live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 94

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    دیاکو زارعی گفته:
    مدت عضویت: 2735 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم و همه دوستان همفرکانسی عزیزم

    پاسخ سوال:

    از آنجایی که ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم ،در واقع جهان هستی یک سیستم است که یک سری اطلاعات از تک تک ما دریافت می کند و مطابق این فرکانس ها شرایط و محیط را برای ما به وجود می آورد،یعنی در هماهنگی کامل با عدل خداوند است .

    ما در زندگیی به هر آنچه که توجه می کنیم ریشه و اصل همان موضوع را برای خود به وجود می آوریم که این توجه کردن ها می تواند از طریق دیده ها ،شنیده ها،نوشتن و یا به هر شکلی باشد.

    بنابراین هر اتفاقی را که در زندگی تجربه می کنیم از باورها و کانون توجه ما نشات می گیرد . پس قدم اول برای هر تغییری در زندگی این است که ما بپذیریم خالق صد درصد زندگی خودمان هستیم و عوامل بیرونی هیچ دخل و تصرفی در زندگی ما ندارند .ما باید در خود باورها و فرکانس های مناسبی را ایجاد کنیم تا زندگی پر از آرامش و عشق وآزادی و زیبایی را تجربه کنیم که این کار به زمان نیاز دارد و هر انسانی باید به هر جایگاهی که بخواهد برسد تکاملش را طی کند چون افکار و باورهای ما یک شبه ساخته نشده اند ک یک شبه هم تغییر کنند

    در این مورد نیز به نظر من باور داشتن و درک قدرت خداوند و باور به فراوانی جهان هستی و نداشتن حس رقابتی ،حرص و طمع و نگرانی و ترس از تموم شدن فرصت ها و نعمت های خداوند است که باعث میشود ما در هر لحظه فرکانسهای مناسبی به جهان هستی ارسال کنیم و جهان هستی نیز شرایط و موقعیت های همسنگ با فرکانس های ما را به زندگیمان وارد کند.

    هرچیزی که در جهان هستی وجود دارد از خداوند است با ایجاد این دیدگاه توحیدی به راحتی به هر آنچه میخواهیم دست می یابیم .خداوند از طریق بینهایت دستانی که دارد (انسان ها)در هر زمینه ای به ما کمک می کند .در زمینه روابط افراد بهتری سر راه ما قرار می دهد ،از طریق آن ها به ما محبت می کند.ما را در آغوش می گیرد ، در زمینه ثروت و موفقیت در کسب و کارهامون خودش مشتری میشود برامون ،افراد مناسبی را سر راهمان قرار میدهد ،شرایط و محیط مناسبی را برای ما فراهم میکند ،حساب بانکیمون میشود و…کافیه که به اون تکیه کنیم چون این خداوند است که همه کار ها را برای ما انجام می دهد یعنی با درست کردن این باور که خداوند تنها قادر مطلق است ؛همه مسائل زندگی ما به راحتی حل می شود و کار های ما به راحتی صورت می گیرد و رونق میابد .با این وجود دیگر،روی کسی حساب نمی کنیم یعنی انتظار خاصی از آن ها نداریم و نگران هیچ چیزی نخواهیم بود.در واقع ریشه این باور توحیدی که خداوند تنها قادر مطلق است و همه ی کار ها را انجام می دهد ،برای همه گیاهان رزق و روزی می رساند ؛کلید خوشبختی در دنیا و آخرت است .و برای تمام جنبه های زندگی(روابط،سلامتی،ثروت،معنویت،موفقیت مالی )و هر موفقیت دیگری صدق می کند.وقتی که ما غیر از خداوند به هیچ عوامل بیرونی وابسته نمیشویم ،و به فراوانی نعمت های جهان هستی ایمان میاوریم و به هیچ وجه کمبود ها را نمیپذیریم ، دیگه مهم نیست خواسته ما چی هست ،از چه طریقی و با چه امکاناتی داریم کار میکنیم ،محل کارمون کجاست،شرایطمون چجوریه یا با چه تکنیکی داریم روند کارمون رو پیش میبریم .با ایجاد این باور که اصل و پایه برای هر موفقیتی است تمام کیهان برای رسیدن ما به خواسته هایمان دست به دست هم می دهند چون تنها قدرت جهان (رب)است .

    در پناه فرمانروای جهان شاد ، سالم ، ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    ناصر خان امینی گفته:
    مدت عضویت: 2943 روز

    سلام به تمام عزیزان هم فرکانسی خوب و دوست داشتنی خودم و استاد مهربان

    بینهایت خرسند و راضی از اینکه عضوی از این گروه و خانواده خوب هستم متشکر از خداوند به خاطر خلق و حضور این عزیزان و هم مدار شدن بامن من شاگردی بیش در این محضر نیستم و بسیار با نوشته های خانم شایسته

    پرواز میکنم٫ راستی دمت گرم و تبریک به استاد

    من به جای آویزان کردن دعای رزق و روزی در

    مکان کسب و کارم سعی میکنم رابطه های خوبی را با مشتریان که خداوند برای من فرستاده است بر قرار کنم احترام بگذارم خوش آمد گویی داشته باشم سوالهای طلایی بپرسم

    از مکنونات قلبی آنها باخبر گردم سلیقه شان را

    متوجه شوم و باورهای خودم را قویتر سازم

    شناخت خودم شناخت محصولم شناخت مشتریانم و در آخر کارتم را به مشتری تقدیم

    کرده و از او درخواست کنم ما را( من و محصولاتم را )به آشنایانش معرفی کند

    مطفاوط باشید!!!! ناصرخان امینی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سميه رفعتی گفته:
    مدت عضویت: 2699 روز

    با عرض سلام و وقت بخیری،

    ضمن اصلاح باورها و باور به فراوانی و ایمان به قدرت خداوند و اینکه مشتری ها رو خداوند میرسونن، ایمان و باور به عالی بودن کسب و کار، می توان جزیی کردن هدف با پلن های مشخص با توجه به مدار حضور و طی کردن پله ها و بالابردن فرکانس و صعود به مدار بالاتر تا رسیدن به هدف مشخص با سپاسگزاری و طی کردن لحظات شاد در پلن‌های کوچک برای رسیدن به آرامش و صعود بالاتر و دستیابی به اهداف مالی الهی کمک کننده است. ضمنا دریافت های شهود و عمل به آنها در حوزه مالی ضامن موفقیت بیشتر خواهد بود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    یکتا گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    با سلام ، دوستان و استاد عزیز، می خوام یکی از تجربیات خودمو در خصوص قانون بنویسم ، قبل از اینکه اصلا با این سایت آشنا بشم انجام دادمش و نتیجه گرفت: تیر ماه سال 97 دقیقا 3 هفته بعد از جشن عقدم چند تا غده تو گردنم حس کردن کلی پیگیریو دکتر که ببینم اینا چیه تا بعد از کلی آزمایشو اسکنو نمونه برداری مشخص شد ببببله متاسفانه سرطان غدد لنفاوی تشخیص داده شد! بسیییییار غیر قابل باور بود برای من که تازه عروس و زیبا ، با موهای تقریبا بلند بودم، رزمی کار، داور، شاغل، فعال…. بعد از کلی آه و ناله و گریه و درمون گذاشتن با آقای همسر….

    نشستم و با خودم خلوت کردم و به خودم گفتم تمومش کن، باورش نکن، باهاش نجنگ، اصن تحویلش نگیر که همچین چیزی هست.

    به هیچ کس از فامیلو اطرافیان هم نگفتیم چون با دلسوزی و احوال پرسیو هزارتا سوال بیشتر حال آدمو خراب میکرد. بگذریم ازینکه میدیدم پدر مادرمو همسرم دارن بال بال میزنن!!! اما خودمو جمع کردم رفتم سراغ درمان و شیمی درمانی و سنگین ترین بخش کار کچل کردن بود، ولی جالبه که بگم بعد از کچل شدن عروس خانم اصن فک نمیکردم که من بیمارم بیشتر حس خلافکارا و زندانیارو داشتم و ادا درمیاوردم و کلی خوانوادمو میخندوندم!!!

    نمیگم این دوران خیلی ساده گذشت اما خیلی راحتر از خیلی از دوستان دیگم که هر روز با گریه و کلی غصه میومدن برای تزریق گذشت و کلی از داروهاشون و عوارضش اطلاع داشتن ولی من حتی نمیدونستم داروهام چیه و چند تاس اصلا و اصلا باورش نکردم و در موردش تحقیق نکردم و الان که دارم براتون این مطلبو تایپ میکنم دوباره برگشتم به کار و پشت میز خودمم و موهامم مثل پسرایی که میخوان برن سربازی جیک زده و مشغول خرید جهاز و رنگ آمیزیه خونمم. چیزی که 6 ماه پیش آرزوم بود.

    خدارو سپاسگذارم خیلی باعث قوی بودنم شد و تو این مسیر خیلی چیز یاد گرفتمو بزرگ شد.

    اینو گفتم در راستای حرف استاد که من به دیگران( رقبا یا هم رده ها…) کار نداشتم تمرکز رو خودم و لذت بردنم بود و اینکه من بیشترین مسافرتو تو همون 6 ماه شیمی در مانیم رفتم شب های قبل تزریق تا نصف شب با همسرم جاده چالوس بودیم نه اینکه خیلی مثل آدمای سالم سالم باشم ولی کم نمیزاشتم. تو زندگیتون کم نزارید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      رضا زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2231 روز

      سلام به یکتا عزیز خیلی خوشحالم تجربه خودتو نوشتی

      کلا حال میکنم تو کامنت ها میبینم که مینویسن در مورد این فایل یا این موضوع میخوام تجربه خودمو بگم.این خیلی تاثیر گذار تره و من هم میخوام تجربه خودمو بهت بگم

      من هم جالبه فک کنم دو سال پیش یا سه سال پیش یک چیزی تو گردنم بود که اصلا کسی نمیدونست چیه هیچ دکتری تا تهران هم رفته بودم ولی کسی نفهمید با کورتون و بستری بعد سه ماه بهتر شد و سال بعدش دوباره برگشت و اون سال با قوانین و استاد آشنا شدم و باورت (شاید نشه) احتمال زیاد بشه که من عهد بستم با خودم و خدام که حس میکنم این حرف و مسیر درسته و اگه واقعا این حرف ها درسته ، بدون دارو پس باید خوب بشم و ( با احساس خوب و مرور یک سری آگاهی ها و باور ها که توی دوره قانون آفرینش گفته شده بود) بعد سه ماه (دقیقا همون زمانی که با دارو علائم از بین رفت) بدون ذره ای دارو مصرف کردن کم کم نتایج بزرگ خوب شدن رو دیدم و من یک سری ناتوانایی هایی در من اون بیماری ایجاد کرده بود کم کمرفع شد و الان وزنه میزنم ورزش میکنم میدو ام ، اون موقع نمیتونستم آرزو داشت میشد برام و حتی توی تکلم، ولی شد و مطمئن ام برای همه هم میشه خیلی ممنونم ازت که تجربه ات رو نوشتی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    معصومه حاجی آبادی گفته:
    مدت عضویت: 2569 روز

    باسلام خدمت استاد ودوستان عزیز. به نظرمن هیچ نسخه ای رو نمیشه برای دونفر پیچید چون تکامل وپیشرفت هرکدوم ازما متد منحصر به خودش رو داره درجهان هستی وکائنات وهمون طورکه استاد بارها گفتن الهامات وحس ماست که تعیین کننده ست.علم سرمایه گذاری ومارکتینگ هم به نظرم جزو همون فرعیات هستن واصلا نمیتونن برای همه تجویزبشن یا راهگشا باشن واینکه ممکنه این علوم الهامات افردای باشن که بااین باور وسبک خودشون به موفقیت رسیده باشن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سعید گفته:
    مدت عضویت: 2626 روز

    وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیسْتَجِیبُوا لِی وَلْیؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ 

    .

    .

    هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى ‏کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند (۱۸۶)

    .

    .

    .

    .

    وقتی که نزدیک ماست پس خودش به ما درباره استفاده از ابزار و تکامل استفاده از ابزار کمک میده و الهاماتش به ما میرسه

    تو قسمت دومم

    اگر رو خدا حساب نکنیم رو کی حساب کنیم خدایی که تمام زمین رو مسخر من انسان کرده مگه میشه لحظه ای روش حساب نکرد پس همیشه فقط خدا

    به نظر من

    دوست دارم استاد عزیزم که منو در خدا قرار دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 76 رای:
    • -
      رضا نیازپور گفته:
      مدت عضویت: 2563 روز

      سلام دوست عزیزم

      من هر وقت روی مشتری حساب میکنم مثال هفته پیش یکی از مشتریهام از مسکو زنگ زد گفت پسفردا زنگ میزنم و در مورد سفارش و راه افتادن کار با هم صحبت میکنیم این کار هم از دید من خیلی کار بزرگیه این هم بگم که من دو ساله با خانواده عباسمنش آشنا شدم با استفاده از فایلهای استاد خیلی نشانها دریافت کردم و وارد کار تجارت و صادرات به کشور روسیه شدم که برای اطرافیانم غیر قابل باور بود ولی مشتریها میان و زنگ میزنن ولی کار نمیگیره و میخواستم اینو بگم یکی از باورهایی که باید روش بصورت جدی کار کنم این باور که خدایی که این همه تغییرات و مشتریهارو آورده خودش میتونه کارو راه بندازه و مدیریت کنه من فقط باید به جای اینکه استرس بگیرم و تمرکزمو بزارم رو مشتری که(اینم ی نو شرک به حساب میاد) فقط باید طبق روال قبلی رو خودم و توحید عملی و باورهام کار کنم، واقعا دیدگاه عالی و تاثیر گذاری داشتین.

      از شما و خانواده عباسمنش و استاد عزیزم تشکر میکنم و سپاسگزار خداوندم که من را به این سایت هدایت کرد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      حمید حمیدی گفته:
      مدت عضویت: 3009 روز

      سلام دوست عزیز

      جواب شما خیلی زیبا و خوب بود ،ولی بنظرم کلی گفتید .اگر باشرح کاملتری از درکتون و اینکه جهان چه جوری عمل میکنه و یا با مثال بود خیلی قشنگتر میشد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سعید گفته:
        مدت عضویت: 2626 روز

        مثالش به نظر من به طور کامل اینه وقتی شما خوابیدین هیچ نگرانی بابت شرایط داخلی بدنتون اجزای داخلی بدنتون ندارید و با خیال راحت بدون در نظر گرفتن اینکه معدتون و یا ریتون، کبدتون و٫٫٫ چطور کار کردن راحت دارید استراحت میکنید و زندگی حالا شما فکر کنید که این سلامتی روانی و جسمی که دارید رو از کجا وبا چه قانونی دارند کار میکنند مطمئن باشید که خدا طبق قانون خودش به ترتیب داره این کارو تو بدن شما میکنه بدون نگرانی در درون شما رخ بده ، حالا بابت این موضوع سوال که ابزار موفقیت رو کی و کجا باید به کار ببندیم به نظرم فقط رو باورامون و مدارمون ،شرایط روانی و فکریمون کار کنیم ابزار موفقیت رو مثل سلامتی که داریم مثل حال خوبی که داریم خودش برامون فراهم میکنه

        مثال ابزارشم میشه گفت خدای عزیزی که مارو با این خانواده آشنا کرد خودش ابزاربزرگی بوده برای موفقیت هممون نیاز و پایه و اساس زندگی بوده که خدا در اختیارمون قرار داده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    شادی آرامش گفته:
    مدت عضویت: 3442 روز

    سلام،

    استاد همیشه میگن می خوام اصلو بفهمید و به حاشیه ها نچسبید٫ وقتی قانون جهان هستی رو که محور صحبت های استاد در هنه محصولات و فایل های رایگان ایشون هست، درک کنیم، می فهمیم که اگر دیگران، عواملی رو که شما اشاره کردید در رونق کسب و کار مؤثر می دونن، دلیلش اینه که اونا طور دیگه ای فکر می کنن و اصلا چیزی از قانون جهان هستی نمی دونن٫ اوتا اصلا از این چیزا خبر ندارن ٫ اگرم چیزی شنیده باشن، اصلا بهش باور ندارن٫ راهی که ما انتخاب کردیم، پیروی از این قانونه؛ قانونی که میگه هیچ چیز در زندگی جدا از باورهای ما نیست٫ همه آدم ها، شرایط و اتفاقاتی که در زندگی تجربه می کنیم، نتیجه باورهای ماست، و هیچ عاملی بیرون از ما، تاثیری بر زندگی ما نداره٫ خب وقتی ما اینو باور کنیم و به این موضوع ایمان بیاریم، تنها کاری که باید بکنیم اینه که باورهامونو درست کنیم٫ یعنی باورهانون رو هماهنگ با خواسته هامون کنیم٫ از کجا بفهمیم باورهامون ایراد داره؟ از احساسمون؛ هر وقت در هر موردی احساس بدی (اعم از نگرانی، ترس، ناتوانی، نفرت، حسادت، تردید و ٫٫٫) داشتیم، یعنی باورمون بر خلاف آگاهی های روحمون یا همون خداست و به قول استاد، ترمزی در مسیر رسیدن به خواسته مونه٫ پس باید دنبال شواهدی بگردیم که باعث بشه اون باور در ما تغییر کنه٫

    خب حالا چطوره که استاد بدون تبلیغات انقدر مشتری جذب می کنن؟ مطمئنا به خاطر باورها و دیدگاهی است که به خداوند دارن٫ وقتی شما باور داشته باشی که جهان مملو از فراوانی است و خداوند مشتریان فراوان رو به سمت شما هدایت می کنه، جهان این باورو به شما ثابت می کنه و مشتری های فراوان وارد زندگیت می کنه٫ وقتی شما باور داری که نیازی به تبلیغات نداری و خدا خودش همه کارا رو برات انجام میده، خب همون خدا برات مارکتینگ و تبلیغات انجام میده٫ یادمه یکی از دوستان، در سایت نوشته بود هر روز در یک مسیری مسافر سوار می کرد و در طول مسیر فایلای استادو میذاشت تو ماشین گوش می داد٫ خیلی از مسافرا کنجکاو شده بودن درباره حرفای استاد و درباره اون فایلا پرسیده بودن، و اینطوری این دوستمون استادو به خیلی از مسافرا معرفی کرده بود٫ یعنی خدا از طریق اون آدم برای استاد تبلیغ کرده بود، بدون اینکه استاد یک ریال هزینه کنند برای تبلیغات٫

    وقتی خدا رو باور کنیم و بهش اعتماد کنیم – همونطوری که استاد باور داره- خداوند ایده هایی رو به ما الهام می کنه، و ما رو به سمت افراد و شرایطی هدایت می کنه که ما رو به خواسته هامون (در این مورد، ثروت بیشتر)می رسونه٫ در واقع، ایده هایی که بعد از درست کردن باورها به ما الهام میشه، جنس خدایی داره و چیزی که از جنس خداست، مسلما همون صراط مستقیمه که سعادت دنیا و آخرت رو نصیب ما میکنه٫

    اما موضوع اینجاست که ما به هدایت خداوند باور نداریم٫ ما یک عمر جور دیگه ای زندگی و فکر کردیم و حالا یکی اومده میگه دارید بیراهه میرید٫ خب واقعا سخته باورش، اما وقتی داریم با چشمای خودمون نتیجه این باورو در زندگی استاد و هزاران نفر از اعضای سایت می بینیم، دیگه شک کردن احمقانه است٫

    ما هزاران بار در زندگی شنیدیم که باید به خدا توکل کرد، اما واقعا توکل یعنی چی؟ غیر از اینکه باید همه کارا رو به خدا بسپاریم و هیچ نگرانی نداشته باشیم٫ غیر از اینکه باید دست از تقلا برداریم و منتظر هدایت های الهی باشیم و در راستای الهامات و هدایت الهی قدم برداریم؟ اگه کمی باهوش باشیم، مثل استاد خدا رو به عنوان مدیر برنامه های خودمون باور می کنیم، همه کارا رو می سپریم به اونو و و با خیال راحت زندگیمونو می کنیم٫ اما مسئله اینجاست که ماها -حتی خودم که دارم این حرفا رو می زنم- از ته دل به خدا اعتماد نکردیم، هنوز یه کم می ترسیم، هنوز نگرانی داریم، و بیشتر روی تلاش خودمون تکیه می کنیم تا کمک خدا٫

    بیایید بیشتر فکر کنیم ایمان یعنی چی، توکل یعنی چی؟ فکر کنم اگر همینو بفهمیم همه چیز حله٫٫٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 135 رای:
    • -
      پارسا فریور گفته:
      مدت عضویت: 2793 روز

      سلام دوست عزیز

      بله دقیقا همینطوره اما متاسفانه اغلب ما وسط راه که میبینیم نتیجه ای نگرفتیم دیگه منصرف میشیم از راهی که رفتیم مثلا خودم وقتی که دیدم به خواستم نرسیدم واقعا دیگه باور کردم که اینا برا من کار نمیکنه

      ولی وقتی که نتایج افرادی رو دیدم که شرایطشون مثل من بود به کجاها که رسیدن باورم دست میشه یا اینجوری بگم : یه کم باورمون نسبت به خدا و قانون بهتر میشه.

      خواستم اینم به دیدگاه قشنگتون اضافه کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      حسنخانی گفته:
      مدت عضویت: 3935 روز

      سلام دقیقا یادگرفتن آرامش و ایمان به خدا خودش یک مسیره که باید تمام آموزهای قبلی را کنار بگزاریم و این کمی زمان بر و سخت است.من تازه بعد دوسال کم کم دارم یک کوچولو درکش میکنم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ریحانه باقریان گفته:
    مدت عضویت: 3440 روز

    به نام خدا که در همه لحضه هدایت گر ماست ،من امروز از استاد یاد گرفتم که همیشه روی خدا حساب باز کنم ،چون انسان خیلی زود به افراد به اطلاعات متکی می شه و خدا رو فراموش یا در جه دوم به خدا اعتماد می کنه برای من بار ها پیش آمده که فکر می کردم در واقع روی خدا دارم حساب باز می کنم از اون جایی که شرک تو دل مو من مثل راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب بعد که هدایت شودم به روش های مختلف همسرم گفته یا اتفاقی افتاده متوجه شودم من روی خدا حساب باز نکردم هنوز خیلی کار دارم .که درفکر می کردم حساب باز کردم بعضی مواقع انقدر فاصله اعتماد به خدا و شرک و اطلاعات یا هر چیز دیگه که بهش بگیم انقدر نزدیک می شه که فقط باید خواستار و پذیرای هدایت الله باشی و ایمان رو نشون بدی به این نیرو باوجود نجوا های ذهن و حرفای باید ایمان داشته باشی اون از جایی که تصور ش نمی کنی بالا تر از رویا هات هدایتت می کنه چون این نیروی که همه چیز رو می دونه برات همه چیز می شه فقط باید انقدر ذهن رو با ورودی های عالی بن باران کنی که ذهن منطقی این باور ها و افکار و نوع تفکر براش باور پذیر تر باشه ‌روی فرکانس ها خاسته ها فکر کنی و با تغییر افکار به ‌مدار بالا تر بری از مداری که هستی به مداری بری که چیزهایی که می خوای توی اون مدار افراد شرایط همه چیز به دست به دست هم می ده که به خاسته هاست برسی این قانون جهان و چیزی غیر این نیست موسی به اندازه ایمانش به خدا آتش براش گلستان شود ،ابراهیم به اندازه اعتماد و ایمانش به خدا بود انشا ا… تونسته باشم با نظر گذاشتن به خودم و دوستانم در گروه تحقیقاتی عباس منش یاد آور شوده باشم قوانین خدا رو که می که اول ایمانت رو نشون بده پا در راه بگذار که اون می دونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
    • -
      الهه سجاد گفته:
      مدت عضویت: 3848 روز

      سلام ممنونم از توضیحات تون. اینکه گفتین وقتی با تغییر افکار و باورها مدارات بالاتر بره ، اونوقت توی مدار جدید افراد زیادی هستن که مشتری تو می شن خیلی خیلی برام جالب بود و چراغی را در ذهنم روشن کرد. بله همینه . شنیدیم قدیمیه اصطلاحا” می گفتن: فلانی چشمش به فلان چیزه یا فلان فرده. ما هم برای فروش یا اینکه کسی از آموزش مون استقبال کنه چشم مون به همین آدمهاس که دور و برمونن. یه کمی دورتر رو نمی بینیم. باید این ایرادمونو برطرف کنیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    کامران فریدونی گفته:
    مدت عضویت: 3602 روز

    سلام به اعضای عزیز این خانواده

    آدم های سرشار از آگاهی که ازشون چیزای زیادی یاد گرفتم

    علت سرگردانی تو کسب و کار ، تکیه بر ایده و حرفهای آدم ها و ندیدن دستان خداونده

    به جای اینکه از نیروی هدایت حساب ببریم ، از فهم این و آن حساب می بریم .

    کار وقتی می لنگه که این نیروی قدرتمند درونی را تو حاشیه قرار میدیم .

    به خدا مدیریت و هندل کردن یک کسب و کار خیلی خیلی ساده تر از این حرفهاست.

    راه میان بر و روش صحیح پیشبرد کسب وکار از این رهگذر میگذره : جواب مساله رو با خدایی مطرح کنی

    که هر مساله ای رو فوت آبه. قضیه رو با زبانی مثل معاشقه مادر با فرزند براش تشریح کنی

    و بخواهی راه پیش پات بگذاره.خودش با زبان نشانه بهت میگه راه درست چیه.

    بعضی وقت ها تو کسب و کار به قدری حال آدم رو خوب می کنه که گویی قصد داره ما رو از هر ایده و نظر صاحب سبکی بی نیاز کنه.

    انگار همه جواب رو تو دل و جان شما گذاشته .اینو فقط خودت می فهمی راه رو از چاه ملتفت می شی

    برات روشن میشه چه کار باید بکنی هر جور دم و دستگاه و ابزار و مهارتی که نیاز باشه در یک لحظه بهت میگه.

    اجازه بدیم خودش وارد عمل بشه اونی که استاد حل هر مساله ایه.

    فضا رو برای ادامه کار باز میکنه به قدری نشانه ها واضح می آد که ابراز نظر بقیه برات خنده دار میشه

    تو دلت به سطحی بودن خیلی از روش ها پی می بری خیلی از تئوری های علمی، فوت وفن و تکنیکها برات رنگ می بازه

    قدم بعدی رو با جلو رفتن به وضوح می بینی اگه قراره از نرم افزارو short cut ی هم استفاده کنی ،

    اونو پردازش شده میگذاره سرراهت . اون بخشی که کار تو را به راحت ترین شکل ممکن پیش میبره ،

    برات Bold میکنه.آدمی هم که قراره اون کار رو برات انجام بده بهش ماموریت میده که پیشت بیاد

    انگار شما فقط شاهد ماجرایی، از دستانی که برات کار انجام داد

    اصلا از 0 تا 100 کسب کار رو آماده شده و چکش کاری شده بهت میگه گویی خود خدا در قالب یک کسب و کار برا تو ظاهر میشه

    و دستورالعمل اجرایی رو هم برات شسته رفته نوشته

    وسیله ها و تجهیزاتی رو تو مسیر جور میکنه که دست نخورده یه گوشه ای افتاده

    اوضاع کسب کاری که قبلا با تحلیل خودت و این و اون ، هزار جور حاشیه ازش بیرون می اومد ، اما وقتی گذاشتی نیروی هدایت کارش رو بکنه اونوقت مسائل لاینحل ، مفت و مجانی حل میشن اگه از یه روش نتیجه نگرفتی هزارتا متد و روش دیگه هم هست

    که تو مسیر سر راهت قرار میگیره.میبینی به یه قطعه و ابزار نیاز داری

    برات کارخونه ساخت اون قطعه رو درست بغل گوشت میگذاره که خودش رو با شرایط تو وفق بده

    حرفهای بالا وقتی کار میکنه که بگذاری حرف اول و آخر تو هر مرحله ای رو همین نیرو تعیین کنه.

    تو وجودت قابلیت استفاده از این حرفها رو با آموزه های استاد به وجود بیاری.

    ارتباط ذهنی عمیقی برقرار کن بین کسب و کاری که رفتی تو دلش و ایمانی که به خدای بزرگ داری

    ایمانی که قبلا خیلی جاها اگه نبود ، کارت زار بود

    انگار تو هر مساله ای داری به خدا رسیدن رو می بینی. حسی معاشقه گونه با کسب و کارت!

    رسیدن به این حالت درک کردنیه : رسیدن به یه قدم و مدار بالاتر تو کسب وکار و رسیدن به خدایی که همه کاری ازش بر می آد

    انگار زبان کسب وکار ، زبان حال و احساس خوبه

    تو یه سری از جنبه های زندگیم که مساله پیچیده بوده به روش زیر به جواب رسیدم ایمان دارم توی کسب و کار هم طبق نسخه زیر جواب میده : خودم از خدا ، خود خودش ، بی قید و شرط ، بی حساب کتاب ، چهار تا کلمه بهش منتقل کردم

    چشمم رو بستم و گفتم : بسم الله الرحمن الرحیم .

    آیه ای که اول سوره حمد است . سوره ای که آب میوه قرآن است و همه مطلب زندگی رو توش گنجانده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 78 رای:
    • -
      مریم کهوند گفته:
      مدت عضویت: 1664 روز

      سلام آقا کامران عزیز

      چقدر لذت بردم، صحبتهاتون چقدر حس آرامشی رو بهم منتقل کرد

      واقعا لذت بردم، گویی برای من گفته شده، در بهترین زمان این پیام از دستان شما به دستم رسیدم،

      واقعا خداوندمون اجابت کننده است، همونطور که کاملا، کاملا با برنامه ریزی این پیام رو خوندم. زمانی که در ابتدای مسیر کاری هستم و دل نگران پیش رفتن و بهم گفته شد آروم بگیر بنده من، من در هر لحظه کنارتم

      بینهایت سپاسگذارم 🌺 🙏

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        کامران فریدونی گفته:
        مدت عضویت: 3602 روز

        سلام همسایه دیوار به دیوار فرکانسی!

        مریم عزیز

        توی مسیر از بس اتفاقات خوب می افته،یهویی به خودم میام می بینم همه از دست رفته ها رو خدا جبران کرده!

        قبلا خیلی فرصت سوزاندم و به دق مرگی رسیدم، حالت الانم دست کمی از ذوق مرگ شدن نداره!

        ادامه نتایج رو اصلا بی خیال!

        همه کاری از دست خدای درون بر میاد:پناهگاهه،مهاجرته،تکیه گاهه،تولید محصوله و …

        خواهشم اینه :توی این مسیر طاقت بیار ،ترس هات رو آرام آرام بریز،یه ذره بیشتر برو جلو!

        سودهای کسب و کارت رو پیشاپیش تبریک میگم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    علی عالمیان گفته:
    مدت عضویت: 2778 روز

    سلام استاد عزیز و همچنین همفرکانسی های خوبم

    استا چقد این ایده لایو خوبه بخش منطقی ذهن رو راحتتر میتونیم کنار بزنیم و با شما احساس یگی بودن بکنیم احساس اینکه شما هم مثل ماهستین و ما هم میتونیم.

    ببینید دوستان مشکل ما از اونجایی شروع میشه که بین خودمون و خدا تفاوت قاعل میشیم یعنی میگیم تا یه جایی خدا کارارو انجام میده بعدش ماییم که باید بقیه کار رو به عهده بگیریم

    این مسعله ای بود که 1 سال تمام یعنی دقیقا از عید 97 ذهنم رو مشغول کرد ورفته رفته تونستم باورم رو نسبت به خدا بهتر بکنم والبته هنوز هم ادامه داره

    من از یه نگاه دیگه به سوال جواب بدم

    اول از دیدگاه انسانهایی که تجربه نزدیک به مرگ رو داشتن که پیشنهاد میکنم سری کتابهای در آغوش نو رو بخونید

    آدمهایی که این تجربه رو داشتن اولا اصلا از اینکه مرده بودن نارحت نبودن چون میگن ما انگار برگشته بودیم خونمون

    و اینکه میگن اونجا که رفته بودیم فقط نور بود و ماهم نو بودیم یه تیکه از اون نور اصلی بودیم مثل یک قطره از اقیانوس که اگه انگشتتون بو داخل آب بکنید یه قطره بهش میچسبه و ازش جدا میشه ما مثل اون قطراه ایم که اقیانوس جدا شدیم

    میگن ما با نور اصلی که ما بهش میگیم خدا یکی هستیم و فاصله ما وبا خدا مثل فاصله فرکانسیه یا فاصله تکامل هست که با سرعت خیلی زیادی تمام اونچیزهایی که یادمون رفته بود رو میتونستیم به یاد بیاریم و به اون نور اصلی نزدیک و نزدیکتر بشیم و بقول بتی جی آیدی ما بودیم که این جهان رو خلق کردیم البته با کمک خدا مثل همون زبان برنامه نویسی که استاد مثال میزنن که یه شرکتی اون زبان رو طراحی کرده و ما میتونیم با استفاده از اون زبان برا خودمون برنامه کامپیوتری طراحی کنیم

    از دید نظریه هلو گرافیک که جدیدا خیلی سر زبانها افتاده و میگه این جهان سایه یه جهان دیگست که یه جایی ساخته شده و سایش افتاده اینجا

    من وقتی اینو میشنوم یاد حرفهای استاد تو دوره کشف قوانین میافتم که ما تو عالم ذر خودمون انتخاب کردیم که کجا ،چجوری،تو چه سالی ،تو چه خانواده ای و… به دنیا بیایم و اونجا بود که ساختیم خودمون که این دنیامون دوست داریم چه شکلی باشه در اصل اون ماهیت اصلی یا همون عین ثابته ما مونده اونجا و ما سایه ای از خود واقعیمون هستیم که اومدیم این دنیا و این جهان هم یه عین ثابته داره که سایش افتاده اینجا و فقط کافیه ما بقول استاد به یاد بیاریم که این خودمون بودیم که انتخاب کردیم و ساختیم

    ولی ما متاسفانه اینقد درگیر ذهن شدیم که از بهشتمون دور شویم مثل اون داستان معروف آدمو هوا که از میوه درخت دانش یا تجربه خوردن و از بهشت رانده شدن

    ایراد ما اینجاست که ما هم مثل فلاسفه دنبال دلیل تو هرچیزی میگردیم و از اصل غافل میشیم

    دنبال علمی هستیم که تو تجربه به دست اومده دیگه یادمون رفته تمام علمهایی که بوجود اومده اولین نفری که به این علم دست پیدا کرده اونم با الهام بوده چون اون که تجربه ای نداشته مثل اولین نفری که گاری رو درست کرد یا نیزه رو درست کرد بیایم فکر کنیم که آیا چیزی بجز الهام میتونسته راهگاشی این اختراعات باشه

    اکثر دانشمندها که اختراعی میکنن میگن این به ما الهام شد مثل نظریه نسبیت انیشتین

    پس بیایم زیاد به این جهان فلسفی نگاه نکنیم دنبال دلیل و مدرک نباشیم دنبال عقلانیت نگردیم عقل یه ابزاره دست روح که با استفاده از اون بتونه ملموسات این جهان رو درک کنه فقط .و عقل به درد ماورا فیزیک نمیخوره چون خودش فیزیکیه و قادره که فیزیک رو درک کنه و اگه میخایم که بتونه ماورا رو درک کنه باید ازش عبور کنیم

    من تو این مدت به این نتیجه رسیدم که هرچه از عقل و کارهای منطقی و تجربی دور میشم راهم ساده تر میشه

    چند روز پیش سخنرانی یکی از روانشناسهای بزرگ ایران رو گوش میدادم که میگفت هی کارهاتون رو نندازین گردن خدا و ازش راهنمایی نخواین اون یه بار بهتون عقل داده ?بعد اون همه مردم هم به به چه چه میزدن

    یکم دیگه که گوش دادم دیدم این آدم اینقد باورهای مخرب داره که ترسیدم سریع قطع کردم اون ویس رو

    ولی آموزه های استاد به ما این رو یاد داده که اول از همه رو خدا حساب کنیم دوم فاصله ای بین ما و خدا وجود نداره ما چرا فکر میکنی که خدا یه بار از روحش در ما دمید و رفت چرا دم خدا رو با دم خودمون یکی میشموریم خدا همین الان هم در حال دمیدن روحش در ماست و هر لحضه داره مارو از نو خلق میکنه

    و اینکه ما خودمون خلق کریدم خودمون انتخاب کردیم پس خودمون زندگی کنیم

    بقول استاد همه جا از خدا سوال کنیم حتی برای سرویس زدن تو پینگ پنگ واسه شکست دادن عشقمون?

    عاشقتونم

    خدا حفظتون کنه?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
    • -
      باران گفته:
      مدت عضویت: 2742 روز

      سلام

      به نظر من اتفاقا دنبال دلیل گشتن برای هر چیزی هیچ تضادی با قوانین جهان نداره٫ البته منظورم فلسفه نیست٫ منظورم اینه که در دل همین قوانین که داریم از استاد یاد میگیریم، کلی دلیل برای اتفاقات زندگی خودمون و حتی اتفاقات بزرگتر در جهان پیدا میکنیم٫ اتفاقا خیلی عقلانی هم هست٫ بهتره بگم منطقی ترین چیزی که تا به حال تو زندگیم شنیدم همین قوانین جهانه٫ همین قانون جذب، تکامل، فرکانس و٫٫٫

      به نظر من بهتره به یک چیزی در صحبتهای استاد بیشتر دقت کنیم٫ استاد نگفتن عقل رو بذارید کنار٫ گفتن منطق ما برنامه ریزی شده ست پس قابل اعتماد نیست٫ نگفتن جهان هیچ منطقی نداره٫

      بنابراین، راه درست اینه که ما خودمون رو با منطق جهان هماهنگ کنیم نه اینکه عقل رو زیر سوال ببریم٫ اگر عقل نداشتیم، قوانین رو چطور درک میکردیم؟

      هیچکس و هیچ کتابی تا به حال مفهوم عدالت و اختیار رو اینقدر منطقی توضیح نداده، جز قرآن٫ اتفاقا به نظرم خیلی عقلانیه٫

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        علی عالمیان گفته:
        مدت عضویت: 2778 روز

        سلام خانم زاهدی عزیز

        اولا من اصلا نمیخواستم با حرفهام این پیام رو منتشر کنم که عقل رو بکل نادیده بگیریم ولی کاریش نمیشه کرد افکار وقتی به گفتار و نوشتار تبدیل میشن نقص پیدا میکنن و ما تمام چیزهایی که میشنویم و میبینیم یا درک میکنیم از فیلتر های ذهنی خودمون رد میکنیم که باعث میشه ما دقیقا نتونیم منظور طرف مقابل رو درک کنیم

        دوما من هم کاملا با نظر شما موافقم که باید از عقل برای درک این جهان و قوانین این جهان استفاده کرد

        بزارین اینجوری بگم ما در این جهان ابزاری بجز عقل نداریم اصلا که بتونیم تجزیه و تحلیل کنیم

        من فقط گفتم صرفا استفاده از تجربه رو نباید میزان قرار بدیم برای تحلیل

        منظور من این بود که ما خودمون یه جای دیگه خلق کردیم و اگه میخوایم به یاد بیاریم باید با روحمون یا بقول استاد خدای درونمون ارتباط برقرار کنیم

        بازم ممنون که نظرتون رو به اشتراک کذاشتین و ممنون که وقت گذاشتین و مطالعه کردین

        با آروزی موفقیت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حسنخانی گفته:
      مدت عضویت: 3935 روز

      سلام وقتی این جمله را خواندم که ما فکر میکنیم همه کارها را خدا نباید انجام دهد تازه فهمیدم چه جاها گفته ام خدایا این بامن بقیه اش باتو.تازه فهمیدم اون کاری هم که فکر میکردم بامن بود کار خود خداست.چه زیبا و درست و به موقع کارها را سروسامان میدهد.و میگوییم من انجامش دادم فلانی برایم انجامش داد!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: