توحید عملی | قسمت ۱
این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
این فایل یکی از تأثیرگذارترین و شخصیترین صحبتهای استاد عباسمنش است که در آن، پرده از راز بزرگ تحول زندگیشان برمیدارند. این فایل نقشه راهی است برای کسانی که به دنبال کشف رسالت الهی خود هستند. آموزه بنیادین این فایل بر این حقیقت استوار است که گاهی خداوند از طریق تضادها، سختیهای طاقتفرسا و حتی مواجهه نزدیک با مرگ، ما را بیدار میکند تا به یاد آوریم که برای هدفی والا خلق شدهایم. درسی که استاد از تجربه دردناک از دست دادن همکاران و نجات معجزهآسای خود گرفتند، این نبود که صرفاً شانس آوردهاند، بلکه این بود که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس میکشید، یعنی خداوند برای شما برنامهای دارد. این فایل به ما میآموزد که وقتی انسان با تمام وجود درک میکند که قدرتی برتر او را حفظ کرده است، دیگر نمیتواند به زندگی معمولی و روزمره قانع باشد؛ بلکه باید به جستجوی آن “چرایی” بزرگ بپردازد و پاسخ را تنها در یک کلمه مییابد: توحید. برای درک عمیقتر این مفاهیم و اینکه چگونه خود را لایق چنین هدایت و حمایتی از سوی پروردگار بدانید، استفاده از مباحث دوره احساس لیاقت در کنار این فایل، اکیداً توصیه میشود تا درک کنید که شما ارزشمندترین مخلوق خداوند هستید و لایق دریافت الهامات او میباشید.
نکته بسیار عمیقی که در این فایل تشریح میشود، تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” است. استاد توضیح میدهند که چگونه پس از آن واقعه تکاندهنده، به جای تمرکز بر فقر، بدهی و مشکلات کاری، ماهها در سجده و عبادت، تنها یک سؤال را از خداوند پرسیدند: “از من چه میخواهی؟”. پاسخ این سؤال، کلید گنجینههای آسمان و زمین بود. درسی که اینجا نهفته است، این است که وقتی شما دغدغهتان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالصتری بودن و اجرای توحید” تغییر میدهید، خداوند تمام جنبههای دیگر زندگیتان را تضمین میکند. استاد با بیانی شیوا تشریح میکنند که ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداشهای طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان میداند. اگر کسی ادعا میکند خدا را شناخته اما در فقر، بیماری یا تنهایی به سر میبرد، هنوز “خدای واقعی” را نشناخته است؛ زیرا خدای حقیقی، سرچشمه تمام نعمات است. این نگاه توحیدی دقیقاً همان زیربنایی است که در دوره احساس لیاقت نیز به شکلی گستردهتر آموزش داده میشود تا باور کنید که لیاقت شما برای ثروتمند شدن، ریشه در اتصال شما به منبع لایزال الهی دارد.
مفهوم دیگری که در این فایل با قدرتی بینظیر بازتعریف میشود، معنای واقعی شرک و بتپرستی در دنیای مدرن است. استاد عباسمنش تأکید میکنند که بتپرستی امروز، سجده بر سنگ و چوب نیست، بلکه قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند است. وقتی تصور میکنید شرایط اقتصادی، دولت، پارتیبازی یا شانس، مسئول وضعیت زندگی شما هستند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. توحید عملی یعنی باور به اینکه همه ما رب واحدی داریم و دسترسی ما به منبع قدرت، ثروت و نعمت، کاملاً برابر است. تفاوت انسانها تنها در “ظرف باور” آنهاست. استاد با خواندن کامنتی الهامبخش، یادآور میشوند که قرآن و آموزههای الهی، گنجنامهای هستند که باید رمزگشایی شوند و رمز آن، پاک کردن قلب از ترسِ غیر خداست. این فایل فریاد میزند که قدرت مطلق تنها در دست خداست و اگر این را باور کنید، دستان خداوند از جایی که گمان نمیبرید برای یاری شما میآیند، همانطور که زندگی استاد را از کارگری در شرایط سخت به استقلال مالی و زمانی کامل رساندند.
تمرین:
اکنون نوبت شماست که این آگاهی را در زندگی خود جاری کنید. تمرین بسیار مهمی که برای این جلسه طراحی شده است. از شما میخواهیم که با قلبی گشوده، به گذشته و حالِ زندگی خود بنگرید و در بخش نظراتِ همین فایل در سایت، به این سوال پاسخ دهید:
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
نوشتنِ این موارد و اعتراف به شرکهای مخفی، اولین قدم برای شکستنِ بتها و جاری کردنِ قدرتِ خداوند در زندگیتان است. با به اشتراک گذاشتنِ این تجربیات، نه تنها ایمانِ خود را فولادین میکنید، بلکه چراغِ راهی برای هزاران نفر دیگر خواهید شد تا آنها نیز ردپای خدا را در زندگیشان پیدا کنند. منتظر خواندنِ کامنتهای توحیدی و بیدارکنندهی شما هستیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱110MB21 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱20MB21 دقیقه














کامنت دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم. خانم شایسته نازنین
وهمه دوستان بهشتی ام.
توحیدعملی- قسمت 1
کامنت دوم
فایل توحیدعملی 1نقطه عطف زندگی من است.
به رسم ادب وسپاسگزاری ازخداوندمهربان واستادعباسمنش عزیز این نوشته تقدیم نگاه زیبایتان:
فایلی که دراوایل سال 98 به لطف خدای مهربان به گوشم رسیدتاپیام مهمی به من ابلاغ کند تااغازی باشدبرای تغیر.
پیام ازادی؛ آزادی ازجهالت.
پیام رهایی؛ رهایی ازقیدبندهای خودساخته.
دراین شش سال فایلهای توحیدعملی رابه جرأت میتوانم بگویم هرکدام رابالای 100بارگوش کردم امادوباره گوش کردن درقالب پروژه توحیدعملی شیرینی وحلاوت خاص خودش رادارد.
ازاستادعباسمنش وخانم شایسته وسایرعوامل سایت بی نهایت تشکرمیکنیم بابت بروزرسانی فایلهای توحیدعملی.
برداشت من ازاین فایل فوق العاده:
■جهان تصادفی نیست؛ اگر زندهای، مأموریتی داری
پیام بنیادین این فایل بر یک حقیقت عمیق استوار است:
گاهی خداوند از طریق تضادها، سختیهای طاقتفرسا و حتی مواجهه با مرگ، انسان را بیدار میکند تا به یاد اورد برای هدفی والا خلق شده است.
دراین فایل استاد عباسمنش از تجربهای سخن میگویند که دراثریک حادثه دلخراش تعدادی ازهمکاران خود را از دست دادند واستاد بهطرزی معجزهاسا نجات یافتند. اما برداشت ونگاه استاد از ان واقعه «شانس آوردن» نبودبلکه دردرون ایشان درکی عمیقتر شکل گرفت:
●اگر هنوز نفس میکشی، یعنی خداوند برای تو برنامهای دارد.
این نگاه استادبه ان واقعه زندگی را از یک اتفاق تصادفی به یک مأموریت الهی تبدیل میکند. انسانی که این حقیقت را با تمام وجود لمس کنددیگر نمیتواند به یک زندگی معمولی و روزمره قانع باشد.
استاد ناگزیر به جستجوی «چرایی بزرگ» این واقعه و زندگیاش میشود و پاسخ این جستجوبرای استاد در یک کلمه خلاصه میشود:
“توحید”
●از تلاش برای بقا تا حرکت در مسیر رسالت
یکی از عمیقترین مفاهیمی که در این فایل توسط استاد تشریح میشودتغیر مدار ذهنی و وجودی انسان است:
تغیر از «تلاش برای زنده ماندن» به «زندگی کردن در مسیر رسالت».
پس از ان واقعه تکاندهنده استاد بهجای تمرکز برمشکلات زندگی، بدهیها، مشکلات مالی یا شرایط کاری، ماهها تنها یک سؤال را درخلوت خود تکرار کردند:
“خدایا، رسالت من دراین دنیاچیست؟”
همین سؤال ساده کلید گنجینههای آسمان و زمین شد.
درسی که در اینجا نهفته است بسیار ظریف اما تعیینکننده است:
وقتی دغدغهی اصلی شما از «چگونه پول درآوردن» به «چگونه بنده خالصتری بودن» تغیر کندخداوند خود تضمینکنندهی سایر ابعاد زندگیتان میشود.
ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه تنهابخشی ازره آوردان است.
در این نگاه پاداشها تصادفی نیستند بلکه نتایج طبیعی اتصال آگاهانه به منبع قدرت هستیاند.
زندگی استادعباسمنش بعدازان واقعه گویای همه چیزاست.
کسی که دربندرعباس به صورت گروهی دریک اطاق سیمانی زندگی میکرد روغن برای پختن حتی یک نیمرونداشت برای امرارمعاش زندگی کرایه کشی میکردباان ماشین معروف دنده ارژانتینی سریک مسافرباهمکارن خوددرگیربود امروز درثروتمندترین ایالت امریکادرخانه ای روی آب بامساحت 20هکتارزندگی به مراتب بالاتراززندگی شاهانه دارد.
●شناخت خدای حقیقی؛ سرچشمه همه نعمتها
در این فایل استادبه خوبی تأکید میکنند که اگر کسی ادعا میکند خدا را شناخته اما همچنان در فقر، بیماری یا احساس تنهایی عمیق به سر میبرد هنوز «خدای واقعی» را نشناخته است.
زیرا خدای حقیقی، سرچشمهی تمام نعمتهاست.
○توحید عملی یعنی باور عمیق به اینکه:
• تنها یک قدرت مؤثر در جهان وجود دارد.
• آن قدرت، خیر مطلق است.
• آن قدرت،آن نیرو،آن انرژی خدانام دارد.
• و اتصال به آن، زندگی را در تمام ابعاد متحول میکند.
این نگاه، زیرساخت وشاکله بسیاری از آموزشهای دیگر استاد نیز هست بهویژه در مباحث مرتبط با احساس ارزشمندی و احساس لیاقت که کمک میکند انسان باور کند شایستگی دریافت الهامات،پیامهاو هدایتهای الهی را داردنه بهدلیل تلاش صرف، بلکه بهدلیل اتصال به منبع لایزال الهی.
●شرک در دنیای مدرن؛ بتِهایی که دیده نمیشوند
یکی از بازتعریفهای قدرتمند این فایل مفهوم «شرک» و «بتِپرستی» در عصر حاضر است.
بتِپرستی امروز، سجده بر سنگ و چوب نیست.
بتِپرستی مدرن یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند.
زمانی که تصور میکنیم:
• شرایط اقتصادی تعیینکننده زندگی مااست.
• دولتهایاروابط، سرنوشت ما را میسازند.
• شانس یا بدشانسی عامل موفقیت و شکستاند.
در حقیقت، قدرت را از خداوند گرفته و به عوامل بیرونی سپردهایم.
“توحید عملی “یعنی باور به اینکه همه ما رب واحدی داریم و دسترسی همهی انسانها به منبع قدرت، ثروت و نعمت یکسان است.
تفاوت تنها در «ظرف باور» مااست.
هر چقدر این ظرف بزرگتر شود، جریان نعمت نیز گستردهتر خواهد شد.
●رمزگشایی گنج الهی
در این فایل یادآوری میشود که قرآن و آموزههای الهی، گنجنامهای عظیماند؛ اما این گنج رمزی دارد.
رمز آن، پاک کردن “قلب” از ترس غیر خدااست.
وقتی باور کنیم که:
“قدرت مطلق تنها در دست خدااست”
دستهای یاری او از جایی که هرگز تصور نمیکنیم ظاهر میشوند.
همانگونه که زندگی استاد عباسمنش از کارگری در شرایط سخت بندرعباس به استقلال کامل مالی و زمانی رسید هر انسانی نیز میتواند با تغیرمدارباورهای خود، مسیر زندگیاش را متحول کند.
●بازگشت به اصل
این فایل، دعوتی است به بازگشت به
اصل.
بازگشت به این حقیقت که ما برای بقا نیامدهایم.
برای تجلی توحید آمدهایم.
اگر هنوز نفس میکشیم.
اگر هنوز فرصت داریم.
اگر هنوز در جستجوی معنا هستیم.
شاید زمان آن رسیده که بهجای پرسیدن «چگونه بیشتر بهدست آورم؟» بپرسیم:
“خدایا، از من چه میخواهی؟”
و پاسخ این سؤال میتواند آغاز بزرگترین تحول زندگی مان باشد.
ورسیدن به اصل
“توحیدویکتاپرستی”
توحید یعنی:
باور به اینکه در تمام هستی تنها یک حقیقت بیهمتا وجود داردخدایی یگانه، بیهمتا، بینیاز و سرشار از عشق.
توحید فقط یک عقیدهی لسانی نیست بلکه نگاهی عمیق به جهان است.
نگاهی که میگوید همهی زیباییها، همهی قدرتها و همهی مهربانیها از یک سرچشمه جاری میشوند.
در یکتاپرستی، دل انسان از پراکندگی نجات پیدا میکند. دیگر میان هزاران تکیهگاه سرگردان نیست.
دل به یک تکیهگاه محکم میبندد.
همانگونه که در قرآن آمده است:
«قُلْ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ»
بگو: او خدای یکتاست.
توحید یعنی باور کنیم که خالق این جهان یکی است.
همان خدایی که پیامبران بزرگی چون حضرت محمد(ص) مردم را به پرستش او دعوت کردند.
خدایی که نه شریکی دارد و نه همانندی.
یکتاپرستی آرامش میآورد چون وقتی باور داشته باشی همه چیز زیر نظر یک قدرت حکیم و مهربان است دلت قرص میشود. دیگر از غیر او نمیترسی و امیدت را به غیر او نمیبندی.
توحید یعنی دل را از هربتِ درون و بیرون خالی کنیم.
و فقط جای خدا را در آن نگه داریم.
خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است و همیشه صدایمان را میشنود.
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
27بهمن ماه1404
درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم. خانم شایسته نازنین
وهمه دوستان بهشتی ام.
توحیدعملی- قسمت 1
بخش اول:
■روایت تولدی دوباره در مسیر خداشناسی وخودشناسی
مقدمه:
خدایا…
سالها تو را صدا میزدم اما نمیشناختمت…
از تو میخواستم اما نمیدانستم چقدر نزدیکی…
درد میکشیدم و فکر میکردم سهم من از زندگی همین است…
خدایا…
بیست سال با سردردهایی زندگی کردم که انگار میخواستند مرا از پا دربیاورند…
با غمهایی که نامشان را افسردگی گذاشته بودند…
با شبهایی که خواب به سختی به چشمهایم می امد…
اما تو آرام و بیصدانگاهم میکردی…
تا روزی که دستموگرفتی…
تا روزی که مرا به مسیری رساندی که خودت میخواستی…
تاروزی که پیامبرزمانه ات استادسیدحسین عباسمنش راسرراهم قراردادی…
آن روزفرارسید…
روزی ازروزهای فصل زیبای بهارسال 98
روزرهایی…
خدایا شکرت…
که در اوج ناآگاهی…
هدایتم کردی…
شکرت که مرا با خودت آشنا کردی…
شکرت که به من نشان دادی زندگی میتواند رنگ دیگری داشته باشد…
● قبل از سال 98؛ زندگی بدون شناخت قوانین الهی
تا قبل از سال 1398 زندگی من «باری به هرجهت» بود.
هیچ شناختی از قوانین جهان هستی وقوانین الهی نداشتم. نمیدانستم افکارم، احساساتم و باورهایم چگونه زندگیام را میسازند.
نمی دانستم خداوندقدرت خلق زندگی ام رابه خودم داده.
فقط نفس میکشیدم.
فقط برای دیگران زندگی میکردم.
احساس ارزشمندی در من تقریباًزیر صفر بود.
احساس لیاقت به مراتب وخیم تر.
همیشه خودم را عقبتر از دیگران میدیدم.
سالها با این ذهنیت زندگی کردم که وظیفه من صرفاراضی نگه داشتن دیگران است وبس.
حتی اگر خودم ودرونم فرسوده شود.
●بیست سال همراه با سردرد میگرن، افسردگی و بیخوابی
حدود بیست سال مبتلا به سردردهای میگرنی بودم.
دردهایی که گاهی زندگی عادی را برایم غیرممکن میکرد.
در کنار آن:
• افسردگی خفیف اما مداوم
• خواب ناآرام
• وابستگی به داروهای آرامبخش وخواب اور.
به جایی رسیده بودم که واقعاً احساس میکردم به آخر خط نزدیک شدهام واقعادیگه بریده بودم.
انگار زندگی چیزی بیشتر از تحمل کردن نبود.
●نقطه عطف زندگی ؛سال 98 و یک هدایت معجزهآسا
اوایل سال 1398 اتفاقی افتاد که امروز ان را چیزی جز معجزه وهدایت الهی نمیدانم.
خداوند دستم را گرفت و مرا در مسیر اشنایی باپیامبرزمانه اش استادعباسمنش قرارداد.
اولین فایلی که ازاستادگوش دادم فایل «توحید عملی 1»بود.
هنوز هم آن روز را فراموش نمیکنم…
درهمان روزهای اول اشنایی بااستادعباسمنش باورم نمیشد صحبتهای یک انسان بتواند اینقدر گرم، زنده و تاثیرگذار باشد.
●توحید عملی؛ آشنایی با خدای واقعی
فایلهای «توحید عملی» ودرادامه سایرفایلهای دانلودی ودوره های ثروت1، دوازده قدم، کشف قوانین زندگی وهم جهت باجریان خداوندواین اواخردوره قانون افرینش برای من فقط آموزش نبودند.
یک دروازه بودند…
دروازهای به جهانی دیگرکه به روی من گشوده شد…
آرامآرام عاشق خدایی شدم که تا آن روز نمیشناختم.
خدایی که مهربان است.
خدایی که علیه من نیست.
خدایی که میخواهد من رشد کنم.
شکوفا شوم.
و بهترین نسخه خودم باشم.
شب و روز فایل گوش میکردم.
گریه میکردم.
احساس میکردم سالها تشنه بودهام و حالا به آب رسیدهام.
●اشکهایی که شفابخش بودند
آن روزها فقط گوش میدادم و اشک میریختم.
نه از غم…
بلکه ازرهایی…
انگاردریچه دیگری از دنیای دیگری به رویم باز شده بود.
باورهایی که سالها مرا محدود کرده بودند
یکییکی فرو میریختند.
برای اولینبار احساس کردم:
• ارزشمندم
• لایق بهترینها هستم
• خدا پشتیبان من است
●درمانی که از درون آغاز شد
خیلی سریع بااستفاده ازاموزههاوتمرینات استادعباسمنش اتفاقات عجیبی افتاد:
• سردردهای بیستسالهام از بین رفت.
• افسردگیام درمان شد.
• خوابم تنظیم شد.
• مصرف داروهای آرامبخش وخواب اورکاملاً قطع شد.
بدون فشار…
بدون اجبار…
فقط با تغیر نگرش، تغییر باور و اتصال عمیقتر به خدا.
بیش از شش سال است که به پزشک مراجعه نکردهام.
حتی اگر سرماخوردگی کوچکی هم بوده باداروی شفابخش استادباخوردن یک لیوان آب ولرم+یک قاشق عسل طبیعی+نصف لیموترش تازه خیلی سریع بهبود پیدا کردهام.
اما مهمتر از همه این بود که «احساسم» عوض شد.
خیلی زودبه اصل مهم وهسته اموزشهای استادعباسمنش پی بردم
احساس خوب = بااتفاقات خوب
احساس بد = بااتفاقات بد
●از احساس بیارزشی تا افتخار به خود
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم به خودم افتخار میکنم.
به اینکه جرأت کردم مسیرم را عوض کنم.
به اینکه انتخاب کردم آگاه شوم.
واژه «خدایا شکرت» ورد زبانم شده است.
نه از روی اجبار…
بلکه از عمق قلبم.
هر روز سپاسگزارتر میشوم.
و هرچه بیشتر شکر میکنم، اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگیام میشود.
●روان شدن چرخ زندگی
این روزههانه اینکه احساس میکنم بلکه دارم تجربه میکنم چرخ زندگیام روانتر میچرخد.
اتفاقات خوب از در و دیوار میرسند.
نه اینکه چالشی وجود نداشته باشد.
اما دیگر نگاه من به تضادها وچالش هاتغیرکرده است.
امروزبه برکت اموزههای استادخوب میدانم:
• هر اتفاقی پیامی دارد.
• هر چالشی فرصتی برای رشد است.
• من تنها نیستم.
• من فقط روی خداحساب میکنم.
• من هیچ قدرتی به عوامل بیرونی نمیدهم.
• قدرت فقط ازان خداودردستان خدااست.
●دگرگونی در همه ابعاد زندگی
نتیجه 6سال تلاش مستمرهمراه باعشق دراین مسیرزیبا، تحول در همه ابعاد زندگیام بود:
•آرامش درونی
به آرامشی رسیدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. آرامشی عمیق نه وابسته به شرایط بیرونی.
•قدرت درونی
قویتر شدم. دیگر خودم را قربانی شرایط نمیدانم.
️ •روابط عاطفی
روابط عاطفیام عالی شده است. وقتی درون انسان آرام میشودروابطش هم متحول میشود.
•خروج از دایره امن
از دایره امنم خارج شدم.
کارهایی را شروع کردم که روزی فقط آرزو بودند.
•شکوفایی فردی
احساس میکنم شکوفا شدهام.
تصمیمهای بزرگی میگیرم که قبلاً حتی جرأت فکر کردن به آنها را نداشتم.
•تشنگی بیشتر برای رشد
اکنون که بیش از شش سال از آن روزهای شیرین میگذردنه تنهااشتیاقم کم نشده
بلکه هر روزمشتاق ترو تشنهتر میشوم.
هر روز میخواهم بیشتر یاد بگیرم.
بیشتر رشد کنم.
بیشتر خدا را بشناسم.
بیشتربه خودشناسی برسم.
این مسیر برای من یک مسکن ودوره موقت نبودونخواهدبود.
این مسیربرای من تبدیل به یک سبک زندگی شده.
بخش دوم:
تمرین:
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
پاسخ:
ازسال 98که خداوند دوستم داشت ومنو به مسیر بیداری هدایت کرد و از طریق آموزههای استاد بزرگوارم سیدحسین عباس منش وارد مسیری شدم که امروز بعد از 6 سال ان را بزرگترین نعمت زندگیام میدانم.
در این سالها یکی ازعمیق ترین وکاربردی ترین درسی که ازاستاد اموختم این است که تنها تکیهگاه واقعی من “خداوند”است و اگر قدرت را به غیر او بدهم ارامشم را از دست داده ام.
اما صادقانه اعتراف میکنم که هنوز هم در بعضی از بخشهاوگوشه های ذهنم ناخواسته به عوامل بیرونی قدرت داده ومیدهم گاهی رسیدن به یک موفقیت گاهی به شرایط اقتصادی، گاهی به نظر وتایید دیگران، گاهی به رفتار اطرافیان، گاهی به قدرت افرادوفردخاص در ذهنم پررنگتر از خدا شده و ناخودآگاه تصور کردهام که نتیجه زندگیام به انها وابسته است. اینها همان شرکهای مخفی هستند که وقتی دقیق میشوم رد پایشان را در گوشههایی از ذهنم میبینم.
اماامروز آگاهانه انتخاب میکنم که این بتهای ذهنی را بشکنم. تصمیم گرفتهام هر زمان ترسی در دلم افتاد یا عاملی بیرونی خواست در ذهنم بزرگ شودفوراً برگردم به اصل توحید. با تکرار جملات تاکیدی توحیدی با یادآوری اینکه
«قدرت فقط ازان خدااست» ذهنم را مدیریت کنم و اجازه ندهم هیچچیز جای خدا را در قلبم بگیرد.
از این پس توحید را به صورت عملی اینگونه اجرا میکنم:
• در تصمیمهایم فقط به هدایت الهی تکیه میکنم، نه به ترسها.
• در چالشها به جای نگرانی، توکل را تمرین میکنم.
• همواره تلاش خواهم کرد”الخیرفی ماوقع “را به خودم یاداوری کنم.
• در موفقیتهایم هیچ عامل بیرونی رادخیل ندانم و همه را جلوهای از قدرت خدا ببینم.
• هر روز آگاهانه بررسی میکنم که ایا در ذهنم به چیزی غیر از خدا قدرت دادهام یا نه.
امروز با صداقت مینویسم که میخواهم فقط و فقط روی خدا حساب کنم.
میدانم هرجا آرامش دارم نتیجه توحید عملی است وقدرت دادن به خدااست. هرجا اضطراب دارم نشانه این است که قدرت رااشتباهابه عوامل بیرونی دادهام.
خدایا کمکم کن همیشه یادم بماند که قدرت فقط ازان تواست و در دستان تواست و بس.
●سخن پایانی؛ خدایا شکرت
امروز با تمام وجودم میگویم:
خدایا شکرت…
خدایاشکرت…
خدایاشکرت…
شکر برای دردهایی که مرا بیدار کردند.
شکر برای اشکهایی که مرا شستند.
شکر برای مسیری که مرا به خودت رساند.
من از تاریکی عبور کردم.
نه با زور…
بلکه با آگاهی.
و امروز زندگی برایم فقط «گذران وقت» نیست.
یک هدیه الهی است که هر روزان را با عشق زندگی میکنم.
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
26بهمن ماه1404
بسم الله الرحمن الرحیم
بانام خداوندبخشنده بخشایشگر
باسلام وهزاران درود به استادعباسمنش عزیز.
خانم شایسته نازنین.
ودوستان بهشتی ام.
توحیدعملی1
کامنت اول
■روایت تولدی دوباره در مسیر خداشناسی وخودشناسی
مقدمه:
خدایا…
سالها تو را صدا میزدم اما نمیشناختمت…
از تو میخواستم اما نمیدانستم چقدر نزدیکی…
درد میکشیدم و فکر میکردم سهم من از زندگی همین است…
خدایا…
بیست سال با سردردهایی زندگی کردم که انگار میخواستند مرا از پا دربیاورند…
با غمهایی که نامشان را افسردگی گذاشته بودند…
با شبهایی که خواب به سختی به چشمهایم می امد…
اما تو آرام و بیصدانگاهم میکردی…
تا روزی که دستموگرفتی.
تا روزی که مرا به مسیری رساندی که خودت میخواستی.
تاروزی که پیامبرزمانه ات استادسیدحسین عباسمنش راسرراهم قراردادی.
آن روزفرارسید.
روزی ازروزهای فصل زیبای بهارسال 98.
روزرهایی…
خدایا شکرت…
خدایاشکرت…
خدایاشکرت…
که در اوج ناآگاهی.
هدایتم کردی.
شکرت که مرا با خودت آشنا کردی.
شکرت که به من نشان دادی زندگی میتواند رنگ دیگری داشته باشد.
● قبل از سال 98؛ زندگی بدون شناخت قوانین الهی
تا قبل از سال 1398 زندگی من «باری به هرجهت» بود.
هیچ شناختی از قوانین جهان هستی وقوانین الهی نداشتم. نمیدانستم افکارم، احساساتم و باورهایم چگونه زندگیام را میسازند.
فقط برای دیگران زندگی میکردم.
احساس ارزشمندی در من تقریباًزیر صفر بود.
احساس لیاقت به مراتب وخیم تر.
همیشه خودم را عقبتر از دیگران میدیدم.
سالها با این ذهنیت زندگی کردم که وظیفه من صرفاراضی نگه داشتن دیگران است وبس.
حتی اگر خودم ،درونم فرسوده شود.
●بیست سال همراه با سردرد میگرن، افسردگی و بیخوابی
حدود بیست سال مبتلا به سردردهای میگرنی بودم.
دردهایی که گاهی زندگی عادی را برایم غیرممکن میکرد.
در کنار آن:
• افسردگی خفیف اما مداوم
• خواب ناآرام
• وابستگی به داروهای آرامبخش برای خواب
به جایی رسیده بودم که واقعاً احساس میکردم به آخر خط نزدیک شدهام.
انگار زندگی چیزی بیشتر از تحمل کردن نبود.
●نقطه عطف زندگی ؛سال 98 و یک هدایت معجزهآسا
اوایل سال 1398 اتفاقی افتاد که امروز ان را چیزی جز هدایت الهی نمیدانم.
خداوند دستم را گرفت و مرا در مسیر اشنایی باپیامبرزمانه اش استادعباسمنش قرار داد.
اولین فایلی که ازاستادگوش دادم، فایل «توحید عملی 1»بود.
هنوز هم آن روز را فراموش نمیکنم…
درهمان روزهای اول اشنایی بااستادعباسمنش باورم نمیشد صحبتهای یک انسان بتواند اینقدر گرم، زنده و تاثیرگذار باشد.
●توحید عملی؛ آشنایی با خدای واقعی
فایلهای «توحید عملی» ودرادامه سایرفایلهای دانلودی ودوره های ثروت1، دوازده قدم، کشف قوانین زندگی وهم جهت باجریان خداوندواین اواخردوره قانون افرینش برای من فقط آموزش نبودند.
یک دروازه بودند…
دروازهای به جهانی دیگرکه به روی من گشوده شد…
آرامآرام عاشق خدایی شدم که تا آن روز نمیشناختم.
خدایی که مهربان است.
خدایی که علیه من نیست.
خدایی که میخواهد من رشد کنم.
شکوفا شوم.
و بهترین نسخه خودم باشم.
شب و روز فایل گوش میکردم.
گریه میکردم.
احساس میکردم سالها تشنه بودهام و حالا به آب رسیدهام.
●اشکهایی که شفابخش بودند
آن روزها فقط گوش میدادم و اشک میریختم.
نه از غم…
بلکه ازرهایی…
انگاردریچه دیگری از دنیای دیگری به رویم باز شده بود.
باورهایی که سالها مرا محدود کرده بودند
یکییکی فرو میریختند.
برای اولینبار احساس کردم:
• ارزشمندم
• لایق بهترینها هستم
• خدا پشتیبان من است
●درمانی که از درون آغاز شد
خیلی سریع اتفاقات عجیبی افتاد:
• سردردهای بیستسالهام از بین رفت.
• افسردگیام درمان شد.
• خوابم تنظیم شد.
• مصرف داروهای آرامبخش کاملاً قطع شد.
بدون فشار…
بدون اجبار…
فقط با تغییر نگرش، تغییر باور و اتصال عمیقتر به خدا.
بیش از شش سال است که به پزشک مراجعه نکردهام.
حتی اگر سرماخوردگی کوچکی هم بوده باداروی شفابخش استاد با یک لیوان آب ولرم+یک قاشق عسل طبیعی+نصف لیموترش تازه بهبود پیدا کردهام.
اما مهمتر از همه این بود که «احساسم» عوض شد.
خیلی زودبه اصل مهم وهسته اموزشهای استادعباسمنش پی بردم
احساس خوب = بااتفاقات خوب
احساس بد = بااتفاقات بد
●از احساس بیارزشی تا افتخار به خود
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم به خودم افتخار میکنم.
به اینکه جرأت کردم مسیرم را عوض کنم.
به اینکه انتخاب کردم آگاه شوم.
واژه «خدایا شکرت» ورد زبانم شده است.
نه از روی اجبار…
بلکه از عمق قلبم.
هر روز سپاسگزارتر میشوم.
و هرچه بیشتر شکر میکنم، اتفاقات خوب بیشتری وارد زندگیام میشود.
●روان شدن چرخ زندگی
این روزههانه اینکه احساس میکنم بلکه دارم تجربه میکنم چرخ زندگیام روانتر میچرخد.
اتفاقات خوب از در و دیوار میرسند.
نه اینکه چالشی وجود نداشته باشد.
اما دیگر نگاه من به تضادها وچالش هاتغیرکرده است.
امروزبه برکت اموزههای استادخوب میدانم:
• هر اتفاقی پیامی دارد.
• هر چالشی فرصتی برای رشد است.
• من تنها نیستم.
• من فقط روی خداحساب میکنم.
• من هیچ قدرتی به عوامل بیرونی نمیدهم.
• قدرت فقط ازان خداودردستان خدااست.
●دگرگونی در همه ابعاد زندگی
نتیجه 6سال دراین مسیربودن تحول در همه ابعاد زندگیام بود:
•آرامش درونی
به آرامشی رسیدم که قبلاً تجربه نکرده بودم. آرامشی عمیق، نه وابسته به شرایط بیرونی.
•قدرت درونی
قویتر شدم. دیگر خودم را قربانی شرایط نمیدانم.
️ •روابط عاطفی
روابط عاطفیام عالی شده است. وقتی درون انسان آرام میشود، روابطش هم متحول میشود.
•خروج از دایره امن
از دایره امنم خارج شدم.
کارهایی را شروع کردم که روزی فقط آرزو بودند.
•شکوفایی فردی
احساس میکنم شکوفا شدهام.
تصمیمهای بزرگی میگیرم که قبلاً حتی جرأت فکر کردن به آنها را نداشتم.
•تشنگی بیشتر برای رشد
اکنون که بیش از شش سال از آن روزهای شیرین میگذرد
نهتنها اشتیاقم کم نشده، بلکه هر روز تشنهتر میشوم.
هر روز میخواهم بیشتر یاد بگیرم.
بیشتر رشد کنم.
بیشتر خدا را بشناسم.
این مسیر برای من یک دوره موقت نبود
تبدیل به یک سبک زندگی شده.
●پیامی برای دوستی که در تاریکی است
اگر دوست عزیزی این نوشته را میخواند و احساس میکند:
• به آخر خط رسیده
• سالهاست با درد جسمی یا روحی زندگی میکند
• احساس ارزشمندی ندارد
میخواهم بگویم دوست عزیز:
همه چیز میتواند تغییر کند.
گاهی فقط لازم است:
• نگاهت را عوض کنی
• باورت را تغییر دهی
• و اجازه دهی خدا دستت را بگیرد
همانطور که دست من را گرفت.
●سخن پایانی؛ خدایا شکرت
امروز با تمام وجودم میگویم:
خدایا شکرت…
خدایاشکرت…
خدایاشکرت…
شکر برای دردهایی که مرا بیدار کردند.
شکر برای اشکهایی که مرا شستند.
شکر برای مسیری که مرا به خودت رساند.
من از تاریکی عبور کردم.
نه با زور…
بلکه با آگاهی.
و امروز زندگی برایم فقط «گذران وقت» نیست؛
یک هدیه الهی است که هر روز آن را با عشق زندگی میکنم.
باعشق
بااحترام
اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ
25بهمن ماه1404