این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی خوشحال و سپاسگذار خداوند هستم که فرصت و احساس لیاقت پاسخ به این پرسش را پیدا کردم. من هنوز بسته روانشناسی ثروت را تهیه نکردم امیدوارم به زودی در مدار آن قرار بگیرم و بتونم از آگاهیهای روانشناسی ثروت 1 تا 3 به خصوص روانشناسی ثروت 3 استفاده کنم. من هنوز کسب و کار خودم را راه نینداختم ولی در تلاشم که این کارو انجام بدم به همین دلیل خیلی مطمئن نبودم که به این پرسش پاسخ بدم یا نه چون به قول استاد نصیحت و حرف بدون عمل مفت نمیرزد. بنابراین مطالبی که در پاسخ به این پرسش یادداشت میکنم صرفا جهت مرور و محک زدن آگاهی هایی هست که از فایلهای دانلودی و چند محصولی که به لطف خداوند از سایت خریداری کردم می باشد و درواقع میخوام رد پایی از خودم باقی بزارم برای بعدها که کسب و کارم را به شکل عباس منشی و توحیدی به راه انداختم که برگردم و ببینم از کجا به کجا رسیدم.
همه چیز “باور” است. چه باور کنیم چه نکنیم همه چیز همین است و همین است و بس.
“احساس خوب = اتفاقهای خوب” این اصل و اساس موفقیت و رشد چشمگیر است. حالا به میزانی که ما همین اصل را باور داریم و به میزانی که احساس خوب داریم و اینکه چقدر این احساس خوب را می توانیم حفظ کنیم در مدارهای مختلف قرار می گیریم و در هر مدار میزان مشخصی ثروت و نعمت وجود دارد و ما فقط به اتفاقات, شرایط و میزان درآمدی که درآن مدار هست دسترسی داریم و هرچقدر زور بزنیم, تبلیغات کنیم, روشهای نوین مارکتینگ و … را به کار ببریم باز هم ما به درآمد و ثروت و نعمت مدارهای بالاتر, حتی یک مدار بالاتر نیز دسترسی نداریم.
اگر اتفاقات و نتایج کوچکی که به دست میاریم را تایید کنیم کم کم باورهای ما بزرگ و بزرگتر میشه و به جایی میرسه که مثل استاد عباس منش بتونیم به راحتی و به وفور از کسب و کارمون ثروت و موفقیت به دست بیاریم. یه مثال از خودم بزنم در مورد نتایج احساس خوب: من کالایی داشتم که اینطور به نظر میرسید که باید یه چیزی دستی بدم که بیان آن را ببرن چون جامو گرفته بود یعنی حتی فکرشم نمی کردم کسی آن را بخرد, به یکی دو جا گفته بودم که گفتن به دردمون نمیخوره و نخریدن. ( اون روزها در فرکانس خوبی نبودم) وقتی آن را آگهی کردم هیچ خبری نشد تا اینکه من نوشتن شکرگذاری روزانه را دوباره شروع کردم. از روزی که شروع کردم هر روزش اتفاقات خوب و مشتری بود که خدا برام میفرستاد. چرا؟ چون من از طریق توجه به نکات مثبت زندگیم و چیزهایی که داشتم احساسم خوب شده بود, به همین سادگی! یه جنس دیگه هم داشتم که قبلا آگهی کرده بودم ولی به جز یه نفر که مفت میخواست بخره کسی مراجعه نکرده بود بعد از شروع شکرگذاری برای یکی از اجناس در همان روز و برای دیگری حدودا دو روز بعد مشتری خوبی آمد و به قیمت دو برابر آنچه اون فرد میخواست مفت بخره کالاها فروش رفت. یعنی قانون اینقدر زود جواب میده! منتها حالا هر چقدر من مدارم بره بالاتر نتایجم بزرگتر میشه. این اتفاق که خدا برام مشتری فرستاد را تعمیم بدیم به کسب و کار. مثلا اگر من تو مدار 1 میلیون تومن باشم از کسب و کارم 1 میلیون درمیارم هیچ ربطی هم به تبلیغات و … نداره.
مورد بعدی اینه که هر چقدر “باور فراوانی و احساس لیاقت” را در وجودم پرورش بدم و هر چه مدت زمان بیشتری در احساس خوب و شکرگزاری باقی بمانم (استمرار) و هر چه نتایج کوچک و بزرگی که در زندگیم بوجود میاد را بیشتر تایید و تحسین کنم باورهام قوی تر میشه و مدارم بالاتر میره. و مثلا میرم در مدار 2 میلیون تومن بعد 4 و 7 و 10 و …. همینجوری مدارم بالاتر میره البته در صورتی که در عمل به این قوانین و اصول “استمرار” داشته باشم. داخل پرانتز این را متذکر بشم که طبق صحبت استاد قرار نیس چون دو تومن شد 4 تومن همینجوری درامدمون دو برابر دو برابر بره بالا خیر بلکه به میزان تغییر فرکانس و مدارمون درآمد ما رشد میکنه و از یه جایی به بعد این رشد تصاعدی خواهد بود.
یه مثال از اصل و قانون فراوانی و احساس لیاقت به ذهنم رسید: بارها شده دیدم شخصی یه جنسی رو زیر قیمت میزاره بازم مشتری پیدا نمی کنه یا جنسش دیر فروش میره در حالیکه همون جنس رو شخص دیگری با قیمت بالاتر میزاره و خیلی راحت و زود میفروشه. فرد اول باور نداره که جنسش خوب و ارزنده ست و در نتیجه منه مشتری هم نمیرم سمتش چون به قول استاد ما همگی موجوداتی هستیم ارتعاشی و مدام در حال ارسال (و دریافت) ارتعاش و فرکانسیم لذا به جنس یا شخصی که ارتعاش نامناسب (عدم لیاقت و عدم باور به کیفیت جنس خودش) ارسال می کنه جذب نمیشیم.
یکی دیگه از چیزهایی که من به عنوان اصل از آگاهی های سایت بهش رسیدم, “توحید” هستش به میزانی که من باور دارم که روزی رسان فقط خداست و خداوند بی نهایت نعمت و ثروت در جهان برای ما قرار داده به همان میزان از نعمت و ثروت بی انتهای جهان دریافت خواهم کرد.
باز یه مثال دیگه یادم اومد: یه سری یه کالایی رو میخواستم بخرم از اونجایی که باور فراوانی در وجودم هنوز ضعیفه و یکی از پاشنه آشیل های منه از روی عجله خرید کردم در حالیکه چند روز قبل آن جنس را با قیمتهای کمتر دیده بودم ولی چون روزی که میخواستم خرید کنم قیمت پایین هیچ موردی پیدا نکردم فکر کردم که همون چند تا بوده و تموم شده و خرید کردم در حالیکه شب همان روز موارد مشابه و بهتر با قیمت پایین تر تو آگهی ها دیدم.
حالا همین “باور فراوانی” در کسب و کار هم به میزانی که آن را باور داریم به ما جواب می دهد. اگر به کمبود مشتری و جنس فکر کنیم ما همان را تجربه می کنیم و اگر به فراوانی مشتری و جنس و پول باور داشته باشیم کاملا تجربه متفاوتی کسب خواهیم کرد. تفاوت این دو تجربه از زمین هست تا آسمون! چند روز پیش دو تا پارچه فروشی به فاصله یک مغازه از هم را دیدم که یکی پر از مشتری بود و شلوغ ولی دیگری فقط یک مشتری داخل آن بود چقدر باور میتونه معجزه کنه! فرصت نشد برم داخل مغازه ها ولی همان یک نظر که انداختم متوجه شدم مغازه دومی شاید حتی زیباتر و مرتب تر هم بود, هر دو مغازه تقریبا هم اندازه و بزرگ بودند و باز هم شاهد زنده ای برای معجزه باور برای من بود.
یک موضوع دیگه که به نظرم اصل هست “قانون رهایی” هستش مادامی که به خواسته ام می چسبم آن را با سرعت هر چه بیشتر ازخودم دور می کنم و هر موقع که رهاش کردم به سرعت بدستش آوردم البته این قانون بیسش همان باور توحیدی و باور فراوانی هستش چون من اگر ایمان صد در صد داشته باشم که خداوند رزاقه و بی نهایت نعمت و ثروت در جهان قرار داده دیگه نمی ترسم و نگران برآورده نشدن خواسته ام نخواهم بود لذا آن را رها میکنم. به میزانی که این باور در من قوی می شود نتایج هم بزرگتر می شوند. مثالی از این قانون را شخصی برایم تعریف می کرد که دوست یا شریکش مبلغ زیادی پول او را خورده بود میگفت مدتها خشمگین بودم و ناله نفرینش می کردم بعد از یکی دو سال که توانستم اون اتفاق را رها کنم و کاملا مشغول کار و بیزینس جدیدم شده بودم اتفاق عجیبی افتاد اون فرد خودش منو پیدا کرد, زنگ زد و بدهی اش را به اضافه سود پولم تسویه کرد و حلالیت گرفت.
این موضوع را به وضوح در کسب و کارها هم دیدیم هر کی بیشتر دنبال پول هست کمتر به دستش میاره در حالیکه عده ای هستن در آرامش و به راحتی پول به دست میارن از طریق عمل به همین اصول و قوانین. آنها کسانی هستن که پول به دنبال آن ها می دود مثل استاد عباس منش, بیل گیتس و …
بنابراین به طور خلاصه 4 اصل اساسی هست که با به کارگیری آنها و “استمرار” در اجرای آنها میتوانیم به ثروت و موفقیت بی انتها برسیم:
1- احساس خوب = اتفاقهای خوب
2-باور فراوانی
3-باور لیاقت
4- رهایی
امیدوارم مفید بوده باشه به امید اینکه خودم نیز همواره تمام این دانسته ها را به کار بگیرم.
سلام دوست عزیز دیدگاهی تاثیر گذاری بود با مثال های خوب
سپاسگذارم
اون مثال فروشنده که جنسش را زیر قیمت میخواد بفروشه ولی بازم مشتری پیدا نمیکنه یا دیرتر میفروشه در حالی که همون جنس را شخصی با قیمت بالاتر خیلی راحت و زود میفروشه
خیلی خوب باور فراوانی و احساس لیاقت مشخصه در این مثال
– عجله کردن در خرید یا حتی فروش نشون از عدم باور فراوانی هست
-اما قانون رهایی که پایه و بیسش باور فراوانی و ایمان به رزاقیت و وهابیت خداست
دوستان عزیزم میخوام مثالی بزنم که این موضوع رو خودم از نزدیک لمس کردم. نزدیک خونمون دو قصابی هستش که فاصلشون از هم بیست متر هم نیست، قصابی شماره 1 فروش فوق العاده بالایی داره? و قصابی شماره 2 فروش در حد گذروندن نیازهای روزمره زندگی?، از لحاظ تمیزی و تازگی محصولاتشون هر دوشون واقعا در یک سطح قرار دارن، از لحاظ برخورد مناسب حتی قصابی شماره 2 که فروش کمتری داره بسیار بسیار گرم تر و صمیمی تر برخورد میکنه، از لحاظ موقعیت هر دوشون سر چهارراه قرار دارن، ولی چرا قصابی شماره 1 فروش فوق العاده ای داره ولی قصابی شماره 2 اصلا فروشی نداره. بر این شد که بدون تعصب برم و از نزدیک باهاشون مصاحبه کنم که نتیجه این مصاحبه رو به عنوان یک گزارشکر خدمتتون عرض میکنم:
———————————————————————————-
من: سلام حسن اقا حال شما خوبه؟
حسن اقا گوشت فروش?(قصابی شماره 1): سلام داش احسان خوبم شما خوبی؟ رو به رشدی؟
من: ممنون خوبم.
من: حسن اقا چند تا سوال داشتم از حضورتون.
حسن اقا: داداش میبینی که وقت سر خاروندن ندارم ضرپ ?صدای ضربه زدن با ساتور رو مغز رون
من: حالا حسن آقا اون لابه لاها یه جوابی هم به ما بده.
حسن آقا: بپرس داداش حله
من: حسن آقا چطور شد که اینقدر سرتون شلوغ شد و کار و کاسبیتون بازار شد.
حسن آقا: داداش از بچگی یاد گرفتم که فقط به زور و بازوی خودم متکی باشم، آدم کسی نباشم(دیدگاه توحیدی). میدونی اولش من چیکاره بودم داداش؟ نون خشکی و نمکی بودم(یه شبه راه صد ساله رو نرفته به خودش فرصت داده تکاملش و طی کنه). به دک و پوز نگاه نکن من از خیلی پایین شروع کردم(بحث تکامل). وقتی ازدواج کردم هیچ چیزی نداشتم. اصلا هم پدر پولداری نداشتم که دست و بالم و بگیر(باور اینکه بدون ارث هم میشه پول ساخت). خیلی اوقات پول نداشتیم بریم نون بخریم ولی یادمه هیچ موقع گریه نکردم و همیشه با زنم حتی با حداقل ها عشق و حال میکردم(داشتن احساس خوب و در پی اون اتفاقات خوب). بعد از اون یه نیسان خریدم به خدا امروزم و میدیدم و بهش امید داشتم به خدا این روزهام و قبلا هم دیده بودم و امیدوار بودم(بحث تجسم) و الان نمیتونم بگم خیلی ذوق مرگم برام عادیه.
من: داداش دمت گرم، نمیدونی چقدر برای من این حرف هات ارزشمنده نمیدونی چقدر داری به من و بقیه انگیزه میدی. سوال دیگه من در مورد کمک کردمه، نظرتون در این مورد چیه؟
حسن آقا: عزیزم ببخش تا بخشیده بشی، من از اون وقتی که نون خشکی هم بودم به مادر پیرم خرجی میدادن، برای خواهرم جهیزیه خریدم و پول دانشگاه برادرم و دادم. الانم که مامانم عمرش و داده به شما ولی همیشه میگفت حسن شیرت حلالت(برای کمک کردن اولویت با خانواده و بستگان درجه اول هست). حالا هم هر کدومشون هم خواهرم هم برادرم برای خودشون کسی شدن و خودشون هم بقیه رو ساپورت میکنن(رفتار و تغییر ما روی بقیه هم تاثیر میگذاره و باعث میشه دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بشه). الانم به خدا به مال دنیا نچسبیدم تا اونجا که میتونم به بقیه کمک میکنم ولی دوست ندارم در موردش صحبت کنم چون من با خدا معامله کردم(بحث فراوانی و دیدگاه توحیدی).
من: حسن آقا حقا که شیر مادرت حلالت. حسن آقا در مورد همکارات که دارن تو محل ما کار میکنن چه فکری میکنی؟دیدگاه در مورد اینکه آینده مملکت چی هستش و همه چی در حال گرون شدنه چیه؟
حسن اقا: داداش روزی دست خداست، این همه برکت وجود داره خدا به همه میده اون گنجشکه هم روزی داره، خدای همه بزرگه(باورهای توحیدی و فراوانی). تو این محله هزاران خانواده وجود داره و تنها دو سه تا قصابی اگه صدها قصابی هم تو این محله بزنن بازم کمه به خدای احد و واحد روزی شده سه بار از کشتاری گوشت سفارش میدم بازم کم میاد(عزت نفس، باور توحیدی و فراوانی). بعد در مورد امریکا و اینها چرت و پرته من اصلا نه از سیاست خوشم میاد نه وارد این برنامه ها میشم(باور اینکه نباید تو بحث های سیاسی شرکت کرد و حال خوب خودمون و خراب کنیم). مگه روزی من دست ترامپه که حالا اون بخواد قطش کنه. عمه ترامپم بیاد هیچ غلطی نمیتونه بکنه(اوه اوه بچه ها یه خورده عصبی شد?).
من: حالا چرا عصبانی میشی حسن آقا جون. طوری نشده که داداش. دمت گرم که جواب دادای خیلی مشتی هستی. خدافظظ
من: نه داداش این حرف ها چیه،آقا کاظم میخوام در مورد شغلت یه مصاحبه ای انجام بدم.
آقا کاظم: چی شده داداش مهندسی کفاف زندگیت و نمیده(بحث باور کمبود)، داداش نیا که پرنده پر نمیزنه(بحث عدم عزت نفس و کمبود)، من با هشتاد تومن ضرر دارم جمع میکنم. تو این جامه اگر قبلا کارت خوب بود و خودت و بستگی که هیچ اگرم نه باید سرت و بگذاری بمیری(باور عدم اعتماد به خداوند و نداشتن باور توحیدی و اینکه شرایط ادم ها دست عوامل دیگه است). تو این جامعه که شب میخوابی صبح همه چی صد برابرشده میخوای به کجا برسی(باور اینکه عوامل دیگه ای در سرنوشت ما دخیله). کلی قرض و قوله و وام گرفتیم که این کار رو راه بندازیم ولی میبینی که هیچی به هیچی، خانواده ام هم که هیچی فقط سرکوفت میزنه هیچ پشوانه مالی هم برامون نگذاشته(اینکه استاد میگن هیچ موقع تو زندگیتون قرض نکنید و باور اینکه حتما ارثیه باید داشته باشی تا ثروتمند بشی). کلا شبها تمام بدنم درد میکنه و خوابم نمیبره، پسرم ندارم کمکم کنه( افکار روی سلامتی تاثیر میگذاره، احساس و افکار بد=اتفاقات و احوال بد، و اینکه حتما باید یه پایه مثل پسر یا همسر داشته باشی تا موفق بشی). خلاصش کنم داداش پول تو دست مردم نیست(باور کمبود).
من: داداش نظرت در مورد همکارهات دور و ورت چیه، باعث میشه کار و کاسبی کساد باشه یا رونق بگیره؟
آقا کاظم: داداش خوشحالی ها حرف از رونق میزنی(عدم اعتماد به قدرت خداوند). خودمون که یکی درمیون فروش داریم همینم دارن از چنگمون در میارن فلان فلان شده ها(باور عدم فراوانی).
من: آقا کاظم دمت گرم ولی بدجور حرف هات حالمو خراب کرد.
آقا کاظم: داداش این دنیا دنیای سختی کشیدنه، ادم یعنی اه و دم، همش باید سختی بکشی( باور اینکه برای زندگی کردن باید سختی بکشی و همیشه اندوهگین باشی).
من: براتون آرزوی موفقیت میکنم و ازتون ممنونم.
———————————————————————————-
بچه ها تقابل دو دیدگاه رو دیدی دیگه واقعا حرفی برای گفتن وجود نداره و کاملا واضحه که چرا حسن آقا روز به روز شرایطش بهبود پیدا میکنه.
???? دوستان عزیزم و استاد عزیزم امیدوارم که مفید باشه، ولی این و میخوام بگممم هااا اعتبار این حرفها از خداست، ????
سلام دوست عزیزم جناب آقای محمدی، سپاسگزارم از حسن توجه شما. پیامتون بسیار زیاد به من انرژی داد. جناب محمدی چند روز دارم به این موضوع فکر میکنم که خداوند بینهایت از نعمت هاش رو به من عطا کرده در صورتی که من چشم هام و روشون بستم. همین که صبح از خواب بیدار میشم و میتونم یه صبح زیبا رو ببینم، همین که صبح یه صبحانه زیبا میخورم و از چای داغ و گرم لذت می برم، همین که هر روز صبح چهره عزیزانم و میبینم، همین که این نیرو در پاهای من وجود داره که بلند بشم و برم سر کار، همین که خداوند نیرویی در مغز و ذهنم قرار داده تا بتونم تفکر و تعقل بکنم، همین که میتونم صحبت کنم و بینهایت الطاف دیگه و من با قائم به ذذات بودن، با نداشتن شرک خفی، با شاد بودنم، با احساس خوب داشتنم با محبت کردن به وجود خودم میتونم شکرگزار واقعی باشم و حق مطلب و ادا کنم. یه دعا کلی می کنم برای هممون که خداوندا ما را در مسیر کسانی که به آنها نعمت دادی قرار بده نه گمراهان و غصب دیدگان ، الهی آمین. با تقدیم بینهایت احساس خوب به شما :)
به نظر بنده در مورد استاد عباسمنش تغییر باور احساس خوب واون عشقی که تو هر فایل چه رایگان چه در دورهاشون دارن ناخوداگاه همه رو جلب میکنه واین عشق لازمه هر کسب وکاری هست
دوستان عزیز چنان که بتوانیم روی باور فروانی جهان هستی کار کنیم واز ته دل به این باور برسیم (چون ذهن نیمه هوشیار بسیار باهوش هست ومیفهمه که آیا واقعا این باور ماست یا تمارض میکنیم)صدرصد به موفقیت خواهیم رسید امیدوارم که هم خودم وهم تمام دوستان به این باور برسیم ویک زندگیه عالی داشته باشیم تا خداوند نیز از ما خوشنود باشه
با سپاس از خداوند بزرگ که به من نیز راه خوشبختی وآسایش را نشان داداز ته دلم سپاسگزارم
سلام و عرض ادب به خانوادهی خفن و مثبت و عشق خودم که کامنتاشون تو جای جای این سایت فوق العادس و نشون از درک بالاشون از قوانین رو میده و ی خدا قوت به استاد عزیزتر از جان که لایو دیشبشون عالی بود و فوق العاده و ی خسته نباشید به خانم شایسته عزیزم که شایسته بودن برازندته که با تکست هات تو عقل کل و راهکار برای مسایل شما غوغا کرده و با این تکست هات باعث شد من به خودم بیام و بلند شم دنبال علائقم برم علائقی که وجودم تشنش بود ولی ذهنم هی امروزو فردا میکرد و به قول معروف همون از فردا و از شنبه ها که هیچ وقت نمی اومد،خب بریم سراغ اصل مطلب که راجع به سوالی که میگن فرق بین ی کسب و کاری که موفق با کسب و کاری که چندان موفقیتی کسب نکرده رو بگیم اولا من دورهی روانشناسی ثروت رو ندارم و این چیزای که مینویسم با برداشتی که طی این مدت از سفرنامه بگیر تا عقل کل و راهکار برای مسائل شما به دست اوردم،اولین اصل و اساس جهان و قوانینی که در جهان وضع شده این که ما تماما با تمام وجود با تمام تعهد بپذیریم که ما با باورهامون با فرکانسامون داریم لحظه ی بعدی خودمونو میسازیم این اصل ریشه ی تمام جنبه های زندگیمون پس باید بی چون و چرا بپذیربیم و پذیرش این اصل در واقع همون توحید همون چیزی که بهمون نشون میده باید روی هیچ کسی حساب باز نکنیم جز خدا همون توحید که بهمون نشون میده همه چیز مایم نه بیرون از ما،ما گفتیم فرمول موفقیت در هرکسب و کاری عشق و علاقه و تمرکز در اون کسب و کار+باورهای قدرتمند کننده هست ی سریامون هستیم که سراغ کسب و کاری رفتیم که دوسش نداریم ولی یا از روی چشم و هم چشمی انتخابش کردیم یا این که با ذهن منطقیمون رفتیم چون میگیم پول میده خب این معلوم دیگه قرار چی به سرمون بیاره کسب و کاری رو که دوسش نداریم پس با میل انجام نمیدیم و همش دنبال نتیجه نهایی همون پول هستیم یا همش دنبال اینیم که ساعت بگذره و یا دنبال تعطیلات اخر هفته و تعطیلات تابستون و عیدیم چون اون کارو دوست نداریم پس وقتی دوسش نداریم چه توقعی هم داریم که اون کسب و کار مارو به ثروت برسون پس تو قدم اول شکست میخوریم و باعث میشه که از این شاخه به اون شاخه بپریم و اما ی جور دیگه هم هست که ما کسب و کارمونو دوست داریم اما اوه اوه که چه قدر ترمز و باور محدود کننده داریم که هی میخوایم سر خودمونو گوگل بمالیم هرروزمونو با احساس خوب و نکات مثبت و سپاسگزاری شروع کنیم اما حال دلمون بد و تو وجودمون ارامش نیست و همیشه ی جای کارمون میلنگه که بازم اینجا وقتی شکست میخوریم و شکستمونو به عوامل بیرونی ربط میدیم و اگه باز خیلی موشکافانه تر به این شکست نگاه کنیم میبینیم هرجای که بوی از شکست میاد اونجا حتما نشونه ای از شرک هست که میگیم ای بابا ما از بچگی شانس نداریم خدا برای ما نخواسته پولدار شدن به ما نمیادو و لایق از ما بهترونشه که بازم با این باورهای محدود کننده هرروز اوضاع بدتر از قبل میشه پس باید قدم اول رو درست برداریم(عشق و علاقه+باور های قدرتمند کننده مثل باور لایق بودن که ما لایق این ثروتیم ما لایق درامد بالایم ما لایق بی نهایت مشتری و باور فراوانی که کار من پتانسیل درامد بالارو داره با وجود این که دست زیاد شده یا خیلی ها تو این کاران)و البته اینم بگم هرچیزی تکامل خودشو میخواد ی سریامون خیلی عجولیم دوست داریم باورامون ی شبه تغییر کنه دوست داریم ی دکمه تو مغزمون باشه همه چیزو ریست کنه و از اول باور درست رو بکاریم تغییر باورم مثل کاشت بذر که باید خوب بهش برسیم غذای روحمونو با ورودی های درست و شنیدن ها و گفتن ها و تجسم ها و به یاد اوردن ها بسازیم تا اون دونه جوونه بزنه و ریشش محکم بشه و میوه بده پس باید تکاملمونو اروم اروم طی کنیم منظور من تکامل فرکانسی نه زمانی ی سریامون فکر میکنیم باید روزها و ماها و سال ها بره تا تکاملمون طی بشه نه عزیزم نه قربونت برم تکامل ما باید فرکانسی طی بشه زمانی فرکانسی طی میشه که باورهای خوبو هرروز تو وجودمون رشد بدیم تا این باورها تو لایه به لایه ذهنمون نفوذ کنه و خوب قوانینو درک کنیم ی سریامون هستیم که نگاه سطحی به موفقیت افراد میندازیم مثل این میمونه که ما اون اخرین ضربه ی چکش رو که تو دیوار میره و باعث سوراخ شدنش میشه رو میبینیم خیلی راحت قضاوت میکنیم نمیدونیم که اون فرد چه باوری چه چالش های گذرونده تا شده اینی که ما میبینیم و اینم بدونیم دلیل موفقیت ما هیچ ربطی به نوع شغل و محل کار و جنسیت و ماشین و عطر و لباس نداره دلیل موفقیتمون چیزی فراتر از اوناست و اونم اون ذهنمونه اون بالاخونمونه که همون ۹۹ درصدی که از بالاخونه استفاده نمیکنن اجاره داده به همون ۱ درصد از اونای که استفاده میکنن و ثروت های دنیا و اخرت برای اوناست این دوستمون درواقع شاهد دو دیدگاه شده و دوگانگی براش پیش اومده من نمیدونم از استادای دیگه چی شنیدید ولی هرچیزی شنیدید درواقع اونا عوامل موفقیت رو به شرک ربط دادن به بیرون از خودشون ربط دادن و دارن هرراه و کاری رو امتحان میکنن که نتیجه ببینن اونا درواقع از موضوع اصلی دور شدن و همه چیزو به عوامل بیرونی ربط دادن ولی چیزی که استاد میگن اصلا چیزی بیرون از خودشو قبول نداره میگه همه چیز منم و این عین توحید میگن من خودم خالقم پس باید بدونیم و باور کنیم که همه چیز باور همه چیز از درون ماست من خالقم من میتونم روحمو با ذهنم هماهنگ کنم و شرایط بیرونو بسازم ما باید کنار هدف اصلیمون حالا هرچی که هست باور قدرتمند کننده هماهنگ با هدفمونم بسازیم و در مقابل هدفمونم باید رها باشیم و نچسبیم به چگونگی اون ما اگه درونمونو درست کنیم چگونگیشو خود خدا درست میکنه مشکل ما این که این حرفارو مثل مسکن و امپولی میبینیم که ی مدت باهاش حالمون خوبه و حال میکنیم ولی امان از زمانی که به مشکل بربخوریم دیگه اینا که هیچ خودمونم قبول نداریم و با اولین اشتباه و مشکل دست به هرکار اشتباهی میخوایم بزنیم نباید این حرفارو مثل مسکن و دارو دید باید اجرا کرد باید عمل کرد متاسفانه خود منم در عمل به قوانین هنوز ضعیفم و اگه نتایج بزرگ رو نگرفتم دلیل بر این که هنوز تو عمل به قوانین مشکل داریم خیلی هامون درک و اگاهیمون از قوانین زیاد اما تو عمل…
به نظر من باورهای مدیر و صاحب کسب و کار اون قدر حیاتی و مهم که میتونه همین باور کسب و کارو به سود یا ضرر برسونه
و همه ی کسب و کارها توانایی خلق ثروت رو دارن اما تجربه ی ما از ثروت یا فقر برمیگرده به باورهای ما پس باور قدرتمند کننده کنار عشق و علائقی که داریم باعث ثروت میشه وگرنه به تنهای هیچ کدومشون قادر به ثروت نخواهند شد.
در جواب به سوال اینکه همه چیز یه چیزه اگه ما واقعا همه چیز رو یک بدونیم دیگه به همه چیز رسیدیم از دید من آقای عباس منش خودشو به یک عادت داده این یک یعنی خدا شاید کلیشه ای و یا آرمانی به نظر بیاد ولی من از وقتی درک کردم دیگه سوالی ندارم من کلی از استاد محصولات خریدم کلی فکر میکردم و کلی تقلا داشتم برای کشف الان یک هفته است رسیدم به یک یعنی هیچ چیز بدون اون وجود نمی گیره و همه چیز اونه اگر نتیجه متفاوت میخوایم باید برسیم به یک یعنی وقتی واسه هر مساله هر خواسته هر راه فکر که دنبال کنیم بازم میرسی به یک این روز و که به یک برسید برای همتون آرزومندم از طرف یک
سلام باز هم سپاسگذار خداوند هستم که به من فرصت تعقل و تفکر داد
درود به همه عزیزان که محفل گرم و صمیمانه رو در این سایت بوجود اوردن
قوانین الهی چقدر زیباست سیستمی هوشمند اما فارق از احساسات . مدرن و بروز و امروزی اما بدون آپدیت آنچه که می خواهی ازش بدون کم و کاست هم سنگ با خواسته و احساست بهت برمی گردونه
حال ما چقدر به این قوانین عمل میکنیم ؟ مهمه که ایا در شرایط منفی در شرایط ناگوار اتصالمون رو به منبع الهی و قوانین محکمش برقرار نگه میداریم یا که نه میترسیم وحشت میکنیم نگران میشیم و جا میزنیم و فقط حرفش رو میزنیم
ایا دقت کردیم که تمام کسانی که ایمان داشته اند و پاسخی دریافت نکردن اما نا امید نشده اند و رو ایمانشون موندن اون هم حتی بعد از اون لحضاتی که دیگه هیچ امیدی نیست اما بطور معجزه اسا پاسخ دریافت کردن چون اونها به منبع وصل هستن حتی غافل از این که این شرط و شروط ما روی قوانین الهی جواب نمیده اما اونها این رو خوب عمل میکنن
بنام خداوند بخشنده مهربان که رحمتش بدون قید و شرط، دائمی است.
سپاس خدایی را که فرمانروای عالم هستش و پرستش برای فرمانروای عالم است وبس
خداوند مهربان و بخشنده که بخشندهٔ بخشایشگر است
صاحب روز پاداش و روز قضاوت
تنهاتو را پرستش میکنم و فقط از تو یاری میطلبم
ما را به راه راست هدایت کن اهی که به تو وصل میشود
راه کسانی که به انها نعمت دادی نه راه کسانی که به انها غضب کردی و نه راه کسانی که گمراه اند
سپاسگذار خداوند هستم که راه را به این روشنی به من نشان داد
عباس منش عزیز شما هم این راه رو یافتی و اون رو به ما نشان دادی
بنظر من اینکه استاد این همه موفق هستش ب این دلیل ک عمیقا و قلبا به خدا ایمان باور و اعتقاد داره و با اعتماد به خدا همه چیز رو به خدا میسپاره و به خدا تکیه کرده و واقعااااااااا باور داره ک خدا همه ی کارهارو براش به بهترین شکل ممکن انجام میده و اصلا ذره ای شک و تردید نسبت ب این موضوع ب دلش راه نمیده و نگران چیزی نیست. _چیزی که متاسفانه من هنوز نتونستم بهش برسم?
هرشخصی ارزو و خواسته ی خودش رو داره و هیچ شخص دیگه ای نمیتونه ارزوی کسی رو ازش بگیره یا درجایگاه اون قراربگیره هرانسانی درخلقتش یه رسالتی هست و برای چیزخاصی افریده شده ومن اینطورفکرمیکنم که استادرسالت خودش رو پیدا کرده و فهمیده که چجوری میتونه خوب زندگی کنه وبه این جهان و مخلوقات خدا کمک کنه (تو نیکی میکنی دردجله انداز که ایزد در بیابانت دهدباز) استادمسیرخودش رو میره با تکیه و اعتمادبه خداو درجایگاه خودش قرار داره و خدا هم در این مسیر همیشه هست و راهنمایی میکنه ایشون رو
شنیدن این لایو برای من شوکه کننده بود چون دقیقا سوالی هست که چندوقتی میشود درگیرشم
بنظر من پاسخ سوال مسابقه به این برمیگرده که تا چه اندازه ایمان داشته باشیم به اینکه پروردگار به وعده خودش عمل میکنه و اون اصلی که استاد ازش صحبت میکنن همین ایمان هست و نتایجمون هم به میزان یا درجه ایمانی که داریم مربوط میشود, اگه ایمان دارم مشتریهای من لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر میشوند و این باور رو داشته باشم که خدا هزاران هزار راه داره برای افزایش مشتریها یا فروشم یا درآمدم و آماده باشم برای راه های که برام ایجاد میکنه و دنبال نشونه ها باشم و اون ترسها یا باورهای محدودکننده که مثل سد هستن و مانع میشوند از تبلور و تجلی آنچه خدا در ملکوتش به من عطا کرده رو شناسایی کنم و رفع کنم, اونوقت نعمتها و فراوانی خداوند سرازیر میشوند به زندگیمون٫ حالا من میگم همون شیوه های تبلغاتی یا راهکارهای علم بازاریابی هم میتونه جز همین دسته راههای الهی باشند٫
من فروشگاه دارم و از کوچکترین احتیاجاتی که لازم دارم مثل حتی دستمال آبگیری مناسب, روپوش, اپلیکیشنهای تبلیغاتی یا یک نوع خاص مشتری همگی در غالبهای فروشنده, ویزیتور, تماس تلفنی یا حتی تبلیغات کلامی برام فرستاده میشوند و باور دارم تکاملم که طی بشود ثروت سرازیر میشود به زندگیم٫
البته اینم اضافه کنم که تو این مدت مسیرهای گول زننده ای که در عرض یکشب راه چندساله رو طی کنم هم سمتم اومدن منتهی آگاهیها و نشانه ها مثلن یک وویس یا یک متن کمکم کردند که توکلم رو به خدابیشتر کنم
اینم اضافه کنم که باقی موندن تو این مسیر و حفظ کردن این نوع نگرش بسیاربسیار لغرنده و سخت هست و احتیاج داره آدم هوشیار باشه و مداومت توی تمرینها داشته باشه اما نتابجی که داره بینظر و فوق العاده اند
براتون سلامتی و ثروت و عشق و شادی و فراوانی آرزومندم
بنظر من ایشان اول خودشان تو مسیر فقر بدبختی بودن اون مسیر واین مسیر جدیدبه خوبی میشناسه
دوما قانون تکامل طی کردن البته این قانون به خوبی شناخته اگه نمیشناخت راهش سخت میشد وادمی هستند با خودشان ودیگران صادق هستند وبه حرفها که میزند ایمان کامل دارندومطالب واقدامات که انجام می دهند باور داره وبه قانون ایمان واعتقاد کاملی دارند وهمیشه تشنه آگاهی واین اصول هستند.
واقعا ایشان باور کردن خداوندی وقوانینی وجو دارند ومیتونند ازش کمک بگیرن برای همه کارهاشون از خداوند کمک میگیره وقضاوت دیگران اصلا براش مهم نیست.
ایشان به خودشان وراهشان اعتماد دارند.
مهترین قسمت این است جریان باورها وارتعاش فهمیده وازش استفاده میکند. ایشون حرفی میزنند خودشان عمل میکنند.
سلام
خیلی خوشحال و سپاسگذار خداوند هستم که فرصت و احساس لیاقت پاسخ به این پرسش را پیدا کردم. من هنوز بسته روانشناسی ثروت را تهیه نکردم امیدوارم به زودی در مدار آن قرار بگیرم و بتونم از آگاهیهای روانشناسی ثروت 1 تا 3 به خصوص روانشناسی ثروت 3 استفاده کنم. من هنوز کسب و کار خودم را راه نینداختم ولی در تلاشم که این کارو انجام بدم به همین دلیل خیلی مطمئن نبودم که به این پرسش پاسخ بدم یا نه چون به قول استاد نصیحت و حرف بدون عمل مفت نمیرزد. بنابراین مطالبی که در پاسخ به این پرسش یادداشت میکنم صرفا جهت مرور و محک زدن آگاهی هایی هست که از فایلهای دانلودی و چند محصولی که به لطف خداوند از سایت خریداری کردم می باشد و درواقع میخوام رد پایی از خودم باقی بزارم برای بعدها که کسب و کارم را به شکل عباس منشی و توحیدی به راه انداختم که برگردم و ببینم از کجا به کجا رسیدم.
همه چیز “باور” است. چه باور کنیم چه نکنیم همه چیز همین است و همین است و بس.
“احساس خوب = اتفاقهای خوب” این اصل و اساس موفقیت و رشد چشمگیر است. حالا به میزانی که ما همین اصل را باور داریم و به میزانی که احساس خوب داریم و اینکه چقدر این احساس خوب را می توانیم حفظ کنیم در مدارهای مختلف قرار می گیریم و در هر مدار میزان مشخصی ثروت و نعمت وجود دارد و ما فقط به اتفاقات, شرایط و میزان درآمدی که درآن مدار هست دسترسی داریم و هرچقدر زور بزنیم, تبلیغات کنیم, روشهای نوین مارکتینگ و … را به کار ببریم باز هم ما به درآمد و ثروت و نعمت مدارهای بالاتر, حتی یک مدار بالاتر نیز دسترسی نداریم.
اگر اتفاقات و نتایج کوچکی که به دست میاریم را تایید کنیم کم کم باورهای ما بزرگ و بزرگتر میشه و به جایی میرسه که مثل استاد عباس منش بتونیم به راحتی و به وفور از کسب و کارمون ثروت و موفقیت به دست بیاریم. یه مثال از خودم بزنم در مورد نتایج احساس خوب: من کالایی داشتم که اینطور به نظر میرسید که باید یه چیزی دستی بدم که بیان آن را ببرن چون جامو گرفته بود یعنی حتی فکرشم نمی کردم کسی آن را بخرد, به یکی دو جا گفته بودم که گفتن به دردمون نمیخوره و نخریدن. ( اون روزها در فرکانس خوبی نبودم) وقتی آن را آگهی کردم هیچ خبری نشد تا اینکه من نوشتن شکرگذاری روزانه را دوباره شروع کردم. از روزی که شروع کردم هر روزش اتفاقات خوب و مشتری بود که خدا برام میفرستاد. چرا؟ چون من از طریق توجه به نکات مثبت زندگیم و چیزهایی که داشتم احساسم خوب شده بود, به همین سادگی! یه جنس دیگه هم داشتم که قبلا آگهی کرده بودم ولی به جز یه نفر که مفت میخواست بخره کسی مراجعه نکرده بود بعد از شروع شکرگذاری برای یکی از اجناس در همان روز و برای دیگری حدودا دو روز بعد مشتری خوبی آمد و به قیمت دو برابر آنچه اون فرد میخواست مفت بخره کالاها فروش رفت. یعنی قانون اینقدر زود جواب میده! منتها حالا هر چقدر من مدارم بره بالاتر نتایجم بزرگتر میشه. این اتفاق که خدا برام مشتری فرستاد را تعمیم بدیم به کسب و کار. مثلا اگر من تو مدار 1 میلیون تومن باشم از کسب و کارم 1 میلیون درمیارم هیچ ربطی هم به تبلیغات و … نداره.
مورد بعدی اینه که هر چقدر “باور فراوانی و احساس لیاقت” را در وجودم پرورش بدم و هر چه مدت زمان بیشتری در احساس خوب و شکرگزاری باقی بمانم (استمرار) و هر چه نتایج کوچک و بزرگی که در زندگیم بوجود میاد را بیشتر تایید و تحسین کنم باورهام قوی تر میشه و مدارم بالاتر میره. و مثلا میرم در مدار 2 میلیون تومن بعد 4 و 7 و 10 و …. همینجوری مدارم بالاتر میره البته در صورتی که در عمل به این قوانین و اصول “استمرار” داشته باشم. داخل پرانتز این را متذکر بشم که طبق صحبت استاد قرار نیس چون دو تومن شد 4 تومن همینجوری درامدمون دو برابر دو برابر بره بالا خیر بلکه به میزان تغییر فرکانس و مدارمون درآمد ما رشد میکنه و از یه جایی به بعد این رشد تصاعدی خواهد بود.
یه مثال از اصل و قانون فراوانی و احساس لیاقت به ذهنم رسید: بارها شده دیدم شخصی یه جنسی رو زیر قیمت میزاره بازم مشتری پیدا نمی کنه یا جنسش دیر فروش میره در حالیکه همون جنس رو شخص دیگری با قیمت بالاتر میزاره و خیلی راحت و زود میفروشه. فرد اول باور نداره که جنسش خوب و ارزنده ست و در نتیجه منه مشتری هم نمیرم سمتش چون به قول استاد ما همگی موجوداتی هستیم ارتعاشی و مدام در حال ارسال (و دریافت) ارتعاش و فرکانسیم لذا به جنس یا شخصی که ارتعاش نامناسب (عدم لیاقت و عدم باور به کیفیت جنس خودش) ارسال می کنه جذب نمیشیم.
یکی دیگه از چیزهایی که من به عنوان اصل از آگاهی های سایت بهش رسیدم, “توحید” هستش به میزانی که من باور دارم که روزی رسان فقط خداست و خداوند بی نهایت نعمت و ثروت در جهان برای ما قرار داده به همان میزان از نعمت و ثروت بی انتهای جهان دریافت خواهم کرد.
باز یه مثال دیگه یادم اومد: یه سری یه کالایی رو میخواستم بخرم از اونجایی که باور فراوانی در وجودم هنوز ضعیفه و یکی از پاشنه آشیل های منه از روی عجله خرید کردم در حالیکه چند روز قبل آن جنس را با قیمتهای کمتر دیده بودم ولی چون روزی که میخواستم خرید کنم قیمت پایین هیچ موردی پیدا نکردم فکر کردم که همون چند تا بوده و تموم شده و خرید کردم در حالیکه شب همان روز موارد مشابه و بهتر با قیمت پایین تر تو آگهی ها دیدم.
حالا همین “باور فراوانی” در کسب و کار هم به میزانی که آن را باور داریم به ما جواب می دهد. اگر به کمبود مشتری و جنس فکر کنیم ما همان را تجربه می کنیم و اگر به فراوانی مشتری و جنس و پول باور داشته باشیم کاملا تجربه متفاوتی کسب خواهیم کرد. تفاوت این دو تجربه از زمین هست تا آسمون! چند روز پیش دو تا پارچه فروشی به فاصله یک مغازه از هم را دیدم که یکی پر از مشتری بود و شلوغ ولی دیگری فقط یک مشتری داخل آن بود چقدر باور میتونه معجزه کنه! فرصت نشد برم داخل مغازه ها ولی همان یک نظر که انداختم متوجه شدم مغازه دومی شاید حتی زیباتر و مرتب تر هم بود, هر دو مغازه تقریبا هم اندازه و بزرگ بودند و باز هم شاهد زنده ای برای معجزه باور برای من بود.
یک موضوع دیگه که به نظرم اصل هست “قانون رهایی” هستش مادامی که به خواسته ام می چسبم آن را با سرعت هر چه بیشتر ازخودم دور می کنم و هر موقع که رهاش کردم به سرعت بدستش آوردم البته این قانون بیسش همان باور توحیدی و باور فراوانی هستش چون من اگر ایمان صد در صد داشته باشم که خداوند رزاقه و بی نهایت نعمت و ثروت در جهان قرار داده دیگه نمی ترسم و نگران برآورده نشدن خواسته ام نخواهم بود لذا آن را رها میکنم. به میزانی که این باور در من قوی می شود نتایج هم بزرگتر می شوند. مثالی از این قانون را شخصی برایم تعریف می کرد که دوست یا شریکش مبلغ زیادی پول او را خورده بود میگفت مدتها خشمگین بودم و ناله نفرینش می کردم بعد از یکی دو سال که توانستم اون اتفاق را رها کنم و کاملا مشغول کار و بیزینس جدیدم شده بودم اتفاق عجیبی افتاد اون فرد خودش منو پیدا کرد, زنگ زد و بدهی اش را به اضافه سود پولم تسویه کرد و حلالیت گرفت.
این موضوع را به وضوح در کسب و کارها هم دیدیم هر کی بیشتر دنبال پول هست کمتر به دستش میاره در حالیکه عده ای هستن در آرامش و به راحتی پول به دست میارن از طریق عمل به همین اصول و قوانین. آنها کسانی هستن که پول به دنبال آن ها می دود مثل استاد عباس منش, بیل گیتس و …
بنابراین به طور خلاصه 4 اصل اساسی هست که با به کارگیری آنها و “استمرار” در اجرای آنها میتوانیم به ثروت و موفقیت بی انتها برسیم:
1- احساس خوب = اتفاقهای خوب
2-باور فراوانی
3-باور لیاقت
4- رهایی
امیدوارم مفید بوده باشه به امید اینکه خودم نیز همواره تمام این دانسته ها را به کار بگیرم.
سلام دوست عزیز دیدگاهی تاثیر گذاری بود با مثال های خوب
سپاسگذارم
اون مثال فروشنده که جنسش را زیر قیمت میخواد بفروشه ولی بازم مشتری پیدا نمیکنه یا دیرتر میفروشه در حالی که همون جنس را شخصی با قیمت بالاتر خیلی راحت و زود میفروشه
خیلی خوب باور فراوانی و احساس لیاقت مشخصه در این مثال
– عجله کردن در خرید یا حتی فروش نشون از عدم باور فراوانی هست
-اما قانون رهایی که پایه و بیسش باور فراوانی و ایمان به رزاقیت و وهابیت خداست
واما چهارتا اصل عالی
-احساس خوب =اتفاقات خوب
-باور فراوانی
-باور لیاقت
-قانون رهایی
به نام خداوند بخشنده مهربان
??چه عاملی نتایج یک کسب و کار را تغییر میدهد؟??
دوستان عزیزم میخوام مثالی بزنم که این موضوع رو خودم از نزدیک لمس کردم. نزدیک خونمون دو قصابی هستش که فاصلشون از هم بیست متر هم نیست، قصابی شماره 1 فروش فوق العاده بالایی داره? و قصابی شماره 2 فروش در حد گذروندن نیازهای روزمره زندگی?، از لحاظ تمیزی و تازگی محصولاتشون هر دوشون واقعا در یک سطح قرار دارن، از لحاظ برخورد مناسب حتی قصابی شماره 2 که فروش کمتری داره بسیار بسیار گرم تر و صمیمی تر برخورد میکنه، از لحاظ موقعیت هر دوشون سر چهارراه قرار دارن، ولی چرا قصابی شماره 1 فروش فوق العاده ای داره ولی قصابی شماره 2 اصلا فروشی نداره. بر این شد که بدون تعصب برم و از نزدیک باهاشون مصاحبه کنم که نتیجه این مصاحبه رو به عنوان یک گزارشکر خدمتتون عرض میکنم:
———————————————————————————-
من: سلام حسن اقا حال شما خوبه؟
حسن اقا گوشت فروش?(قصابی شماره 1): سلام داش احسان خوبم شما خوبی؟ رو به رشدی؟
من: ممنون خوبم.
من: حسن اقا چند تا سوال داشتم از حضورتون.
حسن اقا: داداش میبینی که وقت سر خاروندن ندارم ضرپ ?صدای ضربه زدن با ساتور رو مغز رون
من: حالا حسن آقا اون لابه لاها یه جوابی هم به ما بده.
حسن آقا: بپرس داداش حله
من: حسن آقا چطور شد که اینقدر سرتون شلوغ شد و کار و کاسبیتون بازار شد.
حسن آقا: داداش از بچگی یاد گرفتم که فقط به زور و بازوی خودم متکی باشم، آدم کسی نباشم(دیدگاه توحیدی). میدونی اولش من چیکاره بودم داداش؟ نون خشکی و نمکی بودم(یه شبه راه صد ساله رو نرفته به خودش فرصت داده تکاملش و طی کنه). به دک و پوز نگاه نکن من از خیلی پایین شروع کردم(بحث تکامل). وقتی ازدواج کردم هیچ چیزی نداشتم. اصلا هم پدر پولداری نداشتم که دست و بالم و بگیر(باور اینکه بدون ارث هم میشه پول ساخت). خیلی اوقات پول نداشتیم بریم نون بخریم ولی یادمه هیچ موقع گریه نکردم و همیشه با زنم حتی با حداقل ها عشق و حال میکردم(داشتن احساس خوب و در پی اون اتفاقات خوب). بعد از اون یه نیسان خریدم به خدا امروزم و میدیدم و بهش امید داشتم به خدا این روزهام و قبلا هم دیده بودم و امیدوار بودم(بحث تجسم) و الان نمیتونم بگم خیلی ذوق مرگم برام عادیه.
من: داداش دمت گرم، نمیدونی چقدر برای من این حرف هات ارزشمنده نمیدونی چقدر داری به من و بقیه انگیزه میدی. سوال دیگه من در مورد کمک کردمه، نظرتون در این مورد چیه؟
حسن آقا: عزیزم ببخش تا بخشیده بشی، من از اون وقتی که نون خشکی هم بودم به مادر پیرم خرجی میدادن، برای خواهرم جهیزیه خریدم و پول دانشگاه برادرم و دادم. الانم که مامانم عمرش و داده به شما ولی همیشه میگفت حسن شیرت حلالت(برای کمک کردن اولویت با خانواده و بستگان درجه اول هست). حالا هم هر کدومشون هم خواهرم هم برادرم برای خودشون کسی شدن و خودشون هم بقیه رو ساپورت میکنن(رفتار و تغییر ما روی بقیه هم تاثیر میگذاره و باعث میشه دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بشه). الانم به خدا به مال دنیا نچسبیدم تا اونجا که میتونم به بقیه کمک میکنم ولی دوست ندارم در موردش صحبت کنم چون من با خدا معامله کردم(بحث فراوانی و دیدگاه توحیدی).
من: حسن آقا حقا که شیر مادرت حلالت. حسن آقا در مورد همکارات که دارن تو محل ما کار میکنن چه فکری میکنی؟دیدگاه در مورد اینکه آینده مملکت چی هستش و همه چی در حال گرون شدنه چیه؟
حسن اقا: داداش روزی دست خداست، این همه برکت وجود داره خدا به همه میده اون گنجشکه هم روزی داره، خدای همه بزرگه(باورهای توحیدی و فراوانی). تو این محله هزاران خانواده وجود داره و تنها دو سه تا قصابی اگه صدها قصابی هم تو این محله بزنن بازم کمه به خدای احد و واحد روزی شده سه بار از کشتاری گوشت سفارش میدم بازم کم میاد(عزت نفس، باور توحیدی و فراوانی). بعد در مورد امریکا و اینها چرت و پرته من اصلا نه از سیاست خوشم میاد نه وارد این برنامه ها میشم(باور اینکه نباید تو بحث های سیاسی شرکت کرد و حال خوب خودمون و خراب کنیم). مگه روزی من دست ترامپه که حالا اون بخواد قطش کنه. عمه ترامپم بیاد هیچ غلطی نمیتونه بکنه(اوه اوه بچه ها یه خورده عصبی شد?).
من: حالا چرا عصبانی میشی حسن آقا جون. طوری نشده که داداش. دمت گرم که جواب دادای خیلی مشتی هستی. خدافظظ
———————————————————————————-
من: سلام آقا کاظم حال شما خوبه داداش؟
آقا کاظم گوشت فروش?(قصابی شماره 2): سلام علیکم داش احسان بابا مهندسسسس بپا بنزین تموم شدددد?
من:?
آقا کاظم: داداش شوخی کردم ناراحت که نشدی
من: نه داداش این حرف ها چیه،آقا کاظم میخوام در مورد شغلت یه مصاحبه ای انجام بدم.
آقا کاظم: چی شده داداش مهندسی کفاف زندگیت و نمیده(بحث باور کمبود)، داداش نیا که پرنده پر نمیزنه(بحث عدم عزت نفس و کمبود)، من با هشتاد تومن ضرر دارم جمع میکنم. تو این جامه اگر قبلا کارت خوب بود و خودت و بستگی که هیچ اگرم نه باید سرت و بگذاری بمیری(باور عدم اعتماد به خداوند و نداشتن باور توحیدی و اینکه شرایط ادم ها دست عوامل دیگه است). تو این جامعه که شب میخوابی صبح همه چی صد برابرشده میخوای به کجا برسی(باور اینکه عوامل دیگه ای در سرنوشت ما دخیله). کلی قرض و قوله و وام گرفتیم که این کار رو راه بندازیم ولی میبینی که هیچی به هیچی، خانواده ام هم که هیچی فقط سرکوفت میزنه هیچ پشوانه مالی هم برامون نگذاشته(اینکه استاد میگن هیچ موقع تو زندگیتون قرض نکنید و باور اینکه حتما ارثیه باید داشته باشی تا ثروتمند بشی). کلا شبها تمام بدنم درد میکنه و خوابم نمیبره، پسرم ندارم کمکم کنه( افکار روی سلامتی تاثیر میگذاره، احساس و افکار بد=اتفاقات و احوال بد، و اینکه حتما باید یه پایه مثل پسر یا همسر داشته باشی تا موفق بشی). خلاصش کنم داداش پول تو دست مردم نیست(باور کمبود).
من: داداش نظرت در مورد همکارهات دور و ورت چیه، باعث میشه کار و کاسبی کساد باشه یا رونق بگیره؟
آقا کاظم: داداش خوشحالی ها حرف از رونق میزنی(عدم اعتماد به قدرت خداوند). خودمون که یکی درمیون فروش داریم همینم دارن از چنگمون در میارن فلان فلان شده ها(باور عدم فراوانی).
من: آقا کاظم دمت گرم ولی بدجور حرف هات حالمو خراب کرد.
آقا کاظم: داداش این دنیا دنیای سختی کشیدنه، ادم یعنی اه و دم، همش باید سختی بکشی( باور اینکه برای زندگی کردن باید سختی بکشی و همیشه اندوهگین باشی).
من: براتون آرزوی موفقیت میکنم و ازتون ممنونم.
———————————————————————————-
بچه ها تقابل دو دیدگاه رو دیدی دیگه واقعا حرفی برای گفتن وجود نداره و کاملا واضحه که چرا حسن آقا روز به روز شرایطش بهبود پیدا میکنه.
???? دوستان عزیزم و استاد عزیزم امیدوارم که مفید باشه، ولی این و میخوام بگممم هااا اعتبار این حرفها از خداست، ????
دوست خوبم آقای حاتمیه سلام
چه مصاحبه ی جالبی انجام دادی
مخصوصا اونجا که باور اونا رو از تو حرفاشون در میاوردی
دمت گرم
سلام دوست عزیزم جناب آقای محمدی، سپاسگزارم از حسن توجه شما. پیامتون بسیار زیاد به من انرژی داد. جناب محمدی چند روز دارم به این موضوع فکر میکنم که خداوند بینهایت از نعمت هاش رو به من عطا کرده در صورتی که من چشم هام و روشون بستم. همین که صبح از خواب بیدار میشم و میتونم یه صبح زیبا رو ببینم، همین که صبح یه صبحانه زیبا میخورم و از چای داغ و گرم لذت می برم، همین که هر روز صبح چهره عزیزانم و میبینم، همین که این نیرو در پاهای من وجود داره که بلند بشم و برم سر کار، همین که خداوند نیرویی در مغز و ذهنم قرار داده تا بتونم تفکر و تعقل بکنم، همین که میتونم صحبت کنم و بینهایت الطاف دیگه و من با قائم به ذذات بودن، با نداشتن شرک خفی، با شاد بودنم، با احساس خوب داشتنم با محبت کردن به وجود خودم میتونم شکرگزار واقعی باشم و حق مطلب و ادا کنم. یه دعا کلی می کنم برای هممون که خداوندا ما را در مسیر کسانی که به آنها نعمت دادی قرار بده نه گمراهان و غصب دیدگان ، الهی آمین. با تقدیم بینهایت احساس خوب به شما :)
بله بی چون و چرا باهاتون موافقم
گلی به جمال تون
سلام آقا محمدحسین
من الآن متفاوت ترین پاسخ را در این 38 صفحه خوندم و واقعا از شما ممنونم که دست به عمل زدید
برای شما خوشبختی و ثروت را از درگاه خداوند آرزومندم
سپاس از شما دوست خوبم.من هم برای شما خوشبختی و ثروت بیحساب آرزو می کنم.
سلام واحسنت تمامی کامنتا زیبا ودلنشین وباورساز هست اماباخوندن کامنت شمالبخندبه لبم نشست این یعنی خالص بودن وبدون ریا گفتن دوستون دارم شادباشین وخیلی متفاوت بابقیه من احساس میکنم بعضی کامنتها کپی هست ولی این عالیه
با سلام به همه دوستداران احساس خوب
به نظر بنده در مورد استاد عباسمنش تغییر باور احساس خوب واون عشقی که تو هر فایل چه رایگان چه در دورهاشون دارن ناخوداگاه همه رو جلب میکنه واین عشق لازمه هر کسب وکاری هست
دوستان عزیز چنان که بتوانیم روی باور فروانی جهان هستی کار کنیم واز ته دل به این باور برسیم (چون ذهن نیمه هوشیار بسیار باهوش هست ومیفهمه که آیا واقعا این باور ماست یا تمارض میکنیم)صدرصد به موفقیت خواهیم رسید امیدوارم که هم خودم وهم تمام دوستان به این باور برسیم ویک زندگیه عالی داشته باشیم تا خداوند نیز از ما خوشنود باشه
با سپاس از خداوند بزرگ که به من نیز راه خوشبختی وآسایش را نشان داداز ته دلم سپاسگزارم
سلام و عرض ادب به خانوادهی خفن و مثبت و عشق خودم که کامنتاشون تو جای جای این سایت فوق العادس و نشون از درک بالاشون از قوانین رو میده و ی خدا قوت به استاد عزیزتر از جان که لایو دیشبشون عالی بود و فوق العاده و ی خسته نباشید به خانم شایسته عزیزم که شایسته بودن برازندته که با تکست هات تو عقل کل و راهکار برای مسایل شما غوغا کرده و با این تکست هات باعث شد من به خودم بیام و بلند شم دنبال علائقم برم علائقی که وجودم تشنش بود ولی ذهنم هی امروزو فردا میکرد و به قول معروف همون از فردا و از شنبه ها که هیچ وقت نمی اومد،خب بریم سراغ اصل مطلب که راجع به سوالی که میگن فرق بین ی کسب و کاری که موفق با کسب و کاری که چندان موفقیتی کسب نکرده رو بگیم اولا من دورهی روانشناسی ثروت رو ندارم و این چیزای که مینویسم با برداشتی که طی این مدت از سفرنامه بگیر تا عقل کل و راهکار برای مسائل شما به دست اوردم،اولین اصل و اساس جهان و قوانینی که در جهان وضع شده این که ما تماما با تمام وجود با تمام تعهد بپذیریم که ما با باورهامون با فرکانسامون داریم لحظه ی بعدی خودمونو میسازیم این اصل ریشه ی تمام جنبه های زندگیمون پس باید بی چون و چرا بپذیربیم و پذیرش این اصل در واقع همون توحید همون چیزی که بهمون نشون میده باید روی هیچ کسی حساب باز نکنیم جز خدا همون توحید که بهمون نشون میده همه چیز مایم نه بیرون از ما،ما گفتیم فرمول موفقیت در هرکسب و کاری عشق و علاقه و تمرکز در اون کسب و کار+باورهای قدرتمند کننده هست ی سریامون هستیم که سراغ کسب و کاری رفتیم که دوسش نداریم ولی یا از روی چشم و هم چشمی انتخابش کردیم یا این که با ذهن منطقیمون رفتیم چون میگیم پول میده خب این معلوم دیگه قرار چی به سرمون بیاره کسب و کاری رو که دوسش نداریم پس با میل انجام نمیدیم و همش دنبال نتیجه نهایی همون پول هستیم یا همش دنبال اینیم که ساعت بگذره و یا دنبال تعطیلات اخر هفته و تعطیلات تابستون و عیدیم چون اون کارو دوست نداریم پس وقتی دوسش نداریم چه توقعی هم داریم که اون کسب و کار مارو به ثروت برسون پس تو قدم اول شکست میخوریم و باعث میشه که از این شاخه به اون شاخه بپریم و اما ی جور دیگه هم هست که ما کسب و کارمونو دوست داریم اما اوه اوه که چه قدر ترمز و باور محدود کننده داریم که هی میخوایم سر خودمونو گوگل بمالیم هرروزمونو با احساس خوب و نکات مثبت و سپاسگزاری شروع کنیم اما حال دلمون بد و تو وجودمون ارامش نیست و همیشه ی جای کارمون میلنگه که بازم اینجا وقتی شکست میخوریم و شکستمونو به عوامل بیرونی ربط میدیم و اگه باز خیلی موشکافانه تر به این شکست نگاه کنیم میبینیم هرجای که بوی از شکست میاد اونجا حتما نشونه ای از شرک هست که میگیم ای بابا ما از بچگی شانس نداریم خدا برای ما نخواسته پولدار شدن به ما نمیادو و لایق از ما بهترونشه که بازم با این باورهای محدود کننده هرروز اوضاع بدتر از قبل میشه پس باید قدم اول رو درست برداریم(عشق و علاقه+باور های قدرتمند کننده مثل باور لایق بودن که ما لایق این ثروتیم ما لایق درامد بالایم ما لایق بی نهایت مشتری و باور فراوانی که کار من پتانسیل درامد بالارو داره با وجود این که دست زیاد شده یا خیلی ها تو این کاران)و البته اینم بگم هرچیزی تکامل خودشو میخواد ی سریامون خیلی عجولیم دوست داریم باورامون ی شبه تغییر کنه دوست داریم ی دکمه تو مغزمون باشه همه چیزو ریست کنه و از اول باور درست رو بکاریم تغییر باورم مثل کاشت بذر که باید خوب بهش برسیم غذای روحمونو با ورودی های درست و شنیدن ها و گفتن ها و تجسم ها و به یاد اوردن ها بسازیم تا اون دونه جوونه بزنه و ریشش محکم بشه و میوه بده پس باید تکاملمونو اروم اروم طی کنیم منظور من تکامل فرکانسی نه زمانی ی سریامون فکر میکنیم باید روزها و ماها و سال ها بره تا تکاملمون طی بشه نه عزیزم نه قربونت برم تکامل ما باید فرکانسی طی بشه زمانی فرکانسی طی میشه که باورهای خوبو هرروز تو وجودمون رشد بدیم تا این باورها تو لایه به لایه ذهنمون نفوذ کنه و خوب قوانینو درک کنیم ی سریامون هستیم که نگاه سطحی به موفقیت افراد میندازیم مثل این میمونه که ما اون اخرین ضربه ی چکش رو که تو دیوار میره و باعث سوراخ شدنش میشه رو میبینیم خیلی راحت قضاوت میکنیم نمیدونیم که اون فرد چه باوری چه چالش های گذرونده تا شده اینی که ما میبینیم و اینم بدونیم دلیل موفقیت ما هیچ ربطی به نوع شغل و محل کار و جنسیت و ماشین و عطر و لباس نداره دلیل موفقیتمون چیزی فراتر از اوناست و اونم اون ذهنمونه اون بالاخونمونه که همون ۹۹ درصدی که از بالاخونه استفاده نمیکنن اجاره داده به همون ۱ درصد از اونای که استفاده میکنن و ثروت های دنیا و اخرت برای اوناست این دوستمون درواقع شاهد دو دیدگاه شده و دوگانگی براش پیش اومده من نمیدونم از استادای دیگه چی شنیدید ولی هرچیزی شنیدید درواقع اونا عوامل موفقیت رو به شرک ربط دادن به بیرون از خودشون ربط دادن و دارن هرراه و کاری رو امتحان میکنن که نتیجه ببینن اونا درواقع از موضوع اصلی دور شدن و همه چیزو به عوامل بیرونی ربط دادن ولی چیزی که استاد میگن اصلا چیزی بیرون از خودشو قبول نداره میگه همه چیز منم و این عین توحید میگن من خودم خالقم پس باید بدونیم و باور کنیم که همه چیز باور همه چیز از درون ماست من خالقم من میتونم روحمو با ذهنم هماهنگ کنم و شرایط بیرونو بسازم ما باید کنار هدف اصلیمون حالا هرچی که هست باور قدرتمند کننده هماهنگ با هدفمونم بسازیم و در مقابل هدفمونم باید رها باشیم و نچسبیم به چگونگی اون ما اگه درونمونو درست کنیم چگونگیشو خود خدا درست میکنه مشکل ما این که این حرفارو مثل مسکن و امپولی میبینیم که ی مدت باهاش حالمون خوبه و حال میکنیم ولی امان از زمانی که به مشکل بربخوریم دیگه اینا که هیچ خودمونم قبول نداریم و با اولین اشتباه و مشکل دست به هرکار اشتباهی میخوایم بزنیم نباید این حرفارو مثل مسکن و دارو دید باید اجرا کرد باید عمل کرد متاسفانه خود منم در عمل به قوانین هنوز ضعیفم و اگه نتایج بزرگ رو نگرفتم دلیل بر این که هنوز تو عمل به قوانین مشکل داریم خیلی هامون درک و اگاهیمون از قوانین زیاد اما تو عمل…
به نظر من باورهای مدیر و صاحب کسب و کار اون قدر حیاتی و مهم که میتونه همین باور کسب و کارو به سود یا ضرر برسونه
و همه ی کسب و کارها توانایی خلق ثروت رو دارن اما تجربه ی ما از ثروت یا فقر برمیگرده به باورهای ما پس باور قدرتمند کننده کنار عشق و علائقی که داریم باعث ثروت میشه وگرنه به تنهای هیچ کدومشون قادر به ثروت نخواهند شد.
سلام،
در جواب به سوال اینکه همه چیز یه چیزه اگه ما واقعا همه چیز رو یک بدونیم دیگه به همه چیز رسیدیم از دید من آقای عباس منش خودشو به یک عادت داده این یک یعنی خدا شاید کلیشه ای و یا آرمانی به نظر بیاد ولی من از وقتی درک کردم دیگه سوالی ندارم من کلی از استاد محصولات خریدم کلی فکر میکردم و کلی تقلا داشتم برای کشف الان یک هفته است رسیدم به یک یعنی هیچ چیز بدون اون وجود نمی گیره و همه چیز اونه اگر نتیجه متفاوت میخوایم باید برسیم به یک یعنی وقتی واسه هر مساله هر خواسته هر راه فکر که دنبال کنیم بازم میرسی به یک این روز و که به یک برسید برای همتون آرزومندم از طرف یک
سلام باز هم سپاسگذار خداوند هستم که به من فرصت تعقل و تفکر داد
درود به همه عزیزان که محفل گرم و صمیمانه رو در این سایت بوجود اوردن
قوانین الهی چقدر زیباست سیستمی هوشمند اما فارق از احساسات . مدرن و بروز و امروزی اما بدون آپدیت آنچه که می خواهی ازش بدون کم و کاست هم سنگ با خواسته و احساست بهت برمی گردونه
حال ما چقدر به این قوانین عمل میکنیم ؟ مهمه که ایا در شرایط منفی در شرایط ناگوار اتصالمون رو به منبع الهی و قوانین محکمش برقرار نگه میداریم یا که نه میترسیم وحشت میکنیم نگران میشیم و جا میزنیم و فقط حرفش رو میزنیم
ایا دقت کردیم که تمام کسانی که ایمان داشته اند و پاسخی دریافت نکردن اما نا امید نشده اند و رو ایمانشون موندن اون هم حتی بعد از اون لحضاتی که دیگه هیچ امیدی نیست اما بطور معجزه اسا پاسخ دریافت کردن چون اونها به منبع وصل هستن حتی غافل از این که این شرط و شروط ما روی قوانین الهی جواب نمیده اما اونها این رو خوب عمل میکنن
بنام خداوند بخشنده مهربان که رحمتش بدون قید و شرط، دائمی است.
سپاس خدایی را که فرمانروای عالم هستش و پرستش برای فرمانروای عالم است وبس
خداوند مهربان و بخشنده که بخشندهٔ بخشایشگر است
صاحب روز پاداش و روز قضاوت
تنهاتو را پرستش میکنم و فقط از تو یاری میطلبم
ما را به راه راست هدایت کن اهی که به تو وصل میشود
راه کسانی که به انها نعمت دادی نه راه کسانی که به انها غضب کردی و نه راه کسانی که گمراه اند
سپاسگذار خداوند هستم که راه را به این روشنی به من نشان داد
عباس منش عزیز شما هم این راه رو یافتی و اون رو به ما نشان دادی
در این دنیا یک قانون داریم و ان هم قانون الهی است
والسلام
سلام و درود به استادگرامی و دوستان هم خانواده
بنظر من اینکه استاد این همه موفق هستش ب این دلیل ک عمیقا و قلبا به خدا ایمان باور و اعتقاد داره و با اعتماد به خدا همه چیز رو به خدا میسپاره و به خدا تکیه کرده و واقعااااااااا باور داره ک خدا همه ی کارهارو براش به بهترین شکل ممکن انجام میده و اصلا ذره ای شک و تردید نسبت ب این موضوع ب دلش راه نمیده و نگران چیزی نیست. _چیزی که متاسفانه من هنوز نتونستم بهش برسم?
هرشخصی ارزو و خواسته ی خودش رو داره و هیچ شخص دیگه ای نمیتونه ارزوی کسی رو ازش بگیره یا درجایگاه اون قراربگیره هرانسانی درخلقتش یه رسالتی هست و برای چیزخاصی افریده شده ومن اینطورفکرمیکنم که استادرسالت خودش رو پیدا کرده و فهمیده که چجوری میتونه خوب زندگی کنه وبه این جهان و مخلوقات خدا کمک کنه (تو نیکی میکنی دردجله انداز که ایزد در بیابانت دهدباز) استادمسیرخودش رو میره با تکیه و اعتمادبه خداو درجایگاه خودش قرار داره و خدا هم در این مسیر همیشه هست و راهنمایی میکنه ایشون رو
دوست عزیز و هم فرکانسی ام سلام
خداوند برای شما وآقای عباس منش به یک میزان در دسترس است
و این را بدانید که آقای عباس منش از همان ابتدا این باورها و اعتقادها را نداشتند بلکه آنها را به دست آوردند
شخصی که پاسخ این سوال رو میدهد یعنی خودش به آن رسیده فقط خودش را باور ندارد
همه ی ما گاهی از مسیر دور میشویم وآن را با احساس غم ترس نگرانی تجربه میکنیم ولی دلیلی نداره که در این احساسات باقی بمانیم
سلام به همگی
شنیدن این لایو برای من شوکه کننده بود چون دقیقا سوالی هست که چندوقتی میشود درگیرشم
بنظر من پاسخ سوال مسابقه به این برمیگرده که تا چه اندازه ایمان داشته باشیم به اینکه پروردگار به وعده خودش عمل میکنه و اون اصلی که استاد ازش صحبت میکنن همین ایمان هست و نتایجمون هم به میزان یا درجه ایمانی که داریم مربوط میشود, اگه ایمان دارم مشتریهای من لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر میشوند و این باور رو داشته باشم که خدا هزاران هزار راه داره برای افزایش مشتریها یا فروشم یا درآمدم و آماده باشم برای راه های که برام ایجاد میکنه و دنبال نشونه ها باشم و اون ترسها یا باورهای محدودکننده که مثل سد هستن و مانع میشوند از تبلور و تجلی آنچه خدا در ملکوتش به من عطا کرده رو شناسایی کنم و رفع کنم, اونوقت نعمتها و فراوانی خداوند سرازیر میشوند به زندگیمون٫ حالا من میگم همون شیوه های تبلغاتی یا راهکارهای علم بازاریابی هم میتونه جز همین دسته راههای الهی باشند٫
من فروشگاه دارم و از کوچکترین احتیاجاتی که لازم دارم مثل حتی دستمال آبگیری مناسب, روپوش, اپلیکیشنهای تبلیغاتی یا یک نوع خاص مشتری همگی در غالبهای فروشنده, ویزیتور, تماس تلفنی یا حتی تبلیغات کلامی برام فرستاده میشوند و باور دارم تکاملم که طی بشود ثروت سرازیر میشود به زندگیم٫
البته اینم اضافه کنم که تو این مدت مسیرهای گول زننده ای که در عرض یکشب راه چندساله رو طی کنم هم سمتم اومدن منتهی آگاهیها و نشانه ها مثلن یک وویس یا یک متن کمکم کردند که توکلم رو به خدابیشتر کنم
اینم اضافه کنم که باقی موندن تو این مسیر و حفظ کردن این نوع نگرش بسیاربسیار لغرنده و سخت هست و احتیاج داره آدم هوشیار باشه و مداومت توی تمرینها داشته باشه اما نتابجی که داره بینظر و فوق العاده اند
براتون سلامتی و ثروت و عشق و شادی و فراوانی آرزومندم
یا حق
سلام استاد عزیزم
احساس خوب احساس خوب احساس خوب احساس خوب احساس خوب
باور استفاده از قدرت کلام
ایمان واقعی +تکرار و تمرکز تمرکز
باور های هماهنگ با آن خواسته
باورمیشودباورمیتونم
باورلذت بردن در هر شرایطی
(کنترل هوشمندانه نجواهای شیطانی و تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات تمرکز برنکات مثبت مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت تمرکز برنکات مثبت
سلام
بنظر من ایشان اول خودشان تو مسیر فقر بدبختی بودن اون مسیر واین مسیر جدیدبه خوبی میشناسه
دوما قانون تکامل طی کردن البته این قانون به خوبی شناخته اگه نمیشناخت راهش سخت میشد وادمی هستند با خودشان ودیگران صادق هستند وبه حرفها که میزند ایمان کامل دارندومطالب واقدامات که انجام می دهند باور داره وبه قانون ایمان واعتقاد کاملی دارند وهمیشه تشنه آگاهی واین اصول هستند.
واقعا ایشان باور کردن خداوندی وقوانینی وجو دارند ومیتونند ازش کمک بگیرن برای همه کارهاشون از خداوند کمک میگیره وقضاوت دیگران اصلا براش مهم نیست.
ایشان به خودشان وراهشان اعتماد دارند.
مهترین قسمت این است جریان باورها وارتعاش فهمیده وازش استفاده میکند. ایشون حرفی میزنند خودشان عمل میکنند.