این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستان هم فرکانسیم.
استاد شما کاملا تمام صحبتهایی که تفاوت ایجاد کرده بین شما و دیگران رو تمام و کمال گفتید و نیازی به گفتن ما نیست ولی جهت یاد آوری خودم که مثل این دوست عزیز بخاطر باورهای مخرب و در به داغوتی که در فضای ذهنم هستش میگم.
شما چون خودتی و هیچ ادا و اطوار در نمیارید و هر چی که میگید رو قبل از هر کسی خودتون بهش عمل میکنید و نتیجه میگیرید،باعث شده که حرفاتون به دل و وجود هر انسانی که بدنبال تعالی و رشد هستش و در فرکانس صحبتهای شما و درک حرفاتون هست،بشینه و باهاش ارتباط برقرار کنه وگر نه شما هیچ تفاوتی با دیگران ندارید که هیچ بلکه خیلی از پارامتر هایی که بعضی ها بهش قائلند هم اصلا قائل نیستید و بهشم عمل نمیکنید.
صفای درونتون،اخلاصتون،یکرنگیتون،ایمانتون،تقواتون،درک و فهم درستتون از جهان هستی،و از همه مهمتر توحیدتون و خداشناسیتون خیلی فاصله انداخته بین شما و دیگر اساتید و انسانهایی که دارن در این حوزه و کلا مباحث معرفتی کار میکنن.
من خودم از 16 سالگی دارم مطالعه میکنم . استاد هم زیاد دیدم و خودمم تدریس داشتم و دارم ولی در مقابل معرفت و فهم و تعالی شما سر تعظیم فرود میارم و به همین خاطر هر کسی که بهم رجوع میکنه و ازم راهکاری میخواد یا کتابی یا مسیری که اونو رشد بده و کمکش کنه اگر ببینم در مدار درک حرفهای شما باشه ،سایت شما و شخص شما رو بهشون معرفی میکنم. و الان افراد بسیاری هستن که از طریق من با شما آشنا شدند و چقدر هم در حال رشد و شکوفائی هستند خوشبختانه.
خب چه تبلیغی زیباتر و بهتر از این.
شما نون باورهای خالص و بینظیرتونو میخورید همین.
من خودم هر موقع افکار و هجمه های بیرونی و فشارهای درون ذهنی بهم هجوم میارن تنها چیزی که آرومم میکنه و همشونو خنثی میکنه یاد آوری اسم شما و حرفای شماست.
چه چیزی زیباتر از این.
شما انرژی هستید که رو به خالص تر شدنه.
انرژی شما به حقبقت انرژی جهان نزدیکترینه و به همین خاطر جذبه خاصی داره و تمام فاکتورهایی که دیگران و علوم مختلف موجود مارکتینگ بر میشمرن برای موفقیت، در مقابل این انرژی فوق العاده شما رنگ میبازه و تنها کسانی اینو درک میکنن که جا پای شما بذارن و عمل کنن.
من خودم در حوزه کاریم و کل زندگیم، خوب اینو متوجه شدم و فهمیدم چی به چیه و از خداوند بزرگ استمداد میطلبم همیشه و همه حال که همانطور که به سید حسین عباسمنش عزیز کمک کردی تا بتونه و انجامش بده و نتایج بینظیر بگیره و زندگی سراسر زیبا رو تجربه کنه ،بمنم کمک کنه تا بفهمم و بتونم و انجام بدم و نتیجه بگیرم و لذت ببرم و منم بشم الگوی دیگران برای تجربه یک زندگی سراسر لذت.
بهر حال استاد عزیز و دوستان همفرکانسی عزیزم.
ما خیلی خوشبختیم که در این سایت هستیم تا بشنویم ناب ترین و خالص ترین حرفها رو از زبان یک انسان خالص شده و موحد و زیبا اندیش و ژرف نگر که خیلی خوب و عالی، اصل رو از فرع شناخته و خوب خوب تفکیکش کرده و گواه تمام حرفاش هم نتایج بی نظیربه که گرفتند.
خدای را سپاسگذارم، هزاران هزار بار که منو وارد این مسیر و این سایت کرده و هزاران بار هم از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و تیم دوست داشتنی سایت و شما دوستان همفرکانسی ،سپاسگذارم .
الان چند روزه که به لطف خدا و با هدایت خدا زودتر از خواب بیدار شدم و در سکوت خونه و با صدای پرنده ها در حال نوشتن تمرین فانوس دریایی بودم که این خبر مسرت بخش تو کانال تلگرام استاد اومد که گام سیزدهم خانه تکانی ذهن رو سایته.
همون لحظه تو شکرگزاریهام نوشتم و عمیقا خوشحال شدم.
واقعا این فایل رو برای هر کسی که با این قوانین آشنا نیست بذاری نمفهمه چه در و گوهری تو همین 17 دقیقه فایل هست. اما به نظر من همین 17 دقیقه اصل و اساس یه بیزینس موفق رو داره توضیح میده.
اینکه دلیل نتایج چیه؟ اصل چیه؟ تفاوتها در چیه؟
خب من امسالم رو سال کسب و کار شخصی خودم نامگذاری کردم و دارم هر روز برای کسب و کاری تلاش میکنم که اصلا نمیدونم قراره چی بشه. اما فقط دارم گامهایی که میدونم رو برمیدارم.
من دوره روانشناسی ثروت رو هنوز نخریدم، اما شما یه چیز رو تو دوره ها و فایلهای رایگانتون خوب توضیح دادید و اون هم باور به توحیده که اصل و اساس همه چیز تو زندگیه. یعنی تمامی دوره های شما، از روابط گرفته تا عزت نفس، تا لیاقت، همه و همه یه اصل رو توضیح میدید و اون هم توحید و باور به نیروی پروردگار به عنوان تنها حامی ما در جهانه و نتایج شما بهترین دلیل برای درستی این باوره.
مگه در زمان پیامبران شبکه اجتماعی وجود داشته که نام پیامبران تا امروز هم به نیکی یاد میشه؟ چه کسی جز خداوند میتونه به ما عزت بده؟ چه کسی جز اون میتونه افراد هم مدار رو به سمت ما بیاره؟ چی شده که منی که همیشه بیرون از خونه با افراد مشکل دار برخورد میکردم الان آدمهایی که باهاشون برخورد دارم یکی از یکی بهترن؟ این نشون نمیده من با افراد متفاوتی هم مدار شدم؟ یا برنامه ای که داشتیم بریم جایی برای تفریح به هم خورد به شکل عجیبی و بعد من متوجه شدم اون جای خاص اون روز اصلا جو خوبی نداشته و من هم مدار با اون فضا نبودم و به شکل عجیبی کنسل میشه اون برنامه؟ همه ما تو زندگی بارها و بارها به چنین مسائلی برخورد داشتیم تا بفهمیم که دنیای مدارها چطور کار میکنه.
پس اصل وصل شدن به منبعه. اصل اینه که وقتی ما دکل فشار قوی کنارمونه اما میخوایم به باتری نیم قلمی وصل شیم.
من یه دوره ای یه پیج اینستاگرام داشتم برای فروش یه سری کارهای هنری که خودم و یکی از دوستانم درستشون میکردیم. یادمه اون موقع انقدر که درگیر تعامل با مخاطب و آموزش و بالا بردن لایک و ویو و کامنت و مسابقه و این چیزا شده بودم، همیشه احساسم بد بود و نگران بودم. چون دائم از بقیه میشنیدم که اینستاگرام یه الگوریتمهایی داره، باید اینجوری هشتگ بذاری و این کارا رو بکنی و دائم مقایسه میکردم.
و حتی الان هم این مقاومت رو به اینستاگرام دارم. سالهاست اینستاگرامم رو بسته ام و بسیار آرامش دارم و اصلا دوست ندارم برای کسب و کار جدیدم پیجی باز کنم. نمیدونم باورم به اون میزانی قوی هست که ”خداوند هزاران دست داره برای گسترش کسب و کارم” و من محتاج به اینستاگرام و فضای مسمومش نیستم یا نه. چون واقعا از حرف تا باور فاصله زیادی هست و تا فکر ما تبدیل به باور نشه از اون فکر نتیجه نمیگیریم. فعلا که مقاومت کردم و روشهای دیگه رو دارم پیش میبرم.
این روزها من میام رو باورم کار میکنم ذهنم میگه نقاشی تمرین نمیکنی؟ کی میخوای به مهارت برسی؟ میام رو نقاشیم کار میکنم میگه رو باورهات کار نمیکنی؟ اصل اونه ها! چرا نمیری یه فایل گوش کنی؟ خلاصه در یک جدال همیشگی هستم و این ذهن همیشه به من احساس بد میده.
اما میدونم طبیعیه و مهم اینه تلاش کنم و ادامه بدم این مسیر رو و خیلی خوبه که شما انقدر صادقانه صحبت میکنید.
وقتی از شما شنیدم که گفتید منم انسانم با همون نجواهای شیطانی و جدال همیشگی بین ذهن و قلبم. این خیلی کمک میکنه که ما هم بدونیم که ما همه انسانیم و تو یه مسیر تکاملی هستیم. این نجواها همیشه هست و اگه نتونستم ذهنم رو یه جا کنترل کنم انقدر سرزنش نکنم خودم رو. من قرار نیست هیچ وقت به 100 برسم. من به سمت 100 حرکت میکنم و تمام تلاشم رو میکنم. اما به خودم سخت نمیگیرم.
خدایا شکرت شکرت شکرت بابت این سایت و این دوستای خوب و این استادای فوق العاده.
تبلیغات برگزاری دوره های مختلف ،اما نتایج درخشانی نمی گیرن.
چرا استاد نتیجه ی متفاوتی می گیره واینقد همه چی خوب پیش میره؟
چرا اولین بار که به تهران اومد شکست خورد و خیلی بدهکار شد؟
یه ادم ودونتیجه ی متفاوت
زمانی که برای اولین بار به تهران اومد چون باورهای مناسبی نسبت به الان نداشت و کمال گرایانه عمل کرد و هزینه ی بسیار زیادی برای تبلیغات کرد ،شکست خورد وبدهکار شد
اما اکنون بی هیچ تبلیغاتی هرروز بر فروش وفالور های استاد در دنیا اضافه میشه
فالورهایی که حرفای استاد رو مثل وحی منزل پذیرفتن و بهش عمل می کنند.
دلیل نتایج باورهای درست استاد و توحیدی عمل کردن ودوری از شرکه ،
استاد خیلی سعی می کنه قران رو بفهمه ومهم تر بهش عمل کنه.
اعمال درسته که نتایج درس میاره.
تبلیغات شرکه
یعنی یه عامل بیرون از من باعث نتایج میشه ،ولی استاد باور داره که اگه من توی مدار درست باشم خداوند کارها رو برام خوب پیش می بره.
و هرروزه افرادی هستند که به روش های مختلف در جاهای مختلف ایران ودنیا به دنبال کنندگان ایشان اضافه میشن.
همان خدایی که افراد را دور هاجر و اسماعیل در بیابان جمع کرد ،افراد رو هم دور عباس منش جمع کرد
اونم استادی که داره مجازی درس میده.
ایمان و شجاعت استاد واقعا قابل تحسینه و خیلی عملکردشو باارزش می دونم و خیلی از رفتارش درس می گیرم.
وقطعا استاد خیلی عالی رو خودش کار کرده که اینقد نتایج درخشان گرفته و این برای همه ممکنه ،بشرط اینکه ایمان داشته باشند وعمل کنند
چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارندهای برای آن نیست، و چون باز دارد، بعد از او فرستنده ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.
——————————————————————————————————
به نام خدا
سلام
توانایی تشخیص اصل از فرع
مخاطب این صحبت فقط خودم هستم.. واقعا وقتی خداوند این همه در باره توحید صحبت کرده که ما تمرکزمونو بزاریم روی رشد خودمون و خودشناسی و خداشناسیمون و دیگه نگران هیچ موجودی اون بیرون نباشیم و ایمان بیاریم که همه چیز دست خداست و تمرکز صد در صدی داشته باشیم، دیگه این همه رقابت، این همه چشم و هم چشمی،ترس، حسابگری، این همه مقایسه،احساس گناه، این همه بی قراری قابل درک نیست…من فقط باید با خودم عشق کنم، با خدای خودم عشق بازی کنم، حرکت کنم، تجربه کنم، بازخورد بگیرم و دوباره ادامه بدم…و با حال خوب از این فرصت بی نهایت ارزشمند که بهم داده با لذت استفاده کنم و به قول استاد تو جاده آسفالت سوت زنان به سمت بهشت این دنیا و اون دنیا حرکت کنم…
تمرکزو از غیر خدا، از کل ماسوا بردارم و بزارم روی خودم، تاااماااام!! بقیه دیگه فرعیاته و اگه به این اصل رسیدیم بقیه خودبه خود درست میشه ان شاالله
حضرت امیر(ع) درکلمه 89 نهج البلاغه می فرماید: «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ». (هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید و هرکس کار آن جهان خود را به صلاح آورد، خدا کار این جهان او را اصلاح کند و هر (که واعظی درونی داشته باشد، او را از جانب خداوند نگهبانی است)
چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟ چه عواملی سبب میشود، فردی مثل استاد عباسمنش با اینکه آنچه را که متخصصین علم بازاریابی مهم میدانند، انجام نمیدهد اما در کسب و کار خود به موفقیتهایی دست مییابد که سایر کسب و کارهای آن حوزه، با وجود اجرای فرامین متخصصین بازاریابی، دست نیافتهاند؟”
در پاسخ به این سئوال من کسب و کار خودم رو در نظر میگیرم
من از سال 1365 یعنی از 14 سالگی با شاگردی در کار گچبری ساختمان وارد بازار کار شدم و سه سال بعد در اون کار اوستا کار شدم، دو سال بعد به سربازی رفتم و بعد از سربازی تا سال 1380 با همون شغل خانه ای خریدم که هم در آن ساکن بودم و هم دو مغازه تجاری داشت که اجاره داده بودم و هم یک واحد اضافه داشت که اجاره داده بودم که اجاره همونها مخارج زندگی خود و خانواده ام رو میداد و در شغلم چنان پیشرفت کرده بودم که اگه ادامه میدادم در هر سال میتوانستم یک زمین یا یک آپارتمان بخرم،
حال میخوام به اون عواملی بپردازم که من رو در اون کار موفق کرده بود
وقتی که فکر میکنم یادم میاد که اون زمان با اینکه اصلا با این مسیر آشنا نبودم اما ناخودآگاه کاملا در این مسیر حرکت میکردم،
همیشه وقتی نماز میخواندم معنای نماز رو در ذهنم مرور میکردم و الان میفهمم اون معنای نماز چه قدرت و آرامشی در من ایجاد میکرد
صبح که از در خانه میخواستم بیام بیرون همیشه ذکر میکردم خدایا به امید تو، نه به امید خلق
و به این ایمان داشتم و اون زمان ناخودآگاه عوامل بیرونی برایم رنگی نداشت،
در کسب و کارم چون علاقه شدیدی به کار کچبری داشتم صدم رو میزاشتم و بهترین خودم رو ارائه میکردم و روز بروز پیشرفت میکردم، یادمه در سال 1376 هتل همای تهران رو بازسازی میکردن و کار گچ و گچبریش رو من انجام میدادم و یه تایمی حدود 80 نفر استا و شاگرد برام کار میکردن
پس عوامل پیشرفت من در اون کار:
نگاه توحیدی بود که ناخودآگاه در کسب و کارم من رو به موفقیت رسونده بود و اینکه اصلا روی عوامل بیرونی حساب نمیکردم مثلا اگه کسی بهم میگفت فلان ساختمان رو برات جور میکنم پورسانت بهم بده، من قبول نمیکردمو در اون چند سالی که کارم گچبری بود به هیچ عنوان بیکار نبودم و خداوند برام کارها رو پشت هم میچیند
ضمن اینکه تکاملم رو هم در اون کار پله به پله طی کردم و در کارم هم خبره بودم
علاقه و شور اشتیاق هم یه عامل دیگه بود برای موفقیت
صداقت داشتم و متعهد
همه این موارد باعث شده بود در اون کار موفق باشم،
اما از سال 1381 که وارد کار ساخت و ساز شدم مهمترین عاملی که باعث شد پیشرفتی نکنم و یه تایم به مرز ورشکستگی رسیدم شرک بود
الان که فکر میکنم بزرگترین ترمز من در شغل ساخت و ساز ترمز عوامل بیرونی بود
در کار گچبری من چنین ترمزی نداشتم چون با اداره جات کاری نداشتم، اما از وقتی وارد کار ساخت و ساز شدم باید پروانه میگرفتم، پایانکار میگرفتم، مهندس ناظر داشتم، دنبال سند میرفتم و از کوچکی در گوش من خوانده شده بود که اداره جات فاسدن و تا رشوه نگیرن کارت رو راه نمیندازن و این عوامل بیرونی بزرگترین ترمز و شرک من بود که باعث شد با اینکه در اینکار هم با اینکه تمام عوامل موفقیت از قبیل علاقه، مهارت، صداقت، تعهد پشتکار تکامل و غیره رو داشتم اما شرک و اینکه قدرت رو از خدا گرفته بودم و داده بودم به عوامل بیرونی باعث شد تا مرز ورشکستگی پیش برم
و الان 20 ماهه که دارم تلاشم رو میکنم که قدرت رو از عوامل بیرونی بگیرم و به خدای خودم بدم و خداروشکر که خیلی عالی دارم پیش میرم اما در این مورد هم باید تکامل طی بشه چون هنوز هم ریشه این شرک در وجودم هست و گاهی خودش رو نشون میده،
اما هر چه بیشتر خداوند رو باور کردم و قدرت رو به اون دادم بیشتر نتیجه گرفتم و نتایجم تو همین مدت بسیار عالی بوده که در کامنتهای گذشته بهش اشاره کردم
خدایا من نه میدانم و نه میتوانم
خدایا تو میدانی و تو میتوانی
هدایتم کن که در بهترین مسیر که توحیده قدم بردارم و در بهترین زمان به بهترین مکان و به بهترین افراد که دستان بیشمار تو هستن هدایتم کن
سپاسگزارم از استاد عباسمنش که این مسیر توحیدی رو یه زیبایی به ما نشون میدن
سپاسگزارم از خانم شایسته که در کنار استاد به رشد ما کمک میکنن
سپاسگزار دوستانی هستم که با گذاشتن کامنتهای عالی وتجاربشون قانون رو به ما یادآوری میکنن
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
باور قدرتمند کننده اینکه: بیش از نیاز انسانها ثروت، نعمت و فراوانی هست، در شغل و کسبوکار خود سعی کنم که کاری به بقیه که الان چهکاری انجام میدهند و یا علم بازاریابی چهچیزی میگوید نداشتهباشم.
همیشه بدنبال تشخیص اصل و فرع باشم، بدانم چهچیزی اصل است و تمرکز کنم برروی آن و چهچیزی فرع است و از آن دوری کنم.
من باید خودم عمل کننده به قوانین باشم نه کسی که فقط حرف میزند، رفتار من تاثیرگذار است نه حرفهای من
برای پاسخ دادن به سوال این فایل باید مروری کنم به تمام فایلها و دورهها و آنچه را که من آموختهام را بررسی کنم
چندین اصل اساسی در تمام صحبتهای استاد مطرح میشود و خود استاد هم اولین کسی هست که به آنها عمل کرده و نتایج ایشان مؤید و ثابت کننده این گفتار میباشد
اولین و مهمترین اصل این است که من باور کنم که خودم هستم که با افکار و باورها و کانون توجهم زندگی خودم را، کسبو کار خودم را، شرایط و اوضاع و اتفاقات خودم را رقم میزنم؛
با پذیرش و باور کردن این اصل و پذیرفتن مسئولیت صددرصد زندگیام، تاثیر عوامل بیرونی که استاد از آنها بعنوان شرک یاد میکنند عملاً از بین رفته و یا حداقل کمرنگ میشود عواملی چون تبلیغات، محل جغرافیایی کسبوکار من، قوانین مملکتی و هر عاملی بجز خود من
این مهمترین و پایهای ترین اصل و اساسی است که من نهتنها برای شروع یک کسبوکار بلکه در تمام زندگیام باید باور داشته باشم و به ان عمل کنم؛
این اصل یعنی توحید یعنی قدرت دادن فقط به خداوند و اینکه خداوند قدرت خلق شرایط زندگیام را به من سپردهاست.
اصل و اساس مهم بعدی دیگر برای تمرکز داشتن برروی آن و دوری کردن از فرعیات و حواشی، اصل حساب کردن روی هدایت خداوند و حساب نکردن روی عقل خودم میباشد؛
باور به اینکه خداوند محیط و مسلط بر کل جهان هستی میباشد و تنها اوست که از همهچیز آگاه است و من اگر برروی او حساب کنم و با او شراکت داشتهباشم و از او یاری و هدایت بخواهم، او بهترین یارو یاور و شریک برای من خواهد بود و با شراکت و تقسیم کار با او، من از هرچیز وهرکس دیگری بینیاز خواهم شد.
یک اصل مهم و تاثیرگذار دیگر برای تمام جنبههای زندگی، این است که من باید از همان جایی که هستم شروع کنم، با همان امکانات و شرایطی که دارم قدم بردارم و آرام آرام تواناییها، مهارتها و تخصص خودم را بیشتر کنم که این اصل همان اصل بهبودگرایی و برداشتن قدمها کوچک و پرهیز از کمالگرایی و پرفکت بودن برای شروع کار می باشد
من هرروز باید یک ورژن بهتری از خودم ساخته و ارائه بدهم
اصول و اساس دیگری هم وجود دارند که استاد صحبت کردند که میتوان به داشتن احساس خوب، کنترل ورودیها و مراقبت از کانون توجه، تداوم و استمرار برای رسیدن به هدف، متعهد بودن به انجام کارهای مربوطه و به عبارتی انجام درست و صحیح سهم خودم و … اشاره داشت
چقدر این فایل رو دوست داشتم منم خیلی با این موضوع درگیر بودم که باید تبلیغات کنم یا نکنم؟ خیلی ها رومیشناختم خیلی تبلیغات داشتن منم خیلی گمراه میشدم فکر میکردم این راهشه در صورتی که اصلا نمیدونستم حالا این کسی که داره تبلیغات میکنه چقدر داره نتیجه میگیره اصلا من که نمیدونم، ولی درونم اجازه نمیداد همیشه یه صدای بلندتری بود که من باید آرام آرام بصورت طبیعی بدون عجله رشد بدم کار و بیزینسم رو ولی حتی افراد نزدیک من میگفتن نه تو باید شناخته بشی باید یکم تبلیغات هم داشته باشی تو توی این کشور توی این شهر جدیدی از کجا بدونن تو اصلا وجود داری؟ یعنی چندین نفر گفتن حتی میگفتن خودت رو با استاد مقایسه نکن چون استاد هم اولش تبلیغات داشتن، در صورتی که اون قسمت رو نشنیده بودن که استاد خودشون تبلیغات نکردن و حتی نتیجه هم نگرفتن از تبلیغات ، استاد شناخته شده هست یعنی همه دیگه قبولش دارن و از این چرت و پرتهایی که احساسم رو بد میکرد اخه من دقیقا بخاطر کمالگراییم اگر با تبلیغات هم مشتری میومد انگار احساس میکردم من که کاری نکردم من مسیر روکامل طبیعی نرفتم من کامل به قانون عمل نکردم یعنی خیلی زیاد با تمام وجودم دوست داشتم مثل استاد بدون تبلیغات رشد کنم چون میخواستم ایمانم زیاد بشه و این راهش بود، میخواستم آرام با لذت بدون عجله و حرص و نه با استرس که ای وای پولم رفت برای تبلیغات مشتری هم نیومد، بعد از اینکه کلی شنیدم حالا یکم تبلیغات کن اومدم 3-4 روز هر روز 4-5 دلار یعنی حساب کنید چقدر کم تبلیغات کردم فقط انگار ته وجودم میخواست نتیجه نگیرم که بگم خب پس جواب نمیده، بخدا حتی بازدیدام هم کم شده بود یعنی اینقدر باور نداشتم که جواب هم نداد، و دیگه گفتم من یک دلارم تبلیغات نمیکنم هر کی توی مدار منه میاد از میلیون ها راه میان، الان مشتری های خصوصی میان خودشون بخدا میگن توی گوگل سرچ کردیم منو پیدا میکنند یا یکی بهشون معرفی کرده وبسایت منو در صورتی که توی شهر ما چندین تا استودیو درست و حسابی هست کلی باشگاه یوگاست من تو خونه توی یه اتاق کار میکنم ولی مشتری اعتماد میکنه میاد راحت کلاس بوک میکنه بدون اینکه حتی مثل مشتریهای ایرانی اینقدر سوال بپرسن آخرم میگن گرونه
یعنی دلیل اینه من باور کردم میشه فقط و فقط استاد بودن اگر نمیدیدم باور نمیکردم که در این حد هم میشه پول ساخت بدون تبلیغات، با لذت، حتی ایده اینکه من میخوام بسته های آموزشی بفروشم از استاد اومد چون بزرگترین خواسته من حتی قبل از آزادی مالی آزادی مکان و زمان هست وگرنه باور نمیکردم اگر استاد رونمیدیم. حالا که خدا به ما لطف داشته و یه الگوی به این خوبی با صداقت کامل همه چیزو میگن مگه دیوونه ام برم تبلیغات کنم حتی اگر جواب بده چون دیگه ایمانم زیاد نمیشه همش میخوام تبلیغات کنم فکر میکنم این راهشه فقط.
حتی نزدیکترین فرد به من و حتی دوستم میگه تو باید یکم از زندگی شخصیت نشون بدی توی فضای مجازی مردم دوست دارن، تو که اندامت خوبه اینا چیزی هست که مردم علاقه دارن…
مغزم سوت میکشه فکر میکنم دیگه چقدررررر ضعیف و بدبخت شدم که بانشون دادن خودم آدمها رو جذب کنم.
چیزی که به شدت من باهاش مخالفم ، گفتم بابا چه ربطی داره شغل من چیزی دیگه ای هست میخوام که مردم خوششون نیاد میخوام چیکار کسی که بیاد چون لباس من لختی هست چون زندگی خصوصی ام رو نشون دادم، من کارم اینه که یوگا کنم آموزش بدم کسی که دنبال این چیزاست دنبال زندگی خصوصی من نیست، یعنی دیدم چه اعتقادات مسخره ای دارن مردم که یه سری چرت و پرت و حاشیه میگن اصله، یعنی میگفت دوستم که فلانی که دکتره اینقدر فالور نداشت که از وقتی شروع کرد عکسهای دونفره با خانمش و زندگی شخصی اش روگذاشته اینققققققدر ↕️پول دار شده هر ماه داره یه ساعت رولکس میخره، گفتم والا من فکر نکنم این تنها راه پول ساختنه در حقیقت این چرته ولی فرض بر اینکه درسته من این راه رو نمیخوام، من نمیتونم ادا دربیارم که مردم خوششون بیاد واقعا نمیتونم، من حتی خانوادم نمیدونن زندگی من چجوریه حالا بیام بزارم فضای مجازی که خوششون بیاد بیان منو فالو کنن؟ اینا فالو هم کنن فکر کردی میاد پول میده برای اینکه یوگا کنه؟
خدایی این اواخر خیلی به خودم افتخار کردم، به خدایی که هر لحظه درونم احساسش میکنم، دروغ نمیگم گاهی استرس میگیرم که نکنه باید یه تبلیغی کنم، نکنه اینا راس میگن باید یه عکسی از خودم بزارم ولی باز به یاد میارم قانون رو و میگم اگر استاد تونستن با توکل، با ایمان بدون تبلیغات نه تنها موفق باشن بلکه یه ملت عاشقشون باشن منم میخوام همون مسیر رو برم، منم میتونم، میدونم خیلی راه دارم که ایمانم به حد استاد و بیشتر برسه، ولی این هم بخشی از تکامل منه باید صبور باشم اعتماد کنم، منتظر نتیجه نباشم، کارمو بکنم چون عاشقشم، خسته نمیشم از یوگا کردن، از ویدیو ضبط کردن از اینکه میبینم یکی نتیجه گرفته کامنت میده احساسم بینهایت خوب میشه، مسیر رومیرم همونطور که استاد رفتن و دارن میرن به جای اینکه دنبال عوامل چرت و پرت بیرونی باشم که پول بسازم سعی میکنم دنبال عوامل درونی باشم ببینم کجای باورهام درست باید بشه، خیلی زیاد به مسیر اعتماد دارم نتایج آروم آروم داره بزرگ میشه ولی من عاشق همینم چون به خودم افتخار میکنم که تونستم اعتماد کنم، تونستم توکل کنم و بعدا میتونم به افراد دیگه اطمینان بدم که میشه مثل استاد که به ما اطمینان قلبی دادن.
استاد عاشقتونم و از خداوند بینهایت سپاسگذار حضورتونم که من با سایت عباس منش زندگیم، درونم، نتایجم آرامش سلامتیم رابطه هام متحول شد به سمت عالی خداروشکر گذارم.
مریم جانم ازت بینهایت سپاسگذارم که این فایلهای با ارزش رو زنده کردی و باعث شدی بشنویم و یه تعهد برامون درست شد هر روز گوش کنیم .
اولا تحسینت میکنم که در مدار دوستی با استاد و مریم جون هستی عزیزم
و بهت تبریک میگم که مربی یوگا یی
من وقتی کامنتت و خوندم یه ایده بهم الهام شد
میدونی استاد میگه تبلیغ پولی نکنید ما باید خودمون و تبلیغ کنیم
من اگه خودم و به جهان عرضه نکنم که جهان راه رشد و ورود ثروت و چه طوری به سمت من جاری کنه ؟؟؟
یه ایده خوب
شما بعضی از روزها صبح زود یا غروب آفتاب که سطح انرژی در کائنات بالاست مت یوگا تو ببر برو تو پارک یا فضای باز شروع کن به یوگا و این انرژی و بفرست که من از این طریق مشتری های زیادی و جذب میکنم
اگه فرکانس و خوب ارسال کنی این بهترین راه برای تبلیغ کارت ِ
من وقتی تهران بودم این کار و تو پارک بانوان کردم
یه پارک بود نزدیک پل سید خندان و فقط مخصوص بانوان بود
و با این نیت رفتم که مشتری جذب کنم و همین انرژی من باعث شد حجم زیادی مشتری بیاد
میدونی سمیه جون باید رها باشیم تا ایده ها بیاد
نگو من از تبلیغ خودم بدم میاد بگو من کارم و انجام میدم جهان برام به روش طبیعی تبلیغ میکنه
اصلا تو همین دوره عزت نفس که تمرین آگهی بازرگانی هست ، استاد میگه طوری از توانایی های خودتون صحبت کنید که انگار میخوای خودت و بفروشی
ماشالا هم زیبایی هم توانمند
برو با اعتماد به نفس هفته یی یک بار در پارک های شلوغ یوگا کن تا دیده بشی عزیزم
تازه میتونی یه کلاس گروهی برای ایرانی ها هم داشته باشی
من تو هلند تجربه کردم خیلی باحال بود
تازه میتونی تو سایتت از فواید یوگا بنویسی ، دوره های سکوت برگزار کنی
یه روز بچه های کلاست و ببری تو ساحل و تن آرامی و یوگانیدرا بهشون بدی تو ساحل
خیلی دوست دارم که موفق بشی و بدرخشی
موسسه خودت و بزنی و مربی های تاز کار و استخدام کنی و خودت بهشون متد یوگا رو بر مبنای توحید یاد بدی و کلاس هات در امریکا نامبر وان بشه عزیزم
سلام سارا جان ، امیدوارم خوب و سلامت باشی ، مدل ایمیل را که باز می کنم کنی صبر می کنم بعد یکی را هدایتی انتخاب می کنم (می خواستم بگم من انتخاب می کنم دیدم من هیچ کاره ام ) ، خلاصه اینکه الان ایمیل شما را باز کردم و چه قشنگ تایید راه من بود ، من هم کاری را شروع کردم که همه دوستان میگن باید تبلیغ کنی من طبق درسها که گفته شد تبلیغ پولی نکنید گفتم خدا جونم من تبلیغ پولی نمی کنم ، کارم را انجام میدم تو هم هدایت کن چه کاری از همه بهتره ، خودت کارم را گسترش بده ، این یکی ، دوم اینکه مدتهاست دوره عزت نفس و دوره عشق و مودت را گذاشتم تو خرید ولی ذهن خرابکار می گفت احساس لیاقت را داری ،عزت نفس را ولش کن ، این قسمت پاسخ شما را نشاته ای گرفتم که باید این دوره را تهیه کنم .
به نام خدای هدایتگرم که قراره منو خیلی آسون و راحت به خواسته هام برسونه ، به شرط ایمان و توکل و استمرار و استمرار واستمرار
سلام به سارا و سمیه عزیز توحیدی
امیدوارم حالتون عالیِ عالی عالی باشه
چقدر خوشحالم که در این مسیر توحیدی هستم و آرام آرام دارم یاد میگیرم و درکم به اندازه ظرف وجودیم داره بزرگ و بزرگ تر میشه
سارا جان کامنتت برای خیلی نشانه خوبی بود برای درستی مسیرم ، میدونی چرا ؟؟؟ صبر کن الان بهت میگم
من سالهاست تمرینات یوگا رو دست و پا شکسته انجام میدادم و واقعا احساس خوبی داشتم و همیشه به شکل یک روتین روزانه ورزشی شخصی خودم بهش نگاه میکردم نه آموزش به دیگران ؛ تا اینکه امسال با خرید دوره احساس لیاقت با آگاهی بیشتر این تمرینات رو صبح ها انجام میدادم و در خیلی از مواقع در پارک انجام میدادم و تغییرات خوبی هم حاصل شد ، که البته در این مسیر زیبای توحیدی خداوند یکی از دستانش رو که همیشه موقع ورزش میدیدم ، باعث شد آگاهانه متوجه تغییراتم بشم و با عکس گرفتن از آسانها بهتر درک کنم که چقدر تغییر کرده ام.
قضیه به همین روال میگذشت و ایشون بارها بهم میگفتند که تو در این مسیر موفق میشی و باید سطحت رو بالاتر ببریم ( منظورش به مربی گری بود)ولی من اصلا جدی نمی گرفتم
تا اینکه….
خوب به خاطرم هست 31 شهریور و شروع پروژه خانه تکانی…
زمانی که با چالش های مالی روبرو بودم و با پاسخ منفی مصاحبه های کاری زیاد ، ولی قرار شد از اول مهر یک کار جدیدی رو شروع کنم…
البته بگم که من تسهیلگر کودک هستم و آخرین تجربه ی کاری من تسهیلگر اختصاصی بودن با کودکی بود که خودم حذبش کرده بودم ولی به خاطر به اتمام رسیدن پکیج آموزشی شون دیگر اونو تمدید نکرده بودند واین مسأله برای من خیلی چالش داشت و دنبال راه حل که واقعا باید چه کار کنم ؟؟؟
و یه جورایی غرورم اجازه نمیداد که دوباره به سطح پایین تری از کارم برگردم ، درصورتیکه من کارم رو دوست داشتم یک خانه بازی خوب در منطقه سعادت آباد که ترکیبی از اسباب بازی و طبیعت بود، که خداوند منو به اونجا هدایت کرده بود زمانی که گفتم تسلیم هر چی تو بگی…
ولی همیشه دوست داشتم کار برای خودم داشته باشم ، به داشتن سایت ، آزادی زمانی و مکانی و مالی فکر میکردم ولی نمیدونستم کدوم راه….
تا اینکه اون شب ( 1 مهر 403) که من واقعا از خدا کمک خواستم و اندکی تسلیم تر شده بودم… فکر میکنی چی شد ، اون دست خداوند ( استاد حبیب ) در پیاده روی های شبانگاهی ام دیدم که خیلی جدی هدایت شدم برای مسیری که بروم و مدرک مربیگری یوگایم رو بگیرم ، اون شب به طرز عجیبی هم خوشحال بودم و هم کلی مقاومت که من مربی کودک هستم نه یوگا ولی ی نیرویی آرام آرام باعث شد که پامو از رو ترمز بردارم و روبه جلو هدایت بشم و اون کار جدید هم کنسل شد که به فال نیک گرفتم و با خانه کودک هم برای ادامه همکاری اعلام آمادگی کردم و با رفتنم و دیدن یک عالمه کودک و پدر و مادرها کلی در احساس خوب مدار نعمت و ثروت قرار گرفتم…
میدونی سارا جان داستان باور به توانایی هاست که صحرا خیلی باید کار کنه و همچنین اعتماد به پلن خداوند…
الان در پارک هستم خیلی حالم خوبه و دارم برات مینویسم و خوشحالم برای این مسیر جدید ، درسته نگران هزینههام هستم ولی خیلی رهاتر شدم و با احساس بهتری تمرینات یوگا رو انجام میدم و پیگیر دوره های بین المللی مربیگری هستم.
پاسخ زیبای شما به سمیه عزیز دوست داشتنی برام دریایی از آرامش رو به ارمغان آورد وبا اینکه کمی در نوشتن کامنت کوتاهی میکنم ولی این بار آگاهانه نوشتم تا از شما و وجود ارزشمندت سپاسگزار باشم و هم ردپایی باشد از مسیر تکامل صحرا /20 مهر 1403
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار و همه دوستان هم فرکانسیم.
استاد شما کاملا تمام صحبتهایی که تفاوت ایجاد کرده بین شما و دیگران رو تمام و کمال گفتید و نیازی به گفتن ما نیست ولی جهت یاد آوری خودم که مثل این دوست عزیز بخاطر باورهای مخرب و در به داغوتی که در فضای ذهنم هستش میگم.
شما چون خودتی و هیچ ادا و اطوار در نمیارید و هر چی که میگید رو قبل از هر کسی خودتون بهش عمل میکنید و نتیجه میگیرید،باعث شده که حرفاتون به دل و وجود هر انسانی که بدنبال تعالی و رشد هستش و در فرکانس صحبتهای شما و درک حرفاتون هست،بشینه و باهاش ارتباط برقرار کنه وگر نه شما هیچ تفاوتی با دیگران ندارید که هیچ بلکه خیلی از پارامتر هایی که بعضی ها بهش قائلند هم اصلا قائل نیستید و بهشم عمل نمیکنید.
صفای درونتون،اخلاصتون،یکرنگیتون،ایمانتون،تقواتون،درک و فهم درستتون از جهان هستی،و از همه مهمتر توحیدتون و خداشناسیتون خیلی فاصله انداخته بین شما و دیگر اساتید و انسانهایی که دارن در این حوزه و کلا مباحث معرفتی کار میکنن.
من خودم از 16 سالگی دارم مطالعه میکنم . استاد هم زیاد دیدم و خودمم تدریس داشتم و دارم ولی در مقابل معرفت و فهم و تعالی شما سر تعظیم فرود میارم و به همین خاطر هر کسی که بهم رجوع میکنه و ازم راهکاری میخواد یا کتابی یا مسیری که اونو رشد بده و کمکش کنه اگر ببینم در مدار درک حرفهای شما باشه ،سایت شما و شخص شما رو بهشون معرفی میکنم. و الان افراد بسیاری هستن که از طریق من با شما آشنا شدند و چقدر هم در حال رشد و شکوفائی هستند خوشبختانه.
خب چه تبلیغی زیباتر و بهتر از این.
شما نون باورهای خالص و بینظیرتونو میخورید همین.
من خودم هر موقع افکار و هجمه های بیرونی و فشارهای درون ذهنی بهم هجوم میارن تنها چیزی که آرومم میکنه و همشونو خنثی میکنه یاد آوری اسم شما و حرفای شماست.
چه چیزی زیباتر از این.
شما انرژی هستید که رو به خالص تر شدنه.
انرژی شما به حقبقت انرژی جهان نزدیکترینه و به همین خاطر جذبه خاصی داره و تمام فاکتورهایی که دیگران و علوم مختلف موجود مارکتینگ بر میشمرن برای موفقیت، در مقابل این انرژی فوق العاده شما رنگ میبازه و تنها کسانی اینو درک میکنن که جا پای شما بذارن و عمل کنن.
من خودم در حوزه کاریم و کل زندگیم، خوب اینو متوجه شدم و فهمیدم چی به چیه و از خداوند بزرگ استمداد میطلبم همیشه و همه حال که همانطور که به سید حسین عباسمنش عزیز کمک کردی تا بتونه و انجامش بده و نتایج بینظیر بگیره و زندگی سراسر زیبا رو تجربه کنه ،بمنم کمک کنه تا بفهمم و بتونم و انجام بدم و نتیجه بگیرم و لذت ببرم و منم بشم الگوی دیگران برای تجربه یک زندگی سراسر لذت.
بهر حال استاد عزیز و دوستان همفرکانسی عزیزم.
ما خیلی خوشبختیم که در این سایت هستیم تا بشنویم ناب ترین و خالص ترین حرفها رو از زبان یک انسان خالص شده و موحد و زیبا اندیش و ژرف نگر که خیلی خوب و عالی، اصل رو از فرع شناخته و خوب خوب تفکیکش کرده و گواه تمام حرفاش هم نتایج بی نظیربه که گرفتند.
خدای را سپاسگذارم، هزاران هزار بار که منو وارد این مسیر و این سایت کرده و هزاران بار هم از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و تیم دوست داشتنی سایت و شما دوستان همفرکانسی ،سپاسگذارم .
یا حق
گام سیزدهم: تشخیص اصل از فرع درباره نتایج/ 18 مهر 1403
1. بیش از نیاز انسان ها ثروت و نعمت هست و لازم نیست رقبا رو چک کنی به فراوانی باور داشته باش.
2. سر خودمون رو باید در همه ابعاد از زندگی دیگران برداریم.
3. افراد از حرف های شما تاثیر نمی گیرن افراد از رفتار و اعمال شما تاثیر میگیرن.
4. اگر داری به کسی راهنمایی می دی باید بدونی اول از همه خودت به آن عمل کنی نه به صورت کمال گرایانه بلکه هر بار یک درصد بهتر از قبل باشی
با نام و یاد خدا
الان چند روزه که به لطف خدا و با هدایت خدا زودتر از خواب بیدار شدم و در سکوت خونه و با صدای پرنده ها در حال نوشتن تمرین فانوس دریایی بودم که این خبر مسرت بخش تو کانال تلگرام استاد اومد که گام سیزدهم خانه تکانی ذهن رو سایته.
همون لحظه تو شکرگزاریهام نوشتم و عمیقا خوشحال شدم.
واقعا این فایل رو برای هر کسی که با این قوانین آشنا نیست بذاری نمفهمه چه در و گوهری تو همین 17 دقیقه فایل هست. اما به نظر من همین 17 دقیقه اصل و اساس یه بیزینس موفق رو داره توضیح میده.
اینکه دلیل نتایج چیه؟ اصل چیه؟ تفاوتها در چیه؟
خب من امسالم رو سال کسب و کار شخصی خودم نامگذاری کردم و دارم هر روز برای کسب و کاری تلاش میکنم که اصلا نمیدونم قراره چی بشه. اما فقط دارم گامهایی که میدونم رو برمیدارم.
من دوره روانشناسی ثروت رو هنوز نخریدم، اما شما یه چیز رو تو دوره ها و فایلهای رایگانتون خوب توضیح دادید و اون هم باور به توحیده که اصل و اساس همه چیز تو زندگیه. یعنی تمامی دوره های شما، از روابط گرفته تا عزت نفس، تا لیاقت، همه و همه یه اصل رو توضیح میدید و اون هم توحید و باور به نیروی پروردگار به عنوان تنها حامی ما در جهانه و نتایج شما بهترین دلیل برای درستی این باوره.
مگه در زمان پیامبران شبکه اجتماعی وجود داشته که نام پیامبران تا امروز هم به نیکی یاد میشه؟ چه کسی جز خداوند میتونه به ما عزت بده؟ چه کسی جز اون میتونه افراد هم مدار رو به سمت ما بیاره؟ چی شده که منی که همیشه بیرون از خونه با افراد مشکل دار برخورد میکردم الان آدمهایی که باهاشون برخورد دارم یکی از یکی بهترن؟ این نشون نمیده من با افراد متفاوتی هم مدار شدم؟ یا برنامه ای که داشتیم بریم جایی برای تفریح به هم خورد به شکل عجیبی و بعد من متوجه شدم اون جای خاص اون روز اصلا جو خوبی نداشته و من هم مدار با اون فضا نبودم و به شکل عجیبی کنسل میشه اون برنامه؟ همه ما تو زندگی بارها و بارها به چنین مسائلی برخورد داشتیم تا بفهمیم که دنیای مدارها چطور کار میکنه.
پس اصل وصل شدن به منبعه. اصل اینه که وقتی ما دکل فشار قوی کنارمونه اما میخوایم به باتری نیم قلمی وصل شیم.
من یه دوره ای یه پیج اینستاگرام داشتم برای فروش یه سری کارهای هنری که خودم و یکی از دوستانم درستشون میکردیم. یادمه اون موقع انقدر که درگیر تعامل با مخاطب و آموزش و بالا بردن لایک و ویو و کامنت و مسابقه و این چیزا شده بودم، همیشه احساسم بد بود و نگران بودم. چون دائم از بقیه میشنیدم که اینستاگرام یه الگوریتمهایی داره، باید اینجوری هشتگ بذاری و این کارا رو بکنی و دائم مقایسه میکردم.
و حتی الان هم این مقاومت رو به اینستاگرام دارم. سالهاست اینستاگرامم رو بسته ام و بسیار آرامش دارم و اصلا دوست ندارم برای کسب و کار جدیدم پیجی باز کنم. نمیدونم باورم به اون میزانی قوی هست که ”خداوند هزاران دست داره برای گسترش کسب و کارم” و من محتاج به اینستاگرام و فضای مسمومش نیستم یا نه. چون واقعا از حرف تا باور فاصله زیادی هست و تا فکر ما تبدیل به باور نشه از اون فکر نتیجه نمیگیریم. فعلا که مقاومت کردم و روشهای دیگه رو دارم پیش میبرم.
این روزها من میام رو باورم کار میکنم ذهنم میگه نقاشی تمرین نمیکنی؟ کی میخوای به مهارت برسی؟ میام رو نقاشیم کار میکنم میگه رو باورهات کار نمیکنی؟ اصل اونه ها! چرا نمیری یه فایل گوش کنی؟ خلاصه در یک جدال همیشگی هستم و این ذهن همیشه به من احساس بد میده.
اما میدونم طبیعیه و مهم اینه تلاش کنم و ادامه بدم این مسیر رو و خیلی خوبه که شما انقدر صادقانه صحبت میکنید.
وقتی از شما شنیدم که گفتید منم انسانم با همون نجواهای شیطانی و جدال همیشگی بین ذهن و قلبم. این خیلی کمک میکنه که ما هم بدونیم که ما همه انسانیم و تو یه مسیر تکاملی هستیم. این نجواها همیشه هست و اگه نتونستم ذهنم رو یه جا کنترل کنم انقدر سرزنش نکنم خودم رو. من قرار نیست هیچ وقت به 100 برسم. من به سمت 100 حرکت میکنم و تمام تلاشم رو میکنم. اما به خودم سخت نمیگیرم.
خدایا شکرت شکرت شکرت بابت این سایت و این دوستای خوب و این استادای فوق العاده.
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد ودوستان گلم
گام سیزدهم
تشخیص اصل از فرع
افراد زیادی هستند که تلاش زیادی می کنند
تبلیغات برگزاری دوره های مختلف ،اما نتایج درخشانی نمی گیرن.
چرا استاد نتیجه ی متفاوتی می گیره واینقد همه چی خوب پیش میره؟
چرا اولین بار که به تهران اومد شکست خورد و خیلی بدهکار شد؟
یه ادم ودونتیجه ی متفاوت
زمانی که برای اولین بار به تهران اومد چون باورهای مناسبی نسبت به الان نداشت و کمال گرایانه عمل کرد و هزینه ی بسیار زیادی برای تبلیغات کرد ،شکست خورد وبدهکار شد
اما اکنون بی هیچ تبلیغاتی هرروز بر فروش وفالور های استاد در دنیا اضافه میشه
فالورهایی که حرفای استاد رو مثل وحی منزل پذیرفتن و بهش عمل می کنند.
دلیل نتایج باورهای درست استاد و توحیدی عمل کردن ودوری از شرکه ،
استاد خیلی سعی می کنه قران رو بفهمه ومهم تر بهش عمل کنه.
اعمال درسته که نتایج درس میاره.
تبلیغات شرکه
یعنی یه عامل بیرون از من باعث نتایج میشه ،ولی استاد باور داره که اگه من توی مدار درست باشم خداوند کارها رو برام خوب پیش می بره.
و هرروزه افرادی هستند که به روش های مختلف در جاهای مختلف ایران ودنیا به دنبال کنندگان ایشان اضافه میشن.
همان خدایی که افراد را دور هاجر و اسماعیل در بیابان جمع کرد ،افراد رو هم دور عباس منش جمع کرد
اونم استادی که داره مجازی درس میده.
ایمان و شجاعت استاد واقعا قابل تحسینه و خیلی عملکردشو باارزش می دونم و خیلی از رفتارش درس می گیرم.
وقطعا استاد خیلی عالی رو خودش کار کرده که اینقد نتایج درخشان گرفته و این برای همه ممکنه ،بشرط اینکه ایمان داشته باشند وعمل کنند
استاد بی نهایت ممنونم
بنام خدا
گام ١٣
سال ٩٩ خیلیییی هدایتی و بدون قصد درامدی
من ی پیج نمد دوزی داشتم از دو سه سال قبل شایدم بیشتر
اومدم همه پستها رو حذف کردم و فالورها
و بعد نقاشی هایی که برای پسرم میکشیدم رو توی پیج گذاشتم
و چندتا از نقاشی هام وایرال شدن
و پیجی که منفی بود امارش ، رشد فوق العاده پیدا کرد
من هیچ کار خاصی نکردم
فقط روی ایده های کاربردی اون زمان کار کردم
و بعدش پیجهای مشابه من مثل قارچ سبز شد
و حالت رقابت پیش اومد
و اینکه از پیج من دزدی میشد
اسمم رو پاک میکردن و میذاشتن تو پیجشون
و من عصبانی میشدم
و ی دوست پیدا کرده بودم تو اون حوزه که
ایشون میرفت پستهای پر بازدید پیجهای دیگه رو انالیز میکرد
هشتگ ها
لوکیشن
زمان پست گذاری
و ….
و میومد میگفت تا با هم اجرا کنیم
گاهی جواب میداد ولی بازم اونطور که میخواستیم نبود
یادمه ب خاطر مثبت بودن روند رشد
ب اب و اتیش میزدیم
دنبال استوری ریپلای خور و …
دوستم کشید کنار بعد از فکر کنم دوسال ( ۵٠کا فالور داشت)
از اینهمه تنش و بدو بدو که اخرش بازدید انچنانی نداشت خسته شده بود
ولی من موندم و هر ی مدت ی ایده رو اجرا میکردم
دائم کار میکردم
ولی واقعا اینکه من نتیجه رو ب خدا بسپارم
نبود
این تحلیل رقبا و چک کردن رشدشون
و … کلا حال خوبم از انجام اون کار گرفته بود و جاش رو داده بود ب کسی که فقط میخواست شرایط رو ب رشد رو حفظ کنه
مطابق میل مخاطب رفتار کنه
اغتشاش سال ١۴٠١ باعث شد من پیج رو رها کنم ب میزان ٨٠ درصد ( فیلترینگ)
کم و بیش پست میذاشتم ولی چون کاری ب کسی نداشتم
و فقط میومدم اینستا ک ب ضرب و زوری پستم آپلود بشه
دیگه وقت و نت رو برای اینکه بقیه چیکار کردن نذاشتم و جالب در اون دوران
با یک پست بالای ٣٠
کا فالور گرفتم
و هنوز هم از اون پست ورودی دارم
و کلا درسی ک گرفتم این بود که اگر بخوای مطابق میل مردم رفتار کنی
بهشون احازه رو میدی که همینحور ک بردنت بالا
بکوبنت زمین
الان مدتهاست که هر وقت حسم گفت ی طرح یا اموزش میزنم و میذارم تو پیجم
اینکه امار منفی یا مثبت
یا بقیه دارن میتوکونن و من عقب موندم رو رها کردم خداروشکر و حالم خوبه
و سه ۴ تا هم سفارش نقاشی دریافت کردم
خارج از پیجم
و الان از کشیدن نقاشی لذت میبرم و وابسته ب نتیجه نیستم
ب قول استاد نیاز نیس که همه من رو دوست داشته باشن
اون عده ادم هم مدار با من در پیجم میمونن
مَا یَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَهٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا ۖ وَمَا یُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
چون خدا رحمتی را برای مردم بگشاید، بازدارندهای برای آن نیست، و چون باز دارد، بعد از او فرستنده ای برایش وجود ندارد، و او توانای شکست ناپذیر و حکیماست.
——————————————————————————————————
به نام خدا
سلام
توانایی تشخیص اصل از فرع
مخاطب این صحبت فقط خودم هستم.. واقعا وقتی خداوند این همه در باره توحید صحبت کرده که ما تمرکزمونو بزاریم روی رشد خودمون و خودشناسی و خداشناسیمون و دیگه نگران هیچ موجودی اون بیرون نباشیم و ایمان بیاریم که همه چیز دست خداست و تمرکز صد در صدی داشته باشیم، دیگه این همه رقابت، این همه چشم و هم چشمی،ترس، حسابگری، این همه مقایسه،احساس گناه، این همه بی قراری قابل درک نیست…من فقط باید با خودم عشق کنم، با خدای خودم عشق بازی کنم، حرکت کنم، تجربه کنم، بازخورد بگیرم و دوباره ادامه بدم…و با حال خوب از این فرصت بی نهایت ارزشمند که بهم داده با لذت استفاده کنم و به قول استاد تو جاده آسفالت سوت زنان به سمت بهشت این دنیا و اون دنیا حرکت کنم…
تمرکزو از غیر خدا، از کل ماسوا بردارم و بزارم روی خودم، تاااماااام!! بقیه دیگه فرعیاته و اگه به این اصل رسیدیم بقیه خودبه خود درست میشه ان شاالله
حضرت امیر(ع) درکلمه 89 نهج البلاغه می فرماید: «من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس و من اصلح امر آخرته اصلح الله له امر دنیاه و من کان له من نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ». (هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید و هرکس کار آن جهان خود را به صلاح آورد، خدا کار این جهان او را اصلاح کند و هر (که واعظی درونی داشته باشد، او را از جانب خداوند نگهبانی است)
در پناه الله پیوسته رو به رشد باشیم ان شاالله
بنام خالق آسمانها و زمین ک همه چی تحت سیطره ی اوست و هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمیافته
سلام ب همگی عزیزانم
روز97
من گام 5هستم ولی امروز هدایت شدم ب گام 13و دقیقا پاسخ سوالای ذهنم بود
خدایا شکرت بابت این همزمانی ها
این نشون میده ک مسیرم درسته
و خداوند داره هرلحظه بهمون پاسخ میده
تشخیص اصل از, فرع درمورد نتایج
اصل یعنی چی؟
فرع یعنی چی؟
اصلی ک امروز متوجه شدم و بهم یاد آوری شد اینه ک توحید ریشه ی تمام موفقیت هاست
و هرکسی ک موفق شده تو زندگیش تو کسب و کارش توذهنش ب کسی قدرت نداده
ب کسی باج نداده
قدرت و دست خدا داده
و توجه و تمرکزش فقط روی بهبود خودشو و بهبود مهارتهاش بوده
برای خلق ارزش
و موفق هم شدع
ولی فرعیات فقط مارو از زندگی از اصل ک توحیده دور میکنه
از ثروت دور میکنه
از خدا دور میکنه
توحید یعنی باور داشته باشی ب فراوانی ثروت، یعنی اون خدایی ک کیهان رو خلق کرده داره مدیریتش میکنخ
و روزی من میفرسته
و بیش از نیاز هرکسی ثروت هست
هیچ رقابتی در کار نیست
وقتی ک من باورکنم فراوانی رو
قدرت الله رو
ک خالق وروزی رسانه منه
و میتونه واین قدرت رو داره از جایی ک فکرش و نمیکنم برام مشتری بفرسته
خدایی ک همه چیز تحت سیطره ی اوست
هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته
وهمیشه داره منو هدایت میکنه ب سمت خواسته ام
خدایی ک سیستمه فقط ب فرکانس های من پاسخ میده
و منو خالق 100%تمام اتفاقات زندگیم قرار داره.
اگه باورش کنم همه چیز میشود برای من
و هدایتم میکنه
الهی صدهزار بارشکرت
خداوند برای
سپاسگزارم بابت امروز روز فوق العاده ای بود مرسی ک برام مشتری فرستادی
و روابط عالی ک داشتم
الهی صدهزار بار شکرت بابت درسهایی ک امروز گرفتم
خودت کمکم کن تا درعمل ازش استفاده کنم
آسانم کن برای آسانی ها
و در زمان درست درمکان درست قرارم بده
خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این مسیر زیبا دوستان توحیدی
این سایت الهی
و استاد موحدی ک دارم
خودت هدایتم کن
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
من روب راه راست هدایت کن
راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی ن کسانی ک بر اونها غضب کردی و ن گمراهان
قدرت ازآن خداست ولاغیر
امروز متوجه شدم توحید ریشه ی تمام موفقیت هاست
ایمان ب قدرت الله و توکل ب این قدرت و قدم برداشتن در مسیر الهامی ک بهت میشه
واینکه با تکامل و آروم آروم میشه ب این مرحله رسبد الهی صدهزار مرتبه شکرت خدای من عاشقتم
خدایا من تسلیم توام ب هرخیری از سمت شما فقیرم و محتاج
الهی آن ده ک آن به
سپاسگزارم بخاطر روزعالی ک در پیش دارم پراز خیر وبرکت و اتفاق های عالیه
پراز زیبایی عشق و حال خوبه
خدایا شکرت بخاطر روشنایی روز
صدای زیبای پرنده ها
نسیم خنکی ک پوستم و نوازش میکنه
ووفرصت دوباره ی زندگی
سپاسگزارم خدای قشنگم
بنام پرودگار یکتا و بی همتا
سلام
گام سیزدهم خانه تکانی ذهن:
چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت میکند؟ چه عواملی سبب میشود، فردی مثل استاد عباسمنش با اینکه آنچه را که متخصصین علم بازاریابی مهم میدانند، انجام نمیدهد اما در کسب و کار خود به موفقیتهایی دست مییابد که سایر کسب و کارهای آن حوزه، با وجود اجرای فرامین متخصصین بازاریابی، دست نیافتهاند؟”
در پاسخ به این سئوال من کسب و کار خودم رو در نظر میگیرم
من از سال 1365 یعنی از 14 سالگی با شاگردی در کار گچبری ساختمان وارد بازار کار شدم و سه سال بعد در اون کار اوستا کار شدم، دو سال بعد به سربازی رفتم و بعد از سربازی تا سال 1380 با همون شغل خانه ای خریدم که هم در آن ساکن بودم و هم دو مغازه تجاری داشت که اجاره داده بودم و هم یک واحد اضافه داشت که اجاره داده بودم که اجاره همونها مخارج زندگی خود و خانواده ام رو میداد و در شغلم چنان پیشرفت کرده بودم که اگه ادامه میدادم در هر سال میتوانستم یک زمین یا یک آپارتمان بخرم،
حال میخوام به اون عواملی بپردازم که من رو در اون کار موفق کرده بود
وقتی که فکر میکنم یادم میاد که اون زمان با اینکه اصلا با این مسیر آشنا نبودم اما ناخودآگاه کاملا در این مسیر حرکت میکردم،
همیشه وقتی نماز میخواندم معنای نماز رو در ذهنم مرور میکردم و الان میفهمم اون معنای نماز چه قدرت و آرامشی در من ایجاد میکرد
صبح که از در خانه میخواستم بیام بیرون همیشه ذکر میکردم خدایا به امید تو، نه به امید خلق
و به این ایمان داشتم و اون زمان ناخودآگاه عوامل بیرونی برایم رنگی نداشت،
در کسب و کارم چون علاقه شدیدی به کار کچبری داشتم صدم رو میزاشتم و بهترین خودم رو ارائه میکردم و روز بروز پیشرفت میکردم، یادمه در سال 1376 هتل همای تهران رو بازسازی میکردن و کار گچ و گچبریش رو من انجام میدادم و یه تایمی حدود 80 نفر استا و شاگرد برام کار میکردن
پس عوامل پیشرفت من در اون کار:
نگاه توحیدی بود که ناخودآگاه در کسب و کارم من رو به موفقیت رسونده بود و اینکه اصلا روی عوامل بیرونی حساب نمیکردم مثلا اگه کسی بهم میگفت فلان ساختمان رو برات جور میکنم پورسانت بهم بده، من قبول نمیکردمو در اون چند سالی که کارم گچبری بود به هیچ عنوان بیکار نبودم و خداوند برام کارها رو پشت هم میچیند
ضمن اینکه تکاملم رو هم در اون کار پله به پله طی کردم و در کارم هم خبره بودم
علاقه و شور اشتیاق هم یه عامل دیگه بود برای موفقیت
صداقت داشتم و متعهد
همه این موارد باعث شده بود در اون کار موفق باشم،
اما از سال 1381 که وارد کار ساخت و ساز شدم مهمترین عاملی که باعث شد پیشرفتی نکنم و یه تایم به مرز ورشکستگی رسیدم شرک بود
الان که فکر میکنم بزرگترین ترمز من در شغل ساخت و ساز ترمز عوامل بیرونی بود
در کار گچبری من چنین ترمزی نداشتم چون با اداره جات کاری نداشتم، اما از وقتی وارد کار ساخت و ساز شدم باید پروانه میگرفتم، پایانکار میگرفتم، مهندس ناظر داشتم، دنبال سند میرفتم و از کوچکی در گوش من خوانده شده بود که اداره جات فاسدن و تا رشوه نگیرن کارت رو راه نمیندازن و این عوامل بیرونی بزرگترین ترمز و شرک من بود که باعث شد با اینکه در اینکار هم با اینکه تمام عوامل موفقیت از قبیل علاقه، مهارت، صداقت، تعهد پشتکار تکامل و غیره رو داشتم اما شرک و اینکه قدرت رو از خدا گرفته بودم و داده بودم به عوامل بیرونی باعث شد تا مرز ورشکستگی پیش برم
و الان 20 ماهه که دارم تلاشم رو میکنم که قدرت رو از عوامل بیرونی بگیرم و به خدای خودم بدم و خداروشکر که خیلی عالی دارم پیش میرم اما در این مورد هم باید تکامل طی بشه چون هنوز هم ریشه این شرک در وجودم هست و گاهی خودش رو نشون میده،
اما هر چه بیشتر خداوند رو باور کردم و قدرت رو به اون دادم بیشتر نتیجه گرفتم و نتایجم تو همین مدت بسیار عالی بوده که در کامنتهای گذشته بهش اشاره کردم
خدایا من نه میدانم و نه میتوانم
خدایا تو میدانی و تو میتوانی
هدایتم کن که در بهترین مسیر که توحیده قدم بردارم و در بهترین زمان به بهترین مکان و به بهترین افراد که دستان بیشمار تو هستن هدایتم کن
سپاسگزارم از استاد عباسمنش که این مسیر توحیدی رو یه زیبایی به ما نشون میدن
سپاسگزارم از خانم شایسته که در کنار استاد به رشد ما کمک میکنن
سپاسگزار دوستانی هستم که با گذاشتن کامنتهای عالی وتجاربشون قانون رو به ما یادآوری میکنن
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
باور قدرتمند کننده اینکه: بیش از نیاز انسانها ثروت، نعمت و فراوانی هست، در شغل و کسبوکار خود سعی کنم که کاری به بقیه که الان چهکاری انجام میدهند و یا علم بازاریابی چهچیزی میگوید نداشتهباشم.
همیشه بدنبال تشخیص اصل و فرع باشم، بدانم چهچیزی اصل است و تمرکز کنم برروی آن و چهچیزی فرع است و از آن دوری کنم.
من باید خودم عمل کننده به قوانین باشم نه کسی که فقط حرف میزند، رفتار من تاثیرگذار است نه حرفهای من
برای پاسخ دادن به سوال این فایل باید مروری کنم به تمام فایلها و دورهها و آنچه را که من آموختهام را بررسی کنم
چندین اصل اساسی در تمام صحبتهای استاد مطرح میشود و خود استاد هم اولین کسی هست که به آنها عمل کرده و نتایج ایشان مؤید و ثابت کننده این گفتار میباشد
اولین و مهمترین اصل این است که من باور کنم که خودم هستم که با افکار و باورها و کانون توجهم زندگی خودم را، کسبو کار خودم را، شرایط و اوضاع و اتفاقات خودم را رقم میزنم؛
با پذیرش و باور کردن این اصل و پذیرفتن مسئولیت صددرصد زندگیام، تاثیر عوامل بیرونی که استاد از آنها بعنوان شرک یاد میکنند عملاً از بین رفته و یا حداقل کمرنگ میشود عواملی چون تبلیغات، محل جغرافیایی کسبوکار من، قوانین مملکتی و هر عاملی بجز خود من
این مهمترین و پایهای ترین اصل و اساسی است که من نهتنها برای شروع یک کسبوکار بلکه در تمام زندگیام باید باور داشته باشم و به ان عمل کنم؛
این اصل یعنی توحید یعنی قدرت دادن فقط به خداوند و اینکه خداوند قدرت خلق شرایط زندگیام را به من سپردهاست.
اصل و اساس مهم بعدی دیگر برای تمرکز داشتن برروی آن و دوری کردن از فرعیات و حواشی، اصل حساب کردن روی هدایت خداوند و حساب نکردن روی عقل خودم میباشد؛
باور به اینکه خداوند محیط و مسلط بر کل جهان هستی میباشد و تنها اوست که از همهچیز آگاه است و من اگر برروی او حساب کنم و با او شراکت داشتهباشم و از او یاری و هدایت بخواهم، او بهترین یارو یاور و شریک برای من خواهد بود و با شراکت و تقسیم کار با او، من از هرچیز وهرکس دیگری بینیاز خواهم شد.
یک اصل مهم و تاثیرگذار دیگر برای تمام جنبههای زندگی، این است که من باید از همان جایی که هستم شروع کنم، با همان امکانات و شرایطی که دارم قدم بردارم و آرام آرام تواناییها، مهارتها و تخصص خودم را بیشتر کنم که این اصل همان اصل بهبودگرایی و برداشتن قدمها کوچک و پرهیز از کمالگرایی و پرفکت بودن برای شروع کار می باشد
من هرروز باید یک ورژن بهتری از خودم ساخته و ارائه بدهم
اصول و اساس دیگری هم وجود دارند که استاد صحبت کردند که میتوان به داشتن احساس خوب، کنترل ورودیها و مراقبت از کانون توجه، تداوم و استمرار برای رسیدن به هدف، متعهد بودن به انجام کارهای مربوطه و به عبارتی انجام درست و صحیح سهم خودم و … اشاره داشت
چقدر این فایل رو دوست داشتم منم خیلی با این موضوع درگیر بودم که باید تبلیغات کنم یا نکنم؟ خیلی ها رومیشناختم خیلی تبلیغات داشتن منم خیلی گمراه میشدم فکر میکردم این راهشه در صورتی که اصلا نمیدونستم حالا این کسی که داره تبلیغات میکنه چقدر داره نتیجه میگیره اصلا من که نمیدونم، ولی درونم اجازه نمیداد همیشه یه صدای بلندتری بود که من باید آرام آرام بصورت طبیعی بدون عجله رشد بدم کار و بیزینسم رو ولی حتی افراد نزدیک من میگفتن نه تو باید شناخته بشی باید یکم تبلیغات هم داشته باشی تو توی این کشور توی این شهر جدیدی از کجا بدونن تو اصلا وجود داری؟ یعنی چندین نفر گفتن حتی میگفتن خودت رو با استاد مقایسه نکن چون استاد هم اولش تبلیغات داشتن، در صورتی که اون قسمت رو نشنیده بودن که استاد خودشون تبلیغات نکردن و حتی نتیجه هم نگرفتن از تبلیغات ، استاد شناخته شده هست یعنی همه دیگه قبولش دارن و از این چرت و پرتهایی که احساسم رو بد میکرد اخه من دقیقا بخاطر کمالگراییم اگر با تبلیغات هم مشتری میومد انگار احساس میکردم من که کاری نکردم من مسیر روکامل طبیعی نرفتم من کامل به قانون عمل نکردم یعنی خیلی زیاد با تمام وجودم دوست داشتم مثل استاد بدون تبلیغات رشد کنم چون میخواستم ایمانم زیاد بشه و این راهش بود، میخواستم آرام با لذت بدون عجله و حرص و نه با استرس که ای وای پولم رفت برای تبلیغات مشتری هم نیومد، بعد از اینکه کلی شنیدم حالا یکم تبلیغات کن اومدم 3-4 روز هر روز 4-5 دلار یعنی حساب کنید چقدر کم تبلیغات کردم فقط انگار ته وجودم میخواست نتیجه نگیرم که بگم خب پس جواب نمیده، بخدا حتی بازدیدام هم کم شده بود یعنی اینقدر باور نداشتم که جواب هم نداد، و دیگه گفتم من یک دلارم تبلیغات نمیکنم هر کی توی مدار منه میاد از میلیون ها راه میان، الان مشتری های خصوصی میان خودشون بخدا میگن توی گوگل سرچ کردیم منو پیدا میکنند یا یکی بهشون معرفی کرده وبسایت منو در صورتی که توی شهر ما چندین تا استودیو درست و حسابی هست کلی باشگاه یوگاست من تو خونه توی یه اتاق کار میکنم ولی مشتری اعتماد میکنه میاد راحت کلاس بوک میکنه بدون اینکه حتی مثل مشتریهای ایرانی اینقدر سوال بپرسن آخرم میگن گرونه
یعنی دلیل اینه من باور کردم میشه فقط و فقط استاد بودن اگر نمیدیدم باور نمیکردم که در این حد هم میشه پول ساخت بدون تبلیغات، با لذت، حتی ایده اینکه من میخوام بسته های آموزشی بفروشم از استاد اومد چون بزرگترین خواسته من حتی قبل از آزادی مالی آزادی مکان و زمان هست وگرنه باور نمیکردم اگر استاد رونمیدیم. حالا که خدا به ما لطف داشته و یه الگوی به این خوبی با صداقت کامل همه چیزو میگن مگه دیوونه ام برم تبلیغات کنم حتی اگر جواب بده چون دیگه ایمانم زیاد نمیشه همش میخوام تبلیغات کنم فکر میکنم این راهشه فقط.
حتی نزدیکترین فرد به من و حتی دوستم میگه تو باید یکم از زندگی شخصیت نشون بدی توی فضای مجازی مردم دوست دارن، تو که اندامت خوبه اینا چیزی هست که مردم علاقه دارن…
مغزم سوت میکشه فکر میکنم دیگه چقدررررر ضعیف و بدبخت شدم که بانشون دادن خودم آدمها رو جذب کنم.
چیزی که به شدت من باهاش مخالفم ، گفتم بابا چه ربطی داره شغل من چیزی دیگه ای هست میخوام که مردم خوششون نیاد میخوام چیکار کسی که بیاد چون لباس من لختی هست چون زندگی خصوصی ام رو نشون دادم، من کارم اینه که یوگا کنم آموزش بدم کسی که دنبال این چیزاست دنبال زندگی خصوصی من نیست، یعنی دیدم چه اعتقادات مسخره ای دارن مردم که یه سری چرت و پرت و حاشیه میگن اصله، یعنی میگفت دوستم که فلانی که دکتره اینقدر فالور نداشت که از وقتی شروع کرد عکسهای دونفره با خانمش و زندگی شخصی اش روگذاشته اینققققققدر ↕️پول دار شده هر ماه داره یه ساعت رولکس میخره، گفتم والا من فکر نکنم این تنها راه پول ساختنه در حقیقت این چرته ولی فرض بر اینکه درسته من این راه رو نمیخوام، من نمیتونم ادا دربیارم که مردم خوششون بیاد واقعا نمیتونم، من حتی خانوادم نمیدونن زندگی من چجوریه حالا بیام بزارم فضای مجازی که خوششون بیاد بیان منو فالو کنن؟ اینا فالو هم کنن فکر کردی میاد پول میده برای اینکه یوگا کنه؟
خدایی این اواخر خیلی به خودم افتخار کردم، به خدایی که هر لحظه درونم احساسش میکنم، دروغ نمیگم گاهی استرس میگیرم که نکنه باید یه تبلیغی کنم، نکنه اینا راس میگن باید یه عکسی از خودم بزارم ولی باز به یاد میارم قانون رو و میگم اگر استاد تونستن با توکل، با ایمان بدون تبلیغات نه تنها موفق باشن بلکه یه ملت عاشقشون باشن منم میخوام همون مسیر رو برم، منم میتونم، میدونم خیلی راه دارم که ایمانم به حد استاد و بیشتر برسه، ولی این هم بخشی از تکامل منه باید صبور باشم اعتماد کنم، منتظر نتیجه نباشم، کارمو بکنم چون عاشقشم، خسته نمیشم از یوگا کردن، از ویدیو ضبط کردن از اینکه میبینم یکی نتیجه گرفته کامنت میده احساسم بینهایت خوب میشه، مسیر رومیرم همونطور که استاد رفتن و دارن میرن به جای اینکه دنبال عوامل چرت و پرت بیرونی باشم که پول بسازم سعی میکنم دنبال عوامل درونی باشم ببینم کجای باورهام درست باید بشه، خیلی زیاد به مسیر اعتماد دارم نتایج آروم آروم داره بزرگ میشه ولی من عاشق همینم چون به خودم افتخار میکنم که تونستم اعتماد کنم، تونستم توکل کنم و بعدا میتونم به افراد دیگه اطمینان بدم که میشه مثل استاد که به ما اطمینان قلبی دادن.
استاد عاشقتونم و از خداوند بینهایت سپاسگذار حضورتونم که من با سایت عباس منش زندگیم، درونم، نتایجم آرامش سلامتیم رابطه هام متحول شد به سمت عالی خداروشکر گذارم.
مریم جانم ازت بینهایت سپاسگذارم که این فایلهای با ارزش رو زنده کردی و باعث شدی بشنویم و یه تعهد برامون درست شد هر روز گوش کنیم .
بنام خدای مهربون و هدایتگر
سلام به روی ماهت سمیه جون
اولا تحسینت میکنم که در مدار دوستی با استاد و مریم جون هستی عزیزم
و بهت تبریک میگم که مربی یوگا یی
من وقتی کامنتت و خوندم یه ایده بهم الهام شد
میدونی استاد میگه تبلیغ پولی نکنید ما باید خودمون و تبلیغ کنیم
من اگه خودم و به جهان عرضه نکنم که جهان راه رشد و ورود ثروت و چه طوری به سمت من جاری کنه ؟؟؟
یه ایده خوب
شما بعضی از روزها صبح زود یا غروب آفتاب که سطح انرژی در کائنات بالاست مت یوگا تو ببر برو تو پارک یا فضای باز شروع کن به یوگا و این انرژی و بفرست که من از این طریق مشتری های زیادی و جذب میکنم
اگه فرکانس و خوب ارسال کنی این بهترین راه برای تبلیغ کارت ِ
من وقتی تهران بودم این کار و تو پارک بانوان کردم
یه پارک بود نزدیک پل سید خندان و فقط مخصوص بانوان بود
و با این نیت رفتم که مشتری جذب کنم و همین انرژی من باعث شد حجم زیادی مشتری بیاد
میدونی سمیه جون باید رها باشیم تا ایده ها بیاد
نگو من از تبلیغ خودم بدم میاد بگو من کارم و انجام میدم جهان برام به روش طبیعی تبلیغ میکنه
اصلا تو همین دوره عزت نفس که تمرین آگهی بازرگانی هست ، استاد میگه طوری از توانایی های خودتون صحبت کنید که انگار میخوای خودت و بفروشی
ماشالا هم زیبایی هم توانمند
برو با اعتماد به نفس هفته یی یک بار در پارک های شلوغ یوگا کن تا دیده بشی عزیزم
تازه میتونی یه کلاس گروهی برای ایرانی ها هم داشته باشی
من تو هلند تجربه کردم خیلی باحال بود
تازه میتونی تو سایتت از فواید یوگا بنویسی ، دوره های سکوت برگزار کنی
یه روز بچه های کلاست و ببری تو ساحل و تن آرامی و یوگانیدرا بهشون بدی تو ساحل
خیلی دوست دارم که موفق بشی و بدرخشی
موسسه خودت و بزنی و مربی های تاز کار و استخدام کنی و خودت بهشون متد یوگا رو بر مبنای توحید یاد بدی و کلاس هات در امریکا نامبر وان بشه عزیزم
روی ماهت و میبوسم
در پناه الله مهربان موفق باشی
سلام سارا جان ، امیدوارم خوب و سلامت باشی ، مدل ایمیل را که باز می کنم کنی صبر می کنم بعد یکی را هدایتی انتخاب می کنم (می خواستم بگم من انتخاب می کنم دیدم من هیچ کاره ام ) ، خلاصه اینکه الان ایمیل شما را باز کردم و چه قشنگ تایید راه من بود ، من هم کاری را شروع کردم که همه دوستان میگن باید تبلیغ کنی من طبق درسها که گفته شد تبلیغ پولی نکنید گفتم خدا جونم من تبلیغ پولی نمی کنم ، کارم را انجام میدم تو هم هدایت کن چه کاری از همه بهتره ، خودت کارم را گسترش بده ، این یکی ، دوم اینکه مدتهاست دوره عزت نفس و دوره عشق و مودت را گذاشتم تو خرید ولی ذهن خرابکار می گفت احساس لیاقت را داری ،عزت نفس را ولش کن ، این قسمت پاسخ شما را نشاته ای گرفتم که باید این دوره را تهیه کنم .
ممنون که هستی
ممنون که می نویسی
شاد و خوشحال و ثروتمند باشی
به نام خدای هدایتگرم که قراره منو خیلی آسون و راحت به خواسته هام برسونه ، به شرط ایمان و توکل و استمرار و استمرار واستمرار
سلام به سارا و سمیه عزیز توحیدی
امیدوارم حالتون عالیِ عالی عالی باشه
چقدر خوشحالم که در این مسیر توحیدی هستم و آرام آرام دارم یاد میگیرم و درکم به اندازه ظرف وجودیم داره بزرگ و بزرگ تر میشه
سارا جان کامنتت برای خیلی نشانه خوبی بود برای درستی مسیرم ، میدونی چرا ؟؟؟ صبر کن الان بهت میگم
من سالهاست تمرینات یوگا رو دست و پا شکسته انجام میدادم و واقعا احساس خوبی داشتم و همیشه به شکل یک روتین روزانه ورزشی شخصی خودم بهش نگاه میکردم نه آموزش به دیگران ؛ تا اینکه امسال با خرید دوره احساس لیاقت با آگاهی بیشتر این تمرینات رو صبح ها انجام میدادم و در خیلی از مواقع در پارک انجام میدادم و تغییرات خوبی هم حاصل شد ، که البته در این مسیر زیبای توحیدی خداوند یکی از دستانش رو که همیشه موقع ورزش میدیدم ، باعث شد آگاهانه متوجه تغییراتم بشم و با عکس گرفتن از آسانها بهتر درک کنم که چقدر تغییر کرده ام.
قضیه به همین روال میگذشت و ایشون بارها بهم میگفتند که تو در این مسیر موفق میشی و باید سطحت رو بالاتر ببریم ( منظورش به مربی گری بود)ولی من اصلا جدی نمی گرفتم
تا اینکه….
خوب به خاطرم هست 31 شهریور و شروع پروژه خانه تکانی…
زمانی که با چالش های مالی روبرو بودم و با پاسخ منفی مصاحبه های کاری زیاد ، ولی قرار شد از اول مهر یک کار جدیدی رو شروع کنم…
البته بگم که من تسهیلگر کودک هستم و آخرین تجربه ی کاری من تسهیلگر اختصاصی بودن با کودکی بود که خودم حذبش کرده بودم ولی به خاطر به اتمام رسیدن پکیج آموزشی شون دیگر اونو تمدید نکرده بودند واین مسأله برای من خیلی چالش داشت و دنبال راه حل که واقعا باید چه کار کنم ؟؟؟
و یه جورایی غرورم اجازه نمیداد که دوباره به سطح پایین تری از کارم برگردم ، درصورتیکه من کارم رو دوست داشتم یک خانه بازی خوب در منطقه سعادت آباد که ترکیبی از اسباب بازی و طبیعت بود، که خداوند منو به اونجا هدایت کرده بود زمانی که گفتم تسلیم هر چی تو بگی…
ولی همیشه دوست داشتم کار برای خودم داشته باشم ، به داشتن سایت ، آزادی زمانی و مکانی و مالی فکر میکردم ولی نمیدونستم کدوم راه….
تا اینکه اون شب ( 1 مهر 403) که من واقعا از خدا کمک خواستم و اندکی تسلیم تر شده بودم… فکر میکنی چی شد ، اون دست خداوند ( استاد حبیب ) در پیاده روی های شبانگاهی ام دیدم که خیلی جدی هدایت شدم برای مسیری که بروم و مدرک مربیگری یوگایم رو بگیرم ، اون شب به طرز عجیبی هم خوشحال بودم و هم کلی مقاومت که من مربی کودک هستم نه یوگا ولی ی نیرویی آرام آرام باعث شد که پامو از رو ترمز بردارم و روبه جلو هدایت بشم و اون کار جدید هم کنسل شد که به فال نیک گرفتم و با خانه کودک هم برای ادامه همکاری اعلام آمادگی کردم و با رفتنم و دیدن یک عالمه کودک و پدر و مادرها کلی در احساس خوب مدار نعمت و ثروت قرار گرفتم…
میدونی سارا جان داستان باور به توانایی هاست که صحرا خیلی باید کار کنه و همچنین اعتماد به پلن خداوند…
الان در پارک هستم خیلی حالم خوبه و دارم برات مینویسم و خوشحالم برای این مسیر جدید ، درسته نگران هزینههام هستم ولی خیلی رهاتر شدم و با احساس بهتری تمرینات یوگا رو انجام میدم و پیگیر دوره های بین المللی مربیگری هستم.
پاسخ زیبای شما به سمیه عزیز دوست داشتنی برام دریایی از آرامش رو به ارمغان آورد وبا اینکه کمی در نوشتن کامنت کوتاهی میکنم ولی این بار آگاهانه نوشتم تا از شما و وجود ارزشمندت سپاسگزار باشم و هم ردپایی باشد از مسیر تکامل صحرا /20 مهر 1403