توحید عملی | قسمت ۱۱

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، از قانونی رمزگشایی می‌کند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.

دقیقاً زمانی که تصور می‌کنیم به اوج مهارت و تخصص رسیده‌ایم، در دام ذهنی «خودم می‌دانم» گرفتار می‌شویم که می‌توان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که:

زمانی که در کاری «تازه‌کار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشان‌تر و ایمن‌تری می‌گیریم، اما به‌محض اینکه احساس «حرفه‌ای بودن» می‌کنیم، چالش‌ها و شکست‌ها آغاز می‌شوند. به نظر شما چرا؟!

درس اصلی این است: احساسِ «خودم می‌دانم»، بزرگ‌ترین مانع در برابر جریان هدایت‌های خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بی‌نیاز می‌بینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشته‌مان تکیه می‌کنیم، ناخودآگاه دروازه‌های هدایت را می‌بندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصص‌مان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف می‌کنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمی‌دانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل می‌شویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان می‌گذارد.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که استاد عباس‌منش با مثال‌هایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازی‌های کامپیوتری تشریح می‌کنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح می‌دهند که ذهن استدلال‌گر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمول‌های قدیمی حل کند. مثل برنامه‌نویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان می‌کند و شکست می‌خورد، اما لحظه‌ای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمی‌دارد و از نیروی برتر کمک می‌خواهد، ساده‌ترین و درست‌ترین راهکار به او الهام می‌شود. این همان نقطه‌ای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالی‌که بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسان‌ها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا می‌سپارند.

افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایت‌های او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.

آموزه‌های دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ به‌گونه‌ای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهم‌ترین موضوع در دریافت هدایت‌های خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق هم‌صحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.

خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرنده‌هایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیده‌ای انجام نمی‌شود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:

پذیرش اینکه «من نمی‌دانم و او می‌داند» و مهم‌تر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایت‌های خداوند»

آگاهی‌های این قسمت، منطق‌های محکمی به ما می‌دهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایت‌های او می‌شود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر می‌کنند به‌خاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شده‌اند. استاد عباس‌منش با ذکر منطق‌های توحیدی محکم به ما یادآور می‌شوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.

درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزه‌های دوره احساس لیاقت است که مکمل بی‌نظیری برای اجرای توحید در عمل است.

باور محدودکننده دیگری که استاد عباس‌منش در این فایل به‌عنوان مانعی مهم در دریافت هدایت‌های خداوند به آن اشاره می‌کنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت می‌کنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایت‌های الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخ‌های روغن‌کاری‌شده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.

اگر زندگی شما سخت پیش می‌رود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، می‌خواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود نداده‌اید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان می‌کند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج می‌کنید.


تمرین این قسمت:

به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهی‌های این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:

الف) در چه مواردی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفه‌ای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آن‌قدر مغرور شدید که خود را بی‌نیاز از هدایت‌های خدا دیدید و سراغ ایده‌های خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابل‌انتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمان‌هایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمی‌دانید»، سپس به ایده‌هایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می‌چرخد و کارها به‌خوبی پیش می‌رود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفه‌ای بودن، تشخیص می‌دهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟

فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث می‌شود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفه‌ای باشید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «خوشبخت آزاد» در این صفحه: 4
  1. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    سلام استاد عزیزم،

    “وقتی خداوند راه را نشان میدهد”

    تواضع در برابر خداوند، حتی در اوج حرفه‌ای بودن، مفهومی بسیار عمیق و پراحساسه.

    برای من، این یعنی تسلیم بودن واقعی، یعنی دخالت ندادن پیش‌فرض‌های ذهنی، یعنی سوار شدن بر شانه‌های خداوند و تغییر زاویه‌ی دیدم به زندگی.

    از این فایل، این برداشت‌ها رو داشتم و باید بگم که فایل‌هاتون روزبه‌روز داره کامل‌تر، عمیق‌تر و منسجم‌تر میشه…

    من واقعاً دختر خوشبختی هستم که از نوزده سالگی با شما آشنا شدم و از اون موقع دارم با عشق و تمرکز روی آموزه‌هاتون کار می‌کنم.

    خدا می‌دونه در ادامه‌ی مسیر زمینی‌م، چه تجربیات گرانبهایی در انتظارمه…

    کامنت گذاشتن براتون برای من مثل ژورنال‌نویسیه؛

    هر روز، با توجه به افکار و کارهایی که دارم، می‌تونم آموزه‌های اون فایل رو به ذهنم جهت بدم، مرتب و منظمشون کنم.

    یه ایده‌ای به ذهنم رسید که احساس می‌کنم الهام خداست:

    می‌خوام متن‌هایی که می‌نویسم رو به چت‌جی‌پی‌تی بدم تا برام ویرایش کنه، منظم و روانشون کنه، تا وقتی روی سایت قرار می‌گیرن، خواناتر و درک‌پذیرتر باشن. چون هرکسی با زبان خاص خودش می‌نویسه و گاهی درک کامل متن سخت میشه، اما وقتی ویرایش میشه، انگار روح نوشته روشن‌تر دیده میشه.

    استاد عزیز، مدتیه که احساس نیاز می‌کنم که باورهامو تغییر بدم.

    خیلی مطالعه می‌کنم… اما از خدا می‌خوام خودش هدایتم کنه که دقیقاً از کجا شروع کنم.

    من خیلی کارها رو دوست دارم: ورزش، پیاده‌روی، مرتب کردن خانه (که براش برنامه نوشتم)، خیاطی، نقاشی، آشپزی سالم، خرید برای خانه، تجسم، مراقبه، کار کردن روی پیجم و رسیدن به درآمد، دیدن مستندهای نجوم و طبیعت، فیلم‌های خوب، سریال‌های سفر به دور دنیا، و حتی ورزش‌هایی مثل فوتبال، والیبال، بسکتبال…

    کارهایی که هم شادم می‌کنن، هم بهم حس حضور می‌دن.

    اما نمی‌دونم اول از کدوم شروع کنم.

    با این حال، این روزها انقدر دارم با شکرگزاری زندگی می‌کنم که هر لحظه می‌گم:

    “خدایا لطفاً نذار این حس قشنگ تموم بشه…”

    دارم روی باور فراوانی کار می‌کنم و می‌خوام این کارها رو هم در مسیر ساختن همین باورها انجام بدم…

    اما در نهایت، با دلم می‌گم:

    “خدایا، خودت راه رو بهم نشون بده…

    خودت منو راضی کن، خودت منو هدایت کن…”

    و وقتی اینو می‌گم، یه آرامش عمیق توی وجودم می‌پیچه.

    دیگه اون حرص و ولع برای تجربه‌ی همه‌چیز یه‌دفعه‌ای فروکش می‌کنه…

    آروم می‌شم، نرم می‌شم، رها می‌شم…

    و خدا رو شاکرم که همسری آگاه کنارمه؛

    کسی که وقتی می‌بینه دارم زیاد می‌دوم، با لبخند می‌گه:

    “بیا بخوابیم… این‌همه بدو بدو رو ول کن…”

    و من، آرامشی که خدا از دل اون به من هدیه می‌ده رو، با تمام وجودم شکر می‌کنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    امروز به شدت به توحید عملی نیاز داشتم

    بعد از اینکه توز دوراهی طلاق یا ادامه زندگی گیر افتادم که همسرم مطرح کرده بود

    قفل شده بودم نمیدونستم چیکار کنم

    فقط اینو فهمیده بودم که باید مهریمو بده و توافقی جدابشیم

    اما بازهم مردد بودم میگفتم نکنه باعث بشه بیشتر اذیت بشم

    نکنه نده و به خاطر منداشتن پول با من بمونه

    اما یه ندایی توی قلبم میگه خداوند کمکت میکنه به راحت ترین شکل ممکن جدا بشی

    نه بدون مهریه که حق توهست

    قانون خداونده

    تو باید عزتمندانه جدا بشی

    الحمدو الله همسرت خیلیم بد نیست بشین توی خونت و شکر زندگیت رو بجا بیاور

    این فایل توحید عملی که اومد

    فهمیدم که چقدر نیاز دارم که توی مسیر صبر کردن و شکرگزاری و توکل بمونم

    و عجله نکنم تند تند نخوام مسئله تموم بشه

    فهمیدم که این مسئله بخاطر این هست تا به خودم و خداوند نشون بوم که چقدر میتونم صبر کنم و خلق کنم با ذهنم

    من یه زندگی آروم

    با احترام

    با عشق رو خلق میکنم

    چه بمونم توی این رابطه چه برم

    من پول فراوانی و عزتمندی رو خلق میکنم به کمک خداوند و توکل میکنم به خودش میسپارم به خودش

    و اینطوری آرامش تمام وجودمو میگیره

    من از خداوند میخوام تابهم کمک کنه که کدوم مسیرو برم تا عزتمندی و رابطه خوب رو خلق کنم

    از همه دنیا متشکرم

    و از هیچکس کینه به دل نمیگیرم

    چون همه اینا کار خداونده

    همه اینا مشیت خداونده

    من از پشت اتفاقات خبر ندارم

    اما هر اتفاقی که افتاده به نفعم هست

    یک سوال قدرتمند کننده

    تا آخر شب

    چه خوبی هایی افراد در حقم کردن

    مثلا پدرم

    مادرم

    خواهرم

    خواهرشوهرم

    خیلییی با احترام باهام برخورد کردن

    و پدرم گفت هرمشکلی داشته باشی من خودم کمکت میکنم بهم پول داد هرچی نیاز داشتم برام خرید گفت نگران نباش حتی بهم گفت من خودم پول میدم برید پیش مشاور

    با همسرم خیلی با احترام صحبت کرد

    مادرم خیلی با محبت و عشق با من و با همسرم رفتار کرد

    خواهرشوهرم هم با من و با همسرم صحبت کرد خیلی منطقی هستن ایشون

    شکرخدا سلامتم به راحتی میخوابم بیدار میشم مطالعه میکنم

    غذای سالم و کافی دارم

    همسرم بازهم مراقبم هست و هیچ آسیبی بهم نمیزنه حتی محبت میکنه

    و حاظد هست هر اتفاقی که میخواد بیوفته با آرامش بیوتفه

    اینا همش لطف خداونده

    چه خیرهایی همسرم بهم رسونده و داره میرسونه

    همیشه مرتب هست توی خونه

    هیچوقت نمیزاره من بدون پول بمونم همیشه منو حمایت میکنه

    مایحتاج خونه رو به طور کامل میخره و حواسش به من هست

    که ناراحت نشم گریه نکنم در آرامش و راحتی باشم

    حواسش هست تا احساس تنهایی نکنم

    بهم احترام میزاره

    بهم اعتماد داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    سلام استاد عزیزم

    و دوستای گلم

    از خداوند هدایت میخوام تا کمکم کنه بنویسم

    ما همیشه به یک مقدار ورودی هامونو کنترل نمیکنیم

    و به مقداری که شکرگزار خداوند هستیم

    و همه چیز رو از خداوند میبینیم

    میتونیم که ورودی هامونو کنترل کنم

    هرموقع صحبت از خداوند میشه

    گریم میگیره

    ناخود آگاه گریه میکنم

    و بعدش یه رهایی بهم دست میده که راحت توکل میکنم بهش

    تمام اونجاهایی که به خداوند توکل کردم کو کارمو انجام داد

    تما زجر هایی که کشیدم یادم میوفته و میگم خدایا خودت کمکم کن

    خودت راه راست رو بهم نشون بده

    خود باهام حرف بزن

    و خداوند همیشه متو به بهترین جاها هدایت کرده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2222 روز

    سلام استاد عزیزم

    عاشقتم استاد گلم

    خیلیییییی خوشحال شدم که دوباره صورت ماهتو دیدم

    لبخند دلنشینتو دیدم

    بهترین استاد جهان

    همین الان از پیاده روی برگشتم

    و داشتم جلسه شیش دوازده قدم از قدم اول گوش میدادم

    جلسه هدف گزاری

    مطمئنم توی این فایل آگاهی هایی رو میدین که دقییییقا به درد همین الان من میخوره

    جواب سوالاتیه که من این چند روزه از خداوند پرسیدم

    استاد خیلی هیجان دارم که فایل جدید رو بشنوم

    عین اینکه یه هدیه خیلی گران بها کرفتم

    انگار یک ملیارد به کارتم واریز شده

    استاد گلم

    اینقدر نتیجه گرفتم که نمیدونم کدومشو بنویسم

    اینقدر آگاهی کسب کردم که نمیدونم کدومشو بنویسم

    استاد گلم

    با این آیه کامنتمو شروع میکنم

    العنکبوت

    فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّی مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

    ﭘﺲ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻟﻮﻁ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﻫﺠﺮﺕ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍم ﺑﺴﻮﻯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻭ ﻏﺎﻟﺐ ﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ(26)

    وایییییییییییییی اشک تو چشام جمع شده

    اشک شوق اشک شادی و عشق

    خدایا شکرت از این حجم انرژی مثبتی که توی زندگیمه

    اونم زندگی که زیاد شعاف توش نیست بلکه این شادی خوده خوده انرژی مثبتیه که من دارم خوده خوده ارزش قائل شدن برای خودمه

    این شادی من از بروز دادن داشته هام نیست بلکه این شادی از احساس ارزشمندی منه از عزت نفس منه

    دارم روی دوره عزت نفس هم کار میکنم با اینکه خیلییییی مقاومت دارم ولی خیلی جاها هم ندارم و اونا منو اینقدر بالا برده

    که در طول روز فقط یکی دوساعت کم انرژی ام

    در هفته فقط یکی دوروز

    درماه فقط یک هفته

    و این پیشرفت خیلیییییی بزرگیه برام

    در حوزه کسبو کار دارم لذت میبرم از کارم و مخاطب هام روز بروز داره زیاد میشه

    توانایی های من روز بروز داره زیاد میشه و من واقعا دارم لذت میبرم از اینکه یکاری رو از صفر شروع کردم و با ادامه دادن دارم یادش میگیرم

    لذت میبرم از تاثیرگزرایم که توی مدت کم تونستم روی چندین نفر تاثیر بزارم

    نتایج مالی هم بزودی میاد چون من الهاماتم عمل میکنم و ادامه میدم

    در حوزه سلامتی هم که نگم واقعا هیچوقت مریض نمیشم اصلا نمیدونم درد چی هست به کمک آگاهی های قانون سلامتی

    در حوزه معنویت هم خداوند رو عاااااشق خودم میدونم و خودمو پاکترین دختر جهان میدونم

    و عاشقانه به همه عشق میورزم

    و به راحتی از خداوند درخواست میکنم و بهم جواب میده

    تمام در خواست های من توی ستاره قطبی تیک میخوره

    و اونایی هم که همون روز نمیخوره در نهایت میخوره چند روز بعد مثلا

    وای استاد چییییی بگم از تجسم

    عاشقانه دارم تجسم میکنم و عشق میکنم

    اینقدر واسه زندگی برنامه و هدف دارن که اصلا وقت نمیکنم افکار منفی داشته باشم همیشه به خودم میگم فرصتی ندارم به افکار منفی توجه کنم من اهداف مهم تری دارم

    استاد من دارم با فایل های شما زندگی میکنم با دوره هاتون

    با فایل های دانلودی

    با سریال ها

    با کتاب ها

    عاشششققققتتتتتتتتم استاد

    عشق منو دریافت کن

    امیدوارم یروزی ببینمت محکم درآغوشت بگیرم

    من بینهایت به شما باید عشق بدم هر دوره ای که از شما میخرم فقط به خاطر اینه که عشقی که از شما گرفتم رو جبران کنم

    و به خاطر اینه که آدم اگه پولی پرداخت نکنه رشد نمیکنه

    استاد من بینهایت پول دیگه باید برای شما هدیه بفرستم چون شما خیلی به من لطف کردید

    بریم که شروع کنیم دیدن این قسمت از توحید عملی رو که من عاااششششششششششقانه دوست دارم

    استاد من این چند وقته درگیر یه مسئله ای بودم

    که هر دفه یه حرکتی میزدم

    نصفه نیمه دیگ

    گاها با الهام خداوند

    گاها با تصمیم خودم

    گاها با شکوتردید

    گاها با احساس خوب

    گاها با احساس بد

    و باعث شده که این مسئله من مثل یک کلاف پیچیده بشه

    و واقعا دیگ من نمیدونم باید چیکار کنم تا حلش کنم

    هرچقدر توی دوره عزت نفس

    و دوازده قدم

    فایل های دانلودی

    قران حتی

    توی مدیتیشن

    هنگام پیاده روی

    توی خواب

    اصلا هر ثانیه و همه جا

    به دنبال جوابش بودم

    میدونستم مشکل از باورهای منه

    اما نمیدونستم باید کدوم یکی از باورهامو تغییر بدم

    باید چه حرکتی بکنم

    نمیدونستم باید چیکار کنم آیا حرکت کنم نکنم

    و هنوزم نمیدونم

    صبح مامانم اومد خونمون باهم صحبت کردیم

    و دیشب هم من یه دریافتی داشتم

    که مفهومش این بود که باید بسپاری به خدا

    باید توکل کنی

    باید مشغول زندگی باشی

    به وقتش جواب میرسه

    به وقتش بهت گفته میشه باید چیکار کنی

    باید احساستو خوب باشی مشغول زندگیت باشی

    و توی این فایل هم شما دوباره بهم گفتید که باید بسپاری به خداوند

    باید بهش بگی خدایا تو بهم بگو من چیکار کنم

    و دیگه با احساس خوب اونکارو انجام بدی

    قبلا من اگر الهامی هم دریافت میکردم و بهش عمل میکردم میترسیدم

    شکوتردید ذهنمو پر میکرد ایا این الهام خداونده یا ذهنم اینو بهم گفته

    و باعث میشد حالم بد بشه و حتی شاید اون حرکت رو هم با عمل بعدیم خراب و بی اثر میکردم

    خداوند کمکم کرد تا محکم قدم بردارم

    و همه کارهامو با احساس خوب انجام بدم و نترسم

    و فکر نکنم الهاماتم همون اول منو میبره به بهشت

    نه با توجه به باوراای من باتوجه به ایمان این لحظه من هدایت هم تکاملیه

    و آروم آروم بهم گفته میشه اگر که من راست قامت و استوار قدم بردارم اگر آروم باشم

    امروز وسط این فایل یه ایده ای بهم الهام شد

    اولش گفتم تمام این فایل رو میبینم نوتیفیکشن تبلتمو خواموش کردم تا کسی مزاحمم نشه و با حالت دیپ ورک به این جلسه گوش کنم ولی انقدر حالم خوب بود که هدایت شدم به یه ایده ای همینجوری کااااملاااااا اتفاقی

    ده دقیقه از فایل رو گوش کرده بودم که این ایده اومد

    و منو کشید به سمت خودش

    اون ایده رو انجام دادم

    و همون لحظه

    یه مشتری بسیار بسیار بسیار با ارزش خداوند بهم هدیه داد

    استااااد اینقدر خوشحال شدم

    اینقدر خوشحال شدم

    اینقدرررر خوشحال شدم که نگو تا یک ساعت فقط میرقصیدم

    یکی از اهداف بزرگ من همین مشتری بود

    خیلی خوشحال

    و در آینده هم نتایج هم همینجوری آبشاری به سمتم میاد منتظرم

    من به پلن خداوند ایمان دارم

    هرچی بشه من بازم ادامه میدم و ایده هارو انجام میدم

    خلاصه که استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: