توحید عملی | قسمت 9
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
استاد عباسمنش در این قسمت، درسهایی عمیق در باب توحید، توکل و مهمتر از همه، تواضع در برابر خداوند به ما میآموزد. نخستین و محوریترین آموزه، درسی است که از ماجرای هدایت مادر موسی (ع) بهدست میآید: اهمیت بینظیر ایمان در لحظات ترس و تردید.
زمانی که خداوند به مادر موسی وحی میکند که فرزندش را به نیل بسپارد، واژه کلیدی «نترس و غمگین مباش» بیانگر این حقیقت است که ترس و غم منشأ تمام تصمیمات اشتباه هستند و تصمیمات ما تنها زمانی میتوانند مسیر هدایت را دنبال کنند که از سر ایمان و توکل مطلق گرفته شده باشند.
توکل، تنها یک کلمه نیست، یک عمل است؛ عملی که در اوج نگرانی، به ما آرامش خاطر میدهد که خداوند هوایم را دارد، حتی اگر هیچ نشانهای از امنیت در ظاهر دیده نشود. این همان گامی است که دروازههای رزق و فزونی را در مقابل ما میگشاید.
درسی عمیقتر که در بطن این توکل نهفته است، قانون و وعده تحقق قطعی خواسته است که در شعر پروین با این بیت زیبا حضور یافته است: «رهرو ما اینک در منزل است»
از دیدگاه خداوند، لحظهای که شما قدم اول را با ایمان برمیدارید، نتیجه مطلوب و دلخواه شما از قبل محقق شده و کار انجامیافته است. تردید و شک، همان «پردهای» است که ما را از دیدن این حقیقت محروم میسازد. تردید همواره نجواهای شیطان است که وعده فقر و ناکامی میدهد، درحالیکه خداوند وعده فراوانی و رحمت. بنابراین، بزرگترین دشمن ما در مسیر موفقیت، شک و تردیدی است که ما را وامیدارد دست حق را ببینیم اما نشناسیم.
باید همواره به یاد داشته باشیم که شیوه خداوند، عدل و بندهپروری است. هرگز نباید این گمان کفرآمیز را به ذهن راه داد که خداوند ما را فراموش میکند یا از وعدهای که داده غافل میشود. بلکه هر آنچه دریافت میکنیم، نتیجه اعمال و باورهای خود ماست.
سپس شعر پروین به درس عظیم ناسپاسی و عُجب انسان میرسد و حکایت نمرود را بهعنوان تمثیلی برای وضعیت همه ما به کار میگیرد. پروردگار با مهربانی مطلق، از کودکی خردسال و بیپناه، در میان امواج هولناک دریا محافظت میکند و تمام عوامل هستی — از سنگ و قطره و باد گرفته تا گرگ و دزد — را فرمان میدهد تا محافظ و مربی او باشند. اما پیام معنوی اینجاست: پس از آنکه بنده در امنیت و آسایش قرار میگیرد، بهجای سپاس و فروتنی، دچار عُجب و خودپسندی میشود. این همان لحظه خطرناکی است که بسیاری از ما، پس از حل مشکلات و دستیابی به موفقیت، ناخواسته تجربه میکنیم و با خود میگوییم:
«نمیخواد، خودم پیداش کردم.»
این خودبینی، ریشه تمام ناسپاسیها و تبدیل نعمت به نقمت است. هر فردی که فراموش میکند که دست قدرتمند پروردگار بوده که در ضعف ناجیاش بوده است، بهسرعت به فردی چون نمرود تبدیل میشود که لاف خداوندی میزند و موفقیت خود را به «علم، نفوذ، ژنتیک یا شرایط» نسبت میدهد. اینجاست که متواضع بودن و متواضع ماندن در برابر خداوند، کلید اصلی باز نگهداشتن درهای نعمت است. این نکته ظریفی است که در دوره احساس لیاقت میآموزیم تا ضمن اینکه احساس لیاقت بیقیدوشرطی درباره تجربه نعمتهای خداوند در وجود خود پرورش دهیم، همزمان در برابر خداوند بسیار متواضع و فروتن بمانیم و اعتبار آنچه خداوند به ما ارزانی داشته را نه به عقل خود، بلکه به فضل خداوندی بدهیم که ذات ما را لایق نعمتها آفریده است.
درک و اجرای این نکته ظریف در مبحث احساس لیاقت، ما را از افتادن در دام غرور مخربی نجات میدهد که ما را ناسپاس میکند و اتصال ما را با خداوند قطع میکند. زیرا وقتی در پیشگاه خداوند، غرور جایگزین تواضع میشود، آنوقت خداوند ما را به عقل خودمان واگذار میکند.
در داستان نمرود میبینیم که غرور و ناسپاسی این بنده در برابر رَبّ به آنجا ختم شد که خداوند به سادگی و با کوچکترین مخلوقش یعنی یک پشه، قدرت مطلق خود را به رخ کسانی میکشد که تواضع در برابر رَبّ را فراموش میکنند و اعتبار آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده را به عقل انسانی خود میدهند. این یک کلید است که: «به اندازهای که در مقابل خداوند فروتن هستیم، به همان اندازه نعمتهای خداوند را در زندگی خود پایدار میکنیم.» سطح سربلندی و عزت ما در مقابل «غیر خدا» (مسائل، افراد، شرایط و…)، دقیقاً متناسب است با میزان فروتنی، درک نعمت و سپاسگزاری ما در محضر پروردگار. هرچه سر ما در مقابل خداوند پایینتر باشد، سرمان در برابر جهان بالاتر خواهد بود.
تمرین این قسمت:
با توجه به مفاهیم این قسمت، به این پرسشها فکر کنید و در بخش نظرات این قسمت به آنها پاسخ دهید:
۱. لحظه نجات الهی: به یاد بیاورید زمانی را در زندگیتان که با یک مشکل بزرگ، یک طوفان مالی، عاطفی یا جسمی روبهرو بودید و پس از ناامیدی از راههای انسانی، با تمام وجود رو به درگاه خداوند آوردید و مسئله به شکلی معجزهآسا حل شد. آن اتفاق چه بود؟ لطف خداوند در حق شما چگونه تجلی یافت؟
۲. لحظه فراموشی فضل خداوند: آیا میتوانید لحظهای را بهخاطر بیاورید که پس از آن نجات معجزهآسا یا موفقیت بزرگ، دچار غرور شدید و ناخودآگاه فکر کردید که: «من خودم این کار را انجام دادم» یا موفقیت را به عوامل بیرونی (مثل زرنگی یا شانس) نسبت دادید؟ این «نمرودِ درونتان» در آن لحظه چه گفت و این غرور و منیت چه عواقبی برای شما داشت؟
بررسی این دو تجربه به ما یاد میدهد، همانطور که به عوامل بیرونی باج نمیدهیم و آنها را خدای خود قرار نمیدهیم، در برابر خداوند همواره نهایت فروتنی را داشته باشیم تا جریان فضل خداوند به زندگیمان باز بماند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 9574MB38 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 937MB38 دقیقه






به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-توحید اصل و اساس همه چیز است
-توحیدی عمل کردن به معنای:
تسلیم بودن به درگاه خداوند
پذیرای هدایت و الهام های الهی بودن
بر روی خود و عقل خود حساب نکردن
متواضع و فروتن بودن
سپردن تمام کارها به خداوند
در مقابل تضادها و چالش ها مقاوم بودن
قدرت ندادن به عوامل بیرونی
داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی
صبور بودن
ایمان و توکل به خداوند
قدم گذاشتن بر دل ترس ها و محدودیت ها
پا فراتر گذاشتن از محدوده ی امن
خراب کردن پل های پشت سر
ایمان و باور به خداوند
مطالعه ی قرآن
درک قوانین الهی و عمل کردن به آن
نترسیدن و نگران نبودن
خواسته های خود را اجابت شده توسط خداوند دانستن
تنها بندگی خداوند را کردن و تنها از او طلب هدایت و کمک خواستن
سپاسگزار نعمت های بی انتهای الهی بودن
انفاق کردن از ثروت انرژی و زمانی که خداوند در اختیار ما قرار داده
الگو شدن
کمک به گسترش جهان
یکسان بودن حرف و عمل
تنها خداوند را حامی و پشتیبان خود دانستن
تنها قدرت را در دست خداوند دیدن
به دیگران باج ندادن و نگران تهدید آنها نشدن
در لحظه ی حال زندگی کردن و نگران گذشته و آینده نبودن است
افراد معدودی مانند استاد و خانم شایسته عزیزچنین ویژگی ها را دارا هستند و ما از خداوند بسیار سپاسگزاریم که در مدار این بزرگواران و عزیزان هستیم امیدواریم بتوانیم همیشه آنها را الگوی خود قرار دهیم و سخنانشان را مانند وحی منزل و کلام خداوند بدانیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-اینکه اتفاقاتی که به ظاهر نامناسب است با داشتن باورهای درست ایمان و توکل به خداوند و پیروی از هدایت های او حتما به نفع ما تمام خواهد شد
ما با علم و اگاهی محدود خود به اتفاقات برچسب مثبت و منفی می زنیم در صورتی که اتفاقات خنثی هستند و متناسب با باور ما به منفی یا مثبت تبدیل می شوند اگر بتوانیم تضادها و چالش ها را به چشم فرصت ها و تجربیات ببینیم حتما به نفع ما تمام می شوند
ذهن ما با باورهای نامناسب احاطه شده وبه همین دلیل نمی توانیم الخیر فی ما وقع را در تمام اتفاقات ببینیم
در صورتی که اگر به قدرت و قوانین الهی ایمان و باور داشته باشیم می دانیم که جهان خداوند خیر است و نیرویی به نام شر و شیطان وجود ندارد اگر خود را با قوانین خداوند هماهنگ و هم جهت کنیم تمام اتفاقات برای ما لاجرم خوب خواهد بود
ایجاد باورهای توحیدی که در فایل های استاد بیان شده و مطالعه ی قرآن به ما کمک می کند قوانین خداوند را بهتر درک کرده و در عمل آنها را اجرا کنیم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-با ایجاد باورهای توحیدی که از استاد شنیده ایم و مطالعه ی آیات قران ترس و نگرانی ما بسیار کمتر شده و اگر با تضاد یا چالشی مواجه شویم راحت تر می توانیم احساس خود را خوب نگه داشته و به خداوند ایمان داشته باشیم می دانیم با درک قوانین الهی و قدرت دادن تنها به خداوند تمام اتفاقات به ظاهر بد نتایج درس ها و تجربیات عالی برای ما به همراه دارد
می دانیم با داشتن باورهای درست در زمان درست توسط خداوند هدایت می شویم و به همین دلیل ترس و نگرانی ما نسبت به آینده بسیار کمتر شده است
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما ایجاد باورهای توحیدی بیشتر با گوش دادن به فایل های استاد مطالعه ی آیات قران و انجام تمرینها است چون تنها با داشتن باورهای توحیدی است که برای آسانی ها آسان شده و به نعمت ها و فضل نامحدود الهی دسترسی داریم
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
1مادر موسی، چو موسی را به نیل در فکند، از گفتهٔ رب جلیل
-زمانی که مادر موسی تصمیم به انداختن موسی در اب نیل می کند خداوند به او می فرمایید:
نترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می گردانیم
-اگر تصمیمات ما بر اساس ترس و غم باشد نادرست است
2خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه گفت کای فرزند خرد بیگناه
3گر فراموشت کند لطف خدای چون رهی زین کشتی بی ناخدای
-افکار و نجواهای شیطان همواره همراه با ندای الهی در وجود ماست
-خداوند به ما وعده ی فزونی و نعمت و شیطان وعده ی فقر و فحشا می دهد
4گر نیارد ایزد پاکت بیاد آب خاکت را دهد ناگه بباد
5وحی آمد کاین چه فکر باطل است رهرو ما اینک اندر منزل است
-وعده های خداوند تحقق یافتنی است
-تمام خواسته های ما توسط خداوند اجابت شده ما در مدار دریافت آن قرار نداریم
6پردهٔ شک را برانداز از میان تا ببینی سود کردی یا زیان
-شک و تردید بزرگترین مانع توکل و ایمان است
-تبدیل شک و تردید به ایمان و یقیین کار اسانی نیست
-یادآوری وعده های خداوند شک و تردید ما را به ایمان و یقیین تبدیل می کند
7ما گرفتیم آنچه را انداختی دست حق را دیدی و نشناختی
8در تو، تنها عشق و مهر مادری است شیوهٔ ما، عدل و بنده پروری است
-خداوند عادل است و هرگز اشتباه نمی کند
-هر آن چیزی که دریافت می کنیم به خاطر فرکانس هایی است که از پیش فرستادیم(بما کانوا تعملون بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدیهم)
9نیست بازی کار حق، خود را مبازآنچه بردیم از تو، باز آریم باز
-اتفاقات بر اساس شانس و تصادف رخ نمی دهد بلکه کاملا منطبق با قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است
-قوانین الهی در قرآن با کلمه ی مشیت بیان شده است
-خداوند قدم به قدم ما را به سمت تحقق اهدافمان هدایت می کند
10سطح آب از گاهوارش خوشتر است دایهاش سیلاب و موجش مادر است
11رودها از خود نه طغیان میکنندآنچه میگوئیم ما، آن میکنند
12ما، بدریا حکم طوفان میدهیم ما، بسیل و موج فرمان میدهیم
13نسبت نسیان بذات حق مده بار کفر است این، بدوش خود منه
-تمام اتفاقات طبق قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند رخ می دهد
-برگی بدون اذن خداوند بر زمین فرو نمی افتد
-تمام کیهان در سیطره ی خداوند و تحت مدیریت و کنترل اوست
-استفاده از ضمیر ما اشاره به قوانینی دارد که خداوند مطابق با آنها جهان را اداره و مدیریت می کند
-وعده ی خداوند حق است
-شک و ترد در وعده های خداوند شرک محسوب می شود
14به که برگردی، بما بسپاریش کی تو از ما دوستتر میداریش
-به هدایت ها و الهامات الهی عمل کرده و نتیجه را به خداوند واگذار کنیم
15نقش هستی، نقشی از ایوان ماست خاک و باد و آب، سرگردان ماست
16قطرهای کز جویباری میرود از پی انجام کاری میرود
-تمام اتفاقات طبق قوانین ثابت و بدون تغییر خداوند است
-حتی قطره ای آب که به جوی می رود طبق قانون خداوند و تحت مشیت اوست
-همه ی اجزای هستی به ماموریتی که خداوند به آنها سپرده است عمل می کنند
17ما بسی گم گشته، باز آوردهایم ما، بسی بی توشه را پروردهایم
18میهمان ماست، هر کس بینواست آشنا با ماست، چون بی آشناست
-خداوند همه چیز می شود همه کس را
-تنها خداوند برای ما کافی است
19ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنندعیب پوشیها کنیم، ار بد کنند
-خداوند هدایت ما را بر عهده گرفته است
-خداوند می فرمایید: انا علینا الهدی
-خداوند به ما قوه ی اختیار عطا کرده و ما می توانیم پیام ها و هدایت های خداوند را نپذیرفته و نادیده بگیریم
-خداوند اشتباهات ما را با لطف و رحمت بی نهایتش می بخشد
-با طی کردن مسیر اشتباه خداوند ما را عذاب می کند
20سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت
21کشتئی زاسیب موجی هولناک رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
22تند بادی، کرد سیرش را تباه روزگار اهل کشتی شد سیاه
23طاقتی در لنگر و سکان نماندقوتی در دست کشتیبان نماند
24ناخدایان را کیاست اندکی است ناخدای کشتی امکان یکی است
-کشتی که مدیریت ان به دست انسان است از مسیر خارج شده اما کشتی خداوند هرگز از مسیر خارج نمی شود
25بندها را تار و پود، از هم گسیخت موج از هر جا که راهی یافت ریخت
26هر چه بود از مال و مردم، آب برد زان گروه رفته، طفلی ماند خرد
27طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت بحر را چون دامن مادر گرفت
28موجش اول، وهله، چون طومار کرد تند باد اندیشهٔ پیکار کرد
29بحر را گفتم دگر طوفان مکن این بنای شوق را، ویران مکن
30در میان مستمندان، فرق نیست این غریق خرد، بهر غرق نیست
31صخره را گفتم، مکن با او ستیزقطره را گفتم، بدان جانب مریز
32امر دادم باد را، کان شیرخوارگیرد از دریا، گذارد در کنار
33سنگ را گفتم بزیرش نرم شوبرف را گفتم، که آب گرم شو
34صبح را گفتم، برویش خنده کن نور را گفتم، دلش را زنده کن
35لاله را گفتم، که نزدیکش بروی ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی
36خار را گفتم، که خلخالش مکن مار را گفتم، که طفلک را مزن
37رنج را گفتم، که صبرش اندک است اشک را گفتم، مکاهش کودک است
38گرگ را گفتم، تن خردش مدردزد را گفتم، گلوبندش مبر
39بخت را گفتم، جهانداریش ده هوش را گفتم، که هشیاریش ده
40تیرگیها را نمودم روشنی ترسها را جمله کردم ایمنی
41ایمنی دیدند و ناایمن شدند دوستی کردم، مرا دشمن شدند
-خداوند نعمت های بسیاری به ما عطا کرده و ما به جای سپاسگزاری از نعمت های بی انتهای الهی ناسپاسی می کنیم
-ما هرگز نمی توانیم از تمام نعمت های الهی سپاسگزاری کنیم
-همواره از خداوند درخواست کنیم قدرت سپاسگزاری بیشتر را به ما عطا کند
-با سپاسگزاری از خداوند اتفاقات خوب لاجرم برای ما رخ می دهد
-سپاسگزاری از نعمت های بی انتهای الهی باید احساس خوب در ما ایجاد کند
-با سپاسگزاری از خداوند و داشتن احساس خوب تمام کارها برای ما توسط خداوند انجام می شود
42کارها کردند، اما پست و زشت ساختند آئینهها، اما ز خشت
43تا که خود بشناختند از راه، چاه چاهها کندند مردم را براه
-در سختی ها و گرفتاری ها همیشه خداوند را می خوانیم و به محض برطرف شدن آنها خداوند را فراموش می کنیم
44روشنیها خواستند، اما ز دود قصرها افراشتند، اما به رود
45قصهها گفتند بیاصل و اساس دزدها بگماشتند از بهر پاس
-اغلب خداوند را فراموش کرده دچار غرور و تکبر می شویم و فکر می کنیم کارها توسط ما انجام شده است
-باورهای شرک آمیز و توحیدی در وجود ما توامان با هم وجود دارد
-همواره باید سعی کنیم باورهای خود را به خداوند و توحید نزدیک کنیم
46جامها لبریز کردند از فساد رشتهها رشتند در دوک عناد
47درسها خواندند، اما درس عاراسبها راندند، اما بیفسار
48دیوها کردند دربان و وکیل در چه محضر، محضر حی جلیل
49سجدهها کردند بر هر سنگ و خاک در چه معبد، معبد یزدان پاک
-در حضور خداوند همه چیز و همه کس را بت کرده ایم
-اینکه دیگران و عوامل بیرونی را عامل اصلی نتایج و اتفاقات رخ داده شده می دانیم مشرک هستیم
-خداوند قدرت خلق زندگی دلخواه را به ما عطا کرده است
50رهنمون گشتند در تیه ضلال توشهها بردند از وزر و وبال
-تنها با تسلیم شدن به درگاه خداوند است که برای آسانی ها آسان می شویم
-بر روی عقل خود و قدرت دیگران حساب نکنیم
-تنها قدرت حاکم بر جهان خداوند است
51از تنور خودپسندی، شد بلند شعلهٔ کردارهای ناپسند
52وارهاندیم آن غریق بینوا تا رهید از مرگ، شد صید هوی
53آخر، آن نور تجلی دود شد آن یتیم بیگنه، نمرود شد
54رزمجوئی کرد با چون من کسی خواست یاری، از عقاب و کرکسی
55کردمش با مهربانیها بزرگشد بزرگ و تیره دلتر شد ز گرگ
56برق عجب، آتش بسی افروخته وز شراری، خانمانها سوخته
57خواست تا لاف خداوندی زند برج و باروی خدا را بشکند
58رای بد زد، گشت پست و تیره رای سرکشی کرد و فکندیمش ز پای
59پشهای را حکم فرمودم که خیزخاکش اندر دیدهٔ خودبین بریز
60تا نماند باد عجبش در دماغ تیرگی را نام نگذارد چراغ
-قدرت ما در مقابل خداوند هیچ است
-ما در مقابل قدرت خداوند بسیار ضعیف هستیم
61ما که دشمن را چنین میپروریم دوستان را از نظر، چون میبریم
62آنکه با نمرود، این احسان کندظلم، کی با موسی عمران کند
63این سخن، پروین، نه از روی هوی ست هر کجا نوری است، ز انوار خداست
-هر آن چیزی که داریم برای خداوند و از ان اوست
-همواره از خداوند درخواست کنیم ما را به سپاسگزاری از خداوند فروتنی و تواضع به درگاه او ایمان و توکل بیشتر هدایت کند
-به اندازه ای که در مقابل خداوند متواضع و فروتنیم در مقابل غیر خداوند جایگاه بالاتری داشته و سر افرازتریم
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
مادر موسی، چو موسی را به نیل
در فکند، از گفته ی رب جلیل
خداوند به مادر موسی وحی می کند: موسی را به آب بیانداز
خداوند به مادر موسی می فرمایید:
نترس و غمگین مباش که ما از او محافظت می کنیم او را به سمت تو باز می گردانیم و جزء پیامبران خواهد بود
نترسیدن و غمگین نبودن:
باعث رخ دادن اتفاقات خوب خواهد شد
تصمیمات بر اساس ترس و غم:
تصمیمات نادرستی خواهد شد
باور و ایمان مادر حضرت موسی: باعث شد چنین اقدامی انجام دهد
خود ز ساحل کرد با حسرت نگاه
گفت کای فرزند خرد بیگناه
گر فراموشت کند لطف خدای
چون رهی زین کشتی بی ناخدای
گر نیارد ایزد پاکت بیاد
آب خاکت را دهد ناگه بباد
زمانی که خداوند ما را هدایت می کند:
افکار و نجواهای شیطان همزمان با پیام های الهی همواره در ذهن ما وجود دارند:
ما با افکار و باورهای خود انتخاب می کنیم به کدام یک عمل کنیم
خداوند همیشه به ما وعده ی: فزونی و فراوانی می دهد
شیطان همیشه به ما وعده ی: فقر و فحشا می دهد
وحی آمد کاین چه فکر باطل است
رهرو ما اینک اندر منزل است
وعده ای که خداوند به مادر حضرت موسی داده : محقق شده و اتفاق افتاده است
وعده ی خداوند حق است: شاید ظاهرا نتیجه برای ما مشخص نباشد
اما از دیدگاه خداوند کار انجام شده: چون ما با چشم عقل خود به اتفاقات نگاه می کنیم نمی توانیم رخ دادن این اتفاقات را ببینیم و درک کنیم
زمانی که از خداوند طلب هدایت کرده احساس خوب ایمان و توکل داشته و ترس و غم نداریم:
نتیجه رخ داده است اما ما آن را نمی بینیم
پرده ی شک را برانداز از میان
تا ببینی سود کردی یا زیان
شک و تردید: بزرگترین دشمن توکل و ایمان است
زمانی که تردید و شک در عدم تحقق اهداف و خواسته های خود داریم:
نجواهای شیطان و تبدیل آن به ایمان و یقیین بسیار دشوار است
خداوند همیشه:
به ما وعده ی تحقق اهداف و رخ دادن اتفاقات خوب را می دهد
ما گرفتیم آنچه را انداختی
دست حق را دیدی و نشناختی ؟
در تو، تنها عشق و مهر مادری است
شیوه ما، عدل و بنده پروری است
خداوند می فرمایید:
تو به خاطر عشق مادر به فرزند نگران هستی و ما سعی می کنیم:
به تو آرامش دهیم و قلبت را محکم کنیم
خداوند عادل است:
عدل خداوند بی نقص است
هر آن چیزی که دریافت می کنیم: به خاطر فرکانس هایی است که پیشاپیش ارسال کرده ایم و تمام اتفاقات با عدالت کامل خداوند برای ما رخ می دهد
نیست بازی کار حق، خود را مباز
آنچه بردیم از تو، باز آریم باز
خداوند:
بر اساس قوانین و اتفاقات زندگی ما را رقم می زند و شانس و تصادفی وجود ندارد
تمام اتفاقات:
طبق قوانین و در سیطره ی قدرت و مشیت خداوند رخ می دهد
سطح آب از گاهوارش خوشتر است
دایهاش سیلاب و موجش مادر است
موج آب: از گهواره ای که مادرش می توانست برای او فراهم کند بهتر و امن تر است
رودها از خود نه طغیان میکنند
آنچه میگوئیم ما، آن میکنند
ما، به دریا حکم طوفان میدهیم
ما به سیل و موج فرمان میدهیم
نسبت نسیان بذات حق مده
بار کفر است این، بدوش خود منه
تمام اتفاقات رخ داده شده در جهان: در کنترل خداوند است
هیچ برگی بدون اذن خداوند: بر زمین نمی افتد
در این بیت از ضمیر ما: به جای من استفاده شده چون :
منظور قوانین و مشیت خداوند است
خداوند از ضمیر من زمانی استفاده می کند که: رابطه ی توحیدی ما با خداوند باشد
قوانین نظامات اتفاقاتی که رخ می دهد مجموعه و انرژی است که ما آن را:
خداوند می نامیم
خداوند هرگز خوابش نمی برد و هیچ چیز را فراموش نمی کند:
اگر چنین باوری داریم به خداوند کفر می ورزیم همه ی شرایط و اتفاقات تحت سیطره ی خداوند است
وعده ی خداوند: حق است
به که برگردی، بما بسپاریش
کی تو از ما دوستتر میداریش
بهتر است که کودک را به ما بسپاری:
تو هرگز موسی را بیشتر از ما دوست نداری
نقش هستی، نقشی از ایوان ماست
خاک و باد و آب، سرگردان ماست
قطرهای کز جویباری میرود
از پیِ انجام کاری میرود
همه ی شرایط و اتفاقت: تحت کنترل خداوند است
هیچ اتفاقی: شانسی و تصادفی نیست
تمام اجزای هستی: ماموریتی که خداوند برای آنها مقرر کرده را انجام می دهند
ما بسی گم گشته، باز آوردهایم
ما، بسی بی توشه را پروردهایم
میهمان ماست، هر کس بینواست
آشنا با ماست، چون بی آشناست
خداوند: برای ما همه چیز و همه کس می شود
خداوند: چیزی می شود که ما می خواهیم
اگر کسی در زندگی ما نیست: همین که خداوند در زندگی ماست برایمان کافی است
ما بخوانیم، ار چه ما را رد کنند
عیب پوشیها کنیم، ار بد کنند
خداوند می فرمایید: هدایت شما بر عهده ی ماست خداوند همواره ما را هدایت می کند
برخلاف سایر موجودات زنده ما : اختیار داریم که پیام و درخواست خداوند را رد کنیم
بارها و بارها اشتباهاتی انجام داده ایم که:
خداوند با لطف و مهربانی ما را بخشیده است
سوزن ما دوخت، هر جا هر چه دوخت
زاتش ما سوخت، هر شمعی که سوخت
کشتئی زاسیب موجی هولناک
رفت وقتی سوی غرقاب هلاک
تند بادی، کرد سیرش را تباه
روزگار اهل کشتی شد سیاه
طاقتی در لنگر و سکان نماند
قُوَّتی در دست کشتیبان نماند
ناخدایان را کیاست اَندَکیست
ناخدای کشتی امکان یکیست
کشتی که ناخدای آن خداوند است: هرگز از کنترل خارج نمی شود
بندها را تار و پود، از هم گسیخت
موج، از هر جا که راهی یافت ریخت
هر چه بود از مال و مردم، آب برد
زان گروه رفته، طفلی ماند خرد
کشتی در دریای طوفانی غرق شد: جان و مال مردم از بین رفت تنها طفل خردسالی زنده ماند
طفل مسکین، چون کبوتر پر گرفت
بحر را چون دامن مادر گرفت
موجش اول وهله، چون طومار کرد
تند باد اندیشه پیکار کرد
بحر را گفتم دگر طوفان مکن
در فضای طوفانی که کشتی غرق می شود و کودک زنده می ماند
خداوند به دریا فرمان می دهد:
این بنای شوق را، ویران مکن
در میان مستمندان، فرق نیست
این غریق خرد، بهر غرق نیست
صخره را گفتم، مکن با او ستیز
قطره را گفتم، بدان جانب مریز
خداوند : تمام عوامل هستی دریا و کشتی را فرمان داد:
از کودک محافظت کنند
امر دادم باد را، کان شیرخوار
گیرد از دریا، گذارد در کنار
سنگ را گفتم بزیرش نرم شو
برف را گفتم، که آب گرم شو
صبح را گفتم، به رویش خنده کن
نور را گفتم، دلش را زنده کن
لاله را گفتم، که نزدیکش بروی
ژاله را گفتم، که رخسارش بشوی
خار را گفتم، که خَلخالَش مَکَن
مار را گفتم، که طفلک را مَزَن
رنج را گفتم، که صبرش اندک است
اشک را گفتم مکاهش ، کودک است
قدرت خداوند در خلق اتفاقات و کنترل شرایط : در این بیت بیان شده است
گرگ را گفتم، تن خُردَش مَدَر
دزد را گفتم، گلوبندش مَبَر
بخت را گفتم، جهانداریش ده
هوش را گفتم، که هشیاریش ده
تیرگیها را نمودم روشنی
ترسها را جمله کردم ایمنی
ایمنی دیدند و ناایمن شدند
دوستی کردم، مرا دشمن شدند
خداوند لطف ها و خوبی های خود در حق ما را بیان می کند:
در زمان کودکی حتی نمی توانستیم گردن خود را نگه داریم خداوند ما را نجات داده به ما کمک کرده خونی که در رگ ها جاری می شود مغزی که کار می کند جهانی که طبق قانون عمل می کند نعمت ها سلامتی چشم بینایی…. که به ما داده :
لطف خداوند در حق ماست
خداوند همه ی شرایط را برای ما فراهم کرده و ما باز هم: ناسپاسی می کنیم
ما هرگز نخواهیم توانست:
به اندازه ی ذره ای سپاسگزار نعمت های خداوند باشیم
خداوند باید: به ما قدرت سپاسگزاری بیشتر از نعمت های بی نهایتش عطا فرمایید
به اندازه ای که بتوانیم سپاسگزار واقعی خداوند باشیم که نشانه ی آن رسیدن به احساس خوب است :
به همان اندازه همه ی کارها برای ما انجام خواهد شد
کارها کردند، اما پست و زشت
ساختند آئینهها، اما ز خشت
زمانی که با مشکلات مواجه می شویم: از خداوند درخواست کمک کرده و معجزه آسا مسائل ما حل می شود و زمانی که مسائل ما حل می شود:
مثل این است که هرگز از خداوند درخواست نکرده ایم
تا که خود بشناختند از راه، چاه
چاهها کندند مردم را ، به راه
روشنیها خواستند، اما ز دود
قصرها افراشتند، اما به رود
قصهها گفتند ، بیاصل و اساس
ما با ذهن کوتاه بین خود: فرضیه هایی برای خود می سازیم نعمت های خود را فراموش می کنیم اعتبار تحقق اهداف و خواسته هایمان را به خود می دهیم
همه ی ما نمرود و فرعونی در ذهن خود داریم که:
ناسپاسی می کند هدایت را نمی بیند و به سمت آن حرکت نمی کند فکر می کند اتفاقات را خودش رقم می زند
دزدها بگماشتند از بهر پاس
جامها لبریز کردند از فساد
رشتهها رشتند در دوک عناد
درسها خواندند، اما درس عار
اسبها راندند، اما بیفسار
دیوها کردند دربان و وکیل
در چه محضر، محضر حیِّ جلیل
سجدهها کردند بر هر سنگ و خاک
در چه معبد، معبد یزدان پاک
در حضور خداوند: همه چیز و همه کس را بت کرده و به همه چیز قدرت داده ایم
در جایی که خداوند تنها فرمانرواست: همه قدرت دارند و برای ما تبدیل به بت شده اند
رهنمون گشتند در تیه ضَلال
توشهها بردند از وَزر و وَبال
از تنور خودپسندی، شد بلند
شعله کردارهای ناپسند
زمانی که مغرور می شویم و در مقابل خداوند فروتن نیستیم:
اتفاقات نامناسب را برای خود رقم می زنیم
زمانی که بر روی ذهن خود حساب می کنیم:
تنها اتفاقات نامناسب برای ما رخ خواهد داد
زمانی که تسلیم خداوند شده به هر خیری که از جانب خداوند به ما می رسد فقیر می شویم: درها باز می شود
وارهاندیم آن غریق بینوا
تا رهید از مرگ، شد صید هوی
زمانی که کودک را نجات دادیم: به سراغ هوا و نفس خود رفت
آخر، آن نور تجّلی دود شد
آن یتیم بیگنه، نِمرود شد
رزمجوئی کرد ، با چون من کسی
خواست یاری، از عقاب و کرکسی
کردمش با مهربانیها بزرگ
شد بزرگ و تیره دلتر شد ز گرگ
همه ی لطف هایی که خداوند در حق او کرد: فراموش شد و خود را همه کاره دانست
برق عُجْب، آتش بسی افروخته
وز شراری، خانمانها سوخته
خواست تا لاف خداوندی زند
برج و باروی خدا را بشکند
برج بلندی درست می کند: خود را از همه برتر می داند
رای بد زد، گشت پست و تیره رای
سرکشی کرد و ، فکندیمش ز پای
پَشّهای را حکم فرمودم که ، خیز
خاکش اندر دیده خودبین بریز
تا نماند باد عُجْبَش در دُماغ
تیرگی را نام نگذارد چراغ
کسی که تا این حد به خود مغرور شده و فکر می کرد قدرت دارد:
با پشه ای کشته شد
خداوند با موجود بسیار ضعیف :
کسی که ادعای خدایی می کرد را نابود کرد
ما در مقابل قدرت خداوند: بسیار ضعیف هستیم
ما که دشمن را چنین میپروریم
دوستان را از نظر، چوُن میبریم ؟
ما به نمرود: محبت کردیم و او را از دریا نجات دادیم مگر می شود موسی که پیامبر ماست را فراموش کنیم
آنکه با نِمرود، این احسان کند
ظلم، کی با موسیِ عمران کند
این سخن، پروین، نه از روی هوی ست
هر کجا نوری است، ز انوار خداست
در نهایت:
این سخنان نوری از انوار الهی است
خداوند همه ی ما را: به سپاسگزاری ایمان یقیین توکل بیشتر فروتنی در مقابل قدرت پروردگار و پیروی از هدایت های پروردگار هدایت کند
به اندازه ای که در مقابل خداوند فروتن هستیم نعمت های خداوند را درک می کنیم و به خاطر آنها سپاسگزایم به همان اندازه:
*خداوند به ما قدرت می دهد
*سرمان را در مقابل غیر خداوند بالا نگه می دارد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
امروز اول به جای انجام تمرین فانوس دریایی به فایل جدیدی که استاد بر روی سایت قرار دادند چندین بار گوش کردیم و باز هم نمی دانیم از کجا شروع به نوشتن کنیم در مورد انتخاب شعر زیبای شما به خاطر این شاعر پراوازه که شعرهایش عقل از سر انسان می برد و بعد وادارت می کند که فکر کنی در مورد چی فکر کنیم؟ در مورد سه حرف که کلمه خدا را در بر می گیرد و تو انگشت به دهان و حیران می مانی که چه گفت؟ یک بار می شنوی و هنوز گیج و گنگ هستی. بار دوم می شنوی گیج تر و گنگ تر و کمی دیوانه می شوی و برای مرتبه سوم که می شنوی دیوانه ای گریان خواهی شد که خدایا تو که هستی؟ خدایا من که هستم؟ و باز هم گوش می کنی بارها و بارها. چشمانت را می بندی تا همه حواست به انچه باشد که می شنوی و تصور می کنی در روشنایی پشت پلک چشمانت خدا را می بینی همان گونه که قلبت می دید و تو باور نداشتی. همان گونه که با تو حرف می زد و باور نداشتی. همانگونه که صدایش را می شنوی و باور نداشتی و همانگونه که تو را فرا می خواند و تو باور نمی کنی؟ باور ؟ باور چه کلمه زیبایی اما ایا می شود خدا را باور کرد؟ وقتی باید زندگی را باور کنی چگونه خدا را با زندگی مقایسه کنیم؟ وقتی در باره محبت حرف می زنی چگونه خداوند را با محبت مقایسه میکنی؟ مگر می شود خداوند را مقایسه کرد باید فقط او را در همان لبخند در همان نشانه ها در همان وقت می فهمی که تو هیچ هستی تو در مقابل خداوند هیچ هستی و لطف او اگر نبود تو اکنون چه می نوشتی ؟ با کدام روح؟ با کدام جسم؟ من می دانم که خداوند همه چیز می شود همه کس را می دانم که خداوند با همان کلماتی که توصیقش می کنی برای تو وجود دارد و می دانم که زندگی بدون او دیگر وجود نخواهد داشت. باید بدانم که در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب. ما قدر اکسیژنی را هم که نفس می کشیم نداریم. خدایا یاریمان ده برای توجه به زیباییهایت خدایا یاریمان ده برای نعمتهایت خدایا یاریمان ده برای شکر این همه ثروت و نعمت و برکتت که بدون تو هیچیم هیچ.
خدایا شکرت
عاشقتونیم