رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 38


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سیما گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    استاد خوبم سلام

    هنوز فایل رو تا آخر گوش نکردم.. وسطهاش هستم.. فقط خواستم بگم پیشنهاد میکنم این دو پادکست علی بندری به نامهای:

    «چگونه ثروتمند شدن عبادت شد»

    «جهان چگونه ثروتمند شد»

    رو گوش کنین … به طور ناخودآگاه توضیح میده چرا و به چه علت افراد پروتستان در بین مسیحیان ثروتمندتر بودن .. داستان تولد شاخه پروتستان رو که گوش کردم پی بردم که تغییر باورهای مخرب در بین بخشی از مسیحیان چه اتفاقاتی رو براشون رغم زد و فهمیدم که حتی این تغییر باورها بوده که باعث رنسانس و پیشرفت صنعتی اروپا شده

    بخش جالب ماجرا برای من این بود که از صحبتهای آقای علی بندری قبلا متوجه شده بودم که ایشون علیرغم مطالعات زیاد و دانش تاریخی قابل توجهی که دارن آشنایی با مقوله توجه به نکات مثبت و کلا آموزه‌های شما ندارن … ولی در این دو پادکست در مورد مسائل و اتفاقات تاریخی صحبت کردن که به طور تلویحی نقش اصلی و اساسی باورها بر روی زندگی افراد و مشخصا زندگی مالی افراد رو ثابت میکرد و یکبار دیگه منطق این موضوع با این دو پادکست برای من روشن شد.

    سپاس استاد بزرگوار بابت این آگاهی‌هایی که آموزش میدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  2. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوندبخشنده مهربان

    بنام خداوندهدایتگر

    باسلام وعرض ارادت حضوراستادعباسمنش استادشایسته ودوستان همراه درخانواده توحیدی عباسمنش

    امیدوارم حال دل تک تک شماسروران عزیزم خوب عالی ومتعالی انشالله ودرپناه الله یکتا سلامت ودرارامش باشید وازلحظه لحظه زندگیتون لذت ببرید

    استادعزیزم ودوستان گلم دراینجا میخواهم خارج ازموضوع فایل از تازه ترین معجزه خداوند برای من وخانواده ام رونمایی کنم هرچندباتاخیرچندروزه

    دلیل تاخیرهم این است که همسرنازنینم دوروزپیش ماجرارادرکامنتی که لایک استادعباسمنش راهم بدنبال داشت که باعث خوشحالی زایدالوصف همسرم ومن شده بودروی جلسه 13 دوره هم جهت باجریان خداوند توضیح دادند

    امااین اتفاق دراین چندروزه ذهن منو خیلی درگیرکرده بود وحیفم امد که خودم درباره اش ننویسم

    خدایا به رسم ادب وشکرگزاری وسپاسگزاری ازرحمتت به من وخانواده ام اغازمیکنم

    جمعه گذشته من وهمسرنازنینم دعوت شده بودیم به مراسم عقد یکی ازدوستان پسربزرگم امیرمحمددرشهرکرمان که این دعوت خیلی برای من وهمسرم غیرمنتظره بود امابدون هیچ مقاومتی واما واگری پذیرفتیم

    اصل ماجراازاینجاشروع شد صبح جمعه ساعت 10 بودخبررسیدکه به تهران حمله موشکی شده وتعدادی به شهادت رسیدن وبمباران وحملات خیلی هم گسترده بوده وهمچنان هم ادامه داره دیگرپسرمون ارمین دانشجوی دانشگاه امیرکبیرتهران است باارمین تماس گرفتیم گفت اینجا خبری نیست نگران نباشید همسرم گفت بایدچکارکنیم؟ گفتم بایدمنتظرتصمیم دانشگاه بمونیم همان موقع من وهمسرم تمرین ستاره قطبی راانجام دادیم واین دوجمله تاکیدی رونوشتیم

    * بازوی بلندخداانسانها،شرایط،اوضاع رادربرمیگیردتاازمن وخانواده ام محافظت کند.پس من نگران نیستم.

    * من وخانواده ام دردستان امن خداوندقرار

    داریم وخداونددرهرشرایط ودرهرموقعیتی ازمن وخانواده ام محافظت می‌کند.

    بااین اوصاف ساعت 6عصرحرکت کردیم به سمت کرمان

    ساعت 9شب رسیدیم محل مراسم ازآنجایی که ماتقریبا غریب بودیم وامیرمحمدبادوستان

    ش بودمن وهمسرم همان میزاول راانتخاب کردیم ونشستیم اما زیاراحت نبودیم هم اینکه

    تومسیربود ویه کم شلوغ همسرنازنینم گفت جابجابشیم گفتم باشه ایشون رفت وبرگشت گفت بریم فلان جا بشینم خلوت تراست رفتیم نشستیم میز8نفره بودبعداازمراسم عقد وبزن برقص میهمانان که درسالن انجام شد امیرمحمدبا6نفرازدوستانش امدندسرمیزکنار

    مانشستندبرای شام دونفرکاملا غریب بودند ومن تاکنون انهاراندیده بودم به امیرمحمد

    گفتم این دوعزیزروکه یکی خانم بودودیگری اقامعرفی کنه ومعرفی کردوگفت ازدوستان وهم دانشگاهی دامادهستند که دوست امیرمحمد بود

    این خانم وآقای غریبه دقیقا کنارمن وهمسرم نشسته بودند ارمین تماس گرفت گفت اوضاع وخیمه دانشگاه اعلام کرده سریعا خوابگاه راترک کنیم خوب ماالان مراسم عروسی هستیم وعملا کاری ازمابر نمی آمد گفتیم ارمین جان ببین اگه بلیط هست همین امشب حرکت کن ارمین گفت بلیط اتوبوس وقطارنیست ما شروع کردیم به دوسه نفری ازاقوام که تهران بودند ببینم آنها قصدترک تهران رادارند اگه میتونن ارمین روباخودشون بیارن که همه به دلایلی منتفی بود ارمین هر5 دقیقه تماس می‌گرفت که چکارکنه؟ ماباخونسردی میگوفتیم نگران نباش راهی پیدامیشه ارمین بازتماس گرفت گفت قرارشدبایکی ازبچه های رفسنجان امشب بااسنپ بریم گرمسار بخوابیم

    و فردابریم مشهد گفتیم اره خوبه همین کاروبکنین چنددقیقه بعدارمین تماس گرفت گفت اسنپ هم نیست گفتیم فعلا منتظربمان درهمین حین این خانم غریبه که کنارمابود وبه صحبت‌های ماگوش میکردپرسید پسرتون تهران است؟ گفتیم آره همان موقع ایشون بایک نفر تماس گرفت وبرداشت من وحسی به من گفت داره باتهران صحبت میکنه

    قطع کردوبلندشدرفت بعدازچنددقیقه آمد گفت پسرتون میخوادبره مشهدیابیادرفسنجان ؟ گفتیم میخوادبیادرفسنجان گفت شماره ای به شمامیدم براش بفرستین این شماره دوستم هست که همین الان دریکی ازبزرگراه های تهران است داره میادرفسنجان هنوزازتهران خارج نشده بگین سریع باایشون هماهنگ کنه بااسنپ بره پیش ایشان ( آقای شیروانی)

    من وهمسرم آن لحظه هنگ کردیم شماره آقای شیروانی روفرستادیم به ارمین درکمترازیک ساعت ارمین بادوستش رفتندپیش آقای شیروانی وحرکت کردند به سمت رفسنجان

    این چندروز باخودم فکرمیکنم ببین برنامه ریزی خدارو به یک مراسم عقدغیرمتظره دعوت بشیم ومابدون مقاومت بریم همان روزاین اتفاقات درسطح کشوررخ بده ودرعرض چندساعت کل برنامه ریزیها تغیرکنه

    خداونددستان نازنینش رابه کمک مابفرسته ودراین بحبوحه وشرایط اضطراری ارمین اینقدرراحت بیادرفسنجان

    حال درنظربگیریداگر مامیخواستیم روی عقل پوک خودمون حساب کنیم واحساسی عمل کنیم ایا به این راحتی کارانجام میشد قطعا جواب خیر است

    خدایاشکرت برای هدایت‌هایت

    خدایاشکرت که آنی مارابه حال خودرهانمیکنی

    خدایاشکرت که همواره ود هرلحظه مواظب ماهستی

    خدایا شکرت بابت همه چیز

    خدایاسپاس سپاس سپاس ازالطاف بیکرانت

    اصغرابراهیمی 27/3/1404

    تادرودی دیگربدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  3. -
    مریم فرهادی گفته:
    مدت عضویت: 304 روز

    سلام استاد وقتتون بخیر و خداقوت نمیدونم این کامنت رو میخونید یانه فقط خواستم باهاتون حرف بزنم همین

    من 2ساله دارم تلاش میکنم برای تاسیس آموزشگاه طراحی لباس بخاطرش از یه شهر به شهر دیگه ای اومدم بخاطرش کلی کار کردم پول در اوردم جاهای مختلف کار کردم بخاطر کلی تحول در شخصیتم ایجاد کردم کلی چالش ها باهاش مواجه شدم که بیشتر این چالش ها برمیگشت به عزت نفسه من چون از لحاظ شخصیتی مشکل داشتم و کسی که قراره کار افرینی کنه قطعا باید یک مدیر قوی سرسخت جسور محکم کنترل بر احساسات و نفس خویش داشته باشه و من از این لحاظ ها امادگیشو نداشتم من دوره رواشناسی ثروت 1 رو تهیه کردم دوره احساس لیاقت رو به تازگی تهیه کردم 2ماهه که توی این 2 ماه فقط تا جلسه 2 گوش کردم چون برام مهمه که هر جلسه رو خوب بفهمم تا اینکه برم جلسه ی بعدی الان که بعد دوسال با قانون تکاملی که در رواشناسی ثروت توضیح دادین از اکادمی طراحی لباس شد اموزشگاه خیاطی از خونه ای که قرار بود داخلش اموزشگاه رو تاسیس کنم رسید به جایی در پاساژی توی شهر که بسیار از لحاظ قیمتی مناسبه شروع کردم از صفره صفر دارم شروع میکنم و خوشحالم و مجوز اموزشگاهمو که همه ی ادما توی 5 ماه الی6ماه با کلی سختی میگیرن من در 3هفته مجوز اموزشگاهمو مثل اب خوردن گرفتم همینکه داشتم رنگ میکردم اموزشگاه رو جنگ شد و خیلی خیلی ناراحتم خیلی دارم سعی میکنم که ناراحت نشم اما ناراحت میشم چون صحبت از دلار و یا خرابی ساختمان و فلان و اینا نیست صحبت از جنگه جنگ و این خیلی منو ناراحت کرده همش به خودم میگم پس چی میشه اون همه ارزو

    من تازه داشتم استارت میزدم من میخوام به ارزوهام برسم پس کو اون ارزوها یعنی دیگ قرار نیست ارزویی داشته باشم؟یعنی تمام؟استاد من از سال99که توی این مسیر اومدم هیچ اخباری رو دنبال نکردم اما از وقتی جنگ شده نمیتونم واقعا میشه ازتون بخوام باهامون حرف بزنید؟راهنمایی کنید؟من دلم میخواد زندگی رو زندگی کنم نه با حسرت زندگی کنم همین

    میدونم که کاری از هیچکس ساخته نیست اما یه جور عجیبی ناامید شدم و این ناامیدی بعداز سالها اومده سراغم و من کسی بودم با تمام چالش هایی که برام پیش اومد ادامه دادم حتی بااینکه ناامید شدم اما بازم دارم به رنگ زدن و تموم کردن مغازه ادامه میدم اما نمیدونم واقعا چی میشه واقعا موندم نمیدونم دیگ چی بگم دوست دارم باهام حرف بزنید و راهنماییم کنید و همچنین دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      کوثر احسانی تبار گفته:
      مدت عضویت: 2102 روز

      سلام به شما

      امیدوارم حالتون خوب شده باشه،دوست عزیز حتی اگه خواهر های استاد هم ازش کمک بخان،ایشون میگن برید سایت و فایل ها رو دوباره گوش بدید،تا متوجه قانون بشید،خود استاد هم نمیاد به هیچ احدی اختصاصی مشاوره بده چون تمام مشاوره هاش داخل سایت،شما در بخش کنترل ذهن شروع کنید به فایل گوش کردن،تا اینجا امدید این همه تکامل تون رو رعایت کردید،پس لطفا ادامه بدید و کنترل ذهن کنید.

      موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  4. -
    لیلی گفته:
    مدت عضویت: 963 روز

    سلام ب استاد عزیزم و بانو شایسته

    سلام ب دوستان گرانقدر سایت

    چقدر خوندن کامنت های شما عزیزان بمن کمک کرد در پیدا کردن ترمز هام

    همیشه وقتی استاد میگن فکر کنید من با این مسیله فکر کردن مشکل دارم اما خوندن کامنت ها خیلی بهم کمک میکنه

    طبق شرایطی ک دارم میدونم قطعا باور های مناسبی ندارم راجب ثروت

    اما نمیدونستم چطور باید ترمزهام رو پیدا کنم

    این فایل و خوندن کامنت ها خیلی بهم کمک کرد

    اولین چیزی ک فهمیدم اینکه عزت نفسم درمقابل افراد ثروتمند خیلی پایینه ینی وقتی متوجه میشم یکی ثروتمند هست بصورت ناخوداگاه احترام اضافی میذارم یا حتی سعی میکنم خودم رو یجور دیگه نشون بدم

    کلا انگار دست و پام رو گم میکنم

    یا اعتماد بنفس ندارم جلوشون

    دومین چیزی ک فهمیدم اینکه همیشه منتظر بودم یکی بهم کمک کنه منظورم اینه ک چند سال قبل ک کار میکردم و اونجا افراد ثروتمند بودن و متوجه شده بودم ک یکی دوتاشون تو کار ساخت و ساز هستن همیشه توی تجسمات و تصوراتم این بود ک فلانی تا میهفمه من تازه عروسم و خونه ندارم مفت و مجانی یکی از واحد هاش رو میده بمن

    و اینکه لیاقت خودم نمیدونستم ک خدا ب خودم بده

    و شرکی ک داشتم اینکه نگاهم ب دست دیگران بود مستقیم نمیگفتم ولی الکی ب دوستم ک از لحاظ مالی خوب بود میگفتم چقد مثلا لباست خوشکله یا ادکلنت بوی خوبی میده تا ببخشتش ب من

    و باورم راجب ثروتمندان قبلا فکر میکردم اوکیم مشکلی ندارم اما از خودم ک سوال کردم نظرم راجب ثروتمندان چیه؟؟این باور اومد ک معلوم نیست از کجا پول دارشدن اونا بدجنسن اونا مغرورن از بالا ب آدما نگاه میکنن از ما بالاترن و مارو آدم حساب نمیکنن و قبلا فک میکردم ثروتمندان باید ب همه کمک کنن باید خرج زندگی بقیه هم بدن

    مثلا فلانی چ فایده داره وضع مالیش خوبه اما برادرش نون خوردن نداره البته اینا رو من هم شنیده بودم ک شده باورم

    یا این باور ک همه تکرارش میکنن ما طایفتن گنجشک روزی هستیم ینی روزیمون کمه و واقعا تمام طایفه ما از قشر ضعیف جامعه هستند

    من الگو های درست و مناسبی برای دیدن ثروت نداشتم همه اطرافیانم از لحاظ مالی ضعیف بودن و همه در حد بخور و نمیری ی خونه معمولی و بزور ی ماشین معمولی

    باور بدی ک دارم و کلی هم باهاش مسئله دارم اینکه باید کار کرد تا درامد داشت منظورم اینه باید خیلی زور زد ک پول دار شد (نابرده رنج گنج میسر نمیشود)

    الان شرایطی دارم ک نمیتونم بیرون از خونه کار کنم

    و درامدی ندارم اما مدام این رو با خودم تکرار میکنم ک خداوند کار موردعلاقم رو بهم الهام میکنه اما زبانن میگم ولی باورش ندارم همش پس ذهنم میاد چجوری؟؟تو ک جایی نمیری تو ک با کسی ارتباطی نداری ک خدا بخاد حداقل از طریق اونا بهت کار بده تو خونت نشستی حرکتی نداری کاسه چ کنم چ کنم دستت گرفتی

    من هم همیشه توی تخیلاتم وقتی پولدار میشدم ب فقیر فقرا کمک میکردم برای این و اون خونه میساختم غذا میدادم ک مثلا از مالم بخشیده باشم برم بهشت

    فک میکردم هر چقدر بدبختر باشیم پیش خدا عزیزتریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1782 روز

    به نام خدای وهابم

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستان ثروتمندم

    الهی شکرت یک روز زیبای دیگه در این جهان هستم

    ثروتمند شدن معنوی ترین با فضیلت ترین کار جهان است هر چه ثروتمند شوم نزد خدا محبوبتر

    عزیزتر هستم چون دارن به گسترش جهان کمک می‌کنم هم خودم در اسایش و فراوانی هستم و با رزقی که خداوند بهم داده دارم تمام آرزوهام را زندگی می‌کنم چی از این بهتر که من ثروتمند باشم یعنی من به این نتیجه رسیدم که بالاترین مقام ثروتمند شدن هست ثروتمند شدن یعنی ارزش خلق کردن و خدایی بودن یعنی من میتونم خالق زندگی خودم باشم و با خلق ارزش دارم به جهان خدمت می‌کنم و در کنارش خانواده من هم در اسایش و آرامش رفاه بیشتری هستند به طبع حالشون هم بهتر هست خوش اخلاق تر پر انرژی تر با انگیزه تر شادتر هستند و این انرژی ها به من هم انرژی بیشتری میده و از هر طرف به قول استاد عزیزم به ثروت نگاه کنیم فقط خیر و برکت و شادی گسترش به همراه خودش داره استاد به نکته بسیار عالیتر اشاره کردید ذره بین درسته واقعا ثروت ادم را در خصوصیاتی که داره بزرگ‌تر میکنه یکی بخشنده بوده با ثروتمند شدن بخشنده تر میشه اگر مهربان بوده مهربانتر اگر شاد بوده شادتر اگر توحیدی بوده توحیدی تر میشه و خیلی از ویژگی های دیگه و اگر کسی که خسیس بخیل بوده دروغ گو دزد بوده خائن بوده اگر ثروتمندتر باشه این صفاتش بزرگ‌تر میشه به خودی خود ثروت کاری نمیکنه ما را وسیعتر میکنه در شخصیتی که داریم

    به همین دلیل خیلی ما از آدم‌ها ثروتمند بودن را نفهمیدیم درکش نکردیم فقط چیزهای که به خورد ذهن ما دادن در ناخودآگاه ما داره کار میکنه و خودآگاه ما پول ثروت را میخاد ولی اون باور مخرب که داره کار میکنه هر چی بیشتر زور می‌زنی که پول بسازی اون باور خیلی قوی تر از ذهن خودآگاه ماست ذهن خودآگاه ما به اندازه پنج درصد قدرت داره که به ما اجازه میده اراده نیت کنیم ایمان داشته باشیم شجاعت به خرج بدیم و حرکت کنیم ولی ناخودآگاه ما نود و پنج درصد را به خودش اختصاص داده که مثل یک سخت افزار داره خودکار

    کارها را انجام میده و ما را شرطی کرده و یک سری عادات را ما داریم خودکار انجام میدیم شاید آگاهانه دوست نداشته باشیم ولی دست خودمون نیست سخت افزار داره با قدرت کار خودش را میکنه هر چی خودآگاه مثبت کنیم نمیتونه از ساقه مغزمان عبور کنه و به ناخودآگاه برسه آدم‌هایی که قدرت تحلیلی بیشتری دارن یعنی همه چی را تحلیل میکنن تلقین پذیری بسیار پایینی دارن و ضخامت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه یک پرده ای هست که برای آدم‌های تحلیلی بسیار ضخیم تر از آدم‌های تلقین پذیر است یعنی آدم‌هایی که تلقین پذیری بالایی دارن پرده نازکتری نسبت بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاهشان هست و کمتر مسائل را تحلیل میکنن و زودتر باورهاشون میتونه با دیدن الگوها کارش را انجام بدهد پس ما اگر بتوانیم خودمان را ذهنمان را به حالت آرام‌تری برسانیم در واقع همون احساس خوب را در خودمان بیشتر نگه داریم در لحظه باشیم

    یعنی در لحظه زندگی کردن ما را از تلقین پذیری جدا میکنه و میریم به سمت آرام‌تر کردن امواج مغزی یعنی از بتا به آلفا وقتی در لحظه باشیم این اتفاق در‌مغز ما میفته و قدرت تلقین پذیری ذهن ما بیشتر میشه دیگه از ذهن تحلیلی گذر می‌کنیم و با ارامش که ایجاد شده به ناخودآگاه بیشتر وارد میشیم و اینجا قدرت دخیل میتونه برنامه ریزی های جدیدی برایمان انجام بده با تکرار این فرایند نورون های عصبی شکل جدید شکل میگیره که با تکرار این روند میتونه خودش را گسترش بده و ادم به آرامش بیشتری میرسه همون تسلیم بودن در مقابل خداوند که استاد عزیز همیشه دارن میگن این اصل باعث آرامش ذهنی میشه که میتونه قدرت آفرینش ما را بیشتر کنه ما از حالت بقا که حالت حیوانی ما میشه به حالت آفرینش قدرت الهی خودمون وصل میشیم

    حالت بقا یعنی استرس ترس ناراحتی غم و غصه

    بدن را در حالت اضطراری نگه میداره و هیچ چیزی نیتونه زمان زیادی در حالت اظطراری دوام بیاره و تکرار این روند زندگی با استرس همان زندگی در حالت بقا ما را به بیماری میبرد

    ما در حالت افرینش به قدرت خلاقه خداوند میرسیم که به ما داده در وجودمان داریم

    ما یا در حالت بقا هستیم یا در حالت آفرینش که استاد عزیزم همیشه گفتن که ما یا داریم پیشرفت می‌کنیم و یا داریم پسرفت می‌کنیم چیزی ایستا نیست این حالت‌ها را داریم هر روز تجربه می‌کنیم همه اینها به صورت علمی بررسی شده تجربه شده و نشانه های آنها هم در زندگی روزمره ما آدم‌ها مشهوده باورش کنیم که ما خودمون خالق زندگی خودمان هستیم یعنی هیچ قدرتی خارج از ما وجود ندارد فقط خودمونیم که زندگی را یا به سمت آفرینش یا بقا حیوانی ادامه میدیم این انتخاب ماست ما آزاد آفریده شدیم اگر نااگاهانه این زندگی که الان در آن هستیم را دوست نداریم میتونیم دیگه از این به بعد خودمون تصمیم بگیریم که چه جوری زندگی خودمان را باب دلمون طبق لایف استایلی که دوست داریم پیش بریم من خالق زندگی خودم هستم

    ثروت هم ما را به خدا نزدیک تر میکنه ابزاری است که ما به وسیله اون میتونیم خودمون را در ابعاد مختلف تجربه کنیم باور کنیم که ثروت معنوی است در ناخودآگاه ما برعکس این هست که اگر الان شرایط داخواه مالی را نداریم به این فکر کنیم که چرا نباید ما در این جهان پر از نعمت بی انتها آنقدر محدود باشیم و در محدودیت زندگی کنیم اگر میخایم از نعمتهای بی انتهای خدا در این جهان استفاده کنیم هم خودمون غنی باشیم و از غنی بودن ما جهان اطراف ما هم گسترش پیدا میکنه چی از این زیباتر و خدایی تر و معنوی تر مگه داریم به خدا ما خودمونیم که داریم اتفاقات را جذب می‌کنیم خداوند ابزار هاش را برای ما در این بدون هوشمند قرار داده حالا که از این اپشن ها با خبر شدیم بیایم ازش استفاده کنیم و با لذت بیشتری زندگی که مسیری است زیبا طی کنیم و خدارو شکر کنیم و شاد باشیم و شاد خدایا شکرت

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم برای انتشار آگاهی های کیهانی که در اختیار ما قرار دادید

    دوستون دارم خیلی زیاد عاشقتونم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      زینب حاجتی گفته:
      مدت عضویت: 1260 روز

      به نام خدای وهاب

      سلام به استاد، سلام به همگی

      سلام به آقای علیزاده عزیز

      امیدوارم هرجا هستین در سلامتی وارامش وثروت باشین

      کامنتتون بسیار مفید و سازنده بود،

      سراسرآگاهی و مطالب مفید بود!

      خواستم ازتون بابت کامنت به این زیبایی و انتشار این آگاهی های الهی تشکر کنم

      امیدوارم بتونیم از این مطالب در عمل استفاده کنیم و زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم

      با این جملتون که گفتین ثروت ابزاریه

      که ما ابعاد مختلف وجودمون رو تجربه کنیم خیلی حال کردم

      این جمله کاملن درسته!

      بازم ازتون تشکر میکنم انشالا غرق ثروت بشین

      «در پناه الله مهربان باشید»

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 612 روز

    به نام سیستم هدایتگر بشر

    سلام

    من اولش گفتم نه من اینجوری نیستم ولی وقتی عمیق فکر کردم دیدم آره احساس گناه دارم. همیشه تو دوران مدرسه این افکار داشتم که جلوی بقیه دوستانم خوراکی نخورم نکنه بقیه نداشته باشند بخورند و حسرت بخورن و تو دلشون حالتی باشه که من متوجه نیستم برای همین یا به تعداد کل بچه های کلاس خوراکی میگرفتم یا باهمه تقسیم میکردم و تعارف می‌کردم به همه.

    اینکه نمی رفتم رستوران مغازه بیرون که نکنه بقیه ندارن بخورن ببینن حسرت بخورن.

    نمی رفتم مسافرت عکس نمی گیرم نکنه دل بقیه بشکنه شو آف باشه

    ویژگی بعدی که داشتم بخشیدن وسایل خودم به دیگران بودن از دست بند تا ساعت تا لباس و خودکار وسایل دیگه هرکس میگفت چقدر یک وسیله ات زیباست تعارف میکردم مال خودت انقدر اصرار تا طرف قبول کنه انگار به احساس آرامش می رسیدم می بخشیدم وسایلمو از گردنبند نقره تا لباس تا کیف تا هرچی که هرکس میگفت قشنگ انقدر اصرار میکردم تا می دادم به طرف .

    ویژگی بعدی اینکه اصلا پس انداز بلد نیستم اصلا انگار با پول جمع کردن مشکل دارم .اینکه به صورت مخفی یک کارت داشته باشم که توش پولی نگه دارم میگم خساست اخلاق بدی هست .مثلا تو کارتم 1 میلیون هست اون به بقیه میگم و به صورت خودمختار وقتی اطرافیان میگن نداریم میزنم تو کارتشون انگار به آرامش می رسم وقتی هیچی تو کارتم نیست هیچ وقت موجود کارت من بالای 6 میلیون نبوده .چون هرموقع پول میاد تو کارتم یا خرید های اشتباه انجام می دهم یا می بخشم به دیگران یا میگم چیزی لازم ندارید یا به صورت خودکار می روم وسیله میگیرم برای خانه .

    مثلا جای اینکه مثل خیلی از همسن سالام پول جمع کنم طلا بخرم همش احساس گناه دارم وقتی پول دستم هست .

    این احساس گناه خودش به شکل زیر نشان می دهد :

    1_وقتی پول تو کارتم هست سریع به دیگران می گم و می خواهم ببخشم بهشون انگار پول تو کیف ام هست خوابم نمیره انگار رنج می کشم داخل کیفم مثلا 100 هزار تومان باشه سریع اون از کیفم در میارم می دهم به یکی اونجوری آرام میشم میگم خوب خداروشکر من هیچی ندارم انگار پول داشتن گناه می دانم یا یه کار ناپسند یا اینکه در مخالفت با وجدان اخلاقی اصلا سیاست زنانه ندارم.

    2_پس انداز صفر میگم در لحظه باید زندگی کرد .

    3_اینکه میگم طلا داشته باشم که چی بزار بدهم همسرم بفروشه یا همش هر طلایی داشتم ازبچگی دادم یکی فروخته خورده چون تو ذهنم طلا داشتن مساوی یک آدم ابینس اسکورج طور هست یعنی میگم اونایی که سرتا پاشون طلا میگیرن خیلی دمده هستن.خسیس هستن.از نخوردن به اینجا رسیدن.اینا یک مسافرت خوبی نرفتن فقط جمع کردن مثل مورچه ها .عقده دیده شدن دارن

    می خواهند باهاش پز بدهند دل بقیه بشکنن .می خواهند بگن مثلا ما خیلی داریم.

    دهاتی بازی که 20 تا النگو بندازی تو هر دستت.

    انگار اونایی که فقط به فکر طلا هستن آدم های خودپسند و خودشیفته و فقط به فکر خودشان هستن.

    انگار هرکس پولدار تر تو ذهن من طلا میخره می‌خواهد باهاش دل بقیه بشکنه یا باهاش کلاس بزاره خود برتری منیت داشته باشه بگه خوب من طلا دارم تو چی داری. یا مثلا میگن فلانی دیدی طلا داره ولی تو عمرش یک کتاب نخونده یک صفحه مطالعه علمی نداشته

    یا دیدی میگن مثلا دندان هاش خراب ولی سرتا پاش طلا میگیره مثل انسان های اولیه .

    یا مثلا میگن طرف هرچی ندیده بدیده تر النگوهای دستش بیشتر.

    یا مثلا چون بعضی شهرها خیلی طلا میخرن یا تو عروسی هاشون خیلی طلا می دهند این صحبت هست که بابا مگه اینجا شهرستان انقدر به خودت زیور آلات وصل کردی .

    بعدش دیگه به واسطه این دزدی هایی که میشه یا این گرانی ها ترس اینکه طلا داشته باشی دزد بیاد خفتت کنه یا گردبندت بزنن دستت قطع کنن یا بلایی سر خودت بچه ات میاد

    اینکه طلا داشته باشم بعدش بخوام بندازم باهاش فخر بفروشم .

    آیه 37 سوره اسرا و در زمین با تکبر و سرمستی راه نرو که تو هرگز با قدم هایت نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز در بلند قامتی به کوها نمی رسی.

    چون کسانی دیدم که مثلا پول دار بودن طلا داشتن

    باهاش فخر فروشی کردن مثلا آمدن کلاس گذاشتن برای من یا مثلا خودشان گرفتن دید از بالا داشتن به بقیه یا النگوهای دستشون در معرض نمایش میزاشتن دستشون تکون میدادم بگن ما الان النگو داریم .

    یا مثلا شده بود زن عموهای من وقتی طلا می خریدن می آمدن برای مادر من فخر فروشی میکردن یا کلاس میزاشتن .

    یا مثلا تو عروسی ها انگار هرچی بیشتر طلا بریزن سر گردنشون آدم مفتخر تری هستن .

    یا اینکه مثلا میگم آدم باید شعور داشته باشه فرهنگ داشته باشه تحصیل کرده باشه طلا میخواد چیکار طلا دارن ولی فرهنگشون در حد گاو می باشد.

    یا مثلا اینکه طرف به واسطه طلاهایی که داره میگه دخترم به هرکی نمی دهم فخر فروشی میکنه وقتی حتی یه پسر با ایمان میره خواستگاریش

    میگن تو در شان ما نیستی تو در حد ما نیستی تو بدرد ما نمیخوری پولت چیه خانه ات چیه .

    برای همین باعث شده ناخودآگاه از طلا خریدن طلا داشتن بدم میاد.

    یا اینکه همیشه تو اینستاگرام یا تو فضای مجازی یا تو صحبت های عامیانه دخترایی که مثلا خانواده هاشون طلا میخواستن یا دختره ملاکش برای ازدواج طلا میخواست کوبیدن که دختره شرف نداره وجدان نداره پولکی هست خودش به پول می فروشه

    بسیار دیدم آدم هایی که میگن آه دختر پولکی هست

    اینا پول پرستن که تو ازدواج دنبال پول طلا هستن.

    یا اینکه هرکس که طلا زیاد میندازه تو فضای مجازی یا حضوری میگن چقدر فخر فروشی میکنه چقدر ندیده بدیده

    معلوم نیست حق کی خورده اینجوری شده به فکر مردم نیست.

    تو این وضعیت که مردم تو فلاکت بدبختی هستن نان ندارند بخورن تو با زندگیت طلاهات فخر میفروشی.

    یا همسرم میگه همیشه خانم های نامناسب تو زمان قدیم طلا آویزون گردنشون میکردن. یا اوج بی کلاسی این حجم طلا

    طلا بفروشی بری سفر بفروشی زندگی کنی تو لحظه آمد مردی بمونه برای کی برای وارث بخوره ببخشید مدفوع کنه تو روحت.

    مگه ننه بابای من چی گذاشتن برام .

    طلا بفروشی بری مسافرت خارج عشق حال

    آمدیم که عشق حال کنیم. یا اینکه تو ذهنم این من طلا دوست ندارم یا طلا ظریف خوبه یا اینکه بگم من خاصم برخلاف بقیه دخترها پولکی نیستم میگم طلا نمیخوام یا بفروشیم بزنیم به زخم های زندگیمون

    مثلا فداکاری.

    یا مثلا اینکه میگم حس خفگی میده طلا داشتن

    4_اینکه اگر پس انداز مخفی داشته باشم یا اگر پولی باشه تو کارتم ندهم به همسرم حتما دوستش ندارم وقتی شوهرم تو کارتش پول نباشه چرا باید من پول داشته باشم اون مرد خانه خرج میکنه بزار تو کارت اون پول باشه .می روه بیرون غرورش خورد میشه تو کارتش نباشه حالا من زنم چیزی نمیشه نباشه تو کارتم

    5_چون هیچ وقت پول تو جیبی پدرم یکجا نمی‌داد هرچی می خواستیم باید از خودش درخواست می کردیم و اون برامون فراهم می‌کرد یا مثلا همیشه تو کارتم پولی نبود خیلی زیاد و مایحتاج پدر ومادرم فراهم میکردن این هنوزم در ذهن من هست .

    6_وقتی می رفتم سرکار حقوقم بین همه تقسیم میکردم بدون هیچ آینده نگری.مثلا میگفتم مادربزرگم نداره مادرم چی خاله چی و….می زدم تو کارتشون ایثار گری دیگه.بعد خودم پولم تمام می‌شد قرض می‌کردم از پدرم.یا تو فشار قرار می گرفتم

    مثلا یه مبلغ زیاد برو وسیله بگیر یا خوراکی بخر برای خودم یا همکارم یا کادو بگیر خوراکی بخر اسباب بازی بگیر برای خودشیرینی الکی برای دختر همکارم.

    یا مثلا وقتی مددجویان و دیگران دستشون جلوم دراز میکردن هرمبلغی داشتم شده خودم نداشتم قرض مبکردم می دادم بهشون.مثلا طرف میگفت خدا خیرت بده پول برقش می ریختم .یا مثلا می رفتم خوراکی و لیوان جایزه می خریدم برای بچه هاشون این ها کارهای خوبی هست اما وقتی خودت به اون ثبات مالی برسی نه وقتی خودت نداری میخوای منفی بشی

    اینکار به صورت افراطی میکنم

    هرموقع کسی می بینم می بخشم بهش پول از کودکان سر چهار راه گرفته تا معلولین تا هرکسی معتاد و….

    حالا دلیل بخشیدن پولم و صدقه دادن :

    1_اینکه همیشه گفتن صدقه 70 نوع بلا رو رفع میکنه صدقه معامله با خداست .مثلا تو اگر مشکلی داری بدبختی داری میای پول می دهی به نیازمندان نذری می دهی خداوند هم حاجت روات میکنه .خداوند یه انسان تو دین مذهب ما که یه کاری کنی براش 10 تا کار میکنه برات .

    هرموقع مشکل داری تا کاری براش نکنی کاری برات نمی کنه .

    اینکه مثلا بیا نذر کن فلان عید شد شربت بده شیرینی بده شیر بده

    برو امام زاده پول بده طلا بده .

    اینجوری هم خودت حاجت روا میشی هم یه کادو هدیه دادی به نیازمندان.

    یا اینکه مثلا هزاران صلوات بفرست یا ذکر بگو یا مناجات بخون یا گریه زاری کن تا خداوند دلش به رحم بیاد .

    فلان آیه قرآن مثلا سوره شوری 1001 مرتبه بخون تا خدا برات کاری کنه آخه چرا مثلا خدا باید من آنقدر ذکر بگم تا کاری کنه برام .

    یا مثلا فلان شهید سیب دوست داشته میخوای حاجت روا بشی باید چندین کیلو سیب بخری پخش کنی تا حاجت روا بشی.

    یا مثلا اینکه میخوای حاجت روا بشی خداوند باید بهش قرض بدهی قرض نیکو.

    2_از کودکی تک تک معلمان و افراد اطرافم می گفتن خدا خیر بده فلانی رو چقدر آدم خوبی دست به خیر داره اصلا به فکر خودش نیست هرچی داره می دهد به مردم.یا اینجوری با کمک به بقیه اون هارو شاد میکنه سرحال میکنه قلب یه کودک از خوشحالی می لرزه .از بچگی تو مدارس به ما یه صندوق صدقه می دادن می گفتن پولتون بریزید داخلش بدهید به ما تا ما هم به کودکانی که ندارند تو مدرسه کمک کنیم خدا اینجوری شمارو بیشتر دوست داره .خدارو خوش میاد اینجوری حس عذاب وجدان می دادن که شما که لباس نو دارید ولی دوستتون نداره اون دلش می شکنه گناه داره .

    یا اینکه مثلا جشنواره عاطفه ها بیاید لباس بیارید برای بقیه پول بیارید برای بقیه.

    اینکه در تک تک صحبت های ما ایرانی ها این هست که آدم خوب مناسب کسی که قلب بزرگی داره هرچی داره می بخشد و می دهد تا خدا براش جبران کنه.

    3_اینکه با اینکار هم بلا از خودم دور میکنم هم چشم زخم رو هم اینکه اون دنیا خدا بهم خیر می دهد میگه مثلا فلان تاریخ پول دادی به فلانی بهشت خریدی برای خودت.مثلا اینکه ما میایم این دنیا با بخشیدن پول به دیگران

    برای خودمان خانه می خریم تو آخرت این دنیا که فانی هست مال دنیا به دنیا میمونه چرا به فکر بهشت ماندگار نباشی.

    4_خدا کسانی که کمک می کنن به نیازمندان خیلی دوست داره .

    • و آیاتی مثل سوره بقره، آیه 261:

    “مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ” (داستان کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند دانه‌اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند براى هر کس بخواهد (این پاداش را) چند برابر مى کند، و خداوند گشایشگر داناست). 

    • سوره بقره، آیه 262:

    “الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا یُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ” (کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس منت و آزاری به دنبال انفاق خود نمی‌آورند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند). 

    • سوره بقره، آیه 270:

    “مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَهٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ” (و هر آنچه انفاق کنید یا نذری کنید، خداوند آن را می‌داند و ستمگران یاورانی ندارند). 

    • سوره آل عمران، آیه 92:

    “لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ” (هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید (در راه خدا) انفاق کنید و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است). 

    • سوره حدید، آیه 18:

    “إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ” (مردان و زنانی که انفاق می‌کنند و به خدا قرض نیکویی می‌دهند، برای آنها دو چندان می‌شود و پاداش پر ارزشی دارند

    پس من باید کمک کنم به دیگران یا داستان هایی که راجب قارون می گفتن که خدا ثروتش یه جا گرفت ازش

    یا داستان های زیادی که فلان کشاورز خسیس بود مزرعه اش آتش گرفت بچه اش مرد .

    یا داستان هایی که حماسه سرایی کردن از پهلوانان و عارفانی مثل پوریای ولی که هرچی داشت بخشید به دیگران یا مثلا حاتم طایی یا کسانی که در تاریخ ماندگار شدن چون هرچی داشتن بخشیدن به دیگران یا خودشان فدای دیگران کردن مثل تختی مثلا تختی خودش نمی خورد ولی میداد به دیگران‌

    یا مثلا الان رسول خادم خودش وقف کرده برای مردم میگن آدم خوبی هست.

    انگار تو فرهنگ ما آدم خوب کسی که خودش فدای مردم‌میکنه هیچی نداره هرچی داره نداره می بخشه

    تو ذهن من این هست که اگر میخوام آدم خوب باشم بهشت برم خدا دوستم داشته باشه باید خودم فدای بقیه کنم و هرچی دارم ندارم ببخشم.

    5_اینکه ذهنیت این دارم کاش خدا بهم پول بده منم ببخش به بقیه دست خدا بشم.مثلا میگفتم کاش پول داشنم خیریه می زدم آسایشگاه می زدم .کمک دانشجوها می کردم کتابخانه می زدم .انگار ذاتا پول داشتن چیز کثیفی هست که باید بخشیده بشه زکات خمسش داده بشه تا اون پول تمیز بشه.همیشه میگفتم کاش داشتم می دادم به دختران فقیر

    چون خودم نتوانستم آنچنان مرفع باشم پس بزار کمک کنم به بقیه .

    من پول برای خودم و لذت تفریح خودم نمی خواهم پول می خواهم تا بدهم به بقیه .

    6_اینکه کاش خدا بهم بده منم بدهم به پدر و مادر خاله دایی عمو عمه و…….گناه من یک نفر داشته باشم عشق حال کنم ولی خواهرم تو نداری باشه تو فقر باشه من حال کنم برم شمال جنوب عشق حال ولی خواهرم بمونه تو فروشگاه کار کنه.

    پس خوب نیست منم نمیخوام لذت ببرم .

    7_اینکه آدم های مرفع بی درد آدم های ظالمی هستن فقط به فکر خودشان هستن .انگار نه انگار مردم عادی هم آدم هستن ظالم ها برای خودشان خانه خریدن اونم نه یکی نه دوتا 10تا 10 اون موقع یکی مثل من یه خانه هم نداره.کاش میشد آدم های ثروتمند نابود بشن که خانه های میلیاردی میلیاردی دارن تو دختر بازی پسر بازی پارتی عشق حال مسافرت های خارجی

    این همه آدم هم هستن که تو فقر نداری تو جنوب کشور دارن میمرن.ثروت مند ها کثیف ظالم هستن پی عشق حال خانم بازی درینک زدن با بچه های بی عرضشون که فقط حق افراد باهوش میخورن.

    با پول باباشون کلاس میزارن .

    اون موقع یک فرد شایسته مثل من حتی نتوانست به هیچ جا برسه چون آدم های ثروتمند بودن با پول پدرشون رفتن دانشگاه های خاص شهریه دادن .

    اصلا خوشم نمیاد تو ناهشیارم از ثروتمندان اونا آدم های طماع حریص دزد مال مردم خور هستن که با ثروتشان پا میزارن روی حق افراد بدبخت که ناشایست بی عرضه هستن که فقط به فکر خودشان هستن .

    واقعا تو ناهشیارم خیلی از ثروتمندان بدم میاد تازه متوجه شدم .میگم مثلا من چرا نباید تو رفاه آسایش باشم بعد اونا انقدر داشته باشن .

    منم پول نمیخوام چون پول داشته باشم مثل اونا میشم یه آدم کثیف که فقط به فکر خودمم وجدان و احساسات ندارم و فقط در بند دنیا هستم

    8_اینکه چرا من باید خانه بخرم چندتا خانه داشته باشم در حالی که این همه آدم کارتون خواب هست.چرا من باید خیلی پول دار باشم درحالی که بقیه نان ندارن بخورن ‌من نهایت یه خانه یه ماشین بسته. بزار به بقیه هم برسه .من اگر هرچی هست بردارم پس بقیه چی میشن بقیه مگه آدم نیستن .کلی خانه خالی داشته باشم بقیه بدبخت باشن.

    9_خداوند عاشق فقرا طرفدار مظلومان مساکین هست و از افراد پولدار بدش میاد.

    خدا، دعای بنده‌هایی که خیلی دوسشون داره رو اجابت نمی‌کنه تا اونا هم بیشتر صداش کنن و خدا می‌خواد صداشون رو بشنوه و اینا (که فکر می‌کنم منظورش از صدا کردن، گریه و ناله بود) ولی دعای اون آدمایی که خوشش نمیاد رو سریع برآورده می‌کنه و میگه بذار من این چیزی که می‌خواد رو بهش بدم تا زودتر دهنش بسته شه و صداشو نشنوم!

    انگار مثلا خدا رابین هود هست .

    درادامه جملاتم یک‌

    1_یک عمر مادرم میگفت خداروشکر که پول نداریم ولی سالمیم فلانی پول داره ولی همش تو بیمارستان

    پول نداری که نداری همین که سالمی خداروشکر برو بیمارستان سوختگی یا بیمارستان سرطانی ها بچه های کوچیک ببین چقدر خوبه که سالمی .

    انگار هرکی پول داره بدبختی های دیگه داره .

    مثالش

    1_هرکه بامش بیش برفش بیشتر یعنی پول دارها دغدغه هاشونم‌پول دارنه و بیشتر هزار جور دغدغه دارند.

    2_چه فایده طرف پول دار ولی شاد نیست مالش مال حرامه با مال مردم رسیده به جایی گنج‌پیدا کرده دزدی کرده

    3_طرف پول دار ولی بچش سالم نیست همش چشم میخوره

    4_فلانی پول داره ولی شوهرش زنش خراب هستن بچه هاش نادرستن.

    مثلا میگن یا تو فیلم ها نشان می دهند مردی که پول دار هست مییره زن جوان میگیره بعد زنش ول میکنه میره با بعدی یعنی مردها اگر پول دار بشن خیانت میکنن تو فیلم ترکی سیب ممنوعه مرد نقش اول فیلم که خیلی پول دار بود 10 تا زن عوض کرد و هر دقیقه به یکی خیانت می‌کرد.

    5_مردهایی که پول دارند چه فایده اصلا وفاداری بویی نبردن بویی از انسانیت نبردن بویی از شرافت نبردن.چون پول دارن هر دقیقه بخوان میزنن زیر زندگیشون میرن با یکی دیگه .چون رفاه مالی دارند زن بچه در رفاه مالی میزارن و می روند با خیال راحت سراغ دخترهای دیگه‌چون دخترام دنبال پولن سریع باهاشون رفیق میشن.

    مرد نباید شلوارش دوتا بشه چون اون رفاه مالی داشته باشه دیگه چون دغدغه نداره شروع میکنه مخ دخترها زدن خانم بازی کردن.

    مرد هرچی پول دار تر خیانت کار تر .همش هم تو فیلم های ایرانی نشان دادن که مثلا شریفی نیا پول داره و داره خیانت میکنه .

    مثلا طرف دکتر ویلا داره

    زن می بره ویلاش .

    انگار اینکه دوتا خانه داشته باشیم چندتا ماشین فکر میکنم شوهرم میره یکی می بره تو اون خانه ها منم نمی فهمم که.

    6_طرف پول داره ولی شعور صفر مرام معرفت صفر انسانیتش صفر

    7_فکر میکنم اگه پولدار بشم خودمو میگیرم

    افاده ای میشم

    8_یا عمیقا باور دارم که ادم های پولدار شباااانه روزی کار میکنن و هیچ تایم ازادی ندارند

    سطح دغدغه ام بیشتر میشه

    9_اگر پولدار باشی فردا جنازه ات خاک نشده پول ارث میخوان.بی پولا که دعوا نمیشه سر جنازشون بچه هاشون با معرفت تر هستن برعکس پول دارها بچه هاش احساس ندارند جنازه ننه بابای وسط هست موهای هم می کشن باهم دعوا میکنن. یا‌پول دارها بی احساس هستن مادر پدر میزارن سالمندان‌

    بچه های پایین شهر بامعرفت تر هستن تو رفاقت تو دوستی تو همه چی ولی پول دارها افاده ایی هستن .

    10_درسته پولدارن ولی بلد نیستن چطور حالش ببرن ما که بلدیم نداریم

    11_من همسرم درسته پول نداریم ولی عاشق همیم تو چند متر جاهم باهم زندگی می کنیم ولی طرف تو پنت هوس ولی بهم‌خیانت میکنن بنیاد خانوادشون از هم‌پاشیده ولی شوهر من شده با عشق یه کیک میخره برام .

    12_زن هایی که شوهرشون با عابر بانک اشتباه میگیرن خیلی بی ارزش هستن و انگار کالا هستن خودشان با پول مبادله میکنن.انسان باید مرام‌معرفت داشته باشه انسان باید انسان باشه

    13_الان که جنگ شده نگاه دنیا چقدر بی ارزشه این همه ماشین خانه زندگی موند زیر بمب خانه زندگی می خوایم چیکار همین که سالمیم بسته

    شاهان همه رفتن کاخ ها به جا مانده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  7. -
    ستیا تمامی گفته:
    مدت عضویت: 2944 روز

    درود بشما استادان عزیزم .

    لطفا در صورت امکان یک فایل کوتاه حتی اگر صلاح میدانید بصورت مراقبه مثل فایل شماره دوازده دوره هم جهت با خدا آماده کنید برای ما. در این روزهایی که خودتان هم شاهدید، ما بیشتر از هر زمانی به کنترل ذهن و کنترل ورودی نیاز داریم اما چون هنوز تمرکز کامل نداریم بعضی وقتها بدلیل وابستگی ، خانواده، استرس این اتفاقات جاری ، دچار نگرانی و … و تصمیم های نادرست می شویم. یک فایل کوتاه که بتوانیم مکرراً گوش بدهیم و خاص این شرایط باشد، بسیار راهگشا و کمک کننده است. پیشاپیش سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    آفاق گفته:
    مدت عضویت: 1964 روز

    سلام به همگی. من فقط از تجربه خودم اومدم برای خودم بنویسم اونم ن در مورد ثروت در مورد اتفاق های اخیر و کنترل ذهنم .

    من آدمی بودم ک تو دوران نوجوونی تفریحم اخبار دیدن بود اما خیلی کمش کردم از وقتی با شما آشنا شدم و حتی خیلی موقع ها اصلا طرف اخبار نمیرفتم.

    قبل از این جریان های اخیر تو ایران من وقتی سرکار بودم تصمیم گرفتم ک دوره عزت نفس رو کار کنم و به خودم تعهد دادم ک روش زندگیم رو طبق قانون بچینم.

    حالم خیلی عالی بود و اصلا از اخبار حتی خبرم نداشتم و صبحش یکی از دوستام گفت جنگ شده و فلان و اینا و نتونستم بخوابم.

    در حالی ک من یکی از بهترین و عالی ترین خواب های زندگیم رو همون شب رفته بودم. وقتی شروع کرد ب حرف زدن و انرژی منفی دادن بحثو کشوندم تو مدل لباس و بعد عکس بچگی و این چیزا تا فضا مثبت بشه و حواسش پرت بشه ک دیگه چیزی نگه . اوکی بودم کاملا تا رفتم بین مردم و انگاری اونجا وا دادم و بی خیال قانون شدم و کلا رفتم تو اخبار.

    چند روز کامل تو اخباربودم و حالمم تعریفی نداشت و ن خواب داشتم و ن خوراک .

    تو این مدت خیلی اومدم تو سایت ک ببینم بچه های اینجا چی میگن و تو این شرایط دارن چیکار میکنن یا نگاه میکردم ببینم شما فایلی میزارید در این مورد ک باید چیکار بکنیم یا ن

    اینستاگرامتون رو چک کردم سایت رو چک کردم ک ببینم در مورد کنترل ورودی ها و اینا حرفی می‌زنید یا ن. بعد دیدم همین حرفی نزدنتون خوش جوابه خودش داره میگه استاد و آدمهایی ک دارن رو خودشون درست کار میکنن الان تمرکزشون رو گذاشتن رو چیزای خوب و مثبت حتی تو شرایط سخت.

    میومدم تو سایت میدیدم اون آدمای اصل کاری ک دارن به قانون عمل میکنن دارن از ثروت و پول و زیاد شدن ثروت و درآمدشون حرف میزنن و اصلا توجهی ندارن به شرایط ایران .اونم شرایط کشوری ک داخلشن و این برام قشنگه ک از کشور دیگه ای نیستن و تو همین شرایط دارن زندگی میکنن اما توجهی بهش ندارن و تمرکزشون رو چیزای خوبه رو ثروته رو باور سازیه.

    این چند روزه خیلی تصمیم گرفتم پیگیر اخبار نشم اما باز رفتم سراغش.

    الان داشتم به این فکر میکردم ک ما موجودات قوی هستیم و اصلا شوکم چرا؟ چون فهمیدم عواملی مثل جنگ و کشتار و سیل و اینا همه قدرتشون به گرد پای قدرت افکار منم نمیرسه. یعنی این قضایا فرعیه و اصل افکار منه. این چیزا فرعیه نباید خودم رو قاطی آدمایی بکنم ک این چیزا رو اصلی میدونن وبرم بدبخت بشم.

    داشتم برای خودم می‌نوشتم ک اگر تو فرکانس درست باشم و حال خوبی داشته باشم جنگ و این چیزا ن تنها ضرری به من نمیزنن بلکه سودم میرسونن ممکنه اتفاقی بیوفته ک ظاهرش بده اما وقتی تو فرکانس درست باشم اون اتفاق فقط ظاهر بدی داره و پر از خیر و برکته برای من و این جنگ و این شرایط بیرونی میتونه پر از خیر و برکت باشه بدای من ولی اگر تو فرکانس خوب باشم. فکر کن اثر ک ندارن هیچ تازه تو فرکانس خوب باشی بهت خیرم میرسونن و باعث پیشرفتت میتونن بشن.تازه دارم میفهمم چرا بهمون میگن اشرف مخلوقات‌. وقتی این اتفاقات میوفته حیوونا و گیاهان و این چیزا چاره ای جز تسلیم ندارن و نمیتونن انتخاب کنن ک الان این سیل به سودشون باشه یا به ضررشون.اما ما میتونیم

    یعنی سیل و جنگ و اینا چین اصن

    اینا اثری ندارن اینا زمانی اثر بد دارن ک من ذهن و افکارم خراب و بد باشه.فکر کن آخه چقدر خدا مارو قوی آفریده.

    میگه زمین و آسمان ها مسخر شماست یعنی منم ک انتخاب میکنم چی بیاد و چی نیاد تو زندگیم

    سود بیاد یا ضرر بیاد. خدا داره میگه قانون قانونه هر چیزی هرچیزی اون بیرون اتفاق افتاده اهمیتی نداره. مگه تو داری با عوامل بیرون از ذهنت زندگیتو میسازی ک الان جنگ و این چیزا بخوان زندگیتو بسازن ؟ هر چی میشه تو زندگیت از افکارت میشه ن چیز دیگه ای.

    خیلی خوشحالم از اینکه از اون فضا و اخبار خودمو کشیدم کنار خدایا شکرت. حالا هم برمیگردم سر اصل کارم و میرم سراغ چیزایی ک باید و میرم سراغ ساختن زندگیم با قانون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2091 روز

    وَالَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ

    و کسانی که از پرستیدن طاغوت [یعنی هر آنچه غیر خدا که عبودیت و پرستش آن باعث طغیان است] دوری کردند و به سوی خدا بازگشتند، بر آنان مژده باد؛ پس به بندگانم مژده ده.

    سلام استاد عزیزم

    می‌خوام درکمو از شرایط فعلی کشورم بگم

    مردم ما با یه جمله انقلاب کردن، مبارزه با طاغوت

    اما در درک ماهوی اون دچار اشتباه شدن

    ما طاغوت رو شخص دیدیم، ما طاغوت رو محمدرضا پهلوی دیدیم!!

    درحالی که طاغوت شخص نیست

    طاغوت هر چیزیه که ما به جز خدا روی اون حساب کنیم

    و بعد از رفتن محمدرضا، طاغوت شد دولت، شد آمریکا، مجلس و …

    چهل و هفت سال گذشت

    و مردم ما تلخی های این نگاه به طاغوت رو چشیدن

    رصد مداوم مذاکرات، برجام، قیمت دلار، قیمت طلا و …

    و رنج پشت رنج

    دیگه خبری از اون جوشش ها و حرکات انقلابی نبود

    خبری از اون گروه های خودجوش مردمی نبود که با توکل بر خداوند جلوی تعرض به کشور رو در 8 سال جنگ گرفتن

    خبری از اون انسانهای موحد که تربیت یافته مکتب توحید بودن نبود، اونهایی که در خونه دولابی ها، حق شناس ها و … درس تربیت نفس میخوندن، اونهایی که در زیر نور کم شمع، در زیر نور چراغ های قدیم، زیر کرسی، شاهنامه و حافظ و مولانا میخوندن

    ما فراموش کردیم برای چی انقلاب کردیم

    سالها به قضاوت افراد، محمدرضاها، خاتمی ها، خامنه ای ها، ترامپ ها و … گذشت

    و ما به همه نگاه کردیم جز خودمون

    و شرایط کشور سخت و سخت تر شد

    نه بخاطر فلان مسئول، نه بخاطر فلان دولت، بخاطر نگاه شرک آلود مون

    و در اون گیر و دار، انگشت شمار کسانی که روی خودشون متمرکز شدن، برخلاف جامعه نتایج متفاوتی گرفتن، تا امروز..

    اما امروز، شرایطی بر کشور حاکم شده که میتونه برای اکثریت جامعه عذاب باشه یا فرصت..

    اینکه مردم ما باطل بودن این نگاه رو درک کنن و شرایط حاکم بر جامعه تغییر کنه

    یا باز به دستان ترامپ، برجام، دولت و … نگاه کنن

    که نتیجه مشخصه

    هر چند که انگشت شمار انسانهای توحیدی، نتایج خودشون رو خواهند دید، ولی اکثریت جامعه، اگر از این رنج متنبه بشن

    این یعنی کشور میتونه به واسطه این اتفاقات به ظاهر تلخ، به انسجام و یکپارچگی و بالندگی و تمرکز بر نیروی داخلی برسه، و نگاه به بیرون و پرستش طاغوت رو کنار بزاره،ان شاالله

    ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

    در خشکی و دریا به سبب آنچه که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی نمودار شده است تا [خدا] برخی از آنچه را (از باورها) کسب کرده اند به آنان بچشاند، باشد که [از آن نگاه اشتباه] برگردند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    فرزاد امان اله زاده گفته:
    مدت عضویت: 1882 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    درود به همه دوستان

    فایل بسیار بسیار ارزشمندی بود که می‌توان با گوش دادن و خواندن کامنت ها کلی باور اشتباه پیدا کرد

    اولین باوری درونی که من همیشه ازش ضربه میخورم و خیلی در لایه های درونی من ریشه دوانده باور به اینکه

    باید عجله کنم فرصت ها کمه من انجام ندم یا نخرم یا نفروشم زود این فرصت ها از من گرفته می‌شوند

    همه جوره این باور در زندگی من خودشو نشون میده

    مثلا همین آخری برای خرید و نمایندگی یک محصول به قدری عجله کردم تا فرصت از دست من نگیرن

    با عجله پول واریز کردن و با عجله پیگیر بودم

    با اینکه میدونستم این روش برای من جواب نمیده ولی باز بی ایمان شدم و نتیجه این شد که ارسال بار تا اطلاع بعدی کنسل شد . و پول هم در حساب شرکت بلوکه شد

    و این باور که من به هر چیزی که دست بزنم خراب میشه یا دسته اش میاد دستم

    و ریشه همه این ها از عجله کردن و بی ایمانی میاد

    ولی هر موقع رها بودم احساس آرامش داشتم در بهترین مکان و زمان بودم و خرید های کردم که خیلی سود در اون بود

    و بهترین باور به نظر من این هستش که آن چیزی که متعلق به من است هیچ کس نمی تواند آن را از من بگیرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: