توحید عملی | قسمت ۱۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، از قانونی رمزگشایی میکند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.
دقیقاً زمانی که تصور میکنیم به اوج مهارت و تخصص رسیدهایم، در دام ذهنی «خودم میدانم» گرفتار میشویم که میتوان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشتهایم که:
زمانی که در کاری «تازهکار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشانتر و ایمنتری میگیریم، اما بهمحض اینکه احساس «حرفهای بودن» میکنیم، چالشها و شکستها آغاز میشوند. به نظر شما چرا؟!
درس اصلی این است: احساسِ «خودم میدانم»، بزرگترین مانع در برابر جریان هدایتهای خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بینیاز میبینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشتهمان تکیه میکنیم، ناخودآگاه دروازههای هدایت را میبندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصصمان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف میکنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمیدانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل میشویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان میگذارد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که استاد عباسمنش با مثالهایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازیهای کامپیوتری تشریح میکنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح میدهند که ذهن استدلالگر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمولهای قدیمی حل کند. مثل برنامهنویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان میکند و شکست میخورد، اما لحظهای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمیدارد و از نیروی برتر کمک میخواهد، سادهترین و درستترین راهکار به او الهام میشود. این همان نقطهای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالیکه بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسانها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا میسپارند.
افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایتهای او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.
آموزههای دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ بهگونهای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهمترین موضوع در دریافت هدایتهای خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق همصحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.
خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرندههایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیدهای انجام نمیشود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:
پذیرش اینکه «من نمیدانم و او میداند» و مهمتر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایتهای خداوند»
آگاهیهای این قسمت، منطقهای محکمی به ما میدهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایتهای او میشود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر میکنند بهخاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شدهاند. استاد عباسمنش با ذکر منطقهای توحیدی محکم به ما یادآور میشوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.
درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزههای دوره احساس لیاقت است که مکمل بینظیری برای اجرای توحید در عمل است.
باور محدودکننده دیگری که استاد عباسمنش در این فایل بهعنوان مانعی مهم در دریافت هدایتهای خداوند به آن اشاره میکنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت میکنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایتهای الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخهای روغنکاریشده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.
اگر زندگی شما سخت پیش میرود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، میخواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود ندادهاید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان میکند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج میکنید.
تمرین این قسمت:
به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهیهای این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث میشود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفهای باشید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۱632MB67 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۱64MB67 دقیقه






به نام خدا
سلام استاد عباسمنش و سلام دوستان عزیز
استاد وقتی چت جی پی و جِمنای رو مثال زدین دقیقاً یاد خودم افتادم
من یک سایتی رو داشتم برای یک کسی کدنویسی می کردم ، توی قسمتی از سایت که مربوط به کدنویسی انتخاب رنگ محصول میشد یا کدنویسی سیستم محاسبه هزینه پست الان دقیق یادم نیست یکی از اینا بود
خلاصه من دقیق نمیدونستم چه جور کدی باید بنویسم تا این قسمت ها از وبسایت درست بشه
گفتم بذار برم از جمنای بپرسم حالا قبل از اینکه اصن از جمنای هم میخواستم بپرسم به خداوند گفته بودم چیکار باید کنم ، بعد رفتم گفتم خدایا تو از این طریق بهم بگو
جمنای به من یک نمونه کدی داد من اون کد رو توی پروژه ام نوشتمش ولی اصلاً کار نمی کرد یعنی یه جورایی اصلاً نمیدونستم خب حالا با توجه به این کدی که جمنای به من داده باید در ادامه چیکار کنم تا کار کنه از طرفی هم نمی تونستم بفهمم خدا دقیقاً داره چه کدی رو به من بگه ، چرا؟؟؟
چون که توی ذهن من خدا در اون لحظه کنار گذاشته شد و جمنای بولد شد ، دیدم هر کدی جمنای به من میده کار نمیکنه
رفتم سراغ چت جی پی تی !!!
بهش گفتم میخوام چه کدی بنویسم چت جی پی تی هم نمونه کد رو بهم نشون داد
دیدم با اون کدی که جمنای بهم گفته خیلی فرق داره ، هیچی کدهای قبلی رو پاک کردم و کدهایی که چت جی پی تی به من گفت رو توی پروژه ام نوشتم ، بازم دیدم کدی که از چت جی پی تی گرفتم درسته ولی نمیدونستم در ادامه اش چه جوری کدم رو بنویسم تا کار کنه هیچی دوباره مجبور شدم از چت جی پی تی بپرسم اونم طبق معمول همون کد رو تغییر داد و بهم گفت این کد درسته منم دوباره کدی که تغییرش داد برداشتم توی پروژه ام نوشتمش ، ولی بازم کار نمی کردم!!!!
تقریباً هم تمام کدهای لازم رو نوشته بودم یعنی تا 99٪ کدها رو از چت جی پی تی گرفتم و توی محیط کدنویسی خودم نوشتمشون ولی گیر اون یک درصدی بودم که این چیه که کار نمیکنه
آخر دیگه به خودم قشنگ گفتم که آقاجان بیخیال این چت جی پی تی و جمنای ، بیام بشینم پای لپ تاپم وارد محیط کدنویسیم بشم از خدا بخوام بهم بگه تا من همون موقع که خدا داره بهم میگه کدم رو بنویسم
دقیقاً همین کارم کردم
اتفاقی که افتاد این بود که خیلی راحت خدا بهم گفت در اصل کدوم از کدی که نوشته بودم رو باید تغییر بدم تا درست کار کنه و اینقدر این تغییر جزئی و ساده بود اصلاً باورم نمیشد که چرا یه همچین چیز ساده ای رو من نتونستم حلش کنم
علتش هم این بود که من توی اون لحظاتی که داشتم از چت جی پی تی و جمنای سوال می کردم ، یه جورایی خدا کنار گذاشته شد
همین باعث سختی کارم در کدنویسیم شد
این نشون میده واقعاً وقتی هر چیز ساده یا پیچیده ای رو از خدا بخوام بهم بگه یا خودش کارها رو انجام بده
همین باعث راحتی کارم میشه
این فایل رو من باید هر روز گوش بدم و هر روز به خودم بگم که خداونده که کارهامو انجام میده خداونده که به من جواب مسائلم رو میگه خداونده که من رو هدایت میکنه وقتی فقط از خودش هدایت بخوام همین و بس
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ (آیه 52 سبأ)
(و مىگویند: «به او ایمان آوردیم.» و چگونه از جایى دور، دست یافتن براى آنان میسّر است؟)
وَقَدْ کَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ ۖ وَیَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ (آیه 53 سبأ)
(و حال آنکه پیش از این به او کافر شدند، و از جایى دور، به نادیده افکندند)
وَحِیلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ مَا یَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْیَاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ کَانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ (آیه 54 سبأ)
(و میان آنان و میان آنچه مىخواستند حایلى قرار مىگیرد؛ همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت، زیرا آنها در شک و تردید سختى بودند)
—————————————–
سلام و سلامتی به حمیدجان عزیز و نازنین
امیدوارم هر جاییکه که هستی حالت عالیِ عالی باشه و زیر سایه رحمت پروردگار آرامشی از جنس خودِ خدا رو تجربه کنی و همیشه و همیشه دلت شاد باشه و قلبت وصل باشه به خداوندی که جزء خیر و برکت و خوشبختی و نور و عشق، چیز دیگه ای ازش جاری نمیشه
چطوری شما حمیدجان؟
از هوای بهاری جنوب چه خبر…؟
اینجا که هوا بهشتیه
روزها و شب ها یه نسیم خنک آرومی میوزه که اصلاً انگار خدا داره با دست هاش نوازشت میکنه
کامنت هایی که از سوره یوسف نوشته بودی رو خوندم واقعاً حمیدجان تحسینت میکنم، این درک و فهمی که نسبت به آیات قرآن داری رو خیلی دوست دارم چون واقعاً اون چیزی که اصل هستش رو میتونی از آیات قرآن به خوبی تشخیص بدی و با زبان بسیار ساده و شیرین برامون توضیحش بدی
عاشقانه ازت ممنونم حمیدجان از اینکه مسیری رو انتخاب کردی که فقط خوشبختیه فقط نوره
اگر یادت باشه چند ماه پیش یعنی همون زمانیکه تازه دوره همجهت با جریان خداوند روی سایت لانچ شد، برات نوشته بودم که خیلی دوست داشتم وارد این دوره بشم ولی خدا به من الهام کردش که باید 12قدم رو ادامه بدم و قدم 11 و 12 بخرم
که منم همون موقع چشم گفتم و خریدم
اون موقع اصلاً فکر نمیکردم که دیگه من وارد دوره همجهت با جریان خداوند بشم و کلاً هم تمرکزمو گذاشتم روی دوره 12قدم
تا اینکه دوره 12 قدم رو کامل گذروندم یعنی دیگه آخرای فروردین ماه همین امسال میشد و بعد از چند روز که دقیقاً یکم اردیبهشت ماه میشد به شکل بسیار سریع و فوری خداوند منو به دوره همجهت با جریان خداوند هدایتم کرد در حالیکه تا دو سه روز قبلش من فقط داشتم 12قدم کار میکردم
انگار که خدا میخواست به من بگه که اگر قراره مسیر درست رو برم باید رهاش نکنم و ادامه اش بدم و باورت نمیشه حمیدجان که چقدر شخصیت من توی همین مدتی که در دوره همجهت با جریان خداوند دارم روی خودم کار میکنم رشد کرده با این حال جلسات این دوره رو هر سه روز یکبار رفتم جلو یعنی فکر کن امروز جلسه رو گوش میدادم فردا نکته برداریش میکردم پس فردا کامنتشو مینوشتم بعدش میرفتم جلسه بعدی، تا الان همینجوری رفتم
یعنی اگر دوسال اولی که وارد این سایت شده بودم اون موقع از من میپرسیدی چقدر تغییر کردی، تازه میتونستم بگم من بعد از 2 سال فلان تغییرات رو داشتم و بعد از اینکه 12قدم رو تموم کردم گفتم من طی یکسال این تغییرات رو داشتم یعنی دیگه 2سال زمان نبرد ولی الان که هنوز دوره همجهت با جریان خداوند تموم هم نشده میتونم به جرئت بگم من نسبت به دو سه ماه پیشم تغییرات و بهبودهای خیلی خوبی داشتم و تغییر شخصیتم خیلی خیلی ملموس تر شده از نوع نگاهم به خدا و دنیا تا رفتارم و کلامم
البته که به قول استاد عباسمنش، افکار شیطانی هم هست ولی من دیگه اجازه نمیدم ادامه پیدا کنه
خداروشکر که توی این مسیر هستیم
راستی حمیدجان یکی دو هفته پیش کامنتی که توی جلسه 9 دوره نوشته بودی رو خوندم، عالی بودش مخصوصاً شوخی که از حضرت سلیمان نوشته بودی باورت نمیشه چقدر خندیدم همین الانش یادم افتاد خندم گرفتش
واقعاً حمید جان اینکه دنبال حال خوب هستی رو دوست دارم، چون بارها و بارها دیدم توی کامنت هات خیلی جدی در مورد یه موضوعی نوشتی بعد توی کامنتت با یه جوکی چیزی کلاً حال و هوا رو عوض کردی این احساس آرامش و شادیتو دوست دارم، امیدوارم همیشه بیشتر و بیشتر هم بشه
خب حالا از اینجا به بعد میخوام در رابطه با یک موضوع بسیار مهمی که حدود یکی دوهفته پیش هدایت شدم برات بنویسم
قطعاً این موضوع بسیار مهمی که میخوام باهات صحبت کنم در مورد خداست
ولی از یک درک بالاتر
من حدود یک هفته پیش بودش که توی اتاقم نشسته بودم بعد همینجوری موبایلمو برداشتم از خدا پرسیدم که خدایا اگر بخوام از آیات قرآن برای باورسازی هام مثل همیشه سرچ بزنم در مورد چی سرچ کنم خوبه؟
یعنی از خدا خواستم که منو به یک سوره ای هدایتم کنه که با خوندن آیاتش، من به یک موضوعی برسم که بخوام برای بهبود باورهام در موردش سرچ بزنم
آهان اینم بگم یکی از دلایلی که من از آیات قرآن توی کامنت هام به صورتی که بخواد باورهامو بهبود بده مینویسم الهامی بودش که خودِ خدا به من کرده بود که در مورد خدا توی قرآن باید شروع کنم به خوندن تا با بهبود باورهام در مورد خدا بیشتر مطیع و تسلیم خدا باشم
اگر اینارو دارم برات مینویسم بخاطر اینکه میدونم میتونی درک کنی چی دارم میگم
آره، تقریباً یک هفته پیش وقتی این درخواست رو از خدا کردم همون لحظه منو به سوره تغابن هدایتم کرد
وقتی شروع کردم به خوندن سوره تغابن رسیدم به این آیه:
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ
آیه 8 سوره تغابن میشه
معنی آیه هم این میشه:
(پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید و خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است)
همون لحظه که من رسیدم به این آیه نظرمو روی یک چیزی که داره تاکید میکنه جلب کرد
اونم اینکه توی این آیه، خدا و پیامبر رو جدا جدا نوشته و نور هم جدا نوشته
یعنی شده:
خدا
پیامبر
نور
بعد به این فکر کردم که احتمالاً وَالنُّورِ چیز مهمی هستش که خدا توی این آیه داره جدا بیانش میکنه
همین باعث شدش که بیام ببینم که اصلاً کلمه نور توی قرآن که ریشه سه حرفیش هم همینه چندبار توی آیات مختلف تکرار شده
متوجه شدم 36 بار توی قرآن تکرار شده حتی یک سوره به اسم نور داریم که همون سوره نور میشه
پس به واسطه تکرار ریشه نور توی قرآن، نشون میده چیز مهمی هستش یعنی نمیتونه فرع باشه
خب حمیدجان پیش خودم فکر کردم که چرا اینقدر خدا از کلمه نور توی قرآن استفاده کرده
امدم نور رو توی دنیای مادی بررسی کردم
رفتم سایت ناسا، دیدم کارمندان ناسا نوشتن نور تنها چیزیه که میتوانند دنیا رو باهاش درک کنند
مثلاً یک ستاره ای که توی سیاهی کیهان اون دور دست ها داره برای خودش زندگی میکنه رو فقط از طریق نوری که از خودش داره پخش میکنه میشه فهمید که آره توی یک گوشه ای از این کیهان پهناور یک ستاره ای به فاصله چند میلیارد سال نوری وجود داره
پس فهمیدم که نور توی دنیای مادی هیچ جهت مشخص و دقیقی نداره
یعنی وقتی یک نوری از یک ستاره داره ساطع میشه، نور اون ستاره به همه طرف ارسال میشه و تا بی نهایت میتونه ادامه داشته باشه یعنی نور تنها چیزیه که از همه چیز میتونه بگذره و همزمان به همه جهت ها میتونه پخش بشه و تا بی نهایت میتونه امتداد داشته باشه
مثلاً حمیدجان دورترین ستاره ای که من سرچ زدم دیدم یه ستاره ای هستش به اسم WHL0137-LS که با نام Earendel شناخته میشه
این ستاره که در سال 2022 توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شد، اولین و دورترین ستاره شناخته شده هستش که در فاصله 28 میلیارد سال نوری قرار داره
یعنی فکر کن نور تا چقدر میتونه در فضا حرکت کنه یعنی هیچ حد و مرزی براش وجود نداره
بعد گفتم آهان بابت همین خدا خودشو توی قرآن نور هم گفته
مثل این آیه:
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
آیه 35 سوره نور میشه
یا آیه 32 سوره توبه:
یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
(میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند)
خب مشخصه که خدا حتی نور هم نیست چون نور از ذرات فوتون توی دنیای مادی ایجاد شده البته باز هم شک دارم که جنس نور از چیه…! ولی اینکه باعث درک ما نسبت به این عظمت میشه میتونه کمک کننده باشه
البته جاهایی هم بوده که خدا از کلمه نور برای خودش به کار نبرده، اینم بوده که به آدم های با ایمان داره نسبت میده، مثل این آیه:
یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَىٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
آیه 12 سوره حدید میشه، اینم معنیش:
(روزی که مردان و زنان باایمان را می بینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت می کند، امروز شما را مژده باد به بهشت هایی که از زیرِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اید، این است آن کامیابی بزرگ)
البته باز هم خدا توی سوره نور به یه شکل دیگه ای از نور گفته مثل این آیه:
أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ
(یا مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست)
این دیگه مشخصه که داره میگه اگر کسی از خداوند دور باشه هیچ راه نجاتی نداره
تاریکه تاریک
پس تا الان متوجه شدیم که کلمه نور توی قرآن به شکل های مختلف امده
نوری که نازل میشه (وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا)
خدایی که نور هستش (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) یا آیه 32 سوره توبه
نور نجات دهنده برای انسان (وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ)
البته که خیلی آیات دیگه هم هستش که من ننوشتم
ولی اینارو برات نوشتم تا خودت از علم و آگاهیت از آیات قرآن در مورد این موضوع برام بنویسی، من خیلی دنبال بهبود باورهام در مورد خدا هستم
قطعاً حمید جان شما خیلی درکت از آیات قرآن بالاتر از منه
بابت همین میخوام در رابطه با این موضوع که در مورد خودِ خداست برام بنویسی
میخوام از درک خودت برام بنویسی
شاید یه جور چالش قرآنی باشه خخخخ
ظرف من توی آیات قرآن هنوز پلاستیکیه
اینا هم به اندازه ظرف خودم بود که برات نوشتم
ازت ممنونم حمیدجان، همیشه وقتی یک درکی از آیات قرآن داری میایی برای ما هم مینویسی تا ما هم با خوندشون نگاهمون به خداوند و قوانین بهتر بشه
امیدوارم با هوای جنوب و اون ساحلی که همیشه میری کلی عشق کنی
از خدا میخوام همیشه سلامت باشی و دلت شاد باشه شادی و خوشبختی از خدا وارد زندگیت میشه
به خدا میسپارمت رفیق
لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا (آیه 148 نساء)
(خداوند، آشکار کردن گفتار بد را دوست نمىدارد، مگر از کسى که به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست)