اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم همه باوجودا که کلی دارن زحمت میکشن تا به آرامش و ثروت در مرحله اول برسن و بعد بتونن برای دنیا یک قدم مثبت بردارن
خیلی خوشحالم استادی مثل شما دارم
که انقدر نکته های عالی میشه دید تو حرفاش که انقدر صادقانه میاد و همه چیز رو توضیح میده بی ریا و بدون سانسور و اصلن هروقت من دلم میخواد یک نکته برام روشن شه تو دلم میگم خدایا ای کاش سیدجان یدونه فایل بده محکم تر شم تو هدفم
.
.
.
استاد و دوستای عزیزم
این چند روزه من کارم رو تعطیل نکردم و خیلی زیبا و خیلی قشنگ چسبیدم به کار اتفاقن نسبت پارسال عالیم هم لحاظ مالی هم از لحاظ روابط و ….
تکلیفم با خودم روشن شده
و هدفه محکمی رو انشاالله گذاشتم
که یک سری انسان ها باید از زندگی من حذف بشن
با توجه من به نکات مثبت اطراف و توجه نکردن به منفی های
.
.
.
.
* هروقت بیکار میشم یکم این جمله ی
در این شرایط عالی کنونی چکار کنیم داش سعید
رو طرح میکنم و سریع جوابش میاد و راحت و آسوده بهشون عمل میکنم و خیلی زیباست که همیشه بارو به جلو رفتنم کارهم زیااااد دارم*
.
.
.
.
.
این چند روز استادو رفقا
وقتایی که شیفت بودم یا سر کار دومم مشغول بودم زمان های خالیم رو تقریبا ۳ روز یا ۴ روز وقت گذاشتم و یک کردیت کارت عالی فوق العاده ساختم اصلن رو دستش نیست با کیفیت عالی با جملات تاکیدی خیلی عالی که توش هستش تبدیل به کلیپ کردم تقریبا ۲۰ دقیقست و وقتی نگاهش میکنم اصلن از ته دل لذت میبرم واقعن خیلی خیلی حال میکنم باهاش و اصلا انگار تو اون مکانها یا پست اون ماشین ها دارم عشق میکنم
و چندین تا فایل با کیفیت بالا
از جملات تاکیدی که پاشنه ی آشیل من بودن رو
ویس کردم و اول صبحها اول اونارو گوش میدم تو راه کار یا پشت فرمون هم چندتا کتاب صوتی عالی دانلود کردم و گوش میکنم و یا فایل های استاد عزیزم رو از اول شروع به دانلود کردم و دارم گوش میدم تا کم کم تغییرات رو ببینم و دارم همین الانشم میبینم خداروشکر
این چند روز کلی منو مسخره میکردن از این که تو جمع ها نمیشستم جمع هایی که منفی میگفتن
یا از شرایط حساس کنونیشون حرف میزدن یا به تمسخر دیگران رو مسخره میکردن یا از دولت و فرهنگ مردم مینالیدن و و و و و
حتی نامزدم با من قهر کرد میگفت تو بیخیالی رعایت نمیکنی منم مریض میکنی و یا تو اصلن احساس نداری این همه دارن میمیرن هروز و کلی حرف منفی که من بایک جمله گفتم
♡عمر دست خداست ♡
من ۱۰ بار قرار بوده تو حریق بمیرم حتمن دلیلی داشته من زنده موندم توی اون عملیات های سخت
و من اصلن ناراحت نشدم و روی نکات مثبتش تمرکز کردم تا دنیا و قانون عمل کنه و مطمئنم که اینها یک نشونست برای انتخاب تمرکز روی چیزهای دلخواه
(اینهارو برای مثال برای دوستای گلم گفتم واقعن توی ذهنم راشون نمیدم شماهم این کارو کنید راشون ندید
فقط تمرکزتون رو نکات مثبت باشه تهشم یه الهی شکر که این نکته مثبت هستش )
خلاصه استاد کلی سفارش کار دارم تعمیرات آسانسور
برای بعد از تعطیلات انشاالله چندتاشو استارت میزنم
چندتاشم همین تو عید باید تموم کنم
راستش حرفتون برای من که خیلی درست بود
اصلن وقت ندارم برسم به این جو مریض کنونیشون
من دارم پله پله با صبوری تکاملم رو طی میکنم
خیلیا حتی نزدیکانمم خیلی اوقات با عقایدم مشکل دارن ولی با احترام ازشون رد میشم و براشون از خدا میخوام یک روز دلشون آرام بشه و از زندگی مثل من لذت ببرند
.
.
تنها برام اهداف و شادی و لذت و تکامل در زندگی و کار برام مهمه چون میدونم روزی
دوستای جدید و خانواده ی جدید میاد انشاالله
مثل الان که شما دوستان کنار هستید و داریم باعث پیشرفت هم میشیم
بدون فشار و بدون اصلن ذره ای شکستگی عقاید و فرکانس.
.
. مهم اینه برای دنیا یک قدم مثبت برداریم و به دنیا و مردم کمک و خدمات بدون توقع برسونیم تمام …
.
.
دوستون دارم خیلی زیاد سرگرمی من الان شده سایت
.چایی و قهوه ، لپ تاپ و ِکردیت کارت ،کتاب صوتی ،و فایلای استاد عزیزم
امید دارم امسال یکی هدفام که شروع دوره ی دوازده قدم هستش بهش میرسم
دوستان عزیز اینجا من یک غلط املایی دارم یعنی جا به جایی کلمه ی کردیت کارت که به اشتباه تو ذهنم نقش بسته بود منظورم همون لیست آرزوها یا درمیم ورک هستش که به خاطر خوب نبودن زبان انگلیسیم ،که خودش باعث شد یک چراغ در تضادهای من روشن بشه
استاد من دختری 12 ساله هستم و این اولین کامنت من هستش راسش من خودم با چشما ی خودم واقعا این معجزه ی شکر گذاری رو دیدم و همیشه وقتی حال دلم خوب بوده و از ته دل برای نعمت های بی شمار خداوند شکر گذاری کردم با این باور که عشق به خدا بود همیشه نعمت بیشتری دریافت کردم و همیشه این جمله ی ( شکر نعمت نعمتت افزون کند ) تو زندگی من رخ داده راستش گاهی اوقات فراموش می کنم خدا همیشه پشتمه و به این فکر می کنم که کاش به دنیا نیومده بودم خیلی اوقات به این جمله ی ( کاشکی هیچ وقت به دنیا نیومده بودم ) فکر کردم و فهمیدم که دارم کفر می کنم سعی می کنم همیشه شاد باشم و وقتی شاد باشم از خدا در رده ی اول به خاطر به دنیا اومدنم تشکر می کنم سعی می کنم اوقات فراغتم رو بشینم یه گوشه و یه ورقه بردارم و اهداف مو توش بنویسم با ذکر روز چون وقتی تاریخ داشته باشه من نمی دونم چرا براش بیشتر سعی می کنم و وقتی انجامش دادم خدارو شکر می کنم . خیلیا دورو برم هستن که میگن تو نمی تونی تو بلد نیستی و از این جور حر ف های مثبت شاید براتون جالب باشه که میگم ( حرف های مثبت ) چون که سعی می کنم به خودم بگم که من برای اونا تلاش و کار نمی کنم که بخوان ازم حمایت کنن پس وقتی بهم میگن نمی تونی و حس درونیم که بهش اعتقاد قلبی دارم بهم میگه که می تونی حتما اون کارو انجام میدم البته گاهی واسم خیلی سخت میشه که کنترلش کنم از خدا هم تشکر می کنم که منو با این سایت اشنا کرد و منو به این سمت هدایت کرد تا با شما بتونم باور هامو اول درست کنم و بعد قویش کنم
سلام عزیزم حالت چطوره؟من 13 سالمه تقریبا هم سنیم اره؟!
بینین به منم خیلیااااااا می گن، اصلا می گم می خوام برم سئول هنوز حرف نزده جمله اینه(پولشو از کجا میاری؟)یعنی اینو انقد شنیدم که برام مثل جک می مونه خداروشکر😂😂😂😂😂😂
خدایا شکرت که انقد با لطف تو قویم، خدایا شکرت که حرفایه بقیه روم اثر نداره،الهی شکر😂
فاطمه عزیزم حتما کتاب معجزه شکرگزاری در 28 روز رو بخون معجزس و هروقتتت کسی بهت گفت نمی تونی و از قبیل این جک ها(مثل یه مرده می خوره به نرده بر می گرده😂😂😂) بشین فیلم چگونه از تضاد ها اهرمی برای رسیدن به خواسته ها بسازیم(اسمش یه همچنین چیزیی دیگه ببخشید😂💖)
این فیلم اصلا معجزس از طرف خداوند روزی دهنده،
اصلا این فیلم عالیه هر روز ببینش هرروز هرروز، فاطمه جان امیدوارم روزی برسه که کامنتتو بخونم و بگی چقد زیبا خداوند از جایی که فکرشو نمی کردی بهت خواستتو می ده.الهی همیشه همه شاد و ثروت و در آسایش و آرامش باشن💖💖
سلام یه استاد و مریمی که در صراط مستقیم قرار گرفتند، راه کسانی که به آن ها نعمت داده شده
سلام به دوستان عزیزم در این سایت پراز آگاهی
پارسال که این لایو روی سایت قرار گرفت، من بارها گوش کردم و یک هفته تمرکزی روی گفته های استاد فکر کردم، نوشتم و کارهای گفته شده رو انجام دادم.
اینقدر این فایل برام آگاهی داشت که اصلا قابل توصیف نیست. من یکی از اون خانم هایی هستم که به شدت درگیر مساله ی حجاب و پوشش بود (البته نمیتونم بگم بود، تمام نشده، در تلاشم) و این فایل در مورد این قضیه کمی ذهن منو باز کرد، شاخک هام تیزتر شد. بخاطر اینکه پارسال این موقع یعنی فروردین 99، یکسالی بودم که حضور مستمر در این سایت و فایل های استاد رو داشتم، مدارم بالاتر رفته بود. از خداوند درخواست هدایت بیشتر و درک بهتر این موضوع یعنی حجاب رو داشتم. و خداوند نیز سریع اجابت کرد. من در تاریخ 16 فروردین98 تمرکزی کار کردن روی این لایو رو شروع کردم و سه روز بعد، در 19 فروردین 98 بنده یک آقایی در یوتیوب بصورت خیلی هدایتی دیدم و ایشون مبلغ دین اسلام هستند که در دانشگاه های امریکا تدریس می کنند. و خیلی مباحث خوبی برای رهاتر و آگاه تر شدن درمورد حجاب، برای من بود. اون موقع علاوه بر گفته های اون شیخ، گفته های استاد، آگاهی های خودم و تفکرات و برداشت های خودم رو هم در دفترم می نوشتم.
دیروز و امروز هم که سال تحویل و اول فروردین 1400 است، خیلی الهام میشد بهم که دوباره این فایل رو گوش کنم. من هم عمل کردم و هدایت دیگه این بود که دریافتی های سال قبلم رو که در دفترم نوشتم، بصورت کامنت ثبت کنم. هم برای خودم مرور و تثبیت میشه و هم انشاله برای دوستان دیگه هم آگاهی خواهد داشت.
به نام خدا
بحث حجاب در خلافت اسلامی متناسب با زمان و مکان تغیر می کند. اگر نگاه مردسالاری باشد، حجاب زن، اساسی ترین مسئله برای اجرای شریعت محسوب می شود. درحالیکه در جامعه ی اسلامی این تفکر، تلقی شرعی اصل محسوب نمی شود.
چیزی که در متون دینی وجود دارد، رعایت نجابت و عفاف هم برای زن و هم برای مرد هستش. جامعه ی اسلامی، درونی باید اسلامی شود. برای مثال عدالت برقرار شود و ربا در قالب سود بانکی حذف شود.
مردان و زنان خودشان باید تصمیم بگیریند به چه سبکی زندگی کنند و چه سبک پوششی داشته باشند. اجبار چه برای حجاب اجباری چه برای بی حجابی اجباری نهایتا محکوم به شکست است. چون انسان ذاتا آزاد و صاحب اختیار آفریده شده و ذات او اجبار را نمیپذیرد. ذات انسان خواستار آزادیست، خواستار راحتیست.
نگاه مردسالارانه و کم ارزش دانستن زن در تمام ادیان وجود داشته و محدود به اسلام نیست. در گذشته نگاه فرودست به زنان داشتند ولی در حال حاضر به نگاه تساوی رسیده است. پس چرا مرد آزاد باشد با پوششی که راحت است باشد ولی زن نه! عدالت اجتماعی در قرآن حرف اول را می زند.
مفسران، محدثان، فقها و زمامداران همه مرد بودند، اینها مسئله ی زن را لمس نمی کنند، درک نمی کنند و چون لمس نمی کنند، نگاه فرو دست دارند.
قضیه ی حجاب، نماد و سمبل هستش و این یک اشتباه است.
زنان مصلحت خودشان را تشخیص می دهند و هیچ نیازی به قیم (ولی، سرپرست) ندارند. زن مثل مرد مساوی است.
(نوشته ی زیر منظورم به فیلم سیاحت غرب است که در آن نشان میدهند زنانی که حجاب نداشند، مدام در کوره سوزانده می شوند.)
هر کسی طبق ذهنیت خودش یکسری خواب ها می بیند، اینکه اون شخصی که حکایت سیاحت غرب رو مطرح کرده و خواب دیده، نمی گویم دروغ گفته یا ساختگی بوده، بلکه طبق ذهنیتی که داشته آن خواب را دیده است. من که به قانون فرکانس آگاه هستم. می دانم که همچین چیزی اشتباه محض است. و نمیپذیرم. نمیشه بر اساس خواب یکنفر چیزی را پذیرفت. پایه ی علمی یا پایه ی قابل قبولی ندارد.
(یک چیزی که شاید خنده دار باشد، ولی همیشه این سوال در ذهنم بود که: فرض کنیم ایران و اسلام 10 درصد کل جهان باشند، و بقیه ی جهان پوشش آزاد دارند یا به اصطلاح بی حجاب هستند، تکلیف اونا چیه؟ یعنی اون کودکی که در خانواده ی بی حجاب زاده شده، خدا عمدا اونو توی اون خانواده انداخته که بی حجاب بزرگ شه و بعد ببرنش جهنم بسوزونن؟ همیشه می گفتم اون 90 درصد بقیه ی جهان آن هم در طی سالها و قرن ها، اون 90 درصد رو هرجا بردن (یعنی جهنم) منم میرم دیگه. و این بزرگ نگاه کردن نسبت به جهنمی شدن بی حجاب ها، باعث می شود کمتر اعتقاد به پوشش بسته که باب میلم نبود، داشته باشم. و یا کمتر از جهنم بترسم.)
در دوره ای که نگاه فرودست به جنس مونث داشتند، و زنده به گور می کردند حتی، اگر در آن دوره محمد می گفت زن با مرد مساوی است، اعراب آن زمان با آن سطح آگاهی میپذیرفتند؟ در آن دوران به چشم ابزار به زن نگاه می کردند، ابزاری برای رفع نیازهای جنسی، برای تولید مثل و یا کنیزی.
نگاه دوران گذشته چه از نظر مذهبی چه جامعه، چه اسلام چه دیگر ادیان، کلا نگاه متفاوتی بود، طبق آن نگاه ها قوانین را تعیین کردند، طبق آن سطح آگاهی، قوانینی که توسط انسان تعیین شده نه قوانین خداوند. حالا که سطح آگاهی بالاتر رفته و دیگر آن نگاه به زن نیست، دیگر آن قوانین اعتبار ندارند. قوانینی که بین زن و مرد مشترک است.
در 1400 سال قبل، ما نمیدانیم دقیقا پوشش زنان به چه صورتی بوده، اصلا مثل الان پارچه بوده و چطور بوده، چقدر بوده!! با توجه به آن دورانی که محمد در آن میزیسته، در قرآن گفته شده به زنان بگو خود را بپوشانند. یعنی چرا و چطورش و حدودش را در آن دوران نمی دانیم. همچنین این جمله در حد توصیه است. و نه اجبار و نه گناه کبیره.
زن و مرد هردو از نفس واحد آفریده شده اند. در مسئله ی انسان شناسی، زن و مرد یکسان هستند.در قران هیچ برتری نسبت به دیگری نیست به جز در تقوا. هیچ نژادی بر دیگری برتر نیست، هیچ قومی و هیچ جنسیتی برتر از دیگری نیست. هیچ کجای قران جنس مرد نسبت به زن برتری ندارد. برتری یا به علم یا تقوا و یا جهاد است. با عالم تر بودن، متقی تر بودن و یا جهادگر بودن میتوان نزد الله برتر بود.
تمام متون دینی زبانی و شفاهی است.
فرهنگ امری زمانی است. به زمان بستگی دارد.
زبان، به زمان و جامعه وابسته است.
جملات، کلمات و افکار بر اساس ادبیات آن زمان گفته می شود.هر متنی با زبان و زمانه ی خودش و با فرهنگ خودش رابطه دارد. حال اگر از آن متن، سالیان سال و قرن ها بگذرد، فهمیدن آن متن برای کسی که در آن دوران نزیسته و شرایط آن دوران رو تجربه نکرده، مشکل خواهد بود. و ممکن است برداشت های غلط داشته باشد. از آن جنبه دشوار می شود که شنونده، نتواند بین پیام گوینده با شرایط فرهنگی آن دوران تفکیک قائل شود. قرآن نیز زبانی است. چه مستقیم و چه از طریق جبرئیل، بصورت وحی بر دل پیامبر نازل شده است. بر زبان پیامبر جاری شده، مخاطبان عصر نزول، آن را مکتوب کرده اند یا به خاطر سپرده اند. برای آن ها مشخص بود منظور پیام وحی در آن زمان چه بود. و قطعا پیامبر در صحبت های روزانه و یا منبرهایش موضوعات قران رو بیشتر برایشان شرح میداده.
در حال حاضر ما نمی توانیم با جدیت و دقت تفکیک کنیم، پیام عرفی و پیام زمانی: کدام پیام گوینده است. و به اشتباه این دو را یک کاسه درنظر میگیرند و همه را به دین و گفته های خدا نسبت می دهند. چه بسا، لزوما منظور و مفهوم و مراد گوینده نبوده است.
(داخل پرانتز بگم، وقتی من میبینم که استاد یک موضوع را کلی توضیح می دهند، آن هم با کلی مثال و از جنبه های مختلف، ولی با اینحال یکسری متوجه نمی شن باز استاد منظورش چی بوده. پس در عصرحاضر، این امکان به شدت وجود دارد که در مورد گفته های پیامبر، دچار کج فهمی شوند، و اینکه تعداد زیادی مردم و طلاب و فقها درگیر کج فهمی شوند، دلیل بر درست بودن و صحت آن نیست. آن ها هم انسان هستند ممکن است خطا کنن. من به نوبه ی خودم با عقلی که دارم و در قرآن همین عقل به عنوان منبع رسیدن به آگاهی معرفی شده، استفاده می کنم و خودم درست و غلط را تشخیص می دهم.)
در قران هم صدای انسان شناسانه و هم صدای عدم تساوی زن و مرد به گوش میرسد. زدن زن، حق خون بها و یا تفاوت شهادت و وراثت زن و مرد، متفاوت است. آیات مربوط به زن حدود 200 آیه در مقابل 6000 شش هزار آیه است. یعنی حدود 3 درصد. از این 200 آیه هم بیشتر صدای اول یعنی صدای تساوی بودن زن و مرد وجود دارد. حال سوالی که مطرح است این است که آیا صدای دوم (عدم تساوی) پیام وحی بوده؟ مراد گوینده بوده؟ مطلوب خداوند بوده؟ یا این تفاوت ها اقتضای فرهنگ و زمانه و زمینه ی خاصی بوده؟ ( و من دقیقا فکر می کنم اقتضای فرهنگ و زمانه و بوده)
از طرفی این دوصدایی به عنوان امتیازی برای زن بیان شده است.
(نظر خودم در مورد این خط گفته شده: در دورانی که از زن به عنوان ابزار استفاده می شده و سهمی از هیچ چیزی نمی برده، آیا اعراب آن دوران می پذیرفتند که با زن سهم برابر داشته باشند؟ قطعا خیر! پیامبر با توجه به شرایط قبل، (حرکت تکاملی) یک قدم جلوتر رفته است، و تعیین کرده حداقل نصف سهم را ببرد.)
حتی در مورد زدن زن هم که در سوره ی نساء آمده است. البته مطالعه کردم که آن کلمه که به کتک زدن معنی شده، معانی دیگر هم دارد و ما دقیقا نمی دانیم منظور خداوند و محمد کدام معنی بوده. فرض می کنیم که به همان معنای کتک زدن معنی داشته باشد. در آن دوران که اصلا طور دیگری با زن رفتار می کردند، پیامبر ابتدا راه های دیگر، مثل صحبت کردن، نصیحت کردن، ترد کردن، طلاق دادن یا شیوه های دیگر را به مرد توصیه کرده است. و به عنوان آخرین راه، کتک زدن را نام می برد. پس بازهم طبق شرایط آن دوران، این آیه به نفع زنان آن دوران بوده.
تبعیض های منفی را اینگونه می توانیم بگوییم که به عرف جامعه مربوط بودند نه به اصول دین.
همانطور که آیات برده داری در قرآن مطرح شده است، آیا باید برده داری کنیم؟
پیامبر نیمی از راه را رفته و مابقی امکان رفتن نبود ولی جهت را به ما نشان داده است.جهت: آزادی. جهت: کرامت انسانی.
بارها در قرآن امده است که محمد انسانی مثل ما بوده است. پس خاصیت انسان این است که فکرش محدود به زمان و شرایط آن جامعه است. محمد هم بر اساس زمانه ی خودش الهامات را دریافت و مکتوب کرده است.
اگر مسئله ی زمان در این متون نبود که اصلا برای مردم آن دوران قابل فهم نبود. این متون با زبان و کلماتی سروده شده است که مخاطب زمان خودش آن را درک کند.
یکسری مسائل هم در گذشته و هم در زمان حاضر موضوعیت دارد. ولی برخی مسائل فقط در گذشته مطرح بود و در حال حاضر دیگر مطرح نیست.
الهی بودن یک متن این نیست که مسئله ی زمانی در آن مطرح نیست.الهی بودن این است که به سمت سعادت هدایت کند. و زمانبند بودن قرآن از الزامات الهی بودن نیست. تورات هم کلام خداست و شاهدیم که بیشتر آن زمانمند است. و در انجیل زمانبندی دیده نمی شود. چون قوانین خاصی در آن مطرح نیست و توصیف حواریون از عیسی مسیح و گفته هایی از زبان اوست.
درست است که مسائل الهی به زمان و مکان مربوط نیست ولی از آنجاییکه این مسائل توسط انسان ها بیان شده است، این انسان، مسئله ی زمان و مکان در ذهنش موجود است.
هر متنی که قرن ها از آن بگذرد مشکل زمانی و فرهنگی و درکی در آن دیده می شود. و این مشکل زبان است به گوینده ربطی ندارد.
متون نوشته شده در آن دوران 1-عقلانی بودند 2-عادلانه بودند 3- اخلاقی بودند 4-کارآمد بودند. حکم شرعی تا زمانیکه این چهار صفت را دارند، باقی می مانند.
سوالی که مطرح است این است که: آیا این احکام در این دوران، عقلانی؟ عادلانه؟ اخلاقی؟ و کارآمد هست یا خیر؟
برخی احکام کارآمد نیست، عقلانی نیست، عادلانه نیست و اخلاقی هم نیست. انسان در دو قرن پیش برده داری را معقول می دانسته. اما در حال حاضر اینطور نیست. در کمتر از یک قرن قبل، رای دادن خانم ها در هیچ کجای دنیا رسمیت نداشت. آن دوران این کار عقلانی بود ولی امروزه فرق کرده است.
مثال جزائی: در گذشته نوع مجازات ها فیزیکی بوده است، قطع عضو بوده است، تازیانه بوده است. بشر امروز به این نتیجه رسیده که این امور عقلانی نیست، اخلاقی نیست، کارآمد هم نیست. به جای این مجازات ها، محدودیت اقتصادی، محدودیت آزادی، محدودیت فردی و مانند این ها اعمال می شود. و این ها اثرات بیشتری نسبت به مجازات فیزیکی دارد.
احکام قابل بازاندیشی هستند. و حقوق زنان هم یکی از این احکام است.
نگاه به شریعت: شریعت چیست و احکام شرعی چیست؟ شریعت مترادف با قانون است؟
قانون چیزیست که پلیس بطلبد، رعایت آن بایدی باشد و رعایت نکردن آن، توبیخ داشته باشد.
شریعت ابتدا هنجارها و ارزش های اخلاقی بوده است. حدیثی که از پیامبر وجود دارد برای چرایی مبعوث شدنش، ایشان به اخلاق و ارزش اشاره دارد. خود قران هم ادعا ندارد که کتاب قانون است. قران خودش را کتاب هدایت معرفی کرده است. هدایت لزوما قانون نیست.
(دوستان گرامی داخل پرانتز بگم، منظور گوینده از قانون، مثلا قانون مجازات برای دزد یا قانون حجاب زن است، نه قوانین الهی که استاد تدریس می کنند.)
اگر قرار باشد که قران همیشگی باشد، آن ارزش های اخلاقی است که همیشه جاودان است. وگرنه قوانین از دوره ای به دوره ی دیگر و از جامعه ای به جامعه ی دیگر تغییر می کند. قوانین دستخوش تحول است. ارزش ها ثابت می مانند. ارزش هایی مثل کرامت انسان، عدالت، امانت داری، بدی، دزدی، خیانت و … هیچ وقت این ارزش ها تغییر نمی کند و همیشه ثابت است. و فرازمانی و فرامکانی است و به جامعه و دوره ی خاصی ربط ندارد. مثلا دروغ گفتن همیشه بد و راستگویی همیشه خوب بوده. قوانین به زمان و مکان وابسته است. دشوار است که قوانین فرازمانی و فرامکانی باشد. قانون گذار براساس شرایط جامعه قوانین را اصلاح می کند. برای مثال در حال حاضر بخاطر دوران بیماری جامعه، مراجع تقلید اعلام کردند که روزه گرفتن واجب نیست. پس این جز ارزش ها نیست.
(دوستان در مورد روزه گرفتن در دوران بیماری، یه سرچی زدم در اینترنت و مراجعی تقلید اما و اگرهایی تعیین کرده بودند و در نهایت کلمه ی واجب نیست در انتهای هر جمله ی آن ها بود، پس دقیقا مثل گفته ی گوینده، روزه جزء شریعت نیست، هر فرد با توجه به شرایط و وضعیت خودش می تواند روزه نگیرد. ولی هیچ جا هیچ کسی نگفته: اگر فلان بود یا بهمان بود، دروغ گفتن جایزه. یا خیانت جایزه. یا بی عدالتی جایزه. یک سری چیزها که تحت هیچ شرایطی جایز نیست، پس شریعت محسوب می شود)
اگر قانونی ده قرن، بیست قرن قبل بوده، هیچ دلیلی وجود ندارد که با الان هم متناسب باشد.
تفاوت قانون و ارزش در این است که قانون طی قرن ها تغییر می کند ولی ارزش تغییر نمی کند. اگر شریعت ارزش باشد با جاودانگی همراه است. و اگر قانون ارزش باشد، زمانبندی لازمه ی آن است.
در مسئله ی زن باید تفکر کنیم ارزش های اخلاقی در زن چیست؟ آن ارزش ها مورد تایید اسلام است؟ ارزش ها در تمام دوران و تمام جوامع یکسان است. دروغ گفتن، خیانت، دزدی در تمام جوامع یکسان است. اما آیا پوشش در تمام جوامع یکسان است؟ (الخصوص جوامعی که پوشش آزاد دارند، در عین حال جامعه ی سالم دارند.) یا حتی در همین دوران یا در گذشته در غارها برهنه بودند.
عبادات قانون نیست. سیستم حقوقی برای آن تعبیه نشده. عبادات مبتنی بر عشق است. به من و خدای خودم ربط دارد.اگر با خدای خودم راز و نیاز کنم، بهره اش را هم می برم و اگر عبادت نکنم، بی بهره خواه ماند.
تفسیر در عالم مجردات صورت نگرفته است. تفسیر یعنی: متن + فهم مفسر. متن ثابت است ولی مفسرها متفاوتند. مفسرها هم مثل مابقی انسان ها ممکن است خطا کنند. عقل محدود (درمقابل آگاهی خداوند) دارند. براساس افکار، اندیشه و باورهایشان درک کرده و نوشته اند. در تفسیر غیر از متن، شخصیت مفسر هم پیدا می کنید. انسان مختار است که کدام تفسیر را بپذیرد و به هر تفسیری که انتخاب کرد قدرت می دهد. هر تفسری که پذیرفتیم در مداری قرار می گیریم که درستی آن را ثابت می کند.
عقل که بارها در قرآن به آن اشاره شده و یکی از چهار منبع شرعی است. اگر عقل به میان آوریم و از آن استفاده کنیم. این سوال مطرح می شود که آیا خداوند به پیامبرش شریعت را می آموخت یا قوانین را؟ طبق عقلانیت این دوران، هم شهادت زن مورد قبول است و هم مرد. طبق عقلانیت این دوران، زنان هوش کمتری نسبت به مردان ندارند. نمی شود الان طبق عقلانیت 14 قرن قبل صحبت کرد. معنای مسلمانی بازگشت به عصر پیامبر نیست. آوردن پیامبر به امروز است. انسان ارتجاعی نیست و قابلیت آن را ندارد که در این دوران ولی با افکار آن دوران زندگی کند. و این عدم تطبیق چیزی جز گمراهی نیست. همانطور که طالبان یا داعش یا… گرفتار آن شدند.
این انتظار از قرآن چگونه در ما شکل گرفت که می بایست تک تک جملاتش فرازمانی باشد؟ درقرآن هم آیات فرازمانی وجود دارد و هم زمانمند. مساله زمانی ایجاد می شود که ما کل قرآن را زمانمند و یا کل آن را فرازمانی قلمداد کنیم.
مسئله ی پوشش و طرز پوشش، مسئله ی زمانمند است. در هر دورانی در هر کشوری در هر قبله ای یکجور لباس می پوشیدند. مثلا در زمان های قاجار، هخامنشیان یا بقیه، آقایان هم لباس بلند مثل مانتو داشتند، آیا می توان گفت الان که آقایان تی شرت می پوشند، گناهکار هستند؟
از 23 سال پیامبری محمد، فقط 6 سال آخر مسئله ی حجاب مطرح شد، اگر این موضوع اینقدر که جامعه ی حاضر مهمش کرده است، اهمیت داشت چرا به عنوان رکن اصلی و از همان ابتدا در قرآن بیان نشد؟ این مسئله جزء فرعیات بود. در همان شش سال هم زنان سالمند، زنان کنیز و برده و زنان غیرمسلمان مکلف و مجبور به رعایت حجاب نبودند. روسری و مقنعه را زنان آزاد سر می کردند.
(واقعا تفکر کردن به این سوال و جواب ها، خیلی باعث میشه ذهنیت بازتر و رهاتری نسبت به پوشش داشته باشیم. و درگیر جزئیات نباشیم و انرژی و تمرکز روی پیشرفت و مسائل مهم بگذاریم.)
زنان کم حجاب و بی حجاب هم در زمان پیامبر وجود داشته ولی پیامبر هیچ حکم اجباری برای آنها بیان نکرده است. حتی یک روایات هم نداریم که پیامبر یه اجبار بر زنی حجاب پوشانده باشد. نه پیامبر، نه علی و نه بقیه ائمه. هیچ روایتی نداریم. نه آیه قرآن و نه روایت در مورد اجباری بودن حجاب نداریم. پس بر اساس چه مستندی این حجاب اجباری موجه است؟ بر چه اساسی پذیرفته ایم؟
بی حجابی یا حجاب آزاد نه در قران و نه در هیچ کتابی به عنوان گناهان کبیره نیامده است.
تعریف گناهان کبیره: کبیره معصیتی است که وعده ی عذاب بر او داده شده باشد و بر آن تشدید عظیم صورت گرفته باشد. بحث حجاب اصلا درون آن نیست.
چیزی که در مورد حجاب اجباری در حال حاضر در حال اجرا شدن است، مستند قرآنی ندارد و طبق فتوای مبلغان مذهبی صورت گرفته است.
لپ کلام خدا، حفظ عفاف و پاکدامنی زنان و مردان است.
نام آقای سخنران، آقای محسن کدیور هستش. توی یوتیوب سرچ کنید حقوق زن در اسلام محسن کدیور، چندتا فایل هست که یکیش طولانی و کامل و با همین عنوانی که گفتم هستش. داخلش اون فایل منبع صحبت هاش رو هم معرفی کرده. اگر میخواهید باوری بهتری در این زمینه کسب کنید و یا به دنبال دانستن منبع گفته هاش هستید، می تونید فایلی که گفتم رو ببینید.
…………………………………………………
خداوند هدایتگرم در طی چند روز، آگاهی هایی که تا اینجا نوشتم رو بهم الهام کرد. و 31فروردین 99 بود که خانم شایسته معنی کلمه ی حجاب رو روی تلگرام قرار داده بودن. البته یه تست بود که یکی از گزینه ها معنای درست بود. سوال تست این بود که معنای درست کلمه ی حجاب در عربی چیست؟
من معنی آن را نمی دانستم، باعث شد وقت بزارم، ریشه و توضیحات کامل این کلمه رو توی نت سرچ کنم و بخونم. و کلمه حجاب به معنای جداکننده ی فیزیکی و متافیزیکی است. و این تعریف نیز چقدر باعث شد نگاه بهتری به مسائل داشته باشم.
…………………………………………….
تمام این نوشته ها برای من لازم بود که به جهان بینی بهتر نسبت به قرآن و احکام قرآنی برسم. درگیر حجاب یا اینجور مسائل نباشم. فقط قصد داشتم نگاه عمیق تر، اگاهانه تر و جامع تر به قرآن داشته باشم. امیدوارم برای همه ی شما عزیزان هم مفید باشه.
میخوام بی مقدمه برم سر اصل مطلب یه مسئله ای برام چند روز پیش پیش اومده بود که مربوط میشد به افزایش اجاره ی سالنم.شریکام خیلی مینالیدن که بی انصافیه خیلی زیاده و این حرفا.ولی من جور دیگه ای فکر میکردم تا این که این فایل استاد رو دیدم گفتم چه بهتر که بیام اینجا مثالمو در قالب حرفای استاد بگم.
مثالی که استاد در مورد اوضاع ایران زد که همیشه افرادی هستن که از اوضاع ایران مینالند اگه خوب روش ریز بشیم خیلی درسا میتونیم ازش بگیریم.
مثال خودمو با مثال استاد شروع میکنم
استاد میگه همیشه افرادی هستن که از اوضاع ایران مینالد و اگر نگاه کنیم این افراد همیشه ورد زبونشونه که حالا بازم دوماه قبل خیلی بهتر بود باز یه سال قبل خیلی خیلی بهتر بود الان دیگه اوضاع جوریه که بدتر از این نمیشه در صورتی که پارسال و سال قبل و قبلترش هم همین حرفارو میزدن.
اجاره سالن ما ماهی ۲ تومن بود و ما همیشه از اجاره ی بالا مینالیدیم که اقا دوتومن خیلیه (.که البته من باور نداشتم که تومن خیلیه مشکل از باور منه که نمیتونم ۲ تومن دربیارم ولی این باور شریکام بود)
تا اینکه یه سال گذشت و موعد قرادادمون رسید ما خودمونو برای افزایش اجاره ۳ تومن آماده کرده بودیم صاحب مغازه اجاره رو کرد ۵ تومن و شریکام شروع کردن به غر زدن و نالیدن که چه خبره و فلان و این حرفا در نهایت تصمیم این شد که با صاحب مغازه صحبت کنیم که اجاره رو بکنه ۴ تومن که اونم اصلا قبول نکرد.
ولی من تو دلم همش داشتم به این موضوع فکر میکردم چرا مایی که (منظور بیشتر شریکامه چون خودم اصلا اینجوری فکر نمیکردم)تا همین پری روز به خاطر اجاره ی ۲ تومن یکسره غر میزدیم چرا الان حاظریم ۴ تومن اجاره رو بدیم ولی اینجا بمونیم.تو این چند روز مگه چه اتفاقی افتاده که ما فکر میکنیم از پس اجاره ی ۴ تومن برمیایم.به این نتیجه رسیدم وقتی آدما تحت فشار قرار میگیرن وقتی مجبور میشن اونوقت بیشتر از توانایی هاشون استفاده میکنن.یعنی میگن دیگه هر جوری شده سنگم از آسمون بباره باید من بتونم این پولو دربیارم چون چاره ی دیگه ای ندارم و زمانی هم که با تموم وجودت کاری رو انجام میدی جهان هم به درخواست تو پاسخ میده و تو میتونی بازم اون اجاره ی بیشتر رو بدی.
ولی موضوعی که اینجاست اینه که چرا ما درس نمیگیریم.؟ چرا هر سال و هر سال و هر سال این روند رو ادامه میدیم.؟ چرا استاندارهامونو نمیبریم بالاتر چرا خودمون خودمونو تحت فشار نمیذاریم که رشد کنیم اجازه میدیم کار از کار بگذره و جهان مارو مجبور به رشد کنه.
چرا از الان نمیایم خودمونو برای درآمد ۱۰ میلیون آماده کنیم تا وقتی صاحب مغازه اجاره رو کرد ۵ تومن راحت بتونیم از پسش بربیایم.چرا میذاریم کار از کار بگذره و جهان مارو مجبور کنه که استاندارمونو بیاریم رو ۵ تومن .و هرچی که کار میکنیم کلا بشه ۵ تومن بعد اون ۵ تومن به کل بره برای اجاره و ما دیگه هیچ پولی نداشته باشیم که بتونیم کاری بکنیم.
چرا قبل از اینکه جهان مارو مجبور به تغییر کنه تغییر نمیکنیم.؟
من در مورد مثال استاد از وقتی که خودمو شناختم همیشه اطرافیانم از گرونی مینالن.و همیشه هم اعتقادشون اینه که باز پارسال بهتر بود باز ۲ ماه قبل خیلی بهتر از الان بود .الان دیگه خیلی گرونی شده بدتر از این نمیشه در صورتی که سال قبل و سال قبلترشم این حرفارو میزدن.همیشه حسرت میخورن کاش پارسال فلان کارو میکردیم کاش پارسال فلان چیزو میخریدیم اونموقع میشد خرید ولی الان دیگه با این گرونی نمیشه درصورتی که پارسالم همین حرفارو میزدن.تویی که سال دیگه حسرت امسالو میخوری که شرایط پارسال بهتر بود.خب الان همون پارساله یه سال بعدته.خودتو بذار تو آینده ببین چه کارایی میتونی بکنی که بعدا حسرتشو نخوری.استانداردهاتو ببر بالاتر سطح باورات رو ببر بالاتر .چشم به هم بزنی یکسال گذشته.اونموقع دوست داری وقتی به الانت نگاه میکنی چه کارایی کرده باشی چه باورهایی رو تغییر داده باشی.همین الان شروع کن یه قدم براش بردار.
چرا ما دیدمونو تغییر نمیدیم؟ چرا به جای لفظ گرونی از این استفاده نمیکنیم که جهان با سرعت خیلی زیادی در همه ی ابعادش داره رشد میکنه.چرا ما رشد نکنیم.؟ چرا با جهان هماهنگ نباشیم که مورد حمایت جهان قرار بگیریم؟
اینها حرفای دلمه به خودم که بی وقفه نوشتم.
امیدوارم تکتکتون امسال بهترین سال زندگیتون باشه نسبت به سالهای قبل
مثلا برادندونام ک میخوام برم خب ب لطف خدا یکسالی میشه یادم رفته دندون دردینی چی ولی میدونم ک باید برم براترمیم ومیدونی مثلا میگن چرامیخوای بری توک چیزیت نیست دردی نداری ینی همه عادت کردن فقط وقتی نابود شدن اقدام کنن ومنم قبلا همینجوربودم البته تویه سری مواردهنوزجاکاردارم
چقدخوب ب قوانین توزندگیت فکرمیکنی ونتیجه گیری میکنی
منم مثلا وقتی میگن خونه گرون شده برارهن یااجاره هابالاس باخودم میگم ن اینابالانیستن این ماییم ک تغییرنکردیم وحالا برامون سخته شرایط وزیادمیبینیم اون صابخونه تکاملشوطی کرده برااین مبالغ وجهانم درحال پیشرفته قرارنیست برای من ثابت بمونه ک من بتونم زندگی کنم نه جهان حرکت میکنه یابایدباش حرکت کردیازیرچرخاش له شد تمام…
اتفاقا راجب کامنتت ک گفتی معلم زبان خارجم یه حرف جالبی زد میگفت ماآدما فقط توشرایط سخت حرکت میکنیم میذاریم بمون فشاربیادبعدحرکت میکنیم مثال قشنگیم زد گفت مثلا یه امتحانی داری برا سال دیگ ویه کتابم داری براخوندن خب تویکسال اون کتابومیخونی تااماده شی براامتحان حالا اگربگن اون امتحان 6ماه دیگس همون کتابوتوشش ماه میخونی حالا اگربگن ماه دیگس بازهمون کتابوتو یکماه میخونی اگربگن دوروز دیگس تودوروز تمومش میکنی ینی ما پتانسیل زیادی واسه انجام کارامون وموفقیت داریم ولی چون تحت فشارنیستیم ازش استفاده نمیکنیم تازه خداروشکر ک ما هدایت شدیم ب این مسیروفهمیدیم ک همچین پتانسیلی داریم ک مام میتونیم موفق شیم یه سریا ک یانمیدونن یاباورنمیکنن خودشونو یامیگن موفقیت ماله افرادخاصه یا خودشون محدودمیکنن ب یه جایگاه خاصی
خلاصه ک آقاجان تاتوشرایط خوبیم باید حرکت کنیم ک اندازمون بشه صد ک اگررسیدیم ب مانعی ک اندازش ده بود برامون چیزی نباشه راحت ازش رد شیم…
عاشقتم آجی قشنگم سپاسگزارم ازکامنت عالیت
ب امید دیدارهمگی درپرادایس زیبا درکنار استاد وخانم شایسته قشنگم
درپناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشی عزیزدلم (◍•ᴗ•◍)
من کامنتو پارسال گذاشتم و چقدررر خداوند به موقع منو توسط دستان توانمندش که شما باشی منو دوباره به کامنتم هدایت کرد…
سپاسگذار خداوندم که به موقع اجابت میکنه بندگانش رو…امروز یکسری درخواستها از خداوند داشتم که میخواستم کمکم کنه پیام شما یک نشونه بود برای من…
من آرایشگرم(شنیون کار)تو چند ماه اخیر به لطف الله پیشرفت های خیلی زیادی داشتم چه به لحاظ جایگاه و مهارتم و چه درامدم…دوماه محرم و صفر که سالن تعطیله من کلیییی برنامه برا خودم چیدم که انجامشون بدم چه آموزش دیدن برای افزایش مهارتم چه دوره هایی که از سایت استاد خریدم…از روز اول تعطیلیم شروع کردم به کار کردن روی خودم و تعطیلات برام معنایی نداره…امروز کمی حالم بد بود دلیلش رو نمیتونستم بفهمم…مادرم بهم میگفت چرا اینقدر به خودت سخت میگیری تو که تا تازه تعطلیل شدی کلی فرصت داری حالا استراحت کن…ولی من تو کتم نمیرفت …پیام شما رو که خوندم تغییرات خودم رو از زمان آشنایی با قانون فهمیدم…امروز دلیل این حجم از برنامه هام رو فهمیدم اینکه من ناخودآگاه به سمتی هدایت شدم که به خودم سخت بگیرم قبل از اینکه جهان به من سخت بگیره…شاید هرکسی که تو موقعیت 5 ماه پیش من بود الان به موقعیت الان من میرسید انگار دیگه به همه ی چیزایی که آرزوش بود رسیده اما من روز به روز دارم دایره ی اهداف و ارزوهامو بزرگتر میکنم…خوشحالم و سپاسگذار خداوندم که کمکم میکنه به چیزهایی که مینویسم عمل کنم…
از خداوند جانم میخوام کمکم کنه که تو این اهدافی هم که برای این دوماه. تعیین کردم موفق باشم و هدفامو تیک بزنم…
و برای تو دوست قشنگ و خوش قلبم آرزوی بهترینها و طی کردن مدارهای بالا با سرعت نور رو دارم…
این فایل برای من این را یادآوری کرد که باید همیشه برای خودم هدف داشته باشم
همیشه روی نقاط قوت خودم کار کنم
همیشه منتظر این باشم که برای خودم بهترین را بسازم
همیشه دنبال این باشم که افکار و باورهای خوبی را برای خودم بسازم
همیشه در این حال باشم که برای خودم حال خوب را خریدار باشم
مراقب ورودی های خودم باشم
هدف گذاری و پله پله قدم برداشتن در راه این هدف یکی از مهمترین موضوعاتی بود که استاد در این فایل به من یاد دادند
واقعا این ارزشمندترین کاری است که می توان در شروع هر کار و هر هدف و دوره ای انجام داد
این بزرگترین درس زندگی امروز برای من بود
نوشتن یکی از مهمترین کارهایی است که من باید عادت کنم به انجام این کار و این واقعا برای من خیلی خیلی مهم است که هر چه بیشتر به آن عمل کنم زندگی من روان تر و آسان تر و راحت تر خواهد بود
یکی دیگر از صحبت های استاد برای من این بود که باید این روند تکاملی ادامه دار باشد
یعنی اینکه باید و باید این روند کار کردن روی خودم و ساخت باورهای خودم همیشگی و دائمی باشد
باید همیشه بتوانم به بهترین شکل ممکن روی خودم کار کنم و این همان رمز و راز موفقیت است
درسی دیگر
سپاسگذار بودن
قدردان نعمت های موجود و در اطراف خودم باشم
این یکی دیگر از بهترین کارهایی است که می توانم انجام بدهم
درس دیگر برای من این است که بر حسب علایق خودم کار انجام بدهم
همان راهی را بروم که در آن علاقه دارم
دنبال کاری بروم که در آن حس و حال من خوب است و این یکی دیگر از رمز و راز موفقیت در این دنیای مادی است
تمام این صحبت های استاد را قدم به قدم گوش بدهم و جلو بروم بی شک من همیشه شاد و خرسند خواهم بود چرا که من به راحتی و آسانی به موفقیت های خودم دست پیدا خواهم کرد
امروز هم داریم خونه تکانی ذهنی میکنیم و پاک میکنیم ذهنمون رو از هر شرکی
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ
آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!
یس – 60
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّـهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه میکرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.»
لقمان – 13
هیچ وقت شرک نمی ورزم و از او اطاعت میکنم.همان که مرا از نطفه ای ناچیز آفرید و به من کرامت داد.
خدایا شکرگزارم از نعمت بزرگ خلیفه الله ی و اینکه ما را لایق قرار دادن روحت در ما کردی.
خدایا شکرگزارم که دهانم را ،قلمم را،ذهنم را باز کردی تا بنویسم از آیات خودت.
من صد در صد خالق زندگی خودم هستم و بنابراین به هر خواسته ای میرسم.درخواست میکنم و رها میکنم .در مدت رهایی ذهنم را به الله متمایل میکنم نه به شیطان.
خدایا ما به هر خیری از طرف تو همیشه محتاجیم.خدایا تویی که ما را وارد وادی خودت میکنی و ما فقط لبیک میگوییم.ما میگوییم و ایمان می آوریم و تو میبری و هدایت میکنی و انجام میدهی.
خدایا هر آنچه هستی تویی و تویی که ما را خلق کردی ،پس قوت خلق را به ما هم دادی و جهانی دادی تا راه بهشت را هموار کند و ما ایمان داریم که روزی باید جواب پس بدیم و بگیم که از روحت چگونه استفاده کردیم.
خدایا هر لحظه دانایی و روشنی را در ما بوجود آور و هدایت کن به سمت انوار الهی و روح مقدست!
خدایا خواسته ام فهم است.استاد میگوید بدون هدایت من هیچم ،خدایا مزه هدایت و فهم هدایت رو بهمون بچشان.
خدا ایمان داریم به یگانگی و وحدانیت تو و ایمان داریم به پیامبرانت و کتابهای آسمانیت و به آخرت و لقا الله.
خدایا ما را در زمره مؤمنان و صالحان قرار بده و همواره ما رو به خودت برگردون.
خدایا ایمانمون رو به یقین و عمل تبدیل کن.
خدایا نتایجمون رو وسیع و بزرگ کن و ببار بر ما خان نعمات فراوانت را.
خدایا شکرگزاریم از همه نعمتهایت و شکرگزاریم از این دوره ارزشمند و شکرگزاریم از انسانهای معنوی و شکرگزاریم از این سایت الهی و شکرگزاریم از استاد شایسته و شکرگزاریم از همدیگر و شکرگزاریم از استاد عباس منش عزیز
خدایا تنها و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم پس ما را به راه راست کسانی که نعمت داده ای هدایت کن.
سلام و درود به استاد عزیز،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم،
«روز چهارم پروژه»
باور به امکان پذیری
دفترها و سررسیدهای سالهای قبلم رو که نگاه میکنم توی هرکدوم دوسه باری هدفگزاری کردم و دوسه هفته پرانرژی و پرشور براش حرکت کردم اما بعدش ولشون کردم و دیگه اثری از هدفگزاری نمیبینم !
چرا اینجوری بودم؟
چون باور صد درصدی نداشتم که این هدفم قراره تیک بخوره !
صرفا تو جو صحبتهای استاد قرارگرفته بودم و هدفی نوشته بودم اما به یکماه نرسیده فراموشش کردم!
من تو این مدتی که توی سایت هستم بالا و پایین زیاد داشتم و حضورم پیوسته نبوده اما زمانهایی که منظم بودم و پیوستگی داشتم بهترین حال رو تجربه میکردم،بهترین اتفاقات رو داشتم و احساساتم به شدت معنوی و توحیدی بوده …
چون کنترل ذهن داشتم و این روند ادامه دار بوده …. انگار بعد از اینهمه سال عضویت ،تازه اهمیت کنترل ذهن رو درک کردم !
و تازه درک کردم چرا اهدافم رو بعد از مدتی ول میکردم!
(چون باور نداشتم بهشون میرسم و عجله داشتم و
توقع نتایج زیاد داشتم با کار ذهنی کمم!!)
و امروز حین شنیدن چندین وچند باره این فایل، چراغی توی ذهنم روشن شد و فهمیدم دلیل بی انگیزه شدنم چیه.
آدمها مثل هم نیستند و ذهنم سریع شروع کرد به مقایسه تا نتایج این چندساله رو کمرنگ کنه و بگه بقیه زودتر از تو درک کردن و تو بعد اینهمه سال عضویت تازه میگی کنترل ذهن مهمه هه کجای کاری و …. اما جلوشو گرفتم چون من دانشجوی دوره احساس لیاقتم سریع نتایج این مدت تو ذهنم اومد و آروم شدم.
ذهنیت من از وقتی با استاد هستم به شدت تغییر کرده، نگاهم در مورد دین تغییر کرده، تعصباتم رو کنار گذاشتم، اعتماد بنفسم بالا رفته، مستقل شدم، به نسبتی که کار کردم شخصبتم رشد پیدا کرده ….پس من نمیتونم بگم نتیجه نگرفتم هزاران نتیجه ریز و درشت دارم ««
و همینکه میتونم خیلی زود ذهنم رو آروم کنم نتیجه بزرگیه و کنترل ذهنه .
اینها برای ذهنم بود هههه.
استاد عزیزم برای من خیلی طول کشید تا علاقه م رو پیدا کنم اما الان مهارتی رو شروع کردم و میتونم هرروز براش هدفهای کوچیک بگذارم و خودمو ارتقا بدم شروع کردن خیلی سخته ولی قدم اول رو که برداشتم فشار ذهنیم کمتر شد و الان خیلی بهتر میتونم صحبتهای شما درمورد بهتر شدن در کار و توانمندی رو درک کنم.
صحبتهای شما در این فایل عالی بود گفتید لازم نیست بدونی مسیرهای آینده کجاست
شنیدن این جمله بهترین بود برام ،همه ما آدمها خیلی درگیر فکر به آینده هستم خیلی سوال از آینده تو ذهنمون داریم وای بعدا چی میشه؟ چیکار کنم؟
که هرچی بیشتر فکر کنیم یاس وناامیدی بیشتر میشه
اما وقتی توکل کنیم و فقط یکی دوتا پله بعدیمون رو ببینیم خیلی خیلی حالمون بهتره
در مورد سپاسگزاری و ناسپاسی هم گفتید که خیلی لازم بود و ماها همیشه نیاز داریم این موضوعات رو بیاد بیاریم
قانون خیلی فراره و تو شرایط سخت ماها یادمون میره چه آگاهی هایی داریم.
چندوقت پیش که حالم بد بود فرد ناسپاسی شده بودم اما نمیدونستم چرا حالمبده چرا خوب نمیشم؟
من فراموش کرده بودم هرروز باید شکرگزار باشم و به همین سادگی خودمو از داشتن حال خوب محروم میکردم کلی نعمت داشتم اما سپاسگزاری نکردم نعمتها برام عادی شدن ،من همیشه با گل و گیاهای حیاطمون ،با حیوونا و …حرف میزدم لمسشون میکردم اما این تابستونی که گذشت ،هیچی ندیدم ! هیچ گیاهی لمس نکردم ! به شاخه هیچ درختی نگاه نکردم! به سیبهای خوشگل درختامون نگاه نکردم! گلهای زرد و بنفش و صورتی باغچه رو ندیدم ! کدو تنبلهای بزرگ و خوشگل رو ندیدم! مرغ و خروسهای جدیدمونو ندیدم! این تابستونی که گذشت من کور بودم ،کر بودم، بی احساس بودم!!
حتی نوشتنش اشکمو در میاره
پولهای خوبی جذب میکردم اما ندیدم
کارام به خوبی انحام میشد اما عادی بود
لبخند آدمها برام عادی بود
مهرو محبت و دریافت عشق برام عادی بود!
دارم اعتراف میکنم ناسپاس بودم و چطور با دستهای خودم حالم رو خراب کردم و رابطمو با منبع مسدود کرده بودم.
ناسپاس باشی ازت گرفته میشه
هرچیزی میخاد باشه مهم نیست وقتی ناسپاسی کنی ازت گرفته میشه !
خانم شایسته ازتون ممنونم فرکانس ما رو دریافت کردین و این پروژه رو شروع کردید
چیزیه که اکثر بچه ها میگن مناسب حال و روز فعلیمونه ،
عالی بود عالی
اگه بخام بنویسیم ده ها صفحه دلنوشته دارم اما همینجا تموم میکنم چون به شدت بغض کردم وقتی از ناسپاسی نوشتم و اینکه خداوند دوباره دستمو گرفت به این مسیر بَرم گردوند !
امیدوارم دیگه از سایت فاصله نگیرم چون مثل جهنم بود.الهی آمین
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
خدایا شکرت استاد هر لحظه درسها و آگاهیهای خوبی برای من دارد من اینکه خودم را در اول سال متعهد کنم هدفهای خوبی را انتخاب کنم و از قوانین تبعیت کنم وهمه آن از افکارمان میآید چون کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی این کار خیلی راحت نیست اما شدنی است
اگر اهمیت آن را بدانیم کار راحتتر میشود برای من باید برای اهدافمان لیست انتخاب کنیم و کارهایی که میشود انجام دهیم برای هدف و هر روز آن را ببینیم و حرکت کنیم و اهداف را باید بنویسیم و هر روز آن را بخوانیم وقت بزاریم و باور کنیم که به اهدافمان میرسیم
اگر در مورد نعمت همیشه سپاسگزار باشیم قطعاً از آن نعمت بیشتر وارد زندگی ما میشود علایق تو تکامل شکل میگیرد و بعد هدایت میشویم به آنچه دوست داریم چون افراد موفق کسانی هستند که عاشق کار خودشان هستند وکم کم به خواستههای خود هدایت میشوند خدایا ما را برای راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
استاد دقیقا من دیشب این فایل رو گوش دادم و دقیقا جواب به سوال من بود ، من الان چند روزه درگیرم که آقا !کیانا! دیگه میخوای چی کار کنی 19 سالته تو هنوز نمیدونی به چی علاقه داری بری دنبالش ؟ راستش استاد تعریف از خود نباشه من تو خیلی چیزا استعداد دارم تو حوضه درسی خیلی موفق بودم و هوش استعداد فوق العاده ای دارم من حافظ 15 جز قرآن بودم حالا به دلایلی رهاش کردم و تو مدرسه تیزهوشان درس خواندن و کنکورم رو فوق العاده دادم و رشته ی فوق العاده ای قبول شدم و کلا هر درسی که خوب بخونم و ماهر باشم توش رو دوست دارم فرقی نمیکنه با این حال ریاضی یه چیز دیگه است برام ولی داخل رشته ام نیست و علاوه بر اون قوه تخیل خیلی قوی دارم و از همون بچگی به همه تخیلاتم رو میگفتم با جزئیات کامل هنوزم همین جورم ولی چون اونا گوش نمیدادن مجبور بودم دروغ بگم و یک معلمی هم داشتیم که گفت بیا کیانا اینا رو داخل یک دفتر بنویس یه مدت این کارو میکردم ولی چون کسی جز خودم نمیخوندشون هیچ ذوق و شوقی دیگه برای ادامه دادن نداشتم و ولش کردم ولی الان در جهت خواسته هام دارم ازش استفاده میکنم و توی تقلید صدای بچه گانه ام به شدت حرفه ای هستم به طوری که اگه از پشت گوشی اگه با یکی بچه گانه صحبت کنم تشخیص نمیده که بچه است یا یک دختر 18 ساله
علاوه بر اون همه میگن صدام برای خوانندگی هم فوق العاده است
بعد که شما گفتید تکاملی که باید طی کنید واقعا آرام گرفتم فکر کنم از ترم 5 یعنی یک سال دیگه بتونم برم با این رشته ای که توش دارم تحصیل میکنم سر کار فکر کنم حقوقشم 8 اینا باشه استاد من تا به امروز یک هزار تومانی هم تو زندگی ام پول نساختم حتی داخل این کارگاه های که تو مدرسه میزاشتم یه چیزی بیاری بفروشید من منتفر بودم از فروش فکر می کردم دارم یک جنسی رو به مردم غالب میکنم برای همین هیچ وقت اقدامی برای پول در آوردن نکردم، و باور ایراد دارم اینه که من دخترم حالا خانواده ام میدن بعدشم که ازدواج میکنم شوهرم میده و اینا
من از تو خیلی بزرگترم ولی شبیه خودمی البته سالهای پیشم.
میخوام چند تا چیزی بهت بگم که تجربه خودمه شاید به کارت اومد
اول بعد از توکل و تکیه به الله مهربان سعی کن به شدت روی خودت کار کنی. دوره بخر دوره های رایگان رو استفاده کن.
باید پر از هدف و ایده باشی. و این استعداد های بزرگ رو در جهت خوب پرورش بدی.
دوم فکر نکن به چی علاقه داری. فقط حرکت کن تا مادامی که پیداش نکردی. من همسن تو که بودم همش مهارت کسب میکردم. نگاه نمیکردم که بکارم میاد یا نه. یا داره زمانمو میگیره. فقط در اون لحظه حس میکردم دوسش دارم میرفتم آموزش میدیدم انجام میدادم و پول درمیاوردم. هر برهه ای از زندگیم از یه چیزی پول دراوردم. از زمان قبل دانشگاه از ساخت گل چینی و آشپزی زمان دانشگاه از جعبه سازی برای مخارج دانشگاهم بعدش از ارایشگری. نقاشی. از زشته دانشگاهی خودم. تا در انتها به رشته و کسب و کار الانم هدایت شدم و سالهاست که دارم لذت میبرم از کارم. پس نترس و برو مهارت کسب کن.
هرچیزی که بهش حس خوب داری.
از خدا هدایت بگیر روزانه که بهت ایده های عالی الهام کنه. برو انجامش بده.
و سوم تصویر های عالی از چند سال دیگه داشته باش. خیلی پررنگ و محسوس. باشون زندگی کن از ثروت سلامتی ارتباطات.
اینا یه بخش کوچیکی بود از یه دریا حرفم
امیدوارم همیشه در جهت مسیر هدایتی الله مهربان پیش بری و روز بروز شاهد تغییرات زیبا در زندگیت باشی.
استاد عزیزم سلام
سلام به همه هم فرکانسی های عزیزم همه باوجودا که کلی دارن زحمت میکشن تا به آرامش و ثروت در مرحله اول برسن و بعد بتونن برای دنیا یک قدم مثبت بردارن
خیلی خوشحالم استادی مثل شما دارم
که انقدر نکته های عالی میشه دید تو حرفاش که انقدر صادقانه میاد و همه چیز رو توضیح میده بی ریا و بدون سانسور و اصلن هروقت من دلم میخواد یک نکته برام روشن شه تو دلم میگم خدایا ای کاش سیدجان یدونه فایل بده محکم تر شم تو هدفم
.
.
.
استاد و دوستای عزیزم
این چند روزه من کارم رو تعطیل نکردم و خیلی زیبا و خیلی قشنگ چسبیدم به کار اتفاقن نسبت پارسال عالیم هم لحاظ مالی هم از لحاظ روابط و ….
تکلیفم با خودم روشن شده
و هدفه محکمی رو انشاالله گذاشتم
که یک سری انسان ها باید از زندگی من حذف بشن
با توجه من به نکات مثبت اطراف و توجه نکردن به منفی های
.
.
.
.
* هروقت بیکار میشم یکم این جمله ی
در این شرایط عالی کنونی چکار کنیم داش سعید
رو طرح میکنم و سریع جوابش میاد و راحت و آسوده بهشون عمل میکنم و خیلی زیباست که همیشه بارو به جلو رفتنم کارهم زیااااد دارم*
.
.
.
.
.
این چند روز استادو رفقا
وقتایی که شیفت بودم یا سر کار دومم مشغول بودم زمان های خالیم رو تقریبا ۳ روز یا ۴ روز وقت گذاشتم و یک کردیت کارت عالی فوق العاده ساختم اصلن رو دستش نیست با کیفیت عالی با جملات تاکیدی خیلی عالی که توش هستش تبدیل به کلیپ کردم تقریبا ۲۰ دقیقست و وقتی نگاهش میکنم اصلن از ته دل لذت میبرم واقعن خیلی خیلی حال میکنم باهاش و اصلا انگار تو اون مکانها یا پست اون ماشین ها دارم عشق میکنم
و چندین تا فایل با کیفیت بالا
از جملات تاکیدی که پاشنه ی آشیل من بودن رو
ویس کردم و اول صبحها اول اونارو گوش میدم تو راه کار یا پشت فرمون هم چندتا کتاب صوتی عالی دانلود کردم و گوش میکنم و یا فایل های استاد عزیزم رو از اول شروع به دانلود کردم و دارم گوش میدم تا کم کم تغییرات رو ببینم و دارم همین الانشم میبینم خداروشکر
این چند روز کلی منو مسخره میکردن از این که تو جمع ها نمیشستم جمع هایی که منفی میگفتن
یا از شرایط حساس کنونیشون حرف میزدن یا به تمسخر دیگران رو مسخره میکردن یا از دولت و فرهنگ مردم مینالیدن و و و و و
حتی نامزدم با من قهر کرد میگفت تو بیخیالی رعایت نمیکنی منم مریض میکنی و یا تو اصلن احساس نداری این همه دارن میمیرن هروز و کلی حرف منفی که من بایک جمله گفتم
♡عمر دست خداست ♡
من ۱۰ بار قرار بوده تو حریق بمیرم حتمن دلیلی داشته من زنده موندم توی اون عملیات های سخت
و من اصلن ناراحت نشدم و روی نکات مثبتش تمرکز کردم تا دنیا و قانون عمل کنه و مطمئنم که اینها یک نشونست برای انتخاب تمرکز روی چیزهای دلخواه
(اینهارو برای مثال برای دوستای گلم گفتم واقعن توی ذهنم راشون نمیدم شماهم این کارو کنید راشون ندید
فقط تمرکزتون رو نکات مثبت باشه تهشم یه الهی شکر که این نکته مثبت هستش )
خلاصه استاد کلی سفارش کار دارم تعمیرات آسانسور
برای بعد از تعطیلات انشاالله چندتاشو استارت میزنم
چندتاشم همین تو عید باید تموم کنم
راستش حرفتون برای من که خیلی درست بود
اصلن وقت ندارم برسم به این جو مریض کنونیشون
من دارم پله پله با صبوری تکاملم رو طی میکنم
خیلیا حتی نزدیکانمم خیلی اوقات با عقایدم مشکل دارن ولی با احترام ازشون رد میشم و براشون از خدا میخوام یک روز دلشون آرام بشه و از زندگی مثل من لذت ببرند
.
.
تنها برام اهداف و شادی و لذت و تکامل در زندگی و کار برام مهمه چون میدونم روزی
دوستای جدید و خانواده ی جدید میاد انشاالله
مثل الان که شما دوستان کنار هستید و داریم باعث پیشرفت هم میشیم
بدون فشار و بدون اصلن ذره ای شکستگی عقاید و فرکانس.
.
. مهم اینه برای دنیا یک قدم مثبت برداریم و به دنیا و مردم کمک و خدمات بدون توقع برسونیم تمام …
.
.
دوستون دارم خیلی زیاد سرگرمی من الان شده سایت
.چایی و قهوه ، لپ تاپ و ِکردیت کارت ،کتاب صوتی ،و فایلای استاد عزیزم
امید دارم امسال یکی هدفام که شروع دوره ی دوازده قدم هستش بهش میرسم
خدایا بابت همچی
صد هزار مرتبه شکرت
دوستان عزیز اینجا من یک غلط املایی دارم یعنی جا به جایی کلمه ی کردیت کارت که به اشتباه تو ذهنم نقش بسته بود منظورم همون لیست آرزوها یا درمیم ورک هستش که به خاطر خوب نبودن زبان انگلیسیم ،که خودش باعث شد یک چراغ در تضادهای من روشن بشه
دوستون دارم
به نام خدایی که همیشه خواسش به بندگانش است
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته
استاد من دختری 12 ساله هستم و این اولین کامنت من هستش راسش من خودم با چشما ی خودم واقعا این معجزه ی شکر گذاری رو دیدم و همیشه وقتی حال دلم خوب بوده و از ته دل برای نعمت های بی شمار خداوند شکر گذاری کردم با این باور که عشق به خدا بود همیشه نعمت بیشتری دریافت کردم و همیشه این جمله ی ( شکر نعمت نعمتت افزون کند ) تو زندگی من رخ داده راستش گاهی اوقات فراموش می کنم خدا همیشه پشتمه و به این فکر می کنم که کاش به دنیا نیومده بودم خیلی اوقات به این جمله ی ( کاشکی هیچ وقت به دنیا نیومده بودم ) فکر کردم و فهمیدم که دارم کفر می کنم سعی می کنم همیشه شاد باشم و وقتی شاد باشم از خدا در رده ی اول به خاطر به دنیا اومدنم تشکر می کنم سعی می کنم اوقات فراغتم رو بشینم یه گوشه و یه ورقه بردارم و اهداف مو توش بنویسم با ذکر روز چون وقتی تاریخ داشته باشه من نمی دونم چرا براش بیشتر سعی می کنم و وقتی انجامش دادم خدارو شکر می کنم . خیلیا دورو برم هستن که میگن تو نمی تونی تو بلد نیستی و از این جور حر ف های مثبت شاید براتون جالب باشه که میگم ( حرف های مثبت ) چون که سعی می کنم به خودم بگم که من برای اونا تلاش و کار نمی کنم که بخوان ازم حمایت کنن پس وقتی بهم میگن نمی تونی و حس درونیم که بهش اعتقاد قلبی دارم بهم میگه که می تونی حتما اون کارو انجام میدم البته گاهی واسم خیلی سخت میشه که کنترلش کنم از خدا هم تشکر می کنم که منو با این سایت اشنا کرد و منو به این سمت هدایت کرد تا با شما بتونم باور هامو اول درست کنم و بعد قویش کنم
منون از استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربان
خدایا شکر
سلام عزیزم حالت چطوره؟من 13 سالمه تقریبا هم سنیم اره؟!
بینین به منم خیلیااااااا می گن، اصلا می گم می خوام برم سئول هنوز حرف نزده جمله اینه(پولشو از کجا میاری؟)یعنی اینو انقد شنیدم که برام مثل جک می مونه خداروشکر😂😂😂😂😂😂
خدایا شکرت که انقد با لطف تو قویم، خدایا شکرت که حرفایه بقیه روم اثر نداره،الهی شکر😂
فاطمه عزیزم حتما کتاب معجزه شکرگزاری در 28 روز رو بخون معجزس و هروقتتت کسی بهت گفت نمی تونی و از قبیل این جک ها(مثل یه مرده می خوره به نرده بر می گرده😂😂😂) بشین فیلم چگونه از تضاد ها اهرمی برای رسیدن به خواسته ها بسازیم(اسمش یه همچنین چیزیی دیگه ببخشید😂💖)
این فیلم اصلا معجزس از طرف خداوند روزی دهنده،
اصلا این فیلم عالیه هر روز ببینش هرروز هرروز، فاطمه جان امیدوارم روزی برسه که کامنتتو بخونم و بگی چقد زیبا خداوند از جایی که فکرشو نمی کردی بهت خواستتو می ده.الهی همیشه همه شاد و ثروت و در آسایش و آرامش باشن💖💖
سلام یه استاد و مریمی که در صراط مستقیم قرار گرفتند، راه کسانی که به آن ها نعمت داده شده
سلام به دوستان عزیزم در این سایت پراز آگاهی
پارسال که این لایو روی سایت قرار گرفت، من بارها گوش کردم و یک هفته تمرکزی روی گفته های استاد فکر کردم، نوشتم و کارهای گفته شده رو انجام دادم.
اینقدر این فایل برام آگاهی داشت که اصلا قابل توصیف نیست. من یکی از اون خانم هایی هستم که به شدت درگیر مساله ی حجاب و پوشش بود (البته نمیتونم بگم بود، تمام نشده، در تلاشم) و این فایل در مورد این قضیه کمی ذهن منو باز کرد، شاخک هام تیزتر شد. بخاطر اینکه پارسال این موقع یعنی فروردین 99، یکسالی بودم که حضور مستمر در این سایت و فایل های استاد رو داشتم، مدارم بالاتر رفته بود. از خداوند درخواست هدایت بیشتر و درک بهتر این موضوع یعنی حجاب رو داشتم. و خداوند نیز سریع اجابت کرد. من در تاریخ 16 فروردین98 تمرکزی کار کردن روی این لایو رو شروع کردم و سه روز بعد، در 19 فروردین 98 بنده یک آقایی در یوتیوب بصورت خیلی هدایتی دیدم و ایشون مبلغ دین اسلام هستند که در دانشگاه های امریکا تدریس می کنند. و خیلی مباحث خوبی برای رهاتر و آگاه تر شدن درمورد حجاب، برای من بود. اون موقع علاوه بر گفته های اون شیخ، گفته های استاد، آگاهی های خودم و تفکرات و برداشت های خودم رو هم در دفترم می نوشتم.
دیروز و امروز هم که سال تحویل و اول فروردین 1400 است، خیلی الهام میشد بهم که دوباره این فایل رو گوش کنم. من هم عمل کردم و هدایت دیگه این بود که دریافتی های سال قبلم رو که در دفترم نوشتم، بصورت کامنت ثبت کنم. هم برای خودم مرور و تثبیت میشه و هم انشاله برای دوستان دیگه هم آگاهی خواهد داشت.
به نام خدا
بحث حجاب در خلافت اسلامی متناسب با زمان و مکان تغیر می کند. اگر نگاه مردسالاری باشد، حجاب زن، اساسی ترین مسئله برای اجرای شریعت محسوب می شود. درحالیکه در جامعه ی اسلامی این تفکر، تلقی شرعی اصل محسوب نمی شود.
چیزی که در متون دینی وجود دارد، رعایت نجابت و عفاف هم برای زن و هم برای مرد هستش. جامعه ی اسلامی، درونی باید اسلامی شود. برای مثال عدالت برقرار شود و ربا در قالب سود بانکی حذف شود.
مردان و زنان خودشان باید تصمیم بگیریند به چه سبکی زندگی کنند و چه سبک پوششی داشته باشند. اجبار چه برای حجاب اجباری چه برای بی حجابی اجباری نهایتا محکوم به شکست است. چون انسان ذاتا آزاد و صاحب اختیار آفریده شده و ذات او اجبار را نمیپذیرد. ذات انسان خواستار آزادیست، خواستار راحتیست.
نگاه مردسالارانه و کم ارزش دانستن زن در تمام ادیان وجود داشته و محدود به اسلام نیست. در گذشته نگاه فرودست به زنان داشتند ولی در حال حاضر به نگاه تساوی رسیده است. پس چرا مرد آزاد باشد با پوششی که راحت است باشد ولی زن نه! عدالت اجتماعی در قرآن حرف اول را می زند.
مفسران، محدثان، فقها و زمامداران همه مرد بودند، اینها مسئله ی زن را لمس نمی کنند، درک نمی کنند و چون لمس نمی کنند، نگاه فرو دست دارند.
قضیه ی حجاب، نماد و سمبل هستش و این یک اشتباه است.
زنان مصلحت خودشان را تشخیص می دهند و هیچ نیازی به قیم (ولی، سرپرست) ندارند. زن مثل مرد مساوی است.
(نوشته ی زیر منظورم به فیلم سیاحت غرب است که در آن نشان میدهند زنانی که حجاب نداشند، مدام در کوره سوزانده می شوند.)
هر کسی طبق ذهنیت خودش یکسری خواب ها می بیند، اینکه اون شخصی که حکایت سیاحت غرب رو مطرح کرده و خواب دیده، نمی گویم دروغ گفته یا ساختگی بوده، بلکه طبق ذهنیتی که داشته آن خواب را دیده است. من که به قانون فرکانس آگاه هستم. می دانم که همچین چیزی اشتباه محض است. و نمیپذیرم. نمیشه بر اساس خواب یکنفر چیزی را پذیرفت. پایه ی علمی یا پایه ی قابل قبولی ندارد.
(یک چیزی که شاید خنده دار باشد، ولی همیشه این سوال در ذهنم بود که: فرض کنیم ایران و اسلام 10 درصد کل جهان باشند، و بقیه ی جهان پوشش آزاد دارند یا به اصطلاح بی حجاب هستند، تکلیف اونا چیه؟ یعنی اون کودکی که در خانواده ی بی حجاب زاده شده، خدا عمدا اونو توی اون خانواده انداخته که بی حجاب بزرگ شه و بعد ببرنش جهنم بسوزونن؟ همیشه می گفتم اون 90 درصد بقیه ی جهان آن هم در طی سالها و قرن ها، اون 90 درصد رو هرجا بردن (یعنی جهنم) منم میرم دیگه. و این بزرگ نگاه کردن نسبت به جهنمی شدن بی حجاب ها، باعث می شود کمتر اعتقاد به پوشش بسته که باب میلم نبود، داشته باشم. و یا کمتر از جهنم بترسم.)
در دوره ای که نگاه فرودست به جنس مونث داشتند، و زنده به گور می کردند حتی، اگر در آن دوره محمد می گفت زن با مرد مساوی است، اعراب آن زمان با آن سطح آگاهی میپذیرفتند؟ در آن دوران به چشم ابزار به زن نگاه می کردند، ابزاری برای رفع نیازهای جنسی، برای تولید مثل و یا کنیزی.
نگاه دوران گذشته چه از نظر مذهبی چه جامعه، چه اسلام چه دیگر ادیان، کلا نگاه متفاوتی بود، طبق آن نگاه ها قوانین را تعیین کردند، طبق آن سطح آگاهی، قوانینی که توسط انسان تعیین شده نه قوانین خداوند. حالا که سطح آگاهی بالاتر رفته و دیگر آن نگاه به زن نیست، دیگر آن قوانین اعتبار ندارند. قوانینی که بین زن و مرد مشترک است.
در 1400 سال قبل، ما نمیدانیم دقیقا پوشش زنان به چه صورتی بوده، اصلا مثل الان پارچه بوده و چطور بوده، چقدر بوده!! با توجه به آن دورانی که محمد در آن میزیسته، در قرآن گفته شده به زنان بگو خود را بپوشانند. یعنی چرا و چطورش و حدودش را در آن دوران نمی دانیم. همچنین این جمله در حد توصیه است. و نه اجبار و نه گناه کبیره.
زن و مرد هردو از نفس واحد آفریده شده اند. در مسئله ی انسان شناسی، زن و مرد یکسان هستند.در قران هیچ برتری نسبت به دیگری نیست به جز در تقوا. هیچ نژادی بر دیگری برتر نیست، هیچ قومی و هیچ جنسیتی برتر از دیگری نیست. هیچ کجای قران جنس مرد نسبت به زن برتری ندارد. برتری یا به علم یا تقوا و یا جهاد است. با عالم تر بودن، متقی تر بودن و یا جهادگر بودن میتوان نزد الله برتر بود.
تمام متون دینی زبانی و شفاهی است.
فرهنگ امری زمانی است. به زمان بستگی دارد.
زبان، به زمان و جامعه وابسته است.
جملات، کلمات و افکار بر اساس ادبیات آن زمان گفته می شود.هر متنی با زبان و زمانه ی خودش و با فرهنگ خودش رابطه دارد. حال اگر از آن متن، سالیان سال و قرن ها بگذرد، فهمیدن آن متن برای کسی که در آن دوران نزیسته و شرایط آن دوران رو تجربه نکرده، مشکل خواهد بود. و ممکن است برداشت های غلط داشته باشد. از آن جنبه دشوار می شود که شنونده، نتواند بین پیام گوینده با شرایط فرهنگی آن دوران تفکیک قائل شود. قرآن نیز زبانی است. چه مستقیم و چه از طریق جبرئیل، بصورت وحی بر دل پیامبر نازل شده است. بر زبان پیامبر جاری شده، مخاطبان عصر نزول، آن را مکتوب کرده اند یا به خاطر سپرده اند. برای آن ها مشخص بود منظور پیام وحی در آن زمان چه بود. و قطعا پیامبر در صحبت های روزانه و یا منبرهایش موضوعات قران رو بیشتر برایشان شرح میداده.
در حال حاضر ما نمی توانیم با جدیت و دقت تفکیک کنیم، پیام عرفی و پیام زمانی: کدام پیام گوینده است. و به اشتباه این دو را یک کاسه درنظر میگیرند و همه را به دین و گفته های خدا نسبت می دهند. چه بسا، لزوما منظور و مفهوم و مراد گوینده نبوده است.
(داخل پرانتز بگم، وقتی من میبینم که استاد یک موضوع را کلی توضیح می دهند، آن هم با کلی مثال و از جنبه های مختلف، ولی با اینحال یکسری متوجه نمی شن باز استاد منظورش چی بوده. پس در عصرحاضر، این امکان به شدت وجود دارد که در مورد گفته های پیامبر، دچار کج فهمی شوند، و اینکه تعداد زیادی مردم و طلاب و فقها درگیر کج فهمی شوند، دلیل بر درست بودن و صحت آن نیست. آن ها هم انسان هستند ممکن است خطا کنن. من به نوبه ی خودم با عقلی که دارم و در قرآن همین عقل به عنوان منبع رسیدن به آگاهی معرفی شده، استفاده می کنم و خودم درست و غلط را تشخیص می دهم.)
در قران هم صدای انسان شناسانه و هم صدای عدم تساوی زن و مرد به گوش میرسد. زدن زن، حق خون بها و یا تفاوت شهادت و وراثت زن و مرد، متفاوت است. آیات مربوط به زن حدود 200 آیه در مقابل 6000 شش هزار آیه است. یعنی حدود 3 درصد. از این 200 آیه هم بیشتر صدای اول یعنی صدای تساوی بودن زن و مرد وجود دارد. حال سوالی که مطرح است این است که آیا صدای دوم (عدم تساوی) پیام وحی بوده؟ مراد گوینده بوده؟ مطلوب خداوند بوده؟ یا این تفاوت ها اقتضای فرهنگ و زمانه و زمینه ی خاصی بوده؟ ( و من دقیقا فکر می کنم اقتضای فرهنگ و زمانه و بوده)
از طرفی این دوصدایی به عنوان امتیازی برای زن بیان شده است.
(نظر خودم در مورد این خط گفته شده: در دورانی که از زن به عنوان ابزار استفاده می شده و سهمی از هیچ چیزی نمی برده، آیا اعراب آن دوران می پذیرفتند که با زن سهم برابر داشته باشند؟ قطعا خیر! پیامبر با توجه به شرایط قبل، (حرکت تکاملی) یک قدم جلوتر رفته است، و تعیین کرده حداقل نصف سهم را ببرد.)
حتی در مورد زدن زن هم که در سوره ی نساء آمده است. البته مطالعه کردم که آن کلمه که به کتک زدن معنی شده، معانی دیگر هم دارد و ما دقیقا نمی دانیم منظور خداوند و محمد کدام معنی بوده. فرض می کنیم که به همان معنای کتک زدن معنی داشته باشد. در آن دوران که اصلا طور دیگری با زن رفتار می کردند، پیامبر ابتدا راه های دیگر، مثل صحبت کردن، نصیحت کردن، ترد کردن، طلاق دادن یا شیوه های دیگر را به مرد توصیه کرده است. و به عنوان آخرین راه، کتک زدن را نام می برد. پس بازهم طبق شرایط آن دوران، این آیه به نفع زنان آن دوران بوده.
تبعیض های منفی را اینگونه می توانیم بگوییم که به عرف جامعه مربوط بودند نه به اصول دین.
همانطور که آیات برده داری در قرآن مطرح شده است، آیا باید برده داری کنیم؟
پیامبر نیمی از راه را رفته و مابقی امکان رفتن نبود ولی جهت را به ما نشان داده است.جهت: آزادی. جهت: کرامت انسانی.
بارها در قرآن امده است که محمد انسانی مثل ما بوده است. پس خاصیت انسان این است که فکرش محدود به زمان و شرایط آن جامعه است. محمد هم بر اساس زمانه ی خودش الهامات را دریافت و مکتوب کرده است.
اگر مسئله ی زمان در این متون نبود که اصلا برای مردم آن دوران قابل فهم نبود. این متون با زبان و کلماتی سروده شده است که مخاطب زمان خودش آن را درک کند.
یکسری مسائل هم در گذشته و هم در زمان حاضر موضوعیت دارد. ولی برخی مسائل فقط در گذشته مطرح بود و در حال حاضر دیگر مطرح نیست.
الهی بودن یک متن این نیست که مسئله ی زمانی در آن مطرح نیست.الهی بودن این است که به سمت سعادت هدایت کند. و زمانبند بودن قرآن از الزامات الهی بودن نیست. تورات هم کلام خداست و شاهدیم که بیشتر آن زمانمند است. و در انجیل زمانبندی دیده نمی شود. چون قوانین خاصی در آن مطرح نیست و توصیف حواریون از عیسی مسیح و گفته هایی از زبان اوست.
درست است که مسائل الهی به زمان و مکان مربوط نیست ولی از آنجاییکه این مسائل توسط انسان ها بیان شده است، این انسان، مسئله ی زمان و مکان در ذهنش موجود است.
هر متنی که قرن ها از آن بگذرد مشکل زمانی و فرهنگی و درکی در آن دیده می شود. و این مشکل زبان است به گوینده ربطی ندارد.
متون نوشته شده در آن دوران 1-عقلانی بودند 2-عادلانه بودند 3- اخلاقی بودند 4-کارآمد بودند. حکم شرعی تا زمانیکه این چهار صفت را دارند، باقی می مانند.
سوالی که مطرح است این است که: آیا این احکام در این دوران، عقلانی؟ عادلانه؟ اخلاقی؟ و کارآمد هست یا خیر؟
برخی احکام کارآمد نیست، عقلانی نیست، عادلانه نیست و اخلاقی هم نیست. انسان در دو قرن پیش برده داری را معقول می دانسته. اما در حال حاضر اینطور نیست. در کمتر از یک قرن قبل، رای دادن خانم ها در هیچ کجای دنیا رسمیت نداشت. آن دوران این کار عقلانی بود ولی امروزه فرق کرده است.
مثال جزائی: در گذشته نوع مجازات ها فیزیکی بوده است، قطع عضو بوده است، تازیانه بوده است. بشر امروز به این نتیجه رسیده که این امور عقلانی نیست، اخلاقی نیست، کارآمد هم نیست. به جای این مجازات ها، محدودیت اقتصادی، محدودیت آزادی، محدودیت فردی و مانند این ها اعمال می شود. و این ها اثرات بیشتری نسبت به مجازات فیزیکی دارد.
احکام قابل بازاندیشی هستند. و حقوق زنان هم یکی از این احکام است.
نگاه به شریعت: شریعت چیست و احکام شرعی چیست؟ شریعت مترادف با قانون است؟
قانون چیزیست که پلیس بطلبد، رعایت آن بایدی باشد و رعایت نکردن آن، توبیخ داشته باشد.
شریعت ابتدا هنجارها و ارزش های اخلاقی بوده است. حدیثی که از پیامبر وجود دارد برای چرایی مبعوث شدنش، ایشان به اخلاق و ارزش اشاره دارد. خود قران هم ادعا ندارد که کتاب قانون است. قران خودش را کتاب هدایت معرفی کرده است. هدایت لزوما قانون نیست.
(دوستان گرامی داخل پرانتز بگم، منظور گوینده از قانون، مثلا قانون مجازات برای دزد یا قانون حجاب زن است، نه قوانین الهی که استاد تدریس می کنند.)
اگر قرار باشد که قران همیشگی باشد، آن ارزش های اخلاقی است که همیشه جاودان است. وگرنه قوانین از دوره ای به دوره ی دیگر و از جامعه ای به جامعه ی دیگر تغییر می کند. قوانین دستخوش تحول است. ارزش ها ثابت می مانند. ارزش هایی مثل کرامت انسان، عدالت، امانت داری، بدی، دزدی، خیانت و … هیچ وقت این ارزش ها تغییر نمی کند و همیشه ثابت است. و فرازمانی و فرامکانی است و به جامعه و دوره ی خاصی ربط ندارد. مثلا دروغ گفتن همیشه بد و راستگویی همیشه خوب بوده. قوانین به زمان و مکان وابسته است. دشوار است که قوانین فرازمانی و فرامکانی باشد. قانون گذار براساس شرایط جامعه قوانین را اصلاح می کند. برای مثال در حال حاضر بخاطر دوران بیماری جامعه، مراجع تقلید اعلام کردند که روزه گرفتن واجب نیست. پس این جز ارزش ها نیست.
(دوستان در مورد روزه گرفتن در دوران بیماری، یه سرچی زدم در اینترنت و مراجعی تقلید اما و اگرهایی تعیین کرده بودند و در نهایت کلمه ی واجب نیست در انتهای هر جمله ی آن ها بود، پس دقیقا مثل گفته ی گوینده، روزه جزء شریعت نیست، هر فرد با توجه به شرایط و وضعیت خودش می تواند روزه نگیرد. ولی هیچ جا هیچ کسی نگفته: اگر فلان بود یا بهمان بود، دروغ گفتن جایزه. یا خیانت جایزه. یا بی عدالتی جایزه. یک سری چیزها که تحت هیچ شرایطی جایز نیست، پس شریعت محسوب می شود)
اگر قانونی ده قرن، بیست قرن قبل بوده، هیچ دلیلی وجود ندارد که با الان هم متناسب باشد.
تفاوت قانون و ارزش در این است که قانون طی قرن ها تغییر می کند ولی ارزش تغییر نمی کند. اگر شریعت ارزش باشد با جاودانگی همراه است. و اگر قانون ارزش باشد، زمانبندی لازمه ی آن است.
در مسئله ی زن باید تفکر کنیم ارزش های اخلاقی در زن چیست؟ آن ارزش ها مورد تایید اسلام است؟ ارزش ها در تمام دوران و تمام جوامع یکسان است. دروغ گفتن، خیانت، دزدی در تمام جوامع یکسان است. اما آیا پوشش در تمام جوامع یکسان است؟ (الخصوص جوامعی که پوشش آزاد دارند، در عین حال جامعه ی سالم دارند.) یا حتی در همین دوران یا در گذشته در غارها برهنه بودند.
عبادات قانون نیست. سیستم حقوقی برای آن تعبیه نشده. عبادات مبتنی بر عشق است. به من و خدای خودم ربط دارد.اگر با خدای خودم راز و نیاز کنم، بهره اش را هم می برم و اگر عبادت نکنم، بی بهره خواه ماند.
تفسیر در عالم مجردات صورت نگرفته است. تفسیر یعنی: متن + فهم مفسر. متن ثابت است ولی مفسرها متفاوتند. مفسرها هم مثل مابقی انسان ها ممکن است خطا کنند. عقل محدود (درمقابل آگاهی خداوند) دارند. براساس افکار، اندیشه و باورهایشان درک کرده و نوشته اند. در تفسیر غیر از متن، شخصیت مفسر هم پیدا می کنید. انسان مختار است که کدام تفسیر را بپذیرد و به هر تفسیری که انتخاب کرد قدرت می دهد. هر تفسری که پذیرفتیم در مداری قرار می گیریم که درستی آن را ثابت می کند.
عقل که بارها در قرآن به آن اشاره شده و یکی از چهار منبع شرعی است. اگر عقل به میان آوریم و از آن استفاده کنیم. این سوال مطرح می شود که آیا خداوند به پیامبرش شریعت را می آموخت یا قوانین را؟ طبق عقلانیت این دوران، هم شهادت زن مورد قبول است و هم مرد. طبق عقلانیت این دوران، زنان هوش کمتری نسبت به مردان ندارند. نمی شود الان طبق عقلانیت 14 قرن قبل صحبت کرد. معنای مسلمانی بازگشت به عصر پیامبر نیست. آوردن پیامبر به امروز است. انسان ارتجاعی نیست و قابلیت آن را ندارد که در این دوران ولی با افکار آن دوران زندگی کند. و این عدم تطبیق چیزی جز گمراهی نیست. همانطور که طالبان یا داعش یا… گرفتار آن شدند.
این انتظار از قرآن چگونه در ما شکل گرفت که می بایست تک تک جملاتش فرازمانی باشد؟ درقرآن هم آیات فرازمانی وجود دارد و هم زمانمند. مساله زمانی ایجاد می شود که ما کل قرآن را زمانمند و یا کل آن را فرازمانی قلمداد کنیم.
مسئله ی پوشش و طرز پوشش، مسئله ی زمانمند است. در هر دورانی در هر کشوری در هر قبله ای یکجور لباس می پوشیدند. مثلا در زمان های قاجار، هخامنشیان یا بقیه، آقایان هم لباس بلند مثل مانتو داشتند، آیا می توان گفت الان که آقایان تی شرت می پوشند، گناهکار هستند؟
از 23 سال پیامبری محمد، فقط 6 سال آخر مسئله ی حجاب مطرح شد، اگر این موضوع اینقدر که جامعه ی حاضر مهمش کرده است، اهمیت داشت چرا به عنوان رکن اصلی و از همان ابتدا در قرآن بیان نشد؟ این مسئله جزء فرعیات بود. در همان شش سال هم زنان سالمند، زنان کنیز و برده و زنان غیرمسلمان مکلف و مجبور به رعایت حجاب نبودند. روسری و مقنعه را زنان آزاد سر می کردند.
(واقعا تفکر کردن به این سوال و جواب ها، خیلی باعث میشه ذهنیت بازتر و رهاتری نسبت به پوشش داشته باشیم. و درگیر جزئیات نباشیم و انرژی و تمرکز روی پیشرفت و مسائل مهم بگذاریم.)
زنان کم حجاب و بی حجاب هم در زمان پیامبر وجود داشته ولی پیامبر هیچ حکم اجباری برای آنها بیان نکرده است. حتی یک روایات هم نداریم که پیامبر یه اجبار بر زنی حجاب پوشانده باشد. نه پیامبر، نه علی و نه بقیه ائمه. هیچ روایتی نداریم. نه آیه قرآن و نه روایت در مورد اجباری بودن حجاب نداریم. پس بر اساس چه مستندی این حجاب اجباری موجه است؟ بر چه اساسی پذیرفته ایم؟
بی حجابی یا حجاب آزاد نه در قران و نه در هیچ کتابی به عنوان گناهان کبیره نیامده است.
تعریف گناهان کبیره: کبیره معصیتی است که وعده ی عذاب بر او داده شده باشد و بر آن تشدید عظیم صورت گرفته باشد. بحث حجاب اصلا درون آن نیست.
چیزی که در مورد حجاب اجباری در حال حاضر در حال اجرا شدن است، مستند قرآنی ندارد و طبق فتوای مبلغان مذهبی صورت گرفته است.
لپ کلام خدا، حفظ عفاف و پاکدامنی زنان و مردان است.
نام آقای سخنران، آقای محسن کدیور هستش. توی یوتیوب سرچ کنید حقوق زن در اسلام محسن کدیور، چندتا فایل هست که یکیش طولانی و کامل و با همین عنوانی که گفتم هستش. داخلش اون فایل منبع صحبت هاش رو هم معرفی کرده. اگر میخواهید باوری بهتری در این زمینه کسب کنید و یا به دنبال دانستن منبع گفته هاش هستید، می تونید فایلی که گفتم رو ببینید.
…………………………………………………
خداوند هدایتگرم در طی چند روز، آگاهی هایی که تا اینجا نوشتم رو بهم الهام کرد. و 31فروردین 99 بود که خانم شایسته معنی کلمه ی حجاب رو روی تلگرام قرار داده بودن. البته یه تست بود که یکی از گزینه ها معنای درست بود. سوال تست این بود که معنای درست کلمه ی حجاب در عربی چیست؟
من معنی آن را نمی دانستم، باعث شد وقت بزارم، ریشه و توضیحات کامل این کلمه رو توی نت سرچ کنم و بخونم. و کلمه حجاب به معنای جداکننده ی فیزیکی و متافیزیکی است. و این تعریف نیز چقدر باعث شد نگاه بهتری به مسائل داشته باشم.
…………………………………………….
تمام این نوشته ها برای من لازم بود که به جهان بینی بهتر نسبت به قرآن و احکام قرآنی برسم. درگیر حجاب یا اینجور مسائل نباشم. فقط قصد داشتم نگاه عمیق تر، اگاهانه تر و جامع تر به قرآن داشته باشم. امیدوارم برای همه ی شما عزیزان هم مفید باشه.
میخوام بی مقدمه برم سر اصل مطلب یه مسئله ای برام چند روز پیش پیش اومده بود که مربوط میشد به افزایش اجاره ی سالنم.شریکام خیلی مینالیدن که بی انصافیه خیلی زیاده و این حرفا.ولی من جور دیگه ای فکر میکردم تا این که این فایل استاد رو دیدم گفتم چه بهتر که بیام اینجا مثالمو در قالب حرفای استاد بگم.
مثالی که استاد در مورد اوضاع ایران زد که همیشه افرادی هستن که از اوضاع ایران مینالند اگه خوب روش ریز بشیم خیلی درسا میتونیم ازش بگیریم.
مثال خودمو با مثال استاد شروع میکنم
استاد میگه همیشه افرادی هستن که از اوضاع ایران مینالد و اگر نگاه کنیم این افراد همیشه ورد زبونشونه که حالا بازم دوماه قبل خیلی بهتر بود باز یه سال قبل خیلی خیلی بهتر بود الان دیگه اوضاع جوریه که بدتر از این نمیشه در صورتی که پارسال و سال قبل و قبلترش هم همین حرفارو میزدن.
اجاره سالن ما ماهی ۲ تومن بود و ما همیشه از اجاره ی بالا مینالیدیم که اقا دوتومن خیلیه (.که البته من باور نداشتم که تومن خیلیه مشکل از باور منه که نمیتونم ۲ تومن دربیارم ولی این باور شریکام بود)
تا اینکه یه سال گذشت و موعد قرادادمون رسید ما خودمونو برای افزایش اجاره ۳ تومن آماده کرده بودیم صاحب مغازه اجاره رو کرد ۵ تومن و شریکام شروع کردن به غر زدن و نالیدن که چه خبره و فلان و این حرفا در نهایت تصمیم این شد که با صاحب مغازه صحبت کنیم که اجاره رو بکنه ۴ تومن که اونم اصلا قبول نکرد.
ولی من تو دلم همش داشتم به این موضوع فکر میکردم چرا مایی که (منظور بیشتر شریکامه چون خودم اصلا اینجوری فکر نمیکردم)تا همین پری روز به خاطر اجاره ی ۲ تومن یکسره غر میزدیم چرا الان حاظریم ۴ تومن اجاره رو بدیم ولی اینجا بمونیم.تو این چند روز مگه چه اتفاقی افتاده که ما فکر میکنیم از پس اجاره ی ۴ تومن برمیایم.به این نتیجه رسیدم وقتی آدما تحت فشار قرار میگیرن وقتی مجبور میشن اونوقت بیشتر از توانایی هاشون استفاده میکنن.یعنی میگن دیگه هر جوری شده سنگم از آسمون بباره باید من بتونم این پولو دربیارم چون چاره ی دیگه ای ندارم و زمانی هم که با تموم وجودت کاری رو انجام میدی جهان هم به درخواست تو پاسخ میده و تو میتونی بازم اون اجاره ی بیشتر رو بدی.
ولی موضوعی که اینجاست اینه که چرا ما درس نمیگیریم.؟ چرا هر سال و هر سال و هر سال این روند رو ادامه میدیم.؟ چرا استاندارهامونو نمیبریم بالاتر چرا خودمون خودمونو تحت فشار نمیذاریم که رشد کنیم اجازه میدیم کار از کار بگذره و جهان مارو مجبور به رشد کنه.
چرا از الان نمیایم خودمونو برای درآمد ۱۰ میلیون آماده کنیم تا وقتی صاحب مغازه اجاره رو کرد ۵ تومن راحت بتونیم از پسش بربیایم.چرا میذاریم کار از کار بگذره و جهان مارو مجبور کنه که استاندارمونو بیاریم رو ۵ تومن .و هرچی که کار میکنیم کلا بشه ۵ تومن بعد اون ۵ تومن به کل بره برای اجاره و ما دیگه هیچ پولی نداشته باشیم که بتونیم کاری بکنیم.
چرا قبل از اینکه جهان مارو مجبور به تغییر کنه تغییر نمیکنیم.؟
من در مورد مثال استاد از وقتی که خودمو شناختم همیشه اطرافیانم از گرونی مینالن.و همیشه هم اعتقادشون اینه که باز پارسال بهتر بود باز ۲ ماه قبل خیلی بهتر از الان بود .الان دیگه خیلی گرونی شده بدتر از این نمیشه در صورتی که سال قبل و سال قبلترشم این حرفارو میزدن.همیشه حسرت میخورن کاش پارسال فلان کارو میکردیم کاش پارسال فلان چیزو میخریدیم اونموقع میشد خرید ولی الان دیگه با این گرونی نمیشه درصورتی که پارسالم همین حرفارو میزدن.تویی که سال دیگه حسرت امسالو میخوری که شرایط پارسال بهتر بود.خب الان همون پارساله یه سال بعدته.خودتو بذار تو آینده ببین چه کارایی میتونی بکنی که بعدا حسرتشو نخوری.استانداردهاتو ببر بالاتر سطح باورات رو ببر بالاتر .چشم به هم بزنی یکسال گذشته.اونموقع دوست داری وقتی به الانت نگاه میکنی چه کارایی کرده باشی چه باورهایی رو تغییر داده باشی.همین الان شروع کن یه قدم براش بردار.
چرا ما دیدمونو تغییر نمیدیم؟ چرا به جای لفظ گرونی از این استفاده نمیکنیم که جهان با سرعت خیلی زیادی در همه ی ابعادش داره رشد میکنه.چرا ما رشد نکنیم.؟ چرا با جهان هماهنگ نباشیم که مورد حمایت جهان قرار بگیریم؟
اینها حرفای دلمه به خودم که بی وقفه نوشتم.
امیدوارم تکتکتون امسال بهترین سال زندگیتون باشه نسبت به سالهای قبل
در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید
بنام خداوندی که هر لحظه درحال هدایت ماست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آجی قشنگم
اول میخوام بابت کامنتات تشکرکنم خیلی کامنتای عالی مینویسی پرازنکات خوب وهمینطور ترمزهاتوک پیدامیکنی وواضح مینویسی وباعث میشه مام متوجه بشیم ک آیااین ترمزوداریم یانه خیلی ازترمزایی ک پیداکردی من باکامنت تومتوجه شدم منم دارمش
این کامنتتم ک عالی بود واقعاراست میگی چراماخودمون خودمون روب چالش نمیکشیم ومنتظریم حتماجهان بخوادبهمون چکولگد بزنه همون حرفی ک استادمیزنه
من خیلی رواین مسئله دارم کارمیکنم
مثلا برادندونام ک میخوام برم خب ب لطف خدا یکسالی میشه یادم رفته دندون دردینی چی ولی میدونم ک باید برم براترمیم ومیدونی مثلا میگن چرامیخوای بری توک چیزیت نیست دردی نداری ینی همه عادت کردن فقط وقتی نابود شدن اقدام کنن ومنم قبلا همینجوربودم البته تویه سری مواردهنوزجاکاردارم
چقدخوب ب قوانین توزندگیت فکرمیکنی ونتیجه گیری میکنی
منم مثلا وقتی میگن خونه گرون شده برارهن یااجاره هابالاس باخودم میگم ن اینابالانیستن این ماییم ک تغییرنکردیم وحالا برامون سخته شرایط وزیادمیبینیم اون صابخونه تکاملشوطی کرده برااین مبالغ وجهانم درحال پیشرفته قرارنیست برای من ثابت بمونه ک من بتونم زندگی کنم نه جهان حرکت میکنه یابایدباش حرکت کردیازیرچرخاش له شد تمام…
اتفاقا راجب کامنتت ک گفتی معلم زبان خارجم یه حرف جالبی زد میگفت ماآدما فقط توشرایط سخت حرکت میکنیم میذاریم بمون فشاربیادبعدحرکت میکنیم مثال قشنگیم زد گفت مثلا یه امتحانی داری برا سال دیگ ویه کتابم داری براخوندن خب تویکسال اون کتابومیخونی تااماده شی براامتحان حالا اگربگن اون امتحان 6ماه دیگس همون کتابوتوشش ماه میخونی حالا اگربگن ماه دیگس بازهمون کتابوتو یکماه میخونی اگربگن دوروز دیگس تودوروز تمومش میکنی ینی ما پتانسیل زیادی واسه انجام کارامون وموفقیت داریم ولی چون تحت فشارنیستیم ازش استفاده نمیکنیم تازه خداروشکر ک ما هدایت شدیم ب این مسیروفهمیدیم ک همچین پتانسیلی داریم ک مام میتونیم موفق شیم یه سریا ک یانمیدونن یاباورنمیکنن خودشونو یامیگن موفقیت ماله افرادخاصه یا خودشون محدودمیکنن ب یه جایگاه خاصی
خلاصه ک آقاجان تاتوشرایط خوبیم باید حرکت کنیم ک اندازمون بشه صد ک اگررسیدیم ب مانعی ک اندازش ده بود برامون چیزی نباشه راحت ازش رد شیم…
عاشقتم آجی قشنگم سپاسگزارم ازکامنت عالیت
ب امید دیدارهمگی درپرادایس زیبا درکنار استاد وخانم شایسته قشنگم
درپناه الله یکتاشادوپیروزوموفق باشی عزیزدلم (◍•ᴗ•◍)
سلام مریم عزیزم…
مرسی بابت کامنت پر از عشقت…
من کامنتو پارسال گذاشتم و چقدررر خداوند به موقع منو توسط دستان توانمندش که شما باشی منو دوباره به کامنتم هدایت کرد…
سپاسگذار خداوندم که به موقع اجابت میکنه بندگانش رو…امروز یکسری درخواستها از خداوند داشتم که میخواستم کمکم کنه پیام شما یک نشونه بود برای من…
من آرایشگرم(شنیون کار)تو چند ماه اخیر به لطف الله پیشرفت های خیلی زیادی داشتم چه به لحاظ جایگاه و مهارتم و چه درامدم…دوماه محرم و صفر که سالن تعطیله من کلیییی برنامه برا خودم چیدم که انجامشون بدم چه آموزش دیدن برای افزایش مهارتم چه دوره هایی که از سایت استاد خریدم…از روز اول تعطیلیم شروع کردم به کار کردن روی خودم و تعطیلات برام معنایی نداره…امروز کمی حالم بد بود دلیلش رو نمیتونستم بفهمم…مادرم بهم میگفت چرا اینقدر به خودت سخت میگیری تو که تا تازه تعطلیل شدی کلی فرصت داری حالا استراحت کن…ولی من تو کتم نمیرفت …پیام شما رو که خوندم تغییرات خودم رو از زمان آشنایی با قانون فهمیدم…امروز دلیل این حجم از برنامه هام رو فهمیدم اینکه من ناخودآگاه به سمتی هدایت شدم که به خودم سخت بگیرم قبل از اینکه جهان به من سخت بگیره…شاید هرکسی که تو موقعیت 5 ماه پیش من بود الان به موقعیت الان من میرسید انگار دیگه به همه ی چیزایی که آرزوش بود رسیده اما من روز به روز دارم دایره ی اهداف و ارزوهامو بزرگتر میکنم…خوشحالم و سپاسگذار خداوندم که کمکم میکنه به چیزهایی که مینویسم عمل کنم…
از خداوند جانم میخوام کمکم کنه که تو این اهدافی هم که برای این دوماه. تعیین کردم موفق باشم و هدفامو تیک بزنم…
و برای تو دوست قشنگ و خوش قلبم آرزوی بهترینها و طی کردن مدارهای بالا با سرعت نور رو دارم…
لایق بهترینهایی
سلام به استاد مهربان
سلام به دوستان خوب
این فایل برای من این را یادآوری کرد که باید همیشه برای خودم هدف داشته باشم
همیشه روی نقاط قوت خودم کار کنم
همیشه منتظر این باشم که برای خودم بهترین را بسازم
همیشه دنبال این باشم که افکار و باورهای خوبی را برای خودم بسازم
همیشه در این حال باشم که برای خودم حال خوب را خریدار باشم
مراقب ورودی های خودم باشم
هدف گذاری و پله پله قدم برداشتن در راه این هدف یکی از مهمترین موضوعاتی بود که استاد در این فایل به من یاد دادند
واقعا این ارزشمندترین کاری است که می توان در شروع هر کار و هر هدف و دوره ای انجام داد
این بزرگترین درس زندگی امروز برای من بود
نوشتن یکی از مهمترین کارهایی است که من باید عادت کنم به انجام این کار و این واقعا برای من خیلی خیلی مهم است که هر چه بیشتر به آن عمل کنم زندگی من روان تر و آسان تر و راحت تر خواهد بود
یکی دیگر از صحبت های استاد برای من این بود که باید این روند تکاملی ادامه دار باشد
یعنی اینکه باید و باید این روند کار کردن روی خودم و ساخت باورهای خودم همیشگی و دائمی باشد
باید همیشه بتوانم به بهترین شکل ممکن روی خودم کار کنم و این همان رمز و راز موفقیت است
درسی دیگر
سپاسگذار بودن
قدردان نعمت های موجود و در اطراف خودم باشم
این یکی دیگر از بهترین کارهایی است که می توانم انجام بدهم
درس دیگر برای من این است که بر حسب علایق خودم کار انجام بدهم
همان راهی را بروم که در آن علاقه دارم
دنبال کاری بروم که در آن حس و حال من خوب است و این یکی دیگر از رمز و راز موفقیت در این دنیای مادی است
تمام این صحبت های استاد را قدم به قدم گوش بدهم و جلو بروم بی شک من همیشه شاد و خرسند خواهم بود چرا که من به راحتی و آسانی به موفقیت های خودم دست پیدا خواهم کرد
ممنون استاد عزیز بابت این فایل سراسر پر از آگاهی
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم و استاد شایسته عزیز
سلام همراهان خانه بهشتی
امروز هم داریم خونه تکانی ذهنی میکنیم و پاک میکنیم ذهنمون رو از هر شرکی
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ
آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او برای شما دشمن آشکاری است؟!
یس – 60
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّـهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ
(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش -در حالی که او را موعظه میکرد- گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است.»
لقمان – 13
هیچ وقت شرک نمی ورزم و از او اطاعت میکنم.همان که مرا از نطفه ای ناچیز آفرید و به من کرامت داد.
خدایا شکرگزارم از نعمت بزرگ خلیفه الله ی و اینکه ما را لایق قرار دادن روحت در ما کردی.
خدایا شکرگزارم که دهانم را ،قلمم را،ذهنم را باز کردی تا بنویسم از آیات خودت.
من صد در صد خالق زندگی خودم هستم و بنابراین به هر خواسته ای میرسم.درخواست میکنم و رها میکنم .در مدت رهایی ذهنم را به الله متمایل میکنم نه به شیطان.
خدایا ما به هر خیری از طرف تو همیشه محتاجیم.خدایا تویی که ما را وارد وادی خودت میکنی و ما فقط لبیک میگوییم.ما میگوییم و ایمان می آوریم و تو میبری و هدایت میکنی و انجام میدهی.
خدایا هر آنچه هستی تویی و تویی که ما را خلق کردی ،پس قوت خلق را به ما هم دادی و جهانی دادی تا راه بهشت را هموار کند و ما ایمان داریم که روزی باید جواب پس بدیم و بگیم که از روحت چگونه استفاده کردیم.
خدایا هر لحظه دانایی و روشنی را در ما بوجود آور و هدایت کن به سمت انوار الهی و روح مقدست!
خدایا خواسته ام فهم است.استاد میگوید بدون هدایت من هیچم ،خدایا مزه هدایت و فهم هدایت رو بهمون بچشان.
خدا ایمان داریم به یگانگی و وحدانیت تو و ایمان داریم به پیامبرانت و کتابهای آسمانیت و به آخرت و لقا الله.
خدایا ما را در زمره مؤمنان و صالحان قرار بده و همواره ما رو به خودت برگردون.
خدایا ایمانمون رو به یقین و عمل تبدیل کن.
خدایا نتایجمون رو وسیع و بزرگ کن و ببار بر ما خان نعمات فراوانت را.
خدایا شکرگزاریم از همه نعمتهایت و شکرگزاریم از این دوره ارزشمند و شکرگزاریم از انسانهای معنوی و شکرگزاریم از این سایت الهی و شکرگزاریم از استاد شایسته و شکرگزاریم از همدیگر و شکرگزاریم از استاد عباس منش عزیز
خدایا تنها و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم پس ما را به راه راست کسانی که نعمت داده ای هدایت کن.
خدایا شکرگزار نوشته ات از دستم هستم.
سپاسگزارم اساتید و بچه ها
الهی به امید تو دلبرجانم
نشانه امروزم
نیت کردم گفتم خدایا چیکار کنم و چجوری ادامه بدم این بخش زندگیمو که تو میدونی بهتره؟
متن این فایل قشنگ نقشه راهو داد دستم..
بزرگترین عامل از دست دادن نعمت در زندگی، ناسپاسی است؛
“ناسپاسی”، انسان را گمراه می کند و اوضاع زندگی را بدتر می کند؛
اگر قدر نعمت ها را ندانید، فقط به مدار “بدتر شدن شرایط” دسترسی دارید؛
دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛
وقتی سپاسگزار می شوی، هدایت می شوی؛
اگر می خواهی فردا از امروز بهتر شود، هدف خود را تمرکز بر نعمت های امروز بگذار؛
سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛
وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛
علاقه”، کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه می تواند تغییر کند اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است؛
خدایا صد هزاران مرتبه شکرت
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام و درود به استاد عزیز،خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم،
«روز چهارم پروژه»
باور به امکان پذیری
دفترها و سررسیدهای سالهای قبلم رو که نگاه میکنم توی هرکدوم دوسه باری هدفگزاری کردم و دوسه هفته پرانرژی و پرشور براش حرکت کردم اما بعدش ولشون کردم و دیگه اثری از هدفگزاری نمیبینم !
چرا اینجوری بودم؟
چون باور صد درصدی نداشتم که این هدفم قراره تیک بخوره !
صرفا تو جو صحبتهای استاد قرارگرفته بودم و هدفی نوشته بودم اما به یکماه نرسیده فراموشش کردم!
من تو این مدتی که توی سایت هستم بالا و پایین زیاد داشتم و حضورم پیوسته نبوده اما زمانهایی که منظم بودم و پیوستگی داشتم بهترین حال رو تجربه میکردم،بهترین اتفاقات رو داشتم و احساساتم به شدت معنوی و توحیدی بوده …
چون کنترل ذهن داشتم و این روند ادامه دار بوده …. انگار بعد از اینهمه سال عضویت ،تازه اهمیت کنترل ذهن رو درک کردم !
و تازه درک کردم چرا اهدافم رو بعد از مدتی ول میکردم!
(چون باور نداشتم بهشون میرسم و عجله داشتم و
توقع نتایج زیاد داشتم با کار ذهنی کمم!!)
و امروز حین شنیدن چندین وچند باره این فایل، چراغی توی ذهنم روشن شد و فهمیدم دلیل بی انگیزه شدنم چیه.
آدمها مثل هم نیستند و ذهنم سریع شروع کرد به مقایسه تا نتایج این چندساله رو کمرنگ کنه و بگه بقیه زودتر از تو درک کردن و تو بعد اینهمه سال عضویت تازه میگی کنترل ذهن مهمه هه کجای کاری و …. اما جلوشو گرفتم چون من دانشجوی دوره احساس لیاقتم سریع نتایج این مدت تو ذهنم اومد و آروم شدم.
ذهنیت من از وقتی با استاد هستم به شدت تغییر کرده، نگاهم در مورد دین تغییر کرده، تعصباتم رو کنار گذاشتم، اعتماد بنفسم بالا رفته، مستقل شدم، به نسبتی که کار کردم شخصبتم رشد پیدا کرده ….پس من نمیتونم بگم نتیجه نگرفتم هزاران نتیجه ریز و درشت دارم ««
و همینکه میتونم خیلی زود ذهنم رو آروم کنم نتیجه بزرگیه و کنترل ذهنه .
اینها برای ذهنم بود هههه.
استاد عزیزم برای من خیلی طول کشید تا علاقه م رو پیدا کنم اما الان مهارتی رو شروع کردم و میتونم هرروز براش هدفهای کوچیک بگذارم و خودمو ارتقا بدم شروع کردن خیلی سخته ولی قدم اول رو که برداشتم فشار ذهنیم کمتر شد و الان خیلی بهتر میتونم صحبتهای شما درمورد بهتر شدن در کار و توانمندی رو درک کنم.
صحبتهای شما در این فایل عالی بود گفتید لازم نیست بدونی مسیرهای آینده کجاست
شنیدن این جمله بهترین بود برام ،همه ما آدمها خیلی درگیر فکر به آینده هستم خیلی سوال از آینده تو ذهنمون داریم وای بعدا چی میشه؟ چیکار کنم؟
که هرچی بیشتر فکر کنیم یاس وناامیدی بیشتر میشه
اما وقتی توکل کنیم و فقط یکی دوتا پله بعدیمون رو ببینیم خیلی خیلی حالمون بهتره
در مورد سپاسگزاری و ناسپاسی هم گفتید که خیلی لازم بود و ماها همیشه نیاز داریم این موضوعات رو بیاد بیاریم
قانون خیلی فراره و تو شرایط سخت ماها یادمون میره چه آگاهی هایی داریم.
چندوقت پیش که حالم بد بود فرد ناسپاسی شده بودم اما نمیدونستم چرا حالمبده چرا خوب نمیشم؟
من فراموش کرده بودم هرروز باید شکرگزار باشم و به همین سادگی خودمو از داشتن حال خوب محروم میکردم کلی نعمت داشتم اما سپاسگزاری نکردم نعمتها برام عادی شدن ،من همیشه با گل و گیاهای حیاطمون ،با حیوونا و …حرف میزدم لمسشون میکردم اما این تابستونی که گذشت ،هیچی ندیدم ! هیچ گیاهی لمس نکردم ! به شاخه هیچ درختی نگاه نکردم! به سیبهای خوشگل درختامون نگاه نکردم! گلهای زرد و بنفش و صورتی باغچه رو ندیدم ! کدو تنبلهای بزرگ و خوشگل رو ندیدم! مرغ و خروسهای جدیدمونو ندیدم! این تابستونی که گذشت من کور بودم ،کر بودم، بی احساس بودم!!
حتی نوشتنش اشکمو در میاره
پولهای خوبی جذب میکردم اما ندیدم
کارام به خوبی انحام میشد اما عادی بود
لبخند آدمها برام عادی بود
مهرو محبت و دریافت عشق برام عادی بود!
دارم اعتراف میکنم ناسپاس بودم و چطور با دستهای خودم حالم رو خراب کردم و رابطمو با منبع مسدود کرده بودم.
ناسپاس باشی ازت گرفته میشه
هرچیزی میخاد باشه مهم نیست وقتی ناسپاسی کنی ازت گرفته میشه !
پولات میره! رابطه ت میره! جسمت میره! هرچی نتیجه گرفتی میره!
و اما خدایا شکرت دوباره به مسیر برگشتم .
چقدر خوبه این فایلها
خانم شایسته ازتون ممنونم فرکانس ما رو دریافت کردین و این پروژه رو شروع کردید
چیزیه که اکثر بچه ها میگن مناسب حال و روز فعلیمونه ،
عالی بود عالی
اگه بخام بنویسیم ده ها صفحه دلنوشته دارم اما همینجا تموم میکنم چون به شدت بغض کردم وقتی از ناسپاسی نوشتم و اینکه خداوند دوباره دستمو گرفت به این مسیر بَرم گردوند !
امیدوارم دیگه از سایت فاصله نگیرم چون مثل جهنم بود.الهی آمین
خدانگهدار
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی
خدایا شکرت استاد هر لحظه درسها و آگاهیهای خوبی برای من دارد من اینکه خودم را در اول سال متعهد کنم هدفهای خوبی را انتخاب کنم و از قوانین تبعیت کنم وهمه آن از افکارمان میآید چون کنترل ذهن یعنی کنترل زندگی این کار خیلی راحت نیست اما شدنی است
اگر اهمیت آن را بدانیم کار راحتتر میشود برای من باید برای اهدافمان لیست انتخاب کنیم و کارهایی که میشود انجام دهیم برای هدف و هر روز آن را ببینیم و حرکت کنیم و اهداف را باید بنویسیم و هر روز آن را بخوانیم وقت بزاریم و باور کنیم که به اهدافمان میرسیم
اگر در مورد نعمت همیشه سپاسگزار باشیم قطعاً از آن نعمت بیشتر وارد زندگی ما میشود علایق تو تکامل شکل میگیرد و بعد هدایت میشویم به آنچه دوست داریم چون افراد موفق کسانی هستند که عاشق کار خودشان هستند وکم کم به خواستههای خود هدایت میشوند خدایا ما را برای راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
استاد دقیقا من دیشب این فایل رو گوش دادم و دقیقا جواب به سوال من بود ، من الان چند روزه درگیرم که آقا !کیانا! دیگه میخوای چی کار کنی 19 سالته تو هنوز نمیدونی به چی علاقه داری بری دنبالش ؟ راستش استاد تعریف از خود نباشه من تو خیلی چیزا استعداد دارم تو حوضه درسی خیلی موفق بودم و هوش استعداد فوق العاده ای دارم من حافظ 15 جز قرآن بودم حالا به دلایلی رهاش کردم و تو مدرسه تیزهوشان درس خواندن و کنکورم رو فوق العاده دادم و رشته ی فوق العاده ای قبول شدم و کلا هر درسی که خوب بخونم و ماهر باشم توش رو دوست دارم فرقی نمیکنه با این حال ریاضی یه چیز دیگه است برام ولی داخل رشته ام نیست و علاوه بر اون قوه تخیل خیلی قوی دارم و از همون بچگی به همه تخیلاتم رو میگفتم با جزئیات کامل هنوزم همین جورم ولی چون اونا گوش نمیدادن مجبور بودم دروغ بگم و یک معلمی هم داشتیم که گفت بیا کیانا اینا رو داخل یک دفتر بنویس یه مدت این کارو میکردم ولی چون کسی جز خودم نمیخوندشون هیچ ذوق و شوقی دیگه برای ادامه دادن نداشتم و ولش کردم ولی الان در جهت خواسته هام دارم ازش استفاده میکنم و توی تقلید صدای بچه گانه ام به شدت حرفه ای هستم به طوری که اگه از پشت گوشی اگه با یکی بچه گانه صحبت کنم تشخیص نمیده که بچه است یا یک دختر 18 ساله
علاوه بر اون همه میگن صدام برای خوانندگی هم فوق العاده است
بعد که شما گفتید تکاملی که باید طی کنید واقعا آرام گرفتم فکر کنم از ترم 5 یعنی یک سال دیگه بتونم برم با این رشته ای که توش دارم تحصیل میکنم سر کار فکر کنم حقوقشم 8 اینا باشه استاد من تا به امروز یک هزار تومانی هم تو زندگی ام پول نساختم حتی داخل این کارگاه های که تو مدرسه میزاشتم یه چیزی بیاری بفروشید من منتفر بودم از فروش فکر می کردم دارم یک جنسی رو به مردم غالب میکنم برای همین هیچ وقت اقدامی برای پول در آوردن نکردم، و باور ایراد دارم اینه که من دخترم حالا خانواده ام میدن بعدشم که ازدواج میکنم شوهرم میده و اینا
نمیدونم قراره چی بشه فقط امیدوارم
سلام کیانای عزیز.
امیدوارم روز بروز هدفات شفاف تر و روشن تر باشه.
من از تو خیلی بزرگترم ولی شبیه خودمی البته سالهای پیشم.
میخوام چند تا چیزی بهت بگم که تجربه خودمه شاید به کارت اومد
اول بعد از توکل و تکیه به الله مهربان سعی کن به شدت روی خودت کار کنی. دوره بخر دوره های رایگان رو استفاده کن.
باید پر از هدف و ایده باشی. و این استعداد های بزرگ رو در جهت خوب پرورش بدی.
دوم فکر نکن به چی علاقه داری. فقط حرکت کن تا مادامی که پیداش نکردی. من همسن تو که بودم همش مهارت کسب میکردم. نگاه نمیکردم که بکارم میاد یا نه. یا داره زمانمو میگیره. فقط در اون لحظه حس میکردم دوسش دارم میرفتم آموزش میدیدم انجام میدادم و پول درمیاوردم. هر برهه ای از زندگیم از یه چیزی پول دراوردم. از زمان قبل دانشگاه از ساخت گل چینی و آشپزی زمان دانشگاه از جعبه سازی برای مخارج دانشگاهم بعدش از ارایشگری. نقاشی. از زشته دانشگاهی خودم. تا در انتها به رشته و کسب و کار الانم هدایت شدم و سالهاست که دارم لذت میبرم از کارم. پس نترس و برو مهارت کسب کن.
هرچیزی که بهش حس خوب داری.
از خدا هدایت بگیر روزانه که بهت ایده های عالی الهام کنه. برو انجامش بده.
و سوم تصویر های عالی از چند سال دیگه داشته باش. خیلی پررنگ و محسوس. باشون زندگی کن از ثروت سلامتی ارتباطات.
اینا یه بخش کوچیکی بود از یه دریا حرفم
امیدوارم همیشه در جهت مسیر هدایتی الله مهربان پیش بری و روز بروز شاهد تغییرات زیبا در زندگیت باشی.
موفق باشی