اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل شما مرا به یاد تجربه ای انداخت که در یادگیری زبان انگلیسی به کار گرفتم و چون در این کار خیلی موفق بودم جرقه ای شد که تمام فرایند را به یاد بیاورم و از آن برای یادگیری بحث ثروت استفاده کنم چون اگر اینگونه استفاده کنم حتما موفق می شوم. این فایل شما به من فهماند که من واقعا عاشق ثروتمندشدن نیستم اگر بودم مثل سفرهایم که داستانش را برایتان می گویم رفتار خواهم کرد. اما این تجربه را برای بقیه عزیزان سایت هم به اشتراک می گذارم شاید تلنگری برای بقیه هم باشد. من همیشه عاشق سفرهای خارجی بودم اما سفرهای ویژه و خاص که مثلا وی آی پی و ویژه سفر کنم. در رویاهای سالهای قبلم این تصویر وجود داشت و در اهدافم در مورد آینده همیشه ناخودآگاه خود را در این سفرها می دیدم و صحبت می کردم آرزوی این سفرها البته برایم دست نیافتنی نبود. وقتی در یک دوره مجازی شرکت کردم و جایزه اش سفر به مالزی بود این انگیزه در من تقویت شد. آن موقع من نوانستم آن سفر را بروم یادم نیست چرا؟ اما پاسپورت را گرفتم و از همان موقع ها به صورت اتفاقی با شخصی آشنا شدم که هم در آینده ام فرد تاثیرگذاری بودند و هم اینکه ایشان زمینه چنین سفرهایی را برایم فراهم کردند. اولین سفر کاری آموزشی را در سال 88 رفتم و با زبانی که دست و پا شکسته بود سفر را گذراندم از آنجا که خاطره این سفر بی نظیر و سرشار از شادی و انرژی مثبت بود آنقدر تاثیرش قوی بود که هیچ گاه فراموش نمی کنم. باوری را در من ایجاد کرد که زندگی در خارج از کشور واقعا عالیست حتما این برنامه آینده من است و من بی شک در این سفرها موفق می شوم و به خوبی من در این سفرها ارتباطات کاری تعریف کنم و پروژه بگیرم و غیره اما زبان انگلیسیم چندان تعریفی نداشت برای همین عزمم را جزم کردم که من باید انگلیسی را خوب و روان و مثل یک آمریکایی بلبل صحبت کنم چون آینده من در آنجاست سفرهای این چنینی برای من ساده است کافیست اراده کنم برایم جور می شود و از سفر که برگشتم به سرعت برنامه ریختم که با زبان انگلیسی زندگی کنم و فهمیدم که برای اینکه این انگیزه در من زنده بماند دوباره یک سفر دیگر را برنامه ریزی کردم و هدف گذاشتم تا آن سفر باید زبانم به آن حد مطلوب برسد و شبانه روزی زبان کار کردم دائم راجع به موضوعات مختلف در گوشیم فایلی ذخیره می کردم و ساعتها و روزها این کار را می کردم تا بتوانم راحت تر صحبت کنم یک معلم خصوصی هم گرفتم که گهگاهی فقط برای رفع اشکال از ایشان کمک بگیرم. سفر بعدی را بهتر رفتم خیلی راحتتر حرف می زدم راحتتر ارتباط برقرار کردم. این موفقیت انگیزه مرا قویتر کرد. اما مساله تامین هزینه سفر هم بود این دفعه برنامه گذاشتم از بورسها استفاده کنم و در کنفرانسهایی شرکت کنم که کل هزینه را می دهند نه بخشی از آن. به همین خاطر قبل از سفر بعدی هدفمندتر رفتم و با افراد کلیدی کنفرانسها از قبل مکاتبه کردم که حتی در طول کنفرانس با آنها وقت ملاقات داشته باشم و در کنفرانس با آنها در مورد بورس در آن کشور صحبت کنم با این هدفی که تعیین کردم موفق شدم اتفاقا با روسای چند دانشگاه و چند دانشمند معروف صحبت کنم و چون کنفرانس معتبری بود افراد کلیدی خوبی شرکت کرده بودند به همین دلیل خیلی موقعیتها را در آن سفر جذب کردم یکی از آنها مرا به کنفارنسی دعوت کرد و یک نفر دیگر مرا با یک موقعیتی آشنا کرد که توانستم هر دو موقعیت را استفاده کنم. در واقع اینها مراحل سختتر یا به قول استاد استانداردهای بالاتری بودند که من برای خود تعریف کردم و حتی هر بار کشور بهتری را انتخاب می کردم و هربار استاندارد را سنگین تر می کردم. مثلا نوشتن و ارائه مقاله در کنفرانس احتیاج به زبان قویتری دارد. یا مثلا موقعیت فرصت مطالعاتی در یک پیشرفته به زبان قویتر، اطلاعات عمیقتر و دانش بهتری احتیاج دارد ولی من با استانداردی که برای خود گذاشتم توانستم موقعیتها را بدست بیاورم موقعیت فرصت مطالعاتی به صورت بورس در ژاپن نهایت تلاش من برای این بود که به راحتی با عزمی جزم و هدفمندی تمام توانستم بدست آوردم. تمام هزینه های سفر من را پرداخت کردند یک سفر رویایی به تمام معنا. فقط به این دلیل که من باور داشتم حتما این موقعیت را می توانم بدست آوردم آنهم در کمترین زمان ممکن وقتی که هیجکس باور نمی کرد من بتوانم. زمانی که این موقعیت به من معرفی شد تا مهلت پایانی کمتر از دو ماه بود. به من گفته بودند که باید در ژاپن یک استاد بیابی که یا طرحی برای انجام داشته باشد که به تخصصت نیاز داشته باشد یا پروژه ای تعریف کنی که یک استاد قبول کند استاد راهنمای پروژه ات بشود. من نه طرحی داشتم نه ایده ای ولی می دانستم موفق می شوم خود را در آن کشور می دیدم. از هر کسی که در ژاپن درس خوانده بود مشاوره گرفتم که مرا راهنمایی کند که فرهنگشان چیست. کلی درباره فرهنگ ژاپن مطالعه کردم گفتم خود را در آن فرهنگ غرق می کنم و با سفارت ژاپن تماس گرفتم و وقت گرفتم برای مشاوره. یک استاد خوب می شناختم که ژاپن تحصیل کرده بود ایشان گفت محال است بتوانی چون من استادهای ژاپنی را می شناسم که به راحتی کسی را تایید نمی کنند. ولی من در درونم می گفتم می تونی یک نیروی درونی به من می گفت نترس برو جلو می توانی. اساتید مورد نظر را پیدا کردم زمانی که در مورد اساتید در دانشگاه جستجو می کردم و مباحث را بررسی می کردم یک ایده به ذهنم جرقه زد و فوری یادداشت کردم و گفتم که روی همین موضوع کار می کنم. ایمیل 5 استاد را پیدا کردم و برایشان یک ایمیل فوق العاده نوشم چون مشاوره هایی که گرفته بودم خیلی عالی بود. شبانه روز تصور می کردم که دارم سفر می روم و واقعا احساس می کردم که در آن سفر هستم.
لطفا این نظر را بخوانید دوستان به معنای واقعی وقتی در این مسیر به موضوع انرژی می دادم آن موقع قوانین را بلد نبودم فقط چون چند بار موفق شده بودم مطمئن بودم این بار هم موفق می شوم به موفقیت باور داشتم با اینکه همه اطرافیانم می گفتند تو نمی توانی. حرفهای افراد را نمی شنیدم انگار کر بودم فقط می گفتم من باید موفق بشوم. به قول استاد نشد حالیم نبود. حتی بدون کوچکترین کمک کسی توانستم طرح را بنویسم و در سفارت ژاپن بعد از اینکه درخواست اولیه ام تایید شد از ایده و طرحم دفاع کنم. بعد از گذشت چند ماه اوایل سال تایید سفرم آمد و من موفق شدم این بورس را پذیرفته شوم کمتر از دو هفته وقت داشتم آماده سفر شوم و بلیط بگیرم پول سفر را نداشتم ایمیل زدم و درخواست کردم که بلیطم را آنلاین بفرستند و من هیچ هزینه ای این سفر را رفتم حتی بیش از کل هزینه هایم را پرداخت کردند و هنوز هم که 4 سال گذشته از تاثیرات و مواهب این سفر بهره مند هستم.
این مطالب را نوشتم تا بگویم که برای یادگیری زبان انگلیسی من چه مراحلی را طی کردم و چطور موفق شدم همان مراحل را هر کسی اگر برای ثروتمندشدن و موفقیت طی کند چه نتایجی بدست خواهد آورد.
استاد از شما بینهایت سپاسگزارم که به خاطرم آوردید برای ثروت و موفقیت باید چه کاری کنم به یادم آوردید باید عاشق هدفم باشم و هیچ انگیزه ای بالاتر از آن نداشته باشم و ثروت و موفقیت همه زندگیم بشود به یادم آوردید که من به خودم نهیب بزنم. باید باور کنم می توانم حتی زمانی که همه عالم به تو می گویند نمی توانی چون یکبار توانستم. دوباره همان حس و حال در من زنده شده خیلی سپاسگزارم از خداوند که هدایتم می کند.
برای خودم و دوستان انگیزه، تعهد و اراده درخواست می کنم.
از تجربه ی دلنشین شما بسی لذت بردم و شجاعت و باورهای قدرتمند شما رو تحسین میکنم
بار دیگر برایم یادآوری شد که اگر متعهدانه روی باورهایم کار کنم خداوند مسیر را چ زیبا برایم هموار میکند خدایی که بیش از من خواستار موفقیت و ثروتمند شدن من است
تصمیم گرفتم که فقط لیرزی کانون توجه و تمرکزم روی تغییر باورها بزارم فارغ از اینکه به نتیجه فکر کنم
چون بر این باورم که اگر مسیر درست باشد نتایج محقق خواهند شد
اگر تغییر باورها را مانند یادگیری زبان انگلیسی در نظر بگیریم به این روند می رسیم که تعداد بسیار کمی از ما با وجود سپری کردن زمان زیاد در آن هیچ نتیجه ای نگرفته ایم تنها به این دلیل که به اندازه ی کافی تمرین نکرده ایم یک ماه یا یک سال زمان برای یادگیری زبان کافی نیست و فایده ندارد باید زمان بسیار بیشتری را به یادگیری اختصاص دهیم تا اتفاقات بسیار زیادی در نوع صحبت کردن اتصالات ذهنی و…ما رخ دهد که نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد.
زمانی که برای تغییر باورهایمان صرف می کنیم باید به اندازه ی مهارت یافتن و تسلط زیاد در ده زبان دنیا باشد البته تغییر باورها زمان و انرژی گذاشتن بر روی آن ارزشمندترین کاری است که می توانیم انجام دهیم چون با تغییر باورهایمان می توانیم به تمام اهداف خود به راحتی دست یابیم.
چرا با وجود زمان گذاشتن برای یادگیری زبان هیچ یک از ما بر روی آن تسلط کافی نداریم؟
کار کردن بر روی باورها دقیقا مانند تسلط یافتن بر زبان انگلیسی است همیشه این مقیاس را در نظر داشته باشیم و همان گونه بر روی باورهایمان کار کنیم تغییر باورهایمان باید جزئی از زندگی ما باشد و ناامید نشویم به اندازه ای که بر روی قانون کار کنیم به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت مطمئن باشیم که مسیر درست است و به جای غر زدن و شکایت کردن کار کردن بر روی باورهایمان را ادامه دهیم و در هر کاری که انجام می دهیم باورهای خود را تقویت کنیم.
تغییر باورها مستلزم تعهد تغییر ورودی ها است اگر بخواهیم زبان یاد بگیریم باید از صبح تا شب داستان های انگلیسی گوش کنیم فکر کنیم بفهمیم تا لهجه ی ما تغییر کند کلمات را متوجه شویم بارها و بارها باید به سراغ ترجمه برویم یک فایل را صدها بار باید گوش دهیم.
همین کار را برای تغییر باورهایمان باید انجام دهیم اما نتیجه ی آن قابل مقایسه با زبان انگلیسی نیست اینگونه همه چیز را خواهیم داشت اما به همین میزان باید کار کنیم باید زمان بگذاریم و متعهد باشیم یکی از تعهداتی که در کلاس زبان از ما می گیرند این است که حق نداریم فارسی صحبت کنیم و گر نه جریمه خواهیم شد باید به خود تعهد دهیم که از این قوانین استفاده کنیم و ورودیهای فضای فکری خود را کنترل کنیم از خود سوال کنیم به چه چیزی فکر می کنیم؟ در مورد چه چیزی صحبت می کنیم؟ متعهد باشیم در مورد خواسته های خود صحبت کنیم نه ناخواسته ها متعهد باشیم به خاطر داشته هایمان سپاسگزار باشیم متعهد باشیم به اتفاقات خوب فکر کنیم زمانی که در مورد خاطرات خود فکر می کنیم به قسمت های مثبت آن توجه کنیم متعهد باشیم به احساسمان توجه کنیم اگر احساس بدی داریم زاویه ی دید و نگاهمان را تغییر دهیم تا به احساس خوب برسیم زمانی که احساس خوبی داریم در مسیر خواسته هایمان هستیم به اندازه ای که متعهد هستیم نتیجه خواهیم گرفت باید زمان انرژی و هزینه برای تغییر باورهایمان صرف کنیم. دقیقا فکر کنیم که می خواهیم کاملا مسلط بر زبان انگلیسی شویم و در کشور انگلیس از پس حرف زدن آن براییم در مورد باورها نیز باید کاملا مثبت فکر کنیم شاد باشیم نه اینکه تقلا کنیم باید جزئی از عادت های ما شود و در مسیر سپاسگزاری و احساس خوب باشیم .
اگر می خواهیم بر قانون مسلط شویم باید شب تا صبح بر روی باورهای خود کار کنیم حتی خواب های ما باید مربوط به قوانین باشد و این معیار را برای یادگیری و تغییر بگذاریم و توقع و انتظار بیجا از خود نداشته باشیم.
تغییر باورهایمان را می توانیم با داشتن بدن عضلانی هم قیاس کنیم یک فرد برای داشتن چنین هیکلی چقدر باید کار کرده و زمان و انرژی صرف کند؟ اگر مقیاس خود را اینگونه قرار دهیم که باورهای ما یک شبه رخ نداده که یک شبه تغییر کند و این باورها سالها و نسل ها به ما داده شده و باید بر روی انها کار کرده و نا امید نشویم اگر کوچکترین نتیجه ای دیدیم به مسیر درست خود ایمان بیشتری پیدا کنیم و با تعهد بیشتری بر روی آن کار کنیم و مسیر درست را ادامه دهیم.
مثل زبان انگلیسی که با اولین صحبت تشویق به ادامه دادن می شویم یا در سالن بدنسازی کمی عضله های ما شکل گرفته و ادامه می دهیم نتایج را ببینیم سپاسگزار باشیم و مسیر درست را ادامه دهیم به چه میزان؟
به میزانی که بخواهیم بر زبان انگلیسی مسلط شویم هیکل عضلانی داشته باشیم در فوتبال به فردی حرفه ای تبدیل شویم به اندازه ای که بخواهیم نقاش حرفه ای شویم به همان میزان باید تمرین کنیم . هر چقدر بیشتر تمرین کنیم نقاشی های زیباتری می کشیم به همان اندازه با کار کردن بر روی باورها نتایج بسیار بزرگ خواهد شد و متوجه می شویم که چقدر کار کردن بر روی باورهایمان ارزشمند بوده است.
شاید فردی که به دنبال هیکل عضلانی است پشیمان شود اما ما در روند تغییر باورها به چیزهایی دست می یابیم که هیچ وقت نمی گوییم به چه درد می خورد؟ اتفاقات خواهد افتاد ثروت سلامتی روابط زیبا ویلاها خانه ها کارخانه ها ماشین هواپیما دوستان خوب … به قدری اتفاقات خوب خلق خواهیم کرد که متوجه می شویم بسیار ارزشمند است این مقیاس را همیشه به یاد داشته باشیم به هر اندازه بر روی باورهای خود کار کنیم به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت باید تا ابد بر روی باورهای خود کار کنیم باید سیری ناپذیر حرکت و پیشرفت رو به جلو داشته باشیم و همین روند را به درستی ادامه دهیم باید همیشه بر روی باورهای خود کار کنیم همیشه همه جا زیر دوش موقع خواب بیدار شدن از خواب پیاده روی خرید کردن و… هر کاری که انجام می دهیم باید روی باورهای خود کار کنیم در بحث مالی روان شناسی ثروت در زمینه روابط دوره ی عشق و مودت در مورد عزت نفس و دوره ی ان باید بر روی آن ها کار کنیم و انتهایی برای آن نیست مقیاس را به یاد داشته باشیم بهایی را که باید از لحاظ زمان و انرژی هزینه کنیم را از همه لحاظ بپذیریم و از خود خداوند و جهان انتظار و توقع بی جا نداشته باشیم به اندازه ای که بر روی باورهای خود کار می کنیم فرکانس های مناسب ارسال کرده و به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت قانون جهان این است. اراده قوی و تعهد داشته باشیم.
این روزها وقتی از خواب صبح پا میشم و چشمام باز می شه ناخودآگاه و خودجوش به شکرگزاری و سپاسگزاری از خدا بخاطر زنده بودنم و اینکه فرصتی دوباره بهم داد تا در مکتب استاد باشم مشغول میشم.
این روزها با وجود اینکه شاغل هستم و از ساعت 6 صبح تا 5 عصر مشغولم اما سعی کردم مدام آنلاین باشم تا بتونم در لحظه نظرات دوستان رو مطالعه کنم یه بسته اینترنت ایرانسل رو به حجم 72 گیگابایت 6 ماهه خریداری کردم تا مبادا خدایی ناکرده مطلب جدیدی رو از دست بدم.
وقتی متوجه شدم استاد فایل جدید مربوط به باورها رو به اشتراک گذاشت چه شوقی کردم و همزمان با اینکه دانلود می شد با خودم می گفتم کاش استاد یه فایل شسته و رفته از باورها رو آماده کرده باشه تا ما دیگه مجبور نباشیم هی دنبال باورهای محدود کننده بگردیم و بعد به فکر اصلاحشون بریم. آخه تو این مدت تقریبا بیشترین سوالی که دوستان در نظرات از استاد می پرسیدن مربوط به ایجاد و شناسایی باورها بود. اما وقتی دانلود فایل تموم شد ومی خواستم گوشش کنم یه چیزی بهم گفت امین چیزی که راحت وارد زندگیت بشه راحت هم از زندگیت بیرون میره. استاد خیلی بیشتر از تو به قوانین آگاهی دارن و کاری بر خلاف قوانین حاکم انجام نمیدن. وقتی فایل رو برا بار اول گوش کردم اونقدر حالم خوب شد که هیچی ازش نفهمیدم مجبور شدم دوباره گوشش کردم به طوری که 5 بار دیگه گوشش کردم و هی فکر میکردم اولین باره دارم گوشش میکنم. همیشه وقتی نقطه تاریک و پاشنه آشیل خودم رو متوجه میشم از خود بیخود میشم و دیگه هیچی نمیفهمم.
شروع کردم به کالبد شکافی خودم و هی میگفتم امین واقعا خودتی نکنه این فایل رو تو بجای استاد ضبط کردی آخه وصف حال و گذشته تو هست که. گشت و گزاری به گذشته خودم زدم و تصمیمات و برنامه ریزی های گوناگونم که برخی از آنها رو اشاره می کنم:
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع جهت یادگیری زبان و حضور در دوره های مختلف
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع جهت یادگیری برنامه نویسی و طراحی وب
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع و راه اندازی مغازه خدمات کامپیوتری
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع به انجام ورزش های فوتبال، تکواندو و بدنسازی
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع در جهت جمع آوری اطلاعات و یادگیری راجب کار و حرفه ام
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع در جهت مطالعه روزانه و شاگرد ممتاز شدم در رشته تحصیلی
جالب اینجاست هزار دلیل خوب واسه شروع هر کدام از آنها داشتم اما فقط یه هفته و یا یکم بیشتر تونستم آنها رو عملی کنم آخه زود کم می آوردم و ناامید میشدم. به مثال بازی مار و پله که تا نزدیک خانه آخر میرفتم اما دوباره بر میگشتم همون جایی که شروع کردم(روز از نو روزی از نو). همیشه میدانستم مشکل از خودم هست اما حوصله و توان کالبد شکافی خودم رو نداشتم اما امروز استاد به موقع به دادم رسید و دستم رو گرفت و کمکم کرد و یکی از بهترین راهنمایی های زندگیم رو بهم کرد. همین جا متعهد میشم بیشترین سعی و بهترین کوشش رو واسه رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم بکار بگیرم و کافیه هر وقت که یقیه خودم رو می گیرم که چرا به فلان هدفم نرسیده ام یه نگاهی به سوالات زیر بندازم که برای خودم مطرح کردم تا متوجه بشم که کجایه کار هستم و با خودم چند چند هستم:
1) آیا می توانم دوستان محدود کننده رو از زندگیم حذف کنم؟
2) آیا می توانم جلوی ورودی های محدود کننده رو به زندگیم بگیرم؟
3) آیا می توانم تلویزیون و فضاهای مجازی رو از زندگیم حذف کنم؟
4) آیا وقت و زمان کافی جهت اصلاح باورها و فرکانس هایم می گذارم؟
5) آیا مطمئن هستم کاری که می کنم خیر دنیا و سعادت آخرت رو نصیبم می کنه؟
6) آیا می توانم شور و اشتیاق روزانه ام رو واسه تمرین، یادگیری و تغییر باورهام حفظ کنم؟
7) آیا هر وقت ناامید می شوم و با چراغ قرمز روبرو می شوم می توانم به راحتی کنارشون بزنم؟
8) آیا در انجام کارهایی که من رو به رسیدن به خواسته ها و اهدافم کمک میکنه پافشاری می کنم؟
9) آیا می توانم روزانه شور، اشتیاق و حس خوب رسیدن به خواسته ها و آرزوهام رو حفظ کنم؟
10) آیا می توانم به نحوی روی باورهام کار کنم که حتی به هنگام خواب نیز از آنها استفاده کنم؟
11) آیا بطور روزانه و مستمر افکار و باورهایم رو از جملات، نوشته ها و فایل های استاد بمباران می کنم؟
12) آیا به این فکر میکنم که تمام آرزوها و اهداف بزرگی که در سر دارم و به آنها نرسیده ام تنها دلیلش نصفه و نیمه انجام دادن و عدم پشتکار خودم بوده است؟
13) آیا اهداف و آروزهایم رو که بعد از اصلاح باورهایم میخواهم در زندگیم تجلی پیدا کند رو مکتوب کرده ام و آنها را مطالعه میکنم؟
14) آیا اگر احساس بد، خیال باطل و یا وسوسه ای نیمه راه به سراغت آمد می توانم از پسش بر بیام؟
15) آیا می توانم لذت های آنی و لحظه های همچون بودن با دوستان، روابط عاطفی و….. را زیر پا له کنم؟
16) آیا می توانم فایل صوتی استاد رو بصورت روزانه و مستمر گوش بدم و تمرین های مربوط به آنها رو مدام تمرین کنم؟
17) آیا می توانم بصورت روزانه وقتی رو فراهم کنم تا باورهای محدود کننده خودم رو شناسایی کنم و راه های که از آن طریق وارد زندگیم می شوند را موشکافانه بررسی کنم؟
18) آیا توانستم وقتی از خواسته هام و آرزوهام صحبت میکنم احساس خوب و شور و شوق درونی رو حس کنم؟
19) آیا می توانم زاویه دیدم رو نسبت به خداوند، دنیای پیرامونم و اتفاقات گذشته و جدید زندگیم عوض کنم؟
20) آیا می توانم تمام هدف و تمرکزم رو بروی اصلاح باورهایم بگذارم؟
21) آیا هر وقت نتیجه ای چه کوچک چه بزرگ در زندگی می گیرم از خداوند شکرگزاری و سپاسگزاری می کنم؟
دقیقا قبل این فایل با فکر کردن به ناخواسته ها و تحریک حس مقایسه و حسادت داشتم گریه میکردم
اینو مینویسم تا یادم بمونه توی این چند ماه کار کردن مداوم پاشنه آشیل ها کجاست
دیدن دوستای منفی نگر شنیدن ودیدن اخبار منفی در اینستاگرام
وبا وجود نشانه های فرااااااوان از جنس رابطه ی عالی با دوستانم و گردش و تفریح و حتی دیشب خواب دیدم دستگاه عابر بانک تو خونه مه و خیلی چیزهای دیگه باز با دیدن یک رابطه عاطفی ازینکه چرا خودم ندارمش گریه کردم
باید کار کرد باید ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
این بازو ها باید تخم مرغی بشن بعد باز هم
ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
من متعهدم به ادامه دادن
و متعهد تر میشم برای کنترل ورودی برای ندیدن و نشنیدن چیزهایی که دوست ندارم
اره خیلی بهتر از قبل زیبایی ها و نعمات و میبینم تحسین میکم
اماااااااااااا
ورودی های منفی چی میگن این وسط
از یه طرف درخواست ها میخواد بیاد
از یه طرف در ها قفل میشه قفل میشه
نمیشه که باید یفکری کرد باید کلید بود راه گشا بود
اره مثل خودت که راهگشایی رای خیلیها انقدر که بدون دونستن تو اعتبارت راهها رو باز میکنه
تو که انقدر نعمتی قدر خودتو بدون برو جلو که لایق بهترینهایی
سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم در سایت خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم که عضو این سایت توحیدی هستم من به خودم می بالم که خداوند مرا با استاد عباس منش آشنا کرد و هرروز خود رو ساعتها با فایل های استاد می گذرانم من یک خانم خانه دار هستم موقع غذا درست کردن سبزی پاک کردن و خونه تمیز کردن به فایل های استاد گوش میدم
و چقدر این کار ها با گوش دادن به فایل های استاد
راحت انجام میشه وخیلی کم احساس خستگی میکنم
من سال گذشته در دفتر خودم نوشتم کا درآمد من
در سال آینده ۳ برابر میشه و روی باور های خودم کار کردم امسال درست در آمدم از ۳ برابر هم بیشتر شده
مثلا قبلا همسرم هر ماه یه مقدار معین پول به حسابم واریز میکرد ولی امسال زمین به اسم خودم برام خرید وچون کارش ساخت وساز هست بیشتر پولی که بدست میاره، به حساب من واریز میکنه
ومن و کرده حساب دار خودش واز من پول میگیره برای کار ساخت وساز و اصلا کاری نداره من چقدر پول برای خودم یا خونه خرج میکنم
ومن این تحول تو زندگیمو مدیون استاد که دستی از دستان خداوند هست میدونم و ساختن باور های
مناسب
امیدوارم که همگی به خواسته هامون برسیم و جهان رو جایی بهتر برای زندگی کنیم
استاد عزیز من دقیقا وقتی به این فایل شما گوش دادم که نیازش داستم یعنی بووم چقدر این قانون درست عمل میکنه اصلا مغزم داره از این حد از کار درست بودن سیستم جهان منفجر میشه
من به قول شما یکی از همون آدماییم که هزارتا روش رفتن تا زبان انگلیسی یاد بگیرن و خلاصه از این کارا تا اینکه تصمیم گرفتم اصلا بیخیال زبان بشم و بووم این فایل رو دیدم یعنی انگار شما مخصوص به من داشتید صحبت میکردید اشتباهمو مثل ی سیلی زدی تو صورتم اصلا ذهنم بیدار شد گفت من تسلیمم من جبران میکنم
خیلی ازتون ممنونم برای اینکه اینقدر عاشقانه آگاهی های جهان هستی رو در اختیار ما قرار میدید
در ادامه صحبتهای استاد عزیزم من این نکته رو میخام برای خودم اضافه کنم که :
ببین حمید جان درسته که گوش کردن به فایلها مهمه و ارزش بالایی داره ولی این نکته رو هم در نظر بگیرم که تو حتی یک قدم هم باید از گفته های استاد بری بالاتر
یک قدم که چه عرض کنم بیشتر از یک قدم
و اون قدم چیه؟
عمل کردن به دانسته ها و فایلهایی که گوش کردی و گوش میکنی
عمل کردن به فایلها و آموزه ها از کجا و چه جوری شروع میشه؟
ببین خالصترینش از انجام دادن تمرینات گفته شده تو دوره هات شروع میشه
تا میتونی باید روی انجام تمرینات دقت و تمرکز کنی و براشون وقت بزاری
ببین منتظر الهامِ یک ایده خاص نباش
تو باید فقط و فقط روی انجام تمرینات تمرکز کنی
اگه تمرینات رو خوب و درست و اونطوری که گفته شده و خواسته شده انجام بدی اونوقت به خداوندی خدا قسم به هر آنچه که الان فکرشو میکنی و نمیتونی بکنی خود به خود و نا خودآگاه میرسی
اصلا نیازی به ایده های خاص و عجیب و غریب و خاص نداری
با انجام همین تمرینات باتوجه به اون پتانسیلی که در تو وجود داره به همه آنچه که میخای میرسی
خرید ماشین دلخواهت و شرایط ایده آل زندگی دلخواهت مگه چقدر بزرگه که برای رسیدن به اونها باید ایده الهامی خاصی به تو الهام بشه؟
رسیدن به آرزوها و خواسته هات که از کودکی و نوجوانی میخواستیشون خیلی آسون میشه و بدیهی و شدنی میشه فقط و فقط اگه روی انجام تمرینات تمرکز کنی و با دقت انجام بدی و وقت بزاری و نتایج انجام تمرینات رو با خودت تحلیل کنی و از این جور کارها
فقط و فقط با همین کارها به خدا به همه خواسته هایی که الان داری حتی آرزوشون رو میکنی به راحتی میرسی به راحتی میرسی
فقط کافیه تمرینات رو بطور مستمر انجامشون بدی فقط همین
آرزوهای تو چندان آرزوهای بزرگ و عجیب و غریب نیستن که ….
حمید جان تمرین انجام بده
تمرین انجام بده
تکرارشونده کن
استمرار داشته باش وقت بزار براشون
نترس هیچ اتفاق بدی رخ نمیده چون داری روی باورها و فرکانسها و ایمانت به خدا داری کار میکنی از هیچ چیز نترس
استمرار از خودت نشون بده روی انجام تمرینات
تمرکز استمرار روی انجام همین تمریناتی که استاد تو دوره ها گفته تو رو به هر آنچه که میخای میرسونه
خدایا خیلی دوستت دارم
خیلی دوستت دارن
واقعا عاشقتم
نه به خاطر تحقق خواسته هام
به خاطر اینکه دارم دوست داشتن تو رو واقعا حس میکنم
واقعا حس میکنم که واقعا واقعا منو دوست داری و دوست داشتی
تو بارها و بارها و سالها و سالها پشت در آرزوها و هر آنچه که من میخواستم منتظر من بودی تا من خودم با دست خودم در رو به روی خودم باز کنم
این من بودم که در تحقق خواسته ها و آرزوهام رو به روی خودم بسته نگه داشته بودم
یعنی فقط کافی بوده من حرف تو رو گوش میکردم و دستگیره در رو میگرفتم و در رو باز میکردم
اونوقت تو رو آنجا میدیدم با انبوهی از تحقق دقیق خواسته هام
تو همیشه منتظر قدم برداشتن من برای تحقق خواسته هام بودی تو همیشه منتظر نزول خوبیها بسوی من بودی و هستی ولی من کافر بودم و نمیدیدم
تو همیشه منتظر بودی تا من از خودم توکل و ایمان و سکوت و صبر نشون بدم تا خواسته هام رو برآورده کنی
تو خیلی خیلی بیشتر از خود من منتظرم بودی و هستی تا خواستههای بزرگتری رو وارد تجربیات زندگیم بکنی و من رشد کنم و بزرگ و بزرگتر بشم
خدایا ممنونم ازت دمت گرم و دستت درد نکنه
ممنون و سپاسگزارم ازت
خدایا دمت گرم
استاد عزیزم استادعباس منش عزیز ازت ممنون و سپاسگزارم
خدایا دوستت دارم …
عزیزمی …
دوستان گرامی در پناه الله یکتا شاد موفق پیروز و ثروتمند باشید
سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم
یکی از باورهایی که خود من راجب این قوانین داشتم این بود که لازم نیست کار خاصی انجام بدی همین که بشینی به خواستت فکر کنی کافیه ولی متوجه شدم که قوانین جهان هم به اراده و تعهد نیاز داره و کنترل کردن ذهن هم به این راحتی نیست .
من خودم چند سال به طور مداوم کلاس زبان رفتم تا الان رسیدم به جایی که الان میتونم روان انگلیسی صحبت کنم اما خودم میدونم همچنان زبانم جای کار داره و هنوزم میتونه بهتر بشه دقیقا مثل باورهامون که همیشه جای بهتر شدن و پیشرفت داره.
مثال زبان خیلی مثال تاثیرگزاری بود باعث شد توقع ام رو یکم پایین بیارم و بفهمم که هر چقدر پول بدی آش میخوری .هرچقدر روی خودم کار کنم جهان هم به همون اندازه پاسخ میده پس بهتره بجای نگرانی راجبِ نتایج بزرگ روی نشونه های کوچیک تمرکز کنم و هربار تحسینشونم کنم تا با توجه به قانون تکامل ،تکامل خودم روطی کنم و نتایج بزرگ و بزرگ تر بشن .
مقیاس یادگیری زبان انگلیسی مقیاس، خوبی برای درک تغییر باورها هست ، و من خودم که دانشجوی زبان انگلیسی هستم کاملا منظور استاد عباسمنش را درک کردم که چقدر باید وقت بذاریم و با علاقه ادامه دهیم .
اگر به موضوع تغییر باورها ، بمنزله کسب مهارت نگاه کنیم ، اشتباه هست ، چون وقتی یک مهارتی را کسب کردیم اولش خیلی ذوق زده میشیم ولی پس از مدتی برامون عادی میشه و ذوق و شوق آن کمتر میشه.
اما اگر تغییر باورها را به منزله رسیدن به خوشبختی و داشتن آزادی مالی وزمانی و مکانی بدانیم ، همیشه و همیشه با ذوق و شوق سوزان ادامه می دهیم و لذت می بریم از این فرآیند و مسیر .
بنابراین وقتی دورهای از سایت می خریم و شروع می کنیم به کار کردن ، نباید زود منتظر نتایج بزرگ باشیم ، بلکه در ابتدای مسیر نشانه های ان ، نعمت و ثروت را می بینیم و این نشان میده که مسیر درست هست و ما باید ادامه بدهیم و استمرار داشته باشیم و به میزان تعهد و تمرکز ما نتایج هم تغییر خواهد کرد .
وقتی من این فایل را دیدم ، یاد صحبت های خوب رضا عطار روشن افتادم که می گفت ،
من وقتی وارد سایت شدم و تعهد دادم ادامه بدهم ، حالم خوب بود فایل گوش می دادم ، حالم بد بود فایل گوش می دادم ، طلبکاران زنگ می زدن من فایل گوش می دادم ، هیج نتیجه و خبری نبود باز هم من فایل گوش می دادم و تنها یک چیز برام روشن بود که چون استاد عباسمنش تونسته پس منهم می تونم و آنقدر ادامه دادم تا به موفقیت بزرگ مالی رسیدم و الان نتایج ان تلاش ها را می بینم .
بنابرین تغییر باور ها نیاز به تلاش ، علاقه و تمرکز داره و البته ارزش آن را داره که ما شبانهروز وقت بذاریم برای تغییر باور ها و ساختن شخصیت سالم .
سلام خدمت استاد بزرگوار و اعضای محترم گروه
این فایل شما مرا به یاد تجربه ای انداخت که در یادگیری زبان انگلیسی به کار گرفتم و چون در این کار خیلی موفق بودم جرقه ای شد که تمام فرایند را به یاد بیاورم و از آن برای یادگیری بحث ثروت استفاده کنم چون اگر اینگونه استفاده کنم حتما موفق می شوم. این فایل شما به من فهماند که من واقعا عاشق ثروتمندشدن نیستم اگر بودم مثل سفرهایم که داستانش را برایتان می گویم رفتار خواهم کرد. اما این تجربه را برای بقیه عزیزان سایت هم به اشتراک می گذارم شاید تلنگری برای بقیه هم باشد. من همیشه عاشق سفرهای خارجی بودم اما سفرهای ویژه و خاص که مثلا وی آی پی و ویژه سفر کنم. در رویاهای سالهای قبلم این تصویر وجود داشت و در اهدافم در مورد آینده همیشه ناخودآگاه خود را در این سفرها می دیدم و صحبت می کردم آرزوی این سفرها البته برایم دست نیافتنی نبود. وقتی در یک دوره مجازی شرکت کردم و جایزه اش سفر به مالزی بود این انگیزه در من تقویت شد. آن موقع من نوانستم آن سفر را بروم یادم نیست چرا؟ اما پاسپورت را گرفتم و از همان موقع ها به صورت اتفاقی با شخصی آشنا شدم که هم در آینده ام فرد تاثیرگذاری بودند و هم اینکه ایشان زمینه چنین سفرهایی را برایم فراهم کردند. اولین سفر کاری آموزشی را در سال 88 رفتم و با زبانی که دست و پا شکسته بود سفر را گذراندم از آنجا که خاطره این سفر بی نظیر و سرشار از شادی و انرژی مثبت بود آنقدر تاثیرش قوی بود که هیچ گاه فراموش نمی کنم. باوری را در من ایجاد کرد که زندگی در خارج از کشور واقعا عالیست حتما این برنامه آینده من است و من بی شک در این سفرها موفق می شوم و به خوبی من در این سفرها ارتباطات کاری تعریف کنم و پروژه بگیرم و غیره اما زبان انگلیسیم چندان تعریفی نداشت برای همین عزمم را جزم کردم که من باید انگلیسی را خوب و روان و مثل یک آمریکایی بلبل صحبت کنم چون آینده من در آنجاست سفرهای این چنینی برای من ساده است کافیست اراده کنم برایم جور می شود و از سفر که برگشتم به سرعت برنامه ریختم که با زبان انگلیسی زندگی کنم و فهمیدم که برای اینکه این انگیزه در من زنده بماند دوباره یک سفر دیگر را برنامه ریزی کردم و هدف گذاشتم تا آن سفر باید زبانم به آن حد مطلوب برسد و شبانه روزی زبان کار کردم دائم راجع به موضوعات مختلف در گوشیم فایلی ذخیره می کردم و ساعتها و روزها این کار را می کردم تا بتوانم راحت تر صحبت کنم یک معلم خصوصی هم گرفتم که گهگاهی فقط برای رفع اشکال از ایشان کمک بگیرم. سفر بعدی را بهتر رفتم خیلی راحتتر حرف می زدم راحتتر ارتباط برقرار کردم. این موفقیت انگیزه مرا قویتر کرد. اما مساله تامین هزینه سفر هم بود این دفعه برنامه گذاشتم از بورسها استفاده کنم و در کنفرانسهایی شرکت کنم که کل هزینه را می دهند نه بخشی از آن. به همین خاطر قبل از سفر بعدی هدفمندتر رفتم و با افراد کلیدی کنفرانسها از قبل مکاتبه کردم که حتی در طول کنفرانس با آنها وقت ملاقات داشته باشم و در کنفرانس با آنها در مورد بورس در آن کشور صحبت کنم با این هدفی که تعیین کردم موفق شدم اتفاقا با روسای چند دانشگاه و چند دانشمند معروف صحبت کنم و چون کنفرانس معتبری بود افراد کلیدی خوبی شرکت کرده بودند به همین دلیل خیلی موقعیتها را در آن سفر جذب کردم یکی از آنها مرا به کنفارنسی دعوت کرد و یک نفر دیگر مرا با یک موقعیتی آشنا کرد که توانستم هر دو موقعیت را استفاده کنم. در واقع اینها مراحل سختتر یا به قول استاد استانداردهای بالاتری بودند که من برای خود تعریف کردم و حتی هر بار کشور بهتری را انتخاب می کردم و هربار استاندارد را سنگین تر می کردم. مثلا نوشتن و ارائه مقاله در کنفرانس احتیاج به زبان قویتری دارد. یا مثلا موقعیت فرصت مطالعاتی در یک پیشرفته به زبان قویتر، اطلاعات عمیقتر و دانش بهتری احتیاج دارد ولی من با استانداردی که برای خود گذاشتم توانستم موقعیتها را بدست بیاورم موقعیت فرصت مطالعاتی به صورت بورس در ژاپن نهایت تلاش من برای این بود که به راحتی با عزمی جزم و هدفمندی تمام توانستم بدست آوردم. تمام هزینه های سفر من را پرداخت کردند یک سفر رویایی به تمام معنا. فقط به این دلیل که من باور داشتم حتما این موقعیت را می توانم بدست آوردم آنهم در کمترین زمان ممکن وقتی که هیجکس باور نمی کرد من بتوانم. زمانی که این موقعیت به من معرفی شد تا مهلت پایانی کمتر از دو ماه بود. به من گفته بودند که باید در ژاپن یک استاد بیابی که یا طرحی برای انجام داشته باشد که به تخصصت نیاز داشته باشد یا پروژه ای تعریف کنی که یک استاد قبول کند استاد راهنمای پروژه ات بشود. من نه طرحی داشتم نه ایده ای ولی می دانستم موفق می شوم خود را در آن کشور می دیدم. از هر کسی که در ژاپن درس خوانده بود مشاوره گرفتم که مرا راهنمایی کند که فرهنگشان چیست. کلی درباره فرهنگ ژاپن مطالعه کردم گفتم خود را در آن فرهنگ غرق می کنم و با سفارت ژاپن تماس گرفتم و وقت گرفتم برای مشاوره. یک استاد خوب می شناختم که ژاپن تحصیل کرده بود ایشان گفت محال است بتوانی چون من استادهای ژاپنی را می شناسم که به راحتی کسی را تایید نمی کنند. ولی من در درونم می گفتم می تونی یک نیروی درونی به من می گفت نترس برو جلو می توانی. اساتید مورد نظر را پیدا کردم زمانی که در مورد اساتید در دانشگاه جستجو می کردم و مباحث را بررسی می کردم یک ایده به ذهنم جرقه زد و فوری یادداشت کردم و گفتم که روی همین موضوع کار می کنم. ایمیل 5 استاد را پیدا کردم و برایشان یک ایمیل فوق العاده نوشم چون مشاوره هایی که گرفته بودم خیلی عالی بود. شبانه روز تصور می کردم که دارم سفر می روم و واقعا احساس می کردم که در آن سفر هستم.
لطفا این نظر را بخوانید دوستان به معنای واقعی وقتی در این مسیر به موضوع انرژی می دادم آن موقع قوانین را بلد نبودم فقط چون چند بار موفق شده بودم مطمئن بودم این بار هم موفق می شوم به موفقیت باور داشتم با اینکه همه اطرافیانم می گفتند تو نمی توانی. حرفهای افراد را نمی شنیدم انگار کر بودم فقط می گفتم من باید موفق بشوم. به قول استاد نشد حالیم نبود. حتی بدون کوچکترین کمک کسی توانستم طرح را بنویسم و در سفارت ژاپن بعد از اینکه درخواست اولیه ام تایید شد از ایده و طرحم دفاع کنم. بعد از گذشت چند ماه اوایل سال تایید سفرم آمد و من موفق شدم این بورس را پذیرفته شوم کمتر از دو هفته وقت داشتم آماده سفر شوم و بلیط بگیرم پول سفر را نداشتم ایمیل زدم و درخواست کردم که بلیطم را آنلاین بفرستند و من هیچ هزینه ای این سفر را رفتم حتی بیش از کل هزینه هایم را پرداخت کردند و هنوز هم که 4 سال گذشته از تاثیرات و مواهب این سفر بهره مند هستم.
این مطالب را نوشتم تا بگویم که برای یادگیری زبان انگلیسی من چه مراحلی را طی کردم و چطور موفق شدم همان مراحل را هر کسی اگر برای ثروتمندشدن و موفقیت طی کند چه نتایجی بدست خواهد آورد.
استاد از شما بینهایت سپاسگزارم که به خاطرم آوردید برای ثروت و موفقیت باید چه کاری کنم به یادم آوردید باید عاشق هدفم باشم و هیچ انگیزه ای بالاتر از آن نداشته باشم و ثروت و موفقیت همه زندگیم بشود به یادم آوردید که من به خودم نهیب بزنم. باید باور کنم می توانم حتی زمانی که همه عالم به تو می گویند نمی توانی چون یکبار توانستم. دوباره همان حس و حال در من زنده شده خیلی سپاسگزارم از خداوند که هدایتم می کند.
برای خودم و دوستان انگیزه، تعهد و اراده درخواست می کنم.
بنام خالق زیبایی ها
سلام دوست عزیز
از تجربه ی دلنشین شما بسی لذت بردم و شجاعت و باورهای قدرتمند شما رو تحسین میکنم
بار دیگر برایم یادآوری شد که اگر متعهدانه روی باورهایم کار کنم خداوند مسیر را چ زیبا برایم هموار میکند خدایی که بیش از من خواستار موفقیت و ثروتمند شدن من است
تصمیم گرفتم که فقط لیرزی کانون توجه و تمرکزم روی تغییر باورها بزارم فارغ از اینکه به نتیجه فکر کنم
چون بر این باورم که اگر مسیر درست باشد نتایج محقق خواهند شد
در پناه خدا باشید
سلام بهخداوندبخشندهمهربان
کهوقتیبهاوتکیهکردممراوارددنیایزیباییهاو
شادیوارامشقراردادووارداینگروهبسیارارزشمند
معنویکردودرودوسلامبهاستادبسیارخوبمکهبا
آموزش قوانینزندگیبهمنبهتردیدنوبهترشنیدن
ودرکزیباتریاززندگیرامیاموزد.
وسلامبهتمامافرادگروهنازنینمخصوصا
مریمجانکهاینقدرپرتلاشند
استادودوستانگرامیممنسفریبه
شمالایرانداشتمکهعشقمناستخیلی
عاشقطبیعتموحضورخداراانجاخیلی
بهترمیفهمموقبلازسفرمبهخودمگفتم
باوردارمتویاینسفرکهمنوهمسرم
هستیمخیلیبهمنخوشمیگذرهوتمام
تلاشمرامیکنمتاباقوانینیکهباور
کردهامحالمخوببماند.استاداولراه
کهبهمکانهاینامناسبوکثیفبرخوردم
گفتممریمسعیکنکثیفیهارانبینی
ودائمباخودمازخدامیخواستم
مرابهجاهایزیباوتمیزهدایتکند
وخودمهمذهنمرابهطرفمنظرههای
طبیعتمیکشاندمودائمخدارابرای
اینطبیعتواینسفرزیباشکرمیکردم
بهوضوحخدامنرابهچندینمکانپاک
وتمیزودوستداشتنیهدایتمیکرد
طوریکهاگرخودممیخواستمنمیشد
انجاهاراپیداکنم
ودوستانبرای
اینکهتمرینکنمتاازتنهابودندرجنگل
نترسموبهقولاستادبرمتویدلترس
ازهمسرمخواستمتاشبیراتوییهجنگل
کناریکرودبسیارروحنوازبخوابیم
البتهمادوتاییبودیمولیبرایتمرین
تکاملیخیلیخوببودچونکههیچ
کسبهخودشحتیفکراونجاماندن
رانمیدادالبتهگاهیترسداشتمولیدایم
میگفتمافرینبهاستادچهطور
دهشبتنهاتویعمقجنگلتنهامیمونه
پسمنکهتنهاهمنیستمنبایدبترسم
خلاصهبسیارحسوحالخاصیرو
تجربهکردموافتادنبرگهایپاییزی
رویسقفچادرمونتویتاریکیشب
وصدایسنجابهاوحیونهایکوچکجنگلیکه
رویدرختازندگیمیکردندمنوباحس
متفاوتیروبرومیکرد.
تازههمونعصرکهقصدکردیماونجا
بمونیمدیدمابخوردنمونخیلیکمه
همسرمگفتبروازاونخانومیکهداره
کناررودخونهظرفمیشورهببینمیخوان
برنداگهاباضافهخوردندارندبهمابدن
منفکرکردمایاعزتنفسمزیرسوالنمیره
بعدبهذهنماومدکهماتویسوالمونازخدا
میخوایمولیازافرادکمکمیگیریموبا
امیدبهخداجلورفتموباکمیگپوگفت
دوستانهوقتیازشابخواستمدوستان
باورمنمیشدایشونیهچشمهابکهچند
متریاونجابودبهمننشوندادوگفت
اینجااززیرسنگهاابیمیادمثلاب
معدنیوشیرینهماهماینچندساعت
کهاینجابودیمازاینابمصرفچایوغذا
کردیموایخدایمناینقدرذوقکردماز
ایننشونهبینظیریکهخداتوسطیه
خانممسافریکهبهمندادهشدهبود
کهبهقولاستاددایممیگفتماینیهنشونه
کهمنتویمدارفراوانیهستموتافردای
اونروزکهمااونجابودیمهرچقدرابمیخواستیم
داشتیمخدایانمیدونیدچقدرسپاسگزاریکردمهم
ازخداوهمازاستادعزیزکهاینقوانینوبه
یادمیدنوتازهاونخانومچونکهمنتوی
روابطمخیلیباافرادهمدلیدارموخیلی
وقتهاباشونمهربانانهبرخوددارم
یهابگینهمحلیداشتکهرویاتش
میگذارنوباهاشبرایچایاتیشی
ابجوشمیارنوقتیدیدمنازاون
ظرف خوشماومدهباصرارزیادکهباید
اینوازمنیادگاریبگیریبهمنداداخه
منبراتشکرازاینکهجایابروبهمنشونداده
براشچنتاهاتچاکلتبردمتویسفربودیم
دیگههمونیکهتویدسترسمبودخواستم
بهعنوانسپاسگزاریبهشبدمباخونواده
بخورنولیاونخانوماصرارکردکهاگراون
ظرفرونگیرماونهدیهمنوردمیکنهمنمبا
سپاسفراوانقبودکردم.قانونسپاسگزاری…
دوستانخیلیاتفاقاتقشنگیبرامافتادکه
یهنمونهدیگشاینکهماشینمایهمدلپایینه
کههمسرمبامهارتفنیکهدارهاونوسرپا
نگهداشتهتویراهدایمریپمیزدوعزیزم
فکرشدرگیرشدکهخداکنهتاقمکهمنزلمونه
خرابنشهاونجاقطعهایمیگفتاگرخراب
باشهیههزینهنسبتابالاییبرامونداره
بایدبخرهوتعمیرکنهاونجامازخداتشکرکردم
برایهمینماشینکه ماروبهلطفخودشو
مهارتعزیزمبهسفرمیارهوخو استم
کهباسلامتیبرگردیموگفتممیدونم
هرچیهمبشههمشخیرهوبهلطف
خداتویراهماشینمو نمخودشسالم
شدوبهراحتیاومدیم…خدایاازتکتک
اگاهیهایکهبهمننشونمیدیمتشکرم.
وازاستادعزیزمکهتغییربا ورها وتغییرذاویه
نگرشمونروبهماباعشقومهربونیخودش
دراختیارمامیگذارهبینهایتممنونموازتمام
همگروهیکهباتجربههاشونبهمادرک
بهتریازقوانینرویادمیدهندهمباتمام
وجودمممنونم…
درپناهخداوندبیهمتاویگانهشاد وثروتمندو
درارامشدردنیاواخرتانشالله.
سلام دوست عزیزم
چقدرررر لذت بردم که انقدد زیبا برروی نکات مثبت تمرکز کردی
تحسینت می کنم که در زمان تضاد تونستی ذهنتو کنترل کنی
چقدر زمانی که گفتی به چشمه آب تمیز هدایت شدی خوشحال شدم و غرق در لذت شدم
ازت ممنونم که این اتفاقایه زیبارو باما درمیون گزاشتی عزیزکم❤️💜
معجزات دارن میان!
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر تغییر باورها را مانند یادگیری زبان انگلیسی در نظر بگیریم به این روند می رسیم که تعداد بسیار کمی از ما با وجود سپری کردن زمان زیاد در آن هیچ نتیجه ای نگرفته ایم تنها به این دلیل که به اندازه ی کافی تمرین نکرده ایم یک ماه یا یک سال زمان برای یادگیری زبان کافی نیست و فایده ندارد باید زمان بسیار بیشتری را به یادگیری اختصاص دهیم تا اتفاقات بسیار زیادی در نوع صحبت کردن اتصالات ذهنی و…ما رخ دهد که نیاز به زمان و انرژی زیادی دارد.
زمانی که برای تغییر باورهایمان صرف می کنیم باید به اندازه ی مهارت یافتن و تسلط زیاد در ده زبان دنیا باشد البته تغییر باورها زمان و انرژی گذاشتن بر روی آن ارزشمندترین کاری است که می توانیم انجام دهیم چون با تغییر باورهایمان می توانیم به تمام اهداف خود به راحتی دست یابیم.
چرا با وجود زمان گذاشتن برای یادگیری زبان هیچ یک از ما بر روی آن تسلط کافی نداریم؟
کار کردن بر روی باورها دقیقا مانند تسلط یافتن بر زبان انگلیسی است همیشه این مقیاس را در نظر داشته باشیم و همان گونه بر روی باورهایمان کار کنیم تغییر باورهایمان باید جزئی از زندگی ما باشد و ناامید نشویم به اندازه ای که بر روی قانون کار کنیم به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت مطمئن باشیم که مسیر درست است و به جای غر زدن و شکایت کردن کار کردن بر روی باورهایمان را ادامه دهیم و در هر کاری که انجام می دهیم باورهای خود را تقویت کنیم.
تغییر باورها مستلزم تعهد تغییر ورودی ها است اگر بخواهیم زبان یاد بگیریم باید از صبح تا شب داستان های انگلیسی گوش کنیم فکر کنیم بفهمیم تا لهجه ی ما تغییر کند کلمات را متوجه شویم بارها و بارها باید به سراغ ترجمه برویم یک فایل را صدها بار باید گوش دهیم.
همین کار را برای تغییر باورهایمان باید انجام دهیم اما نتیجه ی آن قابل مقایسه با زبان انگلیسی نیست اینگونه همه چیز را خواهیم داشت اما به همین میزان باید کار کنیم باید زمان بگذاریم و متعهد باشیم یکی از تعهداتی که در کلاس زبان از ما می گیرند این است که حق نداریم فارسی صحبت کنیم و گر نه جریمه خواهیم شد باید به خود تعهد دهیم که از این قوانین استفاده کنیم و ورودیهای فضای فکری خود را کنترل کنیم از خود سوال کنیم به چه چیزی فکر می کنیم؟ در مورد چه چیزی صحبت می کنیم؟ متعهد باشیم در مورد خواسته های خود صحبت کنیم نه ناخواسته ها متعهد باشیم به خاطر داشته هایمان سپاسگزار باشیم متعهد باشیم به اتفاقات خوب فکر کنیم زمانی که در مورد خاطرات خود فکر می کنیم به قسمت های مثبت آن توجه کنیم متعهد باشیم به احساسمان توجه کنیم اگر احساس بدی داریم زاویه ی دید و نگاهمان را تغییر دهیم تا به احساس خوب برسیم زمانی که احساس خوبی داریم در مسیر خواسته هایمان هستیم به اندازه ای که متعهد هستیم نتیجه خواهیم گرفت باید زمان انرژی و هزینه برای تغییر باورهایمان صرف کنیم. دقیقا فکر کنیم که می خواهیم کاملا مسلط بر زبان انگلیسی شویم و در کشور انگلیس از پس حرف زدن آن براییم در مورد باورها نیز باید کاملا مثبت فکر کنیم شاد باشیم نه اینکه تقلا کنیم باید جزئی از عادت های ما شود و در مسیر سپاسگزاری و احساس خوب باشیم .
اگر می خواهیم بر قانون مسلط شویم باید شب تا صبح بر روی باورهای خود کار کنیم حتی خواب های ما باید مربوط به قوانین باشد و این معیار را برای یادگیری و تغییر بگذاریم و توقع و انتظار بیجا از خود نداشته باشیم.
تغییر باورهایمان را می توانیم با داشتن بدن عضلانی هم قیاس کنیم یک فرد برای داشتن چنین هیکلی چقدر باید کار کرده و زمان و انرژی صرف کند؟ اگر مقیاس خود را اینگونه قرار دهیم که باورهای ما یک شبه رخ نداده که یک شبه تغییر کند و این باورها سالها و نسل ها به ما داده شده و باید بر روی انها کار کرده و نا امید نشویم اگر کوچکترین نتیجه ای دیدیم به مسیر درست خود ایمان بیشتری پیدا کنیم و با تعهد بیشتری بر روی آن کار کنیم و مسیر درست را ادامه دهیم.
مثل زبان انگلیسی که با اولین صحبت تشویق به ادامه دادن می شویم یا در سالن بدنسازی کمی عضله های ما شکل گرفته و ادامه می دهیم نتایج را ببینیم سپاسگزار باشیم و مسیر درست را ادامه دهیم به چه میزان؟
به میزانی که بخواهیم بر زبان انگلیسی مسلط شویم هیکل عضلانی داشته باشیم در فوتبال به فردی حرفه ای تبدیل شویم به اندازه ای که بخواهیم نقاش حرفه ای شویم به همان میزان باید تمرین کنیم . هر چقدر بیشتر تمرین کنیم نقاشی های زیباتری می کشیم به همان اندازه با کار کردن بر روی باورها نتایج بسیار بزرگ خواهد شد و متوجه می شویم که چقدر کار کردن بر روی باورهایمان ارزشمند بوده است.
شاید فردی که به دنبال هیکل عضلانی است پشیمان شود اما ما در روند تغییر باورها به چیزهایی دست می یابیم که هیچ وقت نمی گوییم به چه درد می خورد؟ اتفاقات خواهد افتاد ثروت سلامتی روابط زیبا ویلاها خانه ها کارخانه ها ماشین هواپیما دوستان خوب … به قدری اتفاقات خوب خلق خواهیم کرد که متوجه می شویم بسیار ارزشمند است این مقیاس را همیشه به یاد داشته باشیم به هر اندازه بر روی باورهای خود کار کنیم به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت باید تا ابد بر روی باورهای خود کار کنیم باید سیری ناپذیر حرکت و پیشرفت رو به جلو داشته باشیم و همین روند را به درستی ادامه دهیم باید همیشه بر روی باورهای خود کار کنیم همیشه همه جا زیر دوش موقع خواب بیدار شدن از خواب پیاده روی خرید کردن و… هر کاری که انجام می دهیم باید روی باورهای خود کار کنیم در بحث مالی روان شناسی ثروت در زمینه روابط دوره ی عشق و مودت در مورد عزت نفس و دوره ی ان باید بر روی آن ها کار کنیم و انتهایی برای آن نیست مقیاس را به یاد داشته باشیم بهایی را که باید از لحاظ زمان و انرژی هزینه کنیم را از همه لحاظ بپذیریم و از خود خداوند و جهان انتظار و توقع بی جا نداشته باشیم به اندازه ای که بر روی باورهای خود کار می کنیم فرکانس های مناسب ارسال کرده و به همان اندازه نتیجه خواهیم گرفت قانون جهان این است. اراده قوی و تعهد داشته باشیم.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام به استاد عزیزم، تیم تحقیقاتی و دوستان خوبم
این روزها وقتی از خواب صبح پا میشم و چشمام باز می شه ناخودآگاه و خودجوش به شکرگزاری و سپاسگزاری از خدا بخاطر زنده بودنم و اینکه فرصتی دوباره بهم داد تا در مکتب استاد باشم مشغول میشم.
این روزها با وجود اینکه شاغل هستم و از ساعت 6 صبح تا 5 عصر مشغولم اما سعی کردم مدام آنلاین باشم تا بتونم در لحظه نظرات دوستان رو مطالعه کنم یه بسته اینترنت ایرانسل رو به حجم 72 گیگابایت 6 ماهه خریداری کردم تا مبادا خدایی ناکرده مطلب جدیدی رو از دست بدم.
وقتی متوجه شدم استاد فایل جدید مربوط به باورها رو به اشتراک گذاشت چه شوقی کردم و همزمان با اینکه دانلود می شد با خودم می گفتم کاش استاد یه فایل شسته و رفته از باورها رو آماده کرده باشه تا ما دیگه مجبور نباشیم هی دنبال باورهای محدود کننده بگردیم و بعد به فکر اصلاحشون بریم. آخه تو این مدت تقریبا بیشترین سوالی که دوستان در نظرات از استاد می پرسیدن مربوط به ایجاد و شناسایی باورها بود. اما وقتی دانلود فایل تموم شد ومی خواستم گوشش کنم یه چیزی بهم گفت امین چیزی که راحت وارد زندگیت بشه راحت هم از زندگیت بیرون میره. استاد خیلی بیشتر از تو به قوانین آگاهی دارن و کاری بر خلاف قوانین حاکم انجام نمیدن. وقتی فایل رو برا بار اول گوش کردم اونقدر حالم خوب شد که هیچی ازش نفهمیدم مجبور شدم دوباره گوشش کردم به طوری که 5 بار دیگه گوشش کردم و هی فکر میکردم اولین باره دارم گوشش میکنم. همیشه وقتی نقطه تاریک و پاشنه آشیل خودم رو متوجه میشم از خود بیخود میشم و دیگه هیچی نمیفهمم.
شروع کردم به کالبد شکافی خودم و هی میگفتم امین واقعا خودتی نکنه این فایل رو تو بجای استاد ضبط کردی آخه وصف حال و گذشته تو هست که. گشت و گزاری به گذشته خودم زدم و تصمیمات و برنامه ریزی های گوناگونم که برخی از آنها رو اشاره می کنم:
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع جهت یادگیری زبان و حضور در دوره های مختلف
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع جهت یادگیری برنامه نویسی و طراحی وب
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع و راه اندازی مغازه خدمات کامپیوتری
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع به انجام ورزش های فوتبال، تکواندو و بدنسازی
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع در جهت جمع آوری اطلاعات و یادگیری راجب کار و حرفه ام
تصمیم گیری، برنامه ریزی و شروع در جهت مطالعه روزانه و شاگرد ممتاز شدم در رشته تحصیلی
جالب اینجاست هزار دلیل خوب واسه شروع هر کدام از آنها داشتم اما فقط یه هفته و یا یکم بیشتر تونستم آنها رو عملی کنم آخه زود کم می آوردم و ناامید میشدم. به مثال بازی مار و پله که تا نزدیک خانه آخر میرفتم اما دوباره بر میگشتم همون جایی که شروع کردم(روز از نو روزی از نو). همیشه میدانستم مشکل از خودم هست اما حوصله و توان کالبد شکافی خودم رو نداشتم اما امروز استاد به موقع به دادم رسید و دستم رو گرفت و کمکم کرد و یکی از بهترین راهنمایی های زندگیم رو بهم کرد. همین جا متعهد میشم بیشترین سعی و بهترین کوشش رو واسه رسیدن به خواسته ها و آرزوهایم بکار بگیرم و کافیه هر وقت که یقیه خودم رو می گیرم که چرا به فلان هدفم نرسیده ام یه نگاهی به سوالات زیر بندازم که برای خودم مطرح کردم تا متوجه بشم که کجایه کار هستم و با خودم چند چند هستم:
1) آیا می توانم دوستان محدود کننده رو از زندگیم حذف کنم؟
2) آیا می توانم جلوی ورودی های محدود کننده رو به زندگیم بگیرم؟
3) آیا می توانم تلویزیون و فضاهای مجازی رو از زندگیم حذف کنم؟
4) آیا وقت و زمان کافی جهت اصلاح باورها و فرکانس هایم می گذارم؟
5) آیا مطمئن هستم کاری که می کنم خیر دنیا و سعادت آخرت رو نصیبم می کنه؟
6) آیا می توانم شور و اشتیاق روزانه ام رو واسه تمرین، یادگیری و تغییر باورهام حفظ کنم؟
7) آیا هر وقت ناامید می شوم و با چراغ قرمز روبرو می شوم می توانم به راحتی کنارشون بزنم؟
8) آیا در انجام کارهایی که من رو به رسیدن به خواسته ها و اهدافم کمک میکنه پافشاری می کنم؟
9) آیا می توانم روزانه شور، اشتیاق و حس خوب رسیدن به خواسته ها و آرزوهام رو حفظ کنم؟
10) آیا می توانم به نحوی روی باورهام کار کنم که حتی به هنگام خواب نیز از آنها استفاده کنم؟
11) آیا بطور روزانه و مستمر افکار و باورهایم رو از جملات، نوشته ها و فایل های استاد بمباران می کنم؟
12) آیا به این فکر میکنم که تمام آرزوها و اهداف بزرگی که در سر دارم و به آنها نرسیده ام تنها دلیلش نصفه و نیمه انجام دادن و عدم پشتکار خودم بوده است؟
13) آیا اهداف و آروزهایم رو که بعد از اصلاح باورهایم میخواهم در زندگیم تجلی پیدا کند رو مکتوب کرده ام و آنها را مطالعه میکنم؟
14) آیا اگر احساس بد، خیال باطل و یا وسوسه ای نیمه راه به سراغت آمد می توانم از پسش بر بیام؟
15) آیا می توانم لذت های آنی و لحظه های همچون بودن با دوستان، روابط عاطفی و….. را زیر پا له کنم؟
16) آیا می توانم فایل صوتی استاد رو بصورت روزانه و مستمر گوش بدم و تمرین های مربوط به آنها رو مدام تمرین کنم؟
17) آیا می توانم بصورت روزانه وقتی رو فراهم کنم تا باورهای محدود کننده خودم رو شناسایی کنم و راه های که از آن طریق وارد زندگیم می شوند را موشکافانه بررسی کنم؟
18) آیا توانستم وقتی از خواسته هام و آرزوهام صحبت میکنم احساس خوب و شور و شوق درونی رو حس کنم؟
19) آیا می توانم زاویه دیدم رو نسبت به خداوند، دنیای پیرامونم و اتفاقات گذشته و جدید زندگیم عوض کنم؟
20) آیا می توانم تمام هدف و تمرکزم رو بروی اصلاح باورهایم بگذارم؟
21) آیا هر وقت نتیجه ای چه کوچک چه بزرگ در زندگی می گیرم از خداوند شکرگزاری و سپاسگزاری می کنم؟
از خداوند بخاطر عضویت در سایت عباسمنش سپاسگزارم
سلام دوست عزیز هم فرکانسی اقای امین هنری
واقعا که چه زیبا بیان کردن
از برنامه ها
وتصمیم گیری های که گرفته بودین
و اون 21 ایا های که برای خودتون و دوستان هم فرکانسیت رد پای به جا گذاشتین
و چقدر کامنتی که گذاشتین پراز اگاهی بود
من که خیلی لذت بردم
دوست عزیز
می سپارمت به اغوش عاشق گرم پروردگار
با سلام
امروز نشانه من این فایل بود
دقیقا قبل این فایل با فکر کردن به ناخواسته ها و تحریک حس مقایسه و حسادت داشتم گریه میکردم
اینو مینویسم تا یادم بمونه توی این چند ماه کار کردن مداوم پاشنه آشیل ها کجاست
دیدن دوستای منفی نگر شنیدن ودیدن اخبار منفی در اینستاگرام
وبا وجود نشانه های فرااااااوان از جنس رابطه ی عالی با دوستانم و گردش و تفریح و حتی دیشب خواب دیدم دستگاه عابر بانک تو خونه مه و خیلی چیزهای دیگه باز با دیدن یک رابطه عاطفی ازینکه چرا خودم ندارمش گریه کردم
باید کار کرد باید ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
این بازو ها باید تخم مرغی بشن بعد باز هم
ادامه داد
ادامه داد
ادامه داد
من متعهدم به ادامه دادن
و متعهد تر میشم برای کنترل ورودی برای ندیدن و نشنیدن چیزهایی که دوست ندارم
اره خیلی بهتر از قبل زیبایی ها و نعمات و میبینم تحسین میکم
اماااااااااااا
ورودی های منفی چی میگن این وسط
از یه طرف درخواست ها میخواد بیاد
از یه طرف در ها قفل میشه قفل میشه
نمیشه که باید یفکری کرد باید کلید بود راه گشا بود
اره مثل خودت که راهگشایی رای خیلیها انقدر که بدون دونستن تو اعتبارت راهها رو باز میکنه
تو که انقدر نعمتی قدر خودتو بدون برو جلو که لایق بهترینهایی
سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم در سایت خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم که عضو این سایت توحیدی هستم من به خودم می بالم که خداوند مرا با استاد عباس منش آشنا کرد و هرروز خود رو ساعتها با فایل های استاد می گذرانم من یک خانم خانه دار هستم موقع غذا درست کردن سبزی پاک کردن و خونه تمیز کردن به فایل های استاد گوش میدم
و چقدر این کار ها با گوش دادن به فایل های استاد
راحت انجام میشه وخیلی کم احساس خستگی میکنم
من سال گذشته در دفتر خودم نوشتم کا درآمد من
در سال آینده ۳ برابر میشه و روی باور های خودم کار کردم امسال درست در آمدم از ۳ برابر هم بیشتر شده
مثلا قبلا همسرم هر ماه یه مقدار معین پول به حسابم واریز میکرد ولی امسال زمین به اسم خودم برام خرید وچون کارش ساخت وساز هست بیشتر پولی که بدست میاره، به حساب من واریز میکنه
ومن و کرده حساب دار خودش واز من پول میگیره برای کار ساخت وساز و اصلا کاری نداره من چقدر پول برای خودم یا خونه خرج میکنم
ومن این تحول تو زندگیمو مدیون استاد که دستی از دستان خداوند هست میدونم و ساختن باور های
مناسب
امیدوارم که همگی به خواسته هامون برسیم و جهان رو جایی بهتر برای زندگی کنیم
در پناه الله یکتا
سلام به استاد عزیز و دوستان بزرگوار
استاد عزیز من دقیقا وقتی به این فایل شما گوش دادم که نیازش داستم یعنی بووم چقدر این قانون درست عمل میکنه اصلا مغزم داره از این حد از کار درست بودن سیستم جهان منفجر میشه
من به قول شما یکی از همون آدماییم که هزارتا روش رفتن تا زبان انگلیسی یاد بگیرن و خلاصه از این کارا تا اینکه تصمیم گرفتم اصلا بیخیال زبان بشم و بووم این فایل رو دیدم یعنی انگار شما مخصوص به من داشتید صحبت میکردید اشتباهمو مثل ی سیلی زدی تو صورتم اصلا ذهنم بیدار شد گفت من تسلیمم من جبران میکنم
خیلی ازتون ممنونم برای اینکه اینقدر عاشقانه آگاهی های جهان هستی رو در اختیار ما قرار میدید
در ادامه صحبتهای استاد عزیزم من این نکته رو میخام برای خودم اضافه کنم که :
ببین حمید جان درسته که گوش کردن به فایلها مهمه و ارزش بالایی داره ولی این نکته رو هم در نظر بگیرم که تو حتی یک قدم هم باید از گفته های استاد بری بالاتر
یک قدم که چه عرض کنم بیشتر از یک قدم
و اون قدم چیه؟
عمل کردن به دانسته ها و فایلهایی که گوش کردی و گوش میکنی
عمل کردن به فایلها و آموزه ها از کجا و چه جوری شروع میشه؟
ببین خالصترینش از انجام دادن تمرینات گفته شده تو دوره هات شروع میشه
تا میتونی باید روی انجام تمرینات دقت و تمرکز کنی و براشون وقت بزاری
ببین منتظر الهامِ یک ایده خاص نباش
تو باید فقط و فقط روی انجام تمرینات تمرکز کنی
اگه تمرینات رو خوب و درست و اونطوری که گفته شده و خواسته شده انجام بدی اونوقت به خداوندی خدا قسم به هر آنچه که الان فکرشو میکنی و نمیتونی بکنی خود به خود و نا خودآگاه میرسی
اصلا نیازی به ایده های خاص و عجیب و غریب و خاص نداری
با انجام همین تمرینات باتوجه به اون پتانسیلی که در تو وجود داره به همه آنچه که میخای میرسی
خرید ماشین دلخواهت و شرایط ایده آل زندگی دلخواهت مگه چقدر بزرگه که برای رسیدن به اونها باید ایده الهامی خاصی به تو الهام بشه؟
رسیدن به آرزوها و خواسته هات که از کودکی و نوجوانی میخواستیشون خیلی آسون میشه و بدیهی و شدنی میشه فقط و فقط اگه روی انجام تمرینات تمرکز کنی و با دقت انجام بدی و وقت بزاری و نتایج انجام تمرینات رو با خودت تحلیل کنی و از این جور کارها
فقط و فقط با همین کارها به خدا به همه خواسته هایی که الان داری حتی آرزوشون رو میکنی به راحتی میرسی به راحتی میرسی
فقط کافیه تمرینات رو بطور مستمر انجامشون بدی فقط همین
آرزوهای تو چندان آرزوهای بزرگ و عجیب و غریب نیستن که ….
حمید جان تمرین انجام بده
تمرین انجام بده
تکرارشونده کن
استمرار داشته باش وقت بزار براشون
نترس هیچ اتفاق بدی رخ نمیده چون داری روی باورها و فرکانسها و ایمانت به خدا داری کار میکنی از هیچ چیز نترس
استمرار از خودت نشون بده روی انجام تمرینات
تمرکز استمرار روی انجام همین تمریناتی که استاد تو دوره ها گفته تو رو به هر آنچه که میخای میرسونه
خدایا خیلی دوستت دارم
خیلی دوستت دارن
واقعا عاشقتم
نه به خاطر تحقق خواسته هام
به خاطر اینکه دارم دوست داشتن تو رو واقعا حس میکنم
واقعا حس میکنم که واقعا واقعا منو دوست داری و دوست داشتی
تو بارها و بارها و سالها و سالها پشت در آرزوها و هر آنچه که من میخواستم منتظر من بودی تا من خودم با دست خودم در رو به روی خودم باز کنم
این من بودم که در تحقق خواسته ها و آرزوهام رو به روی خودم بسته نگه داشته بودم
یعنی فقط کافی بوده من حرف تو رو گوش میکردم و دستگیره در رو میگرفتم و در رو باز میکردم
اونوقت تو رو آنجا میدیدم با انبوهی از تحقق دقیق خواسته هام
تو همیشه منتظر قدم برداشتن من برای تحقق خواسته هام بودی تو همیشه منتظر نزول خوبیها بسوی من بودی و هستی ولی من کافر بودم و نمیدیدم
تو همیشه منتظر بودی تا من از خودم توکل و ایمان و سکوت و صبر نشون بدم تا خواسته هام رو برآورده کنی
تو خیلی خیلی بیشتر از خود من منتظرم بودی و هستی تا خواستههای بزرگتری رو وارد تجربیات زندگیم بکنی و من رشد کنم و بزرگ و بزرگتر بشم
خدایا ممنونم ازت دمت گرم و دستت درد نکنه
ممنون و سپاسگزارم ازت
خدایا دمت گرم
استاد عزیزم استادعباس منش عزیز ازت ممنون و سپاسگزارم
خدایا دوستت دارم …
عزیزمی …
دوستان گرامی در پناه الله یکتا شاد موفق پیروز و ثروتمند باشید
هر که را شد همت عالی پدید
هر چه جست،آن چیز حالی شد پدید
هر ک را یک ذره عکت دادست
کرد او خورشید را زان ذره پست
نطفه ملک جهانها همت است
پر و بال مرغ جانها همت است
(عطار)
سلام به استاد عزیزم،خانم شایسته نازنین و دوستان خوبم
یکی از باورهایی که خود من راجب این قوانین داشتم این بود که لازم نیست کار خاصی انجام بدی همین که بشینی به خواستت فکر کنی کافیه ولی متوجه شدم که قوانین جهان هم به اراده و تعهد نیاز داره و کنترل کردن ذهن هم به این راحتی نیست .
من خودم چند سال به طور مداوم کلاس زبان رفتم تا الان رسیدم به جایی که الان میتونم روان انگلیسی صحبت کنم اما خودم میدونم همچنان زبانم جای کار داره و هنوزم میتونه بهتر بشه دقیقا مثل باورهامون که همیشه جای بهتر شدن و پیشرفت داره.
مثال زبان خیلی مثال تاثیرگزاری بود باعث شد توقع ام رو یکم پایین بیارم و بفهمم که هر چقدر پول بدی آش میخوری .هرچقدر روی خودم کار کنم جهان هم به همون اندازه پاسخ میده پس بهتره بجای نگرانی راجبِ نتایج بزرگ روی نشونه های کوچیک تمرکز کنم و هربار تحسینشونم کنم تا با توجه به قانون تکامل ،تکامل خودم روطی کنم و نتایج بزرگ و بزرگ تر بشن .
کامنت 27 ام از چالش 100 کامنت
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
موضوع : تغییر باورها
مقیاس یادگیری زبان انگلیسی مقیاس، خوبی برای درک تغییر باورها هست ، و من خودم که دانشجوی زبان انگلیسی هستم کاملا منظور استاد عباسمنش را درک کردم که چقدر باید وقت بذاریم و با علاقه ادامه دهیم .
اگر به موضوع تغییر باورها ، بمنزله کسب مهارت نگاه کنیم ، اشتباه هست ، چون وقتی یک مهارتی را کسب کردیم اولش خیلی ذوق زده میشیم ولی پس از مدتی برامون عادی میشه و ذوق و شوق آن کمتر میشه.
اما اگر تغییر باورها را به منزله رسیدن به خوشبختی و داشتن آزادی مالی وزمانی و مکانی بدانیم ، همیشه و همیشه با ذوق و شوق سوزان ادامه می دهیم و لذت می بریم از این فرآیند و مسیر .
بنابراین وقتی دورهای از سایت می خریم و شروع می کنیم به کار کردن ، نباید زود منتظر نتایج بزرگ باشیم ، بلکه در ابتدای مسیر نشانه های ان ، نعمت و ثروت را می بینیم و این نشان میده که مسیر درست هست و ما باید ادامه بدهیم و استمرار داشته باشیم و به میزان تعهد و تمرکز ما نتایج هم تغییر خواهد کرد .
وقتی من این فایل را دیدم ، یاد صحبت های خوب رضا عطار روشن افتادم که می گفت ،
من وقتی وارد سایت شدم و تعهد دادم ادامه بدهم ، حالم خوب بود فایل گوش می دادم ، حالم بد بود فایل گوش می دادم ، طلبکاران زنگ می زدن من فایل گوش می دادم ، هیج نتیجه و خبری نبود باز هم من فایل گوش می دادم و تنها یک چیز برام روشن بود که چون استاد عباسمنش تونسته پس منهم می تونم و آنقدر ادامه دادم تا به موفقیت بزرگ مالی رسیدم و الان نتایج ان تلاش ها را می بینم .
بنابرین تغییر باور ها نیاز به تلاش ، علاقه و تمرکز داره و البته ارزش آن را داره که ما شبانهروز وقت بذاریم برای تغییر باور ها و ساختن شخصیت سالم .
خدایا شکرت
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس