اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز و داشتی ودوستان فوق العاده سایت الهی عباس منش
چقدر این فایل توحیدی والاهی است استاد این فایل درون من را شخم زد
استاد سال 98 بود که از همه چیز ناامید وسرخورده بودم بی هدف وبی انگیزه وتمام وجودم به عوامل بیرونی بود احساس یأس وناامیدی در وجودم موج میزد وعاجزانه از خدا خواستم که کمکم کنه وبعد از یک پیام تبلیغاتی هدایت من شروع شد ورفتم به سمینار رایگان وسخن های شرک الود وناامیدکننده وبعد آن رفتم به کلاس آموزشی
پولسازی و اولین جلسه من از یکی پرسیدم که بهترین فرد توی حوزه موفقیت توی ایران کی هست وشما را معرفی کرد وهمون جلسه اول رفتم ودیگه نرفتم وبعد پیگیر شما شدم واولین فایل شما درباره توحید ویگانگی خدا بود انگاری قلبم باز شده بود ویه حس آرامش در درونم ایجاد شد وآن چیزی بود که من سالها به دنبالش بودم توحید به یگانگی خداوند بود واز اون روز به بعد زندگی من هر روز بهترو بهتر شده به لطف خداوند
واصل واساس زندگی توحید است
وتمام رمز موقعیت وخوشبختی ایمان به خداوند است
این خداست که رحمتش تمام عالم را فراگرفته
واوست مالک زمین وآسمانها وهرچه میان آن دوست
خداوند نور زمین وآسمانها ست
ستایش فقط مخصوص خداست پاک و منزه خداوند
تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ونه کسانی که به آنها غذب کرده ای
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد الهیم و همسر مومنه و با درایتشون
این فایل حالِ الان منه، دلم با یادِ خدا آروم گرفت و بسیار آرومم و معنیِ واقعیِ الخیر فی ما وقع رو به بهترین شکل ممکن درک کردم.
باورهای توحیدی نقش های زیبائی بر دل و جانِ من زده، اثری هنری از یک نقاشِ بینظیر، چه رنگهائی در هم آمیخته شده، چه گرما و چه حسِ عجیبی درش به وجود اومده.
کلمه به کلمه از ب بسم الله تا آخر کلماتِ استاد رو می بلعم و خودم رو برای دریافتِ کلامِ خدا که توسطِ استاد بهم گفته می شه آماده می کنم.
خدا همه چیزه، فقط اون باید برام بخواد. هر کاری کردم خدا بهترش رو برام انجام داده، هر چیزی بخشیدم خدا چندین برابرش رو بهم برگردونده، می دونم باید منتظر باشم تا ظرفم بزرگ بشه تا بیشتر برام انجام بده.
من توی یادگیری و تدریسِ پیانو بزرگ شدن ظرفهام رو می بینم، من توی روابط عاطفی بزرگ شدن ظرف ها رو می بینم، من توی رزق و روزیم بزرگ شدن ظرفهام رو می بینم.
خدا بینهایتِ و ما قطره ایم از این دریای بینهایت.
من با تمامِ وجودم موارد بالا رو پذیرفتم و دارم همه اونها رو مدیریتِ می کنم، چون ایمان دارم اونها تضمینی برای تبدیل شدنِ آموزه های استاد، به مهارت هایِ عالی و در نهایت، موفقیت های بینظیرِ زندگیم من هستند.
من با این قوانین دارم هر روز بهتر و بهتر نتیجه می گیرم، اگر بگم کلمه به کلمه ی این جلسه برای من معجزاتی داشته و از من آدم دیگه ای ساختِ اغراق نمی کنم.
نتایجِ اولیه فقط با گوش کردن برام رخ داد، بعد تمرکزم بیشتر شد و شروع به کار کردنِ جدی تر روی خودم کردم و الان آماده ترم برای دریافتِ الهامات.
خدایا برام بهترین ها رو قرار بده، من نمی دونم بهترین ها برام چیه.
خودت یادم بده مطیع باشم، چون این هم خیلی مهمه.
استاد براتون بینهایت حس های خوب رو خواهانم در پناه خدا باشید و خدا نگهدار
چقدر زیبا و با احساس این کامنت شما هست انگار این کلمات رو از. قبل در ذهن قلبم و زبانم جاری شده بود واصلا احساس نمی کردم که دارم کامنت میخونم و احساس داشتم که خودم دارم با خدا صحبت میکنم از شما تشکر میکنم و همش درحالی که داشتم میخوندم استرس داشتم با خودم میگفتم داره تموم میشه این کامنت ای کاش تموم نشه ازشما سپاسگذارم که این حس خوب را به لطف خدا متعال و رب العالمین به من هدیه کردین آرزوی قلبیم برای شما سربلندی در پناه خدا هست عاطفه عزیز
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت نمی افته
این روزها این کامنت ها به اذن خدا نوشته میشه و
قلبم رو پر از نور میکنه
قلبم رو آروم میکنه
احساسم رو لطیف میکنه
خدایا ازت ممنونم من به نشانه های تو به حضور تو نیاز دارم
من به هر خیری که از تو برسه سخت نیاز دارم
خدایا تو بهترین برطرف کننده نیاز منی!!!!
خدایا شکرت که نشانه های زیبا میفرستی و خودت رو اینطور زیبا به بنده هات نشون میدی
عاشق دیدن نشانه هایی شدم که همواره تو رو به یادم میاره خدای من
چقدر خالق بودن بهت میاد خدایا
خالقی که اینطوری قشنگ اتفاقات رو خلق میکنه
خالقی که اینطوری قشنگ حس خوب تو قلب آدم میاره
خالقی که اینطور قشنگ آدم هارو به هم نزدیک میکنه
خدایا دوست عزیزم مهسای زیبا رو در پناه خودت نگه دار
مهسای خوشگلم چقدر ذوق کردم از اینکه دوباره برام نوشتی
چقدر ذوق کردم برام شعر نوشتی
از خدا برات خیر و خوبی میخوام
از خدا میخوام تو بغل خود خود خودش باشی
از خدا میخوام همینطور احساست پاک بمونه و هر لحظه بیشتر به خالق نزدیک بشی
من فکر کنم 7 سال 8 ساله نمیدونم کمتر بیشتره که دارم با آموزشهای استاد کار میکنم اما الان بعد از اینهمه سال تازه به بسم الله توحید و درسهای توحیدی که استاد در تمام دوره ها و فایلهاشون دارند آموزش میدند رو فهمیدم و درک کردم و آروم آروم دارم عملی ازش استفاده میکنم.
اینو از کجا درک میکنم از اونجایی که عملکرد من یه تغیراتی کرده.
بارها و بارها شده از زمانی که صحبت جابه جایی مغازه و تحویل مغازه قبلی و گرفتن جای جدید شده اینو در خودم دیدم که کمتر ترسیدم کمتر نگران شدم بیشتر دلم بهش قرص بود بیشتر روی کمکش حساب کردم و خوب اونم پاداشی داد عظیم.
تا الانی که دارم این کامنت رو مینویسم درسهای زیادی تو زمینه توحید و سرسپردگی پاس کردم و از خودم در همین حد راضیم البته که خیلی جا داره که بهتر بشم ولی برای شروع عالیه و بخودم افتخار میکنم خیلی وقتها شده تو ذهنم بلند شدم و به افتخار موحد تر شدنم یکتا پرست شدنم و قویتر شدن این عضله در ذهنم برای خودم دست و هورا کشیدم.
خیلی روزها شده تو همین مغازه که میرسید به روزهایی که شرایط میخواست بگه بحرانی شده چک رسیده اجاره رسیده قسط رسیده و…. یالا زنگ بزن یالا از فلانی بخواه یالا فلان من اما بهش گفتم نه من غیر خدا هیچ کس رو ندارم هیچکس به اندازه خدا نمیتونه کمکم کنه هیچ کسی نمیشناسم از اون ثروتمند تر وقتی میده بی منت میده وقتی میده عظیم میده من نمیخوام روی کسی جز خدا حساب کنم من میخوام بندگی کنم خیلی سخته خیلی دل بزرگی میخواد خیلی کنترل ذهن میخواد باشه قبوله پافشاری میکنم روی این تعهد روی این خواسته اما تهش چیزی بدست میارم به اندازه کل جهان هستی دیگه جهان تو دستمه دیگه بعدش میشم پادشاه زندگیم و دارم یکی یکی درسهای توحیدی رو پاس میکنم از وقتی روش حساب کردم بیشتر حساب کردم فقط حساب کردم درها باز شد پرهایی که بود من نمیدیدم.ادم لازم بود اومد مشتری لازم بود اومد پول لازم بود رسید خلاصه از بینهایت دستش منو راضی کرد بمن پاداش داد پاداش بندگی من راضی اونم راضی تهش پوله نبود شرایط نبود فروش های آنچنانی نبود که منو خوشحال میکرد اون پیوندی که زده شده بود اون ایمانی که ساخته شده بود اون حس اعتماد اون حس خودباوری اون حس بخوانید مرا تا اجابت کنم شما رو اینا بود که منو خوشحال میکرد اینا بود که بمن میگفت داری راه ابراهیم رو میری همون راهی که بارها ازش خواسته بودم منو توش بندازه منم حس کنم حال دوستی و رفاقتی که ابراهیم باهاش داشت و این حس از عسل شیرین تره برام و با هیچ چیزی قابل جایگزینی نیست.
توی زندگیم به هرچی که رسیدم به خاطر باورهای توحیدی بوده که داشتم
و به هرچی که نرسیدم به خاطر باورهای شرک آلودی بوده که داشتم
مثال های خودم:
مثلا کاری که تو نیلگام پیدا کردم
اونموقع فقط باورم این بود که من کار سمت خودم رو انجام بدم، ایمیل زدم و اعلام آمادگی برای کار و درخواست کار کردم، اونا هم دعوت به مصاحبه کردن و بعدم مصاحبه ی بعدی و هفته ی بعد شروع کار
چون به دیگران و اینا قدرت نداده بودم، سپرده بودم به خدا و یه جورایی ایمان داشتم اگه خدا بخواد میشه، مثلا اون مدیر میانی که باهاش مصاحبه کردم بهم گفت احتمالا تو بخش ویزای دانشجویی بهت پوزیشن میدیم، ولی من به عنوان اینکه بیام بخش جدید اقامت دائم کانادا رو براشون راه اندازی کنم درخواست کار داده بودم، و به خودم گفتم حالا این بگه اینجوری، بازم هنوز امکانش هست که من همون کاری که دوست دارم رو بکنم؛ بعد تو مصاحبه ی بعدی با مدیر عامل، ایشون خیلی از ایده م استقبال کرد و در نهایت هم قرار شد همون بخش اقامت دائم رو راه بندازم؛
و من اونجا کارم رو شروع کردم، نمیدونم چجوری بود و چرا، ولی یادمه اونموقع ها کلا یه جورایی خیلی وصل بودم انگار، خیلی فرکانسم بالا بود، مثلا دوست داشتم جای میزم (محل نشستنم) تو شرکت عوض بشه، یه قسمتی بود پنجره های بزرگ و نور و دید خیلی خوبی داشت، خیلی اونجا رو دوست داشتم، انقدر همیشه با حال خوب اونجا رو تحسین میکردم و ازش تعریف میکردم… بعد از چند روز کلا چیدمان میزها رو عوض کردن و من دقیقا اومدم همونجا که دوست داشتم:)
یا مثلا یه همکاری بود کارش خوب بود ولی بنده خدا کلا کارش نق و ناله و منفی نگری بود، از بچه های قدیمی و یه جورایی از دوستای مدیر عامل هم بود، سخت بود با اون تو یه محیط باشی و بتونی ورودی های ذهنتو کنترل کنی، ولی من خیلی تلاشم رو کردم و سعی میکردم تا حد ممکن اعراض کنم
اتفاقی که افتاد، شرایط طوری پیش رفت که نه تنها اون دیگه تو بخش ما نباشه، کلا از اون شرکت رفت!
یادمه همیشه اینو تو ذهنم تکرار میکردم که ببین اصلا به هیچ وجه به مخیله ت خطور هم نمیکرد که این آدم از این شرکت بره، ولی رفت، پس هیچوقت الزاما به اون راهها و آپشن هایی که به ذهن خودت میرسه بسنده نکن، و بر اون اساس حساب کتاب نکن که پس یه کاری شدنی هست یا نه، چگونگی رو به خدا بسپار
خلاصه که اون دوران، با کنترل ذهن و ایمان قوی به خدا و باورهای توحیدی، من خیلی موفقیت ها و دستاوردها داشتم و تو همون ایران درآمد دلاری خلق کردم برای خودم (از قراردادهای اقامت دائم که میبستم، یه درصد خیلی کوچولویی کمیسیون میگرفتم، که خب مبلغ قراردادها دلاری بود)
مثال های موفقیت های اونموقع همیشه برام یه سند و الگو هست تو ذهنم که پس میشود
یا همینجا تو کانادا، وقتی اون کاری که قرار بود بعد از تموم شدن درسم برم اونجا مشغول بشم، به هم خورد، یادمه خیلی قشنگ توکل کردم به خدا و قدرت رو دادم به خدا و نتیجه این شد که یه ماه بعدش یه کار دیگه پیدا کردم
دوباره تو همون کار، وقتی دیدم یه سری ناخواسته ها هست، علیرغم همه ی حرفای شایع دور و ورم که همه میگفتن آقا کار پیدا کردن تو کانادا مخصوصا اولش که هنوز تجربه کار کانادایی نداری یا خیلی کم داری، خیلی سخته، یا همینه که هست تو کار اولت حقوق کم میدن، همین که کار پیدا کردی کلاتو بنداز هوا… من تسلیم این حرفا نشدم و به اینا قدرت ندادم، به خدا و قوانینش توکل کردم و سمت خودم رو انجام دادم و دنبال کار گشتم در حالیکه تو اون کار فعلی هم گله و ناله و شکایت نمیکردم و سعی میکردم بابت نکات مثبت سپاسگزاری کنم
و خیلی سریع یه کار دیگه پیدا کردم با حقوق بالاتر و فضای معقول تر
ولی الانم چند وقته میخوام از این کار دربیام و برم جای بهتر، فعلا هنوز نتونستم، یه علتی که خودم بهش واقفم اینه که برعکسِ اون سری قبلی، این دفه اونقدر اعراض نمیکنم از ناخواسته ها و سرکار ناخودآگاه همش با بچه ها تو فضای گله و شکایت از ناخواسته های کارمون هستیم
و یکی هم اینکه فکر کنم برای کار تو شرکتای بزرگ و کاملا انگلیسی زبان انگار خیلی اعتماد به نفس ندارم، البته این مورد قبلا بیشتر و پررنگ تر بود ولی این دو سه ماه اخیر یه کم بهتر شدم و انشالا به امید خدا هی بهتر و بهتر هم میشم
حواسم باشه بازم بسپرم به خدا و ایمان داشته باشم که میشود
حواسم باشه روزی دهنده ی من خداست، نه کار فعلی و کارفرمای فعلی
حواسم باشه تو رابطه به طرف وابسته نشم، و فکر نکنم حالا هرجوری هست باید این رابطه رو حفظ کنم وگرنه خب تنها میشم… این میشه شرک، این ینی ایمان ندارم که خداوند از بی نهایت طریق چیزی که من میخوام برام مهیا میکنه
حتی اگر خیییلی خوب و خوشحال و راضی ام تو رابطه فکر نکنم اون طرف منبع خوشبختی و خوشحالی منه، منبع خداست و من باید حواسم به این نکته باشه و در عین اینکه از دستان خدا سپاسگزاری میکنم، ولی قدرت رو فقط به خدا بدم،
یادم باشه که هرکدوم از این نعمتها یا دستان خدا هم اگر برن و نباشن، خود اون منبع هست و نعمت دیگری، دست دیگری از دستان خدا میاد
همین امروز صبح بود که به کامنتت روی فایل دیگه پاسخ دادم
توی هر دو کامنتت خلاصه و چکیده ی عالی صحبتهای استاد جانمون رو مرتب بیان کردی!
بعضی از اونها رو دوباره اینجا میزارم که رد پا باشه برامون:
توی زندگیم به هرچی که رسیدم
به خاطر باورهای توحیدی بوده که
داشتم
و به هرچی که نرسیدم به خاطر باورهای شرک آلودی بوده
که داشتم
حواسم باشه بازم بسپرم به خدا و ایمان داشته باشم که میشود
حواسم باشه روزی دهنده ی من خداست، نه کار فعلی و کارفرمای فعلی
حواسم باشه تو رابطه به طرف وابسته نشم، و فکر نکنم حالا هرجوری هست باید این رابطه رو حفظ کنم وگرنه خب تنها میشم… این میشه شرک، این ینی ایمان ندارم که خداوند از بی نهایت طریق چیزی که من میخوام برام مهیا میکنه
حتی اگر خیییلی خوب و خوشحال و راضی ام تو رابطه فکر نکنم اون طرف منبع خوشبختی و خوشحالی منه، منبع خداست و من باید حواسم به این نکته باشه و در عین اینکه از دستان خدا سپاسگزاری میکنم، ولی قدرت رو فقط به خدا بدم،
یادم باشه که هرکدوم از این نعمتها یا دستان خدا هم اگر برن و نباشن، خود اون منبع هست و نعمت دیگری، دست دیگری از دستان خدا میاد
تو وصل شو به خدا، خدا رو به عنوان تنها منبع قدرت باور کن… خدا همه چی بهت میده
کیست که اگر خدا بخواد کسی رو بیاره بالا، بتونه بیارتش پایین
وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ
————————-
خدا همیشه داره هدایت میکنه و میگه إنّ عَلینا لَلهُدی
اما هرکس به اندازه ی ظرف خودش دسترسی داره
خود پیامبر هم سالهای سال سالی یکماه میرفت غار حرا و رو خودش کار میکرد تا ظرفش بزرگ شد و آمادگی دریافت وحی و رسالت رو دریافت کرد
بعد دوباره قرآن هم کم کم و بنا به طی تکامل پیامبر بهش نازل میشد
باید عجله نکنیم و مستمر رو خودمون کار کنیم تا ظرفمون بزرگتر بشه و به هدایت ها و الهامات بیشتری دسترسی داشته باشیم
دریافت کنیم، و بفهمیم
هرکدوم ما هم یه موسی هستیم
اولش باید صبوری کنیم و بیشتر رو خودمون کار کنیم
و پیشرفت کنیم
و خداوند به اندازه ای که که ما رشد میکنیم الهامات رو بیشتر و واضحتر میکنه برامون
و بعد مهمه که عمل کنیم به این هدایت ها
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
چقدر این مثالی که استاد میزنه قشنگ و قابل درکه
انگار خدا مثل یه هلیکوپتر از اون بالاداره مسیر جلوی ما رو میبینه و بر اساس اون ما رو هدایت میکنهکه ازینجا برو ازونجا نرو
شاید مسیری که بهمون گفته میشه بریم، اولش، ظاهرش، به نظر مسیر سخت و ناهموار و اشتباهی باشه، و این یکی مسیر به نظر راهِ درست بیاد، ولی ما جلوترش رو نمیبینیم، که مثلا اون به پرتگاه میخوره.. یا یه همچین چیزی
امیدوارم منم بتونم توحیدی باشم و قدرت ندم به دیگران و شرک نورزم،چشمم به دیگران دست دیگران نباشه که فلانی باید یه کاری برام بکنه چشم بدوزم به خدا به اون وصل بشم خودش همه کارارو برام میکنه ،خودش میاره آدمارو ،خودش از طریق دستانش کارامو برام میکنه کمک بهم میرسونه،فقط قدرت ندم به دیگران که خودم ضعیف بشم،قدرت اونه ،فرمانروا اونه،اون داره کارارو انجام میده،باید مراقب بود صفر و صد نیست،شرک انقدر مخفیه به قول پیامبر که مثل یک مورچه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه مخفیه ،باید ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران،باید ببینی کجاها خدا رو فراموش کردی داری روی اون آدمه حساب میکنی و وابسته شدی بهش،کجاها شرک می ورزی،تو به اون وصل شو همه کارارو برات انجام میده خودش،اون منبع رزق و روزی و نعمته،دنبال خرده ریزه ها دست دیگران نباش
چقدر این کشور قشنگه و وایبش مثبته انرژیش خوبه،انشالله خدا منم هدایت کنه به این کشور برای زندگی،البته ترکیه رو هم دوست دارم ولی اینجا هم واقعا وایبش مثبته
و واقعا این فایل پر از نکته و درسه که ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران داری باج میدی حواست نیست،کجاها از اصل و منبع دور شدی به همون اندازه شرک می ورزی و بدبختی،همش اونه اون
انشالله بتونم عمل کنم به این آموزه ها و خوشبختی بینهایت رو تجربه کنم
سپاس از این فایل خوبتون که پر از درس و نکته است ،زندگی سازه سعادت و خوشبختی مارو میسازه
ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شدهاست؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که
به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسیبیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگرمگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را ازاو بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودانناتوانند.
===================================
سلام به استاد ارجمندم توحیدی ترین استاد دنیا
سلام به مریم بانو جان شایسته ترین استادیارِ استادم
و سلام به دوستان عزیزم
روزگارتون خرم و پر از نور و عشق رب العالمین باشه
توحید عملی 5
خدا رو میلیاردها بار برای این رزق زیبا و پر از آگاهی که با چشم و گوش دل و جان نیوش کردم و بینهایت ازاستاد جانم بینهایت سپاسگزارم
مریم بانو جانم از شما هم بینهایت ممنونم برای این فایلها و ترتیب قرار دادنشون
استاد عزیزم این بار که صحبتهاتونو گوش دادم خییلی خییلی بهتر درکش کردم
فهمیدم که من باید خییلی مراقب باشم خیال نکنم که تو جایگاه خوبی قرار گرفتم از نظر قدرت ندادن به عوامل بیرونی
خییلی مراقب باشم فریب شیطان ذهنم رو نخورم
این گفته ی زیبای پیامبر ما :
شرک در دل مؤمن مثل راه رفتن مورچه بر رویسنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است
اگه خوب درباره اش تفکر کنیم خیلی سنگینه
شرک گاهی وقتها تو موضوعات و جاهای خیلی ریز و ظریفی تو ذهنمون میاد که خودمون اصلاً احتمال نمیدیم اسیرش بشیم
الهی که رب العالمین جان جانانم همه ما رو از شر هر نوع شرکی در پناه خودش حفظ کنه
من دوتا تصویر در این فایل رو به یاد میارم و سپاسگزار خداوندم هستم یک تصویر از قبل ورود به باورهای توحیدی و یک تصویر بعد ورود به باورهای توحیدی رو در زندگیم دارم
تصویر اول من قبل از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ به آدم ها قدرت میدادم اینکه اونها دارند روزی میدن حرف حرف اونهاست دیگه برگی در بااااد🪶
به دنبال مردم تو بحث های الکی رفتند در مورد ریاست جمهوری تا وزیر وزرا تا بحران های کنونی همون لحظات حساس کنونی
خانواده که دیگه هیچی حالا که ما داریم هزینه هات رو میدیم باید بیای مثل ما باشی یعنی چی؟؟یعنی قانون سلامتی رو بیخیال چون من دارم هزینههای زندگیت رو میدم و یا هر کسی از نزدیکان برادران محترم و خانم های محترمشان هر چی بهت گفتند هر بی احترامی که کردن باید ساکت باشی و رفت و آمد هم باهاشون داشته باشی و هر خواستگاری هم که معرفی کردن باید بله رو بگی چون اونها بزرگتر از تو هستند از تو داناتر و با تجربه تر هستند و وضع مالی اونها هم از تو بهتره با فامیل باید رفت و آمد بشه هر جا ما میریم تو هم باید بیای و نه نگی
احساس بی ارزشی احساس نیاز به توجه و ترحم و دلسوزی و احساس گناه و عذاب وجدان و سرزنش های بی مورد و الکی و به دنبال خرده نون در دست مردم
تصویر دوم من بعد از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ آزادی در همان جایی که هستم یعنی جام تغییر نکرد تو همین خونه آدم های ناهماهنگ و ناسپاس دونه دونه رفتند حالا با هر دلیلی با روش های خداوند آرام آرام دور شدن
تجربه آزادی زمانی و مکانی و مالی و انشاءالله آزادی مالی غذا به سبک قانون سلامتی میخورم به راحتی آنقدر شگفت زده میشم و لذت میبرم از خوردن همون سینه مرغ طلایی شده با روغن شفاف دنبه و تخم مرغ سرخی مقداری هم سرشیر هیولا که موقع صرف غذا و سپاسگزاری قبل از غذا میگم خدایا همه خبرهای دنیا همه اتفاقات دنیا تو همین لحظه است لحظه غذا خوردن به این سبکِ زیبا و لذت بخش توحیدی در کمال آرامش بدون اینکه بخوای به کسی جواب پس بدی و دلیل کارت رو به کسی توضیح بدی
توان خرید کردن به سبک شخصی خودت به سلیقه خودت
خرید کردن فقط یک یا دو تا سه نوع پروتئین حیوانی به جای چندین اقلام کربوهیدرات سبزیجات و نان ها و شیرینی جات …و خلاص شدن از افکار و باورهای مردم در شیوه غذایی شون
کسب و کار شخصی با ورودی مالی کم وبیش به جای کار کردن در شرکت های دولتی نیمه دولتی و خصوصی که فقط حق داری 12 بار در سال ازشون حقوق بگیری و پول بیمه هم که هیچی اون میره تو جیب سازمان بیمه تا 50 سالت بشه بعد بهت برگردونن
رها شدن از غیبت ها در دورهمی ها حالا هر دور همی تو شرکت تو فامیل تو خانواده ..
رهایی از حرف مردم اینکه حالا از نظر مردم تو سن ات رفته بالا باید ازدواج کنی طبق رسم ورسوم ما
آزادی پوششی طوری که استاد در فایل حجاب قسمت 6 گفتند نه با احساس گناه و نه با احساس قربانی
و بهبود دائمی ارتباطم با خدای خودم به راحتی بدون واسطه و بدون ترس و اونهم عاشقانه ؛خدایی که من باورش دارم و جواب میگیرم نه با خدای نخ نما و کهنه و ترسناک و ساختگی با باورهای مذهبی
و احساس ارزشمندی بی قید وشرط برای دریافت نعمتها
و لذت بردن از زندگی به جای غم و اندوه و در آن احساس ماندن
از طریق سودا جان به کامنت های بینظیر شما هدایت شدم
ارتباط خوب دو تا خواهر تحسین می کنم همیشه از خواندن کامنت های شما لذت میبرم
تو یک کامنتی گفتی 45 ساله هستی اصلا بهت نمی یاد بسیار زیبا هستی البته من خودم هم 50 هستم ولی خیلی کوچکتر به نظر می یام
زهرا جان شما را به خاطر اجرا قانون سلامتی خیلی تحسین می کنم به خاطر شهامت بیرون آمدن از کار خصوصی تحسین می کنم چون خودم آزمایشگاه هستم و الان 20سال سابقه دارم هنوز نتونستم بیرون بیام خیلی از چیزهایی که گفتی من تو این چند سال با وجود محیط کاری تو خودم ساختم ولی هنوز تو قانون سلامتی نتونستم درست عمل کنم البته هنوز این محصول گوش نکردم فقط با خواندن کامنت ها و نوشته های خانم شایسته عزیز درکم بالا رفته شاید هنوز اینکه هر روز گوشت بخوری یکم از نظر مالی سخت هست قبلاً من مرغ خیلی می خوردم الان مرغ می خورم حالم بد میشه هر جوری هم درست میکنم دوست ندارم ببخشید شکمم سفت می شه هم خیلی حالم بد میشه خیلی چیزها را نمی خورم ولی نان گاهی وقتی می خورم میوه خیلی کم می خورم چون خیلی به میوه علاقه داشتم و تو ذهنم خیلی مفید میدانستم قهوه ام دوست دارم می خورم فشارم می افته بعد برام سخت قرص های ویتامینی هر روز بخورم کلا من با دارو مقاومت دارم اینکه می بینم شما آنقدر راحت قانون سلامتی رعایت می کنید خیلی تحسین میکنم دوست عزیز منتظر خبرهای خوب از شما و سودا عزیز هستم موفق باشی.
و کوهها را مىبینى و آنها را ساکن مىانگارى در حالى که مانند ابر در حرکتند. این صنع خداست که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده. و او به آنچه مىکنید مسلما آگاه است
سلام به زهراجان عزیزم
دیشب ساعت 12 شب از خواب خداوند بیدارم کرد و هدایت ام کرد به یک نور آبی از طرف شما
خوندم و دیگه خوابم نبرد تا ساعت ها داشتم فکر میکردم که چطور شد من در هواپیمای خداوند به نام قانون سلامتی سوار شدم بدون اینکه ورودی مالی داشته باشم چطوری باید این مسیر عمل به قانون سلامتی رو میرفتم نه پولی نه حمایتی از خانواده حتی تهدید هم شدم ولی انگار بعد از دوره عزت نفس که به آگاهی هاش در عمل اجرا نکرده بودم باید در قانون سلامتی به شکل توحید عملی انجام میدادم یک تغییر در رفتارم عمل به قانون سلامتی یک اعتماد به خداوند بود همون اعتمادی که به خلبان هواپیما داشتم در تجربه سفر به مشهد !!
حالا انگار وقتش شده بود تصمیم بگیرم سوار این هواپیما بشم و بقیه اش هدایت بود و هدایت و اعتماد به خدا و شناخت خدا و دیدن دستاش در این مسیر
من باید اینبار باورهام رو درباره خدا در عمل به قانون سلامتی محک میزدم و باید تغییر در رفتارم ایجاد میکردم نه در ذهن ام یکجورایی همون کارگاه عملی یا وورک بووک
من تو سن 41 سالگی وارد مسیر قانون سلامتی شدم یعنی نه به اختیار انگار خدا هُل ام داد چون من اصلا شرایط اش رو نداشتم نه از لحاظ مالی نه از لحاظ حمایت خانواده نه ورودی مالی برای خودم داشتم هیچ هیچ
ولی برنامه خداوند این بود که من در این مسیر عزت نفس ام رو بالا ببرم و بعد سلامتی پاداش این عزت نفس شد
من در شروع با همون مقدار روغن دنبه که تو خونه بود و مقداری که مرغ بود شروع کردم نه ویتامین نه گوشت نه پروتئین حیوانی دیگه ای
و در ادامه حتی اون مرغ هم نبود و من همون تخم مرغ رو داشتم ولی وقتی سوار هواپیما شدی دیگه باید اعتماد میکردی دیگه راه برگشتی نبود مخصوصا که نتایج به شکل اندام بهتر به شکل پریود های منظم تر به شکل پوست سالم تر دندان های که دیگه تیر نمیکشید و ترمیم ریشه موهام و عضلات صورتم پُر شده بود همون صورتی که داشتم به بوتاکس فکر میکردم به دلیل از بین رفتن عضلات صورتم
در این مسیر چند تا ضعف تو رفتارم بود که باید درست میشدند
🪴چیا بودن زهرایی ؟؟؟
●باید کاری به مردم به تغییر مردم به شیوه تغذیه مردم نداشته باشی
1.منظورم اینه که دیگه نباید با اطرافیان در عمل بحث میکردم با نزدیک ترین افراد خانواده
2.منظورم این که دیگه نباید ازشون توقع داشته باشی که باهات تو این مسیر سوار هواپیما بشن
3.منظورم این که دیگه برای این تغذیه سالم ازکسی توقع پرداخت هزینه ها رو نداشته باشی
4.منظورم این که باید هر چی که خانواده میخورن همون رو بپزی و باعشق هم بهشون اون غذای مورد علاقه اشون میوه آجیل شیرینی رو بهشون بدی
5.منظورم این که اگر لاغر شدی حرف های دیگران برات مهم نباشن
6.منظورم اینکه دیگه باید به فکر درآمد باشی اون هم از همون جایی که هستی
●و اینها همون تمرین های عملی عزت نفس بود که برام اتفاق افتاد
و ذهن من هم بر علیه من شده بود و ماشه رو گرفته بود سمت من!!! و هر لحظه از یک پاشنه آشیل من شلیک میکرد که تو باید برگردی به شیوه تغذیه قبل!!! و میگفت برای این تغییر آماده نیستم و من فقط سکوت میکردم و فایل ثروت یک رو گوش میکردم که یک ورودی مالی جور کنم برای ادامه این مسیر
و بعد از مدتی که از محیط کاری فاصله گرفته بودم شروع کردم به نوشتن اهرم رنج و لذت تو اون شرایط
بلاخره یک دری باز شد و من رفتم سرکار و در عرض 40 روز از کارم اومدم بیرون که در آن زمان هم باز روی دوره عزت نفس کار میکردم
وقتی از اون کار اومدم 2 روز بعد معجزه آسا یک شرکت بازرگانی دیگه و مدت 6 ماه هم اونجا کار میکردم که بماند چقدر توی این دو شرکت به خاطر خوردن همون پروتئین ساده تحقیرم میکردن ولی باید روی همون حرف مردم مهم نباشه کار میکردم
وحتی تو این فشارها یک احساس کمبود در ذهن ام اومد بالا که چیت کردم با خوردن چند دونات یا همون پیراشکی دوران مدرسه ام همون دوران ابتدایی مدرسه ام که بوش از همون بچگی توی ذهنم بود و از خوردنش در آن زمان ها هم پُر نشده بودم
و من با خوردنش همانا و ورم کردن شکم و پاها و بالای رحم و پریود نشدنم همانا
که تا اون موقع قبل از چیت من بدنم رویایی شده بود و پریودم ماهانه و سالم و سلامت بود ولی ولی ولی بعد چیت همون چیتی که ذهن من وعده بهتر شدن حالم رو داده بود!! شروع کرد به سرزنش من که تو با این سن و سال نمیتونی جلوی شکم خودتو بگیری شروع کرد به سرزنش و این سرزنش ها چیت بعدی از شیرینی بعدی و نان بعدی رو آورد
ولی خداوند باز با عشق اومد که اصلا اشکالی نداره یک اهرم رنج و لذت درباره شیرینی جات بنویس و بچسبون بالای سرت و بخون و در کنارش هم اهرم رنج و لذت از ثروت
یعنی من دیگه دوتا برگه هر روز صبح میخوندم تا تونستم باز به مسیر قانون سلامتی با همون چندتا چیت دونات و نون به لطف خدا با توبه و تضادهای سلامتی برگشتم
و بعد به شکل ناخواسته در محل کارم با همکار خودم به تضاد برخوردم و از کار اخراج شدم
و به ظاهر این تضاد ناخوب و در دلش تضاد فوت پدرم هم اتفاق افتاد ولی در این تمرین عملی عزت نفس به لطف الله یکتا دَرِ دیگه ای از استقلال مالی به روم باز شد و از آنور هم اخراج من از شرکت به یک آزادی زمانی هم رسوند و در همین خونه هم به آزادی مکانی رسیدم و آدم های ناهماهنگ در این مسیر ازمون جدا شدن و تونستم بهتر به قانون سلامتی عمل کنم و حتی درخت های ناهماهنگ انگور و انجیل هم از تو حیاط ما قطع شدن و رفتند و هدایت ها باز می اومد که میتونی پروتئین بهتری بخوری و میتونی ویتامین ها رو اضافه کنی و من و خواهرم به لطف الله در این مسیر هدایت میشدیم
و بعد خیلی راحت هدایت شدیم به خرید 12 قدم به خرید دوره لیاقت و دوره راهنمای عمل به دوره ها به خرید ثروت 3 و 7 ماه پیش هم به لطف الله مهربان به دوره هم جهت با جریان خداوند و در عمل سپاسگزاری کردن و این سپاسگزاری ها هدایت های بهتر کردن شیوه تغذیه هم منجر شد و هدایت این بود که ویتامین ها رو نخورید و به همون شکل ابتدای ورود به قانون سلامتی که خوردن تخم مرغ با روغن دنبه و مقداری مرغ و آب قلم هست هدایت شدیم و باز ما راحتر شدیم
و امروز هم با نوشتن تعهد درباره ثروت 3 خداوند با هواپیمای ثروت 3 اومد وبا یک ظاهر تضاد به شکل پیامک تهدید ثروت از یک سازمان در ساعت 8 و 7 دقیقه صبح به تاریخ 22 مهر
قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿62﴾
موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.
و اینبار با اعتماد به خداوند با یادآوری مسیر از همون مسیر قانون سلامتی سوار هواپیمای خداوند شدیم
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا سیر دادیم و از نعمتهاى پاکیزه روزى بخشیدیم و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى دادیم، برترى کامل
و این هم در راستای قانون سلامتی و درخواست من برای آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی درونی و سلامتی جسمانی بیشتر بود الان به ساعت نگاه کردم ساعت 11:11 دقیقه بود خدایا سپاسگذارم برای مسیر روان ثروتمند شدن
عزیزم زهراجان من و تو در سنی هستیم که نیاز داره روی احساس لیاقت درونی و قانون سلامتی کار کنیم
به خاطر اینکه حرف مردم رومون تاثیر نگذاره به خاطر ازدواج نکردن یا ورودی مالی پایدار و روبه رشد
مخصوصا این دو دوره به شما کمک میکنه تصمیم های بهتری درباره شغل اتون بگیرید و در ادامه با عزت نفس عمل به قانون سلامتی !!!
من تو پروفایل شما جای این دو دوره یا همون دوتا هواپیمای خداوند رو خالی دیدم تهیه کن و خیلی تکاملی به قانون سلامتی عمل کن چون علاقه به میوه ها و کربوهیدرات و شیرینی جات نشانه اینکه بدن شما از تنظیم دراومده و بدن تنظیم شده عاشق مرغ و گوشت و قهوه است و آرامش رو در عمل به قانون سلامتی همواره به خودت یادآوری کن تا عجله رو از تجربه های زیبای این مسیر دور کنی
خیلی از خداوند هدایت خواستم که دیدگاه زیبای شما درباره من و سودا رو که در فایل توحیدی 5 که برام نشانه خوبی بود که در مسیر درستی هستم رو در خور یک دختر دانای توحیدی 50 ساله زیبا بدم
ازت سپاسگذارم عشقم که مسیرم رو با این دیدگاه زیبا یاد آوری کردی
خدایا من به هر خیری که از جانب تو من برسه سخت محتاجم
پس براى آن دو [گوسفندانشان را] براى آن دو آب داد، آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت: پروردگارا! من به هر [رزق و] خیرى که برایم بفرستى سخت نیازمندم
عزیزم انشالله به زودی میام زیر همین فایل یا هر فایل توحیدی دیگه درباره موفقیت های مالی و آزادی های مالی و زمانی و مکانی و روابط های عالی و سلامتی جسمانی بیشتر برات کامنت میزارم از فضل خدای یکتا به زودی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده می کنیم
خدایا سپاسگذارم
من هم منتظر موفقیت های مالی و موفقیت های بیشتر در همه ابعاد زندگیتون هستم با عشق دختر زیبارو زیبا طینت زیبا بین
دوست عزیزم از اینکه مسیر را آنقدر ساده برام توضیح دادی سپاسگزارم
راستش من اکثر دوره ها را دارم ولی تو پروفایل خواهرم هست و این دوره بینظیر هم دارم من با دوره احساس لیاقت زنده شدم ولی قانون سلامتی را هنوز گوش ندادم چون آدم کمال گرایی هستم و این ضربه را از دوره 12قدم خوردم به خاطر همین اول با خواندن کامنت ها و نوشته های خانم شایسته عزیز شروع کردم و خیلی از موارد پزشکی را هم چون رشته تحصیلیم علوم آزمایشگاهی می دانم و متوجه میشم استاد در مورد چه چیزی صحبت می کنند اینکه گفتی لاغری نترسی من از اول هم چاق نبودم نهایت وزن من 56 بود ولی الان دو سه سال هست وزنم 50 با قد 164 هستم من هیکلم خیلی دوست دارم منتها دوست دارم یکم عضلانی بشم در مورد حرف مردم من قبل از هدایت به ابن مسیر رویایی تو بعضی موارد خوب بودم ولی تو خیلی موارد هم خودم تغییر دادم این لاغری من هم زمانی شروع شد که خیلی روی ذهنم انرژی گذاشتم برای تغییر افکار راستش یک جاهایی اشتباه عمل کردم و به خودم ضربه زدم در مورد کار هم من مشکلی ندارم بیام بیرون ولی من بیکاری دوست ندارم از زمانی که چشم باز کردم کار کردم راستش مسیر جدیدی هم پیدا نکردم تو کار هم خدا را شکر خیلی خیلی به صلح رسیدم و خیلی چیزها را خلق کردم منتها از نظر مالی رشد قابل ملاحظهای نداشتم ولی باز هم خدا را صد هزار مرتبه شکر می کنم به خاطر همین ورودی مالی چون من آدمی نیستم خانه بشینم هیچ کاری انجام ندم به خاطر همین از خداوند هر لحظه هدایت می خواهم که من به مسیری که باید برم هدایت کنه راستی الان با همین عمل کردن نصف و نیمه به قانون بسیار حالم بهتر شده من برنج نمی خورم میوه شاید چند روز یک بار آن هم هر میوه ای نه چون میوه می خورم تخمدانهام درد می گیره آجیل می خورم کیک شیرینی شکلات نمی خورم ولی خرما گاهی وقتی می خورم و نان هم میخورم ولی با این هم خیلی پر انرژی شدم دو وعده هم غذا می خورم چون فعالیتم هم زیاد هست پیاده روی هم که اصلا جزیی از وجودم هست الان چون فشارم پایین هست و خیلی اذیت میشم برام مهم که درست بشه دوست عزیزم با این همه تضادی که داشتی ولی کنترل ذهن داشتی بسیار شما را تحسین می کنم و میدانم که به زودی با کوله باری از نتایج میایی دوست عزیز این کامنت سر کار در حین کار کردن نوشتم برای شما و سودا عزیز آرزوی بهترین ها را دارم موفق باشی
به نام رب العالمین
سلام استاد عزیز و داشتی ودوستان فوق العاده سایت الهی عباس منش
چقدر این فایل توحیدی والاهی است استاد این فایل درون من را شخم زد
استاد سال 98 بود که از همه چیز ناامید وسرخورده بودم بی هدف وبی انگیزه وتمام وجودم به عوامل بیرونی بود احساس یأس وناامیدی در وجودم موج میزد وعاجزانه از خدا خواستم که کمکم کنه وبعد از یک پیام تبلیغاتی هدایت من شروع شد ورفتم به سمینار رایگان وسخن های شرک الود وناامیدکننده وبعد آن رفتم به کلاس آموزشی
پولسازی و اولین جلسه من از یکی پرسیدم که بهترین فرد توی حوزه موفقیت توی ایران کی هست وشما را معرفی کرد وهمون جلسه اول رفتم ودیگه نرفتم وبعد پیگیر شما شدم واولین فایل شما درباره توحید ویگانگی خدا بود انگاری قلبم باز شده بود ویه حس آرامش در درونم ایجاد شد وآن چیزی بود که من سالها به دنبالش بودم توحید به یگانگی خداوند بود واز اون روز به بعد زندگی من هر روز بهترو بهتر شده به لطف خداوند
واصل واساس زندگی توحید است
وتمام رمز موقعیت وخوشبختی ایمان به خداوند است
این خداست که رحمتش تمام عالم را فراگرفته
واوست مالک زمین وآسمانها وهرچه میان آن دوست
خداوند نور زمین وآسمانها ست
ستایش فقط مخصوص خداست پاک و منزه خداوند
تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت داده ای ونه کسانی که به آنها غذب کرده ای
سلام به استاد عزیز
درود بر دوستان خوب خودم
این فایل خودش به تنهایی یک ترم دانشگاهی است
چقدر نکته و حرف و مطلب را در خود دارد
بی شک هر زمان من خودم روی دیگران حساب کردم
هر زمان تنها راه موفقیت و راه دست یافتن به یک مقصد و هدف خودم را در دستهای شخص خاصی دیدم
جوری شد که من در نهایت حالم خراب می شد
دچار کلی دردسر و اتفاقات بد می شدم
خیلی درگیر مشکلات و کم و کاستی ها می شدم
در نهایت گریان می شدم
در نهایت افسرده و زخم خورده می شدم
نکته جالب این بود که هر زمان که قدرت را به دیگری می دادم این سبب می شد که من ضعیف و در نهایت خوار باشم
چقدر این اتفاق بارهای بار برای من رخ می داد و من این را نمی فهمیدم
حالها با وجود اینکه هزار و یک مشکل و اتفاق برای من به وجود می آید در نهایت وقتی که کارها را به او می سپارم
از او کمک می گیرم
دست بسوی او دراز می کنم
اینها سبب می شود که دیگر ناراحت و درگیرنشوم
از همه مهمتر و عالیتر اینکه آرامشی برای من به وجود می آید که در خواب هم نمی بینم
به قدری حال من خوب می شود که شادی و حال خوبی برای من روزمره شده است
چرا که قدرت را به دست کسی داده ام که او نهایت قدرت و پیروزی و شادی است
اینها را از زمانی دارم که گوش به صحبت های استاد عزیز دادم
او را منبع و سرچشمه همه خوبی ها دانستم
به این درک رسیدم که هر زمان که با او صحبت کنم و از او بخواهم آن کار شدنی است
آن کار تمام شده است
این بزرگترین رمز موفقیت و پیروزی برای من است
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگیست
با درود و سپاس خدمت استاد الهیم و همسر مومنه و با درایتشون
این فایل حالِ الان منه، دلم با یادِ خدا آروم گرفت و بسیار آرومم و معنیِ واقعیِ الخیر فی ما وقع رو به بهترین شکل ممکن درک کردم.
باورهای توحیدی نقش های زیبائی بر دل و جانِ من زده، اثری هنری از یک نقاشِ بینظیر، چه رنگهائی در هم آمیخته شده، چه گرما و چه حسِ عجیبی درش به وجود اومده.
کلمه به کلمه از ب بسم الله تا آخر کلماتِ استاد رو می بلعم و خودم رو برای دریافتِ کلامِ خدا که توسطِ استاد بهم گفته می شه آماده می کنم.
خدا همه چیزه، فقط اون باید برام بخواد. هر کاری کردم خدا بهترش رو برام انجام داده، هر چیزی بخشیدم خدا چندین برابرش رو بهم برگردونده، می دونم باید منتظر باشم تا ظرفم بزرگ بشه تا بیشتر برام انجام بده.
من توی یادگیری و تدریسِ پیانو بزرگ شدن ظرفهام رو می بینم، من توی روابط عاطفی بزرگ شدن ظرف ها رو می بینم، من توی رزق و روزیم بزرگ شدن ظرفهام رو می بینم.
خدا بینهایتِ و ما قطره ایم از این دریای بینهایت.
من با تمامِ وجودم موارد بالا رو پذیرفتم و دارم همه اونها رو مدیریتِ می کنم، چون ایمان دارم اونها تضمینی برای تبدیل شدنِ آموزه های استاد، به مهارت هایِ عالی و در نهایت، موفقیت های بینظیرِ زندگیم من هستند.
من با این قوانین دارم هر روز بهتر و بهتر نتیجه می گیرم، اگر بگم کلمه به کلمه ی این جلسه برای من معجزاتی داشته و از من آدم دیگه ای ساختِ اغراق نمی کنم.
نتایجِ اولیه فقط با گوش کردن برام رخ داد، بعد تمرکزم بیشتر شد و شروع به کار کردنِ جدی تر روی خودم کردم و الان آماده ترم برای دریافتِ الهامات.
خدایا برام بهترین ها رو قرار بده، من نمی دونم بهترین ها برام چیه.
خودت یادم بده مطیع باشم، چون این هم خیلی مهمه.
استاد براتون بینهایت حس های خوب رو خواهانم در پناه خدا باشید و خدا نگهدار
به نام خالق
به نام رب العالمین
سلام به استاد بهشتی
سلام به دوستان بهشتی
خدایا خداوندا ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار…
خدایا شکرت که به خاطر کوچکترین فکر مثبت به ما کرور کرور حال خوب میدی
خدایا شکرت که کرم ات و بخشش ات بی نهایته و ما رو شامل لطف و کرم و بخشش خودت میکنی
خدایا شکرت برای تمام عواملی که باعث شده من امروز در این سایت الهی و توحیدی باشم
خدایا شکرت برای هر فرصتی که میدی تا بعد از گمراهی دوباره به آغوش گرم تو برگردیم
خدایا شکرت که اشتباهات مارو به رخ مون نمیکشی با اینکه از همه بالاتری اما هیچوقت نگاه بالا به پایبن و نگاه برتری به ما نداری
خدایا شکرت که همواره صدای مارو میشنوی و پناه بی پناهان میشی
خدایا شکرت که همواره دستگیری میکنی از ما و حمایت میکنی و هدایت میکنی
خدایا شکرت هزاران بار شکرت برای شیرینی لحظهای که من در دلم با تو سخن میگویم و تو در واقعیت زندگی پاسخم را می دهی
خدایا شکرت که اجازه میدی ببینم بشنوم و احساس کنم و درک کنم که صدای مرا میشنوی و درجا پاسخم را می دهی
خدایا شکرت برای این لذتی که من در دلم ، بدون اینکه حتی لبهایم تکان بخورد با تو حرف میزنم
و در واقعیت اتفاقی می افتد که پاسخ تو به زمزه های درون قلب من است
خدایا شکرت که انقدر آگاهی
خدایا شکرت که آنقدر بینایی
خدایا شکرت که آنقدر شنوایی
خدایا شکرت که مهر و عطوفت تو بر غضب تو غلبه دارد.
خدایا شکرت برای تمام فرصتهایی که میدهی تا رشد کنیم، آگاه شویم و توحیدی تر عمل کنیم
خدایا شکرت برای تک تک لحظاتی که می توانیم در دل ذکر تو را به جا آوریم و صلاتی با تو داشته باشیم
خدایا شکرت که اجازه و لیاقت صحبت با خودت را به ما داده ای
همیشه از بچگی داستان پیامبران برایم جالب بود
چطور میشه خدا با کسی حرف بزنه؟
فیلمهای تلویزیونی را باور کرده بودم
تو ذهنم این بود
که یکهو یک نفر با لباس سراپا سفید می آید
و می گوید من فرشته فلان هستم و از سوی پروردگار آمدهام ….
خدایا شکرت که امروز من هم خودم را شایسته صحبت با تو می دانم
خدایا شکرت که انقدر شایستگی به من داده ای که صدای تو را هم بشنوم
صدای تو در همان درخواستی است که به اجابت منجر می شود
صدای تو همان احساسی است که امروز در دلم گفتم برای بچه ها خرید کنم حتما اونها اومدن خونه ما
وقتی رسیدم همه اونهایی ک فکر میکردم خونه ما باشن، بودن و بهشون هدیه هارو دادم.
صدای تو خوشحالی بچه ها بود خوشحالی فاطمه و سارا بود که مرا بوسیدن و بابت هدیه ها سپاسگزاری کردن ، اونها رو من نخریده بودم تو براشون خریدی خدایا
صدای تو در همان لحظه ای است که افراد و مردم با من به خوبی برخورد میکنند
صدای تو صدای تو صدای تو
صدای تو صدا ندارد از جنس نابی است که به زبان نمی آید اما بدجوری به دل می نشیند
خدایا شکرت که شایسته صحبت با تو هستم
خدایا شکرت که وسط صحبتهای من خوابت نمیگیرد، نمی گویی خسته ام ولم کن حالا بزار بعدا باهم صحبت میکنیم.
خدایا شکرت که همواره هستی همینجا بیخ گوشم نزدیکتر از رگ گردنم در وجودم در هر نفسم در هر تپش قلبم و همواره به من می گویی
بنده عزیزم
من اینجا هستم از رگ گردن به تو نزدیکتر
و اجابت میکنم تو را
به شرطی که تو هم مرا اجابت کنی
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
خدایا از تو میخوام که بیشتر بتونم یادت کنم
بیشتر بتونم حضورت را احساس کنم
بیشتر بتونم به شرکهای خفی وجودم آگاه بشم و جلوشونو بگیرم
خدایا ازت میخوام کمکم کنی بنده خوبی برات بشم
خدایا ازت میخوام کمکم کنی آرزوها و ایده های قشنگی که در دلم انداختی رو انجام بدم و به واقعیت تبدیل کنم
خدایا ازت میخوام کمکم کنی آدم ثروت سازی بشم
خدایا ازت میخوام نذاری گمراه بشم و در گمراهی بمونم از تو میخوام صراط مستقیم را به من نشان دهی
از تو میخوام دستم را بگیری و کوله بار افکار منفی و باورهای محدودکننده را از پشتم برداری و بارم را سبک کنی
همان بارهایی که اگر برنداری پشتم را می شکند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
آیا سینه ات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟ (1)
2
وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿٢﴾
و بار گرانت را فرو ننهادیم؟ (2)
3
الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿٣﴾
همان بار گرانی که پشتت را شکست. (3)
4
وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿۴﴾
و آوازه ات را برایت بلند نکردیم؟ (4)
5
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿۵﴾
پس بی تردید با دشواری آسانی است. (5)
6
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿۶﴾
[آری] بی تردید با دشواری آسانی است. (6)
7
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿٧﴾
پس هنگامی که [از کار بسیار مهم تبلیغ] فراغت می یابی، به عبادت و دعا بکوش (7)
8
وَإِلَىٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴿٨﴾
و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور. (8)
خدایا اگه تو دستمو نگیری و کمکم نکنی ، من هیچم
من به شدت فقیرم به هرآنچه که تو از فضل و کرم خودت به من عطا کنی
فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰ إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ
پس [موسی] دام هایشان را [به جهت کمک کردن به آن دو] آب داد، سپس به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا! به آنچه از خیر بر من نازل می کنی، نیازمندم.
همین کامنت لطفی از توست که اجازه دادی بنویسم
همان اشک هایی که موقع صحبت و خلوت با تو ازچشمانم سرازیر شد، قلبم را باز کرد، جز محبت تو
چه بود؟!
من توانایی اشک ریختن هم ندارم اگر تو توانم ندهی
من توانایی نفس کشیدن هم ندارم اگر تو قلب مرا نتپی…
خدایا زندگی مرا سراسر خیر و برکت کن
من تا جاییکه اراده دارم تو را انتخاب میکنم
عشق به تو را انتخاب میکنم
راه صراط تو را انتخاب میکنم
اخلاق و منش پیامبران تو را انتخاب میکنم
میخواهم دنباله روی راهی باشم که به تو نزدیک است
خدایا خداوندا من به شدت به کمکهای تو فقیر و نیازمندم
خدایا خداوندا دست مرا بگیر و رها نکن
خدایا خداوندا زندگی ام در دستان تو باشد،
هیچ زندگی سازی بهتر از تو سراغ ندارم
هیچ راهنمایی جز تو سراغ ندارم
از تو خواهش میکنم مرا با راه خودت، هم جهت کنی
کمکم کن هم جهت با جریان خداوند باشم
نیرویی که موجب میشود قلبم آرام گیرد
خیالم از هرجهت آسان شود و آسان شوم بر آسانی ها
خدایا این آیه هارو از توی اینترنت سرچ کردم و نوشتم برای دل خودم نوشتم از دوستانی یاد گرفتم که اینجا آیه های قرآن مینویسن
دوست داشتم منم بنویسم
خدایا از این بنده کوچکت بگذر هر شرک خفی مرا ببخش که تو قادر مطلقی سخت به تو نیازمندم
سلام عرض احترام خدمت شما بزرگوار دوست داشتنی
چقدر زیبا و با احساس این کامنت شما هست انگار این کلمات رو از. قبل در ذهن قلبم و زبانم جاری شده بود واصلا احساس نمی کردم که دارم کامنت میخونم و احساس داشتم که خودم دارم با خدا صحبت میکنم از شما تشکر میکنم و همش درحالی که داشتم میخوندم استرس داشتم با خودم میگفتم داره تموم میشه این کامنت ای کاش تموم نشه ازشما سپاسگذارم که این حس خوب را به لطف خدا متعال و رب العالمین به من هدیه کردین آرزوی قلبیم برای شما سربلندی در پناه خدا هست عاطفه عزیز
سلام به برادر عزیزم
امیدوارم که در بهترین حال و احوال روحی و جسمی باشید
امیدوارم همیشه در پناه خدایی باشید که تنها پناه همیشگی ماست
انصافا لذت بردم که گفتین دوست نداشتین کامنت تمام بشه
لبخند بر چهره ام نشست
ممنونم که از احساس خوبتون برام نوشتید
خداروشکر که به قول دوستان توحیدی در این سایت الهی
خداوند بر قلمم جاری شد و تونست حال دلتون رو خوب کنه
خداروشکر همونطور که این چندوقته حسابی از خوندن کامنتهای دوستان لذت بردم
خودم هم تونستم با نوشتن چند جمله ای که خداوند بر قلبم جاری کرد
این احساس خوب رو منتقل کنم
سپاسگذارم از استاد عزیز که این بنای نوشتن در سایت را برایمان ایجاد کرده
الحق که اتصال خیلی عمیقی به خداوند دارید استاد
چه سعادتی برای ما که شاگرد شما هستیم.
امیدوارم تا ابد بتونیم در این مکتب خدایی حضور پررنگ داشته باشیم
و درس خداشناسی یادبگیریم
مرسی علی کرامتی زاده عزیز
مرسی که می آیی کامنت میخونی
مرسی که می آیی کامنت میزاری
براتون از الله یکتا سلامتی شادی و ثروت و آرامش میخوام.
نور خداوند بدرقه راهتون باشه
به نام خدایی ک همواره با منه
درون منه
من رو میبینه من رو میشنوه
من و تنها نمیزاره
نیروی برتری ک همواره هدایتم میکنه و عاشق منه
سلاااام ب بنده ی توحیدی و خوب خداوند عاطفه ی دوست داشتنی
چقدر زیبا نوشتی دوست خوبم
هرجمله ک میخوندم بارها احساسم متفاوت میشد اشک تو چشام جمع میشد و میگفتم ااایول عاطفه آفرین بهت چه احساس خفنی داشتی موقع نوشتن …
چقدرررر ب خدای درونت خوب وصل شدی ک انقدر قلبم با خوندن کامنتت باز شد
تحسینت میکنم دوست خوبم برای تک تک جمله های بینظیری ک نوشتی
احساس خوب تورو با قلبم دریافت کنم و سپاسگزارم ازت برای حس خوبی ک بهم هدیه دادی
سپاسگزارم برای آیه های زیبایی ک نوشتی
تحسینت میکنم ک انقدر با عزت نفس بالا گفتی من هم دوست داشتم از قرآن بنویسم و سرچ کردم و اینارو نوشتم
تحسینت میکنم ک انقدر رهااایی
تحسینت میکنم ک نوشتی همیشه راهی رو انتخاب میکنم ک به خدا نزدیکه
تحسینت میکنم ک انقدر زیبا و ساده احساس قشنگت رو نوشتی
و عاطفه جاااان چقدرررر زیبا این نوشتن ها معجزه میکنه تو زندگی مون…این سادگی قوانین خداوند چه معجزه ها میکنه
عاشقتم دوست قشنگم
سلام مهسا عزیزم
لبخندت چقدر قشنگه، امیدوارم همیشه همینطور لبخند بزنی و سوت زنان در مسیر الهی قدم برداری
خداروشکر که نوشته ام به دلت نشست
ممنون که از احساس خوبت برام نوشتی
دقیقا درست گفتی لحظه ای که داشتم اون متن رو مینوشتم به خدای خودم وصل بودم
معجزه ای رو احساس کرده بودم و درک کرده بودم که نتیجه ش شد حس خوبم در اون کامنت
این احساس که خودت خالق زندگیت هستی غوغا میکنه
این احساس که قلبت باز میشه و نور خدا توی قلبت میشینه غوغا میکنه
این احساس که باعث میشه اشک شوق از چشمانت سرازیر بشه غوغا میکنه
خداروشکر که در این دنیا هستیم و میتونیم این حس های ناب رو تجربه کنیم.
این آیه ها رو چندین و چند بار از زبان استاد عباسمنش عزیز شنیده ام
حسااااااابی به دلم نشسته
مخصوصا سوره انشراح و جایی که خدا میگه بار سنگینت را از دوشت برداشتیم….
توضیحات قشنگت در پروفایلت رو خوندم
تحسینت میکنم که اینقدر زیبا تونستی تغییرات عالی رو در زندگیت به وجود بیاری
امیدوارم از خونه خریدنت بشنوم
از تجربه های بینظیری که تو راه هستن تا زندگی تو قشنگتر و قشنگتر و قشنگتر کنن
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و در آرامش باشی دوست خوبم مهسای زیبا
عاطفه ی عزیز و دوست داشتنی من
سلااامی دوباره
چجوری سپاسگزار خداوند باشم برای حضورت و کامنت پرمهری ک برای من نوشتی
چجوری سپاسگزار تحسین ها و دعاهای قشنگت باشم
همه ی اینها نشون میده چقدررررر قلب شفاف و خالصی داری دوستم
چقدر ب داشتنت ب حضورت ب بودنت ب نوشته هات افتخار میکنم
زیباترین عاطفه ی دنیا
با خوندن عشقی ک برام فرستادی بارها و بارها لبخند روی لبم نشست
امیدوارم هزاران بار انرژیش ب سمت تو برگرده و از ته دل بخندی و هرلحظه عشق بیشتری جاری باشه تو زندگیت دوست من
دلم میخاد این شعر زیبا رو هم تقدیمت کنم:
شعر من تصویر خوب عاشقی است
وصف انسان قشنگ و لایقی است
یک فرشته در وجود یک بشر
در هجوم هر بلا چون عایقی است
شعر من وصف خدا بی ادعاست
مادری ک روز و شب در فکر ماست
آغوش گرمش مامنی بی ادعاست
در غروب عاطفه در گریه هاست
عاشقتمممم عزیزم
سلام به مهسای عزیزم
سلام به دوست توحیدی من
سلام به کسی که دوباره یک نقطه آبی به من هدیه داد
خدایا ازت بینهاااایت ممنونم که دوستانی این چنین پاک سرشت سر راه من قرار دادی
خدایا من و دوستانم در این سایت الهی جز تو پناهی نداریم
جز تو هییییچ دست آویزی نداریم
جز تو هییییچ تکیه گاه امنی نداریم
خدایا ما بلد نیستیم چکار کنیم
خدایا ما نمیدونیم باید چه قدمی برداریم
خدایا ما هیچی بلد نیستیم
خدایا علم تو بر همه چیز احاطه داره
چه بسا چیزهایی که خدا می داند و ما نمیدانیم……
تو برای ما پادشاهی کن
تو برای ما خدایی کن
تو دست ما را بگیر و با خودت ببر
تو مارو با خودت ببر که هرجا تو هستی اونجا بهشته
هرجا تو هستی آرامش هست حال خوب هست ثروت هست
خدایا با تو بودن چقدر حال خوبی دارد
تو برایمان کافی هستی خدایا
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ ۖ وَیُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِنْ دُونِهِ ۚ وَمَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
آیا خدا برای بنده اش [در همه امور] کافی نیست؟ و مشرکان [به پندار خود] تو را از کسانی که غیر خدا هستند، می ترسانند و هر که را خدا به کیفر [کفر و عناد] ش گمراه کند، او را هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود؛
هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت نمی افته
این روزها این کامنت ها به اذن خدا نوشته میشه و
قلبم رو پر از نور میکنه
قلبم رو آروم میکنه
احساسم رو لطیف میکنه
خدایا ازت ممنونم من به نشانه های تو به حضور تو نیاز دارم
من به هر خیری که از تو برسه سخت نیاز دارم
خدایا تو بهترین برطرف کننده نیاز منی!!!!
خدایا شکرت که نشانه های زیبا میفرستی و خودت رو اینطور زیبا به بنده هات نشون میدی
عاشق دیدن نشانه هایی شدم که همواره تو رو به یادم میاره خدای من
چقدر خالق بودن بهت میاد خدایا
خالقی که اینطوری قشنگ اتفاقات رو خلق میکنه
خالقی که اینطوری قشنگ حس خوب تو قلب آدم میاره
خالقی که اینطور قشنگ آدم هارو به هم نزدیک میکنه
خدایا دوست عزیزم مهسای زیبا رو در پناه خودت نگه دار
مهسای خوشگلم چقدر ذوق کردم از اینکه دوباره برام نوشتی
چقدر ذوق کردم برام شعر نوشتی
از خدا برات خیر و خوبی میخوام
از خدا میخوام تو بغل خود خود خودش باشی
از خدا میخوام همینطور احساست پاک بمونه و هر لحظه بیشتر به خالق نزدیک بشی
از خدا میخوام هر روز بیشتر و بیشتر لبخند بزنی
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام عاطفه جان دوست توحیدی و عزیزم،
چقدر قشنگ نوشتی
خیلی دلی بود
انقدررررر از عمق قلب نورانیت بود که همینجوری میخوندم و اشکی بود که سرازیر میشد،
ازت ممنونم که اون چیزی که تو قلبت بود رو به صورت کامنت تو سایت نوشتی تا قلب ما هم از خوندنش نورانی بشه
خدایا شکرت به خاطر این سایت، این استاد نورانی ، این دوستان توحیدی و این کامنتهای پر از عشق به تو
سلام الهام عزیزم
ممنونم که منو دوست توحیدی خودت خطاب کردی
لذت بردم که برام از احساس خوبت نوشتی
خدارو هزارااااااان بار شکرت که این نوشته به دلت نشست
و نوری به قلب زیبات انداخت
امیدوارم که روز به روز به خدای درونت بیشتر وصل بشی
بیشتر خدارو احساس کنی
و همینطوری قلب پر از مهرت نورانی و نورانی و نورانی تر بشه
لبریز بشه از حس ناب خدایی
امیدوارم اشک شوق بریزی از رسیدن به خواسته هات
و زندگیت پر بشه از معجزات الهی
ممنونم که برام نوشتی
در پناه الله یکتا باشی دوست خوبم
سلام به پرچم دار توحید و یکتا پرستی
من فکر کنم 7 سال 8 ساله نمیدونم کمتر بیشتره که دارم با آموزشهای استاد کار میکنم اما الان بعد از اینهمه سال تازه به بسم الله توحید و درسهای توحیدی که استاد در تمام دوره ها و فایلهاشون دارند آموزش میدند رو فهمیدم و درک کردم و آروم آروم دارم عملی ازش استفاده میکنم.
اینو از کجا درک میکنم از اونجایی که عملکرد من یه تغیراتی کرده.
بارها و بارها شده از زمانی که صحبت جابه جایی مغازه و تحویل مغازه قبلی و گرفتن جای جدید شده اینو در خودم دیدم که کمتر ترسیدم کمتر نگران شدم بیشتر دلم بهش قرص بود بیشتر روی کمکش حساب کردم و خوب اونم پاداشی داد عظیم.
تا الانی که دارم این کامنت رو مینویسم درسهای زیادی تو زمینه توحید و سرسپردگی پاس کردم و از خودم در همین حد راضیم البته که خیلی جا داره که بهتر بشم ولی برای شروع عالیه و بخودم افتخار میکنم خیلی وقتها شده تو ذهنم بلند شدم و به افتخار موحد تر شدنم یکتا پرست شدنم و قویتر شدن این عضله در ذهنم برای خودم دست و هورا کشیدم.
خیلی روزها شده تو همین مغازه که میرسید به روزهایی که شرایط میخواست بگه بحرانی شده چک رسیده اجاره رسیده قسط رسیده و…. یالا زنگ بزن یالا از فلانی بخواه یالا فلان من اما بهش گفتم نه من غیر خدا هیچ کس رو ندارم هیچکس به اندازه خدا نمیتونه کمکم کنه هیچ کسی نمیشناسم از اون ثروتمند تر وقتی میده بی منت میده وقتی میده عظیم میده من نمیخوام روی کسی جز خدا حساب کنم من میخوام بندگی کنم خیلی سخته خیلی دل بزرگی میخواد خیلی کنترل ذهن میخواد باشه قبوله پافشاری میکنم روی این تعهد روی این خواسته اما تهش چیزی بدست میارم به اندازه کل جهان هستی دیگه جهان تو دستمه دیگه بعدش میشم پادشاه زندگیم و دارم یکی یکی درسهای توحیدی رو پاس میکنم از وقتی روش حساب کردم بیشتر حساب کردم فقط حساب کردم درها باز شد پرهایی که بود من نمیدیدم.ادم لازم بود اومد مشتری لازم بود اومد پول لازم بود رسید خلاصه از بینهایت دستش منو راضی کرد بمن پاداش داد پاداش بندگی من راضی اونم راضی تهش پوله نبود شرایط نبود فروش های آنچنانی نبود که منو خوشحال میکرد اون پیوندی که زده شده بود اون ایمانی که ساخته شده بود اون حس اعتماد اون حس خودباوری اون حس بخوانید مرا تا اجابت کنم شما رو اینا بود که منو خوشحال میکرد اینا بود که بمن میگفت داری راه ابراهیم رو میری همون راهی که بارها ازش خواسته بودم منو توش بندازه منم حس کنم حال دوستی و رفاقتی که ابراهیم باهاش داشت و این حس از عسل شیرین تره برام و با هیچ چیزی قابل جایگزینی نیست.
به نام خدایی ک همه چیز میشود همه کس را
سلااااام ب مرضیه ی عزیزم
دردونه ی خداوند
دختررر همینجور اشکهام و درآوردی
چقدرررر زیبا نوشتی
چقدر پربار نوشتی
چقدر با قدرت نوشتی
قلبم و لرزوند نوشته هات
ازت یاد گرفتم چجوری بیشتر روی خدا حساب کنم
دمت گرررررم دختر
آدم لذت میبره از دیدن این جنس از ایمان
این جنس از توکل
این جنس توحید عملی
توحیدی ک فقط روی زبون نمیاد بلکه تو عمل مرضیه ی قشنگم نشونش داده و پاداش هاشم گرفته
چقدر شیرینِ این مدل پاداش ها
چقدر تحسینت میکنم دختر
و من هم امروز ایستاده برات دست میزنم و هورا میکشم
تو بهترینی
عاشقتم دوست خوبم
وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ
روز 5 از 40
سلام به استاد عزیزم، پیام رسان توحید
سلام به استاد شایسته ی نازنینم
و سلام به همه ی دوستان توحیدی
چه جمله ی طلایی ای همون اول فایل گفتین استاد
توی زندگیم به هرچی که رسیدم به خاطر باورهای توحیدی بوده که داشتم
و به هرچی که نرسیدم به خاطر باورهای شرک آلودی بوده که داشتم
مثال های خودم:
مثلا کاری که تو نیلگام پیدا کردم
اونموقع فقط باورم این بود که من کار سمت خودم رو انجام بدم، ایمیل زدم و اعلام آمادگی برای کار و درخواست کار کردم، اونا هم دعوت به مصاحبه کردن و بعدم مصاحبه ی بعدی و هفته ی بعد شروع کار
چون به دیگران و اینا قدرت نداده بودم، سپرده بودم به خدا و یه جورایی ایمان داشتم اگه خدا بخواد میشه، مثلا اون مدیر میانی که باهاش مصاحبه کردم بهم گفت احتمالا تو بخش ویزای دانشجویی بهت پوزیشن میدیم، ولی من به عنوان اینکه بیام بخش جدید اقامت دائم کانادا رو براشون راه اندازی کنم درخواست کار داده بودم، و به خودم گفتم حالا این بگه اینجوری، بازم هنوز امکانش هست که من همون کاری که دوست دارم رو بکنم؛ بعد تو مصاحبه ی بعدی با مدیر عامل، ایشون خیلی از ایده م استقبال کرد و در نهایت هم قرار شد همون بخش اقامت دائم رو راه بندازم؛
و من اونجا کارم رو شروع کردم، نمیدونم چجوری بود و چرا، ولی یادمه اونموقع ها کلا یه جورایی خیلی وصل بودم انگار، خیلی فرکانسم بالا بود، مثلا دوست داشتم جای میزم (محل نشستنم) تو شرکت عوض بشه، یه قسمتی بود پنجره های بزرگ و نور و دید خیلی خوبی داشت، خیلی اونجا رو دوست داشتم، انقدر همیشه با حال خوب اونجا رو تحسین میکردم و ازش تعریف میکردم… بعد از چند روز کلا چیدمان میزها رو عوض کردن و من دقیقا اومدم همونجا که دوست داشتم:)
یا مثلا یه همکاری بود کارش خوب بود ولی بنده خدا کلا کارش نق و ناله و منفی نگری بود، از بچه های قدیمی و یه جورایی از دوستای مدیر عامل هم بود، سخت بود با اون تو یه محیط باشی و بتونی ورودی های ذهنتو کنترل کنی، ولی من خیلی تلاشم رو کردم و سعی میکردم تا حد ممکن اعراض کنم
اتفاقی که افتاد، شرایط طوری پیش رفت که نه تنها اون دیگه تو بخش ما نباشه، کلا از اون شرکت رفت!
یادمه همیشه اینو تو ذهنم تکرار میکردم که ببین اصلا به هیچ وجه به مخیله ت خطور هم نمیکرد که این آدم از این شرکت بره، ولی رفت، پس هیچوقت الزاما به اون راهها و آپشن هایی که به ذهن خودت میرسه بسنده نکن، و بر اون اساس حساب کتاب نکن که پس یه کاری شدنی هست یا نه، چگونگی رو به خدا بسپار
خلاصه که اون دوران، با کنترل ذهن و ایمان قوی به خدا و باورهای توحیدی، من خیلی موفقیت ها و دستاوردها داشتم و تو همون ایران درآمد دلاری خلق کردم برای خودم (از قراردادهای اقامت دائم که میبستم، یه درصد خیلی کوچولویی کمیسیون میگرفتم، که خب مبلغ قراردادها دلاری بود)
مثال های موفقیت های اونموقع همیشه برام یه سند و الگو هست تو ذهنم که پس میشود
یا همینجا تو کانادا، وقتی اون کاری که قرار بود بعد از تموم شدن درسم برم اونجا مشغول بشم، به هم خورد، یادمه خیلی قشنگ توکل کردم به خدا و قدرت رو دادم به خدا و نتیجه این شد که یه ماه بعدش یه کار دیگه پیدا کردم
دوباره تو همون کار، وقتی دیدم یه سری ناخواسته ها هست، علیرغم همه ی حرفای شایع دور و ورم که همه میگفتن آقا کار پیدا کردن تو کانادا مخصوصا اولش که هنوز تجربه کار کانادایی نداری یا خیلی کم داری، خیلی سخته، یا همینه که هست تو کار اولت حقوق کم میدن، همین که کار پیدا کردی کلاتو بنداز هوا… من تسلیم این حرفا نشدم و به اینا قدرت ندادم، به خدا و قوانینش توکل کردم و سمت خودم رو انجام دادم و دنبال کار گشتم در حالیکه تو اون کار فعلی هم گله و ناله و شکایت نمیکردم و سعی میکردم بابت نکات مثبت سپاسگزاری کنم
و خیلی سریع یه کار دیگه پیدا کردم با حقوق بالاتر و فضای معقول تر
ولی الانم چند وقته میخوام از این کار دربیام و برم جای بهتر، فعلا هنوز نتونستم، یه علتی که خودم بهش واقفم اینه که برعکسِ اون سری قبلی، این دفه اونقدر اعراض نمیکنم از ناخواسته ها و سرکار ناخودآگاه همش با بچه ها تو فضای گله و شکایت از ناخواسته های کارمون هستیم
و یکی هم اینکه فکر کنم برای کار تو شرکتای بزرگ و کاملا انگلیسی زبان انگار خیلی اعتماد به نفس ندارم، البته این مورد قبلا بیشتر و پررنگ تر بود ولی این دو سه ماه اخیر یه کم بهتر شدم و انشالا به امید خدا هی بهتر و بهتر هم میشم
حواسم باشه بازم بسپرم به خدا و ایمان داشته باشم که میشود
حواسم باشه روزی دهنده ی من خداست، نه کار فعلی و کارفرمای فعلی
حواسم باشه تو رابطه به طرف وابسته نشم، و فکر نکنم حالا هرجوری هست باید این رابطه رو حفظ کنم وگرنه خب تنها میشم… این میشه شرک، این ینی ایمان ندارم که خداوند از بی نهایت طریق چیزی که من میخوام برام مهیا میکنه
حتی اگر خیییلی خوب و خوشحال و راضی ام تو رابطه فکر نکنم اون طرف منبع خوشبختی و خوشحالی منه، منبع خداست و من باید حواسم به این نکته باشه و در عین اینکه از دستان خدا سپاسگزاری میکنم، ولی قدرت رو فقط به خدا بدم،
یادم باشه که هرکدوم از این نعمتها یا دستان خدا هم اگر برن و نباشن، خود اون منبع هست و نعمت دیگری، دست دیگری از دستان خدا میاد
هر خیری که به من میرسه از خداست
و هر شری که به من میرسه از خودمه
چون خدا منبع خیره
منبع شر نداریم، اگه نتونستی خیر دریافت کنی، نبودِ خیر میشه شر
هر چی که ما داریم از خداست
تو وصل شو به خدا، خدا رو به عنوان تنها منبع قدرت باور کن… خدا همه چی بهت میده
کیست که اگر خدا بخواد کسی رو بیاره بالا، بتونه بیارتش پایین
وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ
خدایا شکرت برای هدایت هات
شکرت برای این فایل و آگاهی های نابش
شکرت برای بزرگ تر شدن ظرفم
شکرت برای همه نعمت هایی که تو راه من هستن و دارم کم کم بهشون میرسم
سلام و صد سلام به دخترکم
دختر توحیدی و نازنینم
ماشاءالله ماشاءالله
هزاران احسنت و آفرین بر شما باد!!
نسیم جان داری با سرعت نووور پرواز می کنی
همین امروز صبح بود که به کامنتت روی فایل دیگه پاسخ دادم
توی هر دو کامنتت خلاصه و چکیده ی عالی صحبتهای استاد جانمون رو مرتب بیان کردی!
بعضی از اونها رو دوباره اینجا میزارم که رد پا باشه برامون:
توی زندگیم به هرچی که رسیدم
به خاطر باورهای توحیدی بوده که
داشتم
و به هرچی که نرسیدم به خاطر باورهای شرک آلودی بوده
که داشتم
حواسم باشه بازم بسپرم به خدا و ایمان داشته باشم که میشود
حواسم باشه روزی دهنده ی من خداست، نه کار فعلی و کارفرمای فعلی
حواسم باشه تو رابطه به طرف وابسته نشم، و فکر نکنم حالا هرجوری هست باید این رابطه رو حفظ کنم وگرنه خب تنها میشم… این میشه شرک، این ینی ایمان ندارم که خداوند از بی نهایت طریق چیزی که من میخوام برام مهیا میکنه
حتی اگر خیییلی خوب و خوشحال و راضی ام تو رابطه فکر نکنم اون طرف منبع خوشبختی و خوشحالی منه، منبع خداست و من باید حواسم به این نکته باشه و در عین اینکه از دستان خدا سپاسگزاری میکنم، ولی قدرت رو فقط به خدا بدم،
یادم باشه که هرکدوم از این نعمتها یا دستان خدا هم اگر برن و نباشن، خود اون منبع هست و نعمت دیگری، دست دیگری از دستان خدا میاد
هر خیری که به من میرسه از خداست
و هر شری که به من میرسه از خودمه
چون خدا منبع خیره
منبع شر نداریم، اگه نتونستی خیر دریافت کنی، نبودِ خیر میشه شر
هر چی که ما داریم از خداست
تو وصل شو به خدا، خدا رو به عنوان تنها منبع قدرت باور کن… خدا همه چی بهت میده
کیست که اگر خدا بخواد کسی رو بیاره بالا، بتونه بیارتش پایین
وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ
————————-
خدا همیشه داره هدایت میکنه و میگه إنّ عَلینا لَلهُدی
اما هرکس به اندازه ی ظرف خودش دسترسی داره
خود پیامبر هم سالهای سال سالی یکماه میرفت غار حرا و رو خودش کار میکرد تا ظرفش بزرگ شد و آمادگی دریافت وحی و رسالت رو دریافت کرد
بعد دوباره قرآن هم کم کم و بنا به طی تکامل پیامبر بهش نازل میشد
باید عجله نکنیم و مستمر رو خودمون کار کنیم تا ظرفمون بزرگتر بشه و به هدایت ها و الهامات بیشتری دسترسی داشته باشیم
دریافت کنیم، و بفهمیم
هرکدوم ما هم یه موسی هستیم
اولش باید صبوری کنیم و بیشتر رو خودمون کار کنیم
و پیشرفت کنیم
و خداوند به اندازه ای که که ما رشد میکنیم الهامات رو بیشتر و واضحتر میکنه برامون
و بعد مهمه که عمل کنیم به این هدایت ها
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
چقدر این مثالی که استاد میزنه قشنگ و قابل درکه
انگار خدا مثل یه هلیکوپتر از اون بالا داره مسیر جلوی ما رو میبینه و بر اساس اون ما رو هدایت میکنه که ازینجا برو ازونجا نرو
شاید مسیری که بهمون گفته میشه بریم، اولش، ظاهرش، به نظر مسیر سخت و ناهموار و اشتباهی باشه، و این یکی مسیر به نظر راهِ درست بیاد، ولی ما جلوترش رو نمیبینیم، که مثلا اون به پرتگاه میخوره.. یا یه همچین چیزی
———————‐———————-‐———-
باز هم ازت ممنونم نسیم جانم
عاشقتم و به خدای مهربون میسپارمت
سلام
امیدوارم منم بتونم توحیدی باشم و قدرت ندم به دیگران و شرک نورزم،چشمم به دیگران دست دیگران نباشه که فلانی باید یه کاری برام بکنه چشم بدوزم به خدا به اون وصل بشم خودش همه کارارو برام میکنه ،خودش میاره آدمارو ،خودش از طریق دستانش کارامو برام میکنه کمک بهم میرسونه،فقط قدرت ندم به دیگران که خودم ضعیف بشم،قدرت اونه ،فرمانروا اونه،اون داره کارارو انجام میده،باید مراقب بود صفر و صد نیست،شرک انقدر مخفیه به قول پیامبر که مثل یک مورچه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه مخفیه ،باید ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران،باید ببینی کجاها خدا رو فراموش کردی داری روی اون آدمه حساب میکنی و وابسته شدی بهش،کجاها شرک می ورزی،تو به اون وصل شو همه کارارو برات انجام میده خودش،اون منبع رزق و روزی و نعمته،دنبال خرده ریزه ها دست دیگران نباش
چقدر این کشور قشنگه و وایبش مثبته انرژیش خوبه،انشالله خدا منم هدایت کنه به این کشور برای زندگی،البته ترکیه رو هم دوست دارم ولی اینجا هم واقعا وایبش مثبته
و واقعا این فایل پر از نکته و درسه که ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران داری باج میدی حواست نیست،کجاها از اصل و منبع دور شدی به همون اندازه شرک می ورزی و بدبختی،همش اونه اون
انشالله بتونم عمل کنم به این آموزه ها و خوشبختی بینهایت رو تجربه کنم
سپاس از این فایل خوبتون که پر از درس و نکته است ،زندگی سازه سعادت و خوشبختی مارو میسازه
سپاس.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی.
یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ
تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا
لَهُ ۖ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ (73) سوره حج
ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که
به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.
===================================
سلام به استاد ارجمندم توحیدی ترین استاد دنیا
سلام به مریم بانو جان شایسته ترین استادیارِ استادم
و سلام به دوستان عزیزم
روزگارتون خرم و پر از نور و عشق رب العالمین باشه
توحید عملی 5
خدا رو میلیاردها بار برای این رزق زیبا و پر از آگاهی که با چشم و گوش دل و جان نیوش کردم و بینهایت ازاستاد جانم بینهایت سپاسگزارم
مریم بانو جانم از شما هم بینهایت ممنونم برای این فایلها و ترتیب قرار دادنشون
استاد عزیزم این بار که صحبتهاتونو گوش دادم خییلی خییلی بهتر درکش کردم
فهمیدم که من باید خییلی مراقب باشم خیال نکنم که تو جایگاه خوبی قرار گرفتم از نظر قدرت ندادن به عوامل بیرونی
خییلی مراقب باشم فریب شیطان ذهنم رو نخورم
این گفته ی زیبای پیامبر ما :
شرک در دل مؤمن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است
اگه خوب درباره اش تفکر کنیم خیلی سنگینه
شرک گاهی وقتها تو موضوعات و جاهای خیلی ریز و ظریفی تو ذهنمون میاد که خودمون اصلاً احتمال نمیدیم اسیرش بشیم
الهی که رب العالمین جان جانانم همه ما رو از شر هر نوع شرکی در پناه خودش حفظ کنه
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان
فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ براستی که تو خود بسیار بخشنده ای.
خدا رو صدهزاران بار شکر برای صلاتم تو این فایل ویژه ی توحیدی
استاد جانم عاشقتونم
خدا رو صدهزاران بار شکر برای امروزم که پر از اتفاقات زیبا و دلخواه و دل انگیز بوده تا حالا
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
الهی که همگی دست در دست خدا راضی و آگاه و پر روزی باشیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد توحیدی خودم
سلام به دوستان عزیزم
من دوتا تصویر در این فایل رو به یاد میارم و سپاسگزار خداوندم هستم یک تصویر از قبل ورود به باورهای توحیدی و یک تصویر بعد ورود به باورهای توحیدی رو در زندگیم دارم
تصویر اول من قبل از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ به آدم ها قدرت میدادم اینکه اونها دارند روزی میدن حرف حرف اونهاست دیگه برگی در بااااد🪶
به دنبال مردم تو بحث های الکی رفتند در مورد ریاست جمهوری تا وزیر وزرا تا بحران های کنونی همون لحظات حساس کنونی
خانواده که دیگه هیچی حالا که ما داریم هزینه هات رو میدیم باید بیای مثل ما باشی یعنی چی؟؟یعنی قانون سلامتی رو بیخیال چون من دارم هزینههای زندگیت رو میدم و یا هر کسی از نزدیکان برادران محترم و خانم های محترمشان هر چی بهت گفتند هر بی احترامی که کردن باید ساکت باشی و رفت و آمد هم باهاشون داشته باشی و هر خواستگاری هم که معرفی کردن باید بله رو بگی چون اونها بزرگتر از تو هستند از تو داناتر و با تجربه تر هستند و وضع مالی اونها هم از تو بهتره با فامیل باید رفت و آمد بشه هر جا ما میریم تو هم باید بیای و نه نگی
احساس بی ارزشی احساس نیاز به توجه و ترحم و دلسوزی و احساس گناه و عذاب وجدان و سرزنش های بی مورد و الکی و به دنبال خرده نون در دست مردم
تصویر دوم من بعد از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ آزادی در همان جایی که هستم یعنی جام تغییر نکرد تو همین خونه آدم های ناهماهنگ و ناسپاس دونه دونه رفتند حالا با هر دلیلی با روش های خداوند آرام آرام دور شدن
تجربه آزادی زمانی و مکانی و مالی و انشاءالله آزادی مالی غذا به سبک قانون سلامتی میخورم به راحتی آنقدر شگفت زده میشم و لذت میبرم از خوردن همون سینه مرغ طلایی شده با روغن شفاف دنبه و تخم مرغ سرخی مقداری هم سرشیر هیولا که موقع صرف غذا و سپاسگزاری قبل از غذا میگم خدایا همه خبرهای دنیا همه اتفاقات دنیا تو همین لحظه است لحظه غذا خوردن به این سبکِ زیبا و لذت بخش توحیدی در کمال آرامش بدون اینکه بخوای به کسی جواب پس بدی و دلیل کارت رو به کسی توضیح بدی
توان خرید کردن به سبک شخصی خودت به سلیقه خودت
خرید کردن فقط یک یا دو تا سه نوع پروتئین حیوانی به جای چندین اقلام کربوهیدرات سبزیجات و نان ها و شیرینی جات …و خلاص شدن از افکار و باورهای مردم در شیوه غذایی شون
کسب و کار شخصی با ورودی مالی کم وبیش به جای کار کردن در شرکت های دولتی نیمه دولتی و خصوصی که فقط حق داری 12 بار در سال ازشون حقوق بگیری و پول بیمه هم که هیچی اون میره تو جیب سازمان بیمه تا 50 سالت بشه بعد بهت برگردونن
رها شدن از غیبت ها در دورهمی ها حالا هر دور همی تو شرکت تو فامیل تو خانواده ..
رهایی از حرف مردم اینکه حالا از نظر مردم تو سن ات رفته بالا باید ازدواج کنی طبق رسم ورسوم ما
آزادی پوششی طوری که استاد در فایل حجاب قسمت 6 گفتند نه با احساس گناه و نه با احساس قربانی
و بهبود دائمی ارتباطم با خدای خودم به راحتی بدون واسطه و بدون ترس و اونهم عاشقانه ؛خدایی که من باورش دارم و جواب میگیرم نه با خدای نخ نما و کهنه و ترسناک و ساختگی با باورهای مذهبی
و احساس ارزشمندی بی قید وشرط برای دریافت نعمتها
و لذت بردن از زندگی به جای غم و اندوه و در آن احساس ماندن
و این بهبود مسیر توحیدی ادامه دارد….
خداوندا سپاسگذارم ازت
به نام خدای مهربان
سلام دوست عزیز زهرا جان خواهر سودا جان
از طریق سودا جان به کامنت های بینظیر شما هدایت شدم
ارتباط خوب دو تا خواهر تحسین می کنم همیشه از خواندن کامنت های شما لذت میبرم
تو یک کامنتی گفتی 45 ساله هستی اصلا بهت نمی یاد بسیار زیبا هستی البته من خودم هم 50 هستم ولی خیلی کوچکتر به نظر می یام
زهرا جان شما را به خاطر اجرا قانون سلامتی خیلی تحسین می کنم به خاطر شهامت بیرون آمدن از کار خصوصی تحسین می کنم چون خودم آزمایشگاه هستم و الان 20سال سابقه دارم هنوز نتونستم بیرون بیام خیلی از چیزهایی که گفتی من تو این چند سال با وجود محیط کاری تو خودم ساختم ولی هنوز تو قانون سلامتی نتونستم درست عمل کنم البته هنوز این محصول گوش نکردم فقط با خواندن کامنت ها و نوشته های خانم شایسته عزیز درکم بالا رفته شاید هنوز اینکه هر روز گوشت بخوری یکم از نظر مالی سخت هست قبلاً من مرغ خیلی می خوردم الان مرغ می خورم حالم بد میشه هر جوری هم درست میکنم دوست ندارم ببخشید شکمم سفت می شه هم خیلی حالم بد میشه خیلی چیزها را نمی خورم ولی نان گاهی وقتی می خورم میوه خیلی کم می خورم چون خیلی به میوه علاقه داشتم و تو ذهنم خیلی مفید میدانستم قهوه ام دوست دارم می خورم فشارم می افته بعد برام سخت قرص های ویتامینی هر روز بخورم کلا من با دارو مقاومت دارم اینکه می بینم شما آنقدر راحت قانون سلامتی رعایت می کنید خیلی تحسین میکنم دوست عزیز منتظر خبرهای خوب از شما و سودا عزیز هستم موفق باشی.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین
سوره نمل
وَتَرَى ٱلْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَهࣰ وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِۚ صُنْعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِیٓ أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍۚ إِنَّهُۥ خَبِیرُۢ بِمَا تَفْعَلُونَ(٨٨)
و کوهها را مىبینى و آنها را ساکن مىانگارى در حالى که مانند ابر در حرکتند. این صنع خداست که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده. و او به آنچه مىکنید مسلما آگاه است
سلام به زهراجان عزیزم
دیشب ساعت 12 شب از خواب خداوند بیدارم کرد و هدایت ام کرد به یک نور آبی از طرف شما
خوندم و دیگه خوابم نبرد تا ساعت ها داشتم فکر میکردم که چطور شد من در هواپیمای خداوند به نام قانون سلامتی سوار شدم بدون اینکه ورودی مالی داشته باشم چطوری باید این مسیر عمل به قانون سلامتی رو میرفتم نه پولی نه حمایتی از خانواده حتی تهدید هم شدم ولی انگار بعد از دوره عزت نفس که به آگاهی هاش در عمل اجرا نکرده بودم باید در قانون سلامتی به شکل توحید عملی انجام میدادم یک تغییر در رفتارم عمل به قانون سلامتی یک اعتماد به خداوند بود همون اعتمادی که به خلبان هواپیما داشتم در تجربه سفر به مشهد !!
حالا انگار وقتش شده بود تصمیم بگیرم سوار این هواپیما بشم و بقیه اش هدایت بود و هدایت و اعتماد به خدا و شناخت خدا و دیدن دستاش در این مسیر
من باید اینبار باورهام رو درباره خدا در عمل به قانون سلامتی محک میزدم و باید تغییر در رفتارم ایجاد میکردم نه در ذهن ام یکجورایی همون کارگاه عملی یا وورک بووک
من تو سن 41 سالگی وارد مسیر قانون سلامتی شدم یعنی نه به اختیار انگار خدا هُل ام داد چون من اصلا شرایط اش رو نداشتم نه از لحاظ مالی نه از لحاظ حمایت خانواده نه ورودی مالی برای خودم داشتم هیچ هیچ
ولی برنامه خداوند این بود که من در این مسیر عزت نفس ام رو بالا ببرم و بعد سلامتی پاداش این عزت نفس شد
من در شروع با همون مقدار روغن دنبه که تو خونه بود و مقداری که مرغ بود شروع کردم نه ویتامین نه گوشت نه پروتئین حیوانی دیگه ای
و در ادامه حتی اون مرغ هم نبود و من همون تخم مرغ رو داشتم ولی وقتی سوار هواپیما شدی دیگه باید اعتماد میکردی دیگه راه برگشتی نبود مخصوصا که نتایج به شکل اندام بهتر به شکل پریود های منظم تر به شکل پوست سالم تر دندان های که دیگه تیر نمیکشید و ترمیم ریشه موهام و عضلات صورتم پُر شده بود همون صورتی که داشتم به بوتاکس فکر میکردم به دلیل از بین رفتن عضلات صورتم
در این مسیر چند تا ضعف تو رفتارم بود که باید درست میشدند
🪴چیا بودن زهرایی ؟؟؟
●باید کاری به مردم به تغییر مردم به شیوه تغذیه مردم نداشته باشی
1.منظورم اینه که دیگه نباید با اطرافیان در عمل بحث میکردم با نزدیک ترین افراد خانواده
2.منظورم این که دیگه نباید ازشون توقع داشته باشی که باهات تو این مسیر سوار هواپیما بشن
3.منظورم این که دیگه برای این تغذیه سالم ازکسی توقع پرداخت هزینه ها رو نداشته باشی
4.منظورم این که باید هر چی که خانواده میخورن همون رو بپزی و باعشق هم بهشون اون غذای مورد علاقه اشون میوه آجیل شیرینی رو بهشون بدی
5.منظورم این که اگر لاغر شدی حرف های دیگران برات مهم نباشن
6.منظورم اینکه دیگه باید به فکر درآمد باشی اون هم از همون جایی که هستی
●و اینها همون تمرین های عملی عزت نفس بود که برام اتفاق افتاد
و ذهن من هم بر علیه من شده بود و ماشه رو گرفته بود سمت من!!! و هر لحظه از یک پاشنه آشیل من شلیک میکرد که تو باید برگردی به شیوه تغذیه قبل!!! و میگفت برای این تغییر آماده نیستم و من فقط سکوت میکردم و فایل ثروت یک رو گوش میکردم که یک ورودی مالی جور کنم برای ادامه این مسیر
و بعد از مدتی که از محیط کاری فاصله گرفته بودم شروع کردم به نوشتن اهرم رنج و لذت تو اون شرایط
بلاخره یک دری باز شد و من رفتم سرکار و در عرض 40 روز از کارم اومدم بیرون که در آن زمان هم باز روی دوره عزت نفس کار میکردم
وقتی از اون کار اومدم 2 روز بعد معجزه آسا یک شرکت بازرگانی دیگه و مدت 6 ماه هم اونجا کار میکردم که بماند چقدر توی این دو شرکت به خاطر خوردن همون پروتئین ساده تحقیرم میکردن ولی باید روی همون حرف مردم مهم نباشه کار میکردم
وحتی تو این فشارها یک احساس کمبود در ذهن ام اومد بالا که چیت کردم با خوردن چند دونات یا همون پیراشکی دوران مدرسه ام همون دوران ابتدایی مدرسه ام که بوش از همون بچگی توی ذهنم بود و از خوردنش در آن زمان ها هم پُر نشده بودم
و من با خوردنش همانا و ورم کردن شکم و پاها و بالای رحم و پریود نشدنم همانا
که تا اون موقع قبل از چیت من بدنم رویایی شده بود و پریودم ماهانه و سالم و سلامت بود ولی ولی ولی بعد چیت همون چیتی که ذهن من وعده بهتر شدن حالم رو داده بود!! شروع کرد به سرزنش من که تو با این سن و سال نمیتونی جلوی شکم خودتو بگیری شروع کرد به سرزنش و این سرزنش ها چیت بعدی از شیرینی بعدی و نان بعدی رو آورد
ولی خداوند باز با عشق اومد که اصلا اشکالی نداره یک اهرم رنج و لذت درباره شیرینی جات بنویس و بچسبون بالای سرت و بخون و در کنارش هم اهرم رنج و لذت از ثروت
یعنی من دیگه دوتا برگه هر روز صبح میخوندم تا تونستم باز به مسیر قانون سلامتی با همون چندتا چیت دونات و نون به لطف خدا با توبه و تضادهای سلامتی برگشتم
و بعد به شکل ناخواسته در محل کارم با همکار خودم به تضاد برخوردم و از کار اخراج شدم
و به ظاهر این تضاد ناخوب و در دلش تضاد فوت پدرم هم اتفاق افتاد ولی در این تمرین عملی عزت نفس به لطف الله یکتا دَرِ دیگه ای از استقلال مالی به روم باز شد و از آنور هم اخراج من از شرکت به یک آزادی زمانی هم رسوند و در همین خونه هم به آزادی مکانی رسیدم و آدم های ناهماهنگ در این مسیر ازمون جدا شدن و تونستم بهتر به قانون سلامتی عمل کنم و حتی درخت های ناهماهنگ انگور و انجیل هم از تو حیاط ما قطع شدن و رفتند و هدایت ها باز می اومد که میتونی پروتئین بهتری بخوری و میتونی ویتامین ها رو اضافه کنی و من و خواهرم به لطف الله در این مسیر هدایت میشدیم
و بعد خیلی راحت هدایت شدیم به خرید 12 قدم به خرید دوره لیاقت و دوره راهنمای عمل به دوره ها به خرید ثروت 3 و 7 ماه پیش هم به لطف الله مهربان به دوره هم جهت با جریان خداوند و در عمل سپاسگزاری کردن و این سپاسگزاری ها هدایت های بهتر کردن شیوه تغذیه هم منجر شد و هدایت این بود که ویتامین ها رو نخورید و به همون شکل ابتدای ورود به قانون سلامتی که خوردن تخم مرغ با روغن دنبه و مقداری مرغ و آب قلم هست هدایت شدیم و باز ما راحتر شدیم
و امروز هم با نوشتن تعهد درباره ثروت 3 خداوند با هواپیمای ثروت 3 اومد وبا یک ظاهر تضاد به شکل پیامک تهدید ثروت از یک سازمان در ساعت 8 و 7 دقیقه صبح به تاریخ 22 مهر
قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿62﴾
موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.
و اینبار با اعتماد به خداوند با یادآوری مسیر از همون مسیر قانون سلامتی سوار هواپیمای خداوند شدیم
سوره اسراء
وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِیٓ ءَادَمَ وَحَمَلْنَٰهُمْ فِی ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ وَرَزَقْنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّیِّبَٰتِ وَفَضَّلْنَٰهُمْ عَلَىٰ کَثِیرࣲ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلࣰا(٧٠)
و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا سیر دادیم و از نعمتهاى پاکیزه روزى بخشیدیم و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى دادیم، برترى کامل
و این هم در راستای قانون سلامتی و درخواست من برای آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی درونی و سلامتی جسمانی بیشتر بود الان به ساعت نگاه کردم ساعت 11:11 دقیقه بود خدایا سپاسگذارم برای مسیر روان ثروتمند شدن
عزیزم زهراجان من و تو در سنی هستیم که نیاز داره روی احساس لیاقت درونی و قانون سلامتی کار کنیم
به خاطر اینکه حرف مردم رومون تاثیر نگذاره به خاطر ازدواج نکردن یا ورودی مالی پایدار و روبه رشد
مخصوصا این دو دوره به شما کمک میکنه تصمیم های بهتری درباره شغل اتون بگیرید و در ادامه با عزت نفس عمل به قانون سلامتی !!!
من تو پروفایل شما جای این دو دوره یا همون دوتا هواپیمای خداوند رو خالی دیدم تهیه کن و خیلی تکاملی به قانون سلامتی عمل کن چون علاقه به میوه ها و کربوهیدرات و شیرینی جات نشانه اینکه بدن شما از تنظیم دراومده و بدن تنظیم شده عاشق مرغ و گوشت و قهوه است و آرامش رو در عمل به قانون سلامتی همواره به خودت یادآوری کن تا عجله رو از تجربه های زیبای این مسیر دور کنی
خیلی از خداوند هدایت خواستم که دیدگاه زیبای شما درباره من و سودا رو که در فایل توحیدی 5 که برام نشانه خوبی بود که در مسیر درستی هستم رو در خور یک دختر دانای توحیدی 50 ساله زیبا بدم
ازت سپاسگذارم عشقم که مسیرم رو با این دیدگاه زیبا یاد آوری کردی
خدایا من به هر خیری که از جانب تو من برسه سخت محتاجم
سوره قصص
فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرࣲ فَقِیرࣱ(٢4)
پس براى آن دو [گوسفندانشان را] براى آن دو آب داد، آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت: پروردگارا! من به هر [رزق و] خیرى که برایم بفرستى سخت نیازمندم
عزیزم انشالله به زودی میام زیر همین فایل یا هر فایل توحیدی دیگه درباره موفقیت های مالی و آزادی های مالی و زمانی و مکانی و روابط های عالی و سلامتی جسمانی بیشتر برات کامنت میزارم از فضل خدای یکتا به زودی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده می کنیم
خدایا سپاسگذارم
من هم منتظر موفقیت های مالی و موفقیت های بیشتر در همه ابعاد زندگیتون هستم با عشق دختر زیبارو زیبا طینت زیبا بین
خداوند نگهدارت باشه
به نام تنها قدرت جهان رب العالمین
سلام زهرای عزیز
بسیار بابت نوشته های زیبات سپاسگزارم
دوست عزیزم از اینکه مسیر را آنقدر ساده برام توضیح دادی سپاسگزارم
راستش من اکثر دوره ها را دارم ولی تو پروفایل خواهرم هست و این دوره بینظیر هم دارم من با دوره احساس لیاقت زنده شدم ولی قانون سلامتی را هنوز گوش ندادم چون آدم کمال گرایی هستم و این ضربه را از دوره 12قدم خوردم به خاطر همین اول با خواندن کامنت ها و نوشته های خانم شایسته عزیز شروع کردم و خیلی از موارد پزشکی را هم چون رشته تحصیلیم علوم آزمایشگاهی می دانم و متوجه میشم استاد در مورد چه چیزی صحبت می کنند اینکه گفتی لاغری نترسی من از اول هم چاق نبودم نهایت وزن من 56 بود ولی الان دو سه سال هست وزنم 50 با قد 164 هستم من هیکلم خیلی دوست دارم منتها دوست دارم یکم عضلانی بشم در مورد حرف مردم من قبل از هدایت به ابن مسیر رویایی تو بعضی موارد خوب بودم ولی تو خیلی موارد هم خودم تغییر دادم این لاغری من هم زمانی شروع شد که خیلی روی ذهنم انرژی گذاشتم برای تغییر افکار راستش یک جاهایی اشتباه عمل کردم و به خودم ضربه زدم در مورد کار هم من مشکلی ندارم بیام بیرون ولی من بیکاری دوست ندارم از زمانی که چشم باز کردم کار کردم راستش مسیر جدیدی هم پیدا نکردم تو کار هم خدا را شکر خیلی خیلی به صلح رسیدم و خیلی چیزها را خلق کردم منتها از نظر مالی رشد قابل ملاحظهای نداشتم ولی باز هم خدا را صد هزار مرتبه شکر می کنم به خاطر همین ورودی مالی چون من آدمی نیستم خانه بشینم هیچ کاری انجام ندم به خاطر همین از خداوند هر لحظه هدایت می خواهم که من به مسیری که باید برم هدایت کنه راستی الان با همین عمل کردن نصف و نیمه به قانون بسیار حالم بهتر شده من برنج نمی خورم میوه شاید چند روز یک بار آن هم هر میوه ای نه چون میوه می خورم تخمدانهام درد می گیره آجیل می خورم کیک شیرینی شکلات نمی خورم ولی خرما گاهی وقتی می خورم و نان هم میخورم ولی با این هم خیلی پر انرژی شدم دو وعده هم غذا می خورم چون فعالیتم هم زیاد هست پیاده روی هم که اصلا جزیی از وجودم هست الان چون فشارم پایین هست و خیلی اذیت میشم برام مهم که درست بشه دوست عزیزم با این همه تضادی که داشتی ولی کنترل ذهن داشتی بسیار شما را تحسین می کنم و میدانم که به زودی با کوله باری از نتایج میایی دوست عزیز این کامنت سر کار در حین کار کردن نوشتم برای شما و سودا عزیز آرزوی بهترین ها را دارم موفق باشی
سلام خدای مهربونم سلام استاد قشنگم
خدایا شکرت همچنان در این مسیر هستم خدایا شکرت هنوز حرفهای استاد برام قشنگترین ومنطقیترین حرفاست
خدایا شکرت استاد عباسمنشو انتخاب کردم واین بهترین انتخاب زندگیم هست
این چندمین باره که دارم این فایل توحید عملی 5رو گوش میدم و همچنان ازش درس میگیرم
آره خیلی باید مواظب خودمون باشیم که اینقدر نظر دیگران برامون مهم نباشه اینقدر حرفا و عملکرد دیگران برامون مهم نباشه
اینقدر غرق روزمرگی نشیم که یادمون بره اومدیم اینجا موقتی بمونیمو وبریم
اینقدر غرق روزمرگی نشیم که یادمون بره باید هر لحظه خدارو تو ذهنمون ستایش کنیم وبابت داشته هامون ازش قدردانی کنیم
اینقدر غرق قضاوت آدمای دیگه نشیم که از خودمون فراموش کنیم
هر لحظه خدارو در ذهنمون یادآور بشیم
هر لحظه حواست باشه داری به چی فکر میکنی
هر لحظه داشته هاتو یادآور شو
هر لحظه به خودت عشق بورز تو آینه به خودت بگو دوست دارم
هر لحظه ببخش آدمارو واین امکان رو بده که خودت هم اشتباه بکنی
هر لحظه عشق بورز به اطرافیانت به آدمهایی که باهاشون معاشرت داری
هر لحظه این دنیا و جدی نگیر ورهاشو
چقدر زندگی الانمو دوست دارم
چقدر به خودم افتخار میکنم که هرروز دارم روی خودم کار میکنم
چقدر خوشحالم که ناآگاه از این دنیا نمیرم
چقدر خوشحالم که هر لحظه زندگیم روونتر میشه
چقدر خوشحالم که دوستایی دارم که اولا این نوشته منو میخونن ودوما درکش میکنن
چقدر خوشحالم که سعادت نوشتن به من داده شد خدایا برای هر لحظه این زندگی بهشتی شکرت