رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 31


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم جوان گفته:
    مدت عضویت: 1613 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    سلام بر استاد گرانقدر و مریم بانوی شایسته

    و همراهان عزیزم

    وقتی فقر از یک پنجره وارد شه از پنجره دیگه عشق و محبت و خوبی میره بیرون

    هیچگاه از داشتن اینکه من ثروت داشته باشم و دیگری نداشته باشه ناراحت نبودم و همیشه تصورم این بوده که دنیا به اندازه کافی منابع داره

    با ورود به سایت و خرید دوره ثروت یک اولین بار این جمله رو از شما شنیدم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیباست و ما موظف به ثروتمند شدن هستیم ثروت ما رو از فحشا ، دزدی ، کارهای خلاف و شرک دور میکنه وقتی من داشته باشم نیازی به احترام الکی به دیگران ندارم

    وقتی من به اندازه کافی ثروت داشته باشم راحتتر میبخشم

    مهربانتر میشم

    با آرامش بیشتری در کنار خانواده ام هستم

    بنابر مثالی که شما در هم جهت با جریان خدا گفتید من همون آدمی میشم که شمع در دست میتونم روشنی بخش باشم

    میتونم نشانه ای از موهبت و بخشش خدا باشم

    میتونم براحتی لذت ببرم از این جهان زیبایی که خدا آفریده

    از حسرت دور میشم

    با خرج کردن و گشتن در دنیا و دیدن زیبایی ها به گسترش جهان کمک میکنم

    زمانهای بیشتری برای خودم دارم که بتونم بیشتر با خدا ارتباط بگیرم

    مهمترین بخش ثروتمند شدن برای من این هست که بی نیاز از آدمها میشم

    ثروت خود واقعی ما رو نشون میده

    همه ما انسانها یکسان آفریده شدیم جهان برای همه ما یکسان است مثلا آسمان در همه جا به یک شکل است ، زمین همین طور ، یک جنگل برای فقیر و ثروتمند یکسان است تنها تفاوت در نحوه استفاده آنهاست یکی با حسرت از جنگل رد میشه و یکی در همون جنگل کلبه ای زیبا میسازه یا براحتی به هر میزان که بخواد بدون نگرانی از قیمتش اجاره میکنه

    خدا نیومده تقسیم کنه بگه این برای این ، این برای اون همه ما به یک اندازه دسترسی به ثروت داریم ، همه ما لایقیم

    پس دریافت اونها بستگی به باورهامون داره

    از زمانیکه با شما آشنا شدم آرامش بیشتری دارم ، باور به ثروتمند شدن در من خیلی بیشتر شده ، شرایط و اوضاع و تغییر قیمتها هیچ تاثیری در من نداره

    از زمان ورود به سایت خیلی تغییرات در کسب و کارم صورت گرفته ، کلی بدهی ها کم شده ، پولهای بهره ای پرداخت شده ، هزینه هام کمتر شده ، بیشتز از زندگی و کار لذت میبرم چون از دیگه حرص نمیزنم ، مقایسه نمیکنم

    شرایط پیش اومده در حال حاضر برای من حکم ِ آزمون رو داشت که چقدر باورهایی که ایجاد کردم نهادینه شده یا نشده ، که دیدم هنوز ی جاهایی مشکل دارم هنوز باید روی اونها کار کنم

    خدا رو سپاسگزارم که با شما آشنا شدم ، خدا رو سپاسگزارم که در مسیر آگاهی ها قرار گرفتم الان با توجه به اینکه در منطقه یک زندگی میکنم با توجه به این شرایط وقتی میبینم نه ترسی در من هست ، نه نگرانی ، نه وحشت از قیمت دلار ، نه رکود و فقط امید هست و امید و تکرار این باور که هر اتفاقی هم که بیتفته به نفع من هست خوشحال میشم و این ثمره آموزشهای شماست و من میتونم ذهنم رو کنترل کنم در صورتیکه قبلا شاید واکنشم این نبود البته هنوز باورهای غلط در من هست

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عباس منش بزرگوار و دوستان توحیدی و ثروتمندم

    همین که تو این سایت هستین یعنی همتون ثروتمند هستید

    استاد من واقعا هر دو مرحله از زندگی را تجربه کردم

    هم فقر مطلق و بی پولی تمام

    هم پولداری و لذت پول داشتن (البته هنوز تا مرحله ی بی نیازی راه زیاد دارم )

    استاد زمانی که بی پول بودم و هیچی هیچی هیچی نداشتیم

    طوری که بعضی مواقع پول نداشتم برای پسرم یه بادکنک بخرم

    و با اینکه نماز میخوندم و قرآن میخوندم ولی فقط از رو وظیفه

    انقدر حالم بد بود

    انقدر حسرت تو دلم داشتم

    انقدر غمگین بودم و وقتی یکی می‌گفت که فلان چیز خریدم هزار بار تو دلم حسرت می‌خوردم و میگفتم خوش به حالش حتما خیلی پول داشته

    آرزوی چه چیزها که داشتم

    و همش هم تو ذهنم این بود که من اگه پولدار بشم از خدا دور میشم و خدا ازم بدش میاد

    چقدر باور زشتی بوده وقتی الان بهش فکر میکنم

    اما اون موقع این قشنگترین باورم بود

    استاد پسرم می‌بردم مهد کودک شهریش ماهی 30 هزار تومان بود

    3 ساعت من اونجا مینشستم و همونجا باشگاه هم بود که شهریه ی یک ماهش 25 هزار تومان بود

    من پول نداشتم برم باشگاه

    خیلی ناراحت بودم و احساسم بد بود

    ولی میگفتم اشکال نداره همین که خدا را دارم کافیه

    تا اینکه یواش یواش با مباحث اینکه میشه با عبارت تاکیدی پول جذب کنی آشنا شدم

    به دوستم گفتم مگه همچین چیزی هم هست گفت آره

    البته من نمیدونستم باور چیه و چطوری درست میشه

    من از ایشون چنتا عبارت تاکیدی گرفتم هر روز صبح میخوندم دیدم آره خیلی خوبه پول گیرم میاد

    تقریباً هر روز یه پولی به سمتم میاد

    بازم نمی‌تونستم باور کنم میگفتم خوبه همین که پول نون خریدن دارم برام کافیه

    من عضو سایت نبودم ولی میزدم تو گوگل عبارت تاکیدی ثروت برام کلی چیز میومد بعدها فهمیدم که سایت استاد بوده

    یه روز کامنت یکی از بچه ها را من خوندم اون عبارت تاکیدی را 3 ماه مداوم گفتم

    چقدر معجزه ها شد همون تایم

    و بعد 3 ماه مغازه ای که با تمام امکاناتش بدون اینکه من اصلا فکرش را بکنم و بخواد هزار تومان بدیم خدا بهمون هدیه کرد

    و من بعد یه مدت گفتم شاید این کاملا طبیعی هست گذاشتم کنار عبارت تأکیدی خوندن و تمام کارهایی که میکردم چون دیگه می‌دیدم هر روز در آمد داریم

    همین که گفتن عبارت تأکیدی گذاشتم کنار

    من به بدهکاری و باز به بی پولی بی نهایت رسیدم

    اونم خودم

    چون شوهرم درآمد داشت ولی به من اصلا پول نمی‌داد و من باورم این بود که من خودم باید پول داشته باشم از شوهرم پول نمی‌خوام

    در هر حال از همه راه در پول به روی من بسته شد

    و بعد اینکه کلی سرم خورد به سنگ

    عضو سایت شدم تا کنون که 3 سال میگذره به اندازه ی تکاملم پیش رفتم تا اینکه اکنون به لطف خدا به نتایج خوبی رسیدم

    و الان که پول تو حسابم هست حالم بهتره

    ایمانم به خدا بیشتره

    آرامشم عمیق‌تر

    خوشحالیم هر لحظه زیادتر

    و از وقتی باور ساختم که من هر چه ثروتمندتر باشم خوشبخترم و نزد خدا عزیزترم

    خیلی خیلی حالم بهتر و پول بیشتر به سمتم میاد

    و از اینکه از هیچ به همه چی رسیدم فقط دلیلش اینه که

    1.ادامه دادم هر راهی که میدونستم باید انجام بدم

    2.باور اینکه خدا عاشق این هست که من پولدار و ثروتمند باشم

    هر روز هم میگم تا رسیدن به مرحله ی آخر تا روزی که زنده هستم باید این راه را با امید و انگیزه ادامه بدم

    آخه چون من یکبار راکد شدم با این عنوان که دیگه نمیخواد کاری کنم گفتم شاید طبیعی هست و چوبش را خوردم

    ولی دیگه از خدا می‌خوام یاریم کنه که هر روز این مسیر را ثابت قدم پیش برم

    تا روزی که زنده هستم

    چون من با گوشت واستخوانم چشیدم هر وقت رو خودم کار میکنم نتایج هم سرازیر میشه

    وقتی هم کار نمیکنم راکد میشم همه چی عادی و به سمت عقب گرد می‌ره

    استاد ازتون ممنونم که هستین

    سپاسگزارم که تا خدا هست و خدایی می‌کنه من پادشاهی میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    الهام تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 1725 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته ی عزیز

    و سلام به همه ی دوستانم

    قبل از هر صحبتی باید تشکر کنم از استاد عباس منش عزیز بابت لحظاتی که برای کسب آگاهی وقت میگذارید و این آگاهی های ناب و واقعی و حق رو با ما به اشتراک گذاشتید

    استاد همون طور که خودتون باور دارید وارد هر کاری بشید به همین اندازه ثروت می‌سازید واقعا جای قدردانی داره که تو این مسیر الهی ثابت قدم موندید و این مسیر زیبا رو انتخاب کردید .

    استاد آنقدر کلام شما فرکانسی و حقیقت هست که هر بار گوش میدم ی چیزی متوجه میشم

    و تو این شرایط کنونی تنها راه کنترل ذهن برام سایت عباس منش و گوش کردن به صحبت های شما شده.

    ی ترمز مذهبی که من داشتم و شاید به بقیه کمک کنه این بود که همیشه شنیده بودم نماز صبح نخونی برکت از زندگیت میره کسی که نماز صبح نخونه اون روز،

    روزی نداره و …..

    الی ماشالله از این حرف ها

    اصلا نماز اول وقت و نماز صبح برکت و روزی وارد زندگی میکنه

    ک هر بار به مشکلی برمی‌خوردیم افراد خانواده میگفتن چون نماز صبح نمیخونی مشکلات مالی دارین صبح بیدار شید نماز بخونید و بخوابید بعد میبینی خدا چه طور مشکلات حل میکنه

    از این حرف ها سال ها گذشت و من ی بار تصمیم گرفتم کلا نماز نخونم تا ببینم چی میشه میگفتم میخوام امتحان کنم ببینم چه بلایی سرم میاد آیا سوسک میشم اگر نماز نخونم و نماز گذاشتم کنار

    (البته تو پرانتز بگم اون زمان یا استاد عباس منش آشنا نبودم تا بهتر و منطقی تر راه درست بتونم تشخیص بدم)

    از ترک نماز خوندن به شیوه ی قبل یک سالی گذشت تا من با سایت استاد عباس منش اشنا شدم

    بعد تونستم اون باور اشتباه رو با این منطق که مگر نماز و این سنت از زمان حضرت محمد رواج پیدا نکرده و نماز خواندن به این روش از کارهای حضرت محمد نبوده

    و ایشون آخرین پیامبر ما نبودن

    پس حضرت سلیمان که انقدر ثروت داشتن نماز صبح نمیخوندن اصلا نماز به شیوه ی حضرت محمد نمیخوندن

    ایلان ماسک ها ، جف بیزوس ها ، مک دونالد ها ، مارک زاکربرگ ها

    افرادی که ثروت جهانی دارند هیچ کدوم به شیوه ی مسلمان ها نماز نمیخونن و جزو ثروت مند ترین ها هستن

    پس ثروت مند بودن هیچ ارتباطی با نماز خوندن و نماز صبح خوندن و نماز اول وقت خوندن نداره.

    من اینجا بگم در مورد دیدگاه مذهبی نماز صحبت نکردم

    فقط دیدم نمیشه بین نماز و ثروت ارتباط موثری پیدا کرد.

    از روزی که من با سایت عباس منش آشنا شدم ورق زندگی من برگشت

    کم کم آرام آرام با ی شیب ملایم و با آرامش نتایج ام تغییر کردم و بهتر و بهتر شد

    به حدی که چیزهایی که امروز تو زندگیم دارم آرزوی چند سال پیش من بوده و آنقدر طبیعی و به راحتی وارد زندگیم شده که خودم اگر برای خودم قوانین و مسیری که طی کردم یادآوری نکنم یادم میره از کجا به کجا رسیدم چون آنقدر طبیعی نتایج تغییر کرد که انگار اصلا زندگی من از اول همین بوده

    استاد من مدت هاس در مورد چند ترمز ذهنی در مورد ثروت هر چقدر کار میکنم نمیتونم منطقی پیدا کنم که باورهای درست در من ایجاد کنه

    اون مسئله دیدن فیلم های سریالی بود که سال ها پیش در ایام عید و ماه رمضان تلویزیون پخش می‌کرد و اون فیلم ها مدام تصویر ذهنی در من ساخت که اونهایی که ثروت مند هستن و اون خانواده ثروتمنده :

    بچه های خلاف و بی تربیت و بی قید وشرط و اصلا احترام پدر مادر رو نگه نمی‌دارند و به راه های خلاف کشیده شدن و ….

    و در مقابل خانواده ضعیفه:

    دور ی سفره همه جمع میشدن و با احترام در کنار هم هستن با شادی و بچه های اهل کار و سر به راه دارن و سالم هستن و …

    و اون زمان ها با خودم می‌گفتم خب اشکالی نداره اگر وضعیت مالی خوبی نداریم در عوض بچه های من سالم و صالح هستن و در آینده اون خانواده خوبه و کار راه اندازه و قابل اعتماد من میشم

    همچنان هر چقدر روی خودم کار میکنم این تصویر ذهنی فقط کم رنگ شده اما ی منطق قوی برای جایگزینی این باور اشتباه نتونستم پیدا کنم

    استاد لطفا اگر امکان داره منو راهنمایی کنید تا بهتر بتونم این مورد برطرف کنم.

    با اینکه دلایلی مثل اینکه ببین خانواده ای که ثروت داره میتونه بچه هاشو بفرسته کلاس های عالی

    بهترین مدارس

    با ادب تربیت بشن

    به روز و‌شیک‌لباس بپوشن

    و کلی از این حرف ها و پیدا کردن الگو هایی که ببین فلانی پولداره چقدر بچه هاش ارامش دارن چقدر با تربیت و تحصیل کرده و مودب هستن

    چقدر بچه های فلانی که ثروت مند هستن ارامش‌دارن چقدر پر شدن از خواسته هاشون و میتونن بهتر رشد کنن و تو اجتماع با قدرت بیشتری ارتباط برقرار کنن و چقدر سالم و صالح و موفق هستن …..

    اما اون باور همچنان مثل سیمان چسبیده به اعماق ذهنم

    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    بازهم برای هزارمین بار ممنونم از حضور پر از برکتتون تو زندگیم

    و خدا رو شکر میکنم که منو هدایت کرد به مسیر درست به راه درست

    ️️️️️️️️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    معصومه مقدس گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    بنام خالق هستی که همه چیزم هستی

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه همراهان گرامی

    اصل اساسی از باورهای محدود کننده همین باور اینکه پول پاک نیست

    اینکه ثروت داشتن گناه هست

    و برای داشتن یک گناه نیتز هست یکجوری این خواسته رو از گناه پاک کنیم

    و راه ش بخشش از ثروت هست

    دقیقا همینطوره که فرمودید استاد

    خیلی خیلی این نکته مهم هست که همه ما باور کردیم که پول پاک نیست

    پول ما رو از خداوند دور میکنه

    من به خودم که نگاه میکنم اون زمان همیشه دعا میکردم خدایا به من ثروت بده ولی قبلش بهم ظرفیت داشتن ثروت بده

    اینکه خودم ادمی میدیدم که اگر ثروتمند بشم ادم بدی میشم ادم سنگدلی میشم

    انقدر به ما گفتن پول بد ادم های پولدار ادم های بدی هستن از خداوند دور هستن

    برای ما فقر مقدس جلوه دادن

    هرگز در هیچ فیلمی من ندیدم نشوون بدن ادم خوب ثروتمند هست

    همیشه ادم های قدرت طلب و ظالم ادم هایی هستن که ثروت دارن و به مردم با خدای فقیر زور میگن

    خخخخخخخخخخییییییلی خیلی نیازه که ما تکرار کنیم و حتی این فایل گوش کنیم

    من الان مدتی هست میام افراد ثروتمند جهان برای خودم مثال میزنم

    بازیگران معروفی که سالیان سال سالم زندگی میکنن و با همسرشون دارن زندگی میکنن و خیلی هم متعهد هستن

    اینکه ار راه سالم به ثروت رسیدن

    افرادی مثل بیل گیتس و و… که انسان های سالمی هستن

    اهل خانواده هستن

    خیلی هم به جهان کمک کردن با ثروتی که داشتن چقدر موقعیت شغلی ایجاد شده برای کلی انسان

    سعی میکنم این ها رو بارها و بارها به خودم میگم

    این اون چیزی هست که به شدت در ما نهادینه شده

    اینکه ثروت در مقابل خداوند هست

    ولی دارم با این باور به خودم به باورهای قدیمی خودم حمله میکنم

    اینکه مگه خداوند قدرتمند نیست؟

    مگه خداوند بی نیاز نیست؟

    خب بی نیازی چطور بدست میاد؟

    با دارا بودن

    با توانا بودن

    خب یکی از راه های این توان و قدرت و بی نیازی چی هست؟

    مگه ثروت نیست؟

    خب اگر خداوند که بی نیاز هست یعنی خودش دارا و ثروتمند هست

    پس اگر خداوند خودش ثروتمند هست

    چطور مایی که میگه تکه ای از خودش هستیم

    چطور ما رو در فقر و نداری میخواد؟

    چطور ما مثل خودش باشیم ازش دور میشیم؟

    این چیزی که دارم به خودم میگم

    البته که باید هزاران بار تکرار بشه تا همه چیز درست بشه

    تا باورهام بهبود پیدا کنه

    و میخوام منتطر باشم که نتیجه گوش کردن به این فایل ببینم در این روزها

    که ثروت خداوند به سمت من جاری میشه

    استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم برای این فایل بسیار عالی که باز اصل اساسی ثروت به ما یاداوری کردید

    چیزی که میتونه خوشبختی در زندگی ما خیلی بیش از قبل نشون بده

    خدایا شکرت برای این اگاهی هایی که کمک میکنه زندگی بهتری داشته باشیم

    خدایا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به انها نعمت دادی

    خدایا من اسان کن برای اسانی ها

    در پناه خدای همیشه هدایتگر که وعده هاش حق باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    خانم موفق گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و دوستان توحیدی ام

    الانا که درگیر جنگ هستیم برای من یه ترمز ذهنی ثروت شناسایی شد و اینکه اطرافبان می گویند جنگ شد به درک . ما که چیزی برای از دست دادن نداریم . نه طلا وجواهری . نه شاسی بلند و مال واموال و.. فرد ثروتمند باید غصه خودش رو بخورد .

    اولش ذهنم این رو پذیرفت که فقر علیرغم همه مشکلاتی که به همراهش هست ولی منطقه امنی هنگام حوادث غیر طبیعی مثل جنگ وسیل و زلزله و.. است .

    اما بهو ذهنم شیفت شد به یک مصاحبه از استاد که قبلا گوش داده بودم و یکی از بچه ها از استاد پرسیدند اگه همین الان کل سرمایه تون رو ازدست بدین چقدر طول میکشه تا دوباره به دستش ببارین و استاد تو جوابش گفت خیلی کمتر از این فاصله ای که طی کردم تا به اینجا رسیدم .

    یا ترامپ چندبار ورشکست شد اما زود خودش رو جمع وحور کرد و دوباره ثروتمند شد .

    ومتوجه شدم که درسته حوادثی مثل جنگ پیامدهای زیانباری هم برای قشر فقیر و هم قشر ثروتمند داره‌ اما جنگ . ذهن فرد ثروتمند رو که نابود نمیکنه خیلی زود دوباره همه اونها رو به دست میاره چون باور به فراوانی داره حرکت میکنه وعمل میکنه و رابطه اش با پول خوبه و دوباره ثروتمتد میشه .

    اما فرد فقیر چون با رنج وسختی زندگی میکنه و ذهن فقیری داره و وابستگی به مالش داره با نابودی مالش اون هم نابود میشع .

    دومین ترمز ذهنیم اینه که

    افرادی که با رنج و مشقت زیاد تونستند ثروتمندشوند میگفتم حقشون هست وحلال هست وخدا خدای اسیر بیچاره هاست . و اونها روتحسین میکردم .

    سومین ترمز دهنیم به کاربردن الفاظ زشت برای فرد ثروتمند است مثلا فلانی گته سگ هست . یعنی سگ بزرگ .

    یافلانی اول هیچی نداشت الان که پولدار شد خودش رو گم کرد . خدا را بنده نیست . کسی رو ادم حساب نمیکنه . و…..

    میخام اینطوری برای خودم منطقی کنم اون موقع که شخصیت ضعیفی داشت به همه باج می داد ومطابق میل اونها رفتار میکرد فرد ضعیفی بود مثل قدیمای خودم ولی الان که فهمید فرد ارزشمندی هست توحیدی عمل میکنه و به کسی باج نمیده و ازکسی نمیترسه و شخصیت قوی داره . واون افراد قبلی چون دیگه نمیتونند ازاین فرد سواری بگیرند این حرفها رومیزنند .

    الان علی دایی . یا کریم باقری و….. چه غروری دارند و چطو خودشان رو گم کردند یا استاد عزیز ما و….

    اگرچه ترمزها زبادند واینها رو چون جدیدا شناسایی کردم وتکراری نبود نوشتم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 703 روز

    سلاااام بر استادِ استادان.

    سلام بر رفقای توحیدی ام.

    این چند روز اخیر خییییلی حرفا داره تو ذهنم رژه میره.

    مخصوصا اتفاقات خوبی که پشت سر هم هر روز واسم میفته و شکرگزاری بابتش. پس اومدم از هر دری بگم.

    شاید موضوعات به هم ربط نداشته باشه.

    که همه اتفاقات هم به برکت حضور در این محفل توحیدیه‌‌.

    خدایا ازت بییییی نهااااایت ممنونم بابت اتفاقات امروز و هرروز که همممممه اش خیر و خوشیه.

    خدایا شکرت امروز برای اولین بار بعد از 14 سال زندگی مشترک، همسرم بهم گفت دوست دارم!البته نه به زبان فارسی ها!

    به زبان شیرین انگلیسی!

    اونم بعد از اینکه یه چیزی خواسته بود براش خریدم وقتی بهش دادم،گفت:I love you.

    ولی واقعا اوللللین بار بود که خودش برای گفتن این جمله پیش قدم شد!

    به امید روزی که به فارسی هم بهم بگه(استیکر خنده 3 عدد!!!).

    استاد امروز برای بار دوم این فایل رو گوش دادم.

    و بعدش دیدم یه نفر پیام داده و چندتا سوال در حوزه تخصصم پرسیده و انگار مشاوره رایگان میخواد.

    سریع بهم‌الهام شد که نباید پیامکی و رایگان مشاوره بدم.

    کاری که همیییشه میکردم.

    گفتم خدایا چی جواب بدم؟

    گفت:با احترام بگو که مشاوره پیامکی نمیدم و مشاوره تلفنی با پرداخت هزینه انجام میشه.

    و منم اینکارو کردم و ایشونم در جواب گفتن ممنونم.

    خلاصه استاد چه تصمیم خوبی گرفتم.

    چقدر با احساس خوب همراهه‌.

    چقدر با احساس لیاقت همراهه.

    پس معلومه که الهامم درست و از طرف خود خدا بوده!

    خدایا شکررررت برای این رزق پربرررررررکت.

    استاد ثروت خیلی خوبه.

    یکی از خواهرهام وضع مالیش از بقیه خواهر برادرا بهتره.

    خب همین خواهر وقتی برای خودش کرم یک میلیونی سفارش داد،یکی هم به عنوان هدیه برای من سفارش داد!

    چون پولشو داشت!!!

    همین خواهر دیشب یک بسته زعفران که 500 هزار تومن خریده بود به من هدیه داد!

    بارها برام به عنوان هدیه،کیف و مانتو و شلوار و پیراهن خریده.

    تازه دوسال پیش هم یه انگشتر یه گرمی طلا واسم خرید.

    خلاصه وقتی ثروتمند باشی راحت تر میبخشی و به خودت هم احساس خوبی هدیه میدی!

    خواهرم و همسرش به مناسبتهای مذهبی مختلف به راحتی برنج و مرغ تهیه میکنن و غذا میپزن و بین مردم پخش میکنن.

    و همین کارشون کل اعضای خانواده هم دور هم جمع میکنه.

    هر وقت از سمت اداره به خواهرم بن خرید کالا میدن،خواهرم چون خونش و کابینتاش از مواد غذایی اشباع شده،بن خریدشو میده من یا مادرم!

    خییییلی خییییلی بخشندست.

    بارها و بارها پول به حسابم واریز کرده.استاااااااد یه چیز دیگه یادم اومد(اول کامنتم گفته بودم که میخوام از هر دری بگم!)

    دیشب اومده بودیم حسینه جشن عید غدیر.

    درحد چند کلام با یه خانم سر جا بحث کردم.

    خلاصه سرییییع پشیمون شدم و گفتم از شاگرد استاد عباسمنش بعیده این کارا.

    وقتی یه کار مخالف قانون میخوام انجام بدم،سریع چهره مهربون شما میاد تو ذهنم.

    خلاصه سریع ناراحتی رو از وجودم بیرون کردم و اگاهانه تصمیم به تحسین خانومه گرفتم!

    تو اون لحظه چیزی به غیر از زیبایی لباسش پیدا نکردم!

    تو دلم گفتم چقدر لباس خانمه قشنگه!!!

    همین کار خودشو کرد!!!

    همون خانمی که چند دقیقه قبل باهم بحث کرده بودیم،به پسرم یه کیک فنجونی داد و منم به خاطر عصبانیتم ازش معذرت خواهی کردم!

    و فرکانس ها اینجوری جواب میدن.

    خدایا شکرت امروز یک ساعت رفتم پیاده روی و غروب افتاب رو دیدم.

    خدایا شکرت همسرم هر روز دست و دلبازانه ماشینش رو در اختیار من و بچه ها قرار میده که بریم بگردیم.

    خدایا شکرت بابت تک تک نعمات قشنگت.

    تا کامنتی دیگر بدرود…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 126 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2191 روز

      سلام سعیده جان.

      سلام و صد تا سلام به وجود نازنینت.

      از دیشب شروع کردم به خوندن کامنت هات تو فایل های دانلودی.

      فکر می کردم تازه دارم کامنت هاتو میخونم، بعد متوجه شدم قبلا هم تعدادی از کامنت هاتو خوندم و 5 ستاره دادم.

      جنس کامنت هاتو بسیار دارم.

      زبان نوشتاری تو دوست دارم.

      این هذا من فضل ربی که تو کامنت هات می نویسی رو دوست دارم.

      توجهت به قشنگی ها و نعمت هاتو خیلی دوست دارم.

      راحتیت در نوشتن رو خیلی دوست دارم.

      دلیل اینکه به دل میشینه کامنت هات اینه که از دل میان.

      اینکه از افکارت شفاف میگی رو خیلی دوست دارم.

      شفاف از نقاط قوت و ضعفت مینویسی، و این شگفت انگیزه.

      خلاصه که دیشب و امروز و تا الان و اینجا خیلی لذت بردم از خوندنِ کامنت هات.

      جالبه برام.

      انگار یه سریالی باشه که دوستش داشته باشم و پیگیریش کنم برای تماشا، امروز که یادم افتاد دیشب کامنت هاتو خوندم، ذوق داشتم بیام ادامه شون رو بخونم.

      آهان یه قشنگی دیگه در مورد شما وجود داره که دیشب لابه لای کامنت هات فهمیدم.

      اینکه شما شیرازی هستی و من عاشقِ شیراز و مردمانِ نازنینش.

      بعد با خودم گفتم حقیقتا کامنت هات برام دلچسبه که جذبشون شدم، بوی شیرازِ جان رو هم که میدی، دیگه نور علی نور.

      راستی خیلی قشنگ بلدی زیبایی ها، نکات مثبت، تغییرات، بهبودها، رشد و پیشرفت رو شناسایی و شکار کنی و در موردشون مینویسی.

      آفرین بهت.

      به خداوندِ مهربان و بخشنده و غنی میسپارمت.

      همینطوری ادامه بده و بنویس.

      بی نهایت لذت میبرم از خوندنت.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 909 روز

    به نام خداوند رحمان و رحیم

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    قصد نداشتم برای این فایل کامنت بذارم چون ذهنم میگفت تو که نتیجه ای نداری توی بحث ثروت که بخوای بگی اما مهم نیست من مینویسم و خودش میاد

    یه چیزی رو دلی میخوام به خودم بگم و بارها به خودم گفتم .

    من دیگه خیلی از این حرف به خودم ناراحت میشم که بیام بگم اره جامعه اینطور بود . اخبار این جوری گفتن و هزار تا دلیل بیارم و انگشتم سمت بقیه باشه که بندازم گردن اون ها ناکامی خودمو و این حسمو بد میکنه که احساس قربانی بودن بکنم

    گذشته ها گذشته . به هر دلیلی اتفاق افتاده چه خوب چه بد . اما الان که این اگاهی ها رو دارم و همینقدر فهمیدم که دنیا داره به افکارو باور و توجه ما جواب میده . الان چرا نمیام این قضیه رو درست کنم . چرا همش دنبال بیان خاطرات گذشته هستم

    تو سطح و درکی که الان هستم میبینم واقعا دلیل اصلی تو عمق وجودمه .

    من شخصا خودمو قبول ندارم . خودمو باور ندارم . کارم رو و خودم رو درونا قبول ندارم. وقتی پای عمل میرسه وقتی میرم به سطح زیزین خودم همه چی در تضاد خواستمه

    چرا میگم همه چی خودم هستم؟

    چون من از بچگی اوضاع خودم و خانوادم خوب بود و من چیزهایی داشتم که خیلیا نداشتن و یه رفیقی داشتم که واقعا از بحث خانواده و مالی واقعا چیزی نداشت و بچه روستا بود اما خودشو قبول داشت . و شرایط جوری شد که اوضاع من بسیار بد شدم و خداروشکر دوستم خیلی پیشرفت مالی کرد.

    یه مثال دیگه یادم اومد یه دوست خردسالی تو روستا داشتم این بندگاه خدا از دم خانوادش خیلی فقیر هستن و این دوستم فقط چوپان بود و با همین چوپانی چندتا گوسفنداش رفت جلو و خیلی الان زندگیش رونق داره و ثروتمنده

    حتا از هم چوپانی که بقیه شاید بگن این که کار نیست اما این ادم یه گله بزرگ داره و کلی ادم از شهر دنبال شیر و کره و گوشت گوسفنداش هستن و بالعکس همین اقا برادراش و پسرخالش خیلی اوضاع مالی بدی دارن

    اینو گفتم که به ذهنم بگم بهونه نیاره و تقصرها رو گردن بقیه نندازه.

    استاد عباسمنش هم خیلی بهونه داشت اما زندگیشو تغییر داد

    یه زمانی واسه یه حاج حسین کارمیکردم که کارافرین نمونه کشوره و چندین کارخونه و املاک و مستغلات داره و من کارهای حسابداریش رو میکردم این بنده خدا از راننده تاکسی شروع کرده بود و سالهاست ثروتمنده که حتا باباش که سنش بالا هست واسه این بنده خدا که سنش 40 سالش بود کار میکرد

    ادمی که قراره خودشو بکشه بالا دنبالش مقصر نیست و کار خودشو میکنه . ادمی هم که دنبال بهونه باشه به هیچ جا نمیرسه

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 93 رای:
    • -
      محسن امان الهی گفته:
      مدت عضویت: 1315 روز

      با سلام خدمت سعید عزیز متنت واقعا عالی بود و لذت بردم چند تا از پاشنه آشیل های خودم رو توی متن شما پیدا کردم و چقدر به موقع این متن رو خوندیم مثلا من ناخودآگاه احساس قربانی بودن دارم و این احساس رو دارم که توان تغییر زندگیم رو ندارم و اون جمله که گفتی هیچی نداشت ولی ولی خودش رو قبول داشت آدم تا خودش رو قبول نداشته باشه هیچی به دردش نمیخوره و تمام این سایتم با تمام دوره های هیچ کاری برایش نمیتونن بکنم واقعا دمت گرم تک تک جملاتت به قول خودت دلی بود و واقعا به دلم نشست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    علی غریبی گفته:
    مدت عضویت: 581 روز

    به نام خدایی که ثروت مطلقه. به نام خدایی که خیر مطلقه

    من خیلی برای موفق شدن تلاش کردم و از راه های مختلفی وارد میشدم اما همیشه به در بسته میخوردم و میگفتم که نه من برای این کار ساخته نشدم و حتما توی یک حوزه دیگه باید فعالیت کنم و همینجوری بهانه تراشی میکردم

    یخورده که پیگیر اموزش دیدن شدم و از اساتید مختلف درس یاد گرفتم متوجه شدم که اصل داستان باور های ماست و عمل ما هیچ کاره است و هرچقدر که عمل داشته باشیم و از اونور باور های مخرب توی وجودمون باشه ما کاری رو پیش نمیبریم و مادامی که باور ها تغییر نکنه همینجور درجا میزنیم و از یه سوراخ بارها گزیده میشیم

    و اما با استاد اشنا شدم

    استاد دانشگاهی با عظمت بسیار برای ما درست کرده بود

    دانشگاهی که دانشجویان اونهم از بهترین دانشجو های جهان بودند

    پله پله باور های من به سمت بهتر شدن حرکت کرد و از اون باور های مخرب و محدود کننده فاصله گرفتم و این جریان همچنان ادامه داره و به این عقیده رسیدم که تا لحظه مرگ باید روی این باور ها کار کرد و به میزانی که باور های ما تغییر میکنه نتایج به شکل باور نکردنی ای در زندگی ما پدیدار میشه جوری که قبلا اصلا بهش فکر هم نمیکردیم

    این اگاهی ها رو باید با طلا نوشت

    من هنوز کار دارم و تازه اول مسیرم اما انچنان نتایج من تغییر کرده انچنان زندگی من عوض شده ک اصلا قابل مقایسه با 4 ماه پیش منم نیست واین روند تغییرات با سرعت خیلی زیادی در حال حرکت به سمت جلوعه

    این اگاهی ها دوستای منو عوض کرد. شغل منو عوض کرد. رفتار خانواده منو عوض کرد. لباس پوشیدن منو عوض کرد. راه رفتن منو عوض کرد. طریقه صحبت کردن منو عوض کرد، و من ، علی ای که سه ماه دیگه وارد 23 سالگی میشه هیچ تصور دقیقی از 10 سال اینده خودش نداره چون سرعت این تغییرات به حدی زیاده که من فقط میتونم شکرگزار باشم

    من با پولدار شدنم به خدا نزدیک تر میشم

    من با ثروتمند شدنم تبدیل به نوری میشم در دل تاریکی ها

    من با ثروتمند شدنم خالق بودن خودم رو به خودم ثابت میکنم

    نسخه فقیر من به درد هیچکس نمیخوره

    نسخه فقیر من میمیره اما نسخه ثروتمند من به ملکوت اعلا میرسه

    شاد ، سلامت و ثروتمند باشید

    یا حق

    شنبه 24 خرداد 1404 ساعت 20:47

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 71 رای:
  9. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2049 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    وَ الضُّحى‌ «1» وَ اللَّیْلِ إِذا سَجى‌ «2»

    به روشنایى آغاز روز سوگند.  به شب سوگند آنگاه که آرامش بخشد.

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ

    که پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَىٰ

    و بی تردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است.

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

    و به زودی پروردگارت آنقدر بتو عطا کند که خوشنود شوی

    بخششی به تو خواهد کرد

    أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآوى‌ «6» وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى‌ «7» وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى‌ «8» فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ «9» وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ «10»

    آیا تو را یتیم نیافت، پس پناه داد و سامانت بخشید. و تو را سرگشته یافت، پس هدایت کرد. و تو را تهى‌دست یافت و بى‌نیاز کرد.

    (حال که چنین است) پس بر یتیم قهر و تندى مکن.

    و سائل را از خود مران.

    وَ أَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ «11»

    و نعمت پروردگارت را (براى سپاس) بازگو کن

    ===================================

    خدایا شکرت که  یه روز دیگه چشمامو بروی دنیای زیبات باز کردی

    خدایا شکرت که از هدایت شدگانم

    خدایا شکرت برای همه ی نعمت های زندگیم بخصوص استاد فرزانه ی عزیزم

    خدایا شکرت که امروز فرصتی تازه برای دریافت نعمتهای بیشتره

    الهی همیشه محتاج هدایت و کمکت هستم

    تو بگو  تا بنویسم…

    ——–

    وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ آیه 96 سوره اعراف

    و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و پرهیزکاری پیشه می کردند، یقیناً [درهایِ] برکاتی از آسمان و زمین را بر آنان می گشودیم، ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند [به عذابی سخت] گرفتیم

    $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جان نازنینم و دوستای بهشتیم

    الهی که حال و احساس همگی خوب، دلهامون پر از آرامش و سپاسگزار و قدردان نعمتهای زندگیمون باشیم

    استاد جان این آیه ی 96 سوره ی اعراف که در بالا نوشتم دقیقاً مناسب و هماهنگ  با صحبتهای شما و وضعیت الان کشورمونه!

    چقدر درسهای استاد  و قوانین خداوند برام مرور میشه

    قبل از این از بس ورودیهامو کنترل می کردم اصلاً نمی شنیدم! حالا من تو ایرانما!  بعضی خبر ها رو از  بچه های سایت تو کامنتهاشون متوجه میشدم، اما اینبار این قضیه بیخ گوشمون اتفاق افتاد، خودم دیدم و در جریانش بودم، و بستگانمون زنگ میزدن تا از سلامت ما مطمئن بشن و علاوه بر اینها اینکه مصادف با عید غدیره و تعداد بیشتری بما( من و همسرجان) زنگ زدن  و قشنگ برام شکافته شد واضح و شفاف شد که قوانین چقدر درسته چقدر دقیق کار می کنه!

    چقدر نگرش و برخورد افراد در یک اتفاق یکسان متفاوته! بخاطر باورهای متفاوتی که دارن

    از یه طرف مخالفان جمهوری اسلامی خوشحال شدن که اسراییل به ایران  موشک زده و امیدوارن که نظام سرنگون بشه و شورش مسلحانه براه انداختن و فعالیتهای خرابکارانه شونو مضاعف کردن، و از طرف دیگه موافقان حکومت خوشحالن که مثلاً ایران جواب دندان شکنی داده و گویا دیشب به اسرائیل موشک زده، و در تجمعاتی جشن می گیرن اظهار خوشحالی میکنن و شیرینی پخش می کنن!

    و بقول قرآن

    فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ

    پس [به خاطر لجاجت و مخالفت با حق] به انتظار [عذاب] باشید که من هم با شما از منتظرانم..

    در صورتی که نه امریکا و نه اسراییل و نه جمهوری اسلامی و نه هیچ کشور و نظام و هیچ عامل بیرونی دیگری قدرت نداره و خداوند قدرت خلق زندگیمونو به خودمون سپرده، این ما انسانها هستیم که به اونها قدرت میدیم و خداوند هم طبق باورامون همونو بما بما نشون میده و ثابت می کنه که ما درست میگیم..

    قدرت تنها از آن خداوند است و بس

    و وقتی که به قدرتش ایمان بیاریم و طبق قوانینش عمل کنیم، از زمین و آسمون برکتها و نعمتها و ثروتهای فراوونی رو وارد زندگیمون می کنه…

    الهی که خداوند همیشه و هر لحظه ما رو هدایت کنه به مسیرهای هموار و درست، و بمونیم در همین مسیر…

    در مورد نتایجم از لحاظ مالی بخوام بگم خیلی زیاده خدا رو شکر خدا رو شکر

    چند مورد بگم آخرینش که همین دیشب بود خرید دوره روانشناسی ثروت یک  با اکانت خودم هست،

    و البته روانشناسی ثروت 1 و 2 رو داشتم، من و دخترام باهم خریده بودیم  با اکانت دخترم یاسمن زمانی، (ما بجز یکی دو مورد، همه ی دوره ها رو از سایت خریداری کردیم)

    راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو هم داشتیم و در اوائل فروردین امسال با اکانت خودم خریدم

    دوره ی قانون آفرینش رو هم همه شو داشتیم، و بخش یک و دو رو بعد از عید نوروز خریدم

    دوره ی هم جهت با جریان خداوند،

    دوره ی کشف قوانین زندگی

    دوره ی قانون سلامتی رو پولشو کامل من دادم و بعنوان عیدی برای خودم خریدم همون موقعی که لانچ شد،و همونطور که گفتم اون موقع با اکانت یاسی می خریدیم

    سفر های متعددی رفتم هم داخلی و هم خارجی

    قبلاً رستوران خیلی کم می رفتیم، تو این چند ماهه ی اخیر تا دلتون بخواد رفتیم وکباب کوبیده و جوجه کباب خوردیم

    یخچال فریزرمون هم که همیشه پره و از شروع دوره قانون سلامتی اینقدر گوشت و مرغ و ماهی تو فریزر هست که خیلی وقتها تا درشو باز می کنم چند بسته می افته زمین

    (من شاغل نیستم) و هر ماه پول به کارتم واریز میشه  بیشتر از حقوق یه کارمند، از اجاره بهای آپارتمانی که در تهران بنامم هست

    ماشین هم که تا حالا فقط ماشین صفر و نقد خریدیم و دوبار تبدیل به احسن کردیم

    وام و قسط و قرض هم اصلاً نداشتیم که بخوایم تسویه کنیم…

    خدا رو شکر که بتازگی کار مورد علاقه ام رو هم خداوند بمن الهام کرد و من قدمهایی کوچیک و کوتاه دارم براش برمیدارم

    و همه ی اینهارو  اعتبارشو به خداوند میدم که بهترین استاد دنیا رو سر راه من قرار داد

    و من بینهایت از خداوند و از استاد عزیزم سپاسگزارم

    و همچنین از استاد شایسته جانم

    و دوستان عزیزم با کامنتهای خیلی خوب و تأثیرگذارشون

    عاشقتونم

    خودم و همگی رو به خدای مهربان میسپارم

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 145 رای:
    • -
      زلیخا جهانگیری⁦ گفته:
      مدت عضویت: 2541 روز

      سلام دوست عزیز

      موفقیت ها و جریان نرم زندگی بهتون تبریک میگم.

      یه نکته ای که درمورد آیه ای گذاشتید:

      وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَىٰ

      و بی تردید آخرت برای تو از دنیا بهتر است.

      همانطور که استاد گفتن، ترجمه ها یکم ایراد داره، همین ترجمه های اشتباه اتفاقا باعث شده، مذهبی ها که منم بودم، فکر کنن، خدا گفته آخرت یعنی اون دنیا بهتر از این دنیاست! و این خودش یک باور غلطه!

      وَلَلْآخِرَهُ : و مسلما آخر، آینده و فرجام.

      الْأُولَىٰ: اول

      درحالی که ترجمه ی شما، الْأُولَىٰ: دنیا معنی کرده!

      در قرآن کلمه دنیا: الدُّنْیا هستش!

      پیشنهاد میکنم ترجمه هارو از اپلیکیشن قرآن حکیم، رنگش زرد و سبزه، مفسرش استاد عبدالعلی بازرگان استفاده کنید.

      خیلی دقیق تر ترجمه کرده!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1602 روز

      بنام خداوند بخشنده مهربان..

      سلام و درودی دوباره به خانم سلیمی عزیزم..

      خوبیین مادر عزیز،”هم فرکانسی”بهشتیم…

      با پیامتون حال دلمو خوب کردی…

      یه حسی بهم گفت بیام توی پروفایلم!روی نام شما کامنت جدیدتونو بخونم .

      دقیقا این چند روز این اتفاقی که افتاده .حقیقتا یکم ذهنمو ریخته بود بهم!.

      ولی این چند روز سعی کردم همجوره این اتفاق رو،”با احساس خوب درکش کنم.طبق گفته های استاد راجع به این مسائلی که هر چند وقت یکبار…برای کشورمون پیش میاد…

      حقیقتا!!!

      این پیامتون حال دلمو عالی کرد!!!بهم آرامشی” مضاعفی داد!!.

      جواب خداوند به پاسخی که اینروزها نجوای ذهنم میخاد منو ببره در مسیر گمراهی!!.

      خانم سلیمی یادم میاد اونروزهایی که اوایل این سفر بهشتی بودم..

      اینقدر خوابهایم صادقانه بود.مثل بمب تو قلبم میترکید..

      یه شب خواب دیدم..توی شهری که زندگی میکنم،”تمام مردم زیر آورارها از بیین رفته بودن.

      کوپ کوپ ادم بزرگ و بچه روی همدیگه افتاده بودن..

      مثل تنه های خشک درخت خرما شده “بودند..

      اینقدر این صحنه وحشتناک بود که حد و حساب نداشت..

      بعد رفتم توی یه خونه ایی که سقفش ریخته بودپایین!.اونجا یه گوشه پیدا کردم.دیدم از اسمون از اون سقف..سنگهای بزرگی تو اسمون میاد پایین…

      خیلی صحنه جالبی بود..دقیقا خداوند از طریق قرآن بهم یاداوری نمود!!!

      آیه قرآنی که به این مضمون اشاره دارد، آیه 8 سوره اسراء است که می‌فرماید:

      “عَسىٰ رَبُّکُمۡ أَن یَرۡحَمَکُمۡۚ وَإِنۡ عُدتُّمۡ عُدۡنَاۚ وَجَعَلۡنَا جَهَنَّمَ لِلۡکَٰفِرِینَ حَصِیرًا”

      “امید است پروردگارتان به شما رحم کند؛ و اگر باز گردید، ما نیز باز می‌گردیم؛ و جهنم را برای کافران زندان قرار داده‌ایم..

      اینقدر نجوای شیطان و فریبهای شیطان رو خداوند بهم یاد اوری نمود که جای سخن گفتن رو بهم نمیداد..که بازگردم..

      و بعد از اون” هر روز زندگیم پر از نعمت و برکت الهی و حال خوب شد..

      خانم سلیمی عزیز..

      ما قانون خداوند را خیلی خیلی درک کردیم..

      ولی همینکه خداوند میگه انسان عجول و ناسپاسه…

      واقعا همینه…

      داستان یکماه خودمو بگم..

      دقیقا مثل امروز یه اتفاقی برای شخص نزدیکم که پدرمه افتاد..

      جوری که شرایط:خونمون کاملا بهم خورده بود…ولی من از خداوند صبرو استقامت میخاستم..

      همون روز که با امبولانس راهی بیمارستان شدیم..

      من از خداوند خاستم که هدایتم کنه بتونه جلوی اشکامو که از وابستگی و دلسوزیها میاد بگیرم….

      حقیقتا شرایط بسیار سختی برامون بود..

      ولی من از خداوند یه سفر شگفت انگیز میخاستم .برای اینکه بتونم در مسیر استقامت کنم‌.

      خانم سلیمی .همینکه شما میگیید و استاد مدام داره توی تمام گفته هاش میگه..با رعایت قانون شرایط بنفعمون تعقییر میکنه من این یکماه یسری معجزاتی دیدم.که با اکثریت خانواده ام کاملا برعکس بود..

      معجزاتی که فقط:روی شونهای خداوند بودم و داشتم وسط اون اتفاقات با احساسات خوب پیش میرفتم..

      یه شب خداوند توی پارکینگ بیمارستان.بلند بهم گفت..ما هم میبینیم و هم میشنوییم..

      چهره بهشتی خودمو بهم نشون داد.بهم گفت بخند نگران نباش..

      نگران نباش..

      جاهایی که شرایط یکم سخت میشد..بهم میگفت فعلا نرو آرام باش..

      بهم میگفت فلان کار رو انجام نده .

      هر چی میگفت من انجام میدادم..

      روزی که پدرم میخاست توی اتاق عمل بره..یکم حالمون دگرگون شده بود.فقط از خداوند هدایت خاستم.

      گفتم خدایا اگه راضی هستی برم ببینمش..بهم بگو.!!

      اگه میدونی نرم!بازم بهم بگو.

      رفتم توی در ورودی اتاق..

      سربازه گفت..خانم حق نداری بری..

      حالا چون اصرار میکنی برو داخل..

      رفتم پشت در ورودی اتاق..

      خانم پرستاره دست بلند کرد..

      بهم گفت برو برو برو در رو باز نمیکنم.

      میخام بگم…درسهای من تو این اتفاق که واقعا شرایط:سختی برامون بود..

      برای من کاملا متفاوت بود..اینقدر خداوند دوستم داشت.بهترین مکانها رو بهم داد..

      افراد رو برام میورد..بهم غذاهای خوشمزه میدادن.با عزت و احترام باهامون برخورد میکردم..انگار توی هتل بودم..

      در کنارش!!!استقامت..شجاعت..احساس خوب…قوی بودن…

      چند بار پدرم حالش بد شد در حد مرگ..من اولین بار مرگ عزیزمو بصورت واقعی دیدم..

      اگه من نرگس قبل بودم اشک امانم را بریده بود..

      .ولی…

      نرگس الان بدون زره ایی اشک به پدرم استقامت رو میدادم..خواهرم مثل کسی که افتاده تو روغن مذاب بالا و پایین میدوید..

      ولی من با کمال خونسردی پا به پای پدرم بودم..

      .الانم دارم پرستاریشو میکنم!اینم با قلبی مطمئن و الهی گونه!!! و احترام به پدرم…

      …حقیقتا ..

      قلبم شده سنگ…..

      اینقدر پر حوصله شدم..

      هیچ وقت فکرشو نمیکردم اینقدر من تعقییر کردم.

      چون بزرگترین پاشنه اشیلم همین دلسوزیها بود…

      میگفتم مگه میشه عزیز دلت جلوت جُون بده و گریه نکنی!؟

      حقیقتا همیشه برام سوال بود..

      ناگفته نمونه این اتفاق که دقبقا 16 مِه بود..مصادف با امروز ..

      تا به الان…تکاملی شخصیت ضعیف دلسوزیهای من نسبت به اطرافیانم کاملا تعقییر کرد..

      من درسها رو گرفتم توی این یکماه..دقیقا 100 سال شخصیتمو قوی کرد…

      به این مثلی که استاد توی یه فایلی با اقای عرشیانفر زدن..ولی استاد این نکته رو خیلی خوب بولد کرد..

      که این شخصیتهای قوی تکاملی بوده.

      که حضرت زینب توی صحرای کربلا میگه!..

      من جز زیبایی چیز دیگری ندیدم…

      این از چه باوری میاد…

      منم این باور رو مدام بخودم میگفتم…

      برگی بدون اذن خداوند روی زمین نمیفته.

      اگه پدرم من موقع مرگش باشه.توی لای سنگم باشه این اتفاق میفته..

      ولی اون خواب صادقه ایمانمو قوی کرد..

      در صورتیکه خواهر و برادرانم و مادرم..کلا ریخته بودن بهم .و حالشون بد شده بود..حتی اقوامامون‌.

      ……

      خانم سلیمی عزیز ببخش نوشتهام زیاد شد..

      این نوشته ها من لحظه به لحظه اش با نجوای ذهنم درگیر بودم..

      و واقعا لطف خداوند برای من بود..

      نمیتونم چجور سپاسگزار خداوند باشم توی این یکماه این طوفان بزرگ رو .”خیلی اسان و راحت از، سرمون رد کرد..

      طوفانی که داستان خیلی “بزرگی داشت.و خداوند میخاست پدرم جون تازه ،” بگیره و برگرده به زندگیش…

      این اتفاق برای من نگرشی بسیار بزرگی “رقم زد..

      و همین اتفاق برای اطرافیانم و حتی پدرم یه نگرش دیگه رو بوجود اورد..

      و این اتفاقی که برای ایرانمون رخ داده..دقیقا با همین نگرشها.میتونه زندگی افراد رو رقم بزنه..

      یاد داستان فرعون افتادم….

      نمیدونم نگرشم درسته یا نه..چیزی که این یکماه بهم درس داد..

      اونم هیچ وقت ادعا نکنی من خیلی قوی هستم!.

      هر کسی هر فردی که ادعا کنه من قوی ام .هیچکسی نمیتونه به پای قدرت من برسه…

      اون باوری که فرعون داشت…

      اون قدرت و حاکمیتش چیشد..!؟

      از بیین رفت..

      خداوند در قرآن میگه!!بدن بی جان او را به خشکی رساندیم تا درس و عبرتی برای ایندگان باشد..

      دقیقا دنیا همینه! هر جا احساس قدرت کردی که فلانم..

      از جایی ضربه میخوری که خودتم فکرشو نمیکردی..

      من بصورت واضح اطرافیانم را دیدم!!

      که احساس قدرت میکرد که حرف حرف خودش..الان محتاج همون افراد شده..و واقعا ناتوانیشو میبینم..و برای من نشانه بزرگی شده..

      واقعا نمیدونم چی بگم…

      فقط میدونم هیچ وقت نباید احساس برتر بینی کنی..

      احساس کنی من همه کارم!

      از جایی که فکرشو نکنی ضربه میخوری..

      همینکه استاد راجع به احساس بد و احساس خوب میگن.عین حقیقت دارم می بینم

      انشالله که بتونیم تو این شرایط ذهنمونو کنترل کنیم و در پناه خداوند باشیم. و بتونم قانون رو بر علیه خودمون برگردونیم.

      قانونیکه.میگه با هر چی بجنگی!همون بر علیه .ت میشه..

      خانم سلیمی عزیز..من یه زمانی همین نگرش رو داشتم و همیشه قربانی همون رفتارهام میشدم.

      ولی از زمانی که لطف خدا شامل حالم شد…

      خداوند هدایتم کرد که جز روی خودش بهیچکسی حساب نبرم..

      و جز خدای یکتا هیچکسی را نپرستم..

      .از خداوند سپاسگزارم که من همیشه در زمان و مکان مناسبم.

      و در پناه خداوندم و فقط روی خودش حساب باز میکنم…

      خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.

      خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن.

      الحمدالله رب العالمین..

      دوست هم فرکانسیم!!

      مادر بهشتیم..

      خانم سلیمی عزیز!!! بابت پیام الهامیتون سپاسگزارم!،” که قانون رو یبار دیگه بهمون یاداوری کردین..

      همینه قرآن میگه!!این قرآن یاداوری برای شما هشداردهندگان است…

      و من سعی کردم این نگاه توحیدی رو..هر چند ذهن نجواگرمم کوتاه نمیاد…

      ولی این مسیر الهی رو ادامه دهم.

      انشالله این تضادها برای ماها که در مسیر درستیم،” خیر خواهد بود..

      خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    Reza Sanjideh گفته:
    مدت عضویت: 1519 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت شما

    استاد همش داشتم فکر می‌کردم که چرا درباره این باور، باز فایل ساختید. با دوستم صحبت می‌کردیم درباره شما که چه دلیلی داره که موضوعی که حس نمی‌کنیم پاشنه آشیلمون باشه رو استاد باز ازش می‌گه و تاکید می‌کنه.

    خوب به فرموده خودتون این باور غلط و بزرگترین مانع شما برای ثروتمند شدن شما بوده. خوب میشه گفت تاکید شما رو این باور که مانع اصلی شما بوده، شاید دلیلی بوده که از این باور باز هم به ما می‌گوید. خوب من فکر کردم گفتم که شاید من هم هنوز منم درگیرش هستم. نه اینکه پول من رو از خدا دور می‌کنه ولی چرا به خودم نزدیکش نمی‌کنم. چرا ظرفم سوراخه و پول برام ماندگاری نداره. من هر موقع پول به حسابم واریز میشه خوشحالم و داره کم میشه ناراحتم. خوب موضوع اینکه هر موقع پول خیلی زیاد تو حسابم بوده من فکر پول ساختن بیشتر هم بودم. به خودم گفتم چرا رو این قضیه کار نمی‌کنی. چرا آهنربا نمیشی تا پول بیشتر سمتت بیاد. چرا تا پول میاد فکر آینده‌ای و حال و الانت رو زیاد در نظر نمی‌گیری.

    فکر کردم چه بهتر می‌تونه باشه که رو این موضوع تمرکز کنم و بیشتر به الانم فکر کنم. تا پول میاد تو حسابم نزنم برای آینده. الان بچسبم و درست کنم. پول سازی کنم. دهانه سطلم بزرگ تر کنم، عمق سطلم هم ناخداآگاه بیشتر میشه. اصلا خیلی بهم حس بهتری میده.اینطوری پول بیشتر حال معنوی بهم میده. دوست دارم به این شکل امتحان کنم.

    و حالا بیشتر درک می‌کنم موضوع این فایل رو و میخواهم بیشتر به حال و الانم اهمیت بدم تا آینده و پس انداز کردن. امیدوارم که خدا من رو به سمت فایل های روانشناسی ثروت 1-2-3 هدایت کنه و کلی باور خوب درباره پول در ذهنم بسازم.

    با تشکر از شما استاد عزیز و به امید سلامتی و شادی برای تمامی دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای: