معلولیت ذهنی درباره ثروت


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، یکی از مخرب‌ترین ویروس‌های ذهنی را به ما می شناساند که سال‌هاست در ناخودآگاه داریم. ویروس مخربی که مانع اصلی ورود جریان ثروت به زندگی ماست. استاد عباس‌منش در این آموزش، با استناد به منطق های خداوند در قرآن، این دروغ بزرگ و تاریخی را نفی می کند: این تصور باطل که میان «ثروت» و «خداوند» تضاد وجود دارد و اگر شما مال دنیا را داشته باشید، معنویت را از دست خواهید داد. یا اگر در رفاه باشید، از انسانیت دور می شوید. منطق های قوی این فایل ثابت می کند که ثروت نه‌تنها مانع انسانیت و معنویت نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای گسترش توحید و خیر و خوبی در جهان است. در این نگاه توحیدی، پول یک انرژی خنثی است که خاصیت «تقویت‌کنندگی» دارد؛ اگر شما فردی بخشنده و باایمان باشید، ثروت شما را بخشنده‌تر و مؤمن‌تر می‌کند و اگر فردی خسیس یا ظالم باشید، پول تنها همان ویژگی‌های درونی را پررنگ‌تر می‌سازد. بنابراین، ترس از اینکه ثروت ما را از خدا دور کند، یک شرک خفی است که حاصل عدم شناخت صحیح قوانین بدون تغییر خداوند است.

استاد عباس‌منش به ریشه‌یابی روان‌شناختیِ این دشمنی با ثروت می‌پردازند و مکانیزم دفاعی ذهن انسان‌های فقیر را آشکار می‌سازند. بسیاری از افرادی که این‌گونه داستان‌های ضد ثروت را ترویج می‌کنند، در واقع کسانی هستند که خودشان آرزوی ثروت را داشته‌اند اما چون به دلیل باورهای محدودکننده و قرار داشتن در مدارهای پایین، نتوانسته‌اند به آن دست یابند، اکنون برای تسکین درد ناتوانی خود، ثروت را بد و کثیف جلوه می‌دهند. این همان مصداق “گربه دستش به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بو می‌دهد” است.

روند طبیعی جهان هستی، جریان دائمی نعمت، سلامتی و ثروت است و خداوند مشتاق‌تر از ماست که ثروتمند شویم، زیرا ثروتمند شدن ما باعث رشد ما و در نتیجه تبدیل جهان اطرافمان به جایی بهتر نه فقط برای خودمان بلکه جامعه اطرافمان می‌شود. اگر فقر و کمبود در زندگی کسی وجود دارد، نه به خاطر خواست خدا، بلکه به دلیل بستن “مجاری دریافت نعمت” توسط خود فرد است. ما باید درک کنیم که همان خدایی که “ربنا آتنا فی الدنیا حسنه” را در قرآن آورده، سعادت دنیا و آخرت را در یک راستا و مکمل هم قرار داده است و هر تفکری که این دو را از هم جدا بداند، مستقیماً از سمت شیطان و برای گمراهی انسان است.

نقطه عطف این فایل، بیان یک حقیقت تکان‌دهنده در مورد وضعیت ذهنی اکثریت جامعه است که استاد آن را در قالب یک شهود قلبی تشریح می‌کنند و آن را معلولیت ذهنی درباره ثروت می نامند. معلولیت ذهنی درباره ثروت یعنی، اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم جهان، به دلیل پذیرش باورهای محدودکننده درباره ثروت، ذهن خود را درباره خلق و تولید ثروت معلول کرده اند. این تمثیل نشان می‌دهد که راهکار تغییر اوضاع مالی، رقابت با این جامعه نیست، بلکه اگر شما بتوانید با استفاده از آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۲، ذهنیت خود را درمان کنید و باورهای قدرتمندکننده و ثروت آفرین بسازید، به سرعتی باورنکردنی از بدنه اصلی جامعه جدا شده و وارد مداری می‌شوید که در آن ثروت و نعمت به صورت طبیعی و بدیهی به سمت شما سرازیر می‌شود. شما در این مسیر تنها هستید و رقیبی ندارید، زیرا اگر مولد ثروت بودن را به یک مسابقه تشبیه کنیم، اکثریت جامعه، با باورهای محدودکننده، خود را معلول و زمین‌گیر کرده‌اند و در همان شرایطی که هستند، میخکوب مانده اند.

دوره روانشناسی ثروت ۲ عصاره و چکیده‌ی ناب‌ترین آگاهی‌های مطرح شده در کارگاه پیشرفته دبی است که چندین سال پیش توسط استاد عباس منش برای صاحبان کسب و کار برگذار شد. مخاطبان این دوره، کسانی هستند که الفبای جذب ثروت را آموخته‌اند و با تکیه بر آموزه‌های دوره مقدماتی، بسیاری از باورهای محدودکننده آشکار خود را شناسایی و اصلاح کرده‌اند، اما اکنون در مسیر رشد مالی خود به یک سقف نامرئی از باورهای محدودکننده درباره ثروت برخورد کرده‌اند. این دوره دقیقاً برای پاسخ به این نیاز طراحی شده است: شناسایی و رفع ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت که در لایه‌های زیرین ناخودآگاه جا خوش کرده‌اند و با وجود تلاش‌های فیزیکی و ذهنی فراوان فرد، مانع از جهش‌های بزرگ مالی می‌شوند. این آگاهی‌ها به مثابه‌ی یک جراحی دقیق بر روی ذهن عمل می‌کنند تا موانعی را که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند، ریشه‌کن کنند.

رسالت اصلی دوره روانشناسی ثروت ۲، ارتقای سطح فرکانسی شما از «شناخت باورها» به «کدنویسی مجدد ذهن با باورهای ثروت ساز» برای تجربه آزادی مالی است. این دوره با ظرافتی بی‌نظیر، دیدگاه شما را نسبت به مقوله ثروت چنان خالص و توحیدی می‌کند که درک خواهید کرد منبع ثروت نه در بیرون (اقتصاد، دولت، شغل)، بلکه تماماً در درون خودتان نهفته است و چگونه می توانید این منبع بی انتها را در تجربه زندگی خود جاری کنید. وقتی با عمل به آگاهی های این دوره، هماهنگی میان ذهن و قوانین ثروت را ایجاد می کنید، ثروت نه با تقلا و رنج، بلکه از سریع‌ترین، سرراست‌ترین و لذت‌بخش‌ترین مسیر ممکن وارد زندگی‌تان می‌شود.

شما در این دوره یاد می‌گیرید با تیزبینی، استدلالهای محدودکننده‌ای را شناسایی کنید که سال‌ها در ناخودآگاهتان به عنوان «واقعیت» پذیرفته بودید، و سپس آن‌ها را با باورهای ثروت‌ساز جایگزین کنید. دوره روانشناسی ثروت ۲ نقشه‌ی راهی است برای تجربه آزادی مالی پایدار.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

830 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «علی داوری» در این صفحه: 5
  1. -
    علی داوری گفته:
    مدت عضویت: 4122 روز

    سلام دوستان پر انرژی و عباس منشی خودم

    امروز یه مطلب فوق العاده رو تو یکی أز کانال های روانشناسی خوندم که لازم دونستم به شما عزیزان هم انتقال بدم تا مهر تأییدی باشه برای درستی صحبت های استاد عزیزمون

    حتما وقت بزارید و بخونید

    بخوانید و بخوانید و حتماً بخوانید»

    ????((«« زندانی بدون دیوار »»))????

    بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرارمیداد:

    حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان همه امکاناتی که باید یک زندان طبق قوانین بین المللی برای رفاه زندانیان داشته باشد را دارا بود.

    این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود و حتی امکان فرار نیز تا حدی وجود داشت.

    آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد.

    در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما…

    اما بیشترین آمار مرگ زندانیان

    در این اردوگاه گزارش شده بود.

    عجیب اینکه زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.

    با این که حتی امکانات فرار وجود داشت

    اما زندانیان فرار نمیکردند

    بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند.

    آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خودشان و نسبت به هموطنان خودشان که مافوق آنها بودند رعایت نمیکردند،

    و در عوض عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.

    دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت

    و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

    در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بود را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشد.

    هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خودخیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.

    هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت.

    اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود و معلوم شده بود خلافی کرده هیچ نوع تنبیهی نمیشد.

    در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

    تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که:

    — با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

    — با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.

    — با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.

    و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.

    این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود. نتیجه :

    اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنویم، اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نیستیم و اگر همگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستیم،

    به سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ایم.

    این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسانند و ما هم استقبال میکنیم …

    دلار گران شده …

    طلا گران شده …

    کار نیست …

    مدرسه ای آتش گرفت …

    دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند…

    زورگیری در ملاءعام…

    این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!

    شما چطور فکر میکنید؟ …

    ما ایرانیها دزدیم! …

    ما ایرانیها همه کارهایمان اشتباه است. …

    ما ایرانیها هیچی نیستیم! …

    ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم! …

    ما هیچ پیشرفتی نکردیم!…

    ما ایرانیها هیچ هنری نداریم!

    ما ایرانیها آدمِ حسابی نداریم!

    ما ایرانیها هر عیبی که یک انسان میتواند داشته باشد داریم! …

    توی همین محیطای مجازی چقدر بادلیل و بی دلیل به خودمان بد میگوییم و لذت میبریم.

    به خودمان فحش میدهیم و کیف می کنیم و میخندیم.

    اقوام مختلف ایرانی را مسخره می کنیم و همه با هم کل ایران را ! …

    بزرگان علمی٬ هنری٬ ادبی و دینی کشور خودمان را وسیله خنده و تفریح کرده ایم و هیچکس هم نباید فکر کند اینها نقشه است.

    این همان جنگ نرم است.

    این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند، شما چطور؟

    این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند، شما چطور؟

    این روزها همه شبیه زندانیان جنگ آمریکا و کره منتظر مرگ خاموش هستند٬ شما چطور؟

    بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی فاصله بگیریم و تا میتوانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، (((احترام))) بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم.

    با انتشار این مطلب در حفظ و ارتقاء سطح بهداشت روانی جامعه سهیم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 433 رای:
  2. -
    علی داوری گفته:
    مدت عضویت: 4122 روز

    دقیقا همینطوره که شما دوست عزیز میفرمایید

    من هم أوائل که با استاد و سایت عباس منش آشنا شده بودم خوب یه سری صحبت های استاد رو همون لحظه قبول میکردم ولی یه سری از صحبت هاشون رو نمیتونستم قبول کنم و به شدت باهاش مخالفت میکردم که برمیگشت به باورها و سطح آگاهی من از قوانین کیهانی

    ولی خداروشکر الان که به لطف آموزه های خود ایشون آگاهی من بالاتر رفته و دقت بیشتری به اتفاقات أطراف ام میکنم خیلی از مسائلی رو که بهش شک داشتم یا باور ناپذیر بود برام، الان دیگه کاملا بدیهی شده و میتونم برای خودم تجزیه و تحلیل کنم که اصلا چرا این اتفاق رخ داده

    یک نمونه اش همین که میگفتن تلویزیون و اخبار منفی نگاه نکنیم

    خداروشکر ،خیلی خوشحالم که تو این جمع هستم و هم فرکانس هستیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    علی داوری گفته:
    مدت عضویت: 4122 روز

    سلام دوست خوب من حسین عزیز

    من این مطلب رو تو یه سایت دیگه ام گذاشتم ولی متاسفانه تعداد زیادی از دوستان نظر دیگه ای داشتن و متفاوت فکر میکردن

    دقیقا برعکس اعضا این سایت، که نشون دهنده هم فرکانس بودن و آگاهی اعضا این سایت هست

    خداروشکر میکنم و خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: