رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 56


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 923 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به دوستان عزیزم و استادان خوبم

    دیروز 24 شهریور

    صبح که از خواب بیدار شدم ،حسی از نا امیدی در قلبم بود که بعد این مدت کار کردن چرا نتیجه نمی گیرم .

    غروب که شد با همسرم برای کاری رفتیم بیرون، خواهر زاده ام نزدیک خونه ما فروشگاه داره ،موقع رفتن یه سر بهش زدیم و ما رو مهمان کرد به ذرت مکزیکی

    موقع برگشتن خواستیم یه سری وسیله ازش بخریم ،دیدم یه سینی چایی روی میزش هست ،گفتم مهدی ما هم میتونیم از ابن چایی بخوریم ،گفت اره خاله جون

    اتفاقا برای شما چایی نطلبیده است (ضرب المثلی که میگن چایی نطلبیده مراد است)

    من خیلی خوشحال شدم تو دلم گفتم خدایا یعنی باورهای ثروت سازم جواب میده .

    اومدیم از مغازه بیرون داداشم تو ماشین نشسته بود به شوخی گفت امروز عیده ،بیا برا تو و شوهرت دو تا اسکناس نو بدم

    و من باز هم خوشحال و سرمست شدم از نشانه هایی که پشت سر هم خداوند داشت بهم می داد و می گفت ادامه بده 

    جواب میده .

    امروز زدم رو نشانه من فایل (درباره قانون افرینش ،دلیل اصلی نتایج)

    اومد و اونجا دوباره بررسی کردم که چی میشه ما یه سری خواسته هامون راحت وارد زندگی مون شده و یه سری ها سخت میشه.

    اونجا کامنت گذاشتم و خواسته هایی که کمتر از معجزه نبودند در زندگی مون رو بررسی کردم.

    از نتایج مالی ام از این کار کردن  هام (روز 17 شهریور به لطف خداوند 10 میلیون و 800 قسط وام ازدواجم پرداخت شد

    و 6 میلیون و 500 طلب منو و همسرم بهمون برگشت)

    من سپاسگزار خداوندم که منو با این مسیر و اگاهی ها اشنا کرد و با زبان نشانه ها به من میگه ادامه بده .

    برای شما دوستان عزیزم ارزوی موفقیت روز افزون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    به نام الله یکتا

    سلام

    به لطف خدا چند روزی که هدایت شدم کامنت های این فایل رو بخونم بسیار از دوستان عزیزم یاد گرفتم و سپاسگزار استاد عزیزم هستم که با راه اندازی سایت و این امکانات کمک می کنند هم به آگاهی های ناب دست پیدا کنیم و هم اینکه توجهمون رو کنترل کنیم.

    خب در طی این تمرکزم بر کامنت ها متوجه شدم خیلی از ما این طرز فکر رو داریم که آدم های پولدار غرور دارن، رفتار مناسبی ندارن،دزد باشن از راه نادرست به ثروت رسیدن و اینکه حالا که پول دارن ممکنه بچه هاشون به راه نادرستی برن و یا مشکلی پیدا کنند.

    من یه مثال از خودم می زنم ما سال ها همسایه ای داشتیم که وضع مالی خوبی داشتن و چیزی که همیشه همسایه ها و آشناهایی که داشتیم این صحبت رو می کردن که فلانی دزده، وای فلانی چقدر مغرور هست طوری که من هم همین ذهنیت رو راجع بهشون داشتم حتی درباره بچه هاشون و حدود چهار سال پیش پسر بزرگشون با خواهر کوچکم ازدواج کرد و با رفت و آمدهایی که داشتیم نظر من زمین تا آسمون راجع به ایشون فرق کرد واقعا کاملا برعکس درباره ایشون صحبت شده بود ایشون بسبار مهربون، محترم و چقدر بخشنده و دست و دلباز هستن و چقدر درستکار من نمی دونم چرا مردم چنین حرفایی می زدن من همیشه به خواهرم میگم درستکار تر و با صداقت تر از این بچه ها من ندیدم چطوری اینا رو تربیت کردن با اینکه همسر خواهرم پسر اول خانواده هست و چقدر کورد توجه بوده ولی الان کنار ما اصلا لازم نیست بگیم این کار رو انجام بده خودش واقعا خودفهم و بسیار مهربون هست و تو خونه خیلی هوای خواهرم رو داره و چقدر کمک می کنه بدون حرف اضافه، هیچ وقت ندیدم تو بحثی شرکت کنه و دذگیر کنه خودش رو طوری که ما اول فکر می کردیم خجالتی باشه ولی وقتی پایه بازی و شادی باشه از همه پیش قدم تر هست و بسیار هم اهل حرف و شو خی و خیلی نزدیک به آنچه که استاد میگن.

    باز هم یکی از دوستان پدرم که اهل شهر دیگه ای بودن و بسیار ثروتمند بودن وقتی که باهاشون ارتباط خانوادگی پیدا کردیم متوجه شدم چقدر ساده و بی آلایش، مهربان و خوش برخورد هستن

    این باعث شد من یه تجدید نظر کنم راجع به همه آدم های دور و برم که بهشون وصله دزدی و پیدا کردن گنج و غیره می زنن و هر چه بیشتر دقت کردم دیدم این آدم ها درستکارتر، بی آلایش تر هستن و دیگران از روی حسادت که اینا به ثروت رسیدن و خودشون نتونستن این حرفها رو زدن و یک کلاغ چهل کلاغ شده مطمئن باش حتی یکبار نظر دیگران هم می تونه روی ذهنیت ما اثر بگذاره ولی من هر چه بیشتر برخورد کردم و دقیق شدم متوجه شدم که دیگه نباید توجهی کنم بقیه چه نظری دارن راجع به بقیه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    زهرا توکلی گفته:
    مدت عضویت: 226 روز

    سلام به خانواده عزیزم

    همگی پر از نور و رحمت و هدایت الهی باشید

    امروز یک خوابی رو من دیدم و در واقع یک هدایتی رو دریافت کردم که لازم دونستم اون رو به اشتراک بگذارم

    یه صحبتی رو از استاد عباس منش شنیده بودم که ما باید خودمون رو در مدار ثروت و پول قرار بدیم تا بتونیم از اون بهره‌مند بشیم

    در رویا و خوابی که من دیدم و در واقع الهاماتی که به من وارد شد این موضوع برای من مثال زده شد و به صورت کامل برای من توضیح داده شد تا بتونم اون رو درک کنم

    من در موقعیتی این خواب رو دیدم که برای مسافرت به شمال کشور سفر کرده بودیم و درختان هلو و زردآلوی زیادی رو دیدم که همگی پر از میوه بودند توی خواب با من صحبت شد که این درخت هلو رو می‌بینی و من گفتم بله گفت درخت پر از میوه هست درسته و من گفتم بله

    به من گفته شد که اگر تو در جایی ایستاده باشی که نتونی این میوه‌ها رو بچینی و از اون‌ها استفاده کنی آیا مشکل از توئه یا از درخت

    و من پاسخ دادم قطعاً مشکل از سمت منه به من گفته شد خوب چه کاری باید انجام بدی تا بتونی این هلوها رو بچینی و من گفتم باید جامو عوض کنم جایگاهم رو عوض کنم بیام کنار درخت تا بتونم اون‌ها رو بچینم و استفاده کنم

    و بعد برای من توضیح داده شد که در واقعیت و در دنیا دقیقاً همین اتفاق داره می‌افته

    اگر تو ثروت، پول و نعمت در زندگیت کم هست نمی‌تونی بگی نعمت نیست یا وجود نداره که من ندارم یا خداوند نعمت برای تو نیافریده و در اختیار تو قرار نداده بلکه تو باید بگی من در جایگاهی قرار دارم که نمی‌تونم از این نعمت‌ها استفاده کنم یعنی نعمت‌های بسیار زیادی برای من آفریده شده حتی بیش از نیاز من نعمت در این دنیا وجود داره ولی اینکه من بهره‌مند نیستم از این نعمت‌ها یعنی من در جای نامناسبی قرار گرفتم و در واقع به قول و سخن استاد در مدار نامناسبی قرار دارم و من باید در مدار دریافت این نعمت‌ها قرار بگیرم همانطور که در خواب به این نکته اشاره شد که تو در جایگاه نامناسبی قرار داری

    به نظر من این مثالی که برای من زده شد دقیقاً توانست این موضوع را برای من باز کند و تفهیم کند و مابقی امورات که آیا به این نعمت‌ها دست پیدا خواهم کرد یا نه تماماً بستگی به من و باورهای من دارد و اینکه از این لحظه به بعد که من می‌دانم قوانین جهان را آیا هیچ کاری انجام خواهم داد که بتوانم با استفاده از این قوانین و درک آن‌ها و تمرین و تکرار بتوانم باورهای محدود کننده و ترمزهای خود را نسبت به پول شناسایی کنم و با حذف آنها بتوانم خود را در مدار دریافت ثروت و نعمت‌های بی‌نهایت الهی قرار دهم ؟انشاالله و به امید آن روز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    علیرضا قدیری گفته:
    مدت عضویت: 219 روز

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوبم

    من با امروز 5 روزه که وارد این جمع دوستانه شدم و کلا به صورت رندم و با فکر به اینکه خدا هر فایلی که مناسب هدایت من باشه رو پیش روم قرار میده فایل هارو نگاه میکردم ، از هرکدوم نکات و درس هایی را با امید هدایت یاداشت برداری کردم

    دیشب که این فایل رو نگاه کردم خواستم نظرم رو بنویسم ولی فکر میکردم حتما باید نتیجه ای بگیرم تا نظرم رو بزارم

    اما بعد از خوندن نظرات دوستان و کسب این آگاهی که چقدر باور های محدود کننده ای دارم خواستم برای شروع خودم این نظر رو بزارم

    من از بچگی همیشه تصور میکردم و از خدا میخواستم که به من ثروت بده تا بتونم به یتمینان کمک کنم

    در مسیر مدرسمون یه شیرخوارگاه وجود داشت، من هر روز که از اون مسیر میگذشتم از خدا میخواستم وقتی بزگ شدم بهم ثروت بده تا بتونم بهشون کمک کنم و براشون چیز هایی بخرم تا خوشحالشون کنم و این باور تا به الان در من به صورت پررنگ وجود داشته

    در مورد اینکه نسبت به افراد ثروت من چه دیدگاهی دارم، باور به اینکه این آدم ها آدم هایی بودن که ارث بهشون رسیده و این اشخاص آدم های بی لیاقتی هستن چون برای بدست آوردن این ثروت هیچ کاری نکردن و ذهنیتم این بوده آدم هایی که با سختی پول در میارن انسان های با شرافت و با لیاقتی هستن

    در حالی که تا به الان آدم هایی که دیدم با سختی پول در میارن و خودمم تجربش کردم هیچ حس شرافت و لیاقتی ندارشتن و همیشه ناراحت و سر خورده از نداشتن و ترسیدن و بی ایمانی در دلمون موج میزنه و مجبوریم خودمون رو قانع کنیم

    چندین مدت بود که خیلی تلاش میکردم اوضاع رو برای خودم بهتر کنم ولی هرچی دستو پا میزدم تغییری نمی‌دیدم، و این اواخر گفتم خدایا من دیگه نمیدونم چیکار کنم و خودت کمکم کن و خودت راهنما باش ازت میخوام تو راهنماییم کنی

    مطمئنم پیدا کردن استاد عزیز عباس منش راهنمایی خدا بود تا من از یه طریقی به مسیر درست هدایت بشم

    دقیقا دیشب 23 شهریور نا امید از هر تلاشی از خدا خواستم راهناییم کنه

    اومدم داخل سایت و خواستم فایل های گام به گام رو ببینم و کاملا اتفاقی این فایلو دیدم و هدایت خدا دونستمش پس فایل ویدیوای رو تا آخر دیدم و یقین پیدا کردم که واقعا هدایت خود خدا بوده

    در این راستا باید بگم که همیشه این حس در من وجود داشت که اگر پولدار بشم کارهای اشتباه زیادی میکنم که گناه باشه و از خدا دورم میکنه یا خدا ازم خشمگین و ناراحت میشه

    از بچگی وقتی پول از سمت پدرم یا از کار خودم به دستم میرسید همیشه سعی میکردم کمتر خرج کنم و این حس گناه وجود داشت که خانواده خودم یا رفیقم، فلان چیز رو نخورده یا نداره یا به قول معروف از گلوم پایین نمیرفت و الان هم که دانشجو هستم این حس رو تجربه میکنم

    و باز تو این موقیت ها از خدا میخوام که ثروت مند بشم تا این حس گناه رو از بین ببرم با کمک کردن و یا تامین کردن خانواده و دوستانم

    از دیشب تا به الان که دارم به این فایل فکر میکنم میبینم در تموم خواسته هام این فکر بوده که اگر من این مقدار پول در بیارم این مقدارش رو خیر میدم و حس میکردم که لیاقت این همه پول رو به تنهایی ندارم و باید با بخشش لیاقتش رو بدست بیارم

    در حالی که خدا برای کمک به دیگران نیازی به ما نداره خدا خوش انقدر غنی و بخشنده هست که به هر کسی به هر مقدار کمک کنه

    خواسته ما با این موضوع که خدایا به من ثروت بده که به دیگران کمک کنم غیر منطقی هست چون خود خدا بهتر از ما میتونه به دیگران کمک کنه و حتی میدونه که چقدر کمک کنه

    کمک کردن چیز بدی نیست ولی گفته خودم که ثروت میخوام به دیگران کمک کنم این حس رو بهم میداد که من شایسته داشتن این مقدار ثروت رو ندارم و شاید با کمک کردن بدستش بیارم

    دقیقا دو روز قبل این فایل همین حرف رو زدم و با خودم مرور کردم که اگر خدا بخواد و به من نعمت بده، من به دیگران کمک میکنم و… که این فایل رو دیدم و هدایت خدا میدونم که باید باور های مخدود کننده و غلطم رو تغییر بدم نگاهم رو به خدا تغییر بدم

    سپاس گذارم از هدایت خداوند که من رو در مسیر دست قرار میده

    خداروشکر میکنم بابت سلامتی و همه نعمت هایی که به من از لطف و بخشش خود داده و هر چه دارم از اوست

    به خودم قول میدم که به خودم متعهد باشم و برای درست کردن باور های نادرستم به صورت تکاملی، قدم بردارم و همیشه با ایمان و توکل خدا پیش برم

    خدا را شاکرم از این هدایت

    همگی در پناه خدا سالم، سلامت، فراوانی نعمت و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    خواستم این ایه رو در مورد موضوع ثروت و معنویت برسی کنم

    وَبَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَهٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿25﴾بقره

    و به کسانى که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته کرده‏اند، نوید بده که ایشان را بوستانهایى است که در فرودست آن جویباران جارى است، هر گاه از میوه‏هاى آن روزى یابند، گویند این همان است که پیشترها از آن بهره‏مند بودیم، و به ایشان همانند آن داده شود، و در آنجا جفتهاى پاکیزه دارند، و هم در آنجا جاویدانند

    یه قسمتی از ایه میگه‌

    هر گاه از میوه‏هاى آن روزى یابند، گویند این همان است که پیشترها از آن بهره‏مند بودیم،

    این یعنی کسایی که بهشت رفتن شک نشدن از نعمت ها و از خود بی خود نشدن و چیز جدیدی نبوده براشون

    حالا چرا

    جواب ساده هست

    گویند این همان است که پیشترها از آن بهره‏مند بودیم

    ایا یه ادمی که نون شب نداره ادمی هست که نعمت های بهشتی براش یه روتین عادی هست و شک زده نمیشه ؟

    ایا نعمت های بهشتی چیزی هست که یه ادم فقیر قبلا تجربه کرده؟

    جواب قطعا خیر هست

    و اینجاست که بهتر درک میکنم هر چقدر ثروتمند تر باشم نزد خداوند محبوب ترم

    و بهشت جایگاه ثروتمندا هست نه فقرا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      Zahra Ghaffari گفته:
      مدت عضویت: 578 روز

      سلام آقای حوا زاده عزیز خیلی ممنونم از این کامنت زیباتون!

      (من از این تابستون یعنی سال 1404 به لطف الله هدایت شدم به ثبت نام در کلاس حفظ قرآن و شروع اون! این هدایت دقیقا زمانی اتفاق افتاد که من خیلی دوست داشتم مثل استاد قرآن و معنیش رو بخونم و کنجکاو بودم ببینم خدا تو کتاب آسمونیش دقیقا چی گفته؟)

      وااااای خیلی جالبه که دقیقا چند روز پیش داشتم همین آیه رو حفظ میکردم و وقتی کامنتتون رو خوندم و اولِ این آیه رو دیدم بقیش از حفظ به ذهنم اومد و بسیار شگفت زده شدم از این همزمانی…

      خدارو خیلی شکر میکنم که همزمان با اینکه دارم قرآن رو حفظ میکنم و همزمان با اینکه دارم روی این فایل زیبا درباره ثروت کار میکنم، پروردگار مهربانم به طرزی جادویی و هماهنگ دقیقا اون آیه ای رو که درباره ثروت بود و من هنوز اون موقع کامل مفهومش رو درک نکرده بودم و عمق معنی اون رو متوجه نشده بودم، به این شکل از طریق هدایتم به خوندن کامنت دوست عزیزم، آگاهی های این آیه رو برام رمزگشایی کرد و فهمم از باور های ثروت ساز در قرآن رو بیشتر و بهتر کرد!

      واقعا خدای من خدای وصف ناپذیری هست که انقد حساب شده و شگفت انگیز پازل ها رو در ذهنم میچینه و آروم آروم با ارتباط دادن چیزهای مختلف به هم، مغزم رو برای دریافت ثروت و نعمت و برکت آماده میکنه:)

      خدایا سپاسگزارم که از طریق مهدی عزیز با من حرف زدی و نشونه هات رو فرستادی و امیدوارم کردی که مسیرم درسته.

      عاششششششششقتم خدای خفن و باحالم!!!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      افرین گفته:
      مدت عضویت: 1596 روز

      سلام آقا مهدی عزیز آنقدر ساده وروان ومنطقی این آیه قرآنی رو تفسیر کردید که واقعا کیف کردم و در عجبم که چرا قبلا بهش توجه نکرده بودم منی که چندین بار سوره بقره را خوانده بودم وحتی خوابش هم دیده بودم.

      فکر کنم از طریق شما جواب سوالم رو گرفتم ممنونم از کامنت بی شیله وپیله وساده و روانتان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    Zahra Ghaffari گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    سلاااااااام به همگی!

    خدایا خیلیییییی شکرت :)

    استاد دوست داشتنی و مریم شایسته مهربانم عاشششششقتونم!

    امیدوارم حال دوستای عزیزم که متعهد شدن و دارن روی خودشون و باور هاشون کار میکنن عالی باشه!

    من از 26 مرداد 1404 تا الان که 22 شهریور هست 27 روز یا تقریبا 4 هفته هست که دارم هر روز روی فایل «رابطه خداوند و ثروت در ذهن » کار میکنم و تو چند وقت نتایج کوچک ولی ارزشمندی گرفتم که مدیون آگاهی ها و باور های ثروت ساز این فایل بینظیرم.

    میخوام چند تا از نتایجم رو بنویسم تا هم بدونم درحال رشد و پیشرفتم و دارم تغییر میکنم و هم برای دیگران انگیزه و امیدی باشه تا اونا هم از این فایل زیبا نتایج زیادی بگیرن:

    بابام که فرهنگی بازنشسته هست و تو خونه میمونه و کار کاغذ دیواری هم بلده، از بعد عید کار کاغذ دیواری کم بود یا نبود و سرکار نمیرفت، ولی تو این چند روز خیلی غیر منتظره براش یه کار پیدا شد و سرکار رفت و پول درآورد.

    چند وقتیه که از طرق مختلف نعمت و برکت وارد خونمون میشه، مثلا یه بار همسایمون از باغشون کدو و گوجه فرنگی میده، یه بار داییم از روستا گردو و مربای تمشک و گوجه گیلاسی میفرسته، یه بار دوست مامانم از باغشون سیبای بزرگ و خوشمزه میده، یه بارم عمم از روستا ماست محلی و چیزای دیگه میفرسته و…

    من همون دختریم که کتاباشو آگهی کرده بود و تو هفته اول کار کردن روی این فایل بالاخره مشتری پیدا شده بود و دو تا از کتابارو خریده بود، از اون موقع کلا فروختن کتابا یادم رفته بود و اصلا بهش فکر نمیکردم، تا اینکه 3 روز پیش که تو ماشین بودم و سرم درد میکرد و حالت تهوع داشتم و پدرم مثل همیشه داشت غر میزد و من سعی میکردم به نکات مثبت توجه کنم و حالم رو خوب نگهدارم، یه دفعه گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود و وقتی جواب دادم فهمیدم که مشتری جدید هست و میخواد یکی از کتاب ها رو بخره! یعنی یه جوری خوشحال شدم و ذوق کردم که کلا سر درد و حالت تهوع و خستگی و… یادم رفت، بعد هماهنگ کردیم و فرداش مشتریه اومد و کتاب رو تحویل گرفت… و باز هم پول و برکت وارد زندگیم شد!

    حالا میخوام یه نتیجه جزئی تر درباره همین فروختن کتابام بگم: بار اول که همون سه هفته پیش میشه و کامنتش رو هم گذاشتم، خیلی استرس و نگرانی داشتم، از همون صبح که اون خانم زنگ زد تا شب ساعت 9 که اومد و تحویل گرفت، دائم ذهنم درگیر بود که نکنه دیگه منصرف شه، نکنه یه کتاب ارزون تر از مال من پیدا کنه، نکنه براش کار پیش بیاد و نتونه بیاد، نکنه… خلاصه که این فکرای الکی مغزم رو میخورد و نمیذاشت یه لحظه آروم بگیرم ،بعد رفتم و نوشتم و با خدا حرف زدم و آروم شدم و دقیقا چند دقیقه بعد نوشتم، اومدن و کتاب رو خریدن!

    ولی این بار که دیگه هم بیشتر رو خودم کار کرده بود و هم نتیجه اول باعث شده بود که باورهام قوی تر بشه و ترسم بریزه، تا زمان تحویل کتاب خیلی راحت تر و با آرامش بیشتر منتظر موندم و هیچگونه نگرانی یا تردیدی به دلم راه ندادم و با ایمان بیشتر صبر کردم …

    دفعه اول که تجربه و آگاهیم کمتر بود و خیلی مقاومت ذهنی داشتم، راحتی مشتری رو به راحتی خودم ترجیح دادم و در حالی که هوا تاریک و سرد بود و باد شدیدی می وزید، حدود یک ربع تو خیابون منتظر موندم و خودمو علاف کردم تا مبادا اونا بیان و منتظر بمون و وقتشون تلف شه…

    ولی این بار به خودم ارزش قائل شدم و راحتی خودم رو در اولویت قرار دادم، اینطوری که تا اونا برسن و زنگ بزنن من با آرامش کارامو انجام دادم و از وقتم استفاده کردم و بعد اینکه مشتری اومد و زنگ زد که رسیدم، تازه رفتم و کتابو تحویل دادم و الکی خودمو به سختی ننداختم.

    موضوع دیگه اینکه بار اول خیلی اصرار داشتم که مشتری پول نقد بده و ترجیحا کارت به کارت نکنه ولی گفتن که پول نقد ندارن و مجبور شدم شماره کارتمو بدم تا واریز کنن، ولی دفعه دوم خیلی جالب بدون اینکه من بگم و درخواست کنم مشتری خودش گفت که میشه پول نقد بدم؟ و من گفتم بله و تو دلم از خدای مهربون و بخشندم تشکر کردم که چقدر زیبا خودش کارارو انجام میده:) و اینکه اون مشتری قبلی خیلی تو پول دادن اذیت کرد و تخفیف زیادی گرفت ولی مشتری دومیه تخفیف نخواست و خیلی راحت پول داد!!!

    برای من ثابت شد که اگر متعهد بشم و تمرکزی روی یک فایل کار کنم و کامنت بذارم، خیلی جادویی و راحت شرایط تغییر میکنه و باورها عوض میشه و نتایج یکی یکی پشت سر هم میان و تکاملی رشد میکنی و حالت هم بهتر و بهتر میشه :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 940 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    روز سی و ششم از تعهد 40 روزه من

    سپاسگذار خدای هدایتگرم هستم ک تا اینجا منو رساند و قراره ب جاهای رویایی تری مرا برساند ..

    امروز ناهار خوشمزه ای مهمان خدایم بودم ک بهترین پذیرایی از من شد

    و این لطف خدای مهربانم هست ک یکمدته دارم رو مبحث ثروت کار میکنم

    احساس میکنم تغییراتی در وجودم رخ داده

    قبلا من دنبال مشتری میدویدم

    اما الان اینطور نیس

    و احساس جدیدی در من بوجود امده ک امروز مشتری اومد دیگه مثل قبل نیاز ندیدم قانعش کنم قیمت مقطوع بهش دادم و محصولم رو معرفی کردم البته ب درخواست خودش بود و گفتم عه دختر تو چقد رواین فایلا کار کردی رفتارت عوض شد

    قبلا میخاستم قانعش کنم بعد اگه خبری ازش نمیشد خودم پیگیرش،میشدم یا مشتری میومد کارشو انجام میدادم میگفتم باشه کمتر بده عوضش برام مشتری بیار و بعد باید چندبار تماس میگرفتم تورو خدا بیا دنبال محصولت برات اماده کردم ک مثلا پولمو بده

    این بار اینکارو نکردم و گفتم اونها دنبال من میدون چون کارم ارزشمنده اونها هزینه ای ک من میگم رو پرداخت میکنن و خودشون میان دنبال تحویل کار فقط یکبار تماس میگیرم میگم کار شما اماده هست میتونید بیاید تحویل بگیرید حتی اگه یکسال محصول طرف پیشم بمونه متعهد شدم تماس باهاش نگیرم چرا نیومدی دنبالش

    الان نشستم تعهد 40 روزه مجدد نوشتم رو مبحث مالی کار کنم

    مشتریهام خود ب خود زیاد بشن بدون اصرار و زور زدن من

    و مهارتمو افزایش بدم

    این 2 خاسته و هدف رو برای 40 روز جدیدم انتخاب کردم

    انگار این 40 روز شبیه همون جلسه 6 قدم اول توضیح دادین ک یکماه بیاید بگید میخام ب این خاسته برسم اگه مثلا nتومان رو کردید دوn تومان یعنی شما میتونید دوباره ماه دیگه هدف بذارید بکنید سهnتومان

    خداروشکر میکنم ک تابحال تکاملی هرانچه خاسته ام خاسته هام دونه دونه تیک خورده و به همشون رسیدم و خب یقینا برای رسیدن ب ماشین مورد علاقه ام باید تکامل طی کنم و این مسیر. رو برم تا ب اون هم برسم

    مرسی بابت این فایلهای بی نظیر ثروت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    Zahra Ghaffari گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    سلام گرم من به تمام کسایی که این نوشته هارو می خونند، مخصوصا استاد عباسمنش عزیزم و مریم شایسته بینظیرم :)

    در ادامه کامنت قبلیم میخوام چند تا از باور های درست و ثروت سازی رو که از دیدگاه دوستان و آموزه های استاد عباسمنش نکته برداری کردم بنویسم تا هم برای خودم تثبیت بشه و هم شاید برای دیگران مفید باشه:

    خدا بی نیاز و ثروتمنده و همه چی داره پس ما که جانشین اون روی زمین هستیم هم باید مثل خودش ثروتمند وبی نیاز باشیم و نعمت های فراوانی رو تجربه کنیم…

    دیدگاه درست درباره ثروتمند شدن اینه که هدفمون غنی و بی نیاز شدن باشه نه رقابت با دیگران! نخوایم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و بگیم من باید از فلانی پولدار تر باشم، بلکه بگیم من میخوام آزادی مالی رو تجربه کنم و بتونم هر چی دلم خواست بخرم.

    امکان نداره که انسان بد و نادرستی به پول و ثروت پایدار برسه و حتما اگر اون ثروت از راه اشتباه و مخالف با قوانین جهان هستی به دست بیاد یه جوری از بین میره. پس تمام انسانهای ثروتمند دنیا که پول و دارایی و ورودی مالی فراوان و پایدار دارند حتما و قطعا و یقیناً انسان های درستکار و پاک و معنوی هستند.

    همیشه از خدا ثروت رو اول برای رفاه و آسایش خودمون بخوایم و بعد برای کمک به دیگران! چون ما لیاقت یه زندگی خوب رو داریم و این یک خواسته درست و الهیه نه خودخواهی یا طمع…

    خداوند همه چیز رو در جهان فراوان‌ آفریده مثل آب که سه چهارم کره زمین رو فرا گرفته، خاک، درختان، گیاهان، گلها، انواع میوه ها، انواع حیوانات، ستارگان، انسان ها و خیلی چیزای دیگه… ما باید به این فراوانی ها توجه کنیم و بدونیم که ثروت و موفقیت و فرصت و نعمت هم در این جهان بی انتهاست و کافیه که باورش کنیم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      فاطمه هلالی گفته:
      مدت عضویت: 940 روز

      سلام زهرا جان

      کامنتت مختصر ولی فوق العاده عالی بود

      اگه واقعا بتونم ازین منظر ثروت رو ببینم یقینا بی شک ثروت فراوان مثل اب جاری وارد زندگیم میشه که

      من ثروت رو بدون مقایسه واسه خوشی و رفاه خودم بخام

      امکان نداره که انسان بد و نادرستی به پول و ثروت پایدار برسه و حتما اگر اون ثروت از راه اشتباه و مخالف با قوانین جهان هستی به دست بیاد یه جوری از بین میره. پس تمام انسانهای ثروتمند دنیا که پول و دارایی و ورودی مالی فراوان و پایدار دارند حتما و قطعا و یقیناً انسان های درستکار و پاک و معنوی هستند.

      دقیقا هر خلافکاری بعد یکمدت زندگیش ب اسفل السافلین رسیده کل ثروتی ک ساخت ازبین رفت

      محاله قانون رو بتونیم دور بزنیم

      اخه کدوم ادم ک از خلاف و دزدی و حیله ب یک مقام و ثروت پایدار تونست برسه

      پس در نتیجه هر ادمی ک ثروتش پایدار هست و سالهاست شرایط مالیش،عالیه و ثروتمنده قطعا راهش درست بوده

      ولی کسیکه باورهای مخرب داره تکذیب میکنه ثروت ثروتمندان رو مثل گربه ای ک دستش ب گوشت نمیرسه میگه بو میده بقول استاد

      برات ارزوی موفقیت روزافزون دارم

      سپاسگذارم بابت کامنت فوق العاده

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        Zahra Ghaffari گفته:
        مدت عضویت: 578 روز

        سلام فاطمه عزیزم:)

        خدارو خیلی شکر میکنم که با انسان های پرتلاش و درحال رشدی مثل شما هم مسیر و هم فرکانس هستم.

        هر روز که کامنت میزاری و میبینم چقدر زیبا به تعهد چهل روزت پایبندی واقعا از صمیم قلبم تحسینت میکنم و وقتی نتایج فوق العاده ات رو میخونم خیلی لذت میبرم و افتخار میکنم که انقدر به فکر تغییر خودت و زندگیت هستی! منم ازت ممنونم که با گذاشتن این پاسخ دوست داشتنی باعث شدی یه عالمه خوشحال بشم و امید و انگیزه بیشتری تو دلم روشن بشه…

        همچنین برات آرزوی موفقیت بی پایان دارم و دعا میکنم خداوند بخشنده و مهربان درهای ثروت و برکتش رو به روی همه ما باز کنه و ما رو در نور و عشق بی کران خودش غرق کنه!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 940 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    امروز اتفاقی سوار ماشینی شدم و یک چیز باارزش همرام بود

    اون اقا شروع کرد پرس و جو زیاد از کجا گرفتی چند گرفتی این خیلی گرونه خارجیه

    یا اینکه کجایی هستی از کی اومدی اینجا

    من مات موندم و کل مسیرمن رو چک میکرد

    و شیشه ها بالا بود کولر زده بود و احساس کردم گوشام کیپ شده نمیشنوم

    اینقد نجواها اومد اومد اومد یدفه محکم گفتم کولررو خاموش کن و شیشه هارو پایین بده

    خودم جا خوردم ازین حرکتم

    گفتم دارم خفه میشم

    ترس تمام وجودمو برداشته بود

    یک لحظه گفتم این میخات این وسیله رو از من بدزده وای ضعف کردم از شدت ترس

    و گفتم خدایا از شر شیطان بتو پناه میبرم کی برسم خونه

    رسیدم خونه خیلی فکر کردم چرا من اینقد مشکوک شدم ب این راننده یا چرا اون اینقد مشکوک میزذ

    گفتم این حکمت داشت .من باور مخرب بعدیم توی ثروت رو کشف کنم

    کشف بعدی

    من اگه ثروتمند شوم آدمهایی سرراه من قرار میگیرن ک میخان خفتم کنن ازم بدزدن خیلی ازین میترسم

    اصلا نمیدونستم این باور رو دارم بااین شدت

    امروز خدا برام روشن کرد

    اینقد ترسیدم ک ضعف کردم

    فکر کنید چقد این باور در من قوی هست

    یکی افراد ثروتمند خطرناکن

    یکی من اگه ثروتمند بشم یا خودم ادم خطرناکی میشم یا ادمای خطرناک سرراهم قرار میگیرن

    خدایا خیلی سپاسگذارم ک هرروز یکی از ترمز هامو بهم نشون میدی

    خدایا بتو پناه میبرم ب هر خیری از سمتت بهم برسه فقیرم

    خدایا کمکم کن این باوررو تغییر بدم نمیدونم چطور خودت هدایتم کن مثل همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 923 روز

      سلام به دوست عزیزم

      کامنت شما باعث شد من موضوعی رو که چند بار دلم میخواست بگم ولی نمی تونستم چطوری بیان کنم رو الان اینجا بگم.

      داماد خاله همسرم (تو کامنت های قبلی بهش اشاره کردم) ادم خیلی ثروتمندی هست

      و همه اعضای خانواده اعم از خواهرا برادرا و مادرش هم ثروتمنده

      پدرشون از دنیا رفته و مادرشون تنها زندگی می کنه

      هفته ی پیش برای مادر شون یه اتفاقی افتاد مشابه چیزی که برای شما اتفاق افتاده.

      ساعتای حدود 11 شب یه اقایی جوراب می پوشه سرش میاد تو اتاق این خانم چاقو تو دستش بهش میگه همه طلاهاتو بده به من و گوشی شو ازش میگیره

      من داشتم توی ذهنم این موضوع رو تحلیل می کردم ولی نمیتونستم بیانش کنم ،کامنت شما رو خوندم فهمیدم بودن افراد خطر ناک دور و بر ادم های ثروتمند هم تو فیلم ها خیلی  نشون داده شده که یک باور مخرب هست

      و حتی من خودم وقتی توی خیابون راه میرم حواسم هست کسی به کیفم دست نزنه حالا من تنها چیزی که دارم یه گوشی و یه ایر پاد هست تو کیفم ولی خب این احساس که ادم های خطرناک بهم  نزدیک نشن باهام هست

      مرسی از کامنتت و توجه ات به این موضوع

      خداوند هدایتمون کنه این موضوع رو در خودمون تغییر بدیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      ابوالفضل درویشی گفته:
      مدت عضویت: 815 روز

      ببین عجب باوری کشیدی بیرون،دمت گرم

      به نظرم یکی از مهم ترین باورهای محدودکننده ایه که مارو از ثروت دور میکنه

      واقعا خداروشکر میکنم از دوستایی مثل شما که انقدر تامل میکنید و به اشتراک میزارید و به بقیه کمک میکنید

      خداروشکر بخاطر وجود تک تکتون️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    سلام

    خدایا من رو هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای.

    خب من بگم که با گوش دادن به این فایل ارزشمند و خوندن کامنت ها تعدادی از باورهای محدود کننده ای که زیر مجموعه این باور بزرگتر که ثروت متضاد با معنویت هست

    یکی این بود که استاد گفتن یهودی ها باور دارند بیزنس کردن معنوی هست و ذهن من سریع گارد گرفت کجاش معنویه؟؟؟؟؟؟

    همه اش میخوان سر مردم کلاه بذارن چقدر روی یه محصول میکشن تا خودشون پول بیشتری دربیارن، از اون طرف از کسی که تولید کرده کلی زحمت کشیده بیشتر پول درمیارن

    و اومدم برای ذهنم منطق ساختم اگر همین واسطه نباشه تولید کننده چطور محصولاتش رو بفروشه اون که نمی تونه هم محصول تولید کنه هم پاشه تو کل کشور دنبال مشتری باشه خب این واسطه، این مغازه دار، این تاجر کمک می کنن اون راحت محصولاتش رو بفروشه ،و لز طرفی کسانی که دنبال اون محصولات هستن نمی تونن پاشن برن سر مزرعه ،باغ با کارخونه محصولات رو بخرن جقدر کار اونها هم راحت تر میشه این وسط کلی آدم هم بهشون خیر می رسه از کارگرها از راننده های ماشین ها که بارها رو جا به جا می کنن. اون مغازه دار مغازه اجاره می کنه، فروشنده می گیره دارن همه اش باعث چرخش این پول تو جامعه میشن کارها رو راحت تر می کنن، تولید کننده خیالش راحته و آرامش داره که مشتری میاد محصولاتش رو می خره چرا من باید بگم وای چقدر روی این کالا کشیدن تولید کننده این قیمت میده خب این ها هم دارن تلاش می کنن کلی پول هزینه می کنن این محصولات رو میخرن و حتی بعضا چند ماه تو مغازه ها می مونه می تونستن با پولشون هزارتا کار دیگه بکنن ولی با این کار چقدر کار ما رو برای خرید راحت تر کردن، ما الان این همه محصولات از سراسر کسور که هیچ از سراسر جهان تو فروشگاه ها هست می تونیم به راحتی بخریم

    پس کار این افراد معنوی هست و حقشون هست ثروتمند شوند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 923 روز

      سلام دوست عزیزم

      منم این موضوع رو با شدت زیاد تو ذهنم داشتم

      اولش میخواستم یه کامنت جدا بنویسم

      ولی در پاسخ به شما می نویسم که دو تاش یک جا باشه.

      منم همیشه این حس رو داشتم که نکنه سر ما کلاه بزارن مثلا می رفتیم طلافروشی یا لوازم خانگی فروشی یا فرش فروشی یا حتی شال فروشی این حس رو داشتم نکنه فروشنده سرمون کلاه بزاره

      چند روز پیش داشتیم می رفتیم دو تا رو فرشی بخریم ،مثل همیشه این حس اومد سراغم نکنه بهمون گرون بدن و سرمون کلاه بزارن ولی اینبار مچش رو گرفتم

      و با خودم اینطوری صحبت کردم

      ببین این روفرشی ها قیمت شون 2 میلیون و 200 هست ،حالا بیا فرض کنیم این رو فرشی رو از کارخونه خریده 1 میلیون و 600 ،و از ما میخواد 500 تا 600 تومن سود بگیره

      اینم حق الزحمه ای که رفته ،این جنس رو اورده مغازه اش نگه داشته ،ما رفتیم چند مورد برامون باز کرده ما دیدیم ،بعدش یکی رو انتخاب کردیم و خریدیم این رو فرشی رو

      حالا اگر ما نمیخواستیم این 500 تومن رو بدیم به این فروشنده ،خودمون تا دم در کارخونه بریم مثلا بخریم 1میلیون و 600

      یک روز کامل باید وقت می گذاشتیم

      کلی خسته می شدیم

      کلی هزینه بنزین و تو راه غذا خوردن و خستگی جسم و روح مون

      تازه کلی هم خطر جاده و …

      این 500 تومن در مقابل این همه زحمتی که باید بکشیم ،بریم دم کارخونه تا مثلا رو فرشی رو ارزونتر بخریم خیلی خیلی هزینه پایینی هست و حالا بماند که فروشنده چقدر ادم خوش اخلاقی حتی اگه چند روزی هم پولش رو دیر بدیم اصلا خم به ابرو نمیاره و با مشتری راه میاد

      و اینکه حالا یه فروشنده میخواد 400 تومن سود بگیره

      یکی میخواد 500 تومن بگیره ،ماباالتفاوت سود فروشنده اونقدری زیاد نیست که ما با کسی که بارها ازش خرید کردیم،توی خیابون ماست فروشگاهش،مارو می شناسه رو کنار بزاریم و بریم حالا یه جای جدید تر انتخاب کنیم .

      اتفاقا زحمت شون ارزشمنده و خیلی معنوی و کار رو برای ما خریداران خیلی راحت و اسان کردن .

      اونها کارشون الهی چون کار ما رو راحت کردن ،به ما خدمت کردن .

      انشالله که توضیحاتم خوب باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: