رابطه خداوند و ثروت در ذهن
نکته مهم:
ابتدا فایل صوتی و تصویری این فایل را بهطور کامل گوش دهید، سپس سراغ خواندن متن توضیحات این صفحه بروید و تجربه خود را در بخش نظرات بنویسید.
در طی مدتی که در یک سفر تحقیقاتی هستم، با جمعی از افرادی آشنا شدم که به دنبال درک معنویت، تجربههای معنوی و مراقبه هستند.
در معاشرتهایم با آنها – مثل همیشه – سعی کردهام از طریق یافتن ارتباطهای معنادار بین باورهای افراد و شرایط زندگی آنها، قوانین خداوند را بهتر درک کنم تا دقیقتر بفهمم چه باورهایی، چه نتایجی را ایجاد میکنند.
در این تجربه، مثل همیشه، این ذهنیت مشترک را میبینم که:
در اعماق ذهن افراد معنوی و مذهبی، «ثروت» بهشدت مذمت میشود و «فقر» بهعنوان جلوهای از انسان خوب، معنوی و خداپسند، مورد مدح و ستایش قرار میگیرد. فرقی هم نمیکند که مسلمان باشی یا مسیحی، ایرانی باشی یا آمریکایی.
قبل از آشنایی با قوانین زندگی، من نیز بهخاطر محیطی که در آن بزرگ شده بودم، از این قاعده مستثنا نبودم. وقتی برای اولین بار مصمم شدم تا یک بار برای همیشه مسائل مالی زندگیام را از ریشه حل کنم، متوجه شدم قویترین پاشنه آشیل و ترمز ذهنی من در برابر ورود نعمت و ثروت به زندگیام، همین باور است.
سپس جهاد اکبری برای اصلاح این باور به راه انداختم. تحقیقات وسیعی درباره مذاهب و ادیان مختلف از جمله اسلام و یهودیت انجام دادم. بیش از ۶۰ بار قرآن را به شیوههای مختلف خواندم و در یک برهه طولانی، تمام تمرکزم را بر درک قوانین خداوند در قرآن گذاشتم تا بفهمم این باور فقر آور، چطور و از کجا ریشه گرفته است.
از آنجا که ذهن فقط با ابزار منطق کار میکند، برای اصلاح و حذف این باور از ذهنم، نیاز به منطقهایی داشتم که بهحدی از منطقهای محدودکننده قبلی محکمتر باشند، تا ذهنم را درباره درستی این باور محدودکننده به شک بیندازند و اجازه تغییر این باور را از ریشه به من بدهند. در نهایت، در این فرآیند تحقیقاتی، من توانستم «روانشناسی ثروت» را از پایه و اساس بفهمم و شیوه تغییر باورهای محدودکننده درباره ثروت را درک کنم.
در آغاز کار بر روی این باور که «پول را نمیتوانی معنوی بدانی»، «ثروت و خداوند را نمیتوانی در کنار هم داشته باشی»، و «ثروت، آدم را از خداوند و انسانیت دور میکند» و اصلاح آن، آرامآرام درهایی از نعمت و ثروت را به زندگیام باز کرد. به یاد میآورم که در مدت کوتاهی، بدهیهایم تماماً پرداخت شد و یکی پس از دیگری به خواستههای مالیام رسیدم.
سپس، آرامآرام که سایر باورهای محدودکننده درباره ثروت را در خودم شناسایی کردم و تغییر دادم، نه تنها جریان ثروت در زندگیام بیشتر و باثباتتر شد، بلکه به آزادی مالی، زمانی و مکانی پایدار رسیدهام. پس از این تغییر و نتیجه بزرگ در زندگیام، مثل همیشه تصمیم گرفتم فرآیند بهبود اوضاع مالی و رسیدن به استقلال مالی را با افرادی که آماده تغییر ریشهای وضعیت مالی خود هستند، به اشتراک بگذارم؛ که در این راستا، دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ را تولید کردم.
تا کنون، هزاران نفر از دانشجویانم با عمل به آموزههای این دوره، اوضاع مالی خود را به معنای واقعی کلمه، بهصورت پایدار متحول کردهاند که بخشی از نتایج آنها را میتوانید در سایت مطالعه کنید.
برمیگردم به موضوع این فایل:
در مراودههایم با این افراد، ذهن من مثل یک شکارچی، در حال شکار الگوهایی بود که افراد معنوی درباره رابطه «ثروت با معنویت» دارند. گفتوگوهای آنها، بهوضوح باورهای محدودکنندهشان درباره رابطه میان خداوند و ثروت را برایم آشکار میکرد و قانون را با دقت برایم مرور میکرد.
نقطه مشترک ذهنیت این افراد – که در جستوجوی معنویت بیشتر هستند – این بود که اوضاع مالی خوبی نداشتند. این برایم جدید نبود زیرا اولین الگوی قویای که من درباره باورهای محدودکننده و فقرآفرین شناختم، همین باور بود. اما موضوع قابل تأملتر این است که:
این افراد اصولاً بدشان نمیآید که اوضاع مالی خوبی داشته باشند. حتی برای آن تلاش هم میکنند و بعضاً خیلی هم تلاش میکنند اما به نتیجه نمیرسند. زیرا این باور فقرآفرین که خداوند و ثروت را از هم جدا میداند، بهاندازهای قدرتمند است که فارغ از تلاش فراوان فرد برای تغییر اوضاع مالیاش، این باور بهراحتی رشتههای او را پنبه میکند و او را با مسائل مالی تمامنشدنی احاطه میکند و هرگز به آنها اجازه داشتن نتایج مالی پایدار را نمی دهد. آنها بیخبرند از اینکه چطور با این ذهنیت، خودشان را از تجربه نعمتهای فراوانی محروم کردهاند که خداوند مسخر همه بندگانش کرده است.
در این فایل،مفصل توضیح داده ام که:
چه اتفاقی در ذهن این افراد افتاده که «مادیات» در مقابل «معنویت»، «ثروت در مقابل خداوند»، «انسان خوب بودن در مقابل انسان ثروتمند» قرار دگرفته و در نهایت، این ایده قوی در ذهن افراد مذهبی شکل گرفته که:
«ثروت و خداوند»، معنویت و ثروت، آدم خوب بودن و ثروت، نمیتواند در کنار هم بگنجد و بهقول معروف اگر یک شتر از سوراخ سوزن رد شد، یک ثروتمند هم میتواند به بهشت برود!
همچنین راهکارهای اصلاح و تغییر این باور را در این فایل به صورت کلی و در دوره های روانشناسی ثروت به صورت مفصل و با جزئیات کامل توضیح داده ام.
توضیحات این فایل را با دقت گوش دهید، زیرا این آگاهیها شما را به شناختی عمیق از الگوهای محدودکنندهای میرساند که در اعماق ذهن خود درباره رابطه ثروت با خداوند دارید. از این کلیدها نکتهبرداری کنید. سپس بر اساس این شناخت، به این موضوع فکر کنید و درباره آن در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف)
چقدر در لایههای درونی ذهن شما این باور وجود دارد که: اگر ثروتمند شوم، تبدیل به یک انسان طماع یا ظالم شده و از خداوند، معنویت و انسانیت دور میشوم؟
وقتی نعمتها وارد زندگی شما میشوند یا از لحاظ مالی اوضاع شما بهتر میشود، چقدر در لایههای پنهانی ذهن، یک احساس نهفته از گناه درباره ورود این نعمتها به زندگیتان را حس میکنید؟
چقدر احساس میکنید که با ورود این نعمتها به زندگی شما، ممکن است حق دیگران ضایع شده باشد و این انصاف نباشد از اینکه عزیزان شما از آن نعمت ها بهره مند نیستند؟
- چقدر در مراودههای خود، این صحبتها در زبان یا فکر شما میچرخد که:
فلانی که اوضاع مالیاش خوب شده، خدا میداند چه بیعدالتی، دزدی یا حقخوری کرده که توانسته به این ثروت برسد؛
پول مهم نیست، بلکه انسانیت، پاکی، کانون گرم خانواده، تعهد به همسر و خانواده مهم است؛
- چقدر میترسید از اینکه اگر همسرتان ثروتمند شود، به شما خیانت میکند؟
چقدر در رفتارها یا برداشتهای ناخودآگاهانه شما، ثروت دارای بار منفی است؟
چقدر نسبت به درستکاری افراد ثروتمند شکاک هستید؟
در یک کلام، چقدر در ذهن شما پول و ثروت، در مقابل معنویت، خداوند، درستی و انسانیت قرار دارد؟
تجربههای خود یا افرادی را بنویسید که بهخاطر این نوع از ذهنیت، درگیر مشکلات مالی متعددی هستند با اینکه برای بهبود زندگی خود تلاش میکنند. یادآوری و ذکر این تجربیات به همه ما کمک میکند تا بهتر درک کنیم که این نوع از باورهای محدودکننده و فقرآور، چگونه فرد را از نعمت و ثروت دور میکند.
و اگر این باور را تغییر ندهیم، فارغ از اینکه چقدر درستکار هستیم و چقدر برای بهبود اوضاع مالی خود تلاش میکنیم، هرگز به وضعیت مالی مورد نظرمان نمی رسیم و مدام درگیر مسائل متعدد مالی خواهیم ماند.
ب)
همچنین، اگر روی دورههای روانشناسی ثروت ۱ و ۲ و ۳ کار کردهاید، تجربیات خود را در این باره در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
پس از کار کردن روی اصلاح باورهای محدودکننده و فقرآور به کمک آگاهیهای این دورهها:
- چه تغییراتی از لحاظ مالی در شرایط شما رخ داده است؟
به چه ایدهها و فرصتهایی هدایت شدید؟
چه درهایی برای شما باز شد؟ چه آدمهایی وارد زندگی شما شدند؟
چه جریانی از نعمت و ثروت وارد زندگی شما شد؟
و در نهایت، چقدر با این بهبودهای مالی، رابطه شما با خداوند بهتر شد؟ چقدر انسان بهتری شدید؟
منابع بیشتر: دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره های روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن252MB35 دقیقه
- فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن34MB35 دقیقه













سلام و درود به استادِ جان و مریمِ عشق
قبل از اینکه برم سراغ تجربیات به سوالات پاسخ بدم
شما پرسید که آیا وقتی به ثروت فکر میکنید بار منفی داره؟
بله بار منفی داره برام
که خدا رو شکر نسبت به قبل تر ها، بهتر شدم و هر چی به قبل برمیگردم این شدید و شدید تر بود
جور که وقتی مشخصات همسر آینده ام رو مینوشتم چون می ترسیدم اگر پول داشته باشه طاقچه بالا میزاره و من نمیبینه و… در مورد پول داشتن چیزی ننوشته بودم،
پرسیدیم آیا میترسین که اگر همسرتون پول داشته باشه بهتون خیانت میکنه؟
بله
باز هم نسبت به قبل خیلی بهتر شده
پرسیدیم آیا اگر پول یا زندگی خوب داشته باشین احساس گناه میکنین که چرا دیگران ندارن و من دارم؟
بله
این سه مورد بین بقیه سوالات در رنگتر بود و بار منفی این سه تا بیشتر از بقیه بود
از تجربیاتت مینویسم
اول بگم که همه چی تکامل هست و همین پرداختن به ثروت چند سال پیش اصلا اولویت من نبود یعنی من انقد تو دیوار و حاشیه و مشکلات ریز و پیش پا افتاده در رابطه با خودم و اطرافم بودم که پرداختن به ثروت به ذهنم خطور نمیکرد، خدا رو شکر بابت رسیدن لولم به پرداختن به ثروت
میریم سراغ تجربیات
من هر چی که میگم تئوری هست و ثروت نداشتم و یواش یواش دارم به اهمیتش پی میبرم
من خودم سالها دنبال ثروت دویدم، انقد دویدم که خسته شدم
استاد یه جا گفتین اگر با باور غلط هزار بار هم تلاش کنی، نمیرسی وتهش افسردگی هست
دقیقا اینو با گوشت و استخوانم تجربه کردم
شغل های زیادی عوض کردم
تلاش کردم
دویدم
دریغ از رسیدن به ریالی پول
کاملا ول معطل بودم
از اطرافیان بگم
از نزدیکان کسی هست که از صبح تا شب به هر کسی که صاحب نون هست( اون افراد نکه ثروتمند باشنداااا، نه، فقط فقیر نیستن و به اندازه امرار معاش و یه دوتا خونه و دوتا ماشین و… پول دارن)
بد وبراه میگه
فلانی دزد، فلانی حقه باز، فلانی دروغگو، فلانی نون حروم خور، فلانی …حریص، فلانی ….
تلخه ولی خودش(همین فرد که به همه بد و بیراه میگه) از صبح ساعت 4 صبح تا 8 شب میدوه ولی آخر سر لنگ جور کردن پول بیمه ماشینش هست
از اطرافیانم کاملا دیدم که لیست عروسی یا مهمونی نوشتن و هنگامی که بخوان لیست رو اولویت بندی کنن همه متفق القول وقتی به اسم آدم پول دار رسیدن، گفتن اینو خط نزن اینو بزار باشه
وقتی ضامن چند شدن و بانک اخطار داده که قسط واریز نشده
با آدم فقیر تماس گرفتن که بابا تو که عُرضه نداری از پس قسط ناچیز بربیای چرا پاک گرفتی ولی کسی به اون آدم دارا زنگ نمیزنه
اصلا خورده من سال 96 وام گرفتم مبلغ یک و نیم میلیون با همسرم یه میلیون وام گرفتیم دلار 4 تومن بود و گاها ما نداشتیم قسطا رو پرداخت کنیم،بانک هر هفته روز شنبه صبح زنگ میزد و روز ما رو خراب میکرد
یه روز گوشی برداشتم گفتم آدم حسابی من و هزار نفر مثل من اگه تو ماه بیایم قسطمون رو واریز کنیم اندازه یه قسط اون آدم که اومده یه میلیارد وام گرفته، بانک شما رو تکون نمیده، یه کم با هوش باشه بجای تماس با صد نفر در روز با یه آدم گردن کلفت تماس بگیر، خدا رو شکر بعدش دیگه زنگ نزد
کلا دیوار آدم فقیر پایینه️
دختر آدم فقیر که بخواد ازدواج کنه کلی هزینه میزارن رو دستش، حالا شهرهایی مثل ما که تا چند وقت نامزدی طول میکشه بهر مناسبتی بصرف شام یا ناهار خراب میشن رو سر خانواده عروس، در حالیکه دختری که از خانواده ثروتمند هست اصلا خانواده و اطرافیان خانواده دوماد روشون نمیشه برن، همش استرس لباس، ارایش، کادو و… رو دارن
عروسی آدم ثروتمند که میری هر کی تلاش میکنه ماشین بهترش رو ببره، آخرین تیپش رو بزنه، بهترین آرایشگاه بره و کادو عروسی رو خیلی گرون تر از اون چیزی که عرفه براش هزینه میکنن و مهمون های عروسی رو که نگاه میکنی همه ماشین ها مدل بالا، آدم ها مرتب، شیک و خوش پوش و زیباااا
و عروسی آدم فقیر، لباس معمولی، آدما به محض یه کم خستگی میشینن و دیگه نمیرقصن، خاویار هم جلوشون بذاری ازش ایراد میگیرن( چون فکر و ذکر آدم فقیر حرف مردمی و آدم ثروتمند درگیر حرف مردم نیست) ، قیافه ها معمولی، لباسا معمولی، اغلب مهمونا سر شب میزارن میرن چون میبینی خبر خاصی نیست و کلا انگار اتفاق خاصی قرار نیس بیفته، کادوها معمولی….
در واقع آدم ثروتمند جذبه داره
قدرت درونی داره
به خودش مطمئن هست، چون حسش به خودش خوبه حتی اگر ژولیده هم باشه باز به دل آدما میشینه(رفتار افراد انعکاس احساس و رفتار خودشه)
همه ازش تعریف میکنن
همه با روی گشاده باهاش احوال پرسی میکنن
تحویلش میگیرن
آدم ثروتمند شادی درونی داره
طبع آدم پولدار شاید گدا باشه ولی طبع آدم ثروتمند گدا نیس
از اطرافیانم خانمی هست که بانکی هست و دارایی زیادی داره، پولداره ولی ثروتمند نیس، با داشتن اینهمه دارایی کادوهاش اغلب خوب نیستن
این تکه رو استاد تو فایل های خیلی خوب تشریح میکنه
ببین خانمه چون نمیخواد و دلش نمیاد هزینه کنه میره هزینه هم میکنه ولی درست هزینه نمیکنه و برای اینکه کم هزینه کنه چیزی میخرهره که بدرد نمیخوره، و پولش هدر میره
کادو برای من یه ست روتختی آورد ببین بقدری لیز و جنس خوبی نبود که سَر از رو بالش سُر میخورد میفتاد اطراف بالش،
گفتم شاید من بلد نیستم استفاده کنم حیف نشه، دادم خواهرم، خواهرم پهن کرد دید اینجوریه جمع کرد داد نفر سوم و….
استاد اونجا که میگین
ثروت مثل ذره بین هست و هر جور که باشی فقط یه «تر» بهش اضافه میکنه
اگه بخیله، بخیل تر
اگه بخشنده اس، بخشنده تر
اگر…
درسته
من این دوتا رو وصل به هم میدیدم و تو این فایل فهمیدم این دو از هم جداست و اخلاق و رفتار آدم ها هیچ ربطی به ثروت ندارن و ثروت کمک میکنه آدم ها خود واقعی شون رو نشون بدن
سلام و درود به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی
خدایا شکرت بابت حضورم در این مسیر الهی
از گذشته مینویسم که بعدها یادم بیاد کجا بودم
مادر بزرگم، پدرم و مادرم (هیچ کدوم تا حالا ثروتمند نبودن، نهایتا در حد برطرف کردن نیاز خودشون دارا باشن)
همیشه میگفتن پول، پول به چه دردی میخوره؟ آدم خودش درست باشه، تنش سالم باشه، مادرم که گاها که نمکش رو زیاد میکرد و میگفت پول که ارزش نداره و آدم اصالت داشته باشه/ تمام پول دنیای فدای یه ثانیه جون و سلامتیت
ننه ام که پیاز به آدم فقیر نمیداد یعنی اگر به همسایه فقیر میومد برای یه دونه پیاز یه همسایه ثروتمند هم میومد، اون یه دونه پیاز رو دو دستی میداد به آدم ثروتمند
کلا رفتار ننه ام با آدم های ثروتمند سرشار از احترام محبت تواضع بود و وقتی به آدم فقیر میرسید زیر لب یا نفرین میکرد، یا مسخره یا نگاه بالا به پایین داشت
پدرم تا یاد دارم آدم فقیر که میومد خونمون دورش میگشت و احترامش میکرد و یواش یواش با هم همدست میشدن و ثروتمندای فامیل رو نقض میکردن که آره فلانی که از خانواده اش میکنه و همیشه دنبال پوله و این مسیر اشتباهه و پدرم میگفت ببین من همیشه از خدا در حدی میخوام که دستم جلو بقیه دراز نباشه(باورررر مخرب)، اون آدم فقیر هم پدر رو تشویق میکرد که اره همه فامیل از تو خوب میگن و… و اینجا بود که پدرم ارضا میشد و به هدفش که شناخته شدن بعنوان یه آدم خوب بود، انجام میگرفت.
در حالیکه یکی از عمه هام که همیشه بچه هایش زیاد بود و فقیرم بود وقتی میومدن خونمون انقد رفتارهای نامناسب همراه با کم احترامی باهاشون داشت که ماها هم اذیت میشدیم
و در عوض وقتی یکی از همون ثروتمندانی که در خط بالایی پدرم نقض شون کرده بود میومد خونمون، پدرم بسیار احترام میذاشت، در باز میکرد، پذیرایی عالی مهیا میکرد، هول میشد، گونه هاش سرخ میشد و…..
و اما مادرم که از یه خانواده بسیاررررر دارا هست اما طبع مادرم بلند نیس و کلا در زمینه پول بیشتر شعار میده
و حرفش اینکه که تمام پول و زندگی فدای یه لحظه جون و سلامتی و… فقط یه موردش رو میگم که شعار بودن حرفش مشخص بشه
پارسال خواهرم (که نسبت به پدر و مادر و کلا خانواده مون زیاد لطف و بخشش داره)، دندونش درد گرفت جوری که بمدت 2 الی 3 ماه طول کشید و هر روز دندون درد داشت ولی به دلایلی شرایط درست کردنش رو نداشت
هر چقدر به مادرم گفت اگه پول داری بده من دندونم رو درست کنم، نداد، پدرمم نداد(منم به گونه دیگه ای تو این شرایط گیر کردم و دقیقا همین رفتار رو داشتن)
و پدر و مادرم هر روز از خوشبخت بودن افراد ثروتمند حرف میزنن، هر روزززززز در حالیکه تو ناخودآگاه شون میگم همینکه دستمون جلو بقیه دراز نیس، عالیه
————————–
اما اوضاع و شرایط خونه های فقیر با تجربه که خودم داشتم و افرادی که در اطرافم بودن:
تکرار بی احترامی ها
ناخوش بودن حال اعضای خانواده در کنار هم، صد در صد مخالف با اون چیزی که تو تلویزیون نشون میده
دعوا روی تهیه مخارج
دور شدن افراد فامیل بخاطر نداشتن تهیه یه وعده غذا برای با هم بودن یا در رفتن از پرداخت دنگ برای دورهمی
نفرت فرزندان از والدین
تحمل کردن بار روانی و نق و نوق فرزندان توسط مادر و کار به بیماری قلبی /استرس/احساس بد کشیدنِ مادر
سرزنش والدین توسط فرزندان
استعداد بچه ها هدر رفتن بخاطر نبود پول برای حضور تو تیم، تو المپیاد، تو کلاس خصوصی و…
احساس عزت نفس و اعتماد بنفس پایین کل اعضای خانواده
فشار و استرس وقتی مهمونی میاد
سفرهای کوتاه، با زجر، بدون خرید، مهمانسرا و اقامتگاهی که بهت تعلق گرفته رو تحمل کردن با بوی بد، کثیف، که فقط دلت خوشه رفتی سفر
آدم فقیر اگر وسیله ای رو فراموش کرد از خونه با خودش ببره سفر باید صبر کنه تا برگرده خونه و تو سفر خریداری نمیشه
دعوا روی اینکه ریالی خرج تراشی کردی تو سفر
آدم فقیر سفرش خونه اطرافیانه که هزینه نکنه و اون مدت بچه ها فقط میزنن تو سر کله هم و میزبان بنده خدا فقط اون چند روز رو تحمل میکنه تا بگذره و اینا برن و ان شاا… تا سال بعد دیگه برنگردن
خریدِ فقط ضروریات در اکثر مواقع سال
خرید چیزایی که دوست داری خوشت میاد جایگاهی نداره
خرید طلا فقط برای حفظ پول
خرید لباس وقتی که حقوق بیاد نه وقتی تو بخوای
هر جا بری حتیییی خونه پدر و مادرت ارج و قرب نداری چون نه تو داری خرج کنی نه اون داره خرج کنه و هر دو طرف با نفرت در کنار هم میخوان مسالمت آمیز زندگی کنن
وقتی مهمونی میخواد بیاد خونه آدم فقیر، به تکاپو میفته الان چی درس کنم به ساعت خانم خونه منت مرد رو بکشه که فلان چیزا رو بخر و اون بگه ندارم و چند قلم حذف کن چون آخرای برج هست و حقوق رو ندادن، هی از خانم اصرار و از آقا انکار تا میرسه به ضروریات که آقا با اخم و تخم میخره و کلی غر میزه که دیگه تا اول برج چیزی از من نخواه، و خدا روز بد نیاره و اگر مرد خونه جایی باشه که آنتن نده و مهمون زنگ بزنه که به صرف نهار میخوام بیام و طبق معمول کارت خانم خالی و کلی خرید باید انجام بشه یعنی اون خانم جلو مهمون سنگ رو یه میشه و اون روز و امثال اون روز هر دقیقه برابر سالها برای اون خانم میگذره،
آدم فقیر اعتماد بنفسش پایینه
آدم فقیر عزت نفسش پایینه
آدم فقیر اعتراضی کنه شنیده نمیشه
تاثیر پذیری روابط جنسی از وضعیت مالی، مردی که وضع مالیش خوب نیس تمام فکر و ذکرش تامین معاش هست و خانمی هم که مردش قادر به تأمین معاش و درآمد خوب نیس علنا احترام و ارج و قرب چندانی هم ندارد از سمت همسر و خانواده،
آدم فقیر یه کولر و بخاری میزاره تو خونه و اتاق خواب و کار و درس بچه و خودش یکی میشه و خلوت و خصوصی نداره، و وقتی خسته از سرکار میاد باید موقع خواب بچه رو سرش راه بره، صدای اون یکی بچه رو تحمل کنه، صدای ظرف شستن خانم رو بشنوه،
شب خسته میخوابه، ظهر خسته از سرکار میاد آرامش نداره دلش خوشه چندتا بچه ها هم دور خودش جمع کرده و صبح تا شب سرش نق میزنن و فردا هم چون نمیتونه براشون زندگی خوب مهیا کنن تف و لعنتش میکنن
وایییی خدا نکنه پدر و مادری خودشون پول نداشته باشن و مریض بشن
تازه جنگ شروع میشه
هیچ فرزندی حاضر نیس نگه داره
هیچ فرزندی حاضر نیس مراقبت کنه
دکتر ببره اگر آمپول و سرم نوشته باشه میگیره دستش تو این کوچه و خیابونا دورش میده ببین کدوم اعضای فامیل تزریقات انجام میدن، رایگان ببره اونجا انجام بده
هزینه شه، دعوا میشه
من نمیبرم، منم نگه نمیدارم
من اون دفعه بردم دکتر
من یک هفته خونه ام ازش مراقبت کردم
دعوا ، بی احترامی، ناراحتی، غر و لند
یعنی اون پدر یا مادر همون لحظه بمیرن بهتره تا اون وضعیت رو ببینه
به جایی میرسه پدر یا مادر مریض هست ولی چاره اندیشی دیگه نمیشه، کسی هم میاد ملاقات به اون فرد میگن والا دکتر گفته فلان مورد دیگه بهتر نمیشه باید بسازه با همین وضعیت
آدم فقیر تنهاس، بذاته هیچکی خوشش از آدم فقیر نمیاد
آدم فقیر بو خوب نمیده
آدم فقیر قدرت نداره
آدم فقیر کسی ازش حرف شنوی نداره
آدم فقیر برند هم بپوشه انگار گونی تن کرده
آدم فقیر هر چی بگه بدل نمیشینه
آدم فقیر حرف بزنه میگن وراج
پیاده بره میگن میخواد پول تاکسی نده
بچه رو مدرسه خوب دولتی بفرسته میگن چون پول نداشت
آدم فقیر نداره که طبق قانون سلامتی جلو بره
آدم فقیر روغن درجه پایین بازار رو میگیره و قلبش رو هدف قرار میده
آدم فقیر قوت غالبش قنده
آدم فقیر دستش نمک نداره(چون خودش خودش رو کم میبینه همین انعکاس هم بهش برمیگرده)
آدم فقیر زور تحمل میکنه
آدم فقیر فحش و بی احترامی تحمل میکنه
آدم فقیر اطرافیانش هر کسی هست
آدم فقیر دیوارش کوتاس
آدم فقیر همیشه ناراضیه
آدم فقیر پر زحمته
آدم فقیر همیشه در رنجه، در حال دویدنه
آدم فقیر کمترین کادوها گیرش میاد
ارزانترین کادوها رو دریافت میکنه
ماشینِ هایِ در خونه آدم فقیر مدل پایینه
مهمون های آدم فقیر با تیپ و کادو و لباس و قیافه خیلییی معمولی میان
آدم فقیر صداش شنیده نمیشه
آدم فقیر مراسمش هم خلوته
آدم فقیر برای والدینش هم قابل احترام نیس، بچه اون خواهر یا داداشی که دارا هست رو بیشتر میخوان
اما آدمای ثروتمند
خانم و خانواده اش در اسایشن چون به محضی که بچه چیزی میخواد یا با منطق راضی میشه که الان برات اوکی نیس یا سریع مهیا میشه
خانم در خانواده ثروتمند کمتر کار میکنه
کلی وسایل الکترونیک تو خونه داره که با بهترین وسایل در کوتاه ترین زمان غذا مهیا میشه
آدم فقیر خودش با کارت بانکیش میره سفر گاها ساک لباسش هم نمیبره، چون تمام مایحتاج رو میخوره و نگران قیمت نیس
آدم ثروتمند تو سفر از سفر و فضا لذت میبره نگران این نیس که کدوم رستوران برم که قیمت پایین باشه اصلا بذار خودم بخرم ببرم محل اقامت مون که بچه ها یه چیز گرانتر انتخاب نکن، اگر رفتن رستوران مدام درگیر این نیس که بچه ها چیزی انتخاب کنین که زیر فلان قیمت باشه
آدم ثروتمند انقد دغدغه هایش بزرگ هست که گیر نده به تار موی همسر و مانتوی کوتاه دخترش
آدم ثروتمند دسیپلین داره
آدم ثروتمند بو خوب میده
آدم ثروتمند دوندوناش براش اولویت داره
آدم ثروتمند اعضای خانواده اش که مریض میشن میبره بهترین بیمارستان میگه چه کاری، چه دکتری، چه مبلغی نیازه تا خانواده ام سلامتیشون رو بدست بیارن و خیلی رها کارت میکشه
آدم ثروتمند اعصابش آرومه
آدم ثروتمند انقد داره که سالی چند بار میره سفر، میره جایی که دوست داره، جای جدید، صد در صد هزینه رو بعهده میگیره
آدم ثروتمند خونه اش چند تا خواب داره، انقد برای خودش و روابط زناشویی اش احترام قایل هست که اتاق خواب مجزا برای خودش و همسرش،
اتاق کار مجزا برای خلوت و کار خودش داشته باشه
همه اتاقا سیستم سرمایشی و گرمایشی داره
آدم ثروتمند دغدغه مهمون رو نداره، هر موقع مهمون بخواد بیاد سریع زنگ میزنه یکی میاد خونه رو تمیز میکنه، چندتا رو میفرسته خرید و چند نفر هم غذا آماده میکنن، اگه هم حوصله این پروسه رو نداشته باشه تا خدمه خونه رو تمیز کنه مهمون رو میبره بهترین هتل و تا غذا و چای و قهوه بخورن خونه هم تمیز میشه و همراه مهمون شیک و مجلسی مثل شاه وارد خونه میشه
آدم ثروتمند گونی بپوشه میگن برنده
پیاده بره سرکاری میگن از بس باکلاسه
لاغر باشه میگن مد هست
چاق باشه میگن ازبس داره
کوتاه باشه بهش نمیکنم کوتوله میگن قدش به اندازه اس
دراز باشه میگن ماشاا… به قدش
فحش بده میگن بالاخره آدم تو عصبانیت همه چی میگه
هنجار جامعه رو زیر پا بذاره میگن از بس قدرت داره
با سرعت بالا بره میگن ماشین خارجیه دیگه
با سرعت آروم بره میگن مراعات عابر پیاده رو میکنه
حرف اشتباه بزنه میگن ما قبلاً اشتباه شنیده بودیم، ایشون درست میگه
کتاب نخونه میگن اشباع شده از مطالعه، بخونه میگن از اثرات همین مطالعه است که انقد ثروت ساخته
….
ثروت خوب است️