اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
خدا را شکر که با شنیدن و کار کردن هر گام چقدر اگاهی ام بیشتر میشود ، و شاید بگویم اولین بار است که با این درک عمیق دارم به مشکلاتم روبرو میشوم ،
تشکر از دوستان گلم در این سایت، چقدر کامنت های قشنگ تان کمک کننده است در مسیر رشد ، بعد از خواندن کامنت دوست عزیز که تاکید کرده بودند ، حتما معلومات شیوه حل مسایل را بخوانید ،با دوباره خواندن اش دریافتم ، انگار همه معلومات برای من بود
من همیشه فکر میکردم من کمالگرا نیستم ، اما بعد از خواندن این متن فهمیدم چقدر در مسیر درس و شغل ام کمال گرا بودم و به خود ظلم کرده ام ، دقیقا همیشه حرف ذهن را قبول کردم ، به برداشتن سنگ بزرگ در اول ، و با وجود همه سعی و تلاش دائمی به نتیجه دلخواه نرسیدم ، دقیقا یک مسیر نا هموار و ناشاد هرگز به نتیجه شاد و راضی کننده نمیرسد
چقدر هر بار با ندیده گرفتن موفقیت های کوچکم توانایی درونم ام را سر کوب کردم و از هدایات و الهام های قدم های بعدی خودم را محروم کردم، و هیچ لذتی از مسیر نبردم بجز از استرس به نه رسیدن ها
چه زیبا استاد عزیز ذهن و باور های محدود کننده را به علف های هرز تشبه دادن ، واقعا افکار منفی مانند همان علف هرز با هم پیچیده اند، وقتی فکر منفی سراغ آدم میاید در کمتر از ثانیه متوجه میشویم ده ها فکر منفی دیگر حتی از سال ها قبل به ان مرتبط شده و در ذهن میچرخد، برای پاک کاری این علف های هرز وقت کافی ، تعهد و استمرار باید داشت
و قطعه قطعه کردن کار ها شاید از بزرگترین کار های باشد که باید هر روز تکرار و به ان عمل کنم ، با انجام دادن قدم های کوچک ، دیدن نتیجه و حس خوب به نتیجه دلخواه میرسم ، اری شاید طولانی باشد چون یک روش تکاملی است اما باز هم کوتاه تر از زمانی است که منتظر باشیم تا همه چیز فوق العاده شود برای آغاز یا بار ها با عجله و با قصد تمام کردن سریع به نتیجه نرسیم و یا از ترس تمام کردن یک روزه اش به آن بزرگی از انجام دادن اش منصرف شویم.
گام 9 از پروزه خانه تکانی ذهن: موضوع برداشتن قدم های کوچیک اما مستمر یکی از بهترین مطالب این گام بود.
اقای عطاروشن هم در فایل نتایجشون، در مورد نحوه پرداخت بدهی هاشون گفتن که با تکه تکه کردن مبلغ بدهی تونستن تمام بدهی رو پرداخت کنن و ارامش خاطر پیدا کنن.
برای هر هدفی و هر اقدامی، برای هر موفقیتی قطعه قطعه کردن مسیر جواب میده و به محض برداشتن قدم اول،درها باز میشه و قدم بعدی گفته میشه و راه اسان تر میشه.
فقط کافیه که قدم اول رو برداریم و به الهامات عمل کنیم.
مهمه که در ابتدای کار به نتیجه کار فکر نکنیم و بتونیم با کمک خدا و کنترل ذهن قدم کوچیک اول رو برداریم و قطعا که خدا هم کمک میکنه.
در ابتدای این پروژه هم خانم شایسته گفتند که روش کار این پروژه از دوره ی شیوه حل مسائل نشات گرفته که قدم های کوچیک اما مستمر هست که باید هر روزه روی گام ها کار کرد و صورت مستمر پیش رفت.
برای این گام، مطالب دوره شیوه حل مسائل زندگی که در مورد کمالگرایی هست و خیلییی به مطالب این گام مرتبطه رو خوندم.فوق العاده بود و ریشه تمام حرکت نکردن ها همین کمالگرایی. کمالگرایی که باعث میشه قدم های کوچیک به چشم نیاد و اصلا قدمی برای همون قدم های کوچیک اول برداشته نشه. در مقابل استاد راجب حرکت کردن و برداشتن قدم های کوچیک میگه که باعث موفقیت میشه.
حتما حتما مطالب دوره شیوه حل مسائل رو که در ابتدای این فایل هست، بخونید :)
طبق فرمایشات شما و درک بنده از این فایل (یعنی تشبیه جنگل و شاخهای هرز به باورهای منفی در ذهن )این هست که باید از یک جای کار کار رو شروع کنیم با وجود این جنگل وحشی
و این مثال پاکسازی جنگل داره این رو برای من واضح و روشن میکنه و برداشت من این هست از این موضوع که با وجود یک جنگل غیر قابل نفوذ پر از شاخه ها و پیچک ها که میتونه داخل ذهن ما باشه
حتی با وجود این مسعله ما میتونیم حرکت کنیم چرا چون میشه که حلش کرد
و باید بریم و یک گوشه کار رو بگیرم و شروع به پاکسازی کنیم
نه اینکه بترسیم از این جنگل!
که بخاطرش فریز بشیم و فکر کنیم راه نفوذ نداره!
این که بدونیم با وجود این جنگل هم میشه کاری کرد خود این مسعله کمک میکنه به ادم که کاری بکنه براش !
نه اینکه فقط بشینیم و نگهاهش کنیم بترسیم ازش!
حالا شما با این پاکسازی جنگل و مثالی که در موردش زدین ولی این مثال میتونه توی زندگی ما بکار بیاد مثلا منی که بیکار هستم باید از یجایی شروع کنم به اموزش یک مهارتی و این شروع کردن تهش میخوره به اینکه میتونم کسب و کار خودم رو راه بندازم میتونم ثروت خلق کنم میتونم به خاستهای مادیم برسم و میوه و ثمره اون حرکتم رو ببینم اون اقدام که میکنم رو بیینم
و اینکه برداشتی که داشتم این هست که چالش هایی توی مسیر هم هست که اونم بخاطر اینکه خب یک فرد ماهر توی کار با یک فرد مبتدی تفاوت دارن ولی اون فرد ماهر هم از اونجایی کارو شروع کرده که یک فرد مبتدی میخاد الان شروع کنه
پس این چالشهای مسیر بمعنای غیر قابل نفوذ بودن مسیر نیست
باورها و اون علفای هرز هستن که گمراه کنندن.
و این بمعنی نشدن یا ناتوانی ما در انجام اون کار نیست فقط بخاطر نگاه و طرز فکر غلط در موردش هست
یک فردی میتونه با این اگاهی که شما گفتین توی فایل در مورد پاکسازی این جنگل شروع به پاکسازی بکنه
یک شخصی هم با نگاه به اون جنگل زیر بار نجواهای ذهنش له بشه و بگه نه نمیشه راهی برای نفوذ نیست
پس با نگاه به این شاخها و این جنگل در اول کار نباید نا امید شد و دونست که باید با وجود این جنگل اقدامی کرد و فقط باید شروع کرد و ادامه داد
انقدر بد فهمیدیم و فهموندن بهمون این مسعله اموزش دیدن و شروع و ایجاد تغییر رو حداقل برای من اینجوری هست که هر شروعی انگار برای من مثل مرگ میمونه چون (چون بجای توجه به راه حل به مشکل زوم میکنه ذهنم و فکر میکنم دیگه هیچ راه حلی نداره مسعله ام اینشکلی ذهنم بسته میشه و میوفتم تو تله ذهن) پشتش کلی باور مخرب نشسته و انگار یک صدای تو ذهنمون میگه نمیشه! سخته!
انقدر باور کردیم این صدارو و انقدر حرکتی نزدیم که شده باورمون که واقعا سخته و انقدر این سخت بودنه زجر اور شده توی ذهنمون که غید همچی رو میخایم بزنیم انگار
حتی اون کارای که انجام دادیم توی گذشته رو هم فکر میکنیم شانسی بوده و همش میخایم برگردیم از اون جا با اگاهی الانمون ادامه بدیم در حالی که دسترسی ما به الان هستش
و این نگرش از کجا میاد از مقایسه از خود سرزنشی از دست کم گرفتن خودمون و از نا اگاهی از قانون تکامل
از توانایی که خداوند در نهاد ما قرار داده که بتونیم یاد بگیریم هر چیزی رو در هر زمانی که اگر بخایم بتونیم حل کنیم مساعل رو
فکر کن بدونی میشه بدونی اگر حرکت کنی میتونی!؟ چرا چون این قانونشه این راهو روش این جهانه که مارو هدایت کنه اسان کنه تا مساعل مون رو حل کنیم رشد کنیم بهتر بشیم
استاد این فایل نشانه امروز من بود و این اگاهیی و این جنگل توی تصویر دقیقا داره بامن صحبت میکنه خداوند داره یا من صحبت میکنه نشانه و اگاهی میده داره کمکم میکنه که حرکت کنم قدم بردارم و از این جنگل نترسم با وجود این جنگل حرکت کنم
استاد عزیزم این جنگل این فایل فقط یک چیز بمن گفت اینکه با وجود این افکار منفی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی
کاری به شلوغی این جنگل نداشته باش فقط شروع کن به پاکسازیش
شما نشونم دادین که میشه توی این جنگل رفت !!چون من الان داخلشم پس فرار ازش بی معنیه !
اره این اون الهام و درک من بود وقتی دیدم این فایل رو
خدایا شکرت که راهنمایی و هدایتم میکنی از طریق بهترین بنده ات
استاد محترمم من را به چیز متوجه ساختن، که (ذهن انسان مثل یک جنگل است و شباهت به یک جنگل پر از درختان انبوه و به هم پیچیده که یکی به دیگه چسپیده و به هم وصل شده اند )
دقیقا که همین طور است شباهت درختان یا علف های هرز به باور ها و فکر های منفی.
خدای خوبم کمکم کن تا بتوانم این علف های هرز را پاک کاری کنم و ذهنم را به افکار خوب و مثبت صفا و آراسته کنم
ادام باید تحرک داشته باشد و خلق کند، حس خوبی که از خلق کردن بدست میاریم قابل گفتن نمی باشد، و چی چیز های را که در ما رشد میدهد
قوی کردن باورها، بدست آوردن موفقیت، توانایی بیشتر و مستحکم شدن گام ها بعدی به سوی هدف
رسیدن به مقصد
شور و شوق و استمرار در کار
مقایسه نکردن خود با کسی دیگر
کار را تقسیم کردن به قسمت های خورد
خدایا سپاسگزارت هستم به این همه آگاهی
و سپاسگزار استاد عزیزم و عزیزانی که در این مسیر زحمت میکشن خیر و برکت هر دو جهان نصیب تان باد
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستان عزیزی که در این مسیر انرژی گذاشتن تا این اگاهی ها با کیفیت بی نظیر به دست ما برسه
استادجان از روزی که به خودم تعهد دادم تا این 28 گام را پیگیری کنم و استفاده کنم هر روز حالم داره قلبا بهتر و بهتر میشه کیفیت برنامه هایی که برای خودم گذاشتم خیلی عالی داره جلو میره انگیزم خیلی خوب شده انرژی عالی شده من پیرو این فایل علف هرزی که سالها منو اذیت میکرد این بود که تو نمیتونی تو ذهنت نمیکشه تو از پسش برنمیای روی یک سری موضوعات یکیش همین تعهدم هست دومیش خوندن زبان هست که به هر شکلی شده باید هر روز زمان بزارم و پیگیری کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجود شما و اموزشهای بی نظیرتون
گام نهم (شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز)
سلام سلام به استاد عزیزم که عمل کردن به قوانین واقعا یه الگوی به تمام معناست و قطعا که استاد در ابتدای کارش آروم آروم شروع کرده و رسیده به اینجا ،و سلام گرم آتیشی به مریم جااان عزیزم که چقدر خوبه هر گام تکمیل کننده گام های بعدی و اینجا مریم جان به بهترین مورد اشاره میکنه که اول کار ما گرفتار این موضوع نشیم و این کمال گرایی که چقدر من از این خصوصیت ضربه دیدم ،یجوری واقعا تو کامنت گذاشتن هم اذیت میکنه،قبلا حتی یجوری بود هر وقت میخواستم کامنت بزارم ذهنممیگفت نه الان بزار روان کامل بره بالا و یه کامنت ذهن پرکن بزار و این کشیده میشد تو زندگی شخصی و شغلی ،که البته با کار کردن روی فایل ها تا حدودی تونستم رفع کنم ولی به قول استاد این باورهای محدود کننده مثل علف هرز میمونن درسته ساقه اشون میبری ولی ریشه اشون هنوز هست و باید همیشه در حال هرس کردن علف های هرز باشی، این باور کمال گرایی هم مثل علف های هرز چسبیده به هم چسبیده به باورهایی من، هراز گاهی از تو خاک بیرون میاد جلو پیشرفت منو میگیره، این فایل دقیقا بهم یادآور شد که حواسم به ریشه کمال گرایی باسه، حواسم باشه باید آهسته آهسته و قدم به قدم باید برم جلو و کارامو انجام بدم ،نخوام یک شبه یا بدون نقص باشه.
استاد جان وقتی داشتی راجع به درخت ها و پیچک ها صحبت میکردی یاد باغمون تو دهات افتادم وقتی با بابا می رفتیم برای هرس کردن علف ها هرز ،میدیدم چجوری پیچک ها چسبیدن به این درخت های انگور ،و نزاشتن درخت ها بار بدن و بابا با داسی که داشت همه رو هرس میکرد ولی دوباره برای سال بعد وقت هرس کردن که میشد می رفتیم میدیدم اینپیچک ها مثل سال قبل تنیده شدن دور این درخت های مو ،و چقدر الان متوجه میشم که کار کردن روی باورها دقیقا مثل همین هرس کردن ها میمونه و استاد عزیزم مرسی بابت اینکه این فایل هارو تدوین میکنی و چقدر قشنگ از طبیعت الهام میگری برای درک بهتر ماها .
خداروشکر میکنم قوانین برای جهان هستی گذاشته و با طبیعتش هم ما رو متوجه قوانینش میکنه،مادامی که روی خودت کار کنی ،آهسته و آهسته ولی پیوسته و مداوم میتونی از دریای بی کران نعمت الهی بهره مند شی ولی اگه بخوای یکدفعه ای مثلا یه باوری رو از ریشه بکنی که دیگه نباشه و بعد بری سراغ باور بعدی ،نمیشه ،کامل اینو درک کردم هر وقت مداوم کار کردن رو داشتیم تونستیم نتایج رو براساس قدم هایی که برداشتیم ببینیم و به محض اینکه دست از کار کردن کشیدیم دوباره باورهای محدود کننده کار خودشون کردن ،این دیگه تو زندگی ما خیلی مشهود شده و قشنگ میفهمم از کجا داره آب میخوره ، و دوباره به محض کار کردن روی خودمون نتایج دوباره خودشون نشون دادن ، در همه زمینه ها هم این روند مشهوده،از لحاظ مالی ،سلامتی،معنوی ،همه رو تجربه کردم
استاد جااان مممنونم بابت تک تک فایل هایی که زحمت میکشی برامون مهیا میکنی و مریم جان از شماهم تشکر میکنم بابت این خانه تکانی درست و درمون که باید تو این قسمت از خانه تکانی علف های هرز ذهنمون رو هرس کنیم و با یک ذهن تمییز و رویایی مثل جاده ای که استاد زحمت کشیدن به جلسه بعدی بریم .
طبیعت مادر ماست و طبیعت چه درس های به ادم مبده و میشه ازش یاد گرفت
استاد عزیزم من به شدت ادم کمال گرایی بودم و نمیتونم بگم الانم نیستم اما خیلی بهتر از قبل شدم واقعا این کمال گرایی ی بیماری ذهن برای حرکت نکردن برای این که نتایج تورو کوچیک بشماره برای این که تورو ادم بی مصرف بدون و واقعا این کمال گرایی از خیلی از باورهای محدود کننده بدتر چرا که جلوی رشد رو میگیره اما ی جا دیدم تو ی فایلی گفتید طبیعت هم خودش 4 فصل داره بهار و تابستون رو ببین و درکنارش پاییز و زمستون و برگ های که میمیرن و زنده میشن بعد من دنبال اینم کاری نکنم اگه مبکنم بی عیب و نقص باشه و خداروشکر مبکنم که دارم با این بیماری کنار میام با درک قانون تکامل با این که الان من بیزینسی که دارم واقعا عاشقشم و بسیار دوسش دارم از ارتباط با ادم ها کیف میکنم این که میتونم تاثیرگذار باشم و بقیه بهم اعتماد دارن واقعا عالی و به خاطر همین تو کار خودمم دارم میبینم که تکامل طوری داره باعث رونق کسب و کارم میشه و تمام تلاشم بر این که همش برای ذهن منطقیم متال بیارم که بتونم کم کم ابن مقاومت رو کمتر کنم و تو تمام ابعاد زندگیم از قانون تکامل استفاده کنم و واقعا همین قدم اول رو وقتی برداری هدایت میشی نیاز نیست عالی باشی شروع کنی کافی شروع کنی تو مسیر عالی میشی و تا دیر نشده شروع کن که عمرمون داره میره کلی هدف هست که باید به دست بیاد
شکرگذار رب هستم بابت درک و پذیرشم در برابر این قوانین و ممنونم ازت استاد جانم
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر
خدا را شکر که با شنیدن و کار کردن هر گام چقدر اگاهی ام بیشتر میشود ، و شاید بگویم اولین بار است که با این درک عمیق دارم به مشکلاتم روبرو میشوم ،
تشکر از دوستان گلم در این سایت، چقدر کامنت های قشنگ تان کمک کننده است در مسیر رشد ، بعد از خواندن کامنت دوست عزیز که تاکید کرده بودند ، حتما معلومات شیوه حل مسایل را بخوانید ،با دوباره خواندن اش دریافتم ، انگار همه معلومات برای من بود
من همیشه فکر میکردم من کمالگرا نیستم ، اما بعد از خواندن این متن فهمیدم چقدر در مسیر درس و شغل ام کمال گرا بودم و به خود ظلم کرده ام ، دقیقا همیشه حرف ذهن را قبول کردم ، به برداشتن سنگ بزرگ در اول ، و با وجود همه سعی و تلاش دائمی به نتیجه دلخواه نرسیدم ، دقیقا یک مسیر نا هموار و ناشاد هرگز به نتیجه شاد و راضی کننده نمیرسد
چقدر هر بار با ندیده گرفتن موفقیت های کوچکم توانایی درونم ام را سر کوب کردم و از هدایات و الهام های قدم های بعدی خودم را محروم کردم، و هیچ لذتی از مسیر نبردم بجز از استرس به نه رسیدن ها
چه زیبا استاد عزیز ذهن و باور های محدود کننده را به علف های هرز تشبه دادن ، واقعا افکار منفی مانند همان علف هرز با هم پیچیده اند، وقتی فکر منفی سراغ آدم میاید در کمتر از ثانیه متوجه میشویم ده ها فکر منفی دیگر حتی از سال ها قبل به ان مرتبط شده و در ذهن میچرخد، برای پاک کاری این علف های هرز وقت کافی ، تعهد و استمرار باید داشت
و قطعه قطعه کردن کار ها شاید از بزرگترین کار های باشد که باید هر روز تکرار و به ان عمل کنم ، با انجام دادن قدم های کوچک ، دیدن نتیجه و حس خوب به نتیجه دلخواه میرسم ، اری شاید طولانی باشد چون یک روش تکاملی است اما باز هم کوتاه تر از زمانی است که منتظر باشیم تا همه چیز فوق العاده شود برای آغاز یا بار ها با عجله و با قصد تمام کردن سریع به نتیجه نرسیم و یا از ترس تمام کردن یک روزه اش به آن بزرگی از انجام دادن اش منصرف شویم.
در پناه خدای یکتا شاد ، سلامت و ثروتمند باشید
سلام به همه ی دوستان عزیز
گام 9 از پروزه خانه تکانی ذهن: موضوع برداشتن قدم های کوچیک اما مستمر یکی از بهترین مطالب این گام بود.
اقای عطاروشن هم در فایل نتایجشون، در مورد نحوه پرداخت بدهی هاشون گفتن که با تکه تکه کردن مبلغ بدهی تونستن تمام بدهی رو پرداخت کنن و ارامش خاطر پیدا کنن.
برای هر هدفی و هر اقدامی، برای هر موفقیتی قطعه قطعه کردن مسیر جواب میده و به محض برداشتن قدم اول،درها باز میشه و قدم بعدی گفته میشه و راه اسان تر میشه.
فقط کافیه که قدم اول رو برداریم و به الهامات عمل کنیم.
مهمه که در ابتدای کار به نتیجه کار فکر نکنیم و بتونیم با کمک خدا و کنترل ذهن قدم کوچیک اول رو برداریم و قطعا که خدا هم کمک میکنه.
در ابتدای این پروژه هم خانم شایسته گفتند که روش کار این پروژه از دوره ی شیوه حل مسائل نشات گرفته که قدم های کوچیک اما مستمر هست که باید هر روزه روی گام ها کار کرد و صورت مستمر پیش رفت.
برای این گام، مطالب دوره شیوه حل مسائل زندگی که در مورد کمالگرایی هست و خیلییی به مطالب این گام مرتبطه رو خوندم.فوق العاده بود و ریشه تمام حرکت نکردن ها همین کمالگرایی. کمالگرایی که باعث میشه قدم های کوچیک به چشم نیاد و اصلا قدمی برای همون قدم های کوچیک اول برداشته نشه. در مقابل استاد راجب حرکت کردن و برداشتن قدم های کوچیک میگه که باعث موفقیت میشه.
حتما حتما مطالب دوره شیوه حل مسائل رو که در ابتدای این فایل هست، بخونید :)
سلام استاد جان
طبق فرمایشات شما و درک بنده از این فایل (یعنی تشبیه جنگل و شاخهای هرز به باورهای منفی در ذهن )این هست که باید از یک جای کار کار رو شروع کنیم با وجود این جنگل وحشی
و این مثال پاکسازی جنگل داره این رو برای من واضح و روشن میکنه و برداشت من این هست از این موضوع که با وجود یک جنگل غیر قابل نفوذ پر از شاخه ها و پیچک ها که میتونه داخل ذهن ما باشه
حتی با وجود این مسعله ما میتونیم حرکت کنیم چرا چون میشه که حلش کرد
و باید بریم و یک گوشه کار رو بگیرم و شروع به پاکسازی کنیم
نه اینکه بترسیم از این جنگل!
که بخاطرش فریز بشیم و فکر کنیم راه نفوذ نداره!
این که بدونیم با وجود این جنگل هم میشه کاری کرد خود این مسعله کمک میکنه به ادم که کاری بکنه براش !
نه اینکه فقط بشینیم و نگهاهش کنیم بترسیم ازش!
حالا شما با این پاکسازی جنگل و مثالی که در موردش زدین ولی این مثال میتونه توی زندگی ما بکار بیاد مثلا منی که بیکار هستم باید از یجایی شروع کنم به اموزش یک مهارتی و این شروع کردن تهش میخوره به اینکه میتونم کسب و کار خودم رو راه بندازم میتونم ثروت خلق کنم میتونم به خاستهای مادیم برسم و میوه و ثمره اون حرکتم رو ببینم اون اقدام که میکنم رو بیینم
و اینکه برداشتی که داشتم این هست که چالش هایی توی مسیر هم هست که اونم بخاطر اینکه خب یک فرد ماهر توی کار با یک فرد مبتدی تفاوت دارن ولی اون فرد ماهر هم از اونجایی کارو شروع کرده که یک فرد مبتدی میخاد الان شروع کنه
پس این چالشهای مسیر بمعنای غیر قابل نفوذ بودن مسیر نیست
باورها و اون علفای هرز هستن که گمراه کنندن.
و این بمعنی نشدن یا ناتوانی ما در انجام اون کار نیست فقط بخاطر نگاه و طرز فکر غلط در موردش هست
یک فردی میتونه با این اگاهی که شما گفتین توی فایل در مورد پاکسازی این جنگل شروع به پاکسازی بکنه
یک شخصی هم با نگاه به اون جنگل زیر بار نجواهای ذهنش له بشه و بگه نه نمیشه راهی برای نفوذ نیست
پس با نگاه به این شاخها و این جنگل در اول کار نباید نا امید شد و دونست که باید با وجود این جنگل اقدامی کرد و فقط باید شروع کرد و ادامه داد
انقدر بد فهمیدیم و فهموندن بهمون این مسعله اموزش دیدن و شروع و ایجاد تغییر رو حداقل برای من اینجوری هست که هر شروعی انگار برای من مثل مرگ میمونه چون (چون بجای توجه به راه حل به مشکل زوم میکنه ذهنم و فکر میکنم دیگه هیچ راه حلی نداره مسعله ام اینشکلی ذهنم بسته میشه و میوفتم تو تله ذهن) پشتش کلی باور مخرب نشسته و انگار یک صدای تو ذهنمون میگه نمیشه! سخته!
انقدر باور کردیم این صدارو و انقدر حرکتی نزدیم که شده باورمون که واقعا سخته و انقدر این سخت بودنه زجر اور شده توی ذهنمون که غید همچی رو میخایم بزنیم انگار
حتی اون کارای که انجام دادیم توی گذشته رو هم فکر میکنیم شانسی بوده و همش میخایم برگردیم از اون جا با اگاهی الانمون ادامه بدیم در حالی که دسترسی ما به الان هستش
و این نگرش از کجا میاد از مقایسه از خود سرزنشی از دست کم گرفتن خودمون و از نا اگاهی از قانون تکامل
از توانایی که خداوند در نهاد ما قرار داده که بتونیم یاد بگیریم هر چیزی رو در هر زمانی که اگر بخایم بتونیم حل کنیم مساعل رو
فکر کن بدونی میشه بدونی اگر حرکت کنی میتونی!؟ چرا چون این قانونشه این راهو روش این جهانه که مارو هدایت کنه اسان کنه تا مساعل مون رو حل کنیم رشد کنیم بهتر بشیم
استاد این فایل نشانه امروز من بود و این اگاهیی و این جنگل توی تصویر دقیقا داره بامن صحبت میکنه خداوند داره یا من صحبت میکنه نشانه و اگاهی میده داره کمکم میکنه که حرکت کنم قدم بردارم و از این جنگل نترسم با وجود این جنگل حرکت کنم
استاد عزیزم این جنگل این فایل فقط یک چیز بمن گفت اینکه با وجود این افکار منفی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی تو باید حرکت کنی
کاری به شلوغی این جنگل نداشته باش فقط شروع کن به پاکسازیش
شما نشونم دادین که میشه توی این جنگل رفت !!چون من الان داخلشم پس فرار ازش بی معنیه !
اره این اون الهام و درک من بود وقتی دیدم این فایل رو
خدایا شکرت که راهنمایی و هدایتم میکنی از طریق بهترین بنده ات
ردپای امروزم
سلام به استاد بزرگوارم و همه دوستان عزیزم
خدایا شکر گام نهم را هم شنیدم
استاد محترمم من را به چیز متوجه ساختن، که (ذهن انسان مثل یک جنگل است و شباهت به یک جنگل پر از درختان انبوه و به هم پیچیده که یکی به دیگه چسپیده و به هم وصل شده اند )
دقیقا که همین طور است شباهت درختان یا علف های هرز به باور ها و فکر های منفی.
خدای خوبم کمکم کن تا بتوانم این علف های هرز را پاک کاری کنم و ذهنم را به افکار خوب و مثبت صفا و آراسته کنم
ادام باید تحرک داشته باشد و خلق کند، حس خوبی که از خلق کردن بدست میاریم قابل گفتن نمی باشد، و چی چیز های را که در ما رشد میدهد
قوی کردن باورها، بدست آوردن موفقیت، توانایی بیشتر و مستحکم شدن گام ها بعدی به سوی هدف
رسیدن به مقصد
شور و شوق و استمرار در کار
مقایسه نکردن خود با کسی دیگر
کار را تقسیم کردن به قسمت های خورد
خدایا سپاسگزارت هستم به این همه آگاهی
و سپاسگزار استاد عزیزم و عزیزانی که در این مسیر زحمت میکشن خیر و برکت هر دو جهان نصیب تان باد
سلام به استاد عباس منش عزیزم و سایر دوستان عزیزی که در این مسیر انرژی گذاشتن تا این اگاهی ها با کیفیت بی نظیر به دست ما برسه
استادجان از روزی که به خودم تعهد دادم تا این 28 گام را پیگیری کنم و استفاده کنم هر روز حالم داره قلبا بهتر و بهتر میشه کیفیت برنامه هایی که برای خودم گذاشتم خیلی عالی داره جلو میره انگیزم خیلی خوب شده انرژی عالی شده من پیرو این فایل علف هرزی که سالها منو اذیت میکرد این بود که تو نمیتونی تو ذهنت نمیکشه تو از پسش برنمیای روی یک سری موضوعات یکیش همین تعهدم هست دومیش خوندن زبان هست که به هر شکلی شده باید هر روز زمان بزارم و پیگیری کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجود شما و اموزشهای بی نظیرتون
به نام خدایی که طبیعت به این زیبایی رو آفریده
گام نهم (شباهت باورهای محدود کننده با علف های هرز)
سلام سلام به استاد عزیزم که عمل کردن به قوانین واقعا یه الگوی به تمام معناست و قطعا که استاد در ابتدای کارش آروم آروم شروع کرده و رسیده به اینجا ،و سلام گرم آتیشی به مریم جااان عزیزم که چقدر خوبه هر گام تکمیل کننده گام های بعدی و اینجا مریم جان به بهترین مورد اشاره میکنه که اول کار ما گرفتار این موضوع نشیم و این کمال گرایی که چقدر من از این خصوصیت ضربه دیدم ،یجوری واقعا تو کامنت گذاشتن هم اذیت میکنه،قبلا حتی یجوری بود هر وقت میخواستم کامنت بزارم ذهنممیگفت نه الان بزار روان کامل بره بالا و یه کامنت ذهن پرکن بزار و این کشیده میشد تو زندگی شخصی و شغلی ،که البته با کار کردن روی فایل ها تا حدودی تونستم رفع کنم ولی به قول استاد این باورهای محدود کننده مثل علف هرز میمونن درسته ساقه اشون میبری ولی ریشه اشون هنوز هست و باید همیشه در حال هرس کردن علف های هرز باشی، این باور کمال گرایی هم مثل علف های هرز چسبیده به هم چسبیده به باورهایی من، هراز گاهی از تو خاک بیرون میاد جلو پیشرفت منو میگیره، این فایل دقیقا بهم یادآور شد که حواسم به ریشه کمال گرایی باسه، حواسم باشه باید آهسته آهسته و قدم به قدم باید برم جلو و کارامو انجام بدم ،نخوام یک شبه یا بدون نقص باشه.
استاد جان وقتی داشتی راجع به درخت ها و پیچک ها صحبت میکردی یاد باغمون تو دهات افتادم وقتی با بابا می رفتیم برای هرس کردن علف ها هرز ،میدیدم چجوری پیچک ها چسبیدن به این درخت های انگور ،و نزاشتن درخت ها بار بدن و بابا با داسی که داشت همه رو هرس میکرد ولی دوباره برای سال بعد وقت هرس کردن که میشد می رفتیم میدیدم اینپیچک ها مثل سال قبل تنیده شدن دور این درخت های مو ،و چقدر الان متوجه میشم که کار کردن روی باورها دقیقا مثل همین هرس کردن ها میمونه و استاد عزیزم مرسی بابت اینکه این فایل هارو تدوین میکنی و چقدر قشنگ از طبیعت الهام میگری برای درک بهتر ماها .
خداروشکر میکنم قوانین برای جهان هستی گذاشته و با طبیعتش هم ما رو متوجه قوانینش میکنه،مادامی که روی خودت کار کنی ،آهسته و آهسته ولی پیوسته و مداوم میتونی از دریای بی کران نعمت الهی بهره مند شی ولی اگه بخوای یکدفعه ای مثلا یه باوری رو از ریشه بکنی که دیگه نباشه و بعد بری سراغ باور بعدی ،نمیشه ،کامل اینو درک کردم هر وقت مداوم کار کردن رو داشتیم تونستیم نتایج رو براساس قدم هایی که برداشتیم ببینیم و به محض اینکه دست از کار کردن کشیدیم دوباره باورهای محدود کننده کار خودشون کردن ،این دیگه تو زندگی ما خیلی مشهود شده و قشنگ میفهمم از کجا داره آب میخوره ، و دوباره به محض کار کردن روی خودمون نتایج دوباره خودشون نشون دادن ، در همه زمینه ها هم این روند مشهوده،از لحاظ مالی ،سلامتی،معنوی ،همه رو تجربه کردم
استاد جااان مممنونم بابت تک تک فایل هایی که زحمت میکشی برامون مهیا میکنی و مریم جان از شماهم تشکر میکنم بابت این خانه تکانی درست و درمون که باید تو این قسمت از خانه تکانی علف های هرز ذهنمون رو هرس کنیم و با یک ذهن تمییز و رویایی مثل جاده ای که استاد زحمت کشیدن به جلسه بعدی بریم .
پیش به سوی گام بعدی
مریم جان و استاد عزیزم عاااشق دوتانوووووونم هستم
طبیعت مادر ماست و طبیعت چه درس های به ادم مبده و میشه ازش یاد گرفت
استاد عزیزم من به شدت ادم کمال گرایی بودم و نمیتونم بگم الانم نیستم اما خیلی بهتر از قبل شدم واقعا این کمال گرایی ی بیماری ذهن برای حرکت نکردن برای این که نتایج تورو کوچیک بشماره برای این که تورو ادم بی مصرف بدون و واقعا این کمال گرایی از خیلی از باورهای محدود کننده بدتر چرا که جلوی رشد رو میگیره اما ی جا دیدم تو ی فایلی گفتید طبیعت هم خودش 4 فصل داره بهار و تابستون رو ببین و درکنارش پاییز و زمستون و برگ های که میمیرن و زنده میشن بعد من دنبال اینم کاری نکنم اگه مبکنم بی عیب و نقص باشه و خداروشکر مبکنم که دارم با این بیماری کنار میام با درک قانون تکامل با این که الان من بیزینسی که دارم واقعا عاشقشم و بسیار دوسش دارم از ارتباط با ادم ها کیف میکنم این که میتونم تاثیرگذار باشم و بقیه بهم اعتماد دارن واقعا عالی و به خاطر همین تو کار خودمم دارم میبینم که تکامل طوری داره باعث رونق کسب و کارم میشه و تمام تلاشم بر این که همش برای ذهن منطقیم متال بیارم که بتونم کم کم ابن مقاومت رو کمتر کنم و تو تمام ابعاد زندگیم از قانون تکامل استفاده کنم و واقعا همین قدم اول رو وقتی برداری هدایت میشی نیاز نیست عالی باشی شروع کنی کافی شروع کنی تو مسیر عالی میشی و تا دیر نشده شروع کن که عمرمون داره میره کلی هدف هست که باید به دست بیاد
شکرگذار رب هستم بابت درک و پذیرشم در برابر این قوانین و ممنونم ازت استاد جانم
سلام و درود خدمت تمامی دوستان گلم
قطع درختان هرز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت استاد عباسمنش
چقدر خوب که به چشم ورزش و تحرک بهش نگاه کردین تا از سختی و زیادی کار کاسته بشه تو ذهنتون
موفقیت یعنی انجام کارهایی که باید انجام دهیم.
تعریف زیبایی بود
به اتمام رساندن هر کار با موفقیت باعث افزایش عزت نفس و در نهایت با ایمان بیشتر حرکت کردن میشه
احساس قدرت و اعتماد به نفسی که انسان بعد از انجام کارها و تجربیات جدید بدست میاره خیلی کمک کنندست برای ادامه دادن راهش
شباهت قطع درختان به باورها و افکار منفی
همیشه سعی کنیم از دایره موفقیت یک قدم بالاتر بریم
همیشه بپرسیم چطور میتونیم بهتر باشیم
قدم ها رو محکم و محکم تر برداریم
نتیجه پشتکار و ادامه دادن میشه لذت بردن
مثل پاکسازی جنگل و تکاملی که داشت
وقتی میخوایم کاری رو استارت بزنیم
مسیر رو برای خودمون بخش بندی کنیم
وقتی توی مسیر بیوفتیم دیگه همه چیز راحت و هموار پیش میره
و بدونیم که موفقیت به صورت تصاعدی
به شرط ادامه دادن و قدم برداشتن
خودمونو مقایسه نکنیم با دیگران
استفاده کنیم از قوانینی که از طبیعت یاد میگیرم
این هم جمله تاثیربرانگیزی بود که گفتین آدم دوستداره مولد باشه و خلق کنه!
در پناه خدا باشیم همگی
و ایشالا بتونیم در زندگی مون مولد باشیم و خلق کنیم.
مثل خالق عزیزمون که رب مطلق این جهانه!!!
به نام خدای هدایتگرم
خدایی که هر لحظه، بیوقفه، داره منو به سمت خواستههای درونیم هدایت میکنه.
خدایی که بیرقیبترینه… خدایی که عشق منه، پناه منه، دلیل حرکت منه.
خدایی که دستمو گرفته، منو گذاشته رو شونههاش، و داره توی مسیر تغییر، قدمبهقدم منو جلو میبره.
نه با عجله، نه با فشار… با عشق، با صبر، با لطافت.
امروز یه نشونهی قشنگ ازش گرفتم.
یه تلنگر، یه بیدارباش…
که فاطمه، ببین ذهن قشنگت رو چی داره اشغال میکنه.
چه افکار مزاحمی، چه باورهای پوسیدهای، چه زبالههایی که اصلاً لیاقت حضور توی ذهن تو رو ندارن.
و فهمیدم…
اگه شروع کنم به پاکسازی، اگه اجازه بدم ذهنم نفس بکشه،
اگه جا باز کنم برای نور، برای ایمان، برای باورهای سازنده،
این ذهن قدرتمند میتونه بشه بزرگترین همراه من توی مسیر خلق خواستههام.
خدای مهربونمون،
به ما قویترین ابزار رو داده برای ساختن یه زندگی زیبا.
ابزاری به اسم ذهن…
ذهنی که میتونه زندگی رو از این رو به اون رو کنه.
ولی ما چی کار کردیم؟
اومدیم این ابزار قدرتمند رو تبدیل کردیم به انباری از آشغالهای فکری.
پرش کردیم از ترس، از شک، از قضاوت، از خاطرات دردناک، از حرف مردم…
انقدر پرش کردیم که دیگه جا نداره برای چیزای خوب، برای نور، برای عشق.
وای خدای من…
تو چقدر بزرگی، چقدر بخشندهای، چقدر عاشق مایی
که این ذهن رو بهمون دادی،
و هنوزم با همهی بیتوجهیهامون، بازم منتظری که برگردیم سمتت،
که از این نعمت بیانتها استفاده کنیم،
که قدرش رو بدونیم،
که پاکش کنیم،
و بذاریم توی جهت خواستههامون، توی جهت رسالتمون، توی جهت نور حرکت کنه.
خدای مهربونم،
ازت میخوام که کمکمون کنی،
که مثل استاد عباسمنش، بتونیم ذهنمون رو پاکسازی کنیم،
بتونیم ازش درست استفاده کنیم،
بتونیم باهاش خلق کنیم،
نه تخریب.
خدایا،
تنها تو رو میپرستیم،
و تنها از تو یاری میطلبیم.
ما رو به راه راست هدایت کن…
به راهی که تویی، به راهی که عشق تویی، به راهی که نور تویی.
سلام
امروز اومدم به این فایل
روز 11 ام ترکیه
هنوزم منتظرم ی امیدی خدا تو دلم بندازه
ی هدایتی برسه که بتونم راهم و اینجا پیدا کنم
من چندین سال دارم رو خودم کار می کنم ولی این روزا فهمیدم واقعا اساسی نبوده و کار نکرده
روز های پر از ترس و استرس
حس بد ورشکستگی
حس بد فرار ولم نمی کنه
تو روبرو شدن با آدم ها خوردم به مشکل پر از خجالت و ترس شدم
ذهنم در گیر چه گنم و آزاد نمیتونم بکنم
دوست دارم فکرم و برگردونم ولی واقعا سخته
شرایط برام خوب نیست هیچ اعتماد به نفسی ندارم
دوست دارم ی کاری کنم
و شروع کنم و ی استارت خوب و بزنم ولی نمیدونم از کجا باید اصلا شروع کنم
خداوند و ایمان من هر دو شدن تضاد
خدایا کمک کن من بتونم از این آگاهی ها استفاده کنم
بتونم زیباترین و بسازم خیلی قشنگ تر از قبلی
من امیدم به این سخن استاد که میگفت این جهان در حال رشد و هبچ کاری نکنی خودش درست میشه
الان اینجا باید کار پیدا کنم
از خدا میخوام کمک کنه
ممنون