live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 66

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3199 روز

    سلام به خانواده عزیزم

    در مورد سوال مسابقه من پیش خودم فکر کردم که می تونم از یکی از موفقیت های خودم که با تغییر نگرش و باورهایم برایم به حقیقت نشست به موضوع وارد شوم که این یه فاکتور برای همه انسانهای موفق از جمله استاد عباس منش هم می باشد و این یه قانونه برای هر کسی از پیامبران ما تا دیگر افراد موفق گرفته تا استاد و همه و همه

    من مدت 15 سال به مصرف مواد مخدر اعتیاد داشتم و با وجود تلاشهای بسیار زیادی که هم خودم و هم خانواده و دولت و ووووو انجام می دادند اما هیچ نوع موفقیتی در روند بهبود شرایط زندگی من اتفاق نمی افتاد اصلا من باور نداشتم که می توان موفق شوم و از مواد مخدر پاک بمانم مثال فردی را می زنم که باور ندارد که می تواند در کسب و کار خودش موفق شود و سراغ عوامل بیرونی مثل تبلیغات و غیره و ذالک می رود و نتیجه ایی هم نمی گیرد

    سالها به همین منوال زندگی من سپری شد و اوضاع و شرایط هر روز بد و بدتر هم شد در قطع مصرفهایی که از طرف مجربترین متخصصین کشورمون انجام میدادم نه تنها بهبودی در شرایط اتفاق نمی افتاد تازه همین موضوع باعث می شد که ذهن و جسم من به داروهای شیمیایی عادت کند و اوضاع بدتر هم شد

    نمی خوام بگویم که علم پزشکی بد است و کاربری ندارد منظور اینه که من باور نداشتم که اصلا می توان موفق شد برای همین هم تغییری اتفاق نمی افتاد که هیچ اوضاع زندگی من هر روز هم خراب تر می شد

    دقیقا صحبتی که آقای عباس منش هم می کنند همینه که تبلیغات و ابزارها بد نیستند ولی اگر با باورهای نادرست بخواهیم پیشرفت کنیم این نشدنی است و هر موقع باورهای ما در خصوص هر چیزی سالم و مثبت باشند زندگی ما خود به خود درست می شود و ما هدایت می شویم عرض می کنم خدمتتان

    بعد از کش و قوس های بسیار زیاد من به این نتیجه رسیدم که باور کنم افرادی که مثل من مصرف کننده بودند و پاک شدند را برای مشاوره انتخاب کنم و آنها می توانند به من کمک کنند تا اینکه این کار را انجام دادم و همین باور من را هدایت کرد به دنیای جدیدی که در کنار من بود و من تا حالا اون را ندیده بودم به دلیل داشتن باورهای مخرب

    پسر عموی من چندتا خونه اون طرف تر ما پاک زندگی می کرد من با باورهای نادرست باز تکرار می کنم نمی دیدم ولی فردی که در شهر دیگر مواد می فروخت و مصرف کننده بود او را می دیدم و می توانستم با او رابطه برقرار کنم

    مثال افرادی را می زنم که با باورهای اشتباه دارند دنبال الگو و راه حل می گردند و موفق هم نمی شوند طرف میگه من اگر 500 میلیون تومان داشتم فلان می کردم به امان می کردم

    در صورتی که بسیار زیادند الگو هایی که از صفر و حتی با بده کاری شغلشون رو شروع کردند مثل استاد و خود من

    اونا باور دارند که باید رانت داشته باشند اونا همش عوامل بیرونی را دخیل در سرنوشت خودشون می دونند مثل من که عوامل بیرونی را هم مقصر و هم کارگشا در از مصرف مواد پاک شدنم میدانستم و هیچ کمکی هم بهم نشد چون بازم تکرار می کنم باورهای نادرستی داشتم

    اوضاع زندگی من با تغییر باورهایم بدون اینکه بخوام کسی تغییر کند و عوامل بیرونی به من کمک کنند خودش روبرا شد و من هر روز مورد هدایت خداوند قرار می گرفتم طوری که هر روز به دوستانم اضافه می شدند و من امروز از شهر خودمون گرفته تا آمریکا تا اتیوپی تا افغانستان تا اروپا و همه جای جهان دوستانی دارم که هم باور و هم فرکانس هستند با من در پاک ماندن از مواد مخدر و این فقط با تغییر باورهایم

    زندگی امروز من هیچ ارتباطی با اون وضعیت گذشته من ندارد

    به اعتقاد و باور من همه چیز بر می گرده به باورهای ما وقتی آقای عباس منش می گویند که باورها درست باشند و در جهت خواسته های ما قرار بگیرند خود به خود همه چیز درست می شود دقیقا درسته

    مگه آقای عباس منش من رو می شناسند یا به من پولی دادند ؟ و خب پیام ایشون با اسمشون بزرگ روی دیوار بنگاه املاک ما نوشته شده شاید عباس منش روحشم خبر نداشته باشه ولی خداست دیگه برای آدم وقتی بارو درستی داشته باشد همه کار می کند

    توی فایل توحید عملی شماره 3 فکر کنم که استاد قسم می خورند که همه چیز باوره بخدا منم می گم همه چیز باوره

    منم هیچ کار خاصی نکردم الان 10 سال و نیم است که مواد مخدر که هیچ حتی یه دونه قرص سردرد هم نخوردم و بی نهایت تا اتفاقات خوب دیگه ایی که برای من افتاده است

    آقا من توی بنگاه نشستم یه نفر مشتری می یاد و می گوید که من از این همه بنگاه املاک اومدم بنگاه شما

    این نتیجه کار کردن و تغییر دادن باورهاست که این طوری برای من کار می کند خداوند را سپاسگذارم

    آقا راحتت کنم استاد خدا توی خواب هم برات تبلیغ می کنه بخدا من تو خواب بهم گفته شد دوره عزت نفس را شرکت کن و بعدش من دوره را شرکت کردم و نتیجه هم برای من فوق العاده بود

    ممنون از خداوند که من را به این مسیر هدایت فرمودند

    موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    محمد دلفان گفته:
    مدت عضویت: 2714 روز

    به نام حق

    من معمولا کوتاه و خلاصه مطلبم رو میگم؛ امیدوارم اصل مطلب رو بتونم برسونم

    عرضم به حضورتون در مورد کسب کار اینجا شما یه هدف دارید؛ که اصل موضوع هستش؛ و اون هدف “کسب درآمد” است٫

    و بسته به نوع باور و علاقه هر کسی یک مسیری رو برای این هدف مشخص میکنه

    تا اینجاش برای دوست عزیزم که سوال رو پرسیدند و همینطور هم فرکانسی های عزیزم واضح است

    در واقع یه اصل موضوع دیگه در خواسته های شما وجود داره ؛ که با توجه به باور های مناسب؛ شما علاقه دارید از چه طریقی وقتتون گذرونده بشه و بهتون خوش بگذره و تازه این عشق و علاقه به شما هم ثروت برسونه؛ شاید از طریق مسافرت باشه، شاید از طریق ورزش باشه ، یا تولید، یا مارکتینگ

    یا شاید یکی علاقه داشته باشه بخوابه و در ازای خواب پول بگیره اگه واقعا علاقه داشته باشد همش خواب باشید حتی میتونید با باور های درست به یک منبع درآمد بزرگ تبدیلش کنید

    چون به قول استاد فرقی نمیکنه چه شغلی باشه؛ بستگی داره چه باور هایی رو دارید٫

    شما به همون اندازه که خودتون رو به خواسته هاتون برسونید یعنی به هر طریق جهان رو به تکامل رسوندید اما مهم است که با چه باور هایی

    مثال رو روی همون بحث مارکتینگ میزنم:

    هدف و اصل موضوع

    ۱- کسب درآمد

    ۲- دادن خدمات و محصولات مطابق با خواسته های مشتری

    و بهتر کردن و سرعت بخشیدن به دو مورد بالا در مسیر تکامل

    و تبلیغ و اسم فروشگاه و مکان فروشگاه و مرتب بودن به علاقه شما بستگی داره و جز فرعیات موضوع میباشد

    که این موضوع همون الهاماتی هستند که با حس خوب به شما میشه

    ولی به قول استاد زمانی ایده و الهام توهم نیست که با شرایط موجود شما همخوانی داشته باشد

    شاید شما علاقه داشته باشید در شبکه های تلوزیونی تبلیغ بشید و به برند خودتون که در همه جا پخش میشه افتخار کنید، و این یک علاقه محسوب میشه، که در صورتی که با شرایط حال شما همخوانی داشته باشد؛ حتی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم هم میتونه تاثیر خودش رو در پیشرفت فروشگاهتون بذاره و هم از طرفی با دادن هزینه تبلیغات به خودتون و تکامل و پیشرفت شغل های زیادی که در این پروسه درگیر هستند کمک میکنید٫

    اما اگر مثلا شما نیاز باشه، وقت یا هزینه یا انرژیتون رو در اصل موضوع صرف کنید و این کار رو نکنید و یجاش تمرکزتون رو به تبلیغ ببرید یعنی یک باور اشتباه در مسیر رسیدن به درآمد و خدمات دهی مناسب به مشتریان٫

    که خیلی از افراد و حتی تحلیل گران این زمینه با باور های نا مناسب در ۹۹/۹۹ درصد معیار تفاوت موفقیت در دو کسب و کار مشابه را در فرع موضوع میبینند

    شما اگر باور هاتون درست باشه جهان خودش براتون تبلیغ میکنه

    و کسی مثل استاد که باور هاشون نسبت به ما خالصتره و به قول خودشون خیلی به خودشون سخت گیرتر هستن، ممکنه علاقه ای به فرعیات نداشته باشن و کاملا اصل موضوع علاقه ایشان باشه و نتیجش این میشه

    شاد و پیروز و ثروتمند باشید :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مجتبی بورقی گفته:
    مدت عضویت: 3350 روز

    سلام. هر کامنتی که روی سایت میاد فقط و فقط نظر فردی هست که اون کامنت رو نوشته و نه چیز دیگه‌ای، این رو گفتم که بگم این فقط نظر شخص منه، نه میگم درسته و نه غلط و به نظرات دیگر دوستان هم احترام میزارم. این متن‌هایی که می‌نویسم از نتیجه گیری‌ها من از حرف‌های استاد در فایل‌هایی بوده که آماده شده. فکر کنم استاد تو یه فایلی جواب این سوال داده بودند که درباره کارهایی است که خداوند برای ما انجام می‌دهد و متن‌های من برداشت ذهن من از زبان استاد است….خدا همه چیز است اما چه خدایی یا بهتره بگیم خدای چه کسی چون خدای هر فرد با خدای فرد دیگری متفاوت است مثل آب که توی هر ظرف با شکل مختلف بریزی به شکل همون ظرف در می‌آید، خوب این یک توضیح مختصری درباره خدا اما همان طور که گفتم خدای چه کسی و چه طور خدایی یعنی چه شکلی، خدایی که استاد باور دارند «همه چیز است» یعنی من، شمایی که داری این متن رو می‌خونی، این تلفن همراهی که من در دست دارم و تمام آنچه که چشم شما آن را میبیند و آنچه که چشم شما آن را نمیبیند، آنچه که درک میکنی و آنچه که درک نمی‌کنی، اگر هم بخواهم علمی این را توضیح بدهم این می‌شود که تمام چیزهایی که وجود دارند از انرژی درست شده‌اند چه شما، چه یک صندلی و همانطور که خداوند گفته است از خودش در ما دمیده مثل این هست که خداوند رو یک اقیانوس تصور کنیم و ما انسان‌ها یک لیوان آب از آن اقیانوس، ما انسان‌ها فقط مدل کوچک شده‌ی خداوندیم. با این توضیحات دیگر همه چیز حل است وقتی همه چیز یک چیز است فقط کافیه از اصل مطلب درخواست کنی! خوب چی می‌خوای؟ پول؟ خوب خودشه پول اونه، مشتری می‌خوای؟ مشتری اونه، هر آنچه که بخوای از این انرژی که تشکیل دهنده تمام هستی است درخواست کن، انرژی که از رگ گردن به تو نزدیک‌تر است، از این انرژی بخواه که به شکل پول و یا مشتری وارد زندگیت بشه. امیدوارم آنچه که در ذهنم است رو به خوبی به متن تبدیل کرده باشم و واقعا تمام سعی خودم رو کردم که کوتاه و کامل باشه. دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      صدف لاله گفته:
      مدت عضویت: 2632 روز

      خدایا شکرت این متن تمام سلولهای بدنم رو به ارتعاش در آورد نمیدونم بابت این آگاهی قشنگی که به من در مورد خدا دادید چه جوری تشکر کنم متنتونو نوشتم وبارها و بارها خوندم هر بار تاثیری عجیبی روم میذاره بینهایت برای این احساس زیبایی که به من دادید سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مجتبی بورقی گفته:
        مدت عضویت: 3350 روز

        سلام٫ از شما تشکر میکنم٫ فقط ای کاش به قول استاد این حرف‌هایی که می‌زنی رو بتونیم بهش عمل کنیم چون همون طور که استاد میگن ما انسان‌های فراموش کاری هستیم و واقعا هم همین طور هست و همه چیز رو یادمون می‌ره برای همین استاد روی بحث تکرار انقدر تاکید دارند و من سعی می‌کنم هر روز که از خواب بلند میشم کارهام دست خداوند بسپارم و اون رو تو زندگیم راه بدم و هی به خودم بگم که من تنها نیستم (البته که برادر شیطان همیشه و همه جا بنده خدا الاف ما هست ?) و می‌توانم کارهایی که از دست من خارج هست رو به خدا بسپارم و وقتی این کار رو می‌کنم دیگه کاری از دست من خارج نیست و من میشم خالق مثل کسی که منو خلق کرده ٫ برای همین روی‌ بکگراند گوشیم نوشتم که «کارهای خودت رو به خدا بسپار» که صبح که بلند میشم اولین چیزی که نگاه می‌کنم گوشیم هست و این متن رو میبینم و اصلا دیگه هیچی ٫٫٫ فقط همین امیدوارم که، خدا که همیشه هست این ما هستیم که بعضی وقت ها نیستیم ، امیدوارم که اون رو تو زندگیمون راهش بدیم٫ دستتون دارن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    صدف لاله گفته:
    مدت عضویت: 2632 روز

    بنام خداوندی که در تار و پود وجودم جاریست، خداوندی که خواسته های مرا میداند و اگر با باورهای محدودم جلوی آنرا نگیرم همه آنها را بر آورده میسازد٫

    خدایی که به انداره ایمانم به من عطا میکندخداوندبیهمتایی که هر جور نسبت به او فکر کنم رفتار میکندو میفرماید: من نزد گمان بنده مومن خویشم هر چیزی را از من بخواهی اگر خوش گمان باشی که به تو میدهم صد درصد به تو خواهم داد

    فکر میکنم در زندگیم هر خواسته ای که دارم خدای مهربانم میگوید:عزیزم ارتعاشش را بفرست و صبر کن و به من اعتماد کن من راهش را نشانت میدهم

    بدترین چیز این است که میخواهم بدانم راهش چگونه است ، ذهن فقیر و محدود من به راه و چگونگی میاندیشد تا ایمان مرا سست کند که نمیشود ٫سخت است و هزاران مانع را برایم نمایان سازد تا در همان نقطه ای که هستم باقی بمانم قبول کنم که نمیتوانم ، نمیشود٫٫٫

    اما وقتی راه و چگونگی آنرا رها میکنم و به او اعتماد کامل پیدا میکنم و میگویم خدا برایم کافیست ، او همه چیز را میداند واز راهی که گمان نمیبرم خواسته ام را بر آورده میسازد بلا فاصله مرا متعجب میسازد و واقعا از راهی که گمان نمیبرم خواسته ام متجلی میشود

    ایمان آن نیست که تمام ابزار و وسایل مهیا باشد و بعد بگوییم خدایا من به تو توکل میکنم و پیش میروم

    ایمان واقعی زمانی ست که راهش را ندانیم و حرکت کنیم و مطمئن باشیم که خداوند راه را آشکار میکند و این راه زمانی آشکار میشود که:

    *بسیار روی باورهایمان کار کرده باشیم

    *بسیاربر روی خواسته مان توجه و تمرکز کرده باشیم

    * با خواسته مان زندگی کنیم و خواسته را از آن خود بدانیم

    *بدانیم که این خواسته مهیا شده و در اطراف ماست و آماده منتظر فرکانسهای ماست تا وارد زندگیمان شود

    واز همه اینها مهمتر این است که از اکنونمان با هر شرایطی که هست لذت ببریم و شکر گزار نعمتهایی باشیم که تا کنون نمیدیدم یا برایمان عادی شده بودند با قلبی آکنده از احساس قدردانی واقعی

    (ایمان تو زمانی ست که تو خار در دستت باشد و گل را ببینی )مولانا

    آری ما باید در تمامی شرایط بد فعلی مان دنبال نکات مثبت بگردیم و خودمان را به احساس خوب برسانیم چرا که این احساس آلارمیست که به ما میگوید آیا در مسیر اهدافمان گام بر میداریم یا در خلاف جهت آن تقلا میکنیم

    ?احساس خوب ماست که تضمین کننده رسیدن ما به خواسته هایمان است*?

    خوش باش که هر که راز داند

    داند که خوشی خوشی کشاند

    شیرین چو شکر تو باش شاکر

    شاکر هر دم شکر ستاند

    (مولانا)

    دوستتان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3295 روز

      به نام خدای زیبا

      دوست الهی من آگاهی شما بسیار زیبا و تاثیر گذار است ومن چون آن را خواندم خدایم را به وضوح در آنچه بیان کردین دیدم .

      هر وقت به کامنتی احساسی داشته باشم آن را می‌نویسم نه اینکه بقیه کامنت ها خوب نباشد اصلااااا همه عالی وناب هستند و از آگاهی برتر درونمان می آیند .

      من همیشه خواستم که این انرژی زیبا وفعال درونم را در جایی مفید عرضه کنم قبلن در شبکه های اجتماعی که فقط زمانم را باورهایی را محدود میکرد تلف میکردم وچه خوشحالم وشاکر که خداوند محیطی بس زیبا پر از آگاهی وعشق و احترام را در اختیارم قرار داده تا از آن نهایت بهره را ببرم که همش خیر ونعمت وبرکت هست .

      در پناه خدای عزیز وگرامی ??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2763 روز

    به نام خدایی که منو هدایت کرد به این مسیر

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستای خوبم

    من این سوال قبل اینکه مطرح بشه بارها از خودم میپرسیدم، و از وقتی با استاد آشنا شدم دارم از فایلهای رایگان و چند محصولی که خریداری کردم استفاده میکنم و اتفاقا گاهی عمیق بهش فکر میکردم و هر چقدر که با استاد هم گام میشدم و جلو میرفتم بیشتر متوجه جواب این سوال میشدم و جواب این سوال رو قبل اینکه پرسیده بشه و حالا به عنوان مسابقه مطرح بشه من بهش رسیده بودم٫

    کسانی که دارند از دوره ها استفاده میکنن یا مدتی هست که با استاد آشنا و همراه هستند و خود من، هیچ شکی نداریم که ایشون دارند چقد عالی توی اجرا و آموزش قوانین عمل می کنند و در مقابل نتایج بزرگی رو گرفتن و به خاطر همین هم هست که ما هم داریم نتیجه میگیریم و ادامه میدیم٫ چون نتیجه رو توی زندگی ایشون دیدیم و ما هم میخوایم نتیجه بگیریم و اینگونه قوانین رو با تمام وجود و تعهد توی زندگیمون پیاده کنیم٫

    شاید اکثر دوستان بگن خب عامل اصلی درک قوانین و اجرای قوانین توسط ایشونه، باورها و نگاه های توحیدی توسط ایشونه، که اتفاقا خود استاد هم تا آنجا که من در فایلها دیدم اشاره کردن که عامل موفقیت های من چه در سایت و چه در زندگی خودم باورهای توحیدیه که در سری فایلهای توحید عملی میتونید متوجه بشید خصوصا در قسمت ۶ توحید عملی که استاد دلیل موفقیت هاش این نگاه توحیدی میدونه٫

    اما ببینید دوستان من فکر میکنم عامل و دلیل اصلی خیلی عمیق تر از این هست و اون رسالتی هست که بر عهده ایشون هست، و ” اون عمل به الهاماته ”

    من اتفاقا امروز داشتم فایل از کجا شروع کنم؟ که یکی از فایلهای رایگان هست رو گوش میدادم و داشتم نکته برداری هم میکردم، و این سوال دوباره اومد تو ذهنم که قبلا هم میپرسیدم از خودم که استاد از لحاظ مالی که هیچ مشکلی نداره و همانطور که خودشون گفتن تو همین فایل ثروتشون به اندازه ای هست که فرزندش هم میتونه تا آخر عمر استفاده کنه پس چرا داره به آموزش و گذاشتن دوره ها تو سایت ادامه میده؟ مگه نمیتونه یک کسب و کار خیلی خیلی بزرگ ران کنه با چندین کارمند و با بهترین امکانات؟ هر چند من نمیدونم به جز آموزش ها و دوره ها استاد چه بیزینس و چه کارهای دیگه ای رو داره انجام میده و مطمئنم دوره ها رو آماده نمیکنه به خاطر اینکه فقط ثروت بیشتر وارد زندگیش بشه و فقط از لحاظ مالی رشد کنه، یا صرفا فقط کار فروش انجام بده چون همانطور که گفتم خیلی فراتر از اینهاست٫

    ایشون کاری که خداوند داره بهشون میگه رو انجام میده٫ ایشون داره رسالتی که خداوند بهشون ابلاغ کرده رو انجام میده٫

    برگردیم به فایل توحید عملی قسمت ۱ که حالا بعد از اون اتفاقات عباسمنش از خداوند میپرسه ” خدایا من چرا زنده ام؟ ” و پیام به ایشون گفته میشه و اون کاری رو که باید انجام بده، که در انجام این رسالت یک سیر تکاملی رو تا به امروز میشه دید٫ و نتیجه انجام این رسالت و عمل به الهامات شده این چیزی که حالا داریم میبینیم٫

    من نمیدونم خداوند از چه طریق و چطور به استاد گفته که این رسالت رو باید انجام بده و فقط خود شخص ایشون میدونن،یا شاید هم توی دوره ها اشاره کرده باشن اما این رو کاملا مطمئنم و ایمان و اعتماد کامل دارم که استاد عباسمنش به الهاماتش عمل کرده، همان الهامات و هدایتی که از طرف پروردگار جهانیانه، این رو هم میدونم که استاد نشونه ها رو دیده و بهش گفته شده و مطمئن شده که باید همین مسیر رو ادامه بده٫

    در سوره مائده آیه ۶۷ خداوند به پیامبر میگه : ای پیامبر آنچه از سوی پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنی پیامش را نرسانده ای و خدا تو را از مردم نگاه میدارد٫

    استاد باور کردن که علاوه بر پیامبران به کسای دیگه هم وحی میشه، به خودش وحی و الهام میشه و اگر بشه باید بهش عمل کنه، این باوری که تا قبل این من جایی ندیده و نشنیده بودمو باورم این بود وحی مختص پیامبرانه٫ الهامات خداوند به عوامل بیرونی کاری نداره٫مگر زمان پیامبر ایمیل مارکتینگ وجود داشت؟ مگر اینترنت و سئو و سایت بود؟

    همانطور که خداوند کارها رو برای بقیه پیامبران انجام‌ میداد تا اونها با تمرکز به الهاماتشون عمل کنن برای استاد عباسمنش هم همینطوره٫

    به خاطر همین عباسمنش قوانین را اجرا میکنه، به الهامات عمل میکنه و خداوند هم کار خودشو انجام میده و افرادی که خواهان هدایت باشن رو به سمت سایت عباسمنش هدایت میکنه، به این مسیر هدایت میکنه٫

    و هر آن کس که بخواد هدایت میشه توی هر زمینه و کسب و کاری که باشه و هر کس با ایمان به خداوند اعتماد کنه خداوند کاراشو انجام میده٫

    همانطور که استاد باور کردن که بهشون الهام میشه ، هر کس دیگری هم باور کنه بهش الهام میشه و اون کاری که باید انجام بده رو انجام میده٫

    علاوه بر باورهای توحیدی، اجرای قوانین و اینکه افکار و باورها اتفاقات رو بوجود میارن و یا فرکانس های استاد عامل های موفقیت سایت بدون بازاریابی و٫٫٫ هستن

    ” عمل به الهامات ” باعث شده این نتایج بوجود بیان و انقد متفاوت باشه با سایر افرادی که توی این حوزه دارن کار میکنن٫ من فک نمیکنم عمل به الهامات برای استاد این باشه که برو روی سئو مثلا کار کن، یا بازاریابی و تبلیغات انجام بده تا بقیه بیان سمتت یا هر عامل بیرونی که تو رو از اون اصل و اساسی که باید بگی دور میکنه٫

    و استاد عباسمنش از اون اولش هر چقدر به الهاماتش عمل کرد و به خداوند اعتماد کرد خداوند هم بیشتر و بیشتر هدایتش کرد و نتایج متفاوت تری و بزرگتری رو براش رقم زد٫

    و من فک میکنم جنس این الهامات طوریه که حتی نتایج تا نسلهای بعد میتونه ماندگار باشه٫ و اگه استاد به این الهامات عمل نمیکردن باید سرگرم عوامل بیرونی میشدن: مثل تبلیغات و بازاریابی و مارکتینگ و٫٫٫

    این سایت و این آموزه ها رسالتیه که داره از طرف خداوند گفته میشه و ایشون هم دارن انجام میدن، وگرنه میتونستن رها کنن و با توجه به قوانینی که هست کسب و کارها و بیزینس های دیگه رو ران کنن٫

    و این بستر فراهم شده که هر کس بخواد خوشبختی، ثروت، و سعادت رو تجربه کنه هدایت میشه به این سمت بدون اینکه استاد حتی ذره ای باعث بشه که من یا بقیه بیان اینجا، این هدایت کار خداونده و به قول قرآن کسانی که هدایت شدن بر هدایتشون افزوده شده٫

    “عمل به الهامات خداوند” تمام این نتایج متفاوت را بوجود آورده و تا وقتی به استاد عباسمنش گفته بشه که این کار رو انجام بده این نتایج بزرگ و بزرگتر میشه٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3295 روز

      به نام خدای مهربان

      دوست عزیز با محبت آقای امیری گرامی

      از کامنت شما هم لذت بردم ومن هم موافقم که وقتی رسالت خود را بیابی عمرا آن را رها کنی .

      وقتی بخواهی هدایت شوی میشوی چون خودت درخواست داده بودی .بقول دوستم که میگه وقتی بخوای یه چیزایی رو ببینی میبینی و این یعنی درخواست تو برای هدایت شدن .

      چند وقت پیش اتفاقی تو یه برنامه از تی وی پخش میشد که من چند ساله دیگه نگاه نمیکنم یه خانوم دوبلری رو آورده بودن که کارتون های زمان دهه شست و اینارو کار کرده بود.

      این خانم واقعا انرژی طراوات عشق راجع به کارشون از وجودشون می‌بارید وانرژیشون خیلی مثبت بود ومیگفت من هنوز احساس جوانی دارم وکودکم هنوز وعاشق کارمم ونمیتوانم که بدون اون زندگی کنم .

      خیلی باورهای قشنگی از ایشون دریافت کردم که همش حرفهای استاد وقانونش که درک کردن رو برام زنده تر میکرد .

      آره رسالت وقتی پیداش کردی روحت تو رو میکشونه به سمتش باقی کارها با خدا چون عاشقی چون روحت داره با اون رسالتت بزرگتر میشه و جهان رشد می‌کنه واین یعنی پیروزی .????

      سپاسگزاریم برای پخش آگاهی.

      در پناه خالق توانا شااااد وخوشبخت وپر عشق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    ثارلله حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2617 روز

    سلام خدمت هم مسیر های عزیزم و استاد عباس منش عزیز

    به نظر من این تفاوت اول بر میگرده به تفاوت و نوع نگاهی که استاد برای خودشون ایجاد کردن وتمرکز بیشتر ایشون به گفته خودشون بر روی این که اصل کدومه و فرع کدومه واین که یک ایمان قوی و تکیه به نیرویی فراتر از هر چیز دیگری و من برای خودم به این صورت تصور میکنم که ایشون روی ریشه ها کار کردن و تا وقتی از ریشه ها به خوبی مراقبت نشه میوه با کیفت و فراوانی نخواهد داد و ما باور هامون مثال ریشه و نتایج مثال میوه رو میتونیم بزنیم

    مثالی که هست دکتری که جراح زیبایی بود دید بعد عمل زیبایی فرد باز هم فرد احساس زیاد خوبی نداره از خودش واین که بعضی ها هستن که به ظاهر نا زیبا ولی احساس خوب واعتماد به نفس بالا یی دارندو بعد مدتی تحقیق فهمید که افرادجدا از تصویر ظاهری وبیرونی دارای یک تصویر درونی هستن و اون تصویر قدرتش به مراتب بالاتر و تاثیر گذار تر از ظاهر بیرونی هست

    و ما وقتی باور به وجود فراوانی نداشته باشیم تبلیغات با هزینه های زیاد چه فایده ای دارد

    ما وقتی ایمان نداشته با شیم به این که خدا روزی رسان است و همه چیز به خیر و صلاح من پیش میرود تکاپو و فعالیت زیاد چه فایده ای دارد

    و برای کسب و کار هم همینطور ما بیاییم روی اصل ها تمرکز کنیم و تصویر درونی ویا ریشه های اون رو تغذیه و مراقبت کنیم

    من واقعا اول از همه سپاس گذار خداوندم و بعد استاد عزیزم و شما دوستان که هم مسیر هستیم و امیدوارم این نوشته ها واقعا کمک کرده باشم به دوستان عزیز حتی به ۱ نفر و شک ندارم بزرگترین کمک رو به خودکردم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    ایلیا صنعتکار گفته:
    مدت عضویت: 3294 روز

    به نام تنها فرمانروای عالمین

    با عرض سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همچنین دوستان فوق العاده ی گروه تحقیقاتی عباس منش. اول از همه سپاسگزار خداوند هستم که این فرست را به من عتا کرد که چیز هایی که تا حالا از این آموزه های بی نظیر استاد آموخته ام رو به یاد آورده و تلاش کنم تا به آن عمل کنم. حالا بریم سراغ جواب سوال مسابقه، با توجه به آنچه که تا حالا از آموزه های دوره های استاد آموخته ام برای جواب این سوال میتوانم بگویم که ما در جهانی زندگی میکنیم که تماماً از انرژی تشکیل شده و اصل و اساس آن فرکانس است، حال قانون این جهان این است که انرژی های مشابه همدیگر را جذب می‌کنند و ما انسانها به عنوان خلیفه خداوند بر روی کره زمین همواره در حال خلق فرکانس به وسیله توجهاتمان به موضوعات مخطلف از زوایای متفاوت هستیم. ما اگر این کلیت را درک کرده و آن را باور کنیم دیگر به دنبال تغییر عوامل بیرونی نیستیم که زندگیمان تغییر کند چون همین که ذره ای تردید داشته باشیم دیگر کاری برای تغییر فرکانسهایمان انجام نمیدهیم و در نتیجه تغییری در زندگیمان رخ نمیدهد. زیرا تنها عامل تعیین کننده نتیجه در کسب و کار فرکانس های هر فرد است، برای مثال خود من در گذشته به یک بستنی فروشی رفتم در شمال ایران که این بستنی فروشی به طرز عجیبی مشتری داشت و وقتی نگاه کردم دیدم که این بستنی تنها با خامه و مربا درست شده است و هیچ چیز عجیب و غریب و خاصی هم ندارد اما با بی نهایت مشتری، در صورتی که حتماً خود شما هم مشاهده کرده اید بستنی فروشی هایی که در مرکز شهر هستند یا در یک جای پر رفت و آمد اما پرنده پر نمیزند. و بی نهایت مثال از این جنس وجود دارد که همه ما برای تقویت کردن باور هایمان باید آنها را در روزمره خود تحسین کنیم، یکی از واضح ترین مسال هایش خود استاد می‌باشد که بدون هیچ تبلیغی اینقدر سایت پر بازدیدی دارند و تنها با سه کارمند اینقدر موفق هستند. هیچ کس می‌تواند با تغییر یک عامل بیرونی یا با یک رفتار خاص نتیجه ماندگاری در زندگی خودش ایجاد کند زیرا وقتی شما باور هایی را میسازید که احساس شما را در مورد ثروت، کسب و کار و توانایی های خودتان خوب میکند و این باور ها را به وسیله الگو آوردن برایشان تکرار میکنید شما نا خود آگاه افراد، شرایط، عیده ها و موقیت هایی را جذب میکنید که کسب و کارتان پر رونق شود اما فردی که از بیرون به شما نگاه میکند و خبری از این قوانین ندارد فکر میکند اقدامات عملی شما عامل موفقیتتان بوده است و نمیداند که این اقدامات نتیجه باور های شما بوده. بنا بر این ما باید باور هایمان را در مورد ثروت و کسب و کار به وسیله تغییر ورودی های ذهنمان ( چیز هایی که میبینیم، میشنویم، میگوییم، میخوانیم، افرادی که با آنها ارتباط داریم و….) تغییر دهیم که نتیجه اش رسیدن به احساس خوب پایدار است که نتیجه احساس خوب قرار گرفتن در مدار ثروت است. و آخرین نکته ای که میخواهم به دوست عزیزی که این سوال را پرسیده بگویم این است که دلیل شک و تردید شما دوست عزیز این است که به دنبال آموزه های دیگر در مورد موفقیت رفتید همان نکته ای که استاد در اول تمام دوره هایشان گفته اند که در حوضه موفقیت فقط با ایشان باشید و هیچ کتاب دیگری را نخوانید و دنبال هیچ آگاهی دیگر و تکنیک های عجیب و غریب نباشید چون به غول استاد این جهان یک سری قوانین ساده دارد که اینقدر ساده هستند که کسی باورش نمیکند ??.

    واقعا سپاسگزار خداوند هستم که به من این آگاهی ها را میدهد و هر روز ظرفم را بزرگتر می‌کند، همچنین با تشکر از استاد عزیزم و برای این دوست گرامی و همگی آرزوی بهترین هارا دارم. ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    مهدى بخشى زاده گفته:
    مدت عضویت: 3190 روز

    به نام رب العالمین

    فرمانروای بی چون و چرای جهان هستی موجودی لایق پادشاهیست که ما جزوی از اونیم و اون جیگر طلا هم جزوی از ما هست ،

    اول جدای از صحبتم راجب تاثیر کسب و کار و توحید به رب واحد میخاستم راجب طریقه اشناییم با استاد عباسمنش نازنین توضیح بدم که توضیح راجب این مسئله گوشه ای از جواب سوال مسابقه رو میده، من الان ۱۹ سالمه و توی۱۷ سالگی با استاد عباسمنش اشنا شدم و الان فقط میخام راجب مسائل مالی صحبت بکنم جدا از تمام معجزاتی که این موجود بی همتا که لیاقت پادشاهی داره برای من رقم زده، من احساس میکنم سیر تکاملیم تا به رب برسم دقیقا مثل حضرت ابراهیم بود ، و نه خدا رو سرسری و چشم و گوش بسته پذیرفتم دقیقا مثل مردم عادی که میگن خدا کمک میکنه و امیدشون به پدرشونه تا دستشونو بگیره

    به برادرشونه به رییس بانکه ووووو هرکس دیگه ای، من این موجودی که الان روزا به عشق اون از خواب پا میشم و شب ها به عشق اون به خواب میرم رو چشم و گوش بسته نپذیرفتمش و سری تکاملی زیادی رو طی کردم تا بهش رسیدم و واقعا خوشحالم که اون همه فراز و نشیب از بی ایمانی کاامل توی سن ۱۵ سالگی بعد از اون توی ۱۶ سالگی جوری بود که من قبل از ماه رمضان توی ماه شعبان چند روز مونده به رمضان مستحب هست که به پیشواز رمضان رفت ، من شخصی بودم که اون چند روز رو روزه میگرفتم و روزی نبود که نمازم قضا بشه ، بعدش توی یه دگرگونی عجیبی بودم و اصلا خدا رو درک نمیکردم به صورتی که الان میکنم همیشه توی ذهنم این بود خدا کیه من کیم ما کی هستیم

    و شاید دو ماه این درخواست من بود از ندای امیدی که توی قلبم بود و هر روز ازش میخاستم راهنماییم کنه همون طوری که خدا خودش میگه (ادعونی استجب لکم )قربونش برم??جیگرمنه، یک روز که توی اینستاگرام بودم ( اون موقعه ۱۷ سالم بود) یه

    عکس بود که نوشته شده بود داخلش جهان لایتناهی هست و به درخواست شما پاسخ میدهد (قانون جذب) این اولین نشانه خدای من بود به درخواست من برای هدایت از سمتش، بعد این مسئله در ذهن من کنجکاوی ایجاد کرد که برم و توی یوتوب سرچ کنم قانون جذب ، اولین فیلم ، فیلم راز بود و چهارمیش فیلمی بود که استاد عباسمنش راجب قانون جذب توضیح داده بودن ، اون اولین فیلمی بود که از استاد دیدم

    اولش با خودم گفتم بذار این خارجی هارو ببینم ، ببینم جریانش چیه بعدم این ایرانیه رو میبینم ، فیلم راز رو دیدم و اون جوابی که میخاستم نداد راستشو بخایین من همیشه فکر میکردم خارجی ها خیلیی بهتر هستن و اصلا نمیخاستم فایل استاد عباسمنش رو ببینم و بسنده بکنم به جواب باب پراکتور و تموم بکنم ماجرا رو اما یه چیزی توی وجودم با احساس خوب پا فشاری داشت که اون فیلم رو هم ببینم (توضیح استاد راجب قانون)، و وقتی دیدمش من تا یک هفته حال دگرگونی داشتم اصلا انقدرر حاالم خوب شده بود که انگاری دنیا رو به من دادن و خداوند کلام خودش رو به من رسوند و از اونجا شروع شد اشنایی من با توحید با رب العالمین، ببینید چطور باور خراب من راجب این که همیشه همه چی خارجیش خوبه که حتی من بخاطرش فکر میکردم بابت پراکتور بهتر از استاد هست با این که فیلمشو کامل ندیدم و هی زود میزدم جلو تا تموم بشه

    اما چطور این موجود منو با احساس خوب با این که نمیخاستم فایل استاد رو ببینم( اون فایل قانون جذب) که استاد عباسمنش توی یوتوب توضیح داده اولین فایلی بود که از ایشون دیدم، این اول از این که چطور خداوند به ایمان این شخص پاسخ میده و مهر این شخص رو توی دل بنده هاش میندازه، خب بریم سر بحث ثروت در کسب و کار، من پول در اوردن رو اولش با تمام چیزای که توی دستم بود و شرایطشو داشتم شروع کردم یعنی افزایش فالوور اینستاگرام چون یکی از دوستای نازنینم رایگان بهم اموزش داد فالوور زدن رو و من با یک گوشیم ایفون ۶ شروع کردم، من اوایل که شروع کردم ماهی ۴۰ تومن دارمدم بود که این عدد تبدیل شد به هفته ای ۴۰ تومن در زمان خیلیی کوتاه زمانی که باور های من راجب پول در مورد فراوانی بهتر ش، کار من جوری بود که ادمای زیادی این کار رو میکردن اما با قیمت خیلیی ناچیزی حاظر بودن کاری رو بکنن که من بخاطرش شاید

    ۳ برابر همون پول رو میگرفتم و این مسئله همیشه حسمو بد میکرد چون مشتری زیادی نداشتم و دلیلش رو هم فهمیدم چون من فکر میکردم کسی حاظر نیست هزینه بکنه بابتش و وقتی باورم رو عوض کردم به صورت منطقی که خیلیی ها حاظر هستن به من اون عددی که توی نظرم هست رو بدن، و همیشه یه ندایی با ارامش بهم میگفت مهدی روی کارت و خودت تخفیف نذار قربونت بشم (اخه خیلیی ها هر ۱۰۰۰ فالوور رو ۵ تومن میگرفتن کار کنن و من ۱۲ تومن)، و من با تغییر باورم راجب این مسئله(به صورت منطقی) و بیشتر شدن مشتری ایده ای اومد توی ذهنم که همون کلید اینو زد که درامد من از هفته ای ۴۰ تومن بشه هفته ای ۴۰۰ تومن اما این پروسه حدود ۱ ماه طول کشید ، اخراش جوری شده بود که من مشتری هام از خارج از کشور شده بودن که برای ۱۰هزار فالوور زدن میتونستم تا ۱۰۰ دلار

    ازشون پول بگیرم ۱۰ هزار فالووری که من توی ۴ روز میزنم برای همین این تجربه ای شد برای من که برای روند یه کسب و کار اصلااا نیاز نیست کارتون عوض کنین شما فقط نیازه باورتون رو عوض بکنین و با نگاهی به کارتون نگاه بکنین که احساس خوب در شما مهمان بشه ، اخه من قربون این خدا برم که انقدررررر قدرت به ما داده که یکمی فکرتو عوض میکنی انقدررر معجزه توی زندگیت رقم میزنه ، خداوند همون انرژی هست که به افکار ما واکنش نشون میده بدون قضاوت ، من اوایل فکر میکردم ما بازیچه دستای خداییم ولی الان نننننه اصلاااا اینطوری فکر نمیکنم بلکه ما عشق خداییم و خود خداییم که هرچقدر پیشرقت کنیم جهان پیشرفت میکنه

    اخرای کار فالوور من درامدم به ماهی ۳ میلیون رسید اما این روند یک شبه اتفاق نیفتاد، وقتی درامدم بالا تر رفت احساسم بهم گفت باید کارتو عوض بکنی و یه کار بیرون از خونه داشته باشی و بخاطر وقت زیادی که برای باورام گذاشته بودم اصلااا احساس خوبی به فروشندگی و حقوق ماهیانه نداشتم برای همین هدایت شدم به شکل عجیبی به کار بنگاه املاکی با این که هیییییییییچ سر رشته ای از این کار نداشتم همون خدایی که همیشه حواسش بهم بوده و هدایتم کرده قسم میخورم من حتی نمیدونستم رهن اون پول بیشتره هست یا اون پول کمتره ، اما خدا هدایتم کرد به یه بنگاه خوب و عااالی با انسان های شریف چون من نخاستم با باور های بد راجب کار

    محدودیت برای خودم ایجاد کنم، همون که خدای جیگرم میگه هر خیری به شما میرسه از منه و هر شری به سمت شما میرسه از خودتونه وااااقعا تمام شر ها از سمت خودمون برای خودمون هست نه از سمت خدا یک مثال میزنم براتون، وقتی شما باور داشته باشین برای پیدا کردن یک کار حتمااا باید پارتی داشته باشین جهان هستی تنها کار ها و موقعیت های شغلی رو به سمت شما هدایت میکنه که نیاز به پارتی خواهیت داشت، اما به همون ربی که با عشق میپرستمش هیچ وقت فکر نکردم چون راجب کار املاک هیچی نمیدونم نباید واردش بشم چون همش حسم میگفت برو توی کار خونه ، به لطف خدا ، همون خدای من ، من رو به بنگاه املاکی هدایت کرد که اصلاااا از من نخاست که

    سابقه کار داشته باشم و به صورت رایگان به من یاد دادن با این که نیاز خیلیی زیادی به مشاور داشتن اما به من اموزش دادن کار املاک رو ، این که من بعد ها فهمیدم بیشتر املاکی ها کسی رو که سابقه و تجربه نداشته باشه قبول نمیکنن! چرا این اتفاق ها برای من افتاد چون من هیچ وقت این ترمز ها رو برای خودم قائل نشدم که جهان هم برای من قائل بشه! این یعنی چی این سیستمی به این نظم و دقت! با این که این بندگاه خدا من رو یک ماه بیشتر نیست میشناسن کلید بنگاه رو هم به من دادن با این که من بعد ها فهمیدم برای این که بخان کلید بنگاه رو بدن دست مشاور ازش سفته میگیرن ولی برای من چنین اتفاقی هییییچ وقت نیفتاد و بعد ها فهمیدم همچین جریاناتی هم وجود داره، الان هم توی بنگاه هستم و کار فالوور رو به صورت کامل

    کنار گذاشتم چون احساس خوبی دیگه بهش ندارم ، با این که توی این یک ماه ۳ تا رهن و اجاره بیشتر نداشتم اما من از کار فالوور خیلیی تجربه کسب کردم که باید تکاملم رو طی بکنم و این قانون باور ها و نتیجش رو همون خدایی طراحی کرده که باید سجده شکر براش به جا اورد، درضمن اینو هم بگم همیشه حواستون به نگاهتون به ادما باش که شرک نورزین چون شرک خیلیی پنهانه کار من جوری هست که خیلیی به ما توی کار پول به عنوان هدیه میدن یعنی همون شیرینی ، اما من همممممیشه اعتبار این پول هایی که به عنوان هدیه بهم داده میشه به خدای عزیزم میدم نه هیچ کس دیگه ای چون اون کار خدای منه که مهر منو توی دل بنده اش میندازه

    من همیشه سعیم بر این بوده حق خدا رو ضایع نکنم و نامردی در حق لطف هاش نکنم برای همین من خیلیی راه طی کردم تا به خدا رسیدم به این دلیل همیشه تا جایی که حواسم بوده نخاستم شرک بورزم بهش با احترام زیادی که به شما استاد عزیزم اقای عباسمنش گل قائل هستم من کلماتی که از قلب شما نشأت میگیره رو من هیچوقت اعتبارشو به شما ندادم اونو به معبودم ربم خدای قشنگم دادم با احترام زیادی که براتون قائلم چون به عینه دیدم شرک چه بلایی سرم اورده و توحید چه موهبت هایی برام داشته ، امید و ایمان تنها به رب العالمین اینم بگم اخر صحبت الان توی این یک ماه دو تا مشاور دیگه بنگاه اندازه من سه تا قولنامه نوشتن اونایی که دو ساله کار میکنن و منی که یک ماهه همیشه هم خوش تیپ میکنن و فکل میکنن مشتری سر و وضع رو میبینه و قضاوت میکن که بیاد کار بکنه اما من همیشه همون جوری که احساسم قشنگم بهم گفته انجام دادم و برای همین به عنوان مشاور برتر این ماه انتخاب شدم بازم از خدای قشنگم معبود عزیزم متشکرم مهدی ۱۹ ساله از شیراز? امیدوارم صحبت هام کمکتون بکنه

    راستی یه چیز باحال بهتون بگم هررر وقت به هر معامله ای یا مشتری حسم بد بوده یا گفته انجام نده نرفتم سمتش بعدش فهمیدم چه خیریتی توش بوده که انجام نشه و هر وقت گوش ندادم و انجام دادم چوبشو خودم و این که خداوند بهمون الهام میکنه خیر و شرمون رو چقدرررررر جلومون میندازه این چیزیه که ورای کراوات و زدن و لفظ قلم صحبت کردنه ( من نمیخام بگم بده این کار اما اینا فرعیات هست)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3295 روز

      به نام خدای مهربان

      دوست الهی من آقای مهدی جان

      کاکو خیلی عالی روند تغییرات خودتو با خدا وبا ایمان وتغییر باورها گفتی .دمت گرم دم خدایی که برات کارها و انجام میده کلی گرم و آتشی .

      خیلی از کامنتت انرژی گرفتم وگفتم ببین طیبه فرکانس به سن وهیچ عامل بیرونی کار ندارم فقط ارتعاش مهمه باور ایمان مهمه .

      براتون بی نهایت های الهی را آرزو دارم شااادی عشق وزیبایی وثروت وخوشبختی .

      امیدوارم با قدرت همچنان ادامه دهید و همچنان از نتایج ارزشمندتان برامون بنویسید .

      در پناه خدای هدایتگر مهربان و رزاق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محسن هُنری گفته:
      مدت عضویت: 4232 روز

      چقدر خوبه که توی این سن کم به این همه باورهای توحیدی رسیدی. من حتی به این فکر نکرده بودم که شرک میتونه اینقدر مخفی باشه که حواسم باشه حتی کلماتی که از زبان استاد عباسمنش نشأت میگیره رو اعتبارشو به ایشون نداده باشم و اونو به خدا داده باشم.

      و چقدر خوب خدای خودتو میخونی : ‘معبودم’ ، ‘ربم’ ، ‘خدای قشنگم’ ، ‘جیگرم ‘‌😄

      خیلی لذت بردم از کامنتت.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    محسن پناهی نیا گفته:
    مدت عضویت: 2711 روز

    سلام خدمت دوستان و استاد عزیز

    چیزی که من تا به الان از آموزش های استاد درک کردم اینه که اگه آدم با تمام وجودش یه هدفی رو بخواد و در راستای اون اهداف باورهای مناسب بسازه ینی به موضوع طوری نگاه کنه که احساس خوبی بهش بده مطمئنا به هدفش میرسه، چجوریش برمیگرده به خدا که به بهترین شکل کارارو انجام میده و همزمانی هایی به وجود میاره که اگه کل آدمای دنیا جمع بشن نمیتونن اون کارو اونقدر کامل انجام بدن مثل داستان ویزا گرفتن استاد که دقیقا همون روز که استاد رفتن سفارت دقیقا همون روز یه فارسی زبان تو سفارت بود و کاراشونو خیلی راحت انجام داد، میخوام بگم که اگه باورهای درست داشته باشیم در راستای هدفمون مثلا فروش بالا و احساس خوب داشته باشیم، خدا خودش کارارو انجام میده و میزاره تو فقط یه کار کوچولو انجام بدی و یه تیکه ی خیلی خیلی کوچیک باشه از پازل بزرگی که تکمیل میشه و استادم به خاطر باورهای درستی که داشتن ینی باورهایی که بهشون احساس آرامش میده و باعث میشه که اصلا نگرانی ای از آینده نداشته باشن و مثلا نگه ای وای اگه برام مشتری نیاد چی میشه، اگه کسی از محصولاتم استفاده نکنه چی میشه و به خاطر همین خدا خودش براش تبلیغ میکنه و کاری میکنه که هم فرکانسیهاش ازش خرید کنن.

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: