توحید عملی | قسمت 5


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این قسمت از مجموعه فایلهای توحید عملی، مهم‌ترین عامل برای تجربه خوشبختی و موفقیت پایدار در زندگی بشر را با ما در میان می‌گذارند: اصلی که می‌گوید: وقتی روی غیر خدا حساب می‌کنی، از مسیر خوشبختی دور می‌شوی. اصلی که خطرات و خرابکاری‌های شرک خفی را برای ما آشکار می‌کند و ما را از برحذر می‌دارد.

استاد تأکید می‌کنند که دلیل موفقیت‌ها و پیشرفت‌های زندگی ایشان، ریشه در همین باورهای توحیدی داشته و هر کجا که مانعی در مسیر رشد وجود داشته، ناشی از باورهای شرک‌آلود بوده است.

آگاهی‌های این فایل بر این مبنا استوار است که باید تمام قدرت و فرمانروایی را تنها در دستان پروردگار دید و هرگونه اتکا به غیر او را مصداق شرک دانست. شرک، آن‌چنان‌که در کلام پیامبر (ص) نیز به آن اشاره شده، مانند «راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب» پنهان است؛ یعنی آن‌قدر ظریف که به‌سادگی متوجه حضور آن در عمق ذهن و باورها و رفتارهای خود نمی‌شویم.

یکی از متداول‌ترین و مخرب‌ترین انواع شرک خفی، «قدرت دادن به مردم و دیگران» است. انسان به‌جای تکیه بر خداوند، خود را نیازمند تأیید، رضایت یا ترحم مخلوق می‌بیند و همین امر، او را از مسیر خوشبختی دور می‌کند. ایشان با اشاره به یک مصداق اجتماعی، به زیبایی نشان می‌دهند که تلاش برای جلب رضایت عموم، چگونه فرد را مجبور می‌سازد که همواره برای اثبات ارزشهای خود به دیگران دست‌وپا بزند و مدام به دیگران باج دهد تا کمی مورد تایید آنها بماند.

این همان نقطه‌ای است که انسان عروسک خیمه‌شب‌بازی خواسته‌ها و انتظارات دیگران می‌شود و قدرتی را که تنها از آنِ خداوند است، به دیگرانی واگذار می‌کند که خود دستانی از خداوند برای انجام کارها هستند. اینجا همان نقطه‌ای است که فرد از صلح درونی با خودش خارج می‌شود و احساس لیاقت او هر روز رو به افول می‌رود. در نتیجه ارتباطش با منبع نعمت و ثروت و اعتبار، هر روز کمتر و کمتر می‌شود. در نتیجه هدف زندگی‌اش به‌جای راضی کردن خود و هماهنگی با خداوند، رضایت مردم می‌شود. اینجا دقیقاً نقطه شروع بدبختی‌هاست، زیرا توحید عملی در این مورد یعنی:

«نه تعریف‌های مردم باید برایت مهم باشد و نه تمسخر و توهین‌هایشان»؛ تو تکه‌ای از خداوند هستی و این نیرو روزی دادن به تو را بر عهده گرفته است.

درک عمق مفهوم «رَبّ» و «الله»، یکی دیگر از آموزه‌های کلیدی است که در این فایل مورد بررسی قرار می‌گیرد. استاد عباس‌منش با طرح این سؤال که چرا در قرآن کریم، کلمه «رَبّ» تقریباً هرگز با الف و لام (الرّب) نیامده، حقیقت ناب توحید را روشن می‌سازند.

«الله» می‌تواند هزاران مورد باشد؛ از خدای باران و جنگ تا بت‌ها و حتی افراد و مقاماتی که ما آنها را منبع قدرت می‌دانیم. قرآن با آوردن «الله»، آن یگانۀ مورد نظر را تعریف می‌کند. اما «رَبّ» به‌معنای «پروردگار، فرمانروا، تدبیرکننده و صاحب اختیار»، در جهان تنها یکی است؛ بنابراین نیازی به تعریف ندارد. ما تنها یک «رَبّ» در کائنات داریم که همه قدرت، رزق، سلامتی و ثروت از آنِ اوست و تمام دعاها و توکل ما باید معطوف به او باشد.

توکل فقط به «رَبّ»، تنها فرمانروای کائنات، شالودۀ تمام آموزه‌های استاد عباس منش است. ایشان یادآور می‌شوند که هر خیری در زندگی ما از سوی خداوند است و هر شری، نتیجۀ عملکرد خودمان، زیرا خداوند منبع مطلق خیر است.

قانون «صعود یا نزول در مسیر خواسته» از منظر توحید عملی یعنی همان کلام خداوند که می‌گوید:

«کیست که خدا بخواهد او را بالا ببرد و مردم بتوانند او را پایین بکشند؟ و برعکس، کیست که خدا بخواهد او را پایین بکشد و مردم بتوانند او را بالا ببرند؟»

این اصل به ما یادآوری می‌کند که هیچ شخص، دولت، مقام یا قدرتی در جهان، هیچ تأثیری بر سرنوشت، روزی و اعتبار ما ندارد و این باور باید تبدیل به اعتقاد قلبی ما شود و در رفتارها و تصمیمات ما بروز پیدا کند.

هرگاه در ذهن‌مان، برای امور زندگی خود روی کمک یا تأیید کسی به‌جز خدا حساب کنیم، کارمان تمام است و از مسیر الهی خارج شده‌ایم. این بی‌نیازی درونی به مردم، هرگز به‌معنای بی‌احترامی نیست، بلکه به این معناست که اعتبار هر لطفی را در ذهن‌مان به خداوند واگذار کنیم، حتی اگر از طریق دستان یک انسان انجام شده باشد.

برای حرکت سریع‌تر و عمیق‌تر در این مسیر توحیدی که هم به ما رضایت می‌دهد، هم ما را به خواسته‌هایمان می‌رساند و هم در این مسیر از حساب کردن روی دیگران بی‌نیاز می‌کند، آموزه های دوره احساس لیاقت استاد عباس‌منش یک ضرورت است.

استفاده هم‌زمان از دوره احساس لیاقت با این مباحث توحیدی، نه‌تنها ذهن شما را با باورهای مرجع توحیدی در این باره از نو برنامه‌ریزی می‌کند، بلکه به‌طور عملی به شما کمک می‌کند تا احساس ارزشمندی درونی خود را تنها به رابطه همیشگی خود با ربّ که تنها قدرت جهان است گره بزنید، از وابستگی به تأیید دیگران رها شوید، از حساب کردن روی دیگران بی‌نیاز شوید و کنترل مسیر خوشبختی خود را با توکل به منبع تمام قدرت‌ها به‌دست بگیرید.


تمرین این قسمت:

برای تثبیت باورهای توحیدی در ناخودآگاه، از شما دعوت می‌کنیم تا به تجربیات شخصی خود رجوع کنید. لحظه‌ای مکث کنید و به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

در طول زندگی خود، چند بار بر روی کمک، وعده، یا اعتبار یک شخص (همسر، رئیس، دوست یا هر قدرت زمینی دیگر) حساب کردید و او شما را ناامید و ضربه خورده رها کرد؟

در مقابل، چند بار در شرایطی که هیچ‌کس جز خداوند را نداشتید، از اعماق قلب به او تکیه کردید، سپس از جایی که فکرش را هم نمی‌کردید، از دل غیب، کمک دریافت کردید و درها برایتان باز شد؟

لطفاً پاسخ‌های خود را در بخش نظرات همین فایل به اشتراک بگذارید. 

وقتی پاسخ‌های توحیدی خود را به وضوح بر روی کاغذ می‌آورید و با دیگران به اشتراک می‌گذارید، نه تنها آگاهی درونی خود را چندین برابر عمق می‌دهید، بلکه یک گنجینۀ ارزشمند از تجربیات زندگی برای هزاران خوانندۀ دیگر به یادگار می‌گذارید تا آنان نیز از مسیر توحیدی شما الهام بگیرند. 

این مسیر، مسیر توکل عاشقانه به ربّ است همان صراط مستقیم که پر از نعمت و برکت است. اگر تنها بر او تکیه کنید، خواهید دید که فوج‌فوج انسان‌ها عاشقانه به سمت شما سرازیر می‌شوند، درها یکی پس از دیگری به روی شما باز می شوند. زیرا خداوند همه کار را برای تو انجام می‌دهد و تو را به هر آنچه طلب کنی، می‌رساند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1245 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا مختاری» در این صفحه: 2
  1. -
    زهرا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2605 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد توحیدی خودم

    سلام به دوستان عزیزم

    من دوتا تصویر در این فایل رو به یاد میارم و سپاسگزار خداوندم هستم یک تصویر از قبل ورود به باورهای توحیدی و یک تصویر بعد ورود به باورهای توحیدی رو در زندگیم دارم

    تصویر اول من قبل از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ به آدم ها قدرت میدادم اینکه اون‌ها دارند روزی میدن حرف حرف اونهاست دیگه برگی در بااااد🪶

    به دنبال مردم تو بحث های الکی رفتند در مورد ریاست جمهوری تا وزیر وزرا تا بحران های کنونی همون لحظات حساس کنونی

    خانواده که دیگه هیچی حالا که ما داریم هزینه هات رو میدیم باید بیای مثل ما باشی یعنی چی؟؟یعنی قانون سلامتی رو بیخیال چون من دارم هزینه‌های زندگیت رو میدم و یا هر کسی از نزدیکان برادران محترم و خانم های محترمشان هر چی بهت گفتند هر بی احترامی که کردن باید ساکت باشی و رفت و آمد هم باهاشون داشته باشی و هر خواستگاری هم که معرفی کردن باید بله رو بگی چون اونها بزرگتر از تو هستند از تو داناتر و با تجربه تر هستند و وضع مالی اونها هم از تو بهتره با فامیل باید رفت و آمد بشه هر جا ما میریم تو هم باید بیای و نه نگی

    احساس بی ارزشی احساس نیاز به توجه و ترحم و دلسوزی و احساس گناه و عذاب وجدان و سرزنش های بی مورد و الکی و به دنبال خرده نون در دست مردم

    تصویر دوم من بعد از ورود به باورهای توحیدی ⬅️ آزادی در همان جایی که هستم یعنی جام تغییر نکرد تو همین خونه آدم های ناهماهنگ و ناسپاس دونه دونه رفتند حالا با هر دلیلی با روش های خداوند آرام آرام دور شدن

    تجربه آزادی زمانی و مکانی و مالی و انشاءالله آزادی مالی غذا به سبک قانون سلامتی میخورم به راحتی آنقدر شگفت زده میشم و لذت میبرم از خوردن همون سینه مرغ طلایی شده با روغن شفاف دنبه و تخم مرغ سرخی مقداری هم سرشیر هیولا که موقع صرف غذا و سپاسگزاری قبل از غذا میگم خدایا همه خبرهای دنیا همه اتفاقات دنیا تو همین لحظه است لحظه غذا خوردن به این سبکِ زیبا و لذت بخش توحیدی در کمال آرامش بدون اینکه بخوای به کسی جواب پس بدی و دلیل کارت رو به کسی توضیح بدی

    توان خرید کردن به سبک شخصی خودت به سلیقه خودت

    خرید کردن فقط یک یا دو تا سه نوع پروتئین حیوانی به جای چندین اقلام کربوهیدرات سبزیجات و نان ها و شیرینی جات …و خلاص شدن از افکار و باورهای مردم در شیوه غذایی شون

    کسب و کار شخصی با ورودی مالی کم وبیش به جای کار کردن در شرکت های دولتی نیمه دولتی و خصوصی که فقط حق داری 12 بار در سال ازشون حقوق بگیری و پول بیمه هم که هیچی اون میره تو جیب سازمان بیمه تا 50 سالت بشه بعد بهت برگردونن

    رها شدن از غیبت ها در دورهمی ها حالا هر دور همی تو شرکت تو فامیل تو خانواده ..

    رهایی از حرف مردم اینکه حالا از نظر مردم تو سن ات رفته بالا باید ازدواج کنی طبق رسم ورسوم ما

    آزادی پوششی طوری که استاد در فایل حجاب قسمت 6 گفتند نه با احساس گناه و نه با احساس قربانی

    و بهبود دائمی ارتباطم با خدای خودم به راحتی بدون واسطه و بدون ترس و اونهم عاشقانه ؛خدایی که من باورش دارم و جواب میگیرم نه با خدای نخ نما و کهنه و ترسناک و ساختگی با باورهای مذهبی

    و احساس ارزشمندی بی قید وشرط برای دریافت نعمت‌ها

    و لذت بردن از زندگی به جای غم و اندوه و در آن احساس ماندن

    و این بهبود مسیر توحیدی ادامه دارد….

    خداوندا سپاسگذارم ازت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  2. -
    زهرا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2605 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین

    سوره نمل

    وَتَرَى ٱلْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَهࣰ وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِۚ صُنْعَ ٱللَّهِ ٱلَّذِیٓ أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍۚ إِنَّهُۥ خَبِیرُۢ بِمَا تَفْعَلُونَ(٨٨)

    و کوه‌ها را مى‌بینى و آنها را ساکن مى‌انگارى در حالى که مانند ابر در حرکتند. این صنع خداست که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده. و او به آنچه مى‌کنید مسلما آگاه است

    سلام به زهراجان عزیزم

    دیشب ساعت 12 شب از خواب خداوند بیدارم کرد و هدایت ام کرد به یک نور آبی از طرف شما

    خوندم و دیگه خوابم نبرد تا ساعت ها داشتم فکر میکردم که چطور شد من در هواپیمای خداوند به نام قانون سلامتی سوار شدم بدون اینکه ورودی مالی داشته باشم چطوری باید این مسیر عمل به قانون سلامتی رو میرفتم نه پولی نه حمایتی از خانواده حتی تهدید هم شدم ولی انگار بعد از دوره عزت نفس که به آگاهی هاش در عمل اجرا نکرده بودم باید در قانون سلامتی به شکل توحید عملی انجام می‌دادم یک تغییر در رفتارم عمل به قانون سلامتی یک اعتماد به خداوند بود همون اعتمادی که به خلبان هواپیما داشتم در تجربه سفر به مشهد !!

    حالا انگار وقتش شده بود تصمیم بگیرم سوار این هواپیما بشم و بقیه اش هدایت بود و هدایت و اعتماد به خدا و شناخت خدا و دیدن دستاش در این مسیر

    من باید این‌بار باورهام رو درباره خدا در عمل به قانون سلامتی محک میزدم و باید تغییر در رفتارم ایجاد میکردم نه در ذهن ام یکجورایی همون کارگاه عملی یا وورک بووک

    من تو سن 41 سالگی وارد مسیر قانون سلامتی شدم یعنی نه به اختیار انگار خدا هُل ام داد چون من اصلا شرایط اش رو نداشتم نه از لحاظ مالی نه از لحاظ حمایت خانواده نه ورودی مالی برای خودم داشتم هیچ هیچ

    ولی برنامه خداوند این بود که من در این مسیر عزت نفس ام رو بالا ببرم و بعد سلامتی پاداش این عزت نفس شد

    من در شروع با همون مقدار روغن دنبه که تو خونه بود و مقداری که مرغ بود شروع کردم نه ویتامین نه گوشت نه پروتئین حیوانی دیگه ای

    و در ادامه حتی اون مرغ هم نبود و من همون تخم مرغ رو داشتم ولی وقتی سوار هواپیما شدی دیگه باید اعتماد میکردی دیگه راه برگشتی نبود مخصوصا که نتایج به شکل اندام بهتر به شکل پریود های منظم تر به شکل پوست سالم تر دندان های که دیگه تیر نمی‌کشید و ترمیم ریشه موهام و عضلات صورتم پُر شده بود همون صورتی که داشتم به بوتاکس فکر می‌کردم به دلیل از بین رفتن عضلات صورتم

    در این مسیر چند تا ضعف تو رفتارم بود که باید درست می‌شدند

    🪴چیا بودن زهرایی ؟؟؟

    باید کاری به مردم به تغییر مردم به شیوه تغذیه مردم نداشته باشی

    1.منظورم اینه که دیگه نباید با اطرافیان در عمل بحث میکردم با نزدیک ترین افراد خانواده

    2.منظورم این که دیگه نباید ازشون توقع داشته باشی که باهات تو این مسیر سوار هواپیما بشن

    3.منظورم این که دیگه برای این تغذیه سالم ازکسی توقع پرداخت هزینه ها رو نداشته باشی

    4.منظورم این که باید هر چی که خانواده میخورن همون رو بپزی و باعشق هم بهشون اون غذای مورد علاقه اشون میوه آجیل شیرینی رو بهشون بدی

    5.منظورم این که اگر لاغر شدی حرف های دیگران برات مهم نباشن

    6.منظورم اینکه دیگه باید به فکر درآمد باشی اون هم از همون جایی که هستی

    ●و اینها همون تمرین های عملی عزت نفس بود که برام اتفاق افتاد

    و ذهن من هم بر علیه من شده بود و ماشه رو گرفته بود سمت من!!! و هر لحظه از یک پاشنه آشیل من شلیک میکرد که تو باید برگردی به شیوه تغذیه قبل!!! و می‌گفت برای این تغییر آماده نیستم و من فقط سکوت میکردم و فایل ثروت یک رو گوش میکردم که یک ورودی مالی جور کنم برای ادامه این مسیر

    و بعد از مدتی که از محیط کاری فاصله گرفته بودم شروع کردم به نوشتن اهرم رنج و لذت تو اون شرایط

    بلاخره یک دری باز شد و من رفتم سرکار و در عرض 40 روز از کارم اومدم بیرون که در آن زمان هم باز روی دوره عزت نفس کار میکردم

    وقتی از اون کار اومدم 2 روز بعد معجزه آسا یک شرکت بازرگانی دیگه و مدت 6 ماه هم اونجا کار میکردم که بماند چقدر توی این دو شرکت به خاطر خوردن همون پروتئین ساده تحقیرم میکردن ولی باید روی همون حرف مردم مهم نباشه کار میکردم

    وحتی تو این فشارها یک احساس کمبود در ذهن ام اومد بالا که چیت کردم با خوردن چند دونات یا همون پیراشکی دوران مدرسه ام همون دوران ابتدایی مدرسه ام که بوش از همون بچگی توی ذهنم بود و از خوردنش در آن زمان ها هم پُر نشده بودم

    و من با خوردنش همانا و ورم کردن شکم و پاها و بالای رحم و پریود نشدنم همانا

    که تا اون موقع قبل از چیت من بدنم رویایی شده بود و پریودم ماهانه و سالم و سلامت بود ولی ولی ولی بعد چیت همون چیتی که ذهن من وعده بهتر شدن حالم رو داده بود!! شروع کرد به سرزنش من که تو با این سن و سال نمیتونی جلوی شکم خودتو بگیری شروع کرد به سرزنش و این سرزنش ها چیت بعدی از شیرینی بعدی و نان بعدی رو آورد

    ولی خداوند باز با عشق اومد که اصلا اشکالی نداره یک اهرم رنج و لذت درباره شیرینی جات بنویس و بچسبون بالای سرت و بخون و در کنارش هم اهرم رنج و لذت از ثروت

    یعنی من دیگه دوتا برگه هر روز صبح میخوندم تا تونستم باز به مسیر قانون سلامتی با همون چندتا چیت دونات و نون به لطف خدا با توبه و تضادهای سلامتی برگشتم

    و بعد به شکل ناخواسته در محل کارم با همکار خودم به تضاد برخوردم و از کار اخراج شدم

    و به ظاهر این تضاد ناخوب و در دلش تضاد فوت پدرم هم اتفاق افتاد ولی در این تمرین عملی عزت نفس به لطف الله یکتا دَرِ دیگه ای از استقلال مالی به روم باز شد و از آنور هم اخراج من از شرکت به یک آزادی زمانی هم رسوند و در همین خونه هم به آزادی مکانی رسیدم و آدم های ناهماهنگ در این مسیر ازمون جدا شدن و تونستم بهتر به قانون سلامتی عمل کنم و حتی درخت های ناهماهنگ انگور و انجیل هم از تو حیاط ما قطع شدن و رفتند و هدایت ها باز می اومد که میتونی پروتئین بهتری بخوری و میتونی ویتامین ها رو اضافه کنی و من و خواهرم به لطف الله در این مسیر هدایت میشدیم

    و بعد خیلی راحت هدایت شدیم به خرید 12 قدم به خرید دوره لیاقت و دوره راهنمای عمل به دوره ها به خرید ثروت 3 و 7 ماه پیش هم به لطف الله مهربان به دوره هم جهت با جریان خداوند و در عمل سپاسگزاری کردن و این سپاسگزاری ها هدایت های بهتر کردن شیوه تغذیه هم منجر شد و هدایت این بود که ویتامین ها رو نخورید و به همون شکل ابتدای ورود به قانون سلامتی که خوردن تخم مرغ با روغن دنبه و مقداری مرغ و آب قلم هست هدایت شدیم و باز ما راحتر شدیم

    و امروز هم با نوشتن تعهد درباره ثروت 3 خداوند با هواپیمای ثروت 3 اومد وبا یک ظاهر تضاد به شکل پیامک تهدید ثروت از یک سازمان در ساعت 8 و 7 دقیقه صبح به تاریخ 22 مهر

    قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ ﴿62﴾

    موسی گفت: این چنین نیست، بی تردید پروردگارم با من است، و به زودی مرا هدایت خواهد کرد.

    و این‌بار با اعتماد به خداوند با یادآوری مسیر از همون مسیر قانون سلامتی سوار هواپیمای خداوند شدیم

    سوره اسراء

    وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِیٓ ءَادَمَ وَحَمَلْنَٰهُمْ فِی ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ وَرَزَقْنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّیِّبَٰتِ وَفَضَّلْنَٰهُمْ عَلَىٰ کَثِیرࣲ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلࣰا(٧٠)

    و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا سیر دادیم و از نعمت‌هاى پاکیزه روزى بخشیدیم و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى دادیم، برترى کامل

    و این هم در راستای قانون سلامتی و درخواست من برای آزادی مالی آزادی زمانی و آزادی مکانی و آزادی درونی و سلامتی جسمانی بیشتر بود الان به ساعت نگاه کردم ساعت 11:11 دقیقه بود خدایا سپاسگذارم برای مسیر روان ثروتمند شدن

    عزیزم زهراجان من و تو در سنی هستیم که نیاز داره روی احساس لیاقت درونی و قانون سلامتی کار کنیم

    به خاطر اینکه حرف مردم رومون تاثیر نگذاره به خاطر ازدواج نکردن یا ورودی مالی پایدار و روبه رشد

    مخصوصا این دو دوره به شما کمک میکنه تصمیم های بهتری درباره شغل اتون بگیرید و در ادامه با عزت نفس عمل به قانون سلامتی !!!

    من تو پروفایل شما جای این دو دوره یا همون دوتا هواپیمای خداوند رو خالی دیدم تهیه کن و خیلی تکاملی به قانون سلامتی عمل کن چون علاقه به میوه ها و کربوهیدرات و شیرینی جات نشانه اینکه بدن شما از تنظیم دراومده و بدن تنظیم شده عاشق مرغ و گوشت و قهوه است و آرامش رو در عمل به قانون سلامتی همواره به خودت یادآوری کن تا عجله رو از تجربه های زیبای این مسیر دور کنی

    خیلی از خداوند هدایت خواستم که دیدگاه زیبای شما درباره من و سودا رو که در فایل توحیدی 5 که برام نشانه خوبی بود که در مسیر درستی هستم رو در خور یک دختر دانای توحیدی 50 ساله زیبا بدم

    ازت سپاسگذارم عشقم که مسیرم رو با این دیدگاه زیبا یاد آوری کردی

    خدایا من به هر خیری که از جانب تو من برسه سخت محتاجم

    سوره قصص

    فَسَقَىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّىٰٓ إِلَى ٱلظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرࣲ فَقِیرࣱ(٢4)

    پس براى آن دو [گوسفندانشان را] براى آن دو آب داد، آن‌گاه به سوى سایه برگشت و گفت: پروردگارا! من به هر [رزق و] خیرى که برایم بفرستى سخت نیازمندم

    عزیزم انشالله به زودی میام زیر همین فایل یا هر فایل توحیدی دیگه درباره موفقیت های مالی و آزادی های مالی و زمانی و مکانی و روابط های عالی و سلامتی جسمانی بیشتر برات کامنت میزارم از فضل خدای یکتا به زودی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ

    پس به زودی او را برای راه آسانی [که انجام همه اعمال نیک به توفیق خداست] آماده می کنیم

    خدایا سپاسگذارم

    من هم منتظر موفقیت های مالی و موفقیت های بیشتر در همه ابعاد زندگیتون هستم با عشق دختر زیبارو زیبا طینت زیبا بین

    خداوند نگهدارت باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: