توحید عملی | قسمت 8 (به ترتیب امتیاز)

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم می‌کند. استاد عباس‌منش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دام‌های پنهانی برمی‌دارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگی‌ای سراسر خوشبختی محروم می‌کند.

مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بت‌پرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروه‌های مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را به‌واسطه قوانینش به شما تفویض کرده) می‌گیرد و به عوامل بیرونی می‌دهد.

استاد با اشاره به بحث‌های علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش می‌دهند که:

مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه می‌گویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت می‌دهد.

اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفته‌اید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانی‌تان از تغییر آن شرایط را جمع‌آوری می‌کند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.

در این مسیر، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی می‌کند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.

دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما به‌واسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگی‌ای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگی‌تان سریعاً بهبود پیدا می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح می‌دهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.

ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، به‌دنبال بهانه می‌گردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهن‌تان می‌گوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، می‌گوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، می‌گوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل می‌کنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح می‌دهند که چگونه برخی افراد، سخت‌گیری والدین را عامل بدبختی می‌دانند، درحالی‌که برخی دیگر رفاه و آسان‌گیری بیش‌ازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی می‌کنند. این نشان می‌دهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا می‌دهد. تا زمانی که شما به‌دنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بسته‌اید.

در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان می‌دهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، می‌تواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر می‌رسد. درس بزرگ این است:

تنها زمانی نتایج تغییر می‌کنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.

برای درک عمیق‌تر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید می‌شود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشه‌های شرک خفی (احساس بی‌ارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک می‌کند و قدرتی را در وجود شما بیدار می‌کند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکست‌ناپذیر، قدم بردارید.

بخش دیگری از این آموزش تکان‌دهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرت‌های پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروه‌های مخفی، خانواده‌های خاص یا قدرت‌های شیطانی جهان را کنترل می‌کنند و مانع موفقیت شما می‌شوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباس‌منش هشدار می‌دهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود می‌کنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بوده‌اند، نشان می‌دهد که باور به این قدرت‌های پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجه‌ای نداشته است.

توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ می‌دهند) از درخت نمی‌افتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه می‌کنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب می‌کنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسان‌های شریف، فرصت‌های بی‌پایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما می‌خواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانس‌های شما پاسخ می‌دهد، نه به واقعیت‌های خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودی‌های ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید می‌دهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.


تمرین این قسمت:

انجام این تمرین می‌تواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:

الف) چه باورهای محدودکننده‌ای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرت‌های جهانی) داده‌اند؟

  • این باورهای شرک‌آلود، چه موانع یا ناخواسته‌هایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
  • به‌محض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرک‌آلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
    چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفته‌اند؟
  • چطور به‌خاطر آن باورهای شرک‌آلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفته‌اید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی داده‌اید؟

ب) وقتی آن باورهای شرک‌آلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)

  • بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرک‌آلود قبلی کنید؟
  • و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟

نوشتن این تجربیات، نه‌تنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک می‌کند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواسته‌هایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی رضا قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1816 روز

    سلام.اگه نیروهای خارجی هیچ تاثیری بر زندگی انسان ها نداره پس ظلمی که افراد به بقیه میکنند چیه یا کسایی که باعث میشن روزی خدا به بندگان نرسه و عده زیادی هر ساله از گرسنگی میمیرند.اگه توضیح دهید مننون میشم

    …..

    …..

    …..

    ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    جانِ دِگر گفته:
    مدت عضویت: 3655 روز

    آقا، لطفا یکبار برای همیشه:

    بفرمایید اگر خداوند شرک را نمی بخشد،

    و اینقدر شرک مخفی و ناپیدا و پنهان هست،

    پس معنی اش میشه که :

    خداوند هیچ کس را تا حالا نبخشیده، بجز عده اندکی.

    آیا این درست است؟

    من خودم دیدگاهم اینه که شرک در افراد، درجه دارد. همانند بسیاری از چیزها (مانند شادی، ایمان، و …) اینها درجه دارند و هر کس، در این نمودار افقی درجه بندی، در قسمتی از آن قرار دارد.

    بنابراین، نمی توانیم به این راحتی بگیم: فلانی مشرک است.

    و از سوی دیگر، نگاه من به خداوند، اینه که “همراه” همه هست، و به همه انسان ها، فرصت تجربه خویشتن را داده است. نه “عذاب کننده”، یا “نبخشنده انسانها”.

    این مفاهیم، با این آیه قرآن که شما همیشه استناد میکنی “خداوند شرک را نمی بخشد” در تضاد است.

    ممنون میشم اگر سخن جدیدی در این زمینه دارید، بفرمایید.

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      ابوالفضل گنجی گفته:
      مدت عضویت: 1077 روز

      این که گفته شود فلانی مشرک است همه ابعاد زندگی وی را در برنمیگیرد و انسانها به دو دسته مسلم و مشرک تقسیم بندی نخواهند شد. مشابه آنچه بعنوان درجه بندی شرک نامیدید انسان در ابعاد مختلف زندگی خود به استناد باورهایش دچار رفتارهای مختلفی میگردد که برخی نیک و برخی بد هستند.

      آنچه نیک و بد نامید می شوند منجر به ثواب و عقاب میگیرند و این ثواب و عقابها منطبق بر آیات و روایات مثل مثبت و منفی در ریاضیات همدیگر را خنثی ساخته و کفه ترازوی اعمال را به سمت سنگینی یک طرف خواهند کشانید.

      حالی که ممکن است آنکه کفه گناهانش سنگین تر شده بواسطه لطف الهی مورد عف و بخشش قرارگرفته طعم عذاب را نچشد.

      در این میان گناه شرک ، گناهی است که مورد بخشش و رتق و فتق با سایر اعمال نیک قرار نخواهد گرفت و مجازاتش هرچند اندک باشد توسط گنهکار ، حتی گنهکاری که سایر گناهانش بخشیده شده ، چشیده خواهد شد.

      پس بنده ای که در این بخش از اعمالش شرک ورزیده مجازات کفر ش را خواهد چشید که این مجازاتها متناسب با سطح و میزان و دفعات شرک ورزی وی است.

      بنابراین چنین شخصی صرفا مشرک نامیده نمی شود و انگ مشرکی در تمام ابعاد به وی نمی چسبد.بلکه باید مجازات گناه نابخشودنی شرکش را بدون معاوضه با هر نیکی و بدی بکشد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    در پی توحید گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    به نام خدا

    سلام

    یه سوال دارم که داره منا می خوره ،کجای قرآن گفته خدا فقط شرک را نمی بخشه؟؟!!!

    من هم کاملا قبول دارم بحث ژنتیک مهم اما خوب یا بدش هم قابل تغییره ،چیزی که از ژن مهمتره محیط هست چیزی که از محیط مهتره عقیده واین بینش ورست را از وجود استاد عباسمنش داریم.

    در مورد اون بحث سختگیری یا اسونگیری والدین یا خوب یا بد بودن والدین هم خیلی مورد میشماسم؛

    بعضی ها اصلا فقط ارزو دارن پدر ومادر داشته باشن

    بعضی ها میگن ای کاش پدر و مادرم از بچه گی مرده بودن از بس بهشون خالصانه خدمت کرد وخیانت دید

    بعضی ها میگن والدینشون با عدم دادن مسعولیت درعین حال مقصر دانستن وهمچنین تزریع عقاید خودخاهانه ی خودشون اون هارا الوده کردن

    بعضی ها میگن ایکاش پدر ومادر نداشتم اونا با ستم هاشون به من اسیب زدن

    بعضی ها پدر ومادر خوبی داشتن که خیلی بهشون کمک میکرد اما فرزندانشون نا موفق که بودن به دلایلی قدر پدر ومادرشونم نمیدونستن

    و…

    این مواردی که گفتم برای هرکدومشون مثال دارم وساخته ی ذهن خودم نیست. مورد اولی که صد ها مثال همه براش داریم.

    نکته ی مهم دیگه ای که این فایل استاد داشت اینکه برای عوامل بیرونیِ نا مطلوب درصد تعیین نکن حتی کمش، چون در شرایطی ناخواسته این درصد کم از صد درصد هم بیشتر میشه؛واقعا اینا خودمم تجربه کردم. ذهن به موقع آلارم میده اگر متمرکز در درون قرار ندیم

    اما اینکه من نمیتونم از الان یه ادم توحیدی کامل باشم وقدرتا به هیچی ندم سوال اینه که چه جوری تکاملی توحیدی تر شویم یعنی اروم اروم قدرتا کم کنیم از عوامل بیرونی اخه نمیشه طبق مطلب بالا اگر یه کم قدرت بدیم در شریط بحرانی همون یکم زیاد میشه؛پیدا کردن توحید با تکامل چیزی که دنبالشم.

    الان بهم گفته شد که برای تکامل در مسیر توحید تو ذهنت اصلا قدرت نده وتو واکنس ،عمل وسبک زنگی اروم اروم قدرتا بردار واعمال کن تا به نقطه عیده عال برسی و حی عیده ال تر بشی،جواب سوالم اومد.

    نکته بعدی که استاد فرمودن واز انتقادات من هست اینه که می فرمایند کمبود را باور نکن خب اگر ما حواسمون به منابع نباشه وزنگ خطر را احساس نکنیم وتغییر ایجاد نشه خوش خیالی به همراه میاره وتاثیرش منفی میشیه ، ما باید تغییر کنیم دیگه شاید تا هزاران سال سیاره زمین پا برجا بمونه ولی بعدش بشر باید سیاره جدیدی پیدا کنه؛در کل نمیشه منتظر فراوانی بشینم کاری که من الان مجبورم فعلا انجام بدم فقط برای اینکه حد اقل از اموزه ها وفکر فروانی دور نشم.

    ومورد بعدی که دوست دارم اینا در موردش کمی توضیح بده استاد اینکه بعضی اوقات به خیال تکامل داریم عقبگرد میایم البته نه در تمام جنبه ها ولی خیال اینکه داره تکامل طی میشه عطش حرکت را کم میکنه.

    یه مورد عجیب دیگه هم که تو صحبت های استاد بحث برانگیز بود اینکه استاد می فرمایند ورزش خاص نه ،هفته ای یک بار ورزش،مصرف داروی خاص نه، فلان نه!؛پس اخه ایشون با چی تغییرات را اعمال کردن

    ایشون میگن تعهد وتلاششون در حد سلامتی بوده نه رسیدن به مقام قهرمانی ورزشی اما همین اندام دلخواه برای سلامی را هم با تعیین سبک جدید به وجو اوردن دیگه ایشون می گن قوانین هورمون ها خب چه جوری سبک والگوهاشون را با این قوانین تطبیق دادن و هماهنگ کردن!؟

    از سه حالت مستثنی نیست دیگه:خوراک،ورزش،افکار

    یک خواهشی هم از استاد خوبمون دارم لطفا دورهی قانون سلامتی طوری به روزرسانی بشه که افراد لاقر هم بتوننم راهی برای رسیدن به اندام عیده عالشون پیدا کنن

    تشکر فراوان بابت این فایل با ارزش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حسام فرهادی گفته:
    مدت عضویت: 3166 روز

    درود بر استاد عزیز و گرانقدرم و همه عزیزان

    من از دوران دبیرستان که یادمه علاقه ای به درس و مدرسه نداشتم و مدام دنبال معلم‌های سخت گیر آن دوران(دهه 70)میگشتم و میگفتم بلکه آنها کمک کنن تا من قبول بشم و هیچ وقت هم نشد

    رسیدیم به خدمت سربازی، دوستان و اطرافیان میگفتن خبر کن من هم آشنا دارم محل آموزش جای راحت باشی و بعد آن ادامه خدمتت رو هم جای خوب و نزدیک شهر خودت، منم روی حرف آنها حساب میکردم

    جوری شد که من بدترین و سخت ترین مرکز آموزش بودم بعد آموزش که تقسیم شدیم سخت ترین و دورترین جایی نسبت به شهر محل سکونتم محل خدمتم شد…

    بعد اینکه خدمت سربازی تموم شد رفتم برای گواهی نامه یکی از دوستان گفت تو فقط آیین نامه قبول بشو بعد قبض شر راپر اخت کن بیا امتحان شهری گفتم بابا من فقط پارک دوبل بلدم گفت اقاتو کارت نباشه فقط اسمت باشه، آقا ما اینکار را کردیم رفتیمشهری امتحان بدیم گفتم جناب سرهنگ فلانی گفتن دیشب پدرش فوت شد رفتن، گفتم خوب من که فیش پرداخت کردم بزار بشینم پشت فرمون بعد هم رد شدم که اشکال نداره، نشستم گفت برو پارک دوبل(فقط همین پارک بلد بودم) رفتم پارک دوبل گفت قبولی برو، این هم بگم از بقیه چند حالت رانندگی باید تست می‌گرفت، و آن موقع یکم آگاه شدم که قدرت دادن به غیر یعنی چه…

    شروع کردم به کار هر جا کنار یک آشنا فامیل کار می‌کردم و روش حساب میکردم شاید در کوتاه مدت پیشرفت میکرم اما در طولانی مدت به دلایلی آن اشنا که روش حساب میکردم و مهارت خودم را بالا می‌بردم به دلایلی میرفت و بچه‌هایی که زیر دست من بودن و روی شخصی حساب نمیکردن جوری پیشرفت میکردن که مسائلی کاری که من نمیدونستم از آنها سوال میکردم

    و دنیایی از مثال‌های ریز و درشتی که برام پیش امد که روی عوامل بیرون حساب میکردم و آنقدر زمین خوردم بیشتر از لحاظ شغلی و مالی که تا چندین سال توان بلند شدن نداشتم و الان جوری شده هر وقت روی کسی حساب نمیکنم، خودشون تماس میگیرن و پیشنهاد کاری میدن و اصرار میکنن بعد من اقدام میکنم، باز هم بعضی مواقع انگار فراموش میکنم

    و وسوسه میشم و باز روی عوامل بیرون حساب میکنم (البته خیلی کم) و واقعا دوست دارم این هم ریشه کن و به محض اینکه اتفاق بیفت سریعا کاتش کنم

    و از لحاظ ژنتیک من چندین بار اتفاق افتاده گفتن چون والدین فلان نقاط ضعف دارن بچه‌هاشون هم همینجور مثل خودشون میشن، اما من گشتم تو فامیل و اطرافیان( که البته کم هم بوده به علت باورهای غلط) دیدم عکسش اتفاق افتاده و من باورم رو تغییر دادم اما همچنان این باور برای بقیه هست…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 854 روز

    خداوند شکرت خدایا هزارن بار شکرت بابت آگاهی لحظه به لحظه وآگاهی که خداوند دار بهم میده وهدایت درونم رو به عهده میگیره خدایا شکرت من خودم یوی از اون افراد بودم که خیلی شرک داشتم در مورد خیلی عوامل بیرونی ولی خدایا شکرت وباشناخت قوانین وشناخت دورنی از خودم خدایا شکرت خیلی از موضاعت بر طرف شد و خدایا شکرت با اینکه اول ذهن خیلی مقاومت نشون می داد ولی خدایا شکرت پذیرفتم هیچ عوامل بیرونی تاثیر در من نداره حتی مریصی فرزندم رو دلیلی نمی بینم که بخواد تاثیری روی من داشته باشه وهر کدوم از ما مو جودات جدا از هم هستیم وبه خاطر با ورهای گذشته جال شاید پیش،بیاد دونفر تو یک خانوداه یک مشگل داشته باشه ودلیل بر این نمی دونم ژنه تیک باشه یا تاثیری،روی من داشته باشه وهمیش خودم دلیل خیلی اتفاقات زندگیم رو ربط دادم بهدعوامل بیرونی مثل ژنتیک ولی تمام وجودم این همه رد میکنم ودلیل تمام موفقیت خودم رو در این مسیر در توحید درونم می دونم خدایا هزارن بار شکرت از بابت از خداوند سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 2480 روز

    إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِی

    وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَٰهٌ وَفِی الْأَرْضِ إِلَٰهٌ

    ——————————————————————————————————————————————————————————

    سلام به استاد ابراهیمی عزیزم سلام به استاد مریم خوشگل و یک سلام هم به دوستانم در این خانواده بزرگ

    مریم جون ازت سپاسگزارم بابت فیلمبرداری این بهشت زیبا آسمان آبی با ابرهای بی نظیرش، دریاچه با اون موج های ریزش و رنگ سبز بی نظیری که آدمو محو خودش می کنه انعکاس این همه زیبایی در دریاچه وای عاشق این صحنه آخر شدم کلبه چوبی روی اب با بک گراند اون همه درخت و سرسبزی عجب تضاد قشنگی آبی و سبز هیچ وقت از دیدن پارادایس و زیبایی هاش سیر نمیشم به خودم گفتم آزاده ببین این یه گوشه بی نهایت کوچک از نعمت و فراوانی هست که خدای بزرگ به بنده ای که ایمان واقعی داره و متوکل هست میده

    واقعا شرک چیه؟ مگه شرک چیه که خدا در قرآن گفته همه گناهان می بخشم الا شرک آخه چرا وقتی به یگانه خالق هستی، دارنده تمام قدرت ها، صاحب فضل عظیم دسترسی دارم برم دنبال اون بنده ای که مثل خودم هست اون هم مخلوق هست چرا برم دنبال مدیرم و به قولی مجیزشو بگم که اضافه کار سقف رد کنه مگه اون روزی دهنده هست؟ چرا حس و حال خوبمو به وجود پارتنر، همسر و فرزندم گره میزنم مگه خدا برام کافی نیست؟

    این تکه رو دارم به خودم میگم که منی که به ناب ترین آگاهی های کائنات دسترسی دارم منی که خداوند بزرگ یکی از خواسته هام که هدایت بوده با قرار دادن در این جمع و مسیر داده نباید مشرک بشم نباید منی که الگوی بی نظیری مثل استاد و مریم جون دارم مشرک بشم مدام باید استاد و حرف هاشون، نتایج بی نظیرشون جلوی چشمم، توی گوشم باشم و مدام مراقب ذهنم باشم

    جمله طلایی چه نوع فکری، چه نوع باوری بهم کمک میکنه؟

    وقتی خودم رو خالق صددرصدی شرایط، موقعیت ها، افراد و هر آنچه که در زندگیم هست بدونم یه قدرتی برای موارد نادلخواه پیدا می کنم ولی اگر دلایل به شرایط بیرونی ربط بدم دچار عجز و ناتوانی میشم و دیگه ناامید میشم چون تغییر خارج از من هست و من بر شرایط بیرونی کنترلی ندارم

    باید حواسم به خوراکی به مغزم میدم باشه چون مغز من همیشه بدنبال مقصر در شرایط سخت هست و مدام دنبال بهونه های واهی هست که بعنوان باور پذیرفتیم اینکه الان دیگه دلار گرون شده مهاجرت کردن غیرممکن کی میگه مگه میشه کسی نباشه که در همین اوضاع هم مهاجرت نکرده باشه یا آقا دیگه شرایط جوری شده که باید دنبال این باشم ببینم نتیجه مذاکرات چی میشه خیلی جالب از دیروز بحث داغ مذاکرات همه جا نقل مجالس شده امروز همکارم اومد پیشم و گفت خبر داری نتیجه مذاکرات چی شده؟ منم بهش گفتم من اصلا دنبال اخبار نیستم و نتایجشم برام مهم نیست تو دلم قند اب شد ولی اینو بلند نگفتم به خودم گفتم مذاکره چیه؟ اقا من خودم خالق زندگیم هستم با باورهای درست و تمرکز بر زیبایی ها و هدایت کانون توجهم هر انچه که بخواهم میسازم

    استاد این باور که بعضی ها اب هم میخورن چاق میشن خیلی زیاد و رایج هست و طرف قبول میکنه من میخوام ولی نمیتونم لاغر شم ما ارثا همه چاقیم کاریش نمیشه کرد یه لحظه به این حرف شک نمی کنیم آخه مگه میشه من چیزی رو بخوام و نتونم تو زندگیم خلقش کنم یعنی تا حالا هیچ شخص چاقی که خانواده چاقی داشته نتونسته لاغر بشه؟ کلا ذهن ما برای اینکه به آرامش برسه دنبال راه دررو هست و مدام شرایط بیرونی کاوش میکنه تا یه دلیل منطقی از نظر خودش بیاره تا از شرایط سخت فرار کنه دوست نداره درگیر چالش بشه

    منم آغازِ هر پایانِ خویش، طلوع و شامِِ این ایمانِ خویش.

    اگر دنیا شود سخت و غبار، منم که تیره کردم روزگار.

    نه باد از من، نه باران از فلک، دل است این چشمه‌سارِ بی‌نمک.

    جهان آینهٔ دل‌هامان است، هر آنچه می‌بینیم، از جان‌مان است.

    اون چیزی که پذیرفتم رو در واقعیت زندگیم تجربه می کنم باید بدنبال باورهایی باشم که به من کمک میکنه و به من قدرت میده در خلق شرایطم

    چطوری که پول برای یه عده کم هست ولی برای یه عده زیادی نیست آخه مگه برای خدا فرقی داره مگه نمیگیم خدا عادل پس چطور به یه عده میده به یه عده نمیده نخیر این حرف ها نیست بریم دنبال اون فکرهایی که تا به الان تو ذهنمون بوده و مدام برای خودمون به شکل های متفاوت تکرار کردیم

    هر روز تعداد ثروتمندان داره بیشتر میشه الان تو هر خونه ای تقریبا دو تا ماشین هست بر خلاف قبل که یک شخص ماشین داشت و کل فامیل باید جابجا می کرد برای ساختن باورها خیلی راحت میتونیم با یه مقایسه بین شرایط و دوره ها باور درست استخراج کنیم ثروت زیاد ولی من باورم این که ثروت کم پول درآوردن سخت و …. چرا با این باورها خودمون رو محدود می کنیم چرا تجربه زندگی دلخواهمون رو از خودمون میگیریم؟

    گفتن باورهای درست اتفاقی رو رقم نمیزنه باید برای این ذهن منطق بیارم تا دهن شو ببندم و ساکت بشه تو زندگی باید چیزی رو باور کنیم که بهمون کمک بکنه نه باورهایی که فقط بهمون احساس ناامیدی و یاس بده و به این باور برسیم که خدا اینون برام میخواد این منطق اگر با الگو و عمل مطابق با اون باورهای مناسب باشه نتایج کم کم وارد تجربه زندگی مون میشه

    قبلا که میگفتن هر آدمی یه پیشونی نوشتی داره و من هم انگار فکر می کردم تلاشم فایده نداره سرنوشتم از قبل مشخص شده ولی از وقتی که با این آگاهی ها با استاد عزیز با شما دوستان گلم اشنا شدم یه حس قدرت پیدا کردم که بدون اجازه و خواست من چیزی وارد زندگیم نمیشه همه چی از درون من نشات میگیره و من به خدا وصلم من تکه ای از خدا هستم چه حسی داره که تو خالقی تو قدرت خلق آینده و اکنون داری خدایا شکرت

    در پناه خدای مهربونی که تمام قدرت ها از آن او هست موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    ناهید سنجری گفته:
    مدت عضویت: 575 روز

    سلام استاد …

    خدا قوت …

    واقعا عالی بود و توحید رو چقدر و واضح و روشن بیان کردید … واقعا لذت بردم … خداوند به شما عمر با عزت بدهد … و بدنتون هم بسیار عالی بود … احسنت … ماشاالله … عالی هستید …

    من خودم یک ماه و نیم هست 3 روز در هفته به باشگاه میرم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 739 روز

    سلام به استاد عزیزم

    در مورد این موضوع که صحبت کردین من یه مورد یادم اومد که خواستم بگم و مطمئنم بقیه دوستانم هم شنیدن یه گروهی هست که اسمش ایلومیناتی هست نمی‌دونم حالا درست نوشتم یا نه اسمش رو خلاصه اینا چیکار میکنن؟ اینا یه گروه قدرتمندن که تصمیم میگیرن که افراد معروف کیا باشن مخصوصا در آمریکا که خواننده هارو انتخاب میکنن که کی گرمی بگیره کی معروف بشه و هرکس راجبشون بد بگه میکشنش و هیچکس حریف اینا نیست و اینا دارن کنترل میکنن همه رو و تا اینا نخوان کسی نمیتونه خواننده معروفی بشه یا موفق بشه هرکسی که موفقه معروفه با این گروه قرداد بسته و زیر دست اینا داره کار میکنه خلاصه من خیلی باور نداشتم و فقط به داستان هایی ک بقیه میگفتن گوش میکردم و الان شما عالی توضیح دادین که واقعا هرکس به جایی میرسه بخاطر اون باورهایی هست که ساخته شده درون اون فرد و چقدر بقیه ساده میان این چیزا رو ربط میدن به گروه یا چیزایی که وجود ندارع همین گروه که صحبتش داغ بود و هنوزم هست معلوم نیست کین چین واقعا اصلا وجود دارن که انقد در ذهن بقیه قدرتمندن

    من بخوام راجب خودم بگم خداروشکر اگر قبلا همچین آدمی بودم که مقصر خانواده یا دولت و یا بقیه موارد رو میدیدم به کمک فایل های شما گذاشتم کنار و الان رفتار هام نتایجم ندیدم نشنیدم که بگم مقصر یا کارمه یا خانوادمه یا کشورمه یا….. و الان که بشدت موضوعی که در تلاشم بهترش کنم موضوع ثروت هست که برام مهمه و نشده بگم اگه خانواده ثروتمندی داشتم یا برم تبلیغ کنم یا برم چمیدونم به فلانی بگم یه کاری بکنه یا کارای عجیب غریب کنم یا بگم این کار انجام دادم جواب نداد واقعا نشده و می‌دونم و ایمان دارم به اینکه تنها موضوعی که هست باورهای منه باورهای محدود من که نذاشته ثروت وارد زندگیم بشه و هنوز نمی‌دونم چطور باید تغییر بدم ولی ایمانم به اینکه باید باورم عوض بشه تا نتیجه عوض بشه محکمه و خب می‌دونم ریشه این باور ها از کجا میاد بیشتر این باورها از خانوادم میاد مخصوصاً باور کمبود که به شکل ترس و غمگین شدن از خرج پول به سراغم میاد و داشتم نگاه میکردم صبح امروز که چقدر من واریزی داشتم چقدر خرج کردم و حواسم نبود و چقدر با اینکه هنوز ایراد دارم امسال نسبت به سال های دیگ سال بشدت خوب بود برام و چقدر اتفاقات عالی برام افتاد و تونستم چقدر از اهدافم رو تیک بزنم و لذت ببرم و هنوز یقین دارم خیلی کار دارم خیلی زیاد و امید دارم که به زودی زود اتفاق میفته و میام برام از نتایجی ک گرفتم صحبت میکنم یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    الهام 🌳 گفته:
    مدت عضویت: 2611 روز

    سلام به استاد قشنگم

    به خانم شایسته ی عزیزم‌

    و دوستانِ گل

    استاد منم مثل دوستای شما

    همیشه به مامان بابام میگفتم ( البته قبل از آشنا شدن با شما) اگه یکم سخت گرفته بودید به ن، اگه اون موقع که هر غذایی رو نمیخوردم ، جاش یهغذای دیگه برام آماده نمی کردی، اگه وقتی خودم رو به مریضی می زدم که مدرسه نرم ، بزور منو میفرستادید،

    اگه از همون اول مجبورم کرده بودید کار کنم ،خرج خودم رو در بیارم، شاید الان آدمِ موفق تری بودم…

    خلاصه که هممون عادت کردیم همیشه کار که سخت میشه، اوضاع که خوب پیش نمیره ، شرایط که باب میلمون نیست، یک عامل بیرونی رو گیر بیاریم و بگیم تقصیرِ این بود..

    مثلا همین امروز رفتم جواب آزمایشم رو به دکتر نشون دادم ، گفت الهام تو Pre diabetics هستی ، هیچی نخور ، رعایت کن…

    گفتی کی تو خانوادتون قند داشت!!!!؟؟؟

    گفتم مادربزرگم

    دکتر گفت: همون پس ژنتیکیه ، این با هیچی درست نمیشه فقط باید مراقب باشی بدتر نشه.

    من از اونجایی که قانونِ سلامتی رو دارم خداروشکر ، میدونستم مشکل کجاست …

    خب من درست که رعایت نمیکنم

    بعد گوش دادنِ این فایل حرف شما رو تایید کردم تو ذهنم که، رفتارِ اشتباهِ من با بدنم باعث شده که امروز قندم بالا باشه و اگر اون رفتار رو تغییر بدم همه چی درست میشه…

    چطور ژنتیک تا چند ماه پیش تاثیر نداشت و قندم پایین بود.

    اما حالا که به خاطر مصرف کارب و شکر قند بالا رفته ، ربطش دادن به ژنتیک!!!!

    همونجا فقط گفتم بله درسته و تشکر کردم از دکتر از مطب آمدم بیرون و فهمیدم که باید راه رو عوض کنم و خدارو هزارمرتبه شکر که قانون سلامتی به لطف استاد یادمون داده که چطور اصلاح کنیم مسیر رو.

    اگر من با شما آشنا نبودم و قانونِ سلامتی رو نداشتم که به قولِ شما قدرت رو می دادم به عاملِ بیرونی یعنی همون ژنتیک و میگفتم خب بابا ایشون دکترِ دیگه ، وقتی میگه ژنتیک یعنی ژنتیک ، یعنی ازکنترلِ تو خارجِ.

    و دیگه دنبال هیچ راهی نبودم و حرکتی هم نمی کردم چون قدرتی برای تغییرش تو خودم نمی دیدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    زهرا افضلی گروه گفته:
    مدت عضویت: 1251 روز

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم ومریم عزیز

    وهمه دوستان عزیز

    استاد ببخشید من یه سوالی داشتم من به تازگی وارد یک کسب وکار انلاین شدم که بهمون میگه به محض ورود از محصولاتشون خرید کنیم وبعد زیر مجموعه بیاریم واونها هم به همین شکل خرید بزنن وهمش یه شرطی میذارن مثلا میگن اگه میخوای به فلان جلسه فلان کس میخوای برسی باید حالا ازیک میلیون تاده میلیون محصول بخری بازاریابی شبکه ای هست وهمش حرفایی که شما میزنید ومیگن وهمش مثبت حرف میزنن

    میخواستم ببینم این کارازنظر شما وقانون جهان هستی درسته که من بهش ادامه بدم

    ممنون میشم اگه بهم جواب بدین ومن ازدودلی رها بشم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: