رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 35


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 703 روز

    سلام استاد نازنینم.

    سلام استاد شایسته جانم.

    سلام رفقای بهشتی ام که عطر خوبشون فضای سایت رو دربرگرفته.

    استاد یه حدیثی از دوران کودکی به ما گفته بودن که اگر کسی خودش سیر باشه و همسایه اش گرسنه،مسلمان نیست!

    و من از همون بچگی به این فکر میکردم که چطوری میشه فهمید همسایه گرسنه هست یا نه.

    خلاصه استاد یکی از خانم های فامیلمون چندساله با 3تا بچه از همسرش جدا شده‌.

    بچه ها هم پیش خودش هستند.

    بعد از جدایی توی شیراز خونه خرید،پارس صفر خرید.

    کل هزینه تحصیل بچه ها و هزینه شهریه دانشگاه ازاد پسرشو میده.

    اون یکی پسرشو میفرسته کلاس زبان،خودش و بچه هاش همیشه بهترین لباسها رو میپوشن‌.

    مسافرت های خوب میرن.

    برای پسر بزرگش هم یه ماشین خرید فکر میکنم پرایدبار.

    برای خودش چندتا النگو و انگشتر خرید درصورتیکه هیچ مهریه ای از همسرش نگرفت و موقع جدایی،وضع مالی خیلی بدی داشت.

    خلاصه بنده خدا این خانم خیلی حرف پشت سرشه و همه اقوام براشون سواله که چطوری تنهایی اینقدر پیشرفت کرده؟؟؟

    جندباری که با خواهرم در موردش صحبت کردیم،خواهرم میگه حتما با یه مرد پولدار ازدواج کرده!

    بعضی وقتها هم میگه حتما کار خلاف میکنه!

    خلاصه استاد من خیلی سعی میکنم که در مورد این خانم نظر ندم و قضاوت نابه جا نکنم.

    ولی ته ذهنم واقعا نمیتونه بپذیره که چطوری این خانم تونست اینقدررر سریع صاحب خونه و ماشین صفر بشه؟؟؟

    البته استاد باورم نمیشه همین الان که دارم مینویسم،یه کم سیمان های مغزم شل شد نسبت به این خانم.

    وقتی من باورم اینه که یک خانم نمیتونه اینقدر زود موفق بشه و بتونه به خواسته هاش برسه پس لاجرم نباید از لحاظ مالی پیشرفت کنم.

    اتفاقا برادر همین خانم هم چند وقت پیش،پدر و مادرشو با هواپیما فرستاد کربلا و کل هزینه سفرشون رو متقبل شد.

    وقتی مادرم داستان رو برای خواهرم تعریف کرد،خواهرم در جواب گفت این که هنر نیست.خدا کنه درامدش از راه حلال باشه!!!

    یعنی اینکه یه نفر بیاد 50 میلیون پول بده پدر مادرش برن کربلا،خیلی عجیبه!

    و 50 تومن پول خیلی زیادیه و ممکنه از راه حرام باشه!!!!

    وای بر باورهای محدود کننده ما!

    خلاصه استاد اینایی که خواهرم میگه ته ذهن خودم هم هستا ولی تفاوتمون اینه که اون به زبون میاره ولی من جلو دهنم رو میگیرم و به زور و فشار توی ذهنم سعی در سرکوب این افکار سمی دارم.

    استاد ما 8 تا خواهر برادرا بچه که بودیم،وقتی وضع مالی نامناسب پدر و مادرمون رو میدیدیم،به خودمون میگفتیم باید الان خوب خوب درس بخونیم،تا بزرگ شدیم یه کاره ای بشیم،کارمندی بشیم،حقوقی داشته باشیم بتونیم به پدر مادرمون کمک کنیم.

    یعنی باور اینکه میخوایم پولدار بشیم تا به پدرمادرمون کمک کنیم،از بچگی توی وجودمون شکل گرفته.

    و جالبه هممون،حتی پدر مادرم فکر میکردیم فقط و فقط و فقط از طریق سخت درس خوندن و کارمند شدن میتونیم پول در بیاریم.

    الان هم که از 8تا بچه 5 تا از خواهر برادرهام کارمند شدن و از دولت حقوق میگیرن!

    پدرم هم که دبیر بازنشسته هستن.

    یعنی از یه خانواده 10 نفره،6 نفر کارمند.

    استاد این باور اینقدر فراگیره که حتی پسر 6 ساله ام به من میگه مامان میخوام بزرگ شدم پولدار بشم‌ برای تو ماشین شاسی بلند بخرم.

    استاد تا قبل از اشنایی با مباحث ثروت شما،من وقتی داشتم ثروتمند بودن خودم رو تجسم میکردم،میدیدم که دارم با ثروتم چندتا مغازه کنارهم میخرم و میدم برادرهام کار کنن تا از این وضعیت بی پولی در بیان!!!

    یا اینکه توی تجسماتم برای پدر و مادرم خونه میخریدم!

    یعنی باور اینکه خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم،به تجسماتمم رسیده بود.

    خلاصه استاد همه حرفهاتون حقه.

    همیشه برام سوال بود که چرا همکارم تونست با درامد همین شغلی که من هم دارم در زمان مدت کوتاهی ماشین 207 صفر بخره؟

    تونست تنهایی شیراز خونه اجاره کنه.

    الان هم 15 میلیون در ماه فقط اجاره واحد اپارتمانشه.

    تونست کلللل وسایل خونه از بهترین مارک بخره.

    خودش گفت یک میلیارد و نیم وسایل خونه خریدم.

    الان هم تصمیم به خرید خونه داره.

    و فکر کنم نزدیک به 2 میلیارد هم پس انداز داره.

    مشتریهاش با کیفیت تر از مشتریهای منن و حق الزحمه های خیلی خیلی بیشتری نسبت به من دریافت میکنه.

    تازه بهم گفت هر ماه هم نزدیک به 15 میلیون به خانواده اش کمک میکنه.

    همیشه هم موفقیت دوستم رو ربط میدادم به عوامل بیرونی.

    میگفتم خب این دوستم مجرده،بچه و همسر نداره.

    به راحتی میتونه روی شغلش تمرکز کنه.

    میتونه تایم بیشتری بیرون از خونه باشه.

    هم صبح میره بیرون از خونه و هم عصر.

    هیچکس به رفت و امدش گیر نمیده.

    اینجوری موفقیت دوستم و عدم پیشرفت خودم رو توجیه میکردم و همچنان هم میکنم.و نتیجه هم که کااااااملا مشخصه.

    ولی منم باید شروع کنم.

    اگر دوستم و همکارم تونسته دقیقا،دقیقا،دقیقا با همین شغلی که منم دارم اینقدر پیشرفت کنه،پس منم‌ میتونم.

    اما اگر الان در حال حاضر من حتی 1 هزارم دوستم هم نتیجه نگرفتم ،یعنی یه ایرادی در وجود منه.

    ولی خبر خوش و امیدوار کننده این هست که باورها قابل تغییر هستن.

    منم میتونم با تغییر باورهام موفقیت هایی حتی بیشتر از دوست و همکارم کسب کنم.

    واقعا خود کامنت نوشتن هم قدمیه برای شروع فرایند تغییر باورها.

    وقتی مینویسی، یکی یکی باورهای محدود کننده از اعماق ذهن بیرون میان.و خودت و افکارتو بهتر و بیشتر میشناسی.

    و حتی یه کم سیمان باورهای محدود کننده شل میشن.

    خدایا شکرت به خاطر حضورم در این محفل توحیدی.

    خدایا شکرت به خاطر اینکه دانشجوی استاد عباسمنش هستم.خدایا شکرت به خاطر وجود نازنین همه هم خانواده ای های عزیزم در این سایت بهشتی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    جواد بهادری گفته:
    مدت عضویت: 2371 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان ،روزی رسان بی حساب

    با سلام خدمت استاد عزیزم،بزرگ‌ترین معجزه زندگیم

    خدارو هزاران بار شکر می‌کنم بخاطر بودن در کنار شما و دوستان و خانواده همفرکانس عباسمنشی

    استاد خیلی دلم براتون تنگ شده و این مدت که کمتر فایل میزارین و بسیار دلتنگ تون هستم و چقدر خوشحال که امروز این فایل رو دیدم و یاد گذشته افتادم زمانی که روزهای اول آشنایی با شما و سایت عباسمنش بود.

    روزایی که اصلا نمی تونستم این حرفا رو قبول کنم و بسیار مقاومت داشتم و نتایج زندگیم هم به همون باورها نزدیک بود و اوضاع مالی تقریبا متوسط و رو به پایین جامعه خیلی تلاش می‌کردم خیلی کار میکردم ولی نتایج در حد گذران زندگی همیشه دغدغه مالی نگرانی هزینه ها و مخارج و هزاران داستان دیگه.

    ولی همیشه ته دلم ی جورایی ایمان داشتم و مطمئن بودم که درست میشه منم پولدار میشم منم ثروتمند میشم خداوند تلاشم رو میبینه و پاسخ میده فقط راهش رو یاد نداشتم مسیرش رو بلد نبودم ولی تلاش می کردم تا روزی که خیلی اتفاقی تو گوگل در حال سرچ بودم ناگهان یک کلمه توی صفحه برام خیلی بولد شد اسم استاد عباسمنش بود سرچ کردم اسمتون رو وارد سایت شدم و این سایت از اون زمان برام شد محل آرامش محل تفریحم محل لذت بردن و…

    امروز حدود 6سال از اون زمان میگذره حدود 2سال فقط فایلای رایگان رو گوش میکردم و تک تک فایلها رو چندبار گوش دادم یادم میاد زمان که تصمیم گرفتم اولین دوره رو بخرم هزینه دوره برام خیلی زیاد بود زنگ زدم که پشتیبانی سایت گفتم چرا استاد اینقدر قیمت محصولات رو گرون زده و کسی نمی تونه خرید کنه اگه قصدشون کمک کردن هست باید قیمتا رو پایین بزاره مناسب باشه که همه بتونن استفاده کنند و امروز که دارم فک می‌کنم میفهمم که واقعا این هزینه ای که پرداخت می کنیم در برابر چیزی بدست میاریم واقعا ناچیزه واقعا صرفه ولی اون زمان من تو اون مدار بودم م متوجه نمی‌شدم.

    اولین دوره ای که گرفتم دوره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    سلام به رفقای عزیزم

    خدا رو شکر که تونستم دوباره اینجا کامنت بذارم.

    دلم با تک تک شما در همه جای کشورم هست… همه تان را دوست دارم و همه تان را از دور میبوسم.

    من اینجا و در میان شماها تعالیم عالی و فوق العاده ای گرفتم که حالا و در شرایط شخمی حال حاضر اطرافمان، خیلی خیلی سازنده بوده.

    به راحتی و با حال نسبتا خوب، وضعیت خانواده ام را دارم جمع میکنم. حداقل توی خانه و در مواجهه با بچه هایم که اوضاع اطراف و صدای تیر و ترقه و موشک به گوششان رسیده، کنترل روحی روانی خوبی دارم و توانسته ام حداقل از نظر روحی، خانواده ام را هندل کنم.

    دلم آرام و بدون ذره ای ترس ، زندگی در دنیا و مافیها را به وجود ارباب قدرتمند عالم، ارحم الراحمین بی همتا گره زده و قدرت آفرینندگی خودم، در این شرایط شخمی اطراف هم برایم بی حساب و کتاب و بی حدود می‌نماید و این را از تمرین ستاره قطبی دارم.

    به هر حال، بچه ها و همسرم تمرین ستاره قطبی و مفاهیم قدرتمند این محیط و این وب‌سایت را لزوما نمی‌شناسند و هر آنچه حس میکنند، از رفتار من در مواجهه با اتفاقات اطراف است و اعتبار این موضوع، به شما برمی‌گردد. ازتان ممنونم.

    در رابطه با مسئله ثروت، من یک باگ بزرگ دارم. وقتی شما برای کسب ثروت، الگو گرفتن از اطراف را مسئله بسیار مهم و یک قدم تعیین کننده د. قدم چهارم دوازده قدم عنوان کردید، من هم لاجرم با رفتارهای بعضا سطحی و نان به نرخ روز خورنده اطرافیان مواجه شدم که لزوما از ایمان و توحید نشات نمیگیرد و صرفا واکنشی است در برابر وضعیت تورمی بینهایت پیچیده کشور… رک بگویم، اینجا لنگ انداخته ام. هر کسی را بعنوان الگوی پولسازی در نظر میگیرم، یک ایرادی در وجودش و در رفتارش در مواجهه با پول هست که من را بهم می‌ریزد.

    ایده آلیسم اینجا بر رفتارم غالب می‌شود و یکی توی ذهنم داد میزند: این همون بابایی بود که میخواستی الگوی پولسازی قرارش بدی؟ زرشک! اینکه آقای اسکروچه!!

    حقیقت اینه که رفتارهای اسکروچ وار، حداقل در جامعه اطراف ما بشدت رواج پیدا کرده و من این را نمی‌پسندم… توحید می‌گوید که نباید بپسندم!

    البته من هم آنقدر ایمان و قدرت ندارم که مثل استاد ، بتوانم از یکی مثل ترامپ هم نکات خوب استخراج کنم و تمرکزم را بذارم روی نکات مثبتش.. در نتیجه ذهنم عطای پولدار شدن را به لقایش بخشیده و تامام!

    امیدوارم حال همه تان خوب بماند و سالم و تندرست باشید. همه تان را دوست دارم، عشقهای خودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1620 روز

    به نام خداوند بخشنده ویکتا

    سلام استادعزیزم

    و سلام به همگی.

    من از اون روز که این فایل اومده سعی کردم چندیدن بار گوش کنم.

    ی چیز صادقانه بگم.

    من قبول دارم که وقتی وارد این سایت شدم حدود 3 سال 7 ماه پیش واقعا از شرایط باوری خیلی بدی اومدم و کلی باور های مخرب داشتم.و سعی کردم توی این مسیر حرکت کنم و قوانین رو درک کنم و باور هام رو تغییر بدم.

    من به زبون شاید میگم‌همه چی باور های منه.

    فرکانس های من هستش که داره شرایط زندگی منو رقم میزنه ولی هنوز ذهنم مقاومت داره و هنوز خیلی جاها مثل قبل خودم رفتار میکنم.

    سریع با کوچکترین چیزی برمیگردم به شخصیت قبلی .

    مثلا دیروز در مغازه مشتری ها میومدن و حرف های سیاسی میزدن و اکثرا هم منفی .

    کلا دیدم من مثل همونا شروع کردم به هم کلام شدن با اونها و شب دیدم چقدر احساسم تغییر کرد.

    مثلا دیروز برای اولین باور شروع کردم به نکته برداری فایل .بعد وقتی رسیدم به سوالی که اول فایل استاد پرسید .توی دفترم نوشتم و شروع کردم به فکر کردن‌.

    استاد شاید 2 الی 3 ساعت طول کشید تا تونستم از ذهنم جواب بکشم بیرون.

    هرچی فکر میکردم جوابی نمیومد.منم هی خودم رو توی مغازه مشغول میکردم باز میومدم سر دفترم تا جواب بیاد.

    خلاصه دیدم ذهنم همراهیم کرد و ی چیز های ریخت بیرون.

    استاد من چون در یک خانوادا ای ضعیف از لحاظ مالی بزرگ شدم .چیزی که از بچگی‌ بهم گفتن بدی ثروتمند ها بوده.

    چون بابام خیلی زحمت کش بوده و شب و روز تلاش میکرده برای خانواده و همین جا من دست هاش رو میبوسم.

    چون نمیتونسته زیاد پول بسازه همیشه میگفت پول کمه و از راه حلال نمیشه پول در بیاری .

    و هرکسی پول داره از راه نادرست پولدار شده و به تب آدم خوبی نیست.

    استاد و من چون این ها رو میلیارد ها بار شنیدم تکرار کردم توی ذهنم نا آگاهانه تبدیل شدن به باور .

    باور به اینکه ثروتمندان آدم های درستی نیستن و پول از راه حلال نمیشه و ….

    و استاد باعث شد من هرچی الگو آدم پولدار میدیدم آدم های خوبی نبودن و بیشترشون از راه اشتباه و خلاف به پول رسیده بودن .

    و بار ها اینو شنیده بودم که .

    طرف میگه ما همین پول زحمتکشی و کارگری خودمون رو هم نمیتونیم‌خرج کنیم‌.

    پولدارها کلا از راه نادرست پول در میارن.

    خلاصه دیروز تونستم ی کم وارد ذهنم بشم .

    و در رابطه با ثروت مشکل من بیشترش اینکه

    فکر میکنم اگه پولدار بشم آدم‌بدی میشم .به واسطه کار خلافی که باید بکنم برای ثروتمند شدن.

    چون ذهن قبول نمیکنه از راه درست و حلال بشه پولدار شد.

    مثل استاد عباسمنش که از راه حلال کلی ثروت ساخته و دانشجو ها عاشقانه بهای محصولات رو پرداخت میکنند و هزاران برابر اون پول به زندگی شون برمیگرده.

    باگ بزرگ ذهن من فعلا اینه و میترسه پولدار بشه.با اینکه واقعا من دوست دارم پولدار بشم

    واقعا هم از سن کم کار کردم پول در آوردم ولی ظرفم سوراخه و هیچ موقع پول جمع نمیشه.

    یعنی پول در میاد ولی باز خودم میزنم نابود میکنم.

    استاد فکر کنید انقدر این باور که ثروتمندا آدم های بدی هستن در من قوی هستش که

    سال 84 من اومدم تهران کار کنم.

    و انقدر جو تهران برام سنگین بود .که طاقت نیاوردم برگشتم روستا.

    حالم بد میشد پولدار ها رو میدیدم.

    انقدر بهم فشار اومد از سر کارم بدون اینکه بگم بلیط گرفتم اومدم روستا.

    ولی داداش چون عاشق آدم های ثروتمند و پول بود .

    تهران موند کار کرد ازدواج کرد

    الان الحمدالله 2 تا خونه داره

    دوتا ماشین عالی داره

    دوتا بچه داره

    و به قولی پولدار خانواده هست

    و هر‌ماه پول برای پدر و مادرم توی روستا میریزه.و هر سری هم میاد کلی چیز میخره براشون.

    و در کل خیلی دست و دلبازه و کلی به بقیه بچه ها کمک‌میکنه.

    یادم با داداشم توی تهران تو بالا شهر ها میرفتیم و داداشم انقدر با ذوق ماشین ها و خونه های لاکچری رو بهم نشون میاد که حال من بد میشد .ولی چون من باور‌هام توی این زمینه خیلی منفی بود نتونستم دوام بیارم و برگشتم روستا.

    بعد همه مردم روستا تعجب کردن که چرا من از تهران برگشتم.منم گفتم به خاطر پدر و مادر پیرم برگشتم که کنارشون باشم و کمک دستشون باشم.

    و کلی هم تحسین میکردن که چقدر من بچه خوبیم و به پدر و مادرم‌کمک میکنم …

    ولی همیشه حالم بد بود.و الکی خودم رو قانع میکردم که من عاشق مردم ساده زیست روستام .

    من عاشق طبیعتم.

    ….

    ولی سر خودم شیره میمالیدم البته الان میدونم که به خاطر باور هام بود.

    استاد شاید حدود چند ساله با چندتا از دوستام قطع رابطه کردم اونم به خاطر اینکه اونا پولدار شدن و من از حسادت و مقایسه باهاشون قطع رابطه کردم

    خلاصه هرچی بگم‌از این باور مخرب کمه.

    و میخوام شروع کنم منطق های درستی بدم به ذهنم در مورد ثروتمندا .

    تا بتونم از لحاظ مالی رشد کنم.

    دیروز وقتی تصمیم گرفتم حتما سوال رو جواب بدم .

    واقعا فهمیدم که من با اینکه 4 تا دوره دارم‌ولی تا الان همش الکی ووسر سری و بدون تمرکز روشون کار کردم و نتونستم جواب بگیرم چون اصلا وقت نمیذارم که این آگاهی ها رو ببرم اوی لایه های زیرین ذهنم تا اصلا من بدونم خودم کی هستم چه باور هایی دارم.

    تعهد میدم همینجا به خودم که کم کم و تکاملی بصورت تمرکزی روی دوره هام کار کنم.

    استاد عزیزم بینهایت تشکر میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    ندا سادات گفته:
    مدت عضویت: 1809 روز

    بنام خداوند عشق و زیبایی ها و تمام فراوانی ها

    ما به خداوند اعتماد داریم

    سلام بر استاد عزیز و مریم جان این زوج خوشبخت که الگو ی عالی برای من هستند

    امروز 26 خرداد 1404 ساعت 3:38 دقیقه تایم طلایی هستم و ساکن کرج

    بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افته

    وقتی روی خودت کار می‌کنی به درجه ای می‌رسی که فقط میگی خدا

    وقتی با خدا هستی به پادشاهی می‌رسی

    وقتی ثروتمند هستی میتوانی ببخشی

    وقتی ثروتمند هستی ساده هستی

    من خیلی از ثروتمند ها رو دیدم که لباس ساده میپوشند ،ارایش ندارند ،بهترین خانه و بهترین ماشین را دارند و خیلی هم ساده هستند

    به خاطر اینکه غنی شدند ،پر شدند ،و گذر کردند

    همه چی خدا است ،قدرت دست خدا است ،بدون اذن خدا برگی از دخت نمی افته

    همه چی باور توحیدی است من خیلی عبارت تاکیدی در مورد خواسته هایم میگفتم

    ولی به تضادی برخوردم حدود یک ماه پیش و تصمیم گرفتم روی باور توحیدی کار کنم

    عبارت تاکیدی من شد مابه خداوند اعتماد داریم ،قدرت دست خدا است ،خدا برای من کافی است ،خدا در خدمت من است ،خدا منو حمایت هدایت و حفاظت می‌کنه ،من فقط روی خدا حساب باز میکنم

    من اگر روی خدا حساب باز کنم و قدرت را به خدا بدهم آرامش دارم

    من اگر قدرت را به خدا بدهم در یک شرایط یکسان آرامش دارم

    من اگر قدرت را به خدا بدهم نتیجه متفاوت دارم خدا شاهده در ایران در شهر کرج زندگی میکنم چند ماهی هست همه جا برق می‌ره ،اب می‌ره ولی در خیابان ما تا 3تا خیابان پایین تر نه برق ما می‌ره نه آب ما می‌ره

    همه میگن خوش به حالتون مگه شما به غیر بقیه هستین ،خون شما مگه رنگین تره

    من تو دلم میگم وقتی روی خودت داری کار می‌کنی وقتی خدارو توقلبت میاری

    وقتی روی توحید کار می‌کنی در یک کشور یکسان ،نتایج کاملا متفاوت داری خدایا شکرت

    شرایط کشور رو حتما میدونید ولی من هم دارم در این کشور زندگی میکنم در شرایط یکسان

    هرشب تایم طلایی سعی میکنم بیدار بشم

    میگم خدایا تمام مردم جهان در صلح باشند

    سالم باشند

    یک کودک ایرانی هیچ فرقی با یک کودک اسراییلی نداره خودت پناه همه باش خدایا

    چون قدرت دست توئه ،

    قدرت دست خداست و بس بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افته

    آرامش دارم و همش پیش خودم و پیش خانواده‌ام میگم بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افته

    اگر قرار باشه بری هر جای دنیا که باشی تو هر سوراخی که باشی فرشته ای که باید بیاد تورو ببره، می‌بره چون بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افته ،قدرت فقط دست خدا است وبس

    این نگاه من طوری شده که در کشور یکسان ،نکاه من یکسان نیست ،شرایط من یکسان نیست و کاملا متفاوت است ، دیشب در این شرایط تمرکز کردیم با خانواده به سریال زندگی در بهشت

    کدوم بهتره تمرکز کنیم به اخبار که وحشت چندین برابر بشه ،یا تمرکز کنیم به این فایل های توحیدی تا نگاه توحیدی به خدا چندین برابر بشه

    همه چی خدا است

    خودم ،خانواده ام ،خیابانم ،شهرم ،کشورم ،جهانم ،و تمام افراد جهانم را به دستهای پر مهر و محبت خدا میسپارم

    خدایا تویی که میتوانی به عزت شهرت ثروت بدهی

    من نمی‌دونم ،من نمیتوانم تویی که می دانی و تویی که میتوانی

    در پناه خدا آرامش را براتون آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    زینب حاجتی گفته:
    مدت عضویت: 1261 روز

    «به نام خداوند بخشنده مهربان»

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جون

    سلام به همه دانشجویان این سایت الهی

    الابذکرالله تطمئن القلوب.

    همانا به یاد خدا دلها آرام میگیرد

    این روزها ما باید متوکل تر، رهاتر و تسلیم تر باشیم

    این روزها ما باید با یاد خدا بیشتر به خودمون آرامش تزریق کنیم

    این روزها ما باید هرآنچه در این سایت یاد گرفتیم رو حتی اگه شده سرسوزنی در زندگی اجرا کنیم

    این روزها ما باید بیشتر خودمون رو ببندیم به آگاهی های این سایت واز

    فایلهای توحید عملی

    فایل های توکل در عمل

    فایل های کنترل ذهن

    فایل های ایمانی که عمل نیاورد

    فایل های آرامش در پرتو آگاهی

    وسایر فایل های این سایت بهشتی استفاده کنیم

    در کل این روزها به هرکجای این سایت سر بزنیم سوده وسوده!!!

    برای همین من این روزا 24ساعتی توی سایتم برای کنترل ذهن!!!!

    این سومین کامنتیه که در کمتر از 12ساعت برای این فایل مینویسم

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    استاد جان شما گفتین آیا وقتی به ثروتمند شدن فک میکنین پس ذهنتون عذاب وجدان میگیرید که چرا شما ثروتمند شدین ولی خانوادتون یا بقیه مردم ثروتمند نیستن؟؟؟؟؟

    لازمه بگم نه من از اینکه ثروتمند بشم وخانوادم ثروتمندنباشن عذاب وجدان نمیگیرم و بخاطرغریبه ها که دیگه اصلن عذاب وجدان نمیگیرم

    چون تا حدی از شما یاد گرفتم و منطقش رو هم درک کردم که

    هرکس خودش مسئول زندگیشه،

    هیچ کس در مقابل دیگری مسئول نیس

    هرکس داره نتیجه فرکانس های خودش رو میگیره

    هیچ کس جای دیگری رو تنگ نکرده

    نتایج هیچ کس در زندگی کس دیگه ای تاثیرگذار نیس

    ثروتمند شدن من باعث فقر در دیگری نمیشه!!!

    و اینکه من اگر ثروتمند بشم

    مطمئنن به عزیزانم هم

    با کمال میل کمک میکنم

    بی منت بی چشمداشت

    (با علم به اینکه میدونم من توانایی تغییر اونا رو ندارم )

    شما بارها و بارها تو فایل های مختلف از جمله

    فایل سوم

    چگونه درآمد خود رو در عرض یکسال سه برابر کنیم

    گفتین با ثروتمند شدن شما به پدر،مادر،خواهر وبرادرتون هم کمک میشه!!!

    براشون خونه می‌خرید ماشین می‌خرید می فرستیدشون دانشگاه، می فرستیدشون حج، براشون جهاز می‌خرید،سفرهای خارجه و….

    همینطوری که شما با اینکه آگاه هستید که قدرت تغییر خانوادتون از جمله مادر وخواهراتون رو ندارید

    ولی از لحاظ مالی بسیار بهشون بی چشمداشت کمک کردین ومیکنین

    یادمه توی یکی از فایل هایی که به مناسبت عید قربان روی سایت گذاشتین عنوان کردین

    از اینکه ارزوی سفر حج مادرتون رو برآورده کرده بودین چقدر خوشحال بودین!!!!

    اصلن این طبیعیه انسان که ثروتمند شدبه خانوادش کمک کنه برا دل خودش ، غیر از این باشه عجیبه !!!

    پس دیگه چرا بابت ثروتمند شدنم در مقابل اونها عذاب وجدان بگیرم

    اتفاقن خیلی هم خوشحال میشم که با ثروتمند شدنم

    میتونم بهشون کمک کنم

    وخیلی از خواسته های مالیشون رو برآورده کنم

    تازه یکی از انگیزاننده های من برای ثروتمند شدن اینه که به عزیزانم کمک کنم!!!

    در مقابل سایر انسانها هم

    که من وظیفه ای ندارم

    هرچند وقتی ثروتمند بشم وظرف وجودی خودم از ثروت لبریز بشه مطمئنن از مازاد اون خواهم بخشید!!!

    همانطورکه وقتی بیل گیتس نسبت به ثروت احساس بی نیازی کرد تمام ثروتش رو بخشید!!!

    دوباره شروع کرد به خلق ثروت!!!

    وقتی کسی خودش هنوز تشنه ثروته، چی رو ببخشه!!!

    اصلن چی میشه که انسان می‌تونه ببخشه؟؟؟

    جز این هست که اول باید ثروتمند بشه که بتونه ببخشه؟!؟

    ایا میشه چیز نداشته رو بخشید؟!؟!

    پس این مدل عذاب وجدان گرفتن برای ثروتمند شدن در من کنسله!!

    ولی

    ولی

    من طوری دیگه ای برای ثروتمند شدن عذاب وجدان دارم

    اونم اینه که من ته ذهنم این باور رو دارم

    که اگه من از کاسبی از مغازه داری از کسب وکار شخصی خودم ثروتمند بشم

    حق اونایی که مشتری من بودن وازمن خرید کردن رو خوردم،

    من پول اونا رو از چنگشون در آوردم تا خودم ثروتمند بشم!!!

    اوایلی که مغازه زده بودم تا دوسه مشتری پشت سر هم می اومدن ومن خوب میفروختم

    یا حتی یه مشتری می اومد ومن از فروش بهش سود نسبتا خوبی میکردم

    وای خدای من،

    نجواهای ذهنم شروع میکردم بهم سیخ زدن

    وگاهن من تا ساعتها یا روزها

    درگیر این نجواها بودم!!!!

    جوری که پشت سرم درد میگرفت!!!

    گویا ذهن فقیر من سود ناشی از فروش حلال رو تمیز نمیدونست!!!

    یا اینکه ذهن فقیر من احساس عدم لیاقت میکرد برای دریافت پول وسود در ازای فروش محصول!!

    دیگه در همچین مواقعی من آگاهانه شروع میکردم با ذهنم حرف زدن

    و فلسفه خرید و فروش رو از قدیم تا حالا براش توضیح میدادم

    توضیح میدادم که چرا لازمه از فروش سود دریافت کنیم

    براش توضیح میدادم در کل جهان همینه

    از آمازون براش مثال میزدم که از همین سود فروش اینقدر گستره شده!!!

    برای ذهن توضیح میدادم

    اونی که از من خرید کرده ومن ازش سود دریافت کردم

    خودشم داره یه نیاز دیگه رو به من و امثال من میفروشه وسود دریافت می‌کنه که بتونه بیاد از من و بقیه نیازش رو خرید کنه وزندگیش بچرخه

    واین چرخه اس که برا هممون همینه!!

    برای ذهن توضیح میدادم که

    من با این پولی که دریافت کردم

    میرم چیزای دیگه میخرم

    وسبب روزی رسیدن

    به خیلی های دیگه حتی در اون سر دنیا میشم !!!

    دیگه به هر روشی بلد بودم سعی میکردم این ذهن چموش رو متقاعد کنم

    دست از سیخ زدن به من برداره

    حالا دیگه ذهنم خیلی بهتر شده نسبت به قبل

    بخاطر استمرار کار کردن روی خودم و کارکردن روی باورهای مالیم

    هرچند پاشنه آشیل ها کامل از بین نمیرن

    فقط کمرنگ تر میشن

    و همیشه باید روشون کار کرد تا دوباره مث علف هرز رشد نکنن

    به هر حال من دارم تلاشم رو میکنم تا این باگ های ذهنی رو در مورد ثروت ونعمت و احساس لیاقت درست کنم!!!

    هنوز خیلی خیلی جای کار دارم!!!

    هنوز اول راهم!!!

    تازه بعد دوسه سال فقط تونستم کمی از توان و زور باورهای محدودکننده کم کنم همین!!!

    هنوز به اون نتایج فوق العاده مالی نرسیدم!!

    فعلن توی مسیرم ودارم جاده رو برای دریافت ثروت هموارمیکنم

    خود استادعزیز هم عنوان کردن

    برای نتایج مالیشون

    زمان بیشتری گذاشتن تا ثروت وارد زندگیشون شد

    چون ما انسانها اکثرن باورهای مالیمون نسبت به سایر باورهامون داغونتر هستن

    یعنی باورهای محدود کننده بیشتری در مورد مسائل مالی داریم!!

    به هر حال باید

    با شدت و حدت

    رو خودمون وباورهای مالیمون کارکنیم

    به امید روزی که ثروت به اسونی سرازیر بشه تو زندگیمون الهی آمین

    «دوستون دارم»

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    هادی حاجی زاده و شهلا حاجی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2929 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرامی

    استاد جان

    میدونم که این متن من ، جاش توی این ویدیو نیست ، اما چاره ای نیست.

    چند روزی هست که همه اش به سایت سر میزنم که ببینم آیا فایل جدیدی گذاشته اید یا نه

    که متاسفانه ، میبینم نه اصلا خبری نیست

    استاد جان توی این شرایط حال حاضر ایران و با این اتفاقات تلخ, کنترل ذهن واقعاً داره مشکل میشه .

    ازتون خواهش میکنم که یک فایل درباره توحید عملی و کنترل ذهن در این شرایط ایران برامون ضبط کنید .

    همه ی شاگردان شما منتظر همچین فایلی هستند . و مطمئنا از شما که استاد و بزرگ ما هستید ،انتظار دارند که با حرف های خوبتون و صدای آرامش بخشتون ، به ما امید بدید .

    این نشانه ی همدلی شما رو نشون میده .

    پیشاپیش از شما متشکرم

    شاگرد خوبتون هادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    فاطمه رها گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    سلام استادجان

    من میدونم طبق قانون این جنگ باید اتفاق میافتاد اما فقط 5 درصد مثل شما درک میکنند ،،، پس 95 درصد بقیه چی میشن ؟؟؟ سکوت در برابر وطن برام قابل قبول نیست ،،،، من زندگیمو بعد از خدا مدیون شما هستم ، اما این سکوتتون اذیتم میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاطمه آزاد گفته:
      مدت عضویت: 1423 روز

      فاطمه رها عزیزم

      وقتی مسیر توحید ادامه بدید

      روزی می‌رسه که متوجه میشوید وطن پرستی هم ، نوعی شرک می‌تونه باشه

      و کامنت های این پست بخونید

      دیدگاه بچه ها درباره این اتفاقات اخیر پر از توحید

      به قول استاد امیدوارم در پناه خداوند یکتا شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    خسرو گفته:
    مدت عضویت: 2360 روز

    استاد سلام

    در مورد ناخوداگاه تبعات ثروتمند شدنم از زمانی که یادم می‌آید این تصویرسازی ذهنی رو داشتم[احتمالا هنوز هم توی لایه های درونی وجودم دارم] که با پولدار شدنم روابط لاکچری(به طور خاص با جنس مخالف) به واسطه ماشین لوکس و خونه خالی شخصی و پول خرج طرف کردن و… برقرار میکنم.

    خب مشخصا ترمز شدیدی برام توی مسائل مالی ایجاد کرده و می‌کنه هنوز هم و من نمی‌دونستم که از کجای من اینجور ارتباطی بین ثروت داشتن و پاک دامنی ام رو از دست دادن داره نشأت میگیره.

    تا اینکه با شما از طریق دوره های رایگانی که در این مورد گذاشتین و مدارم رو آوردم بالاتر و بعدش با تهیه کردن دوره های روانشناسی های ثروت در این مورد به ی ذره خودشناسی رسیدم(که به لطف خدا و حضور بنده خویش که شما باشین هر روز دارم بهتر از درون خودم رو کند و کاو میکنم) و فهمیدم که پسر از یک دلیل و ریشه نیست که این طرز فکر و خواسته نشأت گرفته:

    1)محدودیت های فقر:یعنی ما از نوجوانی یا حتی کودکی می‌دیدیم که افراد چجوری برای پول حتی جسمشون رو و روح و وجودشون رو در اختیار دیگران میگذارند و ی جورایی هم دلمون میخواست و هم حسادت میکردیم که بتونیم اون تعداد دوست دختر رو به خاطر ماشین فلان داشته باشیم و راحت را بزنیم(که الان دارم همین ریشه رو توی ذهنم تبدیل میکنم به اهرم رنج که فقر چجوری آدم رو به ذلت و خواری میکشونه و ثروت چجوری آدم رو از بند دیگران رها می‌کنه و به آزاده گی میرسونه)

    2.جامعه بسته و راحت به دست نیومدن رابطه جنس های مخالف با همدیگه:یعنی ما از کودکی تفکیک جنسیتی شدیم و احساس خود ارزشی رو نساختیم توی رابطه هامون که آقا من باید به خاطر آنچه که هستم احساس لیاقت کنم و ارزشمندی ام درونی هست نه بیرونی بعد توی این ناآگاهی و تشنگی و عقده موندیم و توی جامعه دیدیم که بچه پولدارها مثلاً میتونستن چه داف هایی رو تور کنند و خب ما هم سرمون بی کلاه یا با چه زحمتی ی دوست دختر معمولی مثلاً می‌تونستیم داشته باشیم(که برمیگشت به همون باورهای محدود کننده و احساس عدم لیاقت خودمون) که بعد هم آزادی های اون بچه مایه دار تر ها رو هم نداشتیم بعد توی ذهنمون ثروت رو می‌خواستیم تا به واسطه اش برسیم به تجربه کردن اون خاسته ها که جا داشته باشیم و بتونیم با دوست دخترمون بریم مسافرت و…

    3.توی جامعه جهان سومی هستیم که اگر از نظر مالی متمایز باشی ملت چنان توی رابطه باهات دست و پاشون رو وقتی بفهمند فلان ماشین زیر پات هست یا پسر فلانی هستی گم میکنن و در برابرت تعظیم میکنند که انگار دارن ی جورایی میپرستنت:که خب ذات اجتماعی بشر دوست داره که مورد توجه قرار بگیره و ارزشمند دیده بشه.

    اونوقت همه این ها من رو میترسوند که خسرو پسر نکنه ماشین خارجی سواری بشی و به شیطان سواری بدی و بری دنبال روابط ناهنجار جنسی و از اخلاقیات و معنویات دور بشی و به واسطه این نعمت خدا در عمل کفر بورزی و تغیان کنی و خدا رو فراموش کنی و جهنم رو برای خودت بخری.

    چون تا دیده بودیم مخصوصا توی هم سن های خودمون این بود که طرف داره جولان میده با شرایط مالی اش توی این داستان و ثروت به بی راهه کشوندتش و به دلیل اینکه از این نظر از تو خالی بود برای اینکه خود حقیر واقعی اش رو پشت نقاب کثافت بازی هاش قایم کنه میومد با آب و تاب در مورد مخ هایی که زده و کارهای زشتی که کرده رو با افتخار تعریف میکرد و جالب این جاست که ما هم حداقل توی روش ی جورایی با سکوتمون داشتیم تایید و تحسینش میکردیم.

    و این داستان بود و من خلافش رو ندیده بودم تاااااا ی کسی به نام سید حسین عباس منش رو دیدم و انگار وجودم فقط دنبال این الگو بود که ببینه طرف به بیش از مجموع آنان که توی زندگی ام که از نظر مالی موفق می‌دیده ام مخصوصا که خودساخته هم هست دست پیدا کرده و این قدررر با خدا هم هست در عین حال که اصلا شده پرتو دنده نور خداوند و انعکاس دهنده توحید حتی با همون ابزار ثروت.

    ثروتی که تا قبلش دیگرانی که دیده بودم ازش استفاده میکردند و جوری نمایش اش میدادند و ازش استفاده میکردند که نور ایمان رو در دلم کم رنگ میکرد.

    من به لطف خدا هیچ وقت اونجوری که شما تضاد فقر رو توی زندگیتون مخصوصا توی کودکیتون چشیدید نکشیدم استاد گلم اما اینجوری هم که شما سال هاست دارین با این همه آزادی مالی وفادارانه به روح و پاکدامنی خدایی خودتون توی آزادترین کشور دنیا زندگی میکنید هم حتی نزدیک بهش تجربه نکرده ام و اصاصا از فایل های رویاهایی که رویا نیستند جذبتون شدم و توی مدارتون قرار گرفتم چون دوست دارم تجربه اش کنم.

    و به قول شما که میگین باید بهش برسی تا ازش گذر کنی الان که 7 سال از ازدواجم داره میگذره و به لطف و حفاظت خدا تونستم وفادار قلبی و با خواست خودم به همسرم بمونم همش به خودم میگم که خسرو ثروت تو رو و خصوصیات و رفتارهای رو قدرتمند تر و بزرگ تر می‌کنه.پس فکر نکن که اگر ثروتمند بشی شلوارت چندتا میشه،اتفاقا اگر فقیر و ناتوان باشی نمیتونی ناموس خودت رو هم حفظ کنی و به بی اخلاقی می‌رسی.ثروت مند تر بشی اگر انسان پاکیزه و درستکاری باشی اتفاقا خیلی هم راحت تر صداقت و پاکدامنی است رو حفظ می‌کنی و البته ناگفته نماند که آموزه های شما به خواسته درونی قلبم باورپذیری داده و جهت میده و هر روز با این فایل هاتون قدرتمندترم می‌کنه.

    هر بار ذهنم میخواد برام سناریو بچینه شما رو برای خودم مثال می‌زنم که ببین استاد با این همه ثروت چه قدر وفادار و درست کار هست.اتفاقا اگر ادعا داری که با خدا هستی باید ثروت تجلی گر خداوندگونه بودنت باشه.

    استاد هنوز دلم پر حرف هست و میتونم صفحه ها بنویسم که باید اون خلع های درونی رو از درون پر کنیم و نه از بیرون و برایش مثال ها بیاورم اما احساس سبکی میکنم الان و همین قدر می‌دونم که این قدررر از بودن توی این فرکانس ها لذت میبرم که دیگه اوج احساس خوبم حتی با گریه کردن همراه نیست،بلکه فقط از سرخوشی این آگاهی های ناب احساس سبکی دارم و با لبخندی رو لبم خودم رو روی ابرها و رها احساس میکنم.

    دوستتون دارم و این فایل رو می‌ذارم توی پوشه روانشناسی ثروت یک گوشیم و بارها و بارها گوشش میکنم.

    ممنون از این همه باور به فراوانی ات داداش بزرگ تر نداشته ام،حسین جان. که اینجوری این آگاهی های ناب رو رایگان در اختیارمون می‌ذاری و نور و فضل الهی رو گسترده تر توی دل ما انتشار میدهی.

    خیلی دوستت دارم.

    به قول خانوم شایسته

    I mean it

    با تمام قلب و وجودم از بودنت و بودنم در این فرکانس سپاس گذارم از خالقم که همواره بهم یادآوری می‌کنه که خودم و تنها و تنها خودم خالقم

    خاطق صفر تا صد تمام جنبه های زندگی ام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1783 روز

    به نام خدای مهربانم

    الهی شکرت

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته و همه دوستانم

    خدایا شکرت برای هر آنچه که هستم تو بهم دادی من از خودم هیچ ندارم به هر خیری که از تو بهم برسه من محتاجم

    ثروت :

    هر چه در مورد معنوی بودن ثروت بشنویم کمه بعضی موقعها فکر می‌کنم بلدم میدونم یادمه من مشکل ندارم ولی میای موشکافی استاد عزیز را میشنوی که از چه ریشه داره این موضوع ثروت را بررسی میکنه میبینی که واووو پسر اینا کجا بود

    واقعا ذهن ما به پیش فرض های گذشته بیشتر علاقه داره و رو خلبان خودکار داره کارها را ناخودآگاه انجام میده ‌ و ما هم نمیفهمیم که داستان چیه اصلا پیشنهاد می‌کنم دوستان دکتر جو دیسپنزا را مطالعه کنید که از نظر علمی تمام آموزه های استاد عزیز را دارن در سمینارها توضیح میدن و اتفاقاتی که در بدن ما میفته از نظر شیمیایی و احساسات در بدن چه واکنش هایی داره و به چه شکل در تجربیات احساساتی که به وجود میاره بر بدن ما اثر میزاره و شرطی میکنه بسیار زیبا ذهن و بدن اتفاقاتی که داره میفته را به صورت اسکن های مغزی و تصویری نشون میده با مدرک منطق نشون میده و در مراقبه هاش خودش را که در یک تصادف تقریبا راه رفتن را از دست داده بود از درون به تمام تجربیاتی که داشت با تحقیق و بررسی بیشتر رو خودش انجام داد با مراقبه های طولانی خودش را شفا داده و الان بسیار سلامت هستند و دارن به خیلی از انسان‌هایی که بیماری‌های بسیار ناعلاج

    دارن آموزش میدن و شفای درونی را هر فردی خودش از نیروی خودش انجام میده

    به یاد آموزه های استاد که در قرآن در مورد اشرف مخلوقات صحبت دارن رسیدم که واقعا ما انسان‌ها چقدر قدرتمند هستیم و خدا از خودش در ما ‌دمیده

    و ما خودمون را اصلا نشناختم ما خود خداییم که میتونیم خالق زندگی باشیم باید ادامه بدیم باورها ساخته بشن به قول جو دیسپنزا سیم کشی جدید مغز انجام بدیم و مهندس ژنتیک خودمون باشیم همه چی دست خودمون هست باید به خودمون بیایم تا خالق بودن خودمون را تجربه کنیم

    ثروت هم به همین شما ذهنی میتونیم بسازیمش باورها تغییر دهیم مقاومتها را برداریم ثروت خودش میاد برای من اومده خدارو شکر وقتی بیشتر تسلیم و رها بودم ذهن تحلیلی را خاموش کردم به میزانی که تونستم موفق باشم در کنترل ذهن و انرژی درون خودم را معطوف کردم رو خواسته هام به جای توجه به ناخواسته ها همه چی تغییر کرد ما تغییر

    کنیم از درون بیرون خودش درست میشه این حرف ایمان توکل شجاعت اقدام صبر تکامل میخاد عمل صالح که همه اینها را میشه با کنترل ذهن اعتراض بهش رسید ورودی ها را کنترل کنیم همه چی ارام ارام از درون عوض بشیم بیرون شرایط خودش درست میشه خدایا شکرت

    استاد عزیزم دوستون دارم عاشقتونم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      فاطمه سلیمانی گفته:
      مدت عضویت: 1454 روز

      با عرض سلام و ادب و احترام

      بینهایت از کامنت شما سپاسگذارم در قسمتی که از کامنت که در مورد دکتر جو دیسپنزا صحبت کردید. خب قبلا” بخش‌های از صحبت‌های ایشون شنیده بودم و بی توجه رد شدم به خاطر عدم شناختی که از ایشون داشتم. ولی از دیروز یوتیوب زدم و دیدم شناختمشون و توی کانال بیدار تونستم 3 از سیمنارهاشوون دانلود کنم و اینقدر من تحت تاثیر قرار داد که تا خود صبح از هیجان خوابم نمیبرد .من دنبال یک کانال با ترجمه معتبر هستم که بشه به صورت ارشیو داشته باشم . واقعا” شما درست فرماید. تمام اموزشهای استاد را به شیوا علمی اموزش میدن و این کمک بسیار بسیار بزرگی برای باورهای مخرب و محدود کننده به من میکنه. من حدود 2 ماه و نیم که صبحها شکرگذاری دارم و این زمان را به قبل از غروب هم اختصاص دادم نتایح بسیار بسیار بزرگ و شگفت انگیزی برای من داشته و الان فقط روی باورهای ثروت ساز سایت هستم . خب قبلا” قست توحید در عمل کار میکردم با اینکه هنوز هیچ نتیجه مالی نداشتم ولی در جنبه های ارامش و اعتماد بنفس خیلی پیشرفتهای چشمگیری داشتم. خداوند در قران چندین و چند بار به من وعده هدایت داده بود و ایمان دارم خودش ، که چطور خداوند براش معجزه کرده و حالا نتیجه سمینارها ایشون اینقدر تاثیر گذار هست. بفرمایید شما از کدوم منبع معتبر یوتیوب برنامه هاشون دنبال میکنید.

      با اینکه هنوز کامنتهای این فایل کامل نتونستم بخونم و صفحه 37 بودم. ولی با فایل جدید که استاد دیروز گذاشتن . خواستم از این طریق از شما سپاسگذاری کنم که باعث نشر و گسترش این آگاهی شدید واقعا ” از دیروز چندین مرتبه اشک شوق ریختم که خدا چطور من هدایت کرد. آرزوی بینهایت ثروت و آرامش و سلامتی برای شما دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمد علیزاده گفته:
        مدت عضویت: 1783 روز

        سلام

        درود بر شما که در مسیر تغییر قرار دارید به شما تبریک میگم

        من دکتر جو دیسپنزا را در یوتیوب دنبال می‌کنم خیلی از سمینارهای ورکشاپ های پیشرفته ایشون در یوتیوب کانال ذهن برتر گذاشتن به صورت رایگان در دسترس هست مخصوصا مراقبه های تبرک چاکراها که چندین بخش دارد دوبله فارسی هست که بسیار تاثیر گذار هست حتی آدم‌هایی بودن که شفای خودشون را انجام دادن البته با یک بار این اتفاق نمیفته و تکرار استمرار این روند میتونه بسیار تاثیر بگذاره و اگر بارها این کارو انجام بدید خودتون انرژی های که در بدنتان در حال حرکت هست کانال به کانال از چاکراهای پایین احساس خواهید کرد و بسیار فوق العاده است قبل خواب یک تایم بگذارید و این مراقبه ها را انجام دهید

        نظر دکتر جو اینه که یک سری احساسات در چاکراهای بدن ما مخصوصا سه قسمت چاکراهای پایین گیر افتادن و بیشتر ما را در چرخه احساس فکر و فکر احساس نگه داشتن و اگر شما بخاید اینو بفهمید چیزهایی که ضربه عواطفی بالایی داشت و با اون احساسات شما همزاد پنداری کرده باشید به مدت بسیار زیاد یه جور که به احساسات خودتون معتاد شده باشید وقتی به اون خاطره فکر میکنید مواد شیمیایی در بدن تولید میکنه که همون احساس را در بدن شما به وجود میاره و بدن دقیقا اون احساس را دوباره با اون فکر کردن داره تجربه میکنه

        حالا اگر ما زرنگی کنیم بیایم اون لحظات شاد و شگفت انگیزه را که برامون رخ داده را به یاد بیاریم و احساسشون کنیم چی میشه اون مواد شیمیایی که اون شادی و احساس آرامش درونی را میتونه بیدار کنه در بدن اون احساس دوباره تجربه میشه و ما احساس شادی می‌کنیم و این چرخه میتونه ادامه پیدا کنه با تکرار این روند و بیشتر اغلب ما داریم برعکس اون خاطراتی را به یاد میاریم که دوست نداشتیم خوب چی میشه دوباره تو چرخه معیوب احساس فکر و فکر احساس گیر می‌کنیم اینو توضیح دادم که اینو بگم دکتر جو میاد این انرژی های ذخیره شده در چاکراهای پایین را با تکنیک های تنفسی بسیار عالی که واقعا باید خودتون تجربه کنید اون انرژی های ذخیره شده در بدن که با احساسات ذخیره شده بود را با تکنیک تنفس و تبرک چاکراها از پایین بدن این انرژی ها را به بالای اخرین چاکرا تاجی سر میبره و زمانی که این چرخه مراقبه به درستی انجام میشه خودت احساس میکنی که چقدر رها شدی و ادامه این روند به صورت روزانه در یک مدتی چند ماه شما را رها میکنه از احساسات ذخیره شده در بدن

        دکتر جو میگه بدن بعد از مدتی که ما احساسات همراه میشیم بدن میشه ذهن دیگه به صورت خودکار یک سری کارها را انجام میده میره رو خلبان خودکار دقت کردیم وقتی یک سری روتین ها را به صورت ناخودآگاه انجام میدیم بدن ما خودش میشه ذهن و کارها را بدون دخالت ذهن انجام میده

        وقتی مدتی قهوه میخوریم معتاد میشی بهش وقتی بوی قهوه میاد بدن یک مواد شیمیایی با اون بوی قهوه در بدن ترشح میکنه و واکنش ما شروع میشه میبره اتوماتیک ما را به سمت قهوه خوردن این یک مثال بود از شرطی شدن بدن

        در خیلی از موضوعات دیگر این شکلی هست و نتایج دکتر جو در ورکشاپ های پیشرفته که در سراسر جهان انجام داده نتایج داره بیان میکنه که ایشون چه دستاوردهایی به وجود آوردن شفای فلج های که روی ویلچر هستند در همان مدتی یک هفته که در‌ورکشاپ حضور دارن در بین حاضرین روی پای خودش وامیسته این یک انقلاب جهانی است که با شناخت انرژی هوشمندی که درونمان داریم همان خداوند داره به وضوح نشان میده که ما خالق زندگی خودمان هستیم دکتر جو داره با عمل به دانسته ها نتایج را به عین در شرکت کنندگان نشان میده این نتایج بسیار شگفت انگیز هستند که ما انسان‌ها چقدر قدرتمندیم به قول استاد عزیزمون توجه شما کجاست

        توجه شما هر جا که باشه انرژی شما همانجاست خدای شما با کانون توجه شما در آن نقطه حضور پیدا میکنه به همین دلیل ما در سایت استاد عزیزمون با تکرار ادامه شنیدن نوشتن دیدن داریم سیم کشی جدید مغزی خودمون را تغییر میدیم از درون و در دنیای بریون نتایج اون را میبینم

        در مورد ژنتیک که انقلابی راه انداختن در علم اپی ژنتیک جدید میگه کا تنها یک تا دو درصد از ژنتیک بدنمان را استفاده می‌کنیم

        یعنی ما میتونیم با واکنش های جدید طرز فکر جدید اعمال جدید شرطی کردنهای جدید ژنتیک های بیماری ها را خاموش کنیم ژنتیک های شخصیت بیمار وقتی تغییر میکنه اون ژن بیمار خاموش میشه در اون فرد و دیگه چون شخصیت اون شخص تغییر داده شده اون بیماری برای اون شخصیت نیست و دیگه شخص جدید ژنهای بیماری را ندارد و سالم هست این اتفاقات همش دز اسکن های مغزی در زمان ورکشاپ با تمامی پزشکان حاضر داره چک میشه و بعد و قبل اسکن ها نشان میده که چه اتفاقاتی در ژنوم انسان و در مغز ما چه تغییراتی ایجاد شده که طرف مقابل از این حالت به حالت دیگر تغییر کرده بسیار زیباست وقتی به صورت عملی میبنی که با تغییر درون بیرون تغییر میکنه در این مثال بدن واکنش نشون میده به تغییر درونی تو امیدوارم که این اطلاعات در سرتاسر جهان نشر داده شود و ما انسان‌ها قدرت واقعی درونی خودمون خدای درونمون این انرژی هوشمند را پیدا و بیدار کنیم و همه ما بشیم خالق زندگی خودمان امیدوارم که این نوشته ها به شما و خودم و دوستان دیگر کمک کنه

        خدا نگهدارتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          فاطمه سلیمانی گفته:
          مدت عضویت: 1454 روز

          بنام رب العالمین

          با عرض سلام و ادب و احترام بینهایت از بزرگواری شما سپاسگذارم . خدا به موقع جوابم داد. وقتی که شیطون سعی می‌کرد بگه خب نیازی به این صلاتی که قبل از ظهر و قبل از غروب نداری . دیدی جو دیسپنزا تو اون سمینار کانال بیدار می‌گفت بدن ما خودش از روی عادت یک سری کارها رو انجام میده و من دچار سردرگمی شدید بودم تا اینکه این فرمایش شما نور به قلبم انداخت قبل خواب یک تایم بگذارید و این مراقبه ها را انجام دهید. که این یعنی من همون نیایش خودم به زبان خودم سپاسگذاری داشته باشم.

          از اینکه این وقت اختصاص دادید به سوالاتم پاسخ دادید. واقعا” سپاسگذارم.

          من یوتیوب با دقت تمام کانالها را سرچ کرد. و این کانالها که اسمش برای شما می‌نویسم بود ذهن برتر که خب یک کانال بود به نام استاد عباسمنش

          نگرش برتر که تمام ور کشاپ دکتر جو دیسپنزا بود و البته مراقبه چاکراها بود

          Chayesevvom – Zahra Bartar – negaresh nik- Yrbion – Sre tuniverse – Yegsneh TV

          البته من کانال کلید اسرار هم فالو کردم بسیار بسیار آموزنده بود از ورکشاپ جدید ابشون هستش.

          2 مورد که فرمودید در پاسخ ایمیل بنده : دکتر جو میگه بدن بعد از مدتی که ما احساسات همراه میشیم بدن میشه ذهن دیگه به صورت خودکار یک سری کارها را انجام میده میره رو خلبان خودکار دقت کردیم وقتی یک سری روتین ها را به صورت ناخودآگاه انجام میدیم بدن ما خودش میشه ذهن و کارها را بدون دخالت ذهن انجام میده . من با تک تک سلولهای بدنم تا مغز استخوانم این درک کردم. ( به قول استاد ما آدمها اینجوری فکر می‌کنیم هیچ منطقی هم پشتش نیست. من چادری نبودم خب طبق یک سری باورها چادری شدم از سال 96 تا شهریور پارسال که خدا الهام کرد من خود تو میخوام و بندگی تو . و من برگشتم به همون روال سابق خودم یک حجاب معمول با روسری ‌که خب با توجه به مدتی که چادر سرم بود اولش برام خیلی سخت بود ولی بعد از یک مدتی عادی شد و من از بعد از این مسله جنگ تا همین روز یکشنبه 27 مورد شرک با چادر سر کردنم بیرون کشیدم یعنی شخم زدم باورهای که حتی باعث بی احترامی کلامی بین من و همسرم هم شده بود و خیلی بابتش از ابشون عذر خواهی کردم. و اما مورد دوم : وقتی مدتی قهوه میخوریم معتاد میشی بهش وقتی بوی قهوه میاد بدن یک مواد شیمیایی با اون بوی قهوه در بدن ترشح میکنه و واکنش ما شروع میشه میبره اتوماتیک ما را به سمت قهوه خوردن این یک مثال بود از شرطی شدن بدن .

          اینقدر مدتی که چادر سرم بود بمباران خرافات شدم که کاملا” درک میکنم. . به خاطر همین مسائل که عرض کردم شدیدا” دنبال راهکاری برای این موضوع بودم . که خب 2 بار من پیاده روی اربعین هم رفته بودم و خدا از یک جایی به من فهموند که من جلوی چشمت هستم تو بیابون دنبال من نگرد. و شروع کردم قران با معنی والبته نوشتن معنی و درک آن به اندازه فهم خودم تا به اینجا. و جالب روز اربعین که من در حال شکرگذاری بودم از خداوند که خدای واقعی با استاد شناختم و سعی در فهم و درک قران دارم. 2 روز بعد به من الهام کرد متن کامنت شما را که برای خودم کپی کرده بودم دقیق بخونم و منجر به دومین ایمیل من و پیگیری هدایت خداوند که مرتب انگار به من الهام میکنه این جواب تمام سوالاتم تو این . در پایان سپاسگذارم و خوشحال میشم که هر طوری براتون امکانش هست یک اسکرین شات از کانالی که خودتون من راهنمایی کردید داشته باشم و البته تجربیات خودتون از عمل کردن به آنها خیلی خیلی مشتاقم از نتایجتون بفرمایید.

          یکی از آرزوهام این که زبان انگلیسی بتونم کامل یادبگیرم و ایشون از نزدیک ببینم و بگم که ایشون یک فرشته در جلد انسان هستند 39 سال به قولی که به خودشون دادن عمل کردن و اینطوری کاری کردن که جهان جایی بهتری برای زندگی کردن بشه.و از ایشون سپاسگذاری کنم و بگم مهم نیست من ایرانی هستم و با باور خودم لباس میپوشم مهم عظمت خداست که اینطور انسانها را به هم فارغ از هر دین و جنسیت وصل میکنه و دوست دارم از نتایج براشون بگم. حتی تصور این آرزو هم قلبم محکمتر میکنه که همین و اصلا” شک و تردید نداشته باش.

          در پناه تنها پناه عالم، رب العالمین باشید.

          با آرزوی قلب آرام و مطمئن و ثروت و سعادت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          اسما عدالتیان گفته:
          مدت عضویت: 395 روز

          خدای بزرگ من واقعا سپاسگذارتم

          دوست عزیزم سلام، واقعا لذت بردم کامنتت

          چقدر پیدا کردن منطق حرف های استاد بهم ثابت میکنه که این راه دقیقا راهیه که باید تا همیشه دنبال کرد

          چقدر بزرگه خداوند

          بی نظیره این جهان

          غیر قابل درکه

          استاد گفته بودند که قران رو بخونید و منطقی فکر کنید، هرچقدر علم شما بیشتر باشه درکتون از قران بهتر از قبل میشه، اگر قران رو میخونید، قوانین فیزیک کوانتوم روهم بخونید

          خدایا شکرت که من با جو دیسپنزا هم آشنا شدم و بعد با استاد

          مدتها میشستم کتاب ماورای طبیعی شدن رو میخوندم ولی چون درک عمیقی نداشتم هیچی نمیفهمیدم

          همیشه واسه سوال بود

          یعنی چی که بقیه میگن باید درکت بالا باشه تا بتونی متاب ماورای طبیعی شدن رو بفهمی

          میگفتند از کتاب های پایین تر شروع کنید، اما من یادمه اون روزی که رفتم کتابخونه خرید کتاب، همه میگفتن این کتاب واسه اولین کتاب در زمینه فیزیک کوانتوم خیلی مطالب سنگینی داره

          با این حال صدایی در قلب من، که صدای خداوند بود به من گفت کتاب ماورای طبیعی شدن رو بخر

          و من میخوندم و نمیفهمیدم

          تا اینکه گذاشتمش کنار و بعد از مدتی با استاد اشنا شدم

          یعنی همه چیز خیلی زیبا پشت سر هم برای من توسط خداوند چینده شده بود

          از همون سه چهار سال پیش که من از استوری اینستاگرام یک دختر زیبا که از آموزه های دکتر جو دیسپنزا گفته بود

          و من کلا بخاطر اینکه مهاجرت کرده بود به کره جنوبی دنبالش میکردم و واسم جذابیت داشت

          و هدایت شدم به شناخت دکتر جو دیسپنزا

          تا مدتها تو ذهنم بود تو سن 18 سالگی شاید کمتر، که این کتاب رو حتما بخرم و پولش و جمع کردم بتونم بخرم

          و از آخرین باری که این کتابو خوندم یک ماه میگذره اما بازم احساس کردم باید رو مطالب سایت استاد کار کنم

          و حالا من درک کردم که این کتاب سنگینی هست و باید مدارم بره بالاتر

          جمله ای که هیچ شناختی ازش نداشتم! خدایا شکرت که مدار من بالاتر رفته

          و حالا امشب قبل خواب یادم اومد که بیام تو سایت اسم دکتر رو سرچ کنم و کامنت هارو بخونم

          این هم یک هدایتی بود از سمت خداوند

          و خوندم کامنت هارو و هدایت شدم به کامنت تو دوست عزیزم

          چقدر درس ها گرفتم

          چقدر همه چیز منطقی تر شد

          چند وقت پیش از خستگی که عصر ها سراغم میومد دیگه اذیت شده بودم و نمیخواستم عصر ها یک ساعت بخوابم

          و رفتم گوگل سرچ کردم و نوشته بود برید تو آفتاب و چشمانتون رو زیر نور آفتاب ببندید و چند دقیقه همونطوری بمونید

          با اینکه برام غیر منطقی بود که چرا باید اینکارو کرد؟! ولی انجامش دادم

          و حالا امشب من هدایت شدم به کامنت های دوستان، و البته شما

          رفتم سرچ کردم غده پینه آل در یوتیوب و فیلمی نگاه کردم

          که غده پینه ال به نور مرئی حساسه و وقتی در طول روز زیر نور آفتابیم و یا در جایی که چراغ اتاق هست

          این نور از چشمان ما توسط چند سیستم دیگر به غده پینه آل هدایت میشه و سروتونین تولید میشه که این سروتونین باعث میشه که امواج بتا بوجود بیاد و ما هوشیار بشیم!

          خدای بزرگ چقدر سیستم بدن ما عالیه، من عاشق این دنیای درونمون هستم

          و بعد شب هنگامی که نور ها کمتر میشه و ما خواب آلود تر و خسته تر میشیم

          دلیلش این هست که

          از چشم ما این پیام به غده پینه آل هدایت میشه که نور نیست و زمان خواب رسیده پس از همان سروتونین ها

          ملاتونین تولید میشه! ملاتونین باعث تولید آرامش در بدن و ذهن میشه، ضربان قلب و فشار خون کاهش پیدا میکنه و ذهن به سمت آرامش که بره امواج آلفا و امواج تتا بوجود میاد

          برای همین ما خوابمون میگیره

          به همین دلیله که دکتر جو دیسپنزا میگن که بهترین ساعت برای مدیتیشن

          ساعت یک شب تا چهار صبح هست

          چون ملاتونین بدن ما در بالاترین سطح خودش قرار داره

          چپن ما در سطح آلفا یا تتا هستیم و مدیتیشن واسمون راحته

          و هزاران اطلاعات دیگری که امشب قبل خواب متوجه اش شدم

          دوست عزیزم بی نهایت از تو سپاسگذارم بابت کامنت زیبات

          امیدوارم که همیشه بهترین هارو در زندگیت خلق کنی

          آها راستی

          چیزی که باعث شد من این کامنت رو بنویسم این بود که امروز همش با خودم میگفتم خدایا چرا باید همش بیام کامنت های دوازده قدم رو بخونم…با اینکه تعداد زیادی رو خوندم و چقدر کمکم کرد

          اما بسه دیگه خداجونم، چرا باید بخونم، تو هدایتم کن

          و بعد هدایت شدم به کامنت شما که این موضوعو توضیح دادید که یک سری روتین هارو ما انجام نمیدیم بلکه به صورت خودکار در ناخودآگاه ما هستند و بدن با تولید مواد شیمیایی که عادت کرده بهشون میره سمت انجام اون کار و بدن میشه ذهن

          و بعد به این فکر کردم که برای همینه موقعی که اولین بار پشت چرخ خیاطیم نشستم تا مدتها باید با تمرکز و در سکوت کار میکردم تا لباس تمیز بدوزم

          اما حالا سرعت من رفته بالا، در حین کار فایل های استاد رو گوش میکنم، صحبت میکنم، کلا من یک جای دیگه دارم وایه خودم فکر و خیال میکنم و بعد به خودم میام میبینم این همه از لباس رو دوختم

          و بعد خوندن کامنت ها برام به این شکل جواب داده شد از سمت خداوند

          خدایا شکرت که از بین هزاران کامنت انقدر دقیق برای من میچینی بیام کدومو بخونم که جواب امروزم رو بهم بدی

          واسم تکراری نمیشه این موضوع هدایت

          همیشه در بهتم

          همیشه واسم سواله چطوری

          چقدر دقیق عمل میکنی خداجونم

          ممنون از تو دوست عزیزم

          در پناه حق باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: