توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 54

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا نظامی گفته:
    مدت عضویت: 470 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستای نازنینم

    این فایل نشانه هدایت امروز من بود از خداوند درخواست کردم خدایا من روی چه باوری کار باید بیشتر کار کنم و خداوند امروز من و به زیبایی هدایت کرد خیلی وقته متوجه شدم که عدم احساس لیاقت در من هست

    من در گذشته باورهای شرک آلودی داشتم اینکه اگه به آدما نه بگم با من قطع رابطه میکنن و کارهام انجام نمیشن و من و رها میکنن

    خیلی در این مورد ضربه خوردم هم از لحاظ احساسی و هم مالی چندین سال بخاطر این شرک و بها دادن زیادی به آدم و آدما که اون آدم خاص

    می‌تونه برای من کار انجام بده در حالیکه به بدترین شکل ممکن خودم باعث شدم که کلی ضربه بخورم من این باور و داشتم که بقیه باید

    یه کاری برای من انجام بدن یعنی اونا میتونن و قدرت و از خدا گرفتم به اون آدم دادم الان خیلی

    بهتر شدم هنوز هم خوب نشدم ولی به این آگاهی رسیدم که تنها خداونده که می‌تونه برای من کار انجام بده نه اون آدم یا عامل بیرونی خدارو شکر که هر روز دارم بیشتر و بیشتر آگاهتر میشم

    خیلی از خداوند درخواست میکنم که نور هدایتش را هر روز به من بتاباند و مرا در مسیر درست هدایت کند خیلی وقته داره من و هدایت می‌کنه اینکه من باید احساس لیاقت داشته باشم و من در

    این مورد باید خیلی روی خودم کار کنم و از خودش می‌خوام من و هدایت کنه که دوره که من باید با اون شروع کنم و بخرم به زودی

    خدایا شکرت که چقد زیبا جواب من و دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 775 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیزوهم مسیر.

    آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟

    الف) چه باورهای محدودکننده‌ای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرت‌های جهانی) داده‌اند؟

    مثال های بسیار زیادی دارم که بزنم اما سعی میکنم چندین مثال که خیلی خوبه رو بزنم

    اولین مثال راجب بحث عصبی بودن هست که همیشه پدرم میگفت که پدرش یک آدم عصبی بوده و هروقت که من یا برادرم عصبی میشدیم میگفت شما به اون رفتین و من از بچگی این رو پذیرفته بودم و هروقت که عصبی میشدم میگفت من به فلانی رفتم ژن اون تو خونه منه و از این حرفا که وقتی با قوانین آشنا شدم و اومدم روی خود شناسی کار کردم متوجه شدم که نه اصلا اینطور نیست و من توانایی کنترل احساسات خودم رو به دست دارم و هیچ ربطی به ژنتیک و اینا نداره و اومدم روی خودم کار کردم و الان به لطف خدا اصلا اون علائم عصبانیت درون من از بین رفته.

    مورد دوم راجب بحث اعتیاد هستش که پدر من و عمو های من و کل تایفه پدرم و مادرم دچار اعتیاد بودن حالا هرکدوم به نوعی و خود من دچار اعتیاد شدم و این باور رو داشتم که چون پدر من معتاد بوده ژن پدرمدر من هست و باعث میشه من اشتیاق داشته باشم برم سمت مواد و همین باور باعث شده بود که من چندین سال از زندگیم دچار اعتیاد باشم اما یه جایی اومدم این باور رو عوض کردم و شک کردم چون میدیدم افرادی هستند که در خانواده هایی بزرگ شدن مثل خانواده من اما دچار اعتیاد نشدن و باور کردم که این موضوع ربطی به ژنتیک نداره ربط به باورهای من داره و اومدم باورهام رو تغیر دادم و عملکردم رو تغیر دادم و الان چندین ساله که هیچ مصرفی ندارم به لطف الله.

    مورد بعدی راجب ارث و میراث هست که من باور داشتم باید پدرم پولدار باشه تا بتونم موفق بشم یا این باور رو داشتم که باید ارث بهم برسه تا بتونم کاری کنم و الان که دارم راجب بهش صحبت میکنم هنوزهم گوشه ذهنم هست که میگه اگه بخوای فلان کار رو بکنی باید پدرت خونه رو بفروشه و بهت پول بده تا بتونی فلان کار رو بکنی یادمه توی خونه ما پدر من و برادر من برای فروش خونه دعوا هایی میکردن که به قول شما استاد کل محله میفهمیدن که پدر من و برادرم دعوا کردن و من چون این دعواهارو میدیدم اومدم به پدرم گفتم من هزارتومن از پول تو نمیخوام و من خودم برای خودم شرایط زندگیم رو میسازم و از اون خونه زدم بیرون و الان یک سالم هست که مهاجرت کردم به تهران هنوز که هنوزه گوشه ذهن من این باور هست که باید ارث بهم برسه.

    مورد بعدی راجب خصوصات مردم شهر تهران هست که همیشه دلیل موفقیت تهرانی هارو اینطور میگفتن که اونا زبون بازن اونا کلاه بردارن اونا گرگن باید مثل خودشون گرگ باشی و از این حرفا اما من هیچوقت باور نمیکردم چون دیده بودم مثلا راجب فلان قوم این حرف رو میزنن اما بهترین دوست من از همون قومی بود که بقیه بدشون رو میگفتن و‌من میدیدم که چطوره که این آدم که بهترین دوست منه اون خصوصات رو نداره و بهواین نتیجه رسیدم که من هرطور فکر کنم هرطور باور کنم با توجه به باورهای من آدمها با من رفتار میکنن و وقتی ام اومدم تهران بهترین آدمها سر راه من قرار گرفتن و خداشاهده همه سعی دارن بهم کمک کنن تا من رشد کنم تا پیشرفت کنم.

    این باورهای شرک‌آلود، چه موانع یا ناخواسته‌هایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟

    این باورهای شرک آلود باعث شده که من هنوز از لحاظ مالی رشد نکنم

    این باورها باعث شده من توی خیلی از مسائل زندگیم رشد نکنم.

    این باورها باعث شده هنوز اونطور که باید خودم رو باور نکنم و قدرت رو هنوز بدم به عوامل بیرون.

    این باورها باعث شده من هنوز فکر کنم یک کسی از بیرون باید بیاد من رو کشف کنه و من رو موفق کنه

    به‌محض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرک‌آلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟

    وقتایی که کاری رو شروع میکنم و اوایل نتیجه ای رخ نمیده میام میگم خب تولید محتوام خوب نیست

    من تواناییش رو ندارم

    اون پدرش بهش پول داده که تونسته

    اون پولدار بوده که همچین رابطه ای داره

    میام و سریع همه چی رو میندازم گردن عوامل بیرونی.

    چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفته‌اند؟

    باعث شده که من فکر کنم که خودم توانایی موفق شدن رو ندادم و یکی از بیرون باید بیاد من رو موفق کنه.

    باعث شده فکر کنم من توانایی داشتن کسب و کار خودم رو ندارم.

    باعث شده من قدرت رو از خدای خودم بگیرم و قبول کنم شرایط رو.

    چطور به‌خاطر آن باورهای شرک‌آلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفته‌اید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی داده‌اید؟

    اینطور که فکر میکنم که همه‌ی مسئولیت های زندگیم برعهده من نیست

    اینطور که فکر میکنم اگر حقوقم دیر میدن به خاطر اوناست در صورتی که به خاطر منه

    اینطور که اگه روابطم خراب میشه میگم عیب از اوناست در صورتی که عیب از درون منه.

    اینطوره که هنوز فکر میکنم برای اینکه خونه دار بشم باید پدرم خونه رو بفروشه به من پول بده تا من برم خونه بگیرم.

    اینطوره که فکر میکنم اگر من بخوام کاری بکنم باید با مدیر فروشگاه هماهنگ کنم که برنامه های اون بهم نریزه و اون یک شرایطی رو فراهم کنه تا من بتونم اون کار رو بکنم.

    وقتی آن باورهای شرک‌آلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)

    الان حدود 2 هفتس دارم روی باورهای توحیدیم کار میکنم اولین نشانه ای که میتونم به وضوح حسش کنم احساس آرامشی هست که پیدا کردم.

    دومین نشانه ای که به وضوح حس میکنم اینه که جوش های روی صورتم به کلی رفته چون اومدم این باور رو ساختم که خداوند همه چیز میشودوهمه کس را و میتونه به شکل سلامتی که جوش های روی صورت من بره وارد بدن من بشه وواین اتفاق رخ داده همین الان.

    بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرک‌آلود قبلی کنید؟

    اولین چیزی که واقعا بهم کمک کرد خواندن کامنت های دوستان بود چون میدیم که دوستان وقتی اومدن و روی باورهای توحیدیشون کار کردن چه درهایی که براشون باز شده و اومدم به عنوان الگو از کامنت های دوستان استفاده کردم و باعث شد بهتر بتونم باور بسازم.

    با دیدن نشانه های کوچیک کوچیک مثلا میدیدم که میام و روی باورهای توحیدی کار میکنم غذایی که دلم حوس کرده از غیب میرسه

    میدیدم رفتار آدمها داره باهام بهتر میشه

    بدون اینکه بگم شرکت پولی که باید میریخته به حسابم رو ریخته

    با گوش دادن مداوم به فایل های توحیدی و خواندن کامنت دوستان

    و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟

    باعث شده واقعا طی همین 2 هفته احساسم خیلی خیلی بهتر از قبل باشه و خیلی خیلی امیدوارتر باشم به مسیر.

    باعث شده جسارت من بیشتر بشه و هدف های جدیدتری برای خودم انتخاب کنم

    باعث شده که بیشتر سپاسگزار خداوند باشم که دستانش رو وارد زندگی من میکنه.

    باعث شده روابطم خیلی خیلی بهتر از قبل بشه.

    باعث شده توی شرایط به ظاهر بد راحت تر بتونم ذهنم رو کنترل کنم.

    توی این مسائل ما باید با خودمون صادق باشیم نمیتونیم دروغ بگیم به خودمون و لاپوشونی کنیم چون نتیجه ای رخ نمیده

    خیلی خوشحالم که این مسائد رو نوشتم و خودم شناخت بهتری از خودم پیدا کردم و فهمیدم کجاها باید باورهام رو تغیر بدم.

    استاد عاشقتم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 120 روز

    سلام

    من یه باور در ذهنم هست و این باور خیلی منو زنجیر کرده وسال هاست که باعث شده من تن به هر خواسته ی نابه جایی بدهم زیر بار هر حرف زوری برم و تاوان اشتباهاتی رو بدم که من مسئولشون نبودم و بابتش خیلی زجر کشیدم این باور این کد چمیدونم مشکل روحی روانی که در مغز من حک شده اینه که:

    *اگر آدم ها از دست من ناراحت بشن (چون من درخواستشان رو رد کردم چون نمیتونستم انجام بدم)

    یه بلایی سر من میاد یه اتفاقی کائنات برام رقم میزنه که من هم ناراحت بشم و درد بکشم.

    *اگر برای کسی مشکلی پیش بیاد و من نروم و پیگیر مشکل اون آدم نشم و دردی از اون آدم را دوا نکنم و خودم رو به آب و آتیش نزنم من مستحق عذاب الهی و اتفاقات بد هستم .

    قبلا این واقعیت زندگی من بود اما الان با یه سری

    آگاهی هایی که به دست آوردم فهمیدم این شرکه این یه باور غلطه که منو زنجیر کرده باعث شده من برده پدر و مادر خواهر و برادر و اطرافیان بشم و وقتی برای خودم و زندگی خودم نداشته باشم.

    من باید از خودم از خواسته هام و وقت و انرژیم به خاطر آدم های دیگه بگذرم تا لایق نعمت و احساس خوب باشم.

    دوستان لطفا منو راهنمایی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1181 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام به شما دوست عزیز

      پیشنهاد من به شما این هست که درکنار فایل های توحیدی استاد دوره عزت نفس و هم تهیه کنید

      برای حل این مشکلی که دارید اون دوره بهتون کمک می‌کنه

      بهترین ها را از خدای مهربان براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    اعظم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1680 روز

    به نام خداوند بخشنده ی همیشه مهربان

    سلام خدا جانم…

    خدایا!

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم،مرا به راه راست،راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت داده ای هدایت کن…

    شرک یعنی…

    قدرت نباریدن برف و باران رو بدیم به عوامل بیرونی،به اینکه کشورهای همسایه مثل عربستان و آذربایجان و اسرائیل یه کاری کردند که بارون نیاد به کشور ما،به اینکه ما قدرت باروری ابرها رو نداریم،به اینکه قدرت بقیه بیشتر از قدرت خداست…

    پناه میبرم به خدا از شر نجواها!

    اینکه ندونیم قبل از اینکه عربستان و آذربایجان و اسرائیل باشه چه کسی باران رو فرو می فرستاد!؟

    به اینکه ندونیم نباریدن دلیل قدرت عوامل بیرونی نیست بلکه تمرکز بر کمبود و کاستی،از همون جنس بیشتر میکنه!

    به اینکه ناسپاسی و کفران و ندیده گرفتن نعمت ها ما رو از دریافت نعمت های بیشتر دور میکنه…

    سپاسگذارت هستم معبودم…

    سپاسگذارم معبودم بخاطر بارش بی نهایت زیبای باران که تمام روز 18 آذر ماه را بارید،به اندازه ی قطره قطره بارانت شکررررر!

    سپاسگذارم بخاطر پنجاه هزار تومان پولی که امروز بدستم رسید!

    سپاسگذارم بخاطر شام خوشمزه(گراتن سیب زمینی و قارچ)بخاطر ناهار عالی(بزباش)بخاطر صبحانه ی فوق العاده لذیذ(ارده ی خوشمزه با سنگک داغ و برشته همراه با پنیر و زیتون کبابی و خیار و گوجه و گردو)سپاسگذارم بخاطر تخمه های کدو،بخاطر بادام،بخاطر کشمش های عالی،بخاطر آب گوارا،بخاطر نان های خوشمزه،به خاطر چایی خوش عطر،بخاطر میوه های عالی(انار و نارنجی و خیار و موز)بی نهایت سپاسگذارت هستم بخاطر روزی های بی نهایتت!

    سپاسگذارم بخاطر خریدهای امروز(گوشت چرخ کرده،قارچ،شیر محلی،بتادین،چیپس،ماست موسیر،شکلات)

    سپاسگذارم بخاطر دیدن زیبایی های فوق العاده ی امروز(باران بی نهایت زیبا،قطره قطره ی پر انرژی باران،بخاطر آسمان پر ابر،بخاطر هوای پاییزی فوق العاده،بخاطر برگ های زرد و نارنجی ریخته شده بر زمین،بخاطر غروب زیبای خورشید،رنگ فوق العاده ی نارنجی،بخاطر ابرهای بالای کوه،بخاطر زیبایی بی نهایت آسمان،بخاطر دیدن میوه های رنگارنگ،بخاطر باد سرد،بخاطر هوای پاک،بخاطر پرنده ی زیبا،بخاطر نعمت بی نهایت آب برروی زمین،بخاطر همه چیز تو را سپاس)

    سپاسگذارم برای تایم اوت گرفتنم،برای پیاده روی زیبا زیر باران،برای بهتر شدن عسل،برای رابطه ی خوبم با رضا،بخاطر سلامت علی،بخاطر بهبود خودم،بخاطر نماندن در احساس منفی،بخاطر دیدن دوستانم،بخاطر گوش دادن به فایل جلسه ی سوم هم جهت،بخاطر یادگیری زبانم،بخاطر استمرار در آموزش زبان،بخاطر صبور بودنم،بخاطر کنترل ذهنم،بخاطر زیر باران راه رفتنم،بخاطر ارزشمندیم،بخاطر احساس لیاقتم،بخاطر سپاسگذاری بی نهایت امروز،بخاطر تمرکز بر زیبایی ها،بخاطر عکس های فوق العاده ام که از غروب زیبا و رنگین خورشید زیر قطرات باران گرفتم،بخاطر بخشیدنم،بخاطر کارهایی که امروز انجام دادم،بخاطر عشقی که در خانه پراکندم،بخاطر نوری که بخشیدم،بخاطر انفاقم،بخاطر عیادتم از بیماری،بخاطر بغل کردن دختر بچه ی زیبا،بخاطر لایق بودنم،بخاطر تمرکزم بر احساس خوب،بخاطر دریافت عشق بی نهایت از رضا جانم،بخاطر گوش دادن به توحید عملی هشت،بخاطر خواندن کامنت های زیبا،برای احساس خوشبختی کردن برای دیگران،بخاطر تشکر از زحمات خانواده،بخاطر بودنم ،بخاطر هم صحبت شدن با خودت،بخاطر زیستنم،لذت بردنم و عشق ورزیدنم،بخاطر خواب راحت،بدن سالم،خانه ی امن و گرم،بخاطر خیال آرامم،بخاطر تمام اتفاقات خوب…

    سپاسگذارت هستم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1181 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام به شما اعظم خانوم دوست هم فرکانسی

      کامنت شما بسیار زیبا بود واز خواندن کامنت تون لذت بردم

      از شما بی نهایت سپاسگزارم برای کامنت زیباتون

      بهترین ها را از خدای مهربان براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    Erfan گفته:
    مدت عضویت: 466 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی.

    باور اشتباه: دلیل کم بودن اعتماد به نفس من قد کوتاهم است و دلیل همان قد کوتاه هم ژنتیکی است.

    موانعی که این باور اشتباه ایجاد کرده :

    همیشه یک مانع بزرگ ذهنی برای من وجود دارد که چون من قدم کوتاه است چیزی از بقیه کم دارم و بقیه خود را از من بالاتر می‌بینند.

    با اینکه حتی شاید بقیه به این توجه نکنند اما من همیشه قدم را در ذهنم با بقیه مقایسه می کنم، در هر جمعی که افراد بلند قد تر از من وجود دارند احساس بی ارزشی و کمبود دارم.

    تاثیرات در سخت شدن شرایط: هر زمان که احساس بی اعتماد به نفسی می کنم یا از عهده انجام کاری برای نمی آیم یا در ورزشی که انجام می دهم پیشرفت نمی کنم همه اینها را ربط می دهم به کوتاهی قد.

    این باور محدود کننده تبدیل به یک ترمز بسیار بزرگ برای تغییر نکردن و حرکت نکردن من شده.

    البته ناگفته نماند که من احساس نمی کنم که در تغییر این عامل ناتوانم و چون شرایط سنی من طوری هست که هنوز جای رشد دارم حس میکنم که میتوانم با تغییر و قدرت ذهنم قد دلخواهم را بدست بیاورم اما قبل از آن باید این ترمز را برطرف کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علی و بهار گفته:
      مدت عضویت: 2389 روز

      سلام عرفان جان، من هم مثل شما قد کوتاهی دارم و یه زمانی مثل شما این باور اشتباه رو داشتم و تاثیرات منفی زیادی هم برام داشت اما با کار کردن روی اعتماد به نفس ام و زندگی به سبک قانون سلامتی و رسیدن به تناسب اندام، اتفاقات الان بسیار از استایل خودم راضی هستم و لذت میبرم و تغییر مهمی که اتفاق افتاده اینه که دیگه هیچ علاقه ای هم ندارم که قد بلند باشم، اتفاقا قدم خودم رو کاملا استاندارد و مناسب می دونم.

      انشالله برای شما هم همین اتفاق خواهد افتاد.

      موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1181 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    من عامل هستم نه هیچ عامل بیرون از من ؛

    اگه من ثروتمند نیستم و مشکلات مالی دارم خودم مقصرم نه هیچ عامل بیرون از من

    اگه من رابطه عاشقانه ندارم و در روابط مشکل دارم خودم مقصرم نه هیچ عامل بیرون از من

    اگه من رسالت شغلی ام و پیدا نکردم خودم مقصرم نه هیچ عامل بیرون از من

    من مقصر تمام مشکلات زندگی ام هستم و نه هیچ عامل بیرون از من

    من مقصر تمام اتفاقات زندگی ام هستم و هیچ عامل بیرون از من وجود نداره

    من مسئول صد در صد زندگی خودم هستم

    تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا به خاطر باورها و فرکانس های خودم هست و دیگران خانواده ، شرایط اقتصادی ، ژنتیک ، شهر و کشوری که زندگی می‌کنم ، گذشته من و هر عامل بیرون از من هیچ تأثیری در زندگی من ندارد

    هر چقدر شرایط من بد باشه از شرایط گذشته استاد بدتر نیست واگه استاد توانسته زندگی اش و تغییر بده من هم می‌تونم فقط باید باورهای توحیدی خودم و درست کنم ، واگه باورهای توحیدی درست بشه در سایر موارد هم زندگی ام تغییر می‌کنه و رشد و پیشرفت می‌کنم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم که من وبه سمت توحید و یکتاپرستی هدایت کردی

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم برای تمام نعمت های زندگی ام

    استاد عزیزم وخانوم شایسته از شما هم بی نهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ها

    خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست در دنیا و آخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1181 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانوم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    باورهای شرک آلود که من دارم ومانع حرکت من به سمت خواسته هام شده

    اولین باور باور خانواده بود دومین باور شرایط اقتصادی و سومین باور نداشتن خونه هست که مانع ازدواج من شده

    ومن برای تغییر باورهای شرک آلود و ایجاد باورهای توحیدی میام و استاد و الگو قرار میدم که از یه خانواده نامناسب تونستند به این شرایط رویایی برسند و همه‌ی ثروتمندان مثل رونالدو و مسی و هر کسی که از یه خانواده نامناسب توانسته موفق و ثروتمند بشه

    در مورد شرایط اقتصادی من به خودم میگم که تو این شرایط اقتصادی هم خیلی ها هستند که دارن پیشرفت می‌کنند و ثروتمند میشن ومن فقط باید دنبال الگوهای مناسب باشم تا برای ذهنم منطقی کنم که در هر شرایطی میشه ثروتمند شد

    در مورد نداشتن خانه برای ازدواج هم من باید الگوهایی و پیدا کنم که بدون داشتن خانه توانستند ازدواج کنند و من می‌تونم یه مدت مستاجر باشم و بعد خونه خودم و تکمیل کنم

    من برای تغییر باورهای شرک آلود می‌خوام بارها و بارها فایل های توحید عملی و گوش بدم و اونها رو وحی منزل بدونم تا من هم به لطف خدا تبدیل به انسانی موحد و یکتاپرست بشم

    خدایا مارا به راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه آنهایی که به آنها غضب کرده ای ونه گمراهان

    استاد عزیزم وخانوم شایسته بی نهایت سپاسگزارم برای تهیه این فایل ها و توضیحات ساده و روانی که دارید

    در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند و یکتاپرست باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    زهرا هستم گفته:
    مدت عضویت: 176 روز

    سلام در ادامه برای تقویت باور هامو مینویسم

    مسئله شرک و توحید اونی هست که تو هر فاکتور بیرونی رو غیرعامل در نظر بگیری بلکه تنها فاکتور موثر خودتی و خدا می‌خواد تو به خواسته هات برسی و خودش همه ی عوامل بیرونی رو فراهم می‌کنه. تاکید میشه «همه» ، هر عامل بیرونی حتی ژنتیک ، تو در هر لحظه ای قادر خواهی بود به آرزو هات برسی.

    یه حالت دیگه از توحید و شرک ، وابستگی به عامل بیرونی است مثلا اینکه بگی من فقط اگر به فلان آرزوم برسم خوشبخت میشم یا من اگر با اون آدم باشم خوشبخت میشم ، نه ، هرگز! بلکه خوشبختی تو با حمایت خدا صورت میگیره ، خدا میخواسته تو خوش حال تر باشی و خواسته از اون فلان طریق خوش حالی بیشتری بهت بده ، دلیل خوشبختی تو خداست نه اون عامل بیرونی . یا اون شعر میفتم که میگه:

    ز یزدان دان نه از ارکان که کوته دیدگی باشد

    که خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی

    من خوشبخت و خوشحالم هم الان و هم در آینده خواهم بود خدا بخواد خوش بختی رو به حالت اون آرزوت بهت میده ولی خوش بختی تو در گرو اون آرزوی خاص نیست بلکه خدا بی نهایت دست داره که تورو خوشبخت تر کنه و من الان میفهمم حرف اون شاعرانی که میگن که هرجا رو که نگاه میکنند خدارو می‌بینند.

    به دریا بنگرم دریا تو بینم

    به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

    هر عامل خوشبختی و خوشحالی خودت رو از طرف خدا می‌بینی و میفهمی که اونها در واقع دست خدا هستند که خدا داره اینطوری به تو خوش بختی میده و همه ی ما از خداییم . چند روز پیش از خدا خواستم بهم عشق بورزه و محبت کنه و امروز فهمیدم و دیدم که اینکه مادر و پدرم و خانوادم و دوستانم بهم محبت میکنند اینها همه دستان خدا هستند که خدا اینطوری داره بهم محبت میکنه و عشق میده.

    میگه خدا اون آفتابیه که صبح دم پنجره میزنه ، خدا اون دست گرم نوازش مادره که میاد رو سر بچش ، خدا اون جویبار جاری تو دشته ، خدا صدای زنده جنگله و همه چیز خداست.

    ما همه از خداییم و به سوی خدا بازگردانده می‌شویم

    خدایا وقتی ازت می‌نویسم یا بهت فکر میکنم از میزان عشق و شور توی قلبم گریه ام میگیره.

    و نکته دیگه اینکه به این فکر نکن که خدا چطوری ممکنه عامل بیرونی رو فراهم کنه اون کار خداست و خداهم کارشو خوب بلده تو فقط به این فکر کن در لحظه از زندگی لذت ببری چون قرارمون با خدا اینه که ما عشق کنیم و لذت ببریم و کار هارو خدا انجام میده.

    خدایا ممنونم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رسول بنادری گفته:
    مدت عضویت: 1695 روز

    به نام نیرویی که کافیه قدرتش رو باور کنیم

    سلام بر اهالی بهشت

    به الان و چند سال قبل نگاه که میکنم میبینم من از یه جایی به بعد تمرکزم از روی خودم ورداشته شد و کارکردن روی خودم به صورت جدی ادامه پیدا نکرد ، یعنی کار میکردم ولی پذیرفته بودم که در تغییر خودم ناتوانم ، ناامید بودم از تغییر خودم ولی چون با گوش دادن فایل ها حالم خوب میشد ، سعی میکردم فایل ها رو ببینم

    حالا چرا پذیرفتم از تغییر خودم ناتوانم ؟ من از زمانی که پذیرفتم بخاطر رفتاری که توی خانواده انجام میشه ، وضع مالی ما تغییر نمیکنه و تا حدودی درست هم فکر میکردم

    و اما سوال اینجاست، آیا با این رفتار وضع مالی ما تغییر نمیکنه یا بهتر نمیشه یا وضع مالی من

    جواب مسلما اینه : وضع مالی کسایی که خودشون رو ناتوان بدونن از تغییر زندگی شون، چون منم پذیرفته بودم که این شرایط نامناسب منو در برگرفته پس وضع مالی منم تغییر نمیکنه ؛فقط به این دلیل که من اینو باور کردم نه به این دلیل که واقعیت اینه

    درصورتی که واقعیت اینه ، هر کسی توانایی تغییر زندگی خودش رو در تمام ابعاد داره

    بجای اینکه از این تضاد ها استفاده کنم برای سوخت پیشرفت ، اینا بهانه شدن برای عدم پیشرفت

    تمرکزم روی اشتباهات دیگرانه و میگم بخاطر فلان اشتباه پدرم یا مادرم یا رئیس کارگاه یا … من که دیگه وضعم همینه و تغییر نمیکنه

    کار خودم رو راحت کردم ، بیرون از رینگ وایستادم و انگشم سمت این و اونه

    چقدر راحته همه تقصیر ها رو گردن دیگران انداختن

    آقا من عاملم ، من ایراد دارم ، من وارد ترس هام نمیشم ، من خودم رو ارتقا نمیدم ، منم نه کسی دیگه

    فایل فوق العاده‌ای بود، بهم یادآوری کرد که شرک در دل مومن مثه راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب هست، همینقدر پنهان

    سپاسگزارم از استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز و دوستانم در این بهشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محمدصادق روشن زاده گفته:
    مدت عضویت: 472 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عباس منش گرامی و تمام دوستان عباس منشی

    زمانی که شرک ورزیدم و قدرت دادم به غیر خداوند بدترین چیزها تجربه کردم یکی از نمونه هاش زمانی بود که خیلی وابسته یکی از دوستام بودم که خداروشکر الان تو زندگیم نیست خیلی روش حساب باز میکردم جوری که فکرمیکردم حتی اون باید به من پول بده گذشت گذشت تا به شرایطی برخوردیم که با هم به مشکل خوردیم به حدی که نه من اونو دیگه می‌شناختم و نه اون منو انقدر پشت سر من حرف میزدو… جوری شده بود که قرار دعوا گذاشته بود البته خداروشکر خداوند هدایتم کرد و نرفتم

    کلی از این مثال ها دارم مثلا اینکه واای دنیا دست یهودی ها است دنیا از این تاریخ به بعد فلان اتفاق میوفته و چقدر نگران میشدم و استرس میگرفتم به قدری داشت این باورهای شرک آلود در من قدرت میگرفت که عملا فکرمیکردم واقعا من هیچ کاری نمیتونم بکنم و شده بود روزها فقط فکرمیکردم و هیچ حرکتی نمیکردم

    در بخش بعدی سوال یه مثال از خودم میزنم زمانی من در باشگاه بودم و اوایل این مسیری بود که من قدم در اینجا گذاشته بودم یهو سرم درگرفت حالم بد شده بود میخواستم از باشگاه بیام بیرون برم خونه و برم قرص بخورم همون لحظه گفتم نه این شرکه تسلیم خداوند شدم خدا آگاه هست گفتم خدایا من تسلیمم من نمی‌دانم تو میدانی خودت خوبم کن به چند دقیقه نکشید حالم بهتر شد

    یا در یک مورد دیگر همچین مشکلی برام پیش اومد البته تو خونه بودم فقط به من گفت برو اب بخور وقتی آب خوردم از قبلم بهتر شدم

    یا همین امروز چشام داشت کم کم درد میکرد خدا گفت برو تو بالکن یکم از فضای کار فاصله بگیر رفتم خداروشکر کسی نبود فقط از محیط و خودم سپاس گزاری کردم یکم چشام بستم خوب شدم

    توحید همه چیه وقتی رو شانه های خداوند متعال میشینی خیالت راحته صبر میکنی به ریشه اب میدی با عشق به اون ریشه ها نگاه میکنی تا میوه بدن تا باورهات بارور بشن

    من خودم هدایت شدم به دوره عزت نفس و به زودی زود خواهم خریدش اوایل یکم شک داشتم شرک ورزیدم رفتم هوش مصنوعی گفتم از من چندتا سوال بپرس ببین عزت نفس دارم یا نه گفت نه عالی نیاز نداری فلان بمان ولی امروز صبح تو دفتر ستاره قطبی از خداوند طلب یه پاشنه آشیل کردم تا من را هدایت کنم امروز پشت سرهم نشانه های خرید دوره عزت نفس اومد

    بخدا توحید عشقه من نمی‌فهمم چرا هم سن و سال های من دنبال روابط هستن دنبال این هستن زود ازدواج کنن باباجان بخدا رابطه با خدا درست کن عاشق خدا بشو خداوند یکی میاره تو زندگیت میگی این خود خداس تو جسم فیزیکی

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1181 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام محمد صادق عزیز

      کامنت شما بسیار زیبا بود واز خواندن کامنت تون لذت بردم

      بخدا توحید عشقه من نمی‌فهمم چرا هم سن و سالهای من دنبال روابط هستند تا ازدواج کنند رابطه ات و با خدا درست کن عاشق خدا شو خداوند یکی میاره تو زندگیت میگی این خود خداست تو جسم فیزیکی

      خداوند من وبه کامنت زیبای شما هدایت کرد تا اینقدربه خودم در مورد ازدواج سخت نگیرم وبدونم که اگه رابطه من با خدا درست بشه وعاشق خدا بشم خدای مهربان یه شخص عالی و وارد زندگی ام می‌کنه

      ممنون و متشکرم و سپاسگزارم از کامنت زیباتون

      بهترین ها را از خدای مهربان براتون آرزومندم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمدصادق روشن زاده گفته:
        مدت عضویت: 472 روز

        به نام خداوند بخشنده مهربان که هر آنچه دارم از ان اوست

        سلام و صدسلام به اقا حسن گل گلاب دوست داشتنی

        مرسی بابت کامنتی که برای بنده گذاشتین و باعث شد که حتی کامنت خودم یک بار دیگر بخوانم

        امیدوارم روز به روز توحیدی تر بشوید و در زمان و مکان مناسبی فرد موردنظر و مناسب شما وارد زندگیتان بشود

        در پناه الله مهربان باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: