اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیز تشکر که هر روز صبح حرفهای شما غذا روح من شده تشکر از همه دوستان که کامنت میمانن چقدر این کامنت ها درس داره برای من از هر کمنت که میخانم نوت برداری میکنم تعمق میکنم چقدر نقات ضعف خودم را از طرق کمنت ها اصلاح میکنم تشکر فراوان ازین خانواده آموزنده و صمیمی عباس منش.
جلسه نهم خانه تکانی ذهن.
نکته اول:استاد عزیزم وقتی گفتین کار را قطعه قطعه کنین و تکامل خودت را طی کنین یک روزه نمیشه کار را انجام داد خیلی خوشم آمد چون این عادت را خودم هم دارم حالا که شما گفتین یکی از قانون جهان است چقدر خوش شدم که منم درین فرکانس بودم چون تا کار را قطعه قطعه نکنم لذت نمیبرم دوست دارم هم کار کنم و هم لذت ببرم چقدر شما همیشه به الهامات تان گوش میکنین که فقط قدم را وردارین قدم های بعدی گفته میشه چقدر این حرف شما قشنگه چون اکثر ما که شروع نمیکنیم بحث کمالگرایی است چون قدم اول را از ساده ترین و با امکانات که در اختیار داریم شروع نمیکنیم خیلی برایم درس داشت
نکته دوم: گفتین هم ورزش میکنین هم پاکسازی علف هایی هرز استاد جان منم وقتی میرم سر کار مورد علاقه ام از طرف صبح 6 بجه میرم دوست دارم پیاده برم چون میخایم ورزش هم شوه ،طلوع افتاب راهم بیبینم. اوایل نیم ساعت راه را میرفتم تا به وظیفه ام میرسیدم اما حالا تایم را محدود کدم البته تکامل ام طی کردم 28,25,24,20و حالا در 18 دقیقه میرسم به وظیفه ام خدا را شکر.
نکته سوم: گفتی همیشه آدم های موفق کار مورد علاقه اش انجام دادن نه برای پول بلکه علایق شأن بوده این چقدر برایم درس داشت چون فکر میکردم روزی برسه که ثروتمند شوم دکه کار نکنم خدا را شکر که ای فایل آموزنده را در زمان مناسب اش دیدم
نکته چهارم: علف های هرز مثل باور های منفی همیشه است تمامی ندارد فقط باید کنترل کنیم و همیشه آگاهانه توجه ما به حس خوب ما باشه.
خدایا شکرت بابت این حال خوب که از این آموزه ها بدست اومده و استاد تاثیرگذار و موفق
دیدگاه من:
اگر خود را در شرایط چالشی قرار دهیم و برای ذهنمان سخت باشد، بعد از غلبه به آن شرایط
ما احساس اعتماد به نفس و حال خوبی داریم.
این باعث میشود تا هرروز قوی تر شویم و به چشم اندازمان نزدیک تر شویم.
در ابتدا قرار نیست که ما خوب عمل کنیم
احتمالا اشتباه کنیم، این تکامل ماست و باید طی بشه تا به هدفمان برسیم.
نکته مهم: زمانی میتوانیم کاری با موفقیت به پایان برسانیم که آن را به بخش های کوچک تقسیم کنیم این موضوع باعث میشود تا راحت تر شود و انرژی ما در انجام هر مرحله بیشتر شود
ما با پیش رفتن متوجه نحوه انجام کار میشویم.
خوشبختی و حال خوب از حرکت دائم ما می آید
اینگونه احساس زنده بودن میکنیم.
هیچ کاری نکردن = مرگ انسان است که از توقف می آید.
خلق ارزش و خدمت به جامعه با ارزش و جزو بهترین کارهاست.
خارج بحث این فایل از زمانی که این مسیر رو شکر خدا شروع کردم فرصت های شغلی زیادی بهم پیشنهاد شده
واقعا تشبیه باور غلط و محدود کننده به علف هرز ذهن آدم به فکر فرو میبره واقعا ما آدم ها باورهای اشتباه و غلط مثل علف هرز تو رهنمون رشددادیم و باید یه جایی اون هرس کنیم و از ذهنمون بندازیم دور و جای اون باور های خوب و قشنگ پر کنیم
واقعا من از این که کاری شروع کنم میترسم و همیشه اون ترس باعث میشه که من تو زندگیم به هیچ جا نرسم اما باید ترس بزارم کنار و قدم به قدم به هدف نزدیک بشیم و شکر گزار باشیم حتی اگه قدم های کوچیکی بر میداریم به مرور زمان تشکیل به قدم های بزرک میشه ما خودمون با باورامون زندگیمون شکل میدیم ️
من به هر چیزی که در دفترم نوشتم رسیدم دقیقا همون طوری که خواستم وبه خاطرش هزاران بار خداروشکر میکنم.نتیجه هایی که از آموزش های شما گرفتم واقعا معجزست،ازتون ممنونم بابت فایل های رایگان که آگاهی های کاملی داره و باعث شدن از شرایط بسیار ناجالب به آرامش برسم.
جالب اینجاست من در شروع شکرگذاری همیشه مینویسم
خدایا شکرت که هر چیزی رو ازت بخوام به من میدی
و این باور توحیدی خیلی روی زندگی من تأثیر گذاشته.
باورها فقط باورها اگه درست بشن مسیر بهشتی رو به روی ماست
امیدوارم حس خوب شکرگذاری و خوش بینی همیشه همراهمون باشه.
بازم سپاسگزار خدای مهربانی هستم که من را با شما آشنا کرد
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربانم و استاد عباسمنش عزیز و تمامی دوستان خوبم
گام نهم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
ای جانم به این فایل قشنگ
وقتی دانشگاهت این سایت پر از آگاهی و آرامش و فرکانس مثبت باشه
استادهات مریم جان و استاد عباسمنش باشن
پروژه ات خانه تکانی ذهن باشه
دوستانت همه ،هم مدار با تو باشن
و محوطه ی دانشگاهت این بهشت زیبا باشه
دیگه چی میخواد این دانشجو از خدا؟
خدایا شکرت…..
استادجان مدتها بود ایده ی پروژه ی خانه تکانی ذهن بهم گفته میشد و من فکر میکردم باید یه کار سخت رو انجام بدم و حتی نمیرفتم سراغ پروژه ببینم اصلا چی هست و ب خودم میگفتم پرووووووژژژه ای به این بزرگی رو چطوری میخوای از عهده اش بربیای ؟
باید آمادگیش رو داشته باشی
باید شرایط مهیا باشه
باید باید و هزاران شاید و باید دیگه که اکثر اوقات به منه کمالگرا هجوم میاره
ولی از اونجا که از تکراری بودن روزهام خسته شده بودم و باید به ایده ام عمل میکردم اولین قدم رو برداشتم و پا روی ترسم گذاشتم رفتم سراغ پروژه و مقدمه اش رو خوندم و من حتی با مقدمه ی این پروژه به آرامش رسیدم
رفتم سراغ پروژه و کلیک کردم دیدم نوشته گام اول تا گام 28 یعنی قدم به قدم باید پیش میرفتم و طبق مقدمه باید فقط روزی دو ساعت از وقتم رو میذاشتم تا خدا ازطریق شما با من صبحت کنه
همون روز بعد از گذروندن قدم اول ک پا گذاشتن روی ترسم بود به ایده ام عمل کردم و قدم دوم رو برداشتم و بعد قدم بعدی به خودم تعهد دادم و قدم سوم رو هم برداشتم و ایمان داشتم که میتونم از عهده ی این کار بربیام و چون مسیرم درسته خداوند منو هدایت میکنه به قدم های بعدی…
و کلیک کردم روی گام ها و چقدر لذت بردم و روزشماری کردم تا فردا بشه و گام بعدی رو ببینم و بنویسم و چقدر نوشتن ردپا به من کمک کرد تا عزت نفس پیدا کنم و احساس لیاقت کنم و این هم قدم بزرگی بود و همه ی اینها باعث شد احساس قدرت کنم و هر روز به مسیرهای بهتری هدایت بشم و برکت هر گام رو توی زندگیم احساس کنم…
استاد عزیزم امروز باز هم خدا از طریق شما با من حسابی حرف زد و منو به آغوش کشید.
از تمام تلاش های شما و مریم بانوی عزیزم بابت این فایل ها کمال تشکر رو دارم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام نهم
شباهت باورهای محدود کننده با علفهای هرز
یه کاری که این چند وقته انجام میدم که خیلی کار جالبیه اینه که یه جاده جنگلی درست کردم،
جادهای بود از قدیم،
ولی چون ترو تمیز نشده بود کلی درخت دراومده بود،
درختچههای کوچیک و بزرگ درختچههای هرز، گفتم به جای ورزش کردن بیام این درختها و درختچههای هرز رو قطع کنم،
خیلی تجربههای خوبی داشت
خیلی چیزا رو یاد گرفتم در مورد باورهای محدود کننده که مثل این علفهای هرز پر هستن توی مغز ما و همه ارتباطهایی که میدیدم بین باورهای محدود کننده و ذهنمون و این علفهای هرز رو کاملاً درک میکردم، یعنی همشون عین همن
یعنی از یک سیستم داره تبعیت میکنه این علفهای هرز و این باورهای محدود کننده اولش این کار برام خیلی پیچیده بود
بعد گفتم من که میخوام ورزش کنم این کارو میذارم به عنوان ورزش
هم ورزش میکنم هم لذت میبرم
هم اینکه وقتی تموم میشه چقدر احساس خوبی به آدم میده
واقعاً موفقیت همینه
انجام کارهایی که باید انجام بدی
وقتی که تموم میشه احساس موفقیت احساس توانایی احساس اعتماد به نفس بهت کمک میکنه که قدم بعدی رو محکمتر برداری، باورهامون قویتر میشه
به تواناییهات بیشتر ایمان میاری
مخصوصاً اگه یه کاری باشه که اولش خیلی سخت و ترسناک باشه ولی وقتی انجام میشه خیلی احساس قدرت میکنی،
احساسی که آدم از انجام کارهای جدید از انجام کارهای به ظاهر سخت به دست میاره اون اعتماد به نفسی که به دست میاره خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو انجام بده، وقتی این کارو شروع کردم اولش میگفتم یه تیکه رو انجام بدم
یعنی همینجوری بود اولش،
اصلاً برنامهام این نبود که کل این زمین رو پاکسازی کنم
اولش یه تیکه رو انجام بدم ورزش کرده باشم، بعد همینجوری دیدم داره جالب میشه داره قشنگ میشه بدنم داره آماده میشه
هم اینکه این فضا داره زیبا و قشنگ میشه
این علفهای هرز و درختچههای هرز مثل باورهای منفیان اینا به همدیگه وصل میشدن،
خیلی چیزها رو درک کردم در مورد شباهت ذهنمون و این جنگل
وقتی که آدم کارها رو انجام میده و یه موفقیتی کسب میکنه موفقیت موفقیت میاره ما باید همیشه از دایره محدودیتهامون بریم بالاتر یه ذره بریم بالاتر، یه قدم،
بعد که اون یه قدم رو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر این کار خوب بود چقدر امکان پذیر بود چقدر میشد این کارو زودتر انجام بدیم، چقدر اعتماد به نفسمون میره بالا
بعدش میریم قدم بعدی رو محکمتر برمیداریم
یعنی به این شکل انسان پیشرفت میکنه، قدم بعدی محکمتر
دیدی انجام شد
دیدی تونستم انجام بدم
بعد نتیجه رو که میبینه چقدر احساسش خوب میشه،
وقتی که نتیجه کارم رو میدیدم میگفتم خدایا شکرت این نتیجه پشتکار و ادامه دادن و ناامید نشدن و پاکسازی کردن این فضاست که الان میتونم بیام و لذت ببرم از این فضای عالی،
موقع قطع درختها چقدر تار عنکبوت میریخت روی سرم وقتی که قطع میکردم اولش ابزار درست نداشتم دستکش نپوشیدم چقدر دست و بالم رو زخمی کردم بعد فهمیدم که ابزار درست باید داشته باشم
خیلی تکامل خوبی داشت این پاکسازی جنگل، قانونی در مورد شروع کار
اولاً که نباید بیاد کل پروژه رو با هم بگه من میخوام شروع کنم
یعنی بیاد قطعه قطعه کنه
یعنی اولش اگر من به این فکر میکردم که باید بیام کل این دور تا دور زمین رو پاکسازی کنم اینقدر وحشتناک میشد تو ذهنم که میگفتم ول کن بیخیال مگه میشه مگه داریم ولی وقتی اومدم قطعه قطعه کردم گفتم استپ اول اینو میریم حالا توکل به خدا میریم مرحله بعدی ببینیم چی میشه
همین جوری قطعه قطعه کردم رفتم جلو یواش یواش به همون اندازه
اینا همش درسِ،
به همون اندازه که میرفتم جلو بدنم هر روز قویتر میشد،
روز اول یادم نیست چقدر کار میکردم مثلاً یه واحد زمانی کار میکردم خسته میشدم بعد روز دوم یه واحد و نیم، روز سوم دو واحد، همینجوری نیم واحد نیم واحد زمانش بیشتر شد
بعد میدیدم که بدنم بازم آمادگیش رو داشت، اینا همش نشون میده که وقتی آدم توی مسیر میفته چقدر کارها راحت میشه،
وقتی قطعه قطعه میکنی کارو
مراحل اول رو برمیداری
هی مراحل بعدی سرعتش میره بالاتر
به همین دلیل هم میگم موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه،
اینجوری نیست که مثلاً با یک گام یکسان موفقیت رشد کنه
نه همینجوری اولش آهسته است
بعد که ادامه میدی بعد که متعهد میشی بعد که قدمها رو برمیداری بعد که حرکت میکنی هی سرعت رشد بیشتر و بیشتر میشه،
آدمها کارهایی رو که میخوان انجام بدن نگاه میکنن فکر میکنن همون روز اول باید همه کارها رو انجام بدن
نگاه نمیکنن که هیچ کسی به این شکل موفق نشده
قدم به قدم باید کارها رو انجام بده
خیلی چیزها هست توی قدمهای بعدی به آدم گفته میشه،
شاید اولش خیلی سخت باشه ولی به نسبتی که رشد میکنی پیشرفت میکنی باورهات هم قویتر میشه،
خیلی از افراد اینا رو دقت نمیکنن،
همون اول که میخوان کاری رو شروع کنن اولاً که خودشون رو مقایسه میکنن،
الان خودشون رو مقایسه میکنن با کسی که 15 سال 20 سال یک مسیری رو رفته
بعد نگاه میکنن میبینن طرف اینو داره اونو داره این موفقیت رو کسب کرده اینقدر ثروت داره اینقدر اعتبار داره اینقدر توانایی داره
بعد میگن من کجا اون کجا
نمیدونن که اونم روزی مثل الان تو بوده فقط قدمها رو برداشته
با اشتیاقی که داشته با ایمان و باوری که داشته حرکت کرده
اولش هم نتایج خیلی بزرگی نگرفته
آروم آروم
الان هم بعد از 20 سال نتایج خیلی بزرگه
ولی تو نباید خودت رو مقایسه کنی با الان اون طرف
باید بدونی که اون چه مسیری رو طی کرده،
سوال :
چرا برای تمیز کردن و اینجور کارها از کسی کمک نگرفتی
من قبلاً هم دیدم که میگن آدمهای ثروتمند خودشون که کار نمیکنن میدن بقیه براشون کار میکنه
نه اینجوری نیست
یه سری کارها رو آدم دوست داره انجام بده اصلاً ربطی به پول نداره
من خودم وقتی که میام این فضا رو تمیز میکنم میتونم به یکی بگم بیاد یه دستگاه بیاره، توی آمریکا همه چیز تقریباً مکانیزه است مثلاً من اگه به یه شرکتی بگم میخوام اینجا رو تمیز کنم قشنگ برای خودش دستگاه میاره درختها رو قطع میکنه
میشه این کارو کرد
ولی یه کاریه که آدم خودش دوست داره انجام بده
یه فضاییه که آدم خودش دوست داره یه حرکتی بکنه
بعد منم میگفتم من که میخوام ورزش کنم من که برای تحرکم باید یه ورزشی داشته باشم خب این ورزش رو میام به این شکل انجام میدم و توی این فضا من کلی چیز یاد گرفتم، اگه خودم انجام نمیدادم من کلی این آگاهیها رو درک نمیکردم در مورد ارتباط بین علفهای هرز و ذهن،
خیلیها خوشبختی تو ذهنشون اینه که بیفتیم یه جایی هیچ کاری نکنیم
به خدا این خوشبختی نیست
به خدا هرکی اینجوری فکر میکنه هنوز به این موقعیت نرسیده که اینجوری فکر میکنه، وقتی به این موقعیت برسید متوجه میشید که اصلاً حالتون از خودتون به هم میخوره که بیفتید گوشهای روی تخت
اصلاً توی همین پرودایس بیفتید گوشهای در و دیوار و نگاه کنید
اصلاً آدم دوست داره حرکت کنه دوست داره مولد باشه دوست داره خلق کنه چیزی رو
اینا چیزیه که آدم رو رشد میده
اصلاً باعث زنده بودن آدم میشه
ولی چون شما خودتون توی اون فضا نبودید فکر میکنید که آدم هیچ کاری نکنه خوبه، بشینه یه جایی هیچ کاری نکنه
ممنون بابت نوشتن هات، من خودم آدم دیداری هستم وقتی صحبت های استاد رو چند بار گوش می کنم میام سراغ دیدگاههای دوستان به خصوص نوشته شما .ترکیبش میشه یه معجون مؤثر برای روحم،اینجوری مطالب رو بهتر درک می کنم.
واقعا ازت ممنونم که اینقدر با حوصله حرفهای استاد جان رو به صورت قابل درک بازنویسی می کنی.
خدایا شکر که تا اینجای پروژه دارم به تعهدم ادامه میدم
1ذهن ما پر از باور های محدود کننده هست به همین دلیله که وقتی روی یه باوری کار میکنیم بعد از مدتی دوباره به یه سدی توی مسیر پیشرفت میخوریم چون بقیه ی باور های محدود کننده در حال رشدن
به همین دلیل باید همیشه روی خودمون کار کنیم و ذهنمون رو کنکاش کنیم
2 انجام کار هایی که میدونیم باید انجام بدیم باعث میشه که احساس موفقییت ،احساس توانایی و این که باورهات قوی تر میشن برای برداشتن با قدرت تره قدمهای بعدی
واقع خیلی حس خوبیه انجام کارهای جدید و تازه و انسان احساس این که من میتونم از پس هر چیزی بر بیام بعدش داره،و به توانایی هات بیشتر ایمان میاری ،مخصوصا یه کاری که اولش خیلی برات سخت بود ولی به مرور با انجام دادنش و گفتن ایده ها توسط خداوند و عمل کردن به اون ها هی کار ساده تر میشه
3اعتماد به نفسی که از انجام کارهای جدید به دست میاریم باعث میشه بعدا خیلی آسون تر بریم تو دل ترهامون و از اونها عبور کنیم به عبارتی (موفقییت ،موفقییت میاره)
چقدر متن زیبایی نوشته خانم شایسته
که وقتی روند بهبود گرایی خودمون رو نوی عملکردمون میبینیم و تحسین میکنیم ،اون تحسین میشه سوخت ما برای ادامه ی مسیر
و وقتی به ذهن گمال گرامون که همیشه میخاد بی نقص عمل کنه نگاه میکنیم که همیشه میخاد بینقص عمل کنه دیگه قدمی برنمیداریم چون ذهن همیشه منتظره نتایج عالیه و نمیخاد تکامل رو طی کنه و بهیود های مستمر رو نمیبینه و ما رو به مقایسه وامیداره
4 نتیجه ی پشتکار و ادامه دادن و جا نزدن میشه پاداش ،اعتماد به نفس بیشتر و احساس خوب و تقوییت باور ها
5انگیزه و هدف داشتن برای ادامه ی مسیر باعث میشه که از مسیر لذت ببریم و سختی انجام کار رو برای رسیدن به شرایط بهتر با به یاد آوردن نتیجه ،از یاد ببریم
6 برای شروع هرکاری نیایم ذهنمون رو اول کار بترسونیم با این بخایم براش محدوده طعیین کنبم یا زمان خاصی برای تموم شدنش بزاریم.باید به ذهنمون و خودمون بگیم هدف لذت بردم و درس انجام شدن اون کاره ،هدف رسیدن نیست
باید مسیر برای ذهمنون لذت بخش جلوه بدیم (بهش باج لذت بدیم )
6موفقییت به صورت تصادی رشد میکنه ،با تعهد های ما عمل کردن درهای بزرگری باز میشن،وهرچی جلو تر میریم چون لمه کار دستمون اومده هم قوی تر میشیم و هم سریع تر،و هم آسانتر
8مقایسه باعث میشه بهبود های کوچک رو نبینیم باعث میشه ناسپاس باشیم و حرکت نکنیم
9 خوشبتخی کاری انجام ندادن نیست انسان اگر کاری انجام نده احساس بیمصرفی میکنه
انسان با شخصییت خالق بودن ،عاشقه خلق و رشدن کردن و پیشرفته ،اونوقته که احساس خوشبتی میکنه
تبریک میگم به خانم شایسته که از دل هر فایلی میاد کلید های اساسی رو بیرون میکشه که خودشون حکم یه دوره رو دارن
من خودم این فایل رو قبلا 3 بار دیده بودم ولی اصلا درکش نمیکردم ولی حالا باطی کردن تکاملم درکم خیلی از قبل بیشتر شده
خداروشکر این جلسه رو هم تونستم گوش کنم درسهای این جلسه قدم به قدم کارها رو شروع کنم و اینکه خودم کارهای خودم رو انجام بدم اینکه علفهای هرز مثل افکار منفی و باورهای مخرب هستن که آروم آروم با قطع کردنشون راه باز میشه
و همیشه یه قدم خارج از محدوده امن برداریم همین یه قدم باعث میشه ترسمون کم بشه و اقدام کنیم ممنونم از همه دوستان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان.
سلام به همه همفرکانس هایم
استاد عزیز تشکر که هر روز صبح حرفهای شما غذا روح من شده تشکر از همه دوستان که کامنت میمانن چقدر این کامنت ها درس داره برای من از هر کمنت که میخانم نوت برداری میکنم تعمق میکنم چقدر نقات ضعف خودم را از طرق کمنت ها اصلاح میکنم تشکر فراوان ازین خانواده آموزنده و صمیمی عباس منش.
جلسه نهم خانه تکانی ذهن.
نکته اول:استاد عزیزم وقتی گفتین کار را قطعه قطعه کنین و تکامل خودت را طی کنین یک روزه نمیشه کار را انجام داد خیلی خوشم آمد چون این عادت را خودم هم دارم حالا که شما گفتین یکی از قانون جهان است چقدر خوش شدم که منم درین فرکانس بودم چون تا کار را قطعه قطعه نکنم لذت نمیبرم دوست دارم هم کار کنم و هم لذت ببرم چقدر شما همیشه به الهامات تان گوش میکنین که فقط قدم را وردارین قدم های بعدی گفته میشه چقدر این حرف شما قشنگه چون اکثر ما که شروع نمیکنیم بحث کمالگرایی است چون قدم اول را از ساده ترین و با امکانات که در اختیار داریم شروع نمیکنیم خیلی برایم درس داشت
نکته دوم: گفتین هم ورزش میکنین هم پاکسازی علف هایی هرز استاد جان منم وقتی میرم سر کار مورد علاقه ام از طرف صبح 6 بجه میرم دوست دارم پیاده برم چون میخایم ورزش هم شوه ،طلوع افتاب راهم بیبینم. اوایل نیم ساعت راه را میرفتم تا به وظیفه ام میرسیدم اما حالا تایم را محدود کدم البته تکامل ام طی کردم 28,25,24,20و حالا در 18 دقیقه میرسم به وظیفه ام خدا را شکر.
نکته سوم: گفتی همیشه آدم های موفق کار مورد علاقه اش انجام دادن نه برای پول بلکه علایق شأن بوده این چقدر برایم درس داشت چون فکر میکردم روزی برسه که ثروتمند شوم دکه کار نکنم خدا را شکر که ای فایل آموزنده را در زمان مناسب اش دیدم
نکته چهارم: علف های هرز مثل باور های منفی همیشه است تمامی ندارد فقط باید کنترل کنیم و همیشه آگاهانه توجه ما به حس خوب ما باشه.
تشکر استاد عزیزم.
سلام به شما هم مسیران
خدایا شکرت بابت این حال خوب که از این آموزه ها بدست اومده و استاد تاثیرگذار و موفق
دیدگاه من:
اگر خود را در شرایط چالشی قرار دهیم و برای ذهنمان سخت باشد، بعد از غلبه به آن شرایط
ما احساس اعتماد به نفس و حال خوبی داریم.
این باعث میشود تا هرروز قوی تر شویم و به چشم اندازمان نزدیک تر شویم.
در ابتدا قرار نیست که ما خوب عمل کنیم
احتمالا اشتباه کنیم، این تکامل ماست و باید طی بشه تا به هدفمان برسیم.
نکته مهم: زمانی میتوانیم کاری با موفقیت به پایان برسانیم که آن را به بخش های کوچک تقسیم کنیم این موضوع باعث میشود تا راحت تر شود و انرژی ما در انجام هر مرحله بیشتر شود
ما با پیش رفتن متوجه نحوه انجام کار میشویم.
خوشبختی و حال خوب از حرکت دائم ما می آید
اینگونه احساس زنده بودن میکنیم.
هیچ کاری نکردن = مرگ انسان است که از توقف می آید.
خلق ارزش و خدمت به جامعه با ارزش و جزو بهترین کارهاست.
خارج بحث این فایل از زمانی که این مسیر رو شکر خدا شروع کردم فرصت های شغلی زیادی بهم پیشنهاد شده
ممنونم ازتون برای مطالعه این دیدگاه
اگر نظری داشتید، خوشحال می شوم بنویسید.
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت که بازم قشنگ انگار پازل زهنمو اوکی کردی
واقعا برای نشونت همزمانیت شکر عصری قسمتی از زندگی در بهشتو دیدم که اومدید افتتاح کنید بعد یدفعه مامانم گفت خودش کاراشو میکنه
گفتم اره مامان عجیبه با انقدر پول خودش کاراشو میکنه
استاد چجوریه انقد عاشق کارتی
چقد خوبه علاقتو پیدا کردی وادامه دادی وچنان اراده ای داری
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و بزرگ
واقعا تشبیه باور غلط و محدود کننده به علف هرز ذهن آدم به فکر فرو میبره واقعا ما آدم ها باورهای اشتباه و غلط مثل علف هرز تو رهنمون رشددادیم و باید یه جایی اون هرس کنیم و از ذهنمون بندازیم دور و جای اون باور های خوب و قشنگ پر کنیم
واقعا من از این که کاری شروع کنم میترسم و همیشه اون ترس باعث میشه که من تو زندگیم به هیچ جا نرسم اما باید ترس بزارم کنار و قدم به قدم به هدف نزدیک بشیم و شکر گزار باشیم حتی اگه قدم های کوچیکی بر میداریم به مرور زمان تشکیل به قدم های بزرک میشه ما خودمون با باورامون زندگیمون شکل میدیم ️
به نام خدای هدایتگرم
سلام دوباره به استاد جانم
کمتر از یه ماه پیش وقتی روی نشونهم زدم، خدا منو دقیقاً آورد سر همین فایل. انگار دستم رو گرفته بود و گفته بود:
«این مسیرته… این پیام توئه… این قدم بعدی توئه.»
و جالب اینه که امروز، بیهیچ اتفاق تصادفی، دوباره همین فایل شد نشونهی روزم.
این یعنی چی؟ یعنی خدا داره پیامش رو برام پررنگتر میکنه.
انگار هر بار که گوشهام بازتر میشن، پیامها واضحتر میان.
امروز توی گام 14 هم دقیقاً همون چیزی رو شنیدم که این مدت مدام برام تکرار میشد:
باید ادامه بدم. باید مداومت داشته باشم. باید متعهد بمونم.
این پیام برام فقط یه حرف نبود.
یه جور یادآوری بود؛ یادآوری اینکه مسیرم مسیر نوره، مسیر عشقه، مسیری که خود خدا جلو پام گذاشته.
کاری که عاشقشم، کاری که منو زنده میکنه، کاری که منو سر شوق میاره… همون کاریه که خدا دوباره و دوباره داره هدایتم میکنه سمتش.
برای همین نشستم و اینجا مکتوبش کردم؛
برای اینکه فراموش نکنم من به خودم قول دادم که ادامه بدم.
قول دادم که وسط راه برنگردم.
قول دادم که اینبار دیگه از بین راه نپرسم «کی میرسم؟» و فقط ادامه بدم.
من تازه دارم پیریزی کارم رو شروع میکنم.
تازه دارم از نو میسازم.
دارم برند شخصیای رو میسازم که سالها توی دلم بود و همیشه آرزو داشتم روزی تبدیل به واقعیت بشه.
و الان…
باورم خیلی قویتر شده.
میدونم اگه ادامه بدم، اگه ثبات داشته باشم، اگه هر روز فقط یه قدم کوچیک بردارم، حتماً بهش میرسم.
چون خدا هیچوقت چیزی رو بیهوده توی دل آدم نمیذاره.
وقتی یه آرزو اینقدر عمیق توی قلبت جا گرفته، یعنی از قبل برات نوشته شده… فقط باید بری سمتش.
این روزا بهتر میفهمم که هیچ عامل بیرونیای تعیینکننده نیست.
نه شرایط اقتصادی، نه رقبا، نه آدمها، نه هیچچیز دیگه.
تنها چیزی که مهمه باورهای خودمه.
باور من نسبت به خودم، به کارم، به مسیرم.
وقتی این درون درست بشه، بیرون خودش ادای احترام میکنه.
وقتی من مداوم بمونم، دنیا هم هماهنگ میشه با من.
این چند وقت دیدم که وقتی هر روز با اشتیاق نشونههایی که خدا میفرسته رو دنبال میکنم، مسیر خودش برام روشنتر میشه.
مثل چراغهایی که یکییکی روشن میشن و منو میبرن سمت جادهای که همیشه تصویرش رو توی ذهنم داشتم.
و مطمئنم روزی میرسه که وایمیستم وسط اون جادهی پر از نور،
به مسیر پشت سرم نگاه میکنم و با لبخند میگم:
«خوب شد موندم… خوب شد ادامه دادم… خوب شد باور کردم…»
ممنون از استاد دل
از وقتی با شما آشنا شدم بسیار پیشرفت کرده ام
من به هر چیزی که در دفترم نوشتم رسیدم دقیقا همون طوری که خواستم وبه خاطرش هزاران بار خداروشکر میکنم.نتیجه هایی که از آموزش های شما گرفتم واقعا معجزست،ازتون ممنونم بابت فایل های رایگان که آگاهی های کاملی داره و باعث شدن از شرایط بسیار ناجالب به آرامش برسم.
جالب اینجاست من در شروع شکرگذاری همیشه مینویسم
خدایا شکرت که هر چیزی رو ازت بخوام به من میدی
و این باور توحیدی خیلی روی زندگی من تأثیر گذاشته.
باورها فقط باورها اگه درست بشن مسیر بهشتی رو به روی ماست
امیدوارم حس خوب شکرگذاری و خوش بینی همیشه همراهمون باشه.
بازم سپاسگزار خدای مهربانی هستم که من را با شما آشنا کرد
به نام خدای هدایت گر
درود و مهر به استاد شایسته ی مهربانم و استاد عباسمنش عزیز و تمامی دوستان خوبم
گام نهم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن
ای جانم به این فایل قشنگ
وقتی دانشگاهت این سایت پر از آگاهی و آرامش و فرکانس مثبت باشه
استادهات مریم جان و استاد عباسمنش باشن
پروژه ات خانه تکانی ذهن باشه
دوستانت همه ،هم مدار با تو باشن
و محوطه ی دانشگاهت این بهشت زیبا باشه
دیگه چی میخواد این دانشجو از خدا؟
خدایا شکرت…..
استادجان مدتها بود ایده ی پروژه ی خانه تکانی ذهن بهم گفته میشد و من فکر میکردم باید یه کار سخت رو انجام بدم و حتی نمیرفتم سراغ پروژه ببینم اصلا چی هست و ب خودم میگفتم پرووووووژژژه ای به این بزرگی رو چطوری میخوای از عهده اش بربیای ؟
باید آمادگیش رو داشته باشی
باید شرایط مهیا باشه
باید باید و هزاران شاید و باید دیگه که اکثر اوقات به منه کمالگرا هجوم میاره
ولی از اونجا که از تکراری بودن روزهام خسته شده بودم و باید به ایده ام عمل میکردم اولین قدم رو برداشتم و پا روی ترسم گذاشتم رفتم سراغ پروژه و مقدمه اش رو خوندم و من حتی با مقدمه ی این پروژه به آرامش رسیدم
رفتم سراغ پروژه و کلیک کردم دیدم نوشته گام اول تا گام 28 یعنی قدم به قدم باید پیش میرفتم و طبق مقدمه باید فقط روزی دو ساعت از وقتم رو میذاشتم تا خدا ازطریق شما با من صبحت کنه
همون روز بعد از گذروندن قدم اول ک پا گذاشتن روی ترسم بود به ایده ام عمل کردم و قدم دوم رو برداشتم و بعد قدم بعدی به خودم تعهد دادم و قدم سوم رو هم برداشتم و ایمان داشتم که میتونم از عهده ی این کار بربیام و چون مسیرم درسته خداوند منو هدایت میکنه به قدم های بعدی…
و کلیک کردم روی گام ها و چقدر لذت بردم و روزشماری کردم تا فردا بشه و گام بعدی رو ببینم و بنویسم و چقدر نوشتن ردپا به من کمک کرد تا عزت نفس پیدا کنم و احساس لیاقت کنم و این هم قدم بزرگی بود و همه ی اینها باعث شد احساس قدرت کنم و هر روز به مسیرهای بهتری هدایت بشم و برکت هر گام رو توی زندگیم احساس کنم…
استاد عزیزم امروز باز هم خدا از طریق شما با من حسابی حرف زد و منو به آغوش کشید.
از تمام تلاش های شما و مریم بانوی عزیزم بابت این فایل ها کمال تشکر رو دارم
دوستون دارم
در پناه خدای مهربان باشید
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام نهم
شباهت باورهای محدود کننده با علفهای هرز
یه کاری که این چند وقته انجام میدم که خیلی کار جالبیه اینه که یه جاده جنگلی درست کردم،
جادهای بود از قدیم،
ولی چون ترو تمیز نشده بود کلی درخت دراومده بود،
درختچههای کوچیک و بزرگ درختچههای هرز، گفتم به جای ورزش کردن بیام این درختها و درختچههای هرز رو قطع کنم،
خیلی تجربههای خوبی داشت
خیلی چیزا رو یاد گرفتم در مورد باورهای محدود کننده که مثل این علفهای هرز پر هستن توی مغز ما و همه ارتباطهایی که میدیدم بین باورهای محدود کننده و ذهنمون و این علفهای هرز رو کاملاً درک میکردم، یعنی همشون عین همن
یعنی از یک سیستم داره تبعیت میکنه این علفهای هرز و این باورهای محدود کننده اولش این کار برام خیلی پیچیده بود
بعد گفتم من که میخوام ورزش کنم این کارو میذارم به عنوان ورزش
هم ورزش میکنم هم لذت میبرم
هم اینکه وقتی تموم میشه چقدر احساس خوبی به آدم میده
واقعاً موفقیت همینه
انجام کارهایی که باید انجام بدی
وقتی که تموم میشه احساس موفقیت احساس توانایی احساس اعتماد به نفس بهت کمک میکنه که قدم بعدی رو محکمتر برداری، باورهامون قویتر میشه
به تواناییهات بیشتر ایمان میاری
مخصوصاً اگه یه کاری باشه که اولش خیلی سخت و ترسناک باشه ولی وقتی انجام میشه خیلی احساس قدرت میکنی،
احساسی که آدم از انجام کارهای جدید از انجام کارهای به ظاهر سخت به دست میاره اون اعتماد به نفسی که به دست میاره خیلی کمک میکنه که کارهای بعدی رو انجام بده، وقتی این کارو شروع کردم اولش میگفتم یه تیکه رو انجام بدم
یعنی همینجوری بود اولش،
اصلاً برنامهام این نبود که کل این زمین رو پاکسازی کنم
اولش یه تیکه رو انجام بدم ورزش کرده باشم، بعد همینجوری دیدم داره جالب میشه داره قشنگ میشه بدنم داره آماده میشه
هم اینکه این فضا داره زیبا و قشنگ میشه
این علفهای هرز و درختچههای هرز مثل باورهای منفیان اینا به همدیگه وصل میشدن،
خیلی چیزها رو درک کردم در مورد شباهت ذهنمون و این جنگل
وقتی که آدم کارها رو انجام میده و یه موفقیتی کسب میکنه موفقیت موفقیت میاره ما باید همیشه از دایره محدودیتهامون بریم بالاتر یه ذره بریم بالاتر، یه قدم،
بعد که اون یه قدم رو رفتیم به خودمون بگیم که چقدر این کار خوب بود چقدر امکان پذیر بود چقدر میشد این کارو زودتر انجام بدیم، چقدر اعتماد به نفسمون میره بالا
بعدش میریم قدم بعدی رو محکمتر برمیداریم
یعنی به این شکل انسان پیشرفت میکنه، قدم بعدی محکمتر
دیدی انجام شد
دیدی تونستم انجام بدم
بعد نتیجه رو که میبینه چقدر احساسش خوب میشه،
وقتی که نتیجه کارم رو میدیدم میگفتم خدایا شکرت این نتیجه پشتکار و ادامه دادن و ناامید نشدن و پاکسازی کردن این فضاست که الان میتونم بیام و لذت ببرم از این فضای عالی،
موقع قطع درختها چقدر تار عنکبوت میریخت روی سرم وقتی که قطع میکردم اولش ابزار درست نداشتم دستکش نپوشیدم چقدر دست و بالم رو زخمی کردم بعد فهمیدم که ابزار درست باید داشته باشم
خیلی تکامل خوبی داشت این پاکسازی جنگل، قانونی در مورد شروع کار
اولاً که نباید بیاد کل پروژه رو با هم بگه من میخوام شروع کنم
یعنی بیاد قطعه قطعه کنه
یعنی اولش اگر من به این فکر میکردم که باید بیام کل این دور تا دور زمین رو پاکسازی کنم اینقدر وحشتناک میشد تو ذهنم که میگفتم ول کن بیخیال مگه میشه مگه داریم ولی وقتی اومدم قطعه قطعه کردم گفتم استپ اول اینو میریم حالا توکل به خدا میریم مرحله بعدی ببینیم چی میشه
همین جوری قطعه قطعه کردم رفتم جلو یواش یواش به همون اندازه
اینا همش درسِ،
به همون اندازه که میرفتم جلو بدنم هر روز قویتر میشد،
روز اول یادم نیست چقدر کار میکردم مثلاً یه واحد زمانی کار میکردم خسته میشدم بعد روز دوم یه واحد و نیم، روز سوم دو واحد، همینجوری نیم واحد نیم واحد زمانش بیشتر شد
بعد میدیدم که بدنم بازم آمادگیش رو داشت، اینا همش نشون میده که وقتی آدم توی مسیر میفته چقدر کارها راحت میشه،
وقتی قطعه قطعه میکنی کارو
مراحل اول رو برمیداری
هی مراحل بعدی سرعتش میره بالاتر
به همین دلیل هم میگم موفقیت به صورت تصاعدی رشد میکنه،
اینجوری نیست که مثلاً با یک گام یکسان موفقیت رشد کنه
نه همینجوری اولش آهسته است
بعد که ادامه میدی بعد که متعهد میشی بعد که قدمها رو برمیداری بعد که حرکت میکنی هی سرعت رشد بیشتر و بیشتر میشه،
آدمها کارهایی رو که میخوان انجام بدن نگاه میکنن فکر میکنن همون روز اول باید همه کارها رو انجام بدن
نگاه نمیکنن که هیچ کسی به این شکل موفق نشده
قدم به قدم باید کارها رو انجام بده
خیلی چیزها هست توی قدمهای بعدی به آدم گفته میشه،
شاید اولش خیلی سخت باشه ولی به نسبتی که رشد میکنی پیشرفت میکنی باورهات هم قویتر میشه،
خیلی از افراد اینا رو دقت نمیکنن،
همون اول که میخوان کاری رو شروع کنن اولاً که خودشون رو مقایسه میکنن،
الان خودشون رو مقایسه میکنن با کسی که 15 سال 20 سال یک مسیری رو رفته
بعد نگاه میکنن میبینن طرف اینو داره اونو داره این موفقیت رو کسب کرده اینقدر ثروت داره اینقدر اعتبار داره اینقدر توانایی داره
بعد میگن من کجا اون کجا
نمیدونن که اونم روزی مثل الان تو بوده فقط قدمها رو برداشته
با اشتیاقی که داشته با ایمان و باوری که داشته حرکت کرده
اولش هم نتایج خیلی بزرگی نگرفته
آروم آروم
الان هم بعد از 20 سال نتایج خیلی بزرگه
ولی تو نباید خودت رو مقایسه کنی با الان اون طرف
باید بدونی که اون چه مسیری رو طی کرده،
سوال :
چرا برای تمیز کردن و اینجور کارها از کسی کمک نگرفتی
من قبلاً هم دیدم که میگن آدمهای ثروتمند خودشون که کار نمیکنن میدن بقیه براشون کار میکنه
نه اینجوری نیست
یه سری کارها رو آدم دوست داره انجام بده اصلاً ربطی به پول نداره
من خودم وقتی که میام این فضا رو تمیز میکنم میتونم به یکی بگم بیاد یه دستگاه بیاره، توی آمریکا همه چیز تقریباً مکانیزه است مثلاً من اگه به یه شرکتی بگم میخوام اینجا رو تمیز کنم قشنگ برای خودش دستگاه میاره درختها رو قطع میکنه
میشه این کارو کرد
ولی یه کاریه که آدم خودش دوست داره انجام بده
یه فضاییه که آدم خودش دوست داره یه حرکتی بکنه
بعد منم میگفتم من که میخوام ورزش کنم من که برای تحرکم باید یه ورزشی داشته باشم خب این ورزش رو میام به این شکل انجام میدم و توی این فضا من کلی چیز یاد گرفتم، اگه خودم انجام نمیدادم من کلی این آگاهیها رو درک نمیکردم در مورد ارتباط بین علفهای هرز و ذهن،
خیلیها خوشبختی تو ذهنشون اینه که بیفتیم یه جایی هیچ کاری نکنیم
به خدا این خوشبختی نیست
به خدا هرکی اینجوری فکر میکنه هنوز به این موقعیت نرسیده که اینجوری فکر میکنه، وقتی به این موقعیت برسید متوجه میشید که اصلاً حالتون از خودتون به هم میخوره که بیفتید گوشهای روی تخت
اصلاً توی همین پرودایس بیفتید گوشهای در و دیوار و نگاه کنید
اصلاً آدم دوست داره حرکت کنه دوست داره مولد باشه دوست داره خلق کنه چیزی رو
اینا چیزیه که آدم رو رشد میده
اصلاً باعث زنده بودن آدم میشه
ولی چون شما خودتون توی اون فضا نبودید فکر میکنید که آدم هیچ کاری نکنه خوبه، بشینه یه جایی هیچ کاری نکنه
همینجوری در و دیوار رو نگاه کنه
این دیگه بهشته،
نه این بهشت نیست،
این جهنمه،
اونایی که اینو دوست دارن برن زندان،
تو زندان شما هیچ کاری نمیخواد بکنی
بشین در و دیوار رو نگاه کن
صبح تا شب در و دیوار رو نگاه کن،
سلام ساحل آرامش جان
ممنون بابت نوشتن هات، من خودم آدم دیداری هستم وقتی صحبت های استاد رو چند بار گوش می کنم میام سراغ دیدگاههای دوستان به خصوص نوشته شما .ترکیبش میشه یه معجون مؤثر برای روحم،اینجوری مطالب رو بهتر درک می کنم.
واقعا ازت ممنونم که اینقدر با حوصله حرفهای استاد جان رو به صورت قابل درک بازنویسی می کنی.
ارادتمند شما
دوامتان مستدام
به نام خدا
خدایا شکر که تا اینجای پروژه دارم به تعهدم ادامه میدم
1ذهن ما پر از باور های محدود کننده هست به همین دلیله که وقتی روی یه باوری کار میکنیم بعد از مدتی دوباره به یه سدی توی مسیر پیشرفت میخوریم چون بقیه ی باور های محدود کننده در حال رشدن
به همین دلیل باید همیشه روی خودمون کار کنیم و ذهنمون رو کنکاش کنیم
2 انجام کار هایی که میدونیم باید انجام بدیم باعث میشه که احساس موفقییت ،احساس توانایی و این که باورهات قوی تر میشن برای برداشتن با قدرت تره قدمهای بعدی
واقع خیلی حس خوبیه انجام کارهای جدید و تازه و انسان احساس این که من میتونم از پس هر چیزی بر بیام بعدش داره،و به توانایی هات بیشتر ایمان میاری ،مخصوصا یه کاری که اولش خیلی برات سخت بود ولی به مرور با انجام دادنش و گفتن ایده ها توسط خداوند و عمل کردن به اون ها هی کار ساده تر میشه
3اعتماد به نفسی که از انجام کارهای جدید به دست میاریم باعث میشه بعدا خیلی آسون تر بریم تو دل ترهامون و از اونها عبور کنیم به عبارتی (موفقییت ،موفقییت میاره)
چقدر متن زیبایی نوشته خانم شایسته
که وقتی روند بهبود گرایی خودمون رو نوی عملکردمون میبینیم و تحسین میکنیم ،اون تحسین میشه سوخت ما برای ادامه ی مسیر
و وقتی به ذهن گمال گرامون که همیشه میخاد بی نقص عمل کنه نگاه میکنیم که همیشه میخاد بینقص عمل کنه دیگه قدمی برنمیداریم چون ذهن همیشه منتظره نتایج عالیه و نمیخاد تکامل رو طی کنه و بهیود های مستمر رو نمیبینه و ما رو به مقایسه وامیداره
4 نتیجه ی پشتکار و ادامه دادن و جا نزدن میشه پاداش ،اعتماد به نفس بیشتر و احساس خوب و تقوییت باور ها
5انگیزه و هدف داشتن برای ادامه ی مسیر باعث میشه که از مسیر لذت ببریم و سختی انجام کار رو برای رسیدن به شرایط بهتر با به یاد آوردن نتیجه ،از یاد ببریم
6 برای شروع هرکاری نیایم ذهنمون رو اول کار بترسونیم با این بخایم براش محدوده طعیین کنبم یا زمان خاصی برای تموم شدنش بزاریم.باید به ذهنمون و خودمون بگیم هدف لذت بردم و درس انجام شدن اون کاره ،هدف رسیدن نیست
باید مسیر برای ذهمنون لذت بخش جلوه بدیم (بهش باج لذت بدیم )
6موفقییت به صورت تصادی رشد میکنه ،با تعهد های ما عمل کردن درهای بزرگری باز میشن،وهرچی جلو تر میریم چون لمه کار دستمون اومده هم قوی تر میشیم و هم سریع تر،و هم آسانتر
8مقایسه باعث میشه بهبود های کوچک رو نبینیم باعث میشه ناسپاس باشیم و حرکت نکنیم
9 خوشبتخی کاری انجام ندادن نیست انسان اگر کاری انجام نده احساس بیمصرفی میکنه
انسان با شخصییت خالق بودن ،عاشقه خلق و رشدن کردن و پیشرفته ،اونوقته که احساس خوشبتی میکنه
تبریک میگم به خانم شایسته که از دل هر فایلی میاد کلید های اساسی رو بیرون میکشه که خودشون حکم یه دوره رو دارن
من خودم این فایل رو قبلا 3 بار دیده بودم ولی اصلا درکش نمیکردم ولی حالا باطی کردن تکاملم درکم خیلی از قبل بیشتر شده
عاشقتونم به امید دیدار
خداروشکر این جلسه رو هم تونستم گوش کنم درسهای این جلسه قدم به قدم کارها رو شروع کنم و اینکه خودم کارهای خودم رو انجام بدم اینکه علفهای هرز مثل افکار منفی و باورهای مخرب هستن که آروم آروم با قطع کردنشون راه باز میشه
و همیشه یه قدم خارج از محدوده امن برداریم همین یه قدم باعث میشه ترسمون کم بشه و اقدام کنیم ممنونم از همه دوستان