توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 156


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت

    توحید عملی 1

    ما دهه شصتی ها واقعاً خاطرات فراوانی داریم از شرک هایی که داشتیم و الان و بعد از اینکه با دیدگاه های استاد آشناشدیم و خدای جدید رو در درون خودمون شناختیم به خودمون میخندیم که ما چه افکاری داشتیم!!

    در دهه 60 و 70 تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و ما فیلم محمد رسول الله را میدیدیم که تقریبا هرچند وقت یک بار پخش میشد و ما توی این فیلم مشرکان را میدیدیم !

    مشرکانی که بت میپرستیدند و مسلمانان را اذیت میکردند !

    مشرکانی مثل ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب و بقیه مشرکان قریش؛

    یعنی با دیدن این فیلمها این تصویر در ذهن ما ساخته بودند که هرکس مسلمان نباشد و بت بپرستد و نماز نخواند مشرک هست و کافر هست و جایگاهش دوزخ هست!!

    و این تنها برداشتی بود که ما از توحید و از شرک و بت پرستی داشتیم!

    زمانی که بچه بودیم همیشه مکان تفریح ما یک امام زاده بود!سیزده بدر ما، یک مکان مذهبی و امام زاده بود و عید فطر که به تفریح میرفتیم باید در جوار یک امام زاده میبودیم!!

    یعنی هیچوقت در زمان بچگی و نوجوانی من یاد ندارم در یک تفریح و گردش ما را به یک مکان غیر مذهبی ببرند!!

    یک پارچه سبز از امام زاده تبرک میکردند و به مچ دست یا بازوی ما می بستند تا به این شکل اون امام زاده از ما محافظت کنه ولی برخلاف تصور ما همیشه بلا سرمون میومد!!!!!!

    یادمه یک امام زاده ای در شهر ما بود که یک شمشیر قدیمی داشت که ماهمیشه سیزده بدر و اعیاد که به تفریح میرفتیم ملت صف می بستند که آب میگرفتند روی شمشیر و ظرفی زیر شمشیر میگرفتند تا ملت بخورند وشفا پیدا کنند و یادمه من اینقدر از این آب زیر شمشیر میخوردم که دل درد میگرفتم و همیشه هم بلا سرم میومد!!

    من یادمه زمان بچگی همیشه یک دعا داخل پارچه به بازوم بسته بودند و همیشه همراهم بود تا از من محافظت کنه و همیشه بلا سرم میومد!!!!

    ما با اینچنین افکار و باورهایی بزرگ شدیم!!

    از زمان بچگی من دوست داشتم روزهای تعطیل سیر بخوابم و استراحت کنم و چون در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم کل صبح ها موقع اذان من را ازخواب بیدار میکردند که نماز بخوانم و این در حالی بود که من هیچ شناخت درست و کاملی از این خدایی که باید کل صبح ها عبادتش میکردم نداشتم !!

    من هیچ شناختی از این خدا نداشتم و مجبور بودم به زور خانواده این خدا را عبادت کنم!!

    من مجبور بودم هرسال روزه بگیرم در حالی که اصلا چرایی این یک ماه غذا نخوردن را نمیدانستم!!

    و صدها و هزاران سوال دیگر که توی ذهنم مانده بود!!

    و خداوند هیچ جواب سوالی را در دل بندگانش بی جواب نمیذاره؛

    و من به وسیله هدایت و الهام و دست های خداوند مثل استاد عباسمنش و از هزاران طریق دیگرجواب های سوالاتم را گرفتم!

    سوالاتی که سالها در ذهن من خاک خورده بودند!

    و خداوند بندگانش را به جواب سوالاتشان هدایت میکنه

    و جواب همه سوالات را میدونه

    و به هزاران طریق هدایت و الهام میکنه

    و من الان میفهمم که چقدر در وجود من شرک بود

    و من ناآگاهانه شرک می ورزیدم

    سالها افراد و مسولین را در ذهن خودم بولد میکردم

    سالها پدر و مادر و پدر بزرگم را علت اصلی بدبختی ها و ناکامی ها و شکست های مالیم میدونستم

    سالها جبر جغرافیایی را عامل عدم موفقیت های مالی و اقتصادی و … میدونستم

    سالها نظام جمهوری اسلامی را عامل اصلی تمام مشکلات خودم و خانواده ام میدونستم

    سالها آمریکا و اسراییل را عامل اصلی بدبختی خودم و همه مردم میدونستم

    سالها خودم را انسان حقیر و پستی میدونستم که هیچ کاری ازش بر نمیاد

    و سالها در شرک غوطه ور بودم

    و انسان به هزاران طریق هدایت میشود

    ان علیناللهدی

    هدایت ما واجب شده است

    البته کسانی که از خدا بخواهند که هدایت بشوند در مسیر درست

    از استاد سپاسگذارم که دستی از دستان خداوند شدند تا خودمون را و خدای خودمون را بهتر بشناسیم و توحید را درک کنیم

    و خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان

    اما به قدر فهم تو کوچک میشود

    و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود

    و به قدر ایمان تو کارگشا میشود

    یتیمان را پدر میشود و مادر..

    برادر میشود محتاجان برادری را

    بی همسر ماندگان را همسر میشود

    عقیمان را فرزند میشود

    نا امیدان را امید می شود

    گم گشتگان راه را راه میشود

    و در تاریکی ماندگان را نور میشود

    رزمندگان را شمشیر میشود

    پیران را عصا میشود

    محتاجان به عشق را عشق میشود

    خداوند همه چیز میشود همه کس را

    به شرط اعتقاد ؛به شرط پاکی دل ،به شرط طهارت روح؛به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

    بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

    و مغزهایتان را از هر اندیشه نادرست

    و زبان هایتان را از هر اندیشه ناپاک

    چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه ترازویتان را میزان میکند!

    مگر از زندگی چه میخواهید؟!که در خدایی خدا یافت نمیشود

    قلب هایتان رااز حقارت کینه ،نفرت،خشم و حسادت تهی کنید و با عظمت عشق پرکنید..

    زیرا که عشق چون عقاب است و بالا می پرد و کینه ، خشم ،حسادت و منیت چون لاشخور و کرکس است.کوتاه می پرد و سنگین و جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد!

    چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه برای شما همه چیز می شود؛

    و برای شماهر آنچه میشود که شما میشوید

    دوستان برای شما شادی و سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    ذبیح پویا گفته:
    مدت عضویت: 3654 روز

    سلام خدمت استاد و دوستان عزیز در این سایت الهی،

    به گفته استاد در یکی از فایل‌ها:

    فکر می‌کنم کلمه خدا یا عبارت خدایا شکرت، در این سایت بیشتر از هر مسجد بزرگی در جهان استفاده می‌شود.

    و دقیقاً همین‌گونه است؛ و این نشانه توحیدی بودن این سایت است.

    من از سال 1394 که با استاد آشنا شدم، نتایج مثبت و عالی از حضور در این سایت گرفته‌ام. وقتی با خودم فکر می‌کنم، می‌بینم بهترین نتایج زمانی بوده است که قدرت را به خداوند داده‌ام. هر جا پاسخ منفی گرفته‌ام یا نتیجه‌ای دریافت نکرده‌ام، به این دلیل بوده که قدرت را از خداوند گرفته و به افراد یا عوامل بیرونی داده‌ام. این مباحث کاملاً ذهنی است و فکر می‌کنم همه ما به این درک رسیده‌ایم که قدرت را در ذهن‌مان به چه کسی یا چه چیزی می‌دهیم.

    بزرگ‌ترین اسلحه شیطان ترس است. از هر چیزی که می‌ترسم، یعنی به آن قدرت می‌دهم. نقطه مقابل ترس، ایمان است؛ و ایمان و عمل هم‌سطح یکدیگرند. یعنی اگر اقدام نمی‌کنم، در واقع ترس دارم.

    به‌خوبی یادم هست در سال‌های ابتدایی ورودم به این سایت، پس از شنیدن این فایل، آن را کلمه به کلمه و جمله به جمله حفظ کرده بودم و در جمع‌های کوچک آن را دکلمه می‌کردم. برای خودم و شنوندگان بسیار لذت‌بخش بود.

    امروزه شرک مدرن، سجده کردن به مجسمه سنگی یا یاقوتی نیست، بلکه قدرت دادن ذهنی به عوامل بیرونی است. و ما در زندگی عملی استاد مشاهده می‌کنیم موضوعاتی که دیگران آن‌ها را موضوعات اصلی موفقیت می‌دانند، اصلاً مطرح نیستند؛ مثل مدرک تحصیلی خاص، حمایت افراد بانفوذ، یا سرمایه اولیه زیاد.

    خیلی خوب به یاد دارم که دوستمان آقای عطارروشن در کامنتی نوشته بودند:

    خداوند به تلاش‌های شرک‌آلود شما پاسخ نمی‌دهد

    خواندن آن کامنت برای من بسیار کمک‌کننده بود.

    بعد از پروژه تغییر را در آغوش بگیر، تغییرات زیادی در عملکرد روزانه‌ام ایجاد کردم. وقت و انرژی بیشتری را در بستر سایت و گوش دادن به فایل‌های دوره، هم‌جهت با جریان خداوند سپری می‌کنم. البته محتوای این دوره برای من شاید زمان‌بر باشد تا کاملاً درک و هضم شود، اما در فایل‌های اول و سوم، استاد از جریان یک قدرت در هستی سخن می‌گویند که برایم بسیار الهام‌بخش بود.

    پس از پروژه تغییر، مصمم‌تر شدم که بیشتر و بیشتر تغییر کنم. الهام درونی‌ام این بود که باید تمرکز بیشتری بر قدرت خداوند داشته باشم.

    زمانی که خانم شهریاری پروژه شخصی خود را از مباحث توحید عملی آغاز کردند، برای من نشانه‌ای بود که باید این فایل‌ها را بیشتر گوش بدهم.

    بارها برای خودم ترسیم کرده‌ام که توحید، اصل و ریشه این مسیر است؛ ستون اصلی آن است. باید همواره به این ستون توجه داشته باشم، گاه‌گاهی آن را رنگ‌آمیزی کنم و مراقب باشم رنگ سفیدش خاکی نشود.

    اخیراً مقاله‌ای خواندم که نویسنده از قدرت پاک اراده خداوند سخن می‌گفت؛ اینکه این قدرت در سراسر هستی حاکم است و تمام موجودات زنده و غیرزنده بر اساس آن رسالت دارند و مطابق همان رسالت عمل می‌کنند.

    اگر در انجام هر عمل و رسیدن به هر هدفی، قدرت را همواره به خداوند بدهم طبق رسالتم عمل کرده‌ام. اما اگر قدرت را به شرایط، انسان‌ها، مدرک، زمان، تحصیلات، مکان و… بدهم، در واقع قدرت را از خداوند گرفته و به عوامل بیرونی سپرده‌ام.

    طبق گفته یکی از دوستان در کامنت‌ها، ما باید مورچه‌های سیاه زندگی‌مان را شناسایی کنیم و تلاش کنیم آن‌ها را از زندگی‌مان دور سازیم.

    قدرت خداوند را می‌توان در پرواز یک پروانه دید، در طلوع آفتاب، در تولد یک کودک؛ در فکر و ذهنما، در دستانم که اکنون در حال نوشتن این جملات هستند.

    جایی در هستی یافت نمی‌شود که قدرت اراده خداوند در آن جاری نباشد؛ همه‌جا جلوه همان قدرت است.

    خداوند همه چیز برای همه کس می‌شود؛

    به شرط اعتماد،

    به شرط اطمینان،

    به شرط ایمان کامل.

    در زندگی چه می‌خواهیم که در خداوند یافت نشود، که به عوامل بیرونی پناه می‌بریم و به آن‌ها قدرت می‌دهیم؟

    تفاوت انسان‌ها به دلیل تفاوت باورشان نسبت به قدرت خداوند است. چه جمله طلایی و عمیقی!

    مصمم هستم این فایل را به مدت 21 روز، هر روز حداقل یک بار گوش بدهم و دست‌کم پنج کامنت از مورچه‌های سیاه زندگی‌ام را مطابق پرسش این فایل بنویسم.

    برای همه شما از خداوند سلامتی، ثروت، آرامش روحی و روانی و احساس عالی مسئلت دارم.

    با حرمت

    ذبیح پویا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    نیکی گفته:
    مدت عضویت: 615 روز

    سلام استاد عزیز

    سپاس گزارم بابت این فایل بسیار عالی

    من سالها مشرک بودم والان طی آشنا شدن وآموزش های شما تلاش آگاهانه میکنم که هرروز کم کم تر کنم.

    از آنجایی که اینقدر به ما حس گناه میدن از خانواده، فرهنگ، جامعه…..

    که تو فردی گناهکار هستی

    هر خواسته ای داری باید با واسطه به خواسته ات بررسی.

    من یه خواسته ای داشتم که خیلی برام مهم بود

    وبه خودم گفتم برم مشهد از امام رضا بخوام.

    من بابت خواسته ام رفتم مشهد و آن چند روز تمرکزم فقط فقط روی خواسته ام بود

    وفقط فقط نیتم از امام رضا میخواستم.

    من چند روزی موندم برگشتم.

    دوباره ماه بعد مجدد رفتم سفر مشهد ومجدد همون خواسته وهمچنان مشرک بودن در حد لالیگا

    ومن چند روزی موندم ودوباره برگشتم.

    وقتی برگشتم با یک تضاد شدید برخورد کردم حال خودم خیلی بد بود ومجدد دوباره تصمیم گرفتم برم مشهد.

    اما این سری با تمرکز بیشتر وخواسته جدی تر شده بود. ومن روزهای بیشتری مشهد موندم.

    یه روز تو همین روزهایی که بودم یه دفعه به خودم آمدم که من چند روز هست خبر خدا رو نگرفتم. من چند روز اصلا با خدا حرفی نزدم

    من چرا خدا را فراموش کردم این تلنگری برای من شد.

    وبعد از چند مدتی که برگشتم باسایت توحیدی شما آشنا شد

    من از شما سپاس گزارم

    استاد باورتون میشه سالها بود می‌شناختم شما را امادرمدار وفرکانس دریافت نبودم.

    باورتون میشه خدای نیکی بهش گفت برو داخل سایت….

    خدا راشکر

    استاد سپاس گزارم 🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2020 روز

    به نام خدایی که تنها تکیه‌گاه واقعی دل‌هاست…

    سلام و درود به استاد عزیزم 🤍

    اگه بخوام خیلی صادقانه همین الان به ذهن و دلم نگاه کنم، می‌بینم که منم مثل خیلی از آدم‌ها، بعضی وقتا ناخودآگاه به چیزهایی غیر از خدا قدرت دادم…

    بت‌های مخفی‌ای که شاید اصلاً به چشم نیان، ولی توی زندگی اثرشون رو می‌ذارن.

    مثلاً یکی از بزرگ‌ترین چیزایی که گاهی بهش قدرت دادم، نظر و حرف مردم بوده…

    اینکه اگه کسی ازم تعریف کنه حالم خوب میشه،

    ولی اگه یه نفر یه چیزی بگه یا قضاوت کنه، سریع توی دلم سنگینی میاد…

    انگار آرامشم رو گذاشته بودم دست آدم‌ها، نه دست خدا.

    یا خیلی وقتا به پول و شرایط مالی قدرت دادم…

    مثلاً وقتی حسابم خوبه خیالم راحت‌تره،

    ولی وقتی یه کم نگرانی مالی میاد، ذهنم شروع می‌کنه به ترسیدن…

    در حالی که رزق من توی دست خداست، نه توی عددهای حساب بانکی.

    گاهی حتی به رفتار همسر یا خانواده‌ها قدرت دادم…

    مثلاً ته دلم می‌گفتم کاش اونا عوض بشن تا من راحت بشم،

    کاش بیشتر درکم کنن تا آروم بشم…

    ولی الان می‌فهمم آرامش واقعی من نباید وابسته به تغییر دیگران باشه،

    باید وصل باشه به خدا.

    یه وقتایی هم به آینده قدرت دادم…

    ترس از اینکه چی میشه؟

    نکنه سخت بشه؟

    نکنه نتونم؟

    در صورتی که آینده هم توی دست همون خداییه که امروز منو نگه داشته.

    حتی بعضی وقتا به خودم هم زیادی قدرت دادم…

    انگار همه چی فقط به تلاش من بستگی داره،

    و اگه من نتونم، دیگه هیچ راهی نیست…

    در حالی که خدا هزار تا راه داره که من حتی تصورش رو هم نمی‌کنم.

    امروز خیلی صادقانه اعتراف می‌کنم:

    این‌ها همون شرک‌های مخفی و بت‌های پنهان ذهن من بودن…

    ولی از همین امروز می‌خوام توحید رو واقعی و عملی زندگی کنم، نه فقط توی حرف…

    می‌خوام از این به بعد وقتی نگرانی میاد، سریع یادم بیفته:

    هیچ چیز قدرت مستقل نداره… فقط خداست.

    می‌خوام تمرین کنم که:

    ✔ وقتی ترس اومد، به جای چسبیدن به آدم‌ها، به خدا تکیه کنم.

    ✔ وقتی حس کمبود اومد، یادم بیاد رزاق فقط خداست.

    ✔ وقتی دلم تأیید خواست، به خودم بگم: خدا برای من کافیه.

    ✔ وقتی شرایط سخت شد، به جای بهم ریختن، بگم: اینم یه بخش از رشد منه و خدا همراهمه.

    ✔ و هر روز بت‌های کوچیک ذهنم رو یکی‌یکی بشکنم.

    خدایا کمکم کن هیچ چیزی رو بزرگ‌تر از تو نبینم…

    و قلبم فقط روی تو حساب کنه.

    استاد عزیز ممنونم که با این تمرین‌ها ما رو بیدار می‌کنید…

    واقعا این سوال‌ها آدم رو تکون میده و کمک می‌کنه بفهمیم کجاها هنوز دلمون به غیر خدا گره خورده.

    به امید روزی که توحید فقط یه جمله نباشه،

    بلکه نفسِ زندگی ما بشه

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 203 رای:
    • -
      ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
      مدت عضویت: 522 روز

      سلام دوست توحیدی من در این سایت بهشتی

      براوووو واقعا

      تحسینتون میکنم که اینقدر دقیق خودتون رو شناختین

      واقعا ادم اولین قدمش شناخت خودشه

      خیلی کامنتتون زیبا بود

      و عجیبیش اینه تک تک گفته هات مشکل منم هست

      در حوزه مالی که نگم

      اصن یه مشرکی ام که نه تنها خفی نیس بلکه انقدر زیاد شده که به چشم دیده میشه

      من برعکس شما الان تو حساب بانکیم پول باشه نگران شش ماه بعدام میشم که اگه بعد شش ماه پول نداشتم چی

      یعنی تا این حد

      یا همیشه خدا حس میکنم رزق و روزیمو والدینم میدن

      شاید در کلام بگم خدایا مرسی غذا دادی

      ولی عمیق فکر کنم میبینم نگران روزی هستم که اگه پدر و مادرم نباشن من چطوری و از کجا روزیم رو بخورم

      این مورد اینقدر بزرگه که حتی نمیتونم لحظه ای از والدینم جدا بشم

      هر لحظه ترس از نبود رزق و روزی

      ترس از اسیب دیدن

      ترس از بی ابرویی

      ترس از قضاوت

      ترس از مسخره شدن

      و….

      واقعا هر چقدر فکر میکنم میبینم من هر قدمم رو با ترس بر میدارم

      الان بزرگترین مشکلم با والدینم هست و تلاش میکنم اینو درست کنم

      دوست دارم ازادی داشته باشم

      اما خودم از والدینم میترسم

      تازه که قدم اول رو خریده بودم و چک اپ میدادم فهمیدم که من 90 درصد والدینم رو خالق زندگیم میدونم

      جوری که حس میکنم هم رزق من دست اوناست

      هم ازادیم دست اوناست

      تنها اونا هستن که میتونن ازم مراقبت کنن

      اونا اگه خواستن میتونن بدترین بلا رو سرم بیارین

      خودمو یه مورچع

      اونارو یه فیل میبینم انگار

      که هیچ کاری نمیتونه بکنه

      هر چقدر میرم جلو بیشتر میفهمم که در درونم ذره ای ایمان وجود نداره

      و نتایجمم کاملا مطابق با ایمانمه

      این کامنت شما دقیقا اون مشکلات منو داشت توصیف میکرد

      همه و همه انگار مشکل من بود و خدا از سمت دستای تو برام نوشته بود

      چقدر زیبا نوشتی

      خیلی از خوندن کامنتت عشق کردم دوست عزیزم

      هرجا که هستی در پناه حق….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1178 روز

      به نام خداوند مهربانم که قدرته مطلق ست و من اگر لین قدرت را با قلبم درک کنم و باورش کنم برای من همه چیز می‌شود شکرت سپاسگزارتم

      سلام به دوست مهربان و توحیدیم صفا جانم

      به به عجب کامنتی چه نوشته زیبایی که با عشق تمام به خداوند نوشته شده متشکرم از شما

      این نوشته زیبا از سمته خدا برای من ست که منم بیدار بشم و همش دنبال مشتری و پول نباشم

      دنبال بهتر شدن و خدا رو تو قلبم و تو زندگیم و تو کسب و کارم آورده باشم

      توحیدی عمل کنم و برای رضای خداوند قدم بردارم

      ابن چیزهایی که شما بهشون اشاره کردین بیشتر ماها بخصوص من دارم و در روز شرک های مخفی داریم و اونا رو تکرار می‌کنیم و نمیفهمیدم شرک به حساب میان

      و من از امروز که فهمیدم تمام تلاشمو میکنم توحیدی باشم و آینده و زندگی و تمام مسائل و شرایط و حرفه مردم و همه و همه رو به خداوند و قدرتش بسپارم

      و هیچ چیز را بزرگتر از تو نبینم

      تو والایی تو نیرویی واحد هستی تویی که قدرت داریی من در برابر قدرت و عظمتت و حکمتت و اراده ات تسلیمم

      خدایا هر خیری از تو به‌ من برسد من فقیرم من نیازمندم

      خدایا کمکم کن یاد آوری کن به من که در همه مراحل زندگیم قدرت رو به تو بدهم و از تو هدایت بخواهم

      ممنونم از شما دوست عزیزم که دستانه خداوند برای من هستین

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      Ramak Ahmadi گفته:
      مدت عضویت: 1247 روز

      درود ب شما همراه گرامی و دیگر دوستان و اساتید عزیز. چقدر زیبا گفتید حرف های دل من دو، واقعا همینطوره و من تمام این باور ها و ترمز های اشتباه رو دارم، خدا کمکمون کنه و براه راست و پر از گل و بلبل هدایتمون کنه، من این فایل رو تو این چند سال چند ده بار تا حالا گوش دادم ولی هر بار نکته های جدید تری دریافت کردم، یکی از باور های اشتباه و ترمز من اینه ک فکر میکنم اگر خیلی دورم شلوغ باشه در میان امواج منفی آدم ها راهم سخت تر میشه، الان حدود هشت ماهه بعد از هفت سال از ترکیه مجبورا برگشتم ایران و همش ب خودم میگم اونجا آرامشم بیشتر بود چون امواج منفی خانواده و اطرافیان نبود، خدایا خودت راهم رو نشون بده، ممنون از استاد و حرفه‌ای درست شما، پاینده و موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِکَهِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَهٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۚ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (ایه 1 سوره فاطر )

    مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا ۖ وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ( ایه 2 سوره فاطر)

    چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارنده‌ای برای آن نیست، و چون باز دارد، بعد از او فرستنده ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.

    *

    سلام به استاد عزیزم

    به وقت نیایش های توحیدی سایت زیبای خدا که جز بوی خدا و صدای خدا و حرف خدا چیز دیگه ای اینجا نیس و وقتی اینجا میام از همه چی کنده میشم و به خدا وصل میشم

    دیروز شنبه قبل از اینکه این فایل رو ببینم طبق تعهدی که دادم که فقط با هدایت های خدا پیش برم زدم بیرون و رفتم پیاده روی با اینکه همسایه مون از چند روز پیش دعوتم کرده بود برای جشن …خلاصه رفتم و کلی کار انجام دادم و دقیقا تایمی رسیدم خونه که تایم جشن بود و دلم گفت که برو استاد وقتی وارد اون مکان شدم چنان انرژی بالایی داشت بدون هیچ دلیلی یکسره خنده و کف زدن برای من رقم خورد یهو هدایت شدم به برنامه قرانی که روی گوشیم هست و دلم گفت بشین وسط این همه شادی اول سوره فتح بخون سوره فتح رو شروع کردم

    انا فتحنا لک فتحا مبینا و انگار خدا با من حرف میزد ما برای تو پیروزی اشکاری فراهم ساختیم

    تا اخر سوره فتح رو خوندم و یکسره این پیروزی اشکار برای من تکرار میشد تو قلبم و بعد از اتمام سوره فتح دوباره دلم گفت سوره واقعه و سوره واقعه رو هم خوندم و اخر سوره واقعه سوره فاطر اومد که بخونم استاد جان توی تک تک ایه ها من کلام شما برای تداعی میشد توی جلسات قرانی 12 قدم اینکه مگه حضرت محمد جنگید مگه نه اینکه فتح مکه به سادگی اتفاق افتاد اینکه مگه نه اینکه سلمان از فارس بلند شده رفته کمک حضرت محمد و اون همه پیروزی ها اینکه محمد که 40 سال هر سال 40 روز برای خودش خلوت میکرد چطوری کنترل ذهن کرده تا انتخاب کرد پیامبر خدا بشه

    و همینطور کلمه فتح فتح فتح گشایش گشایش گشایش برای تو فقط اعتماد کن به خدا

    همینطور اشکهام با خنده و شادی میومد و همینکه رسیدم به ایه اول و دوم فاطر طبق اون هدایت قلبم از خود بیخود شدم انگار که خداوند میخواست من تو اون قسمت از زمین بنشینم و خیلی با ارامش خدا با من حرف بزنه

    …….چون خدا رحمتی برای بنده ای بفرستد هیچ بازدارنده ای نمی‌تونه اون رو تغییر بده یا جلوش رو بگیره و من الان توی شرایطی هستم که واقعا به این ایمان نیاز دارم به این توحید نیاز دارم تا درهای رحمت بیشتری برام باز بشه

    ……

    هینکه از اونجا بیرون اومدم استاد برکت بود که به سمت من سرازیر شد همینطور پیامک های واریزی و خدا واقعا نشونم داده این چند روزه وقتی دری رو میبیندی اگاهانه طبق هدایت ها ،،،خداوند هزاران در رو برات باز میکنه و من دقیقا نقطه ای هستم مثل نقطه ای که شما الهام گرفتید تند خوانی رو حذف کنید بقول شما گاو 9 من شیر ده رو ذبح کردید منم دری رو بستم که کلی رزق ازش میومد اما من الگو گرفتم و شجاعت به خرج دادم و اون گاو شیر ده زندگیم رو کشتم تا خدا هزاران بار ببشتر بر من بریزه و مطمینم میریزه چون من جوابم رو خیلی محکم با ایه 1 سوره فتح و ایه 1 و 2 سوره فاطر گرفتم

    استاد ازتون سپاسگزارم ازتون ممنونم و خداروشکر میکنم اینجا هستم

    خدایا شکرتتتتت

    خدایا شکرت بابت اینجا بودن و این نمازهای لحظه ای که امکانش برای من فراهم میشه تا با خدای خودم راز و نیاز کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 126 رای:
    • -
      سمیه علی نژاد گفته:
      مدت عضویت: 2603 روز

      سلام منیره جان

      عزیزم پیامت برام نشونه بود

      از خدا یه علامت خواستم برای ادامه کار

      همین ایه اون

      انا فتحنا لک فتحا مبینا .

      پس لز اون گفتم خدا یا مرسی

      فهمیدم باید ادامه بدم

      بخ ا حستو‌درک میکنم

      وقتی سوره واقعه و فاطر را خوندم فقط نشستم اشک ریختم

      من قبلا به مدت پونزده سال هر روز دو صفحه قران نیخوندم در نهایت سالی میشد ششصد صفحه و یک ختم قران و نتیجه اش شد پونزده بار خام قران ولی خدا شاهده اخرین بار که یک ماه پیش این ایات را خوندم احساس کردم قبلا هیچ درکی ندلشتم

      انگار نابینا بودم بینا شده بودم

      استاد عزیزم

      واقعا نمیشه با پیام ازتون تشکر کرد

      باید بیایید ایران و از نزدیک ببینمیتون دلمون باز بشه و ازتون تشکر کتیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        منیر گفته:
        مدت عضویت: 2174 روز

        به نام خدا

        سلام به استاد عزیزم و دوستان جانم

        سلام سمیه قشنگم خداروشکر میکنم که برکت چراغ ابی رنگ کنار اسمم بالا اومد و خداوند این فراوانی رو بر من جاری کرد

        الهی تو مسیری که هستی بهترین های خدا رو درک و دریافت کنی و هر لحظه برکت اون ختم قران ها بهت برسه عزیزم که مطمینم خوندن ایه های قران سراسر نور هست برای هر بنده ای در هر سطح از درک و دریافت اون ایه ها باشه

        و قطعا الان که درک و اگاهی مون اینجا داره پله پله بالا میاد برکت بیشتری برامون داره عزیزم

        امیدوارم هر لحظه شادی های الهی رو لمس کنی تو زندگیت عزیزدلم و در مدار ثروت های معنوی و مادی خداوند باشی

        خدایا شکرت بابت داشتن دوستان ناب توی این سایت زیبای الله

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    Aminrb گفته:
    مدت عضویت: 1039 روز

    به نام خدا

    سلام خیلی خوشحالم که دارم کامنت مینویسم.

    من خیلی وقته از بدنه جامعه خودمو جدا کردم اصلا نمیدونم چخبره دیشب شنیدم از یکی دلار شده فلان تومن البته این دفعه واقعا برام فرقی نداشت ته دلم مطمعن بودم تاثیری تو زندگی من نداره قبلا نه ها ،الان قوی تر شدم.

    راستش من چند وقته خیلی ذهنم درگیر خودشناسی شده میدونین الان 3 ساله تقریبا شاگرد استادم

    احساس میکنم رفتم ترم بالاتر الان دارم میرسم به ریشه ها دلیل هایی که خیلی باید خوب خودتو بشناسی که بتونی تغییر کنی.

    خوشناسی ! خودش یه دوره باید باشه اصن .

    داشتم میگفتم خیلی به این دلیل که چرا من اولین و آخرین چیزی که اگه جلوم بذارن انتخاب میکنم با اختلاف بیشتر

    بی شک احساس آرامشه!

    اره آرامش ،آرامش لعنتی خیلی خوبه.

    میدونین آرامش از کجا میاد ؟ ایمان

    ایمان از کجا میاد اعتماد

    اعتماد از کجا میاد ؟ احتمالا از تجربه و شناخت

    این یعنی تکامل

    وقتی چند هزار بار از حسم سوال کردم و نتیجه درست بوده نه درست بهترین حالت ممکن دیگه

    خیلی باید ناشکر باشم که نادیده اش بگیرم

    قطعا اون منو به راه راست هدایت میکنه

    دیگه چشم بسته قبولش میکنم البته تمام سعیم رو میکنم اینجوری باشم

    حالا به قول استاد هرچی این سنگ رو میتراشی

    بیشتر به الماس درونت نزدیک میشه

    روون تر میشه چرخ زندگی

    راستش من خیلی خوشحالم که همیشه سعی میکنم دنبال اصل باشم دلیل اصلی

    اینم از استاد یادگرفتم .

    خب در حال حاضر من با برخوردن به یک تضاد تقریبا ناخوشایند به این نتیجه رسیدم که

    در رابطه با همسر و پدرم از بعضی نظر ها ایراد دارم

    فکر کردم ریز شدم فکر کردم سوال کردم

    و به این نتیجه رسیدم

    این دو مورد برام مهمتر از رابطه خودم با خود درونم شده من فکر میکردم اینطور نیست اما !

    امان از خودشناسی

    حالا تو بگو فرکانس دلیل رفتار طرف مقابلت هست تو صد به زبون چیز دیگه بگو حتی همون چیزی که فکر میکنی واقعا همونجوری هستی

    خلاصه حرف ها شد همون حرف ها اما اینبار فرکانس من چیز دیگه ای بود و نتیجه هم مشخصه دیگه تغییر کرد

    بازم بگم خودشناسی خیلی خفنه

    خب حال حاضر فقط همین دو مورد بود که دستاورد ماه اخیر من بود که باهاتون به اشتراک گذاشتم

    و الان توی مسیر روون و سرپایینی هستم

    تا ببینم چی پیش میاد

    الخیر فی ماوقع

    اها یه چیز دیگه

    اینم دوست دارم باهاتون به اشتراک بذارم خیلی به باور فراوونی کمک میکنه

    تاحالا به ایه

    الله یرزق من یشا بغیرالحساب فکر کردین ؟

    فکر کردین چرا این حرف زده؟

    میخواست خودنمایی کنه؟

    من که اینطور فکر نمیکنم.

    احتمالا میخواست بگه تو ظرفت رو بزرگ بکن یاد بگیر زمین چجوری حفر کنی ، استخر درست کنی

    نگران پرشدنش هم نباش!

    این رودخونه همیشه پر از آبه !

    امیدوارم هروز که میگذره بیشتر توی این مسیر چیز یاد بگیرین پخته تر بشین و بزرگتر

    به خدا میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 93 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 907 روز

      سلام دوست گرانقدر

      به موضوع مهمی اشاره کردی

      در رابطه با همسر و پدرم از بعضی نظر ها ایراد دارم

      فکر کردم ریز شدم فکر کردم سوال کردم

      و به این نتیجه رسیدم

      این دو مورد برام مهمتر از رابطه خودم با خود درونم شده من فکر میکردم اینطور نیست اما!

      این ایرادها این شرک های مخفی خیلی عمیق هستن و نزدیک و جسارت ابراهیمی میخواد شکستن شون

      خداوند خودش کمک کنه بهمون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مهلا گلی گفته:
    مدت عضویت: 599 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام به اساتید بی نظیرم

    این فایل معجزه ی منه ، این روزا ها کلی سوال توی ذهنم بود و از قضا این فایل جوابی برای اون سوال ها

    دوست دارم با جزییات بگم و شروع کنم و تمرینم رو انجام بدم

    دقیقا زمانی ک با خوشحالی زیاد خداوند بهم دوره احساس لیاقت رو هدیه داد

    چهار روز بعدش من دختر عموم رو توی تصادف از دست دادم حالم به شدتت بد بود و قلبم درد میکرد

    و باور نمیشد که این اتفاق افتاده و دخترعموم سه سال از خودم کوچیک تر بود و ما باهم به شدتت رفیق بودیم

    کار من شده بود همش گریه

    اونجایی حالم بدتر میشد که دقیقا منم همون جایی که دختر عموم تصادف کرده بود چند سال پیش تصادف کردم دقیقا تو همین سنی ک دختر عموم بود و تموم ضربه ها هم مثل دختر عموم به سرم خورده بود ، اما من زنده موندم

    و اون بخاطر ضربه مغزی فوت شد

    داشتم به این فکر میکردم ک من چرا زنده موندم ؟

    از اونجایی که استاد همیشه میگن ما هر کدوم رسالتی داریم همش به این فکر میکردم و دختر عموم رسالتش رو انجام داده بود؟

    من چی؟ اصلا سوال «من رسالتم چیه »برام بزرگ و سنگین شده بود

    ذهنم رو کلی مشغول کرده بود

    آروم آروم سعی کردم با گوش دادن فایل های احساس لیاقت حالمو بهتر کنم

    تا اینکه رسیدم به این فایل شما

    ک آبی روی آتیش وجودم بود

    قدر زندگی که خداوند بهم بخشیده رو می‌خوام بدونم و بفهمم رسالتم چیه

    راستش من اصلا احساس درونی لیاقت رو ندارم و از اونجایی ک این دوره به صورت خیلی معجزه آسا پولش جور شد با این ک من خودم منبع درآمدی ندارم گفتم اینا همه نشانه های خداست باید اراده فولادین بسازم برای خودم و به تمام فایل های دوره هام گوش بدم

    یه نگاه کلی به یک سالی و شش ماهی ک من تو سایت عضوم کردم با این از کار کردن های روی خودم راضی نیستم اما دیدم تونستم بدون هیچ درآمدی دوره های بی نظیر احساس لیاقت ،عزت نفس ، عشق و مودت رو، و تمام کتاب های استادم رو داشته باشم

    گوشی جدید ، لباس ها ، هدیه های بی نظیر و گرون قیمت ،روز های زیادی ک حالم خوب بوده ، سلامتی و پول هایی ک از هر دری بهم می ریزه خداروشکر

    وقتی اینا نتیجه این حد کم از تعهد باشه

    پس اگر من تعهدم رو بیشتر کنم چه شود؟؟ و استادم نمونه ارزشمندی و مثالی عالی برای این قضیه بود

    برگردیم به تمرین این فایل ارزشمند

    متاسفانه با این ک من تو خانواده مذهبی بزرگ شدم لحظه ای که با استاد آشنا شدم فهمیدم تعریف درست شرکت چیه

    من حتی نمی‌دونستم نگران شدن برای عزیزانم هم شرکه ، من نمی‌دونستم تکیه کردن به پارتی شوقو و ذوق و افتخار کردن نداره بلکه این شرکه در صورتی که من در خانواده و شهری زندگی میکنم که هر دو قدم یک پارتی دارن و همیشه همه جا با پارتی کارشون رو راه میندازن و هر کی پارتی بیشتر حاج آقا حاج آقای بیشتری نصیبش میشد

    و با تمام این حرفا

    من متاسفانه میشه گفت قدرت رو به هرکسی دادم جز خدا ، این سخت ترین اعتراف زندگیمه

    همه آماده باش بودم که هرکس از راه برسه بتونه یه ضربه ای به من و زندگیم وارد کنه

    و کسی که خیلی ازش ترس دارم پدرمه و قدرت هر کاری کردن رو بهش دادم متاسفانه

    در هر صورت الان ک مفهوم و تعریف درست شرک رو شنیدم تصمیم گرفتم اول باور هاش رو بسازم باور اینکه خدا تنها و تنها منبع قدرت در جهانه

    من خودم خالق زندگیمم بی قید و شرط

    از وقتی با شما استاد عزیزم آشنا شدم

    متوجه شدم مشکلم توی ریشه هامه و ریشه هر انسان چیزی نیست جز خدا

    یه درخت رو اگر در نظر بگیریم هر اتفاقی برای ریشه هاش بی افته می‌تونه زندگیش؟ محصولاتش؟ کیفیتش؟ میزان بارش ، رنگ برگ هایش رو تغییر بده

    و دقیقا اگر باور ما نسبت به خداوند درست نباشه ما هم در زمینه روابط ، سلامتی ،ثروت مشکل خواهیم داشت

    و خداوند کمکم کنه علم با عمل نصیبم بشه

    و بتونم ام به تک به تک حرفهای استادم عمل کنم و رسالتم رو پیدا کنم

    عاشقانه عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 74 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 907 روز

      سلام دوست عزیزم

      چه موضوع جالبی رو اشاره کردی بهش ،من به این شکل نگاه نکرده بودم

      “”تونستم بدون هیچ درآمدی دوره های بی نظیر احساس لیاقت ،عزت نفس ، عشق و مودت رو، و تمام کتاب های استادم رو داشته باشم””

      من هم دقیقا تو همه این روزهایی که از عضویتم تو سایت می گذره ،درامد مستقل نداشتم

      ولی از فضل و رحمت خداوند مهربان

      چند تا از کتاب های استاد ،دوره احساس لیاقت،دوره کشف قوانین زندگی و حتی جهیزیه ام هم خریداری شده

      حتی پول مهمونای خودمون تو عروسی ام رو بابام پرداخت کرده

      حتی یه بار بابام گفته ،نفیسه نامزد کرده،جهیزیه خریدیم ،عروسی گرفتیم

      همش پولش از غیب اومده

      انگار هیچ پولی از جیبم خرج نکردم

      و همه اش سر جاشه

      مرسی دوست عزیزم از کامنتت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    رضا حقیقی گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند دوست که هرچه دارم از اوست

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی و همه دوستان سایت عباس منش

    فایل فوق العاده بود سپاسگزارم

    دوست داشتم توحیدی عمل کردن رو اینجوری تعریف کنم که خداوند همواره و بی وقفه در حال خدایی کردن هستش بصورت مطلق

    به قول استاد خداوند همواره داره سمت خودشو اجرا میکنه تا ابد حالا نوبت ماست که سمت خودمون رو اجرا کنیم تا دسترسی مون به مودم خدا ایجاد بشه تا بتونیم سمت خدا رو ببینیم چطوری ؟

    دوستان سمت خدا اینه که دائم در حال امید دادنه خدا دائم در حال بخشیدنه

    دائم در حال تولید قدرت و عزته

    دائم در حال تولید عظمته

    دائم بی نیازه

    دائم بی نظیره

    دائم بهترین سرپرسته

    دائم بهترین توبه پذیره

    دائم بهترین محافظه بهترین هدایت کننده س بهترین حمایت کننده س دائم دائم دائم

    حالا منه بنده میام با تقوا داشتن با کنترل ذهن با دادن ورودی های خوب و انجام عادات خوب با انجام آگاهی های دوره ی استاد آگاهی های کسب شده از تجربیاتم به هر اندازه ی که تعهد به خرج میدم و ادامه میدم سمت خودم رو اجرا میکنم و طبق قانون طبق عدالت بی نظیر الله یکتا به سمت خدا وصل میشم هرچقدر تعهدم در انجام آموزه ها و در تقوا یا کنترل ذهن بیشتر دسترسی من به سمت خدا بیشتر و زندگی راحت تر زندگی عالی تر از هر جنبه ای و برعکس

    توحید عملی با توجه به چیزی که از درس استاد فهمیدم میزان تعهد من به آموزه هاست

    هرچی موحد تر دسترسی بیشتر

    نشانه دسترسی میزان آرامش ماست هرچه آرامش بیشتری داریم یعنی دسترسی ما به خداوند بیشتره

    یعنی خداگونه تر شدیم

    یعنی هم جهت شدیم با جریان خدا

    امیدوارم این متن مثمر ثمر قرار بگیره

    دوستون دارم استاد که اونقدر فایل ها و آموزش هات بی نقص هستن که ما نیازی به خواندن کتاب های مختلف برای فهمیدن بحث نداشته باشیم کافیه فقط و فقط شمارو دنبال کنیم

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      نفیسه شایسته گفته:
      مدت عضویت: 907 روز

      سلام دوست عزیز اقای حقیقی

      چقدر کامنتتون فوق العاده بود

      چقدر امید دهنده بود

      “”دوستان سمت خدا اینه که دائم در حال امید دادنه خدا دائم در حال بخشیدنه

      دائم در حال تولید قدرت و عزته

      دائم در حال تولید عظمته

      دائم بی نیازه

      دائم بی نظیره

      دائم بهترین سرپرسته

      دائم بهترین توبه پذیره

      دائم بهترین محافظه بهترین هدایت کننده س بهترین حمایت کننده س دائم دائم دائم””

      اینکه اشاره کردید خداوند دائما در حال امید دادنه

      در حال تولید قدرت و عزته و …

      یک امیدی به قلبم اومد که در تضادی که توش هستم حالم دگرگون تر شد

      اصلا توحید همه چیز

      اومدم کامنت های این فایل رو بخونم تا از اون فضای فکری تضاد دور بشم انگار نور اومد تو قلبم

      خدایا شکرت که هستی و دائم در حال امید دادن هستی

      خیلی ممنون از کامنت فوق العاده تون اقای حقیقی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        رضا حقیقی گفته:
        مدت عضویت: 402 روز

        سلام خانم شایسته گرامی

        سپاسگزارم بابت حسن توجه شما

        یادم میاد وقتی وارد دوره ی استاد شدم بخاطر مقاومت شدید ذهنم و اینکه احساس می‌کردم اون طوری که استاد داره با عشق فایل هارو آموزش میده و من درک خیلی پایینی دارم عمیقا غمگین میشدم گاهی اوقات زیر گریه میزدم

        ولی یه حسی بهم میگفت فقط ادامه بده فقط ادامه بده به هر اندازه ای که میتونی

        الان که میبینم سلول سلول بدنم داره با آموزه های استاد ارتباط برقرار میکنه و احساس شادی فوق‌العاده بهم دست میده از خودم سپاسگزارم که ادامه دادم

        خوشحالم که تو این سایت فوق‌العاده کنار افرادی مثل شما هستم

        بازم سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 170 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

    بزرگترین شرک من ترس از طالبان بود ویکی هم آمریکا که میگفتم اگر به کشورمان کمک کنه ما میتونیم پیشرفت کنیم وگرنه نابود می‌شیم وبلاخرع با افکار شرک آلود که داشتیم همه چی نابود شد و طالبان هم اومدن و همه چیزی شد که میترسیدم چون به اونا قدرت دادیم وترس داشتیم اگر ایمانمون قوی می‌بود هیچ وقت این اتفاق نمیوفتادواونا قدرتی پیدا نمی‌کردن

    و….

    من در گذشته که آگاهی از قانون نداشتم همیشه به این فکر بودم که یه شانسی یه آدمی به من بربخوره که از من خیلی خوشش بیاد یا دلش برام بسوزه به من یه کمک هنگفتی بکنه و همیشه به این باور بودم هیچ وقت روم نمی‌شد که بگم خدایا به من ثروت بده یا خوشبختی‌ها رو در زندگی من جاری کن و این جمله استادرو خیلی دوست دارم که میگن اگه خدا رو داری عشق نداری یا ثروت نداری پس حتماً به ایمانت شک کن به گفته حضرت موسی خدایا هر خیری که از تو به من برسه من فقیرم من لایق ثروتمند شدنم من لایق همه نعمت ها هستم. وطبیعی هست که من همه چیز را داشته باشم اگر ندارم پس یه جایی ایراد داره

    والان همیشه میگم فقط خداست که قدرت مطلق است وازوقتی شرک هایم کمتر شده زنده گیم چرخ هاش روغن کاری شده

    سپاسگزارم از استاد عزیزم بابت این فایل فوق العاده در پناه خدا شاد و موفق باشید

    خدایا شکرت که تو رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 61 رای:
  10. -
    حمید رجایی گفته:
    مدت عضویت: 2997 روز

    سلام و نور و رحمت و عشق و پرودگاری که بشدت کافیست

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست تنهی و همیشه تورا میپرستم و از یاری میطلبم مرا به آسانی به راه نعمت یافته گانت هدایت کن / نه گمراهان نه ظالمین

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم خدارو شکر به خاطر این فرصت دوباره برای توجه به خدا و این کامنت توحیدی

    استادم دوست دارم ممنون که همیشه فضای سایت پویا و به روزه حتی اگه به ظاهر فایل جدیدی نزارید انگار همین فایل تولید جدید داشته .

    شکرت که بازهم پیشت هستم واز درونم با قلبم برات کامنت مینویسم با قلبی پر از مهر و یاد خدا،

    چند روز پیش که اینترنت ها قطع شد دوباره گفتم الان میتونم بیشتر از محتواهای از پیش دانلود شده استفاده کنم و چند بار امتحان کردم تا یه روز که وصل شد خوشحال شدم و شروع کردم دوباره توی باغ بهشتی سایت میان گل بوته های بهاری عشق قدم زدن و خوب بعد چند ساعت قطع شد با وای فای و تلفن همراه همه جوره چک کردم گفتم شاید اشکال از کار منه و گفتم حتما خیره و این فکر به ذهنم رسید شاید من باید تنظیمات رو روی سرور ایران بزارم خلا صه زنگ زدم خانم فرهادی عزییز و با محبت که گفتند نه برای همه اینطوریه کاری به شما نداره و خلاصه گفتم که حتما خیره من نباید بهانه ای برای کار نکردن روی خودم بیارم و شروع کردم باروش های دیگه مثل گوش دادن فایل های دیگه و نکته برداری و خلاصه چند روز بعد سایت وصل شد …..

    استاد هوای تهران این روزها پراز عشق شده پر از باران های فراوان پر از باد های تصویه کننده هوا پر از آسمان شفاف و زلال و نفس های عمیق من اصلا بیرون که میرم و برج میلاد نزدیک خونمون رو که با ویوی کوه های پر از برف و شفاف رو میبینم کیف میکنم و تازه جدیدا اینقدر تهران قشنگ شده و یه عالمه پروژه عمرانی برای پل ها و زیر گذر و رو گذر و خلاصه داره خودش یه عالمه از نشانه های فراوانی بهم میده که هر کدوم پروژه ها بالای هزار میلیاد براورد میشه و سرعت تغییرات اینقدر بلاست که متحیرم اینقدر ساختمان های جدید با سرعت به آسمان میرند که تعجب میکم ..

    و اما کامنت این بخش فوق العاده

    قبلش یه سری اتفاقات مشابه استاد رو بگم که من جان سالم به در بردم که خلاصه خیلی زیادندو شاید چندتای اخیر رو فقط به یاد دارم ولی وقتی فکر میکنم که اون حادثه ها هر کدوم به دید بیرونی میتونست صد در صد منجر به فوت شود ولی خیلی هاشو از حتی کودکی به یاد دارم مثل حادثه هایی که با موتور داشتم و یا اتفاقات و انفجار هایی مشابه انفجار تانکر ولی با ظاهر متفاوت توی کارخانه های ریختگری که خوب وقتی من نبودم منجر به فوت دیگران شد ولی هیچ کدوم از حوادث منجر به کوچکترین آسیب به من نشد و بعضی هاش منجر به یکسری خراش های سطحی شد ولی بار ها این سوال رو از خودم پرسیدم که قراره من چکار کنم خدایا چرا منو اینقدر انگار قشنگ نگه داشتی؟

    نمیدونم ولی جواب درستی هنوز دریافت نکردم و حتما هم جواب درست بوده من توی مدار شنیدنش نبودم

    خوب بیشترین شرکی که من این روز ها دارم در مورد حساب کردن روی مشتریانم بوده که خوب پیش فاکتور میزنم و روشون حساب میکنم میگم الان اون تایید میشه الان اون خریدش انجام میشه و کلی روی اون مشتری ها حساب میکنم میرم جلو و درکمال ناباوری مشتری هایی که خدا به راحتی برام فرستاده بودو همیشه به راحتی و نقدی خرید میکردند یواش یواش کم رنگ میشوند و خرید نمیکنند و من میمونم با یک عالمه پیش فاکتور تایید نشده از مشتری /

    خوب باید به یاد بیارم روزهای سختی رو که خوب بی تضاد های مالی برخوردم و مشتریانی که اصلا فکرشو نمیکردم اومدند و به راحتی و نقدی با سود بالا خرید میکردن و اصلان هم تخفیف نمیخواستند من باید آن ها را به خودم بگویم .

    اصلا داشتم به موضوع اینکه میگویند کاسب حبیب خداست فکر میکردم که اگه من کسب و کار شخصی خودم رو دارم و روز که پامیشم میام مغازه به هیچ مشتری و وعده و وعیدی به غیر خدا نباید امیدوار باشم چون فقط میتونم روی روزی رسانی خدا حساب کنم و قطعا خدا همیشه کار خودش رو درست انجام میده یعنی مشتری میفرسته و من ناخود آگاه روی آن حساب میکنم و این فرکانس غیر توحیدی رو میفرستم که الان این شخص خرید میکنه و فلان مبلغ رو برام میزنه و من فلان کار رو میکنم خخخخخ زهی خیال باطل تا وقتی که متوجه نشی که کار دست کیه و کی انجام میده باید این فراز و نشیب ها رو طی کن تا زمانی که یاد بگیری از اومدن مشتری تا تامین جنسش و حتی خرج کردن پول بعدش دست خداست نه من با دو دوتا کردن خودم ….

    یا اینکه سر پروژه اخیر یه سوتی دادم سر کارم و اینقدر ادعا داشتم که کار رو اشتباه انجام دادم و من با سابقه 15 ساله توی برق و اتوماسیون صنعتی نفهمیم اگه توانایی و استعداد دارم اگه مهارت فوق الهاده کارهای فنی دارم از خداست نه هیچ کس دیگه ای ..

    خدایا مرا ببخش که با این شرک ها به خودم ظلم کردم و مرا همواره آسان کن برای توحیدی تر شدن

    استاد جونم یه دنیا ممنونم بابت این همه خیری که به ما میرسونی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای: