یک الگوی مناسب برای مهمانی گرفتن - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

514 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پویان ریحانی گفته:
    مدت عضویت: 2618 روز

    شما خیلی خفنید .

    واقعا لذتی که تو کارتون و تو صحبتاتون هست .احساس منم درگیر کرد و این احساس عشق درون سینم جوشید ممنون از این که هستید و ممنون از خداوند که شمارو آفرید .

    تماما درک کردم که پاسخ جهان فقط به احساسات هست و قدرت کنترل ذهن و آنچیزی که میخواهیم باشیم درخواست داریم چقدر با هم مطابقت دارد .

    استاد عزیز خیلی از بزرگان مثل جو دیسپانزا ،شما و حتی قرآن کریم همه به موضوع رو با زبان های مختلف بیان کردن و حالا کتابی مثل قرآن کامل ترین حالت و دقیقترین حالت و کتاب ها و افراد مختلف شاید کمی مختصر تر اما تماما تمام افراد بزرگ و واقعی دارن یک موضوع رو بیان میکنن.

    احساسات متعالی .

    من واقعا به شخصه زمانی که شروع کردم و پاسخ رو دریافت کردم کاملا تو شک رفتم و هنوز برام مثل یه رویا و یا یک قدرت ماورایی هست که انگار روشن شده .

    ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محسن گفته:
    مدت عضویت: 2320 روز

    سلام به استاد عباس منش و خانم شایسته عزیز.

    انشاالله حالتون مثل همیشه عالی باشه.

    اول بگم که شما با ما چه کردید که اینقدر در لحظه با دیدن ویدیو ها با شما زندگی می کنم،یعنی طوری که همش با خودم میگفتم وای دیر شد،الان مهمونا میان و از این قبیل موارد.

    دوم اینکه واقعا شمارو تحسین می‌کنم از اینکه اینقدر راحت و با آرامش و با آغوش باز پذیرای مهمونا هستید.

    ما که تو ایران اگه 4 نفر مهمون داشته باشیم از ی هفته قبل بشور رو بساب و بعدشم روز مهمونی کلا من نباید برم سر کار که مهمون داریم باید کار هارو کمک همسرم انجام بدم،و این میشه که می شیم مهمون گریز چونکه کلی ی مهمونی دادن از کار افتادگی داره.

    تا یادم نشده اینم بگم که واقعا دمتون گرررم که تو این جمع 30 نفری حتی یه استکان مشروب کسی نمی خوره و همه بصورت طبیعی شاد و سرحال هستن.

    جالب تر از همه این که خانم شایسته مهمون دارن ‌‌رفتن نشستن پای سیستم و دارن کارای سایت رو انجام میدن.

    خیلی خیلی جالب بود برام که مهمونا چند ملیتی بودن و در کنار هم بدون هیچ مساله ای داشتن شادی می کردن.

    در نهایت از شما بی نهایت سپاسگزارم و خداروشکر که شما این فایل های پر از زیبایی رو منتشر می کنید.

    واقعا زمانی که داخل سایت هستم کلی انرژی میگیرم چون مطالبی رو می بینم که همش با افکار و عقایدم تطابق داره و‌نیازی نیست هی تلاش کنم و به افکارم جهت دهی کنم،مثل زمانی که توی خونه ام یا سر کار،آدما اصلا شبیه من نیستن و باید مرتب مراقب کانون توجهم باشم تا ی وقتی نرم تو جاده خاکی.

    کاش این قانون وجود داشت انسان هارو بتونی تغییر بدی،لااقل همسرت رو کاش می شد تغییر بدی.

    در آخر دم شما گرررم

    من تا آخرین لحظه عمرم با همین فرمون میرم و هرگز تسلیم نمی شم.

    حق نگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهرا عریانی گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان گل

    واقعا یکی ازدغدغه های منو خواهرم که همیشه باهاش مشکل داریم همین مهمونی گرفتنه واقعا من اصلا حاضر نیستم مهمونی بدم بس خورد خاکشیر میشم ازکار دوروز فقط تدارک چیدن یک روزهم بعد فقط تمیزکاری و ظرف …هنوز سالهای قبل خیلی این موضوع بدتر بود یعنی من انقدر کمال گرا بودم که بیشتر بنظرم میخواستم توجه جلب کنم یعنی میوه ارایی انواع و اقسام دسر کیک غذا واس خاطر همین واقعا حال مهمون داری دیگه ندارم و خیلی وقته مهمونی نگرفتم همش میزبان داخل اشپزخونه و درحال پذیرایی باید باشه همیشه بزرگترین مشکل منو خواهرم این بوده که درموردش صحبت کردیم ولی این فایلو که دیدم به خودم گفتم منم همینطور مهمونی بگیرم همه چی یکبار مصرف همه چی اماده فقط بچین تو ظرف بزار رومیز هرکسی ازخودش پذیرایی کنه و همه باهم لذت ببریم از مهمونی ازمهمونی من فقط خستگی و له شدگیش دارم 🫠 چقدر عالی بود عالی لذت بردم اینجوری بقول شما هم مهمون راحته هم میزبان دمتون گرم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    زهره یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1717 روز

    درود خدمت استاد وراهنمای عزیزم

    درود خدمت مریم بانوی کدبانو وهنرمندم

    ودرود خدمت خواهر وبرادرهای هم فرکانسی ام

    ربم را هزاران بار سپاسگزارم به خاطر هدایت من به سمت شما ها به خاطر این همه آگاهی ناب وخالص چی میتونه از این تو زندگی بهتر باشه که یه نفر رو کنارت داشته باشی که همیشه راه رو بهت نشون بده استادم ،مریم جانم از تون سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    در صلح بودن با خودم واحترام گزاشتن به خودم باز بر میگردیم به اینکه خودمون رو درگیر حرف دیگران نکنیم

    وبه خودمون احترام بزاریم وآسایش وراحتی خودمون برامون مهم باشه نه آسایش وراحتی دیگران و اینم باز بر میگرده به احساس لیاقت وبا ارزش بودن خودمون که باید تحت هر شرایطی به خودمون وراحتی وآسایش خودمون احترام براریم وبعد به فکر دیگران باشیم ،

    چقدر جالب من خبلی وقتا پیش میومد که میگفتم خوب الان هر چی هست با بقیه میخورم بعدا تنها که شدم غذای مخصوص خودمو درست میکنم در صورتی که مریم جان میگن هر چی مهمونا دوست دارن برای اونا دریت میکنن وهر چی خودشون واستاد دوست دارن برای خودشون واین یعنی عزت نفس یعنی هم احترام به خود وهم احترام به دیگران بسیار زیبا بود این فایل من هر زمان که مهمون داشتم البته خیلی وقت هست که بهتر شدم ولی واقعا به قول استاد از یه هفته قبل شروع میکردم وبه روشهای مخطلف غذاهای مخطلف درست میکردم ولی الان برام بسیار واضح شد که آسان گیر کارها کز روی طبع سخت میگرد جهان بر مردمان سخت گوش

    یا اون دعای استاد که چقدر قشنگ خداوند براشون اجرا کرد که استاد از خداخواست هوا خوب بشه وآفتاب نباشه ودقیقا همون طوری شد وهوا بسیار مطبوع و با نم باران شد خداوندا سپاسگزارم منم الان از خدا میخواهم نیروهایی هم فرکانس با من برای لاین های سالن بیاورد همین امروز .

    سپاسگزارم استادم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ربم سپاسگزارم سپاسگذارم

    شاگرد شما زهره یوسفی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2463 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به شما استادعزیز و گرانقدرم به شما مریم عزیز و دوست داشتنی ام

    سلام به شما دوستان هم فرکانسی و ارزشمندم

    اومدم طبق قولی که به خودم دادم بعد انجام تمرین دوره حل مسائل زندگی اینجا تو فایل های بینظیر دانلودی و هدیه کامنت بذارم.اینجوری به خودم دارم جایزه میدم. وای که چقدر خوشحالم دارم اینجا مینویسم.

    (به ترتیب رفتم تا رسیدم به این فایل که براش ننوشتم)

    قبل اینکه برم سراغ سوال ها و نوشتن ایده هام باید بگم همزمانی اومدن این فایل روی سایت با صبح روزی که روز قبلش یک دورهمی کوچیک بادوستان داشتیم اونم در پارک نزدیک خونه ی ما و یکجورایی ما میزبان بودیم و برام خیلی درس ها مرور شد و یادم اومد که چقدر من تغییر کردم و راحتتر همه چی رو میگیرم.

    من قبلا با اینکه خونه تمیز بود باید حتما یک جاروبرقی کل خونه رو میکشیدم، کلی خودمو دچار دردسر و سختی میکردم. اما از وقتی اومدیم تهران خیلی راحت میگیرم. حتی منی که اگر یکنفر بدون هماهنگی میومد خونمون یکجورایی موذب بودم و ناراحت میشدم. الان اصلا اینجوری نیستم و نگران این نیستم الان یکی میاد آشپزخونه کلی ظرف ها نامرتبه یا خونه مثل همیشه همه چی سرجاش نیست. شده خاله ام که تهران هستن یکهو اومده و من مشغول لباس شستن بودم یا جارو وسط خونه بوده. یا چای دم نکردم هنوز و بااینکه هنوز خیلی دوست ندارم کسی اینجوری اینقدر یکهویی بیاد اما مثل قبل که شاید کلی حرص میخوردم نیستم، خیلی استرس میگرفتم نیستم. اینکه وای الان میوه نداریم زشته یا نگران سر و وضع خودم یا خونه نیستم.واقعا الان در این موضوع میتونم بگم وقتی اومدیم تهران و مهاجرت کردیم و خونمون شکل قبل و وسایل قبل رو نداره خیلی رهاتر و راحت تر شدم. ما خونمون الان مبل هم نداره یک سری ظرف و ظروف خاص هم ندارم اما بهم خیلی خوش میگذره وقتی مهمون میاد به اصل میچسبم.

    اصل مهمونی رفتن و دورهم بودن لذت بردن و از معاشرت با اون عزیزان استفاده کردنه. اصل از حال هم خبر دار شدن و همو خوشحال کردنه.تازه بعد از قانون سلامتی که کلا خیلی چیزهای دیگه هم دچار تحول شده تو مغزم بیشتر از قبل. اینکه به خاله ام میگفتم چرا فکر میکنید ما وقتی میایم باید حتما نهاری شامی بخوریم یا همش چیزی جلومون بذاری و باید بخوریم. ما اومدیم ببینیم تون همین. چرا اخه فکر میکنیم دید و بازدید یعنی خوردن.

    آره من الان اینو خوب میدونم چون تو ذهن ما آدم ها خوردن مترادف هست با لذت بردن و چون اصل قضیه لذت بردن رو درک نمیکنیم فکر میکنیم طبق رسم و رسوم باید هرکسی میاد بشینیم با هم غذا بخوریم، میوه بخوریم و اینجوری از کنار هم بودن لذت ببریم. اما منـی که از خانواده ام دور شدم و با تماس تصویری فقط با حرف زدن و دیدن لذت بردم و میبرم(اتفاقا چند ساعت پیش هم یک مهمونی رفتیم تولد بازی اونم مجازی. با نرم افزار اسکایپ ما هم لذت بردیم و خوشحال شدیم.) من قدر این کنار هم بودن و لذت بردن رو میدونم. من الان قدر اینو میدونم که ما برای شکم جایی نمیریم. ما نباید اون لذت رو با این لذت قاطی کنیم. نباید این فرهنگ غلط باعث بشه اصل رو توی این حواشی گم کنم. اصل با هم بودن و لذت بردن و تازه شدن دیدارها و حال و احواله. اصل اینه ما انسان ها موجوداتی اجتماعی هستیم، موجوداتی دارای عواطف و احساسات هستیم پس این یک نیازه که با هم در یک اجتماعی باشیم و میتونه این اجتماع بشه یک جمع خودمونی تر، این جمع توسط یک میزبان مدیریت بشه و اعضای جمع یا باهم دوست باشن یا نسبت فامیلی داشته باشن و اسمش رو بذاریم مهمونی، اسم اون جمع رو بذاریم تولد، اسمش رو بذاریم عروسی…میتونه هدف اون جمع شدن صرفا تازه شدن دیدارها باشه یا میتونه هدفش خوشحال کردن و به بهانه یک روز خاص باشه…خلاصه که اصل رو باید چسبید و من معتقدم اگر این خوردنی ها حذف بشه رفت و آمدها هم بیشتر و هم راحت تر و غنی تر میشه. اما حالا قراره از مهمونی ایی بیشتر صحبت کنیم که توش غذا خوردن هست حالا به اسم عصرانه یا نهار یا شام…

    من مهمون داشتن هامون رو به چند دسته میتونم تقسیم کنم.

    مهمونی های قبل از مهاجرت و تغییر

    مهمونی های بعد از مهاجرت و تغییر

    مهمونی های قبل از زندگی به سبک قانون سلامتی

    مهمونی های بعد از زندگی به سبک قانون سلامتی

    یعنی میتونم در حد فصل هایی از کتاب هر کدوم از این دسته بندی ها رو بنویسم و به یاد بیارم.

    اما ادامه این کامنت رو میذارم بعد مینویسم طبق فرمت و سوالات هوشمندانه ایی که برامون نوشتین.قطعا نوشتن هام رو مدیریت بهتری میتونم بکنم و به چیزی که اکنون هستم نزدیک تره…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1794 روز

    به نام خداوند جان آفرین

    خداوند زیبایی ها

    خداوند عشق

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم بانو

    چقققققدر این لباس بهتون میاد، چقققققدر عروسکی شدین، زیبا ، خوش فرم.

    خدایا شکرت

    استاد منم عاشق مهمانی رفتن ، و مهمانی دادن م، لذت می برم، از این سبک زندگی ، واقعا خوشم میاد، حالم خوب میشه، وقتی مهمانی میرم

    یا

    وقتی مهمانی میدم، خدایا شکرت از این رزق ، از این برکت،

    استاد منم عاشق سادگی هستم ، عاشق هر آنچه منو به خدا وصل می کنه هستم، استاد منم هر وقت مهمونی خونم میاد، به قول ضرب المثل، شهر ما مهمون هر کی باشه ، خونه هرچی باشه

    یعنی اون موقعی که مهمون وارد خونه م، میشه، هر چی توو خونه بود درست می کنم و فقط شادی برام مهمه ، حال خوب، برام مهم ه، خنده، لذت و،،،،،،

    استاد عزیزم

    مریم جونم

    متشکرم

    خدا جونم

    متشکرم

    چقققققدر درس ها بهم خدا از طریق شماها بهم میده.

    چه درس های پر از آگاهی ، خدایا متشکرم

    کامنت دوست عزیز سید علی خوشدل رو خوندم ، استاد چقققققدر نکته داشت، بی دلیل نیست که میشه جز محبوب ترین کامنت ها.

    منم خیییییلی دوست دارم بشم شاگرد اول کلاس

    شاگرد اول کلاس استاد عباس منش

    شاگرد اول کلاس ربم

    شاگرد اول کلاس زندگی م

    خدایا متشکرم

    خدایا بهم توان بده

    خدایا بهم قوت بده، قدرت بده، شجاعت بده، ایمان ، اعتماد به نفس بده منم می خوام

    استاد منم با خودم، با خدای خودم تعهد بستم، سحرگاه ساعت 3 پاشم شروع کنم رو خودم، رو باورهای حالم، و بهاشو بپردازم ، خدایا کمکم کن

    خدایا متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    پری سیفی گفته:
    مدت عضویت: 2834 روز

    سلام استاد عزیزم و درود مریم خانم زیبا

    خیلی حالم خوبه حسم خوبه

    چون امروز از یه مسئله ای رها شدم. چند روز پیش از خدا هدایت خواستم و دیشب گفتم که خدایا هر چی که خیر من رو در پی داره پیش بیاد و امروز اتفاقی افتاد که اولش برام ناراحت کننده بود اما من با درسهایی که از شما استاد عزیزم یاد گرفتم سریع نجواها رو قطع کردم گفتم همین به نفع منه من از خدا هدایت خواستم اونم به این صورت کمکم کرد. شاید هدایت ها در روزهای قبل هم واضح بود اما من نمیخواستم قبول کنم و خداوند دیگه امروز مستقیم وارد کار شد. واقعا خداوند رو سپاسگزارم. بعد از اینکه کمی با خودم حرف زدم آروم آروم از زاویه دیگه ای به اون مسئله نگاه کردم و چقدر خیریت هم در شروع و هم در اتمامش دیدم. الان هم که میخواستم دفتر شکر گذاری آخر شب رو بنویسم همین فایل بسیار زیبا رو پلی کرده بودم و قطعش نکردم و نوشتم.و انگار حالم هزاران برابر بهتر شد و هزاران برابر شکرگذارتر شدم. واقعا ممنونم استاد عزیزم

    کل صفحه رو پر کردم از سپاسگزاری از شما بخاطر این تصاویر عالی از این ثروت عالی که بدون توجه به قیمت، خرید میکنید و زمان برای شما وااااقعا از طلا با ارزشتره. که ما سالها این رو در حد حرف شنیدیم و البته گفتیم. و شما جزو معدود کسانی هستید که جامه عمل به این سخن پوشاندید.

    واقعا سپاسگزارم

    سپاسگزارم که تا این حد موجب تغییر شخصیت در من شدید

    که اگر روزها و ماههای گذشته این مسئله برای من پیش می اومد تا چند روز غمگین میبودم و دیگران رو خودم رو سرزنش میکردم اما حالا بجای گلگی و عذاب وجدان و بجای نشستن بر روی صندلی قربانی، نه تنها ناراحت نشدم بلکه شکرگذار خداوند شدم بخاطر پیش آمدن چنین مسئله ای که چقدر برای من درس داشت که عملا آموختم و البته برای تمام شدنش. و خودم را با این مسئله با ترس هام مواجه کردم و متوجه شدم آنقدرها هم که فکر میکردم سخت نبود.

    بی نهایت سپاسگزارم

    و چقققدر عاشقانه خوشحالم که خدا رو دارم شما رو دارم مریم جون عزیزم رو دارم و دوستان بی نهایت دوستداشتنی ام در این سایت رو دارم و عاشقانه دوستون دارم. خدایا هزاران هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ناهید و فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2994 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته ی باسلیقه

    سلام به دوستان عزیز در خانواده صمیمی عباس منش

    پیام از فاطمه:

    چقدر لذت بخش میشن کارها، وقتی سعی می کنیم اونها رو ساده و همچنان با کیفیت و درجه یک انجام بدیم.

    به یاد فایل معروف استاد می افتم : گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع، سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش.

    هر چند که من دست پخت خیلی خوبی دارم و غذا رو با کلی عشق و احساس خوب درست می کنم و کلی انرژی مثبت به غذا میدم ؛ ولی اینکه توی مهمونی ها، مخصوصا با تعداد مهمون زیاد، خیلی دست و دلبازانه و با احساس خوب و باور فراوانی، غذا رو از بیرون سفارش بدیم یا اینکه توی رستوران و جاهای تفریحی مختلف از مهمون ها پذیرایی کنیم، یکی از خواسته های منه.

    بله استاد جان، من هم واقعا دوست دارم که وقتی مهمون میاد در کنارشون باشم و از اون زمان لذت بیشتری از دورهمی ببریم. چون هدف اینه که چند ساعت با عزیزانمون بیشتر شاد باشیم وگرنه هر کسی میتونه خودش بهترین غذاها رو بخوره. هدف آرامش و احساس خوب ماست و اگر ما با خودمون به صلح برسیم، خداوند افرادی رو با ما هم فرکانس میکنه که از این سبک لذت میبرن و با ما هماهنگ هستن و اتفاقا خوشحال میشن که ما مهمونی رو به خودمون و اونها راحت بگیریم و لذت ببریم. اینکه نگران فکر و حرف و نظر مردم نباشیم، تکامل ارزشمندی هست که باید به تدریج قوی تری بشه.

    ایده ی استفاده از ظروف یکبار مصرف برای پذیرایی، واقعا کارها رو ساده میکنه و به میزبان آرامش میده و لذت مهمونی رو بیشتر میکنه‌. یا اینکه توی خیلی از مهمونی ها، خود مهمون ها میان و ظرف ها رو میشورن و همه چیز رو مرتب میکنن. هرچند که ماشین ظرفشویی هم خیلی مفید و کاربردیه‌.

    اینکه غذا و خوراکی و نوشیدنی و … روی سفره یا میز یا اپن آشپزخانه یا … چیده بشه که مهمون ها هروقت و هرچقدر و هرچیزی رو که دوست دارن و بدون تعارفات زیاد بتونن استفاده کنن، کار رو برای میزبان خیلی راحت میکنه و احساس آرامش میده که خود میزبان هم در مهمونی مثل بقیه مهمون ها از خودش پذیرایی کنه‌.

    با راحت گرفتن کارها، آدم میتونه بیشتر مهمونی بده، بیشتر رفت و آمد کنه. چون این طوری نگرانی از خستگی و سختی کارها نیست و هدف لذت بردنه.

    و مخصوصا اون‌جایی که تمام اعضای خانواده، قبل از مهمونی با همدیگه کارها رو انجام میدن و خونه رو آماده میکنن و این زمان رو به عنوان تفریح و شادی و بالا بردن تعاملات و کیفیت رابطه سپری میکنن، واقعا آمادگی برای مهمونی رو تبدیل به یک کار فان و جالب میکنه.

    درست مثل استاد و خانم شایسته، مثل اون زوج هایی که هر دو پا به پای هم با عشق و لذت فعالیت می کنن و خونه زیباشون رو برای پذیرایی از مهمون هاشون آماده می‌کنن.

    و چقدر قشنگ تر میشه که این همکاری و هماهنگی و لذت در طول مهمونی هم ادامه داشته

    و حتی وقتی که مهمون ها رفتن، باز هم با همدیگه همه چیز رو سر و سامان میدن و لذت میبرن.

    حتی موارد زیادی هستن که توی مهمونی یا حتی بعدش، خانم خونه نشسته و مرد مهربون خانواده مشغول ادامه ی کارهاست.به افتخارشون بزن دست قشنگه رو!!!

    چقدر خوبه که استاد عزیز و خیلی از آقایون این دیدگاه ساده گرفتن مهمانی رو دارن. چقدر خوبه که به فکر راحتی و احساس خوب همسر و خانواده شون هستن. چقدر خوب هستن آقایونی که مهمونی دادن رو برای خودشون و همسرشون تبدیل به یک فعالیت جالب و فان میکنن و با همدیگه در نهایت صلح و آرامش و هماهنگی و احساس خوب هستن و به نظرات خانمشون اهمیت میدن.

    چقدر خوبه که اعضای خانواده، همگی آدم های منظم و منضبط و تمیزی باشن و همیشه خونه مثل دسته گل باشه که حتی موقع اومدن مهمون یهویی هم، همه چیز خوب و مرتب باشه یا خیلی سریع همه جا عالی و مرتب بشه.

    چقدر ثروت خوب و الهیه. چون یک ذهن ثروت، از نعمت و برکت خداوند با دست و دلبازی برای خودش و خانواده اش و مهمون هاش خرج میکنه و مهمونی گرفتن رو برای خودش و خانواده تبدیل به یک لذت میکنه. چقدر ثروت خوبه که بتونی بهترین و با کیفیت ترین و سالم ترین و خوشمزه ترین خوراکی ها و پذیرایی ها رو برای خودت و مهمون ها فراهم کنی.

    چقدر زندگی میتونه در همه جنبه ها ساده تر و لذت بخش تر بشه، مثل خانم شایسته عزیز که از سبزیجات شسته شده و بقیه ی مواد خوراکی از پیش آماده شده استفاده کردن. یا حتی اون بسته بندی جالب سلفون که کار سلفون کشیدن روی خوراکی ها را چقدر ساده و سریع میکنه. و همین هست که ایده های خلق ثروت هر روز در حال گسترش هستن و از چه کارها و ایده های ساده ای میشه به ثروت رسید.

    چقدر ثروتمند بودن الهی و قشنگه. چقدر ثروتمندان معنوی هست. مثل استاد عزیز که با داشتن این همه نعمت مثل دریاچه، طبیعت بی نظیر پارادایس و … کلی تفریحات دیگه که توی سریال زندگی در بهشت دیدیم‌، میتونه اون رو در اختیار مهمون هاش قرار بده تا اونها هم کلی لذت ببرن و کیف کنن.

    و یک نکته ارزشمند دیگه اینه که آدم با کسانی رفت و آمد کنه و مهمونی بره و دعوتشون کنه که بسیار سالم، موفق، شاد، انرژی مثبت، اهل ورزش، ثروتمند، خلاق و از همه نظر عالی باشن که اون زمان ِ مهمونی، واقعا آدم شارژ بشه. یعنی صحبت های توی مهمونی، حرفهای قشنگ و امیدبخش باشه، ایده های خلاقانه و مثبت که افراد به رشد خودشون و همدیگه کمک کنن.

    از اون قسمت که استاد دلشون میخواست هوا ابری بشه که مهمون ها از شنا در آب گرم شده لذت بیشتری ببرند و بعدش دقیقا همونطور شد، واقعا لذت بردم‌.

    چون خیلی وقت ها چیزهایی رو توی دلم از خدا خواستم و خیلی زود و راحت و لذت بخش میسر شده و مصداق آیه ی ( فسینسّره للیسری) برام بوده و هست.

    و امیدوارم همین نکاتی که توی این کامنت نوشتم، به بهترین شکل بهشون هدایت بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2636 روز

    به نام الله مهربانم

    سلام به همگی

    خدا رو شکر که امروز هدایت شدم تا بیام از تجربه چند روز پیش خودم در مورد یه مهمونی گرفتن به سبک شما و یه معمونی رفتن به سبک بقیه، بنویسم

    زمانیکه این فایل اومد، من بی اندازه از این فایل و همه سادگی هاش لذت بردم و چقدر حس خوبی پیدا کردم و چون قرار بود همکارانم رو به باغمون دعوت کنم گفتم اکی، منم تا جاییکه میتونم ساده سازی میکنم

    همین پنجشنبه گذشته این اتفاق افتاد و من مهمونامو دعوت کردم

    باغ ما تا شهر حدود 35 دقیقا فاصله داره و جادش بی اندازه زیبا و سرسبز هست و من همیشه با عشق این جاده رو رانندگی میکنم

    چون قرار بود از صبح خودمون خانما بریم و میخواستم خودم معطل غذا درست کردن نشم، ایده اومد که به همه پیشنهاد بدم به غذای ساده کوچولو درست کنن که رود هم آماده بشه و قبل از طهر حرکت کنیم

    من ایده رو دادم و همه خیلی استقبال کردن و با چند مدل غذای ساده حرکت کردیم

    ناهارمون در عین سادگی اما تنوع جالبی داشت و هر کسی از هر چیزی تست میکرد

    خیلی خوب بود

    هممون از این کار خوشمون اومد

    من از چند روز صبل رفته بودم کاسه و بشقاب و لیوان و دیس یکبار مصرف هم خریده بودم و گفتم خانما، امروز روز استفاده از وسایل یکبار مصرفه تا کمتر بریم سراغ ظرف شستن و بیشتر خوش بگذرونیم که اینم اجرا شد خیلی عالی

    عصر رفتیم پیاده روی اطراف باغ که عالی بود

    چه هوایی چه طبیعتی، همه واقعا لذت بردن

    سر شب همسرای همکارام با بچه هاشونم اومدن و من با وجود اونا هم به خودم سختی ندادم و همون مدل پذیرایی انجام شد

    ذوی میز همه چیزو گذاشته بودیم، همگی با هم، واقعا با همکاری هم و هر کسی از میوه و هر چیز دیگه که دوست داشت میخورد

    بعد هم چون هوا خوب بود رفتیم توی حیاط

    کلی صحبت کردی خندیدیم

    آقایون از تجربه های باغداریشون صحبت میکردن تا شام

    برای شام من گوشت مرغ و بره گذاشتم برای کباب

    و تنها کاری که کرده بودم ابن بود که چون دوستان مرغ طعم دار دویت داشتن، من مرغ رو از شب قبل مرینیت کردم که از قضا خیلی هم خوش طعم شده بود

    چون من نودم اکور گوستا رو یاده میپزم و کباب مبکنم خیلی در مرینیت حرفه ای نیستم و با ابنکه نچشیده بودم، همه چیش عالی بود

    دوباره همه همکارا اومدن و خودشون سیخ کردن و همه چیز آماده مباب شد

    همسرم به آتیش عالی راه انداخته بود و همه آقایون دور آتیش مشغول گپ و گفت بودن و ویایل کباب رفت بیرون و حدود 25 دقیقه بعد یه مباب عالی از مرغ، گوشت بره، دنبه و گوجه آماده شد

    ماست و ترسی هم گذاشتم به همراه نوشابه چون دوستان اهل نوشابه خوردن بودن و خیلی کبابمون هم عالی شد و همه کیف کردن

    تا حدود 12 شب دور هم بودیم و اونا شب رو نموندن و رفتن و من و همسرم موندیم باغ تا فردا عصر که نمیدونید چقدر به من خوش گذشت

    هیچ خیتگی از مهمونی روز قبلم نداشتم

    همش توی باغ راه میرفتم و آهنگ میذاشتم و میرقصیدم تا عصر که برگشتیم شهر

    این قسمت اول تجربه هفته پیش من بود از مهمونی خودم

    حالا بریم سراغ معمونی که شب بعدش دعوت بودیم

    عموی همسرم همه رو دعوت کرده بود شام و ما هم بودیم

    بسیار شلوغ بود

    این مهمونی قرار بود عید انجام بشه اما نشده لود تا حالا

    و واقعا قسمت بود تا با مهمونی ساده و راحت من مقایسه بشه

    خلاصه همه چیز مهیا

    انواع میوه و شیرینی و سربت که بارها برامون تعارف کردن و چون من به سبک قانون سلامتی عمل میکنم هیچکدوم رو نخوردم و چقدر هم اونا اصرار میکردن

    دلم میخواد میزبان معمون رو راحت بذاره

    مثلا من روز قبلش هیچ اصراری به همکارا نمیکردم و خودشون هر چی دوست داشتن و راحت بودن میخوردن

    سد موقع شام

    یعنی دقیقا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد اینا پخته بودن و به میزان خیلی زیاد گذاشته بودن سر سفره

    تنها وسیله بکبار مصرفشون هم سفرشون بود

    حتی لیوان هم شیشه ای بود

    اینا از یک هفته قبل مشغول تدارک این مهمونی بودن

    لرا مخصوصا تکر وضع مالیشون خوب باشه بی اندازه در مهمونیا اسراف میکنن

    باورتون نمیشه چندین نمونه خورش و کباب و گوشت و پلو وووووو توی سفره بود

    و نصف بیشترش هم آخر کار اضافه اومد و دوباره بقیش رو هم همه گذاشتن توی طرف و با خودشون بردن خونه

    به نظرم اون شب تا صبح اونا فقط ظرف میشستن با چندین و چند کارگری که گرفته بودن و همه بچه های خودشون

    ولی من واقعا مهمونی خودم و تون یادگی و راحتیش رو خیلی بیشتر دوست داشتم و لذتشو بردم

    سعی میکنم این سبک رو ادامه بدم

    و یه چیز دیگه هم اینکه سعی میکنم افرادی که هم مسیر من نیستن رو هم دعوت نکنم که البته همین کار رو هم کردم

    تجربه خیلی خوبی داشتم هر دو شب و واقعا مقایسشون خیلی چیزا بهم یاد میده

    امیدوارم هممون از این تجربه های ساده و لذت بخش داشته باشیم و واقعا در عین سادگی، کیف کنیم

    دوستتون دارم و باز هم مینویسم با عشق

    تا بعد… ‍️‍️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    مهشید شاهمرادی گفته:
    مدت عضویت: 825 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته ی عزیزم

    چقدر لذت بخش بود این فایل از همون لحظه ای که شما اومدین راجب آداب مهمان پذیری و مهمان داری صحبت کردین اینکه واقعا نباید سخت گرفت مهم دور هم بودنه من خودم به شخصه همیشه واسه مهمان داری اذیت میشم کلی تدارک غذاهای متنوع ژله کیک واقعا تنها چیزی از مهمونی برام میمونه خستگی هستش ولی دیدم که چقدر شما آسون راحت کارتون توی یکی 2 ساعت ردیف شد و ماشاالله به مریم جان عزیزم که چقدر خوش سلیقه ظرف های انگور رو چید چقدر زیبا میگوها وسش رو توی ظرف گذاشت چیدمان ظرف گردوها واقعا لذت بردم و وقتی که استاد بهشون میگفتن خدا قوتت بده و مریم جان عزیزم میگفت سپاسگذارم عاشقتم چقدر من ذوق میکردم و چقدر تایید میکردم که چقدر رابطه میتونه عاشقانه و با احترام متقابل باشه وقتی که مریم جان عزیزم از تصاویر زیبا پارادایس رو نشون داد و استاد داشت شیشه ی درب رو آب پاشی میکرد پر از حس عاشقانه پر از سپاسگذاری و خدا قوتت بده

    تصاویر هوای بسیار زیبا که بارون هم اومد چقدر میتونه زندگی زیبا باشه

    چیزی که توجهم رو توی مهمانی جلب کرد خیلی راحت مهمان ها هر کدوم واسه خودش 1 طرف یکی شنا میکرد خانم ها باهام صحبت میکردن بچه ها به ماهی ها غذا میدادن

    اون دوست خارجی که داشت گوشت هارو گریل میکرد 1 نوع همکاری و همدلی توی مهمونی دیده میشد

    آقایون که باهم شنا میکردن استاد هم زحمت کشیده بودن وسایل جلیقه و آب بازی رو مهیا کرده بودن برای مهمان های عزیزشون

    چقدر لذت بخش بود واسم همه چی پرفکت

    عالی بود روزم ساخته شد با دیدن این قسمت از سریال

    1 چیزی دیگه از رنگ بال جوجه ها معلوم بود حسابی مواد خوردس و چقدر دستگاهی که توش گذاشته بودین برام جالب بود همگی باهم آماده میشدن نوش جان

    انشالله همیشه به دور همی و خوشی

    دوستون دارم مرسی بابت اینکه مارو توی تک تک لحظاتتون شریک میکنید

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: