اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام الله مهربان که هرلحظه مرا هدایت میکند به سمت کانون توجهم
خدایا هدایتم کن که بنویسم با انگشتهایم وچشمهایم که میبیند
خدایا شکرت به خاطر تمام نعمت هایت
خدایا شکرت به خاطر خودت رب خوبم
به خاطرجهان زیبایت
به خاطر سلامتی تمام اعضای بدنم
به خاطر پدر ومادرم
به خاطر استاد گلم وآگاهیهایی که به خاطر ایمان استاد به قلب استاد الهام میکنی و من هم سعی میکنم به آن عمل کنم تا زندگیم در دنیا وآخرت زیبا تر شود خدایا شکرت
به خاطر خانم شایسته
به خاطر همسر عزیزم ودو فرشته کوچکم دو دخترم شکرت
بهخاطر نعمتهایی مادی وآخرت… که خودت درسوره حمد تقلب به من رساندی که مرا هدایت کن به نعمت.. صراط الذین انعمت علیهم….
راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت کن. نه آنها که گمراه شدند
بهخاطر خانهای که به من دادی
به خاطر ماشین سنگین که با آن سفر کنم وجهانت را بیشتر تجربه کنم
به خاطر ماشین پراید که به من دادی تا امروز با آن بروم تفریح وهدایت شوم امروز به
تپه های شنی وپیست اتومبیل رانی
که از پیست برگشتم ودیدم فایل شما را که روی سایت اومده بود وچقدر مکانی که شما شما بودید ومن دیدم شبیه اون جایی که ما امروز رفتیم بود
به همسر عزیزم گفتم که خدا چقدر قشنگ هدایت میکند که در زمان مناسب ما هدایت شدیم به شنهای روان ودقیقا همین جایی که شما بودید ما هم بودیم
و من وهمسرم خواسته هامون رو به خداوند گفتیم وخداوندهم مهر تاعیدش رو زد
الله اکبر
وقانون چقدر درست عمل میکند
به خاطر موتور سیکلت
به خاطر در آمدم که به دلار کرایه گرفتم
با رفتن به دل ترسها وسفر به کشور اذربایجان
.. باکو..
که در ۳ مورد سفر چقدر هدایت شدم به زیباییها وگشتن شهر ولذت بردن ودیدن oberو نمایندگی مک دونالد امریکا
ومردم در صلح باکو
وبرجهای شعله که چقدر زیبا بود درشب
وهدایت خداوند که چقدر اعتماد به نفسم با لا رفت
ونشانه ایمان هم حرکت به دل ناشناخته هاست خداوند در ها رو باز میکنه اگه ایمان بیاریم وحرکتتتتت کنیم
و وعده خداوند حق است
به خاطر اینترنت
به خاطر موبایلم
به خاطر حساب بانکی
خدایا صد هزاران بار شکر
وچقدر قشنگ خداوند هدایت میکند
وبه قول خود خداوند
شما انسانها بسیار کم شکر گذار نعمتهایی که به شما عطا کردم هستید
وچی بگم از هدایت که هر چه بگویم
حق مطلب ادا نمیشود
خدا یا مرا هدایت کن به سمت مسیر درست به مسیر صحیح به مسیری که به من نعمت دادهای امین
سلام به استاد عزیز و پر از عشق و مریم خانم پر از انرژی و آرامش که همیشه دوست دارید ما هم از کیلومترها اون طرف تر همراه خودتون کنید
من سپاس گزاری میکنم ازتون که باعث حال خوب بقیه هم هستید …
استاد منم همیشه با توجه به صحبت هایی که از شما شنیدم همیشه دوست دارم زندگیم فقط هدایت بشه به سمت بهترین های که الله یکتا برام در نظر گرفته
خیلی برام جالب بود چند روز پیش که با همسرم سر یه موضع با هم بحثمون شد و من خیلی شدید ناراحت بودم از شرایطی که پیش اومده و خیلی از خدا گله میکردم تا اینکه ظهر شده و یه کم اوضاع آروم تر شد از خونه زدم بیرون و رفتم نهار بگیرم که هم هوام عوض بشه و اینکه نهار هم بخرم و.. بیام
تا اینکه وقتی اومدم بیرون همچین بازم تو اون شرایط یه چیزی از قلبم گذشت که یه سر به ساختمانی که داشتم میساختم بزنم و یه کار خیلی کوچولو داشتم انجام بدم و بعد برم نهار بگیرم و بیام و تو راه هم همش داشتم با خدا حرف میزدم حرف چیه یقه خدا رو گرفته بودم که چرا شرایطم اینجوری شده که باید آنقدر اعصابم بریزه به هم و…. و اینکه پس تو کجایی و…. ادامه میدادم که رسیدم به ساختمون و رفتم داخل کارگرها داشتن کار میکردن من و نگهبان تو حیاط ایستاده بودیم و صحبت میکردیم که یهو نگهبان گفت مهندس آهن از بالا داره میاد سمتت آنقدر وقت کم بود برای فرار که من صدای آهن رو شنیدم و فقط دستم رو گذاشتم رو سرم… یه باره حس کردم آهن از بین دستم و سرم که قشنگ سرم و صورتم رو نوازش کرد رد شد و افتاد رو زمین کل زمان شاید ۶ ثانیه طول نکشید انقدر لحظه عجیبی بود که نگهبان به قول خودش گفت دلم کنده شد و گفتم مهندس دیگه کارت تمام شد و من فقط اون تیکه آهن که به صورت تیز هم بود با اون سرعت چنان از موازی سرم و صورتم گذشت که حتی خطی هم روی صورتم نداخت ….
اون لحظه فقط همون جا نشستم خدارا شکر میکردم فقط به خاطر یک موضوع اونم این بود که تو شرایطی که من داخلش بودم و فکر میکردم که خدا رهام کرده چطور خدا من رو هدایت کرد به سمتی که اصلا اون لحظه تو برنامه ام نبود و چنین اتفاقی بیوفته و من متوجه بشم که خدا چقدر بهم نزدیکه و حتی به قولی از رگ گردن هم نزدیک تر و بعد از این اتفاق حالم آنقدر خوب شد که ممکن بود هر اتفاقی بیوفته حتی تا نبودن آلان من ولی آنقدر شیرین داستانش جمع شد که خدا بگه من هستم همیشه مثل همه زمان های دیگه تا الان که بودم و تو ندیدی پس با خیال راحت و با تمرکز روی خوبی ها بازم برو جلو و تا جایی که خودت بخوایی من هدایتت میکنم ….
مثل الانی که بعد از مدت ها به سایت استاد هدایت شدم و یه قابل توپ و عالی و پر از انرژی از استاد عزیزم و مریم خانم پر انرژی دیدم و کلی لذت بردم و عزمم رو جزم کردم که بیشتر رو زیبایی ها و هدایت خدا تمرکز کنم …
من صمیمانه ازتون سپاسگزارم استاد عزیز و مریم خانم پر انرژی و پر از آرامش که دارید با عشق به انسان های دیگه هم که دوست دارن فرکانسشون رو بیارن بالا کمک میکنید ..
محمد هستم یکی از بهترین مخلوق های خدای خوبی ها که همیشه من رو هدایت میکنه به سمت بهترین زمان و مکان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستان و عزیزانم
استاد بعد از چند وقت توانستم بیایم سری به سایت بزنم و میخواستم سفر به دور امریکا را ببینم تا تمرکز و انرژی بیشتر بگیرم حسم گفت همین فایل اخر را ببینم
این فایل برای من بود و تائیدی بر مسیر درستی که ادامه می دهم خدا را صد هزار مرتبه شکر
اول عرض کنم که در خصوص حوادث اخیر ایران با توجه به پیشینه ایی که داشتم و محل پرسش زیادی بودم که موضع من چیه ؟خدا را شکر چقدر از شما اموخته ام و عمل کرده ام و دیدگاهم کاملا منطبق با سیره و روش شما شده و نتیجه اش در تمام ابعاد برایم در زندگی مشخص و در دسترس هست واز توجه به ناخواسته ها و جنجالهای پوچ جدا شده ام و گفته ها و نظرات دیگران برایم بی اهمیت شده است ،اما استاد عزیز
مهم تر از ان تمرین کنترل ذهن در این یک ماه گذشته بود که بخش زیاد ان را مرهون اموزش های شما هستم که همین جا قلبآ تشکر می کنم
موضوع از این قرار بود که در قسمت ۱۴۵ سفر به دور امریکا نوشتم که به زودی از کشورهای آسیایه میانه و شهر سمرقند برایتان می نویسم
مقدمات سفر فراهم شده بود و حتی دو هزار دلار برای ویزا و هزینه های اولیه پرداخت کرده بودم ولی بدلیل بیماری مادر عزیزم قلبم گفت نرو سفر و نشانه هایی قوی هم برایم امد که الان باید کنار مادرم و در خدمت مادرم باشم
مادری که عاشقانه دوست اش داشتم و با عشق دست بوس اش بودم و الان که این مطالب را می نویسم ده روز هست که روح بزرگش پر کشید و از دنیا رفت،زنی موحد ،خوش اخلاق و بزرگ در حالی چشم بر جهانبست که دستم زیر سرش و با ارامش مثال زدنی پرواز کرد ،استاد عزیز من به جرات می گویم حداقل در چهل سال از زندگیم یک اخم حتی در دلم با مادرم نداشتم و یک رابطه فوق العاده و عاشقانه داشتیم البته هنر و جذب او بود که اگر بخواهم بنویسم چند جلد کتاب خواهد بود!و چقدر خوشحالم که خداوند هدایت کرد که به سفر نروم و به نشانه های خداوند اطمینان کردم و امروز سبک بالم و آرامش دارم که اگر رفته بودم خدا می داند که چه ناراحتی ها برای خودم و مرحوم مادرم و عزیزانم بوجود می امد
،الان که می توانم بنویسم و خودم را کنترل کنم نیز بخش خیلی زیاد از ان را باز مرهون آموزشهای شما هستم و همینجا تشکر می کنم و خدا را سپاسگزار وجود نازنینتان هستم
تماشای این فایل و توصیف نشانه ها و هدایتها و مهم تر فضای بسیار زیبا و حس روحانی که داشتیدو اشعار مولانا در اخر فایل حال معنوی من را صد چندان کرد
سفر لذت بخش و پر برکت داشته باشید از خداوند سلامتی و طول عمر با عزت برایتان ارزو می کنم
ما خانوادگی در مسیر اموزشهای شما زندگی لذت بخش وموفقی داریم خدا را شکر 🙏🙏
این حس متقابل هست شما هم فوق العاده هستی و خانواده دوست داشتنی دارید به دوستی با شما افتخار می کنم
بله مادر بسیار نازنینی داشتم که از پیش ما رفت و جالب اینکه خودش می دانست و چه زیبا رفت و خدا را شکر که با ارامش رفت و الان ما هم ارامش داریم و انشاالله در مسیر آموزه های استاد سریع تر اهدافمان را از جمله سفر را محقق می کنیم
وای مگه میشه، وای مگه میشه خدااای من، الله اکبر به این همه زیبایی وعظمت…
خدایا چی بگم آخه ازاین همه زیبایی و عظمتت که انگار نشستی دونه دونه اون تپه های شنی رو با دست نقاشی کردی، الله اکبر…من دیوانه شدم، مگه داریم این همه زیبایی یکجا!!!!
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم، اینقدددد ازاخر فیلم لذت بردم که نتونستم از اون احساسم صحبت نکنم، استاد استاد نمیدونید چه کردید بامن، احساسم فوق العاده ست، احساسم عاالیه انگار رو ابرا سوار بودم، اشک بود که سرازیر شده بود، منو از خود بیخود کرده بود… اصلا روحم به پرواز در اومد، من اینجا نبودم من تو آسمونا سِیر کردم، خدای من… چی بگم آخه، درکلمات و جملات نمیگُنجه اصلا نمیدونم چی بگم!!!
اینقد از اون فضای بهشتی و به قول شما روحانی لذت بردم که خدا میدونه فقط…
این کشور همه ی زیبایی هارو یکجا باهم داره، همههه چی هرچی که بخوای، استاد شمارو تحسین میکنم بخاطر این آزادی زمانی و مکانی ومالی ای که دارید هرجاااا که دوس دارید میرید و از نقطه به نقطه ی سفرتون لذت میبرید 👌
استاااااد وقتی گفتید میخواستید بیاید ایران کلی ذوق کردم و احساسم خوب بود اما خب هدایت خداوند جوری پیش رفت که سفر به ایران کنسل شد که این بهترین هدایت بوده و شما با فرکانس و مداری که توش هستید اگه کنسل نمیشد اصلا طبیعی نبود. شما در بهترین زمان در بهترین مکان هستید همیشه😍
انشالله به موقعش در زمان درست هدایت میشید و روی ماهتون رو اینجا میتونیم ببینیم❤️خیلی دوستتون دارم استاد 💖🌹
از خانم شایسته ی زیبا هم تشکر میکنم که همیشه با ایده هاشون مارو شگفت زده میکنند، عاشقتونم وممنون شماهستم😍❤️
امشب حس کردم یکم از مسیر دور شدم نجواها سراغم اومده بودن بخدا گفتم خدایا هدایتم کن مث هر روز حسم عالی باشه و در مسیر خودت باشم همینطوری بی هدف سایت رو باز کردم دیدم فایل جدید اومده اولش ذهنم گفت نه یه ساعته وسطش خوابت میبره فردا صب گوش کن ولی من اهمیت ندادم و فایل باز کردم رسیدم به قسمتی که شما میخواستین بیاین ایران ک کنسل شد دیگه از شدت شوق فایل رو پاز کردم که بیام بنویسم
اخه استاد جان من چند ماهه بخاطر بارداری استراحت مطلقم این بارداری هم یک ماه بعد اشنایی با شما به لطف الله میسر شد و همیشه دعاگوتون هستم که منو به خدای خودم رسوندین
خلاصه من هر روز این رویا رو دارم که شما بیاین ایران من و منم بیام ببینمتون و بغلتون کنم و اشک بریزم الانم اشکام بند نمیاد حتی از تصورش
خلاصه اگ میومدین من شاید نمیتونستم بیام ببینمتون و از نزدیک کسی که بهم زندگی کردن رو یاد میده رو ببینم و تا عمر داشتم حسرت میخوردم
استاد جانم این رو یه نشونه از طرف خداوندم دیدم که بهم گفت ببین چقد حواسم بهت هست و به فکرتم بخاطر تو همه چیزو کنسل کردم
استاد عزیزتر از جونم ایشالا بعد زایمان من بیای ایران و من بیام دوقلوهای قشنگمو نشونت بدم و چقد به خودم میبالم که شاگرد شمام و بنده ی الله ام
امروز تو یه مهمونی خانوادگی بودیم که نا خواسته صحبت ها کشیده میشد به سمت این مسائل که تو ایران هست و من خیلی سعی میکنم که از این حرفها دور باشم وکمی حالم گرفته شد اومدم خونه گفتم تنها جایی که الان حال من رو خوب میکنه رفتن به سایت اومدم سایت رو باز کردم تا بزنم رو نشانه من که یهو این عکس زیبا رو دیدم و جمله ای که روش نوشته شده بود پیروی از هدایت الهی و همزمانی ….خدای من چه همزمانی قشنگی درست تو لحظه ای که به شنیدن و دیدن این فایل احتیاج داشتم …
چه جای ملکوتی و زیبایی چقدر حس اینجا قشنگ …چه آرامش نابی …
خودم رو تصور کردم که پا برهنه روی اون شن های نرم و روان راه میرم حتی تصورش هم آرامش میده بهم …
خیلی دعای قشنگی کردین استاد و من سعی میکنم از این به بعد بیشتر از خدا بخوام تا من رو بینا و شنوا کنه به هدایت های خودش تا درک کنم تا بفهمم و عمل کنم و ایمان داشته باشم و رها کنم و بسپارم به خودش
الان که فکر میکنم تو یه زمان های از زندگیم هدایت خداوند رو قشنگ دیدم تو زندگیم جاهایی که اعتماد کردم و همه چی عالی پیش رفتم یکی از زیباترین هاش تابستون امسال بود که دلم می خواست سفر شمال رو تجربه کنم اونم تو یه کلبه روستایی ..از نت یه کلبه روستایی رو پیدا کردم و تصمیم گرفتیم که جا رزرو کنیم برا آخر هفته ولی وقتی پیام دادم بهم گفتن که رزرو گفتم اشکال نداره من تو یه زمان درست به این مکان هدایت میشم خدایا تو هدایتم کن من فقط می خوام لذت ببرم یکی دو روز بعد دوباره پیام دادم و برا هفته بعد جارزرو شد بعد رزرو جا هواشناسی منطقه رو دیدم نوشته بود تو همون دو سه روزی که قرار بود ما بریم هوا به شدت بارونی اولش یکم حالم گرفته شد اما گفتم ما میریم ان شالله که همه چی خوب پیش میره و دقیقا اون تایمی که ما رفتیم در طول روز اصلا بارون نیومد بلکه هوا ابری بود یه هوای رویایی
نه بارونی نه آفتابی یه هوای ایده آل …
و ما اون دو روز رو حسابی لذت بردیم بعد یه ساحل خیلی خلوت پیدا کردیم که کلی اونجا لذت بردیم تو کلبه روستایی چقدر فضا عالی بود بعد موقع غذا خوردن میگفتم خدایا خودت ما رو به یه رستوران عالی هدایت کن که غذا هاش خوب باشه و انگار بهمون چشمک میزد و میرفتیم غذا می خوردیم و بعد میدیدیم چقدر غدا شون عالی بود وقتی هدایت شدیم رفتیم سورتمه سواری و من که به شدت میترسیدم تجربه ش کنم و یه حسی بهم گفت این تجربه رو از دست نده و من به ترسم غلبه کردم و چه تجربه عالی بود تو دل جنگل زیبا که کلی لذت بردم … اصلا به جرات میتونم بگم بهترین مسافرت مون به شمال بود و همه ش هدایت خداوند بود که ما در زمان درست به مکان درست هدایت شدیم .
بله وقتی بسپاری به خداوند و هدایت ها رو بفهمی و اعتماد کنی به خدا همه چی عالی پیش میره استاد ازتون سپاسگزارم
سلااام سلااام به استاد عزیزم و مریم جاااان نازنین و همه ی دوستان هم فرکانسی ام🥰💖
❤این فایل رو که دیدم روحم به پرواز در اومد با شنیدن صحبت های شما؛
همیشه حرف از هدایت الله که میشه حس میکنم دارم بال در میارم و این جسم برای اون همه رشد و شوق روحم کوچیکه
هر وقت نشونه هارو تو زندگیم میبینم میگم ببین فاطیما این تازه اول راهه استاد با این همه نتایج عالی که از عمل به قوانین گرفته میگه اگه ده سال دیگه از توحید و هدایت از من بپرسن میگم ده سال قبل(یعنی الان)چیز زیادی درباره اش نمیدونستم؛حالا فکر کن قراره تا کجااااها پیش بری
خدایا شکرت😍😍😍
💖وقتی صحبت هدایت و همزمانی میشه اینقدررررر ذهنم پر میشه از اتفاقات و معجزاتی که واسم رخ داده نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم از داستان های هدایتم بنویسم …
من سال گذشته یک دفتر خریدم و گفتم فاطیما ذهن فریبکاره بیا و هربار که خدا هدایتت کرد و بهش عمل کردی و هر همزمانی که پیش اومد رو بنویس تا فراموش نکنی ،تا نجواهای شیطان که اومد سراغت این دفترو برداری و بخونی و اون نجواهارو خاموش کنی.
💖💖وقتی تو این فایل دیدم مریم جان همزمانی ها و هدایت هارو یادداشت کرده به خودم گفتم آفریییین دختر😍🥰(خودمو بیشتر از قبل باور کردم وازاین به بعد به ایده های ذهنیم که خدا الهام میکنه بیشتر بها میدم )
🌹آخرین باری که کارمو به خدا واگذار کردم و اونم به بهترین شکل که شایستهی قدرت و درایتش بود جوابمو داد همین هفته پیش بود؛آزمون عملی آرایشگری داشتم و نیاز به دونفر مدل برای ازمون که براشون تتو انجام بدم داشتم ،و جالب اینه که فقط یک روز قبل از آزمونم به من اطلاع داده بودند و توی یک روز مدل پیدا کردن برای تتو از دید اکثریت جامعه کاری خیلی سخت بودوشاید نشدنی ؛آگهی کردم اما خبری نشد ؛مرتب نجواهای شیطان به سراغم میومد که اگه مدل نیاد اگه مردود بشی منم که قانون رو از استاد یاد گرفته بودم به خودم میگفتم فاطیما الان وقت تقوا پیشه کردن و توجه به نکات مثبته و باید حالتو خوب نگه داری.آگاهانه به چیزای خوب توجه میکردم شب قبل رفتم تا وسایل و لوازمی که کم داشتم برای آزمون بخرم به فروشنده گفتم دارم برای مدل نداشته تا الان خرید میکنم.فروشنده خندید گفت مدل نیست واسه چی میخوای بری آزمون (احساس کردم با خودش گفت این دختر دیوانهست که خرید هم میکنه😁)منم تو دلم مدام با خودم تکرار میکردم من شریکی دارم که اون همه کارارو برام انجام میده💖الله💖 (جمله ای که استاد تو یکی از فایل هاش گفته بود)
شب قبل وسایلمو آماده کردم
صبح که چشمم باز شد نگام افتاد به جمله ی روی آینه ام :❤خدایا من نمیدونم،تو میدونی،تو میتونی،تو برای من انجامش بده❤
با خودم گفتم خدایا وظیفه من اینه وسایلمو بردارم و برم برای آزمون تو هم مدلارو اوکی کن و بیار خداجووونم
وقتی رفتم مسئول ازمون گفت بدون مدل کجا پاشدی اومدی
گفتم حالا مدل هم پیدا میشه ،اگه قرار باشه ازمون بدم خدا درستش میکنه
۵دقیقه نشد به طرز معجزهآسایی مدل جور شد
با توکل به خودش و اعتماد بنفس کارمو انجام دادم جالبه که بین ۱۳ نفر از همه عالی تر کار کردم و آخر ساعت همه میگفتن آفرین چقدر کارت عالی شده
💖🥰تو دلم گفتم آره من یه شریکی دارم که همه کارارو اون برام انجام میده💖🥰
❤💖زندگی من پر شده ازین همزمانی ها و هدایت های بینظیر خدا که همیشه اشک شوق از چشمام جاری میشه.زندگی برام آسون شده ،کارام راحت پیش میره و من این حال و احساس خوب رو اول مدیون خداوند هستم بخاطر قوانین بدون تغییرش و بعد سپاسگزار شما استاااد عزیزم که به این سادگی قوانین را به ما آموزش میدید😘😘😘
واااو خدای من چقققدرزییاست چقدرزیبایی های فراوان ومتنوع وفوق العاده ای هس خدای من شکرت واقعا روحانی هس.تحسینتون میکنم بخاطر این حداز رهایی وتسلیم وتوحید وعمل به قانون واقعا تحسین برانگیزه ونوش جانتون این نعمتها.منم هروقت رها بودم خواسته هام اجابت شده.
الللله اکبربه این خدای خوبم عاشقتم خداجووووونم الهی شککککرکه نتونستین بیاین ایران چون من هنوزنتیجه ای که باید نگرفتم این خواسته ی من بوده که تا من نتیجه نگرقتم خداجون استاد نیاد ایران وچقد ازاینکه گفتین ایران هم برای اومدنتون ذوق کردم هم برای نیمدنتون.چقدقشنگ خداهدایت کرد.بعدم که هدایت شدین به دیدن بچه های سایت که دوس داشتین چقدقشنگ خدابرنامه میچینه.
واقعا من وقتی روی خودم کار میکنم لذت وآرامش وزیبایی وآدمای خیلی خوبی رو جذب میکنم حتی این سریال سفرب دورآمریکا ک رفتین قسمت آبفشان که رفتین آبشاربودخیلی دلم خواست وامروز خداهدایتم کرد به هوای بهشتی به سرسبزی وکوه وآبشار خدایاشکرت.وخیلی اتفاقای زیادی برام افتاده.وقتی گفتین سفرخارج گفتم کاش استادمیگف کدوم کشور ونشونه ای براش اومده که بلافاصله گفتین.
واقعا اگرعشقت خدا باشه تنهاخداروبپرسیتی وازخدایاری بطلبی توبهشتی.خدایاشکرت تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم ماراب راه راست هدایت کن رله کسانی که به آنهانعمت داده ای نه راه گمراهان ونه راه آنان که خشم گرفتی.
سلام به آقای عباس منش و خانم شایسته ی نازنین و دوستان عزیزم…چقدر این فایل عالی و زیبا بود…راستشو بخواید این چند روز کلااااا از طرف خدا هدایت شدم،هدایتهای عااالیییی…بذارید اول بگم که ماجرا از چه قرار بود.راستش من این چند روز یه حس عجیبی نسبت به خدا داشتم و الآن هم دارم ولی فک کنم داره کم میشه.حس من تو اون چند روز به خدا،یه چیزی شبیه یه عتیقه بود که نسل اندر نسل به من رسیده بود،عتیقه ای که نمیدونستم چیه و فقط تو گوشم گفته بودن خیلی ارزشمنده و باید ازش مراقبت کنی.نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ولی حس عشق نبود.حس ترس بود.ترس از خراب شدن اون عتیقه…الآنم اینطوریه ولی باورتون میشه چقدررر خدا تو این چند روز هدایتم کرد؟!من به خودم مغرور شدم…میگفتم خب این وسط من دارم تلاش میکنم خدا چی کار میکنه؟همه چی نتیجه ی تلاش خودمه و خودم خودم میکردم!و هنوزم با نجواهای شیطان یه همچین حس هایی هست…ولی میبینم خدا هنوووووزم دوستم داره،میبینم چقدر عاشق بنده هاشه...اولای این حس غرور که بود بصورت هدایتی رفتم فیلم مریم مقدس رو ببینم.وقتی فیلم و میدیدم،میگفتم خوش بحال مریم که همچین دختری بوده.بعد عبادت های مریم که توی فیلم به تصویر کشیده شده بود رو من تاثیری گذاشت.خیلی جالب بود.بعدا به فیلم های استاد هدایت شدم،یکی قسمت قبلی سفر به دور آمریکا بود و یکی ام قسمت ۱۶۰+۱ بود.چقدر من لذت میبردم،اینکه تو قسمت قبلی استاد و خانم شایسته با عشق از هدایت های الهی صحبت میکردن،یا توی ۱۶۰+۱ که یه کامنتی خوندم از مجید عزیز که در مورد پایبندی به آموزه هایی که یاد میگیریم بود،باورتون نمیشه به طرز زیبایی همه ی اینا برای من هدایت بودن…حتی الآنم با مرورشون چیزای جدیدتر دارم یاد میگیرم!همین الآن متوجه شدم خب کیانا اون آموزه ها الآن جلووووتن!خب تو باید یاد بگیری تو باید قبووول کنی!علاوه بر اینها،مدام انکار سخنان خدا روی لبام میومد.میگفتم ((کیانا ببین اگه تو کافر باشی،کل نشانه های دنیا رو بریزن جلوت قبول نمیکنی تمام،نه اگه باایمان باشی با یه نشونه ی کوچیکم همه چی حل میشه!))اینا برام مصداق هدایتن.علاوه بر این یه حرف دیگه ای که از طرف خدا بود و بر زبانم جاری شد این بود(( کیانا ته ته دلت میدونی بدون کمک خدا نمیتونی به جایی برسی.))اینا فقط نجواهای شیطانن،.پس تو تهش میدونی یه خدایی هست.یه قدرت برتری که بدون اون تککککک و تنهایی.یا یه بیتی از پروین اعتصامی که تو فارسی مون بود:مپیچ از راه راست بر راه کج،چو در هست حاجت به دیوار نیست…امشب با خودم میگفتم خب راه راست هست،بهت گفتن،کلی آدما ازش تجربه دارن،چرا راه بد و انتخاب کنی؟!😄هدایت از این واضحتر برام؟باورتون میشه همه ی اینا پشت سرهم اتفاق میافتاد و انگار خدا یه لحظه ام دست از سرم برنمیداشت،مثل یه عاشق واقعی دنبالم میومد تا هدایتم کنه،خود واقعیش و بهم نشون بده…دیشب این نشونه ها به ذهنم اومد…باورتون میشه کمی اشک ریختم و به عشق خدا با قدرتی که خودش بهم داده براش یه شعر نوشتم؟🥺😁بعد آخه قبل این،که میگفتم استعداد نویسندگی که دارم همش خودم خودمه و از اینجور چیزا،در حین تشریح مسائلم😁یه صدای یهووووییی از خدا جونم شنیدم،بهم گفت خب تو لیاقت اتو بهم ثابت کردی که من این استعداد رو بهت دادم!❤یه پیامی پر از عشق که اصلا نمیخواد مخاطبش سرخورده بشه😍وای خدای من!عالیه عالی…الآنم خدا جونم هررررر لحظه پیشمه…تو همون زمان،یه ویدیو تو فضای مجازی دیدم،آیه ای از قرآن بود که گفته بود ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم،بعد یه آهنگ بینهایت زیبا روش گذاشته بودن که توصیه میکنم اگر دوسست داشتین حتما لودش کنید و البتهههه!مخاطبمان خدا باشه😉آهنگ نزدیک تر از رگم محمد لطفی بود.اونقدر زیبا ادیت کرده بودن که کاش توانایی شو داشتم تو همین سایت بذارم تا ببینیدش😄میگفت نزدیکتر از رگم چجوری بت بگم نمیدونی مگه دق میکنم اگه دورت کنن ازم…وای که چقدر حرف دل من بود!من دق میکردم اگه خدا رو ازم دور کنن،دور کنن که نهههه!دور کنممم!چون هر چیزی نتیجه ی رفتار خودمه!خلاصه اینکه عالیییی بود همه چی و الآن که دارم مینویسم یک حس خالی بودن از همه چی رو دارم که آرامبخش و زیباست.این یکی از عالی تدین هدایت هام بود.یکی دیگه اش این بود که من چون امسال آزمون تیزهوشان نهم به دهم دارم،دیروز رو درس نخونده بودم و همینطوری برا وقت تلف کردن رفتم تو نت زدم برا قبولی تو فرزانگان یک تهران چن ساعت باید درس بخونم.کلی چیز میز خوندم و بعد اومدم سایت.خیلی یهویی رفتم قسمت ۱۶۰+۱ که قبلا نرفته بودم ببینمش رو ببینم.علاوه بر اینکه خیلییییی فایل شادی بود،یه هدایت بی نظیر هم از طرف الله عاشق،شدم.اون هدایت این بود که استاد تو فایل گفتن بچه ها ببینید شما باید بگید اگه یک نفری تو حرفه ای که من دوستش دارم موفق شده پس منم موفق میشم!ولی باید توجه کنممم،هر کی راه خودشو داره،منم برا رسیدن به اون موفقیت باید راه خودم رو برم!و ایتطور شد که هدایت شدم بله!کیانا تو نباید راه و روش بچه های پذیرفته شده رو کپی کنی،بلکه باید به خودت امیدوار باشی ولی تلاش کنی به روش خودت!وای خدای من شکرت برا این همه عشقی که به ما میدی!😁وای خیلی گفتم فکر کنم…کلا خیلی ذوق زده بودم برا این فایل،در کل که این فایل هم اومد و من به اونجایی رسیدم که استاد گفت ((من اهل منم منم نیستم و هررررر چی دارم از خداست.))و چقدر زیباست هدایت های الهی…من رو هم هدایت کرد،متوجه شدم من رو هم دوس داره،عاشقمه،هر لحظه میخواد پیشش باشم...من دقیقا میخواستم یه فرصتی پیش بیاد تا این حرفارو تو سایت بگم و با این فایل خدا هدایتمون گرد و فرصتش پیش اومد…بینظیره…خدا رو شکر خدا رو شکر…خدا رو شکر برا وجود خودش،دست های قدرتمندش مثل استاد،دوستای هم فرکانس خوبی مثل شما...ببخشید اگه طولانی بود ولی گفتم بگم چون استاد در آخر گفتن مثال هاتونو بگید تا ایمان ماهم افزایش پیدا کنه…همین…شما رو به خدای عاشق و بزرگ میسپارم…❤❤❤
به خدا الان که این فایلو گوش میدم اشک از چشمام جاری شده،یک بار فایل تصویری رو ظهر تماشا کردم و عشق کردم و الان هم فایل صوتی رو گوش دادم و هزار بار دیگه باید ببینم و بشنوم و نمیتونم از حالم بگم
استاد جان نمیدونید چه انقلابی رو توی زندگی ماهایی که همراه شما هستیم ایجاد کردید و نمیدونید چقدر ما خوشبختیم که شمارو داریم،تو این روزا که همه جا خبر از درگیری و ناراحتی و غم و غصه است شما مارو همراه کردید توی بهشت خودتون و چه خدایی دارم من که به منم گفته بیا سایت و فایلای سفر به دور امریکا رو ببین و همراه استاد و مریم جانمباش و لذت ببر و عشق کن
و چه خدایی رو نشون ما دادید و چقدر من در گمراهی بودم و شما راه رو نشون دادید و میدید و چقدر سخاوتمندانه شادیاتون رو با ما سهیم میشید
نمیتونم از رابطه عاشقانه شما نگم ،از اون احترام از اون عشق واقعی و زندگی یعنی این،ارامش یعنی این،بدون فیلم بازی کردن،و این حس واقعیه چون کاملا به دل می شینه و چقدر با عشق برای ما فایل تهیه میکنید و لیاقت شما لیاقت دل شما جاییه که هستید
چند روزی بود که دنبال هدایت بودم،دنبال جواب گرفتن از خدا بودم ولی چون درونم اشفته بود جواب نمیگرفتم،یکم اروم شدم،شگر گزاری کردم، با خدا حرف زدم وخدا امروز گفت برو سایت و هدایتم کرد به فایل جدید و خدای من همه جواب من اینجاست
چیزی که من همیشه دنبالشم،هدایت و چقدر این واژه دل نشینه و چقدر هدایت شدن دل نشینه و چه خدایی دارم من که هر لحظه جوابمو میده
میگه به ناخواسته ها توجه نکن،خوبی میخای به خوبیا توجه کن به خواسته هات توجه کن تسلیم شو،ارام شو و من کنارتم و منم میخام مثل استاد باشم رو شونه خدا بشینم
همین فایل هدایت خدا بود برام زمانی که تسلیم شدم،زمانی که گفتم من نمیدونم تو هدایتم کن تو جوابم رو بده و بارها و بارها و بارها باید این فایل رو ببینم و بشنوم عشق کنم و همراه شما باشم توب این سفر فوق العاده تون
به نام الله مهربان که هرلحظه مرا هدایت میکند به سمت کانون توجهم
خدایا هدایتم کن که بنویسم با انگشتهایم وچشمهایم که میبیند
خدایا شکرت به خاطر تمام نعمت هایت
خدایا شکرت به خاطر خودت رب خوبم
به خاطرجهان زیبایت
به خاطر سلامتی تمام اعضای بدنم
به خاطر پدر ومادرم
به خاطر استاد گلم وآگاهیهایی که به خاطر ایمان استاد به قلب استاد الهام میکنی و من هم سعی میکنم به آن عمل کنم تا زندگیم در دنیا وآخرت زیبا تر شود خدایا شکرت
به خاطر خانم شایسته
به خاطر همسر عزیزم ودو فرشته کوچکم دو دخترم شکرت
بهخاطر نعمتهایی مادی وآخرت… که خودت درسوره حمد تقلب به من رساندی که مرا هدایت کن به نعمت.. صراط الذین انعمت علیهم….
راه کسانی که به آنها نعمت دادهای هدایت کن. نه آنها که گمراه شدند
بهخاطر خانهای که به من دادی
به خاطر ماشین سنگین که با آن سفر کنم وجهانت را بیشتر تجربه کنم
به خاطر ماشین پراید که به من دادی تا امروز با آن بروم تفریح وهدایت شوم امروز به
تپه های شنی وپیست اتومبیل رانی
که از پیست برگشتم ودیدم فایل شما را که روی سایت اومده بود وچقدر مکانی که شما شما بودید ومن دیدم شبیه اون جایی که ما امروز رفتیم بود
به همسر عزیزم گفتم که خدا چقدر قشنگ هدایت میکند که در زمان مناسب ما هدایت شدیم به شنهای روان ودقیقا همین جایی که شما بودید ما هم بودیم
و من وهمسرم خواسته هامون رو به خداوند گفتیم وخداوندهم مهر تاعیدش رو زد
الله اکبر
وقانون چقدر درست عمل میکند
به خاطر موتور سیکلت
به خاطر در آمدم که به دلار کرایه گرفتم
با رفتن به دل ترسها وسفر به کشور اذربایجان
.. باکو..
که در ۳ مورد سفر چقدر هدایت شدم به زیباییها وگشتن شهر ولذت بردن ودیدن oberو نمایندگی مک دونالد امریکا
ومردم در صلح باکو
وبرجهای شعله که چقدر زیبا بود درشب
وهدایت خداوند که چقدر اعتماد به نفسم با لا رفت
ونشانه ایمان هم حرکت به دل ناشناخته هاست خداوند در ها رو باز میکنه اگه ایمان بیاریم وحرکتتتتت کنیم
و وعده خداوند حق است
به خاطر اینترنت
به خاطر موبایلم
به خاطر حساب بانکی
خدایا صد هزاران بار شکر
وچقدر قشنگ خداوند هدایت میکند
وبه قول خود خداوند
شما انسانها بسیار کم شکر گذار نعمتهایی که به شما عطا کردم هستید
وچی بگم از هدایت که هر چه بگویم
حق مطلب ادا نمیشود
خدا یا مرا هدایت کن به سمت مسیر درست به مسیر صحیح به مسیری که به من نعمت دادهای امین
به امید دیدار در زمان مناسب در مکان مناسب
توسط خداوندی که ما فوق تصورهاست
امیییییین💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸😘😘😘😘😘😘
سلام به استاد عزیز و پر از عشق و مریم خانم پر از انرژی و آرامش که همیشه دوست دارید ما هم از کیلومترها اون طرف تر همراه خودتون کنید
من سپاس گزاری میکنم ازتون که باعث حال خوب بقیه هم هستید …
استاد منم همیشه با توجه به صحبت هایی که از شما شنیدم همیشه دوست دارم زندگیم فقط هدایت بشه به سمت بهترین های که الله یکتا برام در نظر گرفته
خیلی برام جالب بود چند روز پیش که با همسرم سر یه موضع با هم بحثمون شد و من خیلی شدید ناراحت بودم از شرایطی که پیش اومده و خیلی از خدا گله میکردم تا اینکه ظهر شده و یه کم اوضاع آروم تر شد از خونه زدم بیرون و رفتم نهار بگیرم که هم هوام عوض بشه و اینکه نهار هم بخرم و.. بیام
تا اینکه وقتی اومدم بیرون همچین بازم تو اون شرایط یه چیزی از قلبم گذشت که یه سر به ساختمانی که داشتم میساختم بزنم و یه کار خیلی کوچولو داشتم انجام بدم و بعد برم نهار بگیرم و بیام و تو راه هم همش داشتم با خدا حرف میزدم حرف چیه یقه خدا رو گرفته بودم که چرا شرایطم اینجوری شده که باید آنقدر اعصابم بریزه به هم و…. و اینکه پس تو کجایی و…. ادامه میدادم که رسیدم به ساختمون و رفتم داخل کارگرها داشتن کار میکردن من و نگهبان تو حیاط ایستاده بودیم و صحبت میکردیم که یهو نگهبان گفت مهندس آهن از بالا داره میاد سمتت آنقدر وقت کم بود برای فرار که من صدای آهن رو شنیدم و فقط دستم رو گذاشتم رو سرم… یه باره حس کردم آهن از بین دستم و سرم که قشنگ سرم و صورتم رو نوازش کرد رد شد و افتاد رو زمین کل زمان شاید ۶ ثانیه طول نکشید انقدر لحظه عجیبی بود که نگهبان به قول خودش گفت دلم کنده شد و گفتم مهندس دیگه کارت تمام شد و من فقط اون تیکه آهن که به صورت تیز هم بود با اون سرعت چنان از موازی سرم و صورتم گذشت که حتی خطی هم روی صورتم نداخت ….
اون لحظه فقط همون جا نشستم خدارا شکر میکردم فقط به خاطر یک موضوع اونم این بود که تو شرایطی که من داخلش بودم و فکر میکردم که خدا رهام کرده چطور خدا من رو هدایت کرد به سمتی که اصلا اون لحظه تو برنامه ام نبود و چنین اتفاقی بیوفته و من متوجه بشم که خدا چقدر بهم نزدیکه و حتی به قولی از رگ گردن هم نزدیک تر و بعد از این اتفاق حالم آنقدر خوب شد که ممکن بود هر اتفاقی بیوفته حتی تا نبودن آلان من ولی آنقدر شیرین داستانش جمع شد که خدا بگه من هستم همیشه مثل همه زمان های دیگه تا الان که بودم و تو ندیدی پس با خیال راحت و با تمرکز روی خوبی ها بازم برو جلو و تا جایی که خودت بخوایی من هدایتت میکنم ….
مثل الانی که بعد از مدت ها به سایت استاد هدایت شدم و یه قابل توپ و عالی و پر از انرژی از استاد عزیزم و مریم خانم پر انرژی دیدم و کلی لذت بردم و عزمم رو جزم کردم که بیشتر رو زیبایی ها و هدایت خدا تمرکز کنم …
من صمیمانه ازتون سپاسگزارم استاد عزیز و مریم خانم پر انرژی و پر از آرامش که دارید با عشق به انسان های دیگه هم که دوست دارن فرکانسشون رو بیارن بالا کمک میکنید ..
محمد هستم یکی از بهترین مخلوق های خدای خوبی ها که همیشه من رو هدایت میکنه به سمت بهترین زمان و مکان
خدایا هزاران مرتبه شکرت
بنام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستان و عزیزانم
استاد بعد از چند وقت توانستم بیایم سری به سایت بزنم و میخواستم سفر به دور امریکا را ببینم تا تمرکز و انرژی بیشتر بگیرم حسم گفت همین فایل اخر را ببینم
این فایل برای من بود و تائیدی بر مسیر درستی که ادامه می دهم خدا را صد هزار مرتبه شکر
اول عرض کنم که در خصوص حوادث اخیر ایران با توجه به پیشینه ایی که داشتم و محل پرسش زیادی بودم که موضع من چیه ؟خدا را شکر چقدر از شما اموخته ام و عمل کرده ام و دیدگاهم کاملا منطبق با سیره و روش شما شده و نتیجه اش در تمام ابعاد برایم در زندگی مشخص و در دسترس هست واز توجه به ناخواسته ها و جنجالهای پوچ جدا شده ام و گفته ها و نظرات دیگران برایم بی اهمیت شده است ،اما استاد عزیز
مهم تر از ان تمرین کنترل ذهن در این یک ماه گذشته بود که بخش زیاد ان را مرهون اموزش های شما هستم که همین جا قلبآ تشکر می کنم
موضوع از این قرار بود که در قسمت ۱۴۵ سفر به دور امریکا نوشتم که به زودی از کشورهای آسیایه میانه و شهر سمرقند برایتان می نویسم
مقدمات سفر فراهم شده بود و حتی دو هزار دلار برای ویزا و هزینه های اولیه پرداخت کرده بودم ولی بدلیل بیماری مادر عزیزم قلبم گفت نرو سفر و نشانه هایی قوی هم برایم امد که الان باید کنار مادرم و در خدمت مادرم باشم
مادری که عاشقانه دوست اش داشتم و با عشق دست بوس اش بودم و الان که این مطالب را می نویسم ده روز هست که روح بزرگش پر کشید و از دنیا رفت،زنی موحد ،خوش اخلاق و بزرگ در حالی چشم بر جهانبست که دستم زیر سرش و با ارامش مثال زدنی پرواز کرد ،استاد عزیز من به جرات می گویم حداقل در چهل سال از زندگیم یک اخم حتی در دلم با مادرم نداشتم و یک رابطه فوق العاده و عاشقانه داشتیم البته هنر و جذب او بود که اگر بخواهم بنویسم چند جلد کتاب خواهد بود!و چقدر خوشحالم که خداوند هدایت کرد که به سفر نروم و به نشانه های خداوند اطمینان کردم و امروز سبک بالم و آرامش دارم که اگر رفته بودم خدا می داند که چه ناراحتی ها برای خودم و مرحوم مادرم و عزیزانم بوجود می امد
،الان که می توانم بنویسم و خودم را کنترل کنم نیز بخش خیلی زیاد از ان را باز مرهون آموزشهای شما هستم و همینجا تشکر می کنم و خدا را سپاسگزار وجود نازنینتان هستم
تماشای این فایل و توصیف نشانه ها و هدایتها و مهم تر فضای بسیار زیبا و حس روحانی که داشتیدو اشعار مولانا در اخر فایل حال معنوی من را صد چندان کرد
سفر لذت بخش و پر برکت داشته باشید از خداوند سلامتی و طول عمر با عزت برایتان ارزو می کنم
ما خانوادگی در مسیر اموزشهای شما زندگی لذت بخش وموفقی داریم خدا را شکر 🙏🙏
سلام خدمت عموی عزیزم
که مثل پدر دوستش دارم .
عمو جان همیشه الگوی خوبی برای من و همه دوستان بودید .
همیشه تحسینتون میکنم . و همیشه براتون آرزوی خوشبختی و سعادتمندی دارم .
امیدوارم خداوند سایه ی شما رو برای ما و خانوادتون حفظ کنه .
و خداوند مادر عزیزتون رو رحمت کنه که همچین مردی رو تربیت کردن .
و روحشون شاد باشه ، که مطمئناً هست.
انشاالله که خیلی زود مقدمات سفرتون آماده بشه و یک سفر بی نظیر رو تجربه کنید .
خیلی دوستتون دارم .
با عشق هادی
سلام هادی جان
ممنونم عزیزم
این حس متقابل هست شما هم فوق العاده هستی و خانواده دوست داشتنی دارید به دوستی با شما افتخار می کنم
بله مادر بسیار نازنینی داشتم که از پیش ما رفت و جالب اینکه خودش می دانست و چه زیبا رفت و خدا را شکر که با ارامش رفت و الان ما هم ارامش داریم و انشاالله در مسیر آموزه های استاد سریع تر اهدافمان را از جمله سفر را محقق می کنیم
شاد و سلامت و ثروتمند باشید🙏🙏❤️
وای مگه میشه، وای مگه میشه خدااای من، الله اکبر به این همه زیبایی وعظمت…
خدایا چی بگم آخه ازاین همه زیبایی و عظمتت که انگار نشستی دونه دونه اون تپه های شنی رو با دست نقاشی کردی، الله اکبر…من دیوانه شدم، مگه داریم این همه زیبایی یکجا!!!!
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم، اینقدددد ازاخر فیلم لذت بردم که نتونستم از اون احساسم صحبت نکنم، استاد استاد نمیدونید چه کردید بامن، احساسم فوق العاده ست، احساسم عاالیه انگار رو ابرا سوار بودم، اشک بود که سرازیر شده بود، منو از خود بیخود کرده بود… اصلا روحم به پرواز در اومد، من اینجا نبودم من تو آسمونا سِیر کردم، خدای من… چی بگم آخه، درکلمات و جملات نمیگُنجه اصلا نمیدونم چی بگم!!!
خدایا چی داشتم میدیدم من، استاد کجا رفتید شما، استاد اونجا خوده بهشت بود، اصلا مگه داریم همچین چیزی! شن های سفید!! کجای دنیا چندتا ازاینا داریم مگه؟! وای خدایااا… الله اکبر.
استاد ازتون ممنونم استاد نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم استاد شما چه میکنید باما !!
اینقد از اون فضای بهشتی و به قول شما روحانی لذت بردم که خدا میدونه فقط…
این کشور همه ی زیبایی هارو یکجا باهم داره، همههه چی هرچی که بخوای، استاد شمارو تحسین میکنم بخاطر این آزادی زمانی و مکانی ومالی ای که دارید هرجاااا که دوس دارید میرید و از نقطه به نقطه ی سفرتون لذت میبرید 👌
استاااااد وقتی گفتید میخواستید بیاید ایران کلی ذوق کردم و احساسم خوب بود اما خب هدایت خداوند جوری پیش رفت که سفر به ایران کنسل شد که این بهترین هدایت بوده و شما با فرکانس و مداری که توش هستید اگه کنسل نمیشد اصلا طبیعی نبود. شما در بهترین زمان در بهترین مکان هستید همیشه😍
انشالله به موقعش در زمان درست هدایت میشید و روی ماهتون رو اینجا میتونیم ببینیم❤️خیلی دوستتون دارم استاد 💖🌹
از خانم شایسته ی زیبا هم تشکر میکنم که همیشه با ایده هاشون مارو شگفت زده میکنند، عاشقتونم وممنون شماهستم😍❤️
در پناه خدا همیشه شاد و سلامت باشید🥺😍❤️
سلام استاد قشنگم
امشب حس کردم یکم از مسیر دور شدم نجواها سراغم اومده بودن بخدا گفتم خدایا هدایتم کن مث هر روز حسم عالی باشه و در مسیر خودت باشم همینطوری بی هدف سایت رو باز کردم دیدم فایل جدید اومده اولش ذهنم گفت نه یه ساعته وسطش خوابت میبره فردا صب گوش کن ولی من اهمیت ندادم و فایل باز کردم رسیدم به قسمتی که شما میخواستین بیاین ایران ک کنسل شد دیگه از شدت شوق فایل رو پاز کردم که بیام بنویسم
اخه استاد جان من چند ماهه بخاطر بارداری استراحت مطلقم این بارداری هم یک ماه بعد اشنایی با شما به لطف الله میسر شد و همیشه دعاگوتون هستم که منو به خدای خودم رسوندین
خلاصه من هر روز این رویا رو دارم که شما بیاین ایران من و منم بیام ببینمتون و بغلتون کنم و اشک بریزم الانم اشکام بند نمیاد حتی از تصورش
خلاصه اگ میومدین من شاید نمیتونستم بیام ببینمتون و از نزدیک کسی که بهم زندگی کردن رو یاد میده رو ببینم و تا عمر داشتم حسرت میخوردم
استاد جانم این رو یه نشونه از طرف خداوندم دیدم که بهم گفت ببین چقد حواسم بهت هست و به فکرتم بخاطر تو همه چیزو کنسل کردم
استاد عزیزتر از جونم ایشالا بعد زایمان من بیای ایران و من بیام دوقلوهای قشنگمو نشونت بدم و چقد به خودم میبالم که شاگرد شمام و بنده ی الله ام
حالا برم بقیه فایل رو ببینم
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی
من وحیده ام …
امروز تو یه مهمونی خانوادگی بودیم که نا خواسته صحبت ها کشیده میشد به سمت این مسائل که تو ایران هست و من خیلی سعی میکنم که از این حرفها دور باشم وکمی حالم گرفته شد اومدم خونه گفتم تنها جایی که الان حال من رو خوب میکنه رفتن به سایت اومدم سایت رو باز کردم تا بزنم رو نشانه من که یهو این عکس زیبا رو دیدم و جمله ای که روش نوشته شده بود پیروی از هدایت الهی و همزمانی ….خدای من چه همزمانی قشنگی درست تو لحظه ای که به شنیدن و دیدن این فایل احتیاج داشتم …
چه جای ملکوتی و زیبایی چقدر حس اینجا قشنگ …چه آرامش نابی …
خودم رو تصور کردم که پا برهنه روی اون شن های نرم و روان راه میرم حتی تصورش هم آرامش میده بهم …
خیلی دعای قشنگی کردین استاد و من سعی میکنم از این به بعد بیشتر از خدا بخوام تا من رو بینا و شنوا کنه به هدایت های خودش تا درک کنم تا بفهمم و عمل کنم و ایمان داشته باشم و رها کنم و بسپارم به خودش
الان که فکر میکنم تو یه زمان های از زندگیم هدایت خداوند رو قشنگ دیدم تو زندگیم جاهایی که اعتماد کردم و همه چی عالی پیش رفتم یکی از زیباترین هاش تابستون امسال بود که دلم می خواست سفر شمال رو تجربه کنم اونم تو یه کلبه روستایی ..از نت یه کلبه روستایی رو پیدا کردم و تصمیم گرفتیم که جا رزرو کنیم برا آخر هفته ولی وقتی پیام دادم بهم گفتن که رزرو گفتم اشکال نداره من تو یه زمان درست به این مکان هدایت میشم خدایا تو هدایتم کن من فقط می خوام لذت ببرم یکی دو روز بعد دوباره پیام دادم و برا هفته بعد جارزرو شد بعد رزرو جا هواشناسی منطقه رو دیدم نوشته بود تو همون دو سه روزی که قرار بود ما بریم هوا به شدت بارونی اولش یکم حالم گرفته شد اما گفتم ما میریم ان شالله که همه چی خوب پیش میره و دقیقا اون تایمی که ما رفتیم در طول روز اصلا بارون نیومد بلکه هوا ابری بود یه هوای رویایی
نه بارونی نه آفتابی یه هوای ایده آل …
و ما اون دو روز رو حسابی لذت بردیم بعد یه ساحل خیلی خلوت پیدا کردیم که کلی اونجا لذت بردیم تو کلبه روستایی چقدر فضا عالی بود بعد موقع غذا خوردن میگفتم خدایا خودت ما رو به یه رستوران عالی هدایت کن که غذا هاش خوب باشه و انگار بهمون چشمک میزد و میرفتیم غذا می خوردیم و بعد میدیدیم چقدر غدا شون عالی بود وقتی هدایت شدیم رفتیم سورتمه سواری و من که به شدت میترسیدم تجربه ش کنم و یه حسی بهم گفت این تجربه رو از دست نده و من به ترسم غلبه کردم و چه تجربه عالی بود تو دل جنگل زیبا که کلی لذت بردم … اصلا به جرات میتونم بگم بهترین مسافرت مون به شمال بود و همه ش هدایت خداوند بود که ما در زمان درست به مکان درست هدایت شدیم .
بله وقتی بسپاری به خداوند و هدایت ها رو بفهمی و اعتماد کنی به خدا همه چی عالی پیش میره استاد ازتون سپاسگزارم
بابت این فایل زیبا که کلی حال من رو خوب کرد
ایاک نعبد و ایاک نستعین
سلااام سلااام به استاد عزیزم و مریم جاااان نازنین و همه ی دوستان هم فرکانسی ام🥰💖
❤این فایل رو که دیدم روحم به پرواز در اومد با شنیدن صحبت های شما؛
همیشه حرف از هدایت الله که میشه حس میکنم دارم بال در میارم و این جسم برای اون همه رشد و شوق روحم کوچیکه
هر وقت نشونه هارو تو زندگیم میبینم میگم ببین فاطیما این تازه اول راهه استاد با این همه نتایج عالی که از عمل به قوانین گرفته میگه اگه ده سال دیگه از توحید و هدایت از من بپرسن میگم ده سال قبل(یعنی الان)چیز زیادی درباره اش نمیدونستم؛حالا فکر کن قراره تا کجااااها پیش بری
خدایا شکرت😍😍😍
💖وقتی صحبت هدایت و همزمانی میشه اینقدررررر ذهنم پر میشه از اتفاقات و معجزاتی که واسم رخ داده نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم از داستان های هدایتم بنویسم …
من سال گذشته یک دفتر خریدم و گفتم فاطیما ذهن فریبکاره بیا و هربار که خدا هدایتت کرد و بهش عمل کردی و هر همزمانی که پیش اومد رو بنویس تا فراموش نکنی ،تا نجواهای شیطان که اومد سراغت این دفترو برداری و بخونی و اون نجواهارو خاموش کنی.
💖💖وقتی تو این فایل دیدم مریم جان همزمانی ها و هدایت هارو یادداشت کرده به خودم گفتم آفریییین دختر😍🥰(خودمو بیشتر از قبل باور کردم وازاین به بعد به ایده های ذهنیم که خدا الهام میکنه بیشتر بها میدم )
🌹آخرین باری که کارمو به خدا واگذار کردم و اونم به بهترین شکل که شایستهی قدرت و درایتش بود جوابمو داد همین هفته پیش بود؛آزمون عملی آرایشگری داشتم و نیاز به دونفر مدل برای ازمون که براشون تتو انجام بدم داشتم ،و جالب اینه که فقط یک روز قبل از آزمونم به من اطلاع داده بودند و توی یک روز مدل پیدا کردن برای تتو از دید اکثریت جامعه کاری خیلی سخت بودوشاید نشدنی ؛آگهی کردم اما خبری نشد ؛مرتب نجواهای شیطان به سراغم میومد که اگه مدل نیاد اگه مردود بشی منم که قانون رو از استاد یاد گرفته بودم به خودم میگفتم فاطیما الان وقت تقوا پیشه کردن و توجه به نکات مثبته و باید حالتو خوب نگه داری.آگاهانه به چیزای خوب توجه میکردم شب قبل رفتم تا وسایل و لوازمی که کم داشتم برای آزمون بخرم به فروشنده گفتم دارم برای مدل نداشته تا الان خرید میکنم.فروشنده خندید گفت مدل نیست واسه چی میخوای بری آزمون (احساس کردم با خودش گفت این دختر دیوانهست که خرید هم میکنه😁)منم تو دلم مدام با خودم تکرار میکردم من شریکی دارم که اون همه کارارو برام انجام میده💖الله💖 (جمله ای که استاد تو یکی از فایل هاش گفته بود)
شب قبل وسایلمو آماده کردم
صبح که چشمم باز شد نگام افتاد به جمله ی روی آینه ام :❤خدایا من نمیدونم،تو میدونی،تو میتونی،تو برای من انجامش بده❤
با خودم گفتم خدایا وظیفه من اینه وسایلمو بردارم و برم برای آزمون تو هم مدلارو اوکی کن و بیار خداجووونم
وقتی رفتم مسئول ازمون گفت بدون مدل کجا پاشدی اومدی
گفتم حالا مدل هم پیدا میشه ،اگه قرار باشه ازمون بدم خدا درستش میکنه
۵دقیقه نشد به طرز معجزهآسایی مدل جور شد
با توکل به خودش و اعتماد بنفس کارمو انجام دادم جالبه که بین ۱۳ نفر از همه عالی تر کار کردم و آخر ساعت همه میگفتن آفرین چقدر کارت عالی شده
💖🥰تو دلم گفتم آره من یه شریکی دارم که همه کارارو اون برام انجام میده💖🥰
❤💖زندگی من پر شده ازین همزمانی ها و هدایت های بینظیر خدا که همیشه اشک شوق از چشمام جاری میشه.زندگی برام آسون شده ،کارام راحت پیش میره و من این حال و احساس خوب رو اول مدیون خداوند هستم بخاطر قوانین بدون تغییرش و بعد سپاسگزار شما استاااد عزیزم که به این سادگی قوانین را به ما آموزش میدید😘😘😘
💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖
به نام خداوندهدایتگرم.
سلام به استادومریم نازنین ودوستان
واااو خدای من چقققدرزییاست چقدرزیبایی های فراوان ومتنوع وفوق العاده ای هس خدای من شکرت واقعا روحانی هس.تحسینتون میکنم بخاطر این حداز رهایی وتسلیم وتوحید وعمل به قانون واقعا تحسین برانگیزه ونوش جانتون این نعمتها.منم هروقت رها بودم خواسته هام اجابت شده.
الللله اکبربه این خدای خوبم عاشقتم خداجووووونم الهی شککککرکه نتونستین بیاین ایران چون من هنوزنتیجه ای که باید نگرفتم این خواسته ی من بوده که تا من نتیجه نگرقتم خداجون استاد نیاد ایران وچقد ازاینکه گفتین ایران هم برای اومدنتون ذوق کردم هم برای نیمدنتون.چقدقشنگ خداهدایت کرد.بعدم که هدایت شدین به دیدن بچه های سایت که دوس داشتین چقدقشنگ خدابرنامه میچینه.
واقعا من وقتی روی خودم کار میکنم لذت وآرامش وزیبایی وآدمای خیلی خوبی رو جذب میکنم حتی این سریال سفرب دورآمریکا ک رفتین قسمت آبفشان که رفتین آبشاربودخیلی دلم خواست وامروز خداهدایتم کرد به هوای بهشتی به سرسبزی وکوه وآبشار خدایاشکرت.وخیلی اتفاقای زیادی برام افتاده.وقتی گفتین سفرخارج گفتم کاش استادمیگف کدوم کشور ونشونه ای براش اومده که بلافاصله گفتین.
واقعا اگرعشقت خدا باشه تنهاخداروبپرسیتی وازخدایاری بطلبی توبهشتی.خدایاشکرت تنهاتورامیپرستیم وتنهاازتویاری میجوییم ماراب راه راست هدایت کن رله کسانی که به آنهانعمت داده ای نه راه گمراهان ونه راه آنان که خشم گرفتی.
سلام به آقای عباس منش و خانم شایسته ی نازنین و دوستان عزیزم…چقدر این فایل عالی و زیبا بود…راستشو بخواید این چند روز کلااااا از طرف خدا هدایت شدم،هدایتهای عااالیییی…بذارید اول بگم که ماجرا از چه قرار بود.راستش من این چند روز یه حس عجیبی نسبت به خدا داشتم و الآن هم دارم ولی فک کنم داره کم میشه.حس من تو اون چند روز به خدا،یه چیزی شبیه یه عتیقه بود که نسل اندر نسل به من رسیده بود،عتیقه ای که نمیدونستم چیه و فقط تو گوشم گفته بودن خیلی ارزشمنده و باید ازش مراقبت کنی.نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ولی حس عشق نبود.حس ترس بود.ترس از خراب شدن اون عتیقه…الآنم اینطوریه ولی باورتون میشه چقدررر خدا تو این چند روز هدایتم کرد؟!من به خودم مغرور شدم…میگفتم خب این وسط من دارم تلاش میکنم خدا چی کار میکنه؟همه چی نتیجه ی تلاش خودمه و خودم خودم میکردم!و هنوزم با نجواهای شیطان یه همچین حس هایی هست…ولی میبینم خدا هنوووووزم دوستم داره،میبینم چقدر عاشق بنده هاشه...اولای این حس غرور که بود بصورت هدایتی رفتم فیلم مریم مقدس رو ببینم.وقتی فیلم و میدیدم،میگفتم خوش بحال مریم که همچین دختری بوده.بعد عبادت های مریم که توی فیلم به تصویر کشیده شده بود رو من تاثیری گذاشت.خیلی جالب بود.بعدا به فیلم های استاد هدایت شدم،یکی قسمت قبلی سفر به دور آمریکا بود و یکی ام قسمت ۱۶۰+۱ بود.چقدر من لذت میبردم،اینکه تو قسمت قبلی استاد و خانم شایسته با عشق از هدایت های الهی صحبت میکردن،یا توی ۱۶۰+۱ که یه کامنتی خوندم از مجید عزیز که در مورد پایبندی به آموزه هایی که یاد میگیریم بود،باورتون نمیشه به طرز زیبایی همه ی اینا برای من هدایت بودن…حتی الآنم با مرورشون چیزای جدیدتر دارم یاد میگیرم!همین الآن متوجه شدم خب کیانا اون آموزه ها الآن جلووووتن!خب تو باید یاد بگیری تو باید قبووول کنی!علاوه بر اینها،مدام انکار سخنان خدا روی لبام میومد.میگفتم ((کیانا ببین اگه تو کافر باشی،کل نشانه های دنیا رو بریزن جلوت قبول نمیکنی تمام،نه اگه باایمان باشی با یه نشونه ی کوچیکم همه چی حل میشه!))اینا برام مصداق هدایتن.علاوه بر این یه حرف دیگه ای که از طرف خدا بود و بر زبانم جاری شد این بود(( کیانا ته ته دلت میدونی بدون کمک خدا نمیتونی به جایی برسی.))اینا فقط نجواهای شیطانن،.پس تو تهش میدونی یه خدایی هست.یه قدرت برتری که بدون اون تککککک و تنهایی.یا یه بیتی از پروین اعتصامی که تو فارسی مون بود:مپیچ از راه راست بر راه کج،چو در هست حاجت به دیوار نیست…امشب با خودم میگفتم خب راه راست هست،بهت گفتن،کلی آدما ازش تجربه دارن،چرا راه بد و انتخاب کنی؟!😄هدایت از این واضحتر برام؟باورتون میشه همه ی اینا پشت سرهم اتفاق میافتاد و انگار خدا یه لحظه ام دست از سرم برنمیداشت،مثل یه عاشق واقعی دنبالم میومد تا هدایتم کنه،خود واقعیش و بهم نشون بده…دیشب این نشونه ها به ذهنم اومد…باورتون میشه کمی اشک ریختم و به عشق خدا با قدرتی که خودش بهم داده براش یه شعر نوشتم؟🥺😁بعد آخه قبل این،که میگفتم استعداد نویسندگی که دارم همش خودم خودمه و از اینجور چیزا،در حین تشریح مسائلم😁یه صدای یهووووییی از خدا جونم شنیدم،بهم گفت خب تو لیاقت اتو بهم ثابت کردی که من این استعداد رو بهت دادم!❤یه پیامی پر از عشق که اصلا نمیخواد مخاطبش سرخورده بشه😍وای خدای من!عالیه عالی…الآنم خدا جونم هررررر لحظه پیشمه…تو همون زمان،یه ویدیو تو فضای مجازی دیدم،آیه ای از قرآن بود که گفته بود ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم،بعد یه آهنگ بینهایت زیبا روش گذاشته بودن که توصیه میکنم اگر دوسست داشتین حتما لودش کنید و البتهههه!مخاطبمان خدا باشه😉آهنگ نزدیک تر از رگم محمد لطفی بود.اونقدر زیبا ادیت کرده بودن که کاش توانایی شو داشتم تو همین سایت بذارم تا ببینیدش😄میگفت نزدیکتر از رگم چجوری بت بگم نمیدونی مگه دق میکنم اگه دورت کنن ازم…وای که چقدر حرف دل من بود!من دق میکردم اگه خدا رو ازم دور کنن،دور کنن که نهههه!دور کنممم!چون هر چیزی نتیجه ی رفتار خودمه!خلاصه اینکه عالیییی بود همه چی و الآن که دارم مینویسم یک حس خالی بودن از همه چی رو دارم که آرامبخش و زیباست.این یکی از عالی تدین هدایت هام بود.یکی دیگه اش این بود که من چون امسال آزمون تیزهوشان نهم به دهم دارم،دیروز رو درس نخونده بودم و همینطوری برا وقت تلف کردن رفتم تو نت زدم برا قبولی تو فرزانگان یک تهران چن ساعت باید درس بخونم.کلی چیز میز خوندم و بعد اومدم سایت.خیلی یهویی رفتم قسمت ۱۶۰+۱ که قبلا نرفته بودم ببینمش رو ببینم.علاوه بر اینکه خیلییییی فایل شادی بود،یه هدایت بی نظیر هم از طرف الله عاشق،شدم.اون هدایت این بود که استاد تو فایل گفتن بچه ها ببینید شما باید بگید اگه یک نفری تو حرفه ای که من دوستش دارم موفق شده پس منم موفق میشم!ولی باید توجه کنممم،هر کی راه خودشو داره،منم برا رسیدن به اون موفقیت باید راه خودم رو برم!و ایتطور شد که هدایت شدم بله!کیانا تو نباید راه و روش بچه های پذیرفته شده رو کپی کنی،بلکه باید به خودت امیدوار باشی ولی تلاش کنی به روش خودت!وای خدای من شکرت برا این همه عشقی که به ما میدی!😁وای خیلی گفتم فکر کنم…کلا خیلی ذوق زده بودم برا این فایل،در کل که این فایل هم اومد و من به اونجایی رسیدم که استاد گفت ((من اهل منم منم نیستم و هررررر چی دارم از خداست.))و چقدر زیباست هدایت های الهی…من رو هم هدایت کرد،متوجه شدم من رو هم دوس داره،عاشقمه،هر لحظه میخواد پیشش باشم...من دقیقا میخواستم یه فرصتی پیش بیاد تا این حرفارو تو سایت بگم و با این فایل خدا هدایتمون گرد و فرصتش پیش اومد…بینظیره…خدا رو شکر خدا رو شکر…خدا رو شکر برا وجود خودش،دست های قدرتمندش مثل استاد،دوستای هم فرکانس خوبی مثل شما...ببخشید اگه طولانی بود ولی گفتم بگم چون استاد در آخر گفتن مثال هاتونو بگید تا ایمان ماهم افزایش پیدا کنه…همین…شما رو به خدای عاشق و بزرگ میسپارم…❤❤❤
سلام استاد عزیز و مریم دوست داشتنی
به خدا الان که این فایلو گوش میدم اشک از چشمام جاری شده،یک بار فایل تصویری رو ظهر تماشا کردم و عشق کردم و الان هم فایل صوتی رو گوش دادم و هزار بار دیگه باید ببینم و بشنوم و نمیتونم از حالم بگم
استاد جان نمیدونید چه انقلابی رو توی زندگی ماهایی که همراه شما هستیم ایجاد کردید و نمیدونید چقدر ما خوشبختیم که شمارو داریم،تو این روزا که همه جا خبر از درگیری و ناراحتی و غم و غصه است شما مارو همراه کردید توی بهشت خودتون و چه خدایی دارم من که به منم گفته بیا سایت و فایلای سفر به دور امریکا رو ببین و همراه استاد و مریم جانمباش و لذت ببر و عشق کن
و چه خدایی رو نشون ما دادید و چقدر من در گمراهی بودم و شما راه رو نشون دادید و میدید و چقدر سخاوتمندانه شادیاتون رو با ما سهیم میشید
نمیتونم از رابطه عاشقانه شما نگم ،از اون احترام از اون عشق واقعی و زندگی یعنی این،ارامش یعنی این،بدون فیلم بازی کردن،و این حس واقعیه چون کاملا به دل می شینه و چقدر با عشق برای ما فایل تهیه میکنید و لیاقت شما لیاقت دل شما جاییه که هستید
چند روزی بود که دنبال هدایت بودم،دنبال جواب گرفتن از خدا بودم ولی چون درونم اشفته بود جواب نمیگرفتم،یکم اروم شدم،شگر گزاری کردم، با خدا حرف زدم وخدا امروز گفت برو سایت و هدایتم کرد به فایل جدید و خدای من همه جواب من اینجاست
چیزی که من همیشه دنبالشم،هدایت و چقدر این واژه دل نشینه و چقدر هدایت شدن دل نشینه و چه خدایی دارم من که هر لحظه جوابمو میده
میگه به ناخواسته ها توجه نکن،خوبی میخای به خوبیا توجه کن به خواسته هات توجه کن تسلیم شو،ارام شو و من کنارتم و منم میخام مثل استاد باشم رو شونه خدا بشینم
همین فایل هدایت خدا بود برام زمانی که تسلیم شدم،زمانی که گفتم من نمیدونم تو هدایتم کن تو جوابم رو بده و بارها و بارها و بارها باید این فایل رو ببینم و بشنوم عشق کنم و همراه شما باشم توب این سفر فوق العاده تون