توحید عملی | قسمت ۱۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، از قانونی رمزگشایی میکند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.
دقیقاً زمانی که تصور میکنیم به اوج مهارت و تخصص رسیدهایم، در دام ذهنی «خودم میدانم» گرفتار میشویم که میتوان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشتهایم که:
زمانی که در کاری «تازهکار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشانتر و ایمنتری میگیریم، اما بهمحض اینکه احساس «حرفهای بودن» میکنیم، چالشها و شکستها آغاز میشوند. به نظر شما چرا؟!
درس اصلی این است: احساسِ «خودم میدانم»، بزرگترین مانع در برابر جریان هدایتهای خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بینیاز میبینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشتهمان تکیه میکنیم، ناخودآگاه دروازههای هدایت را میبندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصصمان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف میکنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمیدانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل میشویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان میگذارد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که استاد عباسمنش با مثالهایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازیهای کامپیوتری تشریح میکنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح میدهند که ذهن استدلالگر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمولهای قدیمی حل کند. مثل برنامهنویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان میکند و شکست میخورد، اما لحظهای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمیدارد و از نیروی برتر کمک میخواهد، سادهترین و درستترین راهکار به او الهام میشود. این همان نقطهای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالیکه بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسانها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا میسپارند.
افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایتهای او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.
آموزههای دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ بهگونهای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهمترین موضوع در دریافت هدایتهای خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق همصحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.
خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرندههایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیدهای انجام نمیشود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:
پذیرش اینکه «من نمیدانم و او میداند» و مهمتر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایتهای خداوند»
آگاهیهای این قسمت، منطقهای محکمی به ما میدهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایتهای او میشود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر میکنند بهخاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شدهاند. استاد عباسمنش با ذکر منطقهای توحیدی محکم به ما یادآور میشوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.
درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزههای دوره احساس لیاقت است که مکمل بینظیری برای اجرای توحید در عمل است.
باور محدودکننده دیگری که استاد عباسمنش در این فایل بهعنوان مانعی مهم در دریافت هدایتهای خداوند به آن اشاره میکنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت میکنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایتهای الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخهای روغنکاریشده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.
اگر زندگی شما سخت پیش میرود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، میخواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود ندادهاید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان میکند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج میکنید.
تمرین این قسمت:
به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهیهای این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث میشود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفهای باشید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۱632MB67 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۱64MB67 دقیقه






درود و سلام خداوند بر شما دوست عزیز آقای عبادی عزیز خدایااااااا شکرت که امروز صبح اول وقت چشمم به چراخ پیام رسان آبی رنگ سایت مون جلاء یافت و برق نور و ذوق شادی صبحگاهی ام رزقم شد الهی آمین
خدایا شکرت ترا سپاس می گذارم که صبح زیبایم را با بهترین ها شادی ها خیر و خوشی و احساس خوب و عالی شروع کردم خدایا ممنون و سپاسگذارم که در چنین فضای روحانی با چنین دوستان الهی همسفر روح های الهی هستم
خدایاااا شکرت
آقای عبادی نازنین خیلی خیلی مممنون و سپاسگذارم که امروز منو با بهترین دست نوشته هاتون برام ساختید الهی قلبتون به نور عشق الهی روشن و درخشان و درخشنده تر بشه ..
مرسی مرسی که امروز سبب خیر شدید تا اول طلوع صبحگاهی دوباره به کامنت خودم و دعاهای بینظیر این فایل توحیدی و کامنت خودم مراجعه کنم تا رزق و روزی ام باشد و سبب خیر و برکت و دعاگوی برای شما دوست عزیز آقای حسین عبادی نازنین باشد
الهی هر آنچه که در دل و روح آرزو دارید به چشم دل ببیند و در واقعیت زندگی تون تجربه کنید و با چشمان ذوق زده و چهره ای شاداب و خنده دریافتش کنید
الهی صدای خنده هاتون به گوش تمام هم فرکانسی هاتون برسه
الهی آنقدر لایق شاد بودن باشید که همش از اعماق قلبت ذوق کنید و شاد باشید و من هم براتون بهترین احساسات خوب و عالی رو آرزو می کنم چون شما و همه ی ماها لایق چنین خدایی هستیم الهی آمین
آقای حسین عبادی خواستم تشکر و قدر دانی کنم برای کامنت صبحگاهی تاثیرگذار تون که قلبم به نور و چراغ الهی روشن شد
یک چیزی از نوشتن ستاره ی قطبی می خوام بگم براتون
من هر وقت راجب روشن شدن چراغ آبی رنگ پیام رسان خوشکلمون از خداوند سوال می کنم دقیقا بهم این درخواست مو با بهترین ها بهم نشون میده
دیشب نوشتم .. خدایا چه کسی چراغ پیام رسان آبی رنگ خوشکلمو روشن می کنه !!؟؟؟
و حالا در این صبح دل انگیز صبحگاهی روز جمعه دو عزیز نازنین با بهترین ها سوپرایزم کردند خدایااا شکرت همین الان لحظه ی طلوع خورشید و شنیدن صدای سنفونی پرندگان شاد و خوشحال رو دارم میبینم و می شنوم و شاد هستم ای ابتدای هر آغاز و ای سرانجام هر پایان ،
خداوندا بیامرز من را که آن گناهانم که امید را قطع می کند….
خداوندا بیا مرز هرکاری که کرده ام و هر خطایی که از من سرزده…
اول ماه کامل و قرص ماه کامل بر شما مبارک و تبریک میگم
بهترین دعاهای اول ماه مبارک رو بهم یادآوری کردید ممنون و سپاسگذارم مری مرسی
براتون بهترینع بهترین ورودی های خوش خبری و دیده ها و شنیده ها و بهترین معجزات الهی رو آرزومندم
با درود و سلام و هزاران درود سپیده دم و صبح دل انگیز شما علی آقای میرفخرزجایی بخیر باشه .. الان ساعت 04:30 صبح هست هوای آسمان در حال روشن شدن هست !!!!
چه طلوع زیبایی .. خدایااا شکرت که یک روز دیگر و یک طلوع شگفت انگیز دیگری را به من هدیه دادی و نعمت و قدرت سپاسگذار بودن را یمن عطا بخشیدی ممنون و سپاسگذارم خدایاا شکرت !!!
خدایااا شکرت امروز صبح همینکه چشمامو باز کردم اومدم داخل سایت عزیزمون . چه همزمانی قشنگی .. لیست ایمیل هام خیلی زیاد بود . ماشالله !!!! بچه خیلی فعال هستند !!!!
وقتی اسم پاکیزه جان را دیدم پیش خودم گفتم ::
آره از کامنت پاکیزه شروع میکنم چون خیلی خیلی دعاهای قشنگی که مخصوص خودش هست اول کامنتش مینویسه و من هم عاشقانه میخونم !! بعدش دیدم این پاسخگویی و دعاهای قشنگش برای شما بود !! و از این طریق خداوند دست منو گرفت و صاف آورد به خواندن کامنت زیبای شما.
دوباره به کامنت شما از طریق خواندن پاسخگویی پاکیزه جان هدایت شدم پس این یک هدایت و نشانه ای برام بود
دیشب کامنت شما رو چندین بار خوانده بودم خیلی خیلی لذت بردم فقط پنج ستاره به شما امتیاز دادم و رد شدم . و خوابم برد …
بخصوص آن جملاتی که عمیقاً من رو تحت تاثیر قرار داد و دعای امروز صبحگاه و سپیده دم صبحگاهی من شد اینکه گفتید .. هر روز بگو بگو خدایا میخوام تو این کارو برام انجام بدی
میخوام تو مشتری رو بیاری
میخوام تو پیام منو به آدم های مناسب برسونی
میخوام تو ثروتو از جایی که میدونی وارد زندگیم کنی
میخوام تو رابطه ی عاشقانه ی خوبو وارد زندگیم کنی
میخوام تو کارهای منو انجام بدی
میخوام عااااادت کنم به این قضیه
میخوام توی اون جاده ی جنگلی صاف و آسفالته سوت بزنم و قدم بزنم و صدای چه چه پرندگان رو بشنوم و لذت ببرم
میخوام آسون زندگی کنم ارههههه
میخوام آسون زندگی کنم باید اینطور باشه
فکرشو بکن شب قبل این پیام رو بخونی و دوباره خداوند منو از میان آن همه لیست ایمیل ها !!!!از طریق پاکیزه جان به همین کامنت هدایتم کنه و بهم بگه دعای امروز و هر روزت باید همین باشه .. و دیگه سر تأکید و تایید تکان دادم و گفتم .. باید حتما حتما براتون بنویسم و تحسین تون کنم و از تون تشکر و قدردانی ویژه ای کنم .. چون نشانه ی امروزم شدید خدایاااا شکرت
مرسی مرسی علی آقای عزیز . واقعا جای تشکر و قدردانی و تحسین داره !!!
براتون بهترینع بهترین خوش خبری ها و خیر و برکت ها و و نعمت های پولی و مالی و مادی و معنوی را در تمام جنبه های زندگی را آرزومندم
الهی آمین
جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه
بییادِ تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو، توبه شکستم صد بار
زین توبه که صد بار شکستم توبه
درود و وقت بخیر خدمت شما دوست عزیز و گرامی علی آقای میرفخررجایی عزیز
..
آقای رجایی عزیز همین الان و در لحظه میخوام یک چیزی براتون تعریف کنم که مطمعن هستم که خنده تون میگیره !!!
باور کنید نمیدونستم چطوری جملاتمو ردیف کنم !!!!
هر چی اومدم بنویسم آنقدر قر و قاطی نوشتم که خودم هم خنده ام گرفته بود .
داستان از این قراره !!! فقط ترو خدا بهم نخندیدااااا !!
ولی اشکالی ندارد بخندید ! با صدای بلند هم بخندید !!!
بخدا خودممم دارممم میخندم و مینویسم ..
عصر بود و داشتم آماده میشدم که برم بیرون کمی میوه بخرم … پیش خودم گفتم بذار یک سر و گوشی توی سایت بزنم ببینم چه خبره و حد اقل یک کامنت بخونم و بعدش برم بیرون…
وقتی آن چراغ جادویی و نقطه ی آبی رنگ پیام رسان سایت رو دیدم خیلی خیلی خوشحال شدم ! در حد بنز !!!
اینکه بطور مداوم چند روزی میشه که همش در مدار دریافت روشن شدن این نقطه های آبی رنگ جادویی بینظیرم هستم چقدر هم ذوق میکنم خدارو شکر !!
فوری کلیک کردم
دیدم به به به ای وووااای. چه خوب !!
بازم آقای رجایی عزیز برام پیام فرستاده .. از آنجایی که عجله داشتم برای بیرون رفتن . یک مختصری پیام تون رو خواندم .. بعدش گفتم .. نخیرررر اینطوری نمیشه … باید برم برگردم . بعدش با صبر و حوصله و دقت بیشتری باید این پیام رو بخونم …
بعدش که برگشتم خونه و وسایل خرید رو سر انجام دادم و جاتون خالی . هندوانه را شستم و با پوست قاچ قاچ های کوچیک کوچیکه لقمه ای قاچ کردم و بعدش طالبی رو شستم و قاچ قاچ کردم و گذاشتم داخل یخچال . دست عمو رو هم گذاشتم داخل یخچال . باقلا رو هم گذاشتم روی بالکن گفتم الان اصلا حوصله باقلا پاک کردن ندارم . باشه برای فردا صبح .. بسرعت اومدم کامنت شما رو خواندم . چون خیلی ذوق داشتم که ببینم چه پیام و نشانه ای برام فرستاده شده !!!
وقتی کامنت تون رو با دقت خواندم خیلی خیلی بفکر فرو رفتم . پیش خودم گفتم .. آره . آره درسته .
آقای رجایی درست میگه ! و همش تاییدتون میکردم
آره . باید باید با خودم بیشتر خلوت کنم
باید تنفس عمیق بکشم
آره. . باید به درونم برم
باید از خودم سوال های خوبی بپرسم
مثلا گفتید سوالهایی در جهت رشد ازش بپرسید
و کلی سوالات دیگه ای که پیشنهاد دادید.. منم همش سر تایید تکان میدادم و میگفتم . آره باید مدام سوال کنم و بعدش با اتمام خواندن کامنت شما . با احساس خوب براتون پنج ستاره رو روشن کردم . و رد شدم . و رفتم دنبال کارم
خلاصه آقای رجایی عزیز بعد از اتمام کارهام و نوشتنی هام و غیره رفتم که بخوابم هنوز یکی دوتا کامنت نخونده بودم که دوباره خوابم برد … نکته ی جالبش میدونید چیع!!؟؟؟؟ اینکه بهتون گفتم نخندید !!!
چون شما دوباره مثل مبصر کلاس و مثل اون دفعه یهویی وارد مدار من شدید !!!
صبح داشتم این شکرگذاری ها رو انجام میدان و میگفتم
خدایا شکرت که امروز هم صبح زودقبل از طلوع خورشید عزیز و نازنینم با عشق از آغوش رختخواب گرم و نرم الهیم با خوشحالی و سرحالی بیدارم کردی
خدایاااا شکرت همینکه چشمامو باز کردم از پنجره ی روبروی تختخوابم به آسمان زیبا چشمم دوخته شد !!!
اگر کمی هم خواب آلو بودم ولی با دیدن نیم هلال ماه در آسمان یهویی پریدم و با خوشحالی گفتم خدایاااا هزاران هزار بار شکرت که زیباترین ها را اول صبح به من نشان دادی تا شاد و خوشحالتر باشم خدایااا شکرت
همینطوری که با ذوق داشتم به نیم هلال ماه در آسمان نگاه میکردم صدای صبحگاهی یک پرنده ی خوش آواز را شنیدم که چههههه چهههههه نمیزد بلکه شاید هم صدای قُمری بود خیلی دلنشین بود و بعدش کبوتری که با بغبغو بغبغو گفتنش پاسخ میداد ادغام وهمنوا شده بود !!!! خدایا شکرت
خلاصه خیلی لذت بردم و با شنیدن دیگر صداهای آواز پرندگان شور و شوق و سرمستی گوشهامو نوازش میدادن و برای شنیدن این زیبایی ها همش از خداوند تشکر میکردم خدارو شکر
. فوری گوشیمو برداشتم و سآعت رو نگاه کردم 04:53 دقیقه بود . خیلی خوشحال شدم دیگه هوا کاملا روشن بود انگار دیگه باید منم خودمو آپددیت کنم تا با جریان طول روز و شب زودتر از این ساعت ها باید بیدار بشم
طبق عادت همیشه فوری گوشیمو باز کردم که با دیدن لیست ایمیل ها بیام توی سایت …
ولی دیدم با خواندن آخرین کامنتی که از شب قبل به خواب رفته بودم هنوز هم در همون صفحه بودم
در واقع دیدن دوباره ی این کامنت علی آقای میرفخر رجایی عزیز بهم یادآوری شد که باید روش و شیوه ی همیشه گیم رو کمی تغییر بدم ..
آقای رجایی عزیز امروز دومین باره .در دو روز متفاوت . که به کامنت و پاسخگویی شما بطور جادویی هدایت شدم .. نمیدونم چطوری باید از خداوند تشکر و قدردانی کنم که من رو در مدار و فرکانس دریافت چنین آگاهی های جدید و سازنده ای قرار میدهد
یعنی وقتی از خداوند خواستم و در دفتر ستاره ی قطبی و سپاسگذاری هایم مدام از خداوند طلب کردم . درخواست نوشتم .. که لحظه به لحظه در مدار هدایت های الهیم باشم .در جهت رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم باشم .. انگار اجابت شدم به این خواسته ام و امروز دوباره بهم یادآوری شد که باید برای هر چیزی سوال کنم …
اینه که صبح وقتی اومدم توی سایت کامنت شما روی صفحه گوشیم بود ..!!!!
اصلا باورم نمیشد!!
آخه معمولا هر صفحه ای روی گوشیم باشه بعد از چند ساعت خودش حذف میشه ..
وقتی دوباره به کامنت شما هدایت شدم .. عکس شما رو دیدم .. پیش خودم گفتم .. نخیررررررر .. انکار آقای رجایی داره بهم میگه .. خوب به این پیام دقت نکردی
انگار داشتید بهم میگفتی . حرف منو پشت گوش انداختی
انگار من به پیام علی آقا خوب توجه نکردماااا !!
انگار درست و حسابی درکش نکردم . وگرنه آقای رجایی با اون عکسش به من اینجوری زُل نمیزد!!! . بخدا عکس شما داشت با من حرف میزد آقای رجایی!!
به کامنت تون یک نگاهی کردم و تازه یادم افتاده بود که موضوع کامنت چی بود . بعد گفتم
ترو خدا آقای رجایی .. دیشب مگه نگفتم چشم .. چشم سوال میپرسم ..
ولی شما راست گفتید اینکه
خیلیییییی راحت ما میتونیم فراموش کنیم این نیرو رو ، یعنی این پشت گوش انداختن هست…
واقعا انگار خداوند از طریق شما به من تذکر داده میشد
چون من این سوال پرسیدن رو خیلی جدی نگرفتم .. یعنی همیشه سوالالاتی میپرسیدم . ولی نه تا حد که بخوام جدی بگیرمش !!!
از دیشب بعد از خواندن کامنت شما تصمیم گرفتم یک فستینگ آب چند روزه داشته باشم . بخودم قول دادم که برای شروع از امروز که اولین روز قول و قرارم هست میخوام انرژی مو صرف هضم غذا نکنم .. این هم یکی از آن جمله های طلایی شما بود که بخودم یادآوری کردم ..
که رویا خانم . برای اینکه بتونی مدیتیشن درست و حسابی داشته باشی باید مثل آب زلال بشی!!
باید انرژی تو صرف خوردن و خوابیدن نکنی!!
آخه تازه گیها هم خوب میخورم و هم خیلی خوب میخوابم . . یعنی همش خواب آلو هستم!!
پس کامنت و پیام الهی شما داشت این پیام رو به من میداد که باید روش و شیوه ی روزانه ام رو تغییر بدم ..
به امید خدا و بلطف همکاری خداوند میخوام امروز فقط آب گوارا بنوشم !!!
خب دومین نشونه ای که از پیام تون دریافت کردم و سبب خیر برام شد . اینکه دوباره پیام شما رو با دقت خواندم و صبح اول وقت فوری رفتم دفترمو آوردم و در ستاره ی قطبی ام کلی سوالات توش نوشتم ..
یعنی باورتون نمیشه در مورد
اینکه گفتید تا میتونید سوالات بزرگ و بی جواب بپرسید
در جهت رشد کسب و کارم همینطوری سوالات جالبی پرسیدم . بعدش دیدم من سی تا سوال فقط در مورد خریدار دست بنقد درست و مناسب پرسیدم ؟؟؟
و البته چند سوال در مورد پول و ثروت و درآمد هم نوشتم..
آقای رجایی عزیز . خواستم واقعا از اعماق قلبم ازتون تشکر و قدردانی کنم . اینکه واقعا فرکانس فوق العاده بالایی دارید … اینکه تمام پیام شما از الهامات درونی تون سرچشمه میگیره . اینکه دقیقا در زمان و مکان درست و مناسب باید به این کامنت شما هدایت میشدم و چقدر همزمانی جالبی با خواسته و هدفم داشت …
اینکه امروز صبح با خواندن دوباره ی پیام شما انگار یک تلنگری به مغزم زده شد و بهم گفته شد که . رویا خانم .. بلند شو . حرکت کن .. وقتع تغییره !!!!
وقتع اینه که روش و شیوه ی مناجات و نوشتن هات رو باید تغییر بدی؟؟
دوباره پیش خودم گفتم
عجب جمله ای رو آقای رجایی بهم یادآوری کردن اینکه انگار کل کار ما تو این جهان پرسیدن سوال و دریافت جوابه
امروز کلا میخوام وقتمو بذارم برای سوال پرسیدن ؟!
عجب فکر بکری هست !!
خیلی دوست دارم بیام از نتایجم براتون بنویسم .. اینکه با این روش شما بتونم شیوه و روش جدیدی رو در پیش بگیرم برام خیلی جالب هست و امید دارم خداوند این قدرت اراده را در من تقویت کنه واقعا به انرزچژی و قدرت الهی نیازمندم
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم آقای رجایی عزیز . خیلی ممنون و سپاسگذارم که صبوری بخرج دادید و این پیام و پاسخگویی طولانی منو خواندید و وقت ارزشمندتون رو صرف پاسخگویی و همچنین این کامنت من گذاشتید واقعا برام ارزشمنده ممنون و سپاسگذارم
الهی به امید تو
امیدوارم بتونم با نوشیدن آب وجودمو زلال کنم و انرژی مو صرف پرسش و پاسخ با خدای وجودم کنم
خیلی خیلی ممنون و سپاسگذارم برای دعای قشنگی که برام نوشتید که بهترین دعای قشنگ امروز م شد خدایااا شکرت
دروروؤود و هزاران درووود بیکران برای شاه دوماد خوش تیپ سایتمووون!!!!!!
آقا مبارکا باشه!!!
چقدر عروس خانومون نازهه!!!
خدایااآاا شکرت
آقا افلاطون عزیز چقدر خوش تیپ تر شدید!!!
یادتونه به استاد میگفتید من افلاطونم افلاطون
بخدا شما به یاد ماندنی ترین شخصیت و شاگرد زرنگ سایتمون هستید!!!
مطمعنان استاد عزیزمون و خانم شایسته چقدر خوشحال شدن که چنین جذب فوق العاده ای را داشتیددد!!!
بچه های سایت هم اینجا براتون یک جشن مبارک دیگه گرفتند !!!
یادتونه میگفتید : چراغ آبی رنگ سایت چقدر خوشحال تون میکنه!!!! بقول خودتون الهی از خنده و شادی گوشه ی لبتون بچسبه به گوش تون. بخدا همین الان عکس تون همینطوره!!!!
بخدا از ذوقم چهره ام آنقدر خندان شده که نگم برات!!!
خدایااا صد هزار مرتبه شکرت
انشالله تا ابد همینطوری با عشق مثل دوتا مرغ عشق کنار هم چیک چیک های عاشقانه بنوازید !!
ماشاالله عروس خانم چه نازه!!
قد و بالای تو رعنا رو بنازم
تو گل باغ تمنا رو بنازم
تو که با عشوه گری از همه دل می بری
─|● منو شیدا می کنی چرا نمیرقصی!!!!!
لاللاااالالا. لالا لا
البته میدونم خیلی رقصیدین از چهره های زیبا و خندان تون پیداست!!!!
وووای آقا افلاطون عزیز فکر کنم با این خوش خبری جانانه چراغهای جادویی آبی رنگ سایت یکسره روشن شده!!!
بازم تحسین تون میکنم .
تبریک منو به مریم خانم گل و بلبل خوشکل خانم همسر جان نازنین ابلاغ بفرمایید
خدایاااا شکرت
خدایااا شکرت
خدایاااا شکرت
آقا افلاطون عزیز مرسی مرسی که اومدین سوپرایزمون کردید!!!
مرسی برای کامنت فوق العاده زیباتون
مرسی برای خوش خبری هاتون
مرسی برای وجود ارزشمندتون
براتون بهترینع بهترین ها را آرزو میکنم
موفقیت پایدار
خوشبختی پایدار
ثروتمندی پایدار
سلامتی و تندرستی پایدار
عشق پایدار
خانواده ی رو به رشد پایدار
و هر آنچه که از خداوند میخواهید براتون خیر و خوبی و خوشی پایدار را آرزومندم
روز و شبت بخیریت و خوبی و خوشی
ایام بکامت شیرین و گوارا
تبریک
تبریک
تبریک
خدایااآاا شکرت