سریال زندگی در بهشت | قسمت 39 - صفحه 20

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

348 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1402 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    خدایا شکرت بی نهایت شکر برای

    این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خداروشکر برای نعمت ثروت و فراوانی

    اینکه مهمون های شما تو خونه هستن

    وشما در اتوبوس RV (خونه ی سیار قشنگ تون)

    و هردو خانواده حالشون خوبه و

    میتونن به کارهای شخصی شون برسن

    و غذاهای دلخواه خودشون رو درست کنند وبخورن …

    این میزان از پذیرش آدمها

    این میزان از احترام و مهربونی تون

    واقعا ستودنیه و بی نظیرین

    چقدر جا داره که از سبک زندگی و

    فرهنگ درست در هرجایی یادبگیرم و عملی کنم

    خدای من شکررررت

    چه دارکوب خوشگلی

    این دارکوب سرسرخی فکر کنم باشه

    ای جاااانم به صدای قشنگش

    لونه شو بببببیییین…

    آقای راین صبحونه درست کرده

    آشپزخونه رو تمیز ومرتب کرده

    و خانواده ی دوست داشتنی نشستن دورهم ودارن بازی میکنن…

    وقتی از اساس مهمونی داشتین میگفتین

    دونه به دونه ش نوشتم تو دفترم …

    کم کم باید عملی کنم

    نیاز دارم که با نوشتن برنامه بریزم

    که برم تو دل انجام دادن

    چرا که زمانی وقتی آدم خودش باشه

    و با درونش در صلح باشه

    میشه بیشترین لذت رو

    از دورهمی ومهمونی ببره…

    چرا که زمان وانرژی مهمترین نعمته

    و بهتره زمان وانرژی مون در راستای

    لذت بردن از تجربیات و ویژگیهای

    مثبت شخصیتی آدمها وتحسین کردن شون وتمرکزبه زیبایی ها بذاریم ..

    ومیرسیم به جوزف رقابت طلب

    که همین ویژگی باعث شده همیشه انگیزه داشته باشه برای ادامه دادن و متوقف نشه

    چقدر قشنگ گفتین که باید ویژگیهامون رو‌

    درست هدایت کنیم تا انگیزه مون حفظ کنیم

    وااااااییی خدای من

    چقدر لذت بردم من از هماهنگی این خونواده برای گشتن لیوان مادرشون

    عالی بود عااااالی …

    از اون قشنگتر خلق ثروت بود

    اینکه بجای کوچیک کردن خواسته هامون

    باورهای ثروت ساز مون بزرگتر کنیم…

    چقدر اینجاها من نیاز به تکرار وتمرین باور فراوانی دارم …

    اینکه هوپ عزیز

    به راحتی رفتن و یه ماگ دیگه خریدن

    چه ذوقی هم داشتن از خریدشون

    چه رنگ قشنگی هم خریده

    من که محو تماشای گوشواره خوشگل

    هوپ عزیز وخنده های دلبرش شدم …

    و نوبت رسید به مصاحبه کردن باهوپ عزیز

    که الگوی بی نظیری هست به عنوان یه مادر موفق

    چقدر دوست داشتم که این گفتگو انجام بشه و حرفهاشو بشنوم …

    بی نهایت سپاسگزارم از حمید عزیزم

    که این گفتگو رو ترجمه کردم وکامنت کردن

    به صورت کامل تو دفترم نوشتم

    باید با دقت وتمرکز بیشتری بهشون عمل کنم…

    و مادر شاد خوشحالی باشم که همه چیزه ..

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    فایل بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2482 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    بنام الله یکتا

    سلام به زندگی در بهشت و اهالی اون و طرفداران و دنبال کننده های این سریال زیبا و سراسر نکته مثبت زندگی ساز

    خدا روشکر که الان موفق شدم یک قسمت دیگه روببینم رسیدم به قسمت سی و نهم یعنی سی و نه روز تلاش کردم و ذهنم رو کنترل کردم، زمانم رو کنترل کردم تا دیدن هر روزه این سریال و براش ردپا گذاشتن رو از دست ندم.

    امروز بجای اینکه صبح ببینم دارم بعداز ظهر میبینم، همراه نهار خوردنم و بعد یک استراحت حسابی و یک امتحان اساسی که امروز داشتم. خدایا شکرت که کار انجام شد و الانم در حال بخش دوم کارم. گذاشتن ردپا….

    خدایا شکرت که با منی….

    ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

    سریال زندگی در بهشت قسمت 39 اُم

    یک صبح دیگه و دیدن این پرادایس زیبا و این همه آرامش و رنگ و سرسبزی و شنیدن صحبت های مریم جان برای مهمون داری.

    ما برای اینکه بتونیم فضای خصوصی خودمون رو داشته باشیم و هم بتونیم به کارهای سایت برسیم و یا کارهایی که در طول روز لازم هست انجام بدیم، ما توی آر وی می مونیم و خونه رو هم در اختیار مهمون هامون گذاشتیم. (این توضیح تون خیلی پر از درس و نکته است، واقعا سپاسگزارم از شما. من از اون زمانی که سال 99 این قسمت و حرف شما رو شنیدم خیلی در رابطه با مهمون و مهمون داری تغییر کردم و سعی کردم خودمو در بست در اختیار مهمون ها قرار ندم و یک تایمی رو برای خودم باشم تا اذیت نشم و اینکه کارهای شخصی خودمم دچار اختلال نشه وقتی مهون میاد…)

    دیدن یک دارکوب سر قرمز، چقدر هیجان انگیز و قشنک بود.

    _ امروز آقای خانواده صبحانه درست کرده و آشپزخانه رو هم تمیز کرده

    _ خدای من تلاش های یک کلمه یک کلمه ی یعقوب برای یادگرفتن زبان فارسی قابل تحسین هست. واقعا دمش گرم و هربار هم یک جمل کوتاه دیگه رو میره یاد میگیره میاد میگه. از اون طرف هم جوزف رو ببین چقدر باهوشه و تکرار میکنه.

    _خدای من این خانواده چقدر قشنگن آخه…

    اســاس مهمونی ها ما سادگی هست. تنها چیزی که تغییر میکنه وقتی مهمون میاد، اضافه شدن ظروف یکبار مصرف هست.

    بر همین اســاس اون زمان و انرژی هایی که در مهمونی ها کــه تلاش برای صرف جلب توجه کردن میشه، صرف راضی نگه داشتن اینو اون میشه،یا صرف رو کم کردن اینو اون میشه ما این انرژی رو بیشتر صرف با هم بــودن میکنیم، صرف لذت بردن، از تجربه های هم بیشتر استفاده کردن، همدیگر رو شناختن.

    تنها زمانی میتونیم این ویژگی رو تجربه کنیم که بخواهیم خودمون باشیم.

    راحت ترین کار اینه که ادم خودش باشه.

    ■ یک رابطه دوستانه، عالی قشنگ بخاطر همین ویژگی “خودتون بودن” بخاطر همین اساس و اصل “سادگی مهمون داری”

    و این ویژگی میتونه باعث لذت بردن دو نوع آدم و حتی دو خانواده متفاوت باشه.

    ■ رقابت طلبی جوزف(یا همون یوسف خودمون) چقدر قشنگ توضیح دادین.

    مسابقه جوزف و هوپ که هر روز در رقابت ماهیگیری هستن.

    شخصیت رقابت طلبانه جوزف:

    بهش کمک کرده تا در مورد موضوعات مختلف مثل ماهی گیری، مثل پینگ پنگ خیلی پیشرفت کنه. این شخصیت رقابت طلبانه جوزف باعث شده تا: تمام تلاشش رو بکنه اگر باخت ناامید نشه و دوباره ادامه بده حتی اگر هم برنده میشد سیر نمیشد و دوباره ادامه میداد.

    این مهم نیست که ما چه ویژگی شخصیتی داریم، مهم اینه که اون ویژگی شخصیتی رو در مسیر درست هدایتش میکنیم. اون ویژگی شخصیتی رو در مسیر علایقمون هدایتـش کنیم.

    همین ویژگی شخصیتی جوزف باعث میشه چون عاشق ورزش هست، همیشه انگیزه هاشو حفظ بکنه و هربار قابلیت های بیشتر و بهتری از خودش بروز میده.

    ■ ویژگی مثبت دیگه این خانواده اینکه همه کمک میکنن وقتی وسیله ایی گم بشه همه بسیج میشن.

    ■ عادت خوب اغلب امریکایی ها اینکه خوب پول میسازن و خیلی هم راحت خرید میکنن.

    به جای کوچک کردن خواسته هات، باورهاتو بزرگتر کن.

    ■ چقدر این ابراز علاقه مادر و پسر قشنگ بود، خدای من

    ■ یکی از سر راست ترین راه ها، برای رسیدن به هر خواسته ایی پیدا کردن الگوهای اون خواسته ایی که داریم هست.خواسته میتونه تربیت فرزند باشه یا هر چیز دیگه،…

    ■ الگوهای خوب رو در مورد اهداف مون پیدا کنیم، باورهای قدرتمند کننده شون رو بشناسیم و مثل اونا، همون باورها رو در خودمو پرورش بدیم و مثل اونا عمل بکنیم.

    واقعا سپاسگزارم برای این مصاحبه ایی که با خانم هوپ انجام دادین.

    واقعا سپاسگزارم که یادآوری میکنید در زندگی مون چطور تمرین ها و کارهای لازم برای رسیدن به خواسته هامون روو میتونیم انجام بدیم.چطور سوالات خوب بپرسیم و ….

    قطعا در زمان مناسبش نکات گفته شده توسط این مامان موفق و خانم با اعتماد به نفسی مثل خانم هوپ رو با دقت خیلی بالاتری گوش میکنم و سعی میکنم مثل اون باورهای قدرتمندکننده ایشون عمل کنم….

    خدایا شکرت برای امروز و دوباره اینجا تمرکزی بودنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زبیده آزادی گفته:
    مدت عضویت: 948 روز

    به نام ایزد منان

    سلام استاد عزیزم و شایسته جان مهربان

    خیلی درس داشت .خیلی نکات مثبت وخیلی انرژی مفید

    چقدر دیدن فایلهای این خانواده حس خوبی داره

    چقدر مهمون نوازی پر از عشق شما لذت بخش

    خدارو شکر که هستین دوستان خداوند هستین برای یاری قلب‌های ما

    سپاس فراوان از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1362 روز

    به نام خالق عشق و زیبایی

    اینجا هستم به لطف الله

    خالق زندگیمم به لطف الله

    مسئولیت زندگیمو به عهده میگیرم و ایمان دارم وقتی از درون حالت خوب باشه و طوفان درونتو بخوابونی طوفان بیرونم تموم میشه.

    گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع

    سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش

    صحبت های مریم جون اول فایل منو برد به این شعر

    که به قول استاد تو زندگیو آسون بگیر ،تو کمتر غر بزن تو کمتر نق بزن اونوقت می بیتی درهای خوشبختی و آرامش به روت باز میشه،،،،،

    من عاشق این نحوه پذیرایی امریکایی ها هستم انقدر آسون میگیرن و بیشتر از بودن در کنار هم لذت میبرن تا اینکه گیره تجملات بشن.

    تحسین میکنم این خانواده رو که رابطشون این همه باهم خوبه …..

    و مسئولیت پذیره اعضای خانواده واقعا عالیه

    رابطه پدر و مادر خانواده رو تحسین میکنم و این همکاری که باهم دارن و دم پدر خانواده گرم که صبحونه رو درست میکنه….

    تحسین میکنم رابطه صمیمی و پر از عشق استاد و مریم جونو که تمامش آزادیه …..بند کردن همدیگه نیست بلکه کنار هم حالشون خوبه…..

    و هر کدوم علایق خودشونو دارن و به هم احترام میزارن

    به به مریم جون چه سالاد و املت خوشمزه ای درست کردی:)

    خداروشکر برای این پرودایس با برکت که این همه زیباست و دریاچه اش پر ماهیه:)

    تفریح سالمی داشتن اونم ماهیگیری،،،،،،

    یه چیزی که توجهمو جلب کرد استایل زیبای مادر خانواده بود با اینکه به قول ماها چهار شکم بچع آورده بود ولی هنوز جوون و خوش استایل بود و این خیلی برام جالب بود واقعا تحسینش میکنم که انقدر بچه هارو با مسئولیت تربیت کرده…..

    برداشتی که از مصاحبه مادر خانواده داشتم اینکه

    بچه هارو ازاد میزاره تا خودشون تجربه کنن

    اونارو همونجوری که هستن دوست داره

    و همیشه دنبال این نیست که عالی باشن بلکه میخواد خود واقعیشون باشن…..

    واقعا تحسین برانگیزه:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1829 روز

    سلام وقتتون بخیر دوستان عزیزم

    استاد عزیزم و خانم شایسته جانم خداقوت به شما برای تهیه این فایل

    سپاسگزارم از دوست عزیز که صحبت های خانم هپ رو ترجمه کردن

    منم مثل خیلی از دوستان دوست داشتم دیدگاهشون رو راجع به تربیت بچه ها بشنوم..

    چقدر حواسشون به علایق بچه هاشون هست

    چقدر با خودشون در صلح هستند و اجازه می‌دهند بچه ها جهان اطرافشون رو تجربه کنن

    دو تا بچه دوقلو دارن یه جای کلیپ یکی راکت تنیسش رو پرت می‌کرد بالا به صورت چرخشی دوباره می‌گرفت…

    یکی دیگه گوشی موبایلش رو همین حرکت میزد

    یکی علاقش بازی فیزیکی

    یکی علاقش بازی کامپیوتری

    و جالب تر از همه این هست که کسی هم کار به کارش نداره برای خودش بازی میکنه ..تا خسته بشه بزاره کنار

    یه قسمت فایل وقتی مادر خانواده لیوان مخصوص نوشیدنی رو گم میکنه باز می‌بینیم که همه بسیج می‌شن تا پیداش کنه اما پیدا نمیشه ودوباره میرن یه لیوان خوشگل دیگه میخرن و این یعنی زود می‌پذیرند و ادامه میدن زندگی رو..

    زیبایی های پردایس هم تمومی نداره

    خدایا سپاسگزارم برای دارکوب قشنگ پردایس

    خدایا سپاسگزارم برای یاد گرفتن سپاسگزاری از دیدن زیبایی های

    خدایا سپاسگزارم که دستمو میگیریم و میاری تو این بهشت زیباتون

    خداروشکر برای همه قشنگی های اطرافمون

    الهی شکرت

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    محمدحسین محمدی گفته:
    مدت عضویت: 413 روز

    سلاااام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستانِ عباسمنشی.

    باور کلیدیِ:

    “به جای کوچک تر کردن خواسته ها، باورهامونو قدرتمندتر کنیم”

    کامنت روشنای عزیز ، به نقل از خانم شایسته عزیز در این فایل توجهم رو جلب کرد و انگیزه ای شد تا این فایل رو ببینم.

    وااااای دارکوبه خیلی خشکل و مینیاتوری بود، مثل نقاشی بود و جالبه ،اینقدر می آن و به آدما نزدیک می شن.

    ” راحت ترین کار اینکه خودت باشی”

    واقعا این باور چقدر می تونه آدم رو از تجمل و ادا در آوردن و دنبال ادوات جنگولک بازی رفتن ،رها کنه و وقت و ذهن آدم رو آزاد میکنه تا به چیزهای مهمتری فک کنه و براشون وقت بذاره.

    وای ماهییییه رو ، که خانمِ هپ صیدش کرد.

    ماهیِ آمریکای هم دیدیم، چه سیبیلی هم داره قلچماق؟!

    اسم این ماهی گردن کلفت چیه؟

    – جالبه، همه ی بچه ها ، بازی و تفریح و مشغولیتشون رو تعطیل کردن، که مشکل مامانشون رو حل کنن و لیوان مامانشونو پیدا کنن.

    سیستم و مدار عصبیِ ، همکاری و حل مساله در این بچه ها کاملا شکل گرفته و جزئ شخصیتشون شده و نیاز نیست پدر و مادر ازشون بخوان که بیان کمک، دیگه رفته تو ناخود آگاهشون.

    و چه والدین دانایی،که نذاشتن “حسِ از دست دادن” در ذهنِ خودشون و بچه ها بمونه، حتی برای چند ساعت.

    و بهم فهموندن یه شی 2زاری ، ارزش نداره بهش فک کنی و راحت می تونی یدونه نو و بهترش رو جایگزین کنی.

    دوباره هم گفت خانم شایسته اون باورِ کلیدی و طلاییِ رو:

    “به جای کوچک تر کردنِ خواسته ها،باور هامونو قدرتمند تر کنیم”

    یعنی من عاشق اون صحنه ای هستم که پسرِ بزرگ خونواده، توی جمع خونوادگی و پیش ِ استاد و خانم شایسته مامانشو با همه وجود بغل می کنه و محکم فشارش می ده و مامانش هم دقیقا در همون لحظه حضور داره و عشق می ده و عشق فرزندش رو با جانش دریافت می کنه.

    فایل 8 آرامش در پرتوی آگاهی استاد یه پکیجِ کاملِ آموزش عشششششششقِ

    و در ادامه ، خانم شایسته عزیز، قبل از مصاحبه با خانم هپ،” ماهی گیری” یادمون می ده و نه که بهمون ماهی بده.

    “یکی از سر راست ترین و میانبرترین راه ها ، برای موفقیت اینکه،الگوهای خوب ( در هر مورد که خواسته ای داریم و در مورد اهدافمون ، مثلا تربیت فرزند و یا….) رو ،پیدا کنیم و باورهای قدرتمند کنندشون رو بشناسیم و مثل اونها ، اون باورها رو بپرورونیم و مثل اونها عمل کنیم.”

    (یاد عمل کردن استاد به همین باور، که در جلسه پنجمِ دوره ی همجت با جریان خداوند در مورد مصاحبه و استفاده از تجربیاتِ آقای عشقیار ،در مورد چگونه کنار اومدن با سوگ و از دست دادن عزیزان برامون نقل کردن افتادم)

    استاد هرچی بیشتر می شناسمت بیشتر عاشقت می شم.

    فرمودید من هرچیزی که براتون می گم ، قبلا بهش عمل کردم.

    اینم یه شاهد مثالِ عینی دیگش.

    استاد عششششقی عششششششق.

    خدا نگهدار هممون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    روشنا گفته:
    مدت عضویت: 519 روز

    سلام سلام

    «به جای کوچیک تر کردن خواسته ها باورهامونو قدرتمند تر کنیم .»

    این ازون جمله های کلیدیه که مریم جون گفتن .

    من تونستم تو این چندماه که با استاد اشنا بشم درامدم رو از دومیلیون به بیس میلیون برسونم و سعی کردم این ورودی رو تثبیت کنم حالا چند ماهه ثابت شده در امدم میخوام بیشترش کنم البته کم کم شد 26میلیون ولی الان میخوام بیشتر ازین شه

    و دارم قدم های جدید رو بر میدارم بااین ایمان که میتونم همونطور که به این مبلغ رسیدم همون طور هم به مبلغ های کلان تر برسم فقط با تغییر باور هام وگرنه کار فیزیکی نداشتم شاید دو یا سه روز در ماه رو من کار میکنم اونم در حد چند ساعت .

    به راحت ترین روش ممکن کارام پیش میرن

    و حالا وقتشه که به مدار بالاتر مهاجرت کنم

    خدایاشکرت

    در مورد هپ باید بگم که واقعا خانوم متواضعی هست همش اعتبار موفقیتش رو میداد به فرزنداش به همسرش

    جوری باهاشون رفتار کرده که بچه هاش احساس کمبود ندارن

    خیلی درس ها ازش گرفتم که الان گفتنش سخته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    سلام

    این چنتا قسمت خانواده راسل یه دوره تربیت فرزنده

    از همون اول من درس گرفتنم شروع شد اینکه حتی تو غذاخوردن لازم نیست همه اعضا خانواده هم نظر باشن

    من پسرم دوسال و چهر ماهشه امروز ناهار برنج و تن ماهی گذاشتم براشون پسرم اکثر غذاهایی که درست میکنم رو دوست نداره خب من فکر میکردم باید اینطوری باشم که یا میخوری یا گشنه میمونی اگر واقعا گشنت باشه سنگ هم میخوری این چیزیه که از بچگی شنیدم پسرم حتی نونهارو از رو اپن برمیداره میخوره خال خالی اگر گشنه باشه و غذای سفره رو دوست نداشته باشه

    امروز پسرم سریع اومد سر سفره نشست چون گرسنه بود وقتی غذارو اوردم ناامید شد بلند شد از سرسفره بدون هیچ غر و نقی یه دوری زد تو اشپزخونه اومد کنار گاز فکر کرد مثل دیروز که شامی درست کرده بودم یه بشقاب شامی شاید روز گاز باشه و با اشاره نشون داد منم گفتم غذای دیگه نداریم و باید همینو بخوره خودش رفت در یخچال باز کرد یه قالب کره برداشت به زور باز کرد داد به من من فهمیدم منظورش اینه که بهم کره مربا بده چون صبح کره مربا خورده بود ولی من ندادم چون این تو ذهنم نقش بسته انگار بچه باید بشینه غذا بخوره هر چی بقیه خوردن و غذا همونه مگه اینجا رستورانه که منو داشته باشیم و … اینا چیزاییه که از مادر خودم شنیدم

    و بچم بدون شکایت و اعتراض رفت سراغ بازیش و یهم‌ بهم الهام شد برنج سفید بهش بده و براش برنج سفید اوردم و با ذوق اومد همش رو خورد کلی خداروشکر کردم که همیشه تو بچه داری هدایتم میکنه به کار درست

    حالا بعد این قضیه من به فکر فرو رفتم دیدم یه بچه چقدر با خودش در صلحه پسرم بخاطر احساس ارزشمندی بالاش غذایی رو که دوست نداشت نخورد اماااا ازون ورم توقع نداشت ازم که براش یه غذای بهتر بیارم و گریه سر نداد خودش گشت یه چیزی پیدا کرد برای خودش حتی وقتی بهش ندادم بازم اعتراض نکرد احتمالا تو ذهنش این بود حالا مثل همیشه مشمبای نون رو پیدا میکنم خودم و میخورم یا یه چیز دیگه بعدا مامانم میده بهم

    ابن بچها چقدر درس دارن برام خدای من

    احساس ارزشمندی در کنار عدم توقع از دیگران

    حالا من در زمان جاهلیت فکر میکرد احساس ارزشمندی یعنی توقعت از ادم و عالم بالا باشه فکر کنی من ارزشمندم همه باید به من یه چیزی بدن یه کاری بکنن برام خب من ارزشمندم از شوهر از خانواده از فامیل باید توقع داشته باشم چون من خیلی ارزشمندم

    توقع داشتن دقیقاااا مخالف احساس ارزشمندیه هر جا توقع کردی بدون حس بی ارزشیت زده بالا( اینارو واسه خودم مینویسم)

    هر چی به احساس ارزشمندی بچگیت نزدیک میشی هر چی خودت میشی به روحت نزدیک میشی خودتو دوست داری به خودت احترام میزاری به خودت و علایقت اهمیت میدی اما توقع نداری از بقیه که اونا هم باهات اینطوری باشن توقع نداری کسی برات کاری کنه اما لاجرم طبق قانون بقیه دوست دارن و بهت احترام میزارن و همه مار برات میکنن مثل من که عاشق بچهامم و همه کار میکنم براشون

    اینجا این درس گرفتم اگر بچم سر سفره غذامونو دوست نداشت تر چی خواست براش بیارم شاید نون خالی باشه شاید یه چیزی تو یخچال باشه و بهش اجازه بدم سلیقه متفاوتی داشته باشه و برای خودش ارزش قائل باشه و مستقل باشه اما این به این معنی نیست برای هر کی یه غذای جدا درست کنم من باید احازه بدم بچهام میتیل باشن مثل امروز پسرم دوسال و نیمش هم نیست در یخچالو باز مرد ببینه چی پیدا میکنه بخوره اول مبخواست ماست برداره دید تو ظرف مایت یه چیز دیگه ریختم بعد اومد سراغ کره حتی خودش هم بازشون کرد

    مورد بعدی اینکه خانم شایسته خودش برای استاد صبحانه متفاوتشو درست کرد با عشق تو خونه ما هم من و همسرم چیزای متفاوت میخوریم صبحانه اما اون خودش جدا میخوره منم جدا شاید بخاطر اینه که من باید صبحانه ی بچهارو هم بدم حتی اگر بهش بگم مثلا امروز صبحانه تو بچها یکیه بزار برای تو هم درست کنم میگه نه خودم درست میکنم( خب خدایا شکرت)

    البته استادم گفتن که من اینو وظیفه خانم شایسته نمیدونم اگر درست نکنه خودم انجام میدم تازه همیشه کلی هم تشکر میکنه و خانم شایسته قطعا با عشق این کارو میکنه که اینم از در صلح بودن و احساس ارزشمندی بالای خانم شایسته است قطعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 949 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    تمرین قوی کردن نورون های عصبی تمرکز بر نکات مثبت و زیبایی ها و فراوانی ها

    همین هماهنگی و در صلح بودن این خانواده بزرگ‌ترین زیبایی این قسمت

    اون لحظه آخر که مادر خانواده داشت سالاد درست می کرد مشخص بود چقد با عشق و آرامش از پسرش کمک میگرفت ….. تشکر می‌کرد و با آرامش بهش میگفت چیکار کنه

    خب طبیعیه دیگه وقتی پدر و مادر اینطوری عزت نفس بچه رو نشانه نرن ، بچه یه فرد خودباور شاد میشه

    من دیروز پیش یه خانواده بودم یه پسر نوجوون و یه دختر کوچیک داشتن

    و وضع مالی ارتباطی و …. بدی هم دارن

    رفته بودم یه چی بخرم ازش

    و بعد دیدم با پسرش و دخترش انگار مسابقه گذاشته کی کی رو تخریب میکنه بیتشر

    یه جوری همدیگه رو تخریب می کردن انگار اگر این کار رو نکنن طرف مقابل پر رو میشه و این براشون بده …. یه لحظه حس و حالم عوض شد و خشکم زد چون خیلی وقت بود تو سایت بودم و اصلا یادم رفته بود همچین حالتی هست و حالا هوپ رو میبینم که چطور به پسرش که داره نمک و‌فلفل رو میپاشه این حس رو میده که داره چه کار ارزشمند و درستی رو انجام میده

    و تو مصاحبه اش هم با اینکه در مورد این بود که چه مادر خوبی هست همه رو به خودش ربط نداد گفت من پسرهای خیلی خوبی دارم

    همسر من خیلی خوبه حمایت میکنه و …..

    واقعا چه زن آگاهی هست

    با وجود 4 تا پسر به خودش میرسه به خودش اهمیت میده کارهاشو میکنه تفریح میکنه بازی میکنه و …… و یادش نمیره علاوه بر اینکه یک مادرت یک خانم و یک انسان هم هست …

    اصلا راین رو که میبینم عشق میکنم اعتماد بع نفس و آرامش ازش میبره …..

    از یعقوب خیلی خوشم میاد شبیه فردی هست که تو ذهنم نسبت به پسر آینده ام تصور کردم

    تو گذشته وقتی جمع میشدیم خیلی بازی میکردی چه بازی تو فضای خونه چه بیرون از وقتی فضای مجازی زیاد شده مردم میشینن راجع به اتفاقات داخل فضای مجازی حالا چه سیاسی چه مثلا یه بلاگری و …. صحبت میکنن که من همیشه فراری بودم ازینکه وقت ارزشمندم رو بزارم واسه افراد دیگه

    و نکته مثبت دیگه باوری که دارن اگه می خوان زیاد لذت ببرن و تفریح کنن پولسازی رو بیشتر میکنن واقعا این نگاه از چه باورهایی میاد ؟ پشتش چه باورهایی هست …. جز باور فراوانی که هست میشه ؟؟؟؟

    جز خودباوری ، که می تونم میشه

    جز لیاقت که خودشون رو محدود نمیکنن و خواسته هاشون رو دفن نمیکنن

    جز معنوی بودن ثروت و تفریح و نداشتن مقاومت

    من یه باوری در مادرم پیدا کردم که با تفریح و لذت مخالف بود یعنی فقط کوتاه …… و اصلا بادم نمیاد از بچگی مادرم شاد باشه بخنده برقصه و هر وقت من شاد میشدم احساس میکردم الان مادرم می خواد. دعوام کنه

    از درون حس نمیکردم کارم بده ولی از بیرون همش حس میکردم کارم بده

    ولی چون اجبار بودم و آزاد به شادی خودم ادامه دادم و‌همیشه برعکس مادرم من خیلی خیلی شاد و سرزنده بودم و این ویژگیمو خیلی دوست دارم که نمیزارم چیزی باعث غمم بشه

    برای بچه ها خیلی خوبه که مادر شاد و با روحیه و ‌پدر حمایت گر و‌امنی داشته باشن دیگه زحمت درمان کردن زمانشون رو در آینده ندارن

    و چه راحت وقتی لیوانشو گم کرد پا شد رفت خرید …. یعنی ازادی مالی نه اینکه خودشو سرزنش کنه و بعد تنبیه کنه حالا که گم کردی پس حقته دیگه لیوان نداشته باشی

    یعنی اشتباهاتشو دلیل بر سرزنش و احساس بد خودش قرار نداد آفرین بهش انقد اعتماد به نفس و عزت نفس داره قشنگ از صحبت کردنش مشخصه خیلی با انرژی صحبت میکنه خیلی با دقت صحبت میکنه و آدم حس قوی و خوبشو از این زن دریافت میکنه و خودش شاغله همسرش شاغله 4 تا پسر هم داره که به هر حال تفاوت سنی هم دارن …

    زیبایی های دیگه شرایط مالی استاد بهش این امکان رو میده از اومدن مهمون خوشحال بشه و دراین حال خودش و مهموناش راحت باشن واقعا اگر ثروت نبود اگر این ملک بزرگ نبود اگر اروی نبود ای خانواده با 4 تا پسر بزرگ می تونستن چند روز اینجا بمونن ………!!!؟

    اینا همه موهبت های ثروته

    ثروت حتی اینطوری تو روابط آدم ها با هم آور داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه آزاد گفته:
    مدت عضویت: 1457 روز

    واقعا چقدر باید یاد بگیرم از سبک زندگیتون

    با وجود مهمون ها باز هم. در روز به کارهای سایت رسیدگی میکنید

    سادگی سادگی سادگی ، واقعا تحسین برانگیزید

    این نشون دهنده مقدار زیادی عزت نفس هست

    تو همه مسایل راحت بگیریم تا جهان هم بهمون راحت بگیره و بتونیم لذت ببریم

    چقدر جوزف رو دوسش دارم خیلی حس خوبی بهم میده و هرچی بیشتر ازش میگید میفهمم چقدر شخصیت جالبی داره ، ادامه دادن و ناامید نشدنش و واقعا رمز در ادامه دادنه،منم باید این بعدمو تقویت کنم

    ممنون از غین نکته ای که بهش اشاره کردید : بجای کوچکتر کردن رویاهات باورهاتو قدرتمند تر کن

    و درنهایت منظره کارت پستالی پارادایس

    این حجم از فعالیت این خانواده و تو گوشی نبودنشون برای من مثل رویاست

    ممنون از به اشتراک گذاشتن لحظه های زیبا و پر از درستون

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: