توحید عملی | قسمت ۱


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


این فایل یکی از تأثیرگذارترین و شخصی‌ترین صحبت‌های استاد عباس‌منش است که در آن، پرده از راز بزرگ تحول زندگی‌شان برمی‌دارند. این فایل نقشه راهی است برای کسانی که به دنبال کشف رسالت الهی خود هستند. آموزه بنیادین این فایل بر این حقیقت استوار است که گاهی خداوند از طریق تضادها، سختی‌های طاقت‌فرسا و حتی مواجهه نزدیک با مرگ، ما را بیدار می‌کند تا به یاد آوریم که برای هدفی والا خلق شده‌ایم. درسی که استاد از تجربه دردناک از دست دادن همکاران و نجات معجزه‌آسای خود گرفتند، این نبود که صرفاً شانس آورده‌اند، بلکه این بود که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس می‌کشید، یعنی خداوند برای شما برنامه‌ای دارد. این فایل به ما می‌آموزد که وقتی انسان با تمام وجود درک می‌کند که قدرتی برتر او را حفظ کرده است، دیگر نمی‌تواند به زندگی معمولی و روزمره قانع باشد؛ بلکه باید به جستجوی آن “چرایی” بزرگ بپردازد و پاسخ را تنها در یک کلمه می‌یابد: توحید. برای درک عمیق‌تر این مفاهیم و اینکه چگونه خود را لایق چنین هدایت و حمایتی از سوی پروردگار بدانید، استفاده از مباحث دوره احساس لیاقت در کنار این فایل، اکیداً توصیه می‌شود تا درک کنید که شما ارزشمندترین مخلوق خداوند هستید و لایق دریافت الهامات او می‌باشید.

نکته بسیار عمیقی که در این فایل تشریح می‌شود، تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” است. استاد توضیح می‌دهند که چگونه پس از آن واقعه تکان‌دهنده، به جای تمرکز بر فقر، بدهی و مشکلات کاری، ماه‌ها در سجده و عبادت، تنها یک سؤال را از خداوند پرسیدند: “از من چه می‌خواهی؟”. پاسخ این سؤال، کلید گنجینه‌های آسمان و زمین بود. درسی که اینجا نهفته است، این است که وقتی شما دغدغه‌تان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالص‌تری بودن و اجرای توحید” تغییر می‌دهید، خداوند تمام جنبه‌های دیگر زندگی‌تان را تضمین می‌کند. استاد با بیانی شیوا تشریح می‌کنند که ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداش‌های طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان می‌داند. اگر کسی ادعا می‌کند خدا را شناخته اما در فقر، بیماری یا تنهایی به سر می‌برد، هنوز “خدای واقعی” را نشناخته است؛ زیرا خدای حقیقی، سرچشمه تمام نعمات است. این نگاه توحیدی دقیقاً همان زیربنایی است که در دوره احساس لیاقت نیز به شکلی گسترده‌تر آموزش داده می‌شود تا باور کنید که لیاقت شما برای ثروتمند شدن، ریشه در اتصال شما به منبع لایزال الهی دارد.

مفهوم دیگری که در این فایل با قدرتی بی‌نظیر بازتعریف می‌شود، معنای واقعی شرک و بت‌پرستی در دنیای مدرن است. استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که بت‌پرستی امروز، سجده بر سنگ و چوب نیست، بلکه قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند است. وقتی تصور می‌کنید شرایط اقتصادی، دولت، پارتی‌بازی یا شانس، مسئول وضعیت زندگی شما هستند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. توحید عملی یعنی باور به اینکه همه ما رب واحدی داریم و دسترسی ما به منبع قدرت، ثروت و نعمت، کاملاً برابر است. تفاوت انسان‌ها تنها در “ظرف باور” آن‌هاست. استاد با خواندن کامنتی الهام‌بخش، یادآور می‌شوند که قرآن و آموزه‌های الهی، گنج‌نامه‌ای هستند که باید رمزگشایی شوند و رمز آن، پاک کردن قلب از ترسِ غیر خداست. این فایل فریاد می‌زند که قدرت مطلق تنها در دست خداست و اگر این را باور کنید، دستان خداوند از جایی که گمان نمی‌برید برای یاری شما می‌آیند، همان‌طور که زندگی استاد را از کارگری در شرایط سخت به استقلال مالی و زمانی کامل رساندند.


تمرین:

اکنون نوبت شماست که این آگاهی را در زندگی خود جاری کنید. تمرین بسیار مهمی که برای این جلسه طراحی شده است. از شما می‌خواهیم که با قلبی گشوده، به گذشته و حالِ زندگی خود بنگرید و در بخش نظراتِ همین فایل در سایت، به این سوال پاسخ دهید:

صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
نوشتنِ این موارد و اعتراف به شرک‌های مخفی، اولین قدم برای شکستنِ بت‌ها و جاری کردنِ قدرتِ خداوند در زندگی‌تان است. با به اشتراک گذاشتنِ این تجربیات، نه تنها ایمانِ خود را فولادین می‌کنید، بلکه چراغِ راهی برای هزاران نفر دیگر خواهید شد تا آنها نیز ردپای خدا را در زندگی‌شان پیدا کنند. منتظر خواندنِ کامنت‌های توحیدی و بیدارکننده‌ی شما هستیم.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حبیب» در این صفحه: 5
  1. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان و اعضاء سایت

    تو حید عملی 1

    یک حسی در وجود من گفت که بیام و خود افشایی کنم و کمی از گذشته خودم و باورهای شرک آلودی که داشتم را بنویسم که شاید خوشایند خیلی از دوستان نباشد ولی میخواهم مغزم را به روی قلم بیاورم شاید هم درسهایی برای خیلی از دوستان باشد که چگونه انسان به خطاو اشتباه و در دام شرک می افتد و خیلی نگران قضاوت هم نیستم …

    خواستم برای استاد بنویسم که اگر در میان شاگردان شما یک نفر باشد که که باورها و شخصیت قبلی تان و گذشته ای شبیه گذشته قبلی تان را داشته باشد اون یک نفر کسی نیست جز من!!

    من به علت محیط نامناسب که در آن قرار گرفته بودم به یک انسان بسیار کله شق و یک دنده و لجوج و خودرای و زودرنج تبدیل شده بودم که تا با یک چالش کوچک برمیخورد سریعاً واکنش نشان میداد و از کوره در میرفت و طرف مقابل را له و لورده میکرد!

    بعد از این که من با این سایت و قوانین آفرینش آشنا شدم سعی کردم گذشته خودم را بیاد بیارم که چرا من اینچنین فردی بودم و چرا این اتفاقات برای من رخ میداد؟!

    خب من در خانواده ای بودم که پدر و مادرم همیشه دعواهای شدید داشتند و درست شبیه شرایطی که استاد در گذشته تجربه کرده بودند و بعلت دعواهای شدید فامیلی در مورد مسایل ملکی همیشه محیطی سراسر جنگ و دعوا و درگیری را تجربه کرده بودم که وجودم شده بود سراسر کینه و نفرت و خشونت و انتقام از کسانی که زخم و ضربه به خانواده و عزیزانم زده بودند و به این علت من دوران کودکی و نوجوانی و بعد از آن دعواهای سختی را تجربه کردم و سالها در جهل و گمراهی به خاطر افکار و باورهای محدود کننده ای بودم که ناآگاهانه دریافت کرده بودم!

    و من تا سالها گرفتار دعوا و درگیری بودم چون کانون توجه من همیشه متوجه دعوا و نازیبایی بود و جهان هستی هم از جنس همون موارد را برسر راه من قرار میدادو این در حالی بود که خواسته قلبی و درونی من این نبود و ذاتاً با درگیری و خشونت موافق نبودم ولی هیچگاه از خداوند آرامش و عشق و محبت و زندگی آرام را نخواسته بودم چون که اصلا با قوانین آشنایی نداشتم و نمیدانستم که اگر اینها را از خدا بخواهم در زندگی من اتفاق می افته و من ناآگاهانه دعوا و درگیری را به زندگی خودم دعوت میکردم وقانون داشت درست عمل میکرد و من اینو نمیدونستم!

    و به این علت بود که قهرمانان و الگوهای دوران کودکی و نوجوانی من افرادی چون جمشید هاشم پور ،آرنولد شوارتزینگر،ژان کلود ون دام ، جکی جان و دیگران بودند؛ افرادی که همیشه از پس یک مجموعه یا چندین نفر برمی آمدند این باعث شد که من به ورزشهای سنگین بدنی و رزمی روی بیاورم!انواع کلاسهای رزمی را شرکت میکردم وصبح ها و عصرها را درکوهی که در محل زندگی من بود را به ورزش سنگین میگذراندم تا این خلاءهای روحی و جسمی خودم را جبران کنم و در یک مدت چندین ماهه من تبدیل به یک هیولا و فردی با خصوصیات کاملا تهاجمی تبدیل شدم!

    فردی که این باورها راداشت:در برابر هیچ کس نباید کوتاه آمد و باج به هیچ کس نباید داد و زیر بار هیچ کس نمیروم به هرکس بخواهم هرچقدر قدرتمند باشد ضربه ام را میزنم و نیشم را میزنم و زهرم را میریزم و هزاران باور محدود کننده دیگر!

    و همه مشکلات و چالش های خودم را با منطق جنگ و درگیری میخواستم حل و فصل کنم و این باور را داشتم که اصلاً قانونی وجود ندارد و در این کشور قانون جنگل حکمفرماست و نباید در مقابل افراد زیر بار زور بروی و مشکلات و زرگویی ها یک سرش با جنگ و دعا حل میشود!و این باورهای مخرب سمی و نابودکننده در وجود من خیلی خیلی قدرتمند کننده شده بودو بعد ازمدتی به یک فرد بسیار بزن وبهادر و ترسناک تبدیل شده بودم و هر کدام از دوستان و فامیل دعوایی داشتند از من تقاضای کمک و دادرسی میکردندتا بروم و حقشان را بستانم!!!

    با این که من از لحاظ جسمانی یک هیکل آرنولدی نداشتم و از لحاظ هیکل فردی معمولی بودم که با ورزشهای سنگین خودم را قوی کرده بودم و موقعی که دعوا میکردم به طرز شگفت انگیزی تا چند نفر را حریف بودم !! اما با این حال وجود من پر شده بود از باورهای مخرب و قدرتمند و باورهای خطرناک که داشت همه زندگی و جوانیم را به نابودی می برد و این دعوا در زندگی من تمومی نداشت و نشانه ها آمد که من باید تغییر کنم و به این نتیجه رسیدم که من یک زندگی آرام و بدون درگیری و توام با عشق و محبت با اطرافیانم وشادی و آرامش را دوست دارم؛

    و من دوست دارم یک انسان بی آزار باشم و دوست دارم علم و دانش بالایی داشته باشم و من دوست دارم مطالعه کنم و کتاب بخوانم و من روابط عاشقانه و صمیمی با دیگران را دوست دارم و دوست دارم فرد محبوب و دوست داشتنی باشم و همیشه از من به نیکی یاد بشه؛

    و آن گذشته نازیبا بخاطر این بود که من یک الگوی علمی و فرهیخته و یک انسان آرام در اطرافیانم نداشتم ؛

    و از خداوند هدایت خواستم و خداوند من رو هدایت کرد و به دانشگاه رفتم و ادامه تحصیل دادم و کم کم آرام تر شدم ولی باورهای محدود کننده یک شبه نیامده بودند که یک شبه هم از بین بروند!

    و بعد از مدتی ازدواج کردم و از شهرم مهاجرت کردم و بعد از چند سال بعد از مهاجرت، با استاد آشنا شدم و با یک فردی که از جنس خود من بوده و گذشته من را داشته و حالا الگویی را پیدا کردم که با نتیجه در دست با من حرف میزند،الگویی که از دل همه تضادهایی که من هم آنها راتجربه کردم به موفقیت و ثروت و روابط عالی و معنویت و به همه چیزهایی که در این دنیا میتوان رسید،رسیده است؛

    و هنوزم به خاطر گذشته ای که داشتم چند ماهی یک بار از کوره در میروم که بسیار بسیار پیگیر درمان این خصلتتم هستم و مطمعن هستم که با آموزشهای استاد این مشکل هم به طور کامل حل میشود و این نسخه ای که الآن از شخصیت من هست بسیار آرام و اصلاح شده هست؛

    و حالا من بعد از سالها علت اصلی آن در گیری ها و نازیبایی ها را پیدا کردم و به دلیل اینکه من در زندگی الگوی مناسبی نداشتم و بعد از مدت ها خودسازی من فهمیدم که چی را میخوام و چی را دوست دارم خیلی با خودم خلوت کردم و بهش فکر کردم ؛

    من دوست دارم یک تاجر موفق بشوم و دوست دارم یک فرد موفق در حوزه خرید وفروش و صادرات و واردات کالا بشوم.

    و دوست دارم در این حوزه حرفه ای بشوم .

    من تصمیم خودم را گرفته ام و دوست دارم در این راه قدم بردارم و در این مدت خداوند من را درفرکانس ومدار افرادی قرار دادکه در این حوزه فعالیت میکنند؛

    من در این مدت باورهای خیلی خوبی در مورد ثروت ساخته ام که باید بیشتر و بیشتر روی آنها کار کنم و همین کار کردن روی باورهای ثروت ساز باعث شد که من در این مدت اخیر افرادی را جذب کنم که در زمینه تجارت بین المللی و صادرات و واردات کالا فعالیت دارند و به من پیشنهاد همکاری داده اند و من این را میدانم که باید تکاملم را طی کنم و پله پله این مسیر را طی کنم ؛

    چند شب پیش من با یکی از این افراد که سالهاست در حوزه تجارت بین المللی و واردات و صادرات کالا فعالیت دارد صحبت کردیم کلی ایده ازش گرفتم و با این که این فرد حدود 70سال سن داشت خیلی شاد و سرزنده و خندان بود و من تا بحال با یک فرد ثروتمند از نزدیک صحبت نکرده بودم،این فرد یک فرد شناخته شده در حوزه صادرات و واردات در کشور هستند،

    و به من پیشنهاد همکاری در این زمینه به من دادو از من خواست که از صفر شروع کنم و به فکر درآمد یک شبه نباشم!

    و خداوند اینچنین انسانها را هدایت میکند و وقتی در مسیر خداوند باشی خداوند افراد و شرایط را به خدمت ما می آورد

    و خداوند بیشتر از ما میخواهد که ما موفق بشویم و ثروتمند بشویم و شاد و تندرست باشیم؛

    و من به خودم قول داده ام که ثروتمند بشوم و ثروتمند شدن رسالت من در زندگی هست؛

    یک حسی در درون من گفت که بیام و این کامنت را بنویسم نمیدانم چقدر به افراد کمک میکنه ونگران قضاوت و نظرات نبودم فقط بهم گفته شد که بیام و بنویسم!

    از خداوندبرای همه دوستان و اعضاءسایت و استاد عباسمنش شادی و سلامتی وثروت را ازخداوند منان خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت

    توحید عملی 1

    ما دهه شصتی ها واقعاً خاطرات فراوانی داریم از شرک هایی که داشتیم و الان و بعد از اینکه با دیدگاه های استاد آشناشدیم و خدای جدید رو در درون خودمون شناختیم به خودمون میخندیم که ما چه افکاری داشتیم!!

    در دهه 60 و 70 تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و ما فیلم محمد رسول الله را میدیدیم که تقریبا هرچند وقت یک بار پخش میشد و ما توی این فیلم مشرکان را میدیدیم !

    مشرکانی که بت میپرستیدند و مسلمانان را اذیت میکردند !

    مشرکانی مثل ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب و بقیه مشرکان قریش؛

    یعنی با دیدن این فیلمها این تصویر در ذهن ما ساخته بودند که هرکس مسلمان نباشد و بت بپرستد و نماز نخواند مشرک هست و کافر هست و جایگاهش دوزخ هست!!

    و این تنها برداشتی بود که ما از توحید و از شرک و بت پرستی داشتیم!

    زمانی که بچه بودیم همیشه مکان تفریح ما یک امام زاده بود!سیزده بدر ما، یک مکان مذهبی و امام زاده بود و عید فطر که به تفریح میرفتیم باید در جوار یک امام زاده میبودیم!!

    یعنی هیچوقت در زمان بچگی و نوجوانی من یاد ندارم در یک تفریح و گردش ما را به یک مکان غیر مذهبی ببرند!!

    یک پارچه سبز از امام زاده تبرک میکردند و به مچ دست یا بازوی ما می بستند تا به این شکل اون امام زاده از ما محافظت کنه ولی برخلاف تصور ما همیشه بلا سرمون میومد!!!!!!

    یادمه یک امام زاده ای در شهر ما بود که یک شمشیر قدیمی داشت که ماهمیشه سیزده بدر و اعیاد که به تفریح میرفتیم ملت صف می بستند که آب میگرفتند روی شمشیر و ظرفی زیر شمشیر میگرفتند تا ملت بخورند وشفا پیدا کنند و یادمه من اینقدر از این آب زیر شمشیر میخوردم که دل درد میگرفتم و همیشه هم بلا سرم میومد!!

    من یادمه زمان بچگی همیشه یک دعا داخل پارچه به بازوم بسته بودند و همیشه همراهم بود تا از من محافظت کنه و همیشه بلا سرم میومد!!!!

    ما با اینچنین افکار و باورهایی بزرگ شدیم!!

    از زمان بچگی من دوست داشتم روزهای تعطیل سیر بخوابم و استراحت کنم و چون در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم کل صبح ها موقع اذان من را ازخواب بیدار میکردند که نماز بخوانم و این در حالی بود که من هیچ شناخت درست و کاملی از این خدایی که باید کل صبح ها عبادتش میکردم نداشتم !!

    من هیچ شناختی از این خدا نداشتم و مجبور بودم به زور خانواده این خدا را عبادت کنم!!

    من مجبور بودم هرسال روزه بگیرم در حالی که اصلا چرایی این یک ماه غذا نخوردن را نمیدانستم!!

    و صدها و هزاران سوال دیگر که توی ذهنم مانده بود!!

    و خداوند هیچ جواب سوالی را در دل بندگانش بی جواب نمیذاره؛

    و من به وسیله هدایت و الهام و دست های خداوند مثل استاد عباسمنش و از هزاران طریق دیگرجواب های سوالاتم را گرفتم!

    سوالاتی که سالها در ذهن من خاک خورده بودند!

    و خداوند بندگانش را به جواب سوالاتشان هدایت میکنه

    و جواب همه سوالات را میدونه

    و به هزاران طریق هدایت و الهام میکنه

    و من الان میفهمم که چقدر در وجود من شرک بود

    و من ناآگاهانه شرک می ورزیدم

    سالها افراد و مسولین را در ذهن خودم بولد میکردم

    سالها پدر و مادر و پدر بزرگم را علت اصلی بدبختی ها و ناکامی ها و شکست های مالیم میدونستم

    سالها جبر جغرافیایی را عامل عدم موفقیت های مالی و اقتصادی و … میدونستم

    سالها نظام جمهوری اسلامی را عامل اصلی تمام مشکلات خودم و خانواده ام میدونستم

    سالها آمریکا و اسراییل را عامل اصلی بدبختی خودم و همه مردم میدونستم

    سالها خودم را انسان حقیر و پستی میدونستم که هیچ کاری ازش بر نمیاد

    و سالها در شرک غوطه ور بودم

    و انسان به هزاران طریق هدایت میشود

    ان علیناللهدی

    هدایت ما واجب شده است

    البته کسانی که از خدا بخواهند که هدایت بشوند در مسیر درست

    از استاد سپاسگذارم که دستی از دستان خداوند شدند تا خودمون را و خدای خودمون را بهتر بشناسیم و توحید را درک کنیم

    و خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان

    اما به قدر فهم تو کوچک میشود

    و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود

    و به قدر ایمان تو کارگشا میشود

    یتیمان را پدر میشود و مادر..

    برادر میشود محتاجان برادری را

    بی همسر ماندگان را همسر میشود

    عقیمان را فرزند میشود

    نا امیدان را امید می شود

    گم گشتگان راه را راه میشود

    و در تاریکی ماندگان را نور میشود

    رزمندگان را شمشیر میشود

    پیران را عصا میشود

    محتاجان به عشق را عشق میشود

    خداوند همه چیز میشود همه کس را

    به شرط اعتقاد ؛به شرط پاکی دل ،به شرط طهارت روح؛به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

    بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

    و مغزهایتان را از هر اندیشه نادرست

    و زبان هایتان را از هر اندیشه ناپاک

    چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه ترازویتان را میزان میکند!

    مگر از زندگی چه میخواهید؟!که در خدایی خدا یافت نمیشود

    قلب هایتان رااز حقارت کینه ،نفرت،خشم و حسادت تهی کنید و با عظمت عشق پرکنید..

    زیرا که عشق چون عقاب است و بالا می پرد و کینه ، خشم ،حسادت و منیت چون لاشخور و کرکس است.کوتاه می پرد و سنگین و جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد!

    چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه برای شما همه چیز می شود؛

    و برای شماهر آنچه میشود که شما میشوید

    دوستان برای شما شادی و سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند هدایتگرم

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسنش و همه دوستان و اعضاء سایت

    توحید عملی1

    شرک یعنی توجه کردن لحظه به لحظه به قیمت دلار ؛ شرک یعنی توجه کردن لحظه به لحظه به قیمت طلا ؛

    شرک یعنی مقصر دانستن رییس جهمور کشور در بوجود آمدن مشکلات مالی من

    شرک یعنی مقصر دانستن رهبر جمهوری اسلامی در ناکامی های مالی و آزادی من

    شرک یعنی قدرت دادن به رییس جمهور آمریکا و باور داشتن به این که فقط ایشون هست که توان تغییر اوضاع من را داره!!

    شرک یعنی (متضاد باور قبلی)مقصر دانستن رییس جمهور آمریکا در بوجود آمدن شرایط بد مالی و اقتصادی من

    شرک یعنی مقصر دانستن اسراییل در به وجود آمدن شرایط مالی و اقتصادی من

    شرک یعنی باور به تغییر نظام ایران به یک نظام شاهنشاهی برای تغییر در اوضاع مالی و اقتصادی من

    شرک یعنی مسافرت هر ماه و هر سال به عتبات عالیات«به نیت» شفاعت و رفع مشکلات مالی و اقتصادی و حاجات

    شرک یعنی قدرت دادن به افراد در تغییر دادن اوضاع مالی و سلامتی من با باور به تفکر چشم زخم

    شرک یعنی باور به این که من آدم کم شانسی هستم که در کشور ایران به دنیا آمده ام

    شرک یعنی باور به اینکه هرکس در ایران به ثروت رسیده از راه نادرست به ثروت و موفقیت مالی رسیده!

    شرک یعنی باور به اینکه کشورهای اروپایی و آمریکا از لحاظ هوش و استعداد برمن برتری دارند؛

    شرک یعنی مقصر دانستن پدر و مادر و نیاکانم در به وجود آمدن شرایط بد مالی و اقتصادی فعلی من!

    شرک یعنی برتر دانستن هر انسانی چه پیامبر چه حاکم هرکشور از لحاظ ارزش از خودت

    توحید یعنی باور به اینکه من همینی که هستم ارزشمند هستم فارغ از هر گذشته ای که داشتم و فارغ از اینکه چه اعمالی که داشتم ؛

    توحید یعنی باور به اینکه من خالق زندگی خودم هستم نه هیچ فرد حکومت نه رییس جمهور آمریکا

    توحید یعنی من هرچه دوست دارم میپوشم و نظر دیگران برای من اهمیتی ندارد

    توحید یعنی تنها یک قدرت درجهان وجود دارد و من جزء جداناپذیر این قدرت هستم

    توحید یعنی باور به توانایی هایی که دارم واینکه من از سایر موجودات برتر هستم و متفاوت هستم

    توحید یعنی باور و ایمان قلبی به ربوبیت و باور به اینکه من در یک ابدیتی هستم که این جهان در مقایسه با آن یک اپسیلون هم نیست!

    توحید یعنی عدم وجود ترس اضطراب و نگرانی و خشم و کینه و حسادت

    توحید یعنی احساس آرامش یعنی احساس امید یعنی احساس شادی یعنی احساس عشق یعنی احساس سپاسگذاری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی

    به نظر من اگر همه عوامل موفقیت یک فرد را بگذاریم یک طرف و توحید را بگذاریم در طرف دیگر توحید کاملاً سرسنگین تر از بقیه هست چرا چون فرعون و نمرود و قارون هم از لحاظ مالی و از لحاظی از دیگران برتری داشتند ولی بخاطر شرکی که در درون خود داشتند نابود شدند و بلا و عذاب الهی آنها را فرا گرفت؛

    به قول استاد در همین فایلهای توحید عملی در قرآن نیاز های اولیه ما انسانها مثل خوراک و پوشاک و مسکن که از ضروریات و از دغدغه های اصلی انسانهاست اصلاً نیومده !!

    مثلاً در قرآن نیامده که پیامبران یا مردم چی میخوردند و چی میپوشیدن و در چه خانه هایی زندگی میکردند !!

    با این که دغدغه اصلی ما در این جهان همین نیازهای مادی(خوراک،پوشاک،مسکن )هست!!

    برای چی واقعاً !!

    برای اینکه اگر توحید درست بشود همه این نیاز های طبیعی و مادی خود به خود درست میشود!

    و این درس بزرگی برای ماست که هرچقدر هم روی خودمون و باورهامون کار بکنیم تا توحید درست نشود کار بیهوده و آب در هاونگ کوبیدن هست…

    کل اتفاقاتی که امروزه در ایران می افتد به خاطر عدم وجود باورهای توحیدی در افراد و شرکی است که افراد دارند؛

    تا وقتی که قدرت را از خودم میگیرم و به رییس جمهور آمریکا میدهم و یا مقامات ایران را مسوول اتفاقات و محدودیت های خودم میدانم یا وجود اسراییل را در وقوع فقر در زندگیم میدانم یعنی شرک دارم..

    تا وقتی که خودم را مقصر فقر و مسایل مالی و عدم پیشرفت های قبلی و مسایل عاطفی و … ندانم همواره من شرک دارم و تا وقتی این درست نشود من مدارهای بالاتر را تجربه نخواهم کرد..

    تا وقتی من رشد نکنم دلار همواره در حال رشد هست طلا همواره درحال رشد هست و تنها راه اینست که من خودم را ارتقا بدهم . این من هستم که باید رشد کنم این من هستم که باید ارتقا پیدا کنم این من هستم که خودم را محدود کرده ام وگرنه طلا و دلار همیشه در حال رشد هستند.

    تا وقتی توحید درست نشود وضعیت همیشه بد و بدتر خواهد شد…

    توحید یعنی شناخت خودم یعنی شناخت باورهای محدود کننده ام یعنی شناخت قدرت های درونی ام یعنی اینکه من از تمام موجودات متفاوت تر هستم یعنی باور کنم که من جزعی از یک قدرت برتر هستم یعنی اینکه من خالق هستم یعنی اینکه من آینه تمام نمای خداوند در این جهان هستم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 402 روز

    به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

    با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی

    به نظر من عامل اصلی موفقیت در هر زمینه بخصوص در زمینه مالی توحید هست و اگر همه راه های رسیدن به موفقیت را یه طرف و توحید را در طرف دیگر بگذاریم به نظر من توحید سنگینی میکند!

    ما روزانه شاهد شرک و بی ایمانی در بسیاری از زمینه ها در زندگی خودمان و دیگران هستیم؛

    و این شرک معمولاً به صورت مخفی و غیر قابل تشخیص هست یا به سختی میشود این شرک ها رو در وجودمان شناسایی کنیم؛

    شرک فقط به معنای بت پرستی نیست ؛شرک قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا هست،

    و قدرت را از خودمون می گیریم و به غیر خدا میدهیم و دلیل اصلی شرک عدم شناخت خود هست!

    یعنی وقتی ما خودمون رو نشناسیم و توانایی های خودمون رو نشناسیم به شرک مبادرت می ورزیم؛

    روی یه فرد دیگر حساب کردن مثل رییس جمهور یا نماینده مجلس یا استاندار یا هر فرد دیگر که آن را در ذهن خودمان بُولد کرده ایم شرک محسوب میگردد؛

    ما توانایی های خدا گونه داریم و نماینده خداوند در روی کره زمین هستیم ! این یعنی اینکه ما هیچ محدودیتی نداریم؛

    اگر محدودیتی هست فقط و فقط در ذهن ماست ؛

    و ذهن جایگاه شیطان هست که باعث این محدودیت ها میشود،

    و به نظر من نباید برای حل کردن مسایل که خود میتوانیم حل کنیم به دیگران قدرت بدهیم و دیگران را مسول حل کردن مسایل خودمان بدانیم!

    ما هرچقدر که رشد کنیم و با قوانین این جهان هم آشنایی داشته باشیم باز شرک مخفی در درون ماهست و به قول پیامبر این شرک مخفی در دل انسان مومن هم خیلی نامرعی هست!

    تنها قدرت موجود در جهان رب هست و ما باید از اون توسل بجوییم؛

    و توسل به هر انسان و هر قدرت دیگری شرک آشکار هست؛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: