمون ب الله نزدیک و نزدیک و نزدیکتریم
خودش گفته
بین من و ثروت هیچ تضادی نیست
بلکه صلاح و رضایت من از شما با ثروتمند شدنتون بیشتر بیشتر میشه
لئن شکرتم لأزیدنکم
سلام به دوستان عزیز
من خیلی به این آیه فکر میکنم
قبلا اینطور بهش نگاه می کردم که خوب چون سپاسگزاری یک عمل پسندیده و خوبه و خداوند خوشش میاد به ما نعمت های بیشتری میده و همه تاکید می کنند که سپاسگزار نعمت ها باشید چون مهمه، اما واقعیتش دلیل محکمی برای من نبود
اما جدیدا آگاهی ای نسبت به اون برام باز شده
من به این فکر میکنم که خداوند قدرت انتخاب و اختیار رو به ما داده و کاری به بازی ما نداره چون هرکس خودش مسئول ساخت سرنوشت و زندگی خودشه پس تکلیف این آیه این هست که وقتی که ما شکر گزاری می کنیم تمرکز و توجه رو می بریم بر روی داشته ها و نعمت های زندگی و بر اساس قوانین به هرچیز توجه کنی از همون جنس وارد زندگیت میشه و همین آیه به ما میگه که خداوند هم به قوانین تاکید داره و راه و رسم رشد و تعالی در عمل به قوانین هست
چقدر ساده خداوند مهربان راهنمایی های کاملا عملی در قرآن به ما داده و واقعا جای شکر داره
سلام دوست عزیز
چند روزی بود داشتم به این فکر میکردم که استاد میگن به خداوند به عنوان شخص خیلی قوی نگاه نکنید چون جهان به صورت سیستمی عمل میکنه
این سوال برام پیش اومده بود پس چرا سپاس گذاری باعث نعمت بیشتر میشه با خودم میگفتم که حتما یه عمل پسندیده است که خداوند دوست داره و در ازای اون به ما بیشتر نعمت میده اما حرف استاد من رو به شک انداخت درباره این باورم والان کامنت شما برام خیلی جالب بود و تقریبا جواب سوالم و گرفتم امیدوارم در پناه خداوند به همه خواسته هاتون برسید
دقیقا خدا داره میگه همه چی سیستمیه و با احساس که میفرستیم اتفاقات به سمت ما برمیگرده و این یک منطق قویه که چون خدا خودش سیستم قرار داده ئ آگاهانه به روندش و میگه سپاسگزاری کنید با دلتون این یعنی خداوند صد در صد موافق اینه که ما ثروتمندتر بشویم و داره به ما تقلب میرسونه که چجوری رفتار کنیم که ار نعمت بیشتری برخوردار باشیم عالیه چی بهتر از این که خدا حامی ماست