رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













به نام خدایی که بشدت کافی ایست
سلام به قافله عشق و قافله سالار، استاد عزیزم و مریم بانوی زیبا و دوستان توحیدی ام در این سایت الهی و مقدس
چقدر این بحث ثروت برایم سخت و دشواره، و باورهایی که دارم که دقیقا همه این هایی که شما گفتید با شدت و حدت بیشتر هستن.
نگرش کلی من نسبت به جهان و خدا و آدم ها این بود، که خدا ما رو آفریده و گفته برید به سلامت، هر گلی زدید به سر خودتون زدید، من کاری به کار شما ندارم. و من میخواستم ناجی این ملت فلک زده باشم، آنقدر که هیچ برای خودم نمیخواستم و همه رو در راه بندگان خدا، که هیچ کس و کاری ندارند، انفاق کنم که در اون دنیا، خدا بگه : به به بنده خوب من ، دستت درد نکنه که بندگانم کمک کردی من که قدرت کمک کردن بهشون رو نداشتم فقط شما ها هستید که خلقم رو نجات دادید و حالا تشریف ببر به بهشت.
و پول و ثروت رو نه تنها در تضاد کامل با خدا میدیم بلکه فکر میکردم خدا اصلا از ثروت و پول متنفر است و هر که داره اصلا خدا در دل او راهی نداره. من تا سن 44 سالگی پولی که تو حسابم بمونه اصلا ازش خبری نبود. کلا هر پولی باشه باید زود خرجش میکردم تا احساس راحتی می کردم. فکر میکردم اگه لباسی که برایمان کوچک شده اگه بندازیم دور اسراف است و یکی رو پیدا کنیم بهش بدیم حروم نشه، و در مورد غذا باقی مانده همینطور کلا فاز کمبود و عدم فراوانی و الا ماشالله از باورهای درب و داغون….. این قدر داغون که نگو. ولی خدا را شکر الان یه کوچولو بهتر شدم، قبل عید 411 سوت طلا خریدم. بعد از عید 2 و 200 داشتم به اصرار همسرم لباس خریدم(الان متوجه شدم این کار خودم بود که نمیتونستم پول پیش خودم نگه دارم) الان هم سه میلیون تومان با دلار 83 هزار تومان میشه 36 دلار پس انداز دارم. فکر نکنید که این پس انداز، از دست من یه روز نفس راحت کشیدن، هر روز یه نقشه براشون می کشم ولی با خودم عهد کردم که خرجشون نکنم. اگه وسیله ای لازم باشه پولش رو باید بسازم. با لطف دوره های استاد یه سالن کوچک زیبایی راه اندازی کردم و هر تغییر رو در طی چند ماه فیلم میگیریم، نگه میدارم برای ارسال فیلم نتایج. چند شب پیش اولین فیلم از سالن زیبایی ام رو دیدیم، هم کلی خنده ام گرفت و هم اینکه اعتماد به نفسم رو تحسین کردم که با این امکانات کم، کلی مشتری رد کردم که حتی صندلی اصلاح نداشتم و روکش صندلی هایم پاره بود که بعدا یادم اومد که یه پارچه دارم، براشون روکش درست کردم خیلی خوشکل شد. و خداوند یه دستی از دستانش رو فرستاد که کار چندین لاین رو با هم انجام میده و این یه مزیتی که داره چون سالنم کوچک است اگه دو سه نفر همزمان بخوان کار کنند یکم کار سخت میشه.
هر کی میاد که قبلا استوری های کارها رو میبینه، میگه شما تو این جا به این کوچکی این همه کار انجام میدید؟!!
خلاصه الان هم با کلی چالش رو برو هستم، یکی اینکه بخوام قیمت هام رو یکم بالا ببرم، میگم نکنه دیگه مشتری نیاد، یا بخوام از همکارم درصد بگیریم که خیلی سختم بود چون میگفتم من که پول کرایه یا برق یا هزینههای دیگه ندارم این 30 درصد رو برا چی بگیرم، مخصوصاکه کار همکارم بیشتر مواد مصرفی داره، حتی به خود همکارم گفتم درصد کمتر ازت میگریم، بندهخدا راضی نشد و گفتهمون 30 درصد.(البته دوستی که دستان خداوند شد، مرا راهنمایی کرد و تو این زمینه بهتر شدم و درصد رو هدیه ویژه خداوند میبینم)
از شروع سال جدید، شروع کردم به گوش دادن و نکته برداری فایل های ارزشمند هدیه سایت از اولین فایل. خیلی حس خوبیه، که به قول مریم شایسته عزیز، ریشه ها رو اونجا میشه دید.
استاد یه دنیا سپاس بخاطر وجودت مبارک تون که تمام ویژگی های صفات مؤمنین در شما هست.
در پناه حق همه ی ما روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و شادتر و موفق تر و سعادتمند تر باشیم الهی آمین
به نام خدایی که بشدت کافی ایست
سلام سحر جان
سوالی که پرسیدی برای منم هم جالب بود و مرا به فکر وادار کرد.
اولین جوابی که خودم داشتم این بود که زکات یا همون 10 درصد سود همیشه با صلاه میاد و یکی از واجبات دینی است .برای همین رفتم مقداری از آیه هایی که این مطلب رو واضح کند رو کپی کردم.
البقره
وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ
ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ، ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﻛﻮﻉ ﻛﻨﻴﺪ [ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺑﺎ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺧﺪﺍﺳﺖ ] .(۴٣)
البقره
وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ
ﻭ [ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ] ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ، ﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺧﻮﻳﺸﺎﻥ ﻭﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﻭﻣﺴﺘﻤﻨﺪﺍﻥ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ ، ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩم ﺑﺎ ﺧﻮﺵ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﺳﺨﻦ ﮔﻮﻳﻴﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ، ﺳﭙﺲ ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺟﺰ ﺍﻧﺪﻛﻲ [ ﺍﺯ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍ ] ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪﻳﺪ ; ﻭ ﺷﻤﺎ [ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﺎﺩﺕ ] ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﻫﺴﺘﻴﺪ .(٨٣)
البقره
وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ، ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﭘﻴﺶ ﻓﺮﺳﺘﻴﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻳﺎﻓﺖ . ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﻣﻰ ﺩﻫﻴﺪ ، ﺑﻴﻨﺎﺳﺖ .(١١٠)
البقره
لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
ﻧﻴﻜﻲ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻣﺸﺮﻕ ﻭ ﻣﻐﺮﺏ ﻛﻨﻴﺪ ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻴﻜﻲ [ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻭ ﻛﺎﻣﻞ ، ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﻠﺎﻙ ﻭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﺩ ، ﻣﻨﺶ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺣﺮﻛﺎﺕ ] ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻭ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺛﺮﻭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﺋﻠﺎﻥ ﻭ [ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺁﺯﺍﺩﻱ ] ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ [ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺷﺮﺍﻳﻄﺶ ] ﺑﺮﭘﺎﻱ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﻴﻤﺎﻥ ﺧﻮﻳﺸﻨﺪ ، ﻭ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﺪﺳﺘﻲ ﻭ ﺗﻬﻴﺪﺳﺘﻲ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻭ ﻫﻨﮕﺎم ﺟﻨﮓ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻨﺪ ; ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ [ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺩﺍﺭﻱ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺍﺯ ﺣﻖ ] ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻨﺪ ، ﻭ ﺍﻳﻨﺎﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻧﺪ .(١٧٧)
البقره
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ
ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ، ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﭘﺎﺩﺍﺷﻲ [ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﺐ] ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻧﻪ ﺑﻴﻤﻰ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ .(٢٧٧)
النساء
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ قِیلَ لَهُمْ کُفُّوا أَیْدِیَکُمْ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ فَلَمَّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یَخْشَوْنَ النَّاسَ کَخَشْیَهِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْیَهً وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَالْآخِرَهُ خَیْرٌ لِّمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِیلًا
ﺁﻳﺎ ﻧﺪﻳﺪﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ [ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻋﻠﺎم ﺣﻜﻢ ﺟﻬﺎﺩ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ : [ ﭼﻮﻥ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺟﻨﮓ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ]ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ [ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂ ] ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ . ﻭﻟﻲ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻟﺎﺯم ﻭ ﻣﻘﺮّﺭ ﺷﺪ ، ﻧﺎﮔﺎﻩ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ [ ﻋﻘﻮﺑﺖ ] ﺧﺪﺍ ﻳﺎ ﺗﺮﺳﻲ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻣﺮﺩمِ [ ﻣُﺸﺮﻙ ] ﺗﺮﺳﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﭼﺮﺍ ﺟﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻟﺎﺯم ﻭ ﻣﻘﺮّﺭ ﻛﺮﺩﻱ ؟ ﻭ ﭼﺮﺍ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻧﺰﺩﻳﻚ [ ﻛﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﮒ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺍﺳﺖ ] ﻣﻬﻠﺖ ﻧﺪﺍﺩﻱ ؟ ﺑﮕﻮ : ﻣﺘﺎﻉ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻧﺪﻙ ، ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺗﻘﻮﺍ ﻭﺭﺯﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ; ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﺴﺘﻪ ﺧﺮﻣﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺘﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﻤﻰ ﮔﻴﺮﻧﺪ .(٧٧)
النساء
لَّٰکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَالْمُقِیمِینَ الصَّلَاهَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ أُولَٰئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا
ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ، ﺛﺎﺑﺖ ﻗﺪﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶ ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥِ [ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻲ ﻭ ﺗﻮﺭﺍﺕ ]ﺑﺮﭘﺎﺩﺍﺭﻧﺪﮔﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺯﻛﺎﺕ ، ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ، ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻭ [ ﺑﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ]ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻋﻄﺎ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻛﺮﺩ .(١۶٢)
المائده
وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاهَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاهَ وَآمَنتُم بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُکَفِّرَنَّ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِکَ مِنکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ
ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ [ ﺑﺮ ﻟﺰﻭم ﺍﻃﺎﻋﺖ ﺍﺯ ﺁﻳﻴﻨﺶ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﺍﺯ ﻣﻮﺳﻲ ]ﭘﻴﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ ، ﻭ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻴﻢ [ ﺗﺎ ﻫﺮ ﻳﻚ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﻗﺒﻴﻠﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻗﺒﺎﻳﻞ ﺑﻨﻲ ﺍﺳﺮﺍﺋﻴﻞ ﺑﺎﺷﺪ ] ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎﻳﻢ ، ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ، ﻭ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻧﻢ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻳﺪ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭﻱ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﺍﻣﻰ ﻧﻴﻜﻮ ﺩﻫﻴﺪ ، ﻣﺴﻠﻤﺎً ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﻮ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ، ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺯﻳﺮِ [ ﺩﺭﺧﺘﺎﻥِ ]ﺁﻥ ﻧﻬﺮﻫﺎ ﺟﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻣﻰ ﺁﻭﺭم ; ﭘﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﻓﺮ ﺷﻮﺩ ،ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .(١٢)
المائده
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ
ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻭﺳﺖ ﻭ ﻣﺆﻣﻨﺎﻧﻲ [ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﺑﻲ ﻃﺎﻟﺐ ﺍﻧﺪ ] ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﻛﻮﻋﻨﺪ [ ﺑﻪ ﺗﻬﻴﺪﺳﺘﺎﻥ ] ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ .(۵۵)
الأعراف
وَاکْتُبْ لَنَا فِی هَٰذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ إِنَّا هُدْنَا إِلَیْکَ قَالَ عَذَابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ
ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ، ﻧﻴﻜﻲ ﻣﻘﺮّﺭ ﻛﻦ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻪ ﺍﻳﻢ . ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺬﺍﺑﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﺨﻮﺍﻫﻢ ﻣﻰ ﺭﺳﺎﻧﻢ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﻢ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ [ ﺍﺯ ﺷﺮﻙ ، ﻛﻔﺮ ، ﺑﺖ ﭘﺮﺳﺘﻲ ﻭ ﺍﺭﺗﺪﺍﺩ ] ﻣﻰ ﭘﺮﻫﻴﺰﻧﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻳﺎﺗﻢ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﻧﺪ ، ﻣﻘﺮّﺭ ﻭ ﻟﺎﺯم ﻣﻰ ﺩﺍﺭم .(١۵۶)
التوبه
وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﻳﺎﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ ; ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻧﺎﭘﺴﻨﺪ ﺑﺎﺯﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻣﻰ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ; ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺣﻜﻴﻢ ﺍﺳﺖ .(٧١)
مریم
وَکَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاهِ وَالزَّکَاهِ وَکَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا
ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﺍﺩ ، ﻭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ .(۵۵)
الأنبیاء
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﻴﺸﻮﺍﻳﺎﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻣﺎ [ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ] ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻥ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺯﻛﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺣﻲ ﻛﺮﺩﻳﻢ ، ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻓﻘﻂ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ .(٧٣)
الحج
الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ
ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺗﻤﻜّﻦ ﺩﻫﻴﻢ ، ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﻭﺍ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺯﺷﺖ ﺑﺎﺯﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ; ﻭ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺧﺪﺍﺳﺖ .(۴١)
النور
رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَهٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءِ الزَّکَاهِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ
ﻣﺮﺩﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺳﺘﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﺭﺩ ، [ ﻭ ] ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺩﻝ ﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﺪﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻣﻰ ﺗﺮﺳﻨﺪ .(٣٧)
النور
وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ
ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﻳﺪ .(۵۶)
النمل
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ
ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ، ﻭ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ ;(٣)
لقمان
الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ
ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ .(۴)
فصلت
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِکِینَ
ﺑﮕﻮ : ﻣﻦ ﺑﺸﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭﺣﻲ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﻣﻌﺒﻮﺩ ﻳﻜﺘﺎﺳﺖ ، ﭘﺲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺍﻭ ﺭﻭ ﻛﻨﻴﺪ ، ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ، ﻭ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ;(۶)
الَّذِینَ لَا یُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ
ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺯﻛﺎﺕ ﻧﻤﻰ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺁﺧﺮﺕ ﺭﺍ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ .(٧)
المزمل
إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنَىٰ مِن ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَهٌ مِّنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَاللَّهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَىٰ وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻧﺪ ، ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺳﻮم ﺷﺐ ﻭ ﮔﺎﻫﻲ ﻧﻴﻤﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻳﻚ ﺳﻮﻣﺶ ﺭﺍ [ ﺑﺮﺍﻱ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻗﺮﺁﻥ ]ﺑﺮﻣﻰ ﺧﻴﺰﺩ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ [ ﺩﻗﻴﻖ ﻭ ﻣﻨﻈﻢ ] ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﻴﺪ [ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻛﻮﺗﺎﻫﻲ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺳﺎﻝ ، ﺩﻭ ﺳﻮم ﻭ ﻧﺼﻒ ﻭ ﻳﻚ ﺳﻮم ﺭﺍ ﺩﻗﻴﻘﺎً ] ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﻴﺪ ، ﭘﺲ [ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﺩﻗﻴﻖ ﺭﺍ ] ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺸﻴﺪ ; ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﻣﻴﺴﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪ . ﺍﻭ ﻣﻰ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﺯﻕ ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺑﻌﻀﻲ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺟﻨﮕﻨﺪ ; ﭘﺲ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻴﺴﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﻮﺍﻧﻴﺪ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ ﻭ ﻭﺍم ﻧﻴﻜﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﻫﻴﺪ ; ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ ﺧﻴﺮ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﭘﻴﺶ ﻣﻰ ﻓﺮﺳﺘﻴﺪ ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﻳﺎﻓﺖ ; ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﻣﺮﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ .(٢٠)
البینه
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ وَذَٰلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻧﻴﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺟﺰ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺘﻨﺪ ، ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺷﺮﻛﻲ ﺧﺎﻟﺺ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺣﻖ ﮔﺮﺍ ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ; ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻳﻴﻦ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ .(۵)
و بعد deepseek پرسیدم جواب جالبی داد.
آیا خداوند نیازی داره که حتما در ازای پرداخت پول به من خیر و برکت بده؟
پاسخ کوتاه:
خیر، خداوند بینیاز مطلق است و پرداخت زکات یا هر عمل خیری نفعش به خود انسان برمیگردد، نه به خدا. اما او به فضل خود وعده داده که در مقابل اطاعت از فرمانش، برکت و خیر بدهد.
—
### توضیح دقیقتر:
#### 1. خداوند غنیالطبع است
– قرآن تصریح میکند:
> ﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ﴾
“ای مردم! شما به خدا نیازمندید و خداوند بینیازِ ستودهصفات است.” (فاطر: 15)
– یعنی نه زکات شما به خدا سودی میرساند، نه ترک آن به او ضرری میزند.
#### 2. چرا خداوند وعده برکت میدهد؟
– این وعدهها لطف و حکمت الهی است، نه نیاز:
– امتحان بندگان: آیا فقط برای منفعت مادی اطاعت میکنند یا از روی ایمان؟
– تشویق به خیر: خداوند میخواهد با وعده برکت، مردم را به کارهای نیک ترغیب کند.
– رابطه علت و معلولی: در نظام دنیا، بخشش و انفاق طبق سنت الهی معمولاً باعث گشایش روزی میشود.
#### 3. پاداش الهی شرطِ معامله نیست، بلکه وعدۀ رحمت است
– مثال:
– مثل پدری که به فرزندش میگوید: “اگر درس بخوانی، به تو جایزه میدهم.”
– آیا پدر نیازی به درس خواندن فرزند دارد؟ خیر، اما این وعده را از محبت میدهد.
– خداوند هم همینطور:
> ﴿مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ﴾
“کیست که به خدا قرضِ نیکو دهد؟ (انفاق کند) تا خداوند آن را برایش چندین برابر کند؟” (بقره: 245)
– این آیه نشان میدهد پاداش الهی بخششِ بیمنّت است، نه نتیجه یک معامله ضروری!
#### 4. اگر با زکات دادن، وضع مادیام بهتر نشد، یعنی چه؟
– برکت همیشه مالی نیست: ممکن است به شکل سلامتی، آرامش، یا دفع بلا باشد.
– آزمایش الهی: شاید خدا میخواهد ببیند آیا انفاق شما شرطی است (فقط برای سود مادی) یا خالصانه؟
– تأخیر در پاداش: برخی ثمرات اعمال در آخرت آشکار میشود.
—
### نتیجه:
– خداوند مثل یک فروشنده نیست که حتماً در ازای پول شما کالا بدهد!
– او از سر رحمت وعده برکت داده، اما این وعده مشروط به مصلحت الهی است.
– اصلِ زکات باید برای رضای خدا باشد، نه فقط انتظار سود مادی.
پس با این نگاه پرداخت کنید:
> “خدایا! میدهم چون تو دستور دادهای، نه برای چانهزنی با تو!”
سحر جان سپاس از سوال عالی شما، و در این میان من به جواب سوال خودم هم رسیدم. سوال من این بود که چطور خدا میگه که هر چه در راه خدا بدی ده برابرش رو بهتون میدم و درآمدم، رشد جالبی ندارد؟
که به این جواب رسیدم
اگر با زکات دادن، وضع مادیام بهتر نشد، یعنی چه؟
– برکت همیشه مالی نیست: ممکن است به شکل سلامتی، آرامش، یا دفع بلا باشد.
– آزمایش الهی: شاید خدا میخواهد ببیند آیا انفاق شما شرطی است (فقط برای سود مادی) یا خالصانه؟
– تأخیر در پاداش: برخی ثمرات اعمال در آخرت آشکار میشود.