این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من سعی میکنم آنچه که به میآید وبه من آرامش میدهم را بنویسم
مهم ترین عامل توحید است
یعنی اینکه روی دیگران حساب باز نکنیم به صورتی که فکر کنیم دیگران میتونند به ما ضربه بزنند
یعنی اینکه باور نداشته باشیم که هر چه قدر هم ما خوب کار کنیم بالا خاره یک نفر از بیرون اگر از ما خوشش نیاید و… میتواند زندگی ما را خراب کند (این پاشنه آشیل من است/ قویترین است و تمام ترمز هایم بر این باور است که این شرک است)
اگر ما باور کنیم که خداوند مالک همه چیز است و کلا همه چیز خودشه و همه ما به سوی او باز میگردیم / باور کنیم نه این که ادا در بیاریم
وقتی که قانون جهان اینه که احساس خوب اتفاقات خوب را رقم میزند / وقتی قانون اینه که ما همه اتفاقات را رقم میزنیم و کوچک ترین اتفاقی در زندگی ما (زندگی ما) جبرا اتفاق نمی افتد/ توجه کردن به هر چیزی و سپس آن توجه احساس ما را رقم میزند و با ارسال فرکانس در هر لحظه انتفاقات ما رقم میخورد
وقتی احساس سید حسین خوب است هدایت میشود به مسیر های درست و خداوند تمام کار ها را برای اون انجام میدهد و همه چیز ساده رخ میده چون اون داره همه کار را میکنه برای سید و این پاداش توحیده و توحید اصله
وقتی احساس خوب باشه ناخود آگاه یا خدآگاه یک سری کار ها را انجام میدهیم که باعث پیشرفت ما میشود
وقتی احساس خوب باشه و ادامه بدیم همه کار ها ساده انجام میشه
هر کسی که این کامت را میخونه یک لحظه فکر کنه یه این که چگونه به این مسیر و این سایت هدایت شد…من هر وقت فکر میکنم اشک از چشمام سرازیر میشه که طور هدایت شدم به این مسیر و چقدر زندگیم تغییر کرد و داره تغییر میکنه اما من باز هم ناسپاسم
تقریبا کل مسیری که خداوند من را هدایت کرد به سوی این سایت اینقدر برای خودم پیچیدش که چطور تمام اون هدایت ها رخ بده که الان اینجا باشیم
و خداوند ما را هدایت میکنه و مشتری ها را هدایت میکنه انسان های درست را به مسیر های درست هدایت میکنه و ایمان و توحید باعث میشه که خود خداوند مشتری ها را هدایت کنه برای این شخص
یک عامل دیگه این که این شخص با خودش در صلحه
یعنی این که خودشه و نقشبازی نمیکنه و صادقه و هرکسی این گونه باشه چنین نتایجی میگیره
چند بار در زمان نوشتن کامت خاستم این را بنویسم اما تا میومدم بنویسم ذهنم میگفت برو بابا این چیه میگی/ نگو بهت میخندند اما الان میگم
وقتی روی اصل کار کنی نا خودآگاه یا خود آگاه یک سری عمل در زندگیت اتفاق میوقته یا دیگران برات انجام میدن مثلا الان همین لینکی که در ول توضیحات این فایل به روانشناسی ثروت 3 داده شد این یک نمره مثبت در سئو سایته یا تعداد کامتی که داره گذاشته میشه این هم یکی هم مهم ترین ترین ها در سئو سایته یا…به این معنانیست که باید کاملا برخلاف اصول سئو و …. باید باشی و این یعنی ایمان……نهبه نظر من اگر روی اصل و اساس توحید کار کنیم اون کار هایی که باید انجام بشه تا میتری ها هدایت بشن انجام میشه و نباید به هیچ چیز چسبید و باید رها باشی و زندگی کنی و لذت ببری به خداهمه چیز به موقش رخ میده
من یک موضوعی را هم الان به ذهنم رسید را بگم: من تابستان سال 1397 به این فکر بودم که باید سربازیم را بخرم ولی پول میخوامن و… و داشتم فکر میکردم چطوری این پول را بدست بیارم و… وبعد از زمانی که گذشت و دیدم پول را به دست نیوردم که هیچ بلکه هر چی پول هم داشتم از دست دادم و داشتم افسرده میشدم که چطوری میشه و الان باید چی کار کنم چند وقت دیگه باید برم سربازی و…. و سعی میکردم ذهنم را کنترل کنم یک روز توی کلاس هنرستانمون بودم دیدم بچه ها دارن به یکی از بچه ها میگن معافیت را گرفتی و….کارت پایان خدمتت هم به زودی ارسال میشه ….و داشتن حسودی میکردند بهش و بعدش که من شنیدم و تحقیق کردم دیدم که کفالت پدرش را گرفته …من حتی اسم کفالت را هم اولین بار بود که میشنیدم و بعش فکر کردم که پدر من چند ماه پیش عمل قلب باز کرده و من هم که فرزند آخرم و….و همه شرایط اینگار دست به دست هم داده که من معافیت سربازی را بگیرم …تا الان نگرفتم و خیلی رها تر شدم نسبت به قبل و میگم به موقش هدایت میشم و دارم میبینم که چطور خداوند داره هدایتم میکنه و هم زمانی ها را رقم میزنه برای من که با خاستم برسم
گفتم موضوع سربازی را هم بگم که یک ردپایی بعد از چند ماه در این کامنت گذاشته باشم که بعدا که میام و مطالعه میکنم ببینم چقدر شخصیت بزرگ تر شده و به چه خاسته هایی رسیدم
در کل بچه ها سعی کنید در این مسیر بمونید … همین که در این مسیر بمونید و کم کم روی خودتون کار کنید میوفتید روی غلتک و در ادامه کار آسون تر میشه
خلاصه پاسخ به سوال این صفحه را در چند کلمه زیر خلاصه میکنم
خدارا سپاسگزارم بابت تمام تضادهای که در تمام جهان هستی با اون برخورد میکنیم و تضادی که دوست گرامی مون باهاش برخورد کرد که باعث رشد من یکی تا الان شده که تمرکز کنم و فکر کنم به این سوال که:
چه عواملی باعث ایجاد تفاوت بین نتایج افراد در کسب و کار میشود؟
خوب به نظر من جواب این سوال اینه که:
افکار و باورهای هر فرد دنیاشو خلق میکنه
و شکل گیری این باورها از ورودیهای اون فرد است
که اون ورودیهای از خانواده،دوستان،قوانین جامعه و خیلی چیزهای دیگه که باعث نتایج میشود
و قانون اصلی این جهان. اینه که
افکار و باورهای ما اتفاقات ونتایج هر کسی رو ایجاد میکنه و نه هیچ چیز دیگه ای
چون جهان داره هر لحظه به افکار و باورهای ما واکنش نشان میدهد
وقتی که ورودی به ذهن ما داده شود و باتوجه کردن به اون ورودی به سمت اون هدایت میشویم و صورت نا خودآگاه با احساس تلفیق میشود ونتایج ایجاد میشود
زیرا قانون احساس خوب=اتفاقات خوب واحساس بد=اتفاقات بد اجرا میشود
و موضوع اصلی اینجاست که افراد نمیدونن که خودشون خالق زندگی خودشون هستند تفاوت از اینجا ایجاد میشود که همه عوامل رو مهم میدونن مثل پارتی داشتن ،تبلیغات و دیگران رو مهم دونستن وخیلی چیزهای دیگه جز خودشون و افکار و باورهای شون
وحالا برا ایجاد تفاوت در نتایج مون باید اول روی ورودی هامون تمرکز کنیم وهرحرفی رو نشنویم هر آهنگ رو گوش نکنیم هر فیلمی رونبینیم با هر کسی ارتباط برقرار نکنیم وبعد با تعریف باور جدید در اون موردی که میخوایم نتایجمون تغییر کند مثل این باور در مورد ثروتمند شدن که:
ثروتمند شدن معنوی کار در دنیاست
وتکرارومنطقی کردن اون باور در ذهنمون باعث تغییر در نتایج کارها مون میشود
چون هدایت میشویم به مسیرهای جدید،ادمهای جدید،شرایط متفاوت و فاصلهی فرکانسی که با نتیجه اون باور جدید داریم آرام آرام کم میشود وتکامل ما طی میشود زیرا افکار ماست که باعث انجام کارهای ما میشود نه اعمال ما
و تاکید میکنم اون اعمالی نتیجه بخش میشود که بعد از تغییر باورهای ما انجام میشود زیرا هدایت میشویم توسط خدا که این جهان رو داره اداره میکنه
و به احساس خوشبختی میرسیم
و در اخر خداروشکر میکنم بابت این هدایتی که منو کرد واین حرفهای که به من گفته شد نوشتم
بانام خدای یکتا و با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده محترم.
این اولین باره که من در سایت میخام پاسخ به سوال بدم وبیشتر قصدم یه جور محک زدن رشد خودمه وببینم چی یاد گرفتم وهمین طور تبادل آموخته ها وتجربیات.و خدارو شکر میکنم که افتخار هم صحبتی با استاد و دوستانی مثل شما رو دارم.
*عواملی که باعث شد تا استاد نتایج متفاوتی بگیرن:1-اعتقاد به خدا یا همان منبع انرژی به عنوان تنها منبع دست یابی به خواسته ها.2-استفاده از این منبع انرژی برای تحقق خواسته ها فقط و فقط با ارسال فرکانس های موازی خواسته.3-توجه و تمرکز کامل بر روی نشانه های دریافت خواسته ها 4-کار بر روی باور ها تا جایی که به خواسته شون برسن با شناخت دقیق و کامل و استفاده قوانین کیهان . 5-قرار گرفتن در مدار خواسته و فرکانس و طی مدارها مرحله به مرحله طبق قانون تکامل.6- در نهایت سپاسگزاری از خداوند در طول کل مراحل یعنی از درخواست تا در یافت.
*عواملی که نتایج یک کسب وکار را متفاوت میکند:در این جا میشه به جایگاه مهم باوراشاره کرد باور بسیار قوی فراوانی مشتری وفراوانی ثروت جدای از اینکه محل کسب وکار کجاست؟یا وضعیت کنونی بازار چطوره ؟ومسایلی ازاین دست. چون وقتی در بازار قدم میزنیم میبینیم که دو کسب هم صنف با قرار داشتن در یک موقعیت مشترک بازار چقدر از نظر مشتری با هم متفاوت اند دلیل این تفاوت چیزی نیست جز باور ودیدگاه صاحب آن کسب و کار.(پس تفاوت فقط درتوجه و باور افراد است که نتیجه میشود تفاوت در دریافت ها .اینکه آن شخص دارد به ثروت توجه میکند یا فقر ،به افزایش نرخ دلار یا به افزایش مشتری ،به نا خواسته هایش یا به خواسته هایش).
ویه مطلب دیگه که استاد میگن توهر کسب و کاری به هر موفقیتی رسیدید یه تله است اگه به همون بسنده کنید وبه فکر پیشرفت وگسترشش نباشید پس همیشه به فکر چالش جدید و اینکه چطور بیشترش کنیم وبیشتر بخایم باشیم و خدا ازکسایی که بیشتر میخان بیشتر هم خوشش میاد (وبیشتر هم میده به اندازه باور وایمان) چون به بزرگی ودهنده گیش ایمان بیشتری دارن پس تو قدم بردا راه به تو نشان داده می شود.جهان در حال گسترشه پس معنی نداره تو ساکن و راکد بمونی.
*وجواب سوال سوم:استاد همه چیز را به سبک خودش و باور هایش دارد یعنی زندگی به سبک خودش کسب وکار به سبک خودش و توجه به احساس درونی اش. همونطور که خودشون میگن وقتی حسم به خرید یک ملک یا ایجاد یک بیزینس خوبه بهش توجه کرده و همان را انجام میدهم و همیشه میگن اگر احساستون درباره چیزی خوب بود بدونید خوبه و انجامش بدید.
چون هیچ کس به اندازه خودتون از درونتون خبر نداره از علایق ،روحیات ،استعداد، ترس ها،ایمان، باور ها .وتنها کسی هم که در نهایت بازخورد میبینه بازم خودتون هستید پس شما برای رسیدن به خواسته به چیز خاصی بیرون از خودتون نیازی ندارین.
یکی دیگه از دلایل موفقیت ایشون هدایت کسب وکار بدون در نظر گرفتن این مطلب که رقیبی در کار است یا مسابقه ای هست که باید از همه جلو بزنی.یعنی توجه از روی ناخواسته برداشتن و تمرکز کامل بر روی خواسته.مطلب دیگه اینکه خودشون به تک تک مطالبی که میگن عمل کردن نتایج رو دیدن ودرست ترین راه رو برگزیدن. و به دیگران معرفی کردن بی چشم داشت.
به نظر من آنچه که متخصیصن هر کسب وکاری به عنوان علم درآوردن و از این راه ارتزاق میکنن یه علم تقلیدیه به همین دلیل زیاد جواب نمیده یا نتایج پایدار نیست خدا مارا یک موجود آزاد و مختار آفرید نه یک موجود مقلد که هر چی دیدیم یا شنیدیم رو فقط تقلید کنیم.بلکه خودمون باید خالق باشیم دقیقأ شبیه اصل مون.
استاد عباس منش نان باورش را میخورد نان تکیه بر روی خدا و تنها خودش ،نان پذیرش مسولیت های تمام نتایج واتفاقات زندگیش ،نان در لحظه زندگی کردن و شاد بودن در همان در لحظه، نان تحسین موفقیت دیگران بجای حسادت نان ترویج راهی که برایش سالها زحمت کشید و بیان آن به دیگران به شیرین ترین بیان وساده ترین وکم هزینه ترین روش و در نهایت نان دلش را خورد خوش گوارایت استاد.
از تلاش شما استاد عزیز وهمه دوستان تشکر میکنم چرا که اصل افزایش نعمت شکرگزاریه ویه جور قدر دانی از ولی نعمت.و آرزو میکنم که روزی ونصیب همه تون ثروت بی پایان ،سلامتی کامل ،شادی روز افزون وسعادتمندی در دنیا وآخرت باشه خداپشت وپناهتون
بنده خیلی وقته با سایتِ استاد آشنایی دارم اما دفعه اولیه که دارم توی سایت کامنت مینویسم.
امروز به صورت اتفاقی داشتم با یکی از دوستان درمورد یه فایل صوتی صحبت میکردم که به بحث به کسب و کار و رونق اون کشیده شد. نهایتا به من گفت؛ لایو سوم استاد داخل سایت رو یه نگاه بنداز، در مورد همین بحثه و منم همین کار رو کردم.
وقتی سوال دوست عزیزمون و حرفای استاد رو شنیدم متوجه شدم که این دقیقا مهم ترین چیزیه که الان، تو این برهه از زندگیم نیازش دارم (در حال راه اندازی یک کسب و کار هستم).
=============
دوستان به نظر من هرکسی تو هر برهه از زندگیش، نسبت به “ظرف”، “ظرفیت” و “باورش”، یه سری از الهامات رو دریافت میکنه که اگر بهشون عمل کنه باعث پیشرفتش میشه. همین موضوعه که باعث میشه ببینیم خیلی ها با عمل کردن به اعمال مارکتینگ و بازاریابی موفق شدند و خیلی ها هم بدون عمل کردن به اونها همچنان موفق اند.
هر شخص نسبت به باور و اعتقادی که داره بهش الهام میشه.
مطمئنا خود استاد هم یه روزی برای جذب مخاطب اعمالی رو انجام داده.
به طور مثال طبق حرف های خودشون برای جذب مخاطب به سمینار های اولیشون در تهران خودشون بنر های تبلیغاتی رو پخش میکردند. این روش جذب مخاطب از فرکانسی که در اون زمان داشتند نشأت گرفته.
بعد از مدتی که روی خودشون کار میکنند و اعتقاداتشون قوی تر میشه؛ با سایت و دنیای اینترنت آشنا میشند که مطمئنا در اون زمان نسبت به باور و فرکانس هایی که داشتند این بهترین راه برای پیشرفتشون بوده.
و به همین صورت این منوال ادامه داشته و داره. هرچه استاد باورشون قوی تر بشه، راه هایی که الهام میشه بهشون آسون تر میشه و در عین حال پربازده تر.
=========
این موضوع فقط برای افرادی که به قانون باور دارند صدق نمیکنه. مهم اینه که ما چی رو باور میکنیم.
شاید اگر الان به یه شخص بازاری تو بازار فرش بگید سایت بزن و از طریق اینترنت بفروش مسخرت کنه چون باور داره از طریق همین مغازه داخل بازار درآمدشو کسب میکنه و مطمئنا همینطور هم هست، مگر اینکه بعد از مدتی یه سایت یا فروشگاه بزرگ رو ببینه و با خودش فکر کنه که این حتما مشتریای من رو هم جذب خودش میکنه و اونوقته که به دلیل ایجاد ترس و کاهش اعتماد و آسودگی کم کم درآمدش رو به افول میزاره (به نظرم این موضوع یکی از دلایلی که نباید به رقبا توجه کنیم و یکی دیگه از دلایلش اینه که وقتی به اونا و درآمد هاشون توجه کنیم خودمون اندازه درآمد و موفقیت اونها کوچیک و محدود میکنیم، یعنی نهایتا خودمون رو چند پله بالاتر از اونا تصور میکنیم )
مهم اینه که به چی اعتقاد و باور داشته باشیم.
زمانی که باور داری درآمدت میتونه با سئو سایت و بازاریابی اینترنتی رشد کنه مطمئنا با همون فرمون بری جلو، هم کسب و کارت رشد میکنه و هم ایده های بهتری نسبت به فرکانس و ظرفیتت میگیری
=========
اگر باور داشته باشی که با تبلیغات این اتفاق میوفته همینطوره و هر بار با عمل کردن با ایده های جدید، درآمد بیشتری کسب میکنی.
“اما” اگر امیدتو بدی به خدا و بگی هرچی خدا بگه همون بهترینه، مطمئنا بهترین ایده ای که میتونه باعث پیشرفتت بشه رو بهت میده. ممکنه این ایده برای یه شخصی مثل استاد کار کردن روی بهبود کیفیت و فرآیند های سایت باشه و برای یه شخص دیگه همون سئو کردن و بازاریابی.
فقط باید خدارو باور کنیم. حتی تا لحظه آخر هم نباید نا امید شد
با سلام خدمت استاد سید حسین خان عباسمنش عزیز و همه بچه های دوست داشتنی
سوالی که مطرح شد از طرف یه دوست که استاد هم این رو به عنوان یه مسابقه مطرح کردن دغدغه همه ماها تو مسائل مختلف زندگیمونه که می تونیم با پاسخ به اون خودمون رو آگاه تر و قوانین جهان هستی رو بهتر درک کنیم.
ببینید ما یه اصل داریم تو زندگی اونم اصل باورهاست و اینو همه از بچگی باهاش درگیر بودیم حالا خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، ما تو دنیایی زندگی می کنیم که داره فعالیت هایی انجام میشه توسط انسان ها، که این کارها و فعالیت ها ریشش برمیگرده به اون چیزی هایی که ما باور داریم نسبت به اون کارهایی که داریم انجام می دیم مثل فایده غذا خوردن، مثل کارکردن، مثل ارتباط که برای هرکسی تعریف و مزایای خاص خودشو داره. جهان هستی بر اساس فرنکانس عمل می کنه یعنی همه چی برمی گرده به اون چیزی که شما در ذهنت داری یعنی تمام کسایی که تبلیغ می کنن یا حتی هر کاری انجام می دن که اوضاع کسب وکاریشون خوب بشه هم با توجه اون باوری که دارن در ذهنشون دارن اون کارو انجام میدن. همه این توضیحاتی که استاد در مورد سوال فرمودن درسته، هرکسب و کار موفقی که داره تو جهان کار می کنه داره بر اساس اصول مخصوص به خودش که ریشه در باورها داره اقدام میکنه و ما اگر بفهمیم که باز با توجه به اینکه در کسب وکار باید تبلیغ کنیم یا نه باید داد بزنیم که ما می خوام بفروشیم یا ما عالی هستیم یا هر کاری که دارن بقیه انجام میدن اینا همه ریشه در باورهامون داره که داریم این کارارو انجام میدیم. کسی که تعارض داشته باشه در کارش که آیا تبلیغ خوبه یا باور داشتن، آیا این کارو انجام دادن یا نشستن رویه باورها کارکردن یعنی که هنوز شیش دانگ قبول نداره جهان داره براساس فرکانس ها عمل میکنه.
خود استاد عباس منش که می بینین انقدر عالی به همه خواسته هایی که به قول خودشان بالاتر از آرزوهاش بوده رسیده باور داشته به اینکه می شود، اگر کسی تونسته به چیزی برسه منم می تونم ولی نه صرفا از روش اون، ببینید بچه ها تو دوره 12 قدم هم استاد توضیح خوبی دادن رسیدن به هر هدفی چندتا فاکتور می خواد اولیش عاشق اون کاربودن برای انجام دادنش بعد ایجاد باورهای درست و ساخت اونها و تثبیت کردنشون که اینا همش تکامل و تمرین و ممارست می خواد، اگه می بینید استاد اینقدر موفقه چون عاشق کارشه چون میدونه با این کار جهان رو داره به جلو می بره و داره برای کارش عاشقانه کار میکنه برا همینه که نیازی به تبلیغ و کلاس و سمینارو جزوه و این چیزا نداره یعنی این عشق و علاقه وقتی با باورهای قدرتمند کننده همراه میشه خودش به انسان الهام میکنه که چیکار باید بکنه و اونم اقدام میکنه و این یعنی همون موفقیتی که همه می گن عباسمنش داره چجوری بدست میاره یا میگن مگه میشه آدم تو خونه بشینه و عشق وحال کنه بعد هر روز ثروتش زیاد بشه، می خوام بگم بله که میشه چرا نشه اینا ریشه در باورهامون داره که نمی زاه پیشرفت کنیم وگرنه هرکسی رو خودش کار کنه با تعهد و تکامل رسیدن به هر خواسته و کسب و کار و پیشرفتی ممکنه. بزارید با مثال بگم ما سرکوچه خودمون یه مغازه نون فانتزی داریم که هرکسی به چند وقتی کرایه می کنه بعد میره بعدی میاد و من با یکی دوتا که صحبت کردم می گن نمیچرخه و گرونه اجاره ولی یه نفر اومد یه مدت عالی همیشه فروش داشت همه باهاشون خوب بودن اصلا همه محصولات مغازه عالی من که اینا رو میدیدم چقدر عاشقانه کار میکنن واقعا لذت می بردم این یعنی چی چرا اینا بله بقیه نه بایدفکر کرد دیگه، یا مغازه هایی هستند تو همین تهران من رفتم تو حوزه غذا یا فست فود اصلا حیرت آور شاید خودتون هم بشناسین ولی نه تبلیغ خاصی دارن نه کار خاصی انجام میدن و نه طمع خاصی غذاهاشون داره که بقیه جاها ندارن ولی بینظیر دارن میفروشن و تو همین غرب تهران هستن و یعنی اصلا یه وضعی که میگن درآمد چندیدن و چند میلیاردی در ماه دارن به نظرتون اینا از کجاست واقعا. یا یکیشون که من رفتم تو یه کوچه یک طرفه باریک که غذاهای خیلی جاها از اونا بهتره بعد واقعا با خودم میگم چرا انجورین بعد یه مغازه تو بالاشهر با اون همه امکانات و تبلیغات اندازه اونا تولید ثروت نداره.
عاشق یه کار بودن و باور های مناسب برای اون کار داشتن به شما الهاماتی میکنه که شما با اقدام کردن در موردش به موفقیت تو اون کار میرسین، اینه رمز موفقیت استاد عباسمنش هر عباسمنشی که تو این دنیا هست مگه نداریم ما خودروسازی تسلا رو بدون تبلیغ رکورد پیش فروش خودرو تاریخ رو زد جلوتراز همه کمپانی های ابرقدرتی که صدهاسال قدمت دارن ایستاد.
هرکاری که برای یه کسب و کار انجام میشه به ذاته بد نیست ولی چیزی که اون کارو متمایز میکنه باورهای مربوط به اون کسب وکاره که همه چی رو تعیین میکنه و ما اگر با عشق و علاقه و داشتن باورهای مناسب و طی کردن تکامل در جهت خواستمون قدم برداریم هیچ نیازی به هیچ کار اضافه ای که دیگران دارن انجام میدن نداریم واین باور رو هرکسی نداره چون باید کار کونه روی خودش و تکاملشو طی کنه.
بیاین برا هر کسب و کاری که می خواییم انجام بدیم اول عاشقانه دوست داشته باشیم و بعد بشینیم رو باورهای مخصوص به اون کار کنیم بعد می بینیم دست خدارو که چجوری داره کارهارو خودش برامون انجام میده ولی ولی باور این موضوع کار می خواد و تکامل ولی رسیدن بهش قطعی و ممکنه.
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم تو جواب این سوال و آگاهی های این مسابقه
در پناه رب العالمین همیشه سلامت و شاد و ثروتمند باشیم
استاد عزیز نمیدونم چقدر در مورد پاسخ این سوال مسابقه درست مینویسم ولی همینکه که یکی ازاعضای این سایت هستم افتخار میکنم و دوستداشتم نظرمو بنویسم
استاد عزیزمون تو همه صحبتهاشون کنار هر تکنیک (به قول دیگر اساتید)موفقیت فردی و مالی و روابط و سلامت و…. به تاثیر ایمان هم خیلی توجه میکنه به نظر من تنها چیزی که استاد رو بابقیه متفاوت کرده همین باور توحیدی عمیقی هس که خیلی از آدما هنوز درکش نکردن چه برسه که عملیش کنند و خود من. خود استاد تو فایل توحید عملی ۶ و فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هس کاملا واضح اینو توضیح میدن . که ازون دوتا فایل من این توحید رو فهمیدم که ترسام خیلی خیلی کمتر شد هنوز فاصله دارم تا صفربشه ولی کم شد . دوستان استاد میگه وقتی خدامیگه فقط ازمن بخواه من اجابت میکنم هرآنچه راکه بخواهی من بهت میدم به شرطی که به من ایمان داشته باشی، به من ایمان داشته باشی یعنی فقط رو قدرت من،اجابت من ، شنوابودن من ،فرمانروا بودن من و اشتیاق من برای پاسخ به بندگانم حساب کنی دیگر ترسی نداشته باشی نگران نباشی شک نکنی نذر نکنی به کسی متوسل نشی برای رسیدن به خواسته ات دروغ نگی به خاطر رسیدن به خواسته ات; خودت و دیگران و خدارا قضاوت نکنی غمگین نباشی عجول نباشی (تکامل طی کنی) صبربا حال خوش داشته باشی توکل داشته باشی نه تحمل . صبر یعنی احترام به قدرت خدا که بذاریم خدا خودش کارهامونو مدیریت کنه; خدا رو باورش کنیم مثل همین خورشیدی که همه باورش کردیم که هس و همیشه هس خداهم هس منتظر تایید و تحسین و حمایت و تبلیغ و خرید دیگران نباشیم. چون خدا خودش به شکل پول و مشتری درمیاد. . این باور توحیدی عمیق استاد باعث شده اونقدر اونقدر خیالش راحت باشه که دیگه نگران درآمد و سایت و… نیس حالا میره دنبال خوشیها و زیبایی ها و شادیها وقتی به حال خوش باشه خدا هم خودش کاراشو راه میندازه هی بیشتر و بهتر اتفاقها و مشتریان زیاد و ثروت کلان جذب میکنه . مثل بچه ای که به دنیا میاد اصلا نگران شیرش نیس میدونه که از قبل خدا براش فراهم کرده استاد هم دقیقا مثل اون نوزاد درک کرده که مشتریاش و ثروت و… از قبل براش آماده است . بخاطر همین درک و ایمان واقعیش خداهم بهش پاداش میدهد چون خدا خودش تو قرآنش میگه اگر صبر کنید پاداشی عظیم نصیبتان میشود خوب پس خیلی منطقی و طبیعیه که استاد متفاوت از بقیه باشه . الان که دارم این جمله هارو تایپ میکنم یه حس عجیبی دارم وایمان استادو تلاش ذهنی استاد رو از صمیم قلبم تحسین میکنم و از خدامیخوام همچین یقین عمیقی از خودش بهم بده انشالله
به نظر من تنها عامل موثر در کسب و کار ما باورهای ماست. فرض کنید که من با توجه به ورودیهایی که دریافت کرده ام به این باور رسیده ام که برای رونق کسب و کارم نیاز به یادگیری اصول مارکتینگ دارم و برم این اصول رو یاد بگیرم و در کاری که عاشقش هستم با احساس خوب از این آموزش ها استفاده کنم در این صورت موفق خواهم شد. ولی یک نکته ای که هست اینه که شرایط بیرون متغیر هست و هر ان ممکنه شرایط به گونه ای تغییر کنه که دیگه اصول سابق جوابگو نباشه. از طرفی توانایی این اصول هم محدود هست و من رو تا یک جایی میتونه به موفقیت برسونه. حالا اگر من بر اساس باورهای توحیدی قدرت رو از همه عوامل بیرونی بگیرم و فقط و فقط بدم به خداوند ، در این صورت تغییر شرایط پیرامونم در من تاثیری نمیزاره و از طرفی قدرت رو به عامل نامحدودی سپردم که برای اینکه من رو به خواسته ام برسونه بینهایت راه داره و هیچ محدودیتی نداره.. در این صورت رشد و پیشرفت من هم نامحدود خواهد بود. با این باور توحیدی خداوندی هدایت من رو در دست میگیره که علم نامحدود داره و تنها منبع رزق است. احساس بینظیریه وقتی تک پر خداوند میشی.
من اولین باری هست که دارم توسایت کامنت میزارم.قصدمم شرکت تو مسابقه نیست.موفقیت مالی خاصی هم ندارم که بخام در موردش صحبت کنم.
من به طرز شگفت انگیزی با استاد اشنا شدم.شمارو نمیدونم چجوری اشنا شدید.فقط ایمان دارم به اینکه همه ی اونایی که الان اینجان اینجوری که مثلا من بگم برو سایت و طرف هم بیاد و متحول بشه?.اصلا اینجوری نیست.
اها داشتم میگفتم.من تو یه دوره به جایی رسیدم که برم مسیحی بشم.اصلاااا بحثم این دین نیستا.افکار وعقاید خودما دارم میگم. این ک چجوری به این فکر رسیدمم اینجوری بود که تو یه رمان شخصیت اصلی داستان مسیحی بود.منم چون ازش خوشم اومد و بودن و نبودن خداروهم قبول نداشتم گفتم من برم دین مسیح.که هرررچی از مسیح بخام بهم بده.
اره خلاصه.به طور معجزه انگیزی با استاد اشنا شدم.اولین فایلی هم که گوش کردم فقط روی خدا حساب کن بود.نمیدونم واسه همه پیش اومده یانه.که اولین بار که حرفای استاد رو میشنون به همهههه چیه زندگیشون شک میکنن.من به جایی رسیده بودم که میترسیدم پیش خودمم فکر کنم چه برسه به حرفام و رفتارام.اخلاقمم بگم که قبلا من به هرررچیز کوچیکی واکنش نشون میدادم.اینقد که همه دیگه میترسیدن باهام حرف بزنن.الانمم بگم که به لطف دست خدا(استادعزیزترازجانم?) به مرحله ای از بیخیالی رسیدم که همه میگن بابا توچقدددد بیخیالی اخه.اینم بگم که اونا میگن بیخیالی.من بهش میگم ایمان به این که خدا هوات رو داره ببقیه چیکارن.اولشم گفتم من موفقیت مالی بزرگی نداشتم.داشتماااا.اونقد داشتم که به قانون ایمان بیارم.ولی دراون حد نیست که بخام درموردش حرف بزنم.الان تنها چیزی که من دارم ارامش محظه فقط.ینی ارامش نابی که هیچی نمیتونه بهمش بزنه. این که به هررچیز که فکر میکنی واست فراهم میشه خیلی باحاله ها.مخصوصا وقتی به چیزای کوچیک فکر میکنی و از راه خیلی خیلی خیلی ساده واست اوکی میشه.فقط میخاستم بگم که اولا حرفی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
دوما یه ایه تو قران هست که میگه اگه مردم بخان یه فردی رو ببرن بالا و خدا(قانون.کائنات.طرز فکر خود طرف.باوراش)نخاد،نمیتونه و اگه هم کسی بخاد بره بالا و همه دشمنش باشن میره بالا.خیلییی ببخشید که معنی ایه دقیق نیست.چون خودم اینجوری فهمیدمش گفتم به شما هم اینجوری بگم.
مرسی که وقت گزاشتید خوندید.بااین همه غلط املایی که داشت??
موفق باشید همگی
دوستتون دارم و سپاس گزار خداوندم که شما و استاد هستید.
همه ما در کره ای زندگی می کنیم که نامش زمین است.کره خاکی ما دارای کوه های بسیاری است با بلندیهای کم وزیاد.که هرچه بلندی و ارتفاع این کوهها بیشتر می شود شرایط صعود و بالا رفتن آنها نیز دشوارتر می شود و بالطبع صعود کنندگان به آن کوهها نیز کمتر و کمتر تا جایی که بلندترین قله کره خاکی ما که اورست نام دارد ،دارای کمترین صعود کنندگان می باشد.
دنیای درون ما نیز بی شباهت به کره ای که در آن زندگی می کنیم نیست .هر یک از ما در دنیای خود اهدافی(قله)داریم که دارای بزرگی(ارتفاع)مختلف می باشند.
شما شاید بتوانید با یک جفت کفش معمولی ویک دست لباس معمولی از کوه شهر خود بالا بروید اما آیا با همین امکانات و شرایط قله دماوند را نیز می توانید فتح کنید؟ و آیا با شرایط و لوازمی که می توان قله دماوند را با آن فتح کرد آیا قادر به فتح قله اورست هم خواهیم بود؟مطمئنن پاسخ منفی است.
فتح اورست به گواهی آنهایی که آن را فتح کرده اند انسانهایی را می خواهد با بهترین شرایط جسمی و برخوردار از سطح بالایی از معلومات که در شرایط سخت صعود از آن بتوانند خود را از گزند آسیب ها مصون نگهدارند.
ما نیز در دنیای خود برای دست یابی به اهدافمان بسته به بزرگی و کوچکی این اهداف نیاز به سطحی از معلومات و نیز شرایط روحی و ابزارهای متناسب با بزرگی و کوچکی هدفمان داریم.
در حقیقت این مائیم که تعیین می کنیم با توجه به نوع اهداف و بزرگی یا کوچکی آن به چه سطحی از مهارت و دانشها نیاز داریم و متناسب با آن نوع آموزشها و اساتیدی که این آموزشها را ارائه می کنند انتخاب می کنیم.
در حوزه موفقیت و آموزش آن نیز ما با انبوه اساتید و کتابهایی مواجه می شویم که همگی یکسری اطلاعات و دانشهای مشابه را ارائه می کنند که جنبه عمومی دارند و این آموزشها می تواند بسته به کیفیت و کمیت عملکرد ،ما را در رسیدن به یکسری اهدافمان یاری کند.
اما یکسری اهداف وجود دارند که شاید با این سطح از آموزشهای جنرال موفقیت نتوان به آنها دست پیدا کرد،و دست یابی به آنها نیازمند سطحی از شعور و اگاهی است که آن را در آموزشهای همه اساتید این حوزه نمی توان پیدا کرد.
آنچه که وجه تمایز آموزشهای آقای عباس منش (و همین طور سیر تحول فردی ایشان)را با سایراساتیدی که من در این حوزه می شناسم همین موضوع است.
ایشان علاوه بر آموزشهای متداول عمومی در حوزه موفقیت و حوزه های مرتبط،آموزشهایی را ارائه می کنند که نیاز اساسی سطوح و نوعی از موفقیت و اهداف است که سطح عمومی آموزشهای این حوزه قادر به کمک به ما در راه رسیدن به آن اهداف نیست.
مباحثی مانند«ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است» و«فقط روی خدا حساب باز کن» نیز نوع برداشت ایشان از قران و بسیاری از مباحث و دوره های آموزشی که توسط ایشان ارائه می شود از دسته همین آموزشهاست.
با آرزوی موفقیت برای تمامی همراهان و خود آقای عباس منش
در ابتدا باید بگویم آنچه کارهای استاد عباس منش را با کارهای حرفه ای دیگران متفاوت کرده سادگی و قابل فهم بودنشون هست یعنی حرفاش کاملا بی شیله پیله و صادقانه و قابل درک و فهمه وقتی حرف میزنه جوری سرشار از صداقته که تو خودتو کاملا در اون شرایط حس میکنی
دوست عزیزم یادت باشه نمیتونی در یک لحظه هم در اقیانوش آبی شنا کنی هم اقیانوس قرمز پس اگر قراره تعلیمات و آموزه های استاد عباسمنشو قبول کنی پس خودتو راها کن از بند تمام قواعد و قوانین بیرحم ساخته بشری و تمام توجهت به این باشه که کارتو با عشق انجام بدی و با صداقت عمل کنی و ایمان داشته باشی که قوانین درست کار میکنند یه مثال برات میزنم خودت دریاب اگه جمعه ها عصر یه سری به خیابان ری تهران بزنی کنار کارخانه یخ میبینی یه صف طولانی از آدمها وایسادن منتظرن نوبتشون بشه آب آلبالو بخرن از یه نفر که توی پیاده رو با گاری دستی داره میفروشه حالا اونایی که توی صف وایسادن خیلیاشون با ماشینای میلیاردی اومدن اونجا وایسادن حالا اون آب البالو فروش با گاریش چه تبلیغاتی کرده هیچی فقط و فقط با عشق و صداقت کارشو میکنه و توکلش بخداست و باور داره محصولش عالیه
پس دوست خوبم این شاخه اون شاخه نکن تو داری خودتو بین عقل و احساس سرگردان میکنی تو کارتو درست انجام بده ایمان داشته باش بخدا و قوانین
مطمئنم جواب میگیری
همین زودیا میایی و خبر خوشحال کننده میدی مطمئنم منتظر خبر خوشت هستم برادر
کاملا موافقم،قوانین را خود ادما گذاشتن ،مثل اینکه برای فروش بیشتر باید مشقت وار دنبال مخوف ترین و پیچیده ترین متد های مارکتینگ و فروش باشی و مهم نیس تو این راه وضع روحت چطوره،حالت چطوره،ایا به اگاهی میرسی،ایا بخدا نزدیک تر میشی…..
این درست نیس،
وقتی خدارو وکیل خودت میگیری و زندگی میکنی، اولا همیشه حالت خوبه(معنویت به تمام معناس) ، ثانیا از همون اول بهت گفته میشه وارد چه کاری بشی ،و از چه متد هایی برای گسترش استفاده کنی، اون موقع هست که دیگه مثل کشتی بی ناخدا توی اقیانوس اطلاعات سیر نمی کنی،بلکه وقتی سکان میدی به خدا میبرت ات به هرجایی که لازمه (مطابق باور و ایمانت و درجه تکاملت ) ،بعد رفته رفته این تکامل و رابطه الهی بسط پیدامیکنه و میشه یه ادم موفق در همه جنبه ها…..
به نام خداوند وهاب
من سعی میکنم آنچه که به میآید وبه من آرامش میدهم را بنویسم
مهم ترین عامل توحید است
یعنی اینکه روی دیگران حساب باز نکنیم به صورتی که فکر کنیم دیگران میتونند به ما ضربه بزنند
یعنی اینکه باور نداشته باشیم که هر چه قدر هم ما خوب کار کنیم بالا خاره یک نفر از بیرون اگر از ما خوشش نیاید و… میتواند زندگی ما را خراب کند (این پاشنه آشیل من است/ قویترین است و تمام ترمز هایم بر این باور است که این شرک است)
اگر ما باور کنیم که خداوند مالک همه چیز است و کلا همه چیز خودشه و همه ما به سوی او باز میگردیم / باور کنیم نه این که ادا در بیاریم
وقتی که قانون جهان اینه که احساس خوب اتفاقات خوب را رقم میزند / وقتی قانون اینه که ما همه اتفاقات را رقم میزنیم و کوچک ترین اتفاقی در زندگی ما (زندگی ما) جبرا اتفاق نمی افتد/ توجه کردن به هر چیزی و سپس آن توجه احساس ما را رقم میزند و با ارسال فرکانس در هر لحظه انتفاقات ما رقم میخورد
وقتی احساس سید حسین خوب است هدایت میشود به مسیر های درست و خداوند تمام کار ها را برای اون انجام میدهد و همه چیز ساده رخ میده چون اون داره همه کار را میکنه برای سید و این پاداش توحیده و توحید اصله
وقتی احساس خوب باشه ناخود آگاه یا خدآگاه یک سری کار ها را انجام میدهیم که باعث پیشرفت ما میشود
وقتی احساس خوب باشه و ادامه بدیم همه کار ها ساده انجام میشه
هر کسی که این کامت را میخونه یک لحظه فکر کنه یه این که چگونه به این مسیر و این سایت هدایت شد…من هر وقت فکر میکنم اشک از چشمام سرازیر میشه که طور هدایت شدم به این مسیر و چقدر زندگیم تغییر کرد و داره تغییر میکنه اما من باز هم ناسپاسم
تقریبا کل مسیری که خداوند من را هدایت کرد به سوی این سایت اینقدر برای خودم پیچیدش که چطور تمام اون هدایت ها رخ بده که الان اینجا باشیم
و خداوند ما را هدایت میکنه و مشتری ها را هدایت میکنه انسان های درست را به مسیر های درست هدایت میکنه و ایمان و توحید باعث میشه که خود خداوند مشتری ها را هدایت کنه برای این شخص
یک عامل دیگه این که این شخص با خودش در صلحه
یعنی این که خودشه و نقشبازی نمیکنه و صادقه و هرکسی این گونه باشه چنین نتایجی میگیره
چند بار در زمان نوشتن کامت خاستم این را بنویسم اما تا میومدم بنویسم ذهنم میگفت برو بابا این چیه میگی/ نگو بهت میخندند اما الان میگم
وقتی روی اصل کار کنی نا خودآگاه یا خود آگاه یک سری عمل در زندگیت اتفاق میوقته یا دیگران برات انجام میدن مثلا الان همین لینکی که در ول توضیحات این فایل به روانشناسی ثروت 3 داده شد این یک نمره مثبت در سئو سایته یا تعداد کامتی که داره گذاشته میشه این هم یکی هم مهم ترین ترین ها در سئو سایته یا…به این معنانیست که باید کاملا برخلاف اصول سئو و …. باید باشی و این یعنی ایمان……نهبه نظر من اگر روی اصل و اساس توحید کار کنیم اون کار هایی که باید انجام بشه تا میتری ها هدایت بشن انجام میشه و نباید به هیچ چیز چسبید و باید رها باشی و زندگی کنی و لذت ببری به خداهمه چیز به موقش رخ میده
من یک موضوعی را هم الان به ذهنم رسید را بگم: من تابستان سال 1397 به این فکر بودم که باید سربازیم را بخرم ولی پول میخوامن و… و داشتم فکر میکردم چطوری این پول را بدست بیارم و… وبعد از زمانی که گذشت و دیدم پول را به دست نیوردم که هیچ بلکه هر چی پول هم داشتم از دست دادم و داشتم افسرده میشدم که چطوری میشه و الان باید چی کار کنم چند وقت دیگه باید برم سربازی و…. و سعی میکردم ذهنم را کنترل کنم یک روز توی کلاس هنرستانمون بودم دیدم بچه ها دارن به یکی از بچه ها میگن معافیت را گرفتی و….کارت پایان خدمتت هم به زودی ارسال میشه ….و داشتن حسودی میکردند بهش و بعدش که من شنیدم و تحقیق کردم دیدم که کفالت پدرش را گرفته …من حتی اسم کفالت را هم اولین بار بود که میشنیدم و بعش فکر کردم که پدر من چند ماه پیش عمل قلب باز کرده و من هم که فرزند آخرم و….و همه شرایط اینگار دست به دست هم داده که من معافیت سربازی را بگیرم …تا الان نگرفتم و خیلی رها تر شدم نسبت به قبل و میگم به موقش هدایت میشم و دارم میبینم که چطور خداوند داره هدایتم میکنه و هم زمانی ها را رقم میزنه برای من که با خاستم برسم
گفتم موضوع سربازی را هم بگم که یک ردپایی بعد از چند ماه در این کامنت گذاشته باشم که بعدا که میام و مطالعه میکنم ببینم چقدر شخصیت بزرگ تر شده و به چه خاسته هایی رسیدم
در کل بچه ها سعی کنید در این مسیر بمونید … همین که در این مسیر بمونید و کم کم روی خودتون کار کنید میوفتید روی غلتک و در ادامه کار آسون تر میشه
خلاصه پاسخ به سوال این صفحه را در چند کلمه زیر خلاصه میکنم
توحید، احساس خوب(لیاقت)، هدایت
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم فرکاسیم
خدارا سپاسگزارم بابت تمام تضادهای که در تمام جهان هستی با اون برخورد میکنیم و تضادی که دوست گرامی مون باهاش برخورد کرد که باعث رشد من یکی تا الان شده که تمرکز کنم و فکر کنم به این سوال که:
چه عواملی باعث ایجاد تفاوت بین نتایج افراد در کسب و کار میشود؟
خوب به نظر من جواب این سوال اینه که:
افکار و باورهای هر فرد دنیاشو خلق میکنه
و شکل گیری این باورها از ورودیهای اون فرد است
که اون ورودیهای از خانواده،دوستان،قوانین جامعه و خیلی چیزهای دیگه که باعث نتایج میشود
و قانون اصلی این جهان. اینه که
افکار و باورهای ما اتفاقات ونتایج هر کسی رو ایجاد میکنه و نه هیچ چیز دیگه ای
چون جهان داره هر لحظه به افکار و باورهای ما واکنش نشان میدهد
وقتی که ورودی به ذهن ما داده شود و باتوجه کردن به اون ورودی به سمت اون هدایت میشویم و صورت نا خودآگاه با احساس تلفیق میشود ونتایج ایجاد میشود
زیرا قانون احساس خوب=اتفاقات خوب واحساس بد=اتفاقات بد اجرا میشود
و موضوع اصلی اینجاست که افراد نمیدونن که خودشون خالق زندگی خودشون هستند تفاوت از اینجا ایجاد میشود که همه عوامل رو مهم میدونن مثل پارتی داشتن ،تبلیغات و دیگران رو مهم دونستن وخیلی چیزهای دیگه جز خودشون و افکار و باورهای شون
وحالا برا ایجاد تفاوت در نتایج مون باید اول روی ورودی هامون تمرکز کنیم وهرحرفی رو نشنویم هر آهنگ رو گوش نکنیم هر فیلمی رونبینیم با هر کسی ارتباط برقرار نکنیم وبعد با تعریف باور جدید در اون موردی که میخوایم نتایجمون تغییر کند مثل این باور در مورد ثروتمند شدن که:
ثروتمند شدن معنوی کار در دنیاست
وتکرارومنطقی کردن اون باور در ذهنمون باعث تغییر در نتایج کارها مون میشود
چون هدایت میشویم به مسیرهای جدید،ادمهای جدید،شرایط متفاوت و فاصلهی فرکانسی که با نتیجه اون باور جدید داریم آرام آرام کم میشود وتکامل ما طی میشود زیرا افکار ماست که باعث انجام کارهای ما میشود نه اعمال ما
و تاکید میکنم اون اعمالی نتیجه بخش میشود که بعد از تغییر باورهای ما انجام میشود زیرا هدایت میشویم توسط خدا که این جهان رو داره اداره میکنه
و به احساس خوشبختی میرسیم
و در اخر خداروشکر میکنم بابت این هدایتی که منو کرد واین حرفهای که به من گفته شد نوشتم
بانام خدای یکتا و با سلام خدمت استاد عزیز و خانواده محترم.
این اولین باره که من در سایت میخام پاسخ به سوال بدم وبیشتر قصدم یه جور محک زدن رشد خودمه وببینم چی یاد گرفتم وهمین طور تبادل آموخته ها وتجربیات.و خدارو شکر میکنم که افتخار هم صحبتی با استاد و دوستانی مثل شما رو دارم.
*عواملی که باعث شد تا استاد نتایج متفاوتی بگیرن:1-اعتقاد به خدا یا همان منبع انرژی به عنوان تنها منبع دست یابی به خواسته ها.2-استفاده از این منبع انرژی برای تحقق خواسته ها فقط و فقط با ارسال فرکانس های موازی خواسته.3-توجه و تمرکز کامل بر روی نشانه های دریافت خواسته ها 4-کار بر روی باور ها تا جایی که به خواسته شون برسن با شناخت دقیق و کامل و استفاده قوانین کیهان . 5-قرار گرفتن در مدار خواسته و فرکانس و طی مدارها مرحله به مرحله طبق قانون تکامل.6- در نهایت سپاسگزاری از خداوند در طول کل مراحل یعنی از درخواست تا در یافت.
*عواملی که نتایج یک کسب وکار را متفاوت میکند:در این جا میشه به جایگاه مهم باوراشاره کرد باور بسیار قوی فراوانی مشتری وفراوانی ثروت جدای از اینکه محل کسب وکار کجاست؟یا وضعیت کنونی بازار چطوره ؟ومسایلی ازاین دست. چون وقتی در بازار قدم میزنیم میبینیم که دو کسب هم صنف با قرار داشتن در یک موقعیت مشترک بازار چقدر از نظر مشتری با هم متفاوت اند دلیل این تفاوت چیزی نیست جز باور ودیدگاه صاحب آن کسب و کار.(پس تفاوت فقط درتوجه و باور افراد است که نتیجه میشود تفاوت در دریافت ها .اینکه آن شخص دارد به ثروت توجه میکند یا فقر ،به افزایش نرخ دلار یا به افزایش مشتری ،به نا خواسته هایش یا به خواسته هایش).
ویه مطلب دیگه که استاد میگن توهر کسب و کاری به هر موفقیتی رسیدید یه تله است اگه به همون بسنده کنید وبه فکر پیشرفت وگسترشش نباشید پس همیشه به فکر چالش جدید و اینکه چطور بیشترش کنیم وبیشتر بخایم باشیم و خدا ازکسایی که بیشتر میخان بیشتر هم خوشش میاد (وبیشتر هم میده به اندازه باور وایمان) چون به بزرگی ودهنده گیش ایمان بیشتری دارن پس تو قدم بردا راه به تو نشان داده می شود.جهان در حال گسترشه پس معنی نداره تو ساکن و راکد بمونی.
*وجواب سوال سوم:استاد همه چیز را به سبک خودش و باور هایش دارد یعنی زندگی به سبک خودش کسب وکار به سبک خودش و توجه به احساس درونی اش. همونطور که خودشون میگن وقتی حسم به خرید یک ملک یا ایجاد یک بیزینس خوبه بهش توجه کرده و همان را انجام میدهم و همیشه میگن اگر احساستون درباره چیزی خوب بود بدونید خوبه و انجامش بدید.
چون هیچ کس به اندازه خودتون از درونتون خبر نداره از علایق ،روحیات ،استعداد، ترس ها،ایمان، باور ها .وتنها کسی هم که در نهایت بازخورد میبینه بازم خودتون هستید پس شما برای رسیدن به خواسته به چیز خاصی بیرون از خودتون نیازی ندارین.
یکی دیگه از دلایل موفقیت ایشون هدایت کسب وکار بدون در نظر گرفتن این مطلب که رقیبی در کار است یا مسابقه ای هست که باید از همه جلو بزنی.یعنی توجه از روی ناخواسته برداشتن و تمرکز کامل بر روی خواسته.مطلب دیگه اینکه خودشون به تک تک مطالبی که میگن عمل کردن نتایج رو دیدن ودرست ترین راه رو برگزیدن. و به دیگران معرفی کردن بی چشم داشت.
به نظر من آنچه که متخصیصن هر کسب وکاری به عنوان علم درآوردن و از این راه ارتزاق میکنن یه علم تقلیدیه به همین دلیل زیاد جواب نمیده یا نتایج پایدار نیست خدا مارا یک موجود آزاد و مختار آفرید نه یک موجود مقلد که هر چی دیدیم یا شنیدیم رو فقط تقلید کنیم.بلکه خودمون باید خالق باشیم دقیقأ شبیه اصل مون.
استاد عباس منش نان باورش را میخورد نان تکیه بر روی خدا و تنها خودش ،نان پذیرش مسولیت های تمام نتایج واتفاقات زندگیش ،نان در لحظه زندگی کردن و شاد بودن در همان در لحظه، نان تحسین موفقیت دیگران بجای حسادت نان ترویج راهی که برایش سالها زحمت کشید و بیان آن به دیگران به شیرین ترین بیان وساده ترین وکم هزینه ترین روش و در نهایت نان دلش را خورد خوش گوارایت استاد.
از تلاش شما استاد عزیز وهمه دوستان تشکر میکنم چرا که اصل افزایش نعمت شکرگزاریه ویه جور قدر دانی از ولی نعمت.و آرزو میکنم که روزی ونصیب همه تون ثروت بی پایان ،سلامتی کامل ،شادی روز افزون وسعادتمندی در دنیا وآخرت باشه خداپشت وپناهتون
با سلام خدمت آقای امامی عزیز.
استاد گرامی و دوستان مهربانم.
به نکات قابل توجهی اشاره کرده بودید.سپاسگزارم برای این همه دقت
سلام دوستان عزیز
بنده خیلی وقته با سایتِ استاد آشنایی دارم اما دفعه اولیه که دارم توی سایت کامنت مینویسم.
امروز به صورت اتفاقی داشتم با یکی از دوستان درمورد یه فایل صوتی صحبت میکردم که به بحث به کسب و کار و رونق اون کشیده شد. نهایتا به من گفت؛ لایو سوم استاد داخل سایت رو یه نگاه بنداز، در مورد همین بحثه و منم همین کار رو کردم.
وقتی سوال دوست عزیزمون و حرفای استاد رو شنیدم متوجه شدم که این دقیقا مهم ترین چیزیه که الان، تو این برهه از زندگیم نیازش دارم (در حال راه اندازی یک کسب و کار هستم).
=============
دوستان به نظر من هرکسی تو هر برهه از زندگیش، نسبت به “ظرف”، “ظرفیت” و “باورش”، یه سری از الهامات رو دریافت میکنه که اگر بهشون عمل کنه باعث پیشرفتش میشه. همین موضوعه که باعث میشه ببینیم خیلی ها با عمل کردن به اعمال مارکتینگ و بازاریابی موفق شدند و خیلی ها هم بدون عمل کردن به اونها همچنان موفق اند.
هر شخص نسبت به باور و اعتقادی که داره بهش الهام میشه.
مطمئنا خود استاد هم یه روزی برای جذب مخاطب اعمالی رو انجام داده.
به طور مثال طبق حرف های خودشون برای جذب مخاطب به سمینار های اولیشون در تهران خودشون بنر های تبلیغاتی رو پخش میکردند. این روش جذب مخاطب از فرکانسی که در اون زمان داشتند نشأت گرفته.
بعد از مدتی که روی خودشون کار میکنند و اعتقاداتشون قوی تر میشه؛ با سایت و دنیای اینترنت آشنا میشند که مطمئنا در اون زمان نسبت به باور و فرکانس هایی که داشتند این بهترین راه برای پیشرفتشون بوده.
و به همین صورت این منوال ادامه داشته و داره. هرچه استاد باورشون قوی تر بشه، راه هایی که الهام میشه بهشون آسون تر میشه و در عین حال پربازده تر.
=========
این موضوع فقط برای افرادی که به قانون باور دارند صدق نمیکنه. مهم اینه که ما چی رو باور میکنیم.
شاید اگر الان به یه شخص بازاری تو بازار فرش بگید سایت بزن و از طریق اینترنت بفروش مسخرت کنه چون باور داره از طریق همین مغازه داخل بازار درآمدشو کسب میکنه و مطمئنا همینطور هم هست، مگر اینکه بعد از مدتی یه سایت یا فروشگاه بزرگ رو ببینه و با خودش فکر کنه که این حتما مشتریای من رو هم جذب خودش میکنه و اونوقته که به دلیل ایجاد ترس و کاهش اعتماد و آسودگی کم کم درآمدش رو به افول میزاره (به نظرم این موضوع یکی از دلایلی که نباید به رقبا توجه کنیم و یکی دیگه از دلایلش اینه که وقتی به اونا و درآمد هاشون توجه کنیم خودمون اندازه درآمد و موفقیت اونها کوچیک و محدود میکنیم، یعنی نهایتا خودمون رو چند پله بالاتر از اونا تصور میکنیم )
مهم اینه که به چی اعتقاد و باور داشته باشیم.
زمانی که باور داری درآمدت میتونه با سئو سایت و بازاریابی اینترنتی رشد کنه مطمئنا با همون فرمون بری جلو، هم کسب و کارت رشد میکنه و هم ایده های بهتری نسبت به فرکانس و ظرفیتت میگیری
=========
اگر باور داشته باشی که با تبلیغات این اتفاق میوفته همینطوره و هر بار با عمل کردن با ایده های جدید، درآمد بیشتری کسب میکنی.
“اما” اگر امیدتو بدی به خدا و بگی هرچی خدا بگه همون بهترینه، مطمئنا بهترین ایده ای که میتونه باعث پیشرفتت بشه رو بهت میده. ممکنه این ایده برای یه شخصی مثل استاد کار کردن روی بهبود کیفیت و فرآیند های سایت باشه و برای یه شخص دیگه همون سئو کردن و بازاریابی.
فقط باید خدارو باور کنیم. حتی تا لحظه آخر هم نباید نا امید شد
موفق باشید.
به نام خدای همیشه رحمت بخش و مهربان
با سلام خدمت استاد سید حسین خان عباسمنش عزیز و همه بچه های دوست داشتنی
سوالی که مطرح شد از طرف یه دوست که استاد هم این رو به عنوان یه مسابقه مطرح کردن دغدغه همه ماها تو مسائل مختلف زندگیمونه که می تونیم با پاسخ به اون خودمون رو آگاه تر و قوانین جهان هستی رو بهتر درک کنیم.
ببینید ما یه اصل داریم تو زندگی اونم اصل باورهاست و اینو همه از بچگی باهاش درگیر بودیم حالا خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، ما تو دنیایی زندگی می کنیم که داره فعالیت هایی انجام میشه توسط انسان ها، که این کارها و فعالیت ها ریشش برمیگرده به اون چیزی هایی که ما باور داریم نسبت به اون کارهایی که داریم انجام می دیم مثل فایده غذا خوردن، مثل کارکردن، مثل ارتباط که برای هرکسی تعریف و مزایای خاص خودشو داره. جهان هستی بر اساس فرنکانس عمل می کنه یعنی همه چی برمی گرده به اون چیزی که شما در ذهنت داری یعنی تمام کسایی که تبلیغ می کنن یا حتی هر کاری انجام می دن که اوضاع کسب وکاریشون خوب بشه هم با توجه اون باوری که دارن در ذهنشون دارن اون کارو انجام میدن. همه این توضیحاتی که استاد در مورد سوال فرمودن درسته، هرکسب و کار موفقی که داره تو جهان کار می کنه داره بر اساس اصول مخصوص به خودش که ریشه در باورها داره اقدام میکنه و ما اگر بفهمیم که باز با توجه به اینکه در کسب وکار باید تبلیغ کنیم یا نه باید داد بزنیم که ما می خوام بفروشیم یا ما عالی هستیم یا هر کاری که دارن بقیه انجام میدن اینا همه ریشه در باورهامون داره که داریم این کارارو انجام میدیم. کسی که تعارض داشته باشه در کارش که آیا تبلیغ خوبه یا باور داشتن، آیا این کارو انجام دادن یا نشستن رویه باورها کارکردن یعنی که هنوز شیش دانگ قبول نداره جهان داره براساس فرکانس ها عمل میکنه.
خود استاد عباس منش که می بینین انقدر عالی به همه خواسته هایی که به قول خودشان بالاتر از آرزوهاش بوده رسیده باور داشته به اینکه می شود، اگر کسی تونسته به چیزی برسه منم می تونم ولی نه صرفا از روش اون، ببینید بچه ها تو دوره 12 قدم هم استاد توضیح خوبی دادن رسیدن به هر هدفی چندتا فاکتور می خواد اولیش عاشق اون کاربودن برای انجام دادنش بعد ایجاد باورهای درست و ساخت اونها و تثبیت کردنشون که اینا همش تکامل و تمرین و ممارست می خواد، اگه می بینید استاد اینقدر موفقه چون عاشق کارشه چون میدونه با این کار جهان رو داره به جلو می بره و داره برای کارش عاشقانه کار میکنه برا همینه که نیازی به تبلیغ و کلاس و سمینارو جزوه و این چیزا نداره یعنی این عشق و علاقه وقتی با باورهای قدرتمند کننده همراه میشه خودش به انسان الهام میکنه که چیکار باید بکنه و اونم اقدام میکنه و این یعنی همون موفقیتی که همه می گن عباسمنش داره چجوری بدست میاره یا میگن مگه میشه آدم تو خونه بشینه و عشق وحال کنه بعد هر روز ثروتش زیاد بشه، می خوام بگم بله که میشه چرا نشه اینا ریشه در باورهامون داره که نمی زاه پیشرفت کنیم وگرنه هرکسی رو خودش کار کنه با تعهد و تکامل رسیدن به هر خواسته و کسب و کار و پیشرفتی ممکنه. بزارید با مثال بگم ما سرکوچه خودمون یه مغازه نون فانتزی داریم که هرکسی به چند وقتی کرایه می کنه بعد میره بعدی میاد و من با یکی دوتا که صحبت کردم می گن نمیچرخه و گرونه اجاره ولی یه نفر اومد یه مدت عالی همیشه فروش داشت همه باهاشون خوب بودن اصلا همه محصولات مغازه عالی من که اینا رو میدیدم چقدر عاشقانه کار میکنن واقعا لذت می بردم این یعنی چی چرا اینا بله بقیه نه بایدفکر کرد دیگه، یا مغازه هایی هستند تو همین تهران من رفتم تو حوزه غذا یا فست فود اصلا حیرت آور شاید خودتون هم بشناسین ولی نه تبلیغ خاصی دارن نه کار خاصی انجام میدن و نه طمع خاصی غذاهاشون داره که بقیه جاها ندارن ولی بینظیر دارن میفروشن و تو همین غرب تهران هستن و یعنی اصلا یه وضعی که میگن درآمد چندیدن و چند میلیاردی در ماه دارن به نظرتون اینا از کجاست واقعا. یا یکیشون که من رفتم تو یه کوچه یک طرفه باریک که غذاهای خیلی جاها از اونا بهتره بعد واقعا با خودم میگم چرا انجورین بعد یه مغازه تو بالاشهر با اون همه امکانات و تبلیغات اندازه اونا تولید ثروت نداره.
عاشق یه کار بودن و باور های مناسب برای اون کار داشتن به شما الهاماتی میکنه که شما با اقدام کردن در موردش به موفقیت تو اون کار میرسین، اینه رمز موفقیت استاد عباسمنش هر عباسمنشی که تو این دنیا هست مگه نداریم ما خودروسازی تسلا رو بدون تبلیغ رکورد پیش فروش خودرو تاریخ رو زد جلوتراز همه کمپانی های ابرقدرتی که صدهاسال قدمت دارن ایستاد.
هرکاری که برای یه کسب و کار انجام میشه به ذاته بد نیست ولی چیزی که اون کارو متمایز میکنه باورهای مربوط به اون کسب وکاره که همه چی رو تعیین میکنه و ما اگر با عشق و علاقه و داشتن باورهای مناسب و طی کردن تکامل در جهت خواستمون قدم برداریم هیچ نیازی به هیچ کار اضافه ای که دیگران دارن انجام میدن نداریم واین باور رو هرکسی نداره چون باید کار کونه روی خودش و تکاملشو طی کنه.
بیاین برا هر کسب و کاری که می خواییم انجام بدیم اول عاشقانه دوست داشته باشیم و بعد بشینیم رو باورهای مخصوص به اون کار کنیم بعد می بینیم دست خدارو که چجوری داره کارهارو خودش برامون انجام میده ولی ولی باور این موضوع کار می خواد و تکامل ولی رسیدن بهش قطعی و ممکنه.
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم تو جواب این سوال و آگاهی های این مسابقه
در پناه رب العالمین همیشه سلامت و شاد و ثروتمند باشیم
سلام به استاد عزیزمون و خانواده صمیمی
استاد عزیز نمیدونم چقدر در مورد پاسخ این سوال مسابقه درست مینویسم ولی همینکه که یکی ازاعضای این سایت هستم افتخار میکنم و دوستداشتم نظرمو بنویسم
استاد عزیزمون تو همه صحبتهاشون کنار هر تکنیک (به قول دیگر اساتید)موفقیت فردی و مالی و روابط و سلامت و…. به تاثیر ایمان هم خیلی توجه میکنه به نظر من تنها چیزی که استاد رو بابقیه متفاوت کرده همین باور توحیدی عمیقی هس که خیلی از آدما هنوز درکش نکردن چه برسه که عملیش کنند و خود من. خود استاد تو فایل توحید عملی ۶ و فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت هس کاملا واضح اینو توضیح میدن . که ازون دوتا فایل من این توحید رو فهمیدم که ترسام خیلی خیلی کمتر شد هنوز فاصله دارم تا صفربشه ولی کم شد . دوستان استاد میگه وقتی خدامیگه فقط ازمن بخواه من اجابت میکنم هرآنچه راکه بخواهی من بهت میدم به شرطی که به من ایمان داشته باشی، به من ایمان داشته باشی یعنی فقط رو قدرت من،اجابت من ، شنوابودن من ،فرمانروا بودن من و اشتیاق من برای پاسخ به بندگانم حساب کنی دیگر ترسی نداشته باشی نگران نباشی شک نکنی نذر نکنی به کسی متوسل نشی برای رسیدن به خواسته ات دروغ نگی به خاطر رسیدن به خواسته ات; خودت و دیگران و خدارا قضاوت نکنی غمگین نباشی عجول نباشی (تکامل طی کنی) صبربا حال خوش داشته باشی توکل داشته باشی نه تحمل . صبر یعنی احترام به قدرت خدا که بذاریم خدا خودش کارهامونو مدیریت کنه; خدا رو باورش کنیم مثل همین خورشیدی که همه باورش کردیم که هس و همیشه هس خداهم هس منتظر تایید و تحسین و حمایت و تبلیغ و خرید دیگران نباشیم. چون خدا خودش به شکل پول و مشتری درمیاد. . این باور توحیدی عمیق استاد باعث شده اونقدر اونقدر خیالش راحت باشه که دیگه نگران درآمد و سایت و… نیس حالا میره دنبال خوشیها و زیبایی ها و شادیها وقتی به حال خوش باشه خدا هم خودش کاراشو راه میندازه هی بیشتر و بهتر اتفاقها و مشتریان زیاد و ثروت کلان جذب میکنه . مثل بچه ای که به دنیا میاد اصلا نگران شیرش نیس میدونه که از قبل خدا براش فراهم کرده استاد هم دقیقا مثل اون نوزاد درک کرده که مشتریاش و ثروت و… از قبل براش آماده است . بخاطر همین درک و ایمان واقعیش خداهم بهش پاداش میدهد چون خدا خودش تو قرآنش میگه اگر صبر کنید پاداشی عظیم نصیبتان میشود خوب پس خیلی منطقی و طبیعیه که استاد متفاوت از بقیه باشه . الان که دارم این جمله هارو تایپ میکنم یه حس عجیبی دارم وایمان استادو تلاش ذهنی استاد رو از صمیم قلبم تحسین میکنم و از خدامیخوام همچین یقین عمیقی از خودش بهم بده انشالله
دلتاد شاد .
سلام دوستان
به نظر من تنها عامل موثر در کسب و کار ما باورهای ماست. فرض کنید که من با توجه به ورودیهایی که دریافت کرده ام به این باور رسیده ام که برای رونق کسب و کارم نیاز به یادگیری اصول مارکتینگ دارم و برم این اصول رو یاد بگیرم و در کاری که عاشقش هستم با احساس خوب از این آموزش ها استفاده کنم در این صورت موفق خواهم شد. ولی یک نکته ای که هست اینه که شرایط بیرون متغیر هست و هر ان ممکنه شرایط به گونه ای تغییر کنه که دیگه اصول سابق جوابگو نباشه. از طرفی توانایی این اصول هم محدود هست و من رو تا یک جایی میتونه به موفقیت برسونه. حالا اگر من بر اساس باورهای توحیدی قدرت رو از همه عوامل بیرونی بگیرم و فقط و فقط بدم به خداوند ، در این صورت تغییر شرایط پیرامونم در من تاثیری نمیزاره و از طرفی قدرت رو به عامل نامحدودی سپردم که برای اینکه من رو به خواسته ام برسونه بینهایت راه داره و هیچ محدودیتی نداره.. در این صورت رشد و پیشرفت من هم نامحدود خواهد بود. با این باور توحیدی خداوندی هدایت من رو در دست میگیره که علم نامحدود داره و تنها منبع رزق است. احساس بینظیریه وقتی تک پر خداوند میشی.
به نام الله یکتا
سلام
من اولین باری هست که دارم توسایت کامنت میزارم.قصدمم شرکت تو مسابقه نیست.موفقیت مالی خاصی هم ندارم که بخام در موردش صحبت کنم.
من به طرز شگفت انگیزی با استاد اشنا شدم.شمارو نمیدونم چجوری اشنا شدید.فقط ایمان دارم به اینکه همه ی اونایی که الان اینجان اینجوری که مثلا من بگم برو سایت و طرف هم بیاد و متحول بشه?.اصلا اینجوری نیست.
اها داشتم میگفتم.من تو یه دوره به جایی رسیدم که برم مسیحی بشم.اصلاااا بحثم این دین نیستا.افکار وعقاید خودما دارم میگم. این ک چجوری به این فکر رسیدمم اینجوری بود که تو یه رمان شخصیت اصلی داستان مسیحی بود.منم چون ازش خوشم اومد و بودن و نبودن خداروهم قبول نداشتم گفتم من برم دین مسیح.که هرررچی از مسیح بخام بهم بده.
اره خلاصه.به طور معجزه انگیزی با استاد اشنا شدم.اولین فایلی هم که گوش کردم فقط روی خدا حساب کن بود.نمیدونم واسه همه پیش اومده یانه.که اولین بار که حرفای استاد رو میشنون به همهههه چیه زندگیشون شک میکنن.من به جایی رسیده بودم که میترسیدم پیش خودمم فکر کنم چه برسه به حرفام و رفتارام.اخلاقمم بگم که قبلا من به هرررچیز کوچیکی واکنش نشون میدادم.اینقد که همه دیگه میترسیدن باهام حرف بزنن.الانمم بگم که به لطف دست خدا(استادعزیزترازجانم?) به مرحله ای از بیخیالی رسیدم که همه میگن بابا توچقدددد بیخیالی اخه.اینم بگم که اونا میگن بیخیالی.من بهش میگم ایمان به این که خدا هوات رو داره ببقیه چیکارن.اولشم گفتم من موفقیت مالی بزرگی نداشتم.داشتماااا.اونقد داشتم که به قانون ایمان بیارم.ولی دراون حد نیست که بخام درموردش حرف بزنم.الان تنها چیزی که من دارم ارامش محظه فقط.ینی ارامش نابی که هیچی نمیتونه بهمش بزنه. این که به هررچیز که فکر میکنی واست فراهم میشه خیلی باحاله ها.مخصوصا وقتی به چیزای کوچیک فکر میکنی و از راه خیلی خیلی خیلی ساده واست اوکی میشه.فقط میخاستم بگم که اولا حرفی از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.
دوما یه ایه تو قران هست که میگه اگه مردم بخان یه فردی رو ببرن بالا و خدا(قانون.کائنات.طرز فکر خود طرف.باوراش)نخاد،نمیتونه و اگه هم کسی بخاد بره بالا و همه دشمنش باشن میره بالا.خیلییی ببخشید که معنی ایه دقیق نیست.چون خودم اینجوری فهمیدمش گفتم به شما هم اینجوری بگم.
مرسی که وقت گزاشتید خوندید.بااین همه غلط املایی که داشت??
موفق باشید همگی
دوستتون دارم و سپاس گزار خداوندم که شما و استاد هستید.
خداحافظ?
با سلام خدمت آقای عباس منش و تمامی همراهان:
همه ما در کره ای زندگی می کنیم که نامش زمین است.کره خاکی ما دارای کوه های بسیاری است با بلندیهای کم وزیاد.که هرچه بلندی و ارتفاع این کوهها بیشتر می شود شرایط صعود و بالا رفتن آنها نیز دشوارتر می شود و بالطبع صعود کنندگان به آن کوهها نیز کمتر و کمتر تا جایی که بلندترین قله کره خاکی ما که اورست نام دارد ،دارای کمترین صعود کنندگان می باشد.
دنیای درون ما نیز بی شباهت به کره ای که در آن زندگی می کنیم نیست .هر یک از ما در دنیای خود اهدافی(قله)داریم که دارای بزرگی(ارتفاع)مختلف می باشند.
شما شاید بتوانید با یک جفت کفش معمولی ویک دست لباس معمولی از کوه شهر خود بالا بروید اما آیا با همین امکانات و شرایط قله دماوند را نیز می توانید فتح کنید؟ و آیا با شرایط و لوازمی که می توان قله دماوند را با آن فتح کرد آیا قادر به فتح قله اورست هم خواهیم بود؟مطمئنن پاسخ منفی است.
فتح اورست به گواهی آنهایی که آن را فتح کرده اند انسانهایی را می خواهد با بهترین شرایط جسمی و برخوردار از سطح بالایی از معلومات که در شرایط سخت صعود از آن بتوانند خود را از گزند آسیب ها مصون نگهدارند.
ما نیز در دنیای خود برای دست یابی به اهدافمان بسته به بزرگی و کوچکی این اهداف نیاز به سطحی از معلومات و نیز شرایط روحی و ابزارهای متناسب با بزرگی و کوچکی هدفمان داریم.
در حقیقت این مائیم که تعیین می کنیم با توجه به نوع اهداف و بزرگی یا کوچکی آن به چه سطحی از مهارت و دانشها نیاز داریم و متناسب با آن نوع آموزشها و اساتیدی که این آموزشها را ارائه می کنند انتخاب می کنیم.
در حوزه موفقیت و آموزش آن نیز ما با انبوه اساتید و کتابهایی مواجه می شویم که همگی یکسری اطلاعات و دانشهای مشابه را ارائه می کنند که جنبه عمومی دارند و این آموزشها می تواند بسته به کیفیت و کمیت عملکرد ،ما را در رسیدن به یکسری اهدافمان یاری کند.
اما یکسری اهداف وجود دارند که شاید با این سطح از آموزشهای جنرال موفقیت نتوان به آنها دست پیدا کرد،و دست یابی به آنها نیازمند سطحی از شعور و اگاهی است که آن را در آموزشهای همه اساتید این حوزه نمی توان پیدا کرد.
آنچه که وجه تمایز آموزشهای آقای عباس منش (و همین طور سیر تحول فردی ایشان)را با سایراساتیدی که من در این حوزه می شناسم همین موضوع است.
ایشان علاوه بر آموزشهای متداول عمومی در حوزه موفقیت و حوزه های مرتبط،آموزشهایی را ارائه می کنند که نیاز اساسی سطوح و نوعی از موفقیت و اهداف است که سطح عمومی آموزشهای این حوزه قادر به کمک به ما در راه رسیدن به آن اهداف نیست.
مباحثی مانند«ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است» و«فقط روی خدا حساب باز کن» نیز نوع برداشت ایشان از قران و بسیاری از مباحث و دوره های آموزشی که توسط ایشان ارائه می شود از دسته همین آموزشهاست.
با آرزوی موفقیت برای تمامی همراهان و خود آقای عباس منش
سلام دوست عزیزم
در ابتدا باید بگویم آنچه کارهای استاد عباس منش را با کارهای حرفه ای دیگران متفاوت کرده سادگی و قابل فهم بودنشون هست یعنی حرفاش کاملا بی شیله پیله و صادقانه و قابل درک و فهمه وقتی حرف میزنه جوری سرشار از صداقته که تو خودتو کاملا در اون شرایط حس میکنی
دوست عزیزم یادت باشه نمیتونی در یک لحظه هم در اقیانوش آبی شنا کنی هم اقیانوس قرمز پس اگر قراره تعلیمات و آموزه های استاد عباسمنشو قبول کنی پس خودتو راها کن از بند تمام قواعد و قوانین بیرحم ساخته بشری و تمام توجهت به این باشه که کارتو با عشق انجام بدی و با صداقت عمل کنی و ایمان داشته باشی که قوانین درست کار میکنند یه مثال برات میزنم خودت دریاب اگه جمعه ها عصر یه سری به خیابان ری تهران بزنی کنار کارخانه یخ میبینی یه صف طولانی از آدمها وایسادن منتظرن نوبتشون بشه آب آلبالو بخرن از یه نفر که توی پیاده رو با گاری دستی داره میفروشه حالا اونایی که توی صف وایسادن خیلیاشون با ماشینای میلیاردی اومدن اونجا وایسادن حالا اون آب البالو فروش با گاریش چه تبلیغاتی کرده هیچی فقط و فقط با عشق و صداقت کارشو میکنه و توکلش بخداست و باور داره محصولش عالیه
پس دوست خوبم این شاخه اون شاخه نکن تو داری خودتو بین عقل و احساس سرگردان میکنی تو کارتو درست انجام بده ایمان داشته باش بخدا و قوانین
مطمئنم جواب میگیری
همین زودیا میایی و خبر خوشحال کننده میدی مطمئنم منتظر خبر خوشت هستم برادر
کاملا موافقم،قوانین را خود ادما گذاشتن ،مثل اینکه برای فروش بیشتر باید مشقت وار دنبال مخوف ترین و پیچیده ترین متد های مارکتینگ و فروش باشی و مهم نیس تو این راه وضع روحت چطوره،حالت چطوره،ایا به اگاهی میرسی،ایا بخدا نزدیک تر میشی…..
این درست نیس،
وقتی خدارو وکیل خودت میگیری و زندگی میکنی، اولا همیشه حالت خوبه(معنویت به تمام معناس) ، ثانیا از همون اول بهت گفته میشه وارد چه کاری بشی ،و از چه متد هایی برای گسترش استفاده کنی، اون موقع هست که دیگه مثل کشتی بی ناخدا توی اقیانوس اطلاعات سیر نمی کنی،بلکه وقتی سکان میدی به خدا میبرت ات به هرجایی که لازمه (مطابق باور و ایمانت و درجه تکاملت ) ،بعد رفته رفته این تکامل و رابطه الهی بسط پیدامیکنه و میشه یه ادم موفق در همه جنبه ها…..