اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد دست و دل باز خودم و مریم خانم خوش سلیقه و مهربون
واقعا دیدن این فایل برام لذت بخش بود واقعا لذت فراوان و بینظیری بردم از دیدن این فایل.
واقعا خداروشکر میکنم از اینکه خدا بهم دوتا چشم سالم داد تا بتونم این زیبایی ها را ببینم.
واقعا استاد عزیز از کجا شروع کنم به نوشتن تا دلم خنک بشه
ماشاالله اینقدر زیبایی و نعمت و فراوانی و کیفیت تصاویر فوق العاده هست که تمام سلولهای تنم سرزنده و شاداب شد.
آخ که چقدر از نحوه برگزاری مراسمات مهمونی شما لذت بردم واقعا احسنت بر شما دوتا عزیزدل دوسداشتنی و هماهنگ باهم.
چقدر تحسین میکنم شما دونفر را که اینقدر با هم در صلح هستین.
چقدر تحسین میکنم شما دوتا عشق مهربون و ثروتمند را که اینقدر از برگزاری مهمونی لذت میبرین واقعا عالیه هماهنگی شما دوتا عشق.
چقدر تحسین میکنم کیفیت مواد غذایی که تهیه کردین واینه اینه نعمت های ثروتمند بودن و یکی از فواید ثروت زیاد خریدهای با کیفیت و سطح بالا هست.
چقدر تحسین میکنم عزت نفس بالای شما را که بخاطر بقیه و مهمون استایل زندگیتون را تغییر نمیدین و بجاش با رفتار مناسب کاری میکنید بقیه از این استایل زندگی لذت ببرن و احساس راحتی کنن.
چقدر لذت بردم از دیدن این مواد غذایی و میوه هایی که مریم خانم گل بصورت حرفه ای چیدمان کردن واقعا آب دهنم افتاد واقعا فوق العاده بود.
آخ آخ آخ استاد باورم نمیشه من دارم این فایل هارو میبینم واقعا سخته این فایلها را دید و احساساتی نشد.
امروز روز فوق العاده ای بود برام و بعد از اینکه دو دفعه قسمت 113 سفر به دور آمریکا را دیدم و مبهوت اون همه فراوانی و نعمت و زیبایی شهر میامی شده بودم خدا هدایتم کرد به دیدن این فایل و اینقدر حالم خوب شد که من و عزیزدلم از شدت حال خوب که داشتیم چندین بار همدیگه رو بغل کردیم و از وجود هم لذت بردیم و خداروشکر کردیم.
واقعا امید به مهاجرت و پیشرفت در من هزار بار بیشتر شدت گرفت.
امروز روز فوق العاده ای بود برام و آخرین چک زندگیم را با موفقیت پاس کردم.
امروز روز فوق العاده ای بود برام چون فهمیدم بابا علی چرا یادت رفته تمام پیشرفتهای تو وقتی بود که هرروز سفر به دور آمریکا نگاه میکردی و با عزیزدلت خوش بودی.
امروز روز فوق العاده ای بود برام چون خدا هدایتم کرد به مسیر درست که قبلاً طی کردم و کلی نتیجه گرفته بودم.هدایتم کرد به زندگی در لحظه و حال خوب.
الهی صدهزار مرتبه شکر بخاطر استاد و سایت فوق العاده و فایلهای بینظیرش.
و اما ساده گرفتن مهمونی این خودش یکی از موارد موردعلاقم بود و همیشه به خونوادم میگفتم ساده بگیرید اینقد سخت نگیرید ولی کسی بهم گوش نمیداد و میگفتن زشته نمیشه فلان میشه.
متاسفانه بنده در زندگیم تا الان مهمونی برگزار نکردم چون با اهالی محیط اطرافم بدلیل ناهماهنگی فرکانسی هیچ رابطه ای ندارم و تا الآنم حقیقتش به مهمونی و لذتهایی که میتونه داشته باشه فکرنکرده بودم.
ولی خیلی درس گرفتم و ایده گرفتم و حتما در آینده وقتی مهمونی برگزار کنم این ایده را امتحان میکنم.
استاد عزیز و مریم خانم گل واقعا از وجود شما سپاسگزار خداوندم و عاشقتونم.
چقدر اون لحظه که استاد باذوق گفتن از خداخواستم بارون بیاد و به خواستم رسیدم ذوق کردم و خوشحال شدم.
واقعا وقتی حس و حال خوب باشه و باخودت در صلح باشی مگه میشه جهان هرچی بخوای در لحظه بهت نده.
خانم شایسته دلنشین یکی دوهفته ی پیش یادتون از خاطرم میگذشت
از خیابون مریم رد میشدم یادتون از خاطرم گذشت
وخیلی جالب که از دختر عمه م با اینکه شمارو نمیشناسه، دیالوگهای شما رو میشنیدم
من این مدلی هستم که وقتی مکانی بنظرم زیبا بیاد و حس وحالش بگیردم وحس وحالم بگیردش دیگه باید با جرثقیل من رو بلند کنن :)
ماجرا از این قرار بود که افتاب از میون درختا زده بود وروی چمنا هم نور طلایی ملایمی زده بود و اواز پرنده هام در فضاپیچیده بود اون لحظه حسش گرفته بودم و روی چمن تکیه زده به درخت نشسته بودم که دختر عمه م میگفت خب بریم دیگه گفتم یه ذره دیگه بمونیم ، 5دقیقه دیگه میگفت بریم گفتم حالا پنج دقیقه دیگه ، باز 5دقیقه میگذشت و همچنان … تا گفت بابا یه زیبایی میبینی بهش نچسب دیگه ، زیباییها بینهایتن… پاشو بریم جاهای زیباترم هست که دیگه راه افتادم
دیالوگی که گفت یاد شما افتادم اگه اشتباه نکنم بنظرم برج تمپاتون بود که از سفر میگفتیدو نچسبیدن و زیباییهای بیشتر …
وهمچنین اردکا رو تماشا میکردیم که گفت چشماشون اندازه دکمه س …شما به اردکاتون میگفتید چشم دکمه ای :)
و از محل درختان کاج میگذشتیم داشتم درختا رو رصد میکردم میوه ی کاج مورد نظرم رو پیدا کنم به دخترعمه م هم گفتم رصد کنه که در مسیر شنیدم که گفت ….حدس بزنید چی گفت :)
خوودااا اینو ببین چه کوچولوئه :))
یه بچه میوه کاج نونهال دیده بود گفت خدااا اینو ببین چه کوچولوئه … خیلی واسه م جالب بود :) استاد من میوه ی کاج مورد نظرم رو نیافتم، البته یه پله بهش نزدیکتر شدم ولی هنوز دقیقا اونی که میخوام نیست…یااون میوه ی کاجی که یافتی رو شوتش کن بیاد اینطرف یا از اونجایی که بخدا میگید ابرو بارون میخواید آسمونو واستون کن فیکون میکنه بهش بگید یکی از شاگردام هست باوراش مسئله داره این میوه ی کاج موردنظرش رو واسش اکی کن،دست از سرمیوه ی کاج ما برداره …هیچ هم مشرک نیستم احساس لیاقتمم هیچ هم پایین نیس، باور فراوانیم هم هیچ هم کم نیست :)
داشتم از یکی دوهفته ی اخیر میگفتم که روی چمنا زیربوته ی گلهای سرخ دراز کشیده بودم گلها وآسمون رو تماشا میکردم که دختر عمه م گوشیو اورد نزدیک چشمام، گفتم داری فیلم میگیری گفت اره میخوام زاویه ی دیدت رو ببینم …مثل شما که از زاویه ی دید استاد و اتوبوس و پرنده و.. فیلم میگیری :)
این فایل اماده کردن خوراکی رو هم که دیدم یاد ته چین مرغ خوشمزه افتادم ،گفتم سلامی کنم وتشکر… اون ته چین مرغی که دریکی از سفرهاتون در استیت پارک درست کرده بودید رو امتحان کردم اوووووم کاملا متناسب ذائقه م بود ، خیلی خوشمزه بود در حدی که تا یه مدت بهش چسبیده بودم :) وپشت سرهم ته چین مرغ میخوردم :)
این ایده های ساده سازی مهمونیتون هم عالی و باسلیقه ست
ساده تر از اون مرغ اماده که از بازار خریدید واسه مهمونی تمپاتون ایده ای سراغ ندارم
یا همون دورهمی های استیت پارکا که هرکسی غذای خودش رو داشت …ایده هاتون رو دوست داشتم
اماواسه من کاملا بستگی به مودَم داره …یه روزایی واقعا دوست دارم اشپزی کنم و از انجامش لذت میبرم و گذر زمان رو متوجه نمیشم
یهروزایی واسه خودم قهوه م رو داخل یه ماگ فانتزی پیشی میریزم و شمع وارمر روشن میکنم و گل رز ومریم میذارم واز میزی که واسه خودم چیدم لذت میبرم … گاهی همین روزا در مهمونی ظهور میکنه که از نگاه من لذته نه مشقت وزحمت … ولی قبول دارم که واسه یه عده هم لذت نیست و صرفا بخاطر چشم دیگران هست و اسباب زحمت ومایه ی مشقت…
روزایی هم بوده که مودش رو نداشتم مثلا شیرینی رو با جعبه ش اوردم و داخل شیرینی خوری نچیدم … یاتنقلات دیگه رو باهمون ظرفای پلاستیکی خودش مثل همون نون و پنیر و حمص که داخل همون ظرف خودشون بودن ، همون شکلی خیلی غیرمجلسی اوردم واسه مهمون که بهم گفتن عه این چه وضعشه برو داخل ظرفش بچین منم گفتم خوبه که … در 90درصد موارد مهمون هم گفته نه نمیخواد ،ظرفش رو نمیخوایمبخوریم یا واسه شکم نیومدیم که، من نیز راست قامت وخجسته با لبخندی از این پهنای گوش تا آن بنای گوش ازجای خویشتن تکان نخورده ام …
10درصدی هم بودن که …بیخیالش …یادم شود فراموش، فکراضافی خاموش
راستی فایل درسهای زندگی از یک بازی هم عالی بود
منم بابام تصمیم گرفته میز پینگ پونگ بخره، داخل پارک بودم چشمم به میز پینگ پونگ افتاد بعد به دخترعمه م گفتم بیا اینجا بازی کنیم ، گفت دسته وتوپش رو که نداریم منم بلد نیستم، گفتم اشکالی نداره یاد میگیری من خودمم مبتدی ام ، دسته وتوپش رو من دارم ، تورش رو بخرم بیایم بازی کنیم… بعد روز بعدش داشتم به خونواده م میگفتم میخوام تورش رو بخرم برم پارک بازی کنم… که بابام گفت نمیخواد چند روز پیش داشتم به مامانت میگفتم میخوام میز پینگ پونگ بخرم ، خوشحال شدم
از 15سالگیم دسته وتوپش رو خریده بودم فورهند وبک هند و بادست راست و بادست چپ زدن رو تمرین میکردم اینکه توپ رو بندازم بالا مثلا تا صدتا بزنم توپ نیفته گهگاهی هم با دیوار
ولی ادامه ندادم ، همبازی بدمینتون بیشتر داشتم میرفتیم بیرون با دوست و فامیل بدمینتون بازی میکردیم، گاهی والیبال… خداروشکر الان سه تا همبازی پینگ پونگ دارم … ایده های شما رو هم سوباساگونه در پینگ پونگ امتحان کنم:) … صحبت کردن باتوپ و زمین وتحقق آرزو باحال بود سپاسگزارم عاشقتونم
اون اعتماد ب نفست تو فیلم گرفتن از مهمونا ک شاید با فیلم گرفتن راحت نباشن
اون تشکری که از همه میکنی مدام
اون ارتباطی ک باهمه برقرار مکنی و باهمه گرم میگیری فرقی نداره کی باشه
از اعتماد ب نفس بالات میاد
از با خودت تو صلح بودن میاد
چ قدر هیکلتون قشنگ شده استاد چ بدنی ساختین همسن پسرای 23 24 ساله این
خدایا چ قدر مریم جان زیبا شده الله اکبر
اخه چیکار کردین مریم جان ک انقد زیبا تر شدین
چ قدر لباس مریم جون زیباست چ قدر اندامش و بازوهای دستشون زیباس الله اکبر ب این همه زیبایی ک من دارم میبینم
چ قدر مبلاتون خوشگل و زیباس چ قدر سیستم پذیراییتون ساده و خوشگله
عاشق خونتون شدم که به سبک شخصی خودتونه
عاشقتونم ک یه بار خلوتش میکنین باز دلتون شلوغ میخاد شلوغش میکنین و هی تنوع میدین
چ قدر مریم جان خوش سلیقس تو چیدمان و اشپزی
چ قدر خلاق و خوش فکره ببین چ قدر قشنگ چیده ادم هض مکنه ب خدا
من واقعا ازین همه نعمت و زیبایی ک جلوی چشمم دیدم کیف کردم
چ ظرفای ساده و کارا و خوشگلی داشتین
چ قدرخوبه ک از همه ملیتا تو خونتون مهمونی دارین
و چ قد ساده میگیرین همه چیو
استاد عاشقتم ک میگی خداوند درخواستامونو اجابت مکنه و هوا اونجوری شد ک شما میخوای
درسایی ک من ازین فایل گرفتم:
این که ب خودم تو مهمونی دادن راحت بگیرم
این که راحتی و لذت خودم رو در اولویت قرار بدم
این ک من مسعول لذت بردن یا سرگرم کردن مهمونام و هیچکس نیستم
این ک جهان ادمای هم فرکانس با منو وارد زندگیم میکنه و اگه من سبک شخصیم این باشه که راحت بگیرم به خودم تو مهمونی دادن و سخت نگیرم ،جوری باشه که هم لذت ببرم و هم به کارای خودم بتونم برسم اونوقته که جهانم ادمایی رو وارد زندگی من میکنه ک اونام درست مثل من راحت میگیرن ب خودشون دنبال سادگین دنبال لذت بردنن
و چ قدر بودن با اونا ب منم خوش میگذره
ایده هایی ک گرفتم اینه ک سعی مکنم اول راحتی و لذت خودمو مد نظر قرار بدم و چ ایرادی داره تو همین ایران شربت و اب بریززم بزارم تو کلمن یخ شه دیگه نخاد پاشم ب کسی ی لیوان اب یا شربت بدم
از ظرفای یه بار مصرف استفاده کنم
و ی جورایی غذاهای اماده رو ک بخشیشونو ک داریم و بخشیشونم ک مورد علاقه مهموناس چنان چه تونستم تهیه میکنم و به صورت چیدمانی رو میز میچینم سلف سرویس هر کی خواس بیاد خودش ورداره بخوره حالشو ببره
تازه ن چیزی حروم شه و ن خجالت بکشه ک چهار تا چمدونم بیشتر بخوره
تازه اینجوری خودشم با ما و خونمون احساس راحتی بیشتری میکنه
ب قول شما غذای مجلل کسی میخاد بره رستوران
من ک خودم استاد انقد اشپزیم برای خودم سادس بخدا
تاحالا تجربه مهمونی دادن تو خونه خودمو ندارم چون هنوز ازدواج نکردم ولی
شما منو عاشق این سبک کردین
خونه دار ک شدم منم اینطوری فرندلی مهمونی میگیرم
مهمونم بیاد ی عملت یا سوسیس تخم مرغ میزنیم باهم میخوریم
میوه و بستنیو
چهارتا چیز هله هوله از مغازه میخرم و تامااام
پیشنهادایی ک برای بهبود دارم:
خوب استاد ما مث شما دریاچه نداریم و فضای خونمون اپارتمانیه
و پیشنهاد مکنم واسه سرگرمی اجیل بخوریم باهم همگی
یا تفریحات مورد علاقمونو بچینیم تو خونه انجام بدیم باهم بازی کنیم
اسم و فامیل دست جمعی خیلی میچسبه
خیلی از بازیا هس ک دست جمعیش خیلی میچسبه
یا چمیدونم میز پینگ پونگ بزاریم
اهنگ بزاریم
ی رقابت و مسابقه بین همه بندازیم وسط
یا اگه فضاش بود ترغیب کنیم بقیه رو ک راجع ب ارزوهایی ک دارن حرف بزنن
مثلا زمان بدیم هرکی زودتر ده تا از ارزوهاشو لیست کرد برندس و باید بلند جلو همه بخونه و بقیه ب ترتیب نفرات بعدی
یا بگن ک تو چیا خوبن و ی جورایی از خودشون تعریف کنن و ویژگیای مثبت خودشونو بگن
مثلا بگن من صادقم اشپزیم خوبه رفیق خوبیم و….
اجازه بدیم مث همین دوست شما ک داشت غذاهارو درست میکرد
اجازه بدیم کسی اون وسط اگه اشپزیش خوبه و دوس داره و مام موادشو داریم بیاد سر گاز ما درست کنه بخوریم لذتشو ببریم کلی تحسین کنیم دست پختشو
اونی ک صداش خوبه و دوس داره بخونه برامون
استعداداشونو بیرون بکشیم و باهم مهمونی رو بگردونیم
مثلا یکی اشپزی کنه ی چیز ساده ک دوس داره یکی بخونه یکی جوک تعریف کنه یکی برقصه
و چ قدر حالشون خوب میشه
تازه براشونم جالب میشه ک ما از بقیه خانواده ها متفاوتیم و کنارمون میتونن خودشون باشن راحت باشن بخندن و این ممکنه تو اونام تاثیر بزاره دفه بعد مام رفتیم خونشون اونام ی بازی چیده باشن باز باهم بازی کنیم
و خیلی ب خودشون سخت نگیرن
و ما میشیم صدای متفاوت از بقیه
که ادما کنار ما خودشونن و از خوبیا با ما حرف میزنن
اولشش سخته شاید ی سریا بگن نمیشه ولی میشه دیگرانو عادت داد که ب سبک ما احترام بزارن
هر کسیم ک نمیخاد خب دفعه بعد نمیاد
ولی این سبک با ذاتت ما ادما یکی تره
و اگه اتفاقاخودشونم اهل دل باشنو نارضیی از سبک معمول جامعه باما همراهمیشن و خوششونم میاد تازه
استاد مرسی که داری این سریال اموزنده رو ادامه میدی
استاد وقتی فیلم تموم شد گفتمممم نههه چرا اینقدر کم بود بعد نگاه کردم 46 دقیقه بوده و من نفهمیدم چطوری تموم شد ! انگار که خودمم داشتم واسه مهمونی آماده میشدم و ذوق داشتم از مهمونی و دیدن مهمونا … از خدا خواستم افرادی در مسیرمون قرار بده که مثل شما ، با همسرم هر دومون از هم صحبتی باهاشون لذت ببریم … خداروشکر اونقدر نتیجه گرفتم که الان ایمانم از قبل بیشتر شده و ته قلبم میگه این هم می شود ، این هم به آرامی اتفاق می افتد .
و اما پاسخ به سوالات
من خودم بر خلاف اطرافیانم به آسون گرفتن مهمونی ها و اینکه در توانم باشه اعتقاد دارم ، اما به خاطر اینکه بقیه با حالت عیب جویی بهم تذکر میدادن فکر میکردم من میزبان خوبی مثل بقیه نیستم ! اما استاد شما دوباره بهم درس عزت نفس دادین که نباید به حرف مردم توجه کنم و باید آنچه فکر میکنم درسته رو انجام بدم ، سپاسگزارم .
من ذهنم خیلی منطقیه و یجورایی تو موارد دو دو تا چهارتایی سعی میکنم موازنه برقرار بشه . مثلا ما از شهرستان که منزل خاله ام در تهران میریم اکثرا دو سه روز مهمان هستیم و اونا از این نوع میزبان ها هستن که خیلی زحمت میکشن و خب غذاهای ایرانی مثل خورشت اینا هر کدوم واقعا زمان بر هستن ! من در اینجور زمان ها پیشنهاد میدم که یک وعده رو من درست میکنم از کاشان میارم که کارها شِیر بشه و زحمتشون کمتر بشه . اوایل بد میدونستن ولی وقتی دلیل منطقی آوردم که بابا میخایم دورهم لذت ببریم نه اینکه توی مهمونی خودت حال ندار باشی قبول کردن:)
از چیدمان میوه هاتون و استفاده از کنتراست رنگی در چیدمان لذت بردم عالی بود … و نکته ای که توجه کردم و برام جذاب بود تنوع غذایی تون بالا بود ولی غذاهای راحتی بودن . حالا تو فکرم چجوری با غذاهای ایرانی هماهنگش کنم جوری که زمان بر نباشن ولی تنوع بالا باشه
ممنون بابت فیلم های قشنگی که میگیرین … امیدوارم همیشه دلتون شاد باشه
استاد فایلتون خیلی خوب بود واقعا لذت بردم کیف کردم اصلا روحیه مو عوض کرد چه دیدگاه و افکار جذابی دوباره تو همین فایل بود که میشه چه قدر راحت مهمونی گرفت و لذت برد
در کل تو دوره 12 قدم قدم 10 جلسه 2 فایل ستاره قطبی خیلی خوب گفتی استاد تعجب نمیکنید که من هر اتفاقی میفته شرایط من خوبه و بهتر میشه هر چی میگذره داره شرایطم بهتر میشه هر چی و هر چی بشه من حالم خوبه و اتفاقات عالی ای میفته برام
چون قوانین ثابته و من عمل میکنم
استاد همینه
شما چیز هایی و دریافت کردید و میکنید که دارید عمل میکنید
من واقعا هیچ وقت ندیدم حداقل شخصی با این شرایط تو فیلم های تخیلی ام نیست
خانواده خوب
دوستان خوب
فضای لاکچری
طبیعت زیبا
دریاچه
امکانات به روز
دوستانی از چندین ملیت
و چنین حس و حالی
انشالله یه روزی من و همسرمم ام تو همون جمع های دعوت شده از شما باشیم
استاد جان اصن تو ذهن من دقیقا همین اشتباه بود که شما گفتین که من فلانی رو دعوت کنم کلی ازش پذیرایی انچنانی کنم و این یعنی لذت بردن از مهمونی و این یعنی احترام گذاشتن به مهمونت!
واقعا هم وقتی مهمونی رو به خودت سخت میگیری هیچ تجربه ای ازش کسب نمیکنی اون مهمونه هم فقط میگه اقا من هر چی زودتر برم تابیشتر اسباب زحمت نشدم واسشون و یه جورایی فرار میکنه همینطور هم واسه خود منم پیش اومده که فرار کردم طوری که وقتی اومدم بیرون خونه طرف انگار از تو قفس اومدم بیرون حس سبکی داشتم و بعدشم تفسیر مهمونی که دیدی فلانی چیکار کرده بود و فلان شد
استاد این سخت گرفتنه یه وجه مالی هم داره که انچنانی مهمانی دادن خرج انچنانی هم داره که من بارها و بارها حتی وقتی که تو شرایط مالی خوبی نبودم تجربش کردم
البته هنوزم با اینکه رو عزت نفسم و خودارزشیم دارم کار میکنم ته ذهنم یه مقدار هست که مهمونی گرفتن و میزبان بودن رو واسه خودم سخت میگیرم و این باور رو دارم که من باید بهترین خودم رو تو مهمونی ارائه بدم حالا این بهترینه از نظر من چی بوده و البته هست یعنی همون تعارفات ایرانی و غذاهای خوشمزه و جور وا جور تا خوش مشرب بودن و بگو بخند گرفته تا جایی که علاوه بر غذاهای باب دل مهمانم حرفهایی رو هم بزنم که مهمانم خوشش بیاد که بگه اره تو راست میگی حتی حرفهایی که برا خودم خط قرمزشون کردم که ورود نکنم بهشون مثل مسایل سیاسی!
ولی یه جورایی دنبال تایید دیگران بودم تا راحتی خودم و به خودم اونقدر تو مهمونی سخت میگیرم که به قول شما حتی نمیشه همیشه مهمون داشته باشم اینقدر بهم سخت میگذره و در سالش به چند تا مهمونی نمیرسم!
اینم بگم که در مورد مهمونی رفتن هم همینطورم که اگه همونجوری که خودم سفره انچنانی باید بچینم و اخلاق و رفتارم باید باب میل مهمانم باشه انتظار دارم که میزبان منم همین کارارو واسه من بکنه که اگه غیر از باشه شاکی میشم و به عنوان بی احترامی به خودم میدونمش ! وای بحال اون مهمونی که قبلا من دعوتش کرده باشم که دیگه هیچی…
خداروشکر که هدایت شدم به آسون گرفتن تا اسون شدن
اتفاقا همین سال گذشته هم برام پیش اومد و کلی ناراحت شدم که چرا فلانی من این همه براش وقت و انرژی گذاشتم و احترام گذاشتم بهش و حالا که نوبت اون شد اینقدر ساده و سبک گرفته همه چیو و به من احترام نزاشته !!
استاد من تو خانواده ای بزرگ شدم که مهمونی دادن ومهمون داشتن جزیی از روزمرگی خانواده بود واسه همین توی این سبک مهمونی همه چی تموم دادن و سختی دادن به خودم استادم یعنی هر کسی که خونه من اومده دقیقا متوجه شده که این سفره کار چند ساعت کار نیست و کلی وقت و انرژی و هزینه خورده تا شده این !
و این سبک مهمونی دادنه همونطور که گفتم عادت خانواده ای بود که من توش بزرگ شدم و هر چی هم اون مهمان غریبه تر میبود و رودروایسی بیشتر تجملات و سختی کشیدنه بیشتر و همون فرمونم اومدم تو زندگی مشترک خودم بعد از اینکه ازدواج کردم و به قولی تشکیل خانواده دادم!
وبعدا که اگاهتر شدم به لطف آشنایی با شما استاد عزیز و خرید دوره عزت نفس وقتی رجوع کردم به اون روز مهمونی دیدم که من به خودم سخت گرفتم چون من باورهای نامناسبی توی عزت نفسم دارم من دنبال ارزشمندی بیرون خودم گشتم نه درون خودم من دنبال تایید دیگران بودم من دلم میخواسته که بهم توجه کن بگم ماشالا دیدی چقدر مهمونی توپی داد دمش گرم و این داستانا و من تو اینجور خانواده ای بزرگ شدم وگرنه طبیعی مهمونی همونه که اون بنده خدا منو دعوت کرد نه ظرف انچنانی درکار بود نه غذاها و دسرهای رنگانگ همونچیزی که واسه خونه خودش بود رو چار قلم بیشترش کرد واسه ما و مشکل مالی هم نداشت بگم منبع مالی نداشت اتفاقا درامدش همونموقع از الان من بیشتر بود و تو همون روزها هم اتفاقی مهمان شدم خونه پدری اون شخص و دیدم اونجام همینطوره اونام راحتن و سختی کشیدن و تجملاتی درکار نبود ولی در عین حال توی دوتاشون به طرز عجیبی احساس راحتی داشتم پس فهمیدم دنبال ایراد تو اونا نگردم منم که باید دیدگاهم رو تغییر بدم منم که نیاز به تایید دیگران دارم و عوامل بیرونی رو دخیل میدونم توی ارزشمندی منم که دنبال تایید دیگرانم منم که شرک دارم !
وظیفه من و شما نیست که به مهمون خوش بگذره وچقدر این جمله درسته و من در مقابلش مقاومت دارم
انشالا که خداوند هدایتگرم باشه بتونم طوری عزت نفسم رو بسازم و رو خودم کار کنم که منم مثل شما و اون بنده خدا نه تنها راحت مهمونی بدم بلکه بتونم جمعها و دور همی های بیشتری رو توی روابطم تجربه کنم و ازشون لذت ببرم درحالی که بقیه هم از کنار من بودن لذت ببرن
استاد جان سپاس گزارم از اینکه اینقدر دقیق و درست به قوانینی که اموزش میدین عمل میکنین و بهترین نمونه و مثال هستین برای همه ما که مسیر درست رو بشناسیم
واقعا که عزت نفس اساسی ترین موضوعی هست که من و ما باید همیشه روش کار کنیم و این کار کردن انتهایی نداره!
1/میوه رودیگه جانمیزنم و داخل ی ظرف میریزم و تعارف میکنم
2 /چایی بردن اول کتموم شده ،داخل کتری شیشه ای میریزم عینمسجدها /
اگر قهوه خاستن علی کافه میزارمبراشون یا قهوه فوری
3/در مجموع برای مهمانیهای بزرگتر پول میدهمبیرونهمدرستکنند،از اردکها و غازهایی که هر کدوم نزدیک 1 تومان میشن خودداری کامل میکنم /نهایت ب خروس ومرغ کفایت میکنم/اگر میخامران بوقلمون درست کنم دیگ دهن مادر عزیز ونکاهنمیکنم که میگه من مزه اش ودوست ندارم و من وپشیمان بشم /بعد از اومدنمهمان دیگهنمیگمبریدسر غذا ببینین خوب شده یا ب اندازه هست،خودم قدرت درکوتصمیم دارم
در مجموع شاممهمانداشته باشی حال میده براشون املت بزنی با ظرف ی بار مصرف با خیار وگوجه ونونسنگک برای اونها و همونجا سر سفره انگور یا هندوانه بیاری نوش جانکنن
ی فولوکس چایی روی اپن هر کی برای خودش بریزه
خدایا چ عالی
سفره باتمام تجهیزات جمع شود و توام راحت بشینی
نه سختی اشپزخونه نه سختی بعد از غذا
اما من ضرب العجل چیدم و گام بگام پیش میرم
خودمونهر جمعه بیرونیم یا پنج شنبه
ظرفهامون و همه رووپلاستیکی صل اعلی میکنمکهدیگه اومدم خونه بشور بشور نباشهککلافه بشم
خیلی خوشحال وسپاسگزارم بابت یه قسمت دیگه از سریال زندگی در بهشت
با دیدن این قسمت یاد مهمونیای خودم افتادم که چقدر به خودم سخت میگیرم تا اسم مهمونی میاد اولین سوالم اینه که حالا چی درست کنم ؟چندجور غذا درست کنم؟تو چه ظرفایی سرو کنم؟چه وسایلی رو بردارم ؟چه وسایلی رو جایگزین کنم؟ دکوراسیونو چطور بچینم که بهتر و زیباتر بشه؟چی بپوشم و کلی کارای دیگه که تازه اینا قبل مهمونیه! تو مهمونی هم که باید فقط دست بند چایی آوردن و سفره چیدن میوه بیار و اونو ببر و اینو بیارو،ببین کی چی میخواد براش بیاری و کلی کار دیگه .از مهمونیم که هیچ لذتی نبردم .حتی وقت نکردم کنار میهمانها بشینیم و با اونها صحبت کنم چون یا تو آشپذخونه بودم یا در رفت و آمد. بعد مهمونی هم که فاجعه است خونه کلا ترکیده کلی ظرف کثیف ،کلی غذای مونده کلی وسیله که دوباره باید جابجا بشه و یکی دو روز دستم بندباشه و یه خستگی بجا مونده از مهمونی و یه وحشت برای مهمونی بعدی.
بله حرف شما درسته که اینجوری نه تنها میزبان لذت نبرده بلکه میهمان هم بجای اینکه از دور هم بودن لذت ببره به غیر از اینکه معضبه در حال گفتگوی درونی با خودش که خب حالا من واسه مهمونیه خودم باید چیکار کنم و چه تدارکی ببینم و اینجوریه که در اکثر مهمونیای ما ایرانی ها به کسی خوش نمی گذره و بجای اینکه از مهمونی انرژی بگیریم به خاطر فضای سنگین مهمونی حسمون بد میشه .
به خاطر همین تجملات و چشم و هم چشمی ها مهمانی ها روز به روز داره کمتر میشه.
ولی شما خیلی راحت وساده و به قول خودتون شیک و مجلسی مهمونی رو بر گزار میکنین طوری که همه کارها فقط تو یکی دو ساعت انجام شده اونم با عشق ولذت و تازه وقت دارین به کارهای سایت هم رسیدگی کنید چون خودتون رو واسه کارهای بیهوده و وقت گیر خسته نکردین
واقعا تحسین برانگیزه این حد از عزت نفس ،این حد از در صلح بودن با خود،این حد از خود باوری این حد از خود ارزشی و راحتی خودت و این همکاری ،خیلی لذت بردم و بی نهایت تحسینتون کردم و خدا رو شکر میکنم بابت شما دو عزیز که با هر فایل کلی برای ما درس دارین
چقدر زیباست که ملاک مهمونی فقط دورهم بودن و لذت بردن باشه
چقدر زیباست که هم میزبان هم میهمان در عین سادگی ، و به دور از تجملات و بدون حرف و حدیث در کنار هم خوش میگذرونن و لذت میبرن
سپاسگزارم از شما بابت این آگاهی ها و امیدوارم منم بتونم به حدی از عزت نفس برسم که بتونم مهمانی یا کلا هر کاری را ساده بگیرم و اینقدر به خودم سخت نگیرم و نخوام برای جلب توجه و رضایت و حرف دیگران خودم رو اذیت کنم .
عاشقانه دوستون دارم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشین.
به نام یگانه هستی. رر. سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ..و بچه های سایت بزرگ استاد عباس منش….ازشما استاد عزبزم سپاسگذارم که هر چند وقت با تهیه فایل جدید. اگاهایی زیادی به ما میدید…استاد من با شما موافقم…تجملات زیادی خیلی اشتباهه من به شخصه سعی کردم نه اینجور مهمانیها برم و نه اینکه این جور مهمانی داشته باشم راستشو بخوای حوصلو کلاس گذاشتن و ریخت و پاش زیادی ندارم..توی کشور ما اینجور مهمانیا زیاده و این واقعا اشتباهه…حق با شماست..سادگی که شما توی مهمانی داریددهم خودتون اذیت نمیشید هم لذت بیشتری از کنار هم بودن دارید….. سپاسگذارم ازشما استاد عزیزم و مریم جان …. درپناه حق باشید. دوستدار شما
سلام خدمت استاد دست و دل باز خودم و مریم خانم خوش سلیقه و مهربون
واقعا دیدن این فایل برام لذت بخش بود واقعا لذت فراوان و بینظیری بردم از دیدن این فایل.
واقعا خداروشکر میکنم از اینکه خدا بهم دوتا چشم سالم داد تا بتونم این زیبایی ها را ببینم.
واقعا استاد عزیز از کجا شروع کنم به نوشتن تا دلم خنک بشه
ماشاالله اینقدر زیبایی و نعمت و فراوانی و کیفیت تصاویر فوق العاده هست که تمام سلولهای تنم سرزنده و شاداب شد.
آخ که چقدر از نحوه برگزاری مراسمات مهمونی شما لذت بردم واقعا احسنت بر شما دوتا عزیزدل دوسداشتنی و هماهنگ باهم.
چقدر تحسین میکنم شما دونفر را که اینقدر با هم در صلح هستین.
چقدر تحسین میکنم شما دوتا عشق مهربون و ثروتمند را که اینقدر از برگزاری مهمونی لذت میبرین واقعا عالیه هماهنگی شما دوتا عشق.
چقدر تحسین میکنم کیفیت مواد غذایی که تهیه کردین واینه اینه نعمت های ثروتمند بودن و یکی از فواید ثروت زیاد خریدهای با کیفیت و سطح بالا هست.
چقدر تحسین میکنم عزت نفس بالای شما را که بخاطر بقیه و مهمون استایل زندگیتون را تغییر نمیدین و بجاش با رفتار مناسب کاری میکنید بقیه از این استایل زندگی لذت ببرن و احساس راحتی کنن.
چقدر لذت بردم از دیدن این مواد غذایی و میوه هایی که مریم خانم گل بصورت حرفه ای چیدمان کردن واقعا آب دهنم افتاد واقعا فوق العاده بود.
آخ آخ آخ استاد باورم نمیشه من دارم این فایل هارو میبینم واقعا سخته این فایلها را دید و احساساتی نشد.
امروز روز فوق العاده ای بود برام و بعد از اینکه دو دفعه قسمت 113 سفر به دور آمریکا را دیدم و مبهوت اون همه فراوانی و نعمت و زیبایی شهر میامی شده بودم خدا هدایتم کرد به دیدن این فایل و اینقدر حالم خوب شد که من و عزیزدلم از شدت حال خوب که داشتیم چندین بار همدیگه رو بغل کردیم و از وجود هم لذت بردیم و خداروشکر کردیم.
واقعا امید به مهاجرت و پیشرفت در من هزار بار بیشتر شدت گرفت.
امروز روز فوق العاده ای بود برام و آخرین چک زندگیم را با موفقیت پاس کردم.
امروز روز فوق العاده ای بود برام چون فهمیدم بابا علی چرا یادت رفته تمام پیشرفتهای تو وقتی بود که هرروز سفر به دور آمریکا نگاه میکردی و با عزیزدلت خوش بودی.
امروز روز فوق العاده ای بود برام چون خدا هدایتم کرد به مسیر درست که قبلاً طی کردم و کلی نتیجه گرفته بودم.هدایتم کرد به زندگی در لحظه و حال خوب.
الهی صدهزار مرتبه شکر بخاطر استاد و سایت فوق العاده و فایلهای بینظیرش.
و اما ساده گرفتن مهمونی این خودش یکی از موارد موردعلاقم بود و همیشه به خونوادم میگفتم ساده بگیرید اینقد سخت نگیرید ولی کسی بهم گوش نمیداد و میگفتن زشته نمیشه فلان میشه.
متاسفانه بنده در زندگیم تا الان مهمونی برگزار نکردم چون با اهالی محیط اطرافم بدلیل ناهماهنگی فرکانسی هیچ رابطه ای ندارم و تا الآنم حقیقتش به مهمونی و لذتهایی که میتونه داشته باشه فکرنکرده بودم.
ولی خیلی درس گرفتم و ایده گرفتم و حتما در آینده وقتی مهمونی برگزار کنم این ایده را امتحان میکنم.
استاد عزیز و مریم خانم گل واقعا از وجود شما سپاسگزار خداوندم و عاشقتونم.
چقدر اون لحظه که استاد باذوق گفتن از خداخواستم بارون بیاد و به خواستم رسیدم ذوق کردم و خوشحال شدم.
واقعا وقتی حس و حال خوب باشه و باخودت در صلح باشی مگه میشه جهان هرچی بخوای در لحظه بهت نده.
عاشقتونم استاد عزیز
سلام اساتید عزیزم ودوستان خوش انرژی
خانم شایسته دلنشین یکی دوهفته ی پیش یادتون از خاطرم میگذشت
از خیابون مریم رد میشدم یادتون از خاطرم گذشت
وخیلی جالب که از دختر عمه م با اینکه شمارو نمیشناسه، دیالوگهای شما رو میشنیدم
من این مدلی هستم که وقتی مکانی بنظرم زیبا بیاد و حس وحالش بگیردم وحس وحالم بگیردش دیگه باید با جرثقیل من رو بلند کنن :)
ماجرا از این قرار بود که افتاب از میون درختا زده بود وروی چمنا هم نور طلایی ملایمی زده بود و اواز پرنده هام در فضاپیچیده بود اون لحظه حسش گرفته بودم و روی چمن تکیه زده به درخت نشسته بودم که دختر عمه م میگفت خب بریم دیگه گفتم یه ذره دیگه بمونیم ، 5دقیقه دیگه میگفت بریم گفتم حالا پنج دقیقه دیگه ، باز 5دقیقه میگذشت و همچنان … تا گفت بابا یه زیبایی میبینی بهش نچسب دیگه ، زیباییها بینهایتن… پاشو بریم جاهای زیباترم هست که دیگه راه افتادم
دیالوگی که گفت یاد شما افتادم اگه اشتباه نکنم بنظرم برج تمپاتون بود که از سفر میگفتیدو نچسبیدن و زیباییهای بیشتر …
وهمچنین اردکا رو تماشا میکردیم که گفت چشماشون اندازه دکمه س …شما به اردکاتون میگفتید چشم دکمه ای :)
و از محل درختان کاج میگذشتیم داشتم درختا رو رصد میکردم میوه ی کاج مورد نظرم رو پیدا کنم به دخترعمه م هم گفتم رصد کنه که در مسیر شنیدم که گفت ….حدس بزنید چی گفت :)
خوودااا اینو ببین چه کوچولوئه :))
یه بچه میوه کاج نونهال دیده بود گفت خدااا اینو ببین چه کوچولوئه … خیلی واسه م جالب بود :) استاد من میوه ی کاج مورد نظرم رو نیافتم، البته یه پله بهش نزدیکتر شدم ولی هنوز دقیقا اونی که میخوام نیست…یااون میوه ی کاجی که یافتی رو شوتش کن بیاد اینطرف یا از اونجایی که بخدا میگید ابرو بارون میخواید آسمونو واستون کن فیکون میکنه بهش بگید یکی از شاگردام هست باوراش مسئله داره این میوه ی کاج موردنظرش رو واسش اکی کن،دست از سرمیوه ی کاج ما برداره …هیچ هم مشرک نیستم احساس لیاقتمم هیچ هم پایین نیس، باور فراوانیم هم هیچ هم کم نیست :)
داشتم از یکی دوهفته ی اخیر میگفتم که روی چمنا زیربوته ی گلهای سرخ دراز کشیده بودم گلها وآسمون رو تماشا میکردم که دختر عمه م گوشیو اورد نزدیک چشمام، گفتم داری فیلم میگیری گفت اره میخوام زاویه ی دیدت رو ببینم …مثل شما که از زاویه ی دید استاد و اتوبوس و پرنده و.. فیلم میگیری :)
این فایل اماده کردن خوراکی رو هم که دیدم یاد ته چین مرغ خوشمزه افتادم ،گفتم سلامی کنم وتشکر… اون ته چین مرغی که دریکی از سفرهاتون در استیت پارک درست کرده بودید رو امتحان کردم اوووووم کاملا متناسب ذائقه م بود ، خیلی خوشمزه بود در حدی که تا یه مدت بهش چسبیده بودم :) وپشت سرهم ته چین مرغ میخوردم :)
این ایده های ساده سازی مهمونیتون هم عالی و باسلیقه ست
ساده تر از اون مرغ اماده که از بازار خریدید واسه مهمونی تمپاتون ایده ای سراغ ندارم
یا همون دورهمی های استیت پارکا که هرکسی غذای خودش رو داشت …ایده هاتون رو دوست داشتم
اماواسه من کاملا بستگی به مودَم داره …یه روزایی واقعا دوست دارم اشپزی کنم و از انجامش لذت میبرم و گذر زمان رو متوجه نمیشم
یهروزایی واسه خودم قهوه م رو داخل یه ماگ فانتزی پیشی میریزم و شمع وارمر روشن میکنم و گل رز ومریم میذارم واز میزی که واسه خودم چیدم لذت میبرم … گاهی همین روزا در مهمونی ظهور میکنه که از نگاه من لذته نه مشقت وزحمت … ولی قبول دارم که واسه یه عده هم لذت نیست و صرفا بخاطر چشم دیگران هست و اسباب زحمت ومایه ی مشقت…
روزایی هم بوده که مودش رو نداشتم مثلا شیرینی رو با جعبه ش اوردم و داخل شیرینی خوری نچیدم … یاتنقلات دیگه رو باهمون ظرفای پلاستیکی خودش مثل همون نون و پنیر و حمص که داخل همون ظرف خودشون بودن ، همون شکلی خیلی غیرمجلسی اوردم واسه مهمون که بهم گفتن عه این چه وضعشه برو داخل ظرفش بچین منم گفتم خوبه که … در 90درصد موارد مهمون هم گفته نه نمیخواد ،ظرفش رو نمیخوایمبخوریم یا واسه شکم نیومدیم که، من نیز راست قامت وخجسته با لبخندی از این پهنای گوش تا آن بنای گوش ازجای خویشتن تکان نخورده ام …
10درصدی هم بودن که …بیخیالش …یادم شود فراموش، فکراضافی خاموش
راستی فایل درسهای زندگی از یک بازی هم عالی بود
منم بابام تصمیم گرفته میز پینگ پونگ بخره، داخل پارک بودم چشمم به میز پینگ پونگ افتاد بعد به دخترعمه م گفتم بیا اینجا بازی کنیم ، گفت دسته وتوپش رو که نداریم منم بلد نیستم، گفتم اشکالی نداره یاد میگیری من خودمم مبتدی ام ، دسته وتوپش رو من دارم ، تورش رو بخرم بیایم بازی کنیم… بعد روز بعدش داشتم به خونواده م میگفتم میخوام تورش رو بخرم برم پارک بازی کنم… که بابام گفت نمیخواد چند روز پیش داشتم به مامانت میگفتم میخوام میز پینگ پونگ بخرم ، خوشحال شدم
از 15سالگیم دسته وتوپش رو خریده بودم فورهند وبک هند و بادست راست و بادست چپ زدن رو تمرین میکردم اینکه توپ رو بندازم بالا مثلا تا صدتا بزنم توپ نیفته گهگاهی هم با دیوار
ولی ادامه ندادم ، همبازی بدمینتون بیشتر داشتم میرفتیم بیرون با دوست و فامیل بدمینتون بازی میکردیم، گاهی والیبال… خداروشکر الان سه تا همبازی پینگ پونگ دارم … ایده های شما رو هم سوباساگونه در پینگ پونگ امتحان کنم:) … صحبت کردن باتوپ و زمین وتحقق آرزو باحال بود سپاسگزارم عاشقتونم
سلام بر خدا
سلام بر اساتید عزیزم
سلام بر خانواده بزرگ عباس منش
وای که چقدر لذت بردم این فایل عالی بود تمام مدت زمانش لبخند نشونده بود رو لبای من
خدایا شکر واقعا بابت این همه آگاهی که هر موقع به هر کدومشون نیاز دارم واسم میفرستی
همین مدت پیش درگیر یه میهمونی دادن بودم این فایل برام شد کلی درس و تجربه واسه مهمونی های دیگه
خدایا سپاسگزارم
استاد راستشو بگم حسودیم شد به مهموناتون گفتم خوش به حال مهمونای استاد که در همچین فضای رویایی و مثبتی دور هم جمع شدند
به خودم قول دادم انقدر فرکانسمو بالا ببرم که همه ی دوستای من این تیپی باشن و همچین جاهایی دور هم جمع شیم .
خدایا سپاسگزارتم
ای خدا ای خدا ای خدایا
سلاامممممممم
چ قدر من لذت بردم ازین فایل
چ قد باخودت تو صلحی استاد
کلمه عاشقتم از زبونت نمیفته
ب دوست گرفته تا عشقت همش میگی عاشقتم
چ قدر تو شکر گزاری استاد
برای من دیدن شما خیلی لذت بخش تر بود تو این فایل
اون اعتماد ب نفست تو فیلم گرفتن از مهمونا ک شاید با فیلم گرفتن راحت نباشن
اون تشکری که از همه میکنی مدام
اون ارتباطی ک باهمه برقرار مکنی و باهمه گرم میگیری فرقی نداره کی باشه
از اعتماد ب نفس بالات میاد
از با خودت تو صلح بودن میاد
چ قدر هیکلتون قشنگ شده استاد چ بدنی ساختین همسن پسرای 23 24 ساله این
خدایا چ قدر مریم جان زیبا شده الله اکبر
اخه چیکار کردین مریم جان ک انقد زیبا تر شدین
چ قدر لباس مریم جون زیباست چ قدر اندامش و بازوهای دستشون زیباس الله اکبر ب این همه زیبایی ک من دارم میبینم
چ قدر مبلاتون خوشگل و زیباس چ قدر سیستم پذیراییتون ساده و خوشگله
عاشق خونتون شدم که به سبک شخصی خودتونه
عاشقتونم ک یه بار خلوتش میکنین باز دلتون شلوغ میخاد شلوغش میکنین و هی تنوع میدین
چ قدر مریم جان خوش سلیقس تو چیدمان و اشپزی
چ قدر خلاق و خوش فکره ببین چ قدر قشنگ چیده ادم هض مکنه ب خدا
من واقعا ازین همه نعمت و زیبایی ک جلوی چشمم دیدم کیف کردم
چ ظرفای ساده و کارا و خوشگلی داشتین
چ قدرخوبه ک از همه ملیتا تو خونتون مهمونی دارین
و چ قد ساده میگیرین همه چیو
استاد عاشقتم ک میگی خداوند درخواستامونو اجابت مکنه و هوا اونجوری شد ک شما میخوای
درسایی ک من ازین فایل گرفتم:
این که ب خودم تو مهمونی دادن راحت بگیرم
این که راحتی و لذت خودم رو در اولویت قرار بدم
این ک من مسعول لذت بردن یا سرگرم کردن مهمونام و هیچکس نیستم
این ک جهان ادمای هم فرکانس با منو وارد زندگیم میکنه و اگه من سبک شخصیم این باشه که راحت بگیرم به خودم تو مهمونی دادن و سخت نگیرم ،جوری باشه که هم لذت ببرم و هم به کارای خودم بتونم برسم اونوقته که جهانم ادمایی رو وارد زندگی من میکنه ک اونام درست مثل من راحت میگیرن ب خودشون دنبال سادگین دنبال لذت بردنن
و چ قدر بودن با اونا ب منم خوش میگذره
ایده هایی ک گرفتم اینه ک سعی مکنم اول راحتی و لذت خودمو مد نظر قرار بدم و چ ایرادی داره تو همین ایران شربت و اب بریززم بزارم تو کلمن یخ شه دیگه نخاد پاشم ب کسی ی لیوان اب یا شربت بدم
از ظرفای یه بار مصرف استفاده کنم
و ی جورایی غذاهای اماده رو ک بخشیشونو ک داریم و بخشیشونم ک مورد علاقه مهموناس چنان چه تونستم تهیه میکنم و به صورت چیدمانی رو میز میچینم سلف سرویس هر کی خواس بیاد خودش ورداره بخوره حالشو ببره
تازه ن چیزی حروم شه و ن خجالت بکشه ک چهار تا چمدونم بیشتر بخوره
تازه اینجوری خودشم با ما و خونمون احساس راحتی بیشتری میکنه
ب قول شما غذای مجلل کسی میخاد بره رستوران
من ک خودم استاد انقد اشپزیم برای خودم سادس بخدا
تاحالا تجربه مهمونی دادن تو خونه خودمو ندارم چون هنوز ازدواج نکردم ولی
شما منو عاشق این سبک کردین
خونه دار ک شدم منم اینطوری فرندلی مهمونی میگیرم
مهمونم بیاد ی عملت یا سوسیس تخم مرغ میزنیم باهم میخوریم
میوه و بستنیو
چهارتا چیز هله هوله از مغازه میخرم و تامااام
پیشنهادایی ک برای بهبود دارم:
خوب استاد ما مث شما دریاچه نداریم و فضای خونمون اپارتمانیه
و پیشنهاد مکنم واسه سرگرمی اجیل بخوریم باهم همگی
یا تفریحات مورد علاقمونو بچینیم تو خونه انجام بدیم باهم بازی کنیم
اسم و فامیل دست جمعی خیلی میچسبه
خیلی از بازیا هس ک دست جمعیش خیلی میچسبه
یا چمیدونم میز پینگ پونگ بزاریم
اهنگ بزاریم
ی رقابت و مسابقه بین همه بندازیم وسط
یا اگه فضاش بود ترغیب کنیم بقیه رو ک راجع ب ارزوهایی ک دارن حرف بزنن
مثلا زمان بدیم هرکی زودتر ده تا از ارزوهاشو لیست کرد برندس و باید بلند جلو همه بخونه و بقیه ب ترتیب نفرات بعدی
یا بگن ک تو چیا خوبن و ی جورایی از خودشون تعریف کنن و ویژگیای مثبت خودشونو بگن
مثلا بگن من صادقم اشپزیم خوبه رفیق خوبیم و….
اجازه بدیم مث همین دوست شما ک داشت غذاهارو درست میکرد
اجازه بدیم کسی اون وسط اگه اشپزیش خوبه و دوس داره و مام موادشو داریم بیاد سر گاز ما درست کنه بخوریم لذتشو ببریم کلی تحسین کنیم دست پختشو
اونی ک صداش خوبه و دوس داره بخونه برامون
استعداداشونو بیرون بکشیم و باهم مهمونی رو بگردونیم
مثلا یکی اشپزی کنه ی چیز ساده ک دوس داره یکی بخونه یکی جوک تعریف کنه یکی برقصه
و چ قدر حالشون خوب میشه
تازه براشونم جالب میشه ک ما از بقیه خانواده ها متفاوتیم و کنارمون میتونن خودشون باشن راحت باشن بخندن و این ممکنه تو اونام تاثیر بزاره دفه بعد مام رفتیم خونشون اونام ی بازی چیده باشن باز باهم بازی کنیم
و خیلی ب خودشون سخت نگیرن
و ما میشیم صدای متفاوت از بقیه
که ادما کنار ما خودشونن و از خوبیا با ما حرف میزنن
اولشش سخته شاید ی سریا بگن نمیشه ولی میشه دیگرانو عادت داد که ب سبک ما احترام بزارن
هر کسیم ک نمیخاد خب دفعه بعد نمیاد
ولی این سبک با ذاتت ما ادما یکی تره
و اگه اتفاقاخودشونم اهل دل باشنو نارضیی از سبک معمول جامعه باما همراهمیشن و خوششونم میاد تازه
استاد مرسی که داری این سریال اموزنده رو ادامه میدی
ما عاشقتیم ی کلام
به نام خداوند رحمن و رحیم
سلام
استاد وقتی فیلم تموم شد گفتمممم نههه چرا اینقدر کم بود بعد نگاه کردم 46 دقیقه بوده و من نفهمیدم چطوری تموم شد ! انگار که خودمم داشتم واسه مهمونی آماده میشدم و ذوق داشتم از مهمونی و دیدن مهمونا … از خدا خواستم افرادی در مسیرمون قرار بده که مثل شما ، با همسرم هر دومون از هم صحبتی باهاشون لذت ببریم … خداروشکر اونقدر نتیجه گرفتم که الان ایمانم از قبل بیشتر شده و ته قلبم میگه این هم می شود ، این هم به آرامی اتفاق می افتد .
و اما پاسخ به سوالات
من خودم بر خلاف اطرافیانم به آسون گرفتن مهمونی ها و اینکه در توانم باشه اعتقاد دارم ، اما به خاطر اینکه بقیه با حالت عیب جویی بهم تذکر میدادن فکر میکردم من میزبان خوبی مثل بقیه نیستم ! اما استاد شما دوباره بهم درس عزت نفس دادین که نباید به حرف مردم توجه کنم و باید آنچه فکر میکنم درسته رو انجام بدم ، سپاسگزارم .
من ذهنم خیلی منطقیه و یجورایی تو موارد دو دو تا چهارتایی سعی میکنم موازنه برقرار بشه . مثلا ما از شهرستان که منزل خاله ام در تهران میریم اکثرا دو سه روز مهمان هستیم و اونا از این نوع میزبان ها هستن که خیلی زحمت میکشن و خب غذاهای ایرانی مثل خورشت اینا هر کدوم واقعا زمان بر هستن ! من در اینجور زمان ها پیشنهاد میدم که یک وعده رو من درست میکنم از کاشان میارم که کارها شِیر بشه و زحمتشون کمتر بشه . اوایل بد میدونستن ولی وقتی دلیل منطقی آوردم که بابا میخایم دورهم لذت ببریم نه اینکه توی مهمونی خودت حال ندار باشی قبول کردن:)
از چیدمان میوه هاتون و استفاده از کنتراست رنگی در چیدمان لذت بردم عالی بود … و نکته ای که توجه کردم و برام جذاب بود تنوع غذایی تون بالا بود ولی غذاهای راحتی بودن . حالا تو فکرم چجوری با غذاهای ایرانی هماهنگش کنم جوری که زمان بر نباشن ولی تنوع بالا باشه
ممنون بابت فیلم های قشنگی که میگیرین … امیدوارم همیشه دلتون شاد باشه
سلام استاد عزیز
مریم شایسته شایسته شایسته (بر هر نعمت الهی)
استاد فایلتون خیلی خوب بود واقعا لذت بردم کیف کردم اصلا روحیه مو عوض کرد چه دیدگاه و افکار جذابی دوباره تو همین فایل بود که میشه چه قدر راحت مهمونی گرفت و لذت برد
در کل تو دوره 12 قدم قدم 10 جلسه 2 فایل ستاره قطبی خیلی خوب گفتی استاد تعجب نمیکنید که من هر اتفاقی میفته شرایط من خوبه و بهتر میشه هر چی میگذره داره شرایطم بهتر میشه هر چی و هر چی بشه من حالم خوبه و اتفاقات عالی ای میفته برام
چون قوانین ثابته و من عمل میکنم
استاد همینه
شما چیز هایی و دریافت کردید و میکنید که دارید عمل میکنید
من واقعا هیچ وقت ندیدم حداقل شخصی با این شرایط تو فیلم های تخیلی ام نیست
خانواده خوب
دوستان خوب
فضای لاکچری
طبیعت زیبا
دریاچه
امکانات به روز
دوستانی از چندین ملیت
و چنین حس و حالی
انشالله یه روزی من و همسرمم ام تو همون جمع های دعوت شده از شما باشیم
سلام و عرض ادب
استاد جان اصن تو ذهن من دقیقا همین اشتباه بود که شما گفتین که من فلانی رو دعوت کنم کلی ازش پذیرایی انچنانی کنم و این یعنی لذت بردن از مهمونی و این یعنی احترام گذاشتن به مهمونت!
واقعا هم وقتی مهمونی رو به خودت سخت میگیری هیچ تجربه ای ازش کسب نمیکنی اون مهمونه هم فقط میگه اقا من هر چی زودتر برم تابیشتر اسباب زحمت نشدم واسشون و یه جورایی فرار میکنه همینطور هم واسه خود منم پیش اومده که فرار کردم طوری که وقتی اومدم بیرون خونه طرف انگار از تو قفس اومدم بیرون حس سبکی داشتم و بعدشم تفسیر مهمونی که دیدی فلانی چیکار کرده بود و فلان شد
مطمنا که بقیه بچه هام اینطور مهمونی رفتن تجربه منو داشتن!
استاد این سخت گرفتنه یه وجه مالی هم داره که انچنانی مهمانی دادن خرج انچنانی هم داره که من بارها و بارها حتی وقتی که تو شرایط مالی خوبی نبودم تجربش کردم
البته هنوزم با اینکه رو عزت نفسم و خودارزشیم دارم کار میکنم ته ذهنم یه مقدار هست که مهمونی گرفتن و میزبان بودن رو واسه خودم سخت میگیرم و این باور رو دارم که من باید بهترین خودم رو تو مهمونی ارائه بدم حالا این بهترینه از نظر من چی بوده و البته هست یعنی همون تعارفات ایرانی و غذاهای خوشمزه و جور وا جور تا خوش مشرب بودن و بگو بخند گرفته تا جایی که علاوه بر غذاهای باب دل مهمانم حرفهایی رو هم بزنم که مهمانم خوشش بیاد که بگه اره تو راست میگی حتی حرفهایی که برا خودم خط قرمزشون کردم که ورود نکنم بهشون مثل مسایل سیاسی!
ولی یه جورایی دنبال تایید دیگران بودم تا راحتی خودم و به خودم اونقدر تو مهمونی سخت میگیرم که به قول شما حتی نمیشه همیشه مهمون داشته باشم اینقدر بهم سخت میگذره و در سالش به چند تا مهمونی نمیرسم!
اینم بگم که در مورد مهمونی رفتن هم همینطورم که اگه همونجوری که خودم سفره انچنانی باید بچینم و اخلاق و رفتارم باید باب میل مهمانم باشه انتظار دارم که میزبان منم همین کارارو واسه من بکنه که اگه غیر از باشه شاکی میشم و به عنوان بی احترامی به خودم میدونمش ! وای بحال اون مهمونی که قبلا من دعوتش کرده باشم که دیگه هیچی…
خداروشکر که هدایت شدم به آسون گرفتن تا اسون شدن
اتفاقا همین سال گذشته هم برام پیش اومد و کلی ناراحت شدم که چرا فلانی من این همه براش وقت و انرژی گذاشتم و احترام گذاشتم بهش و حالا که نوبت اون شد اینقدر ساده و سبک گرفته همه چیو و به من احترام نزاشته !!
استاد من تو خانواده ای بزرگ شدم که مهمونی دادن ومهمون داشتن جزیی از روزمرگی خانواده بود واسه همین توی این سبک مهمونی همه چی تموم دادن و سختی دادن به خودم استادم یعنی هر کسی که خونه من اومده دقیقا متوجه شده که این سفره کار چند ساعت کار نیست و کلی وقت و انرژی و هزینه خورده تا شده این !
و این سبک مهمونی دادنه همونطور که گفتم عادت خانواده ای بود که من توش بزرگ شدم و هر چی هم اون مهمان غریبه تر میبود و رودروایسی بیشتر تجملات و سختی کشیدنه بیشتر و همون فرمونم اومدم تو زندگی مشترک خودم بعد از اینکه ازدواج کردم و به قولی تشکیل خانواده دادم!
وبعدا که اگاهتر شدم به لطف آشنایی با شما استاد عزیز و خرید دوره عزت نفس وقتی رجوع کردم به اون روز مهمونی دیدم که من به خودم سخت گرفتم چون من باورهای نامناسبی توی عزت نفسم دارم من دنبال ارزشمندی بیرون خودم گشتم نه درون خودم من دنبال تایید دیگران بودم من دلم میخواسته که بهم توجه کن بگم ماشالا دیدی چقدر مهمونی توپی داد دمش گرم و این داستانا و من تو اینجور خانواده ای بزرگ شدم وگرنه طبیعی مهمونی همونه که اون بنده خدا منو دعوت کرد نه ظرف انچنانی درکار بود نه غذاها و دسرهای رنگانگ همونچیزی که واسه خونه خودش بود رو چار قلم بیشترش کرد واسه ما و مشکل مالی هم نداشت بگم منبع مالی نداشت اتفاقا درامدش همونموقع از الان من بیشتر بود و تو همون روزها هم اتفاقی مهمان شدم خونه پدری اون شخص و دیدم اونجام همینطوره اونام راحتن و سختی کشیدن و تجملاتی درکار نبود ولی در عین حال توی دوتاشون به طرز عجیبی احساس راحتی داشتم پس فهمیدم دنبال ایراد تو اونا نگردم منم که باید دیدگاهم رو تغییر بدم منم که نیاز به تایید دیگران دارم و عوامل بیرونی رو دخیل میدونم توی ارزشمندی منم که دنبال تایید دیگرانم منم که شرک دارم !
وظیفه من و شما نیست که به مهمون خوش بگذره وچقدر این جمله درسته و من در مقابلش مقاومت دارم
انشالا که خداوند هدایتگرم باشه بتونم طوری عزت نفسم رو بسازم و رو خودم کار کنم که منم مثل شما و اون بنده خدا نه تنها راحت مهمونی بدم بلکه بتونم جمعها و دور همی های بیشتری رو توی روابطم تجربه کنم و ازشون لذت ببرم درحالی که بقیه هم از کنار من بودن لذت ببرن
استاد جان سپاس گزارم از اینکه اینقدر دقیق و درست به قوانینی که اموزش میدین عمل میکنین و بهترین نمونه و مثال هستین برای همه ما که مسیر درست رو بشناسیم
واقعا که عزت نفس اساسی ترین موضوعی هست که من و ما باید همیشه روش کار کنیم و این کار کردن انتهایی نداره!
سپاس گزارم استاد عزیزم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد جان سلام مریم خانم زیبا و سلامدوستان
سپاسگذارم از دوستانم بخاطر آگاهی های عالی کهنوشتین
خدمتتون عرض کنم من خودمامشبمهمانداشتم 4 نفر
و از اول سفره تا انتهای غذا خوردن 4 بار گفتم ببخشید
ببخشید غذاکمنمکشده
ببخشید زیاد خوشمزه نشد
غذا خوشمزه نشد ک نمیخوری
ببخشیددیگه
قربونشبرممهمونم همنشست سریع گفت غذا نمکنداره حالا غذامپرگوشتاونوندید ،بینمکی غذامو سریع گفتن
همسرمهمسر سفره میگن همه چی فراوونی هست بفرمایید
راه حل من برای لذت بردن بیشتر
1/میوه رودیگه جانمیزنم و داخل ی ظرف میریزم و تعارف میکنم
2 /چایی بردن اول کتموم شده ،داخل کتری شیشه ای میریزم عینمسجدها /
اگر قهوه خاستن علی کافه میزارمبراشون یا قهوه فوری
3/در مجموع برای مهمانیهای بزرگتر پول میدهمبیرونهمدرستکنند،از اردکها و غازهایی که هر کدوم نزدیک 1 تومان میشن خودداری کامل میکنم /نهایت ب خروس ومرغ کفایت میکنم/اگر میخامران بوقلمون درست کنم دیگ دهن مادر عزیز ونکاهنمیکنم که میگه من مزه اش ودوست ندارم و من وپشیمان بشم /بعد از اومدنمهمان دیگهنمیگمبریدسر غذا ببینین خوب شده یا ب اندازه هست،خودم قدرت درکوتصمیم دارم
در مجموع شاممهمانداشته باشی حال میده براشون املت بزنی با ظرف ی بار مصرف با خیار وگوجه ونونسنگک برای اونها و همونجا سر سفره انگور یا هندوانه بیاری نوش جانکنن
ی فولوکس چایی روی اپن هر کی برای خودش بریزه
خدایا چ عالی
سفره باتمام تجهیزات جمع شود و توام راحت بشینی
نه سختی اشپزخونه نه سختی بعد از غذا
اما من ضرب العجل چیدم و گام بگام پیش میرم
خودمونهر جمعه بیرونیم یا پنج شنبه
ظرفهامون و همه رووپلاستیکی صل اعلی میکنمکهدیگه اومدم خونه بشور بشور نباشهککلافه بشم
اما تنها راه حله من اینه
خانه حیاط دار و کباب زدن و ی کاسه سالاد وتمام
استاد و مریم جان سپاگسذارم بابت فایلهای عالیتون
و ممنون ب خاطر اضافه کردن ستاره ها ب من
دوستتون دارم فراوون
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد و مریم خانم کدبانو و زیبا
خیلی خوشحال وسپاسگزارم بابت یه قسمت دیگه از سریال زندگی در بهشت
با دیدن این قسمت یاد مهمونیای خودم افتادم که چقدر به خودم سخت میگیرم تا اسم مهمونی میاد اولین سوالم اینه که حالا چی درست کنم ؟چندجور غذا درست کنم؟تو چه ظرفایی سرو کنم؟چه وسایلی رو بردارم ؟چه وسایلی رو جایگزین کنم؟ دکوراسیونو چطور بچینم که بهتر و زیباتر بشه؟چی بپوشم و کلی کارای دیگه که تازه اینا قبل مهمونیه! تو مهمونی هم که باید فقط دست بند چایی آوردن و سفره چیدن میوه بیار و اونو ببر و اینو بیارو،ببین کی چی میخواد براش بیاری و کلی کار دیگه .از مهمونیم که هیچ لذتی نبردم .حتی وقت نکردم کنار میهمانها بشینیم و با اونها صحبت کنم چون یا تو آشپذخونه بودم یا در رفت و آمد. بعد مهمونی هم که فاجعه است خونه کلا ترکیده کلی ظرف کثیف ،کلی غذای مونده کلی وسیله که دوباره باید جابجا بشه و یکی دو روز دستم بندباشه و یه خستگی بجا مونده از مهمونی و یه وحشت برای مهمونی بعدی.
بله حرف شما درسته که اینجوری نه تنها میزبان لذت نبرده بلکه میهمان هم بجای اینکه از دور هم بودن لذت ببره به غیر از اینکه معضبه در حال گفتگوی درونی با خودش که خب حالا من واسه مهمونیه خودم باید چیکار کنم و چه تدارکی ببینم و اینجوریه که در اکثر مهمونیای ما ایرانی ها به کسی خوش نمی گذره و بجای اینکه از مهمونی انرژی بگیریم به خاطر فضای سنگین مهمونی حسمون بد میشه .
به خاطر همین تجملات و چشم و هم چشمی ها مهمانی ها روز به روز داره کمتر میشه.
ولی شما خیلی راحت وساده و به قول خودتون شیک و مجلسی مهمونی رو بر گزار میکنین طوری که همه کارها فقط تو یکی دو ساعت انجام شده اونم با عشق ولذت و تازه وقت دارین به کارهای سایت هم رسیدگی کنید چون خودتون رو واسه کارهای بیهوده و وقت گیر خسته نکردین
واقعا تحسین برانگیزه این حد از عزت نفس ،این حد از در صلح بودن با خود،این حد از خود باوری این حد از خود ارزشی و راحتی خودت و این همکاری ،خیلی لذت بردم و بی نهایت تحسینتون کردم و خدا رو شکر میکنم بابت شما دو عزیز که با هر فایل کلی برای ما درس دارین
چقدر زیباست که ملاک مهمونی فقط دورهم بودن و لذت بردن باشه
چقدر زیباست که هم میزبان هم میهمان در عین سادگی ، و به دور از تجملات و بدون حرف و حدیث در کنار هم خوش میگذرونن و لذت میبرن
سپاسگزارم از شما بابت این آگاهی ها و امیدوارم منم بتونم به حدی از عزت نفس برسم که بتونم مهمانی یا کلا هر کاری را ساده بگیرم و اینقدر به خودم سخت نگیرم و نخوام برای جلب توجه و رضایت و حرف دیگران خودم رو اذیت کنم .
عاشقانه دوستون دارم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشین.
به نام یگانه هستی. رر. سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ..و بچه های سایت بزرگ استاد عباس منش….ازشما استاد عزبزم سپاسگذارم که هر چند وقت با تهیه فایل جدید. اگاهایی زیادی به ما میدید…استاد من با شما موافقم…تجملات زیادی خیلی اشتباهه من به شخصه سعی کردم نه اینجور مهمانیها برم و نه اینکه این جور مهمانی داشته باشم راستشو بخوای حوصلو کلاس گذاشتن و ریخت و پاش زیادی ندارم..توی کشور ما اینجور مهمانیا زیاده و این واقعا اشتباهه…حق با شماست..سادگی که شما توی مهمانی داریددهم خودتون اذیت نمیشید هم لذت بیشتری از کنار هم بودن دارید….. سپاسگذارم ازشما استاد عزیزم و مریم جان …. درپناه حق باشید. دوستدار شما