پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
خداوند را سپاسگزاریم که پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» را با هم آغاز می کنیم و بدون عجله، بدون کمالگرایی، گام به گام پیش می رویم.
آگاهی های گام امروز را با تمرکز گوش کنید، از آنها بهره برداری کنید و تجربه های خود را پیرامون گام امروز، به عنوان رد پا در بخش نظرات همان گام ثبت کنید.




سلام استاد بزرگوار و دوستان عزیز
من اینجا میخوام حرف های دلم رو بگم
امروز آخرین روز پروژه مهاجرت به مدار بالاتر هست که گوش دادم و اومدم از نتایجم بنویسم
اما قبل از نوشتن از نتایجم میخوام حرفهای دلم رو بزنم
حرف دلم:
استاد، حدود 6 سال پیش من با اسم شما آشنا شدم و کم و بیش دو سه تا از فایل های رایگان شما رو توسط خالم گوش دادم. اون موقع من خیلی با قانون آشنا نبودم و از اونجایی که در مدار دریافت آگاهی ها نبودم هرچقدر خالم در مورد سایت میگفت من اصلا گوش نمیدادم و برام مهم نبود
مدتی گذشت و سال 99 پدرم رو از دست دادم و خیلی شرایط روحی بدی داشتم. با فوت پدرم به طور کلی از مدار قانون خارج شدم( منظورم این هست که دیگه حتی نخواستم یک کلمه از شما یا بقیه اساتید قانون جذب چیزی بشنوم) و به طور کامل منکر همه چی و شما شدم ( باز هم اشاره میکنم که من قبلش چند تا از فایل های شما رو گوش داده بودم). در تمام مدت این 6 سال من گوشه ذهنی به سایت و شما داشتم اما چون در مدار دریافت نبودم منکر همه چی بودم و نیومدم داخل سایت.
استاد من 26 سالم هست و 6 ساله که اسم شما رو شنیدم. در این 26 سال از زندگیم اگر بگم یک شب خواب راحت نداشتم و در آرامش نبودم شاید کسی باور نکنه. هر کاری هم میکردم نمیتونستم بیام تو سایت و خودم رو آروم کنم
به هزاران هزار روش و کار و …. دست زدم که خودم رو از قعر جهنم زندگیم نجات بدم به غیر از ورود به سایت.
برادر من حدودا 20 سالی هست که اعتیاد داره و این 20 سال به حدی مشکلات زیادی رو در زندگیم تجربه کردم که دور از تصور همه هست و فقط خدا میدونه چه زندگی رو پشت سر گذاشتم که حتی یک شب خواب راحت نداشتم
اگر کسی اطرافش فردی که اعتیاد داره رو دیده باشه صحبت های منو درک میکنه
استاد شما گفتین که باید چک و لگد های دنیا رو بخوری تا بعد وارد این مسیر بشی دقیقا همینطوره
من تمام چک و لگد های دنیا رو خوردم تا دیگه تصمیم گرفتم که وارد سایت بشم.
برای نجات خودم از این زندگی همه کاری کردم. از سال ها تراپی و میلیون ها تومن پول خرج تراپیست گرفته تااااا خودکشی و ………..
ولی بازم شما رو قبول نداشتم و میگفتم که اون شخص برای خودش یک چیزی میگه که دروغه و …. البته ببخشید که اینطوری میگم اما اون 6 سال در مورد شما اینحوری فکر میکردم که فردی دروغگو هست.
با وجود تمام مشکلات زمان میگذشت و من روز به روز بیشتر غرق در منجلاب و باتلاق مشکلات که هر روز بیشتر از روز قبل منو با خودش میبرد پایین از مشکلات عاطفی گرفته تا ……….. که اصلا نمیدونم باید چی بگم در موردشون و فقط میتونم بگم که 26 سال از عمرم رو زندگی نکردم.
زمان گذشت و جلو تر اومدم و همچنان شما رو انکار میکردم و به شما و تمام مدرسان حرف میزدم و از اون طرف دنبال راه نجاتی برای خودم بودم و به کارهای مختلف چنگ میزدم.
زمان گذشت و جلو تر اومدم ( از اولین آشنایی من با شما 6 سال میگذره که بالا اشاره کردم ) و مشکلات باز هم بدتر و بدتر و بزرگ تر که دیگه کمرم خم شده بود
وارد دوره های مختلف شدم. از عرفان گرفته تاااااا
مراقبه و ………
زمان گذشت و جلوتر اومدم
گفتم برای ارشد رشته روانشناسی بخونم که بتونم مشکلاتم رو حل کنم و آروم بشم و خودم رو درمان کنم که دیگه انقدر هم پول به تراپیست برای درمانم ندم و خودم درمانگر خودم بشم. وقتی وارد دانشگاه برای ارشد شدم اساتید دانشگاه به طور کلی منکر قانون جذب بودن و همه اساتید این حوزه رو اصلا قبول نداشتند. من هم طبق گفته اونا نفرتم از شما و بقیه بیشتر میشد و ایمانم به اینکه شما حقیقت رو نمیگید هم بیشتر شد.
زمان گذشت و من جلوتر اومدم و همچنان مشکلات بزرگ تر شد. ارشد روانشناسی دیگه آخرین راه و آخرین قدمی بود که برای نجات خودم برداشتم و بازم به بن بست خوردم که نتونست درد قلب من رو آروم کنه و نتونست مشکلات من رو حل کنه. من تمام کتاب های روانشناسی و نظریه ها و این ها رو خوندم.کلاس اساتید زیادی شرکت کردم و دوره های مختلفی رو گذروندم اما خوندن نظریه ها و کتاب های روانشناسی نه تنها مشکلات زندگیم رو حل نکرد بلکه بعضی جاها منو بیشتر غرق میکرد.
زمان گذشت و من به جلو اومدم و دیدم که دیگه از روانشناسی و دانشگاه هم کاری برای من ساخته نیست و تمام دنیاااااا برام تیره و تار گشت و دیگه هیییییچ امیدی نبود و از همه جا نا امید بودم. یک هفته تمام اشک ریختم که خدایا من دیگه تماااام درهای دنیا رو زدم و دیگه هیچ راهی نیست که نرفته باشم خودت کمکم کن و هدایتم کن. من دیگه هرکاری که لازم بود انجام دادم اما هیچ راهی بهم نتیجه نداد حتی عرفان و ……
زمان گذشت و من جلوتر اومدم. در اوج نا امیدی دلم گفت بیام تو سایت. از اون طرف ذهنم نجوا میکرد که اون مرد دروغ میگه و میخوای بری چی گوش کنی حرف های کسی که داره دروغ میگه میخوای بشنوی؟ بازم عمرت رو تلف کنی ؟
اما دلم میگفت بیام اینجا. در بدترین شرایط ممکن و ناامیدی و .. بعد از اینکه دور دنیا رو تو این 6 سال زدم و تمام راه ها رو رفتم و از همه جا شکست خوردم و به قول شما تمام چک و لگد های دنیا رو خوردم به خودم گفتم اینم امتحان کن دیگه نهایتش اینه که به خودت ثابت میکنی اینجا هم به درد نمیخوره و دروغه. این همه راه رفتی اینم سرش. دیگه خودم رو راضی کردم و اومدم تو سایت و ثبت نام کردم و بلافاصله دوره عشق و مودت در رابطه رو خریدم( با یک اکانت دیگه ) و شروع کردم به گوش دادن. دیدم هرچی گوش میدم اصلا چیزی متوجه نمیشم و همه چی برام نا مفهومه که الان علتش رو متوجه شدم چون من تکامل رو طی نکردم و یهو پریدم پله 100.
دوره رو کنار گذاشتم و رفتم کتاب های الکترونیکی رو خریدم و شروع کردم به خوندن اون کتاب ها.
استاد به جرئت و به یقین میگم که منی که این همه کتاب و نظربه های روانشناسی و …. رو خوندم هیچ کتابی رو تا الان مثل رویایی هایی که رویا نیستن، ندیدم. این کتاب جنس خاصی داره و چیزی داره که به شخصه تو هیچ کتابی ندیدم
شروع کردم به خوندن این کتاب و دیدم که در اوج نا امیدی انگار یک چیزی به درون قلب من نفوذ کرد و عجیب این کتاب به دلم نشست و گفتم مونا ادامه بده. این کتاب و کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم رو کامل خوندم که تونست آروم آروم موتور من رو روشن کنه و عجیب در من نفوذ کرد و شیرینی جالبی برام داشت.
دلم گفت دوباره با یک اکانت دیگه بیا و شروع کن به گوش دادن فایل های رایگان تا آروم آروم جلوتر بری بعدش برگرد دوره عشق و مودت رو گوش بده
منم به حرف دلم گوش دادم و همین کار رو کردم.
با اکانت جدید وارد سایت شدم و چند تا فایل رایگان گوش دادم و هدایت شدم به پروژه مهاجرت به مدار بالاتر. دیدم که به دلم نشست و ادامه دادم
همینطور که ادامه دادم دیدم انگار یکسری نتایج رو داره تو زندگی من رخ میده که حقیقتا خودم بهش آگاه نبودم. بعد از چند روز همینطور که بیخیال گونه به گوش دادن فایل ها ادامه دادم به خودم اومدم و دیدم وای خدای من یکسری نتایج داره تو زندگی من رخ میده که من ازشون غافل بودم.انگار که تو اشتباه کردی و ایشون دروغ نمیگه ادامه بده مونا. کامنت ها رو خوندم دیدم که چقدر نتایج گرفتن دوستان و امیدم بیشتر شد و گفتم ادامه بده بالاخره یک چیزی میشه.
ادامه دادم و اومدم جلو
الان حدود 40 روزه که من وارد سایت شدم و این پروژه رو گوش دادم و نتایجی رو دیدم که تا الان ندیدم و تو هیچ کدوم از اون راه هایی که رفتم رخ نداده بود و برام یکسری هاشون شبیه معجزه میمونه که اینجا مینویسمشون و چقدرررر دارم حسرت میخورم که ای کاش 6 سال پیش همین مسیر رو ادامه میدادم که انقدررررر سختی نمیکشیدم و رنج نمیکشیدم و الان دنیا رو فتح کرده بودم و میتونستم چه جاهایی باشم. می تونستم به قله برسم و اون همه بدبختی هم نمیکشیدم و عمرم تلف نمیشد. قطعا 6 سال از عمرم، اونم اوج جوانی کم نیست و چه حسرتی دارم میخورم. چه پول هایی خرج کردم که هیچ کدوم نتیجه نداد. دوباره میگم به قول استاد باید یکسری اتفاقات بیفته و چک و لگد ها رو بخوری و در مدار دریافت آگاهی ها باشی.
نتایجم شامل این ها هست :
1-قبل از هرچیزی میخوام بگم که حالم خیلی بهتر شده خداروشکر و خیلی به آرامش رسیدم و درونم آروم شده ، چیزی که تا الان اصلا تجربه اش نکردم و ایمانم به خدا خیلی بیشتر از قبل شده و البته الان دیگه نمیگم که شما دروغ میگید بلکه میگم من اون موقع ها چقدر اشتباه کردم.
2- دو سال پیش گواهینامه ثبت نام کردم اما انقدر مشکلات پشت سر هم داشتم که رهاش کردم و دیگه نرفتم دنبالش که حتی گواهینامه ام رو بگیرم و نزدیک بود که باطل بشه و بخوام مجدد هزینه واریز کنم اما به لطف خدا مسیرش باز شد و در این مدت رفتم دنبالش و هفته دیگه امتحان توشهری دارم. برای خودم هم جالبه که چطوری راهش باز شد و این کار نیمه تمام دوسال پیش داره به اتمام میرسه.
3- من موقع نشستن قوز میکردم، اما دو سه روز پیش متوجه شدم که انگار به طور ناخودآگاه من کمرم رو صاف میکنم و اصلا دیگه قوز نمیکنم. برام خیلی جالب بود و به خودم گفتم که وای مونا دیگه قوز نمیکنی هااا حواست هست؟
4- از همه مهم تر و از همه مهم تر که راه های مختلفی میرفتم که بتونم به این نتیجه برسم و نشد این هست که من بعد از حدود 15 سال تونستم داداشم رو ببخشم و بپذیرمش. بزرگترین دستاورد من تا الان همین هست که تونستم داداشم رو ببخشم و ازش بگذرم و آروم بگیرم و به آرامش برسم. دیگه به وسیله ایشون رنج نمیکشم و روحم آروم گرفته چیزی که هیچ وقت تا الان تجربه اش نکرده بودم. تمامتراپیست ها رو میچرخیدم که بتونم به این مرحله برسم و ببخشمش اما نمیتونستم ولی تو این 40 روز تونستم و دیگه هیچ کینه ای ازش به دل ندارم و بخشیدمش. اگر یک روز بخوام از بزرگ ترین دستاورد زندگیم حرف بزنم همین موضوع هست .
5- قبلا که ناراحت میشدم از یک هفته تا یک ماه طول میکشید تا بتونم ازش عبور کنم و حدودا این مدت طول میکشید و من حتی آب هم از شدت ناراحتی نمیتونستم بخورم و یک هفته روی زمین بودم و توانایی بلند شدن نداشتم. اما برام جالب بود که دو روز پیش به یک تضاد خییییییلییییییی شدیدی برخوردم و دیدم که چه جالب بیشتر از یک روز حال منو بد نکرد و خیلی سریع تر از قبل تونستم خودم رو جمع و جور کنم و نذاشتم که حتی دو روز طول بکشه و کل حال بدی من 1 روز بود.
6- شور و شوقم نسبت به قبل بیشتر شده و اعتماد به نفسم خیلی بیشتر شده و همچنین با پروژه مهاجرت به مدار بالاتر تونستم که حوزه کاری خودم رو که خیلی سردرگم بودم که باید چکار کنم و چه کاری انجام بدم و اصلا منبع درآمدم چی باشه و …….رو مشخص کردم و آروم آروم دارم قدم بر میدارم و اشتیاق دارم که خداروشکر از سردرگمی رها شدم و حوزه کاریم مشخص شده و خداروشکر میکنم بابت این اتفاق
7- کاری که حدود دوسال ازش میترسیدم که انجامش بدم رو انجام دادم و خیلی بخاطرش خوشحالم که این شجاعت رو پیدا کردم که انجامش دادم .
8- اهدافم رو نوشتم و خیلی برای رسیدن بهشون اشتیاق دارم.
9- ایمانم به خدا خیلی بیشتر شده چون در فایل ها فهمیدم که هرچقدر آرامشت بیشتر باشه تو ایمانت بیشتره و الان چقدر آرامش دارم الهی شکر
10- حدودا 50 روز پیش قبل از اینکه بخوام وارد سایت بشم یک شب خواب دیدم که تو خواب بهم گفته شد که قرآن رو حفظ کن. تصمیم داشتم این کار رو کنم اما همش پشت گوش مینداختم. تا اینکه یکی از تمرین های این پروژه این هست که بیشتر روی قرآن تمرکز کنیم. منم تصمیم گرفتم که حفظ قرآن رو شروع کنم و این کار رو کردم و موندن قرآن بهم آرامش میده و وقتی هم که استاد در مورد قرآن صحبت میکنه خیلی برام جالب تر و جذاب تر میشه.
این ها نتایجی بود که تو این 40 روز به دست آوردم
چیزی که سال ها در راه های مختلفی که رفتم نتونستم حتی یکیش رو بهش برسم
خواستم اینحا از نتایج 40 روزه آن بنویسم
در پناه خداوند باشید استاد
سلام به شما دوست عزیز و تازه وارد به سایت،شبیه خودم
ممنونم از خدای خودم که باعث شد کامنت من حال شما رو خوب کنه و برای من دنیا ارزش داشت و خداروشکر
خداروشکر میکنم که به این مسیر هدایت شدم
همینطور که در کامنتم نوشتم، من خیلی سختی کشیدم که هیچ کسی شاید تصورش هم نکنه. یک جاهایی افسوس میخورم که زودتر نیومدم، اما باز هم میگم تو مدار نبودی و باید آماده میشدی که دیگه درست و حسابی به این مسیر ادامه بدی و دیگه ازش غافل نشی.
من تماااااام مسیر ها رو رفتم و الان فهمیدم که این مسیر درست ترین و بهترین مسیر برای رسیدن به هر آنچه که فرد میخواد، هست.
محکم بهش چسبیدم و ادامه میدم.
خیلی خیلی خیلی از کامنت شما انرژی خوب گرفتم
من از شما ممنونم که وقت گذاشتین و کامنتم رو مطالعه کردید و برای من پاسخ گذاشتید.
پاسخ شما به کامنتم شور و شوق بیشتری رو از وجودم زنده کرد و بی نهایت از شما متشکرم.
آرزو میکنم که در این مسیری که خداوند برای ما قرار داده، بهترین ها و بهترین ها و بهترین ها سهم و روزی شما باشه
امیدوارم که هر لحظه بیشتر از لحظه قبل خوشحال تر و شاد تر باشید و هر لحظه زندگیتون بیشتر از قبل سرشار از رزق و برکت، حال خوب و نعمت های روز افزون و از همه مهم تر نزدیکتر شدن به خداوند بزرگ باشه
در پناه الله یکتا باشید
سلام دوست قشنگم
امیدوارم که در بهترین حال ممکن باشید
قطعا همینطوره زمانش نرسیده بود و به قول شما من باید تمام راه ها رو میرفتم که از همه جا نا امید میشدم
هر راهی که ممکن بود رو طی کردم و میدونستمم که سایت استاد هست و آشنا بودم اما زمانش نبود
و جالب تر اینکه هر کاری میکردم تا استاد و این راه رو زیر سوال ببرم
حتی وقتی که وارد دانشگاه برای ارشد شدم اساتید دانشگاه به شدت با این قانون و افرادی که در این زمینه کار میکردن از جمله استاد عباس منش و تعدادی دیگه از اساتید این حوزه مخالفت میکردن و من هم از جایی که دنبال بهانه ای بودم برای رد کردن این موضوع و استاد، انگار که با انکار اون ها حس و حال بهتری پیدا میکردم و میگفتم که این اساتید دانشگاه بهترین های ایران هستن و جزو روانشناسان برتر ایران
حتما چیزی میدونن که میگن و اطمینان من برای انکار و رد این مسیر بیشتر از قبل میشد
به هر حال من احترام خاصی برای تک تک اساتید برتر دانشگاه قائل هستم و اصلا نمیخوام که راه و روش این عزیزان رو زیر سوال ببرم و قضاوت کنم فقط صرفا برای بیان چیزی بود که از سر گذروندم
انگار من باید تمام چک و لگد ها رو میخوردم تا دیگه سفت و محکم به این مسیر بچسبم
به قول شما زمانش الان بوده و بازم خداروشکر میکنم که دیر نشده و خداوند من رو هدایت کرد
از استاد عزیزم میخوام که منو بخاطر تمام اون قضاوت هایی که داشتم به بزرگواری خودشون ببخشن
از شما دوست عزیزم هم که زمان گذاشتید و پیام من رو خوندید و کامنت گذاشتید بی نهایت سپاسگزارم و خیلی پیامتون به من انگیزه داد
در پناه الله یکتا شاد باشید