توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














*روی هیچکس نباید حساب کرد؟
*روی چه کسی باید حساب کرد؟
به هر حال آدم هستند و قولی میدن و ممکن هست یادشون بره.
اما نگران هم نباید باشی از تاثیر آدم ها روی زندگیت. خداوند قدرت خلق زندگیم رو به من داده و هیچکس قدرت تاثیر روی زندگی من رو نداره. نه باج دادم نه نگران بودم نه وارد سیستم دولتی شدم که سر کج کنم.
دیگه این وجود نداره که شماها بگید من میخوام برم فلان رشته بابام نمی ذاره. من میخوام با فلانی ازدواج کنم فلانی نمی ذاره.دولت نمی ذاره، اقتصاد نمی ذاره، دلار نمی ذاره، فلانی نمی ذاره، گره زدن روی بختم و فلانی سپاهی هست فلانی اطلاعاتی هست و ال میکنه و پدرت رو در میاره و….
خودت هستی که زندگیت رو میسازی و هیچکس هیچ قدرتی نداره مگر اینکه ما بهش قدرت بدیم مگر اینکه ما باورش کنیم مگر اینکه ما شرک بورزیم
من آدم خاصی نیستم خدای من خدای خاصی هست.خدا داره کارهای منو انجام میده. همه دارند به من کمک می کنند و هر کس که فکر کنه می تونه به من آسیب برسونه اشتباه کرده اون داره به من خدمت می رسونه رایگان. چرا؟ چون افکار من هست که زندگی من رو می سازه و اون تو افکار من جایی نداره. فکر من هست که داره اتفاقات اطراف من رو بوجود میاره هر کدوم از ما داریم تو دنیای مجزای خودمون زندگی می کنیم. من دارم زندگی خودم رو بوجود میارم تو داری زندگی خودت رو بوجود میاری حالا اگر تو افکار شرک آلود داشته باشی یعنی بترسی و فکر کنی فلانی ممکنه کار رو خراب کنه طرف نماینده مجلس هست شوهرم گفته رئیسم تهدیدم کرده و…. وقتی ما می ترسیم یعنی قدرت رو دادیم به غیر خداوند
و خداوند میگه من همه چیز رو می بخشم به جز شرک. دلیل اینکه یوسف سال های سال در زندان موند این بود که شرک ورزید. امکان نداره کسی شرک بورزه و تجربه زندگی خوبی رو داشته باشه.
همه ما قسمتی از شرک و توحید رو داریم و باید روی باورهای توحیدی کار کنیم.
تنها قدرت جهان رب هست و هیچ چیز دیگه ای قدرت نداره. نه انسان نه جن نه پری نه رییس جمهور کشورها
*وقتی ی پیشرفتی رو نمی کنی بدون که یک ایرادی تو باورهات هست یک ترمزی هست و اونها رو باید درست کنم. من عاملم من عامل خوشبختی و عامل بدبختی و من عامل همه چیز خودم هستم. با نگاه توحیدی همه چیز از ثروت و اعتبار و وسلامتی و روابط و آرامش و.. بهتر و بهتر میشه.
اگر خدا رو باور کنید در وجودتون فارغ از مذهب
نگاه توحیدی فارق از دین و مذهب هست و توحید درونی هست.نمونه اش حضرت ابراهیم هست.
اگر نگاه توحیدی رو در خودمون بوجود بیاریم همه چیز حل شده است از ثروت و نعمت و سلامتی و روابط و.. به صورت طبیعی وارد زندگی ما میشود. مثل جریان رودخانه، روییدن درخت ها
نعمت و ثروت داره به صورت طبیعی ایجاد میشه اگر ما جلوی ورود نعمت ها و ثروت ها رو نگیریم با نگاه شرک آلود و عوامل بیرونی. مثل دلار،ترامپ،رقیب،گمرک و…
اگر شما در مسیر درست قرار بگیرید به خدا هر سیلی زلزله ای ترامپی هر اطلاعاتی به شما کمک خواهد کرد و نیتش مهم نیست و نتیجه ای که ایجاد می کنند نعمت بیشتر،ثروت بیشتر و توکل بیشتر، سلامتی بیشتر و اعتماد به نفس بیشتر و …
باور توحیدی اصل هست این اثرگذار هست.
روش های بازاریابی یا جلب تبلیغات و…. اصل نیست این ها فرعیاته. وقتی تو در مسیر توحید قرار میگیری هدایت میشی به اون دکتر خوبه هدایت میشی به اون روش خوب تبلیغاتی سلول هات هدایت میشن زیبایی و تاثیر تو روی دیگران اور می ذاره.
من با افکار توحیدی و باورهای خودم دارم زندگیم رو رقم می زنم اگر قدرت رو از دیگران بگیرم و بدم به خدای خودم که خدای من قدرتش رو داده به من
این هم نیست که بگیم خدا تصمیم می گیره که چه اتفاقی برای ما بیوفته. یا مثلا خدا حال میکنه به یکی ثروت بده به یکی نده بغضی ها میگن ما همه تلاشمون رو کردیم خدا نخواسته برای ما
خدای توی قرآن سعادت دنیوی و اخروی رو برای من خواسته.خدایی که توی قرآن هست به بندگانش ظلم نمی کنه و بندگان خودشون به خودشون ظلم می کنن.خدایی که توی قرآن هست میگه هرچی رو که میخوای من بهت میدم. خدایی که توی قرآن هست میگه زمین و آسمان را مسخر کردم برای شما . خدای توی قرآن میگه به خدا توکل کن که خداوند متوکل کنندگان را هدایت میکنه و دوستشون داره. خداوندی که در قرآن هست میگه هولا و هولا ما به همه شما کمک میکنیم چه بخواهید برید جهنم و چه بخواید برید بهشت.
اگر ما نگرانیم و می ترسیم یعنی ما داریم شرک می ورزیم و داریم قدرت رو می دیم به غیر خداوند.
دلیل موفقیت و دلیل اتفاقات خوب و دلیل اینکه هر روز شرایط من بهتر شد این بود که نگران آدم های دیگه نبودم.